امروز، شنبه ۲۵ مرداد، روزنامه «سازندگی» با حروفِ سوپرحجیم در صفحه اول خطاب به رئیس جمهور داد میزند که «تصمیمساز تحول پارادایمیک باشید!» پارادایمیک را هم قرمز کرده است.
نمیدانم خوانندگانِ کوچهبازار از کلمه «پارادایمیک» چه میفهمند، به این هم کار ندارم که این واژه در زبان انگلیسی درستش «پارادیگماتیک» است! اما ظاهراً اصلاحطلبان رسمی حالا فورمول جادویی نجات کشور را کشف کردهاند که همانا تغییر «پارادایم» باشد، حالا در نشریاتشان چپ و راست مثل نقل و نبات پارادایم خوب پارادایم بد هوا میکنند. دیروز هم جواد ظریف در نشریه «فارن پالیسی» ــ از ارگانهای فکری سیاست خارجی نزدیک به روزنامه واشنگتن پُست و حزب دموکرات ــ مقالهای منتشر کرد با عنوان «زمان تغییر پارادایم همین الان است.»
دو هفته پیش در یادداشتی توضیح دادم که منظور از شعار «پارادایم باید تغییر کند» چیست، چه کسانی آنرا مطرح کردهاند و منفعت چه گروهها و طبقات اجتماعی در آن مستتر است، نسبت آن با «رژیم چنج» اپوزیسیون چیست، و چرا جنگ دوازده روزه به نحو نامنتظره به نفع بخشی از اصلاح طلبان تمام شد؛ اینجا آن نکتهها را تکرار نمیکنم. (نگاه کنید به: عبدی کلانتری، « چرا اعتدالگرایان خوشحالند؟»، سایت ایراندرفت)
«تغییر پارادایم» به زبان ساده یعنی کج کردن سر خر یا پیاده شدن از خر شیطان. مخاطب داخلیاش دم و دستگاه بیت و «هسته سخت» است، با مخلوطی از نصیحت و تهدید: قبل از خیزش مردم ناراضی، پیش از فاز دوم عملیات اسراییل بر فراز خوابگاههای شما، قبل از کودتای احتمالی، کلید حکمرانی را به ما بدهید، دستکم در غنیسازی و سیاست خارجی، تا جیم الف را وارد تجارت جهانی کنیم و دلارها به سمت کشور (جیبهای ما و شما) سرازیر شود. این پیام داخلی است.
آنچه جواد ظریف به انگلیسی مینویسد پارادایم دیگری را در نظر دارد. به طرف آمریکایی میگوید ما آمادهایم به نفع صلح منطقه امتیاز بدهیم، یک «شیفت تاریخی برای ایران»، شما هم گوش اسرائیل را بگیرید و او را از حملات بعدی منصرف کنید، شما هم پارادایم تهاجمی را تغییر دهید. مینویسد، «دفاع قوی ضروری است [برای ایران و اسرائیل]، اما راه حل پایدار مستلزم ابتکار دیپلماتیک جسورانه است، یک شیفت تاریخی برای ایران و منطقه از یک پارادایم تهدید که عمیقا جاافتاده به یک پارادایم توانمندسازی احتمالات، از جمله: گسترش روابط با همسایگان و کشورهای جنوب جهانی، یک مشارکت منطقه ای جدید بین غرب آسیای مسلمان، و یک گفتگوی مجدد با اروپا و ایالات متحده.»
«پارادایم تهدید» باید جای خود را به «پارادایم احتمالات» بدهد. بدون ذکر فاعل، جمله را طوری ساخته که تسلیم یک طرفه نباشد. ما در منطقه دست و پایمان را جمع میکنیم، شما هم سیاست تهاجم را کنار بگذارید. این همان ظریفی است که خطاب به سران سپاه میگفت شما کارتان را در میدان بکنید من به زبان دیپلماسی آنرا رفع و رجوع میکنم [میدان = منطقه خاورمیانه]. حالا میگوید ما نیاز به گذار از الگوی سابق داریم. ما خواهان تغییر در سیاست خارجیِ خود هستیم. این منافع شما را هم تأمین خواهد کرد. نیازی به حملات اسرائیل نیست: «ایران این ظرفیت را دارد که از رویکردی متمرکز بر مقابله با تهدیدهای دائمی [بخوان رویکردی متمرکز بر محاصره اسرائیل با نیابتیها]، به رویکردی مبتنی بر بهرهبرداری از فرصتها، گذار حیاتی داشته باشد. این امر نه تنها امکانپذیر است، بلکه عمیقاً به نفع ایران، منطقه و جامعه جهانی است.» کمی پایینتر میگوید، تغییر در سیاست خارجی برای جمهوری اسلامی «به دلیل سرخوردگی ایران از تجربیات گذشته، چالشبرانگیزترین است.» واقعاً جمهوری اسلامی از تجربههای گذشته سرخورده شده؟ (دیسایلیوژند = از توهم به درآمده، پشیمان، سرخورده) جواد ظریف همچنان سفیر امور خارجه اصلاحطلبان حکومتی است، در حال مالهکشی!
در این میان کسی نمیپرسد مردم چه میخواهند. باید به سردبیر «سازندگی» گفت به جای موعظه به پزشکیان، تغییر پارادایم را مستقیم از زبان مردم به حکومت ابلاغ کند. مطمئن باشید پیام مردم آن چیزی نیست که شما و ظریف تبلیغ میکنید. پارادایم شما ــ «توافقی عزتمندانه با دُوَل متخاصم» ــ فقط تغییر آرایش ویترین برای طولانیتر کردن عمر همان پارادایم سابق است.