آسو سهامی: تهدیدات پ ک ک علیه مردم کردستان و چند سوال (کردستان متعلق به مردم است و جای قلدری و اخاذی نیست!) ویک مطلب دیگر

شخصی سازی فونت
  • کوچکتر کوچک متوسط بزرگ بزرگتر
  • Default Helvetica Segoe Georgia Times

اخیرا (ی ر ك) شاخه های نظامی پ ک ک بیانیه ای خطاب به مردم كردستان ایران، در ۵ نوامبر ۲۰۲۳ درسایت فرات نیوز متعلق به این جریان، منتشر كرده است. پ ك ك در این بیانیه خود را صاحب کردستان ایران معرفی کرده و با سفسطه ای تحت عنوان" دفاع از طبیعت و مقابله با شكار حیوانات و..." مردم کردستان را تهدید واعلام کرده که مردم حق آمد و رفت به "نواحی کوهستانی زاگرس به طور کلی و به ویژه در کبیر کوه، مانشت، پراو، آژوان، دالاهو، شاهو، کوسالان، قلَبَرد، شانشین و منطقه چلچمه، کوه‌های موکریان تا دالانپر، تا کوهستان‌های اورین"،  كه محل "اخفای نیروهای آنها" است، را  ندارند و این مناطق را به عنوان مناطق محرمه اعلام کرده است!!! در بخشی از این بیانیه آمده است:

"همانطور که مردم ما آگاهند روژهلات کوردستان و ایران در مرحله جنگ جهانی سوم تحت سیطره سیاست قحطی و سرکوب می‌خواهند اراده جامعه را بشکنند و آنها را سرکوب کنند. به همین مناسبت، در چهارچوب سیاست مزدورسازی و تبدیل به جاسوس نمودن تعدادی از ضعیف‌ترین افراد جامعه، سعی در طولانی نمودن عمر حکومت خود را دارند. لذا به بهانه‌های مختلف (از قبیل شکار، گردشگری، کوهنوردی و...) در مناطقی که یگان‌های گریلاهای آزادی‌بخش روژهلات کوردستان در حال فعالیت هستند، اقدام به افشای محل و تعقیب و ضربه زدن به آن‌ها می‌کنند."

بیانیه ادامه میدهد:
"بدین منظور به خلق خود هشدار می‌دهیم که انجام هرگونه گشت و گردشگری، شکار و بهانه‌های مختلف در این مناطق که یگان‌های ما در آن فعالیت می‌کنند، به معنای آشکار ساختن محل و موقعیت رفقای ما و در نتیجه خدمت به اشغالگران میهنمان خواهد بود. بنابراین در صورت مواجهه و شناسایی، تحت تعقیب لازم قرار خواهند گرفت و در چنین شرایط ناخواسته‌، خود این افراد مسئول خواهند بود."

شاید با طرح چند سوال بهتر از هر تحلیل و اظهار نظری، این بیانیه قلدرمنشانه و ارتجاعی پ ک ک و دستورات ارباب رعیتی و فئودالی این جریان را نشان داد.
باید از مسئولین این جریان سوال کرد، چرا جاسوسی از پ ک ک؟ جمهوری اسلامی که رابطه حسنه ای با این جریان دارد. پ ک ک از سال ۱۳۶۵ با جمهوری اسلامی توافقنامه همکاری امضا کرده است. مگر پ ک ک در بسیاری از شهرهای ایران دفتر و دستک نداشته و ندارد؟ به آثار اوجالان و دیگر مسئولین این جریان در سه دهه اخیر مراجعه کنید، نوشته ها و انواع و اقسام بیانیه هایشان سرشار از دفاع از اسلام، کربلا، عاشورا و حتی دفاع از جمهوری اسلامی است، مگر در همین یک سال گذشته بارها در گفتگوهای تلویزیونی خود علنی از جمهوری اسلامی و نظام کنفدرالیسم دمکراتیک مورد نظرشان در چارچوب همین نظام نگفته اند؟ 
جمهوری اسلامی طی این سالها تلاش کرده که پ ک ک را به عنوان پدیده ای علیه چپ گرایی در کردستان علم کند. چه اتفاقی افتاده که پ ک ک از جاسوس و جاسوس پروری می گوید؟ احتیاجی نیست که از مردم کردستان برای کسب اطلاعات و جاسوسی و یا کشف محل اختفای پ ک ک (درحالیکه که هیچ موجودیتی در ایران ندارد) استفاده کند.
بیانیه پ ک ک توهین و اهانت بزرگی به مردم کردستان است و این جریان با تاریخی سرشار از حمایت از جمهوری اسلامی در موقعیت و جایگاهی نیست که به مردم اتهام جاسوسی بزند و چنین چرندیاتی را به هم ببافد.
 یک نکته مسلم است و آن اینکه احزاب کردی در کردستان عراق خلع سلاح شده اند و فعالیتشان محدود شده است، آیا پ ک ک امیدوارست در توافقی اعلام نشده با جمهوری اسلامی و زیر نام مخالفت با این رژیم، به حضور خود در كردستان ایران و این مناطق وسعت ببخشد که این چنین مردم را تهدید به منع آمد و رفت می کند؟ آیا قرار است پ ك ك در توافق ضمنی با جمهوری اسلامی جای خالی احزاب ناسیونالیست سنتی كرد درایران را پر كند؟ آیا پ ك ك امیدوارم كمبود وجود آنها امكانی برای رشد و نمای او به نام مخالفت باجمهوری اسلامی پر كند؟ در این صورت مردم كردستان حق دارند از این مهمان ناخوانده بپرسند توافقات و قول و تعهداتی كه پ ك ك به جمهوری اسلامی داده است چیست؟ حق دارند از رهبری این جریان سوال كنند، قرار است پ ك ك در آینده تحولات در ایران در كنار جمهوری اسلامی كه مردم آزادیخواه مرگش را نزدیك كرده اند، چه رولی را بازی كند؟ همه این سوالات با توجه به موقعیت جمهوری اسلامی و رابطه حسنه این جریان چه در ایران و چه در منطقه با این حكومت ایران، سوالات واقعی و قطعا مخاطراتی برای مردم كردستان است.
این پروژه پ ک ک از همان ابتدا پروژه ای از طرف مردم کردستان ایران سوخته است، هرکسی حق دارد این مسئله به ذهنش خطور کند که ممکن است جمهوری اسلامی علیه چپ گرایی، علیه مردم آزادیخواه و جنبش رادیکالی که در ایران راه افتاده است، به وسیله پ ک ک و زیر نام مخالفت ظاهری  با جمهوری اسلامی تلاش کند که مردم کردستان را به عقب براند. مردم كردستان در گذشته تجربه تلخ استفاده جمهوری اسلامی و حتی قبلتر از او ، حكومت پهلوی از "قیاده موقت"(جریان بارزانی) علیه مردم كردستان و علیه احزاب سیاسی و جنبش اعتراضی خود را دارند. آیا این نقش را قرار است پ ك ك در این دوره عهده دار شود؟
مستقل از هر ارزیابی که پ ک ک از خود دارد، این جریان در کردستان ایران موجودیتی جدی نیست و جایگاهی هم در دل مردم ندارد و نیروی مسلحی هم ندارد. اگر در طول این چند سال هم گاه و بی گاه واحدهایی کوچک چند نفره از قندیل به مناطق مرزی سرازیر شده اند نه کسی را شناخته اند و نه مردم آنها را می شناسند، از همه مهمتر اینکه اینها نه زبان مردم کردستان ایران را می دانند و نه مردم به آنها اعتماد کرده اند. حتی از مردم این مناطق غذا و خوراکی نمی گیرند، چون اعتمادی ندارند و كسی را نمیشناسند. 
سیاست پ ک ک همیشه این بوده که تمام نیروهایش را در خدمت جنگ با ترکیه به کار گیرد. ما و مردم كردستان و هر كس و جریانی كه پ ك ك را بشناسد، میداند كه كل افق و استراتژی پ ك ك به تقابل یا توافق با تركیه وصل است. هدف اول این جریان تقویت خود در مقابل حكومت تركیه است. در خدمت این هدف از بقیه شعبات دیگر در عراق، سوریه و یا ایران استفاده میكند. با توجه به این افق نه با جمهوری اسلامی، نه با حكومت سوریه و هیچ دولتی مشكلی جدی نداشته است. بخشی از افراد جذب شده به پ ك ك از مناطق دیگر غیر از تركیه، همیشه معترض بوده اند كه چرا از آنها در ایران و... استفاده نمیشود و چرا آنها را فقط حول تكیه و جنگ با تركیه و فشار به تركیه مورد استفاده قرار میدهند. در نتیجه خیلی روشن است كه امروز مقابل با ایران و مبارزه با جمهوری اسلامی با روابط حسنه پ ك ك و دفاعیات همیشگی او از این حكومت در دستور پ ك ك نیست. لذا ردیف كردن مناطق وسیع كوهستانی و صادر كردن دستورات میزنیم و میكشیم و محل اخفای نیروهایمان كه (پ ك ك )گفته است، برای مردم كردستان تناسبی با پ ك ك در ایران ندارد مگر كاسه ای زیر نیم كاسه باشد.  ما، مردم و حتی نیروهای خود این جریان میدانند كه بقیه احزاب اقماری پ ک ک چه در ایران و چه در کردستان عراق و سوریه تنها در خدمت فعالیت پ ك ك در تركیه به کار  گرفته میشود. این احزاب اقماری از جمله پژاک از خود هیچ اعتبار واستقلال محلی ندارند، همیشه این پ ک ک بوده که برایشان تعین می کند چه کار باید انجام دهند و یا چه کاری انجام ندهند. در واقع این احزاب اقماری تنها برای جمع کردن نیرو و فرستادنشان به جنگ با ترکیه و تقویت پ ك ك در این كشور است. 
اما اشتباه محاسباتی پ ک ک اینجاست که شناخت کافی و ارزیابی دقیقی از کردستان ایران ندارد، اگر در کردستان ترکیه با وجود دولت فاشیست ترکیه و با وجود جریانی متعصب، الترا ناسیونالیست و قلدر چون پ ک ک، احزابی جدی و حتی لیبرال نتوانسته سر بلند کند، اما ایران تركیه نیست و در كردستان ایران كسی برای احكام صادره پ ك ك تره خرد نمیكند چیزی كه متاسفانه پ ك ك هیچوقت درك نكرد. به خیال خودش می تواند این نسخه را در ایران نیز بکار بگیرد، غافل از اینکه جامعه کردستان ایران، جامعه ای پیشرفته است و مردم ایران تجربه چندین انقلاب را پشت سر دارند و اگر این نوع قلدری زمانی و در عصر ارباب رعیتی و دوره خان خانی ممکن بود، اکنون بیش از نیم قرن است که مردم کردستان ایران از دوران ارباب رعیتی عبور کرده اند، و احكام پ ك ك دیگر در ایران جواب نمی دهد.
نقشه های پ ک ک از روی ذهنیت و تجربه و شناخت این جریان، فعالین و كادر رهبری آن در كردستان تركیه برای مناطق دیگر از جمله ایران صادر میشود، چیزی كه منطبق با توازن قوا، فرهنگ و رابطه مردم كردستان ایران با حكومت و احزاب سیاسی جور در نمی آید. پ ك ك متاسفانه از روی تجربه خود در تركیه فكر میكند همه چیز با زور گویی و قلدری تامین میشود. پ ك ك متوجه نیست كه رابطه او و مردم كردستان تركیه كه بدلیل حاكمیت دولتی فاشیستی و جنایاتش علیه آنها از سر ناچاری به پ ك ك به عنوان تنها جریان بی حریف در این منطقه پناه میبرند، در كردستان ایران جواب نمی دهد و با عکس العمل وسیع و نفرت عمومی جامعه روبرو می شود. 
جامعه کردستان ایران جایی برای این تهدیدات و قلدری نیست و لازم است پ ک ک خود را جمع کند و از صادر كردن چنین دستورات و تهدید های حداد و شداد دست بردارد. این جریان باید کمی تعقل کند و اول حساب حرفهای خود را بکند و بعد آنرا انتشار دهد. جامعه کردستان ایران و مردم کردستان بیش از چهل سال است با جمهوری اسلامی در حال جنگ هستند و هیچ وقت تن به قلدری و زورگویی جمهوری اسلامی و هیچ جریانی نداده اند چه برسد به نیرویی به نام پ ک ک که خود مورد تنفر مردم است.
اجازه دهید به تک به تک کلمات بکار رفته در این بیانیه قلدرمنشانه نگاهی بیاندازیم که هرکدامش مجموعه ای سوال را در ذهن هر انسان آزادیخواه و متمدن ایجاد می کند که  واقعا نویسنده گان این بیانیه با چه عقلی اقدام به نوشتن چنین تهدید نامه ای کرده اند.

    در ابتدای بیانیه از جنگ جهانی سوم صحبت کرده است و انگار نویسنده گان متفکر پ ک ک تاریخ را مطالعه نمی کنند و هنوز معنی درستی از جنگ جهانی را نمی دانند. تاریخا جنگهای جهانی مابین قطبهای سرمایه داری و دولتهای نماینده صورت می گیرد، نه مابین یک نیروی میلیشیایی با یک دولت مشخص.
پ ک ک  در بیانیه خود از جنگ جهانی سوم خبر می دهد، جا دارد از این حزب و رهبرانش پرسید بر اساس کدام معیار، تحلیل و این فاکتورها کدام هستند که منجر به جنگ جهانی سوم در این منطقه شده است یا قرار است شروع شود؟ مگر قرار است در چنین جنگی كوههای كردستان ایران به محل استقرار نیروهای پ ك ك كه محتملا قندیل را ترك و اینجا مستقر شوند؟ آیا در صورت وقوع جنگی در منطقه حفاظت جایی یا جبهه ای به شما واگذار شده است؟
    طی چهل سال گذشته در کردستان ایران همواره یک مبارزه طبقاتی در جریان بوده و  مرکز جدال بین رژیم جمهوری اسلامی و مردم بوده است و جمهوری اسلامی طی چهل سال گذشته علارغم وجود و گسترش دستگاه های سرکوب، جاسوسی و ترویج ارتجاع دینی نتوانسته است اراده این بخش از جامعه ایران را در هم بکشند و آنرا سرکوب کند. از چهل سال پیش مردم این منطقه با مسئله تبعیض و سرکوب و خفقان دست و پنجه نرم می کنند و طی این سالها علارغم سرکوب و خفقان با جمهوری اسلامی جنگیده اند و برای آزادی و برابری و ایجاد یک دنیای بهتر مبارزه کرده اند.
    چه اکنون و چه طی دورانی که احزاب مختلف و از جمله ما کمونیست ها در کردستان مسلحانه علیه جمهوری اسلامی مبارزه می کردیم، بخش اصلی این مبارزه بر دوش همان مردم بوده و هنوز هم هست. مردمی که همیشه درب خانه هایشان بر روی نیروی پیشمرگ باز بود و نه تنها آنها را از چشم جاسوسان و نیروهای رژیم پنهان می کردند، بلکه هر آنچه را که داشتند در طبق اخلاص می گذاشتند و ما را در سفره فقیرانه خود شریک می کردند. همین مردم بودند که خانه هایشان مخفی گاه پیشمرگ و در بسیاری مواقع حتی به عنوان راهنمای راه نیروی های ما عمل می کردند.  علارغم تلاش چهل ساله، رژیم هیچ وقت نتوانست در رابطه مردم و احزاب سیاسی در کردستان خدشه ای وارد کند. چه اتفاقی افتاده است که اکنون همان مردم از دید پ ک ک جاسوس شده اند؟
    پ ک ک و پژاک همواره در بیانیه های خود و مشخصاً در این بیانیه خود را نماینده تام الاختیار مردم کردستان ایران معرفی می کند، مردم کردستان حق دارند بپرسند که این نماینده گی چه کسی، چگونه، از چه هنگام و بر چه معیاری به پ ک ک واگذار شده است؟
    بنا به این بیانیه، پ ک ک خود هم قانون گذار است و وهم مجری قانون. سوال اینجاست که این قانون را چه کسانی و بر چه اساسی تعین کرده اند؟ چه مشروعیتی پشت قانون گذاران و مجریان آن قرار دارد؟
    چه کسانی جاسوس هستند و بر مبنای چه قانونی جرم شخص به عنوان جاسوس اثبات می شود؟ برای اثبات جرم ، متهم و اینجا مردم كردستان ایران در کدام دادگاه صالح و با حضور کدام قاضی و هیئت منصفه دادگاهی می شود؟ متهمان چگونه و بر اساس چه معیاری می تواند از خود دفاع کنند و یا از حق وکیل برخوردار باشند؟ در نهایت بر مبنای چه قانونی برایشان حکم صادر می شود؟ 
    در بیانیه آمده است: "بدین منظور به خلق خود هشدار می‌دهیم که انجام هرگونه گشت و گردشگری، شکار و بهانه‌های مختلف در این مناطق که یگان‌های ما در آن فعالیت می‌کنند، به معنای آشکار ساختن محل و موقعیت رفقای ما و در نتیجه خدمت به اشغالگران میهنمان خواهد بود. بنابراین در صورت مواجهه و شناسایی، تحت تعقیب لازم قرار خواهند گرفت و در چنین شرایط ناخواسته‌، خود این افراد مسئول خواهند بود". 
همانطور که همگان اطلاع دارند تنها منبع درآمد و معیشت اکثر مردم روستایی در استانهای آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام بنا به وضعیت جغرافیایی این مناطق، دامپروری و زنبور داری است، همان مناطقی که از سوی پ ک ک به عنوان منطقه ممنوعه و محل "فعالیت یگانهای" خود معرفی کرده است. مستقل از اینكه ما و مردم كردستان ایران "یگانهای" پ ك ك را بجز فعالینش در دفاترشان و مراوده با حكومت ندیده ایم.
باید از پ ک ک پرسید شما به چه حقی محل زندگی، گردش و معیشت مردم را از صاحبان اصلیش منع می کنید؟ آیا فكر میكنید ده ها هزار انسان از فردا كار و زندگی و معیشت و محل درآمد خود را برای اجرای حكم پ ك ك رها میكنند؟ این گنده گویی و لقمه بزرگتر از دهان را چه كسی برایتان پیچیده است؟ بی تردید هر انسان فهیمی با دیدن این بیانیه و احکام "ممنوعیت"، "مجازات" و "تنبیه" از خود میپرسد اینها دیگر كی هستند؟ آیا پ ک ک در موقعیتی است که به مردم دستور دهد؟ مردم کردستان حق دارند به شما بگویند که غلط كردید، شما چه كاره اید؟ شما دقیقا اراجیف پیشمرگان مسلمان و سپاه و وزارت اطلاعات را تكرار میكنید كه مردم مناطق مرزی را به عنوان همكار پیشمرگ تهدید و یا كوچ میدادند. 
    کوهنوردی به عنوان یکی از محبوبترین ورزشها در کردستان بخشی از فرهنگ مردم است، جمهوری اسلامی با آنهمه دبدبه و کبکبه در طول چهل سال حاکمیت خود نتوانسته است این ورزش را در جامعه ممنوع کند، آیا پ ک ک خیال کرده می تواند با نیروی اسلحه به بهانه جاسوسی آنرا ممنوع کند؟
    جدا از دامپروری، کوهنوری و گردشگری، بخش زیادی از مردم این مناطق از طریق جمع آوری صمغ درختان "ون" و دیگر گیاهان که برای مصارف پزشکی، صنعتی و خوراکی استفاده می شود، امرار معاش می کنند و طی صدها سال گذشته داروهای گیاهی یکی از منابع درآمد و پزشکی این منطقه بوده است. در طول تاریخ مردم خود بهتر از هر حکومت و نیروی میلیشیایی و غیره از منبع درآمد خود نگهداری و مواظبت کرده اند و به قول معروف هیچ انسانی چشمه ای که از آن آب می نوشد را گل آلود نمی کند. اکنون چگونه است که پ ک ک دایه مهربانتر از مادر گشته است و از "حفظ محیط زیست" می گوید؟ آیا طی صدها سال گذشته این پ ک ک بوده که از محیط زیست و طبیعت این سرزمین مراقبت کرده است؟
    جمهوری اسلامی سالها تلاش کرد که به بهانه جنگ ایران و عراق و همچنین حضور احزاب اپوزیسیون عبور و مرور به مناطق مرزی را ممنوع کند و شکست خورد، اکنون پ ک ک آزموده را دوباره می خواهد بیازماید. آیا نباید گفت که این احكام به قد و قیافه پ ك ك در كردستان ایران نمیخورد؟ و هزار نكته دیگر از این قبیل.
 محدوده رشته کوه زاگرس حدود ۱۶۰۰ کیلومترطول و بیش از ۲۴۰ کیلومترعرض دارد. نواحی کوهستانی زاگرس به طور کلی و به ویژه در کبیر کوه، مانشت، پراو، آژوان، دالاهو، شاهو، کوسالان، قلَبَرد، شانشین و منطقه چلچمه، کوه‌های موکریان تا دالانپر، تا کوهستان‌های اورین"، با این حساب بخش اعظم مناطق زاگرس شامل این حكم حداد و شداد میشوند، باید خالی از سکنه شوند که مبادا برای نیروهای مسلح (خیالی) پ ک ک ایجاد مشکل کنند. تجربه اخراج نیروهای پ ک ک از دره بقاع (مابین سوریه و لنبان) و کوچ دادنشان به رشته کوه های قندیل نشان داده که بعد از اینکه پ ک ک همچون مهمان به این مناطق وارد شد، در عرض مدت کوتاهی خود را صاحب تمام و کمال این مناطق اعلام کرد.  
جا دارد مردم آزادیخواه کردستان، به افراد مسلح پ ک ک و احزاب اقمارش یادآور شوند و هشدار دهند ایران قندیل نیست و مردم كردستان برای پ ك ك تره خرد نمیكنند. شما جای "مهمان" ناخوانده و صاحبخانه را عوضی گرفته اید و کردستان ایران جای قلدری هیچ جریانی نیست. مردم کردستان ظرفیت پ ك ك و اقمارش از جمله پژاک را در قلدری، زورگویی و اخاذی علیه مردم، خوب می شناسند و بنا به این بیانیه  مسئولیت هر نا امنی در این مناطق، مسئولیت هر تعرضی به هر فردی در این مناطق را به پای این نیرو می نویسند.
پ ک ک و پژاک قبل از هر چیز باید در دادگاهی مردمی نسبت به فریب و ربودن کودکان و فرستادنشان به قندیل برای جنگ با ترکیه ، نسبت به  بمب گذاری، انتحار، خودکشی، خودسوزی، ترور مخالفان، ممنوع الخروج بودن اعضای این حزب و ترور اعضایی که بخواهند از این جریان خارج شوند و یا اساسنامه حزب را زیر پا گذاشته اند پاسخگو باشند.
هنوز پروند ترور سامان دانشور در روستای گویزه کویره مریوان بدلیل ترک صفوف پژاک و کشتن "سوران اختر ثمر" از اهالی اورامانات بدلیل سرپیچی از پرداخت باج بیشتر به پژاک و دهها مورد دیگر بدون جواب مانده است.

پ ك ك باید حالی شود كه این جریان نه بر آمده از جامعه کردستان است و نه ربطی به سوخت و ساز مردم این منطقه دارد. تجربه سالها مبارزه جامعه کردستان، برای رفاه عمومی، حق زن، برابری طلبی، عدالت خواهی و بیش از چهار دهه مبارزه با جمهوری اسلامی اجازه نخواهد داد فرقه قومی و ضد اجتماعی، فالانژ و فاشیستی چون "پ ک ک" و "پژاك" آنهم زیر عبای اسلام و جمهوری اسلامی به عنوان یک نیروی ناسیونالیست اصلاح طلب مذهبی و مدافع حاکمیت جمهوری اسلامی، در کردستان رشد و ادامه حیات دهد. این تهدید و این اعلام جنگ پ ک ک به مردم کردستان و با این درجه بالا از ضدیت با زندگی اجتماعی مردم برایشان بسیار گران تمام خواهد شد و جریانی که کوچکترین همسویی با منافع مردم کردستان ندارد و برای رسیدن به قدرت به هر ابزاری دست می برد، در کردستان جایگاهی ندارد و محکوم به شکست است. مردم کردستان ظرفیت بالای این جریان را در كشتن و ترور و جنایت، زورگویی و باجگیری و اخاذی از مردم را به خوبی می شناسند و در برابرش خواهند ایستاد. این بیانیه عمق بی نفوذی و بی اعتباری این جریان را در جامعه ایران اثبات می کند. 

آسو سهامی
نوامبر۲۰۲۳

 

در آستانه ۲۵ نوامبر روز جهانی "مبارزه با خشونت علیه زنان"

"تغییر یک دوره‌ تاریخی را همواره می‌توان با میزان پیشرفت زنان به‌سمت آزادی تعیین کرد، چراکه در این‌جا، در رابطه‌ بین زن و مرد، رابطه‌ بین قوی و ضعیف، پیروزی سرشت انسانی بر ستم‌گری مشهود‌تر از هر جای دیگر است. درجه‌ی رهایی زنان، معیاری طبیعی برای رهایی همگانی است."(کارل مارکس، خانواده مقدس)

۲۵ نوامبر برابر با ۵ آذر روز جهانی "مبارزه با خشونت علیه زنان" است، در روز ۲۵ نوامبر سال  ۱۹۶۰ سه خواهر اهل جمهوری دومینیکن، با نام خواهران میرابل، پس از ماه ها شکنجه، سرانجام توسط سازمان امنیت حکومت بورژوازی"رافائل ترخیو" در دومینیکن به قتل رسیدند. جنبش چهاردهم ژوئن که خواهران میرابل در آن عضو بودند، هدفش افشاگری درباره جنایت رژیم دومینیکن و تلاش  برای قیامی سراسری بود. 

بنا بر تعاریف خشونت به معنی رفتاری است که می‌تواند منجر به آسیب بدنی، جنسی یا روانی شود و بنا بر همین تعریف هرگونه رفتار خشن که موجب آسیب جسمی، جنسی، روحی و رنج زنان شود را خشونت علیه زن می‌گویند. اما موضوع اینجاست که با توجه به مناسبات موجود در جوامع و خصوصا جوامع مذهبی و مردسالار، اکثر این خشونت ها را می‌توان با تهدید، اجبار یا سلب اختیار از چشم جامعه و حتی نزدیکان خود پنهان نگه داشت و هیچ آماری در این رابطه نمی تواند دقیق باشد و بخش اعظم خشونتهای موجود را نمی پوشاند.

در ایران و بنا به مناسبات حاکم از سوی دولت بورژوازی جمهوری اسلامی و ساختار سیاسی و اقتصادی آن که این مناسبات را شکل می دهند، بخش زیادی از خشونت ها آنقدر تکرار و عمومی شده اند که به رفتاری عادی در جامعه بدل گشته است. توهین، هتک حرمت و نفقه ندادن، بی توجهی به خواسته‌های زنان، جدا کردن زن از کودکان یا خانواده‌اش، تهمت زدن، محدود کردن زن در محدوده جغرافیایی یا عدم اجازه برای شغل یا تحصیل و غیره تنها بخشی از خشونت پنهان هستند که با توجه به قوانین اسلامی، به جزئی از داده آن جامعه بدل گشته است.
همچنین خشونت جنسی، کلامی، نگاهی و رفتاری، تجاوز، تن‌فروشی اجباری، بارداری اجباری، ختنه دختران، خرید و فروش زنان و دختران، خشونت علیه زنان کارمند و مستخدمان زن، خشونت‌های ناشی از جنگ، خشونت در زندان، تجاوزهای سیستماتیک و خشونت سیاسی، مصادیقی از خشونت آشکار هستند. 
در چهل و پنج سال گذشته جمهوری اسلامی کرور کرور از درامد کشور را خرج گشت های ارشاد و ماشین سرکوب و حوزه های ارتجاعی دینی کرده و در این چهار و نیم دهه تلاش کرده که با ترویج ناموس پرستی و ترویج افکار قرون وسطایی جامعه را به هزارو پانصد سال قبل باز گرداند. تلاش کرده که با ترویج خرافه و تحمیق مردم، سرکوب نیمی از جامعه یعنی زنان را بر دوش مردان بیاندازد. قتل های ناموسی پدیده ای وحشتناک است که هر از چند گاهی با شندیدنش دل هر انسان شریف و آزاده ای را می آزارد. بنا به گزارش روزنامه شرق و با استناد به آمار رسمی از خرداد ۱۴۰۰ تا پایان خرداد ۱۴۰۲ دست‌کم ۱۶۵ زن در ایران بنا به دلایل ناموسی و به بهانه شرف به دست مردان کشته شده اند. تنها در سه ماه نخست سال ۱۴۰۲ دست‌کم "۲۷ زن" به بهانه های ناموسی و غیرت به دست مردان خانواده خود کشته شده اند، به عبارتی دیگر هر چهار روز زنی در جامعه ایران به دست مردان کشته می شود.

دلیل بنیادی تمامی مصائب و خشونت ها بر زنان در محیط  خانواده، کار و جامعه که از سوی مردان بر زنان اعمال می شود، را در همان قوانین و مناسبات باید جستجو کرد که حکومت ها بر مبنای آن شکل گرفته اند و بر جامعه وضع می کنند. در جامعه اسلام زده ایران، حاکمیت وقوانین اسلامی که مردان را صاحب اختیار زنان و زن را نصف مرد می داند پایه اصلی خشونت سیستماتیک بر زنان است.  ماشین کشتار و سرکوب زنان زیر نام گشت ارشاد و تذکر لسانی و هزار کوفت و زهر مار دیگر بخشی از خشونت سازمان یافته دولتی هستند که زندگی را به کام جامعه و خصوصا زنان تلخ کرده است. 

همانطور که در ستر بالا گفته شده در ایران و بسیاری از كشوهایی خاورمیانه و كشورهای اسلام زده خشونت بر زنان نه تنها رایج است، بعلاوه بخشی از قوانین حاكم بر مملكت است. ایران، افغانستان، عراق، خصوصا كردستان عراق، عربستان سعودیه و دهها كشور دیگر زن مطلقا انسان به حساب آورده نمیشود. در جوامع بشری در سراسر جهان مذهب نقش جدی ای در زن ستیزی، در شكل دادن به آپارتاید جنسی، به بی حقوقی زنان داشته است. مسیحیت به یمن انقلاب فرانسه افسار شد و این ماجرا دست مذهب مسیحی و كلیسا را بدرجه ای از زندگی زنان كوتاه كرد. در اسرائیل كه یهودیت نقش جدی در حاكمیت دارد، زن دقیقا شبیه به جوامع اسلامی، نه تنها انسان به حساب نمی آید كه نجس است. رشد نظامهای كاپیتالیستی و نیاز جوامع بورژوایی به نیروی كار و تحولاتی كه علیه نظام فئودالی انجام گرفت، همراه رشد صنعت و تكنیك و علم و پیشروی های بشریت همراه با مقابله بشر، زنان و طبقه كارگر، به درجه ای مذهب و حاكمیت مذهبی و وقانین ارتجاعی را پس زد. اما بورژوازی در پیشرفته ترین كشورهای صنعتی هم معضل زنان و برابری كامل زن و مرد را بدلایل مادی، تحمل نكرد. امروز حتی در كشورهایی مانند سوئد، المان و... كه زنان به درجه زیادی و خصوصا بعد از انقلاب فرانسه و بدنبال انقلاب اكتبر و تاثیرات آن، دستاوردهای زیادی كسب كردند، اما هنوز برابری كامل از جمله حقوق برابر در كار و شغل مشابه تامین نشده است. حتی در این جوامع نیروی كار ارزان زنان در خدمت نظام كاپیتالیستی و ایجاد انشقاق جنسی در صف طبقه كارگر، پدیده هایی هستند كه بورژاوزی و دولتهای حاكم از آن سود میبرند. لذا دفاع از مذهب و بازتولید آن، نقش كلیسا به عنوان یك كارتل مالی و صنعت مذهب، علیرغم پیشرفتهای بشر و مبارزات طبقه كارگر و زنان، هنوز ماندگار است.
 
خیزش انقلابی شهریور ۱۴۰۱  دریچه ای بود تا جامعه ایران به بشریت متمدن نشان دهد که زنان در ایران بیش از این تحقیر و بی حرمتی به زن را تحت هر نامی از شریعت اسلام شیعه تا سنی و فرهنگ و سنت و... نمی پذیرید. سوزاندن روسری ها از سوی زنان، به عنوان سمبل تحقیر و توهین به زنان در حقیقت نه تنها دهن کجی به قوانین اسلامی، که برداشتن خیزی بود برای در هم پیچیدن همه قوانین ارتجاعی و ضد زن در این جامعه. فریاد "نه روسری، نه توسری، رهبر منم، رهبر تویی، فریاد کن آزادی" شعاری بود که تقابل و جدال عمیق میان جنبش حق زن که آزادی، حرمت و برابری اش توسط حکومتی سرتاپا متعفن و ارتجاعی به اسارت گرفته شده است را بازگو میکند. خیزش شهریور، توانست بخش عظیمی از قوانین ارتجاعی اسلامی، از حجاب تا ناموس پرستی، مردسالاری، ممنوعیت شادی و دخالت دولت در زندگی خصوصی مردم را به آشغالدانی سر کوچه بسپارد. 

جنبش رهایی زن، بخشی از یک جنبش فکری، اجتماعی و سیاسی در ایران است که به منظور درهم شکستن و  ریشه کن کردن اسلام و اسلامیت، علیه بی حقوقی زن، برای رفاه و عدالت به راه افتاد. جنبشی که به مدت چهار دهه است در جریان است و علارغم تمامی سرکوب ها و فراز و نشیب ها، از تکاپو نیافته است. در خیزش دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸ رشد کرد و در شهریور ۱۴۰۱ اوج گرفت و خود را به عنوان بخشی از يک جنبش رادیکال، برابری طلبانه، آزادیخواهانه و ضد اسلامى نشان داد.
جنبش رهایی زن و جنبش آزادی و برابری که در شهریور ۱۴۰۱ رژیم جمهوری اسلامی را تا لبه سرنگونی کشاند، تاثیرات عمیقی بر ایران و کل منطقه از خود به جای گذاشت. خیزشی که با حمایت بین المللی همراه بود و سرها را به طرف طبقه کارگر و زنان در ایران چرخاند. تحولاتی که سمپات عمومی بشریت متمدن را به سوی خود جلب کرد. 
۲۵ نوامبر روز جهانی "مبارزه با خشونت علیه زنان" امسال با تکیه به تجارب چهل سال گذشته و خصوصا خیزش شهریور ۱۴۰۱ می تواند و باید با سالهای قبل متفاوتر باشد. جنبش رهایی زن در ایران می تواند و این ظرفیت را دارد که همراه و همگام با جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی موجود دولت بورژوازی جمهوری اسلامی را به زیر کشاند، و تک به تک پایه های مادی و معنوی آنرا خرد و خمیر کند.
رژیمی که به شکل سیستماتیک فقر، نابرابری، تبعیض و زن ستیزی را تبلیغ می‌کند و با نهادهای قانونی و آموزشی و تبلیغاتی‌اش نابرابری‌ زن و مرد را در جامعه ترویج می دهد. رژیمی که ماشین سرکوب و وحشیگریش زنان را مورد هتک حرمت و تعرض قرار می دهد، مصبب اصلی تمامی خشونتها بر زنان و خصوصا قتل های ناموسی است. باید این رژیم هار و جنایتکار را در هم پیچید و پرونده اش را برای همیشه بست و این امر طبقه کارگر و زنان آزادیخواه و برابری طلب است.
 
زنده باد برابری زن و مرد
زنده باد آزادی و برابری
آسو سهامی
نوامبر2023