دو ماه از "طرح صلح" ترامپ، طرحی که اساسا برای نجات اسرائیل از بن بست و انزوا و کم کردن فشار جنبش جهانی حمایت از مردم فلسطین و تضمین ادامه بیحقوقی مردم فلسطین تهیه شده بود، میگذرد.
طرحی که ترامپ به روشنی آنرا بعنوان طرحی که قرار است اهداف بدست نیامده اسرائیل پس از دو سال کشتار و جنایت را ممکن کند، معرفی کرد. "طرح صلح" ترامپ طرحی برای رسمیت دادن به ادامه کشتار و مشروعیت دادن به ادامه حمایت از دولت فاشیست اسرائیل، به نام برقراری صلح، بود.
طی این دو ماه و طی اجرای این به اصطلاح طرح صلح و در دل مباحث متعدد سر حمایت این و آن قدرت جهانی و منطقه ای از طرح و مذاکرات بر نحوه اجرای ان و شرط و شروط های اجرایی و ... ، در نوار غزه نه از آتش بس خبری بود و نه از کمک رسانی ها، نه از آرامش و نه از نجات از گرسنگی و بی امکاناتی مطلق.
طی این دو ماه اسرائیل نزدیک به ۴۰۰ نفر از مردم بی پناه در نوار غزه را به قتل رسانده و نزدیک به هزار نفر را مجروح کرده است. طی این دو ماه نزدیک به ۸۰۰ مورد آتش بس را زیر پا گذاشته و مانع ورود کمکهای غذایی، پزشکی و سایر کمکهای مورد نیاز مردم فلسطین شده است و کشتار مردم در اثر قحطی، گرسنگی، بی آبی، وبا، کمبود دارو و امکانات پزشکی، سیل و بی امکاناتی مطلق مردمی که در ویرانه ها زندگی میکنند، کماکان ادامه دارد. هنوز ۵۹ درصد نوار غزه در اشغال اسرائیل است و هنوز ارتش اسرائیل روزانه دهها کودک، زن، مرد، پیر و جوان را به قتل میرساند.
طرح صلح ترامپ که با هلهله و ولوله همه قدرتها، از قدرتهای ارتجاعی جهانی تا ارتجاع منطقه ای، روبرو شد، فقط و فقط سرعت نسل کشی و پاکسازی قومی در نوار غزه را کمی تخفیف داد و شکل آنرا تغییر داد و همزمان بر سرعت اشغال و سرکوب و کشتار در کرانه باختری افزود.
تنها دستاورد مرحله اول آزادی گروگانهای اسرائیلی و بازگشت آنان به آغوش خانواده های شان است. گروگانهای فلسطینی اما کماکان در سیاه چالهای اسرائیل زندانی اند و شکنجه میشوند و به یمن طرح صلح ترامپ با خطر اعدام روبرو اند. دولت فاشیست اسرائیل تبعید تعدادی از اسرای فلسطینی به اردن، مصر و ترکیه و همزمان ممنوع الخروج کردن خانواده های آنان و محروم کردن آنان از دیدار با عزیزانشان، را به نام ״آزادی اسرای فلسطینی״ و ״اجرای تعهدات خود״ پیش برد.
طرح صلح ترامپ و ״پیمان شرم الشیخ״ در خدمت فشار به مردم فلسطین و ایجاد مانع در راه مقابله با دولت اشغالگر اسرآئیل، به نام ترور و تروریسم، با توسل به تحریم، حقوق بین المللی و سازمان ملل متحد و نهایتا بمبارانهای بیشتر است. این طرح برای خلاصی یافتن مردم فلسطین از جنگ و کشتار و آوارگی و قرار دادن چشم انداز روشنی برای مردم فلسطین در نوار غزه و کرانه ی باختری نیست. این طرحی برای باز گذاشتن دست دولت اسرائیل در اشغال بیشتر کرانه باختری و گسترش شهرک سازی ها در آن، برای تثبیت هژمونی دولت اسرائیل در منطقه و تبدیل نوار غزه به ״ریویرای خاورمیانه״ با اتکا به ثروت دولتهای عربی و نیروی کار مردم نوار غزه یا با پاک سازی کامل نوار غزه از مردم فلسطین و صدور نیروی کار ارزان از اقصی نقاط جهان به غزه برای بهره کشی است.
اگرمرحله اول طرح را علیرغم ادامه کشتار مردم در نوار غزه و .... بتوان پایان یافته تلقی کرد. ورود به مرحله دوم یعنی خلع سلاح حماس، خروج کامل اسرائیل از نوار غزه، تشکیل کمیته.... و تشکیل ارتش حافظ امنیت، در حقیقت حافظ منافع اسرائیل، و بالاخره آغاز پروژه ساختن ״ریویرای خاورمیانه״ در هاله ای از ابهام قرار دارد. آنچه که "رویاهای" ترامپ و هیئت حاکمه فاشیست در اسرائیل را در هاله ای از ابهام قرار داده است، نه مخالفت حماس یا دولت اسرآئیل با اجزایی از این طرح، نه لفاظی های دولتهای غربی علیه دولت اسرائیل، نه ״فشار״ روسیه و چین برای ״پیشبرد اصولی״ طرح نه مخالفت جمهوری اسلامی و ترکیه و عربستان و قطر و ..، که از قبال این حمام خون مشغول امتیاز گیری هستند، که جهانی است که در کنار مردم فلسطین مقاومت میکند. جنبشی عمیق در فلسطین و در سراسر جهان برای پایان دادن به اشغال، به آپارتاید نژادی و تشکیل دولت مستقل فلسطین!
مردم فلسطین نه در کرانه باختری و نه در نوار غزه، علیرغم آری یا نه نیروهای فلسطینی به این طرح، پرچم سفید را برای تسلیم بلند نکرده اند. نفرت و خشم از کشتار چهل و چند ساله را نه با کشتار، نه با تلاش در پاکسازی قومی، نه با سیاست چماق و هویج و نه با خلع سلاح مردم فسلطین، به نام مقابله با تروریسم، در فلسطین و در سراسر جهان، نمیتوان خاموش کرد.
این جنبش را میتوان عقب راند، میتوان سرکوب کرد، میتوان برای مدتی خاموش کرد یا آنرا دستمایه بند و بست و معاملات سیاسی و اقتصادی قرار داد، اما نمیتوان آنرا از بین برد. این جنبش زمانی که چپگرایی سوسیالیستی در جهان قدرتمند بود، با پرچم چپ و رادیکالیسم به میدان آمد و شانس ایجاد دو دولت فلسطینی و اسراییلی را تا مرحله عمل ممکن کرد. با عروج اسلام سیاسی، به یمن استراتژی دولت امریکا در منطقه و تقویت آن برای مقابله با خطر سوسیالیسم و کمونیسم، جریانات اسلامی و دست راستی در آن دست بالا پیدا کردند!
جنبشی که یک سر آن در فلسطین است و سر دیگر آن در اروپا، امریکا، خاورمیانه و افریقا است. جنبشی که از بدو شکلگیری کل ارتجاع جهانی و منطقه ای، از ״گروه چهار جانبه خاورمیانه״ سال ۲۰۰۲، متشکل از امریکا، روسیه و اتحادیه اروپا، تا ״پیمان شرم الشیخ״ و ״شورای صلح״ مورد توافق سازمان ملل و ... برای نابودی آن متحد شدند. جنبشی که علیرغم فریبی به نام ״صلح در نوار غزه״، علیرغم اعلام رسمی بستن پرونده جنایت دولت اسرآئیل علیه مردم فلسطین در دولتها و میدیای رسمی آن، علیرغم تلاش در حاشیه ای کردن آن زیر جنایات فجیعی که همین قدرتها در سودان مرتکب شده اند، هنوز نه فقط از نفس نیفتاده که با قدرت بیشتری ادامه دارد. این جنبش کماکان نه فقط در خیابانهای لندن، پاریس، برلین، نیویورک و رام الله و ... در جریان است که کماکان فشار خود را برای انزوای بیشتر دولت اسرآئیل و هرآنچه با جنایات این دولت تداعی میشود، را حفظ کرده است.
امروز، به یمن سیاسی کردن همه عرصه های زندگی از هنر تا ورزش و ادبیات و علوم، اخراج دولت اسرائیل از برنامه های هنری، ورزشی، ادبی و ... خواست جنبشی است که تا آزادی کامل مردم فلسطین از پای نمی نشیند. جنبشی که فشار آن حتی دول اروپایی، متحدین طبیعی دولت اسرآئیل، را با انشقاق روبرو کرده است.
این جنبش امروز با صدای بلند و گامهای استوار اعلام میکند که تنها راه پایان دادن به کشتار و نسل کشی مردم فلسطین، را ایجاد یک کشور و دولت مستقل فلسطینی، با حقوق شهروندی کامل مردم فلسطین میداند. جنبش مردم فلسطین برای رهایی و بیداری و رنسانسی فکری-سیاسی و اجتماعی در غرب را نمیتوان به این سادگی عقب راند. عقربه های تاریخ به عقب بازنخواهند گشت.
۱۱ دسامبر ۲۰۲۵