٢٠ سال بعد از ١١ سپتامبر، جهان ناامن تر است! امروز شنبە ١١ سپتامبر ٢٠٢١ است . درست ٢٠ سال قبل در چنین روزی رویدادی در ایالات متحدە آمریکا اتفاق افتاد کە ابعاد آن همە جهان را تحت تآثیر قرار داد و هنوز هم زوایای مهمی از آن ناروشن است . در سحرگاە ١١سپتامبر ٢٠٠١ عملیات های تروریست در قلب آمریکا و با نشانە گرفتن برج های دوقلوی "سازمان تجارت جهانی" کە نماد سرمایەداری بازار آزاد بودند ، دنیا را در بهت و حیرت فرو برد.

سقوط کابل در تاریخ ۱۵ اگوست سال جاری و سلطه­ ی مجدد گروه تروریستی طالبان بر افغانستان تحولات این کشور و به تبع آن منطقه و جهان را وارد برهه ­ی جدیدی کرده است. خروج ناتو و ایالات متحد از افغانستان که نام سیاسی اش شکستی همه جانبه در چهارچوب افول هژمونی امپریالیستی کل بلوک غرب و در راس آن امریکا تلقی تواند شد هیچ ربطی به زد و بندهای پشت پرده و توهم توطئه و بند و بست ندارد

(نگاهی به دو بیانیه حزب حکمتیست- خط رسمی): خط رسمی بیانیه " کنگره سراسری شوراهای مردمی ، آلترناتیو مردمی پس از جمهوری اسلامی" و همراه آن اصول پایه ای قانون اساسی پیشنهادی خود را برای ایران پس از جمهوری اسلامی منتشر کرده است. همین دو بیانیه و نوشته های اعضای رهبری حزب حکمتیست - خط رسمی نشان میدهد که خط رسمی به چه کاری مشغول است.! پس از اینکه ما با داروی کسالت آور و بی حاصل " اتحاد چپ، آلترناتیو سوسیالیستی" آشنا شدیم،

بهرام رحمانی: حملات ۱۱ سپتامبر؛ بهانه‌ای شد تا مبارزه با تروریسم جایش را به لشکرکشی و جنگ بدهد! جهان در حالی شاهد بیستمین سال‌گرد حملات هولناک و تکان‌دهنده یازده سپتامبر است که آمریکا و متحدانش افغاستان را دو دستی تقدیم طالبان کردند. حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ عمدتا در شهر هامبورگ آلمان برنامه‌ریزی شده بودند. سه تن از چهار هواپیماربایی که در این روز مسئول اصابت هواپیماها به برج‌های دوقلو مرکز تجارت جهانی بودند، سال‌ها در این شهر زندگی کرده و دانشگاه رفته بودند. رهبر این گروه محمد عطا نام داشت.

ظاهرا چنین به نظر میرسد که به قدرت رسیدن طالبان چنین "سریع" و بدون مقاومت، چه از جانب مردم و چه از سوی حکومت اشرف غنی، غیر مترقبه و رعد و برقی در آسمانی بی ابر است. اما اگر مساله را در دو بُعد داخلی و بین المللی و از منظری تاریخی تر نگاه کنیم، جائی برای ابهام باقی نمیماند.

۱. عامل داخلی

فاتح شیخ: ظرف سال گذشته، جهان در یک حالت خاص "پاشاگردانی جهانی" سیر کرده است. در ٢٤ ساعت گذشته، با تحولات جدید صحنه فرودگاه کابل و عرصه سیاست افعانستان، این حالت ویژه جنبه نمادین ویژه تری یافته است. در یک کوشه جهان، در کاخ سفید جو بایدن با رخسار رنگباخته و سخنان ننگین و نپرداخته اش و در گوشه دیگر جهان در فرودگاه کابل توحش طالبان با اعلام بی مصداق "استقلال" افغانستان، دو صحنه بارز پاشاگردانی جهانی روز را نمایش دادند. اول سپتامبر ٢٠٢١ در کنار یازده سپتامبر ٢٠٠١ دو لحظه برجسته پرمصیبت از پاشاگردانی جهانی دو دهه گذشته اند.

جامعه ایران آبستن تحوالات جدی وبزرگی در آینده نه چندان دوراست. نتایج انتخابات اخیر وبدنبال آن اعتراضات واعتصابات وسیع بیانگر وارد شدن اوضاع به فاز جدیدی است آنچه واضح است اکثریت مردم ایران از ج.اسلامی عبور کرده اند وخواهان سرنگونی آن هستند سؤال اساسی این است که آیا توان وقدرت چنین کاری را پیدا خواهند کرد؟ جواب آن سر راست وآسان نیست و برای هیچ جریان وشخصی هم اکنون بطوردقیق وروشن قابل پیش بینی کردن نیست که تحولات فوق به کجا خواهد انجامید؟ واین به فاکتورهای متعدد داخلی وخارجی زیادی بستگی پیدا خواهد کرد

قبل از هر چیز، باید بر این تفکر که در کمال خوشباوری حکومت قبلی افغانستان را ارتجاعی نمی داند خط بطلان کشید. در حقیقت با یک پروسه برنامه ریزی شده و دخالتگری دوّل سرمایه داری همانند (آمریکا، چین، روسیه، آلمان و ترکیه و ...) با تغییر حاکمیت از بالا و بدون دخالت مردم، گروه طالبان از یک دولت در سایه در حکومت ارتجاعی (جمهوری اسلامی افغانستان) به دولتی آشکار به اسم (امارت اسلامی) بدل شد تا با دستی بازتر جان و سرنوشت انسانها را در این کشور به گرو بگیرد.

در ابتدا بگویم همین که صحبت امشب ما درباره ابراهیم رئیسی که عضو هیات مرگ در قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67 بوده و امروز آمده و رئیس جمهور جمهوری اسلامی شده، خود این نشان می دهد که ما در چه شرایطی به سر می بریم و با چه رژیم سرکوبگر و بیشرمی مواجه هستیم. رئیسی به عنوان جلادی که باید در اولین فرصت در دادگاه های مردمی محاکمه بشه و به خاطر جنایاتی که کرده به سزای اعمالش برسه به سزای جنایاتش برسد امروز رئیس جمهور ایران شده. 

برکسی پوشیده نیست (یا بر اساس فاکت‌های عینی غیر قابل انکار نباید پوشیده باشد) که مسئول اصلی فجایع وحشتناکی که مردم افغانستان امروز با آن مواجه‌اند، امپریالیسم آمریکا می‌باشد. امپریالیسم آمریکا با در پیش گرفتن سیاست جدید در مقابل رقبای امپریالیست خود از جمله تمرکز نیرو در مرزهای چین و اقیانوسیه در یک برنامه از پیش تعیین و تدارک دیده شده قدرت دولتی و ارتش خود ساخته‌اش در افغانستان را از دست حکومت دست نشانده پیشین خود خارج کرده و در اختیار مزدوران دیگرش، طالبان بنیادگرای اسلامی قرار داد.

همه تلاششان این بود که تصویری بدهند که با رئیس جمهور کردن آیت الله قاتل و کابینه ای یکدست گویی جمهوری اسلامی برای مملکت تخم دو زرده گذاشته است و همه چیز روبراه خواهد شد. حالا که کابینه یکدست است؛ حالا که مجلس با قوه قضاییه، هر دو با رئیس جمهور، و هر سه با ولی فقیه یکدست هستند، پس مردم میتوانند غرق در رنج و فلاکتشان منتظر معجزه حکومت یک دست باشند. ولی فقیه حتی سنگ تمام گذاشت و در اولین دیدارش با کابینه رئیسی، مشخصه های اصلی این کابینه را "مردمی بودن، عدالت ورزی و فساد ستیزی" اعلام کرد.

با گذشت چند ماه از امضای سند همکاری‌های ۲۵ ساله میان ایران و چین، بحث های گسترده بین افراد و گروه های مختلف در رسانه های رسمی و غیررسمی درباره این رویداد همچنان ادامه دارد؛ این نیروها در نقش مخالف یا موافق، برخی نظرات و پیش فرض های غیرواقعی را دربارۀ این موضوع مطرح کرده اند که بررسی مهمترین آنها ضروری میباشد. (١) پیش از هر چیز، در رابطه با سند مزبور باید گفت که برای توده های مردم آگاه ایران کاملأ واضح است که نقش و هدف عمال رژیم در همه توافقنامه ها و قراردادها و سیاست های اقتصادی که در طول عمر ننگین این رژیم انجام شده،

حمله جنگنده‌های ایران به مناطق "سیدکان و بالەکایتی" در ارتفاعات مرزی اقلیم کُردستان: بنا بە اخبار منتشر شدە بامداد امروز پنج شنبه ١٨ شهریور ماه چندین فروند جنگنده و پهباد رژیم فاشیست حاکم بر ایران مواضع شماری از احزاب کردستان را که در اتفاعات مرزی اقلیم کردستان اسقرار یافته بودند، مورد حمله وحشیانه قرار داد. طبق این گزارشات ، این حملات درحوالی ساعت ٦ بامداد با تجاوز چندین فروند جنگنده نظامی و پهباد به حریم هوایی کردستان عراق شروع شد.

تروریسم دولتی آمریکا و تروریسم اسلامی طالبان در فاز همکاری: هزیمت مفتضحانه و سراسیمه ارتش آمریکا از افغانستان، در دوشنبه شب سی ام اوت ۲۰۲۱، به نقطه پایانی رسید. آنچه مسلم است، بر بستر افت موقعیت آمریکا در معادلات جهانی و در کشاکش با قدرتهای بزرگ رقیب، بر بطن ناکامی اش از تحقق اهدافش در افغانستان و عراق و خاورمیانه، آمریکا و ناتو با قبول شکست و ناکامی افغانستان را ترک کردند. قرارداد "سازش" بین دولت آمریکا و جریان تروریست طالبان در دوحه قطر، سند قبول این عقب نشینی و شکست بود.

تحول «طالبان» یا تاکتیک‌های فریبنده؟ اضمحلال ارتش ٣٠٠٠٠٠ نفری افغانستان برغم آموزش و تجهیز توسط نیروهای آمریکایی در عرض چند ساعت، گواه بارز عدم موفقیت ایالات متحدۀ آمریکا در افغانستان و محدودیت قدرت آن می‌باشد. بی‌تردید، آمریکا به امتناع از بسیار از تعهدات خود در منطقه‌ مجبور خواهد شد. حالا وقت اندیشیدن به این است که چه درس‌هایی از اشغال افغانستان توسط آمریکا باید آموخت.