72 منتخب سایت

پیرامون خودسوزی احمد بالدی در اعتراض به فقر و فلاکت

تریبون آزاد

بدون احمد بالدی طبقه کارگر میلیونها عضو از بهترین های خود را هنوز خوب نمیشناسد و هنوز  کم دارد | احمد بالدی جوان  ۲۱ ساله از تبار کارگری شهر اهواز نامی آشنا در شهر اهواز و در سراسر ایران به حساب میاید.

بنا به مندرجات صفحه حوادث جراید احمد در ادامه کشمکش با ماموران شهرداری بر سر تخلیه دکه کوچکی که تنها منبع درآمد خانواده اش بود، خود را با بنزین به آتش کشید و سه روز بعدتر براثر شدت سوختگی صبح سه شنبه ۲۰ آبان در بیمارستان  جان باخت. 

خبر تراژدی مرگ احمد بالدی بسرعت با انعکاس وسیع در شبکه های خبری، اهواز و سراسر ایران را در بهت و همدردی فرو برد. جزپیات بیشتر خبر مبنی بر هجوم دهها مامور شهرداری در مقابل مقاومت ناچیز احمد؛ رفتار خشن و وحشیانه ماموران در تحریک او کار را به شعله های آتش کشاندِ. انعکاس خبر و بازگویی روایت شاهدان عینی در همان ساعات اولیه چاره ای جز اقدامات فوری قضایی ار مرکز، و دخالت مستقیم تهران را باقی نگذاشت. ‌شهردار برکنار شد.  تعداد زیادی از مسئولان و ماموران درگیر در آستانه محاکمه بسر میبرند. هنوز از حرف و حدیث پرونده زیاد باقی است تا بتوان از خاتمه آن حرف زد.  

احمد بالدی فرزند یک خانواده زحمتکش که همزمان با تحصیل، نان آور تامین معیشت خانواده، همینقدر از نام و نشان از حادثه بعد از شهر روز شنبه در پارک شهر اهواز، دیگر  بیشتر از یک "کلیک" در صفحات اینترنتی را لازم نداشت تا به یک چهره آشنا برای مردمانی بیشمار از دور دستها تبدیل بشود، و جان بگیرد. خبرنگار روزنامه "آرمان ملی" از جمله اغلب رسانه ها در باره احمد، زندگی و مرگ او به اهواز به زیر ساخت های از دست رفته، به فقر و بیکاری، به عقب ماندگی استان نفت خیز و ثروتمند، عفلت از نیروهای بومی، مدیریت ضعیف  در راس امور و البته به شهردار خاطی در ضعیف کشی و به فقر و بی عدالتی میپردازد. با حذف شش مورد تکرار  نام احمد بالدی؛ کل سه ستون نوشته روزنامه کماکان در مرثیه پر سوز و گداز برای خوزستان و اهواز در بدبیاری مقامات محلی و مرکزی از دست گل شهردار با همه تذکرات لازم؛ و در عین حال تقدیر از دولت و قوه قضائیه  در مدیریت حادثه  قابل چاپ است.

احمد بالدی اگر کسی است دقیقا نه بخاطر تصویری است که از او منعکس میشود. برای آنها شرکای سوگواری چند روز گذشته،  همانقدر که او در حاشیه به درد خود مشغول بود، یک شهروند خوب محسوب شده است. این جامعه از بیان صریح فقر و نابرابری و فساد و دزدی همانقدر که در دست مدیران خوب در صدد تغییر باشد مشکلی ندارند. در گزارشات مفصلی را میشود نام برد که گناه مرگ احمد بالدی به پای خاموشی مردم اهواز وعدم  تظاهرات های ضد حکومتی  گذاشته شده است. در هر حال، در مخرج مشترک، میتوان  سر و ته همگی را در صبر عمومی مردم در انتظار ظهور شهردار بهتر و بومی، رئیس دولت بهتر، اقتصاد شکوفاتر خلاصه کرد. این همان  تفاوتی است که خاک میپاشند و بیشتر بیرون میزند.

احمد بالدی منتظر نشد، قانع نشد، تن نداد، از سالهای سال تهدید و خط و نشان نهراسید. او در مقابل وحشی ترین نیروی سرکوب، باندهای شهرداری، که زیر نظر و حمایت فعال و بیدریغ تک تک همین مقامات ضعیف ترین بخش جامعه را لگدمال میکنند، ایستاد، مقاومت کرد. عالی جنابان پشت دلجویی ارزان فریبکارانه فقط خود را گول میزنند در حالیکه دست جمعی شان در انطباق با درس مافیا مسلکی ماموران دست نشانده را از صحنه بدر میببرند؛ حرف مفت دهان آژان کلانتری میگذارند، صحنه قتل را با یک قوطی بنزین و یک بسته کبریت ماست مالی میکنند. روزنامه نگار آرمان ملی شاهد است و تاریخ و تاریخچه میتراشد... میپرسیم: ماموران در پس جملات مکرر انتظار داشتند که خانواده احمد برای تامین معاش به کجا و چه کسی پناه ببرد؟ هزاران احمد دیگر در همان شهر، روزهایی با دست خالی این مقامات و چماقداران شهرداری را در کدام جهنم دره میتوان سراغ گرفت؟  

احمد بالدی در همه گوشه و کنار این جامعه در دل تبار کارگری جامعه شاهد زنده و مسلم برای ایستادگی در مقابل همه مظاهر جامعه ای بود که از آن فقط چرگ و خون و کثافت و تزویر میبارد. میخواهید احمد را بشناسید، به دور و بر خود نگاه کنید!

چند نفر را میشناسید که برای یک حقوق و امنیازات ناچیز به مجیز گویی  ااقتدار و مقامات و به مهملات دفاع از حکومت اسلامی تن داده اند؟ چند نفر را میتوانید سراغ بگیرید که زیر فشار این شرایط امیدشان را از کف داده اند، چند نفر را میشناسید که خیر دنیا و عاقبت را بخشیده، صوفی و درویش و معتاد را برگزیده و یا در توجیه بدبختی خود برای زمین و آسمان نسخه تسلیم میپیچند؟ 

ما کارگران جان باختگان خود را در هاله خرافات و اوراد مذهبی نمی پیچیم. احمد برای سربلندی و شرافت کارگری یک سرمشق بود. جای او در  جبهه توده بزرگتری از خانواده بزرگ گارگری در تلاش برای شناخت و اتحاد و همبستگی در تلاش هستند در همان شهر اهواز همیشه خالی است.