76 منتخب سایت

همراهی سلطنت طلبان با جمهوری اسلامی

جدال دیدگاه‌ها

تجمع ۲۱ آذر ۱۴۰۴ مردم در مشهد در اعتراض به قتل آقای خسرو علیکردی توسط رژیم اسلامی که آن را “سکته” نام برد، واقعیات بسیار با اهمیتی از وضعیت امروز رژیم اسلامی، مسائل پیش رو احزاب و سازمان‌های اپوزیسیون آن، اعتراضات مردم و ...

چگونگی کشمکش‌های آتی میان جنبش‌های سیاسی را به نمایش گذاشت. در این رویداد، نیروهای نظامی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی و عده‌ای فالانژ سلطنت طلب برای مقابله با مردم همدست بودند. هر دو شعارهای سلطنت طلبان را سر دادند، هر دو با پرتاب سنگ به طرف دو نفر از فعالان زن شناخته شده نرگس محمدی و سپیده قلیان به تجمع اعتراضی مردم یورش بردند. هر دو مشترکا تعدادی از مردم معترض را دستگیر کردند و مامورین رژیم آنها را به زندان بردند. اما در این ماجرا هیچ فردی از سلطنت طلبان دستگیر نشد. رضا پهلوی با پیامش از طریق تلویزیون جیره خوار انترناشینال از شرکت کنندگان در این ماجرا تشکر کرد. اما اشاره‌ای به دستگیری‌ها و یورش رژیم به این تجمع نکرد و به این طریق توافق و خوشحالی خود را از دستگیری و زندانی کردن مردم مبارز توسط نیروهای اطلاعاتی نشان داد.

واقعه مشهد قبل و مهم‌تر از هر نکته‌ای، گویای وضعیت مستاصل جمهوری اسلامی و ناتوانی آن در برابر جنبش سرنگونی مردم است. سازمان اطلاعات رژیم با بکار بردن ترفند استفاده از سلطنت طلبان برای روبرو شدن با تجمع مردم در مشهد، تصویر روشنی از اوضاع آشفته رژیم و دست و پا زدن‌های آن را به نمایش گذاشت. دولت اسلامی اوضاعش آنقدر خراب هست که به ظرفیت ارتجاعی نیروهای اپوزیسیون برای نجات خود محتاج است. قبلا برای مقابله با نهادهای مبارز توده‌ای و کارگری با ایجاد سازمانهای موازی، و با امکان دادن به فعالیت انواع و اقسام نیروهای مذهبی در تقابل با جنبش اعتراضی توده ای این شیوه را بکار برده بود.  اما روئی آوری به اپوزیسیون برای مقابه با مردم شگرد دیگری است و نشانه پا گذاشتن دولت اسلامی به دوره دیگری است.

حمله به تجمع در مشهد را سلطنت طلبان سازمان ندادند. وزارت اطلاعات برنامه ریز و سازماندهنده آن بود تا  ضمن اینکه راه عربده کشی برای عده‌ای از سلطنت طلبان باز کند با آوردن عده بسیار بیشتری از پاسداران و نیروهای اطلاعاتی و با سر دادن شعار “جاوید شاه” آن تجمع را بهم بزنند. این ماجرا نشان داد تفکراتی که مردم را رعیت شاه و امت اسلامی می‌دانند و حقی جز اطاعت برای مردم قائل نیستند، همدستان خوبی برای هم در تقابل با مردم‌اند.

رژیم برای بقاء به ناسیونالیست‌های فالانژ رو آورده تا از ترکیب ناسیونالیسم افراطی و قوانین مذهبی خود صف محکمی در تقابل با کارگران، زنان، معلمین، پرستاران، بازنشستگان، سوسیالیست‌ها و کمونیست‌ها و دیگر اقشار مردم بوجود بیاورد. چند دستگی و چند جناحی فعلی درون مقامات و دستگاه‌های دولتی، به یک دسته از این جنایتکاران امکان داد تا از سلطنت طلبان چون چماقداران دوره شاه قبلی و چاقو و قمه کش‌ها رژیم اسلامی برای حمله به مردم استفاده کند و در صف احزاب و نیروهای اپوزیسیو سردرگمی سیاسی بوجود آورد. این واقعه ظرفیت باند سیاهی دارودسته رضا پهلوی و امکان همدستی آن با یکی از دستجات دورن نظام جمهوری اسلامی در تحولات پیش رو محتمل کرده است.

رسیدن سلطنت‌طلیان به مقام همکار و همسنگر نیروهای انتظامی رژیم تاریخی از برهم زدن آکسیون‌‌ها و تظاهرات‌های توده‌ای در ایران و در برلین و دیگر کشورهای اروپائی و تهدید مخالفین را پشت سر دارد و رویداد مشهد واقعه ناگهانی بدون پیشینه نیست. جا دارد کارنامه ننگین این دارودسته و عملکرد آن‌ها در دوره ۱۰ ساله اخیر را بررسی کرد و در اختیار افکار عمومی و نیروهای سیاسی قرار داد.

کارگران و دیگر اقشار مردم در ایران پشتیبانی جز نیروی متحد خود و نهاد و سازمان‌های مبارزاتی که توسط فعالین مبارز سازماندهی و رهبری شوند ندارند. این واقعه بار دیگر ضروت ایجاد مجامع عمومی و جنش مجمع عمومی در مراکز کار و محلات، ایجاد محافل و شبکه‌های مبارزاتی و دست بکار شدن برای تشکیل حزب و سازمان توسط کمونیست‌ها را چند برابر کرده است.