قتل عمد حکومتی مهسا در تهران نخست خشم مردم آزاده تهران را برانگیخت! ناسیونالیزم فریبکارانه روی این بدیهیات پوشش میگذارد، چونکه از آن نان میخورد! همان روز قتل مهسا معترضین جلو بیمارستان کسری با آگاهی و درایت شعارهایی نظیر «از کردستان تا تهران ستم علیه زنان» سر دادند تا همه مرزبندی‌ها اعم تبعیض جنسی، مذهبی، ملی و نژادی را که چند دهه است حربه دست رژیم و اعوان و انصارش در یکسو و از دیگر سو شاهنشاهی های فاشیست و پان ایرانیست ها و ناسیونالیستهای نان به نرخ روز خور بوده، و روی آن سرمایه گذاری کرده آند تا منافع حقیر خود را در آن بجویند مانع صف متحد آنها شود، دور زدند!

(در حاشیهُ سنگ مزار یک قربانی) جنبش مردم جان بلب رسیده در ایران علیه حاکمیت سیاه اسلامی بحق توجه دوست و دشمن در سرتاسر دنیا را بخود جلب کرده است. در این راه تاکنون جوانان زیادی نیز قربانی شده اند. نیکا شاه کرمی، دختر بسیار جوان و پرشوری که قربانی سبعیت اسلامی شد، یکی از این عزیزان است. چندروز قبل عکسی حاوی صحنه ای دلخراش توجهم را بخود جلب کرد: سنگ قبر مزار نیکا شاه کرمی. براین سنگ قبر نوشته اند: فرزند ... (فقط اسم پدر برآن حک شده است و نامی از مادر برده نشده است).

جريانى که بطور واقعى وزنه خواهد بود و بايد چه امروز و چه در آينده دقيقاً مراقب حرکاتش بود، جريان به اصطلاح سلطنت‌طلب است. منظور من از سلطنت‌طلبان نه لزوماً طرفداران رضا پهلوى و يا مدافعان اعلام فورى سلطنت، بلکه جناح مدافعان و طرفداران رژيم سابق است. مشخصّۀ اينها نه اصرارشان بر اعلام فورى سلطنت در کشور و يا سر کار گذاشتن رضا پهلوى، بلکه دفاعشان از رژيم سابق و فاصله گرفتنشان از ژستهاى ليبرالى و پارلمانى و حمايت آشکارشان از يک دولت قدرتمند و چه بسا نظامى است.

آزادی فوری و بدون قید و شرط هزاران زندانی سیاسی: شنبه شب، ۲۳ مهر ماه، خبر هولناکی مبنی بر آتش سوزی در زندان اوین همراه با تصاویر ویدئوئی در فضای مجازی پخش شد. مردم با شنیدن این خبر همراه با خانواده و بستگان زندانیان بلافاصله به سمت زندان اوین راهی شدند. خبر این حمله سازمان یافته و وحشیانه، چنان تکان دهنده و هولناک بود که اکثر مردم ایران را تکان داد و انعکاس آن در سطح جهان هم بسیاری را در نگرانی و ماتم فرو برد.

امروز۴ آبان است که ۴۰ روز از قتل عمد مهسا امینی گذشت که بطور وحشیانه به دست دژخیمان طبقه حاکمه ایران کشته شد. جرقه ای بود که جامعه با نشان دادن جسورانه ترین شکل و جان در کف در مقابل این جانیان ایستاده و خیزش عظیمی را در سراسر ایران به راه انداخته اند. نه تنها خون ریخته ژینا و نیز بیش از ۳۳ جوان دیگر که در این خیزش تا کنون جان عزیز خود را از دست داده اند را بی جواب نمی ماند. هزاران نفر از جوانان، دانشجویان، دانش آموزان دستگیر شده و در شرایط سختی بسر میبرند.

در زمانی که خیزش هنوز همه گیر، سراسری و غیر قابل بازگشت نشده، هر عملیاتی از این شکل، توسط هر نهادی – چه وابسته به بیگانه و یا برانداز، بدون شک، در راستای سرکوب خیزش مردمی، و اهداف سرکوبگرانه نظام اسلامی است، و حتما باید توسط نیروهای سرنگونی طلب، بدون هیچ اما و اگری، محکوم شود تا خط انقلاب و انقلابی از ترور کور برای خلق ستمدیده روشن و شفاف بیان شده باشد. بنا به گزارش تسنیم «عصر امروز فرد مسلح با تیراندازی به سمت حرم مطهر شاهچراغ (ع)، تعدادی از زائران را شهید و مجروح کرد.»

ننگ جهالت و تفرقه افکنی ناسیونالیسم ایرانی و کرد: وقتی که جنایتکاران اسلامی ژینای عزیز، مهسا امینی را به قتل رساندند، بسرعت و از همان لحظه‌ اول و در آن دیر وقت شب جمعه ۴۰ روز قبل در مقابل بیمارستان کسرای تهران خشم مردم معترض و زنان و نسل جوان جسور در تهران فوران کرد. فردای آن روز در آرامستان آیچی سقز در متینگی بزرگ هزاران نفر ژینای عزیز را بدرقه کردند. به این ترتیب پایه های همبستگی مبارزاتی مردم مبارز در سراسر ایران تحکیم شد و اکنون چهل شبانه روز است، ابعاد متنوعی از اعتراض و اعتصاب و ابتکارات مبارزاتی خروش انقلابی مردم در سراسر کشور، سران جمهوری اسلامی و تمامی پیکره این رژیم سفاک را به لرزه در آورده است.

اعتراض‌ و انقلاب مردم ایران که پس از قتل مهسا‌(ژینا) امینی در بازداشتگاه پلیس امنیت اخلاقی تهران آغاز شد، با پیوستن دانش‌آموزان ابعاد تازه و گسترده‌تری پیدا کرد. در روزهای اخیر، شمار زیادی از دانش‌آموزان دختر در داخل مدارس یا خارج از آن، با درآوردن مقنعه‌هایشان، شعارهایی علیه حکومت سر دادند. این اتفاق خشم حکومت و نهادهای امنیتی را در پی داشت و به حمله آنان به مدارس انجامید. به این ترتیب، حکومت اسلامی ایران، دشمن درجه یک آزادی بیان و اندیشه و کودک‌کش در جهان است!

( از ماتریالیسم ِ تاریخی بیاموزیم) درطول ِ تاریخ تا به امروز تمام ِ انقلاب ها و خیزش های اجتماعی ِ موفق یاحتا ناموفق ِ معطوف به تغییر ِ شرایط ِزیستی- اجتماعی ِانسان ها درراستای تکامل ِ قانون مند و ضرورت مندی بوده که غایت و نهایت ِ آن انقلاب ِ پرولتاریایی و سوسیالیسم و کمونیسم خواهد بود. این انسان ِاجتماعی،یعنی انسان ِکارورز ِ اندیشه ورز ِ هدف مند، امروز در مرحله و دورانی از تکامل ِ تاریخی اش به سر می برد که ازهرزمان و دورانی به غایت ونهایت ِتکامل ِ قانون مند ِ خویش نزدیک تر است، یعنی در مرحله و دوران ِ نظام ِ سرمایه داری. نظامی که عمدتن و اختصاصن- به لحاظ ِ تولید و مناسبات ِ تولیدی- شامل ِ دو نیروی مولد ِ انسانی و دو طبقه ی اجتماعی ِ بورژوازی و پرولتاریاست.

آقای رضا پهلوی در کنفرانس مطبوعاتی اش به موضوعاتی پرداخت که به بحثها و اظهار نظرات گوناگونی در مدیای اجتماعی و رسانه ها دامن زده است. من هم لازم دیدم به چند نکته در مورد نظرات و مواضع ایشان اشاره کنم.

خیابان در جامعهٔ طبقاتی سرنوشت‌ساز است. تعیین و تکلیف ماندنِ [حکومت‌مداران و دولت‌مداران] و رفتن و کندنِ کارگران، زحمت‌کشان، زنان، دختران، جوانان، دانشجویان و دیگر ستمدیدگان [از مناسبات سرمایه‌داری] است؛ پس عدمِ حضور و استفاده از فرصت‌های اعتراضی، یا فقدان برنامهٔ هدفمند، ندانستن‌ها، کم‌کاری‌ها و لغزش‌ها، برابر با افزودن به زیان‌ها است. درهرصورت گفته‌ها و نکته‌ها پیرامون وقایع چند هفتهٔ اخیر در ایران بسیار است. علاوه بر تحرکات، تصاویر منتشرشده به‌اندازهٔ کافی گویا و نشان‌دهندهٔ برافروختگی و بغض میلیون‌ها زن و دختر، جوان، دانشجو، دانش‌آموز و دیگر توده‌های محروم در برابر حاکمان مستبد است.

تاریخ هشتاد سال گذشته که حکومت پادشاهی و جمهوری اسلامی در ایران قدرت را در دست داشته اند، مانند تاریخ همه جوامع دیگر، سراسر مبارزه و کشمکش طبقاتی بوده است. تاریخ ما هم مملو از تحمیل منافع طبقه دارا و ثروتمند جامعه اعم از مالک تا سرمایه دار را شامل شده است. جامعه ما در طول این تاریخ و این حاکمیت ها هر نوع جنبش اعتراضی و هر فعال و رهبر اعتراض مردم به این شرایط های بردگی را با شدیدترین شیوه سرکوب پاسخگو بوده اند.

اگر چه برلین تهران نیست و نمی‌توان اتفاقی را که در برلین اتفاق افتاده است، الگوی فرودستان ایران در داخل ایران دانست، اما اگر قرار باشد آنچه در برلین اتفاق افتاده است، را الگوی انقلاب آتی تلقی کرد، آنگاه می‌توان از همین الان از تکرار فاجعه‌ی ۵۷ حرف زد. «چپ» گویا دچار زوال عقل شده است: آیا چپ سنتی با مطرح مقولات تضاد اصلی و ... تمامی خواست‌های فرودستان در انقلاب ۵۷ را قربانی «حل» تضاد اصلی نکرد و بدل به زائده‌ی ضد انقلاب در آن دوره نشد؟ به کجا رسیدیم؟ قرار است این بار چه اتفاقی بیافتد؟ قرار است باز دوباره همچون در سال ۵۷ انقلاب (فرودستان) و ضد انقلاب (این بار گربه‌های عابد شده) در کنار یکدیگر و دست در دست یکدیگر پا به میدان بگذارند و ارتجاع اسلامی را ساقط کنند؟