سیزده روز است که جهان شاهد صحنه های دلخراش کشتار مردم بیگناه در ایران توسط بمب افکنها و موشکهای امریکا و اسرائیل است. سیزده روز پیش کابوسی که نفس را در سینه همگان حبس کرده بود متحقق شد و در یک چشم برهم زدن زندگی میلیونها انسان در ایران و آینده این جامعه را با خطر نابودی روبرو کرد.
مردم ایران و جنگ؛ مردم ایران و جمهوری اسلامی
جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، به بهانه "خطر اتمی"، که ۲۸ فوریه آغاز شد و عملیات تلافی جویانه ایران، نه تنها نشانی از فروکش کردن ندارد، که بنحو غیرقابل کنترلی در حال گسترش است.
منشور حمید تقوایی؛ همنشینی تلخ با قومپرستان و فدرالیستها
چندی پیش اعلام شد که حزب موسوم به “کمونیست کارگری ایران” به رهبری حمید تقوایی با “کنگره جمهوریخواهان دموکرات و فدرال دموکرات” منشور همکاری امضا کرده است. در ظاهر، متن چیزی جز چند بند عمومی درباره آزادیهای سیاسی، سکولاریسم، ...
رضا پهلوی کارت سوخته!
کمدی – تراژدی “امپراطور برهنه”! | اسرائیل، آمریکا، موساد و سازمان سیا طی چند سال اخیر رضا پهلوی را باد کردند. قصۀ فانتزی احیای سلطنت پهلوی را از رسانه ها پخش نمودند. بیش از یک میلیون اکانت فیک (حساب های ساختگی در سوسیال میدیا) برای لانسه کردنش درست کردند. به اسرائیل بردندش تا با بسر گذاشتن کیپا (کلاهک یهودی) در مقابل دیوار ندبه و با تکان دادن سر به تعهد مزدورانه اش سوگند یاد کند. او را پسر کورش خواندند تا به عرش اعلاء برسانندش اما دریغا که به موضوع مسخره و مضحکه تبدیل شد. طی سه سال اخیر هر روز یک نطق بدستش داده اند؛ بعضا بنظر می رسد که خودش هم نمی فهد دارد چه می گوید. طوطی وار هر آنچه به او خوراندند، تکرار می کند. حرف های ضد و نقیض و بزرگتر از دهانش بیش از پیش ماهیت و موقعیت او را آشکارساخته است.
هزاران موجود از خود بیگانۀ سایکوپت را با مُزد یا بی مُزد اجیر کرده اند تا در خیابانهای آمریکا، کانادا و اروپا در جشن کشتار مردم و کودکان و دختر بچه های پرپر شده به رقص و پایکوبی مشغول گردند؛ “های هیتلر” وار فریاد جاوید شاه سر دهند؛ به لات بازی و چاقو کشی در خیابان ها دست بزنند؛ و جان و نان مردم را در خیابان های آلمان، انگلستان، کانادا و آمریکا با چاقو تهدید کنند تا به “جاوید شاه” گفتن قانع شان نمایند. عین مافیای شناخته شده.
در عرض مدتی بسیار کوتاه، همان ذره آبرو و اعتباری که رضا پهلوی و خانوادۀ دزد و جنایتکارش از آن برخوردار بودند دود شد و به هوا رفت. انسان های بیخبر از گذشته و تاریخ سیاه و خونین خانوادۀ پهلوی، دزدی ها و قتل عام هایشان، یا کسانی که از فقدان انتخاب، از روی استیصال یا با روایت “بالاتر از سیاهی رنگی نیست” به او رضایت داده یا تسلیم شده بودند، چشمانشان گشوده شد؛ از خواب بیدار شدند؛ کابوس آتی را در مقابل چشمانشان دیدند. همان یک ذره محبوبیتی که با صرف میلیون ها دلار و کار فشردۀ موساد و سازمان سیا کسب کرده بود دود شد و به هوا رفت.
روایت “امپراطور برهنه است” در این مورد کاملا صدق می کند. این یک کمدی – تراژدی کلاسیک بود. دلقکی را به میدان آوردند تا از برج شهر برای خندۀ عوام آویزانش کنند. سرنوشت سیاست بازی رضا پهلوی به پایان خود رسید.
هیچگاه رضا پهلوی را جدی نگرفتم. برایم محتمل ترین سناریو “عراقیزه”، “سوریه ایزه” یا بعبارتی بالکانیزه کردن ایران بود . حاکم کردن یک سناریوی سیاه؛ همان سناریویی که در مقابل چشمان مان به اجراء درآمده است. اما اگر چند درصدی احتمال می رفت که در یک دورۀ گذار تاج بسر بگذارد، زمانیکه مثل خروس بی محل به صحنه آمد تا علیه تجزیه طلبی شاخ و شانه بکشد، برایم دیگر مسعجل شد که او بهیچوجه گزینۀ رژیم چنج آمریکا/اسرائیل نیست. او ابزاری برای فراهم کردن زمینۀ سناریوی سیاه در ایران است. در مقابل چشمان رسانه های جهانی به آمریکا و اسرائیل التماس کرد تا ایران را بمباران کنند. نه یکبار بلکه چندبار. کوشید بمباران مردم را راه رهایی شان جا بزند؛ مرگ مردم را هزینۀ رهایی خواند. دست ترامپ و نتانیاهو را بوسید. او مهره ای برای سیاست بازی امپریالیستی – رژیم چنجی است. برای زمینه سازی جنگ خانمان براندازی که آنها را به هدف واقعی و همیشگی شان برساند: یعنی تجزیۀ ایران با بمباران و ویران سازی تمام ساختارها و راه اندازی یک جنگ داخلی خونین با استفاده از مرسونری های ناسیونالیست قومی و سناریو سیاهی. ایران قرار است سوریه آتی باشد. بارها اعلام کرده اند. ولی کو گوش شنوا؟
همراه با پرپر شدن 160 دختر بچه زیر بمب های “حقوق بشری” و “فمینیستی” آمریکا و اسرائیل، همراه با ریزش آوار و بمب بر سر مردم، همراه با ویران شدن تمام ساختار ها و زیر ساخت های جامعه، همراه با راه افتادن جوی خونِ آلوده به نفت و سموم شیمیایی، صورت رضا پهلوی بعنوان یک دلال بی شرم و خود فروخته از مقابل چشمان محو می شود. او دیگر یک کارت سوخته است. نامش بعنوان یک دلقک مزدور در تاریخ به ثبت خواهد رسید. اکنون می تواند تمام وقت به کازینو ها بازگردد!
اسرائیل توان جنگی طولانی با ایران را ندارد
سرمقاله هاآرتص با اشاره به آغاز دور تازه درگیری با ایران، مینویسد صبح شنبه وزیر دفاع اسرائیل، اسرائیل کاتس، اعلام کرد اسرائیل در هماهنگی با ایالات متحده حملهای را علیه ایران آغاز کرده است؛ همزمان فرماندهی جبهه داخلی وضعیت فوقالعاده سراسری اعلام کرد و حریم هوایی کشور بسته شد. نویسندگان سرمقاله در همان آغاز تأکید میکنند که «از میان بردن تهدید ایران» هدفی موجه است: حکومتی که یک کشور دیگر را به نابودی تهدید میکند، زیرساختهای هستهای و موشکهای بالستیک را پیش میبرد و هزاران نفر از مردم خود را به خاطر اعتراض به سرکوب، قتلعام میکند، طرف «بیگناهی» برای مذاکره نیست. از نگاه هاآرتص، اینکه آمریکا شریک کامل این عملیات است، قدرت اسرائیل را افزایش میدهد و یک برتری راهبردی مهم در اختیارش میگذارد.
اما سرمقاله میگوید پذیرفتن خطر ایران، پرسشهای اصلی را بیاهمیت نمیکند: آیا اسرائیل برای جنگی طولانی آماده است؟ و آیا جامعهای که هنوز از دور قبلی درگیری با ایران در ماه ژوئن «کاملاً بهبود نیافته»، یکبار دیگر به جبهه فرستاده میشود در حالی که «جبهه داخلی» در معرض ضربه و بیپناهی قرار دارد؟ هاآرتص یادآوری میکند که عملیات تازه («غرش شیر») جنگی «انتخابی» است؛ جنگی که تنها هشت ماه پس از آن آغاز شده که بنیامین نتانیاهو با افتخار از «پیروزی» در عملیات قبلی («شیرِ خیزان») سخن گفته بود.
محور اصلی سرمقاله، نقد شکاف میان اهداف پرطمطراق و واقعیت آسیبپذیری داخل اسرائیل است. به نوشته هاآرتص، خسارتهای جنگ قبلی هنوز ترمیم نشده است: این روزنامه به گزارشی استناد میکند که نشان میدهد صدها نفر از ساکنان شهرهایی که در دور قبل جنگ آسیب دیدند، هنوز به خانههایشان برنگشتهاند و دهها ساختمانِ ویران یا بهشدت آسیبدیده، یا بازسازی نشده یا هنوز قابل سکونت نشده است. هاآرتص اضافه میکند حتی «ماتانیاهو انگلمان» بازرس کل کشور ــ که به تعبیر سرمقاله کسی او را به تندروی در انتقاد از دولت متهم نمیکند ــ درباره ناکامیها در جبهه داخلی هشدار داده است.
در ادامه، روزنامه نتیجه میگیرد که با وجود این وضعیت، دولت نه «طرح منظم بازسازی» ارائه کرده و نه «طرح کلی تخلیه» برای یک کارزار طولانی؛ و در عمل، اسرائیل در حال رفتن به جنگ است در حالی که صدها هزار غیرنظامی هنوز حفاظت کافی ندارند. سرمقاله این را قلب مسئله میداند: تصمیم برای ورود به جنگ، اگر با آمادگی واقعیِ جبهه داخلی همراه نباشد، به معنی انتقال هزینهها و خطرها به مردم است؛ مردمی که باید در پناهگاهها و خانهها ضربه را تحمل کنند، در حالی که سیاستگذاران از «پیروزی کامل» حرف میزنند.
هاآرتص سپس به فضای عمومی میپردازد: به گفته سرمقاله، حالوهوای جامعه پر است از شعارهای «پیروزی کامل»، «سرنگونی حکومت ایران» و «برچیدن برنامههای هستهای و موشکی»؛ اما هیچکس نمیتواند بهای انسانی این عملیات را پیشبینی کند. روزنامه پرسشهایی را طرح میکند که از نظرش دولت باید پیشاپیش پاسخ روشن به آنها بدهد: آیا جبهه شمالی دوباره شعلهور میشود؟ چند موشک از سد سامانههای دفاعی عبور خواهد کرد؟ چند غیرنظامی زخمی میشوند؟ چند ساختمان ویران میشود؟ و چند خانواده بار دیگر بیخانمان خواهند شد؟
سرمقاله یک لایه دیگر از انتقاد را هم برجسته میکند: فراخوان گسترده نیروهای ذخیره، به نوشته هاآرتص، بار دیگر «نابرابری در تقسیم بار» را عیان کرده و نشان میدهد که خدمت سربازی هنوز بر همه اقشار بهطور یکسان اعمال نمیشود. روزنامه این وضعیت را «رسوایی اخلاقی» میخواند و مینویسد دولتی که احزاب مذهبی افراطی در آن حضور دارند و «تلاش گسترده» میکنند تا رأیدهندگانشان از خدمت نظامی معاف بمانند، و نخستوزیری که این وضعیت را پیش میبرد و تقویت میکند، اکنون از جامعه میخواهد به تصمیمها و داوریاش اعتماد کند؛ در حالی که همان دولت، بار اصلی جنگ را بر دوش بخشهایی از مردم گذاشته است.
در جمعبندی، هاآرتص میگوید اگر هدف جنگ با ایران «رفع تهدید» و «افزایش امنیت» است، حمله باید با سیاستی مسئولانه همراه باشد که هم «از نظر زمانی» و هم «از نظر اهداف» محدود و تعریفشده باشد. روزنامه هشدار میدهد اسرائیل باید مراقب باشد به جنگی فرسایشی و طولانی کشیده نشود؛ و نیز باید مراقب باشد تا حد امکان از آسیب غیرضروری به غیرنظامیان پرهیز کند ــ از جمله در خود ایران که «میلیونها انسان بیگناه» زندگی میکنند. و مهمتر از همه، سرمقاله با تأکید دوباره بر جبهه داخلی پایان میگیرد: اسرائیل نباید بار دیگر مردم خود را در برابر پیامدهای جنگ «رها کند».
اعتراضات جاری در ایران و آینده آن
مصاحبه با روزنامه "علیالاعمام" : اعتراضات و تظاهرات کارگری و مردمی در ایران هرگز واقعاً فروکش نکرده است، زیرا مردم همچنان خواهان بهبود شرایط زندگی و دستیابی به آزادیهای سیاسی و انسانی هستند.
نزاع دو الگوی رهبری طی دورۀ گذار
اکنون مسئلۀ رهبری طی دورۀ گذار را میتوان آینۀ تمامنمای نوع آیندهای دانست که نیروهای سیاسیِ گذارطلب وعده میدهند. پادشاهیخواهان با محوریت رضا پهلوی از الگوی «تکرهبری» سخن میگویند:
ورق برمیگردد! (نكاتی در مورد وقایع اخیر در ایران)
اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به یكی از خونین ترین اتفاقات چند دهه گذاشته در ایران تبدیل شد. مردمی كه از سر نفرت به حق از جمهوری اسلامی علیه فقر مطلق و عاملین آن به امید پایان كار به خیابانها آمدند، توسط جمهوری اسلامی وحشیانه سلاخی شدند.