فشار شدید بر خانواده مهسای قلب جهان، بستن ورودی و خروجی برسقز آغازگر انقلاب ، راه بندان بر آرامستان آیچی حماسه ساز، یک به یک شکست خورده و ناکام ماندند. زنان و مردان و جوانان سقز و شهرهای همجوارو از سراسر ایران خروشیدند. با جسارت و اراده انقلابی همه موانع را کنار زدند.سرود خوانان برمزار ژینا، مهسای نماد قیام علیه زور و ستم و تبعیض و آپارتاید جنسیتی متینگ و مارش دهها هزار نفری چهلمین روز درگذشت دختر جهان بر صفحه تاریخ تحولات بزرگ حک کردند.

اینهمه صحبت از حقوق زن و دفاع از کارگر زندانی و مردم ستم کشیده کردی. اینهمه داد روشنفکری سر دادی. بحث های فلسفی راه انداختی. حتی جون خودت رو به خاطر کارهات به خطر انداختی که ناگهان سربزنگاه تاریخی بیای از "نسبت" و "تناسب" بگی و خانواده پهلوی رو تبلیغ کنی؟ فکر کردی ملت بچه هستن و کلاس برگزار کردی؟ یکی دوبار عق زدم هر چی شعر و ترانه و کار داشتی بالا بیارم بعد یه لیوان آب هم روش بنوشم که بشوره ببره اما ناگهان فکر کردم شاید اشتباهی شده و دیگه از این کارهای اشتباه نمیکنی.

بازشناسی موقعیت جامعه و رهبری می‌تواند مفید واقع شود و چشم‌اندازهای روشن‌تری را ترسیم کند؛ شوربختانه مدتِ طولانی است مفهوم و جایگاه تحرکِ کمونیستی و اعتراضات توده‌ای جابه‌جاشده است. زمانی نیرو و سازمانِ کمونیستی موتور و نیروی محرکه اعتراضات کارگری و توده‌ای بود و چند دهه‌ای است مشوق «چپِ» خارج از کشور، جنبش‌های اعتراضی داخل شده است. به دنبال جستار، باطل سازی آنچه هفت و هشت هفته سرتاسر جامعه را فراگرفته است، نیست، بلکه دریافتِ کمونیستی به‌منظور برون‌رفت از ستمگری حاکم است.

از نظر من صلاح مازوجی در این گفتگو حول «خیزش جاری و مواضع اپوزسیون در خارج از کشور» دقیقا به استنتاجاتی معکوس از شرایط انقلابی دست یافته. تاریخا در دوران رو به اعتلای انقلابی و انقلابی حتی هر دمکرات مآبی تلاش دارد خود را با جنبش کارگری و کمونیستی تداعی کند یا به آن آویزان شود! اما اکنون در متن این شرایط انگار بر خلاف همیشه، حقایق تاریخی وارونه شده است. یعنی طیفی از کمونیستها متحزب و نامتحزب میخواهند نظیر صلاح مازوچی با توجیه اخلاقی، اینکه باید اعتماد بنفس داشته باشیم،

در مکتب اسلامی رهبران جمهوری اسلامی « حفط بیضه اسلام اوجب واجبات » و انجام هر عملی در این رابطه از طرف همه مراجع عظام و شخص خمینی مرتجع و خامنه ای و رفسنجانی مجازبوده است .نمونه هائی که تا کنون در این باره افشا شده کشتار زندانیان عقیدتی در سالهای شصت ، قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367 بنا به فتوای خمینی با مشارکت فعال احمد خمینی ، اکبررفسنجانی ، سید علی خامنه ای و باند موتلفه ای ها ، انتشار نشریه ای به نام «قندپارسی» با محتوای ضد دینی که توسط سعیدامامی و باهدف گرفتن فتوا برای قتل روشنفکران منشر می شد

( همراه با خطابیه ای به فرقه سالاران ِ خود کارگر پندار) ما جوانان ونوجوانان ِ 1357 فراموش نکرده ایم همه با همی ِ خیزشی را که مطالبه و هدف ِ محوری اش دموکراسی و آزادی های سیاسی بود- یا قاعدتن باید می بود- اما با ورود ِ روحانییت ِ اسلام مدار و واپسگرا و شخص ِ خمینی ِ توضیح المسائل نویس ِ پایین تنه اندیش و پایین تنه شناس و مستبدالرای به آن تغییر ِمسیر وتغییر ِمطالبه داد وصدوهشتاد درجه رو به عقب واگشت نمود و به حکم ِ مستبدانه و یک کلام ِ خمینی تبدیل شد به « جمهوری ِ اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد».

ماهیت و نیروی محرکه انقلاب ایران
انقلاب ایران یک انقلاب رادیکال- دموکراتیک و بر زمینه وجود منافع مشترک میان طبقه کارگر، دهقانان و زحمتکشان از یک سو، و جناح های چپ و میانی طبقه متوسط (بخشهای بزرگی از کارکنان فکری، تخصصی و خدمات اجتماعی، زنان و دانشجویان، شهری و روستایی) از سوی دیگر، استوار است.

خیزش عظیم وشورانگیزی که ازمهرماه شروع شده وکلیت نظام فاسد حکومت اوباش اسلامی رانشانه رفته است اکنون بیش ازچهل روزازعمررزمنده آن می گذردباگذشت هرروزدامنه وابعادش وسیع ترشده وعمق وشدت بیشتری می یابد.این خیزش شگرف و شورانگیزمردمی که با رهبری زنان ودختران شجاع ورهبروبا حجاب سوزان که پرچم و سمبل حکومت وحوش اسلامی است پابه میدان نهاده است.این جنبش واین خیزش به زبانی شورش به جان آمدگان از همه جنایات 43ساله حکومت وقیح وفاسد اسلامی ونظام فقروسرمایه داریست.

بعد از گردهمایی بزرگ برلین حملات در مدیای اجتماعی و در رسانه های راست به حامد اسماعیلیون بالا گرفته است. شهرام همایون در تلویزیون کانال یک در محور مهاجمین به اسماعیلیون قرار دارد. او متحیر است که چه شد ناگهان "شاهزاده" به محاق رفت و کسی مثل حامد به جلو رانده شد. چطور شد که "رضا شاه روحت شاد" به یکباره محو شد و کسی برای عشق ایشان به پاسارگاد و مرزپرستی تره هم خرد نکرد! چطور شد مجاهدتهای کانال یک در پرچم چرخانی و عرب ستیزی یک شبه به باد رفت؟

در حالی که نیازمندی های ضروری زندگی روزانه میلیونها نفر و در واقع بخش بسیار بزرگتری از جمعیت کشورها با افزایش قیمت های سرسام آور روبروست، طبقه سرمایه دار و خرده بورژوای دنبالچه اش همچنان در وضعیت خوب و بهتری قرار می‌گیرند. همین دیروز در بریتانیا اعلام شد که کمپانی نفتی شل در سه ماه اخیر بیشتر از هشت میلیارد پوند سود کرده است و جالب این است که این نوع "اتفاقات" به یمن داشتن قدرت و تعلق تمام و کمال حکومت به این طبقه و این قبیل شرکت ها که مالیات دهنده درست و حسابی هم نیستند ممکن می‌شود.

از دیروز که عملیات کشتار تعدادی شهروند بی سلاح در شاهچراغ شیراز رخ داد تاکنون، نیروهای سرنگونی طلب «چپ» سکوت اختیار کرده اند. حتی از ارائه خبر هم خودداری کرده اند. چرا؟  درک مشخص از جامعه ایران ندارند، و یا اینکه ساکتنداز دیروز که عملیات کشتار تعدادی شهروند بی سلاح در شاهچراغ شیراز رخ داد تاکنون، نیروهای سرنگونی طلب «چپ» سکوت اختیار کرده اند. حتی از ارائه خبر هم خودداری کرده اند. چرا؟

قتل عمد حکومتی مهسا در تهران نخست خشم مردم آزاده تهران را برانگیخت! ناسیونالیزم فریبکارانه روی این بدیهیات پوشش میگذارد، چونکه از آن نان میخورد! همان روز قتل مهسا معترضین جلو بیمارستان کسری با آگاهی و درایت شعارهایی نظیر «از کردستان تا تهران ستم علیه زنان» سر دادند تا همه مرزبندی‌ها اعم تبعیض جنسی، مذهبی، ملی و نژادی را که چند دهه است حربه دست رژیم و اعوان و انصارش در یکسو و از دیگر سو شاهنشاهی های فاشیست و پان ایرانیست ها و ناسیونالیستهای نان به نرخ روز خور بوده، و روی آن سرمایه گذاری کرده آند تا منافع حقیر خود را در آن بجویند مانع صف متحد آنها شود، دور زدند!

(در حاشیهُ سنگ مزار یک قربانی) جنبش مردم جان بلب رسیده در ایران علیه حاکمیت سیاه اسلامی بحق توجه دوست و دشمن در سرتاسر دنیا را بخود جلب کرده است. در این راه تاکنون جوانان زیادی نیز قربانی شده اند. نیکا شاه کرمی، دختر بسیار جوان و پرشوری که قربانی سبعیت اسلامی شد، یکی از این عزیزان است. چندروز قبل عکسی حاوی صحنه ای دلخراش توجهم را بخود جلب کرد: سنگ قبر مزار نیکا شاه کرمی. براین سنگ قبر نوشته اند: فرزند ... (فقط اسم پدر برآن حک شده است و نامی از مادر برده نشده است).

جريانى که بطور واقعى وزنه خواهد بود و بايد چه امروز و چه در آينده دقيقاً مراقب حرکاتش بود، جريان به اصطلاح سلطنت‌طلب است. منظور من از سلطنت‌طلبان نه لزوماً طرفداران رضا پهلوى و يا مدافعان اعلام فورى سلطنت، بلکه جناح مدافعان و طرفداران رژيم سابق است. مشخصّۀ اينها نه اصرارشان بر اعلام فورى سلطنت در کشور و يا سر کار گذاشتن رضا پهلوى، بلکه دفاعشان از رژيم سابق و فاصله گرفتنشان از ژستهاى ليبرالى و پارلمانى و حمايت آشکارشان از يک دولت قدرتمند و چه بسا نظامى است.