ناکجاآبادگذشته در برابرحال و آینده و پرسش های پاسخ نگرفته. پس از گذشت ۴۳ سال از انقلاب بهمن، بنظر می رسد هنوز هم تبیین درخوری از آن و پی آمدهایش که حداقل بخش مهمی از جامعه ایران را قانع کند و بتواند مبنای رهیافتی برای خروج از باتلاق کنونی بشود صورت نگرفته است و این درحالی است که تداوم حاکمیت برخاسته از انقلاب بهمن به عنوان بزرگترین زمین لرزه سیاسی- اجتماعی از انقلاب مشروطیت به این سو و به عنوان رخدادی نابهنگام با سویه قهقرائی، هم چنان بر ذهنیت و بر دوش جامعه ایران سنگینی می کند.

سونیا محمدی: در برنامه امروز آذر مدرسی دبیر کمیته مرکزی حزب حکمتیست (خط رسمی) با ماست و سوالاتی را با ایشان طرح خواهیم کرد. اعتراضات اخیر که به "شورش گرسنگان" معروف شد، تقابل بنیادی مردم با حاکمیت را وارد مرحله مشتت تری کرد، بطوریکه حتی خود سران حاکمیت در مورد خطر این شورش گرسنگان هشدار دادند و بر همه آشکار شد که جامعه ایران وارد فاز دیگری در تقابل با حاکمیت شده، این اعتراضات البته رعد و برقی در آسمانی بی ابر نبود اما کشمکش های اساسی بود که از همان دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ جرقه اساسی آن زده شده بود.

طالبان با قدرت نمایی در زمان بازگشت به قدرت در اوت ۲۰۲۱ قصد حفظ نظم در افغانستان را داشتند، اما نتوانستند ثبات را در کشور برقرار کنند. سوء قصدهای پی درپی همچنان مردم افغانستان، به ویژه شیعیان هزاره – که به نظر گروه های جهادگر مرتد هستند- را عزادار می کند. ۲۸ آوریل ۲۰۲۲، در مزار شریف در شمال افغانستان دستکم ۹ تن براثر پرتاب بمب به سوی دو مینی بوس در دو محله متفاوت کشته شدند. این افراد کارگرانی بودند که از کار به خانه بازمی گشتند.

دوشنبه دو خرداد امسال، با فروریختن بخشی از پروژه برج های دوقلوی متروپل در مرکز آبادان و قربانی شدن دهها نفر، زخمی و مدفون شدن تعداد بیشتری، که هنوز از تعداد قربانیان آمار دقیقی در دست نیست، فاجعه ای که قرار بود بعنوان "حادثه" در ایران ثبت شود، به یک بحران سیاسی و سراسری برای حاکمیت تبدیل شد. نه بحران هسته ای و منطقه ای، که داخلی و ضد حکومتی! پس از سنندج و مریوان و شوش و اهواز و اصفهان و مشهد و دهها و دهها شهر دیگر، بار دیگر مردم ایران گرد شهری با ساکنین اش، گرد آبادان، حلقه زدند!

ارزیابی شما از موقعیت سیاسی اجتماعی و جنبشی حزب کمونیست کارگری چیست؟ جایگاه این حزب در سپهر سیاسی اپوزیسیون را چگونه می بینید؟ علی جوادی: در ارزیابی از موقعیت اجتماعی و طبقاتی احزاب و تشکلات سیاسی و کلا تبیین جایگاه جنبشی هر نیرویی در درجه اول باید به شاخص های عینی، سیاسی و نظری معینی اشاره کرد که مبنای چنین قضاوتی هستند. تنها در پرتو چنین شاخص هایی، که ملاک تمایز جنبشهای اجتماعی – طبقاتی متفاوت در جامعه است، میتوان به یک ارزیابی واقعی دست یافت. اما پیش از آن ذکر چند نکته در این چهارچوب ضروری است:

کمونیسم کارگری عنوان و صفت مشخصه جنبش، تئوری و سیاست و تحزب و پراتیکی است که حکمت به آن تعلق دارد و در سالهای آخر قرن بیستم رهبری این ترند را به عهده گرفت. منصور حکمت در معرفی و در بسط کمونیسم کارگری علاوه بر انبوهی ازنوشته های متعدد، به طور مشخص سه سمینار مفصل برگزار کرده است. سمینار اول در مارس ۱٩٨٩ و سمینار بعدی در ژانویه سال ٢۰۰۰ و سمینار سوم در ژانویه ٢٠٠١ برگزار شده اند. این مباحث مفصلند و در فرصت کوتاه امروز نمیتوانم حتی به معرفی همه تزهای این مباحث بپرازم.

بیست سال از مرگ نابهنگام منصورحکمت می‌گذرد. متاسفانه او زود درگذشت و مابه‌ازاء عملی تئوریهای خود را در میان مدت ندید. به پاس زحمات فراوانش من سعی خواهم کرد موجز و کوتاه در سه قسمت ارزیابی‌ای از چرایی وضعیت کنونی کمونیسم کارگری ارائه بدهم. بر مبنای آنچه «کمونیسم منصورحکمت» می‌نامند، در زمان حیات خود او دو حزب ساخته شد. در ١٩٩١ میلادی حزب کمونیست کارگری ایران و در ١٩٩٣ حزب کمونیست کارگری عراق تاسیس شد.

دادخواهی امری جناحی یا شخصی نیست.رژیم جمهوری اسلامی در سرکوب و کشتار زندانیان سیاسی و مخالفان خود هیچ تفاوتی نگذاشت. میزان نزدیکی و دوری آنها به حکومت را نیز در نظر نگرفت. همه را زیر تیغ ولایتش گرفت و امروزه امر دادخواهی و موفقیت آن تنها و تنها از کوریدور همبستگی عمومی دادخواهان میگذرد. برخلاف ادعای برخی از نهادها در خارج از کشور که با تاکیدات ویژه کشتار سراسری مخالفان و زندانیان سیاسی بدست جنایتکاران اسلامی حاکم را تابستان 1367 ارزیابی میکنند

در جامعه ما تشویق خیلی کم و تا دل‌مان بخواهد تنبیه وجود دارد. تنبیهی که از محیط خانواده شروع می‌شود و تا مدرسه و جامعه و حاکمیت ادامه می‌یابد. اگر در جامعه ما کسی صدها کار خوب انجام دهد شاید به ندرت کسی بگوید دستت درد نکند اما اگر همین انسان یک لغزش کوچکی پیدا کند با فریاد دستت بشکند هم‌چون مور و ملخ بر سرش می‌ریزند تا پوستش را بکنند. اگر ما به هنرمندانی مانند پرویز پرستوی و شهاب حسینی و...

برگزاری سالگرد مرگ خمینی در هلند هیچ تفاوتی با برگزاری سالگرد هیتلر در این کشور ندارد! دیروز دو ایمیل دریافت کردم: یکی از آقای احمد پوری - ساکن هلند و دومی نهادی از «جبهه مردم برای آزادی ایران - خط 3». در آن‌ها به خبری مهمی تاکید شده است:
«با سخنرانی حضرت آیةالله اعرافی، مدیر حوزه‌های علمیه ایران و نماینده مجلس خبرگان رهبری دوشنبه ۱۶ خرداد، ۶ یونی ساعت ۱۸:۳۰، خانه ایرانیان، لاهه Duinweg 24, 2585JX, Den Haag»

در سطل زباله او را یافتند و هنوز بند نافش را همراه داشت. رها شده بود و در دو لایه کیسه پلاستیکی جایش داده بودند. او که دو روز از زندگیش گذشته بود توسط زباله گردی پیدا شد که خود از باز کردن کیسه پلاستیک پیدا شده هراس داشت و از دیگران برای جستجو در کیسه یاری میخواست. نوزاد به یاری امدادگران به بیمارستان منتقل و ظاهرا در سلامت کامل بسر میبرد و قرار است که به بهزیستی تحویل داده شود. نوزاد بی گناه و نازنین اول بار در زندگی اش با گرسنگی و زباله دان اشنا شد. آنچه که در صفوف بیشمار کودکان کار روزمره است.

آورده‌اند کاروانی به حاکمی شکایت بردند که دو راهزن کاروان صد نفری ما را غارت کردند. حاکم با تعجب پرسید: چگونه صد نفر از عهده دو تن برنیامدند؟ پاسخ دادند آنها دو نفر بودند همراه، و ما صد نفر بودیم تنها. این حکایت "اپوزیسیون متفرق و منفصل" و اعوان و انصار نفوذی و متصل جمهوری اسلامی است که اگرچه اندک, اما همگی در گسل های عمیق اپوزیسیون پراکنده و همچنین در رسانه های متعدد فارسی زبان نفوذ کرده, و نه تنها "متحد و همراه" بلکه یار و یاور یکدیگر هستند.

به سوی یک نظم ژئوپولیتیک نو! به خلاف اکثر کشورهای غربی، در رأس آنها ایالات متحده، کشورهای «جنوب» نسبت به درگیری مسلحانه مسکو با کی یف موضعی محتاط درپیش گرفته اند. رفتار کشورهای سلطنتی و امیرنشین خلیج [فارس]، که متحد واشنگتن نیز هستند، نمونه این خودداری از پیروی از غرب است. آنها درعین حال هم از اشغال اوکراین و هم از تحریم ها علیه روسیه انتقاد می کنند. به این ترتیب دنیایی چند قطبی سربرمی آورد که به رغم اختلاف های ایدیولوژیک، در آن منافع حکومت ها است که حرف اول را می زند.

وضعیت بحرانی در ایران، تحرکات مردمی و کارگری که حکومت را بار دیگر به لبه پرتگاه کشانده است، بار دیگر فرقه مجاهد را به تکاپو انداخته است. ظاهرا تشدید تلاطم سیاسی در ایران، عمیق تر شدن بحران اقتصادی-سیاسی رژیم و رشد اعتراضات وسیع بخشهای مختلف مردم، نزدیک شدن روز تسویه حساب مردم با جمهوری اسلامی، "رئیس جمهور منتخب" این فرقه را از کمای استیصال بیدار کرده است تا پس از پوچ شدن رویای به قدرت رسیدن از طریق حمله نظامی و رژیم چینج و کور شدن این افق، ناگهان همان پروژه را در بسته بندی جدید تحت عنوان "تشدید فشار به حاکمیت ملاها" علم کند.