ننگ جهالت و تفرقه افکنی ناسیونالیسم ایرانی و کرد: وقتی که جنایتکاران اسلامی ژینای عزیز، مهسا امینی را به قتل رساندند، بسرعت و از همان لحظه‌ اول و در آن دیر وقت شب جمعه ۴۰ روز قبل در مقابل بیمارستان کسرای تهران خشم مردم معترض و زنان و نسل جوان جسور در تهران فوران کرد. فردای آن روز در آرامستان آیچی سقز در متینگی بزرگ هزاران نفر ژینای عزیز را بدرقه کردند. به این ترتیب پایه های همبستگی مبارزاتی مردم مبارز در سراسر ایران تحکیم شد و اکنون چهل شبانه روز است، ابعاد متنوعی از اعتراض و اعتصاب و ابتکارات مبارزاتی خروش انقلابی مردم در سراسر کشور، سران جمهوری اسلامی و تمامی پیکره این رژیم سفاک را به لرزه در آورده است.

بدنبال عروج اعتراضات سراسری در ایران و تبدیل شدن به یک خیزش انقلابی؛ بدنبال اینکه مردم بپاخاسته در صدها شهر میادین و خیابانهای اصلی شهر را تصرف کردند؛ بدنبال اینکه این خیزش نشان داد بر بخش زیادی از کاستیها موجود در خیزشهای گذشته فائق آمده، و دارای ادامه کاریست؛ بدنبال اینکه این خیزش نشان داد از یک انسجام بهتری نسبت به گذشته در تعرض به دشمن برخوردارست، و خصوصا با ایجاد کمیته محلات شهرها نقش تعیین کننده رهبری و سازمانیابی در امر مبارزات در اولویت پیشرویش می باشد، ولو هنوز تماما فراگیر نیست؛

اعتراض‌ و انقلاب مردم ایران که پس از قتل مهسا‌(ژینا) امینی در بازداشتگاه پلیس امنیت اخلاقی تهران آغاز شد، با پیوستن دانش‌آموزان ابعاد تازه و گسترده‌تری پیدا کرد. در روزهای اخیر، شمار زیادی از دانش‌آموزان دختر در داخل مدارس یا خارج از آن، با درآوردن مقنعه‌هایشان، شعارهایی علیه حکومت سر دادند. این اتفاق خشم حکومت و نهادهای امنیتی را در پی داشت و به حمله آنان به مدارس انجامید. به این ترتیب، حکومت اسلامی ایران، دشمن درجه یک آزادی بیان و اندیشه و کودک‌کش در جهان است!

تاریخ هشتاد سال گذشته که حکومت پادشاهی و جمهوری اسلامی در ایران قدرت را در دست داشته اند، مانند تاریخ همه جوامع دیگر، سراسر مبارزه و کشمکش طبقاتی بوده است. تاریخ ما هم مملو از تحمیل منافع طبقه دارا و ثروتمند جامعه اعم از مالک تا سرمایه دار را شامل شده است. جامعه ما در طول این تاریخ و این حاکمیت ها هر نوع جنبش اعتراضی و هر فعال و رهبر اعتراض مردم به این شرایط های بردگی را با شدیدترین شیوه سرکوب پاسخگو بوده اند.

اخیرا و در بحبوبه اعتراضات خیابانی دو بیانیه با نام جنبش انقلابی مردم ایران در بین تظاهرکنندگان تهرانی توزیع که در برخی سایت های خارجی نیز منعکس کردید . بررسی سابقه این محفل یا بقول خودشان گروه با تعداد محدود نشان می دهد که از این گروه قبلا نیز اعلامیه های منتشر که در سایت های گروه های انقلابی ایران و حتی افغانستان نیز بازنشر شده است .پرسش و پاسخ های زیرروز پنجشنبه 29 شهریورماه 1401 به صورت محفلی و مجازی در همین رابطه با یکی از دست اندرکاران گروه انجام که برای اگاهی مردم مبارز کوچه و خیابان منتشر می شود

( از ماتریالیسم ِ تاریخی بیاموزیم) درطول ِ تاریخ تا به امروز تمام ِ انقلاب ها و خیزش های اجتماعی ِ موفق یاحتا ناموفق ِ معطوف به تغییر ِ شرایط ِزیستی- اجتماعی ِانسان ها درراستای تکامل ِ قانون مند و ضرورت مندی بوده که غایت و نهایت ِ آن انقلاب ِ پرولتاریایی و سوسیالیسم و کمونیسم خواهد بود. این انسان ِاجتماعی،یعنی انسان ِکارورز ِ اندیشه ورز ِ هدف مند، امروز در مرحله و دورانی از تکامل ِ تاریخی اش به سر می برد که ازهرزمان و دورانی به غایت ونهایت ِتکامل ِ قانون مند ِ خویش نزدیک تر است، یعنی در مرحله و دوران ِ نظام ِ سرمایه داری. نظامی که عمدتن و اختصاصن- به لحاظ ِ تولید و مناسبات ِ تولیدی- شامل ِ دو نیروی مولد ِ انسانی و دو طبقه ی اجتماعی ِ بورژوازی و پرولتاریاست.

اگر چه برلین تهران نیست و نمی‌توان اتفاقی را که در برلین اتفاق افتاده است، الگوی فرودستان ایران در داخل ایران دانست، اما اگر قرار باشد آنچه در برلین اتفاق افتاده است، را الگوی انقلاب آتی تلقی کرد، آنگاه می‌توان از همین الان از تکرار فاجعه‌ی ۵۷ حرف زد. «چپ» گویا دچار زوال عقل شده است: آیا چپ سنتی با مطرح مقولات تضاد اصلی و ... تمامی خواست‌های فرودستان در انقلاب ۵۷ را قربانی «حل» تضاد اصلی نکرد و بدل به زائده‌ی ضد انقلاب در آن دوره نشد؟ به کجا رسیدیم؟ قرار است این بار چه اتفاقی بیافتد؟ قرار است باز دوباره همچون در سال ۵۷ انقلاب (فرودستان) و ضد انقلاب (این بار گربه‌های عابد شده) در کنار یکدیگر و دست در دست یکدیگر پا به میدان بگذارند و ارتجاع اسلامی را ساقط کنند؟

سازمان، رهبری "رهبری محلی، شهری، کشوری": بیش از یک ماه از جنبش انقلابی و خیزش جوانان و در پیشاپیش آن زنان و دختران جوان با شعارهای انقلابی، می گذرد. تحولات امروز بر زمینه ی بیش از چهار دهه مبارزه برای بهبود شرایط کار و زندگی و آزادی و حفظ حرمت انسان و ازادی زن است که با شلاق، زندان، شکنجه و گلوله پاسخ داده شده است. یک بربریت تمام عیار در جامعه ای مدرن و متمدن و انساندوست و ازادیخواه به نام ایران. خواست تغییر و سرنگونی تنها راه باقیمانده جلو پای جامعه است. و ما امروز در آغاز این راهیم. آغاز پایان جمهوری اسلامی.

آقای رضا پهلوی در کنفرانس مطبوعاتی اش به موضوعاتی پرداخت که به بحثها و اظهار نظرات گوناگونی در مدیای اجتماعی و رسانه ها دامن زده است. من هم لازم دیدم به چند نکته در مورد نظرات و مواضع ایشان اشاره کنم.

در بیانیه "کلکتیو زن، زندگی، آزادی" که در تظاهرات بزرگ برلین خوانده شد بر سرکوب‌های خونین از دهه پنجاه تا کنون به طور فشرده و موجزی تاکئید شده است. بر ستم و آپارتاید جنسی و جنسیتی و جامعه LGBTQ+ و ستم و سرکوب ملی و اتنیک‌ها به درستی اشاره شده و نماینده‌ای از آنها نیز در برنامه پایانی حضور داشتند. تا اینجا کار کلکتیو مثبت است.(1)در بیانیه اما از ستم طبقاتی بر کارگران،اعم از کارگر صنعتی، خدماتی و معلمان، انبوه تلنبار شده بیکاران و طرد شدگان اجتماعی که زیر سلطه حکومت مذهبی و سرمایه داری جمهوری اسلامی زندگی‌‌شان تباه می‌شود و مبارزه آنان برعلیه نظام حاکم اثری نبود.

در حالی که کردستان بسیار ملتهب است و مردم علیه کلیت حکومت اسلامی به پا خواسته‌اند و تمرکز ارتش و سپاه و سایر نیروهای سرکوبگر در کردستان سنگین شده است باید مواظب نفوذی‌های حکومت در میان مردم و تظاهرات‌ها بود. نفوذی‌ها، سعی می‌کنند شعارهای منحرف‌کننده حاکمیت را در میان تجمعات بیندازند و یا به محل کسب و کار مردم آسیب برسانند و این تخریبات خود را به نام معترضین تمام کنند. نادر کیانی که خود او و رسانه‌های حکومت اسلامی او را تحلیل‌گر بین‌المللی معرفی می‌کنند یکی از عناصر چند چهره وزارت اطلاعات حکومت اسلامی است که به سازمان کردستان حزب کمونیست ایران - کومه‌له، نفوذ کرده بود. اکنون خاطرات او به صورت کتابی تحت عنوان «نادر کیانی، راوی کتاب سیطره؛ افشای دروغ گروهک‌های تروریست کردی...» منتشر شده است.

خیابان در جامعهٔ طبقاتی سرنوشت‌ساز است. تعیین و تکلیف ماندنِ [حکومت‌مداران و دولت‌مداران] و رفتن و کندنِ کارگران، زحمت‌کشان، زنان، دختران، جوانان، دانشجویان و دیگر ستمدیدگان [از مناسبات سرمایه‌داری] است؛ پس عدمِ حضور و استفاده از فرصت‌های اعتراضی، یا فقدان برنامهٔ هدفمند، ندانستن‌ها، کم‌کاری‌ها و لغزش‌ها، برابر با افزودن به زیان‌ها است. درهرصورت گفته‌ها و نکته‌ها پیرامون وقایع چند هفتهٔ اخیر در ایران بسیار است. علاوه بر تحرکات، تصاویر منتشرشده به‌اندازهٔ کافی گویا و نشان‌دهندهٔ برافروختگی و بغض میلیون‌ها زن و دختر، جوان، دانشجو، دانش‌آموز و دیگر توده‌های محروم در برابر حاکمان مستبد است.

رضا پهلوی باردیگر کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد. تلویزیونها و رسانه های نان به نرخ روز خور فارسی زبان بساط فضا سازی را برای"شاهزاده" گرم کردند. ایشان بار دیگر آرزوهای بارها گفته شده خود را تکرارکرد. آنچه این بار پررنگتر از گذشته برآن تاکید کرد، وعده "ایجاد دولت موقت" با کسان و جریانات "موافق" این طرح واهی است. برای داغ نگه داشتن سناریوی معماری شده در نمایشی مضحک، تلویزیون ایران انترناشنال به فوریت"آیت الله زاده" حسن شریعتمداری "دبیر کل شورای مدیریت گذار جمهوریخواه " را به منظور نشان دادن "همسویی مشروطه خواه و جمهوریخواه" جلو دوربین گذاشت.

کانال تلگرامی اخبار سپاه قدس پاسداران که قبلا مولانا عبدالحمید را تهدید کرده بود و خیره سرانه نوشته بود: "تشویق جوانان و هیجانی کردن آنها، علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ممکن است برایتان گران تمام شود. این آخرین هشدار است". اما ظاهرا "آخرین هشدار" نبود. زیرا مجددا امروز یکشنبه تهدید خود را تکرار کرد و باز هم نوشت: " باز هم می گوئیم این آخرین هشدار است". کانال سپاه قدس خطاب به مولانا عبدالحمید نوشته است: "با کدام اجازه ای، آمارهای غلط در مورد کشته شدگان اخیر منتشر می کند، با کدام اجازه ای مقام معظم رهبری را تهدید میکند، با کدام اجازه ای نظام را دروغگو می خواند!! باز هم می گوییم این آخرین هشدار است.