- همزمان با سفر قالیباف به عسلویه صورت گرفت:
اعتراض کارگران رسمی نفت نسبت به عدم افزایش حقوق ومنجمله منجمله اجرایی نشدن ماده 10 قانون وظایف و اختیارات کارکنان رسمی وزارت نفت و کسرمالیات نجومی
اعتراض کارگران پیمانی نفت نسبت به عدم تبدیل وضعیت و حذف نشدن شرکت های پیمانکاری
اعتراض جمعی ازاهالی عسلویه نسبت به بیکاری، کمبود آب شرب ،نداشتن جاده مناسب و دیگر امکانات مناسب زیستی

آقای علی نجاتی تنها عضو باقیمانده از "سندیکای هفت تپه" و تنها عضو هیئت مدیره " سندیکا" مدتی است کمر همت بسته و به تخریب جنبش کارگری در هفت تپه و دستاوردهای آن میپردازد. در کلاپ هاس رهبران و فعالین هفت تپه را تحقیر و بر علیه آنها سمپاشی میکند و در یک گفتگوی ویدئویی با "صدای کارزار" علت " ضعف" سندیکا را توطئه رژیم و کارفرما میداند که با تشکیل مجمع عمومیها و مجمع نمایندگان موجب شده اند تا سندیکا منزوی شود. با رندی تمام مجمع نمایندگان و شورای اسلامی را مساوی هم قرار میدهد تا توخالی بودن " سندیکا" را توجیه کند. اما هر چه هست او امروز اعتراف میکند که سندیکایش منزوی است و تنها از موجودیت 4 ساله آن حرف میزند.

- تجمع اعتراضی کارگران کارخانه آجر سازی جیل اهوازنسبت به حکم دادگاه مبنی بر تعطیلی و مزایده شرکت وبیکارشدن مقابل فرمانداری شهرستان کارون - تجمع اعتراضی رانندگان استیجاری شهرداری ارومیه نسبت به عدم پرداخت 3 ماه حقوف مقابل ساختمان شورای شهر و شهرداری- اعتراض کارگران شهرداری شوش نسبت به تاخیر 3 ماهه مستمردرپرداخت حقوق و پرداخت نشدن بخشی از مطالباتشان- اعتراض کارگران معدن ذغال سنگ البرز شرقی نسبت به بلاتکلیفی بازنشستگی و وقت کشی سازمان تامین اجتماعی

 بعد از جلسات کلاب هاوسی در رابطه با آسیب شناسی - حمایت جنبش کارگری ، ارائه و ابراز چند نظر حاشیه ساز شده است و اخیرا در فضای مجازی ما شاهد بحث های سندیکای یک نفره و بسیاری از تخریب های ناشایست روبرو هستیم.
در جامعه ای که فشار بر روی فعالین مستقل کارگری از در و دیوار می ریزد و نهادهای امنیتی تمام سعی خود را می کنند که مبارزه طبقاتی را به فرد و مشکلات فردی بکشانند و مهندسی شده با تخریب فرد کل مبارزه را زیر سوال ببرند باید دید چرا بحث سندیکای فردی(یکنفره) به میان آمده است؟

بدنبال چند بار تغییر در تاریخ اجتماع کارگران و کارکنان رسمی نفت و انتظار برای اجرای وعده های وزیر و مقامات و وزارت نفت، نهایتا از روزهای قبل فشار اعتراضی کارگران به تصمیم به برگزاری اجتماع در ۱۲ شهریور مقابل وزارت نفت در تهران و حمایت در سکوهای عملیاتی منجر شد.

کارگران راست میگویند و افسوس! مباحث اخیر درباره چگونگی کمکهای مالی به اعتصاب یا سلسله اعتصاب های اخیر نیشکر هفت تپه نمک بر زخم کهنه جنبش کارگری ایران میپاشد. فرض بر این است که حملات، پاپوش و اتهام متوجه اعتصابیون و دست اندرکاران اعتصاب شده است و امروز چهره های سرشناس از اعتصاب در واکنش نشان میدهند و هر گونه دریافت کمک مالی و حتی هر گونه تصمیم برای اقدام در این مورد را تکذیب میکنند.

دیروز، شنبه برابر با ۱۲ شهریور ۱۴۰۱، کارکنان رسمی صنعت نفت در تهران، بر اساس فراخوانی از پیش اعلام شده در مقابل وزارت نفت تجمع اعتراضی برگزار کردند و صدها نفر از آنان از شهرهای مختلف ایران به پایتخت آمدند. این تجمع که با هدف اعتراض به مشکلات معیشتی، دستمزدهای ناکافی و عدم اجرای قوانین و ساعات کاری غیرعادلانه و کیفیت پایین خدمات رفاهی و بهداشت صورت گرفته بود و همچنین خواهان اجرای کامل ماده ۱۰ قانون وظایف و اختیارات کارکنان رسمی وزارت نفت بودند، با یورش ماموران یگان ویژه و امنیتی مواجه شد و دست کم ۶۷ نفر از کارگران بازداشت شدند که تعدادی از آنان بعد از ظهر روز شنبه آزاد شدند.

مصطفی اسد پور در پاسخ به نوشته من با عنوان " فهم ساده پیام اسماعیل بخشی" و در مقابل پاسخ به چند نقد و نصیحت به اسماعیل بخشی و کارگران هفت تپه در نپذیرفتن کمک مالیها، ترمزش برید و زمین و زمان را به هم بافت، "باب خارج کشور و داخل کشور" برای من باز کرد و پرشور و پراحساس من را مورد لطف زبانی قرار داد. مصطفی راجع به یک مسئله مشخص، یعنی توئیت اسماعیل بخشی در باره کمک مالیها به هفت تپه مطلبی نوشت. اما چنان احساسات پرشوری را قاطی آن کرد که به زحمت میشد سردرآورد منظور نویسنده چیست.

اسماعیل بخشی در یک توئیت ساده بطور روشنی علت عدم دریافت کمک مالی در خارج از هفت تپه را بیان کرده است. این پیام نه کلا در باره کمکهای مالی به جنبش کارگری است و نه در باره سازماندهی در این زمینه. اسماعیل بخشی و دیگر رهبران و فعالین هفت تپه با نگاه به مسائل هفت تپه و مشکلات آنجا این تصمیم درست را اتخاذ کرده اند تا از بوجود آمدن دودستگیها بر سر کمک مالیها که برای هفت تپه حکم سم و شکست را داشته و دارد پرهیز کنند.

برگرفته از کانال مستقل کارگران هفت تپه
سر و کله شبکه‌ی سلطان شکر دوباره از ‌آستین حضرات پیدا شد. در هر دستگاهی سلطان پشت سر سلطان هی رو می‌شود. بر سر سهمی از شکار یعنی تن و جان کارگران، گرگ‌های درنده به جان هم افتاده‌اند و برای هم دیگر چنگ و دندان نشان می‌دهند. این شبکه‌های مافیایی در عین حال هم‌ شریک و هم رقیب هم هستند. آنان برای قسمت کردن و دریدن و بالاکشیدن دسترنج کارگران و دارایی جامعه‌ای که به فقر و فلاکت نشانیده شده‌‌اند با هم مسابقه می‌دهند.

یادداشت های جنبش کارگری: بی شک برای وجدان های آگاه و بیدار مهمترین خبر هفته های اخیر، اخبار خودکشی کارگران است. در کمتر از سه ماه یعنی از اول خرداد تا بیستم مرداد ماه سال جاری 10 کارگر به اشکال مختلف به زندگی خود پایان دادند. دلایل خاص این خودکشی ها هر که چه باشند بر همگان آشکار است که این همه برخاسته از آن شرایطی است که فقر و فلاکت و بی حقوقی و ناامنی و بی حرمتی عمیق و گسترده ای را بیش از چهل سال به کارگران و زحمتکشان و خانواده های آنان تحمیل نموده است.

- تجمع اعتراضی معلمان طرح مهرآفرین کشور نسبت به عدم اجرای رتبه‌بندی مقابل وزارت آموزش و پرورش - تجمع اعتراضی نیروهای تحصیل کرده خدمات نسبت به عدم تغییر رسته از خدمات به آموزشی مقابل اداره کل آموزش و پرورش تهران- ادامه کنش های دامنه دار کارگران حجمی نفت گچساران در اعتراض به عدم تبدیل وضعیت- تجمع اعتراضی جمعی ازکارگران و اهالی وجوانان متقاضی کار استان کرمانشاه نسبت به ادامه تعطیلی کارخانه باختر بیوشیمی- برگزاری دادگاه 3 کارگر بازنشسته حق طلب خوزستان در شعبه سیزده بازپرسی دادسرای انقلاب اهواز

۱۴ سال پیش علیرضا ثقفی پس از بازگشت از اجلاس جهانی کار برای دفاع از حقوق کارگران در چنین روزی در حالیکه از گلزار خاوران باز می گشت دستگیر شد و بعد از دو سال او را به سه سال حبس محکوم کردند و طبق قوانین ایران بعد از ده سال حکم باطل می شود. اما جرم او نه تنها شرکت در سازمان جهانی کار و بیان وضعیت سخت کارگران است، متاسفانه اعلام کرده اند که رفتن به گلزار خاوران جرم همیشگی است و هیچگاه لغو نمی شود.

اعتصاب، تظاهرات و تجمعات گسترده و سراسری معلمان و بازنشستگان در ماه های اخیر با تعرض گسترده رژیم به این بخش از زحمتکشان جامعه مواجه شده است. در جریان اعتراضات سراسری معلمان و بازنشستگان ده ها نفر بازداشت شدند. هنوز تعدادی از ان ها در زندان بسر می برند. زندان شنیع ترین ابزار توهین و تعرض به حرمت انسان است. زندان زبونانه ترین پاسخ سرکوبگران به مبارزات توده های کارگر و زحمتکش است.

- تجمع اعتراضی اهالی شهرکرد نسبت به قطعی چندین روزه آب شرب و کیفیت نامناسبش مقابل استانداری چهارمحال وبختیاری- ازسرگیری کنش های تعدادی از کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه برای دست یابی به مطالبات- اقدام کارگران بازنشسته هما برای تجمع مقابل اداره مرکزی و ممانعت نیروهای امنیتی با مسدود کردن خیابان