حدودا یکسال گذشت از «منشور حداقلی بیست تشکل مستقل صنفی و مدنی ایران» با شعار پوپولیستی "زن زندگی آزادی" که بسرعت میان طرفدارانش اعم از رفرمیستها، کمونیزم خرده بورژوازیی، لیبرالها و فیمینستها در داخل و خارج کشور، جاذبه ای کاذب ایجاد نمود، و با سرعتی بیشتر گرد و خاکش فرو نشست و جنازه آنرا در همایش پوشالی کلن به خاک سپردند. این اقدام خصوصا که به نیابت از طبقه کارگر ایران و بطریق اولی کل جامعه انجام گرفت، نزد ما کمونیستها روشن بود چه سرنوشت غم انگیزی خواهد داشت.

سه تن از معلمان ایرج رهنما، محمد علی زحمتکش و افشین رزمجو معلمان زندانی استان فارس با پابند الکترونیکی از زندان آزاد و حبس خانگی  شدند.  اینجا مملکتی است که سران تبهکار و مفلوک بعد از ۴۵ سال حاکمیت جنایتکارانه نتوانسته اند، خشم و تنفر مردم را کم کنند. نتوانسته اند بدون احکام قرون وسطایی، اعدام، زندان، دستگیری و فشار بر آزادیخواهان، معلمان،  کارگران، دانشجویان و زنان حاکمیت ننگین را حفظ کنند. نتوانسته اند و نمی‌توانند مقابل اراده محکم و دستاوردهای خیزش مردمی زن زندگی آزادی شوند.  

این روزها از جلوی هر فروشگاهی رد می شوی کیپ تا کیپ شهروندان را می بینی در صف ایستاده برای گرفتن ِ « یارانه ی کالایی» ِ رژیم ِ راهزنان و اختلاسگران. رژیم در واقع با این اقدام ِ اهانت آمیز دارد انتقام ِ اعتراضات ِ خیابانی و شعارهای« مرگ بر دیکتاتور» را از شهروندان می گیرد. نه اینکه مردم قصد ِ این رژیم را از این اهانت ِ علنی ندانند . به خوبی می دانند و در همان صف های طولانی تا بخواهید علیه غارتگران ِمسلح از صدر تا ذیل ِ شان علنن فحش می دهند وهرچه می خواهند برزبان می آورند.

در طی دو هفته اخیر،‌ قیمت دلار در بازار به شدت صعود کرد و سپس درجه رشد افزایش قیمت دلار کاهش یافت. این تغییر در بازار ارز و عموما نوسانات در این بازار، بار دیگر به شکل دعواهای درونی جناحی حکومت در مورد بی برنامگی و عدم ثبات در برنامه های اقتصادی جمهوری اسلامی بدل شده است. مهراد عباد، عضو هیئت نمایندگان اتاق‌های بازرگانی ایران و تهران، طبق گزارش ایلنا ابراز داشته که این نوسانات دال بر بی ثباتی اقتصادی است.

تبعیض و ستم ملی در ایران، یک واقعیت غیرقابل انکار است.  هم‌زمان در مقابل مبارزه خلق‌های تحت ستم ایران نیز یک واقعیت غیرقابل انکار است. چنین سیاست‌هایی نقطه مشترک حکومت‌های پهلوی رضا شاه و محمدرضا شاه و جمهوری اسلامی است. سیاست‌های کلان حکومت‌های پهلوی و جمهوری اسلامی به درجاتی به ایدئولوژی ناسیونالیسم و پان‌اسلامیسم آغشته است. 

کمون پاریس نمونه‌وار نشان می‌دهد که چه‌گونه مارکس به رخدادهای بلاواسطه‌ی جاری در آن بازه‌ی زمانی واکنش نشان داد، این امر هم‌هنگام نمونه‌ی روشنی  برای مداخله‌ای مهم در نظریه‌ی مارکسیستی است. لنین در پیش‌نوشته‌ی 1907 پیرامون نامه‌های کوگلمن خلاصه‌وار تشریح کرده است که مارکس چه‌گونه این رخدادها را تجربه کرد: «مارکس که در سپتامبر 1870 قیام را نابخردانه نامیده بود، در آوریل 1871، از آن‌جا که شاهد یک جنبش توده‌ای، مردمی بود، توجه دقیق خود را به شرکت‌کنندگان در این رخداد سترگ معطوف کرد

در فرهنگ و ادبیات ناسیونالیسم و قوم پرستان،  کردها، شجاع، قهرمان، جوانمرد، جنگجو، با غیرت و...، اند. این صفات و تعریفات بظاهر هیجان انگیز، اما در واقع تحقیر آمیز اند. در فرهنگ و سنت ناسیونالیسم کرد، کردها مرد اند، کردستان مردانه است. زن نقشی ندارد...،  من در مورد کردستان چهل و چند سال اخیر بعد از بهمن ۵۷ صحبت می کنم نه تاریخچه ملی کورد که رشته ایست با سر دراز.

واژه «انقلاب» در لغت به مفهوم دگرگونی و تغییر اساسی است. بسیاری از تاریخ‌دانان و دانشمندان معتقدند انقلاب فرانسه مادر انقلاب‌ها است. به‌عبارت‌دیگر تا پیش از انقلاب فرانسه، مفهوم انقلاب بنا به تعریف ارائه شده وجود نداشت.  انقلاب فرانسه‌(۱۷۹۹-۱۷۸۹)، دوره‌ای از دگرگونی‌های اجتماعی سیاسی در تاریخ سیاسی فرانسه و اروپا بود. این انقلاب، یکی از چند انقلاب مادر در طول تاریخ جهان است که پس از فراز و نشیب‌های بسیار، منجر به تغییر نظام سلطنتی به جمهوری در فرانسه و ایجاد پیامدهای عمیقی در کل اروپا شد.

سیاست‌های دوگانه‌ای که زیر نام اتحاد، زنان معترض را بسوی تعامل با طالبان می‌کشاند.  نشستی که قرار است در 18 و 19 فبروری در دوحه برگزار شود، دومین نشست از سلسله نشست‌هایی خوانده می‌شود که سازمان ملل متحد، همراه با نمایندگان دولت‌ها و نهادهای سیاسی و حقوق‌بشری گوناگون، پیرامون اوضاع افغانستان، برگزار کرده و ادامه می‌دهد. ولی این، دومین گفتن به نشست دوحه، یک تاکتیک لفظی بسیار زیرکانه است؛

در روز جمعه ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ انتخابات دوازدهمین دوره مجلس اسلامی و هم‌زمان انتخابات ششمین دوره مجلس خبرگان رهبری برگزار می‌شود. "انتخابات" پیش رو در میانه شرایط بسیار ویژه‌ای (دوره تداوم تجارب و دستاوردهای یکی از مدرن‌ترین خیزش‌های اجتماعی، انقلاب زن زندگی آزادی که جامعه ایران و صف‌بندی مبارزاتی مردم با حکومت اسلامی را دگرگون کرد) برگزار می‌شود که شرایط سیاسی و صف‌بندی مردم با حکومت اسلامی بیش از هر دوره‌ای تغییر کرده است. 

در کنار نابودی ایران از طریق جنگ، که در دستور کار صهیونیسم تروریست آدمخوار اسرائیل قرار دارد، خطرات و چالش‌های دیگری نیز میهن عزیزمان را تهدید می‌‌کند: فروپاشی اقلیمی، فروپاشی اقتصادی، ابربحران اجتماعی و فروریزش ساختار قدرت سیاسی در ایران. همه‌ی این‌ها کار را به جایی رسانده که برخی از تحلیلگران بیگانه فروپاشی رژیم را «اجتناب‌ناپذیر» می‌دانند. اما فراموش نکنیم که آن چه آنها «رژیم ایران» می‌نامند در واقع همان ایران است؛ رژیم بخشی از مجموعه‌ای است که محکوم به فروپاشی است، بخش اصلی آن را ملت ایران و سرزمین ایران تشکیل می‌دهند.

یکم: آقای عبدالستاردوشوکی هراز چند گاهی یادش می آید که باید تلویزیون ِ ایران اینترنشنال را که در ایران به عنوان ِ یکی از رسانه های ِخبری ِ قابل ِاعتماد شناخته شده است ومیلیون ها بیننده وشنونده دارد– زیرااکثر ِشهروندان ِایرانی خبرهای این رسانه را چه حضوری و چه ازطریق ِموبایل به همدیگر اطلاع می دهند-، و گوینده گان و مجریان ِ برنامه های اش در لیست ِ ترور ِ رژیم هستند، به باد ِ تهمت و افترا و اهانت بگیرد. من نمی دانم دشمنی ِ دوشوکی با این رسانه ی خبری برای چیست.

در دنیایی كه تقریبا همه دولتهای بزرگ و كوچك جهان جز اسرائیل رسما اعلام میكنند که خواهان جنگی همه گیر نیستند، بخش اعظم دولتهای غربی برای جنگی همه گیر خود را آماده میكنند. این حقیقت مستقل از اینكه این دولتها چقدر وارد این ریسك بشوند و چنین تصمیم غیر مسئولانه، غیر عقلانی و ماجراجویانه و خطرناكی را بگیرند یا نگیرند، عملا جهان را وارد دوره ای حساس و پر مخاطره كرده اند.

ميگويند در سالهاى اخير يک روند "بازبينى" و "بازنگرى" در بين انقلابيون و چپگرايان اپوزيسيون ايران در جريان بوده است. نگاهى به نشريات متعددى که اين طيف بويژه در خارج کشور منتشر ميکند به وجود چيزى از اين دست صحه ميگذارد، هرچند در اينکه "بازبينى" کلمه مناسبى براى توصيف اين روند باشد جاى ترديد جدى هست. در خلوت، وقتى بيان حقيقت کسى را نميرنجاند، ميتوان اين روند را يک روند ندامت توصيف کرد.

مخاطب این بحث کارگران سوسیالیست و کمونیست و رهبران عملی مبارزات جاری کارگری است. هدف نیز تقویت و انسجام سنت شورائی، تاکید بر اهمیت مجمع عمومی و ارتقای آن به یک جنبش مجمع عمومی بعنوان کلیدی ترین راه پیشروی مبارزات کارگری در شرایط حاضر است. هر زمان کارگران با اتکا به مجمع عمومی در مراکز صنعتی اعتصابات بزرگ سازماندهی میکنند و متحدانه به میدان می آیند، "نگرانی"ها و حساسیت عده‌ای از موضع سندیکا و نیاز به "تشکل پایدار" عود میکند.