علیه نفرت پراکنی قومی جمهوری اسلامی و ناسیونالیستها متحدانه بایستیم! روز دوم فروردین در شهر ارومیه، تظاهراتی در خیابانهای مرکزی شهر صورت گرفت. این اجتماع اساسا دولتی بود و با سخنرانی و ...
تحریک محمد خلیل پور رئیس شورای شهر ارومیه و جلودار بودن نادر قاضی پور نماینده پیشین ادوار مجلس صورت گرفت و در آن عوامل حکومتی و عده ای از ناسیونالیست های پانترکیست شرکت داشتند. در این تظاهرات ازجمله شعارهائی مانند: «آذربایجان بیدار است، کردها مهمان ما هستند»، «آذربایجان پاینده باد، دشمنانش نابود باد» و «ارومیه ترک است و ترک میماند» سرداده شد. تظاهرکنندگان که با چماق مانند هولیگانها رژه میرفتند، از ملاحسنی عامل کشتار در نقده یاد کردند و به این طریق پیامشان را مبنی بر وجود ظرفیتهای پاکسازی قومی اعلام کردند. روز ۱۱ شهریور سال ۱۳۵۸ همزمان با تهاجم خونین نیروهای ارتش و سپاه پاسداران به شهر مهاباد و تصرف آن، مزدوران خمینی به سرپرستی ملاحسنی نماینده خمینی در ارومیه، به روستاهای «قارنه» و «قلاتان» در نزدیکی شهر نقده حمله کردند و وحشیانه مردم این روستاها را قتلعام کردند.
تجمع ارومیه ظاهرا در واکنش به مراسمهای نوروزی صورت گرفته است اما حقیقت این نیست. برگزاری گسترده مراسمهای سال نو صرفا بهانه ای در دست رژیم اسلامی برای اهداف ارتجاعی دیگری است. جمهوری اسلامی اتفاقا دیده است که مردم در کنار هم به استقبال سال نو رفتند و وسیعترین همبستگی انسانی را بنمایش گذاشتند. رژیم اسلامی میداند که مردم عادی با هر زبان و احساس تعلق قومی و مذهبی از جمله در ارومیه و هرجای ایران ادغام شده اند، معاشرت دارندِ و با هم کار و زندگی میکنند. مشکل مردم زبان و تعلقات کاذب قومی و ملی و مذهبی نیست، فقر و فلاکت و سرکوب و عامل آن جمهوری اسلامی است. رژیم میداند و دیده است که این مردم، علیرغم تبلیغات و تحریکات موسمی و دولتی و همینطور تبلیغات نفرت پراکنانه ناسیونالیستهای متفرقه، طی خیزش توده ای ۱۴۰۱ وسیعترین همبستگی و همدردی را نشان دادند. میداند این جامعه عمیقا معترض و ناراضی است، لذا سیاستش را بر درهم شکستن این اتحاد و همبستگی و دامن زدن به تحریک قومی و مذهبی و سرمایه گذاری روی تمایلات عقبمانده قرار داده است.
ناسیونالیست های عظمت طلب و فاشیست ایرانی که شعار «ما آریائی هستیم، عرب نمی پرستیم» سر میدهند و جریانات قومی و پان ترکیست که شعارهای فوق را در ارومیه مجددا روی صحنه آوردند، هر دو در دست رژیم و دستگاه امنیتی اش بازی میکنند. هر دو علیه تمایلات آزادیخواهانه و پیشرو جامعه هستند. این واقعه بار دیگر این حقیقت را که ما کمونیست ها بارها تاکید کردیم که قومیگری و سیاست هویتی و فدرالیسم نسخه جنگ داخلی است را تاکید میکند. نیروها و عناصری که در بوق ناهنجار ایران «کثیرالمله» و «سیاست هویتی» میدمند، دارند راه تکرار وقایع دهشتناک بالکان و یوگسلاوی در ایران را هموار میکنند و کشور را پای جنگ داخلی و سناریوی سیاه میبرند. این ناسیونالیسم فالانژ امروز بخشا متحد جمهوری اسلامی است و فردا در همین قالب «فدرالیسم و جنبش هویتی» همسایه را بجان همسایه می اندازد.
واقعه ارومیه هشداری جدی به مردم ایران و اردوی آزادیخواهی و انقلابی و کل نیروهای سیاسی مسئول در جامعه است. متاسفانه جامعه ایران هنوز در مقابل سم تحریک و نفرت پراکنی قومی و ملی و مذهبی مصونیت ندارد و باید خودآگاهی و مصونیت پیدا کند. فراخوان ما به کارگران و مردم آزادیخواه ایران اینست که در مقابل سیاستهای ارتجاعی رژیم اسلامی و موئتلفین ناسیونالیست قاطعانه بایستند و عنصر همبستگی و برابری و همدردی و نوعدوستی را تقویت کنند. ضروری است در مقابل این سیاستها و تبلیغات نژادپرستانه سد محکمی بست. مردم ایران آزادی و برابری و حرمت و رفاه میخواهند، اما حکومت اسلامی و فاشیستهای متفرقه عظمت طلب و قومی و مذهبی برای منافع خود حاضرند یک جامعه را با این سیاستها بخون بکشند. اینها عناصر سناریوی سیاه در مقابل سناریوی مبارزه انقلابی و کارگری برای یک جامعه آزاد و مرفه هستند.
نه قومی، نه مذهبی، هویت انسانی!
مرگ بر جمهوری اسلامی!
آزادی، برابری، حکومت کارگری!
حزب کمونیست کارگری ایران – حکمتیست
۳ فروردین ۱۴۰۴ – ۲۳ مارس ۲۰۲۵