.
جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸.
امروز:
Nov 15 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

با سلامهای گرم
 
در زیر لینك برنامه تلویزیونی برای یك دنیای بهتر را پخش و اطلاع برای شما ارسال میكنم. 
 
با تشكر فراوان
 
علی جوادی 
 

دیدار - اخرین اخبار رویداهای قبام مردم عراق و بررسی وضعیت کنونی گفتگو اسد نودینیان با بختیار مصطفی

   

پناهجوی ایرانی که آرش وار از بندر کاله در فرانسه تا شهر دوور در انگلیس پارو زده بود، چند روز پیش دستگیر شد و به زندان پناهجویان اخراجی منتقل شد!
زنگهای خطری که پناهجویان باید جدی بگیرند و به سرابهای قاچاقچی ها و کیس فروشهای بی وجدان دل خوش نکنند!... شایعاتی از این دست در میان پناهجویان ایرانی بشدت حاکم است که مدعی هستند انگلیس از اتحادیه اروپا بیرون رفته پس دوبلین شامل حال انگلیس نمی شود!... به همین دلیل حاضر هستند هزاران یورو به قاچاقچی ها بدهند تا آنها را از اتحادیه اروپا خارج کنند و به انگلیس بفرستند...
مسعود محمدی فر 39 ساله و قهرمان قایقرانی تیم ملی ایران که به همراه دوستش هادی 28 ساله و بوکسور آماتور سابق، در شبی طوفانی و بسیار خطرناک در قایقی پلاستیکی خود را پارو زنان از فرانسه به انگلیس رسانده بودند، به سرنوشت بسیار غم انگیزی دچار شدند! ...

ضرب و شتم پناهجویان اخراجی توسط پلیس انگلیس!
علیرغم اینکه داستان حیرت انگیز آنها را اغلب رسانه های انگلیس و ایرانی منتشر کردند، هفته پیش مسعود از انگلیس به من زنگ زد و گفت که چگونه هادی را دستگیر کردند و به زندان پناهجویان اخراجی بردند... می خواستند هادی را اخراج کنند که با اقدام به خودکشی آنروز مسئله اخراج منتفی شد... چند روز بعد دوباره تلاش کردند او را اخراج کنند! مقاومت کرده و پلیس ها چنان زده اند که چند جای بدنش، سر و صورت و دستش زخمی و شکسته شده و اکنون در بیمارستان بستری است!...
داستان فرار حیرت انگیز مسعود را در پیوند زیر می توانید مطالعه کنید...
https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/2836672563018627?__tn__=K-R
مسعود با شنیدن این اخبار بسیار نگران آینده خود بود... گفتم بطور دقیق داستان دستگیری مهدی و وضعیت خودش را و سیستم بیگانه ستیز انگلیس را برایم توضیح دهد... مسعود شروع به نوشتن گزارش خود کرده بود که در نهایت تاسف خودش را هم دستگیر کردند و به زندان اخراجی ها برده اند!...

ماجرای دستگیری مسعود محمدی فر
صبح زود یکی از دوستانش از رومانی بمن زنگ زد و گفت مسعود توانسته بود یک دقیقه با این دوست رومانیایی صحبت کند و از ایشان خواسته بود هر طور که شده با من تماس بگیرد و مرا از اوضاع مطلع کند... او برای مهر زدن به هوم آفیس رفته بود او را هم مثل مهدی دستگیر کرده به زندان اخراجی ها انداخته اند و هر لحظه امکان آن هست که او را طبق قوانین دوبلین به رومانی برگردانند!...
سه روز پیش ساعت دو صبح به من زنگ زده بود و من برای شرکت در یک کنفرانس تخصصی پناهندگی در اروپا به اسپانیا رفنه بودم ... بدلیل مصادف بودن چهلمین روز درگذشت مادرم مجبور بودم در میان رسیدگی به مشکلات و مسائل پایان ناپذیر پناهجویان به هر طریق ممکن شب تا به صبح بخاطر مادرم با تمرکز لازم حداقل مسئولیتهایم را در قبال او و خانواده ام انجام دهم... به همین دلیل صدای زنگ تلفنم را بسته بودم و متوجه زنگ تلفن مسعود نشده بودم...
خوشبختانه بگونه ای تصادفی یکی از مهمترین محورهای سخنرانی های این کنفرانس به مسائل دوبلین و عمل کرد فرونتکس مربوط می شود. فرونتکس نیروهای نظامی مشترک اروپاست که وظیفه محافظت و دفاع از مرزهای اروپا را بعهده دارند... البته فرونتکس اکنون به اختاپوسی هزار پا تبدیل شده که فعلا جای بررسی آن نیست...
سازماندهندگان این کنفرانس اولین شب را بعنوان شب اجتماعی انتخاب کرده بودند... یعنی همه بعد از پایان کورسهای روز اول کنفرانس، برای صرف شام به رستورانی دعوت شده بودند تا امکان آشنایی بیشتر شرکت کنندگان در کنفرانس با همدگر فراهم شود... از ساعت هفت بعد از ظهر تا 12 شب فرصتی برای صرف شام و آشنایی بود... بعد از صحبت با خیلی از وکلای مجرب روشن شد که همه کارها به تجربه و امکانات وکیل او در انگلیس وابسته است...
در یادداشت قبلی نوشته بودم که از خانم لاتر وکیل برجسته و بی نظیر پناهجویان در هلند خواسته بودم که وکالت مسعود را بعهده بگیرد او هم قبول کرده بود... فورا او را از ماجرا مطلع کردم و گفتم بهتر است با سخنرانان این جلسه که بهترین پروفسورها و قاضی ها و وکلای پناهجویان هستند مسئله را در میان بگذاریم شاید راه حلی پیدا شود...
نتیجه صحبت با این استادان برجسته و متخصص حقوق پناهندگی به اینجا منتهی شد: از آنجائیکه مسعود را از انگلیس اخراج می کنند دولت انگلیس مسئول اخراج اوست و فقط وکیل او در انگلیس می تواند علیه دولت انگلیس به دادگاه انگلیس یا اروپا شکایت کند...

وکلای بی وجدانی که هر روز بیشتر به قاچاقچی و کیس فروش شبیه می شوند!
از همان اسپانیا با وکیل او در انگلیس، چند بار تماس گرفتیم... در عمل حاضر به همکاری نیست و خودش را پشت قوانین بروکراتیک پنهان می کند... می گوید مسعود باید بطور کتبی به من وکالت بدهد تا من اجازه داشته باشم در باره پرونده او با شما صحبت کنم یا مدارکی را به شما بفرستم... هرچند که این گفته او از نظر اصولی کاملا درست است ولی مسعود بارها به او گفته است که خانم خردا لاتر بدون اینکه یک سنت دریافت کند، پرونده او را از هلند دنبال می کند و باید با او همکاری کند!... واقعیت این استکه اغلب شارلاتانهای فاسد می خواهند عدم مسئولیت پذیری و وجدان انسانی خود را در پشت قوانین بروکراتیک پنهان کنند! در حالیکه هیچ قانون بروکراتیکی نمی تواند ما را از عدم اجرای وظایف انسانی خود تبرئه کند!...
مسعود قبل از دستگیری به من زنگ زده و گفته بود که بعد از دسنگیری هادی وکیلم به من پیشنهاد کرده بود اگر 4000 پوند بدهی وکالت تو را در زندان هم بعهده می گیرم! مسعود گقته بود من با یک قایق پلاستیکی و لخت از فرانسه تا انگلیس پاروزنان خودم را به اینجا رساندم... از کجا 4000 پوند پول برای شما پیدا کنم!...
یک نکته دیگر اگر وکیلی در کمک به موکلش پایش در گل گیر کرده و خودش نمی تواند کاری بکند، در چنین شرایطی اگر وکیلی با بالاترین تخصص و ارتباطات بین المللی بدون کوچکترین چشم داشتی بخواهد به او کمک کند، چنین فردی اگر ذره ای صداقت داشته باشد باید از خوشحالی به آسمان هفتم بپرد! نه اینکه با توسل به هر بهانه ای، حتی با دروغگویی هرگونه همکاری را غیرممکن کند!...
پرواضح است که او کار خودش را خوب و با کیفیت لازم انجام نداده و خودش را پشت این بهانه ها پنهان می کند!...
دیشب ساعت یک صبح تازه از اسپانیا به هلند رسیده بودم که مسعود زنگ زد و اخبار زیادی را در باره وضعیت خودش و زندان به من منتقل کرد... به گفتم که هرچه زودتر به وکیلش بگوید باید یک کپی از تمام مدارکش را به خانم لاتر در هلند بفرستد و کپی یا عکسی از بلیط پروازش را به من بفرستد!...
تا حالا وکیلش چیزی به خانم لاتر نفرستاده!... امروز خانم لاتر در ایمیلی بشدت از وکیل او انتقاد کرده و درخواست کرده بود که هرچه زودتر کپی کامل پرونده مسعود را به او بفرستد...
امروز تمام روز را در دفتر کار خانم لاتر با هم همکاری کردیم تا راهی برای کمک به مسعود پیدا کنیم ... او بارها به وکیل مسعود در انگلیس زنگ زد و ایمیل فرستاد که چرا جواب نمی دهد؟... خبری از او نشد... تا اینکه در آخرین ساعات کاری روزانه در ایمیلی نوشت من هرگز از مسعود نامه ای برای همکاری با شما دریافت نکرده ام!...
خانم لاتر امروز از ساعت 8 صبح تا ساعت 22 بطور متمرکز روی پرونده او کار کرده و با دادگاه اروپا و تمامی افراد متخصص و وکلای سابق او در کشورهای مختلف ازجمله در رومانی و هلند و انگلیس ارتباط برقرار کرده و صدها صفحه از فایلهایی را که فرستاده اند کپی کرده و بدقت می خواند تا راه چاره ای پیدا کند... بدون کوچکترین تریدی تعداد وکلایی که اینهمه کار را مجانی به خاطر پرنسیپهای انسانی خود انجام دهند در تمام اروپا کمتر از انگشتان دست هستند!...

خطر خودکشی
در صحبت تلفنی دیشب که مسعود از زندان زنگ زده بود، می گفت به آنها گفته ام که مرا زنده نمی توانید به رومانی برگردانید زیرا آنها مرا به ایران تحویل خواهند داد...
به همین دلیل در چند روز گذشته هر دو ساعت یکبار برای کنترل همه چیز چند تا پلیس وارد سلول او می شوند و همه چیز را کنترل می کنند...
به او گفتم می فهمم که در چه شرایط سخت و بحرانی هستی ولی باید احساسات و اعصابت را کنترل کنی بهترین راه نجات مقاومت و مبارزه هوشمندانه است نه خودکشی یا تسلیم شدن به خواستهای آنها...
آنها به مسعود گفته اند: حتی شده تو را با هواپیمای نظامی می بریم به رومانی ... به نفع توست که بدون مقاومت همکاری کنی و داوطلبانه برگردی به رومانی!...

آخرین خبر:
امروز ساعت هفت صبح، 12 پلیس به سلول مسعود هجوم آورده تلاش کردند او را از زندان بیرمنگهام به زندان اخراجی های لندن ببرند که ایستگاه نهایی اخراجی ها در انگلیس است... مسعود مقاومت کرده و در لحظه توانسته چنان سرش را به زمین بکوبد که مجبور شده اند آمبولانس بیاورند ... و تا کنون خبری از او نیست!... قابل توجه است که اصولا دو یا سه روز قبل از اخراج پناهجویان را به زندان دیگر منتقل می کنند ولی مسعود را یک هفته قبل از اخراج، تلاش کرده اند به آن زندان ببرند تا هر گونه امکان دفاع و تجدید نظر غیرممکن شود!...

همین حالا خانم سو راید خبرنگار دیلی میل از انگلیس به من زنگ زد و درباره مسعود صحبت کردیم ... او هم با من همعقیده بود که وکیل او هیچ کاری برای مسعود نکرده به همین دلیل از فرصتی که بدست آمده بجای اینکه از همکاری با خانم لاتر خوشحال شود، به بهانه های مختلف در می رود!... وکیل مسعود به خانم سو راید هم گفته بود که من از مسعود نامه ای مبنی بر همکاری با شما دریافت نکرده ام و هیچ اطلاعاتی نمی توانم به شما بدهم!... او شارلاتانی است که آگاهانه دروغ می گوید!... چنین وکلای بی وجدانی هم هستند که متاسفانه فقط در مقابل پرداخت رشوه کار می کنند... تجربه من نشان داده اصولا کیفیت کاری این گونه افراد فاسد بینهایت مبتذل و پائین است...

غروب دولت قانون در اروپا
در تمام کشورهای اروپایی بعد از بحران اقتصادی ساختاری نظام سرمایه داری در سال 2008 دولت قانون با سرعت زیاد دارد غروب می کند و هر روز بیشتر از روز قبل از مزایای دولت رفاه و بیمه های سلامتی و اجتماعی کم می کنند تا مردم خودشان مجبور به پرداخت هزینه های مختلفی شوند که تا دیروز بنام دولت قانون و استانداردهای زندگی انسانی مجانی بودند!...
از این به بعد اگر به اندازه کافی پول نداشته باشی وکیل یا وکیل خوب نمی توانی پیدا کنی! در شرایط حاضر جوامع اروپایی و امریکایی بطور ساختاری به سمت جنگ طبقاتی حقوقی می روند و برنده ها کسانی هستند که بیشتر از حریف پول دارند! میزان پول داخل جیب شما حقیقت را تعریف و تعیین می کند نه واقعیات مستند و عینی! ...
الفبای دولت قانون به این معنی است که اگر هر شهروندی نیاز به کمک حقوقی داشته باشد باید بطور مجانی امکان دسترسی به وکیل را داشته باشد وگرنه ما با سیستم حقوقی کاملا طبقاتی روبرو هستیم که اصولا ثروتمندان می توانند از کمک حقوقی تخصصی برخوردار شوند و فقرا همواره بازنده خواهند شد!...
وکلا باید مثل معلمین از طرف دولت حقوق بگیرند و همواره امکان دسترسی شهروندان به آنها فراهم شود، در غیر اینصورت نمی توان از دولت قانون حرف زد!
اروپا هم با تضعیف دائمی دولت رفاه، مثل امریکا به سوی سرمایه داری عریان و بی رحم حرکت می کند!...

ابعاد فساد حاکم بر جامعه ایران
غم انگیزترین مسئله این استکه اغلب کسانیکه از ایران بمن زنگ می زنند تا مشاوره مجانی دریافت کنند اولین چیزی که بیان می کنند، می گویند ما وکیل پولی می خواهیم نه وکیلی که از دولت حقوق می گیرد! همواره می پرسم در ایران معلم ها حقوق خود را از دولت دریافت می کنند آیا مدارس و دانشگاه های دولتی طبق تعریف همواره بدتر از مدارس خصوصی است یا برعکس؟... فرهنگ فاسد حاکم در ایران مردم را چنان فاسد که فکر می کنند تنها معیار ارزش گذاری برای همه چیز میزان پولی که می پردازند! یعنی همه چیز و هر ناکالایی به کالایی قابل خرید تبدیل شده!... بی جهت نیست که برای بخش قابل توجهی از هموطنان ما سیستم امریکایی درست در زمانی تبدیل به رویا شده که در خود امریکا بخش قابل توجهی از جامعه آن را استفراغ می کنند!... در جامعه امریکا که تا دیروز لغت سوسیالیسم بدترین فحش و توهین تلقی می شد، امروز تعداد بسیار بزرگی از گروه های اجتمای و فربانیان نظام آینده خود را در رفتن بسوی نظام سوسیالیستی جستجو می کنند. محبوبیت باور نکردنی افرادی مثل برنی سندرز در این راستا است که خود را سوسیالیست معرفی می کند!...
در کمتر کشوری نظام طبقاتی و بی عدالتی ذاتی آن مثل ایران به امری طبیعی تبدیل شده است!... بجای خودسازماندهی آگانه، مقاومت خلاق و مبارزه هوشمندانه با بی عدالتی، به سحر و جادو و باورهای خردستیز پناه می برند تا با توسل به معجزات بازار آزاد، آزادی و رهایی خود را با میزان پولی که می پردازند از طبقه حاکم بخرند!... زمانیکه آزادی تبدیل به کالایی قابل خرید و فروش باشد حتما چیزی نصیب طبقه محروم نخواهد شد و سهم آزادی 99% جمعیت جهان توسط 1% حاکم بر جهان خریده خواهد شد!... یادمان باشد که در این جهان سرمایه داری 8 نفر بیش سه و نیم میلیارد انسان سرمایه دارند! بزبان دیگر 8 نفر می تواند آزادی نصف جمعیت جهان را بخرد و از آنها درعمل برده های نوین بسازد که داوطلبانه بردگی می کنند و برای کسب نان شب مجبور به رقابت در فروش سهم آزادی خود هستند!...
در شرایط بحرانی هیچ چیزی بدتر از خودفریبی نیست! امیدوارم هموطنان ما بموقع بیدار شوند و بجای پناه بردن به قاچاقچی ها و آدم فروشان و کیس فروشان کمی اطلاعات خود را درباره رویدادهای جهان بالا برند و آگاهانه از افتادن به چاههای هولناک پرهیز کنند!

امروز اتفاقات زیادی رخداده که ادامه مسائل را بعد از تماس مجدد با مسعود خواهم نوشت...
با احترام،
احمد پوری ( هلند ) 12 – 11 – 2019

******************

پیوند این یادداشت در صفحه فیس بوک:

https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/2957582214260994?__xts__[0]=68.ARD9YpJaXxWxaRDgMzxJAgiVZN8hY-JlhP_DXMtUo_umQl-YK5nJ4QX9SUbcuwCXaxRxVakgj-9phNJYHDH0DQtERox6paZG0YPCuUZz8j9RWdmOYNRdEheWTOytffTZ9IHszF8ereCx9LGXie1tysCLoJ7Ek7CoqpcJTy7slj5Zhh4DUbIeXBcD2lVY45_63ak48bwiCGWdF0FPQ6Weip3B2X0DhqLaiO0hHttGem1fOJncpEOovMsQ88jcuv9iIEhfW6xJ-E7ADiSAjHj7yifYDkccl9Sl9LXnUEYz11T22SFfwybhpsqfqQUBeuB72kp5&__tn__=C-R

 

 

اعتراضات کارگران اخراجی پروژه ساخت ٢ پالایشگاه آبادان و

 زمزمه های اعتراض در عسلویه

روز ٢١ آبان شماری از کارگران بیکار شده پروژه ساخت فاز ۲ پالایشگاه آبادان در اعتراض به معوقات مزدی و قراردادهای نامشخص و برده وار کاری و استخدامهای گزینشی  بر اساس روابط دست به تجمع زدند. این درحالیست که زمزمه های بر پایی تجمعات اعتراضی در میان کارگران منطقه اقتصادی عسلویه شنیده میشود و این کارگران نیز با مشکلاتی از همین دست در تدارک تجمعات اعتراضی خود هستند. زیر فشار  فضای گسترده این اعتراضات در همان روز ٢١ آبان نشست اضطراری کمیسیون موسوم به "کمیسیون کارگری" در سالن اجتماعات فرمانداری با حضور مدیریت پروژه فاز 2، رئیس اداره کار و شماری از کارگران برگزار شد. در این جلسه سید زین العابدین موسوی (فرماندار آبادان) بر اینکه هر گونه اخراج و کاهش یا افزایش نیرو در فاز ۲ پالایشگاه باید با اطلاع فرمانداری انجام شود و با کارگران مطابق "قوانین کار" قرارداد بسته شود تاکید کرد.

یک موضوع دیگر عدم استخدام کارگران بومی است. این سیاست که عینا در عسلویه نیز اجرایی میشود به عنوان ابزاری در دست کارفرمایان برای ایجاد تفرقه بین کارگران بومی و کارگرانی که از دیگر شهرها برای کار به این مناطق می آیند، استفاده میشود. کارگران بومی خواستار استخدام خود در این پروژه ها هستند و میگویند سهم ما از مراکز کارگری در محل فقط آلودگی محیط زیست است. کارگران برای گرفتن ابزار تفرقه افکنی از دست مدیریت و مقامات مسئول خواستار تعیین سهمیه ای برای استخدام از میان کارگران بومی و غیره بومی شده اند. در جلسه این روز فرماندار بر رعایت سهم ۸۰ درصدی به‌ کارگیری نیروهای بومی تاکید کرد و موضوع به کارگیری مجدد کارگران اخراجی در دستور قرار گرفت.

در ادامه این وعده و وعید ها  فرماندار آبادان با چهره اصلی و سرکوبگرانه خود ظاهر شده و تحت عنوان اینکه با کسانیکه با "سوءاستفاده از وضعیت کارگران و تلاش برای ایجاد جوسازی و متشنج کردن اوضاع" برخورد جدی خواهد شد، کارگران معترض را مورد تهدید قرار داد. کارگران اخراجی پروژه ساخت فاز ۲ پالایشگاه آبادان خواهان پرداخت فوری طلبهایشان، بازگشت به کار و روشن شدن وضعیت شغلی شان هستند. کارگران اعلام کرده اند که در صورتیکه وعده های داده شده، اجرایی نشود اعتراضات خود را از سر خواهند گرفت.

پیش بسوی شوراها

پیش بسوی اعتصابات سراسری

حزب کمونیست کارگری ایران

٢٢ آبان  ٩٨،  ١٣ نوامبر  ٢٠١٩

tel:00447435562462

(۲۸مردادی دیگر در بولیوی)
ویجی پرشاد
ترجمه شهناز نیکوروان

سرنگونی رهبر منتخب مردم بولیوی بدون نگاهی به ذخایر عظیم لیتیوم این کشور قابل درک نیست. اخبار به سرعت منتشر می‌شود: مورالس بولیوی را ترک و به مکزیک پناهنده شد. بیشتر از یک سال پیش لولا، رئیس جمهور منتخب برزیل، با یک پرونده ساختگی اختلاس مالی به زندان افتاد اما با تلاش وکلایش و اعتراضات مردم چند روز پیش از زندان آزاد شد اما طولی نکشید که رئیس جمهور منتخبی در امریکای لاتین برای بار سوم انتخاب شد اما عدم توانایی رئیس جمهور منتخب، اووا مورالس در حل بحران‌های اقتصادی ناشی از اجرای سیاست‌های اقتصاد نولیبرالی طی سال‌ها و این که مردم می‌خواهند در کوتاه‌ترین زمان ممکن، نیازهای سرکوب شده شان تامین شود، مانند شمشیری است که اولین قربانی آن مورالس بود. علاوه بر مشکلات عدیده اقتصادی و تحریم‌های امریکا، رسانه‌های رنگارنگ وابسته نظام سرمایه داری هر روز مردم خسته از شرایط اقتصاد بحرانی را دچار سردرگمی می‌کنند و این گونه است که به راحتی نمی توان خط ومرزهای جنبش مترقی و جنبش ساختگی ضد مردم را شناخت.
رئیس جمهور بولیوی، اووا مورالس در ۱۰ نوامبر ۲۰۱۹ در کودتای نظامی سرنگون شد و وی اکنون در مکزیک است. مورالس قبل از اینکه از مقام خود استعفا دهد، درگیر یک پروژه طولانی و قدیمی دموکراسی اقتصادی و اجتماعی برای کشور بود. یادآوری این نکته حائز اهمیت است که بولیوی کودتاهای بسیاری را تاکنون از سرگذرانده است که اغلب توسط ارتش و الیگارشی به نمایندگی از شرکت‌های معدنکاری فراملی (کارتل‌های معدن) انجام شده است. در ابتدا، این شرکت‌ها برای قلع کودتا می‌کردند، اما قلع دیگر هدف اصلی در بولیوی نیست. هدف اصلی معادن غنی و بزرگ لیتیوم است که برای ساخت ماشین‌های برقی بسیار مهم است. در طول ۱۳ سال گذشته، مورالس تلاش کرد تا بین کشور خود و منابع آن رابطه متفاوتی برقرار کند. او نمی‌خواست این منابع تنها سود شرکت‌های معدنی فراملی را تامین کند، بلکه بیشترتلاش می‌کرد در جهت منافع مردم بولیوی استخراج شوند و منافع حاصل از آن، صرف بهبود شرایط زندگی مردم شود. بخشی از این وعده با کم شدن نرخ فقر بولیوی انجام شد، به طوری که جمعیت بولیوی قادر به بهبود شاخص‌های اجتماعی خود شد. ملی سازی منابع همراه با استفاده از درآمد آن برای تأمین اعتبار توسعه اجتماعی نقش داشته است. نگرش دولت مورالس نسبت به بنگاههای فراملی واکنش واضحی را از سوی آنها به وجود آورد، بسیاری از آنها دولت بولیوی را به دادگاه کشاندند.
در طی چند سال گذشته، بولیوی تلاش کرده است تا بتواند در ذخایر لیتیوم سرمایه گذاری کند و آنها را توسعه دهد به گونه ای که ثروت را برای مردم بولیوی به کشور بازگرداند. معاون رئیس جمهور مورالس، آلووارو گارسیا لینرا گفته بود که لیتیوم “سوختی است که جهان را تغذیه خواهد کرد.” بولیوی نتوانست با شرکت‌های فراملی(چند ملیتی یا کارتلها) غربی معامله کند، در نتیجه تصمیم گرفت با شرکت‌های چینی شریک شود. این نبرد تازه بخشی از جنگ سرد بین غرب و چین شد و این گونه دولت مورالس آسیب پذیر شد. کودتا علیه مورالس بدون نگاه به این درگیری قابل درک نیست.
“این ایده که ممکن است یک مجموعه اجتماعی جدید مصرانه خواهان شراکت در لیتیوم باشند، برای شرکت‌های اصلی معدنکاری فراملی قابل قبول نبود.”
برخورد با شرکتهای فراملی
هنگامی که اووا مورالس و جنبش برای سوسیالیسم، قدرت را در سال ۲۰۰۶ به دست گرفتند، دولت بلافاصله در صدد خنثی کردن چندین دهه غارت منابع توسط شرکت‌های معدنی فراملی بود. دولت مورالس عملیات استخراج چندین معدن قدرتمندترین شرکت‌ها از جمله (Glencore, Jindal Steel & Power, Anglo-Argentine Pan American Energy, and South American Silver, TriMetals Mining) را به دست گرفت و این پیام را برای آنها ارسال کرد که قرار نیست تجارتشان به طور معمول ادامه یابد.
با این وجود، بنگاه‌های بزرگ، فعالیت‌های خود را – براساس قراردادهای قدیمی‌تر – در برخی مناطق کشور ادامه دادند. به عنوان مثال، شرکت فرانسوی کانادایی نقره آمریکای جنوبی (Canadian transnational firm South American Silver ) در سال ۲۰۰۳، قبل از به قدرت رسیدن مورالس، شرکت Malku Khota را ایجاد کرده بود تا نقره و ایندیوم را (یک فلز خاکی کمیاب که در تلویزیون‌های صفحه تخت استفاده می‌شود) استخراج کند. شرکت نقره آمریکای جنوبی پس از آن که شروع به دستیابی به امتیازات خود کرد، با مخالفت بومیان این منطقه روبرو شد. آنها استدلال می‌کردند این شرکت در حال تخریب فضاهای مقدس بومیان و همچنین ترویج جو خشونت است.
در اول اوت ۲۰۱۲، دولت مورالس – با حکم عالی شماره. ۱۳۰۸ قرارداد شرکت نقره آمریکای جنوبی (TriMetals Mining) را لغو کرد. پس از آن، شرکت به دنبال داوری و جبران خسارات بین المللی بود. دولت جاستین ترودو کانادا – به عنوان بخشی از فشار گسترده به نمایندگی از شرکت‌های معدن کانادایی در آمریکای جنوبی – فشارهای گسترده ای را به بولیوی وارد کرد. در آگوست سال ۲۰۱۹، این شرکت توانست از دولت بولیوی ۲۵٫۸ میلیون دلار، یعنی حدود یک دهم آنچه قبلاً به عنوان جبران خسارت می‌خواست، دریافت کند. جیندال استیل، یک شرکت ملی فرانسوی هندی یک قرارداد قدیمی برای معدن سنگ آهن در ال موتین بولیوی داشت، قراردادی که در سال ۲۰۰۷ توسط دولت مورالس به اجرا درآمد. در ژوئیه ۲۰۱۲، جیندال استیل این قرارداد را فسخ کرد و به دنبال داوری و جبران خسارت بین المللی برای سرمایه گذاری خود بود. در سال ۲۰۱۴، حکم ۲۲٫۵ میلیون دلار خسارت از بولیوی را از اتاق بازرگانی بین المللی مستقر در پاریس به دست آورد. برای پرونده دیگری علیه بولیوی، جیندال استیل درخواست ۱۰۰ میلیون دلار غرامت کرد.
دولت مورالس سه قسمت از کارخانه معدنکاری فراملی مستقر در سوئیس(Glencore) را ضبط کرد که شامل یک معدن قلع و روی و همچنین دو کارخانه ذوب آهن بود. سلب مالکیت این معدن از شرکت فرعی گلنکور منجر به درگیری خشونت آمیز شرکت با کارگران معدن شد. تهاجمی ترین، تعقیب قانونی پان آمریکایی به دلیل سلب مالکیت سهام شرکت انگلیسی – آرژانتینی (Anglo Argentinian) در تولید گاز طبیعی چکو توسط دولت بولیوی بود که غرامت آن مبلغ ۱٫۵ میلیارد دلار بود. بولیوی در سال ۲۰۱۴ با ۳۵۷ میلیون دلار این جریمه را تسویه کرد.
لیتیوم
کلیدی ترین ذخایر معدنی بولیوی لیتیوم است که برای تولید ماشین برقی ضروری است. حدود ۷۰ درصد از ذخایر لیتیوم جهان در بولیوی قرار دارد که بیشتر آن در دشت نمک (Salar de Uyuni ) است. پیچیدگی معدن و فرآوری لیتیوم به این معنی است که بولیوی نتوانسته است صنعت لیتیوم را به تنهایی توسعه دهد و به سرمایه و تخصص نیاز دارد.
دشت نمک در حدود ۱۲۰۰۰ پا (۳۶۰۰ متر) از سطح دریا بالاتر است و بارندگی زیاد دریافت می‌کند. این امر استفاده از نور خورشید برای تبخیر را دشوار می‌کند. چنین راه حل‌های ساده تری برای صحرای آتاکامای شیلی و Hombre Muerto در آرژانتین قابل اجراست، اما برای بهره برداری از معادن لیتیوم در بولیوی راه حل‌های فنی و تخصصی‌تری مورد نیاز است، به این معنی که سرمایه گذاری بیشتری لازم است. سیاست ملی کردن منابع توسط دولت مورالس و پیچیدگی‌های جغرافیایی دشت نمک، چندین شرکت معدنی فراملی را فراری داد. شرکت فرانسوی ارامه (Eramet)، شرکت امریکایی اف.ام.سی (FMC) و پوسکو (Posco ) کره جنوبی نتوانستند با بولیوی معامله کنند. مورالس اظهار داشت که هرگونه توسعه استخراج لیتیوم باید توسط شرکت ملی استخراج معادن کمیبول بولیوی (Comibol) انجام شود وشرکت ملی لیتیوم (Yacimientos de Litio Bolivianos ) به عنوان یکی از شرکا سهم مساوی خواهد داشت.
سال گذشته، شرکت ای.سی. آی آلمان(Germany’s ACI Systems) با شروط بولیوی موافقت کردند. اما بعد از اعتراض ساکنان منطقه دشت نمک، مورالس این قرارداد را در ۴ نوامبر ۲۰۱۹ فسخ کرد. شرکت‌های چینی – مانند گروه تی.بی.ای.ای. و مهندسی ماشین آلات چین – با شرکت ملی لیتیوم قرارداد بستند. گفته می‌شود شرکت چینی (Tianqi Lithium) که در آرژانتین فعالیت می‌کند نیز قصد داشت با شرکت ملی لیتیوم معامله کند. هم سرمایه گذاری چینی و هم شرکت لیتیوم بولیوی در حال آزمایش روش‌های جدید برای استخراج لیتیوم و سهم سود لیتیوم بودند. این تصور که ممکن است یک مجموعه اجتماعی جدید در بولیوی خواهان سهمی برابر از استخراج لیتیوم باشد، برای شرکت‌های اصلی معدنکاری فراملی قابل قبول نبود. شرکت امریکایی تسلا (Tesla ) و شرکت کانادایی مواد معدنی برای انرژی پاک (Pure Energy Minerals) هر دو به داشتن سهم مستقیم از لیتیوم بولیوی علاقه زیادی نشان دادند. اما آنها نتوانستند معامله ای را انجام دهند که شروط تعیین شده توسط دولت مورالس را در نظر بگیرد. خود مورالس یک مانع مستقیم برای در اختیار گرفتن مزارع لیتیوم توسط شرکتهای فراملی غیر چینی بود. این گونه بود که مورالس مجبور شد برود و پس از کودتا، سهام تسلا به طور نجومی افزایش یافت.
منبع:
https://www.commondreams.org/views/2019/11/12/after-morales-ousted-coup-lithium-question-looms-large-bolivia

روز شنبه ۱۶ آبان برابر با ۹ نوامبر، حمید نوری ٥٨ ساله، معروف به "حمید عباسی" بدنبال تنظیم شکایتی توسط کاوه موسوی حقوقدان و ایرج مصداقی زندانی سیاسی سابق، در فرودگاه بین المللی آرلاندا در استکهلم بازداشت شد. دادستانی سوئد تایید کرد فردی که در فرودگاه بین المللی آرلاندا در استکهلم بازداشت شده است دادیار سابق قوه قضائیه در زندان گوهردشت کرج و مظنون به دست داشتن در جنایت علیه بشریت در رابطه با قتل عام زندانیان سیاسی سال ۶۷ در ایران میباشد. روز چهارشنبه ١٣ نوامبر برابر با ٢٢ آبان اولین جلسه محاکمه متهم برای تفهیم اتهام برگزار شد. کارولینا ویسلاندر دادستان حکم به تمدید بازداشت وی به مدت چهار هفته جهت فراهم کردن اسناد و مدارک بیشتر را صادر کرد. وکیل مدافع حمید نوری عنوان کرده که قصد حمید نوری از سفر به سوئد دیدار با بستگان نزدیکش بوده است.

پخش این خبر با شادی زندانیان سیاسی سابق، خانواده های زندانیان و کلیه کسانی روبرو شد که همواره بر محاکمه و مجازات عاملین قتل عام زندانیان سیاسی در دهه شصت پای میفشردند. این خبر بازتاب گسترده ای داشت و ازهم اکنون زندانیان سیاسی سابق اعلام آمادگی کردند که بعنوان شاکی خصوصی علیه حمید نوری و همکاران وی اعلام جرم کنند. حمید نوری از نزدیکان و همکاران ابراهیم رئیسی و مقیسه از جنایتکاران مشهور رژیم اسلامی و از کارگزاران و همکاران "هیئت های مرگ" در قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ٦٧ بوده است.

"نه می بخشیم، نه فراموش میکنیم"! این یک سیاست قدیمی ما کمونیست ها و انقلابیونی بوده است که همواره خواهان محاکمه علنی و مجازات سران و مسببان جنایت علیه بشریت در طول چهار دهه حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی بوده ایم. حمید نوری ها مسببین هُلاکاست اسلامی در ایران هستند. بسیاری از خانواده ها هنوز نمی دانند قبر جگرگوشه هایشان کجاست. جنایت مشمول زمان نمیشود، جنایتکاران باید محاکمه شوند. محاکمه واقعی اما بعد از پیروزی کارگران و مردم ایران صورت خواهد گرفت. آنروز دادگاه سران رژیم اسلامی در اذهان بشریت آزادیخواه باعنوان "دادگاه نورنبرگ ایران" تداعی خواهد شد.

حزب کمونیست کارگری - حکمتیست این رویداد را از نظر سیاسی اتفاق مثبتی تلقی میکند و به کسانی که موجبات این دستگیری را فراهم آوردند خسته نباشید میگوید. در عین حال این پرونده باید به روزنه‌ای برای باز کردن آن تصویر بزرگتر محاکمه علنی و عادلانه سران جمهوری اسلامی بدل شود و کلیه کسانی که طی دهه های متمادی توسط رژیم اسلامی زخم خورده اند، بعنوان معترضین و شاکیان و حامیان فعالانه شرکت کنند. باید مواظب مماشات دولتهای اروپائی و معامله با رژیم اسلامی بود و هر منفذ بده بستان سیاسی را بست. سیاست اپوزیسیون انقلابی و چپ باید ادامه سیاست قدیمی برای محاکمه سران حکومت، بستن سفارتخانه هایش، افشای لیست تروریست های رژیم و نفی فعالیت اطلاعاتی رژیم اسلامی در خارج کشور است. فراخوان ما اینست که کمونیست ها، نیروهای انقلابی و زندانیان سیاسی سابق و خانواده های زندانیان سیاسی به این واقعه برخوردی فعال داشته باشند و مانع هر نوع بند و بست دولتها شوند. امروز اکثریت عظیم جامعه ایران خواهان محاکمه سران جمهوری اسلامی بجرم جنایت علیه بشریت هستند. وقت آنست خارج کشور را برای جنایتکاران اسلامی و همکاران اطلاعاتی و وابستگان سیاسی شان تماماً ناامن کنیم.

مرگ بر جمهوری اسلامی

آزادی، برابری، حکومت کارگری!

زنده باد جمهوری سوسیالیستی!

 

تشکیلات خارج کشور حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست

١٤ نوامبر ۲۰۱۹ - ۲۲ آبان ۱۳۹۸

اخبار و گزارشات کارگری: شنبه ۱۱ الی جمعه ۱۷ آبان ماه ۱۳۹۸ - اخبار این هفته را با گرامیداشت یاد نادر (کوروش) بخشنده از فعالین کارگری شهرستان مهاباد آغاز میکنیم. قلب این فعال کارگری ۱۴آبان ۱۳۹۴ از تپش باز ایستاد. یاد وخاطره اش گرامی باد!

اعتراضات این هفته تجمع کارگران کمباین‌سازی تبریز برای جلوگیری از مصادره زمین و تجهیزات و ماشین‌آلات  کارخانه توسط یکی از بانک‌های خصوصی؛  تجمع روز شنبه ۱۱ آبان، جمعی از کارگران بازنشسته کشت وصنعت نیشکر هفت تپه دراعتراض به عدم پرداخت حق سنوات؛  تجمعات اعتراضی کارگران دهکده فرهنگی تفریحی زاینده رود نسبت به نداشتن امنیت شغلی؛  اعتراض صدها کارگر پارس جنوبی نسبت به شرایط اسفناک شغلی و زیستی؛  اعتصاب وتجمع کارگران شرکت مخابرات استان آذربایجان شرقی دراعتراض به عدم تبدیل وضعیت واجرانشدن طرح طبقه بندی مشاغل

http://radiopayam.ca/Weekly_News_12

 

 

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت