ما تشکل های مستقل زنان ایرانی همبستگی خود را با زنان افغانستان در مبارزه علیه قدرت گیری مجدد طالبان اعلام نموده و خود را در رنج و درد تحمیل شده بر آنان، عمیقا شریک میدانیم. زنان ایران و افغانستان تجربه مشترکی در مقابله با اسلام سیاسی، ستم، سرکوب و بی حقوقی قرون وسطایی تحمیل شده توسط حکومت های زن ستیز و واپسگرا را از سر میگذرانند. ما مصمم هستیم تا در این شرایط خطیر، همراه و همدوش با زنان افغانستان صدای اعتراض خود را علیه مرتجعین بنیادگرا و زن ستیز بلند کنیم و با قوت تمام هرنوع تعرض به حقوق انسانی زنان را زیر نام قانون، دین، مذهب و سنت محکوم کنیم.

بیانیه مهم ده‌ها نفر از فعالین مدافع حقوق زنان از افغانستان و ایران و آلمان و انگلیس، در دفاع از حقوق زنان در افغانستان و علیه طالبان! همراه شوید! با قدرت گرفتن مجدد نیروی ارتجاعی و ضد زن طالبان در افغانستان، همه مردم دنیا از این حرف میزنند که اولین قربانیان این حکومت، میلیونها زن هستند.هنوز چند روزی از قدرت گرفتن این جریان ارتجاعی نگذشته که فرمان ازدواج کودکان دختر و محبوس شدن زنان در خانه ها و تحمیل حجاب اجباری و قوانین اسلامی از طرف مسئولین این باند مطرح میشود و کم کم هر جا که امکانش بوده تعرض به زنان و دختران را آغاز کرده اند.

آساره پویان: زنان در ایران تحت سلطه جمهوری اسلامی در شرایط دردناکی بسر می برند. تقریبا در هیچ حوزه ای از زندگی نیست که آنها با ظلم وستم آشکار مواجه نباشند. به همین دلیل هم مساله ستم بر زنان در کشور ما یک مساله کاملا ملموس ا‌ست که در بطن جامعه تحت سلطه ما نهادینه شده است.در جامعه ایران در حال حاضر زن ستیزی ناشی از ذات درونی حاکمیت نظام سرمایه‌داری وابسته و مناسبات ارتجاعی آن می باشد، نظامی که در جهت حفظ منافع طبقه سرمایه‌دار حاکم تنظیم شده است.

روایت سپیده قلیان از وضعیت زندانیان زن «بند نسوان» زندان مرکزی بوشهر! اینجا جایی است نزدیک آخر دنیا: بند نسوان زندان مرکزی بوشهر. سال گذشته و هنگامی که به این زندان تبعید شدم، می‌دانستم که با جهنمی فراموش‌شده مواجه خواهم شد،اما سبعیت جاری در این زندان حتی در خیالاتم هم نمی‌گنجید. زنان زندانی این بند به جرم زن بودن و زندانی بودن تحت وحشیانه‌ترین شکنجه‌ها و ضدانسانی‌ترین شرایط ممکن نگهداری می‌شوند.

هنوز چند ساعتی از ورود طالبان به کابل نگذاشته بود که چهار زن در خیابانهای کابل در حالیکه مشتی ارازل و اوباش طالبان با اسلحه آنها را در محاصره گرفته بودند، شجاعانه با بلند کردن چند پلاکارد و شعار اعتراضی اعلام نمودند که حاضر به قبول سلطه این گروه ارتجاعی و ضد بشری نیستند. این اعتراض چهره ای جهانی به خود گرفت و تقریبا تمام رسانه های دنیا آنرا رصد نمودند. این را باید سر آغاز یک جدال بسیار مهم در جامعه ی افغانستان به حساب آورد.

دعوت به سمینار مطالبات و چشم اندازهای جنبش زنان در گفتگو با الهه امانی: در روز یکشنبه، اول آگوست از ساعت ۹ صبح به وقت غرب آمریکا (۲۰:۳۰ در ایران و ۱۸:۰۰ به وقت اروپای مرکزی)، اقدام مشترک تشکلهای مستقل زنان ایرانی در سراسر دنیا، در کنار هم برنامه جامعی را با پخش زنده، و به صورت رایگان، در اختیار مخاطبین قرار خواهند داد.جهت کسب آگاهی بیشتر و حضور در سمینار به لینکهای زیر مراجعه فرمایید.

اعلامیه طالبان در مورد 'برخورد قانونی' با تظاهرات بدون مجوز؛ ابراز نگرانی سازمان ملل در مورد حقوق زنان: گروه طالبان گفته است که راه‌پیمایی‌ها و تظاهرات بعد از این مشروط است و اهداف و شعار‌های اعتراض‌ها باید از قبل مشخص باشد و با نیروهای امنیتی در میان گذاشته شود. همزمان یک نهاد سازمان ملل در مورد تضعیف حقوق زنان در حکومت طالبان ابراز نگرانی کرده است. در نخستین اعلامیه وزارت داخله گروه طالبان آمده است که اعتراض‌ها و تظاهرات باید یک روز زودتر با نیروهای آنها شریک گردد و مجوز اعتراضات باید از وزارت عدلیه گروه طالبان گرفته شود.

«می‌بوسمت در بین طالب‌ها نمی‌ترسی» سروده ی زیبای از شاعر جوان افغان است که در روز عاشقان (ولنتاین) با صدای گیرای یک آوازخوان جوان به گوشها رسید و غوغا برپا نمود. غوغا تابان آواز‌خوان جوان افغان به روز سه شنبه، ۱۴ فبروری ۲۰۱۹ که معادل به روز عشاق یا ولینتاین است، شعری از رامین مظهر، شاعر افغانی را سروده و در رخنامه فیسبک و چینل یوتیوبش گذاشت. اشتراک‌گذاری و صحبت در مورد نوار تصویری بانو غوغا‌ تابان، از سوژه‌های داغ و جذاب این هفته در شبکه‌های اجتماعی است که در ادامه کامپاینی «به عقب بر نمی‌گردیم» که از سوی هزاران تن کاربران و فعالین حقوق در فیسبک و تویتر دست به دست میشود.

روزنامه همشهری: براساس نتایج نظرسنجی‌ها «احساس ناامنی در شهر» و «قرارگرفتن تحت تدابیر کنترلی» توسط مردان خانواده از مهم‌ترین چالش‌های روزمره زنان به‌شمار می‌روند. فضا‌های سبز، تاکسی‌ها، محل کار، مترو، اتوبوس‌ها، شبانه‌های شهری، کافه‌ها، رستوران‌ها، حتی چهاردیواری خانه‌ها و… تجربه همه چیز می‌تواند به‌واسطه جنسیت فرد تغییر کند. کلمات، حتی کلمات هم می‌توانند معنای دیگری در یک جهان زنانه پیدا کنند؛ کلماتی مثل قدم‌زدن، خلوت‌کردن، دوچرخه‌سواری، امنیت و…. روزمره‌های بسیاری را همین قواعد نوشته و نانوشته عجیب تغییر می‌دهند و تحمل این خط جدا‌کننده نامرئی، اما ملموس را سخت‌تر می‌کنند.

طی هفته­ های اخیر تا کنون خبری از امکان حضور زنان در ادارات دولتی و خصوصی، دانشگاه ها و مکاتب عرصه های اجتماعی نیست. حضور زنان در متن جامعه با اما و اگر و اختلاف همراه­ است. حق تحصیل و کار، آزادی، حضور در عرصه­ی عمومی، فعالیت­های اجتماعی و سیاسی و برخورداری از مصئونیت و آزادی و امنیت همواره خواست ما بوده و هست.زنان باید در عرصه های سیاسی، اجتماعی و رهبریت حضور داشته باشند. این‌بار میدان در دست زنان و مادرانی است که فرزندان و شوهران و برادران شان را از دست داده اند.

فراه سقوط کرد اما تعهد ما به مبارزه و عدالت هرگز سقوط نخواهد کرد! به ادامه سقوط پی‌در‌پی ولسوالی‌ها و ولایات، فراه نیز به جنایتکاران طالبی تحویل داده شد. دولت که از قبل برنامه سپردن این ولایت را به طالبان داشت، ابتدا به شیوخ قطر اجازه داد تا در آن ولایت مستقر و طالبان را پشتیبانی مالی و تسلیحاتی نمایند. در پی آن بی‌کفایت‌ترین و فاسدترین والیان را به فراه فرستاده این ولایت را از هر نگاه در پرتگاه تباهی قرار داد که امروز مردم رنجدیده و نظامیان پایین رتبه قربانی سیاست خاینانه ارگ و امریکا می‌شوند. پوسیدگی و ستم حکام پوشالی دلیل اصلی عدم ایستادگی مردم در برابر لشکر جهل و بربریت طالب گشت.

زنان همیشه کار کرده اند. امورات دشوار مزرعه و دامداری بعلاوه کار طاقت فرسای بچه و خانه داری بر دوش زنان طبقه محروم و زحمتکش سنگینی کرده است. کاپیتالیسم و بهره کشی از نیروی کار زن در شهر و روستا داستان صد ساله مناسبات غالب است. اما با این وجود کار مزدی زنان پدیده نسبتا جدیدی بنظر میرسد که با شتابی سرسام آور همچون یک گلوله آتشین در طی بخصوص دو دهه اخیر سراسر جغرافیای ایران، روستاها و شهرها را بهم میبافد.

با هجوم نفرات طالبان به پایتخت افغانستان، او دریافت که زندگی‌اش به ناگهان در معرض خطر جدی قرار گرفته است. چند روز بعد، او همراه با خانواده‌اش به آلمان گریخت و در آنجا داستان پرماجرای فرارش را برای بی‌بی‌سی تعریف کرد.خانم غفاری، ۲۹ ساله، به یک مقام دولتی مهم دست یافته و به صدایی در دفاع از حقوق زنان تبدیل شده بود. او معتقد است که این دستاوردها باعث شده تا طالبان او را تهدیدی برای خود بدانند زیرا طالبان به خاطر اعتقاد به اجرای برداشت تند از قوانین شرعی در مورد محدودیت نقش زنان شهرت دارند. خانم غفاری گفته است که "صدای من قدرتی دارد که هیچ اسلحه‌ای ندارد."

کودکی که هرگز متولد نشد همراه مادرش به قتل رسید: در این هفته بازهم دو شهر سنندج و سردشت به قتلگاه سه زن و کودکی که هنوز بدنیا نیامد بود تبدیل گشت. بیان و سحر مرادی در محله ی حاجی آباد بدست همسر بیان کشته شدند. طبق اخبار منتشر شده در میدیای اجتماعی بیان مرادی چند ماهه حامله بوده است. مرد مجرم تاکنون دستگیر نشده و خانواده مرادی نگران هستند که این مرد بار دیگر برای انتقام از این خانواده اقدام به قتل دیگری بکند و قربانی بگیرد.

امروز در تاریخ ۱ مرداد ۹۸ پدر و مادر پیرم بعد از طی ۱۳ ساعت مسافت از دزفول به تهران و با وجود خستگی و دلی شکسته برای ملاقات با سپیده به زندان شهرری(قرچک) مراجعه کردند. مسئولین پس از تفتیش آن‌ها اجازه حضور در سالن ملاقات و دیدار با سپیده را دادند ولی از بدو ورود یکی از مسئولین زن به خاطر یک انگشتری که در انگشت پدرم بود و در هنگام تفتیش تحویل زندان‌بان نداده بود، دائما به او تذکر می‌دادند و با ایجاد ناآرامی باعث عدم تمرکز دیدار سپیده با اعضای خانواده ‌شدند.