پس از تحولات مهم اخیر در بحران اوکراین، با به رسمیت شناختن جمهوری‌های جداشده در شرق اوکراین توسط ولادیمیر پوتین و در پی آن اعزام نیروهای نظامی روسیه، بیانیه‌ی زیر در مخالفت با این کشمکش بیناامپریالیستی از سوی شماری از فعالان گرایش مارکسیستی در روسیه، اوکراین و دونباس صادر شده است که برای اطلاع خوانندگان نقد اقتصاد سیاسی ترجمه‌ی فارسی متن کامل آن در ادامه ارائه می‌شود. پانزدهم فوریه، دومای دولتی روسیه به طرح پیشنهادی برای به رسمیت شناختن دیپلماتیک فوری جمهوری خلق دونتسک (DPR) و جمهوری خلق لوهانسک (LPR) رأی مثبت داد.

دوشنبه ٢١ فوریه ٢٠٢٢ مطابق با ٢ اسفند ١٤٠٠ روز جهانی زبان مادری است. امروز بخش هایی از کنفرانس یونسکو در مورد اهمیت زبان مادری را به صورت زنده مشاهده کردم که در آن مسئولین سازمان ملل متحد و متخصصین از کشورهای مختلف حول محور تم امسال که درباره چالش ها و فرصت ها در استفاده از تکنولوژی مدرن برای آموزش چند زبانه بود صحبت کردند. در حالی که همه کارشناسان در مورد حق آموزش و یادگیری زبان مادری اتفاق نظر دارند, اما متاسفانه جمهوری اسلامی حق آموزش زبان مادری را نه تنها به رسمیت نمی شناسد, بلکه با دیده تهدید و چالش امنیتی به آن می نگرد.

خطر جنگ در اروپا بار دیگر بالا گرفته است. روسیه بالاترین شمار نیروهای خود در هفت سال اخیر را در مرزش با اوکراین گرد آورده است فراتر از آن وارد مرزهای اوکراتین شده است. چهره‌هایی در همه دولت‌ها بر طبل جنگ می‌کوبند. در مقابل مردم کشورهای اوکراین و همسایه‌هایش به شدت نگرانند. عملیات نظامی روسیه در خاک اوکراین بامداد روز پنج‌شنبه 24 فوریه 2022 - 5 اسفند 1400 با فرمان ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه در چند شهر واقع در شرق و شمال شرق این کشور آغاز شد.

شرکت در کلیه فعالیت های اجتماعی به "زبان مادری"، حقی که باید به رسمیت شناخت! زبان تکلم و بعد ها سمبل های نوشتاری، نخستین ابزار ارتباطی میان انسانها به قدمت تاریخ بشریست. یک ابزار ارتباطی میان کودک با مادر و خانواده و بعدها محیط و اجتماع است. انسان از طریق زبان، احساسات، عواطف، امیال، احتیاجات و تجارب خود را به دیگران منتقل می کند، یاد می گیرد و یاد می دهد. از طریق زبان است که فرد در خانواده و اجتماع رشد می یابد و آگاهی، علم و دانش را فرا می گیرد و شخصیت اجتماعی، شعور و شناخت فرد از محیط از همین طریق و در ارتباط با جهان پیرامون و جامعه و انتقال علوم است که شکل می گیرد.

یادداشت های جنبش کارگری: «قتل ناموسی» نه تنها نهایت سبعیت مردسالاری و جلوه مرگبار ستم بر زنان است، در همان حال نیز نماد همه جانبه و کامل مردسالاری و ستم بر زنان می باشد. نمادی که، مالکیت بر زن و بهره کشی از او در نهاد خانواده و در روابط مشترک، و به اختیار گرفتن کل حیات زن، و کنترل عواطف و امیال و آرزوهای زنان و دختران، و هدایت زندگی آنان در جهت منویات مردان، و «عشق» های بیمار و آزاردهنده و سادیستی مردسالارانه، و ِاعمال پدرسالاری برده دارانه بر خانواده، و رواج خشونت های جسمی و روحی و جنسی بر زنان و دختران، و رفتارهای سودجویانه و فریبکارانه و حیله گرانه، و نیز همه دیگر اشکال بسیار متنوع و پنهان و آشکار ستم بر زنان، و اعمال اراده و اقتدار مردان بر آنان در خانواده و در کل جامعه، را یکجا در خود فشرده دارد و به نمایش می گذارد.

رویدادهای دو هفته گذشته، سناریوهای سیاهی را که رقابت و کشمکش قطبهای جهانی بورژوازی برای بشریت امروز تدارک می بینند، جلو چشم جهانیان گرفت. چراغ سبز اولیه جو بایدن به پوتین برای او نتیجه داد. پوتین با گرفتن آرایش نظامی و تهدید اشغال اکراین که خیال میکرد میتواند از آن بعنوان اهرمی برای تحمیل خواستهای خود به اکراین و ناتو و اروپای واحد استفاده کند، به طرف مقابل در راه انداختن پروپاگاند وسیع و قریب الوقوع بودن هر لحظه جنگ و انداختن سایه جنگ بر اروپا و حتی بر جهان میدان داد و آنرا برایشان توجیه پذیر کرد.

یک گزاره ی تصویری: در فیلم ِ سینمایی ِ راز ِ کیهان یا 2001 یک ادیسه ی فضایی ساخته ی استنلی کوبریک صحنه ی بسیار جالب و آموزنده ای از تلفیق ِ اندیشه و هنر هست که نشان دهنده ی آغازگاه ِ گذار( جهش ِ) تکاملی از میمون یا شاخه ای از میمون ها به انسان ِ کارورز ِ اندیشه ورز در حالت ِ ساده و ابتدایی ِ آن است.(می دانیم تکامل در هر پدیده ی مادی ِ مشخص ازحالت ساده و ابتدایی آغاز و به پیچیده و عالی ختم می گردد).

ناسیونالیسم و کمونیسم در کردستان – بحثی در مورد اختلافات سیاسی در حزب کمونیست ایران (این نوشته بر مبنای سمیناری تحت همین نام تدوین شده است) عنوان این سمینار کمونیسم و ناسیونالیسم در کردستان است. حدود سه سال قبل تحت همین عنوان سمینار دیگری داشتم و اینکه امروز دوباره به آن برمیگردیم بخاطر تحولاتی است که در حزب کمونیست ایران اتفاق افتاد و منجر به انشعاب، ویا ادعای انشعاب از هر دو طرف، شد که به آنها خواهیم پرداخت.

١- اراده مبارزاتی کارگران فولاد، اعتراضات سراسری فرهنگیان! کارگران فولاد اهواز بار دیگر با اتحاد و همبستگی، متکی به خرد جمعی و آگاهی و خواسته های برحق، با اعتصاب و کشاندن اعتراض به میان مردم و خیابان و با تکیه بر سابقه و پیشینه درخشان مبارزات سالهای اخیرشان، سرها را به طرف خود برگردانده اند. خواست محوری تامین معیشت شایسته زندگی انسانی نه تنها خواست کارگران، بلکه خواست اکثریت عظیم دهها میلیونی انسانهای اسیر دست زندگی زیر خط فقر تحمیل شده توسط سرمایه داری حاکم و جمهوری اسلامی است.

در بیش از ۴ دهه حاکمیت جمهوری اسلامی، شرایط اقتصادی، رفاه اجتماعی و آزادی های سیاسی، هرگز مطلوب نبوده است. اما تا سال ها بخش قابل توجهی از مردم، حداقل نسبت به جناح هایی از نظام، متوهم بوده و بهانه هایی مثل "جنگ ایران و عراق" و تحریم های گسترده را کم و بیش به عنوان علل معضلات موجود، باور می کردند. اگرچه نیروهای پیشروی زحمتکشان، خیلی زود به ماهیت فاسد و وابسته رژیم پی بردند، ولی هنوز تا پیوستن توده زحمتکشان به صف اعتراضات و خواست سرنگونی، راه زیادی در پیش بود و انتقادات کمتر متوجه کل نظام بود؛ ولی سال به سال با غارت سرمایه های ملی،

در طول هفته گذشته وقت آن رسید که دولت رئیسی و وزیر کار او از چگونگی وعده انتخاباتی خود مبنی بر ایجاد یک میلیون شغل پرده بردارد. این طرح هیچ چیز تازه ای در بر ندارد، اما فشرده چند دهه توطئه دولت و طبقه سرمایه دار با جزئیات حیرت آور در آن جمعاوری شده است. این سند را باید یک بانک اطلاعاتی جامع برای سازمان دادن استثمار و بهره کشی بی محابا از گرده صغیر و کبیر مردم کارگر و زحمتکش در ایران نامید. "یک میلیون شغل" نام مشترک چهار طرح است که "کار" و "کارگر" را از صحنه سیاسی و اقتصادی جامعه حذف و بجای آن شصت میلیون "محروم" مینشاند که در لباس "مراجعین" وزارت کار در اختیار بنیاد امام سازمان می یابند تا در رقابت با هم گلیم خود را از فقر و بینوایی بیرون بکشند.

بهرام رحمانی: حکومت اسلامی ایران، حتی از یاد و تصویر بکتاش آبتین نیز وحشت دارد. به گزارش کانون نویسندگان ایران، نیروهای امنیتی، انتظامی و لباس‌شخصی حکومت اسلامی با ضرب و جرح و بازداشت حاضران، مراسم چهلمین روز جان باختن بکتاش آبتین را به خشونت کشیدند. مراسم چهلم بکتاش آبتین که از پیش از سوی خانواده آبتین و کانون نویسندگان ایران اعلام شده بود روز پنج‌شنبه 28 بهمن 1400 در محل دفن او برگزار شود، با تهاجم نیروهای امنیتی حکومت جهل و جنایت و ترور اسلامی و بازداشت چند نفر از شرکت‌کنندگان به خشونت کشیده شد.

رژیم جمهوری فاشیست اسلامی مرتجع تجسم واپسگرائی، تباهی، تیره روزی و قتل و ترور زندان و اعدام «قرآن و شریعت سدی است بر سر راه پیشرفت و ترقی» این آخوند که اسماعیل مقری امام جمعه نیشابور است، می‌گوید تغییر دین ایرادی ندارد ولی اگر قرار است تغییر دین علنی شود و نگاه مردم به ! دستگاه آخوندی و دکانداران دین عوض شود آن وقت است ،که آخوند مقری می‌گوید: می‌کُشیم! خوب هم می‌کُشیم

!راست میگویند

چرا «حق ویژه» آفت مزمن کار جمعی ست و چگونه «حق ویژه» بازتولید کننده تبعیض و ستم در جوامع انسانی ست؟ تجربه نیم قرن کار جمعی به من نشان داده است که مشکل اصلی پیشبرد کار دموکراتیک در جوامع سرمایه داری، چماق سرکوب و هویج ایجاد «حق ویژه» در سراسر جامعه بوده است و هست!قبل از آغاز سخن لازم می بینم در مورد آفت «حق ویژه» و ریشه های این بلا، کمی بیشتر صحبت کنم. آفت حق ویژه که بجان جوامع انسانی افتاده است، در کوتاهترین شکل ممکن، بازتولید فرهنگ پدرسالار در جوامع طبقاتی ست.

سخنی کوتاه با امضا کنندگان بیانیه عمومی در رابطه با قتل مونا (غزل) حیدری, درباره اهمیت تجمع بازنشستگان در سنندج: درسهای سه رویداد مهم یکشنبه ٢٤ بهمن سال جاری در سنندج را باید جمع بندی کرد. به این دلیل اعتراض، تجمع و همبستگی به امر مبارزه مشترک مردم و جامعه تبدیل شده. به این دلیل مبارزه برای رسیدن به دنیایی بهتر، برای معیشت، آزادی و رهایی از شرایط فلاکت بار تحمیل شده، رهایی از حاکمیت رژیم هار حکومت اسلامی، مسئله مشترک میلیون ها نفر از مردم شده است.