رسانه در جهان وارونه امروز نقش تعيين كننده اى در روندهاى سياسى پيدا كرده است. اين نقش هم مخرب است و هم سازنده و آگاهى بخش! بعد تخريبى آن در خدمت سرمايه به هدف منكوب كردن و به انحراف كشاندن حق طلبى طبقه کارگر و تهی دستان، ‌یعنی اكثريت افراد جامعه در مبارزه شان براى تعيين سرنوشت خويش است و بعد مثبت و موثر رسانه آگاهى بخشى به محرومان جامعه است. سرمايه داران که اقلیت جامعه را تشکیل می دهتد قدرتشان را در سازمان یابی و مصادر امکانات و ثروت جامعه بدست آورده اند، از رسانه به عنوان ایزاری موثر بهره می برند.

این نوشته نقدی است به مقاله «سمت درست تاریخ کجا بود و ما کجا ایستادیم؟» نوشته آقای مختاربرازش* که بدلیل اهمیت موضوع بحث در شرایط کنونی صورت می گیرد. آن چه که در مقاله مطرح شده گرچه از جهتی یعنی انتقاد به عدم حساسیت لازم نسبت به خطرعروج روحانیت و مذهب، و با توجه به رویکردقهقراگرایانه و استبدادی این نهاد، توسط نسل های پیشا انقلاب سخن نادرستی نیست. اما رویکردکلی نوشته یک جانبه است و تنها بیان بخشی از حقیقت است و فاقدجامعیت لازم برای پاسخ دادن به موضوع و پرسشی که خود مطرح می کند:

گفته شده است که در دهه شصت در تمام کشور ایران تنها سه مرکز تخصصی قلب وجود داشته است.چنانچه جمعیت را شصت میلیون نفر در نظر بگیریم برای هر سی میلیون شهروند یک بیمارستان قلب موجود بوده است زیرا سومین بیمارستان مدرن که کاملا مخفیانه و بدور از چشم شهروندان و رسانه ها ساخته شده بود مختص به خمینی و از شهر دارم اشتات آلمان یکجا خریداری شده و با هواپیماهای باری به تهران منتقل شده بود.

تجاوزیا به عبارت ِ دیگر لشکرکشی ِنیروهای تحت ِ فرمان ِ پوتین به اکرایین پرده ی تظاهر به « انقلابی گری» از چهره ی افراد و تشکیلات های « چپ ِ » سکتاریست برداشته است. چراکه نه پوتین در معنای تاریخی دورانی انقلابی است، و نه تجاوز و کشور گشایی یا درواقع سرکوبگری ِ نظامی گرایانه انقلابی گری. چپ ِ سکتاریست ِ ایرانی با این موضع گیری ِ جانبدارانه از یک حکومت ِ متکی بر فردیت ِ فعال مایشاء نشان داد اگر خود به قدرت برسد در ایران نیزهمین فعال مایشایی وسرکوبگری ِ نظامی گرایانه را بر این جامعه حاکم خواهد نمود.

مقدمه: ابتدا همدردی و همبستگی خودم را با مردم محروم و داغ‌دیده آبادان اعلام می‌کنم. به امید این که هرچه زودتر آمرین و عاملین فاجعه آبادان توسط مردم خود این شهر مورد محاکمه قرار گیرند. چرا که متهم اصلی خود حکومت و کلیه نهادهای وابسته به آن است بنابراین حکومتی که مجرم است هرگز نمی‌تواند دادرس مردم باشد. فروریختن ساختمان متروپل حادثه‌ای ناگوار و در عین حال تکان‌دهنده‌ای بود که ظهر روز دوشنبه 2 خرداد 1401 در خیابان امیرکبیر‌(امیری) واقع در مرکز شهر آبادان رخ داد.

چه کسی به داد اعدامی های رو به افزون بلوچ می رسد؟ امروز با اعدام چهار زندانی دیگر در زابل, تعداد اعدامی های بلوچ و سیستانی در هفت روز گذشته به ١٨ نفر رسید. دیروز سازمان حقوق بشر ایران گزارش کرده بود "طی یک هفته گذشته مجموعا ۲۴ اعدام (به‌طور میانگین هر ۸ ساعت یک اعدام) توسط نهاد آمار سازمان حقوق بشر ایران به ثبت رسیده است که ۱۴ نفر از آنها شهروندان بلوچ بوده‌اند". اکنون این عدد ١٨ نفر می باشد.

مقدمه‌ای بر ترجمه‌ی «یادداشت‌های زندان گرامشی» در مورد کتاب بوخارین
تذکر: این مقدمه شامل سه بخش کم و بیش مستقل است: خطوط عمومی نظریه/ تاریخگرائی گرامشی/ محدودیت‌های گرامشی.
خطوط عمومی نظریه

درماه فوریه گذشته، چند روز قبل از تهاجم روسیه ، ژوزف بایدن، رئیس جمهور آمریکا از هموطنان خود خواست که ظرف ۴۸ ساعت اوکراین را ترک کنند. از آن زمان، ایالات متحده به شکل دیگری مجددا به اوکراین بازگشته است. ایالات متحده، بدون به خطر انداختن جان حتی یک سرباز، از فجایع متوالی ببار آمده توسط رئیس جمهور ولادیمیر پوتین، برای دستیابی به پیشرفت های استراتژیک خود استفاده می کند : روسیه برای همیشه تضعیف شده،دست و پای چین به خاطرکژروی های همسایه اش بسته شده و پیمان آتلانتیک شمالی، ناتو، با پیوستن آتی سوئد و فنلاند تقویت خواهد شد.

 (نقدی بر مواضع حمید تقوایی) حمله روسیه به اوكراین و ادامه این جنگ، اهداف طرفین آن و سرانجام تلاش روسیه از طرفی و ناتو و دولت زلنسكی و حامیانش از طرف دیگر، اقدامات دولتهای مختلف غربی به نام این جنگ، سیاست آنها و تبلیغات وسیع حول آن به مباحثاتی در میان نیروهای سیاسی دامن زده است و صف بندی های حول جنگ اوكراین شكل داده است كه نگاه به آن حائز اهمیت است. درمورد جنگ در اوكراین و یا به زبانی تهاجم روسیه به اوكراین و دلایل آن، حزب ما و رفقای مختلفی از جریان ما تا اكنون و در مقاطع مختلف اظهار نظر كرده ایم.

ما پیش از این در مورد جنگی که در اوکراین در جریان است، در مورد پیشینه، دلایل و اهدافی که قدرتهای جهانی در این جنگ تعقییب میکنند، جایگاه آن در تقسیم مجدد جهان و گسترش میلیتاریسم در جهان و سیاست حول آن صحبت کرده ایم و اینجا فقط به ذکر تاکیداتی در این مورد بسنده کرده ام. هدف از این بحث، پرداختن به این جنگ از زاویه تاثیرات آن در خاورمیانه و سپس مشخصا در مورد ایران است تا بتوانیم به نکات اصلی که در این خصوص هست برسیم و شمائی از این اوضاع و روندهای جاری داشته باشیم و طبعا به نتیجه گیری های در این مورد برسیم.

ناکجاآبادگذشته در برابرحال و آینده و پرسش های پاسخ نگرفته. پس از گذشت ۴۳ سال از انقلاب بهمن، بنظر می رسد هنوز هم تبیین درخوری از آن و پی آمدهایش که حداقل بخش مهمی از جامعه ایران را قانع کند و بتواند مبنای رهیافتی برای خروج از باتلاق کنونی بشود صورت نگرفته است و این درحالی است که تداوم حاکمیت برخاسته از انقلاب بهمن به عنوان بزرگترین زمین لرزه سیاسی- اجتماعی از انقلاب مشروطیت به این سو و به عنوان رخدادی نابهنگام با سویه قهقرائی، هم چنان بر ذهنیت و بر دوش جامعه ایران سنگینی می کند.

دوشنبه دو خرداد امسال، با فروریختن بخشی از پروژه برج های دوقلوی متروپل در مرکز آبادان و قربانی شدن دهها نفر، زخمی و مدفون شدن تعداد بیشتری، که هنوز از تعداد قربانیان آمار دقیقی در دست نیست، فاجعه ای که قرار بود بعنوان "حادثه" در ایران ثبت شود، به یک بحران سیاسی و سراسری برای حاکمیت تبدیل شد. نه بحران هسته ای و منطقه ای، که داخلی و ضد حکومتی! پس از سنندج و مریوان و شوش و اهواز و اصفهان و مشهد و دهها و دهها شهر دیگر، بار دیگر مردم ایران گرد شهری با ساکنین اش، گرد آبادان، حلقه زدند!

بیست سال از مرگ نابهنگام منصورحکمت می‌گذرد. متاسفانه او زود درگذشت و مابه‌ازاء عملی تئوریهای خود را در میان مدت ندید. به پاس زحمات فراوانش من سعی خواهم کرد موجز و کوتاه در سه قسمت ارزیابی‌ای از چرایی وضعیت کنونی کمونیسم کارگری ارائه بدهم. بر مبنای آنچه «کمونیسم منصورحکمت» می‌نامند، در زمان حیات خود او دو حزب ساخته شد. در ١٩٩١ میلادی حزب کمونیست کارگری ایران و در ١٩٩٣ حزب کمونیست کارگری عراق تاسیس شد.

جناب “محسن حکیمی” تیتر آخرین نوشته خود را چنین انتخاب کرده است:

“ کانون نویسندگان ایران: گذشته، حال، آینده”

از همان شروع نوشته فلسفه انتخاب آن تیتر را توضیح داده است:

آورده‌اند کاروانی به حاکمی شکایت بردند که دو راهزن کاروان صد نفری ما را غارت کردند. حاکم با تعجب پرسید: چگونه صد نفر از عهده دو تن برنیامدند؟ پاسخ دادند آنها دو نفر بودند همراه، و ما صد نفر بودیم تنها. این حکایت "اپوزیسیون متفرق و منفصل" و اعوان و انصار نفوذی و متصل جمهوری اسلامی است که اگرچه اندک, اما همگی در گسل های عمیق اپوزیسیون پراکنده و همچنین در رسانه های متعدد فارسی زبان نفوذ کرده, و نه تنها "متحد و همراه" بلکه یار و یاور یکدیگر هستند.