76 منتخب سایت

برگ انجیر حزب توده در پارس جنوبی

جدال دیدگاه‌ها

تداوم اعتراضات پارس جنوبی باد به بیرق حزب توده انداخته است. روز بیست آبان  اجتماع اعتراضی کارگری جمع سه هزار نفری کارگران پارس جنوبی افکار عمومی را به خود خیره ساخت. ...

انتظار دخالت دولت، واکنش بورس و تاثیر مستقیم بر قیمت نفت ابدا غیر منتظره نبود. یک هفته پیشتر اعتراض و مطالبه  ״انحلال شرکت های پیمانی״ جمع کثیری از کارگران معترض از چنین شهر را به پاستور تهران کشیده بود. نفس در سینه ها حبس و در وانفسای معیشت و دستمزدها؛ زمینه دخالت طبقه کارگر و گسترش اعتراضات به بخش های دیگر؛ مخاطره توسل حکومت به خشونت و سرکوب هرچه بیشتر ... کرده بود. درست در چنین شرایطی وقت آنست که سراغ حزب توده رفت.  

خوشبختانه تفسیر سایت "ده مهر"- رسانه اینترنتی حزب توده- در دسترس است و این حزب و با عنوان ״کارگران پارس جنوبی و آزمون عدالت: روایت بلوغ یک جنبش ملی״* به تاریخ یازدهم آذر ۱۴۰۴، حق مطلب را ادا میکند.  این مقاله تا آنجا که به واقعیات اعتراض پارس جنوبی مربوط میشود یک سر سوزن حتی بی طرفانه هم نیست. تصویر مقاله مد نظر، سراسر تصویر یک مامور وظیفه شناس حراست دایره امنیتی کنترل پارس جنوبی است که ذوق زده از حاصل ده سال از جان کندن برای کنترل اعتراضات پارس جنوبی به مافوق خود گزارش میدهد؛ این مامور حتی در گرماگرم  اعتصاب کارگری نیز کماکان به قاج زین نظم و آرامش در حوضه ماموریت خویش چسبیده و دست بردار نیست.  این گزارش مملو از دروغ و تحریف است؛ مطالبات و مبارزه کارگران را تخطئه میکند؛ و به عمق ورشکستگی و رسوایی حزب توده، چاپلوسانه و پلیسی است. 

نوشته اند: ״در روز تاریخی ۲۰ آبان وقتی که بیش از سه هزار کارگر از پالایشگاه های دوازده گانه پارس جنوبی و فجر جم گرد هم آمدند، تنها یک تجمع صنفی شکل نگرفت، بلکه تصویری کم نظیر از آگاهی و کرامت و مسئولیت پذیری طبقه کارگر ایران به نمایش درآمد.״ 

طبقه کارگر به کنار؛ اجازه دهید بر "کرامت و مسئولیت پذیری در خود حزب توده" دقیق شویم. برای راحتی کار و برای رعایت عدالت، چند مولفه اصلی را از خود تحریریه "ده مهر" میپذیریم. 

کنترل و نظم

در دل یک منطقه ویژه صنعتی و در سایه حکومت نظامی حاکم بر این مناطق که هر گونه شکایت علیه کارفرما، تا چه برسد به تجمع و تشکل کارگری در آن ممنوع است چند خط گزارش  از این اجتماع آنهم در نشریه یک سازمان سیاسی یک بمب خبری است. قبل از هر کس خود مقامات هستند که قشقرق بر پا میدارند. دست بر قضا حزب توده پشت ویترین سایت "ده مهر"، دقیقا پنجاه سال سرمایه عظیم اثبات وجود این تصویر از مبارزات کارگری در سایه "صنفی" در ایران را در سابقه فعالیت خود دارد. ادعای ״نظم و آرامش״ را کسی از دایره امنیتی مستقر در بوشهر نمیخرد ولی "ده مهر" هم مجبور نیست چیزی از سابقه ده سال جنگ و گریز و دستگیری و حکومت نظامی پشت صحنه در پارس جنوبی را به روی خودش بیاورد. ״ده مهر״ در تخطئه و در مسابقه با ادعای ارگانهای رسمی امنیتی جمهوری اسلامی دال بر ״محیط آرام״ است که گند قضیه را بالا میاورد.

نویسنده حزب توده به دور و بر نگاه کرده و نتیجه میگیرد حضور ماموران بخاطر ״آرامش کارگران״ است. مقاومت و استدلال بی فایده است. حزب توده تنها حزب آگاه و مسئول در تمام جهان است که یک بار دیگر حقانیت خود را در بوته آزمایش به رخ میکشد که سرکوب و قهر پلیس ناشی از بی نظمی و نا آرامی کارگران است  و لاغیر! حیف که در سابقه چندین و چند ساله ״آرامش״ و ״خونسردی״ ذاتی پیمانکاران و دخالت ״عادلانه״ حراست و مدیریت هم کسی به صرافت تقدیر از حزب توده نیافتاده است. وگرنه  الم شنگه مطبوعاتی چندین ساله، اعتصاب و  اعتراض، اوقات تلخی مدیریت و زندان کارگران؛ و از همه مهمتر زحمت نگارش مقاله ״ده مهر״ ضروری نبود.      

اگر در مورد اخیر پارس جنوبی، وفور آرامش و نظم نزد کارگران لزوم چماق پاسداران را منتفی ساخته است؛  اعتراض و کنایه مقاله "ده مهر" را رو به کدامین اعتراض کارگران و کدام ״مقصر״ بی نظمی آنها است؟ اعتراضات هپکو؟ هفت تپه؟ فولاد؟ آذراب؟ ... به شهادت مکرر گزارشات سایت نهاد طرفدار دولت، "خانه کارگر"، بیشمار از اعتصابات بدون هیچ گونه توجیه با سرکوب خونین وبرو شده اند. هیچ سند دال بر رسیدگی و بازرسی  رفتار چماقداران سرکوب وجود نداشته است. اینرا میدانستیم که حق و آزادی اعتصاب به حزب توده نمیچسبد، اما باید شهامت لاپوشانی ده ها سال سرکوب هر اعتراض کارگری با ارجاع به نظم را تبریک گفت. اعتراض کارگری در ایران و حتی با تحریک نیروهای سیاسی چه چیزی جز تاخیر یکی دو ساعته یک خیابان مشرف بر اداره کار یکی دو خیابان، شعار دادن جمعیت را به همراه داشته است؟ 

اما بقیه ماجرا خواندنی است.

نوشته اند: ״نشان داد که کارگر ایرانی بر خلاف کلیشه سازی رایج، نیرویی آگاه، منظم و توانمند است. مطالبات صنفی خود را ... پیش ببرد بی آنکه وابسته به هیاهوی جریانات سیاسی باشد... بدون آنکه زمینه ای برای بحران  یا  سوء استفاده فراهم شود.״

ایشان هنوز هم  با استفاده از کلمات ״نظم״ و ״هیاهو״ دارد شواهد دال بر  حزبیت و دخالت و جانبداری سیاسی و حزبی توسط کارگران را به سخره میگیرد. پاپوش میدوزند. چرا صنف؟ حذف پیمانکاری هم صنفی است؟ دیوار چین میان سیاست و صنف و دقیقا نزد کارگران از کجا آمده است؟ نمیشود یکبار نویسندگان محترم جلو دهان خود را بگیرند، نوبت به کارگران داده شود. صد هزار کارگر فریاد زده تغییر قانون را خواسته اند. حزب توده در مقام بوقچی  مجلس و قانون و خبرگان جمهوری اسلامی رضایت نمیدهد.

اما اینجا وسط بحث در مورد بیستم آبان ماه پارس جنوبی ، سر و کله ״وابستگی  هیاهوی جریانات سیاسی پس از انقلاب״ دیگر از کجا پیدا شد؟  ״ده مهر״ دقیقا هر گونه تعارف و شرم را کنار میگذارد و برای سابقه کارگران،‌ دستگیریهای مکرر و حمله و توطئه کثیف از طرف حراست و دستگاه پلیسی در منطقه کلاه شرعی میسازد. ״آرامش مثال زدنی״، ״شان و وقار״ شروع چند خط از کثیف ترین حمله و تخطئه علیه  حق طلبی طبقه کارگر است؛ که  مستقیما در خدمت  دفاع بی شرمانه از کل حکومت بورژوایی اسلامی در ایران و تبرئه آن ردیف شده است.

احتماع بیستم آبان، گیرم به هر دلیل برای "ده مهر" یک نقطه عطف کذایی  باشد، اما به چه حق به خود اجازه میدهد، اینچنین دیمی ״وابسته به هیاهوی جریان های سیاسی״، ״سوء استفاده و بحران״ را به سوابق مربوط به  قبل از "نقطه عطف" کذایی  اعتراضات بچسباند؟ ״ده مهر״ میتواند با یک سر سوزن شرافت و وقار و آرامش پا جلو بگذارد و در چهار کلمه از ״نقطه عطف״ دستگاه امنیتی نیز بنویسد. در غیر اینصورت دیگر پرونده سازی برای صف اعتراض کارگری برای چیست؟ "ده مهر" از راه نرسیده خالکوبی های خود را نشان میدهد. شعبده بازی کهنه کاران امنیتی سایت ״ده مهر״ و دو راهی که در مقابل کارگران پارس جنوبی قرار میدهند، روی دفتر حفاظت عسلویه را هم سفید میکند. نوشته اند: ״دو راهی ...  یا ״نظم و عقلانیت و با همین دو عنصر، تاثیر گذاری چند برابر״ و یا ״تخریب و تنش״ در شرایطی که زمینه ساز بحران و سوء استفاده میگردد.״

صنفی  و قانونی

تکرار عبارت "صنف" و "قانون" در ایران بدون هیچ تردید بخاطر فواید آن برای جبهه سرمایه و کارفرما است. مطالبات کارگری هیچکدام بخاطر صنفی بودن و یا امتیازات قانونی آن نیست. اینها جعلیات بزرگ بورژوازی و نوکران آن در تمام طول جدالهای طبقاتی در ایران (و در امتداد همین بحث در تمام دنیا) و برای گمراهی و خدشه به اهداف و شکاف در مبارزه آنها است. کارگران پارس جنوبی لغو پیمانکاری و تغییر وضعیت  میخواهند؛  دارودسته کارفرما و دنبالچه آن در "دم مهر"، به  جای آن دانشنامه ״مطالبات صنفی״ را به سمت کارگران پرتاب میکنند. از سال ۱۳۹۸ در پارس جنوبی در مقابل خواست مداوم لغو پیمانکاری،  کارگران مداوما دور ״مطالبات صنفی״ کذایی سر دوانده شده و کثیفترین توطئه ها در جریان بوده است. 

توصیه فرق زمین تا آسمان میان عبارت ״صنفی و قانونی״ در بیانیه یک اعتصاب، که بدلیل بهانه جویی دستگاه سرکوب قابل فهم بنظر میرسد، تا تکرار همان عبارات در بیان یک حزب سیاسی کار را به افتضاح میرساند. "ده مهر" دیگر شور قضیه را در میاورد، او حاضر نیست راهی به سوی تحقق خواسته هایی که بقول خودش  نه سیاسی، نه غیر واقعی، و نه خارج از قواعد قانون است را نشان دهد. سوال کماکان به قوت خود باقی میماند: اگر یک کارگر بهر دلیل از فرط سالها تخقیر و دزدی و پایمال شدن زندگی و خانواده جان به لب رسیده از این دولت و سرمایه داران حاکم به لب برسد و دست بر قضا حقه بازی شما را شناخته خواهان تشکل و دخالت مستقیم کارگران در سیاست و دولت شود، تکلیف چیست؟  

اما باید فضیلت ״ده مهر״ را هم اضافه کرد که ״امنیت ملی״ و ״رفتار مسئولانه״ را هم به پیش شرط مطالبه کارگران اضافه میکند. ״ده مهر״ بعلاوه از هنر  لفاظی و روده درازی حول عدالت اجتماعی بی بهره نمانده است که؛ بلوغ صنفی، ‌آگاهی را نیز سرهم کند.

بالاخره کی وقت آن میرسد که "ده مهر" بساط روزه خوانی خود در باب خزعبلات  ״امنیت ملی״ و ״استقلال״ و ״فشار خارجی״ و ״جنگ اقتصادی״ و ״تهدیدهای ژپولتیک״ و ״واقعیت تاریخ ساز ایران و جهان״ را جای دیگر پهن کند و بجای آن حق بی چون و چرای کارگر برای بیرون کشیدن حق و زندگی خود از گلوی بورژوازی حاکم را برسمیت بشناسد؟

"ده مهر" حق ندارد خود را به کوچه علی چپ بزند. گفتمان رسمی ״اقتصاد مقاومتی״ و ״تولید ملی״ و ״استقلال اقتصادی״ برای فریب یک کارگر نفت زیادی بچگانه و جفنگ است. اگر از کارفرما و اربابان امنیتی پارس جنوبی کسی برای قابلیت های "ده مهر" در استفاده از شیره صنفی  و قانون علیه توقعات کارگری  تره هم خرد نمیکند دیگر گناه کارگران نیست. شاید کسی پیدا شود و "ده مهر"را  قانع کند که  اینقدر به تمایلات پنهان سیاسی کارگران و ذات  آشوبگر کارگران پیله نکنید. این بورژوازی است و نه کارگران که باید به  قانون خود پایبند باشد. 

انجمن صنفی

نوشته اند: ״کارگر ایرانی نیرویی آگاه و منظم و توانمند است که میتواند مطالبات صنفی خود را بر پایه تجربه زیسته و تشکل های برخاسته از درون محیط کار پیش ببرد״

آیا همین چند کلمه و شارلاتانیسم آشکار درباره ״تشکل برخاسته از محیط کار״ حال تحریریه "ده مهر" را بهم نمیزند؟ 

اول، پارس جنوبی در منطقه آِزاد صنعتی مشمول ممنوعیت هر گونه تشکل کارگری است؛

دوم، انجمن صنفی تنها انتخاب ممکن، از جانب ماموران امنیتی در مقابل کارگران بوده و در چند سال جنگ فرسایش و با قیمت سنگین و تنها بر اثر تداوم اصرار کارگران، در دایره بسیار محدود بعنوان تشکل بی یال و کوپال عملا موجود به فعالیت خود ادامه داده است. برای مدیریت پارس جنوبی و شبکه فعالین آن رسما این تشکل و فعالیت آن در حداقل چهارچوب ممکن برای کنترل جو اعتراضی در پارس جنوبی به حیات خود ادامه داده است.  

لازم است اضافه نمود که مشکل پارس جنوبی برای  کارفرما و دولت، انجمن صنفی پارس جنوبی نیست. انجمن صنفی و مشخصا مدیریت رسمی آن برای حق خواهی و برای آرایش اعتراضی کارگران نقش ناچیزی را یدک میکشد. از فعالیت های سنتی اتحاد و همبستگی طبقاتی خبری نیست در عوض  شرایط کار و بهره  کشی  و زورگویی  کارفرما است که به  انجمن صنفی اعتبار و میدان میدهد. بدون همین انجمن صنفی موجود،  کارگران باید دنبال ابزار تازه و ابزار موثرتری راه بیافتند. تمام سیاستهای کجدار و مریز کارفرما حکایت از همین وضعیت دارد.

"تشکل برخاسته از محیط کار" تحفه ای از انبان صنفی و قانونی حزب توده است. همه میدانند با کوچکترین فضای آزاد انواع کمیته اعتصاب، دفتر مرکزی و علنی تشکل ها، کمیسیونها و نشریات از هر گوشه کار و زندگی کارگران مثل مور و ملخ سر در میاورد که  دفتر و دستک مهملات کارفرمایی را فلج کند.     

هر چه هست، عجالتا در حال حاضر، موتور محرک اصلی پارس جنوبی بعهده شبکه ای از فعالین و رادیکال کارگری است که با بسیج توده کارگران علیه قانون جهنمی استثمار و تباهی؛ علیه حراست و در مقابل پرونده های امنیتی و پاپوش دوزی؛ علیه سرکوب قانونی و بر مبنای حکم طبقاتی کارگری و ...  نبض اوضاع را در دست دارند. این شبکه با سخاوتمندی و آرامش شایسته ستایش همه امکان دخالت و تقویت سالم و رفیقانه  را جلوی روی حزب توده قرار داد، حزب توده میتوانست یکبار هم که شده بسادگی فقط با دفاع بی قید و شرط از حق آزادی بیان، آزادی اجتماع و آزادی تشکل پا به میدان بگذارد. حزب توده در کنار بورژوازی ایستاد. این تکرار دیگری از سلسله نقطه عطف حزب توده بود. از اینجا به بعد حزب توده و "ده مهر" در شکوفایی بلوغ جدید خویش میتوانند بجای بهانه جویی، بجای ایراد بنی اسرائیلی به صف اعتراضات کارگری، به جای قازورات آبرو باخته؛ به شورای امنیت و صلح و صفای سازمان ملل شکایت ببرند. 

۱۱ دسامبر ۲۰۲۵

* https://10mehr.com/archives/13174