چه کسی به داد اعدامی های رو به افزون بلوچ می رسد؟ امروز با اعدام چهار زندانی دیگر در زابل, تعداد اعدامی های بلوچ و سیستانی در هفت روز گذشته به ١٨ نفر رسید. دیروز سازمان حقوق بشر ایران گزارش کرده بود "طی یک هفته گذشته مجموعا ۲۴ اعدام (به‌طور میانگین هر ۸ ساعت یک اعدام) توسط نهاد آمار سازمان حقوق بشر ایران به ثبت رسیده است که ۱۴ نفر از آنها شهروندان بلوچ بوده‌اند". اکنون این عدد ١٨ نفر می باشد.

مقدمه‌ای بر ترجمه‌ی «یادداشت‌های زندان گرامشی» در مورد کتاب بوخارین
تذکر: این مقدمه شامل سه بخش کم و بیش مستقل است: خطوط عمومی نظریه/ تاریخگرائی گرامشی/ محدودیت‌های گرامشی.
خطوط عمومی نظریه

درماه فوریه گذشته، چند روز قبل از تهاجم روسیه ، ژوزف بایدن، رئیس جمهور آمریکا از هموطنان خود خواست که ظرف ۴۸ ساعت اوکراین را ترک کنند. از آن زمان، ایالات متحده به شکل دیگری مجددا به اوکراین بازگشته است. ایالات متحده، بدون به خطر انداختن جان حتی یک سرباز، از فجایع متوالی ببار آمده توسط رئیس جمهور ولادیمیر پوتین، برای دستیابی به پیشرفت های استراتژیک خود استفاده می کند : روسیه برای همیشه تضعیف شده،دست و پای چین به خاطرکژروی های همسایه اش بسته شده و پیمان آتلانتیک شمالی، ناتو، با پیوستن آتی سوئد و فنلاند تقویت خواهد شد.

 (نقدی بر مواضع حمید تقوایی) حمله روسیه به اوكراین و ادامه این جنگ، اهداف طرفین آن و سرانجام تلاش روسیه از طرفی و ناتو و دولت زلنسكی و حامیانش از طرف دیگر، اقدامات دولتهای مختلف غربی به نام این جنگ، سیاست آنها و تبلیغات وسیع حول آن به مباحثاتی در میان نیروهای سیاسی دامن زده است و صف بندی های حول جنگ اوكراین شكل داده است كه نگاه به آن حائز اهمیت است. درمورد جنگ در اوكراین و یا به زبانی تهاجم روسیه به اوكراین و دلایل آن، حزب ما و رفقای مختلفی از جریان ما تا اكنون و در مقاطع مختلف اظهار نظر كرده ایم.

ما پیش از این در مورد جنگی که در اوکراین در جریان است، در مورد پیشینه، دلایل و اهدافی که قدرتهای جهانی در این جنگ تعقییب میکنند، جایگاه آن در تقسیم مجدد جهان و گسترش میلیتاریسم در جهان و سیاست حول آن صحبت کرده ایم و اینجا فقط به ذکر تاکیداتی در این مورد بسنده کرده ام. هدف از این بحث، پرداختن به این جنگ از زاویه تاثیرات آن در خاورمیانه و سپس مشخصا در مورد ایران است تا بتوانیم به نکات اصلی که در این خصوص هست برسیم و شمائی از این اوضاع و روندهای جاری داشته باشیم و طبعا به نتیجه گیری های در این مورد برسیم.

ناکجاآبادگذشته در برابرحال و آینده و پرسش های پاسخ نگرفته. پس از گذشت ۴۳ سال از انقلاب بهمن، بنظر می رسد هنوز هم تبیین درخوری از آن و پی آمدهایش که حداقل بخش مهمی از جامعه ایران را قانع کند و بتواند مبنای رهیافتی برای خروج از باتلاق کنونی بشود صورت نگرفته است و این درحالی است که تداوم حاکمیت برخاسته از انقلاب بهمن به عنوان بزرگترین زمین لرزه سیاسی- اجتماعی از انقلاب مشروطیت به این سو و به عنوان رخدادی نابهنگام با سویه قهقرائی، هم چنان بر ذهنیت و بر دوش جامعه ایران سنگینی می کند.

دوشنبه دو خرداد امسال، با فروریختن بخشی از پروژه برج های دوقلوی متروپل در مرکز آبادان و قربانی شدن دهها نفر، زخمی و مدفون شدن تعداد بیشتری، که هنوز از تعداد قربانیان آمار دقیقی در دست نیست، فاجعه ای که قرار بود بعنوان "حادثه" در ایران ثبت شود، به یک بحران سیاسی و سراسری برای حاکمیت تبدیل شد. نه بحران هسته ای و منطقه ای، که داخلی و ضد حکومتی! پس از سنندج و مریوان و شوش و اهواز و اصفهان و مشهد و دهها و دهها شهر دیگر، بار دیگر مردم ایران گرد شهری با ساکنین اش، گرد آبادان، حلقه زدند!

بیست سال از مرگ نابهنگام منصورحکمت می‌گذرد. متاسفانه او زود درگذشت و مابه‌ازاء عملی تئوریهای خود را در میان مدت ندید. به پاس زحمات فراوانش من سعی خواهم کرد موجز و کوتاه در سه قسمت ارزیابی‌ای از چرایی وضعیت کنونی کمونیسم کارگری ارائه بدهم. بر مبنای آنچه «کمونیسم منصورحکمت» می‌نامند، در زمان حیات خود او دو حزب ساخته شد. در ١٩٩١ میلادی حزب کمونیست کارگری ایران و در ١٩٩٣ حزب کمونیست کارگری عراق تاسیس شد.

جناب “محسن حکیمی” تیتر آخرین نوشته خود را چنین انتخاب کرده است:

“ کانون نویسندگان ایران: گذشته، حال، آینده”

از همان شروع نوشته فلسفه انتخاب آن تیتر را توضیح داده است:

آورده‌اند کاروانی به حاکمی شکایت بردند که دو راهزن کاروان صد نفری ما را غارت کردند. حاکم با تعجب پرسید: چگونه صد نفر از عهده دو تن برنیامدند؟ پاسخ دادند آنها دو نفر بودند همراه، و ما صد نفر بودیم تنها. این حکایت "اپوزیسیون متفرق و منفصل" و اعوان و انصار نفوذی و متصل جمهوری اسلامی است که اگرچه اندک, اما همگی در گسل های عمیق اپوزیسیون پراکنده و همچنین در رسانه های متعدد فارسی زبان نفوذ کرده, و نه تنها "متحد و همراه" بلکه یار و یاور یکدیگر هستند.

سونیا محمدی: در برنامه امروز آذر مدرسی دبیر کمیته مرکزی حزب حکمتیست (خط رسمی) با ماست و سوالاتی را با ایشان طرح خواهیم کرد. اعتراضات اخیر که به "شورش گرسنگان" معروف شد، تقابل بنیادی مردم با حاکمیت را وارد مرحله مشتت تری کرد، بطوریکه حتی خود سران حاکمیت در مورد خطر این شورش گرسنگان هشدار دادند و بر همه آشکار شد که جامعه ایران وارد فاز دیگری در تقابل با حاکمیت شده، این اعتراضات البته رعد و برقی در آسمانی بی ابر نبود اما کشمکش های اساسی بود که از همان دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ جرقه اساسی آن زده شده بود.

ارزیابی شما از موقعیت سیاسی اجتماعی و جنبشی حزب کمونیست کارگری چیست؟ جایگاه این حزب در سپهر سیاسی اپوزیسیون را چگونه می بینید؟ علی جوادی: در ارزیابی از موقعیت اجتماعی و طبقاتی احزاب و تشکلات سیاسی و کلا تبیین جایگاه جنبشی هر نیرویی در درجه اول باید به شاخص های عینی، سیاسی و نظری معینی اشاره کرد که مبنای چنین قضاوتی هستند. تنها در پرتو چنین شاخص هایی، که ملاک تمایز جنبشهای اجتماعی – طبقاتی متفاوت در جامعه است، میتوان به یک ارزیابی واقعی دست یافت. اما پیش از آن ذکر چند نکته در این چهارچوب ضروری است:

دادخواهی امری جناحی یا شخصی نیست.رژیم جمهوری اسلامی در سرکوب و کشتار زندانیان سیاسی و مخالفان خود هیچ تفاوتی نگذاشت. میزان نزدیکی و دوری آنها به حکومت را نیز در نظر نگرفت. همه را زیر تیغ ولایتش گرفت و امروزه امر دادخواهی و موفقیت آن تنها و تنها از کوریدور همبستگی عمومی دادخواهان میگذرد. برخلاف ادعای برخی از نهادها در خارج از کشور که با تاکیدات ویژه کشتار سراسری مخالفان و زندانیان سیاسی بدست جنایتکاران اسلامی حاکم را تابستان 1367 ارزیابی میکنند

برگزاری سالگرد مرگ خمینی در هلند هیچ تفاوتی با برگزاری سالگرد هیتلر در این کشور ندارد! دیروز دو ایمیل دریافت کردم: یکی از آقای احمد پوری - ساکن هلند و دومی نهادی از «جبهه مردم برای آزادی ایران - خط 3». در آن‌ها به خبری مهمی تاکید شده است:
«با سخنرانی حضرت آیةالله اعرافی، مدیر حوزه‌های علمیه ایران و نماینده مجلس خبرگان رهبری دوشنبه ۱۶ خرداد، ۶ یونی ساعت ۱۸:۳۰، خانه ایرانیان، لاهه Duinweg 24, 2585JX, Den Haag»

به سوی یک نظم ژئوپولیتیک نو! به خلاف اکثر کشورهای غربی، در رأس آنها ایالات متحده، کشورهای «جنوب» نسبت به درگیری مسلحانه مسکو با کی یف موضعی محتاط درپیش گرفته اند. رفتار کشورهای سلطنتی و امیرنشین خلیج [فارس]، که متحد واشنگتن نیز هستند، نمونه این خودداری از پیروی از غرب است. آنها درعین حال هم از اشغال اوکراین و هم از تحریم ها علیه روسیه انتقاد می کنند. به این ترتیب دنیایی چند قطبی سربرمی آورد که به رغم اختلاف های ایدیولوژیک، در آن منافع حکومت ها است که حرف اول را می زند.