فوتبال یکی از اجتماعی‌ترین و جذاب‌ترین ورزش‌های جهان است. علاقه زیاد مردم به این ورزش باعث شده تا از یک توجه و سوء‌استفاده سیاسی دولت‌ها به‌ویژه گرایشات ناسیونالیستی و فاشیستی و از سوی دیگر، حجم بزرگی از منابع مالی به آن جلب گردد. از این‌رو، ورزش از مسیر سالم و واقعی خود خارج کشته و به همین دلیل بسیاری فوتبال را نوعی ابزار سیاست و صنعت می‌دانند. در نتیجه فوتبال توانسته توجه دولت‌ها و هم‌چنین سرمایه‌گذاران را به‌خود جلب کند.

 نقد ِ دیدگاه های عباس منصوران:
یکم:
آقای منصوران مانند ِ دیگر همفکران اش خود را مارکسیست- لنینیست می نامند، که لنینیست اش درست و مارکسیست اش به دلایلی که در ادامه خواهم گفت نادرست است. ایشان اگر نمی دانند بدانند: مارکس هم مانند ِ من و منصوران در دوران ِ سرمایه داری ونظام ِ بورژوایی زنده گی می کرد و همچون آقای منصوران- البته اگر واقعییت ِ برهمه مسلم راحاشا نکنند!- ازامکانات ِاجتماعی، اقتصادی ، فرهنگی،سیاسی - مناسباتی ِاین نظام درحد ِ نیاز، وخصوصن از دموکراسی ِآن درانگلیس که پیشرفته ترین کشور ِ سرمایه داری بود به مساعدترین وجهی استفاده کرد.

اکنون بیش از 70 روز از مبارزه باشکوه مردم ایران و در پیشاپیش همه دختران و زنان جسور و انقلابی می‌گذرد. در واقع زنان ایران 43 سال است که علیه خشونت دولتی و آپارتاید جنسی مبارزه می‌کنند؛ اما اکنون خود رهبری جنبشی را به‌عهده گرفته‌اند که در طول 70 روز از یک‌سو حکومت را زمین‌گیر کرده و از سوی دیگر، آن‌چنان صدای جنبش خود را با شعار «زن، زندگی، آزادی»، به گوش جهانیان رسانده‌اند به‌طوری که بسیاری از دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی مجبور شده‌اند از این جنبش حمایت کنند. هم‌زمان حمایت افکار عمومی آگاه جهان از این جنبش، بسیار آموزنده و تحسین برانگیز است.

 انقلاب "زن، زندگی، آزادی" در همین دو ماه و نیم گذشته همه راههای فرار جمهوری اسلامی از سرنگونی قطعی را با بن بست مواجه کرده است. مردم با جسارت همراه با هشیاری سیاسی شگفت انگیزی همه تاکتیکهای حکومت اسلامی برای مقابله با انقلابشان را شکست داده اند و همه راهها را در مقابل جمهوری اسلامی بسته اند. این خود نشانه درجه بالایی از بلوغ سیاسی و پیشروی انقلاب از یکطرف و درماندگی و آشفتگی و بی آیندگی حکومت از طرف دیگر است.

 جمهوری اسلامی ایران پس از ناکام ماندن تمام تلاش های سرکوبگرانه، پس از شکست در ارتکاب به توطئه های پی در پی و قتل و جنایت علیه صدها و صدها زن و نوجوان و کودک و کارگر و فعال سیاسی، پس از برباد رفتن تمام و کمال مشروعیت سیاسی نزد عزیزکرده ترین عوامل نظام، پس از ناکامی در شکست دادن انقلاب مردم ایران،‌ مستاصل و به بن بست رسیده، برایش نه راه پیش و نه راه پس برجای مانده است. در این شرایط در مقابل مردم در یک عقب نشینی جدید را باز کرده است.

پیام خالد حاج محمدی، دبیر كمیته رهبری حزب حكمتیست( خط رسمی) : مردم آزادیخواه كردستان! جوانان آزادیخواه!

همه میدانیم جامعه ایران وارد دورانی سرنوشت ساز شده است. شهرهای ایران از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب، شهرهای كردستان از مهاباد و پیرانشهر تا بوكان، سقز، سنندج، مریوان، كامیان و بقیه شهرها همراه یك جنبش سراسری به میدان آمده اند و خواست سرنگونی جمهوری اسلامی، خواست آزادی و برابری و دفاع از انسانیت، در همه این اعتراضات و با نقش دختران و پسران جوان در صف اول آن، با صدای رسا بیان شده است.

فراخوانها برای برگزاری اعتصابات و اجتماعات گسترده در شانزدهم آذر و مناسبت روز دانشجوی امسال وسیع است. بربطن خروش انقلابی همه گیرو سراسری و تناسب قوای مساعد ایجاد شده به نفع خیزش انقلابی و مبارزه آزادیخواهانه و برابری طلبانه، طبیعی است توقع از دانشگاه و دانشجویان و نسل جوان پرچمدار مبارزه انقلابی و چپ گرایانه بالا است. فراخوان ما هم اینست با همه ابتکارات لازم مناسبت شانزدهم آذر و روز دانشجو را لازمست به صحنه گسترده ترین اعتصاابات و اجتماعات گسترده سراسری و به صحنه جهشی بزرگ در تداوم انقلاب همه جانبه جاری تبدیل کنیم.

پس بگذارید سخن آخر را اول بگویم! تا دنیای واژگونه سرمایه داری از سوی صاحبان اصلی همه نعمات زندگی، همانا پرولتاریای مدرن جهان و فرودستان، بر قاعده برگردانده نشود، بجز اقلیتی انگل و مفتخور که بر همه جهان چنگ انداخته اند، و در سایه حاصل نیروی کار اکثریت عظیم جامعه بشری لم داده اند و می آسایند، طبقات استثمار شونده و فرودست عموما و زنان در این میان بطور مضاعف در هیچ نقطه ای از جهان بمعنای واقعی کلمه از خشونت و تبعیض رها نخواهند شد، و آزادی و برابری را هم آزمون نخواهند کرد!

خیزش عمومی و عمیقا ضد اسلامی و عقبماندگی و رژیم مدافع آن وارد سه ماهگی خود شد. این جنبش، که زنان و جوانان نیروی فعاله و در صحنهُ ان را تشکیل میدهند، دارد همراه تلاش برای سرنگونی رژیم طلایه هایی از جاروکردن آثار و علایم و نمودهای حضور اسلام را نیز از خود بروز میدهد. "سوزاندن دسته جمعی حجاب در اماکی عمومی"، "آغوش برای قلبهای غمگین" و "پرت کردن عمامه" از سر آخوندهایی که جرات بخود خرج داده و در انظار عمومی ظاهر میشوند از جمله چنین اقدامات بسیار ارزشمندند.

جنبش انقلابی ایران در موقعیت خطیر و دشواری قرار گرفته است. ایران در بحرانی عمیق و همه جانبه فرورفته است که چون زنی آبستن چنانجه در وقت موعود زایمان نکند ناچار به عمل سزارین خواهدشد با این تفاوت که بنطر می رسد شاکله این بحران« بود و نبود و هستی و نیستی» انقلاب آتی را به همراه خواهدداشت .اگر مبارزان انقلابی و پرتوان داخلی قادر نگردندبر این بحران فائق شوند به جرئت می توان گفت جنبش انقلابی همچون دهه شصت به خاموشی خواهدگرائید و جنبش حداقل برای مدتی طولانی از پا خواهد افتاد.

یک مشکل ِ جامعه های تحت ِ حاکمییت ِ استبداد که ناشی ازعملکرد ِسیاسی- مناسباتی ِخود ِاستبداد است فرقه گرایی است. چراکه این استبداداست که با بستن ِ فضای جامعه بر بحث و تبلیغ و ترویج ِ نظرهای مختلف و متفاوت و نقد ِ به موقع ِ این نظرها، و نیز محروم نمودن ِ جامعه از آزادی های سیاسی و گفتمانی میان ِگرایش های گونه گون ِسیاسی عقیدتی، شرایط را برای پیدایش ِ فرقه های مخفی کار و ازجمله فرقه های متنوع ِ لنینیست فراهم نموده است. درواقع فرقه سالاری ِ اقتدارگرا یک عامل ِ تداوم ِ چرخه ی استبداد و باز تولید ِآن در جامعه ی محروم از آزادی های سیاسی است.

خبر رسيد که «شوراي حقوق بشر سازمان ملل» در نشستي اضطراري رويدادهاي ايران را مورد برسي قرار داده و قطعنامه‌اي درباره نقض حقوق بشر در ايران تصويب کرده است و در اين خصوص يک «کميته مستقل حقيقت‌ياب»!!! تشکيل داده است. پشت‌بند اين نشست هم ند پرايس، سخنگوي وزارت امور خارجه ايالات متحده، اظهار کرد که آمريکا به‌شتاب در تلاش است تا حکومت ايران را به ‌سبب «اعمال خشونت بي‌رحمانه عليه شهروندانش، به ويژه در مورد زنان و دختران» ناگزير به پاسخ‌گويي کند.

با این پیش داوری آغاز میکنم که بکار بردن “حلقه ضعیف” برای اوضاع کنونی ایران، ممکن است یک “دگم” و کلیشه از دورانهای نوستالژیک تلقی شود. “کلید گم شده”، بازهم اگر درست حدس زده باشید به یک "دگم" دیگر، یعنی وجود یک حزب سوسیالیستی و خلاف جریان، اشاره دارد.  هر دو “دگم” را توضیح میدهم:

گفتگوی رادیو نینا با آذر مدرسی

آسو سهامی: طی سه ماهی که از خیزش انقلابی مردم ایران بر علیه رژیم جمهوری اسلامی و شروع یک انقلاب زنانه در ایران می گذرد و در حالی که در سرتاسر ایران شعار "آزادی برابری، حکومت شورائی" سر داده میشود و مردم فریاد می زنند "نه شاه می خواهیم نه ملا، قدرت به شورا"، آنطرف قضیه ما شاهد تلاش گسترده نیروهای راست و لابیستهای آن برای به اصطلاح جلب حمایت دول غربی از انقلاب مردم در ایران بودیم.

در طول زمامداری چندین ساله جمهوری اسلامی ، خیزش‌ها و اعتراضاتی در اقصی نقاط ایران به وقوع پیوسته اند و مردم ایران در پی این اعتراضات با حضور در خیابان‌ها نفرت و انزجار خود را به رژیم ضد انسانی و ضد آزادی جمهوری اسلامی نشان داده اند. در این راستای مردم کُردستان ابتدا به ساکن در کنار هموطنان خود ، همصدا و همسو با عزمی راسخ حضور انقلابی و رادیکال خود را در اتحاد و همبستگی با مردم ایران نشان داده و اثبات کرده اند که جدا از ایران و هموطنان خود نیستند.