علیرغم ادعاهای ترامپ مبنی براینکه به اسراییل اجازه نداده است که به زیرساختهای صنعتی و انرژی کشور حمله کند. اسراییل همچنان به ساختار زیربنایی کشور ما حمله و رسما به تشدید ان اعتراف کرده است.
ترامپ این ادعای دروغین را پس از ان بیان کرد که اسراییل تاسیسات گازی ایران را در مجتمع مشترک پارس جنوبی هدف قرار داد. در پاسخ ایران نیز تاسیسات قطری در همین ذخایر مشترک را هدف قرار داد که در نتیجه قیمت گاز مایع در جهان افزایش فراوان پیدا کرد.
هفته گذشته، دو مجتمع صنعتی بزرگ به نامهای البرز و لیا در نزدیکی شهر قزوین نیز مورد حمله قرار گرفته بودند. و سرانجام روز جمعه هفتم فروردین، اسراییل و امریکا مشترکا به تاسیسات مهم تر کشور ما حمله کردند. در این حملات کارخانههای بزرگ فولاد کشور در مبارکه و صنعت فولاد اهواز هدف قرار گرفتند. این تاسیسات به دلیل ساختاری موسسات غیرنظامی و حمله به انها تخلف از معاهدات بین المللی حاکم بر شرایط جنگی است.
روزنامۀ نیویورک تایمز به نقل از مسئولان ایرانی مینویسد حمله به کارخانههای فولاد خوزستان و مبارکۀ اصفهان ضربۀ سختی بر بدنۀ اقتصاد کشور است که حتی بر روند بازسازیهای بعد از جنگ و طرحهای عمرانی تأثیر خواهد گذاشت. با توجه به این که هر دو مجتمع فولاد در پروژههای بزرگ دولتی نقش اساسی دارند، میتوان نتیجه گرفت که توقف تولید در صنایع مورد بحث در حوزۀ اشتغال و همچنین در زنجیره صنایع و خدمات پاییندستی مانند ناوگان حمل و نقل کشور و کامیونداران و تعداد کثیری که در این بخش ها اشتغال دارند پیامدهای گستردهای خواهد داشت.
در جریان این حملات سبعانه علاوه بر صدمات به تاسیسات زیرساختی کشور تعداد نا مشخصی از کارگران و مهندسین مشغول به کار نیز کشته و زخمی شده اند. حملات دشمن امریکایی و اسراییلی محدود به تاسیسات صنعتی نبوده و دانشگاه های صنعتی و حرفه ای که زیربنای تربیت متخصصین و صنعتگران کشور ما هستند را نیز در بر گرفته است. روز شنبه ۸ فروردین دانشگاه علم و صنعت ایران هدف قرار گرفته و تعدادی از دانشجویان آن مجروح و زخمی شدند. دو روز قبل هم یک استاد همین دانشگاه در منزل خود در چیذر هدف قرار گرفت و به همراه دو تن از فرزندانش کشته شد.
این حملات نشان دهنده حقیقتی است که ما از اغاز این جنگ به ان هشدار داده ایم و خواستار هوشیاری هموطنان شده ایم. با وجود ادعاهای مقامات غربی و جناحی از کنشگران سیاسی کشور، این جنگ تنها بر سر زیاده خواهی های جمهوری اسلامی درباره انرژی هسته ای و سیاست های مداخله جویانه رهبری آن در منطقه نیست. و علیرغم فراخوان های أمثال پهلوی و جاهطلبان متمایل به ایشان از رژیم اسراییل و نیروهای آمریکایی برای ترور و «نقطه زنی» که در آن استادان دانشگاه و متخصصان فنی کشور نیز مبرا نیستند، دشمنان ما کمر به نابودی زیرساختهای کشور بسته اند.
در این حملات به صنایع و دانشگاهها، هدف، دولت ایران نیست. بلکه خود استقلال صنعتی ایران است. برای اثبات این گفته لازم است به سالهای دور برگردیم. همانگونه که علی کدیور مینویسد: “در سال ۱۹۴۱، نیروهای متفقین به یک کشور بیطرف در جریان جنگ حمله کردند، مهندسان آن را اخراج نمودند، کارخانههای آن را غارت کردند و ماشینآلات صنعتی ایران در دریا رهگیری و ضبط شد – همه اینها برای اطمینان از اینکه ایران نمیتواند طبق شرایط خود بسازد و تولید کند.”
در سال ۱۹۳۸، ایران با کنسرسیوم آلمانی Demag-Krupp برای ساخت یک مجتمع فولاد در کرج قرارداد بست. وقتی متفقین در سال ۱۹۴۱ حمله کردند – آلمانیها را که حضورشان در ایران و برای تاسیس این مجموعه بعنوان توجیه اعلام شده بود، بیرون راندند – تجهیزات کارخانه را در محل توقیف و ماشینآلاتی را که هنوز در دریا بود، مصادره کردند.
در سال ۱۹۵۳، بریتانیا و ایالات متحده، محمد مصدق، نخستوزیر منتخب ایران، را سرنگون کردند و محمدرضا شاه – مهره خود را توسط سیا و امآی۶ با هزینه غرب دوباره به قدرت رساندند. اما با این وجود هم در سالهای ۱۹۵۹ و ۱۹۶۱ بانک جهانی به دستور ایالات متحده درخواست شاه برای وام بانکی جهت احداث این تاسیسات را رد کرد. زمانیکه نه جمهوری اسلامی، نه برنامه هستهای، و یا محور مقاومتی وجود داشت، فقط شاهی که تاج و تخت خود را مدیون واشنگتن و لندن بود، درخواست کمک برای ساخت کارخانه فولاد میکرد و درخواستش رد میشد. پیام واضح بود: “حمایت غرب از ایران نه صرفاً مشروط به اطاعت سیاسی، بلکه مشروط به تبعیت از راهبردهای دیکته شده اقتصادی برای مونتاژ بود. زانو زدن کافی نبود، توقف “جاهطلبیهای صنعتی”، پیششرط واقعی حمایت غرب بود.
ایران بهدلیل همین عدم وابستگی ها توانسته به خودکفایی در تاسیسات مختلف صنعتی دست یابد. گسترش تحصیلات عالی نیز که در پدیدارشدن دانشگاه ها و مدارس فنی در سراسر کشور بهچشم میخورد بخشی از زیرساخت های توسعه صنعتی کشور است. دانشگاه علم و صنعت ایران که هدف قرار گرفته امروز یکی از ۴۰۰ دانشگاه و موسسه اموزشی برتر جهان است و در داخل کشور در رده سوم قرار دارد. در سال ۱۴۰۴ دانشکده هوافضای این دانشگاه توانست اولین ماهواره مخابراتی ساخت خود را با موشک سایوز روسی در مدار قرار دهد.
طبق حقوق بینالملل (کنوانسیونهای ژنو و قوانین عرفی)، اهداف غیرنظامی نمیتوانند هدف حمله در جنگ قرار گیرند. این شامل دانشگاهها و اکثر تأسیسات صنعتی میشود. دانشگاهها نیز مانند مدارس و صنایع غیرنظامی نیز مگر انکه به تولید مهمات و تجهیزات نظامی بپردازند تحت پوشش همین پادمانها قرار دارند. حمله عمدی به این مکانهای صرفاً غیرنظامی جنایت جنگی محسوب میشود.
سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت) حملات سبعانه اسراییل و ایالات متحده را به خاک میهن به شدید ترین کلام محکوم میکند. به عنوان یک سازمان مدافع حقوق کارگران و زحمتکشان، خشم و نفرت ما بویژه از حملات به زیرساخت های متعلق به همه فرزندان میهن صدچندان است. این تاسیسات تحت تحریم های کمرشکن بهدست توانای کارگران، زحمتکشان، دانشجویان، صنعتگران و دانشمندان ایرانی برپاشده اند و متعلق به همه مردم ایران هستند.
طولانی شدن جنگ به دلیل عدم توازن نیرو بین دو طرف و نامعلوم بودن روند ادامهی آن و دامنه ی آسیب ها به زیرساختهای کشور به زیان مردم ماست. ما خواهان آتشبس فوری و پایان هر چه زودتر جنگ براساس توافقات منتج از مذاکره طرفین هستیم. این مذاکرات، که ضرورتی انکارناپذیر دارند، باید تا دستیابی به توافقی پایدار ادامه یافته و به ایجاد تضمینهای عینی و اجرایی برای ترک مخاصمه، جلوگیری از تکرارتجاوز، حفظ و صیانت از حاکمیت ملی، یکپارچگی سرزمینی و حفظ تمامیت ارضی ایران منجر شوند.
به این جنگ خانمانبرانداز پایان دهید!
هیئت سیاسی اجرایی سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت)
دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۵