آسو سهامی: از شروع خیزش انقلابی مردم ایران بر علیه جمهوری اسلامی تا اکنون در سراسر کشور صدها تن به دست نیروز های امنیتی و انتظامی کشته شده اند. هزاران نفر زخمی و چند برابرش توسط نیروهای سرکوبگر رژیم دستگر وزندانی شده اند. بنا به گزارش هرانا در این مدت ۴۴۰ نفر از مردم که ۶۱ نفر از آنها کودک هستند در سراسر کشور جان عزیزشان توسط رژیم گرفته شده است. اما طی یک هفته گذشته جمهوری اسلامی در کردستان دست به جنایاتی دیگری زد و در مهاباد، سنندج، پیرانشهر و جوانرود مردم معترض را به رگبار بست.

(گفتگوی نشریه اکتبر با ریبوار احمد، عضو دفتر سیاسی حزب کمونیست کارگری کردستان).  ترجمه: آسو سهامی از متن کردی.  اکتبر: نزدیک به دو ماه است خیزش توده ای زنان و و جوانان و مردم ستمدیده ایران که به دنبال قتل ژینا امینی جرقه آن زده شد، روز به روز گسترده تر میشود و رژیم جمهوری اسلامی با تمام قوا سعی در سرکوب آن دارد اما ادامه این اعتراضات در این مدت طولانی نشان می دهد که رژیم توانایی سرکوب این خیزش توده ای را ندارد! بە نظر شما چرا این بار برعکس دفعات قبل، این جنبش اعتراضی مردم به این شیوه ادامه دارد؟

 توضیح پیام فدائی: با تداوم خیزش انقلابی توده ها در ایران علیه رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی، و مواضع و پراتیک نیروهای اجتماعی و سیاسی مختلف در مورد مسایل مربوط به این خیزش، پیام فدایی برخی از سوالات موجود را با رفیق فریبرز سنجری از مسئولین چریکهای فدایی خلق در میان گذارده است که به این ترتیب در اختیار علاقه مندان و فعالین سیاسی قرار می گیرد.

با این پیش داوری آغاز میکنم که بکار بردن “حلقه ضعیف” برای اوضاع کنونی ایران، ممکن است یک “دگم” و کلیشه از دورانهای نوستالژیک تلقی شود. “کلید گم شده”، بازهم اگر درست حدس زده باشید به یک "دگم" دیگر، یعنی وجود یک حزب سوسیالیستی و خلاف جریان، اشاره دارد.  هر دو “دگم” را توضیح میدهم:

 

 فوتبال یکی از اجتماعی‌ترین و جذاب‌ترین ورزش‌های جهان است. علاقه زیاد مردم به این ورزش باعث شده تا از یک توجه و سوء‌استفاده سیاسی دولت‌ها به‌ویژه گرایشات ناسیونالیستی و فاشیستی و از سوی دیگر، حجم بزرگی از منابع مالی به آن جلب گردد. از این‌رو، ورزش از مسیر سالم و واقعی خود خارج کشته و به همین دلیل بسیاری فوتبال را نوعی ابزار سیاست و صنعت می‌دانند. در نتیجه فوتبال توانسته توجه دولت‌ها و هم‌چنین سرمایه‌گذاران را به‌خود جلب کند.

انقلاب "زن، زندگی، آزادی" در همین دو ماه و نیم گذشته همه راههای فرار جمهوری اسلامی از سرنگونی قطعی را با بن بست مواجه کرده است. مردم با جسارت همراه با هشیاری سیاسی شگفت انگیزی همه تاکتیکهای حکومت اسلامی برای مقابله با انقلابشان را شکست داده اند و همه راهها را در مقابل جمهوری اسلامی بسته اند. این خود نشانه درجه بالایی از بلوغ سیاسی و پیشروی انقلاب از یکطرف و درماندگی و آشفتگی و بی آیندگی حکومت از طرف دیگر است.

فراخوانها برای برگزاری اعتصابات و اجتماعات گسترده در شانزدهم آذر و مناسبت روز دانشجوی امسال وسیع است. بربطن خروش انقلابی همه گیرو سراسری و تناسب قوای مساعد ایجاد شده به نفع خیزش انقلابی و مبارزه آزادیخواهانه و برابری طلبانه، طبیعی است توقع از دانشگاه و دانشجویان و نسل جوان پرچمدار مبارزه انقلابی و چپ گرایانه بالا است. فراخوان ما هم اینست با همه ابتکارات لازم مناسبت شانزدهم آذر و روز دانشجو را لازمست به صحنه گسترده ترین اعتصاابات و اجتماعات گسترده سراسری و به صحنه جهشی بزرگ در تداوم انقلاب همه جانبه جاری تبدیل کنیم.

جنبش انقلابی ایران در موقعیت خطیر و دشواری قرار گرفته است. ایران در بحرانی عمیق و همه جانبه فرورفته است که چون زنی آبستن چنانجه در وقت موعود زایمان نکند ناچار به عمل سزارین خواهدشد با این تفاوت که بنطر می رسد شاکله این بحران« بود و نبود و هستی و نیستی» انقلاب آتی را به همراه خواهدداشت .اگر مبارزان انقلابی و پرتوان داخلی قادر نگردندبر این بحران فائق شوند به جرئت می توان گفت جنبش انقلابی همچون دهه شصت به خاموشی خواهدگرائید و جنبش حداقل برای مدتی طولانی از پا خواهد افتاد.

اصلاح‌طلبی ِ اصلاح‌طلبان، اصلا از همان ابتدا، برای زندانی کردن خود و دیگران و ملت، در زندان‌های بد و بدتر شروع شد.  مبحث امروز ایران، اصلاح‌طلبی، و اصلاح‌طلبان است که رژیم دست به دامان آن‌ها شده است! ولی اصلاح‌طلبان، هیچوقت نگفته‌اند این اصلاحاتی که آن‌ها طلب می‌کنند چیست! نمی‌توانستند، و هنوز هم نمی‌توانند هم بگویند، چون وقتی روی به قدرت داشته باشی، غیرممکن است بتوانی شفاف باشی! نه فقط برای مردم، بلکه خودت هم نمیدانی چه اصلاحاتی را می‌خواهی و یا اصلا می‌توانی انجام بدهی!

مردم شرافتمند و انقلابی سنندج!
رییس قصابان جمهوری اسلامی فردا 5 شنبه دهم آذر ماه به سنندج می اید. این که رییسی این قاتل زنجیره ای جرات می کند به کردستان و سنندج بیاید نشان وقاحت بیحد و حصر و در عین حال نمک پاشیدن به زخم مردم و دهن کجی به خیزش انقلابی ما است. این بیشرمی وقیحانه را شما مردم بی جواب نمی گذارید.

خبرگزاریهای رژیم رسما اذعان داشته اند، فردا رئیسی قاتل، عضو هئیت مرگ خمینی سر دسته جلادان و شریک جرم خلخالی سردسته تیرباران کردنهای دهه پنچاه و شصت در معیت لشکری از اراذل و اوباش حکومتی به بهانه افتتاح طرح آبرسانی در سنندج به این شهر سفر خواهد کرد! آنهم در اثنایی که نزدیک به سه ماه است شهر سنندج نظیر سایر شهرهای ایران از سوی دولت حکومت نظامی اعلام شده و رژیم جنگی تمام عیار را در خیابان، کوچه و محلات سراسر شهر به مردم معترض به وضع موجود، مردمی که این رژیم را نمی خواهند، تحمیل کرده و به کل جامعه خون پاشیده است.

 نقد ِ دیدگاه های عباس منصوران:
یکم:
آقای منصوران مانند ِ دیگر همفکران اش خود را مارکسیست- لنینیست می نامند، که لنینیست اش درست و مارکسیست اش به دلایلی که در ادامه خواهم گفت نادرست است. ایشان اگر نمی دانند بدانند: مارکس هم مانند ِ من و منصوران در دوران ِ سرمایه داری ونظام ِ بورژوایی زنده گی می کرد و همچون آقای منصوران- البته اگر واقعییت ِ برهمه مسلم راحاشا نکنند!- ازامکانات ِاجتماعی، اقتصادی ، فرهنگی،سیاسی - مناسباتی ِاین نظام درحد ِ نیاز، وخصوصن از دموکراسی ِآن درانگلیس که پیشرفته ترین کشور ِ سرمایه داری بود به مساعدترین وجهی استفاده کرد.

پس بگذارید سخن آخر را اول بگویم! تا دنیای واژگونه سرمایه داری از سوی صاحبان اصلی همه نعمات زندگی، همانا پرولتاریای مدرن جهان و فرودستان، بر قاعده برگردانده نشود، بجز اقلیتی انگل و مفتخور که بر همه جهان چنگ انداخته اند، و در سایه حاصل نیروی کار اکثریت عظیم جامعه بشری لم داده اند و می آسایند، طبقات استثمار شونده و فرودست عموما و زنان در این میان بطور مضاعف در هیچ نقطه ای از جهان بمعنای واقعی کلمه از خشونت و تبعیض رها نخواهند شد، و آزادی و برابری را هم آزمون نخواهند کرد!

یک مشکل ِ جامعه های تحت ِ حاکمییت ِ استبداد که ناشی ازعملکرد ِسیاسی- مناسباتی ِخود ِاستبداد است فرقه گرایی است. چراکه این استبداداست که با بستن ِ فضای جامعه بر بحث و تبلیغ و ترویج ِ نظرهای مختلف و متفاوت و نقد ِ به موقع ِ این نظرها، و نیز محروم نمودن ِ جامعه از آزادی های سیاسی و گفتمانی میان ِگرایش های گونه گون ِسیاسی عقیدتی، شرایط را برای پیدایش ِ فرقه های مخفی کار و ازجمله فرقه های متنوع ِ لنینیست فراهم نموده است. درواقع فرقه سالاری ِ اقتدارگرا یک عامل ِ تداوم ِ چرخه ی استبداد و باز تولید ِآن در جامعه ی محروم از آزادی های سیاسی است.

گفتگوی رادیو نینا با آذر مدرسی

آسو سهامی: طی سه ماهی که از خیزش انقلابی مردم ایران بر علیه رژیم جمهوری اسلامی و شروع یک انقلاب زنانه در ایران می گذرد و در حالی که در سرتاسر ایران شعار "آزادی برابری، حکومت شورائی" سر داده میشود و مردم فریاد می زنند "نه شاه می خواهیم نه ملا، قدرت به شورا"، آنطرف قضیه ما شاهد تلاش گسترده نیروهای راست و لابیستهای آن برای به اصطلاح جلب حمایت دول غربی از انقلاب مردم در ایران بودیم.