دلایل«حماسه» خواندن انتصاباتی که تحریم و عملا تبدیل به یک همه پرسی شد! چرا خامنه ای و دیگرسردمداران ذوب در ولایت کمترین مشارکت تاریخی در انتصابات حکومت اسلامی را «حماسه» می خوانند؟! حماسه خوانی «خامنه ای» به نمایشی که به نوعی به همه پرسی علیه نظام تبدیل شد و مهرباطله برپیشانی آن خورد به چه معناست؟! چرا خامنه ای حتی پس از خرابی بصره و علیرغم واجب شرعی و تکلیف دانستن مشارکت در انتخابات و هم چنین دادن حکم حرمت به آرای باطله، هم چنان سیاست انکار و فراربه جلو اتخاذکرده و حتی حاضر شده است

مارکسیسم، با توضیحات لنین، سه منبع و سه جزء دارد: ۱) فلسفه، ۲) اقتصاد سیاسی، و ۳) سیاست. لنین می‌گوید که آموزش‌های مارکس تداوم آموزش‌های مستقیم و بلافاصله فلسفه، اقتصاد سیاسی، و سوسیالیسم است. "اين آموزش وارث منطقی بهترين انديشه‌هايى است که بشر در قرن نوزدهم بصورت فلسفه آلمان، علم اقتصاد انگلستان و سوسياليسم فرانسه تولید کرده است." لنین در ادامه این سه منبع و سه جزء را به تفصیل تشریح می‌کند. (اگر "سه جزء و سه منبع مارکسیسم" لنین را نخوانده‌اید، حتما بخوانید!)

علی جوادیپرسش: مضحکه انتخاباتی رژیم اسلامی به پایان رسید و همانطوریکه پیش بینی میشد ابراهیم رئیسی را پیروز صندوقها اعلام کردند. در این دوره اکثریت مردم به این مضحکه پشت کردند و بویژه جوانان و زنان در روزهای منتهی به این نمایش دولتی، در خیابانها با استفاده از "تریبون آزاد" همگی خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی شدند. بنظر شما چه عواملی در ایجاد این شرایط دخیل بودند؟
علی جوادی: رو در رویی مردم با رژیم اسلامی در این مضحکه انتخاباتی کاملا قابل پیش بینی بود.

 (کارگر نفت ما رهبر سرسخت ما): زمانی کار برای انسان به یک لذت تبدیل می‌شود که به فول کارل مارکس خودش را در چیزی که خلق کرده ببیند. کار ما باید این فرصت خلاقیت را به ما بدهد تا به واسطه آن بتوانیم جنبه‌های خوب‌مان را به نمایش بگذاریم، این جنبه‌ها می‌تواند انسانیت ما باشد، یا هوش یا مهارتی که داریم. اما اگر شغل عذاب‌آوری داشته باشیم که نتواند احساس‌مان را درگیر کند، افسرده و ناامید خواهیم شد. کارل مارکس، هم‌چنین در «جنگ داخلی در فرانسه» توضیح می‌دهد که ما چگونه در کمون پاریس برای نخستین بار جامعه‌‌ای را تجربه کردیم که در آن کارگران به قدرت رسیده‌اند. وی می‌نویسد:

خشونت مهیبی که فلسطین و اسرائیل را در یک ماه اخیر به آتش کشیده است ، حکم مرگ نزدیک به سه دهه روند صلحی را امضا می کند که هرگز نتیجه ای نداد. همه چیز با توافق اسلو آغاز شد ، که نه چارچوبی برای همزیستی واقعی طولانی مدت بین اسرائیلی ها و فلسطینی ها ایجاد کرد و نه اعتماد و اطمینان لازم برای اجرای راه حل دو کشور. علاوه بر این ، با اعطای اختیارات حکمرانی به تشکیلات خودگردان فلسطین ، این توافق نامه که ازحمایت جامعه بین المللی برخوردار بود، این تشکیلات را به ژاندارم فلسطین در چارچوب یک اشغال ابدی تبدیل کرد.

"انتخابات" 28 خرداد 1400 بی نظیر بود. نه به این دلیل که گویا این بار اصولا انتخاباتی در کار نبود. در جمهوری اسلامی هیچ وقت انتخاباتی در کار نبوده است. این بار فقط قیف استصوابی شورای نگهبان تنگتر شده بود. آنقدر تنگ که حتی رئیس جمهور سابقشان، رئیس مجلس سابق و مشاور همین امروز ولی فقیهشان، معاون رئیس جمهور همین امروزشان هم از این قیف نتوانستند رد شوند!

خرداد 1400 بی نظیر بود،

تقی روزبه: جنایتکار با پای خود به «میدان» آمده است! به استقبالش بشتابیم! رئیسی و نقض قواعدبدیهی حکمرانی! معمولا نظام های مستبد و جنایتکار حتی اگر یک جو عقل داشته باشند سعی می کنند جنایت و بویژه نمادهای رسواکننده آن را خود از جلوی صحنه دور کرده و مشمول مرورزمان نمایند تا لااقل بسهم خود از این طریق حافظه تاریخی جامعه بخصوص نسل های جدید و نهادهای ناظرحقوق بشر را فعال نکنند و این درحالی است که رئیسی خود به مثابه یک پرونده زنده از جنایات رژیم محسوب می شود که اکنون صحنه گردان سیاست رژیم ایران شده است.

موش دوانی در صف متحد کارگر نفت، پتروشیمی،هفت تپه، و دهها مراکز کارکری دیگر ، میوه ممنوعه ساکنین «بهشت» حاکمیت است برای به سقوط کشاندنشان به قعر جهنم ! تحرکات و تلاش های حاکمیت و کارفرماهای فاسد، در مقابله با اعتصابات رو به گسترش نفت که هر روز توسط دهها مراکز کارگری و تشکل های مستقل کارگری مورد استقبال و حمایت قرار می گیرد، از وعده وعید های وزارت کار و مجلس و کانالها و شبکه های دولتی و امنیتی برای شکستن اعتصابات، برای ایجاد تفرقه و شکاف در صف متحد کارگران، برای لطمه به «خرد جمی» و تصمیم و همبستگی جمعی کارگران، بازی با آتش و قمار باخت باخت نظام است!

کارگران کمونيست خواهان انقلابند. اما کدام انقلاب؟ طبقات مختلف و گرايشات سياسى و اجتماعى مختلف "انقلاب" را به معانى بسيار متفاوتى بکار ميبرند. دنياى ما همه نوع "انقلاب" و همه نوع "انقلابى"اى بخود ديده است. تقريبا هر کس و هر جريانى که ميخواهد وضع موجود در جامعه را بشيوه اى ناگهانى و بطور غيرمسالمت آميز تغيير بدهد از انقلاب حرف ميزند و خودش را انقلابى مينامد. خيلى از اين انقلابات چيزى بيشتر از ارتجاع صرف نيستند. نمونه "انقلاب اسلامى" زنده و حى و حاضر جلوى چشم ماست.

نقش مزورانه بی بی سی و ایران اینترنشنال در سیرک انتخابات رژیم 

صرفنظر از میزان واقعی مشارکت و فرهنگ تقلب رایج در ذات جمهوری اسلامی و دست پرورده های آن, این نوشتار به نقش دوگانه, مزورانه و مخرب برخی از رسانه های فارسی زبان از جمله بی بی سی فارسی و تلویزیون ایران اینترنشنال می پردازد که چگونه با در اختیار گذاشتن میکروفون و بلندگو به اصلاح طلب و اصولگرای طرفدار نظام, خواسته و ناخواسته در عمل بخشی از مردم مردد و مذبذب (عمدتا اصلاح طلب) را به پای صندوق های رای سوق دادند,

خلیل کیوان: با اعلام پیروزی رئیسی کسی که به عنوان قاتل هزاران زندانی سیاسی شناخته می شود وضعیت رژیم، جناح های ان، رابطه رژیم با غرب، موقعیت جنبش سرنگونی و کلا چشم انداز تحولات چه خواهد بود؟ در این مصاحبه به این پرسشها می پردازیم.
حمید تقوائی، همانطور که انتظار می رفت خامنه ای ابراهیم رئیسی را از صندوق انتخابات بیرون کشید. هدف رژیم از روی کار آوردن یک قاتل و آدمکش که با تحریم های حقوق بشری روبروست چیست؟ آیا این نشانه قدرت رژیم است یا ضعف آن؟

انتخابات ریاست جمهوری در ایران، یک کاندیدای رسمی و اختلافات بی شمار: انتخابات ریاست جمهوری در ایران روز جمعه ١٨ ژوئن برگزار می شود. سیستم با حذف اکثریت قریب به اتفاق نامزدها - از جمله اصلاح طلبان و همچنین زنان واجد شرایط ، کارزار انتخاباتی را عملا قفل کرده است. با این حال ، احتمال بروز وقایع غیر منتظره وجود دارد. به هر ترتیب ، رئیس جمهور تازه منتخب با چالش های بزرگی روبرو خواهد شد ، از جمله اختلافات عمیق در ائتلاف حاکم.

 یک قرن چپ ایران،- سوسیالیسم،مدرنیسم،سکولاریسم: چپ ایرانی،- قرنی مبارزه سیاسی،ایدئولوژیک،نظامی. گفتمان انقلاب اسلامی ایران از مفاهیم و گزارههای چپ بی تاثیر نبوده است. شناخت علمی تاریخ معاصر ایران در طول 120-100 سال گذشته بدون شناخت و بررسی جنبش چپ ایران کاری بیهوده،ناقص، و غیرعلمی است. تفکرات چپ تاثیر زیادی روی مدرنیسم و شبه مدرنیسم ایرانی داشته. اندیشه های سکولار چپ موجب شد تا جامعه نیمه فئودالی نیمه بورژوایی دوره قاجار و زمان پهلوی از مناسبات سنتی قدری فاصله بگیرد و بسوی مدرنیسمی نسبی هدایت گردد.