اعتراضات اخیر علیه جمهوری اسلامی که به آن ابعادی جهانی داده و حمایت و سمپاتی وسیعی را نیز بدنبال داشته است، بیانگر موقعیت زن در سرمایه داری تحت حاکمیت این رژیم است، نشان داد که زن در ایران توسری خور نیست، حاضر است اگر لازم شده برای آزادی خود دست به انقلاب بزند و پایه های حکومت اسلامی را نیز بلرزه درآورد. 43 سال مبارزه شبانه روزی زنان علیه جمهوری اسلامی و قوانین پوسیده اسلامی آن این را ثابت کرده است. نسل جدیدی بوجود آمده است که ارزشی برای قوانین و مقررات اسلامی جمهوری قائل نبوده و نیست و نخواهد بود، آن را بارها نشان داده است.

(سخنرانی رحمان حسین زاده در اجتماع اعتراضی استکهلم مقابل سفارت جمهوری اسلامی)دوستان عزیز! با تشکر از حضور پرشورتان و قدردانی از تعرضتان به ساختمان سفارت در شروع آکسیون. قصد داشتیم این مرکز تروریستی را اشغال کنیم. اما اینها پشت دیوارهای بلند و سیم خاردار و مهمتر حفاظت پلیس سوئد همچون موش خود را در این لانه جاسوسی قایم کرده اند. مردم مبارز ایران بدانند، اگر این موانع حفاظتی نباشد، درست همانند مردم مبارز در خیابانهای شهرهای ایران که به نهادهای این رژیم سفاک تعرض میکنند، ما هم این مرکز تروریستی را نابود میکنیم.

پدر مهسا امینی به رویداد۲۴ گفته بنده صراحتا همه اظهارات سردار رحیمی فرمانده نیروی انتظامی را تکذیب می‌کنم؛ لباس مهسا هیچ مشکلی نداشت. ایشان می‌گویند لباس مهسا با لباسی که در فیلم دوربین‌ها به تن دارد کاملا متفاوت است، بنده می‌گویم این حرف کذب است و اصلا چنین چیزی وجود ندارد. تا الان هر فیلمی که از مهسا امینی منتشر کردند، سانسور شده است.وی در ادامه گفت: حتی یک زن ۶۰ ساله هم به اندازه مهسا پوشیده نبود! تا به الان هر فیلمی که منتشر کردند، سانسورشده بوده و هیچکدام واقعیت ماجرا نیست.

دانشجویان سراسر کشور، همراهان گرامی! توجه کنید، این یک انقلاب است! در طول حیات هیچکداممان حتی در جریان اعتراضات آبان، دیماه و ... این میزان همبستگی مردمی را برای تغییر اساسی ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ندیدیم.از سرتاسر کشور، جوانان، زنان و مردم پرشور و ذله شده از وضعیت ضدانسانی موجود خیابان‌ها را یکی پس از دیگری از اختیار نیروهای سرکوب خسته و درمانده حکومت خارج می‌کنند. هر اعتراضی که امروز سرکوب می‌شود، فردا با قدرتی دو چندان آغاز می‌شود.

مهسا‌(ژینا) امینی عصر روز سه‌شنبه ۲۲ شهریور 1401 از سوی گشت ارشاد تهران بازداشت و به پلیس امنیت تهران منتقل شد. تصاویر دوربین مداربسته نشان داد که وی پس از گفت‌و‌گو با یکی از نیروهای حاضر در سالن بازداشتگاه وزرا روی زمین می‌افتد. وی پس از سه روز بستری بودن در بیمارستان کسری تهران روز جمعه 25 شهریور جان باخت. پیکر او در زادگاهش سقز با حضور شمار زیادی از مردم معترض و خشمگین به خاک سپرده شد. بیمارستان کسری علت مرگ مهسا امینی را سکته قلبی و مغزی اعلام کرد.

امروز دوباره عزیزان‌مان را از دست دادیم؛ بی‌گناه، بی‌پناه. بعدازظهر به دوستی گفتم برویم جایی که بشود با این خشم کاری کرد. کسی شعر نمی‌تواند  بگوید، کسی مرثیه نمی‌تواند بسراید. خشم را نمی‌شود فقط با ساییدن دندان‌ها بر هم نشان داد. با وجود این خشم که در درون همه‌ی ما شعله می‌کشد احتیاج به سازماندهی و اتحاد بیش از همیشه وجود دارد. افسار بریده‌اند و کف بر دهان می‌آورند و خوالیگرانِ بارگاه ضحاک اکنون صبحانه‌ی رهبر آدمکش‌ها را با مغز جوان تازه گذشته، رونق می‌دهند.

صلاح‌الدین دمیرتاش، رییس سابق حزب دموکراتیک خلق‌ها و سلجوک میزراکلی شهردار برکنار شده کلان‌شهر دیاربکر، که در زندان امنیتی «ادیرنه» در ترکیه زندانی هستند، در اعتراض به مرگ مهسا امینی، موهای خود را تراشیدند.باشاک دمیرتاش که نامه صلاح‌الدین دمیرتاش را در حساب کاربری خود در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته است، خاطرنشان کرد: صلاح‌الدین و سلجوک میرزاکلی در اعتراض به قتل مهسا امینی که در ایران به قتل رسید موهای خود را تراشیدند. از مقاومت در ایران حمایت کنید.»

بسیار گفته شده است که قتل مهسا ( ژینا ) امینی بهانه ای برای به خیابان آمدن مردم و بخصوص زنان و اعتراضات سراسری جاری بوده است.چنین نیست. قتل فجیع این دختر جوان و مثله کردن آرزوهایش در زندگی و داغدار شدن خانواده او و جریحه دار شدن احساسات انسانی میلیونها شهروند کشورمان باندازه کافی انگیزه بخش این برآمد مبارزاتی جدید بوده است. اینهم درست است که پیشینه جنایات دستگاههای امنیتی در فرازهای جنبش مبارزاتی مردمی چونان آتشی زیر خاکستر این روزها شعله کشیده است.بنابر این وارد کردن ضربه مغزی به مهسا دختر بیگناه و زیبای مردم کشورمان جنایتی فجیع و همزمان جرقه و کاتالیزاتور خروش سراسری ضد دیکتاتوری و ارتجاع مذهبی هست.

دوستان زیادی از من پرسیده اند که چرا من با اعتصاب عمومی مخالفت کرده ام؟ و بعضا در این رابطه انتقاداتی هم ازمن کرده اند، در جواب باید بگویم: اولا باید پرسید که اعتصاب عمومی در چه شرایط و موقعیتی؟ آیا نانی به سفره مبارزاتی طبقه کارگر و زحمتکش اضافه خواهد کرد یا خیر؟ اعتصاب عمومی در شرایطی که اعتراضی گسترده و سراسری حی وحاظر در میدان است، کدام هدف را تعقیب می کند؟ من به شخصه مخالف اعتصاب عمومی نیستم به شرطی که بتواند توازن قوا را به نفع جنبش موجود تغییر دهد و نه اینکه آنرا به پستوی خانه ها بکشاند، آیا این اعتصاب می تواند این هدف را نشانه بگیرد؟

اشاره: اعتراضات ِ ادامه دار ِ اخیر در شهرهای مختلف ِ ایران بعداز جان باختن ِ مهساامینی به دست ِ عوامل ِ استبداد ِ حاکم، سه مساله را برای ما روشن کرد. اول این که رژیم ِ اسلامی بر خلاف ِ ادعای فرقه سالاران ِ در کمین ِ قدرت ِ سیاسی یک رژیم ِ سرمایه داری ِ نرمال و تاریخن به هنگام ِ این دوران نیست، و دوم این که در عمل هم ثابت شد که مقابله با این حکومت بیش و پیش از هرچیز نیازمند ِ همه باهمی ِ شهروندان ِآگاه برای گذارازاستبداد و کسب ِ دموکراسی ِ دورانی است.

جامعه ی ایران بدون شک آبستن تحولات سیاسی- اجتماعی و اقتصادی است. کاملا ملتهب و در حال غلیان است. اما، شرایط سیاسی- اجتماعی و مبارزاتی پیچده و غامضی برای مادیت بخشیدن به تغییرات مثبت و بنیادین، در پیش رو است. این موقعیت، وظیفه ی بسیار خطیری را پیش پای- جنبش چپ، قطب کمونیستی و چپ- در سراسر ایران و کردستان، قرار داده است. جنبش اعتراض توده ای- اجتماعی در محل کار و زیست علیه فقر، فلاکت و گرانی روز افزون ابتدائی ترین مایحتاج زیستی و معیشتی، ایمنی و تضمین شغلی و حق و حقوق انسانی- اجتماعی و برای دستیابی بدان، علنا جاری و مبرمیت اساسی پیدا کرده است.

"نه" به حجاب و آپارتاید جنسی! سال ۲۰۲۰ قتل جرج فلوید توسط پلیس فاشیست امریکا، دمل چرکین تبعیض نژادی و خشونت سازمانیافته و دولتی علیه سیاهان را نه فقط در امریکا که در سرتاسر جهان، باز کرد. قتل وحشیانه فلوید کبریتی بود بر آتش نفرت و خشم میلیونها انسان علیه تبعیض نژادی چند صد ساله علیه سیاهان، از برده داری قرون وسطایی تا برده داری مدرن، از امریکا تا بریتانیا، هلند و ..... ! جرج فلوید اولین قربانی این نژادپرستی سازمانیافته و دولتی نبود، اما جنبش جهانی علیه آپارتاید نژادی را از لبنان و ژاپن به امریکا و بریتانیا وصل کرد.

این روزها، شورش گرسنگان و قیام سرتاسری زنان و جوانان مبارز و آزادیخواه تمامی ارکان و پایه های حکومت اسلامی را به لرزه درآورده است. حکومت اسلامی جنایتکار بیش از هرزمان دیگری درسراشیب سقوط گرفتاراست .سرکوب و دستگیری,بازداشت وشکنجه کارگران زحمتکش وستمدیده واخذ اقرارواعترافات اجباری به ضربت سرنیزه و شکنجه در قاموس حکومت جنایت وفساد اسلامی مدافع سرمایه پدیده تازه ای نیست.

پرسش: به نظر شما موضع درست در این شرایط چیست؟ از یک طرف هزاران نفر در شهرهای مختلف کردستان دست به اعتراض زده اند و بعضا سرکوب شده اند، در شهر سقز یک جوان کشته شده است و در شهرهای دیگر از جمله سنندج و مهاباد، نیروهای سرکوب همه جا هستند و ده ها نفر را بازداشت کرده اند. واقعا سیاست درست در این شرایط چیست؟ آیا سیاست "اعتصاب نکنید"، بلکه "اعتراض کنید"، در شرایط ویژه کنونی میتواند صحیح باشد؟ آیا این فراخوان در مقابل "اعتصاب عمومی" محتمل مردم در شهرهای کردستان قرار نمیگیرد؟ سیاستمان را چگونه تبلیغ کنیم؟