رسم است که در فضای انقلابی شور و هیجان، “آتش و نور” حاکم باشد. باید هم اینچنین باشد؛ چرا که زمانه ای است که توده مردم خود را می یابند. کارهایی میکنند که تا یکماه یا حتی یک هفته قبلش تصورش هم ممکن نبود. همه “ناظران”، جامعه شناسان”، “مفسران” ریز و درشت از جامعه تصویری میدهند که هر فرد به اراده خودش در جامعه، فقط در پی روزی خویش است به هر قیمتی، نه اسیر مناسباتی که خارج از اراده اوست؛ مناسباتی که بردگی اکثریت جامعه را پدید آورده.

امروز 24 آبانماه بمناسبت گرامیداشت خیزش آبان 98 و ارج نهادن از مبارزات هزاران جانباخته و هزاران گروگان که هنوز هم زیر شکنجه تهدید جانی میشوند، بیش از پنجاه شهر ایران و اکثر دانشگاهها و بخشی از مراکز کارگری در تدوام خیزش انقلابی طی اعتصاب و اعتراض شکوهمند خود، یکبار دیگر خیابانها را زیر پای رژیم متوحش ایران داغ کردند! از تهران تا شیراز، از خوزستان تا لرستان، از کردستان تا جلفا از ارومیه و تبریز تا سیستان و بلوچستان جلوهای باشکوهی از ابتکارات در نبرد، دوباره خلق شد که همه بیانگر ارتقای خیزش انقلابی به فاز بالاتر است در برابر حافظان سرمایه داری. امروز این شعار هم در تظاهرات مردم طنین انداز شد: «از کردستان تا جلفا قدرت به دست شورا».

حکومت اسلامی، از هنرمندان انقلابی و مردمی و تاثیر و نقش مهم ادبیات و هنر نوین مقاومت در جنبش‌های اجتماعی، شدیدا وحشت دارد. عموما ترانه و سرود هر دو تاریخچه و پیشینه‌ای با قدمتی طولانی دارند که در گذر زمان‌‌ها و دوره‌ها یکی از تاثیرگذارترین بخش از ادبیات بر مردم هر فرهنگی بوده‌اند. دلیل این تاثیرگذاری را می‌توان در برقراری ارتباط راحت‌تر و بهتری دانست که مردم یک جامعه به‌دلایلی چون دریافت هیجان، شور و احساس، از شعر و ترانه که با موسیقی نیز پیوند می‌یابند دانست. در دوره معاصر نیز، ترانه و سرود‌ها هم‌چنان جایگاه ویژه‌ای بین نسل‌های مختلف جامعه دارند.

در قرن بیست و یکم ما شاهد تغییر در آرایش مبارزه طبقاتی هستیم، ما وجود لایه ای از روشنفکران پرولتاریای رادیکال را مشاهده می‌کنیم که با احزاب و گروه های سنتی کمونیستی ارتباطی ندارد. اشکال مختلف مبارزه توده ای و سیاسی که وجود داشته و دارد جدا از این احزاب سوسیالیستی است که تنها با ایده تک حزبی و رهبری از بالا به وجود آمده است. ایجاد جبهه های چپ و فعالیت های روشنفکری پرولتاری در یونان، اسپانیا، فرانسه، بریتانیا، آمریکای لاتین و سودان نیاز به بررسی بیشتر دارد تا ببینم این مدل های جدید چه تغییراتی در کمونیسم و چپ قرن بیست و یکم ایجاد کرده اند و چگونه سوسیالیسم کارگری را در سطح اجتماعی تقویت کرده اند و نقاط قوت و ضعف آنها چه هستند؟

بدبختانه بسیاری از گویندگان و نویسندگان واژه های سیاسی را نادرست به کار می برند، نمونه ای از این کاربردهای نادرست کاربرد واژه فاشیست است، بنیتو موسولینی دیکتاتور ناسیونالیست و نژادپرست و جنگ افروز ایتالیا نام حزبش را حزب فاشیست گذاشته بود، روشن است که به کسی که مانند موسولینی ناسیونالیست و نژادپرست باشد می توان گفت فاشیست اما برخی از نویسندگان و گویندگان کسانی را که از آنها خوششان نمی آید فاشیست می نامند بی آن که چنین کسانی ناسیونالیست یا نژادپرست باشند!

روز جمعه ١٢ نوامبر سازمان آقای ابراهیم علیزاده با مرکز همکاری احزاب و سازمانهای ناسیونالیست کرد اطلاعيه مشتركي منتشر کردند. در این اطلاعیه گفته اند منبعد برای جوابگویی به ملزومات انقلاب جاری در ايران متحدانه وارد عمل مي شوند و قرار است در روزهای آینده طرح مشترك شان برای آینده كردستان را، اعلام نمايند. طرح هایشان را شنیده ایم و می شناسیم. خیزش انقلابی در ایران همه افراد و نیروها را جای واقعی شان میگذارد، ابراهیم علیزاده هم مدتها بود که با "چراغ زرد" حوصله اش سر رفته بود.

در جامعه خروشان و پرتب و تاب ایران امروز کمتر کسی است که نام "خدانور لجه‌ای" را نشنیده و از ستمی که بر او رفته دردمند نباشد. جوان معترض بلوچی که وحشیانه توسط پاسداران سیاهی در زاهدان به قتل رسید. نامش خدانور بود، ۲۷ ساله از" شیرآباد " زاهدان ، مردم نجیب و شریف شیرآباد مانند بسیاری از مناطق محروم دیگر استان سیستان و بلوچستان در فقر مطلق روزگار میگذرانند. در رابطه با سطح زندگی آنان از هیچ حد از رفاه که اصلا نمی توان سخن گفت چرا که بیشتر مردم این منطقه از داشتن ابتدایی ترین ها نظیر کار و نان وحتی شناسنامه نیز محروم هستند.

در سطوح دولتی همچنان در حد نیازهای دولتی این کشورها لابلای مناسبات دیپلماتیک و منافع اقتصادی شان, فریادهای پر درد مردم کشورمان گم میشود. فریبکاری در گفتگوها و پنهانکاری و مماشات درعمل چکیده اقدامات این دول است. مکرون دو ماه پیش با رئیسی جلاد دست میدهد و دو ماه بعد پذیرای گروهی از زنان معترض میشود. دولتیان آمریکا خود را در کنار مردم معترض در ایران معرفی میکنند و همزمان پذیرای کثیفترین و جنایتکارترین نماینده های جمهوری اسلامی در نیویورک میشوند.

برنامه «حزب و فعالین» همان برنامه ای که دو هفته پیش صلاح مازوجی علنا تبیین کمونیزم ملی از انقلاب و سیاست و تاکتیک ناسیونالیستی را از آنجا استنتاج، و روبه جامعه بیان کرد، 18 آبانماه1401 ، طی برنامه ای دیگر تیتر بحث را ظاهرا اختصاص داده به «ضرورت تقویت قطب سوسیالیستی»، تا سوالی را که از سوی مجری برنامه شمسی خرمی حول موج انتقادات به راستروی صلاح مطرح شده ، همچون موضوعی فرعی به آن پاسخ داده شود. اما موضوعی به این مهمی که قصد داشتند آنرا فرعی جلوه دهند و گویا دغدغه آنها «ضرورت تقویت قطب سوسیالیستی» است، بسرعت جایگاه تیتر اصلی را میگیرد و سی دقیقه از بحث 42 دقیقه ای حول توجیه راستروی مازوجی می چرخد.

تغییر و تحول جبر زمان است: حاکمیت جمهوری اسلامی، پس از قریب به 44 سال حکومت خود، کشور را به شرایط کنونی رسانده که جهانیان شاهد آنند. آزادی های اولیه ملت ایران و استقلال کشور را که عمده ترین اهداف انقلاب 57 بود، به کلی از بین برده و یک شرایط استبدادی خفقان آلود و قرون وسطایی را بر مردم این سرزمین تحمیل کرده است. با سیاست های غلط خود ایران را دچار انزوای جهانی نموده و تحریم های کمرشکنی را بر گرده ملت ما بار کرده است.

ساحل افتادە گفت : گرچە بسی زیستم ،
هیچ نە معلوم گشت ،آە کە من کیستم ؟
موج زخود رفتەای تیز خرامید و گفت : هستم اگر میروم و گر نروم نیستم !

بعداز ج.اسلامی چه خواهد شد: فاکتها بیانگر این واقعیت هستند که سقوط جمهور اسلامی محتمل تر شده است. آنچه که میتواند این پروسه تاریخی را به سر انجام قطعی برساند، همبستگی وشرکت عملی بیشتر مردم در روند تکامل یافته تر خیزش و اعتراضات آنهاست. ساده اندیشی محض است چنانچه کسی یا جریانی بر این باور باشد که سقوط ج.ا تنها از طریق تظاهرات یا اعتصابات ، امکان پذیر خواهد بود. نیازی به توضیح ندارد این جانوران حاکم بر جامعه وسرنوشت آن به سادگی دست از سر مردم ایران برنخواهند داشت.

بنا به گزارش خبری امروز رادیو فردا، یکنفری در وزارت خارجه آمریکا گفته که : «… وزارت خارجه آمریکا اتهام آموزش دادن به اعضای سازمان مجاهدین خلق را که اکنون در کشور آلبانی به سر می‌برند، رد و اعلام کرد این سازمان را «نماینده» مردم ایران نمی‌داند.یک سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در بیانیه‌ای که نسخه‌ای از آن در اختیار رادیوفردا قرار گرفت، یادآور شد که «ادعاهایی مبنی بر اینکه ایالات متحده از سازمان مجاهدین خلق در آلبانی حمایت می‌کند یا آنها را آموزش می‌دهد، کاملاً نادرست است».

در طول عمر حاکمیت مذهبی سرمایه داری دلال-رانتی-نظامی ایران، بارها توده های ناراضی خطر کرده اند و به میدان آمده اند و هربار پس از جانفشانی های فراوان و تحمل دستگیری و شکنجه و اعدام و انواع سرکوب های قرون وسطایی، با عزمی راسخ در نفی این حاکمیت عقب مانده سرمایه داری، جهت سازماندهی خود و کسب آمادگی نبرد نهایی با این اژدهای هفت سر آدمخوار، به خانه ها و کارخانه ها و دیگر محیط های کار بازگشته اند!

جمهوری اسلامی رو به سقوط است. با سرنگونی حکومت دوره گذار به نظام بعدی، دوره ای که مردم باید بتوانند آزادانه و آگاهانه نظام آتی را انتخاب کنند، آغاز میشود. احزاب و سازمانهای اپوزیسیون، تشکلها و فعالین سیاسی و مدنی، و چهره ها و تشکلهای فعال در انقلاب جاری، متناسب با پایگاه و نفوذ اجتماعی و فعالیتشان در روند انقلاب، در شکل دادن به شرایط سیاسی دوره گذار نقش خواهند داشت. ازینرو متعهد شدن طیف هرچه وسیعتری از احزاب و فعالین به آزادی های سیاسی و مدنی گام مهمی در جهت ایجاد یک فضای آزاد سیاسی برای دخالت توده های وسیع مردم در تعیین نظام آتی خواهد بود.