(در مورد هفته حكمت) ۱۵ خرداد روز تولد منصور حكمت است و به این مناسبت هر ساله حزب ما طی یك هفته ( ۴ تا ۱۱ ژوئن) كه به عنوان هفته حكمت نامگذاری شده است، به شناساندن و معرفی حكمت و تئوری های او میپردازد. منصور حكمت، تئوریسین، سیاستمدار، رهبر و نظریه پرداز، سازمانده و پراتیسین بزرگ كمونیست تاریخ معاصر ایران و جهان بود. جنبش كمونیستی طبقه كارگر، فعالین كمونیست در جامعه ایران و هر فعال سیاسی که بخواهد تاریخ تحولات جامعه ایران و جهان را از نگاه كمونیسم دوره ما بررسی كند و تشنه آشنایی با مباحث صاحب نظران مارکسیست و كمونیست بر سر اصلی ترین تحولات سیاسی در این تاریخ باشد، لازم است حكمت را بشناسد و مباحثات مهم و اساسی او بر سر این تحولات را بخواند.

اکنون بحران‌های عدیده‌ای به ویژه بحران اقتصادی جامعه ایران را فراگرفته است. دولت ابراهیم رییسی ناتوان از تامین نیازهای ضروری مردم حتی تامین نان است. به‌عبارت دیگر می‌توان گفت اقتصادی حکومت اسلامی در حال فروپاشی است.دیروز شنبه 24 اردیبهشت 1401 ده ها ویدئو در شبکه های اجتماعی منتشر شد که نشان می‌دهد اعتراضات مردم علیه گرانی‌ها، و حکومت به شهرهای بیش‌تری گسترش یافته است. ویدئوهایی که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده حاکی از اعتراض‌ها و تجمعات از جمله در شهرهای اردبیل، خرم‌آباد، اندیمشک، ایرانشهر، رشت، بروجرد، شاهین شهر، لرستان، دهدشت، اصفهان، یزد، چلیچه، فارسان، دهدشت و پردنجان است.

معنا و بی معنائی در عصرکنونی؟ آیا عصرکنونی دارای معنای خاص تاریخی است؟ اگر تاریخ یعنی به فراسوی خود رفتن و متفاوت بودن، این فراسوئی و تفاوت در چیست؟ شتاب و فروریزی آوارهای بحران، فراتر از پیش بینی های سیاستمداران و دست اندرکاران جهان و یا حتی نهادهای پژوهشی و صاحب نظران بوده است. ژیژک در یکی از مقالات خود پیرامون وضعیت کنونی حاکم بر جهان می نویسد که هنوز واژه ای برای توصیف آن وجود ندارد! نتیجه این بی معنائی وضعیت و غافلگیری در برابرآن، میتواند موجب واکنش های ناسنجیده ای شود که خود برحجم تهدیدها و نادیده گرفتن فرصت های ممکن بیافزاید.

رژیم جمهوری اسلامی شیرازه مدنیت جامعه ایران را از هم پاشانده است. در ابتدای عروج جریان پان اسلامیستی در ایران، سران اسلامیستها مترصد این بودند تا در برابر شکست انواع رژیمهای پرو غرب و تعقیب مدل توسعه کاپیتالیسم غربی، در کشورهای "جهان سوم"، یک بدیل اسلامی نه فقط در ایران که عمدتا در منطقه خاورمیانه ایجاد کندد. اولین نقطه حرکت اسلامیون، اما، میبایست به هر نشانه ای از مقاومت و ایستادگی در رابطه با تحکیم قدرت در سطح جامعه ایران، در بیرحمانه ترین شکل ممکن پایان دهند. در اوائل و تا مقطع خرداد سال ۱۳۶۰، سران اسلام سیاسی، گرچه توانسته بودند در متن انقلاب سال ۵۷ چنین نشان بدهند که این مردم "مسلمان ایران" بودند که جمهوری اسلامی را، به قدرت رساندند، اما هنوز یکدست نبودند.

در خبرها آمده است که بعد از حمله امپریالیسم روسیه به اوکراین، دولت های مستقر در همجوار این کشور که امروزه عضو اتحادیه اروپا و ناتو می باشند پذیرای میلیونها نفر از جنگ زده های اوکراین خواهند بود. این که بر سر این پناهجویان قربانی جنگ امپریالیستی در اوکراین چه خواهد آمد را آینده نشان خواهد داد. ولی بحران پناهندگان اوکراین آخرین نمونۀ زنده از فجایعی ست که در جهان امپریالیستی امروز بر سر میلیونها پناهنده و پناهجوی قربانی نظام سرمایه داری نظیر پناهجویان آفریقایی و افغان و ایرانی و یمنی و سوری و … می آید. یکی از این داستهانهای واقعی در مورد شرایط دردناک پناهجویانی که با تحمل درد و رنج و مصیبت های فراوان خود را به کمپ های پناهندگی در کشورهای مختلف می رسانند، در زیر منعکس شده است.

اوگونچ: در مقاله‌تان در گاردین پرسیده‌اید که چرا تمام دنیا تجربه‌ی دموکراسی کوردهای سوریه را نادیده می گیرد. اکنون بعد از اینکه خودتان به مدت ده روز توانستید آنجا را تجربه کنید، آیا پرسش جدیدی برای‌تان طرح نشده است و آیا جوابی برای آن پرسش [قبلی] دارید؟ 

 

سخنی با رهبران و فعالین جنبش کارگری و توده ای: خشم برحق مردم از فقر و گرانی و گرسنگی و استبداد و حاکمیت جمهوری اسلامی بار دیگر فوران کرده است. دامنه تظاهراتها و تعرض مردم به جمهوری اسلامی و نمادهای آن بسرعت از شهرهای خوزستان فراتر رفت و گسترش این مبارزات در دیگر شهرها در چشم انداز است. در این مقطع و در این تناسب قوا اولأ گسترش این تظاهراتها و ثانیأ استمرار و ادامه کاری خیزش توده ای این بار دو مسئله محوری است.

چهارشنبه هفته پیش در نشست حقوق بشری در پارلمان اروپا که علاوه بر نمایندگان پارلمان اروپا و سازمانهای حقوق بشری و بنده و دیگران, آقای پروفسور جاوید رحمان، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد برای ایران نیز شرکت داشتند. از آقای پروفسور جاوید رحمان مشخصا پرسیدم چطور می شود که جمهوری اسلامی برای خانم النا دوهان گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد درباره تاثیر منفی تحریم ها فرش قرمز پهن می کند ولی تحت هیچ شرایطی به جنابعالی اجازه نمیدهد که به ایران سفر کنید.

مقدمه: اکنون اول ماه مه را با اقدامات نسبتا چشم‌گیری پشت سر گذاشتیم اما هنوز بسیاری از مطالبات نیروی کار و مزدبگیر روی زمین مانده است به‌ویژه سونامی تورم و گرانی خانمان‌براندازی در راه است. بنابراین اکنون باید پیگیر آن مطالباتی باشیم که در شعارها و قطع‌نامه‌های اول ماه مه فرموله کرده بودیم.‌(به‌ویژه قطع‌نامه مشترکی تشکل‌های مستقل کارگری که در پایان همین مطلب به‌عنوان ضمیمه آمده است)
امسال یازدهم اردیبهشت مصادف با اول ماه مه، روز جهانی کارگر و روز دوازدهم اردیبهشت هم روز معلم بود.

شورشهای توده ای بر سر گرانی مانند شورشهای توده ای دیماه 96 و آبان 98 مستقیما برای سرنگونی رژیم اسلامی به میدان آمده است. برای همین مساله دخالتگری در آن از نوع ویژه میباشد. شورش توده ای مردم با تظاهرات و اعتصاب مطالباتی متفاوت است. در اینجا مسیر 10 ساله یکروزه طی میشود. شعارها مستقیما سرنگونی طلبانه و مرکز و راس رژیم اسلامی را نشانه میرود. به مراکز سیاسی و نظامی رژیم حمله میشود و به آتش کشیده میشود، اعتصابات و تظاهراتها دفاعیند، شورشها تعرضیند.

اتفاقى که در ايران افتاده اينست که يک پروسه اعتراض سياسى توده اى شروع شده که نشاندهنده نارضايتى مردم است؛ زير اين اعتراض سياسى بنظر من همه عناصر و اجزاء مختلف اقتصاد و سياست و ايدئولوژى را ميشود ديد. اقتصاد ايران، آنقدر که مردم انتظار دارند دريافت کنند، مصرف کنند، توليد نميکند، يک بحران اقتصادى در جريان است، سازمان اقتصادى درهم ريخته است. از نظر سياسى اختناق حاکم است، مردم اختناق نميخواهند. از نظر ايدئولوژيکى حکومت مذهبى حاکم است مردم حکومت مذهبى نميخواهند.

اما هم اکنون و با تجارب موجود همانطور که در شعارهای مبارزات اخیر دیده میشود این جنبش از سویی به تجارب گذشته آگاه است و تجربه انقلاب ضد فرهنگی جمهوری اسلامی و سرکوب خونین دهه شصت را در اختیار و حافظه حود دارد و از طرف دیگر رشد و تاثیرات مبارزات سراسر مردم کشورمان بویژه جنبشهای خیابانی و معلمین را پیش روی خود میبیند و بلحاظ تاریخی نمیتواند از دخالت و حمایت در این مبارزات دور بماند. این جنبش هیچگاه نظاره گر در برابر رویدادهای سیاسی طبقاتی وقت نبوده است و امروزه نیز با حضور تازه در سطح دانشگاهها مترصد پیوستن و اعلام همبستگی با آنها خواهد بود.

بعد از مدت ها مانورهای نظامی، تهدیدها و عربده کشی ها و تحریکات امپریالیسم امریکا و متحدین اش با دولت روسیه بر سر اوکراین، بالاخره در روز پنچشنبه ۲۴ فوریه، برابر با ۵ اسفند 1400، امپریالیسم روسیه کشور اوکراین را از طریق هوایی، زمینی و دریایی مورد تهاجم نظامی خود قرارداد. به این ترتیب جنگ ناعادلانه ای شروع شد که برای مردمان اوکراین و روسیه جز کشتار و خونریزی، ویرانی، بی خانمانی، ترس و وحشت و مصائب بیشمار دیگر چیزی در بر نخواهد داشت.

در بحث حاضر تلاش می‌کنم ضمن تأملی کوتاه بر تغییر و تحول جنبش‌های اجتماعی کنونی با تأکید بر جنبش‌های کارگری و سایر مزدوحقوق‌بگیران دلایل اهمیت این اعتراضات، ولو با خواسته‌هایی کاملاً صنفی را در شرایط کنونی، به‌اختصار مطرح کنم.[1] قبل از هر چیز باید اشاره کرد که اعتراضات کارگران و سایر مزدوحقوق‌بگیران در سال گذشته چند مقطع برجسته داشت. پیروزی اعتراضات درازمدت و پرهزینه‌ی کارگران هفت‌تپه و خلع‌ید از مالک خصوصی این شرکت، اعتراضات گسترده‌ی کارگران شرکت‌های پیمانکاری در پروژه‌های نفت و پتروشیمی که ابعادی بی‌سابقه داشت،

( مضمون و مفهوم ِ اعتراض ها درایران:یک توضیح ِ ضروری) در رژیم های استبدادی هر اعتراض ِ عمومی ِ خیابانی حتا اگر بهانه ی اقتصادی مثل ِ گرانی ِ مایحتاج ِ عمومی داشته باشد، علیه ِ استبداد ِ حاکم و یعنی دموکراسی خواهانه است. به همین دلیل هم در اعتراضات ِ چند روز ِ اخیر در شهرهای مختلف ِ ایران شعارهای معترضان نه علیه ِ گرانی بلکه علیه ِ سرکوبگران و راهزنان ِ حاکم بوده است. مانند:« مرگ بر.....». شعارهای مرگ برحاکمان با نام بردن از آنان، و ماهمه با هم هستیم ، شعارهایی سیاسی با رویکرد ِ وحدت گرایانه اند که مطالبه ی اصلی شان نیز دموکراسی ِ سیاسی است.