لازم بتوضیح نیست که شکل‌گیری آلترناتیو هر وضعیت اجتماعی، بستکی به برنامه این آلترناتیو و اقبال توده ای ست که از این برنامه می شود. «آلترناتیو کارگری» هم از این قاعده مستثنی نیست و در صورتی که برنامه و روش کار این آلترناتیو مورد استقبال اکثریت عظیم کارگران و دیگر فاقدان سرمایه قرار نگیرد، در بهترین حالت به سرنوشت دیگر آلترناتیوهای کارگری در نقاط گوناگون جهان دچار خواهیم شد. پس باید نخست ببینیم حکومت کارگری قادر به ارمغان آوردن چه منافعی برای اکثریت عظیم توده‌های ساکن ایران است؟

در گرامیداشت یاد زندانیان سیاسی قتل عام شدە درتابستان ۶٧: بیش از ٣٣ سال از کشتار درندانە هزاران انسان دربند و آزادیخواه به دست آدمکشان اسلامی در سیاەچالهای استبداد فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران گذشت. در هفته های اول مردادماه سال ۱۳۶۷ اخبار وحشتناک و تکان دهنده ای از داخل زندانهای جمهوری اسلامی به خارج درز کرد که حاکی از کشتار و قتل عام هزاران زندانی سیاسی محبوس در قتل گاههای رژیم اسلامی بود. این کشتار و وحشیگری در نیمه اول شهریورماه همان سال به اوج خود رسید.

از حكمتیست میپرسند: مقدمه: حزب حکمتیست (خط رسمی)، سیاست‌ها و اقداماتش مورد سوال قرار می‌گیرد و تعدادی در این موارد اظهار نظر می‌کنند و یا انتقاداتی مطرح می‌کنند. نشریه حکمتیست در هر شماره یک یا چند مورد از این سوال‌ها را انتخاب می‌کند و با توجه به مضمون و محتوا، آنها را با رهبری حزب در میان می‌گذارد و پاسخ‌های آنها را، تحت عنوان «از حکمتیست می‌پرسند»، منتشر می‌کند. در این شماره یکی از این سوالات را با امان كفا از رهبری حزب، در میان گذاشته‌ایم.

ده مهر ماه امسال مصادف است با هشتادمین سالگرد تاسیس حزب توده ایران . حزبی که بنا به ضرورت های تاریخی مبارزه با فاشیسم و ارتجاع و برای کسب استقلال ونیل به آزادی میهنمان ورهانیدن آن از بندهای عقب ماندگی روابط فئوالیته که گریبانش را سفت و سخت گرفته بود و بخاطر تحقق عدالت اجتماعی و اقتصادی ، حضور آن از هر لحاظ در فضای کشور ما بشدت احساس می شد . با درک این نیاز تاریخی ، عده ای از اعضای برجسته حزب کمونیست ایران به همراه برخی از یاران ارانی موسوم به گروه 53 نفر که به تازگی از زندان آزاد شده بودند

(سمیناربازخوانی سیاست منصور حکمت در قبال مسئله کرد- بخش چهارم و پایانی): بخش اول را به این شیوه جمع بندی کردم، که منصور حکمت در بهار سال ۱۳۶۰ قطعنامه های کنگره دوم کومه له را مورد نقد قرار داد. فرمولبندیهای نادقیق و غلط که منجر به نوعی عدم دخالت گری و پاسیفیسم برای سازمان کومه له در جنبش مقاومت کردستان و جنبش رفع ستم ملی میشد، بیان کرد و علاوه بر نقد، راه حل پیشنهادی اش را مطرح کرد. بحثهای او چنان کارساز بود که بسرعت رهبر وقت کومه له فراخوان کنفرانس ششم را در شهریور همان سال داد.

(افزوده ای بر مقاله ی رابطه ی انقلاب سوسیالیستی و آگاهی ِ سوسیالیستی) در بحث ِ پیشین( رابطه ی انقلاب ِ سوسیالیستی و آگاهی ِ سوسیالیستی) نوشتم که آگاهی ِ سوسیالیستی حالت و مرحله ای از آگاهی ِ اجتماعی- طبقاتی و بر آمده از هستی ِ اجتماعی- طبقاتی ِ انسان درمرحله ی معیینی از تکامل ِ اجتماعی، یعنی محصول ِ ساز و کارها وکردوکارهای تولیدی مناسباتی ِ نظام سرمایه داری است. فرقه سالاران ِ اراده گرا و قدرت طلب مدعی اند هم سوسیالیسم وهم ازاین رو آگاهی ِسوسیالیستی از لوله ی تفنگ بر می خیزد

 (۴. بسترهای ۱۱ سپتامبرِ دوم): آفریقای شمالی و آسیای مرکزی و خاورمیانه ­ی خونینی که روی دست ما مانده – از چچن تا عراق و سوریه و لیبی و یمن و در راس همه­ ی اینها افغانستان – و امید به آرامش و صلح و رفاه را به آرمانی دور تبدیل کرده است حاصل همه­ ی بغض در گلو شکسته­ یی است که امپریالیسم امریکا مسبب اصلی شکل ­بندی آن است. و اینک خود و متحدان­اش نیز در باتلاق آن فرو رفته ­اند. خودشان به جهنم. مردم زحمتکش این سرزمین­ ها از چهل و چهار سال پیش تا کنون به یمن دکترین جانیانی همچون برژینسکی گرفتار آدمخوارانی شده­ اند که رهایی از چنگال­شان بدون وجود یک قطب چپ سوسیالیست قدرتمند دشوارتر از همیشه شده است

دوران جدید سیاست جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر چرخش پرسرعت به شرق به‌جای غرب، اولویت دادن هرچه بیش‌تر به اسلامیزه کردن جامعه، سرکوب شدیدتر نارضایتی‌ها و اعتراض‌های عمومی و فردی و هم‌چنین بحران مدیریت کرونا و اقتصاد ورشکسته آغاز شده است. در چنین شرایطی، نهادهای حکومتی هم‌چون گذشته وعده می‌دهند که با بازگشت به ارزش‌های انقلاب و ایدئولوژی‌های حاکمیت، می‌خواهند چرخ زنگ‌زده نظام را بچرخانند و شرایط موجود را حفظ کنند. خود همین وعده‌ها به خوبی نشان می‌دهند که جمهوری اسلامی در اسلامیزه کردن جامعه ایران شکست خورده است.

آیا استقلال تشکل های پایدار طبقه کارگر از «احزاب»، یک شعار کمونیستی است؟ برخی از دانشمندان مقیم امن و رفاه در تبعید، سال هاست با استفاده از تریبون هایی که در اختیار دارند، بطور یکجانبه، شعار استقلال تشکل های کارگری از «احزاب» را در بوق و کرنا می دمند. اگرچه در مورد این شعار انحلال طلبانه، کمونیست ها بارها گفته اند و نوشته اند اما پرداختن به این شعار خطرناک؛ که عملا خلع سلاح پرولتاریا از مبارزه ایدیولوژیک و یافتن تیوری انقلابی برای ساختن جهانی دیگر را در بتن خود دارد؛ به زبانی دیگر و از زاویه ای دیگر بی فایده نمی باشد.

چرا نقد هواداران حزب توده و حزب چپ از گذشتۀ خود و بدیل شان برای آینده غیر قابل اعتماد است: جمعی از هواداران توده ای و فدائیان اکثریتی داخل کشور با اعلامیه هائی مدعی شده اند که به «گذشته نه چندان روشن» حزب توده و سازمان فدائیان اکثریتی به اصطلاح انتقاد دارند و از نیروهای چپ اپوزیسیون جمهوری اسلامی می خواهند که خطی بر روی این اشتباهات که به زعم آنان متعلق به همۀ زندگان است کشیده وجبهه ای از نیروهای چپ و مترقی و دموکرات تا اصلاح طلبان نادم را برای مبارزه با «دیکتاتوری ولائی» تشکیل دهند.

بالاخره سخنگوی قوه قضائیه جمهوری اسلامی رای محکومیت حسن رعیت مبنی بر 35 سال را اعلام کرد. اتهام اصلی وی بعنوان متهم اصلی مربوط است به مشارکت در اخلال عمده در نظام پولی و ارزی کشور و پولشویی، کلاهبرداری، جعل. محکومیت او بر اساس این اتهامات همانطور که از موارد اتهام مشاهده میشود جنبه های مالی دارد و قطعا در این سود جویی ها و سوء استفاده های مالی از دادن خمس و زکات به حکومتیان امتناع ورزیده است.

بیست سال پس از فاجعه یازده سپتامبر! یازده سپتامبر بیست سال قبل برای نسل جوان جهانی که از دنیای پیش از آن خاطره ای ندارد، شروع جنگی بود که امروز و بخصوص با بازگشت دوباره طالبان به قدرت در افغانستان، تشخیص صف برنده ها و بازنده های آن فاجعه و فجایع جهانی بیشمار دیگر پس از آن، برایش گنگ و مبهم است! ابهامی که بسرعت و با نگاهی سریع و گذرا به رویداهای پیش و پس از آن، برطرف میشود و جهانیان به عینه می بینند که برنده آن "جنگ تروریستها" هر دو قطب تروریست و بازنده آن مردم بیگناه در اقصی نقاط جهان و بخصوص در خاورمیانه اند و منجلاب جهانی که بر سرشان خراب شده است!

 از همین آغاز بحث میخواهم با یک پیشداوری و طرح یک سوال که به اشکال گوناگون در برابر من قرار گرفته است، گارد خود را محکم کنم. میگویند و گفته اند، پرداختن به نظرات کورش مدرسی و حتی حمید تقوائی، نا لازم و بیهوده است. چه، اولی “کنار” کشیده است و دومی هم مدام با ریزش در درون صفوف خویش مواجه است و نظرات او مسبوق به سابقه است و برای همه واضح. تصور من این است که طرفداران این موضع، متوجه اند که با کل خاستگاه و نقطه نظرات این دو راس انشقاق در حزب کمونیست کارگری هم جهت اند.

دیروز خانم سیخرید کاخ وزیر امورخارجه هلند، هم اکنون خانم بیله فلد وزیر دفاع نیز در پی انتقادات آتشین نمایندگان پارلمان از سمت خود استعفا دادند!دو وزیر در پی افشا شدن افتضاح سیاستهای ورشکسته دولت هلند در پروسه خروج از افغانستان و نجات جان کسانیکه در خطر هستند، استعفا دادند!اولین نتایج زلزله سیاسی افغانستان و پیامدهای رفتار و سیاستهای نادرست کشورهای اروپایی در هلند آشکار شد!آخرین اخبار مهم از هلند:هم اکنون ساعت 15.00 امروز خانم بیله فلد وزیر دفاع نیز سرانجام از سمت وزرات دفاع استعفا داد!...

بطورکلی سطح گفتگوها چندان رضایت بخش نبود. بجز یکی از دوستان که آن هم بدون آشفتگی نبود بقیه تقریبا همان حرف هائی را زدند که چهل سال پیش هم می گفتند. انگار نه انگار که جهان و شرایط کشورها در این فاصله زیروروشده است و طرحی نو در تناسب با آن می طلبد. آقای خسروپارسا حرف اصلی اشان این بود که بهتراست به مناسبات حاکم سرمایه داری ِخرد تزریق کنیم و در واقع چیزی برای گفتن نداشت. خانم میظر نیز همان مواضع دیرینه خود را آن هم به شکل پراکنده بیان داشتند.