واشنگتن چه جای دیگری را برای اسکان مجدد فلسطینیان پیشنهاد خواهد کرد- گرینلند را؟ تحرکات نسنجیدۀ تیم ترامپ در خاورمیانه، باعث طرح پرسشهایی در بارۀ چشمانداز راهبرد خارجی او میشود.
تشدید فعالیتهای سیاست خارجی تیم ترامپ و بسیار فراتر از وعدههای کارزار انتخاباتی او مبنی بر تمرکز به امور داخلی آمریکا، در برخی مواقع به یک بداهۀ لحظهای شباهت دارد که واقعیتهای عینی موجود را در نظر نمیگیرد. تبدیل تمام اوضاع جهانی به مجموعۀ گره کور که باید با یک ضربه گشوده شود، یک تصمیم شجاعانه، اما دشوار است. بسیاری از آنچه که طی دههها بویژه با مشارکت جدی پیشینیان رئیس جمهور کنونی آمریکا در هم تنیده، مشمول این رویکرد نیست و به گرهگشایی پر زحمت نیاز دارد، نه تصمیم عجولانه! گره کور به این دلیل نامگذاری شد که در نوع خود فقط یکی وجود داشت. ناهماهنگی و نوسانات از یک افراط به افراط دیگر که در رفتار کاخ سفید در رابطه با مشکلات کنونی جهان مشهود است، ظاهراً نتیجۀ ناتوانی در حل همۀ معضلات با کمک «حملات سواره نظام» است.
شاید سریعترین شکستی که بر سر واشنگتن آوار شد، تلاش برای حل و فصل «نهایی» بحران دیرینۀ خاورمیانه بود که هستۀ اصلی آن را مسئله فلسطین تشکیل میدهد. ترامپ در مواجهه با رد قاطع طرح اخراج ٢ میلیون نفر جمعیت غزه به مصر، اردن و عربستان سعودی از سوی جهان عرب، چنان وانمود کرد که گویا هرگز چنین مسئلهای را مطرح نکرده است. او در ١٢ مارس اظهار داشت: «حتی یک فلسطینی از نوار غزه اخراج نخواهد شد». اتفاقاً این اولین بار نیست که او از سخنان قبلی خود ابراز تعجب میکند. با این حال، مطبوعات عرب میپرسند: «آیا او عقبنشینی میکند یا فقط مانور میدهد؟» بهویژه اینکه ترامپ، از ایدۀ ساخت «ریورای جدید» امتناع نمیکند. پیشتر اطلاعاتی به بیرون درز کرده بود که وزارت امور خارجه به دستور رئیس جمهور، نه تنها در حال مطالعه، بلکه در حال مذاکره دربارۀ «اخراج» احتمالی فلسطینیها به سرزمینهای کاملا عجیب و غریب دیگر، از جمله، سودان، سومالی و سومالی لند است.
به گفتۀ مقامات آمریکایی و اسرائیلی، آمریکا و اسرائیل از دولتهای سه کشور شرق آفریقا خواستهاند تا موضوع استفاده از سرزمینهایشان بهعنوان مکانهای اسکان مجدد فلسطینیها را که بر اساس طرح پیشنهادی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا پس از جنگ از غزه اخراج خواهند شد، بررسی کنند. در این باره گفتن همین بس که میزان ویرانی و فقر در این مناطق جنگزده با وضعیتی که اکنون آوارگان فرضی در آن قرار دارند، تفاوت چندانی ندارد.
به عنوان مثال، در سودان، چندین سال است که جنگ داخلی شدیدی بین نیروهای دولتی و گروه شبهنظامی «نیروهای دفاع سودان» جریان دارد. به گفتۀ سازمان ملل و سازمانهای حقوق بشر، این درگیری با جنایات، از جمله قتل با انگیزههای قومی و تجاوز همراه بوده است. تنها راه نابودی نهایی فلسطینیها، افکندن آنها به این جهنم سوزان است.
با این حال، بر اساس گزارشهای خبری، دو مقام سودانی که نخواستند نامشان فاش شود، تأئید کردند که دولت ترامپ از دولت تحت رهبری ارتش خواسته است که فلسطینیها را بپذیرد. یکی از مقامات گفت: «این پیشنهاد بلافاصله رد شد».
ژنرال عبدالفتاح برهان، رئیس ادارۀ نظامی سودان، در اجلاس اخیر سران عرب در قاهره اعلام کرد که کشورش هرگونه طرح دایر بر جابجایی «برادران فلسطینی از سرزمینهایشان به هر عنوان و بهانهای» را «قاطعانه» رد میکند.
یکی دیگر از مدعیان «مأموریت افتخاری»، سومالیلند، سرزمینی با بیش از ٣ میلیون نفر جمعیت واقع در شاخ آفریقاست که بیش از ٣٠ سال پیش از سومالی جدا شد، اما هرگز از سوی جامعۀ جهانی به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت شناخته نشده است. سومالی، سومالیلند را بخشی از قلمرو خود میداند.
یک مقام آمریکایی که در جستوجوی «وطن جدید» برای فلسطینیها مشارکت دارد، تأئید کرد که آمریکا «در مورد یکسری موضوعات گفتوگوی آرامی با سومالیلند دارد که در این گفتگوها، آنها میتوانند در ازای به رسمیت شناختن به آمریکا کمک کنند».
با این حال، این نهاد همچنین طرح جابجایی فلسطینیها را رد میکند. عبدالرحمن دهیر آدان، وزیر امور خارجۀ سومالیلند به رویترز گفت که «چنین پیشنهادی دریافت نکرده است» و ظاهراً هیچ مذاکرهای درباره فلسطینیها با کسی صورت نگرفته است.
بقیۀ سومالی بر حمایت فعال خود از فلسطینیها تأکید میکند. این کشور که در نشست اخیر سران کشورهای عربی طرح ترامپ را قویاً رد کرد، «بعید است به مقصدی برای فلسطینیها تبدیل شود، حتی اگر فلسطینیها با اخراج خود موافق باشند».
آسوشیتدپرس گزارش داد که مقامات سودان و سومالی گفتهاند که پیشنهادات آمریکا را قبلاً رد کردهاند و مقامات سومالیلند نیز میگویند از چنین پیشنهادی اطلاع ندارند. به این ترتیب، نه تنها اعراب، حتی کشورهای شاخ آفریقا نیز از اجرای طرحهای خاورمیانهای آمریکا که سلطۀ واشنگتن را در این بخش جهان تشدید میکند، جلوگیری میکنند.
عدم امکان مطلق اجرای «طرح جدید» آمریکا و اسرائیل برای اسکان مجدد فلسطینیان به قدری آشکار است که طبق نظرسنجیها اکثریت قاطع اسرائیلیها به ممکن بودن آن باور ندارند. به عنوان مثال، کشورهای عربی گفتهاند که یک دینار یا درهم برای این کار هزینه نخواهند کرد. با این حال، سؤال این است که چه کسی باید هزینۀ این ماجراجویی مضحک را بپردازد؟ واضح است که خود ترامپ قصد ندارد هزینۀ این کار را بپردازد. او روی کمک مالی شخص ثالث حساب باز کرده است که آن هم امکانپذیر نیست. آیا ممکن است گرینلند برای اسکان مجدد به فلسطینیان پیشنهاد شود؟ احتمال اجرا تقریباً همان است. این پروژه به اندازۀ همان طرحهای معروف انگلیس در اوایل قرن بیستم دایر بر ایجاد یک خانۀ ملی یهودی در اوگاندا یا ماداگاسکار احمقانه است. و البته، هدف اعلام شدۀ ترامپ مبنی بر انتقال فلسطینیان از غزه به «یک سرزمین زیبا» که در آنجا در شرایط راحتتری نسبت به نوار غزه زندگی خواهند کرد، بیش از حد تصور قابل تردید است.
ذکاوت تجاری و انرژی شخصی رئیس فعلی کاخ سفید غیرقابل انکار است. اما به نظر میرسد در مورد برخی مسائل که مستلزم غور نسبتاً عمیق است، او تحت تأثیر کسانی قرار میگیرد که توانایی متقاعد کردن و در نظر گرفتن تمام ویژگیهای شخصیت رهبر آمریکایی را دارند. سردرگمی آشکار او در رابطه با مسئلۀ فلسطین که کل سیاست خاورمیانهای آمریکا را به شکست کامل تهدید میکند، عمدتاً از تحریکات نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، «دوست و متحد نزدیک» او ناشی میشود. انواع طرحهای دیوانهوار، مانند «وطن جدید» برای فلسطینیها یا تجزیۀ سوریه و تشکیل «دولت دروزی» حائل بر روی بخشی از آن که در سر نتانیاهو غلهغله میکند، عمدتاً تلاشهایی هستند برای از بین بردن ابرهای سیاهی که بالای سر او متراکم شدهاند. زیرا، تمام دستاوردهای نظامی او در قالب پیروزی بر حزبالله و حماس، به نتیجۀ سیاسی مورد انتظار نیانجامید.
هیچ یک از مشکلات دیرینه حل نشده است. مخالفان در جای خود باقی میمانند و همچنان از حمایت بیقید و شرط جوامع قومی-مذهبی خود برخوردار میشوند. ممکن است رژیم الشراع در سوریه در نهایت، تهدید بزرگتر از حکومت بشار اسد برای اسرائیل باشد. حتی هموطنان نتانیاهو تحت تأثیر «دستاوردهای» او قرار نگرفتهاند. بر اساس نظرسنجیها، بیش از ۷۰ درصد اسرائیلیها در ارتباط با حوادث ۷ اکتبر ۲۰۲۳، موافق جلب او به مسئولیت هستند. اتهام نخست وزیر به فساد لغو نشده است.
در عین حال، نتانیاهو، در اصل، «رفیق ارشد» خود ترامپ را به سمت انواع گزینههای فاجعهبار در خاورمیانه سوق میدهد. بدین ترتیب، نه تنها او، بلکه کل تیم سیاست خارجی او را ار هم میپاشد. روزنامۀ بانفوذ اسرائیلی اورشلیمپست پیشنهاد جابجایی فلسطینیها را به سخره گرفت و نوشت: نقشۀ ترامپ برای بازسازی غزه و تبدیل آن به یک کشور ساحلی موفق، جایی مانند میامی بزرگ، با موانع زیادی روبرو است».
تصویر مشابه، با برخی تفاوتهای «ظریف» در روابط رئیس جمهور آمریکا با طرفهای درگیر در بحران اوکراین مشاهده میشود. زلنسکی بعنوان یک مهرۀ سوخته، با نوشتن توبهنامه خطاب به ترامپ، جا و بیجا از او تمجید کرد. در عین حال، زلنسکی نیز مانند نتانیاهو، آنقدر که به چشمانداز قدرت و موقعیت خود توجه دارد به سرنوشت اوکراین اهمیت نمیدهد. او درست مانند نخست وزیر اسرائیل، قصد دارد پای آمریکا را به ماجراجوییهای بسیار خطرناکی باز کند که طبعاً با آسیبهای جدی به موقعیت آمریکا و اوضاع بینالمللی همراه خواهد بود.
منبع: بنیاد فرهنگ راهبردی