72 منتخب سایت

پژاك، باندی تبهکار و سناریوی سوخته آن

احزاب و نهادهای سیاسی

اخیرا فایلهای سلسله برنامه آموزش درونی پژاک تحت عنوان ״تاریخ کردستان״ در میدیای اجتماعی منتشر شده است. مدرس برنامه امیر کریمی، از رهبری پژاک، از طرفداران پر و پا قرص تئوری ״کردستان بزرگ״ و یک ״حزب کردستانی״، ...

تاریخی دلبخواهی، جعلی و تحریف شده از تاریخ کردستان ایران، جدالهای سیاسی و اجتماعی و احزاب آن، از رابطه این احزاب با تحولات سیاسی و اجتماعی کردستان ایران ارائه میدهد. 

کریمی برای اثبات ضرورت ״یک حزب کردستان بزرگ״ دست به پرونده سازی علیه همه احزاب ناسیونالیست کرد در ایران و عراق میزند. کریمی ملغمه ای از اینکه این احزاب بازیچه دست سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی دولتهای مختلف اند تا اینکه این احزاب طرفدار دولت شونیست خودی اند را بعنوان فاکت تحویل شنوندگان خود میدهد. كریمی در كمال وقاحت دست در توبره وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی برده و شكل گیری احزاب سیاسی در كردستان ایران و مشخصا كومه له را پروژه ساواك نام میگذارد.

در بخش هفتم این سلسه برنامه، کریمی دست به پرونده سازی کثیفی علیه کومه له و حزب کمونیست ایران میزند.

کریمی اعلام میکند که ״این سازمان اصلا تاریخ تشکیل ندارد״. اما این ادعا دروغین مانع تاریخ سازی جعلی وی برای كومه له نمیشود. رهبر ״فهیم״، ״مطلع״ و ״تئوریسین״ پژاک با سرهم بندی کردن یک مشت جعلیات و فاکتهای دست ساز و کج و معوج، نامربوط و متناقص با هم، از نقش کنفدراسیون دانشجویان خارج کشور تا اتحادیه دهقانان ( که توسط کومله ایجاد شدند) در شکلگیری کومله، تصویری آشفته و درهم و برهم از نحوه تشکیل این سازمان میدهد و خطوط مختلفی را در این سازمان، از ״خط خانوادگی״ تا ״خط نفوذی״ رژیم، کشف میکند. تاریخ نگاری و سناریویی که فقط میتواند نتیجه ترشحات ذهنی بیمار، توطئه گر و فاسد و از فرقه ای ضد تمدن، عقب مانده و پوسیده، غیر مسئول و بی پرنسیب باشد.

مدرس برنامه، به تبع حزب مادر خود پ ک ک و رهبران اخلاقی و معنوی خود در جمهوری اسلامی و وزارت اطلاعات آن، دست به پرونده سازی علیه مخالفین سیاسی خود و در این مورد علیه رهبری کومله میزند. رهبر باند پژاک که در دشمنی با چپ و کمونیسم در کنار دست راستی ترین و فاشیست ترین نیروها، منجمله جمهوری اسلامی، ایستاده است، برای پرونده سازی علیه یک سازمان چپ و شناخته شده در كردستان و پروسه شكل گیری آن دست به هر شارلاتانیسمی، از عشیره ای خواندن این سازمان و منتسبت كردن آن به طیفی از فئودالهای و مرتجعین در كردستان تا منتسب کردن طیفی از اعضا کومله له به ارتباط با ساواک و پرونده سازی علیه این سازمان بعنوان پروژه ساواک و سازمانی مشکوک، میزند.

کریمی "زیرکانه" پرونده سازی خود را بعنوان ״ابهام״ و ״سوال״ طرح میکند و میگوید: ״کشته شدن رفیق فواد مشکوک است و احتمالا توسط خط نفوذی در کومله انجام گرفته است״ و در مورد منصور حکمت میگوید: ״منصور حكمت فردی ایرانی بود، چكاره بود جاسوس بود، یا نبود ما نمیدانیم، تنها میدانیم وظیفه او تصفیه كومه له بود و این كار را هم كرد״. زدن چنین اتهام شنیعی حتی زیر پوشش ״احتمال״ قاعدتا باید در یک سازمان سیاسی متمدن ممنوع میبود. اما در باندی ارتجاعی مانند پژاک چنین پرونده سازی بعنوان درس "تاریخ کردستان" ترویج و تدریس میشود.  

کریمی، فاشیست کرد طرفدار ״کردستان بزرگ״، خشمگین از قدرت کمونیسم در کومله و حزب کمونیست ایران دست به تحریک احساسات شاگردان خود میزند و میگوید: ״منصور حكمت وظیفه این را داشت خط ملی گرایی در كومه له را پاك كند، منصور حكمت آمد و گفت كردایتی فاشیسم است، لباس كردی مسخره كرد، فرهنگ كردی را مسخره كرد و به جای اینها عشق آزاد را به كومله آورد״.  

این نوع ״تاریخ نگاری״ و پرونده سازی ها، این نوع تحریک احساسات عقب مانده، مذهبی، اسلامی در تبلیغات رژیم موج میزند و برایش مشتی میرزا بنویس حقوق بگیر استخدام شده اند. پژاک در جعل و پرونده سازی و همزمان درجهل و عقب ماندگی گوی سبقت را از حوضه علمیه و جامعه مدرسین ربوده است. کریمی مانند مبلغین فاشیست جمهوری اسلامی که جوانان را برای رفتن روی میدانهای مین یا جنگ در کردستان علیه ״ضد انقلاب״ و برای ״دفاع از اسلام״ شستشوی مغزی میدادند و تحریک میکردند، نیروی خود را تحریک میکند. رهبر ابن باند تبهکار به همه چیز متوسل میشود تا نیروی خود را آماده ترور و کشیدن اسلحه به روی هر مخالف سیاسی کند. از تكرار پرونده سازی های جیره بگیران وزارت اطلاعات علیه احزب سیاسی در كردستان و شهید پروری اسلامی تا تحریک احساسات عقب مانده و ناموس پرستانه ضد زن، به نام دفاع از ناموس ״زن کورد״، از تحریکات فاشیستی علیه غیر کرد ها بخصوص ״فارس ها״، بعنوان دشمن مردم کرد، همه و همه در خدمت شکل دادن به گروهی تبهكار، فالانژ و فاشیست کرد است. با کور شدن آخرین امیدها به آینده پژاک، آقای کریمی از حالا جای ویژه ای در دستگاه تبلیغات وزارات اطلاعات جمهوری اسلامی برای خود رزرو کرده است. 

شستشوی مغزی نیروی جوان و متوهم در این باند و تبدیل آنان به فاشیستهای دو آتشه کرد، ادامه تملق گویی از اسلام و جمهوری اسلامی، تعریف و تمجیدهای این باند از ״عاشورای حسینی״ و اسلام نوع جمهوری اسلامی و ادامه ضدیت با مردم آزادیخواهی است که بارها و بارها به نیروهای باند سیاهی، مخرب و ضد اجتماعی و بویژه به فرقه تبهكار دست ساز پ ک ک در ایران نه گفته اند. این پرونده سازی ادامه دشمنی این جریان ارتجاعی با هر درجه از چپگرایی در کردستان است. گروهی که هیچگاه نتوانست جز عقب مانده ترین و مستاصل ترین عناصر جامعه را به خود جذب کند برای تبدیل این عناصر به یک نیرویی ارتجاعی، ضد مردمی، فاشیست کرد با ظرفیت بالای جنایتکارانه، نه فقط به حقنه کردن افکار عقب مانده و پوسیده عهد عتیق ناسیونالیسم کرد، نه فقط به تئوریزه کردن سیاست‌های ارتجاعی ناسیونالیستی پ ک ک و خود بعنوان دنبالچه پ ک ک، که به تكرار پرونده سازی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی علیه نیروهای سیاسی بخصوص چپ متوسل میشود. 

مردم ‌آزادیخواه کردستان!

این باند ارتجاعی، جریان دست سازی که بارها و بارها دشمنی و ضدیت خود را با جنبش آزادیخواهانه شما نشان داده است، نیرویی که جز دامن زدن به تفرقه و تشتت و نفرت قومی، جز مسموم کردن فضای سیاسی در اپوزیسیون و در میان مردم و جز خوش خدمتی برای جمهوری اسلامی رسالتی ندارد، را باید بیش از بیش منزوی کرد. 

پژاک، باندی تبهكار، ارتجاعی، فاشیست و دست سازی است که در کردستان نه گذشته ای دارد و نه آینده ای! نباید اجازه داد جوانان مستاصل و بی افق قربانی سیاستهای ارتجاعی این باند تبهکار شوند.

دفتر کردستان حزب حکمتیست (خط رسمی) از مبارزه سیاسی روشن و شفاف میان نیروهای سیاسی در کردستان استقبال میکند و همزمان با تمام توان علیه هر نیرویی که دست به پرونده سازی و تحریک احساسات عقب مانده علیه نیروهای سیاسی و  تحریک احساسات عقب مانده قومی و مذهبی علیه مردم سایر نقاط ایران میزند، می ایستد. چنین نیروهایی را باید منزوی و طرد کرد.

دفتر کردستان حزب حکمتیست (خط رسمی)
۵ نوامبر ۲۰۲۵