بدون شک حاکمیت اسلام سیاسی در ایران، یکی از سیاهترین دوران زندگی مردم در ایران و کل منطقه بوده و هست. سبعیت و بیمرزی این اقتدارعلیه هرگونه حق و حقوق بشریت، علیه هرگونه آزادیخواهی و رفاه، علیه هرگونه تلاش برای برخورداری از یک زندگی انسانی، علیه هرگونه آثار و روش یک زندگی مدرن و امروزی، ووو برکسی پوشیده نیست و نمانده است. یکی از ارگانهای تبلیغی و موثر رژیم اسلامی در ایران، حضور و وجود "امام جمعه" ها بوده و هست. هدف این نوشته پرداختنی اجمالی به این موضوع است.

گفتگو با رفیق فریبرز سنجری درباره روزهای منتهی به قیام بهمن 57 و تکوین تشکیلات چریکهای فدایی خلق ایران (21)
توضیح پیام فدایی:
با اوج گیری انقلاب سال های 56 و 57 که آزادی زندانیان سیاسی در جریان آن، یکی از خواست های توده های ‏میلیونی بپاخاسته بود، رژیم وابسته به امپریالیسم شاه که زیر ضربات انقلاب، آخرین نفس های خود را می ‏کشید، مجبور به تن دادن به خواست انقلاب و آزادی زندانیان سیاسی از زندان های سراسر کشور گشت. در 30 ‏دی ماه سال 1357 آخرین دسته از زندانیان سیاسی از سیاهچال های رژیم شاه آزاد گشتند.

حتمیت تغییر انقلابی رابطه‌ی جنسیت به سبک ایرانی 
مقدمه: یک بار دیگر موج اعتراضات در سراسر ایران نشان می‌دهد که در حکومت‌های استبدادی نارضایتی مردم در اثر یک جرقه (یک اتفاق) شکل اعتراضی علنی و گسترده به خود می‌گیرند. چرخه‌ای تکراری شروع می‌شود: اعتراض/سرکوب ... اعتراض! مسئله اما خروج از چرخه و تبدیل شدن آن به اعتراض/سرکوب/اعتراض-سرنگونی است. باید پرسید چرا این اعتراضات تاکنون به ثمر نرسیده‌اند و رژیم اسلامی استبدادی تا کنون سرنگون نشده است؟ آیا این بار رژیم سرنگون می‌شود؟

۲۰ اكتبر ۲۰۲۲تحولات جامعه ایران، خوابهای "طلایی" و امید و آرزوهای جریانات راست و از همه برجسته تر طیف سلطنت طلب و "شاهزاده اش" و مجاهدین را به سراب تبدیل كرده است. خیزش های انقلابی محرومان جامعه در دیماه ۹۶ و آبان ۹۸ و صدها اعتراض و اعتصاب كارگری در سالهای اخیر، كه سیمای جامعه ایران را تماما عوض كرد، بیش از پیش جامعه را پلاریزه كرد و نامربوطی جریانات رنگارنگ راست و دشمنی واقعی آنها با امیال طبقه كارگر و اقشار محروم برای آزادی و رفاه و برابری را به نمایش گذاشت.

برقصان، بلغزان و مشت بزن! میدان سیاست عوض شده است‌. دیگر از زدوبندهای جناحی خبری نیست؛ براستی سیاست، مردمی شده است‌. مردم بعنوان کنشگران و آفرینشگران سیاست در اکنونِ ایران خود بدل به رخداد شده‌اند، نه صرفاً میانجی‌هایی برای دستیابی به آنچه رخداد‌ می‌نامیم: سیاست شکوهش را به همت مردمش بازپس‌ می‌گیرد‌. نسلی که پیش رو و پیشاپیش ماست، زبان عزا و مویه را به بیانی دیگر زبان خشم و زندگی ترجمه کرده است؛ همان لایه‌های ازهم‌گسیخته‌ی زندگی که ماشین دولت، ماشین سرمایه و ماشین متافیزیک، صرفاً خاکستر آن را بجا نهاده بود، امروزه بدل به خشم و آتشباری شده است که زیر این خاکستر خفته، لهیب‌ می‌کشد و سوزنده‌تر‌ می‌گردد‌.

درپیکار جنبش آزادیخواهی ایران،دانشگاه همواره سنگرآزادی وآزادیخواهی و مبارزه بوده واین پیکار ازدهه سی تا به امروزدرشعار« اتحاد- مبارزه- پیروزی»، تجلی یافته است!درچهارم مهر که ضربآهنگ همصدایی با جنبش سراسری مردم ایران که پیشتراز سقز کردستان با کشته شدن حکومتی مهسا(ژینا) امینی جرقه خورد، آتش زیر خاکستر زبانه کشید وشعله ورشد، همه چیز پوشش سراسری به خود گرفت.فعالین دانشگاه تهران درهمان تاریخ برای اعتصاب سراسری دانشگاهها با شعار« فکرنکنید امروزه، قرارما هر روزه »، اعلام داشتند : « همکلاسی، هم‌سرنوشت! اساتید و کارکنان آزادی‌خواه!

کردستان به هشیاری بیشتری نیازمند است! تلاش بی ثمر ناسیونالیسم کرد برای قومی کردن انقلاب زنانه، دیدنی است. این روزها یک جنگ رسانه ای داغ بین حزب دمکرات کردستان و پژاک یا پ ک ک، بر سر تصاحب شعار زن، زندگی، آزادی (ژن، ژیان، آزادی) آنهم در متن شروع یک انقلاب زنانه، تماشایی ترین صحنه بی ربط به انقلاب زنانه امروز در ایران است. در ادامه یادداشت نشان خواهیم داد که نزاع تند امروز اینها مقدمه جنگ خونین اینها به سبک اتحادیه میهنی و پارتی در کردستان عراق دهه های گذشته، برای اعمال سلطه بر کردستان پسا جمهوری اسلامی است.

هنگام دستگیری اسدالله اسدی دیپلمات - تروریست حکومت اسلامی در آلمان، او دو دفترچه به همراه داشت که اسامی نزدیک حدود 300 نفر ایرانی که در شبکه جاسوسی اسدی، مستقیم و غیرمستقیم برای جاسوسی به حکومت اسلامی، سازمان‌دهی شده‌اند وجود داشت. این شبکه در حدود 11 کشور اروپایی پخش هستند. اما دولت آلمان تاکنون اسامی این شبکه را اعلام نکرده و هم‌چنین مخفی نگاه می‌دارد. اکنون که از یک سو بحث آزادی اسدالله اسدی از زندان بلژیک در میان است و از سوی دیگر، خیزش جدید مردمی بر علیه حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران راه افتاده و ایرانیان خارج کشور نیز در حمایت از این خیزش فعال‌تر شده‌اند بی‌تردید اعضای این شبکه جاسوسی حکومت اسلامی نیز بر علیه اپوزیسیون و تظاهرات‌ها فعال‌تر شده‌اند.

اشتباه در شناخت و تعریف ِ یک رویداد ِ با اهمییت ِ تاریخی و اجتماعی سیاسی نظیر ِ انقلاب، پیامدهای غیر ِ قابل ِ جبران دست ِ کم به مدت ِ چند دهه برای جامعه دارد. نمونه ی فراموش نشدنی ِ این اشتباه و خطای شناخت که مستقیمن از فقدان یا ضعف ِدانش ِ تئوریک ناشی می شود رویداد ِ1357 وآن را انقلاب نامیدن بود، در حالی که رویداد ِ 57 نه انقلاب بلکه خیزش بود. تفاوت ِ این دو، با چند ویژه گی شناخته می شود: ویژه گی ِ نخست در نوع ِ ساز وکارهای سیاسی- اقتصادی و مناسباتی ِ رژیمی است که هدف ِ تغییر است.

در شرایطی که اتحادیه اروپا بعد از پنج هفته انتظار, تصمیم به بررسی اقداماتی علیه جنایات جمهوری اسلامی علیه سرکوب مستمرو بی وقفه مبارزات بحق مردم ایران نموده است و حمایات گسترده وهمه جانبه جهان ازمبارزات آنان, گویای تاکید بر ضرورت انجام این امر است, به یکباره شالنبرگ, وزیر امور خارجه اتریش, خارج از خط, با هدف به گمراه گشاندن محتوای بررسی پیشنهادات دول اروپا, مبنی بر جلوگیری از قتل و آدمکشی رژیم ایران, به گمراهی می زند

بدون شک در این چند سال اخیر ، تداوم تجمعات و اعتصابات و راه پیمائی های کارگری در سرتاسر ایران ، از مبارزات کارگران شرکت تولید تجهیزات سنگین هپکو در اراک گرفته تا مبارزات کارگران شرکت معدنی پویا زرکان آغ دره در شهر تکاب در آذربایجان غربی ، از مبارزات کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفتتپه در شوش گرفته تا مبارزات کارگران گروه ملی فولاد اهواز … (*) ، در بطن وقوع خیزش های مردمی در سال گذشته (۱۳۹۶) در بیش از صد و شصت شهر کوچک و بزرگ و اعتراضات قهر آمیز توده های گرسنه و بی کار در بعضی از نقاط کشور که منجر به “حکومت نظامی اعلام نشده”

واکنش‌ها به ماجرای «آتش‌سوزی» در زندان اوین نیز هم‌چنان تیتر اول برخی رسانه‌های داخلی و بین‌المللی است و واکنش‌های مقام‌های اتحادیه اروپا و برخی کشورهای دیگر را به دنبال داشته است. صدا و سیمای جمهوری اسلامی، به نقل از قوه قضاییه اعلام کرد 40 زندانی در آتش‌سوزی زندان اوین کشته شدند اما پس از دقایقی با صدور اصلاحیه‌ای گفت تعداد کشته‌شدگان فقط 4 نفر بود. ماموران وحشی و سرکوبگر حکومت اسلامی در خیابان‌ها، مستقیما با گلوله‌های جنگی به معترضین و حتی کودکان شلیک می‌کنند و می‌کشند؛ به مدارس و دانشگاه‌ها حمله می‌کنند؛ به خانه‌های مردم تیراندازی می‌کنند؛ معترضین به‌ویژه دختران جوان را می‌دزدند و سپس به قتل می‌رسانند؛ اکنون نیز زندانیان اوین را به خاک و خون کشیده‌اند.

بخش اوّل: خیزش شهریور1401 که امروز، وارد پنجمین هفته خود شده است لازم به بررسی دارد. این خیزش، از چند زاویه، با خیزش های پیشین در طی این 44 سال عمر رژیم شیعی در ایران، تفاوت های عمده ای دارد.برای این بررسی، به ویژگیهای این خیزش می پردازیم در طول بررسی، مشخص گردد که ذات آن چیست و درجه موفقیت آن، تا حد است و نقاط قوت و ضعف آن کدام است. اگر به خیزش 1388 یا خیزش سبز به پردازیم، دیده می شود که دارای یک خواست سیاسی کامل مشخص بود و آن ویژگی، خود را در شعار " رای من کجاست؟" تبلور یافت. بسیار گسترده بود و از سوی بخشی از جامعه، حمایت شد و ترکیبی بود از سنین مختلف جامعه رای دهنده ایران.

کمیسیون تحقیق مجلس نتیجه تحقیقات را اعلام کرد که هیچ موردی پیدا نشده است که دال بر مقصر بودن گشت ارشاد در رابطه با قتل مهسا (ژینا) امینی باشد و مجلس نهادهای ذی ربط را ملزم کرد که “ کمیته حقیقت یاب مجلس شورای اسلامی در گزارش بررسی علل فوت مرحومه مهسا امینی ضمن تاکید بر این که «هیچگونه ضرب و جرح و برخورد فیزیکی» با متوفی انجام نشده است، را پی گیری و خواستار پیگرد قضایی کسانی شود که قبل از روشن شدن ماجرا با «اظهارات عجولانه و خلاف واقع» احساسات مردم را جریحه دارکرده و زمینه سوء استفاده دشمن و اغتشاشگران را ایجاد کرده است و مواضعشان را اصلاح نکرده اند.

جناب رئیس قوه قضائیه! فرض ما این است که پیشنهاد شما برای دیالوگ نه یک حقه بازی اسلامی که یک پیام جدی است! فرض ما این است که حاضرید به نیروی مقابل خود گوش داده و "اشتباهات احتمالی تان" را تکرار نکنید. در اینصورت سوال این است که مگر شماها گوش تان نمی شنود و چشمان تان نمی بیند؟ مگر همین مردم، از دهه ها قبل اعلام نکره اند که سیستم شماها باید برود؟ مگر همین مردم بیش از چهل سال است باب دیالوگ را با شما باز کرده اند و اعلام کرده اند بختک اسلامی را نمیخواهند و امروز در صدها شهر کشور در سه هفته گذشته به گوش شما نرسانده اند که شماها باید گورتان را گم کنید؟