.
سه شنبه ۲۶ شهريور ۱۳۹۸.
امروز:
Sep 17 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نقش ما در آن بعنوان #حزب_کمونیست_کارگری؟
٭ما بر عکس احزاب چپ و راست !
صادقانه و بدون ترس باورهایم را ترویج می کنیم!  چون بر عکس آنها باورهای ما انسانی و زمینی ست! ما در نهایت احترام به ارزشهای انسانی رو به جلو؛ گام بر میداریم با تلاش برای باز گشت اختیار به خود انسان و رهایی ازبردگی!
همین امرما مدافعان #انسانگر را بر آن داشت تاعمیق تر و مسئولانه تر برای رسیدن به یک جامعه انسانی در اهداف خود تفکر کنیم
    ٭٭٭٭٭
 
٭برای مبارزه با #استبداد نباید بیراهه رفت چون احیای مجلس موسسان دلیلی برای مبارزه با استبداد نیست شاید #عمامه را در ظاهر به کراوات تبدیل کند ولی استبداد همچنان سر جای باقی خواهد ماند.
  ٭٭٭٭٭
٭تاریخ و سنت های ما بعنوان ایرانی کاملا غلط و با ارزشهای انسانی در تناقض است چون تاریخ ایران به خون آلوده است و حاکمان یا #شاهان ایران #جنایتکار و #مستبد بودند که افتخاراتشان جدا کردن سر از تن؛ پوست کندن انسان و خلق آویز در ملاعام ؛ در آوردن چشم از حدقه بودهاست!
 
و به همین دلیل دروغگویی – مماشات – ریا –خرافات – ترس – معامله گری – و فروش وجدان و عقل امروز در ایران بسیار عادی و جا افتاده است.
   ٭٭٭٭
٭ #ناسیونالیسم ایرانی از درد سرشکستگی
تاریخ را برعکس جعل می کند تا در آن افتخار بیافرینند!
٭چون سرخورد و پاک باخته اند به همین دلیل است که همیشه افتخارات را در گذشته جستجو می کنند آن هم در گذشته ها دور ! متاسفانه ناسیونالیستها هیچ وقت آینده را تصور نکرده و نمی کنند بلکه همیشه به گذشته های دور پناه می برند» چی بودیم و چی شدیم» جز فرهنگ شان است
٭٭٭
٭ما فعالین حزب کمونیست کارگری سعی کردیم بدیل درست – یک سیستمی انسانی را به ایرانیان معرفی کنیم تا در چهار چوب آن بتوانیم با یک حرکت جمعی جامعه ایران را به سوی ارزشهای انسانی سوق دهیم «صیمیمت و سعادت» رفاه وخوشبختی را در جامعه احیا کنیم. بنا به همین دلیل برای جلو گیری از استبداد » جمهوری انسانی! را بر اساس یک نظام شورائی که توده کارگر و زحتمکش در آن نقش فعالی داشته باشند.به مردم توصیه می کنیم
٭٭٭٭
٭ایران و نتیجه استبداد دینی!
خفقان وسانسور- بگیر و ببند – فقر و پایین بودن سطح زندگی که اقلیتی انگل با دراختیار گرفتن ثروت ملی جامعه را به بدبختی کشانند. کودکان خیابانی – کودکان کار – سن تن فروشی و اعتیاد از یازده سالگی . ناپدید شدن کودکان و فروش اعضای بدنشان- تبدیل شدن بیمارستانها به بازار سود – بلاهای طبیعی و نابودی محیط زیست و هزار یک بدبختی دیگه! که دردهای پر درد مردم امروز ما در ایران است.
  ٭٭٭٭
٭ما برای همه این مصیبتها راه حل داریم و به آن فکر کردیم چون انسانگرا هستیم و در تلاش برای ساختن یک جامعه انسانی خود را مسئول می دانیم به همین دلیل با تمام وجود داریم با کس و نکس سر و کله می زنیم. چون زندگی کودکان برای ما مسئله است اما ناسیونالیست ایرانی بر عکس  ما ساختن مجسمه کوروش با طلا خالص برایشان مسئله است همانطور گور امامان برای سران جمهوری اسلامی مسئله است.
٭به همین دلیل ما تنها راه رهایی کودکان کار و نجاتشان از بردگی ساختن سیستمی می دانیم که اساس آن ارزشهای انسانی باشد نه ارزشهای ملی و مذهبی! تا کودک بتواند نه تنها تحصیل رایگان بلکه از شادابی کودکانه و رها شده از فقره باشد
 
٭به زنان تن فروش و دختران فراری فکر کردیم که چگونه آنها را از باندهای قاچاق انسان که در داخل ایران و در کشورهای عربی گرفتار آمدن به جامعه برگردانیم و چکار کنیم که آنها بتوانند یک زندگی انسانی داشته باشند!
 
٭به معتادین و نجاد آنها؛ بازگشت شان به جامعه؛ فکر کردیم؛ چاره سازی کردیم که چگونه از امکانات پزشکی و کار برخوردار شوند تا دوباره بتوانند به آغوش جامعه و عواطف گرم خانواده بر گرده اند
 
٭برای ما انسانهای روشن اندیش مجالسهای ملی مثل مجالس موسسان؛شورای ملی؛مجلس سنا؛باز گشت به گذشته است؛ دفاع از استبداد است و از آن مهمتر دفاع از زندان و سازمانها جارسوس یست که در شکل بهترش یا مدرنتر  جنایتها را به زیر زمینها بردند که همان حاکمیت چکمه است.
 
٭محمد علی شاه مجلس را به توپ بست، رضا خان مجلس را طویله نامید و عاقبیت خودش نمایندگان را انتخاب می کرد و یا در زمان پسرش که هرنماینده موقع سخنرانی باید با ذکر نام او «محمد رضا پهلوی» و با ستایش از او حرفش را شروع می کردند یعنی نمایندگان خنثی و مماشاتگر -و یا امروز مجلس دیگه طویله نیست بلکه از طویله بدتر است!
 
٭ما باید این حقیقت را بپذیریم که حکومت پارلمانی در ایران نتیجه بخش نیست و در طول تاریخ ایران از جمع مهستان تا به امروز شوراها یا مجالس با هر نامی که شما بیان کنید نه تنها فاقد اعتبار و ارزش انسانی ووسیاسی بلکه ابرازی بود در دست حاکمان برای مشروع کردن جنایاتشان! چون ایران کشوریست مهم در منطقه و تاثیر گذار! هر اتفاقی در ایران بیافتاد در منطقه تاثیر گذر است به همین دلیل غربیها نمی تواند بی تفاوت باشند و بر عکس هم در ایران سیاستمداران خود فروش و مماشاتگر کم نیستند .برای نمونه : آوردن رضا خان توسط انگلیسیها ، باز گشت پسرش توسط سازمان سیاه بر علیه مصدق!
 
٭#انقلاب_مشروطیت یک انقلاب ناکارآمد بود که اسلامیها در آن فعال بودند!
دنبال کردن مشروطیت با فرهنگ انسانی امروزی نه تنها در تضاد است بلکه باز گشت به دوران فئودالی و عشایری است. در طول تاریخ ایران حاکمان جنایکار و مستبد بودند، از مشروطیت تا به حالا ایران با حاکمان مستبد که نماد سرمایه داری راست جهانی افسار گسیخته که؛سازمانهای جاسوسی داشتند؛ اعدام کردند؛حقوق کارگران را بالا کشیدند ، زندان و سانسور با سیستم فاسد داشتند؛ و تا دلت بخواهد سیاستمدار خود فروش و عاشق قدرت و موقعیت طلب بودند و هستند.
 
٭برای ازبین بردن استبداد و فرهنگ قروسطی شیخ و شاه !  تنها یک سیستم می تواند کارائی داشته باشد، آنهم نظام شورائی است منظور من شورای سلطنت یا شورای قدرت و مجلس موسسان نیست
شورائی که از پایین و به دست توده های کارگر زحمتکش شگل بگیرد و مردم به عام شرکت فعالی در آن داشته باشند
٭جمهوری ایرانی یا مشروطه نمی تواند ضامن قوانین انسانی باشد در این دو سیستم فقط کراوات به جای عمامه ظاهر می شود در جمهوری ایرانی یعنی هر مخالفی به جرم جدایی و دشمن ملی اعدام خواهد شده و معلوم نیست خون چندین هزار کارگر افغانی را به جرم غیر ایرانی بودن خواهند ریخت داستان به اینجا ختم نمی شود تصفیه نژادی و قومی و کشتار احزاب مخالف و صد ها مصیبت دیگه . این تکرار تاریخ ایران است همین خود جمهوری اسلامی دست پخت ناسیونالیست ایرانی و دنیای غرب است!
 
٭من بعنوان یک کمونیست  انسانگرا  کاملا با نقدها و انتقاد های بقایای سازمانهای خط سه از جنس فدای و پیکار و چپهای سنتی که تمام افکارشان در یک نقطه مجهول بدور از منطق جمع کرده اند کاملا بیگانه و جدی نمی گیرم  – انتقادهای بازدارنده امروز اینها را نه تنها جدی بلکه بعنوان انسانهای چپ هم بی ربط؛ مذهبی و در تضاد با ارزشهای انسانی می بینم که به رسمیت نمی شناسم چون از  حقیقت   جامعه  دور و پرت از منطق در افکار خود رویا پردازی می کنند توهم زده و در عالم هپروتند.
 
امروز حزب کمونیست کارگری ایران در میان احزاب راست و چپ ایرانی متشکلترین و سازمان یافت ترین حزب   بعنوان چپ واقعی  در میان مردم  جامعه ایران جدی گرفت شده و تاثیر گذار بود است.. 
٭شعار جمهوری انسانی برای منهدم کردن استبداد و احیای یک زندگی انسانی و ارزشهای انسانی متکی بر یک سیستم شورای از پایین و آزادی بی قید و شرط سیاسی احزاب و گروه های صنفی و سیاسی شعاردرست  بجا فعالین حزب کمونیست گارگری هست  و خواهم ماند
٭ما بعنوان حزب کمونیست  کارگری بطور جدی بر این هدف  روان است تا مبارزات و اعتراضات مردم را  براساس شعار حق طلبانه مردم  متشکل و سازماندهی کند..
 
٭اساس را؛ با شعار مرگ بر جمهوری اسلامی / زنده باد آزادی بی قید و شرط سیاسی / لغو هر گونه تبعض جنسی / جدائی کامل مذهب از دولت/ لغو حکم اعدام و بر چیدن قوانین ضد انسانی چون سنگ سار و قطع دست و پا! فراهم کردن رفاه برای سالمندان و کودکان در سطح استاندار های جهانی / بهداشت و تحصیل رایگان/ یعنی تمام انسانهای  که    بر پایه ای همین  ارزشهای انسانی گام بر می دارند ضرفنظر  از اینکه در جبهه راست هستند یا چپ باید حزب کمونیست کارگری  آنها زیر چتر خود و مورد حمایت  قرار دهید  که تا همین حالا هم این گونه بوده است  حزب کمونیست کارگر ی  درک کرده است که انقلاب امروز  ایران  همگانی است و به درستی آن را تشخص داده است.
 
و امروز فرا خواندن من به همه انسانها شریف و طرفداران انسانیت / عاشقان آزادی و برابری در جامعه ایران اینه که پرچم جمهوری انسانی را بردارید در تقویت و حمایت حزب کمونیست کارگری  کوشا و بطور فعال  به آن بپوندی!
چون حزب کمونیست کارگری بر اساس انسانیت و  دانش بشری استوار است 
#جمهوری_انسانی  نام دیگری همان #جمهوری_سوسیالیستی با بیان ساده تر آن  بر اساس یک دنیای بهتره و ارزشها انسانی تنظیم شده است. 
#شمی_صلواتی شش دسامبر۲۰۱۹

چگونه می توانیم از رهبران انگلیس و امریکا در عمل دمکراسی را یاد بگیریم؟
غبار زدایی از خاطرات تاریخی که بکمک رسانه های حاکم بر جهان آگاهانه در زیر گردوغبار گذشت زمان گم می شوند
پس از جنگ تریاک و شکست چین در این جنگ بیرحمانه و جنایتکارانه، با دیکته کردن معاهده نان کنیگ در 29 آگوست سال 1842 هنگ کنگ به مستعمره بریتانیا تبدیل شد و حاکم و فرماندار بریتانیایی بر آن حکومت کرد! کشت و توزیع و تجارت تریاک در چین توسط انگلیسی ها قانونی شد!...
چند روز پیش سالگرد قرارداد ننگین و جنایتکارانه مستعمره کردن هنگ کنگ توسط انگلیس بود. آیا خبرگزاریهای جهان در افشای جنایات انگلیسی ها در جنگ تریاک و شورش تایپینگ که به مستعمره شدن هنگ کنگ، اجرای کاپیتولاسیون و کشته شدن 20 تا 30 میلیون چینی منجر شد، کوچکترین افشاگری کردند؟
سرانجام هنگ کنگ 155 سال بعد از مستعمره شدن در سال 1997 به خاک اصلی چین پیوست.
بخاطر تقاضای استراداد مجرمین و مظنونانی که از چین به هنگ کنگ فرار کرده اند تمامی رسانه های جهان قیامتی بپا کرده اند که انگار چین بزرگترین نقض حقوق بشر تاریخ را مرتکب شده است!...
در حالیکه بعد از شکست دادن چین در جنگ تریاک، شهروندان انگلیسی از حق کاپیتولاسیون برخوردار شدند و در صورت ارتکاب جرم و جنایت در خاک چین، نه در دادگاههای کشور چین بلکه در دادگاه های انگلیس و با قوانین انگلیس به جرایم شان رسیدگی می شد!... آیا جنایات انگلیسی ها و سایر کشورهای امپریالیستی در چین مظهر تمدن و دمکراسی بود؟
بریتانیا در سال 1994 یعنی 152 سال پس از آغاز حاکمیت استعماری بریتانیا بر هنگ کنگ، اجازه انتخابات دمکراتیک در هنگ کنگ را صادر کرد!
آیا در این مدت حتی یک نفر از رهبران کشورهای غربی نگران اجرای دمکراسی در هنگ کنگ بود؟...
آیا در 29 آگوست، سالگرد جنگ تریاک و معاهده جنایتکارانه نانجینگ و مستعمره شدن هنگ کنگ... یک نفر از رسانه ها و رهبران کشورهای غربی بیاد آنروزهای تاریخی ( 1839 تا 1949 ) که بیش از یک قرن دوام آورد و چینی ها از آن بنام "یک قرن تحقیر" نام می برند، چیزی در باره نقض دمکراسی یا جنایات کشورهای غربی در چین نوشت؟ در حالیکه درست در سالگرد جنگ تریاک و معاهده نانجینگ شب و روز به اخبار نگرانی از نقض دمکراسی در هنگ کنگ مشغول بودند؟!
جالب است که بدانید علت طرح لایحه استرداد چه بود؟ بی بی سی می نویسد:
" این طرح زمانی پیشنهاد شد که در فوریه سال گذشته یک مرد ۱۹ساله هنگ‌کنگی متهم شد دوست دختر ۲۰ ساله خود را که آبستن بود در تایوان به قتل رساند و سپس به هنگ‌کنگ فرار کرد."... یعنی او در خاک چین مرتکب قتل یک زن حامله شده!...
" منتقدان معتقدند که این لایحه می‌تواند به تضعیف بیشتر استقلال قضایی هنگ‌کنگ منجر شود."
مورگان اورتاگوسگ سخنگوی وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا از لایحه جدید استرداد متهمان از هنگ کنگ به چین ابراز نگرانی و آن را ناقض موقعیت خاص سیاسی این منطقه عنوان کرد!... وی گفت:
"بیانیه مشترک چین و ایالات متحده آمریکا در سال 1992، به ایالات متحده اجازه می دهد که هنگ کنگ را مستقل از چین در نظر بگیرد!"
بزبان دیگر امریکا در جنگ جدیدی که با چین می خواهد براه بیندازد هنوز هم بعد از پایان دوران مستعمره بودن هنگ کنگ و پیوستن آن به خاک چین واقعیت را نمی خواهد بپذیرد و بهر بهانه ای می خواهد در امور داخلی چین دخالت کند!... چنین بیانیه هایی در هیچکدام از کشورهای غربی به مثابه دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر هرگز مطرح و محکوم نمی شود!...
بیاد داشته باشیم که ترامپ پس از بقدرت رسیدن اعلام کرد: ممکن است به سیاست "چین واحد" پایبند نباشد و حتی در همین راستا با رئیس جمهور تایوان تماس تلفنی برقرار کرد؛ امری که تا پیش از این توسط دولت آمریکا انجام نمی‌شد!
علاوه بر آن ترامپ با توسل به تمام ابزارهای ممکن به محاصره چین و جنگ اقتصادی و تحریم و ... فرستادن زیردریایی ها و هواپیما های جاسوسی و انواع توطئه ها علیه چین مشغول است! جالب استکه در مقابل تمامی مدارک انکارناپذیر موجود، کشورهای غربی و رسانه های "مستقل" آن سکوت اختیار کرده اند و به اندازه یک هزارم مسئله هنگ کنگ در باره تجاوز، اعمال خشونت و تهدید و بی ثبات سازی کشورها و نقض قوانین بین المللی توسط امریکا سر و صدا براه نمی اندازند!...
در زمینه قصد امریکا برای محاصره و جنگ با چین مدارک بی شماری هست، ازجمله سخنرانی های جان مرشایمر مهمترین تئوریسین رئالیسم تهاجمی امریکا در باره اجتناب ناپذیری جنگ امریکا علیه چین، بسیار مهم هستند...
فیلم مستند زیر از جان پیلجر می تواند بینهایت آموزنده باشد. پر از نقل قولهای بی نظیر در باره اهداف جنایتکارانه رهبران امریکا و قصد و نیت آنها برای برافروختن جنگهای جدید و حتی جنگ اتمی است...
The Coming War On China (China Documentary) | History Documentary | Reel Truth History
1,743,024 views https://www.youtube.com/watch?v=Ot-acn1whrc

شایان توجه استکه: "هنگ‌کنگ با ۲۰ کشور جهان از جمله بریتانیا و آمریکا قرارداد استرداد مظنونان را دارد. اما با وجود بیش از دو دهه مذاکره هنوز قراردادی با چین برای استرداد مظنونان ندارد." بی بی سی
آیا این امر قابل فهم است، هنگ کنگ 22 سال بعد از پیوستن به خاک چین با 20 کشور دیگر قرارداد استرداد مجرمین را دارد ولی این ایالت چین با دولت مرکزی چین هنوز به توافقی در این زمینه نرسیده است؟!...
"منتقدان این لایحه می‌گویند که ساکنان مستعمره پیشین بریتانیا، ممکن است تحت سیستم قضایی چین که دارای نقص‌های عمیقی است، قرار گیرند و این لایحه می‌تواند به تضعیف بیشتر استقلال قضایی هنگ‌کنگ منجر شود." بی بی سی
راستی در دورانی که انگلیس و امریکا و تمامی کشورهای اروپایی حق کاپیتولاسیون را در چین اعمال می کردند و بنوعی قوانین برده داری را اعمال می کردند و چینی ها حق نداشتند در کشور خود مجرمین و جنایتکاران را محاکمه کنند، آیا استقلال قضایی چین در عمل نابود نشده بود؟... حالا به بهانه "امکان تضعیف" استقلال قضایی یکی از ایالتهای چین یعنی به بهانه رویدادی که هنوز اتفاق نیفتاده و فکر می کنند "امکان" وقوع آن هست، تمامی کشورهای امپریالیستی بیش از سه ماه است که شب و روز به شیطان سازی از چین می پردازند!... مشکل اصلی امریکا و شرکا این استکه چین در میدان رقابت اقتصادی با قوانینی که کشورهای غربی بر جهان تحمیل کرده بودند، چین از رقبای امپریالیستی جلو افتاده! این است ریشه واقعی تمامی دردها و بهانه ها! هیچ کشوری در هیچ رقابتی نباید از اربابان حاکم بر جهان جلو بیفتد!... باید به هر بهانه ای آن کشور را اول در افکار عمومی به مظهر شیطانیت تبدیل کرد، بعد از مغزشویی و آماده کردن افکار عمومی با بی ثباتی و جنگ و ... تجزیه و نابود کرد!...
تئوری جنگ پیشگیرانه که در زمان ریاست جمهوری جرج بوش شروع شد در حقیقت به مفهوم نابود کردن تمامی قوانین حقوق بین الملل بود. زیرا در تمام قوانین بین المللی و در کشورهای مترقی اصل بر این است بعد از وقوع جرم مشخص می توان مجرم را محاکمه کرد! اگر کسی همواره با این ادعا که من فکر می کردم طرف مقابل می خواهد به منافع من ضربه بزند او را بکشم یا زندگی اش را نابود کنم یعنی به رسمیت بخشیدن قانون جنگل که تنها به نفع درنده ترین گرگها منتهی خواهد شد!... جنگ عراق و لیبی هم با این بهانه مبتذل شروع شد که امریکا فکر می کرد آنها "خطر جهانی" هستند! دو کشور با خاک یکسان شد و میلیونها انشان بیگناه کشته شدند و میلیونها انسان از کشور خود به کشورهای همسایه و دوردست گریختند! ... چرا امریکا علیرغم اینهمه جنایاتی که در کل جهان مرتکب شده هرگز به مثابه کشوری جنایتکار محکوم نمی شود و رهبرانش در دادگاههای بین المللی به جرم جنایت علیه بشریت محاکمه و مجازات نمی شوند؟

" برخی می‌ترسند این لایحه مردم و بازدید کنندگان هنگ کنگ را تحت حوزهٔ قضایی چین قرار دهد و استقلال منطقه و حقوق شهروندان را تضعیف کند!" ویکی پدیا
"در تاریخ ۱ ژوئیه، صدها هزار نفر در راهپیمایی‌های سالانهٔ ژوئیه شرکت کردند. بخشی از این تظاهرات‌کنندگان از راهپیمایی جدا شدند و به مجلس قانون‌گذاری هجوم آوردند و نمادهای دولت مرکزی (چین) را ویران کردند..."
" در ژوئن سال ۲۰۱۹، بیش از دوهزار راهپیمایی در سراسر جهان برگزار شد؛ از جمله حدود ۴۰۰۰ نفر در لندن، حدود ۳۰۰۰ نفر در سیدنی و تجمعات بیشتر در سان فرانسیسکو، نیویورک سیتی، بوستون، لس آنجلس، ونکوور، تورنتو، فرانکفورت، برلین، پرت، توکیو، ملبورن، کانبرا، تایپه و بریزبن."

علیرغم حمایت کشورهای غربی از اینهمه تظاهرات خشونت آمیز در حمله به فرودگاه هنگ کنگ و تخریب کردن ساختمان قانون گذاری و تمامی موسساتی که سمبل دولت مرکزی چنین هستند، تا کنون حتی یک نفر در این تظاهرات توسط پلیس کشته نشده ولی این تظاهرات بیش از سه ماه است که به مهمترین مسئله سیاسی روز جهان تبدیل شده است! ولی 155 سال مستعمره کردن هنگ کنگ و کشتار بیش از 30 میلیون نفر چینی کوچکترین احساس همدردی در غرب بوجود نمی آورد!...
راستی چرا وجدان بشریت مرده است؟...

آیا یکبار از خودتان سئوال کرده اید که به امریکا چه ربطی دارد که از آن گوشه جهان آمده در چین تعیین می کند کدام جزیره یا ایالت باید متعلق به چین باشد؟... اگر این کار را چین درباره امریکا بکند و بگوید کدام ایالتها را به مکزیک و کدام جزایر را به کشورهای دیگر برگرداند سازمان ملل و امریکا و طرفداران امریکا در ایران چگونه رفتار خواهند کرد؟

در هنگ کنگ که ایالتی از خاک چین است سه ماه است مردم زیر پرچم امریکا و انگلیس علیه دولت مرکزی قیام کرده اند و شورشها مورد حمایت کامل و همه جانبه امریکا و شرکاست!... هنوز یک نفر را دولت و پلیس چین نکشته است! چین سه ماه است که سرتیتر تمام اخبار شده به خاطر نقض "احتمالی" حقوق شهروندان هنگ کنگ!
دو سئوال مهم:
یک: در فرانسه جلیقه زردها بدون اینکه پرچم چین یا روسیه را بلند کنند در نهایت استقلال تظاهرات کردند، بیش از چهل نفر در سرکوب پلیس مهد دمکراسی جهان کشته شدند! چندین نفر کور شدند و صدها نفر بشدت زخمی شدند، هزاران نفر زندانی شدند... چرا فرانسه به مظهر دیکتاتوری تبدیل نشد؟ چرا رهبران کشورهای غربی هزاران تظاهرات در حمایت از جلیقه زردها سازماندهی نکردند؟... آیا آنها به شیوه دمکراتیک می کشند؟...
دو: راستی در تظاهرات فرانسه یا امریکا، اگر هزاران نفر زیر پرچم چین علیه دولتهای خود تظاهرات کنند و از چین بخواهند که در امور داخلی آن کشورها دخالت کند و چین هم این کار را بکند دنیای غرب چگونه عکس العمل نشان خواهد داد؟؟؟...

چرا و تا کجا باید سیاستهای یک بام و دو هوا را فقط به نفع جهانخواران ادامه داد؟؟؟ ...

پرواضح است که از نظر من چین و روسیه امروز کشورهای سوسیالیستی نیستند... و باید هرگونه نقض حقوق بشر در آن کشورها را مثل تمامی کشورهای دیگر با یک متر و معیار محکوم کرد! ...
من به سوسیالیسمی باور دارم که بطور دائم خودش را با آخرین دستاوردهای علمی و تحولات تکنولوژیک تعدیل و تنظیم می کند. سوسیالیسمی که بدون پیشداوری، بطور دائم با نقد ضعفهای خود در جهت رفع آنها و حاکمیت واقعی مردم و دمکراسی ایده آل حرکت می کند و هیچ آیه مقدس و قبله ای ندارد جز تکیه بر علم و دانش و رفاه و رضایت تودها!... باید توانایی آنرا داشته باشیم که در عین نقد بی رحمانه خود، از ریختن آب به آسیاب جنایتکاران حاکم بر جهان جلوگیری کنیم...

درک عمیق ریشه های سیاستهای استعماری و تلاش برای تزریق دمکراسی می تواند درس های گرانبهایی بویژه برای ایرانیان داشته باشد...

تاریخ در باره تزریق دمکراسی بریتانیایی و سایر کشورهای غربی در چین چه می گوید؟

جنگ تریاک نخست
جنگ نخست انگلستان و چین که به جنگ تریاک نخست معروف است، بین سالهای ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۲ میلادی روی داد. این جنگ و همچنین جنگ دوم تریاک، نخستین مرحله نفوذ مؤثر کشورهای اروپای غربی به چین به شمار می‌رود.
پیش از وقوع جنگ، خرید چای از چین توسط انگلستان که مردم بریتانیا علاقه زیادی به آن داشتند، بسیار افزایش یافته بود و در مقابل انگلستان، کمتر کالایی داشت که مورد نیاز چین بوده و آنرا معاوضه نماید. در نتیجه انگلستان با کاهش ذخیره نقره خود که آنرا با چای چین مبادله می‌کرد، روبرو شد. این وضعیت به کسری موازنه تجاری بسیار بزرگی منجر شد. بریتانیایی‌های حاکم در هند (که آنزمان مستعمره بریتانیا بود)، صدور نقره را متوقف کردند. بریتانیائیها از سر درماندگی برای کاهش کسری موازنه تجاری شروع به صادرات تریاک به چین کردند که در هندوستانی که مستعمره بریتانیا بود تولید می شد! البته که آگاهی از غیرقانونی بودن فروش تریاک در چین به هیچ روی نمی توانست مانعی بر سر راه "اهداف شرافتمدانه" ی بریتانیای کبیر در امر موازنه کسری تجاری ایجاد کند!
کمپانی هندشرقی بریتانیا تمام توان خود برای فروش غیرقانونی تریاک در چین و رواج اعتیاد در این کشور را به خرج داده بود... فروش غیرقانونی تریاک در چین که در سال 1800 میلادی فقط 100 تن بود در سال 1838 میلادی به میزان 2600 تن رسیده بود. تاجران انگلیسی در مقابل چای به چینی‌ها تریاک و کتان می‌دادند تا بتوانند این گونه جلوی ورشکستگی اقتصادی دولت بریتانیا را بگیرند.
با افزایش شدید واردات تریاک و شیوع اعتیاد گسترده مردم چین... مقامات چینی، واردات تریاک را ممنوع اعلام کردند... دولت چین لین تسه هسو را مأمور ضبط و آتش زدن کلیه محموله‌های تریاک در بندر کانتون کرد در سال 1839 میلادی، لین تسه هسو، حاکم کانتون 20.000 صندوق تریاک غیرقانونی را ضبط کرده و در ملاءعام صندوق های حاوی تریاک را معدوم کرد...

دولت بریتانیا که در انتظار چنین فرصتی برای جنگ افروزی بود، در ماه ژوئن ۱۸۴۰، از انهدام صندوق های تریاک بعنوان بهانه ای برای شروع جنگ و حل دائمی مسئله کسری موازنه تجاری استفاده کرد! "در لندن، در پارلمان بریتانیا رقص ریاکارانه ای آغاز شد و شاهین ها درخواست جنگ کردند، جنگ علیه «کشور اخلالگری که مزایای مبادلۀ آزاد را نفی می کند!»، ... وزیر امور خارجه لرد پالمرستون که به درآمد تجارت تریاک دلبستگی داشت، به آرامی می گفت «درخواست خود چین این وضعیت را به وجود آورده»، مردم چین « فقط خواستار خرید چیزی هستند که دیگران به آنان می فروشند » و درخواست جنگ می کند « به نام توهینی که تکبر چینی ها به اعتبار بریتانیا وارد آورده اند » . " منطق جنگ افروزان را بدقت بخوانید: می گویند تکبر چینی ها توهینی به اعتبار بریتانیا وارد آورده پس چینی ها درخواست جنگ می کنند!... یعنی اگر در مقابل انگلیس از موضع برابر حرف بزنید به معنی تکبری است که موجب جنگ خواهد شد! بزبان دیگر یا تسلیم می شوید یا جنگ را انتخاب می کنید! این همان منطقی است که امروز دونالد ترامپ در سطح جهانی سعی می کند اعمال کند تا اقتصاد امریکا را نه در میدان "رقابت آزاد و بازار آزاد" بلکه در میدان جنگ و تهدید سیاسی و نظامی دولتی، نجات دهد! ...
با منطق رهبران انگلیس از آنجائیکه چینی ها چون تسلیم نشده اند و با تکبر حرف زده اند پس خواهان جنگ هستند و پیامدها و مسئولیت جنگ هم بعهده آنهاست!... نیروی دریایی انگلیس به عنوان قدرتمندترین نیروی دریایی جهان به دهانه رود کانتون لشکرکشی کرد و تحت نام مقدس تجارت آزاد، جنگ با ارتش چین آغاز شد. با رسیدن ناوگان انگلیسی به یانگ‌تسه کیانگ، سقوط شانگهای و بنادر کانتون، آموی، فوچو، نینگپو و... سپس رسیدن به نانجینگ، چین به سختی شکست خورد و بعد از تسلیم امپراتور تائوکوئانگ، حکومت در 29 آگوست 1842 مجبور به امضای پیمان نانجینگ با بریتانیا شد که طبق آن:
1. هنگ کنگ که دروازه ورودی به کانتون و چین جنوبی بود، به مدت 100 سال به پادشاهی بریتانیا واگذار شد. هنگ کنگ در عمل 155 سال مستعمره انگلیس باقی ماند و در سال 1997 تحت حاکمیت چین قرار گرفت...
2. پنج بندرگاه چین که انگلیسیها در آن حق اقامت و تجارت داشتند، به مدت صد سال تولید تریاک در هند و فروش به چین توسط 2 نفر از تاجران انگلیسی به روی بریتانیا گشوده شد.
3. شهروندان بریتانیا که در چین به ارتکاب جرم می‌پرداختند، از حق کاپیتولاسیون برخوردار شدند، یعنی باید در دادگاه‌های انگلیسی محاکمه می‌شدند نه در چین!
4. چین از حق خود برای تعیین تعرفه های گمرکی بر واردات کالاهای خارجی محروم شد!
5. بعد از این پیمان تحقیرها و توطئه ها و تهدیدها ادامه یافتند، امپراتور ناگزیر گردید خسارتی به مبلغ 21 میلیون اونس نقره را به دولت بریتانیا بپردازد و حق تردد آزادانه در خاک چین را به اتباع بریتانیا و سایر کشورهای غربی بدهد!...

همانطوریکه این روزها ملاحظه می فرمائید دونالد ترامپ هم برای حل کسری تجاری امریکا با چین، با تهدید به جنگ و باج گیری و... وارد میدان "تجارت آزاد و رقابت آزاد" شده است!...
کالب کاشینگ سفیر ایالات متحده امریکا در چین جهت تحمیل معاهدۀ « دوستی ابدی» با چین می گوید:
«رفتار مقامات کانتون که حقوق نمایندگان دولت بریتانیا را پایمال کرده بود موجب جنگ با بریتانیائی ها شد. اگر چین درس عبرت نگرفته باشد، چنین امری معنای دیگری بجز خواست جنگ افروزی علیه دیگر قدرتهای غربی نخواهد داشت»! بزبان دیگر چین در مقابل درخواستهای امریکا و سایر کشورهای اروپایی یا تسلیم می شود و در میزمذاکره "توافقات" دیکته شده را امضاء می کند یا باید خودش را به جنگ و نابودی کشورش آماده کند!...
"پس از آمریکا، فرانسه هفت ناو جنگی فرستاد با معاهدۀ هوآنگپو در نوک قلمش که به او اجازه می داد «مناسبات دوستانۀ خدشه ناپذیر خود را» را به امضا رساند و بر این اساس در قطعه قطعه کردن چین سهم خود را روی ارابه های جنگی اش به تاراج ببرد. چندین کشور غربی نیز که نگران «مبادلات فرهنگی» بودند به گوشت شکاری روی آوردند: اتریش-مجارستان، آلمان، بلژیک، دانمارک، ایتالیا، ژاپن، مکزیک، هلند، نروژ، برزیل، پرتغال، روسیه، اسپانیا، سوئد و پرو (23). چین تا سال 1949 مستعمره باقی ماند."

جنگ دوم تریاک
جنگ دوم تریاک، جنگ پیکان، یا اردوکشی آنگلو-فرانسوی‌ها به چین،[۱] جنگی بود که امپراتوری بریتانیا و امپراتوری دوم فرانسه علیه دودمان چینگ در چین به راه انداختند، و از ۱۸۵۶ تا ۱۸۶۰ ادامه داشت. این جنگ با دلایل مشابه جنگ تریاک نخست رخ داد و یکی از نتایج آن در پی شکست چین، غارت پکن و خزانه شهر دراکتبر سال 1860 ، تخریب و غارت آثار گرانبها و یگانه کاخ تابستانی، قانونی کردن تجارت تریاک بود. کشورهای امریکا و اروپا و ژاپن و روسیه تزاری هم به توافقات مشابه دست یافتند... در ضمن از چینی ها در خواست کردند که آزادی تبلیغات و ترویج دین مسیحیت توسط مبلغان مذهبی را فراهم کرده و مسئولیت حفاظت از آنها را بعهده بگیرد!... علاوه بر تایید دوباره مفاد قبلی از چینی ها خواستند، کاولون را به بریتانیائیها واگذار کند و با تنزل چینی ها به سطح برده، گسیل آنان را به آمریکا، مالزی، استرالیا و... مجازبشمارد. بابت جبران خسارت چین باید 146 تن نقره به انگلیسی ها و 73 تن نقره به فرانسوی ها بپردازد!...
لازم به یادآوری است که علیرغم تمامی تلاشها و درخواستهای مکرر چینی ها مبنی بر بازگرداندن این غنایم از موزه های انگلیس و فرانسه و ... هنوز هیچ چیز به این کشور توسط دزدهای محترم و متمدن برگردانده نشده است!

انگلیسی ها جهت تضمین منافع خود و تضعیف کامل حکومت مرکزی چین از دسامبر 1850 تا آگوست 1864 تاپینگ‌های شورشی را به جان دولت انداختند تا بتوانند منچوها را سرنگون کنند. تنها در این جنگها با کمترین احتمالات، بین 20 تا 30 میلیون نفر کشته شدند!... شیرازه مملکت از هم گسیخت و جنگ سالاران و جنایتکاران در تمام استانها و ایالات میدان داری کردند. کار به جایی رسید که تا پایان قرن نوزدهم حاکمیت و دولت چین هیچ اختیاری در امور داخلی و خارجی چین نداشت! چین به بهشت غارتگران تبدیل شد!...
بدین طریق دمکراسی بریتانیایی و فرانسوی با اهداف شرافتمدانه فروش و توزیع تریاک در چین شروع شد و دروازه های چین را بروی تجارت "آزاد" تریاک بریتانیایی با گلوله های توپ، البته به شیوه دمکراتیک باز کردند!
با از بین بردن اعمال تعرفه های گمرکی بر تجارت خارجی، بریتانیا جهانی شدن اقتصاد را به بشریت مژده داد!...

درست در شرایطی که همه کشورهای امپریالیستی می خواستند در غارت کشور چین بیشترین سهم را ببرند، بعد از سرنگونی امپراتوری تزار در روسیه و پیروزی اولین انقلاب سوسیالیستی جهان به رهبری لنین، حکومت سوسیالیستی جدید داوطلبانه از مستعمرات و امتیازات دوران روسیه تزاری در سرزمین چین صرفنظر نمود.
لنین در مورد ایران هم کاپیتولاسیون و معاهدات استعماری و ناعادلانه دوران تزار را بطور یک طرفه و داوطلبانه رفع کرد! ولی کسی از این نیات و اعمال انسانی و سوسیالیستی به نیکی یاد نمی کند!...

اجرای دمکراسی امپریالیستی در چین و هنگ کنگ
هنگ کنگ به شیوه "دمکراتیک" به مدت 155 سال مستعمره بریتانیا باقی ماند! بقیه کشورهای امپریالیستی هم در هر فرصت مناسب از طریق جنگ و غارت موفق به تحمیل توافقاتی نظیر توافق بریتانیا شدند. البته که همه کارهای کشورهای امپریالیستی به شیوه ای "دمکراتیک و متمدنانه" انجام می پذیرد! مثلا آنها به شیوه دمکراتیک به کشور چین و مردم چین تجاوز می کردند، به شیوه دمکراتیک آنها را مستعمره و از ابتدایی ترین حقوق خود محروم می کردند، اگر شهروندان بریتانیایی و سایر کشورهای امپریالیستی بعد از ارتکاب جنایت و خلافکاری توسط چینی ها دستگیر می شدند، دولت چین حق محاکمه و مجازات آنها را نداشت! آنها به به شیوه دمکراتیک قوانین چین را در خاک خود انکار کرده و قوانین کاپیتولاسیون را به مرحله اجرا گذاشته بودند!...

چه کسانی چین را از چنین وضعیتی نجات دادند؟
چینی که به مرکزی برای تجارت و مصرف تریاک، باندهای مافیایی، حنگ سالاران داخلی و کشورهای امپریالیستی تبدیل شده بود، چگونه توانست استقلال خود را پیدا کرده و بنیادهایی برای پیشتازی در علم و صنعت را پی ریزی کند؟...
تنها بعد از پیروزی انقلاب سوسیالیستی چین به رهبری مائو در سال 1949 بود که انقلابیون چین توانستند برای اولین بار کل کشور را دوباره متحد کنند و از استعمار و اشغال و غارت کشورهای امپریالیستی پاکسازی کنند!... در سرزمینهای چینی فقط دو منطقه در دست استعمارگران بعنوان مستعمره باقی ماندند، هُنگ کُنگ (بریتانیا) و ماکائو (پرتقال) که اولی در سال 1997 به چین بازگردانده شد و دومی در سال 1999. این مناطق به مدت بیش از یک قرن، در عمل به مرکزی برای دخالت و بی ثبات سازی و توطئه علیه چین تبدیل شدند...
همانطوریکه در فیلم مستند "جنگ آینده با چین" جان پیلجر نشان می دهد جندین بار چین بعنوان هدف بمبهای اتمی انتخاب و به فرماندهان اعلام شد، خوشبختانه در آخرین لحظه اجرا نشد!... در جنگ ویرانگر امریکا علیه کره شمالی ژنرال مک آرتور سرماندهی امریکا، برنده شدن در جنگ را به کاربرد 46 بمب اتمی علیه چین و کره شمالی ضروری می شمارد!...
در چنین شرایطی زیر سایه تهدید بمبهای اتمی، انقلابیون چین توانستند بنیادهای اقتصاد خودکفا، آموزش و پرورش، بهداشت و بیمه، مداراس و دانشگاههای رایگان، چین مرفه و قدرتمند را پایه ریزی کنند!...

این بار رسانه های همه کشورهای امپریالیستی مدعی شدند که علت رشد حیرت انگیز چین بازگشت به آغوش نظام سرمایه داری و اقتصاد نئولیبرالی بود!...

چرا معجزات بازار آزاد و رقابت آزاد در کشورهای همسایه و حیات خلوت امریکا کار نمی کند؟
پرسیدنی است که اگر اقتصاد سرمایه داری می تواند چنین معجزاتی بکند، چرا در دویست کشور دیگر جهان که زیر سلطه اقتصاد سرمایه داری هستند کوچکترین خبری از اینگونه معجزات نیست؟ چرا ثروت پنج نفر بیش از سه و نیم میلیارد انسان است و بی از 2 میلیارد انسان روزانه کمتر از 2 دلار درآمد دارند؟... چرا حتی در حیات خلوت امریکا و در کشورهای کارائیب و امریکای لاتین که زیر سلطه امریکا هستند خبری از معجزات اقتصادی و رفاه نیست که هیچ، اغلب جزء فقیرترین، فاسدترین و دیکتاتور ترین کشورها هستند؟... چرا در افریقا که قرنها مستعمره مستقیم و غیرمستقیم کشورهای انگلیس و فرانسه و ایتالیا و اسپانیا و امریکا و... بودند اقتصاد کاپیتالیستی به غیر از فقر و فلاکت و فساد و دیکتاتوری چیزی ببار نیاورد؟...

اغب متخصصین اعتراف می کنند که بنیاد یک کشور مستقل و شکوفایی علم و دانش و میلیونها متخصص در زمان انقلاب سوسیالیستی پی ریزی شد. حتی زمانیکه چین به بسوی اقتصاد سرمایه داری حرکت کرد درست به این علت که برخلاف کشورهای دیگر افسار خود را مطلقا به بدست برنامه ها و سیاست های نئولیبرالی و نسخه های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول نسپرد موفقیت تاریخی خود را بدست آورد!... چین با ارتقاء آگاهی سیاسی و اجتماعی توده ها، ترکیب بقایای فرهنگ سوسیالیستی، اقتصاد دولتی، کنترل سرمایه گذاریهای خارجی، حمایت از اقتصاد داخلی در مقابل تهاجمات ویرانگر شرکتهای چندملیتی کشورهای امپریالیستی توانست به جایگاه دومین کشور قدرتمند جهان برسد!

در ایران در نهایت تاسف تعداد بی شماری مزدور بی جیره و مواحب و مزدور واقعی کشورهای امپریالیستی هستند که شب و روز تبلیغ می کنند تنها نوشداروی معجزه گر برای مردم ایران، تسلیم شدن به نسخه های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و اجرای خصوصی سازی تا بینهایت است! پرسیدنی استکه کشور هائیتی بطور کامل در سیطره امریکا و در حیات خلوت امریکاست چرا به جای اینکه به خوشبخت ترین و مرفه ترین کشور جهان تبدیل شود یکی از فاسدترین و فقیرترین کشورهای جهان است؟ چرا کشور کوبا که بیش از 60 سال است که مورد تحریم و محاصره امریکا و شرکاست از نظر، آموزش و پرورش، بهداشت و بیمه های اجتماعی... و بطور کلی از هر نظر حداقل صد پله بالاتر از کشور هائیتی است؟

تئوری دومینو جرج کنان
جرج کنان بعنوان یکی از بزرگترین و موثرترین استراتژیست و سیاستمداران امریکا در تمام دوران جنگ دوم جهانی در مسکو سفیر امریکا بود. او بر این باور بود که اگر یک کشور سوسیالیستی تبدیل به کشوری موفق و مرفه شود تمامی مستعمرات از دست کشورهای امپریالیستی خارج خواهند شد! به همین دلیل باید به هر طریق ممکن در هر کشوری که انقلاب سوسیالیستی در جریان است از طرق مختلف از جمله جنگ آشکار و لشگر کشی و غیره از پیروزی سوسیالیستها جلوگیری کرد. در بدترین حالت باید گوشه ای از خاک آن کشور را تجزیه کرد و از آنجا بطور دائم با بی ثبات سازی و کارشکنی و جنگ، در راه موفقیت کشورهای سوسیالیستی سنگ اندازی کرد... اگر یک کشور سوسیالیستی پیروز شود همانند دو مینو به تمام کشورها سرایت خواهد کرد!... به همین دلیل ما کره شمالی و جنوبی، ویتنام شمالی و جنوبی، چین کمونیست و چین ملی و... داریم!
بعد از پیروزی انقلابیون چین به رهبری مائو و حزب کمونیست چین، تمامی کشورهای امپریالیستی کوشیدند با دفاع از چیانکایچک به هر طریق ممکن بخشی از خاک چین را تحت سلطه امپریالیستی نگهدارند! چیانکایچک در روز ۸ دسامبر سال ۱۹۴۹ میلادی تحت پناه نیروی دریایی آمریکا به جزیره فرمز(تایوان) فرار کرد. او همراه خود، افراد ارتش کومینتانگ، 2 میلیون نفر از طرفداران و نیز تمام گنجینه های هنری چین باستان را به جزیره فرمز برد... کشورهای امپریالیستی او را تا پایان عمرش بعنوان رهبر "چین ملی" به رسمیت شناختند! بعد از مرگ او در سال 1975 "چین ملی" یا جزیره فرمز به تایوان تغییر نام یافت!...
جالب است که بدانید سازمان ملل تا سال 1971 وجود کشوری بنام چین کمونیست را انکار می کرد و تنها کشور چین ملی یعنی تایوان را بعنوان عضو سازمان ملل پذیرفته بود!
یکی از ژنرالهای امریکایی که در جنگ کره اسیر چینی ها شده بود در خاطرات خود نوشت ما توسط کشوری اسیر شدیم که از نظر دولت ما وجود نداشت! و دولت امریکا وجود کشوری بنام چین کمونیست را انکار می کرد! ... "جمهوری مردمی چین از سال ۱۹۷۱ به جای جمهوری چین (تایوان) وارد سازمان ملل شد!" یعنی 22 سال بعد از انقلاب چین هنوز موجودیت کشور چین را در سازمان ملل انکار می کردند و به رسمیت نمی شناختند!
بعد از بقدرت رسیدن کمونیستها در چین در چهل سال آخر انگلیسی ها تصمیم به نوسازی و مدرنیزه کردن هنگ کنگ گرفتند تا از آن به مثابه بهشت سرمایه داری در مقابل چین کمونیستی استفاده و سوءاستفاده کنند! در این سالها تضاها و شکاف بین چین و هنگ کنگ را در تمام ابعاد عمیق تر کردند... از زمانی که این جزیره به چین برگردانده شده تعداد قابل توجهی تظاهرات به وسیله طرفداران "دموکراسی" در این جزیره برگزار شده است...

نقش رسانه ها در تحریف و فراموشی جنایات کشورهای امپریالیستی
اکنون به میمنت رسانه های حاکم بر جهان که درخدمت اربابان خود هستند حقایق تاریخی بکلی تحریف یا از خاطره ها زدوده شده!
ایا کسی بیاد می آورد که تنها در جنگ شورشیان تایپینک حداقل بین 20 تا 30 میلیون نفر چینی کشته شدند و برای چندین دهه شیرازه مملکت از هم پاشید؟ آیا کسی بیاد می آورد که هنگ کنگ به چه بهایی بمدت 155 سال مستعمره بریتانیا باقی ماند؟ آیا کسی بیاد می آورد که در هنگ کنگ همواره فرماندار بریتانیایی حکومت می کرد و از انتخابات آزاد خبری نبود؟ آیا کسی بیاد می آورد که رهبران بریتانیا 152 سال بعد از حاکمیت استعماری بر هنگ کنگ تنها در سه سال آخر قبل از اینکه مجبور شوند هنگ کنگ را به چین واگذار کنند مقدمات انتخابات را فراهم کردند؟!... کسانیکه شب و روز از نقض دمکراسی در هنگ کنگ دم می زنند، آیا یادی هم از سالگرد شروع جنگ تریاک و شورش تایپینگها می کنند؟ آیا یک نفر از رهبران کشورهای غربی را با میکروسکوپ می توان پیدا کرد که ابعاد جنایات انگلیسی ها و چگونگی مستعمره کردن هنگ کنگ را افشا و محکوم کند؟ آیا از سالگرد قتل عام میلیونها شهروند بی گناه و غیرنظامی در ویتنام، چین، کره، عراق، افغانستان... در جنگهای جنایتکارانه امریکا و سایر کشورهای غربی یادی می کنند؟ چرا رسانه های حاکم بر جهان هرگز بیاد سالگرد این قتلعام ها کوچکترین برنامه ای برای ارتقاء آگاهی و زنده کردن حافظه تاریخی توده ها سازماندهی نمی کنند؟...
و هزاران سئوال و چرای دیگر...

هشدار چین به انگلیس به علت دخالت این کشور در امور هنگ کنگ
بوریس جانسون گفته است: "مردم هنگ کنگ کاملا حق دارند که به بازگشت به سرزمین اصلی بدبین باشند و اضطراب داشته باشند؛ چرا که این موضوع می تواند باعث تضعیف حقوق آنها شود. من از آنها حمایت می کنم و خرسندم که قدم به قدم در کنار آنها باشم... چین تاوان رفتار خود را پرداخت خواهد کرد... "
با توجه به بیانات بوریس جانسون چون مردم هنگ کنگ به خاطر امکان تضعیف حقوق شان اضطراب دارند، انگلیس حق دارد چین را به پرداخت "تاوان" تهدید کند!... یعنی بخاطر جرم یا توهمی که به واقعیت نپیوسته کشور مورد هدف را تبدیل به شیطان کرده و مجازات می کنند!...
"گنگ شوانگ" سخنگوی وزارت خارجه چپن گفت: "جرمی هانت" وزیرخارجه انگلیس در توهم دوران استعماری بریتانیا بسر می برد. وی اظهارات "هانت" را شرم آور و گستاخانه خواند.
در همین راستا "لیوشاومینگ" سفیر چین در انگلیس گفته: به نظر می رسد انگلیسی ها فراموش کرده اند که هنگ کنگ دیگر مستعمره آنها نیست و به آغوش سرزمین مادری بازگشته است.
روزنامه رسمی دولت چین در سرمقاله خود نوشت:«نظریه پردازان دولت‌های غربی هیچ‌گاه از تلاش برای ایجاد ناآرامی علیه دولت‌هایی که مورد علاقه آنها نیستند، دست برنمی‌دارند، حتی اگر فلاکت و هرج و مرج ناشی از اقدامات آنها کشور به کشور از آمریکای لاتین و آفریقا گرفته تا خاورمیانه و سایر نقاط آسیا ادامه یابد.»
روز دوشنبه اول ماه ژوئیه و در بیست و دومین سالگرد واگذاری سرزمین هنگ کنگ توسط دولت بریتانیا به چین، معترضان هنگ کنگی پرشمارتر از سال‌های گذشته به خیابان آمدند! آنها ضمن مسدود کردن مسیرهای منتهی به مکان برگزاری جشن برافراشتن پرچم چین، راهی ساختمان شورای قانونگذاری شدند. با وجود ممانعت پلیس و پرتاب گاز فلفل معترضان که کلاه ایمنی بر سر داشتند و ماسک زده بودند، با شکستن شیشه‌ها وارد ساختمان شورای قانونگذاری شدند...
شایان توجه است که تظاهر کنندگان در هنگ کنگ که جزئی از خاک چین است، زیر پرجم انگلیس و امریکا تظاهرات می کنند ولی پرچم و موسساتی را که سمبل های دولت مرکزی یعنی چین هستند، را نابود می کنند! ...

انگلیسی ها چگونه از مستعمرات خود بیرون می روند؟
انگلیسی ها هر وقت که مجبور شده اند از مستعمرات شان بیرون روند به کثیف ترین شیوه های ممکن جوانه های جنگ و برادر کشی را کاشته اند و سپس بیرون رفته اند!... مانند استقلال هند و پاکستان، استقلال ایرلند... در مورد هند و پاکستان به احتمال قوی ایرانیان چیزهایی از تاریخ استعماری آنجا و حاکمیت بریتانیا می دانند. فقط چند سطر در باره ایرلند می نویسم:

بیرون رفتن انگلیس از ایرلند
بعد از چندین قرن مبارزه برای استقلال ایرلند، سرانجام در سال ۱۹۲۲، ایرلند جنوبی یعنی پنچ ششم خاک ایرلند با 26 ایالت با نام دولت آزاد ایرلند به استقلال واقعی رسید. شش استان در شمال ایرلند در اشغال پادشاهی متحد انگلیس باقی‌ماندند! ایرلند شمالی به همراه انگلستان، اسکاتلند و ولز، کشور پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی را تشکیل می‌دهند.
این امر تخم نفاق و کین در میان انقلابیون ایرلند را کاشت. تعدادی با توجه به تناسب نیروها به پیروزیهای بدست آمده قانع بودند ولی تعدادی آنها را خائن به انقلاب و شهدای انقلاب قلمداد می کردند و خواهان جنگ تا آزادی کامل ایرلند بودند... سرانجام جنگ داخلی و برادر کشی بین انقلابیون شروع شد!... کسانیکه تا دیروز در راه همدیگ حاضر بودند جانشان را فدا کنند امروز در گرفتن جان همدیگر ریختن خون رفقای خود سر از پا نمی شناختند!...

بیرون رفتن انگلیس از هنگ کنگ
در مورد بیرون رفتن انگلیس، 155 سال بعد از مستعمره کردن هنگ کنگ، ببینید چگونه تخم نفاق و بی ثباتی و امکان دخالت کشورهای امپریالیستی را در امور داخلی چین در توافق استرداد به هوشمندانه ترین شیوه مستتر کرده اند!
"از سال ۱۹۹۷ و هنگامی که بریتانیا پس از بیش از ۱۵۰ سال حمکرانی هنگ‌کنگ را به چین واگذار کرد، هنگ کنگ براساس سیاست "یک کشور، دو سیستم" اداره می‌شود؛ سیستمی که براساس آن چین موافقت کرد تا این منطقه به صورت نیمه خودمختار اداره شود." بی بی سی
جهار کلمه "یک کشور، دو سیستم" در عمل به جنایتکاران حاکم بر جهان امکان مداخله در امور داخی چین و هنگ کنگ را فراهم می کند!... بزبان دیگر هنوز هم هنگ کنگ را بنوعی مستعمره خود می دانند و در مسائل هنگ کنگ حق ویژه دخالت خود را دارند حتی بیشتر از چین!... اینگونه فرمولبندیهای چند پهلو و مبهم طبق نظر جرج کنان همواره امکان دخالت امپریالیستی را فراهم می کند و در عمل شرایطی را بوجود می آورد که چین در خاک خودش از اعمال حاکمیت دولت مرکزی بر ایالاتش ناتوان می شود! ولی امریکا و انگلیس و شرکا به بهانه نگرانی از تضعیف "دمکراسی" حق هرگونه حمایت از شورشیان و دخالت را دارند! فکر می کنم در تاریخ بشریت امپریالیستها هرگز به هیچ واژه ای به اندازه " دمکراسی و آزادی " تجاوز نکرده اند!...
تمامی کشورهای امپریالیستی چه در اختراع بهانه های لازم برای شروع جنگها و جه در زمانیکه مجبور به ترک مستعمرات یا منطقه نفوذ خود شده اند از تجارب تاریخی بسیار استفاده کرده اند... هنگام خروج اجباری از کشورهای جنگ زده، یا آن کشور را به شیوه های مختلف تجزیه کرده اند یا اینکه بی ثباتی طولانی مدت را دامن زده و توانسته اند مزدوران مرئی و نامرئی خود را در پست های کلیدی نصب کنند! بدین طریق بعد از تخلیه ظاهری آن کشور در عمل از قدرت اعمال نفوذ و اراده سیاسی و اقتصادی بسیار بالایی برخوردار بودند و هستند...

مقایسه شروع جنگ عراق با جنگ تریاک در چین
آمیتاو گوش نویسنده رمان «سه‌گانۀ ایبیس» در مصاحبه با دیوید پالومبو لئو می گوید: " من نوشتن این سه‌گانه را در سال ۲۰۰۴، کمی بعد از شروع جنگ عراق آغاز کردم. جنگ عراق هم که به نام آزادی و تجارت آزاد و فلان‌وبهمان برپا شده بود. وقتی به منابع تاریخی مربوط به جنگ تریاک نگاه کردم، آشکار شد که شباهت‌ها و پیوستگی‌های زیادی بین این جنگ و جنگ عراق در ۲۰۰۳ وجود دارد. این شباهت تا حدی است که عجیب‌وغریب به نظر می‌رسد.

در جنگ اول تریاک نیز صحبت از آزادی، فراوان بود: این‌همه صحبت راجع به براندازی حاکم ظالم مانچو. تاجران بریتانیایی که حامی این جنگ بودند، می‌گفتند در خیابان‌های گوانگجو با آغوش باز از ما استقبال می‌شود؛ در خیابان آتش‌بازی خواهد شد و... شباهت این‌ها با گفتمان‌های جنگ عراق، بسیار عجیب بود؛ اما شباهت‌ها به اینجا ختم نمی‌شد. همچون جنگ عراق، شرکت‌های خصوصی نقشی مهم در جنگ تریاک داشتند؛ زنجیرۀ تقاضا به‌صورت قرارداد فرعی به تاجران واگذار شد و فساد زیادی در میان بریتانیایی‌ها شکل گرفت...
جنگ تریاک واقعاً دنیا را تغییر داد. این جنگ، زمینۀ لازم را برای چیزی به وجود آورد که امروزه به‌عنوان کاپیتالیسم در چین و هند می‌شناسیم... "

امیدوارم ایرانیان پیامد تسلیم شدن به کشورهای امپریالیستی را که فقط به فکر "امریکا اول" و فرانسه و انگلیس اول هستند، درک کرده و به موقع از اینهمه تجارب تاریخی درس های لازم را یاد بگیرند و فرهنگ و اقتصاد و سیاستهای نئولیبرالی را که تنها به نفع غارتگران است طرد و محکوم کنند!
بی جهت نیست که دونالد ترامپ بارها تکرار کرده است که ایرانیان با همین رهبران می توانند به کشوری بزرگ و موفق تبدیل شوند!

سیاستهای یک بام و دوهوای حاکم بر رسانه ها و رهبران جهان
مقایسه فاجعه انسانی حاکم در یمن و هنگ کنگ

تنها چند سئوال در مورد فاجعه حاکم بر یمن می تواند روشنگر ابعاد کثیف خیلی از مسائل سیاسی حاکم برجهان باشد:
آیا در تظاهرات هنگ کنگ که با آنهمه خشونت و ویرانگری همراه بوده، پلیس چین یک نفر را تا بحال کشته؟
" سازمان ملل می‌گوید که قانونی بودن کمک‌های تسلیحاتی فرانسه، ایالات متحده آمریکا و بریتانیا و دیگر کشورها همچنان مورد سوال است و موضوعی است که باید در دادگاه‌های مختلف داخلی آنها بررسی شود... سازمان ملل از چشم‌اندازی که قحطی در برابر مردم یمن ایجاد کرده به عنوان بزرگ‌ترین بحران بشردوستانه در جهان یاد کرده است. " رادیو دویچه وله
"حدود دو سوم از کشور در مرحله ماقبل قحطی است و یک سوم دیگر به شدت در خطر قحطی است..." رادیو فردا
" با شیوع گسترده بیمارها، از جمله وبا و گرسنگی که ۲١ میلیون نفر از مردم یمن را تهدید می کند، نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر زنگ های خطر را به صدا درآورده اند و اعلام کرده اند که در صورتیکه تصمیمی سریع در باره یمن اتخاذ نشود، جهان در برابر بزرگ ترین فاجعه انسانی ۵۰ ساله اخیر قرار خواهد گرفت!" رادیو فارسی فرانسه
" آقای لوکاک که اواخر ماه گذشته از یمن بازدید کرد و گزارش خود را در جلسه شورای امنیت ارائه داد. وی گفت: «من به شورا گفته ام که اگر این اقدامات لغو نشود، یمن دچار قحطی خواهد شد... بزرگترین قحطی چند دهه اخیر در جهان که میلیونها قربانی خواهد داشت.»"
امریکا و انگلیس و فرانسه و عربستان و اسرائیل و عمارات متحده عربی بطور مستقیم در خیلی از جنایات یمن دست دارند. بیش از 4 سال استکه محاصره اقتصادی ویرانگر و بمباران شهروندان غیرنظامی به بهانه های مختلف ادامه می یابد!...
چرا در مقایسه با هنگ کنگ یکهزارم توجه رسانه های جهانی به مسئله یمن متمرکز نشده است؟
چرا کشورهای غربی در دفاع از حقوق بشر یمنی ها در عرض یک ماه بیش از دوهزار تظاهرات با حمایت رهبران سیاسی اغلب کشورها براه نینداختند؟ در حالیکه در مورد هنگ کنگ تا کنون حتی یک نفر از معترضین کشته نشده!...
چرا غلیرغم اعترافات محققین سازمان ملل به ارتکاب جنایت علیه بشریت در یمن توسط کشورهای امریکا، انگلیس و فرانسه هرگز هیچکدام از رهبران یا فرماندهان این کشورها در دادگاه جنایت علیه بشریت محکوم نشده اند؟
آیا این دادگاه ها فقط برای محکوم کردن کشورهای ضعیف و فقیر برپا شده اند؟

درباره آینده کشوریکه بخش عظیمی از جوانان و اپوزیسیون دولتی رقص کنان به آغوش نئوفاشیستهایی مانند دونالد ترامپ ها و قاتلان شان پناه می برند چه می توان گفت؟...

به امید روزی که نظام غارتگر سودمحور کاپیتالیستی برای همیشه جای خود را به نظام انسان محور و طبیعت محور سوسیالیستی بدهد!...

با احترام،
احمد پوری (هلند) 04 – 09 – 2019 

پیوند این یادداشت در صفحه فیس بوک:

https://www.facebook.com/ahmed.pouri/posts/2810159889003228?__xts__[0]=68.ARCpKggVeH2oZy73OvaR8IzLKBV00dY7LI3lax1QHsK6wbQDjY6r6cnPAV0J0ZLXaRQrfChv3ep8agWN234UYRchtEBwcR2z7zUmA4TXdG9Hc2w1oIgtsze1weVxKOU4hRHJw_vA9iiqlH1bHqRAxmW4Wo-mmy8CZSs3ZFsA3bNYo-TEVQTi6E7ES_WpMypoDwBL6bP-O5eKyihrUUGLNax-57GKOue7wDFQzZJWBRHrlk6xpjo6pFIiX8FvImLu463b_3Do_6H2Vty7xsAikJgAKtGpaTSYmgoqlS2j4PZUyEsaH9dG2eOnkpEuoCSzKFFVMSL8qWRyKT2CJvK3aV82JA&__tn__=C-R

منابع:
در نوشتن این یادداشت از منابع زیر استفاده شده:
از کتاب "نیکوکاران نابکار، افسانه تجارت خارجی آزاد و تاریخچه پنهان سرمایه داری" اثر: پروفسور هاجون چنگ (از کره جنوبی) برنده جایزه "گونار میردال" در سال 2003 و "لئونتیف برای پیشبرد مرزهای تفکر افتصادی" در سال 2005
از مقالات مختف ویکی پدیا
جنگ تریاک: تجاوز قدرتهای غربی به چین: کورین اوته-روسل
ترجمۀ حمید محوی
https://eshtrak.wordpress.com/.../%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AA%.../
"معلولین و آنانی که دچار ضعف عمومی هستند به تدریج در اثر گرسنگی از بین می روند، در حالی که قدرتمندان و پر استقامتها به دزدها و تبهکاران تبدیل می شوند، ویران کردن دیگران نیز حتمی و اجتناب ناپذیر بود"
امپراتور جیاگینگ، فرمان علیه تریاک، 2 دسامبر 1799

گفت‌وگوی دیوید پالومبو لئو با آمیتاو گوش دربارۀ رمان «سه‌گانۀ ایبیس»
http://tarjomaan.com/interview/7835/
رهبر هنگ‌کنگ از لایحه استرداد مظنونان به چین دفاع کرد
http://www.bbc.com/persian/world-48578580
واکنش آمریکا به لایحه استرداد متهمان از هنگ کنگ به چین
https://www.aa.com.tr/.../%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8.../1502504
تظاهرات علیه لایحه استرداد ۲۰۱۹ هنگ کنگ
https://fa.wikipedia.org/.../%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D9%87%D8%B1%D...
چین: در صورت درخواست هنگ‌کنگ، نظم برقرار می‌کنیم
http://www.bbc.com/persian/world-49098253
"همدستی احتمالی آمریکا، بریتانیا و فرانسه در جنایات جنگ یمن" رادیو دویچه وله فارسی
سازمان ملل: بحران انسانی در یمن وخیم‌تر شده است
https://www.radiofarda.com/a/yemen-stituation.../29770521.html
یمن در آستانه بزرگترین قحطی دهه‌های اخیر
https://fa.euronews.com/.../yemen-will-face-the-largest-famin...
"بزرگ‌ترین قحطی جهان یمن را تهدید می‌کند: شورای امنیت خواستار پایان دادن به محاصره یمن شد" رادیو فرانسه فارسی
Caleb Cushing
https://en.wikipedia.org/wiki/Caleb_Cushing
By 1850-64, China was emeshed in the Taiping rebellion, a civil war which caused millions of deaths; foreign trade stagnated
Taiping Rebellion
https://en.wikipedia.org/wiki/Taiping_Rebellion
Total dead: 20–30 million dead (best estimate).
Director John Pilger: Disastrous consequences if US proceeds with "policy of provocation"
https://www.youtube.com/watch?v=mXNO_g4hlKw

   

 

تاریخ انتشار :09.09.2019

  این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 مقامات دفاعی اسرائیل مدعی شدند دیدار بین روحانی و ترامپ انجام میشود ...


بله من هم موافقم این ارازل بالاخره با هم ملاقات میکنند و حاکمان ایران تا جایی که غرب میدان بدهد بازی و اختلاس میکنند.

یک مقام حکومت اسلامی ایران هم مدعی شد هیچ تفاوتی بین اروپا و آمریکا در سیاست خارجی وجود ندارد . موضوعی که مثل روز روشن بود و است و قبلا هی گفته بودیم ولی حضرات مثل چیز فقط بازی میکردند و راه حل اروپایی درست میکردند . آمریکا که از برجام خارج شد بقیه اش دیزاین صحنه است برجام جنازه ایی است که حول آن میچرخند و رجز میخوانند . مثل تعزیه های حسینی که برای هیچ انجام میدهند.


به خاطر کلمه «قمارباز» در یکی از اشعار مولوی، وزارت ارشاد به آلبوم جدید «محسن چاوشی» مجوز نمی دهد...کُص ننه وزارت ارشاد و خالقش...


رویترز: آژانس انرژی اتمی اثراتی از اورانیوم را در تورقوزآباد کشف کرد...وای وای وای مامانش اینا


رئیس جمهور آمریکا مذاکرات صلح با طالبان را متوقف کرد؛ قرار بود رهبران طالبان به کمپ دیوید بیایند ... هم مذاکره و هم خشونت و مرگ ، یعنی از موضع بالا مذاکره کردن . آمریکا به طالب روح و جان بخشیده تا خط خودش را برود و نه اینکه موضع حضرات ریش و پشم بالاتر باشد . این چیزی است که عربستان فهمیده باید مراعات کند ولی پاکستان هنوز امیتاز بیشتری میخواهد ...

اون قدیما بابای ما هر وقت میرفت مستراح ، فکرای خوب و قشنگی به سرش میزد ولی در عمل مشخص بود که میریند . دنیای سیاست و آنالیز تاریخی و جنگ ایدولوژیک هر کدام حیطه مشخصی دارد کسی که قدرت تشخیص ندارد چی به چی است و از تلفیق همه اینها فکرای قشنگ درسرش است در حال ریدن است راحت باش رفیق ...

حجتی کرمانی نماینده سابق مجلس خبرگان و مجلس اسلامی در گفتگو با اعتماد گفته :‌ «معتقدم که نظام مبتلا به بیماری شدید سرطان است و سرطان سراپای انقلاب را گرفته است، از سقوط فرهنگی و اخلاقی و شیوع ریاکاری و شرک و ظاهرسازی و نفاق و دروغ و مفاسد اقتصادی تا اختلافات و دشمنی‌های داخلی تا مسائل خارجی. انقلاب احتیاج به یک شیمی‌درمانی همه‌جانبه دارد»


گام سوم ، سانتیفیوژهای جدید ، غرب حسابی ترسیده ، شرق گیرپاش کرده ، شش ماه دیگر بمب اتم دارند ، ادامه بازی تحریم ...


در سالگرد حادثه 11 سپتامبر ، ترامپ با طالبان مشغول مذاکره است ، سعید مرتضوی دادستان تهران و خالق کهریزک آزاد شد ، دختر آبی علاقمند به فوتبال زیر فشار قوانین اسلام خودکشی شد وبالاخره دونالد ترامپ، از کاخ سفید روز دوشنبه ۱۸ شهریور دوباره گفت «مشکلی» با دیدار با حسن روحانی، رئیس جمهور سپاه پاسداران ندارد...ترامپ با غروراین صحنه ها را نگاه کرد وگفت عجب گلی میزنم به بشریت...


09.09.2019
اسماعیل هوشیار

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اسماعیل بخشی، ‌نماینده کارگران نیشکر هفت‌تپه، به 14  سال زندان و 74  ضربه شلاق محکوم شده است. محمد خنیفر کارگر نیشکر هفت‌‌تپه به شش سال، سپیده قلیان فعال مدنی به 19 سال و شش ماه، و امیرحسین محمدی‌فرد، ساناز الهیاری، امیر امیرقلی و عسل محمدی، هر یک به 18  سال زندان محکوم شده‌اند.
پیش از این، احکام شلاق و زندان برای فعالان کارگری و صنفی در روزهای اخیر صادر شده است؛ از حکم پنج تا 148  ضربه شلاق و از حکم چند ماه تا 24  سال زندان.

 
طبق گزارش هرانا، از احکام صادره از آغاز دوره ریاست ابراهیم رئیسی، در منصب ریاست قوه قضاییه تا تاریخ 17 شهریور ماه است (17 اسفند 97 تا 17 شهریور 98) که به همت نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تهیه شده است. بر اساس آمار برداری های صورت گرفته، طی این دوره زمانی صدور احکام حبس توسط دادگاه های مختلف کشور علیه فعالان سیاسی و مدنی افزایش چشم گیری داشته است. این افزایش در مقایسه نسبت تعداد محکومیت ها به سال های محکومیت، بیش تر نمایان است.
طی این بازه زمانی 6 ماهه (17 اسفند 97 تا 17 شهریور 98)، 211 تن از فعالان حوزه های مختلف سیاسی یا مدنی از جمله مدافعان آزادی اندیشه و بیان، حقوق زنان، اصناف، فعالان دانشجویی، حوزه فرهنگی، فعالان اتنیکی، فعالان کارگری، حوزه مذهبی و سایر دگراندیشان، توسط دادگاه‌های عمومی و انقلاب سراسر کشور در مجموع به هزار و 27 سال و شش ماه، معادل (12 هزار و 330 ماه) حبس، 418 میلیون و 350 هزار ریال جزای نقدی و هزار و 428 ضربه شلاق محکوم شده‌اند.
از مجموع مقدار حبس صادر شده 996 سال و 8 ماه حبس تعزیری (معادل 11 هزار و 960 ماه) و 30 سال و 10 ماه حبس تعلیقی (معادل 370 ماه) بوده است.
برای درک بهتر تشدید فشارها بر جامعه مدنی از طریق محاکم قضایی کافی است در نظر گرفته شود، در دوره مشابه از سال آخر ریاست صادق لاریجانی یعنی از تاریخ 17 اسفندماه 96 تا 16 شهریور 97، 278 تن از فعالین این حوزه ها از بابت اتهامات مختلف در پرونده های جداگانه مجموعا به 468 سال و یک ماه حبس (معادل 5 هزار و 617 ماه حبس) و 254 میلیون ریال جزای نقدی و هزار 891 ضربه شلاق محکوم شدند.
این مقایسه صرفا بر اساس پرونده های منفصل از هم و موارد غیر از اعتراضات خیابانی و بازداشت ها و محاکمات فله ای است، بر همین اساس 232 حکم صادره علیه دروایش گنابادی بازداشت شده در اعتراضات موسوم به گلستان هفتم مورد مقایسه قرار نگرفته است.
این آمار نشان می دهد که با وجود کاهش تعداد محکومین در دوره ابراهیم رئیسی، میانگین احکام صادره در این دوره در مقایسه با دوران 6 ماهه مشابه در دوران ریاست آملی لاریجانی بدون بروز اعتراضات خیابانی، 119 درصد افزایش داشته است که با توجه به این که این دوره صرفا زمان آغازین ریاست ابراهیم رئیسی محسوب می شود باید پیش بینی از روزهای سخت تری برای جامعه مدنی و سیاسی ایران داشت.

سه فعال حقوق زنان محبوس در زندان قرچک ورامین (شهرری)، یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز، جمعا به 55 سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شدند. حکم صادره از سوی دادگاه انقلاب تهران روز 9 مرداد 98،‌ با حضور این سه زندانی و بدون حضور وکلایشان به آن ها ابلاغ شد.
 

شعبه 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه، هرکدام از این زندانیان را به اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی به 5 سال حبس تعزیری، از بابت اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس تعزیری و از بابت اتهام تشویق و فراهم نمودن موجبات فساد و فحشا به 10 سال حبس تعزیری محکوم شدند. علاوه بر این اتهامات، مژگان کشاورز از بابت توهین به مقدسات نیز به 7 سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شده است. مجموع این احکام معادل 55 سال و شش ماه زندان می شود.
این سه زن فعال حقوق زنان که در تاریخ 5 تیرماه 1398، تفهیم اتهام شدند، گفتند قاضی با آن ها بدرفتاری کرده و گفته بود، «پدر همه تان را در می آورم.»
یاسمن آریا، روز 21 فروردین 98 برای دومین بار توسط نیروهای امنیتی در خانه خود در تهران بازداشت شد و روز بعد مادرش منیره عربشاهی که برای پیگیری وضعیت دخترش به بازداشتگاه وزرا رفته بود، بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل گردید. خانم آریانی به مدت 9 روز در سلول های انفرادی بازداشتگاه وزرا، تحت بازجویی و فشار توام با بدرفتاری جهت گرفتن اعترافات اجباری در خصوص فعالیت های مدنی خود قرار گرفت.
مژگان کشاورز (مایا)، یک دختر 9 ساله است که صبح روز پنج شنبه 5 اردیبهشت 98 در خانه خود در تهران بازداشت شد. ماموران وزارت اطلاعات پس از ورود به منزل این فعال مدنی او را مقابل چشمان دخترش با ضرب و شتم  بازداشت کرده و به مکان نامعلومی منتقل کردند. خانم کشاورز در روزهای قبل از بازداشت به صورت داوطلبانه برای کمک به سیل زدگان به لرستان رفته بود.
عفو بین الملل در مورد سه فعال حقوق زنان، منیره عربشاهی، یاسمن آریانی و مژگان کشاورز که در ارتباط با ویدئویی که در مراسم روز جهانی زن ضبط کرده بودند بازداشت شدند بیانیه ای صادر کرده و نوشته بود مجرم انگاشتن زنان و دخترانی که از رعایت حجاب خودداری می کنند نهایت تبعیض است.

فعال مدنی صبا کردافشاری که در زندان اوین محبوس است در بی دادگاه تهران، به 24 سال حبس تعزیری محکوم شد.
صبا کردافشاری بارها تحت فشار قرار گرفت تا او را وادار به اعترافات ویدیویی کنند، کاری که وی از پذیرش آن خودداری کرد. برای تحت فشار قرار دادن او، حتی مادرش خانم راحله احمدی را بازداشت کردند و گفتند زمانی او را آزاد خواهند کرد که دخترش در مقابل دوربین اعتراف کند.
 

کردافشاری بار اول به همراه تعدادی از جوانان در اعتراضات مرداد ماه 1397 بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد و پس از مدتی بلاتکلیفی در این زندان، به اتهام «اخلال در نظم عمومی» به یک سال حبس تعزیری محکوم و به زندان اوین منتقل شد و در بهمن ماه 97 از زندان آزاد شد. وی برای بار دوم در 11 خرداد 98 بازداشت و به زندان برده شد.
دادگاه صبا کردافشاری روز 28 مرداد 1398 برگزار گردید. اتهامات مطرح شده علیه خانم صبا کردافشاری «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» و محرومیت های اجتماعی دیگر عنوان شده است. به دلیل «تعدد جرائم و سابقه قبلی» به میزان یک دوم به هر یک از اتهامات این فعال مدنی اضافه شده است. مجازات اشد یعنی 15 سال حبس تعزیری به دلیل اتهام اشاعه فساد و فحشا از طریق کشف حجاب و پیاده روی بدون حجاب برای وی قابل اجرا خواهد بود.
کردافشاری پس از بازداشت در خردادماه، ابتدا به زندان قرچک ورامین و سپس در تاریخ 11 تیرماه برای ادامه بازجویی به بازداشتگاه اطلاعات سپاه در زندان اوین که بند 2 الف نام دارد منتقل شد تا برای اعتراف اجباری او را تحت فشار قرار دهند. پس از این بازجویی مجددا به زندان قرچک بازگردانده شد و در نهایت روز 22 مرداد 98،‌ به زندان اوین منتقل شد.

کانال تلگرامی صدای پای آب از صدور حکم بی سابقه سه هزار ضربه شلاق و 400 ماه زندان برای کشاورزان بلداجی که به انتقال آب از تالاب چغاخور به استان اصفهان اعتراض کرده بودند، خبر داد.
بر اساس گزارش این کانال تلگرامی، با رای شعبه 101 دادگاه کیفری شماره دو شهرستان بروجن در استان چهارمحال و بختیاری، 283 نفر در این پرونده متهم شناخته شدند و 103 نفر از آنها، کشاورزان بلداجی بودند که به سه هزار ضربه شلاق و 400 ماه زندان تعزیری محکوم شدند.
بر اساس این گزارش، کشاورزان مخالف با انتقال آب از تالاب بین المللی چغاخور به صنایع فولاد سفیددشت در استان اصفهان که به دلیل نداشتن مجوز محیط زیستی، غیرقانونی به شمار می آید، به اخلال در نظم و آسایش عمومی و تمرد نسبت به ماموران دولتی متهم شدند.
این کانال تلگرامی در ادامه نوشت: «مجروحین این حادثه به علت اختلال روانی پس از حادثه؛ خونمردگی در بیضه؛ شکستن کتف؛ پا؛ سر؛ دندان و … مستحق دریافت دیه از بیت المال شدند».از سوی دیگر، قاتل صادق نادری که در جریان این اعتراضات کشته شد تاکنون شناسایی نشده و دولت موظف شده دیه مقتول را پرداخت نماید.

به نوشته وب سایت خبرآنلاین و بنابر گزارش‌های شبکه‌های اجتماعی، دختری که در اعتراض به تشکیل پرونده قضایی برای ورودش به ورزشگاه آزادی خودسوزی کرده بود صبح دوشنبه 18 شهریور در بیمارستان مطهری تهران درگذشته است.
هنوز گزارشی از واکنش خانواده این دختر و هم چنین مقام‌های قضایی حکومت اسلامی منتشر نشده است.
نام این دختر در برخی منابع «سحر خ» ذکر شده است.
این دختر 29 ساله که هوادار تیم استقلال تهران بود و با عنوان «دختر آبی» در شبکه‌های اجتماعی مشهور شده است، اسفند سال گذشته برای تماشای بازی استقلال و العین به ورزشگاه آزادی رفته و بازداشت شده بود.
بر اساس گزارشی که وب‌سایت «رکنا» منتشر کرد، این دختر پس از بازداشت و انتقال به زندان ورامین، با وثیقه آزاد می‌شود اما در مراجعه به دادسرا «می‌شنود شش ماه باید زندانی شود» و «بر اثر ناراحتی شدید اقدام به خودسوزی می‌کند.»
دادگستری تهران هفته گذشته خبر خودسوزی یک زن در برابر یکی از واحدهای قضایی تهران را تایید کرد اما بدون اشاره به بازداشت او در ورزشگاه، تنها گفت که وی به دلیل «پوشش نامناسب» و «توهین به مامورین» متهم بود.
وریا غفوری، کاپیتان تیم استقلال، در یادداشتی اینستاگرامی با اشاره به این که طرز تفکری که منجر به راه ندادن زنان به ورزشگاه‌ها می‌شود «قابل توجیه نیست، مثل بسیاری از قوانین پوسیده که در گذشته وجود داشت» از «خبر دردناک» خودسوزی این دختر ابراز تاسف کرد.
غفوری هم چنین نوشت: «کاش یک اتحاد همگانی داشتیم که خانم‌ها به حقشون، که ورود با احترام به استادیوم‌های فوتبال است، می‌رساندیم.»
خسرو حیدری، محمد تقوی، حنیف عمران‌زاده، میلاد میداوودی، میلاد زکی‌پور و فرشید اسماعیلی، از دیگر فوتبالیست‌هایی بودند که به این موضوع واکنش نشان دادند.

رضا خندان مهابادی، کیوان باژن و بکتاش آبتین، سه عضو کانون نویسندگان ایران، مجموعا به 18 سال زندان محکوم شدند.
رضا خندان مهابادی، کیوان باژن و بکتاش آبتین، سه نویسنده عضو کانون نویسندگان ایران هستند که هر یک به شش سال حبس محکوم شده‌اند. حکم شعبه 28 دادگاه انقلاب تهران علیه این سه نویسنده به وکلای آنان، ناصر زرافشان و راضیه زیدی، ابلاغ شده است.
کانون نویسندگان ایران امروز پنج شنبه 26 اردیبهشت 1398 - 16 ماه مه 2019، به حکم مجموعا 18 سال زندان برای سه تن از اعضای خود اعتراض کرد و آن را «سرکوبگرانه» خواند.
کانون نویسندگان ایران در بیانیه خود از جمله «پرونده‌سازی و صدور حکم‌های سرکوبگرانه» ‌علیه رضا خندان، بکتاش آبتین و کیوان باژن را محکوم کرده و خواستار «لغو بی قید و شرط این حکم‌ها و مختومه کردن پرونده» شده است.
در بخشی از این بیانیه آمده است: «این فقط محاکمه‌ و محکومیت سه نویسنده نیست. تنها محاکمه‌ کانون نویسندگان ایران هم نیست. محکومیت همه‌ نویسندگان و کسانی است که می‌خواهند از حق آزادی بیان برخوردار باشند.»
رضا خندان مهابادی به دویچه‌وله فارسی گفته است این احکام ناقض قوانین خود جمهوری اسلامی است.
رضا خندان با اشاره به صدور چنین احکامی به دلیل «بیزاری و وحشت» مقام‌های حکومتی از تشکل‌های مستقل، هدف از صدور این احکام را «ایجاد رعب و وحشت و ترساندن دیگران» و «مقابله با اعتراضات و تشکل‌ها» در ایران عنوان کرد.
این نویسنده سرشناس، هم چنین گفت که مصداق‌های مطرح‌شده از سوی دادگاه در مورد اتهام «تبلیغ علیه نظام» انتشار بیانیه‌های مختلف کانون نویسندگان ایران در طول حیات این تشکل و نیز انتشار بسیار محدود کتابی زیر عنوان «50 سال کانون نویسندگان ایران» بوده که تنها 30 دوره از آن برای استفاده داخلی در کانون منتشر شده است.
به گفته رضا خندان، مصداق مطرح‌شده در خصوص «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» نیز چیزی بیش از شرکت در مراسمی مانند مراسم سالگرد درگذشت احمد شاملو یا سالگرد قتل محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، دو تن از جانباختگان قتل‌های سیاسی، نبوده است.
خندان و باژن مردادماه سال 1397، در شعبه هفت دادسرای اوین حاضر و اتهام «تبلیغ علیه نظام» به آن ها تفهیم شد. این دو نویسنده در آن زمان در ارتباط با پرونده‌ای که وزارت اطلاعات در سال 94 برای آن ها ساخته بود، به همراه بکتاش آبتین احضار شده بودند. سپس اما در آبان‌ماه سال گذشته اتهام «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» نیز به اتهام پیشین افزوده شد.
بازپرس پرونده این سه نویسنده روز 12 آبان‌ماه گذشته در شعبه هفت دادسرای اوین قرار کفالت آقایان خندان، باژن و آبتین را از 50 میلیون تومان به 100 میلیون تومان افزایش داد و این سه نفر با تامین کفالت تا برگزاری دادگاه آزاد شدند.
دوم بهمن‌ماه گذشته اما قاضی مقیسه، ضمن مخالفت با درخواست آنان برای حضور وکیل مورد نظرشان در دادگاه، قرار تأمین را از 100 میلیون تومان، به وثیقه‌ یک میلیارد تومانی برای هر یک از آنان تبدیل کرد. بدین ترتیب این سه عضو کانون نویسندگان ایران به دلیل عدم توانایی در تامین وثیقه، بازداشت و به اوین منتقل شدند. در نهایت اما رضا خندان، بکتاش آبتین و کیوان باژن به ترتیب در روزهای ششم، هشتم و دهم بهمن‌ماه 97 با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد تومانی تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شدند.
غیر از کانون نویسندگان ایران در تبعید و انجمن قلم ایران در تبعید، انجمن جهانی قلم روز 13 اردیبهشت ماه گذشته با انتشار بیانیه‌ای از محاکمه این سه عضو کانون نویسندگان ایران ابراز نگرانی کرده بودند و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط آن ها شده بودند.
به گفته انجمن جهانی قلم، محاکمه این نویسندگان با «انگیزه‌های سیاسی» صورت گرفته و «نقض آشکار حق آزادی بیان آن ها» محسوب می‌شود.

در چنین شرایطی، کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران در گزارش تازه خود از سانسور رسانه‌ها توسط حکومت‌های جهان فهرستی از ده کشور منتشر کرد که بدترین و بیش ترین محدودیت‌ها را برای رسانه‌ها و اصحاب آن ایجاد می‌کنند.
بر اساس این گزارش که روز سه‌شنبه 19 شهریور، منتشر شد کشور اریتره در شاخ آفریقا مقام اول را از نظر سانسور حکومتی در جهان دارد.
کره شمالی و ترکمنستان به ترتیب در رده‌های دوم و سوم این فهرست قرار دارند. هم چنین عربستان سعودی، چین، ویتنام، ایران، گینه استوایی، بلاروس و کوبا به ترتیب در رده‌های بعدی فهرست سانسور حکومتی هستند.
کمیته حفاظت از روزنامه‌نگاران که مقر آن در نیویورک است در گزارش خود این ده کشور را متهم کرده که «استانداردهای بین‌المللی آزادی بیان را زیرپا گذاشته و با ارعاب خبرنگاران با استفاده از حبس، رسانه‌ها را به سخنگوی حکومت تبدیل و خبرنگاران مستقل را به تبعید وادار می‌کنند.»
این کمیته با اشاره به این که «خودسانسوری در این کشورها فراگیر است»، درباره سانسور در کشورهایی چون عربستان سعودی، چین، ویتنام و ایران گفته که آن ها «روش‌های سنتی سانسور هم چون آزار و اذیت و بازداشت بدون دلیل را با نظارت امنیتی پیشرفته و هک کردن هدفمند با هم ترکیب کرده و به منظور به سکوت واداشتن رسانه‌های مستقل علیه آنان استفاده می‌کنند.»
حکومت اسلامی ایران، در گزارش‌هایی که نهادهای مدافع آزادی رسانه‌ در جهان طی سال‌های اخیر منتشر کرده‌اند از جمله معدود کشورهایی است که بدترین کارنامه را در این زمینه دارد.
به عنوان نمونه، گزارشگران بدون مرز در آخرین گزارش خود برای سال 2019، اعلام کرد که ایران با شش رتبه نزول نسبت به سال قبل از آن، در جایگاه 170 رده‌بندی جهانی آزادی رسانه‌ها قرار دارد.
در این گزارش از ایران به عنوان یکی از سرکوبگرترین کشورها برای روزنامه‌نگاران از 40 سال پیش تاکنون نام برده و اعلام شده است که در فاصله سال‌های 1358 تا 1388، دست‌کم 860 روزنامه‌نگار و شهروند - خبرنگار تحت تعقیب قرار گرفته، بازداشت، زندانی و یا حتی اعدام شده‌اند.
ایران علاوه بر این که یکی از پنج زندان بزرگ برای روزنامه‌نگاران در جهان لقب گرفته، به گفته گزارشگران بدون مرز، به بزرگ‌ترین زندان جهان برای فعالان رسانه‌ای نیز تبدیل شده است.
استفاده از «قوانین کیفری مربوط به توهین و افترا، نظارت دیجیتال و فیزیکی خبرنگاران، مسدود کردن وب‌سایت‌های خبری، محدود کردن رسانه‌های دارای مالکیت خصوصی یا مستقل، ممانعت از ورود خبرنگاران خارجی و هک کردن هدفمند اشخاص و استفاده از ترول‌ یا اوباش اینترنتی» از جمله روش‌هایی است که ده کشور مورد اشاره این کمیته، برای مقابله با رسانه‌ها به کار می‌گیرند.

حکومت اسلامی در ادامه این همه وحشی گری هایش، همواره نیروهای سرکوبگر خود را نیز سازمان دهی و بسیج می کند. سرتیپ پاسدار غلامحسین غیب‌پرور، فرمانده سابق بسیج، روز شنبه گذشته به عنوان جانشین فرمانده‌کل سپاه در قرارگاه مرکزی امنیتی امام علی معرفی شد.
تشکیل قرارگاه امنیتی امام علی، محصول تجارب و آزمایش و خطاهای حکومت جمهوری اسلامی و سازمان سرکوب آن در برخوردهای دو ساله با اعتراضات مردمی و خیابانی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 است. نوعی جمع‌بندی‌ تجارب امنیتی حکومت در مقابله با قیام‌های گسترده شهری.
در جریان اعتراضات مردمی و ضدحکومتی سال 1388، یکی از تاکتیک‌های به‌کار گرفته شده از سوی قرارگاه ثارالله تهران و برخی شهرهای دیگر برای سرکوب معترضان خیابانی، استفاده از هجوم ناگهانی یگان‌های موتور سوار بود.
در چارچوب این شیوه سرکوب، حدود سی تا پنجاه موتور تریل، به تظاهرکنندگان حمله می‌کردند. این روش سرکوب اعتراضات و حرکت موتورسواران، مشکل ترافیک تهران را دور می‌زدند و سریع‌تر از خودروهای پلیس و بسیج و سپاه خود را به محل تظاهرات و درگیری می‌رساندند. از طرف دیگر تجهیزات و پوشش موتورسوارها که همراه با حرکت هم زمان ده‌ها موتور و نیروهایی با صورت‌های پوشیده و باتوم به دست بود، آگاهانه نوعی انتخاب شده بود که جلب توجه کند و رعب و وحشت بین معترضان خیابانی ایجاد کند.
پس از تجربه سرکوب اعتراضات خیابانی سال 88، فرماندهان ارشد سپاه و بخش‌های اطلاعاتی و امنیتی آن به این نتیجه رسیدند که تجربه یگان‌های موتورسوار را ارتقا دهند و آن ها را در چارچوب گردان‌های امنیتی امام علی سازمان دهی و تجهیز کنند.
مسئول تشکیل این گردان‌ها که در سال 1390، اعلام موجودیت کرد، سرتیپ مهدی ربانی جانشين وقت قرارگاه ثارالله بود. او فرماندهی بخش مهمی از سرکوب اعتراضات سال 1388 در تهران را برعهده داشت. مهدی ربانی بعدها به دلیل سرکوب وحشیانه اعتراضات، ارتقای مقام یافت و ابتدا معاون عملیات سپاه و سپس معاون عملیات ستاد کل نیروهای مسلح ایران شد.
سرلشکر جعفری فرمانده کل سپاه هنگام تشکیل گردان‌های امام علی با تقدیر از عملکرد سرتیپ ربانی گفته بود: «این گردان‌ها وظیفه مقابله با فتنه‌هایی مانند فتنه 88 را بر عهده دارند.»

   
گردان‌های امام علی برای سرکوب و مقابله سازمان‌یافته، منظم و با برنامه، با اعتراضات و قیام‌های مردمی تاسیس شدند در واقع ارتقای لباس‌شخصی‌های موتورسوار مساجد و پایگاه‌های بسیج به یک یگان سازمان‌یافته‌تر، مجهزتر و آموزش‌دیده‌تر بود که هدف اصلی‌اش بر هم زدن تجمعات و اعتراضات مردمی است.
پیش از این، در صورن نیاز بسیجی‌ها را احضار می‌کردند و آن ها‌ با وانت و موتور و هر وسیله دیگری خود را به صحنه تظاهرات می‌رساندند و با هر وسیله‌ای از باتوم گرفته تا چوب دستی تظاهرات مردم را سرکوب می‌کردند. اما پس از تشکیل گردان‌های امام علی که نخست در تهران و سایر شهرهای کشور تشکیل شدند، قرار است برای مقابله با شورش‌ها و اعتراضات شهری، یگان‌های موتوری آموزش‌دیده‌، به طور سازمان یافته با معترضان خیابانی کنند.
هنوز به طور رسمی و علنی تعداد گردان‌های امنیتی امام علی اعلام نشده است، ولی سرلشکر جعفری، فرمانده کل پیشین سپاه پاسداران، اعلام کرده است که حدود 31 هزار نیرو در قالب گردان‌های امنیتی امام علی تجهیز شده و آموزش دیده‌اند، یعنی حدود 100 گردان. آماری که مربوط به حدود چهار سال پیش است و آمار جدیدی از میزان توسعه و گسترش این گردان‌ها منتشر نشده است.
گردان‌های امنیتی امام علی، وابسته به بخش رزمی بسیج هستند که هم‌اکنون زیر مجموعه نیروی زمینی سپاه پاسداران قرار دارند. این نیرو، جدا از نیروی انتظامی و یگان ویژه پاسداران نیروی انتظامی و یگان‌های ضد شورش ناجا هستند و معمولا در مواقعی وارد صحنه می‌شوند که نیروی انتظامی به دلیل وسعت و شدت اعتراضات مردمی قادر به کنترل نباشد.
غلامحسین غیب‌پرور، فرماندهی این نیرو را به عهده دارد. او قبلا فرماندهی سازمان بسیج، یکی از سازمان‌های اصلی سپاه ر ابه عهده داشت. غیب‌پرور، معروف است که مواضع تند و تیزی دارد.
اکنون نیز حکم جدید سرتیپ غیب‌پرور از سوی فرمانده سپاه صادر شده و عنوان او «جانشینی فرمانده ‌کل سپاه در قرارگاه امام علی» معرفی شده است.
قرارگاه مرکزی تحت امر او قرار است وظیفه ایجاد و توسعه قرارگاه‌های امنیتی استانی امام علی در سراسر کشور را برعهده دارد، بر ایجاد و توسعه و تجهیز و آموزش گردان‌های امنیتی موتورسوار امام علی در شهرهای مختلف نظارت و فرماندهی کند و خود را برای سرکوب اعتراضات شهری و خیابانی آماده نماید.

تجارب قبلی تاریخی هم چون 18 تیر 78، 18 تیر 82، سال 88، اعتراضات دی 96 و اعتراضات سال 97، نشان می‌دهد که نیروهایی که اعتراضات مردمی و ضد حکومتی در ایران را کنترل و مدیریت یا سرکوب می‌کنند به یک ساختار و سازمان چند بعدی تعلق دارند که هر یک پس از این سرکوب ها، گسترده‌تر، پیچیده‌تر و مجهزتر شده اند.
به این ترتیب، در ساختار پلیسی - امنیتی حکومت اسلامی، فقط پلیس و نیروی انتظامی نیست که دست به سرکوب اعتراضات مردمی می زنند، بلکه بخش‌های مختلف شبه‌نظامی، نظامی، اطلاعاتی، عملیاتی، قضایی، رسانه‌ای و تبلیغاتی و مالی است که وظیفه سرکوب چند بعدی جنبش های سیاسی – اجتماعی را به عهده دارند.
در حکومت اسلامی ایران، رسما وجود 16 نهاد اطلاعاتی اعلام شده، اما همه آن ها در بازداشت منتقدان و معترضان نقش و جایگاه یک سانی ندارند.
فعال‌ترین نقش اطلاعاتی در این سال‌ها، بر عهده چهار نهاد اطلاعاتی بوده است: وزارت اطلاعات، اطلاعات ناجا، حفاظت اطلاعات قوه قضاییه و اطلاعات سپاه.
اما در تمامی مواردی که این نیروهای دست به سرکوب های خیابانی در سال‌های 78، 88، 96 و 97 زده اند، همواره نیروهایی تحت عنوان «لباس شخصی» ها در کنار نیروهای اطلاعاتی و مسلح بوده‌اند.
این نیروها که جدای از مأموران لباس شخصی هستند، معمولاً در هنگام مواجهه با معترضان در صف اول دیده می‌شوند و با انگیزه و تحرک بیش تری در کنترل و مدیریت و یا سرکوب اعتراضات و معترضان شرکت می‌کنند.

 

بررسی‌های آماری نشان می‌دهد که سهم نهادهایی مانند یگان ویژه ناجا، بسیج و سپاه از بودجه عمومی کشور، هر سال رو به افزایش بوده و هر زمان که بخش‌های جدیدی برای کنترل و مدیریت یا سرکوب منتقدان و معترضان به این نهادهای انتظامی و اطلاعاتی و امنیتی اضافه شده، به همان میزان امکانات پشتیبانی و لجستیک و مالی و اداری بیش تری، حتی خارج از بودجه کشوری، به آن ها اختصاص یافته است.
علاوه بر افزایش بودجه‌ها، تاسیس رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها و حتی مجموعه‌های تولید محتوا و فیلم نزدیک به سازمان‌های نظامی، اطلاعاتی و امنیتی با ساختارها و تشکیلات عریض و طویل است که هر یک از آن ها به طور مستقل و خاص از بودجه عمومی کشور و هم چنین از بودجه های مخفی و ویژه نیز برخوردار هستند و از دریافت پول و امکانات از نهاد و سازمان وابسته به سپاه و بسیج و حتی بیت رهبری تغذیه می‌شوند.
شایان ذکر است که ترکیبی از نماینده رهبری، فرمانده سپاه، وزیر کشور، وزیر اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه و برخی دادستان‌ها و قضات تحت هدایت شورای عالی امنیت ملی و در نهایت شخص رهبر حکومت اسلامی و رییس جمهوری، بر شدت و کیفیت سرکوب منتقدان و معترضان و مخالفان، کنترل و مدیریت اعتصاب های کارگری و اعتراض های خیابانی را تعیین می کنند.
لازم به ذکر است علاوه بر این محکوم شدگان، تعداد بسیاری از فعالین حوزه های مختلف در سراسر ایران، از جمله هشت فعال محیط زیست بازداشتی در زندان اوین، بازداشت شدگان روز جهانی کارگر، تعدادی از شهروندان بهایی بازداشت شده در شهرهای مختلف کشور، هواداران گروه های مختلف منتقد و مخالف نظام و بسیاری دیگر از فعالین مدنی و سیاسی کماکان در انتظار صدور احکام قضایی هستند. از این رو این گونه به نظر می‌رسد که همان طور که اشاره شد، در صورت تداوم این رویه، طی شش ماهه دوم سال جاری، جامعه مدنی ایران شاهد افزایش بی سابقه صدور احکام قضایی باشد.
صدور احکام بی محابا و سنگین در این دوره در حالی صورت می‌گیرد که اخیرا ابراهیم رئیسی، عالی ترین مقام قضایی کشور در اقدامی که به گفته بسیاری از حقوق دانان، دور زدن و نقض صریح قوانین کشور است، اقدام به اخذ استیذان از آیت الله خامنه‌ای جهت عدم لزوم برگزاری دادگاه های تجدید نظر با حضور طرفین دعوی کرده است. بر همین اساس این گونه استنباط می شود که شعب دادگاه تجدید نظر نیز بدون نیاز به شنیدن اعتراض و دفاعیات متهم و وکیل وی اقدام به صدور و غالبا تائید رای دادگاه بدوی کنند.
لازم به ذکر است در تاریخ 16 اسفندماه 1397، رییسی متولی وقت آستان قدس رضوی و یکی از اعضای اصلی «هیئت مرگ» که در صدور فرامین اعدام دسته جمعی هزاران زندانی سیاسی در سال 1367 نقش اساسی داشت، توسط آیت الله خامنه ای رهبر حکومت اسلامی به عنوان رییس قوه قضاییه منصوب شد.
او در سن 20 سالگی کارش را به عنوان دادستان کرج آغاز کرد. اندکی بعد بعنوان معاون دادستان کل تهران در سال 1367 و در مقام یکی از اعضای «هیئت مرگ» در این شهر ایفای نقش کرد.
رئیسی از سال 1383 تا 1393 معاون اول قوه قضاییه بود و از سال 1393 تا 1394 نیز دادستان کل حکومت اسلامی. او هم چنین در سال 1391 با حکم رهبر حکومت اسلامی دادستان کل دادگاه ویژه روحانیت شد.
به دنبال مرگ عباس واعظ طبسی، تولیت آستان قدس رضوی، رئیسی با حکم خامنه‌ای جایگزین او در این مجموعه عظیم اقتصادی شد. علاوه بر این، وی یکی از نامزدهای مغلوب ریاست جمهوری در سال 1396 است. رئیسی پس از واگذاری انتخابات ریاست جمهوری 1396 به رقیبش، توسط رهبر حکومت اسلامی به عضویت «مجمع تشخیص مصلحت نظام» درآمد.

اما این احکام سنگین با واکنش بی سابقه‌ای روبه رو شده است. فضای شبکه‌های اجتماعی مملو از پیام‌های محکومیت کاربران، فعالان سیاسی و مدنی در داخل و خارج کشور است.
برخی کاربران معتقدند این احکام سنگین فقط برای «طلب نان» و «آزادی» بوده است.
هم زمانی اعلام احکام سنگین فعالان کارگری با آزادی سعید مرتضوی محکوم پرونده کهریزک هم مورد توجه عموم کاربران قرار گرفته و به طنز و کنایه اظهار نظر‌های تندی در این باره منتشر شده است. بسیاری به کنایه نوشته اند با وضعیت احکام کارگران واقعا جای فردی مثل مرتضوی زندان نیست.
پس از موج گسترده انتقادات به احکام صادره آیت‌الله سیدابراهیم رئیسی، رییس قوه قضاییه، دستور ویژه‌ای صادر کرد. بنابراین گزارش، رییس قوه قضاییه در خصوص آرا صادره از سوی یکی از شعب دادگاه انقلاب در برخی از پرونده‌های اخیر دستور داد به سرعت و تحت نظارت رییس کل دادگستری تهران تجدیدنظر و رسیدگی منصفانه صورت گیرد.
سخنگوی قوه قضاییه هم در پنج بند توضیحاتی درباره احکام صادره ارائه کرد.
غلامحسین اسماعیلی گفت: «اولا به محض صدور رای، ریاست محترم قوه قضاییه دستور داده اند در مرحله تجدید نظر در اسرع وقت رسیدگی عادلانه و منصفانه صورت پذیرد. ثانیا رای صادره همان گونه که از دستور ریاست محترم قوه قضاییه استنباط می گردد غیر قطعی بوده و اظهار نظر و داوری باید پس از صدور حکم قطعی انجام شود. ثالثا: ادعای محکومیت برخی افراد به مجازات‌های هفده یا هجده سال حبس صحت نداشته و حداکثر مجازات متهمان اصلی پرونده هفت سال و برای برخی دیگر پنج سال است. رابعا، اقدامات مندرج در دادنامه در زمره اتهامات امنیتی است.»
اسماعیلی، هم چنین به این نکته اشاره کرد که پرونده‌ای که بابت شرکت جمعی از کارگران در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم عمومی در استان خوزستان تشکیل شده بود 41 نفر متهم داشته که در مورد تمامی آن‌ها قرار منع تعقیب صادر شده است. این اقدام نشان می دهد که رییس قوه قضاییه و کل حاکمیت از احکام جدید خود علیه کارگران، عقب نشسته اند تا حساسیت زیادی به وجود نیاورند که به اعتصاب سراسری کارگران منجر گردد.
رییس قوه قضاییه حکومت اسلامی ایران ابراهیم رئیسی، یعنی راننده روانی ماشین کشتار، با حمایت خامنه ای رهبرشان تصمیم گرفته اند فعالان کارگری، زنان، دانشجویان، محیط زیست، نویسندگان، هنرمندان، روزنامه نگاران و... را زیر بگیرند و با ریختن خون هر چه بیش تر انسان های بی گناه و عدالت خواه، درخت پوسیده و متعفن اسلام و حکومت تبه کارشان آبیاری کند. اما این درخت از درون پوسیده و از بیرون نیز چهره هیولایی دارد و بوی تعفن آن تمام جامعه بشری را پر و مسموم کرده است. در چنین وضعیتی، هم جنبش ها و نیروهای آزادی خواه، برابری طلب و عدالت جو، وظیفه آگاهانه و داوطلبانه دارند تا این ماشین مرگ را نابود سازند.
به عبارت دیگر، ابراهیم رئیسی با کارنامه جنایت کارنه ‌اش از جمله مشارکت در اعدام‌های دهه ۶۰،‌ می‌خواهد خود را شخص قدرتمندی نشان دهد و جایگاه خود را برای رسیدن به رهبری حکومت اسلامی، تحکیم بخشد.

اما مسلم است که کارگران نمایندگان و همکاران و هم طبقه ای ها و متحدان خود را تنها نخواهند گذاشت. اسماعیل بخشی، نه تنها نماینده محبوب و جوان و جسور کارگران نیشکر هفت تپه، بلکه جنبش کارگری ایران است. اتهامات وی عبارتند از: اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی، توهین به رهبری، نشر اکاذیب و فعالیت تبلیغی علیه نظام. بخشی به خاطر اتهام اول یعنی اقدام علیه امنیت ملی به هفت سال حبس محکوم شده است. بخشی و قلیان در آبان ماه گذشته در اعتراضات کارگری هفت‌تپه بازداشت شده بودند و بعد از آزادی مطرح کردند که از سوی نیرو‌های وزارت اطلاعات شکنجه شده‌اند. این در حالی است که وزارت اطلاعات و قوه قضاییه این ادعا را رد کردند. آن‌ها بعد از پخش فیلم «طراحی سوخته» از تلویزیون، که حاوی اتهاماتی علیه دستگیرشدگان بود، در روز سوم بهمن دوباره بازداشت شدند. پیش تر 16 کارگر نیشکر هفت‌تپه نیز به حبس تعلیقی و شلاق محکوم شدند. آبان و آذر 1397 کارگران کارخانه نیشکر هفت‌تپه دور تازه اعتصاب و اعتراض را سازمان دهی کردند که به سرعت از کارخانه هفت‌تپه فراتر رفت و با اعتراض کارگران فولاد اهواز گره خورد. روند اعتراضات به امسال هم کشیده شد البته ابعاد آن کوچک تر بود.
این اعتراضات ناشی از خصوصی سازی در نیشکر هفت تپه بود. کارگران هفت تپه در زمان آغاز اعتراضات ماه‌ها بود که حقوقی دریافت نکرده بودند. از همان مقطع یکی از افرادی که این شرکت به او واگذار شده بود با مقادیر فراوانی ارز خارجی از کشور گریخت. لغو خصوصی‌سازی زمین‌ها، سامان دادن قراردادها، اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل، حق برخورداری از تشکل کارگری و پرداخت دستمزد‌های معوقه و افزایش دستمزدهای متناسب با تورم و گرانی واقعی، از جمله خواست‌های معترضان هفت تپه بود.
در حالی که گرانی، بیکاری و فقر در ایران روزافزون شده و هزینه‌های زندگی به بیش از هفت میلیون هزار تومان رسیده است اما حداقل دستمزد ماهانه کارگران یک میلیون و 760 هزار تومان است. با این وجود، نه تنها کارفرمایان دولتی و غیردولتی همین دستمزدهای ناچیز کارگران را به موقع پرداخت نمی کنند، بلکه اگر هم کارگران به این وضعیت اعتراض کنند بلافاصله نیروهای سرکوبگر دولتی را برای سرکوب آن ها می فرستند.
این تعرض آشکار حکومت اسلامی به معیشت کارگران و زندانی کردن فعالین و مدافعان جنبش کارگری و سایر جنبش های اجتماعی و فرهنگی را تنها با به میدان آمدن طبقه کارگر و متحدان آن، می توان در زندان ها را باز کرد و همه زندانیان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را آزاد نمود و آلترناتیو سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مساوات طلبانه، انسان دوستانه و عدالت جویانه را در مقابل کل جامعه قرار داد. به این ترتیب، با سازمان دهی اعتصاب سراسری در داخل و اعتراض سراسری در خارج کشور و با جلب حمایت و همکاری تشکل های کارگری و نهادهای مترقی در سطح جهان، می توان حکومت جهل و جنایت و ترور اسلامی را به عقب نشینی وادار کرد و همه زمینه های لازم را برای سرنگونی کلیت آن و تحقق شعار کارگران شرکت هفت تپه، یعنی شعار «نان، مسکن، آزادی و مدیریت شورایی» را فراهم ساخت!
سه شنبه نوزدهم شهریور 1398 - دهم سپتامبر 2019
ضمیمه:
اسامی 211 تن از فعالان سیاسی یا مدنی که از آغاز ریاست ابراهیم رئیسی در حوزه‌های مختلف به حبس، شلاق و جزای نقدی محکوم شده اند، توسط هرانا به شرح زیر آمده است:
1- کیومرث مرزبان، 2- شیما بابایی زیدی، 3- داریوش آبدار، 4- محمود معصومی، 5- بهنام موسیوند، 6- سعید اقبالی، 7- مژگان لعلی، 8- سعید سیفی جهان، 9- شقایق محکی، 10- نادر افشاری، 11- انوشه عاشوری، 12- علی جوهری، 13- مرضیه امیری، 14- اسحاق روحی، 15- محمدصابر ملک رئیسی، 16- شیراحمد شیرانی، 17- کمال جعفری یزدی، 18- ارس امیری، 19- نجات بهرامی، 20- صادق زیباکلام، 21- حامد آیینه وند، 22- روزبه مشکین خط، 23- محمدرضا آقاجری، 24- نیما صفار، 25- خلیل کریمی، 26- مهدی مقدری، 27- گلرخ ابراهیمی ایرایی، 28- آتنا دائمی، 29- محمدرضا خاتمی، 30- محمد پتایش، 31- خدیجه(لیلا) میرغفاری، 32- رضا مکعیان (ملک)، 33- هاشم زینالی، 34- سیمین عیوض زاده، 35- احسان خیبر، 36- عبدالعظیم عروجی، 37- محسن حاصلی، 38- محسن شجاع، 39- اعظم نجفی، 40- پروین سلیمانی، 41- شرمین یمنی، 42- سارا ساعی، 43- ارشیا رحمتی، 44- مسعود حمیدی، 45- علی بابایی، 46- اسماعیل حسینی کوه کمره ای، 47- فریده طوسی، 48- زهرا مدرس زاده، 49- امیرمهدی جلایری، 50- محمد نجفی، 51- جواد لاری، 52- رحیم محمدپور، 53- مسعود کاظمی، 54- سحر کاظمی، 55- امیرسالار داودی، 56- میلاد محمدحسینی، 57- عبدالله قاسم‌پور، 58- محمدحسین قاسم‌پور، 59- علیرضا حبیبیان، 60- اکبر دلیر، 61- بکتاش آبتین، 62- رضا خندان مهابادی، 63- کیوان باژن، 64- یوسف سلحشور، 65- داوود محمودی، 66- محمد عصری، 67- سیاوش رضاییان، 68- نجف مهدی پور، 69- بهروز زارع، 70- عطاالله احسنی، 71- عباس نوری شادکام، 72- علی باقری، 73- مسعود عاجلو، 74- بهزاد علی بخشی، 75- کیانوش قهرمانی، 76- نریمان نوروزی، 77- رضوانه احمدخان بیگی، 78- امیرمهدی صدیق آرا، 79- علی امین املشی، 80- برزان محمدی، 81- آرشام رضایی، 82- نسرین ستوده، 83- مایکل وایت، 84- ابوالفضل قدیانی، 85- نادر فتوره چی، 86- فرهاد شیخی، 87- مرداس طاهری، 88- عالیه اقدام‌دوست، 89- رسول بداقی، 90- اسماعیل گرامی، 91- جواد ذوالنوری، 92- حسین غلامی، 93- رحمن عابد، 94- اصغر امیرزادگانی، 95- حمیدرضا رحمتی، 96- اقبال شعبانی، 97- محمدعلی زحمتکش، 98- فاطمه محمدی، 99- بهمن کرد، 100- سینا درویش عمران، 101- علی مظفری، 102- لیلا حسین زاده، 103- مجتبی داداشی، 104- محمد رسول اف، 105- حسین جنتی، 106- امید اسدی، 107- سهند معالی، 108- محمد میرزایی، 109- باپیر برزه، 110- شیرکو علی محمدی، 111- کیوان نژادرسول، 112- توحید امیر امینی، 113- کیانوش اصلانی، 114- عباس لسانی، 115- مبین الله ویسی، 116- مجتبی پروین، 117- کاظم صفابخش، 118- رحیم غلامی، 119- جعفر رستمی، 120- عارف محمدی، 121- پیمان میرزا زاده، 112- سمکو جعفری، 123- بهزاد شهسوار، 124- سیامند شهسوار، 125- عباس لسانی، 126- سهند معالی، 127- سلمان افرا، 128- شاکر مرویی، 129- خالد حسینی، 130- رسول طالب مقدم، 131- حسن سعیدی، 132- حسین انصاری زاده، 133- محمد خنیفر، 134- فیصل ثعالبی، 135- صاب ظهیری، 136- عادل سماعی، 137- اسماعیل جعادله، 138- بنی نعامی، 139- امید ازادی، 140- رستم عبدالله زاده 141- علی بنی سعده، 142- نسرین جوادی، 143- توفیق محمودی، 144- داود رضوی، 145- امان الله بلوچی، 146- فاروق ایزدی نیا، 147- معین محمدی، 148- شیدا عابدی، 149- فیروز احمدی، 150- خلیل ملاکی، 151- سیمین محمدی، 152- بیژن احمدی، 153- مریم مختاری، 154- ساغر محمدی، 155- سهراب ملاکی، 156- بهمن صالحی، 157- سوفیا ممبینی، 158- نگین تدریسی، 159- خیرالله بخشی، 160- شبنم عیسی خانی، 161- شهریار خداپناه، 162- فرزاد بهادری، 163- کامبیز میثاقی، 164- مونیکا علیزاده، 165- مینو ریاضتی، 166- اسدالله جابری، 167- احترام شیخی، 168- عماد جابری، 169- فریده جابری، 170- فرخ لقا فرامرزی 171- پونه ناشری، 172- صبا کردافشاری، 173- یاسمن آریانی، 174- منیره عربشاهی ، 175- مژگان کشاورز، 176- ویدا موحد، 177- متین امیری، 178- مریم امیری، 179- عاطفه رنگریز، 180- ادریس کسروی، 181- طاهر صوفی، 182– هاله صفرزاده، 183- علیرضا ثقفی، 184- یوسف جلیل، 185- فاطمه باختری ، 186- زمان فدایی، 187- بهنام ابراهیم زاده، 188- محسن حق شناس، 189- ناهید خداکرمی، 190- راحله راحمی پور، 191- علیرضا کفایی، 192- محمد درستی، 193- سالار طاهرافشار، 194- اولدوز قاسمی، 195- جعفر عظیم زاده، 196- حسین حبیبی، 197- حسین قدیانی، 198- میرموسی ضیاگرگری، 199- سجاد شهیری، 200- جعفر پکند، 201- حمید بلخکانلو، 202- غفور برهم، 203- ولی نصیری، 204- سحر (نام خانوادگی توسط هرانا در حال بررسی است)، 204- امین سیبر، 205- اسماعیل بخشی، 206- سپیده قلیان، 207- امیر امیرقلی، 208- امیرحسین محمدی فرد، 209- ساناز اله‌یاری، 210- عسل محمدی، 211- محمد خنیفر.

برنامه ای از رادیو رهاورد!
در بر نامه امروز چهارشنبه ۲۰ شهریور ماه ۱۳۹۸ خورشیدی؛ اسماعیل مولودی نگاهی دارد به مسله توازن قوا در مبارزه طبقاتی. اسماعیل مولودی تحلیلگرسیاسی چپ و آسیب شناس مسایل سیاسی و اجتماعی در سوئد

اخبار و گزارشات کارگری 19 شهریور ماه 1398

«با اتحاد پیروز میشویم، با افتراق شکست میخوریم»

بازداشتی های مراسم روز جهانی کارگر آزاد باید گردند

- چرایی محکومیت 86 نفراز اهالی شهربلداجی به تحمل 30 ضربه شلاق و4 ماه زندان

- انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه :

نسبت به صدور احکام علیه فعالین کارگری وسیعا به اعتراض برخیزیم

- سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه:احکام منصفانه!؟

- اطلاعیه مسئول بخش خاورمیانه و شمال آفریقا سازمان عفو بین الملل درباره احکام زندان وشلاق برای روزنامه نگاران وفعالین کارگری

- پلاتفرم سندیکاهای کارگری سوئد-ایران:

تصیمات باور نکردنی اخیر قوه قضائی و دادگاه های انقلاب اسلامی علیه فعالین این اعتصابات و اعتراضات، جوامع جهانی را نیز در شوک فرو برده است

*محکومیت 86 نفراز اهالی شهربلداجی به تحمل 30 ضربه شلاق و4 ماه زندان

شعبه 101دادگاه کیفری شماره دو شهرستان بروجن در استان چهارمحال بختیاری86 نفراز اهالی شهربلداجی را به تحمل 30 ضربه شلاق و4 ماه زندان محکوم کرد.

چرایی محکومیت 86 نفراز اهالی شهربلداجی؟

سه شنبه 29 تیر ماه 1395:

حمله به تجمع اهالی شهربلداجی در اعتراض به انتقال آب سبزه کوه یک کشته و30زخمی برجاگذاشت و15نفر بازداشت شدند

اهالی شهر بلداجی در اعتراض به انتقال آب سبزه کوه به منطقه بروجن و سفید دشت تجمع کردند.

خبر ها از حمله نیروهای انتظامی به تجمع کنندگان وکشته وزخمی شدن سی ویکنفر وهمچنین بازداشت15نفرحکایت دارد.

لینک فیلم تجمع :

http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1395/4/29/4861667_839.mp4

بنا به گزارشات رسانه ای شده،جمعی از اهالی شهر بلداجی با تجمع در محل انتقال آب سد چغاخور به دشت سفید دشت خواستار لغو این پروژه شده اند .

طبق مصاحبه های صورت گرفته با برخی از مسئولین و اهالی مردم در روزهای گذشته  این پروژه در زمان استاندار قبل و بدون هماهنگی با مسؤولان و مردم شهر بلداجی صورت گرفته که نارضایتی کشاورزان را به همراه داشته است.

بنابراین از همان روزهای نخست تصویب این پروژه که با اعتراضات شدید مردمی همراه بوده است و دیده ها و شنیده ها حاکی از این است  مسؤولان به هیچ وجه نگران کمبود آب کشاورزان نیستند.

بر اساس گزارش های واصله، اخیراً استاندار بصورت غیر رسمی و بدون اطلاع مسئولین شهر بلداجی به این بخش آمده وکلنگ طرح انتقال آب از سد چغاخور به صنایع دشت سفیددشت را زده است.

در حال حاضر تصاویر پخش شده در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی خبر از تجمع اعتراض آمیز مردم و درگیری های شدید را می دهد تا نگذارند این پروژه عملیاتی شود.

خاطر نشان می شود که دلیل اصلی و منشا بروز درگیری های امروز شهر بلداجی به سال ۱۳۸۶ و زمانی باز می گردد که مسئولان ارشد دولت نهم ظاهرا بدون انجام کار کارشناسی و مطالعات میدانی تصمیم به احداث یک مجتمع فولاد در شهر سفید دشت از توابع شهرستان بروجن را صادر کردند.

عملیات احداث این مجتمع فولاد در سال ۱۳۸۶ و در زمینی به مساحت ۲۵۰ هکتار در حالی که برای منابع آب آن فکر اساسی نشده بود آغاز شد. با این وجود عمر دولت نهم و دهم به افتتاح عملیاتی این مجتمع کفاف نداد و در دولت یازدهم نیز مراحل ساخت این پروژه ادامه یافت.

این مجتمع فولاد در حالی قرار است با مشارکت ۶۵% فولاد مبارکه اصفهان و ۳۵% سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران ساخته و راه اندازی شود که در بحث تامین منابع با مشکل مواجه است و برای تامین آب مورد نیازمند آب سایر مناطق استان است.

با توجه به همین مشکل مهم و حیاتی یعنی نبود منابع آب کافی برای آغاز به کار مجتمع فولاد مسئولین تصمیم گرفتند تا برای رفع این مشکل اساسی اقدام به انتقال آب از منطقه بلداجی (یکی دیگر از شهرهای شهرستان بروجن) به محل مجتمع فولاد سفید دشت را گرفتند.

شهر بلداجی از توابع شهرستان بروجن بوده و در60کیلومتری مرکز استان چهارمحال و بختیاری واقع شده است.

چهارشنبه 30تیرماه 1395:

180 مجروح در حادثه اعتراض به انتقال آب از بلداجی

سرپرست عملیات سازمان امدادو نجات هلال احمر گفت: روز گذشته 180 نفر به علت درگیری های شهرستان بلداجی مجروح شدند که تعدادی از آنها به مراکز درمانی منتقل شدند.

*انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه :

نسبت به صدور احکام علیه فعالین کارگری وسیعا به اعتراض برخیزیم

طی یک سال گذشته و بعد از اعتصابات و اعتراضات قدرتمند و با شکوه کارگران هفت تپه و فولاد خوزستان در سطح خیابان های شهرها، دستگاه های سرکوب حاکمیت دست به سرکوب و مقابله همه جانبه و کم سابقه‌ای طی حداقل ده سال اخیر زده و تمام تقلایشان را برای کاستن از فشار قدرتمند و رو به انسجام و ایجاد همبستگی بیشتر جنبش کارگری بکار گرفته اند تا بلکه مجال یافتن فرجی هر چند کوتاه و اندک جهت جلوگیری از وارد آمدن ضربات کوبنده طبقه کارگر بر پیکره سیستم مدافع چپاول و دزدی از اموال و ثروت های اجتماعی یابند.

بازداشت طولانی مدت کارگران و فعالین مرتبط با هفت تپه، بازداشت بیش از 50 نفر در جریان مراسم روز جهانی کارگر در مقابل مجلس، بازداشت تعداد زیادی از فعالین کارگری و زنان و اخیرا احضار ده ها نفر از کارگران فولاد و محاکمه و صدور احکام شنیع و قرون وسطایی شلاق و زندان های طویل المدت، تقلای بی حاصل حاکمیت برای پاسخ به شرایط بحرانی خود می باشد.

عبث بودن سرکوبگری های شدید در به عقب راندن جنبش کارگری و همچنین دیگر جنبش های اعتراضی را باید در ادامه بی وقفه اعتصابات کارگری و از جمله قدرت نمایی کارگران هپکو در سطح خیابان و حمایت با شکوه کارگران آذر آب اراک از هپکو درست در زمانی که بازداشت شدگان هفت‌تپه و روز جهانی کارگر همچنان زیر فشار قرار داده شده و در دادگاه های فرمایشی محاکمه و به حبس های طولانی محکوم می کنند، دید که یادآور اعتصابات و تظاهرات های سال گذشته هفت‌تپه و فولاد است.

و باز هم بی حاصل بودن تلاش سرکوبگرانه دستگاه های در مایوس نمودن طبقه کارگر و رهبرانش در ادامه مبارزات را باید در مبارزات فعالین و رهبران بازداشت شده اش در زندانها دید که زیر شدید ترین فشارها با اعتصابات و اعتراضات و ارسال پیام هایشان به هم طبقه ای های خود در بیرون از زندان، تسلیم ناپذیری کل طبقه کارگر را فریاد می زنند. باید در پیام های اسماعیل بخشی و امیر حسین محمدی فرد درست بعد از دریافت احکام سنگینشان دید که همچنان با اراده و مصمم بر ادامه مبارزه تاکید می ورزند.

همین نمونه ها از مبارزات و فضای اعتراضی توده ای، علی رغم این همه فشار، سرکوب، احضار، بازداشت و صدور احکام سنگین کافی است که عمیقا باور داشت، سرکوب، حتی با شدیدترین و حجیم ترین درجه اش، دیگر کارآیی ندارد.

اما نباید اجازه داد که بازداشت های گسترده و صدور احکام سنگین، ذره ای از سرعت توفنده مبارزات توده ای و در مرکز آن مبارزات کارگری را بکاهد.

باید متحدانه و قدرتمند با خواست لغو کلیه احکام صادره اخیر و آزادی بی قید و شرط کلیه کارگران زندانی و زندانیان سیاسی، با به راه انداختن اعتراضات به هر شیوه ممکن در سراسر ایران و جهان سیاست ها و اعمال سرکوبگرانه را بیشتر از پیش خنثی کرد.

انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه

18/6/1398

*سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه:احکام منصفانه!؟

بعد از اعلام احکام بغایت ظالمانه علیه اسماعیل بخشی، محمد حنیفر، سپیده قلیان، عسل محمدی، ساناز الهیاری،امیر امیرقلی، امیر حسین محمدی، یکی از مسئولین با ایفای نقش آدم"خوبه" ادعا داشته است که باید احکام منصفانه باشد.

(توضیح اینکه پرونده علی نجاتی همچنان مفتوح می باشد)

1-احکام منصفانه برای کارگران و مدافعان جنبش کارگری، کم کردن احکام صادره نیست! بلکه باید تمام کارگران و مدافعان جنبش کارگری سریعا از زندان آزاد شوند.

2-باید از تمام کارگران و مدافعان جنبش کارگری که مورد محاکمه قرار گرفته اند، در رسانه های عمومی ایران از این عزیزان و خانواده های آنان، معذرت خواهی بعمل آید.

3-باید تمام بازداشت شدگان، به محل کار و تحصیل باز گردند و تمام‌ خسارت (مادی و معنوی ) وارده تا کنونی، به این عزیران بازگرداننده شود.

4-کسی نباید اجازه داشته باشد که کارگران و مدافعان جنبش کارگری را به دلیل دفاع از مطالبات به حق خود مورد تهدید و زندان قرار دهند.

ما تولید کنندگان تمام نعمات مادی هستیم.

توان و قدرت طبقه کارگر را دست کم‌ نگیرد.

خواست و‌مطالبه نان کارآزادی   که خواست فوری ماست، را عملی کنید.

سه شنبه ۱۹ شهریور ۹۸

*اطلاعیه مسئول بخش خاورمیانه و شمال آفریقا سازمان عفو بین الملل درباره احکام زندان وشلاق برای روزنامه نگاران وفعالین کارگری

فیلیپ لوتر مسئول بخش خاورمیانه و شمال آفریقا سازمان عفو بین الملل طی اطلاعیه ای بتاریخ 9سپتامبر2019ضمن ظالمانه وبی عدالتی شرم آورخواندن صدور احکام زندان وشلاق برای روزنامه نگاران وفعالین کارگری خواهان لغو این احکام ناعادلانه وآزادی قوری وبی قید و شرطشان شد.

لینک اطلاعیه بزبان انگلیسی:

https://www.amnesty.org/en/latest/news/2019/09/iran-prison-and-flogging-sentences-for-seven-journalists-and-activists-disgraceful-injustice/

*پلاتفرم سندیکاهای کارگری سوئد-ایران:

تصیمات باور نکردنی اخیر قوه قضائی و دادگاه های انقلاب اسلامی علیه فعالین این اعتصابات و اعتراضات، جوامع جهانی را نیز در شوک فرو برده است

جمهوری اسلامی ایران که بر اثر اعتراضات و اعتصابات کارگری ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ، ﺍﺯ جمله ﻋﻠﯿﻪ ﺑﯿﮑﺎﺭﯼ. ﺗﻮﺭﻡ ،ﺭﺷﻮﻩ و ﻓﺴﺎﺩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ،ﺧﺼﻮﺻﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﺯﯾﺎﻥ ﺑﺎﺭ ﺑﺎ ﺻﺪﻭﺭ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﺳﻨﮕﯿﻦﺯﻧﺪﺍﻥ ، ﺷﮑﻨﺠﻪ و ﺑﮑﺎر گیری ﺭﻭﺵ ﺟﺰﺍﺋﯽ قرون وسطایی تلاشی بی حاصل در مهار کردن اعترضات و خواستهای بحق جامعه و کارگران در رابطه با تضمین شغلی و امنیت اجتماعی سعی در ایجاد ترس و ارعاب در جامعه را نمود.

ولی این روش برخورد رژیم بجای ترس و وحشت کارگران را بیشتر از هر زمان دیگر مصمم تر در تداوم اعتراضات شان نمود.

عکس العمل رژیم جمهوری اسلامی ایران در برخورد به ابتدائی ترین خواستهای اقشار گوناگون اجتماعی و کارگران تصمیم به تشدید روند برخورد و سرکوب در مهار کردن این اعتراضات بوده است.

تصیمات باور نکردنی اخیر قوه قضائی و دادگاه های انقلاب اسلامی علیه فعالین این اعتصابات و اعتراضات جوامع جهانی را نیز در شوک فرو برده است.

بسیار شوک آور و باور نکردنی است که برای کسی که رهبر اعتراض به حقوق معوقه کارگران است ۱۴ سال حبس تعزیری و برای کسی که اخبار مبارزات آنان را منعکس کرده است ۱۸ سال حبس تعزیری صادر شود. در بسیاری از کشورها برای جانیان و قاتلان نیز چنین حکم های سنگینی صادر نمی شود.

بنا به گزارش های مختلف از ایران دادگاه رسیدگی به پرونده فعالین کارگری هفت تپه برای اسماعیل بخشی حکم ۱۴ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق، برای محمد خنیفردیگر کارگر نیشکر هفت تپه حکم ۶ سال حبس تعزیری صادر کرده است. همچنین شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برای حامیان و منعکس کنندگان صدای اعتراض کارگران هفت تپه حکم ها سنگینی صادر کرده است. سپیده قلیان، ساناز الهیاری، عسل محمدی، امیر امیرقلی، و امیر حسین محمدی فرد هر کدام به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شده اند.

این در حالی است که قبل از این بیدادگاه ها، احکام سنگین دیگری علیه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر در تهران و فعالین سندیکای کارگران شرکت اتوبسرانی تهران و حومه صادر شده بود. عاطفه رنگریز: یازده سال و شش ماه حبس، ٧۴ ضربه شلاق، ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها، دستجات سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند. مرضیه امیری: ده سال و شش ماه حبس و ١۴٨ ضربه شلاق. نسرین جوادی: ٧ سال حبس، ٧۴ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها و دستجات سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت استفاده از گوشی هوشمند. حسن سعیدی پنج سال حبس، دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها و دستجات سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند. سید رسول طالب مقدم: دو سال حبس، دوسال تبعید، ٧۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها، دستجات سیاسی، اجتماعی و همچنین ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند. ندا ناجی نیز با وجود صدور قرار وثیقه پس از بیش از ۴ ماه همچنان در زندان اوین زندانی است.

بر خلاف وعده و وعید های وزای خارجه کشورهای اروپایی در ضمن سفر جواد ظریف و اعمال فشار برای رعایت حقوق بشردر ایران، جمهوری اسلامی ایران بیش از پیش در سرکوب فعالین کارگری و مدنی مصمم تر شده است و بر سیاست ارعاب، سرکوب و زندان خود شدت بخشیده است.

در مقابل تصمیم جمهوری اسلامی بر تداوم و شدت یابی سرکوب ها اعلام موضع و دادن اطلاعیه های حمایتی از طرف تشکل ها و اتحادیه های کارگری اگرچه ضروری است اما کفایت نمی کند. برای مقابل واقعی و عملی در مقبل این سیاست باید در ابعادی بین المللی به مقابل برخاست و حرکت و اعترضات وسیع تری را باید سازمان داد.

پلاتفرم سندیکاهای کارگری سوئد اقدامات معینی را در این رابطه در دستور قرار داده است و امیدوار است که اقدامات ضروری و عاجل در دستور کار سندیکاهای کارگری در کشورهای مختلف ودر سطح دبین المللی برای مقابله با این سرکوب ها قرار گیرد.

۹ سپتامبر ۲۰۱۹

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

  

 

اخبار و گزارشات کارگری 18 شهریور ماه 1398

«با اتحاد پیروز میشویم، با افتراق شکست میخوریم»

بازداشتی های مراسم روز جهانی کارگر آزاد باید گردند

- ادامه اعتراضات کارگران کارخانه آذرآب نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی و وعده های توخالی مسئولان با امضای طومار

- اعتراضات کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی راه آهن کشور نسبت به عدم اجرای طرح تجمیع و طرح طبقه‌بندی مشاغل وپرداخت نشدن بموقع حقوق ادامه دارد

- اعتراض رانندگان ماشین امداد و اتفاقات گاز استان فارس نسبت به پایمال شدن حق و حقوقشان

- سندیکای کارگران شرکت واحد صدور احکام قرون وسطایی شلاق، زندان و تبعید علیه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر را قویاً محکوم می کند

- سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران:از مبارزه دست نخواهیم کشید!

- «رنج نامه از " بیدادی" که بر کارگران و فرزندانشان میرود »

- بیانیه کانون نویسندگان ایران پیرامون احکام متهمان پرونده‌ی هفت تپه

- انتقال آرام زندی فعال کارگری به زندان مرکزی سنندج

- عدم رعیت اصول ایمنی کاراز جانب کارفرمایان دولتی وخصوصی وقربانی شدن کارگران:

1- جان باختن کارگرشهرداری منطقه 3اهواز حین کار براثر تصادف

2- جان باختن یک کارگر در خرم آباد براثر سقوط از ارتفاع

3- مرگ یک کارگرساختمانی درسنندج براثر ریزش دیوار

4 - جان باختن 5کارگر مقنی در روستای بردیسان اصفهان بر اثر گاز گرفتگی

5 - مرگ یک کارگر درمراغه براثر سقوط از ارتفاع

6 - جان باختن یک کارگر در کاشان زیر آوار دیوار

7 - کشته وزخمی شدن 2کارگردر حادثه انفجار معدن زغال سنگ چمستان

8 - مصدومیت شدید یک کارگر حین کار در تونل انرژی ششگلان تبریزدرپی

*ادامه اعتراضات کارگران کارخانه آذرآب نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی و وعده های توخالی مسئولان با امضای طومار

کارگران کارخانه آذرآب در ادامه اعتراضات دامنه دارشان نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی و وعده های توخالی مسئولان با امضای طوماری خواستار تعیین وضعیت سهامداری شرکت شدند.

براساس گزارش رسانه ای شده بتاریخ18شهریور، جمعی از کارگران کارخانه آذرآب که طی روزهای اخیر اعتراضاتی نسبت به بلاتکلیفی وضعیت سهامداری این شرکت داشتند، طی طوماری نسبت به واگذاری این کارخانه به شرکت کاوه مبدل ابراز نگرانی کردند.

کارگران کارخانه آذرآب با امضای این طومار دوخواسته خودرا بشرح زیر اعلام کردند:

1- دستور قاطع به عدم واگذاری آذرآب به کاوه مبدل و یا شرکت‌های مشابه و همچنین تکلیف به واگذاری آذرآب به شرکت مپنا و حل این مشکل یک بار برای همیشه

2- صدور دستور کناره‌گیری یکی از سهامداران که طی دو سال گذشته در آذرآب با وعده‌های دروغین عقد قراردادهای کاری باعث بیکاری بیش از 70 درصد کارگران شرکت،عدم پرداخت حقوق و حق بیمه، افزایش بدهی‌های سنگین شرکت، عدم بازگشت اموال غارت شده شرکت، استعفای کامل هیئت مدیره و مدیران عامل، به خطر انداختن امنیت شغلی بیش از 1600 کارگر و ایجاد مشکلات اجتماعی و اقتصادی، اقدام به فروش اموال و سهام شرکت به جای فعال‌سازی شرکت و خلق کار و تولید شدند.

*اعتراضات کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی راه آهن کشور نسبت به عدم اجرای طرح تجمیع و طرح طبقه‌بندی مشاغل وپرداخت نشدن بموقع حقوق ادامه دارد

روز دوشنبه 18شهریور برای باری دیگر، کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی راه آهن کشور اعتراضشان را نسبت به عدم اجرای طرح تجمیع و طرح طبقه‌بندی مشاغل وپرداخت نشدن بموقع حقوق،رسانه ای کردند.

کارگران نکهداری خط وابنیه فنی راه آهن که تعدادشان به حدود 7هزارنفر می رسد و تحت مسئولیت چندین شرکت پیمانکاری با حداقل حقوق و مزایا در نواحی و مناطق محروم کشور مشغول بکار

هستند.

جمعی از این کارگران معترض به خبرنگار رسانه ای گفتند: ما خواستار اجرای طرح تجمیع و قرارگیری کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی راه آهن در این طرح هستیم و متاسفانه علیرغم درخواست‌های ما این طرح هنوز برای کارگران ابنیه فنی اجرایی نشده است. تجمیع کارگران پیمانکاری شرکت‌های مختلف موجب یکسان‌سازی شرایط کار می‌شود و نظارت و اجرای قانون را تسهیل می‌نماید.

آنها افزدودند:تعدادی از همکاران ما در سایر واحدهای راه آهن طرح تجمیع شده‌اند ولی علیرغم پیگیری‌های فراوان ما این طرح برای کارگران خطوط ابنیه فنی به اجرا درنیامده است.

این کارگران در ادامه گفتند:خواستار اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل هستند که طبق قانون باید در شرکت‌های دارای پرسنل بالای 50 نفر اجرایی شود.

*اعتراض رانندگان ماشین امداد و اتفاقات گاز استان فارس نسبت به پایمال شدن حق و حقوقشان

جمعی از رانندگان ماشین امداد و اتفاقات گاز استان فارس اعتراضشان را نسبت به تبعیض و ظلم هایی که در حقشان می شود رسانه ای کردند.

آنها طی نامه ای ازجمله نوشتند:

سه نفر بر روی ماشین امداد و اتفاقات گاز بصورت دو روز روزکار، دو روز شبکار و دو روز استراحت که مجموعا در ماه 240الی 252 ساعت کار میکنیم و در موارد کاری علاوه بر رانندگی کمک نیروی امدادی هم هستیم و کمک میکنیم.

دریافتی ماهیانه ما یک میلیون و 600 هزار تومان است و هیچ یک از مزایا اعم از اضافه کاری، شبکاری، تعطیل کاری، جمعه کاری، حق شیفت، حق مسکن، حق بن، حق اولاد، عیدی و پاداش، پاداش بهره وری، مرخصی، سنوات، ایاب ذهاب و ... به ما تعلق نمی گیرد.

پا به پای نیروهای امدادی که چهار نفر هستند و همه مزایا را دریافت می کنند شبانه روز کار میکنیم. رانندگان امداد و اتفاقات گاز در خود شهر شیراز این آیتم ها رو دریافت می کنند ولی به ما این مزایا رو نمیدهند.

همیشه شرمنده همسر و فرزندانمان هستیم، برای یک ماه هم که شده مسئولین خودشان را بجای ما بگذارند تا بدانند ما و خانواده هایمان چه زجر و سختی را تحمل میکنیم. حق و حقوق ما را پایمال می کنند ...

*سندیکای کارگران شرکت واحد صدور احکام قرون وسطایی شلاق، زندان و تبعید علیه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر را قویاً محکوم می کند

در اقدامی سرکوبگرانه و به‌جای پاسخ به مطالبات برحق کارگران، تجمع اعتراضی و برحق کارگران مقابل مجلس در روز جهانی کارگر (یازده اردیبهشت ٩٨) که در اعتراض به وضعیت افسار گسیخته‌ی معیشتی و اعتراض به فقر و فلاکت روزافزون برای کارگران برگزار شده بود، با یورش عوامل امنیتی به تجمع کارگران حدود پنجاه تن از شرکت کنندگان در این تجمع بازداشت شدند.

در میان بازداشت شدگان، هفت تن از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد به اسامی آقایان رضا شهابی، حسن سعیدی، سید رسول طالب مقدم، وحید فریدونی، ناصر محرم زاده، محمد اصلاغی و اسداله سلیمانی بودند. ازمیان بازداشت شدگان سندیکای کارگران شرکت واحد تهران:

آقای حسن سعیدی که پس از ٣٣ روز بازداشت موقت با قرار وثیقه‌ی سیصد و سی میلیون تومانی موقتا آزاد می باشد، در شعبه‌ی ٢٦ دادگاه انقلاب تهران به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور و اخلال در نظم عمومی به پنج سال زندان تعزیری و دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها و دستجات سیاسی و اجتماعی، همچنین ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند محکوم شده است. در ضمن در مورد اتهام اخلال در نظم عمومی پرونده ایشان برای محاکمه به دادگاه کیفری ارجاع شده است.

آقای سید رسول طالب مقدم دیگر عضو سندیکا که پس از ١١ روز بازداشت موقت با وثیقه ی دویست و پنجاه میلیون تومانی موقتا آزاد می باشد، در شعبه‌ی ٢٦ دادگاه انقلاب تهران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام و ایجاد اخلال در نظم عمومی به دو سال زندان تعزیری، دوسال تبعید، ٧۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها، دستجات سیاسی، اجتماعی همچنین ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند محکوم شده است.

از دیگر بازداشت شدگان روز جهانی کارگر:

خانم عاطفه رنگریز از حامیان حقوق کارگری با گذشت ۱۳۲ روز همچنان در زندان قرچک ورامین محبوس است. دادگاه برای ایشان وثیقه سنگین و غیر معمول دو میلیارد تومانی تعیین کرده است، با این وجود از پذیرش وثیقه و آزادی موقت ایشان ممانعت شده است. ایشان در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم عمومی، تمرد نسبت به مامورین دولتی به یازده سال و شش ماه زندان و ٧۴ ضربه شلاق محکوم شده است.

خانم مرضیه امیری، روزنامه نگار و حامی حقوق کارگری با گذشت ۱۳۲ روز همچنان در زندان اوین محبوس است. ایشان در شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب تهران به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام و اخلال در نظم و آسایش عمومی به ده سال و شش ماه زندان و ١۴٨ ضربه شلاق محکوم شده است.

خانم ندا ناجی که از حامیان حقوق کارگری می باشد، نیز با گذشت ۱۳۲ روز بازداشت، با وجود صدور قرار وثیقه اما از آزادی وی ممانعت می شود و بلاتکلیف در زندان اوین محبوس می باشد. اخیرا از ایشان مجددا باز جویی و تحقیقات صورت می گیرد.

خانم نسرین جوادی فعال کارگری که بعد از ٢٩ روز موقتا با قرار وثیقه از زندان آزاد شده است، به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور، اخلال در نظم عمومی، تبلیغ علیه نظام به ٧ سال زندان و ٧۴ ضربه شلاق و دوسال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها و دستجات سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت استفاده از گوشی هوشمند محکوم شده است.

علاوه بر نامبردگان، تعدادی از بازداشت شدگان در روز جهانی کارگر به احکام تعلیقی زندان و شلاق محکوم شده اند و تعداد دیگر نیز در نوبت محاکمه و یا صدور حکم قرار دارند و بدین ترتیب این موج سرکوب علیه کارگران و فعالین کارگری و حامیانشان در شکل های مختلف ادامه دارد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه احکام صادره علیه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر را قویاً محکوم می کند و نسبت به تداوم برخوردهای پلیسی، امنیتی، قضایی با اعتراضات برحق و بدیهی کارگران، معلمان، فعالین کارگری و حامیان آنها و منجمله روزنامه نگاران و دانشجویان هشدار می دهد و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر، همچنین کارگران، فعالین کارگری و معلمان زندانی در سراسر کشور و لغو احکام صادره و توقف محاکمه آنان می باشد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

۱۸ شهریور ۹۸

*سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران:از مبارزه دست نخواهیم کشید!

٤١ تن از کارگران فولاد اهواز به دادگاه احضار شدند. اینان کارگرانی هستند که به خصوصی سازی رانتخورانه، عقب افتادن دستمزدها و بسته شدن کارخانه اشان اعتراض کرده بودند. همچنین ٩ تن از کارگران هفت تپه به ٨ ماه حبس و ٣٠ ضربه شلاق محکوم شدند. اینان نیز به فروش کارخانه آن هم بدون ضابطه و غیرکارشناسی و عقب افتادن دستمزدهایشان معترض بودند.

این جدای از احکام سنگین صادره برای اسماعیل بخشی و علی نجاتی و جوانان دوستدار طبقه کارگر است که به بیش از ١١٠ سال زندان محکوم شدند و کارگرانی که در اول ماه مه امسال در تظاهرات روبروی مجلس دستگیر شده و آواره دادگاهها هستند.

هم زمانی کوفتن بر طبل مبارزه با فساد و فراگیرتر شدن فساد در بین مسوولین، با این احکامی که برای کارگران صادر می شود چیست؟؟ کارگرانی که برای باز نگه داشتن صنایع کشور و افشای رانتخواری مافیا قد علم کرده اند و باید « دستشان را بوسید » به شلاق و زندان های ١٨ ساله باید محکوم شوند؟ پیام این احکام برای کارگران چیست؟ جز اینکه حقوق عقب افتاده خود را طلب نکنید و گرسنگی بکشید تا در لواسان کاخ ها سر به فلک بکشد؟ جز اینکه مافیا باید صنایع کشور را ورشکسته کند تا آقازاده ها با خیالی آسوده به دلالی بپردازند و پورشه سوار شوند و کارگر هم حق اعتراض نداشته باشد و اگر اعتصاب کرد و معترض شد به ١٨ سال زندان محکوم شود؟

در احکام صادره برای کارگران و دوستدار طبقه کارگر قید شده است «اقدام علیه امنیت و تبلیغ علیه نظام» افشای غارتگران و به خطر انداختن امنیت مافیا و دزدی هایشان از کی تبلیغ علیه نظام شده است؟ آیا اسد بیگی ها نظام تلقی شده اند؟ فریاد کار، نان و قطع دست اختلاسگران امنیت چه کسانی را به مخاطره انداخته است؟

به نظر ما امنیت ملی رفاه کارگران است و توزیع درست ثروت، نه آقازاده های تن پرور. امنیت ملی ما هستیم که سینه امان سپر هر متجاوزی به خاک و عدالت انسانی است. امنیت ملی نان سر سفره هاست. امنیت ملی دربند کردن اختلاسگران است. امنیت ملی نبود کودکان کار و زن تن فروش است.

آقایان مسوولین، مبارزه باندی با فساد و مافیا کارساز نیست، باید زبان افشاگر کارگران را رساتر کرد. ریشه فساد در پنهان کاری و تاریکخانه هایی است که سندیکاهای کارگری برای شفافیت این تاریکخانه ها نورافکن اتحاد و اعتصاب را در دست گرفته اند. نپرداختن حقوق چند ماهه کارگران جز با همدستی مسوولین قانون گریز امکان پذیر نمی باشد.

اگر اسماعیل عبدی ها آزاد باشند مدرسه ها خصوصی نخواهد شد و آموزش رایگان همه گیر خواهد بود و آموزگاران از زندگی خوبی برخوردار خواهند شد. اسماعیل بخشی ها جز مبارزه با فساد و رفاه کارگر چیز دیگری نمی خواهند. کارگران هپکو و فولاد اهواز، آذرآب، ذوب آهن، ایران خودرو، صنایع نفت و پتروشیمی آیا خواسته ای جز توقف فروش کارخانه هایشان و قطع دست رانتخوران مافیایی دارند؟ بازنشستگانی که با سالها مرارت اندوخته ای گرد آورده اند تا سر پیری زندگی بی دغدغه داشته باشند باید معترض فروش اموالشان به دست مسوولین ناکارآمد باشند تا بانک رفاه شان را نفروشند.

این سیستم فساد پرور باید تغییر کند. کارگران از حق انسانی خود و منافع ملی اشان نخواهند گذشت و برای این پیکار ١٨ سال که هیچ، از بذل جان و جوانی اشان نیز دریغ نخواهند ورزید. برادران و خواهران کنشگر ما باید آزاد شوند تا جامعه روی سعادت ببیند.

تا پای جان از دوستان دربندمان حمایت کرده و مبارزه را ادامه خواهیم داد.

از فدراسیون جهانی ایندستریال می خواهیم با تمام توان همراه ما و یاران دربندمان باشند.

١٧/٦/١٣٩٨

*«رنج نامه از " بیدادی" که بر کارگران و فرزندانشان میرود »

دستگاه قضایی پس از ماهها بازداشت همراه با محدودیت های بسیار ناروا و خلاف قانون بازداشت شدگان، کارگران هفت تپه و دانشجویان هوادار و پشتیبان آنها و همچنین بازداشت‌شدگان مراسم اعتراضی روز جهانی کارگر در جلو مجلس شورای اسلامی، سلسله احکامی راصادر کردکه آخرین آنها به شرح زیر است :

اسماعیل بخشی 14 سال حبس

محمد حنیفر شش سال

سپیده قلیان، عسل محمدی ، ساناز الهیاری هر کدام 18 سال

امیر امیر قلی و امیر حسین محمدی فرد نیز هر کدام 18 سال

اینکه این احکام در دادگاه تجدید نظر تا چه میزان کاسته شود و یا تایید گردد موضوعی است که بسته به تاثیر و واکنش افکار عمومی می تواند دچار تغییر گردد اما از ناروایی نفس صدور چنین احکامی چیزی نمی کاهد.

گویا در سیستم امنیتی و قضایی کشور باوری معطوف براین است که با سرکوب و ارعاب، واقعیت ها تغییر می‌یابند و باترساندن مردم و به ویژه کارگران و فرزندان آنها موضوع این همه فشارهای اقتصادی، اجتماعی و تبعات روانی آن به سود نظم موجود تغییر می کند و بحران و مشکلات ناشی از آن در همه زمینه ها برطرف می‌گردد.

گویا این‌گونه می اندیشند که با آرام گرفتن فضای سیاسی وپایان یافتن اعتراضات کارگری و مردمی به زور و ناگزیر از سرکوب، می توان این کشتی نشسته به هامون را به دریا هدایت کرد .

فراموش کرده اند که طی چهاردهه این ناخدایان کشتی بوده اند که با سیاست های ناکارآمد و هدایت نادرست و بی برنامه اقتصادی، ایران را به خاکِ فلاکت نشانده اند !

فراموش کرده اند که در پی ادامه جنگی که میتوانست بعد از فتح خرمشهر پایان یابد، با گسترش و ادامه آن تا هشت سال زیر ساخت های کشور را نابود کرده اند و آخر الامر نیز بی هیچ دستاوردی به پایان جنگ رضایت دادند و این جنگ تنهامیلیون ها شهید و زحمی و جانباز و آسیب دیده روحی _ روانی از میان همین زحمتکشان به جای گذاشته است.

فراموش کرده‌اند که با پیشبرد" تعدیل ساختاری" بیشترین زیرساخت های صنعت کشور را نابود کردند و کارگرانِ باتجربه‌ی زیادی را که می توانستند تا مدت مقرر بازنشستگی و حتی پس از آن در خدمت اقتصاد مولد کار کنند، بازخرید و روانه خیابان‌ها کردند.

فراموش کردند که با تغییرنظام استخدامی به سود قراردادهای موقت بشترین نیروهای کار را ازحضور مستمر و با انگیزه در چرخه تولید بازداشته‌اند و نیروی ذخیره و آماده کار را که با برنامه ریزی صحیح می توانست به عرصه کسب و کار وارد شود، به اردوی ارتش بیکاران سپردند تا نیرو و توان آنها به تدریج بی هیچ بهره وری فرسوده شود .

فراموش کرده اند که با گشایش و توسعه مناطق آزاد وتجاری و اقتصادی ویژه راه را برای نابسامانی های بیشتر در اقتصاد مولد قابل برنامه ریزی و کنترل و هدایت بهینه آن بستند و از رهگذر این سیاست غلط کارگران و زحمتکشان را از مزایای قانونیِ حین‌کار محروم کردند و مزایایی چون بازنشسنتگی و از کارافتادگی و در کل امتیازات تامین اجتماعی را برای آنان سوزاندند و در نهایت نیز این مناطق آزاد تجاری و اقتصادی ویژه هیچ دستاورد و بیلان اقتصادی مثبتی را برای مردم نداشته است.

فراموش کرده اند که طی دوره های مختلف با بکار گیری مصوبات نادرست ضد کارگری در دولت و مجلس بخشی از کارگران شاغل در واحدهای دارنده کمتر از ده کارگر از شمول مواد مهمی از قانون کار خارج کردند و به این ترتیب ناامنی شغلی را برای کارگران رقم زده اند و از این رهگذر تنها سود غارتگرانه ای نصیب کارفرمایان و شرکت های تامین نیروی انسانی که بیشترین بهره مندی را از نقض مقررات کار داشتند، کردند.

فراموش کرده اند که با روشی غیر قانونی، اصول قانون اساسی را با تفسیریه ای به سود خصوصی سازی تغییر دادند و با خصوصی سازی باقی مانده منابع مردمی دراختیار دولت ها را چوب حراج زدند که جریان اعتراضات کارگری هفت تپه، هپکو آذر آب و دهها مورد دیگر تنها بخشی از نارضایتی،انتقاد و گلایه آگاهانه، دلسوزانه و به حق گارگران به نتایج این خصوصی سازی‌ها است .

فراموش کرده اند که با حذف سوبسیدها و برقراری نظام آزاد سازی قیمت ها چه فلاکتی را به اقتصاد تحمیل کردند که کمترین ثمره امروز آن، مشاهده نمودار های دولتی، نرخ ارزاق عمومی به بیش از ده برایر افزایش را نشان میدهد و تورم فزاینده ای برکل اقتصاد خانوارها تحمیل شده است .

فراموش کرده‌ اند که سازمان‌های کارآمدی چون تامین اجتماعی که سابقه دهها ساله درخدمت بهداشت عمومی کارگران و زحمتکشان بوده است را چگونه با برداشت منابع آن و گماردن هر نامدیر بی لیاقتی چون قاضی مرتضوی برآن و ایجادِامکان سوء استفاده از این سازمان، آنرا در آستانه ور شکستگی قرار داده اند و امروز نیز این سیاست ها را به گونه ای دیگر دنبال می کنند .

فراموش کرده اند که پس از انقلاب کارگران و زحمتکشان را با ایجاد ساختار های صنفی وابسته به دولت ، چگونه از داشتن سازمان های صنفی مستقل و آزاد بازداشته اند و فضای رشد و توسعه انسانی را برای تعیین حق سرنوشت کارگران به دست خودشان از آنان دریغ کرده اند .

فراموش کرده اند که عدم بکارگیری حداقل مشارکت های قانونی لحاظ شده در قانون اساسی و قانون کار، کارگران و زحمتکشان را از حق داشتن یک زندگی حداقلی حتی در حد خط فقر محروم کرده اند . که امروز کارگران با دریافت چیزی نزدیک به چهار برابر کمتر از خط فقر زندگی را حسرت‌بار می گذرانند.

فراموش کرده اند که اثرات این همه ضعف ها وناکارآمدی های قوای سه گانه در عدم ایجاد قوانین کارآمد، اجرای آن و نظارت بر شفافیت اجرا در چهارچوب همان قانون اساسی بوده که نتیجه ای چون دزدی، اختلاس، سوء استفاده های مالی وفرار سرمایه های ملی را به دنبال داشته و این کشور را به خاک سیاه نشانده است .

فراموش کرده‌اند که با همان رویکرد نادرست به اقتصاد بازار آزاد، بهداشت را کالایی کردند، سواد و تحصیلات و کل آموزش را کالایی کردند، کارگر را به کالا بدل کردند، و هرچیزی را که قانون اساسی ایجاد و توسعه آن را وظیفه دولت ها دانسته است کالایی و به بخش خصوصی سپردند.

فراموش کرده اند که براثر سیاست های نادرست در عرصه بین المللی تحریم های گسترده و طولانی به مردم تحمیل شده است که ثمره آن نبود رفاه و آسایش عمومی و ترس از تهدیدهای مکرر ، کاهش سطح استانداردهای زندگی اقتصادی و افزایش فقر و فلاکت، ناامنی شغلی و اجتماعی، بیکاری روز افزون (که بخشی از آن را تحریم ها دامن زده است)، گسترش آسیب های جسمی و روانی ناشی از نبود دارو و درمان مناسب و بسیاری معضلات اقتصادی به خاطر کمبودهای مواد اولیه و عدم فروش بهنگام و دریافت درآمد های نقت و سایر کالاهای صادراتی، همه و همه از آن سیاست ها ناشی گردیده است .

فراموش کرده اند که با این همه این کارگران و زحمتکشان بودند که هم در دفاع از میهن، هم در برابر تهدیدات خارجی و هر چیزی که منافع ملی را به مخاطره می انداخت و یا گفته می‌شد که از بابت چیز هایی کشور به خطر افتاده‌است، همیشه در میدان بودند و همواره سختی ها را با کمترین اعتراض ممکن که حق طبیعی و قانونی شان بوده است؛ تحمل کردند .

و فراموش کرده اند دهها مورد دیگر را که در این رنج نامه فرصت بیان آن ها نیست و مردم خود به درستی می توانند فهرستی از آن خطاها و فراموشی های عمدی را شماره کنند .

اگر قرار است که« اقدام علیه امنیت ملی »را منصفانه تعریف کنیم چه کسانی جز فراموشکاران به تقصیر عامل و آمر براین اقدام بوده و هستند ؟ چه کسانی در واقع اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی کرده اند؟

کارگری که ماهها حقوق نمی‌گیرد و به اعتراض حقوق معوقه اش رامی‌خواهد و دانشجوی و خبرنگاری که این درد را نشر می دهد تا شاید از سر یاری و همدردی با پدر و مادرش زمینه کسب حقوق از دست رفته شان را فراهم کند؟ کارگری که به خصوصی سازی و ترس از آینده مبهم خود می اندیشد و معترض می شود؟ یا آنان که به برکت خصوصی سازیِ ضد ملی آینده نسل‌های پس از خود را نیز بیمه و تضمین کرده اند؟ کارگری که آنقدر حقوق ناچیزی می گیرد که قادر نیست ریالی برای آینده تاریک خود پس انداز کند یا آن مجموعه نیروهایی که در سیستم بانکی و پولی کشور به اسم دریافت تسهیلات تولیدی و چیزهایی شبیه به آن، زد و بندهای چندین هزار میلیاردی را سازمان می‌دهند و هیچ هراسی از دستگاه های امنیتی و قضایی به خود راه نمی دهند ؟ به راستی چه کسانی علیه امنیت ملی اقدام می کنند؟

آمار تکان دهنده از واگذاری منابع ملی به بخش خصوصی توسط همین رسانه های دولتی منتشر شده است و مردم از آن آگاهند. نمونه مجتمع نیشکر هفت تپه تنها یکی از آنهاست که واحدی چنین گسترده چگونه چوب حراج خورده است. اسماعیل بخشی و سپیده قلیان و دیگر محکومان پرونده سازی های هفت تپه در این واگذاری ها چه نقشی داشته اند؟

ناگفته پیداست که صدور این احکام، جز ارعاب و تسلیم کارگران و هواداران آنها را دنبال نمی‌کند و بنظرمی‌آید این روش‌ها در ادامه همان سیاست های ارزان سازی و مطیع سازی نیروی کار و بستر سازی برای ورود سرمایه خارجی پس از سازش احتمالی با غرب است و یا برای کاهش اعتراضات مردمی علیه آن.

هرچه باشد! سیاستی است که نتایج مورد انتظار را برنخواهد آورد. بعید است که زندگی مشقت بار کنونی راهی به تمکین و تسلیم بیش از این داشته باشد و این انتظار که مردم از ترس به اعتراض لب نخواهند گشود، می تواند برای دارندگان آن به تجربه تلخی بدل شود. فراموش نکنید بنا به حکم تاریخ و تجربه پیش از انقلاب، سرکوب تیغ دولبه ای است که بر متولیانش نیز رحم نخواهد کرد. گرچه ظاهرا این هم فراموش شده است .  

اعتراضات کارگران و زحمتکشان، اگر جلوه ای عمومی و آشکار نداشته باشد و اگر به سرکوب خش و صدور احکام ناروایی چون حکم های چند ماه اخیر منجر شود آنگاه باید احتمال تغییر شیوه های مبارزاتی دیگری را درجامعه انتظار داشت.

حال مردم و به ویژه کارکران و زحمتکشان، تهیدستان شهری و روستایی و حاشیه نشینان شهر ها آنقدر بد است که زندان و بازداشت وانواع محدودیت ها در پیش آن رنگ باخته است. عقل سلیمی اگر برجاست چاره‌ای جز رویکرد به مردم را دردستور کار قرار نخواهد داد. نگارش چنین رنج نامه هایی از ما ستمدیدگان دوران شما نیز نه از سراستیصال بل که هشداری است که : "فرجام کاشتن باد، جز درو کردن طوفان نیست" !

حسین اکبری – 17شهریور98

*بیانیه کانون نویسندگان ایران پیرامون احکام متهمان پرونده‌ی هفت تپه

روز شنبه شانزدهم شهریور پس از ماه‌ها بازداشتِ گروهی از کارگرانِ معترض هفت تپه و حامیان آنها رای شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه اعلام شد: یکصدویازده سال زندان و ده‌ها ضربه شلاق برای هفت متهم جوان پرونده‌ی هفت تپه؛ شامل دو کارگر معترض و پنج روزنامه‌نگار مدافع کارگران! حکم صادره چنان آشکار و ظالمانه مرزهای معمولِ بی‌عدالتیِ چنین دادگاه‌هایی را پشت سر نهاد که در ساعت‌های آغازین اعلام آن، موج عظیم اعتراض و انزجار گروه‌های مختلف مردم را برانگیخت؛ موج چنان قدرتمند بود که در واکنش به آن و البته بیشتر به منظور تخلیه‌ی فشار اجتماعی ، برخی وابستگان و مقامات حکومتی نیز در مجلس شورای اسلامی و قوه‌ی قضاییه صدای واعدالتا! واانصافا! سردادند. یک بار دیگر ثابت شد که صدای اعتراض مردم قادر است طرح‌‌های وسیع و جدی سرکوب و رعب‌افکنی در جامعه را به "طرح سوخته" بدل کند و ناکام بگذارد. هنوز روزی از اعلام حکم‌ها برنگذشته بود که از قول رییس قوه قضاییه گفته شد: به احکام و پرونده "منصفانه رسیدگی" شود. "انصاف" و عدالت اما فقط به حکم‌ها و دادگاه خلاصه نمی‌شود و بسیار پیش از آن زیر پا گذاشته شده است؛ از جایی که کارگران به سبب اعتراض به نقض بدیهی‌ترین حقوق‌شان بازداشت شدند آغاز شده، با شکنجه‌ی بازداشت‌شدگان و مجبور کردن آنها به اعتراف‌های طراحی شده ادامه پیدا کرده و اکنون در پرده‌ی آخرِ این نمایشِ بی‌عدالتی و "بی‌انصافی"، با یکصدویازده سال حبس و ده‌ها ضربه شلاق سرانجام یافته است. در پرونده‌ی هفت تپه و پرونده‌های مشابه، "دادگاه" و "قاضی" و احکامِ آن فقط بخشی از فرایند "بی‌انصافی" و بی‌عدالتی و ستم است. اگر قرار بر رعایت انصاف باشد باید به کل فرایند، از آغاز تا پایان، تسری یابد. معنای عملی‌اش این است که در نقطه‌ی شروع، آزادی بیان، آزادی تجمع و اعتراض و اعتصاب تضمین شود. دیگر هیچ کارگر و نویسنده و شهروندی به سبب اعتراض و اعتصاب و بیان اندیشه و عقیده‌اش بازداشت نشود، در این صورت نه تنها پرونده‌ای گشوده نخواهد شد بلکه بسیاری از پرونده‌های جاری، از جمله پرونده‌ی هفت تپه، مختومه می‌شود. "انصاف" واقعی چنین است و "منصف" بودن در پرونده‌ی هفت تپه، چانه زدن در باره‌ی میزان حکم‌ زندان نیست، اعتراض به خود حکم و نفی آن است.

کانون نویسندگان ایران نه فقط حکم‌های ظالمانه‌ علیه اسماعیل بخشی، محمد خنیفر، سپیده قلیان، امیرحسین محمدی‌فرد، ساناز اللهیاری، امیر امیرقلی و عسل محمدی را محکوم می‌کند بلکه بازداشت و شکنجه و تشکیل پرونده برای آنها را نیز محکوم می‌کند و خواهان آزادی بی‌قید و شرط بازداشت‌شدگان و مختومه شدن پرونده‌‌ی آنها و پرونده‌های مشابه است.

۱۸ شهریور ۱۳۹۸

*انتقال آرام زندی فعال کارگری به زندان مرکزی سنندج

براساس گزارش رسیده روز یکشنبه ۱۷شهریور ماه آرام زندی از اداره اطلاعات سنندج ، به زندان مرکزی این شهر منتقل شده است .

آرام زندی روز ۶ شهریور ماه ۹۸ توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت شده.

بر اساس خبر دریافتی قاضی پرونده درخواست ۳۰۰ میلیون وثیقه جهت ازادی این فعال کارگری را صادر کرده است.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ضمن محکوم کردن ادامه بازداشت آرام زندی، خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط این فعال کارگری می باشد.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

*عدم رعیت اصول ایمنی کاراز جانب کارفرمایان دولتی وخصوصی وقربانی شدن کارگران:

1- جان باختن کارگرشهرداری منطقه 3اهواز حین کار براثر تصادف

سحرگاه روز دوشنبه 18شهریور،یک کارگرشهرداری منطقه 3اهوازبنام مهدی مزرعاوی حین کارنظافت در محله کوی نفت بدنبال برخورد یکدستگاه خودروبا وی جان خودرا ازدست داد.

شهر اهواز با جمعیتی حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر دارای هشت منطقه شهری است.

2- جان باختن یک کارگر در خرم آباد براثر سقوط از ارتفاع

روزیکشنبه 17شهریور،یک کارگر 35 ساله حین کار جابجایی مصالح ساختمانی سوار با بالابربعلت پاره شدن سیم بالابر از ارتفاع 10 متری به پایین سقوط کرد و پس از انتقال به بیمارستان به علت شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد.

3- مرگ یک کارگرساختمانی درسنندج براثر ریزش دیوار

روزیکشنبه 17 شهریور،یک کارگر ساختمانی بنام جلیل شاه کرمی حین کار در مدرسه گورتانیان واقع در محله کانی کوزله سنندج بر اثر تخریب دیوار ساختمان مجاور دچارمصدومیت شدید شد و پس از انتقال به بیمارستان جانش را ازدست داد.

4 - جان باختن 5کارگر مقنی در روستای بردیسان اصفهان بر اثر گاز گرفتگی

شنبه شب(16شهریور)،5کارگر مقنی حین کندن چاه در روستای بردیسان استان اصفهان دچار گاز گرفتگی شدند وجانشان را از دست دادند.

5 - مرگ یک کارگر درمراغه براثر سقوط از ارتفاع

یک کارگر36ساله حین کاردر ساختمان نیمه کاره واقع در يکي از محلات شهرستان مراغه بر اثر سقوط از ارتفاع مصدوم و پس از انتقال به بيمارستان جان خود را از دست داد.

6 - جان باختن یک کارگر در کاشان زیر آوار دیوار

صبح روزیکشنبه 17شهریور،یک کارگر حین کاردریک کارگاه واقع در بلوار قطب راوندی کاشان زیر آواردیوار ماند ودردم جان باخت.

7 - کشته وزخمی شدن 2کارگردر حادثه انفجار معدن زغال سنگ چمستان

ظهر روز یکشنبه 17شهریور،یک کارگر40ساله در حادثه انفجار انفجار و ریزش آوار معدن زغال سنگ واقع در وازتنگه چمستان استان مازندران جانش را ازدست داد ویک کارگر 38ساله مصدوم و به مرکز درمانی در چمستان منتقل شد.

8 - مصدومیت شدید یک کارگر حین کار در تونل انرژی ششگلان تبریزدرپی

بعد از ظهر روزیکشنبه 17شهریور،یک کارگر 49ساله حین کار در تونل انرژی ششگلان تبریزدرپی فرورفتن میلگرد به پای چپش مصدوم وبه بیمارستان منتقل شد.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

اخبار و گزارشات کارگری 17 شهریور ماه 1398

«با اتحاد پیروز میشویم، با افتراق شکست میخوریم»

بازداشتی های مراسم روز جهانی کارگر آزاد باید گردند

- ادامه اعتصاب و تجمعات کارگران رسمی مجتمع کشت وصنعت هفت تپه برای اعترض نسبت به عدم پرداخت مطالبات

- ادامه اعتراضات کارگران کارخانه کنتورسازی نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی بدنبال خصوصی سازی و وعده ها توخالی مسئولان

- گرم شدن دوباره بازار وعده و وعیدها بدنبال اعتراضات دامنه دار کارگران کارخانه های هپکو وآذرآب اراک

- فرزانه زیلابی وکیل کارگران هفت تپه:

ایجاد رعب و وحشت از طریق صدور احکام حبس و شلاق،برای کارگری که نان شب ندارد،کارساز نیست و آنان که دستی بر آتش دارند بدانند،این شلاق ها بر تن رنجور همه کارگران فرود می آید

- سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه احکام ظالمانه و ناعادلانه علیه چند تن از کارگران نیشکر هفت تپه و اعضای نشریه گام را محکوم میکند وخواستارآزادی بی قید وشرط محکوم شدگان میباشد

- کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران:

تهاجم گسترده دستگاه قضایی به فریاد حق خواهی کارگران هفت تپه و مدافعین کارگران، نشانه بن بست و استیصال حاکمیت در قبال جامعه معترض کارگری است

- محمود صالحی:صدوراحکام فله ای کارگران را مرعوب نخواهد کرد

- کانون نویسندگان ایران:بیش از یک قرن زندان برای متهمان پرونده‌ی هفت تپه

- اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران:

صدور احکام سنگین علیه فعالین کارگری: چه کسی مجرم است؟!

- جلسه دادگاه شاپور احسانی راد

- تجمع اعتراضی اهالی سه روستای یزد نسبت به مشکل پل ارتباطی باشهر مقابل استانداری

- اعتراض دانشجویان دانشگاه آزاد به افزایش 22درصدی شهریه

- مرگ 8کارگرومصدومیت 2کارگربراثر حوادث کاری:

1- جان باختن 5کارگر مقنی در روستای بردیسان اصفهان بر اثر گاز گرفتگی

2- مرگ یک کارگر درمراغه براثر سقوط از ارتفاع

3- جان باختن یک کارگر در کاشان زیر آوار دیوار

4- کشته وزخمی شدن 2کارگردر حادثه انفجار معدن زغال سنگ چمستان

5- مصدومیت شدید یک کارگر حین کار در تونل انرژی ششگلان تبریزدرپی

*ادامه اعتصاب و تجمعات کارگران رسمی مجتمع کشت وصنعت هفت تپه برای اعترض نسبت به عدم پرداخت مطالبات

روز یکشنبه 17شهریور برای سومین روز متوالی، کارگران رسمی مجتمع کشت وصنعت هفت تپه به اعتصاب و تجمعشان نسبت به عدم پرداخت مطالبات ادامه دادند.

اعتصاب کارگران هفت‌تپه

از روز شنبه ۱۶ شهریور، کارگران رسمی هفت‌تپه به دلیل عدم دریافت دستمزد تیر ماه دست به اعتصاب زده اند .

این اعتصاب امروز یکشنبه ۱۷ شهریور ماه، همچنان ادامه‌دارد.

با دریافت اخبار تکمیلی از این طریق اطلاع رسانی خواهیم کرد.

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

*ادامه اعتراضات کارگران کارخانه کنتورسازی نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی بدنبال خصوصی سازی و وعده ها توخالی مسئولان

کارگران کارخانه کنتورسازی:

متاسفانه مسئولین رسیدگی نمی‌کنند و فقط وعده‌های توخالی به ما می دهند و از رسیدگی به مشکلات کارگری چشم پوشی می‌کنند.

مسئولین شرکت می ‌خواهند از بیمه و زحمات چند ساله ما چشم پوشی کنند و قرارداد جدید ببندند که این کار به نفع خودشان است.

به بازگشایی مدارس نزدیک می‌شویم و نتوانسته‌ایم فرزندانمان را ثبت نام و لباس و کیف و کفش و لوازم مدرسه برای آن‌ها تهیه کنیم.

روز یکشنبه 17شهریورکارگران کارخانه کنتور سازی به خبرنگاریک رسانه محلی گفتند: تا کنون مسئولین برای کارگران کنتور سازی کاری انجام نداده‌‎اند.

این کارگران افزودند: ما انتظار داشتیم که مسئولین در برابر مطالبات ما راهکاری در پیش گیرند تا به حق و حقوق خود برسیم اما موضوع برعکس شده است.

کارگران معترض گفتند: به ما می‌گویند که تعدادی از کارگران تا پایان شهریور قرارداد ببندند اما ما نمی‌توانیم قرارداد هجده روزه ببندیم و از طرفی باید همه کارگران به کار خود برگردند نه اینکه فقط با تعدادی از آن‌ها قرارداد بسته شود.

این کارگران عنوان کردند: هیچکدام از مسئولین هم اهمیت نمی‌دهند اما چشم انتظار برگزاری جلساتی هستیم که با اتخاذ تصمیمات و راهکارهای درست به نتیجه برسیم.

کارگران خاطرنشان کردند: با استاندار جدید هم دیدار صورت نگرفته است.

آن‌ها با اشاره به زندانی بودن مدیرعامل شرکت، تصریح کردند: چطور فردی که در زندان است بر امورات شرکت نظارت دارد درحالی که این موضوع نظم و امنیت ما را برهم زده است و هیچ برخوردی هم با آن نمی‌شود.

کارگران شرکت کنتورسازی افزودند: ما وابسته به هیچ جناحی نیستیم و فقط می‌خواهیم به حق و حقوق خود برسیم و به کار خود برگردیم و به مشکلات ما رسیدگی شود.

این کارگران یادآور شدند: به بازگشایی مدارس نزدیک می‌شویم و نتوانسته‌ایم فرزندانمان را ثبت نام و لباس و کیف و کفش و لوازم مدرسه برای آن‌ها تهیه کنیم.

کارگران گفتند: متاسفانه مسئولین رسیدگی نمی‌کنند و فقط وعده‌های توخالی به ما می دهند و از رسیدگی به مشکلات کارگری چشم پوشی می‌کنند.

آن‌ها ابراز کردند: مسئولین شرکت می ‌خواهند از بیمه و زحمات چند ساله ما چشم پوشی کنند و قرارداد جدید ببندند که این کار به نفع خودشان است.

این کارگران بیان کردند: شرکت مواداولیه و نیروی کارگر ماهر و دستگاه‌های پیشرفته دارد اما متاسفانه مدیریت مناسبی ندارد و ما نیاز به یک مدیر لایق برای شرکت کنتور سازی هستیم.

*گرم شدن دوباره بازار وعده و وعیدها بدنبال اعتراضات دامنه دار کارگران کارخانه های هپکو وآذرآب اراک

بدنبال اعتراضات دامنه دار کارگران کارخانه های هپکو وآذرآب اراک بازار وعده و وعیدها گرم شد.

بنابه گزارشات رسانه ای شده بتاریخ 17شهریور،آقازاده استاندار مرکزی گفت: در نشست مجمع نمایندگان و استاندار مرکزی با وزیر صنعت، معدن و تجارت، سرپرست سازمان خصوصی سازی، رئیس سازمان گسترش و صنایع ایران، مدیران عامل بانک ملی و کشاورزی، مدیران مپنا، مدیر قرارگاه خاتم الانبیا، معاونان وزارت اقتصاد، نیرو و تعاون، کار و رفاه اجتماعی و رئیس کل دادگستری استان، مقرر شد باقی مانده تسهیلات 90میلیارد تومانی شرکت هپکو اراک به مرور توسط بانک ملی ایران پرداخت شود.

وی ادامه داد: در این نشست مقرر شد مدیرهلدینگ هپکو بر اساس وکالت نامه‌ای که مالک کنونی این شرکت به سازمان خصوصی سازی داده است تا 48 ساعت آینده تعیین و مستقر شود.

استاندار مرکزی خاطرنشان کرد: بانک ملی در این نشست مکلف شد، باقی مانده تسهیلات شرکت هپکو اراک را به شرطی که علاوه بر پرداخت حقوق کارگران، برای تامین مواد اولیه و قطعات مورد نیاز و تولید محصولات هزینه شود، به این شرکت پرداخت کند.

آقازاده گفت: برای پرداخت باقی مانده تسهیلات شرکت هپکو مدیریت این شرکت باید قرارداد دریافت تسهیلات را با بانک ملی منعقد کند.

وی ادامه داد: امید است با تصمیم امروز و تعیین مدیریت جدید شرکت هپکو حقوق کارگران این شرکت تا پایان شهریور ماه پرداخت شود.

استاندار مرکزی افزود: همچنین در این نشست مقرر شد پیگیری قراردادهای خرید محصولات شرکت هپکو با برخی سازمان ها از جمله خانه معدن ایران، سازمان راهداری کشور و بخشی از وزارت صنعت، معدن و تجارت که نیازمند محصولات این شرکت هستند، توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی پیگیری شود.

استاندار مرکزی گفت: در این نشست مقرر شد، سهام بانک کشاورزی در شرکت آذر آب واگذار و مدیریت این شرکت ظرف مدت 48 ساعت آینده توسط سهامدار عمده که اکنون بانک کشاورزی است، معرفی شود.

آقازاده افزود: همچنین مقرر شد سهام شرکت آذر آب اراک در مرحله بعدی به مپنا و یا یک شرکت مشابه مپنا واگذار شود.

استاندار مرکزی درادامه گفت: بر اساس تصمیم گیری های انجام شده در این نشست شرکت واگن پارس اراک به صورت قطعی به شرکت مپنا واگذار می شود.

آقازاده افزود: موافقت اولیه مپنا برای واگذاری سهام واگن پارس اراک به این شرکت نیز در این نشست صادر شد.

وی ادامه داد: شرکت واگن پارس اراک به احتمال قوی ظرف مدت چند هفته آینده پس از انجام مراحل قانونی به شرکت مپنا واگذار می شود.

*فرزانه زیلابی وکیل کارگران هفت تپه:

ایجاد رعب و وحشت از طریق صدور احکام حبس و شلاق،برای کارگری که نان شب ندارد،کارساز نیست و آنان که دستی بر آتش دارند بدانند،این شلاق ها بر تن رنجور همه کارگران فرود می آید

صدور احکام سنگین کارگران و فعالان کارگری پرونده هفت تپه ، پس از جوسازی های سیاسی و پیشداوری های مسئولان ارشد قوه قضائیه و برخی رسانه های مرتبط همچون صدا و سیما، کیهان وفارس نیوز ، دور از انتظار وکلای پرونده و کارگران و فعالان کارگری نبوده است به ویژه که گزارش ضابطان بر مبنای تئوری توطئه تنظیم یافته و تمام اعتصاب ها و تجمع های کامیونداران،فرهنگیان،بازاریان،دانشجویان و کارگران و...را منتسب به خارجی ها دانسته و از همان آغاز،در سراسر دادرسی ،با این تصور که موکل،مجرم است نه متهم ،رسیدگی در دادسرا و دادگاه صورت گرفته است.

ایراد و تأکید   ما در پرونده بر این بود که در مورد اسماعیل بخشی و سپیده قلیان، مأمورین امنیتی وزارت اطلاعات،ضابط بی طرف محسوب نمی شوند و ذی نفع هستند از اینرو تقاضای ارجاع به ضابطان بی طرف را داشتیم.

و درخصوص برخی اتهام های انتسابی اسماعیل بخشی، اساسا ،دادگاه انقلاب صلاحیت ذاتی برای رسیدگی نداشته است.

سرآسیمگی قاضی در صدور و ابلاغ رأی مشخص نیست.

قاضی مقیسه ،در واقع در یک رسیدگی ناتمام ،بدون برگزاری جلسه دادگاه یکی از موکلانم ،به صورت ناگهانی و شتابزده ، اقدام به صدور رأی نمود.

و بدون حضور وکلاء،به متهمان ابلاغ گردید و تاکنون به وکلاء ابلاغ نگردیده است.

پرونده نسبت به علی نجاتی کارگراخراجی. عضو سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه،باز مانده است.محمد خنیفر به شش سال حبس که طبق ماده 134قانون مجازات اسلامی، پنج سال آن قابل اجرا می باشد و اسماعیل بخشی به هفتاد و چهار ضربه شلاق و چهارده سال حبس که هفت سال آن قابل اجرا می باشد محکوم گردیده اند.

به تازگی در دو پرونده دیگر نیز، کارگران هفت تپه،به دلیل برگزاری تجمع ،به حبس و شلاق محکوم گردیده اند.

ایجاد رعب و وحشت از طریق صدور احکام حبس و شلاق،برای کارگری که نان شب ندارد،کارساز نیست و آنان که دستی بر آتش دارند بدانند،این شلاق ها بر تن رنجور همه کارگران فرود می آید .

*سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه احکام ظالمانه و ناعادلانه علیه چند تن از کارگران نیشکر هفت تپه و اعضای نشریه گام را محکوم میکند وخواستارآزادی بی قید وشرط محکوم شدگان میباشد

شعبه ۲۸دادگاه انقلاب در اقدامی کم سابقه احکام بسیار سنگینی را امروز ۱۶شهریور علیه چند تن از کارگران نیشکر هفت تپه و اعضای نشریه گام صادرکرد.

امروز ۱۶شهریور اسماعیل بخشی و محمد خنیفر از کارگران هفت تپه و سپیده قلیان و تعدادی از اعضای نشریه گام طی احکامی از سوی شعبه ۲۸دادگاه انقلاب محکوم به احکام سنگین زندان شدند .

براساس خبرها، از سوی دستگاه قضایی اخکام زیر برای بازداشت شده گان هفت تپه صادر شده است:

اسماعیل بخشی، کارگر هفت‌تپه : ۱۴ سال حبس تعزیری، قابل اجرا ۷سال

سپیده قلیان، حامی کارگران هفت تپه: ۱۸سال حبس تعزیری، قابل اجرا ۷سال

امیرحسین محمدی فرد، سر دبیر نشریه گام: ۱۸ سال حبس تعزیری ، قابل اجرا ۷سال

عسل محمدی، عصو تحریریه نشریه گام:۱۸ سال حبس تعزیری، قابل اجرا ۷سال

ساناز_الهیاری، عضو تحریریه نشریه گام: ۱۸ سال حبس تعزیری، قابل اجرا ۷سال

امیر امیرقلی، عصو تحریریه نشریه گام: ۱۸ سال حبس تعزیری، قابل اجرا ۷سال

محمد خنیفر، کارگر هفت تپه: ۶ سال حبس تعزیری، قابل اجرا ۵سال

سندیکای کارگران شرکت واحد این احکام ظالمانه و ناعادلانه را محکوم میکند وخواستارآزادی بی قید وشرط محکوم شدگان میباشد

*کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران:

تهاجم گسترده دستگاه قضایی به فریاد حق خواهی کارگران هفت تپه و مدافعین کارگران، نشانه بن بست و استیصال حاکمیت در قبال جامعه معترض کارگری است.

دیروز حکومت و قوه قضاییه بعد از گذشت ماهها بازداشت و بازجویی از کارگران معترض هفت تپه، بی کفایتی و زبونی خود را در قبال قدرت اعتراضی کارگران به نمایش گذاشت. جامعه جهانی ومردم ایران با این احکام ضد انسانی بهتر از هر زمان دیگری دریافتند که نیروی مبارزه و اعتراض کارگران چقدر توانمند است که حاکمیت را آنچنان به وحشت انداخته که قوه قضائیه آن در اقدامی سراسیمه با صدورسنگین ترین احکام، با این تصور واهی می خواهد جلو اعتراضات حق طلبانه کارگران را بگیرد، غافل از اینکه این احکام سنگین خشم و نفرت کارگران را از حکومت مدافع سرمایه داران دو چندان خواهد کرد.

دیروز قوه قضاییه در بحرانی ترین تاریخ زمامداری خود احکامی را صادر کرد که ترس از گسترش اعترضات طبقه کارگر در آن نمایان است وبه همه دنیا نشان داد   که همان قوه قضاییه سی و یا چهل سال پیش است وتغییری در رویکرد آن صورت نگرفته وکماکان بر علیه معترضین‌ شمشیر‌ را از رو‌بسته است‌.

احکام صادره برای کارگران تنها تنبیه و مجازات کارگران معترض نیست بلکه دفاع حکومت از خود و ایجاد سپری امنیتی برای بقای خود وبستر سازی فضای وحشت و رعب در میان جامعه ملتهب امروز ایران‌ است، به این خیال باطل که جلو رشد اعتراضات کارگری را بگیرد.

محکوم کردن‌کارگران هفت تپه به‌زندان های طویل المدت به منزله دهن کجی و تحقیر تمام آنچه کارگران سال هاست برای آن مبارزه می کنند است.

لازم است کارگران تمام ایران از هر زمان دیگری متحدانه تر علیه این همه ستم که هر روز ابعاد تازه تری به خود می گیرد اعتراض کرده و به میدان بیایند.

این رنج! تنها مختص اسماعیل بخشی نیست بلکه شامل طبقه کارگر ایران است وباید آنرا به گنجی برای طبقه کارگر تبدیل کرد....

اتحاد ما کارگران مستلزم پیروزی ماست.

۱۷ شهریور ۹۸

*محمود صالحی:صدوراحکام فله ای کارگران را مرعوب نخواهد کرد.

کارگران ، دانشجویان ، مردم مبارز:

طبقه کارگر برای رسیدن به دنیایی عاری از استثمار و جامعه ای نابرابر مبارزه می کند.

رسیدن به یک جامعه برابر و بدور از هر گونه استثمار، طبیعتا" بدون هزینه امکان ندارد. هزینه این مبارزات باید توسط کسانی اهدا شود که به مبارزه طبقاتی طبقه کارگر اعتقاد و باور دارند.

در طول تاریخ ، ما شاهد بودیم که طبقه کارگر به اشکال مختلف از سوی نهاد های امنیتی و قضایی در سراسر جهان مورد حمله قرار گرفته اند. در طول تاریخ فعالان کارگری احضار، تهدید ، بازداشت، اخراج از کار ، محاکمه و به زندانهای سنگین محکوم شده اند. ما شاهد هستیم که در طول 40 سال گذشته دولت حاکم بر ایران تعدادی قضات را تعیین کرده اند تا با صدور احکام های فله ای طبقه کارگر و فعالان کارگری را مرعوب کنند. صدور احکام سنگین ( حکم وحشت) برای بازداشتی های هفت تپه به دور از انتظار نبود. طبقه کارگر سالهاست با این احکام های فله ای روبرو است. این احکام های فله ای نه تنها طبقه کارگر را مرعوب نکرده. بلکه طبقه کارگر را مبارز تر و منسجم تر کرده است.

ما می دانیم که احکام های صادره از سوی قضات باید مستدل و مستند به مواد قانون و اصولی باشد که بر اساس آن حکم صادر شده باشد.

اما احکامی که علیه کارگران هفت تپه، دانشجویان نشریه گام و سپیده قلیان صادر شده بر اساس هیچ کدام از قوانین ایران نیست. پس نتیجه خواهیم گرفت که قضات صادر کننده این احکام ها یا دستور گرفته اند و یا خودشان کارفرما هستند.

ما کارگران ضمن محکوم کردن این احکام فله ای، خواستار لغو آن و آزادی بی قید و شرط همه کارگران و دانشجویان بازداشتی هستیم.

18/6/98

*کانون نویسندگان ایران:بیش از یک قرن زندان برای متهمان پرونده‌ی هفت تپه

نظر بر خبر

امروز خبر احکام مربوط به پرونده‌ی متهمان هفت‌تپه در فضای مجازی منتشر شد. بیش از یک قرن حبس برای اسماعیل بخشی، سپیده قلیان، محمد خنیفر، امیرحسین محمدی‌فرد، ساناز اللهیاری، عسل محمدی و امیر امیرقلی. دو تن از این هفت تن کارگر شرکت نیشکر هفت‌تپه و دیگران مدافعان کارگران معترض بوده‌اند و اخبار اعتراضات را در فضای مجازی پوشش می‌دادند. اکنون در پی ماه‌ها بازداشت و انواع فشارها، قاضی مقیسه به هر یک از چهار نویسنده و تهیه‌کننده‌ی نشریه اینترنتی گام حکم ۱۸ سال و به یکی از آنها (سپیده قلیان) حکم ۱۹ سال‌ونیم زندان داده است.

در توضیح صدور این حکم‌های بسیار سنگین اشاره به شرایط موجود، انباشتگی خواست‌ها و اعتراض‌ها و نیاز حاکمیت به ایجاد رعب و وحشت گرچه لازم است، کفایت نمی‌کند. بهتر است از نزدیک نگاهی به این رویه بیندازیم و منابع تغذیه‌ی سنگینی حکم‌ها را بشناسیم.

یکی از ویژگی‌های دوران‌نمای این پرونده و این احکام، زن بودن سه تن از هفت متهم پرونده است که پنجاه و پنج سال از یک‌صد و شش سال حکم زندان متوجه آنهاست. گر چه تشدید سرکوب و ایجاد رعب و وحشت در دل مردم معترض انگیزه‌ی صدور این‌گونه حکم‌هاست، از منابعی نیز تغذیه می‌شوند که یکی از آنها ستم و نفرت جنسیتی است؛ زن بودن است. در همین روزها عاطفه رنگریز و مرضیه امیری از بازداشت‌شدگان روز جهانی کارگر، یکی پژوهشگر و دیگری خبرنگار، هر یک به بیش از ده سال زندان و ده‌ها ضربه شلاق محکوم شده‌اند. در همین روزها برای اسرین درکاله و پروین محمدی دو فعال حقوق زنان کیفرخواستی سنگین شامل انواع اتهام‌ها ساخته‌اند که مقدمه‌ی صدور حکم‌های سنگین است. فهرست زنان فعال در بند یا دارای پرونده بسیار طولانی است.

منبع دیگر این حکم‌ها ستم و تنفر طبقاتی است. پرونده‌ی هفت‌تپه نوعی شرح اعتراض کارگری - طبقاتی است و برای حافظان نظم موجود چیزی سهمگین‌تر و غیرقابل تحمل‌تر از آن نیست که چنین اعتراض‌هایی سویه‌ی طبقاتی پیدا کند. اسماعیل بخشی و محمد خنیفر دو کارگر هفت تپه مجموعا به بیست سال زندان محکوم شده‌اند و پنج تن دیگر به سبب دفاع از اعتراضات کارگران هفت‌تپه حکم‌های سنگین گرفته‌ و ده‌ها تن از کارگران معترض هفت تپه به زندان و شلاق محکوم شده‌اند و نیز فعالان کارگری که در زندان به‌سر می‌برند بسیارند و پرونده‌های در نوبت رسیدگی فراوان.

سومین منبع تغذیه‌ی حکم‌های سنگینِ متهمان پرونده‌ی هفت تپه، استبداد و تنفر از آزادی بیان است. پنج تن از متهمان جرمی ندارند جز پوشش دادن به اخبار اعتراضات کارگران در قالب یک نشریه‌ی اینترنتی. اعتراض خود نوعی بیان است. آزادی بیان مخل ستم جنسی و ستم طبقاتی است و موجب ناکارآمد کردن یکی از ابزارهای مهم اعمال آن یعنی جهل و خرافه می‌شود.بی‌سبب نیست که حاکمان به‌شدت از آن بیزارند. بسیارند کسانی که به دلیل ابراز نظر یا عقیده‌اشان اکنون در زندان به‌سر می‌برند یا برایشان پرونده‌سازی شده است.

حکم‌های سنگین متهمان اعتراضات هفت‌تپه از هر سه منبع تغذیه شده است و برآمد و برآیند آنهاست. به همین معنا به سه جنبش تاخته‌اند: جنبش‌های کارگری، زنان و آزادی بیان. همین‌ها را نیز در مقابل خود خواهند داشت.

درست است که بیشتر آمران و عاملان صدور این‌گونه احکام از دهه‌ی ۶۰ آمده‌اند و لابد نتایج "طلایی" سرکوب آن دوره را به‌یاد دارند؛ اما نباید از یاد ببرند که اگر آنها همان‌اند، دنیا دیگر شده است. با صدور احکام سنگین وحشتناک حتما فشارها و رنج‌هایی به فعالان عرصه‌های گوناگون و خانواده‌هایشان تحمیل و موانعی در راه اعتراض‌های مردم ایجاد خواهند کرد؛ اما سکوت و سکون را نمی‌توانند بر آنها غالب کنند.

*اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران:

صدور احکام سنگین علیه فعالین کارگری: چه کسی مجرم است؟!

دادگاه رسیدگی به پرونده فعالین کارگری هفت تپه احکامی بسیار سنگین و به همان اندازه ننگین علیه متهمان پرونده هفت تپه صادر کرد. طبق رای این "دادگاه"، اسماعیل بخشی نماینده کارگران معترض هفت تپه به ۱۴ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است. محمد خنیفر از کارگران نیشکر هفت تپه حکم ۶ سال حبس تعزیری دریافت کرده است؛ و این در حالی است که پرونده علی نجاتی همچنان باز است و او در انتظار حکم دادگاه بسر می برد. همچنین طبق رای شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، فعالین کارگری و حامیان کارگران هفت تپه، سپیده قلیان، ساناز الهیاری، عسل محمدی، امیر امیرقلی، و امیر حسین محمدی فرد هر کدام به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شده اند.

علاوه بر این، طی روزهای گذشته، احکامی سنگین و ضد انسانی علیه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر در تهران صادر شده است که به قرار ذیل می باشند: عاطفه رنگریز: یازده سال و شش ماه حبس، ٧۴ ضربه شلاق، ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها، دستجات سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند. مرضیه امیری: ده سال و شش ماه حبس و ١۴٨ ضربه شلاق. نسرین جوادی: ٧ سال حبس، ٧۴ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها و دستجات سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت استفاده از گوشی هوشمند. حسن سعیدی: پنج سال حبس، دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها و دستجات سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند. سید رسول طالب مقدم: دو سال حبس، دوسال تبعید، ٧۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها، دستجات سیاسی، اجتماعی و همچنین ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند.

اتهامات مشترکی که به این کارگران و مدافعین حقوق کارگری نسبت داده شده همان اتهامات رایج، کلیشه ای و نخ نما مانند "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی"، "تبلیغ علیه نظام"، "اخلال در نظم عمومی" و "نشر اکاذیب" است.

احکامی چنین سنگین علیه فعالین کارگری حتی با توجه به سابقه اقدامات وحشیانه رژیم جمهوری اسلامی در برخورد به خواسته ها و مطالبات کارگران، در دو دهه اخیر کم سابقه است. صدور چنین احکامی توسط دستگاه قضایی از یک سو به منظور انتقام گیری از کارگران معترض هفت تپه و اعتصابات آنها است و از سوی دیگر در تداوم بگیر و ببند و صدور حکم های سنگینی است که برای شرکت کنندگان در تظاهرات روز جهانی کارگر و دیگر فعالین اجتماعی و فرهنگی صادر گردیده است. این موج جدید سرکوب به زعم رژیم قرار است که فضایی از ترس و وحشت را در جامعه ایجاد کند و بویژه مانع گسترش اعتراض های کارگری شود. به بیان دیگر با توجه به روند موجود فروپاشی اقتصادی در ایران، رژیم اسلامی در ترس از اوج گیری اعتراض های کارگری می کوشد که کارگران ایران را به پذیرش یکی از این دو انتخاب وادار نماید: تن دادن به زندگی فلاکت بار یا رفتن پشت میله های زندان. پذیرش ذلت و یا زندان. این "راه حل" رژیم اسلامی برای میلیون ها کارگر و خانواده آنها بعد از چهل سال در قدرت بودن است. باند ها و دسته جات و جناح‌هایی متشکل از استثمارگران، دزدان، اختلاس گران و آدم کشان که بدنه اصلی طبقه حاکم در ایران را تشکیل می دهند اکنون شمشیر را از رو بسته اند تا هولوکاست اقتصادی را بر طبقه کارگر ایران تحمیل کنند. اما تحمیل این شرایط بر میلیون ها نفر از طبقه کارگر و زحمتکشان ایران برای رژیم به هیچ رو آسان نخواهد بود، و می تواند موجب برآمد طوفان سهمگینی شود که خیزش دی ماه ۹۶ در قیاس با آن تند باد گذرا، جلوه نماید.

به یقین بسیاری از سران کهنه کار و اعضای اتاق های فکر این رژیم در اعماق ذهن خویش می دانند که دیگر نمی توانند دوران خونین دهه شصت را مجددا بر مردم ایران تحمیل کنند. خوب میدانند که نمی توانند چند ده یا چند صد هزار کارگر و معلم که کارد به استخوانشان رسیده و دستمزد های ماهانه اشان کفاف زندگی یک هفته را نیز نمی دهد را به زندان بیاندازند به این امید که دهها میلیون کارگر دیگر از ترس و وحشت به خود بلرزند و به زندگی توام با خفت و خواری تن در دهند.

صدور چنین احکام سنگینی برای فعالین کارگری، تا هم اکنون نیز خشم و اعتراض های بسیاری را برانگیخته است. در مواجهه با این اعتراض ها ابراهیم رئیسی، این آدمکش که در راس قوه قضاییه قرار دارد، مجبور شده است دستور 'ویژه‌ای' برای 'تجدیدنظر و رسیدگی منصفانه' در خصوص 'احکام صادره در برخی پرونده‌های اخیر' صادر نماید. جناحهایی دیگر از درون حاکمیت نیز خواستار تخفیف مجازاتها شده اند. "رسیدگی منصفانه" در جمهوری اسلامی آنهم نسبت به فعالین کارگری و مدافعین حقوق انسانی سرابی بیش نیست. "تخفیف" داده شود و یا نشود، اصل مسئله این است که کارگران و فعالین کارگری نه تنها مجرم نیستند بکه شاکیان این پرونده ها هستند و باید فوری و بدون قید و شرط آزاد گردند.

رژیم اسلامی، خود، نفرت انگیز بودن این گونه اتهام زنی‌ها و محاکمات را می داند و به همین دلیل در پاسخ به شکایت های مطرح علیه جمهوری اسلامی در سازمان جهانی کار، به دروغ ادعا می کند که شرکت در تظاهرات و اعتراض های مسالمت آمیز در ایران جرم نیست و کسی به این دلیل مورد محاکمه قرار نمی گیرد. پرسش این است که دستگیر شدگان پرونده هفت تپه و همینطور دستگیرشدگان اول ماه مه و دیگر فعالین کارگری و معلمان که هم اکنون در زندان بسر می برند، چه کرده اند غیر از شرکت در تظاهرات و تجمع های کارگری و یا دفاع از منافع کارگران. بنابراین، آنچه جرم است بازداشت و محاکمه این فعالین کارگری است نه آنچه که این فعالین کارگری انجام داده اند. جای متهمان و اتهام زنندگان و حکم صادر کنندگان باید عوض شود. باید تمام آمرین و عوامل ریز ودرشت حکومتی که در بازداشت، ضرب و شتم، شکنجه، بازجویی، پرونده سازی، محاکمه و صدور احکام ظالمانه و قرون وسطایی علیه فعالین کارگری دست داشته اند، و همچنین رسانه های وابسته به آنها، با نام و نشان در تمام دنیا به عنوان مجرمان و شکنجه گران معرفی گردند و رسوا شوند.

اتحاد بین المللی، بازداشت، دستگیری، اذیت و آزار و صدور احکام قرون وسطایی زندان و شلاق علیه فعالین کارگری توسط حکومت سرکوبگر جمهوری اسلامی ایران را به شدت محکوم می کند، خواهان لغو احکام صادر شده و آزادی فوری و بدون قید و شرط کلیه بازداشت شدگان هفت تپه و روز جهانی کارگر می باشد و به سهم خود دور جدیدی از کارزارهای گسترده تر جهانی را برای آزادی همه فعالین کارگری سازمان خواهد داد.

۸ سپتامبر ۲۰۱۹

*جلسه دادگاه شاپور احسانی راد

امروز ۱۷ شهریور ساعت ۹ صبح شاپور احسانی راد بر اساس ابلاغیه قبلی به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران مراجعه نمود.

از آنجا که وکیل قبلی ایشان از ادامه وکالت خودداری کرده بود و فاصله آزادی و تشکیل جلسه دادگاه بسیار کوتاه بوده و امکان انتصاب وکیل و مطالعه کیفرخواست و جزئیات پرونده وجود نداشت شاپور احسانی راد بخاطر اینکه بتواند وکیل به دادگاه معرفی نماید درخواستی را مبنی بر تشکیل جلسه دادگاه در زمان دیگری ارائه داد که در نهایت جلسه دادگاه ایشان به روز ۳۰ شهریور موکول شد.

لازم به ذکر است که برای موافقت با درخواست تعویق جلسه دادگاه شاپور احسانی راد نزدیک به سه ساعت در شعبه مذکور مورد بازجویی قرار گرفت.

اتحادیه آزاد کارگران ایران

۱۷ شهریور ۹۸

*تجمع اعتراضی اهالی سه روستای یزد نسبت به مشکل پل ارتباطی باشهر مقابل استانداری

روزیکشنبه 17شهریور،جمعی از اهالی روستاهای حسین‌آباد ریسمانی، عسکریه و مدرسی در بخش مرکزی یزد برای بنمایش گذاشتن اعتراضشان نسبت به مشکل پل ارتباطی با شهر دست به تجمع مقابل استانداری یزد زدند.

تجمع کنندگان خواستار باز شدن دهنه دوم پل ارتباطی این روستاها هستندند.

آنهابه خبرنگار رسانه ای گفتند:حدود چهارسال است برای گشوده شدن دهنه دوم پل بارها به مسئولان مراجعه میکنیم و مکاتبه‌های متعددی داشته‌ ایم.

آنها با بیان اینکه تاکنون هیچ اقدام مناسبی برای حل مشکلات آنها نشده، مسئولان استان را برای بررسی و اقدام، پیگیری و همکاری دعوت کردند.

بین روستاهای حسین‌آباد ریسمانی، عسکریه و مدرسی پل ارتباطی وجود دارد که فقط یک دهنه آن مورد استقاده قرار می‌گیرد و بازگشایی دهنه دوم پل نقش ارتباطی مهمی بین این روستاها با شهر یزد و همچنین روستاهای بیداخوید، فهرچ ، قاسم‌آباد جدید، نجف آباد و رحمت آباد دارد.

روستاهای حسین آباد ریسمانی، عسکریه و مدرسی چهار هزار نفر جمعیت دارند.

*اعتراض دانشجویان دانشگاه آزاد به افزایش 22درصدی شهریه

دانشجویان رشته‌های علوم پزشکی دانشگاه آزاد با تشکیل کمپین "نه به افزایش شهریه علوم پزشکی" نسبت به افزایش 22درصدی شهریه این رشته‌ها برای سال جاری اعتراض کردند.

برپایه گزارش رسانه ای شده بتاریخ 17شهریور، بر اساس اعلام دانشگاه آزاد شهریه دانشجویان این دانشگاه برای سال جاری بین 15 تا 22درصدافزایش یافته و این میزان افزایش برای دانشجویان رشته‌های علوم پزشکی 22 درصد اعلام شده است. در واقع متوسط افزایش شهریه برای دانشجویان غیرپزشکی 15 درصد است.

شهریه دانشجویان رشته‌های علوم پزشکی دانشگاه آزاد در حالی امسال تا 22درصدافزایش داشته است که وزارت بهداشت برای مهر جاری افزایش شهریه‌ای برای دانشجویان پردیس‌ها و شهریه‌پرداز دانشگاه‌های زیر مجموعه خود اعمال نکرده است.

مرگ 8کارگرومصدومیت 2کارگربراثر حوادث کاری:

1- جان باختن 5کارگر مقنی در روستای بردیسان اصفهان بر اثر گاز گرفتگی

شنبه شب(16شهریور)،5کارگر مقنی حین کندن چاه در روستای بردیسان استان اصفهان دچار گاز گرفتگی شدند وجانشان را از دست دادند.

2- مرگ یک کارگر درمراغه براثر سقوط از ارتفاع

یک کارگر36ساله حین کاردر ساختمان نیمه کاره واقع در يکي از محلات شهرستان مراغه بر اثر سقوط از ارتفاع مصدوم و پس از انتقال به بيمارستان جان خود را از دست داد.

3- جان باختن یک کارگر در کاشان زیر آوار دیوار

صبح روزیکشنبه 17شهریور،یک کارگر حین کاردریک کارگاه واقع در بلوار قطب راوندی کاشان زیر آواردیوار ماند ودردم جان باخت.

4- کشته وزخمی شدن 2کارگردر حادثه انفجار معدن زغال سنگ چمستان

ظهر روز یکشنبه 17شهریور،یک کارگر40ساله در حادثه انفجار انفجار و ریزش آوار معدن زغال سنگ واقع در وازتنگه چمستان استان مازندران جانش را ازدست داد ویک کارگر 38ساله مصدوم و به مرکز درمانی در چمستان منتقل شد.

5- مصدومیت شدید یک کارگر حین کار در تونل انرژی ششگلان تبریزدرپی

بعد از ظهر روزیکشنبه 17شهریور،یک کارگر 49ساله حین کار در تونل انرژی ششگلان تبریزدرپی فرورفتن میلگرد به پای چپش مصدوم وبه بیمارستان منتقل شد.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کارگران آذرآب در اراک بدنبال تجمع اعتراضی خود در روز ۱۶ شهریور با امضای طوماری خواستار تعیین تکلیف وضعیت سهام کارخانه شدند. اعتراض این کارگران در واقع به دزدی های پشت پرده و چوب حراج زدن بر اموال کارخانه تحت عنوان خصوصی سازی و به خطر افتادن زندگی و معیشتشان است. سیاست خصوصی سازیها نیز یک شیوه از چوب حراج زدن به دارایی های عمومی و سپردن آنها به آقازاده ها و مفتخوران وابسته به حکومت است. دور جدید اعتراضات کارگران آذر آب از ۱۲ شهریور  در اعتراض به عدم پرداخت سه ماه مزد و مطالبات و وضعیت ناروشن شغلی شان با راهپیمایی در وسط شهر آغاز شد. این کارگران در سیزده شهریور نیز  در وسط شهر مارش رفتند و با فریاد "زنده باد هپکو" صحنه شورانگیزی از همبستگی مبارزاتی آفریدند و به روال اعتراضات تاریخی کارگران هپکو سرود "زیر بار ستم نمیکنیم زندگی، جان فدا میکنیم در ره آزادگی" را سر دادند.  سرودی که اکنون به سرود اعتراض کارگری در کارخانجات مختلف تبدیل شده است.

کارگران آذر آب در طومار اعتراضی خود نگرانی شان را به واگذاری این کارخانه به شرکت کاوه اعلام کرده و خواستشان بطور واقعی پایان دادن به این بساط دزدسالاری تحت عنوان خصوصی سازی است. کارگرا ن آذر آب در طومار خود به دو خواست یکی توقف واگذاری کارخانه به کاوه و روشن شدن تکلیف این کارخانه برای همیشه و روشن شدن وضع کار و معیشتشان و نیز کناره گیری یکی از سهامداران شرکت که دو سال است همواره آنها را سر میداوند شده اند. به گفته کارگران این فرد طی دو سال گذشته در آذرآب با وعده‌های دروغین عقد قراردادهای کاری، باعث بیکاری بیش از ۷۰ درصد کارگران  شده است. همچنین یک معضل کارگران با او عدم پرداخت بموقع دستمزدها وحق بیمه آنان است.  بعلاوه اینکه او با فروش اموال شرکت و سهام آنها و دزدبازاری که به راه انداخته است و عدم بازگشت اموال غارت شده شرکت و استعفای کامل هیئت مدیره و مدیران عامل در جریان این بند و بست ها، موجب به خطر افتادن  امنیت شغلی بیش از ۱۶۰۰ کارگر و ایجاد مشکلات اجتماعی و اقتصادی برای آنها شده است. بنا بر خبرها حدود یک هفته است که اعتراضات کارگران آذرآب جریان دارد و کارگران در راهپیمایی روز سیزده شهریور با شعار"اگر جواب نگیریم، شهر قیامت میشه" اتحام حجت کرده و بر روی خواستها و اعتراضشان پای فشردند.

حزب کمونیست کارگری ضمن اعلام حمایت قاطع از مبارزات کارگران آذر آب و همچنین کارگران هپکو، همه مردم اراک را به همبستگی و همراهی با این کارگران فر اخوانده و بار دیگر بر شرکت فعال خانواده های کارگران در اعتراضات تاکید دارد.

پیش بسوی اعتصابات سراسری

حزب کمونیست کارگری ایران

۱۹  شهریور ٩٨،  ۱۰  سپتامبر  ٢٠١٩

 

 تمام بازداشت شدگان هفت تپه باید آزاد شوند!

ابراهیم رئیسی رئیس قوه قضائیه حکومت اسلامی  بلافاصله بعد از روبرو شدن با اعتراضات علیه احکام سنگین زندان و شلاق برای اسماعیل بخشی و دیگر دستگیر شدگان هفت تپه دستور تجدید نظر در مجازاتهای سنگین برای کارگران را داده است. این عقب نشینی  و ولوله ای که در میان حکومتیان افتاده  بیانگر فضای جامعه ای است که در مقابل حکومت منفور اسلامی محکم ایستاده است و در صفوف آن تشتت و گیج سری ایجاد کرده است.

اسماعیل بخشی رهبر محبوب کارگران امروز بطور واقعی یک فرد نیست. یک جنبش است. او صدای طبقه کارگر آگاه و مردم این جامعه است. دستگیری و شکنجه اسماعیل بخشی و محکوم کردنش به زندان و شلاق یک گستاخی آشکار حکومت و دهن کجی به کل کارگران و مردم این جامعه است و جامعه در مقابل آن ساکت نبوده و ساکت نخواهد ماند. حداقل کاری که حکومت اسلامی و قوه قضائیه اش در برابر مردم باید انجام دهد آزادی فوری اسماعیل بخشی و تمام حامیان کارگران هفت تپه و لغو تمام پرونده های امنیتی علیه  آنهاست. دفاع از حقوق کارگران در برابر سرمایه داران مفتخور و نیروهای سرکوبگر جرم نیست. زندانی کردن کارگران معترض جرم است.

حزب کمونیست کارگری بر آزادی فوری اسماعیل بخشی، سپیده قلیان و تمام دستگیر شدگان هفت تپه تاکید میکند. پرونده های امنیتی علیه فعالین اجتماعی باید تماما لغو شود و تمام دستگیر شدگان و زندانیان سیاسی آزاد شوند.  

حزب کمونیست کارگری ایران

۱۸  شهریور ٩٨،  ۹  سپتامبر  ٢٠١٩- 

tel:00447435562462

بدنبال تماس اعضای کمپین برای آزادی کارگران زندانی در کشور سوئئیس حزب چپ و اتحادیه کارگری یونیو (Unia ch )در این کشور همبستگی خود را با کمپین علیه تشدید سرکوبگری های حکومت اسلامی و خواستهای اعلام شده در این کارزار اعلام کردند. کارزار علیه سرکوبگری های حکومت اسلامی از سوی سه نهاد کمپین برای آزادی کارگران زندانی، کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی و کمیته بین المللی علیه اعدام اعلام شده است.  حزب سولیداریته و اتحادیه کارگرییونیو همچنین در پاسخ به نامه کمپین برای آزادی کارگران زندانی انزجار خود را از احکام وحشیانه صادر شده برای اسماعیل بخشی و حامیان نیشکر هفت تپه اعلام داشته و خواستار لغو فوری این احکام و آزادی بازداشت شدگان نیشکر هفت تپه و تمامی زندانیان سیاسی شدند. لغو احکام وحشیانه صادر شده برای اسماعیل بخشی و دیگر بازداشت شدگان نیشکر هفت تپه، توقف فوری احضارها، پیگردها و محاکمات تحت عنوان اتهامات امنیتی، محکوم کردن دادگاههای ناعادلانه ای را که برای بازداشت شدگان نیشکر هفت تپه، فعالین کارگری و فعالین سیاسی و اجتماعی برپا شده ، لغو فوری قرارهای وثیقه و ممنوعیت وثیقه، لغو تمامی احکام شنیع شلاق و ممنوعیت شلاق و به رسمیت شناخته شدن حق تجمع، تشکل، اعتصاب، آزادی بیان و عقید، تحزب و برگزاری مراسم روز جهانی کار  رئوس اصلی خواستهای اعلام شده در بیانیه کمپین علیه تشدید سرکوبگری های رژیم اسلامی و نامه اضطراری کمپین برای آزادی کارگران زندانی به اتحادیه های کارگری و نهادهای انساندوست در سراسری جهان است. یک تاکید مهم این کارزار اخراج جمهوری اسلامی از سازمان جهانی کار و تمامی نهادهای بین المللی است. حزب سولیداریته چپ و اتحادیه کارگری یونیو در سوئیس با اعلام همبستگی از این خواستها به کارزار علیه سرکوبگری های حکومت اسلامی و اخراج آن از سازمان جهانی کار پیوست.

کمپین برای آزادی کارگران زندانی

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

http://free-them-now.com/

٢٠شهریور ٩٨

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت