حرکتی را که برای بزیرکشیدن حکومت کشتار و جنایت شروع کرده اید در هر شکلی که مناسب میدانید ادامه دهید، از دستاوردهای تاکنونی خود عقب ننشینید، سرنگونی جمهوری اسلامی در این دوره در مقایسه با دیماه 96 و آبان 98 امکان پذیرتر است. راهی را که باید رفت، بتدریج و با تحکیم دست آوردهای قبلی و با تثبیت و همه گیر کردن شعارهای سلبی آزادیخواهانه و برابری طلبانه باید تا انتها طی کرد و رسالت خود را به سرانجام رساند.

گزارش و دیدگاه علی ناظر: همانطور که می دانید طی چند هفته اخیر دیدگاه مورد هجوم قرار گرفته است. مسوولین سرویس دهنده دیدگاه دات نت، سعی کردند مشکل را برطرف کنند، ولی این هجمه هر لحطه از گوشه ای انجام می شد. اعتراف به اینکه در یک عملیات و یا فعالیت شکست خورده ای، برای هرک سی سخت است. متاسفانه باید اقرار کنم که در این مصاف الکترونیکی، آنها که چشم دیدن سایت فراسازمانی، ملی و سرنگونی طلب را نداشه اند، باالخره موفق شدند تا دیدگاه را عمال غیر فعال کنند.

خودسازمان‌دهی، رهبری از پایین و هم‌گرایی چندراستایی: جنبش انقلابی ژینا/مهسا که طی چند روز سراسر جامعه‌ی ایران را فراگرفته و جمهوری اسلامی را آماج قرار داده به سمت فرایند‌های یک انقلاب در حرکت است. اگرچه هنوز در فاز‌های نخستین این فرآیند هستیم و گذار به مراحل دیگری همانند اعتصاب عمومی و حضور جنبش طبقاتی کارگران در متن آن و ایجاد شکاف‌های عمیق در ساختار قدرت به صورتی که «حکومت‌کنندگان دیگر نتوانند» سرکوب کنند نیاز است. در این میانه همچنین سناریوهای دیگری همانند سازش و یا مصادره‌ی جنبش از بالا برای ایجاد بدیل ارتجاعی دیگری نیز امکان‌پذیر است. اما آن‌چه که از هم‌اکنون روشن است بازگشت به شرایط پیشین برای جمهوری اسلامی امکان‌پذیر نیست.

حامد اسماعیلیون: امروز هزار روز گذشت. بر باد نوشتیم که به قتل رسیدند و بر همان باد توفانی درو می‌کنند که آتش به خانه‌ی آدمکش خواهد انداخت‌. گفتم شاید بد نباشد گزارشی بدهم از فعالیت‌های یکی دو هفته‌ی اخیر انجمن خانواده‌ها.از هفته‌ها پیش و شاید ماه‌ها پیش برای روز هزارم برنامه‌ریزی کرده بودیم. چون روند ارجاع پرونده به نهادهای بین‌المللی کند و آهسته پیش می‌رود برنامه‌ریزی کرده بودیم که با ابزاری که در اختیارمان هست به دولت‌ها فشاری دوچندان بیاوریم.

بخوابند! خانم یاسمن پهلوی که اخیرا از زیر سایه همسر خارج شده پا به دنیای سیاست گذاشته در تظاهرات علیه جمهوری اسلامی در روزهای گذشته در پاریس
این گونه فعالیت سیاسی خود را شروع می‌کند!ً او مقابل کسی در میان جمعیت که می گوید «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر» به ندیمه های دربار شکل نگرفته «خط میدهد» و می گویند «نگویید مرگ بر لنین و استالین آنها که مرده اند، بگویید مرگ بر این هایی که هنوز زنده اند»!

از صمیم قلب به شما درود می فرستم که هم اکنون در کنار توده‌های رنجدیده ایران نبرد سهمگینی را علیه رژیم جمهوری اسلامی و امپریالیست‌هائی که این جرثومه جنایت و فساد را در کنفرانس گوادلوپ به مردم ایران تحمیل کردند، پیش می برید. امروز توده‌های قهرمان ایران با عزمی راسخ به جنگ با دشمنان خود برخاسته و انقلابی را در ایران آغاز کرده اند. صحنه های جنگ بی امان و خون های ریخته شده در کف خیابان‌های سراسر کشور تماماً بیانگر و نشان‌دهنده جریان یک مبارزه حاد طبقاتی در جامعه ما می باشد؛ مبارزه حاد و سرنوشت ساز بین توده های تحت ظلم و ستم سرمایه داران- اعم از امپریالیست‌ها و سرمایه داران داخلی- و نیروهای سرکوبگر حافظ نظم استثمارگرانه و جنایتکارانه آنها.

همانطور که انتظار میرفت و پیش بینی میشد, با پیوستن معلمان و فرهنگیان به جنبش سراسری, دانش آموزان نیز صحن مدارس و خیابانها را با اعتراضات پرشور خود در اختیار گرفته و موجی جدید به راه انداختند. گفته میشود که این طیف شامل بر 6 میلیون از جمعیت هشتاد و چند میلیونی کشور هستند.دانش آموزان دختر نیز همانند زنان قهرمان با شعار زن, زندگی, آزادی و مرگ بر دیکتاتور امروز در بسیاری از شهرهای ایران صحنه های زیبایی آفریدند و نشان دادند که ساکت نخواهند ماند.

اعتراضات ِ سراسری و همه باهمی ِ شهریور- مهر ِ 1401 آژیر ِ تعویض ِ شیفت ِ قدرت ِ سیاسی را از غرب تا شرق، وازشمال تا جنوب ِ ایران به صدا در آورده و واگشت( پژواک) ِ آن به گوش ِ جهانیان نیز رسیده است.
شیفت ِ قدرت که 1357 به باند ِ جاهل و نااهل ِ روحانیت چه در سیاست، چه دراقتصاد، چه در روابط ِ سیاسی و اجتماعی و چه در عرصه های علمی، فرهنگی وهنری سپرده شد و چهل وچهار سال است به زور ِ اسلحه و سرکوب دوام آورده است، اکنون می رود تا به اهل اش سپرده شود.

دیروز (چهارشنبه سیزده مهر) جلسه ای با حضور علما و معتمدین و برخی از نمایندگان مجلس برای بررسی قتل عام خونین جمعه گذشته, در مسجد مکی زاهدان برگزار شد. روز قبل از آن (سه شنبه) نیز حکومت جلسه مشابه ای را با حضور کمرنگ بلوچها برگزار کرد. امروز (پنج شنبه) وزیر کشور وارد زاهدان شد و مراسم عزاداری با شکوه برای شش کشته سپاه, اطلاعات سپاه, و بسیج عشایری وابسته به سپاه برگزار شد. ادعا و قرائت مشترک همه نهادهای جمهوری اسلامی در مورد حادثه خونین زاهدان این است که این یک حمله تروریستی به سه کلانتری نیروی انتظامی بوده.

با خروش موج طغیان جامعه و در راس آنها خیزش زنان ایران برای آزادی و برافکندن اختناق حجاب، دولتهای غرب، احزاب و جریانات گوناگون ناسیونالیسم ایرانی و قومی و اتنیکی، نیز پایان دوره سازش و مماشات با حاکمیت اسلام سیاسی را بایگانی میکنند. همه این دولتها و نیروهای سیاسی به منظور مصادره مبارزه مردم، همگی یکباره “به مردم ایران” میپیوندند. اما تجربه همه انقلابها و طغیانها و شورش ها نشان میدهند که در پس این هم رنگ شدنها، سناریوها و نقشه های دیگری در راستای سلطه و گرفتن سکان رهبری و هدایت طبق منافع متضاد با اهداف مردم خوابیده است.

توده‌های مبارز ایران بار دیگر به پا خاسته‌اند تا بلکه عنکبوت ظلم و تباهی را از در و دیوار خانه‌ی بزرگ و به اسارت درآمده‌مان ایران، بروبند و پاک سازند —عنکبوت کریه و نفرت‌انگیزی که با دستان کثیف ابرقدرت‌های جهان سرمایه‌داری (یعنی امپریالیست‌ها) به جان مردم رنجدیده‌ی ما افکنده شد. اکنون بیش از چهار دهه از عمر نکبت‌بار این عنکبوت می‌گذرد. چه قلب‌های پاک و پرشوری که در مصاف با این عنکبوت به کام مرگ نرفته، و چه آمال و آرزوهای بزرگ و انسانی‌ئی که در سیاهی شب در تور تار عنکبوت به بند کشیده نشده است.

امروز زاهدان غرق در ماتم و عزا دار و تحت سیطره "حکومت نظامی اعلام نشده" است. دیروز جمعه ٨ مهر ١٤٠١ یکی از تاریک ترین و خونین ترین روزهای بلوچستان هم برای مردم زاهدان بود که در آن روز جمهوری اسلامی جنایتی هولناک را مرتکب شد و دهها جوان بیگناه بلوچ کشته شدند, و هم برای شخص بنده که دیروز خواهر عزیزم را از دست دادم. اما می نویسم چون قصه شخصی پر غصه پر پر کردن یک گل نیست بلکه این نامردمان باغ را درو می کنند. متاسفانه از سرزمین مرگ و ماتم و تجاوز و جنایت بخصوص از بلوچستان مظلوم خبر دیگری نیست. چرا زاهدان قیام کرد و در خون غلتید. این نوشتار کوتاه گزارش تحلیلی و موجزی است از عقبه ماجرا و اینکه دقیقا چه گذشت و چرا؟

کارگران انقلابی متحد ایران: دو هفته از قتل فجیع مهسا (ژینا) امینی توسط گشت ارشاد تهران می گذرد. این رویداد ننگین انبار باروت خشم فروخوردۀ زنان و دیگر توده های ستم دیده و سرکوب شده، بویژه جوانان را برافروخت. طی این دو هفته شعله های سرکش این آتش فراگیر، تقریبا همۀ شهرها و برخی از مناطق روستائی را دربرگرفته است و پیوسته بر عمق و گسترۀ آن افزوده می شود. برای هر فعال این جنبش وسیع و هرکسی که دغدغۀ این جنبش و جنبش های مقاومت توده های مردم در برابر رژیم سراپا ارتجاعی، مستبد و خونخوار اسلامی را دارد این پرسش مطرح می شود که سیر تحول این جنبش و دیگر جنبش های حاضر چگونه خواهد بود؟ به بیان دقیق تر و درست تر: چگونه می توان بر سیر تکاملی این اعتراضات و ارتقای کیفی و کمّی و توان و انرژی آنها اثر مثبت گذاشت و چنین اثرگذاری مثبت و انقلابی از جانب کدام نیروی اجتماعی می تواند و باید صورت گیرد؟

مختصات پیشروی تا پیروزی، جنبش آزادی خواهی و برابری طلبی زنان: بند ناف حاکمیت جمهوری اسلامی از بدو سرکار آمدنش با زن ستیزی و تعرض و ضدیت با شان، حقوق و حرمت زنان بسته بود. قوانین ضد زن مانند حجاب و آپارتاید جنسی، سنگسار و ..... با خشن ترین و وحشیانه ترین شکل از پونز زدن به پیشانی تا اسید پاشی، باز کردن دست وحوش حزب الله و بسیجی و ... در تعرض به زنان و سرکوب مقاومت وسیع زنان علیه این توحش لجام گسیخته، ممکن شد.