.
دوشنبه ۲۵ شهريور ۱۳۹۸.
امروز:
Sep 16 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

مردم مبارز کردستان!

اول مهر و بازگشایی مدارس در راه است. امسال مساله کودکان ادامه تحصیل، رفاه و امنیت، تحصیل رایگان در مرکز مشغولیات و تجمعات اعتراضی کارگران، معلمان و بازنشستگان قرار گرفته است. «تحصیل رایگان برای همه کودکان» جواب و راه حلی انسانی!.

جمهوری اسلامی میگوید «خدمات آموزشی رایگان» است، «برای ثبت نام دانش آموزان شهریه گرفته نمیشود» مردم به این تبلیغات دروغین و غیر واقعی عادت کرده و بی باور شده اند. ٤دهه سیستم دروغ پراکنی را مردم در حاکمیت رژیم اسلامی سرمایه تجربه کرده اند! آموزش رایگان در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی در هیچ شرایطی در طول ٤ دهه گذشته وجود نداشته است. مردم اما، اخاذی و گرفتن پولهای کلان به بهانه های مختلف، بطور مستمر از خانواده های دانش آموزان را بارها دیده و تجربه کرده اند. ارائه «خدمات آموزشی رایگان» در نظام جمهوری اسلامی شعاری بیش نیست. مردم به غیر از هزینه مربوط به مدارس، باید هزینه های دیگری بابت کتاب، دفتر و سایر اقلام آموزشی پرداخت کنند، در شرایط کنونی این هزینه، سنگین، نفس گیر و افزایش قابل توجهی دارند. حقوق ماهانه خانواده های کارگری با احتساب حق اولاد و مسکن کمتر از دو میلیون است. با این مبلغ خانواده های کارگر و زحمتکش برای تامین هزینه‌های گزاف آموزش فرزندان‌شان با مشکل جدی روبرو هستند. خط فقر نزدیک به هفت میلیون و درآمدهای کمتر از دو میلیون شکاف عمیقی است که بر زندگی و معیشت و ادامه تحصیل فرزندان مردم سنگینی میکند.

در کنار کوچک شدن سفرها، عدم تامین دارو و امکانات پزشکی، لباس و پوشاک خطر ترک تحصیل و محرومیت کودکان از تحصیل صد چندان شده است.

آمار بیش از سه میلیون بازمانده کودک از تحصیل در سطح سراسری فاجعه بار است. در کردستان سالانه بیش از هزار کودک از رفتن به مدرسه محروم و یا در اثر فقر مالی از ادامه تحصیل ناتوان و به اردوی کودکان کار و خیابان اضافه میشوند. ترک تحصیل و کودکان خیابانی پدیده تازه ای نیست. مصائب ترک تحصیل و افزایش هر روزه کودکان خیابانی در میان خانواده های کارگری و زحمتکش به مشکل سنگین و جدی تبدیل شده است. با هر افزایش تعداد بیکاری، عدم تحصیل کودکان خانواده های کارگری افزایش میابد. با شنیدن هر تعداد بیکاری کودکان خانواده های کارگر خود را در معرض تهدید می بینند و امنیت ادامه تحصیل روز بروز کمتر و کمتر میشود.

راه حل نجات کودکان از محرومیت تحصیلی مبارزه ای است که امروز باید به ثمر برسد، و خواست تحصیل رایگان برای همه کودکان تحقق پیدا کند. اعتراضات سراسری کارگران، معلمان و بازنشستگان پرچم و خواست "تحصیل رایگان برای همه کودکان" را بلند کرده است. این خواست امروز مورد توجه قرار گرفته و بشعار و کارزار اعتراض طبقاتی مردم و جامعه تبدیل شد است.

تحصیل رایگان در ایران ممکن و عملی است، این کارزار هم اکنون توسط هزاران نفر در سطح سراسری فعال است.

در کردستان یک جنبش وسیع توده ای و اجتماعی با حضور آکتیویستهای علنی که موتور محرک و پیشبرنده این خواست شوند، باید سازماندهی شود. مادام محرومیت از تحصیل در اثر فقر و پایین بودن دستمزد و هزینه های معیشتی است، مادام که اعتراض و مبارزه علیه فقر و پایین بودن حقوق و دستمزدها شکل روتین و گسترده ای را بخود گرفته است، زمینه های مساعدی برای جمع کردن خانواده های دانش آموزان وجود دارد.

کارگران! معلمان مبارز کردستان!

مردم از محرومیت تحصیلی کودکانشان ناراضی و نگران هستند. علیه این ستم بر کودکان بپاخیزید، دست بکار شوید! کودکان محروم از تحصیل قربانیان شکاف عمیق طبقاتی کنونی هستند که بر

میلیونها نفر از کارکنان و مزدبگیران جامعه توسط جمهوری هار و جنایتکار اسلامی تحمیل شده! چالش تحصیل رایگان مهمترین عرصه درگیری مردم در سطح میلیونی با رژیم استبداد اسلامی در ایران است. این سطح از مبارزه را باید جدی گرفت، افشاگری بودجه های میلیاردی و بیلیونی برای صرف در جنگ در جبهه اسلام سیاسی و حضور نظامی و لجستیکی در منطقه در سوریه و عراق و لبنان و... به اندازه کافی اشنا و در دسترس است، افشای جنایتهای اقتصادی و غارت زندگی مردم برای تقویت اسلام سیاسی و آدمکشان تروریست اسلامی تا ابد و دهر درد و رنج مردم را جواب نمیدهد، مهم راه حلی است که از میان اعتراض اجتماعی و طبقاتی جامعه برخاسته میشود.

کارزار "تحصیل رایگان برای همه کودکان" با به میدان آمدن شما کارگران و معلمان مبارز ومردم تقویت میشود. تجمعهای اعتراضی در سطح شهر و محلات و روستاها با شعار "تحصیل رایگان برای همه کودکان" را سازماندهی کنید. شبکه های میدیای اجتماعی را در همین رابطه فعال کنید.

محصلین و دانشجویان مبارز!

به نیروی حمایت کننده، مبلغ آتشین و مدافع حق تحصیل رایگان برای کودکان دربیایید! خیابانها، مدارس و دانشگاه ها را با شعار "تحصیل رایگان برای همه کودکان" پوشش دهید! نیروی جوان و قدرتمند شما توانایی جلب و به تحرک در آوردن جامعه در دفاع از حق تحصیل رایگان برای کودکان را دارا است.

نگذاریم فرزندانمان از تحصیل محروم شوند!

نسان نودینیان

١٧ شهریور ١٣٩٨

٨ سپتامبر ٢٠١٩

در اعتراض به احکام ظالمانه و برای جلوگیری از سرکوب، خفقان و جنایت بیشتر توسط حکومت اسلامی ایران و برای دادخواهی و برقراری عدالت به پا خیزیم!

سرکوب های گسترده علیه فعالان در حوزه های مختلف، به‌خصوص کارگران، دانشجویان، معلمان، زنان و تمامی آن‌هایی که دل در گروی ایرانی آزاد، مستقل و دموکراتیک دارند، ما را به دهه ی شصت و به ویژه به کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۶۷ می‌برد که همین جانیان بر مصدر کار بودند و هزاران نفر از بهترین انسان‌های مبارز را در دهه ی اول انقلاب به بند کشیده و شکنجه کردند و کشتند. هم‌اکنون نیز ابراهیم رئیسی رئیس قوه قضاییه، محمد مقیسه، ابوالقاسم صلواتی، ماشاالله احمدزاده، ایمان افشاری و دیگر جانیان به عنوان قاضی و بازجو و نیروهای سرکوب گر در تهران و شهرستان‌ها مشغول به کارند و هم چنان نان شان را در خون جوان‌های مبارز می‌زنند و می خورند و شاید برای حفظ قدرت و موقعیت شان، خواب دهه ی شصت را دیده اند تا بتوانند تمام فعالان را یا بکشند یا از گردونه ی مبارزه حذف کنند. ولی در اشتباه اند و نمی‌توانند خواب شان را به واقعیت بدل کنند، زیرا نه زمانه آن زمان است و نه فعالان آن‌هایی هستند که در سازمان ها و احزابی فراتر از مبارزات عادی مردم مشغول جان فشانی بودند. امروزه فعالان و معترضان مردم عادی به تنگ آمده از بیدادگری های گسترده ی حاکم هستند، همان‌هایی که در سال ۵۷ به خیابان آمده بودند.  

از سوی دیگر سرکوب های گسترده و محکومیت های سنگین برای فعالان عرصه های کارگری، دانشجویی، دادخواهی، کارمندی، زنان، معلمان، محیط زیست، اقوام، بازاریان و غیره و به ویژه احکام سنگین اخیر کارگران و پشتیبانان هفت تپه و دیگر حکم های سنگین فعالان حوزه های کارگری، زنان و آزادی خواهان ما را به چهل و یک سال پیش در سال ۱۳۵۷می برد. زمانی که حکومت پهلوی دیگر توان پاسخ‌گویی به ابتدایی ترین خواست های مردم را نداشت و معترضان را برای اعتراض به همین خواست های اولیه به شدت سرکوب کرد، آن زمان بود که خواسته‌های صنفی تبدیل به خواسته هایی سیاسی شد و هم‌اکنون نیز شرایط همین گونه است و سرکوب های گسترده و احکام ظالمانه و سنگین به صورت مکرر توسط حکومت اسلامی نیز نشان از آن دارد که حکومت دیگر توان پاسخ‌گویی به خواست های اولیه اقشار مختلف را ندارد و اعتراض ها رو به فزونی است و می‌رود که به اعتصاب های گسترده سیاسی و سراسری بدل شود.

ولی واقعیت تلخ این است که در آن زمان همان تشکل ها و سازمان ها و فعالان سیاسی عاشق و جان بر کف، کمک بزرگی برای سامان دادن به حرکت‌ها و اعتراض ها و اعتصاب های مردمی بودند، در حالی که امروز در این زمینه به شدت ضعف داریم و ضرورت تقویت یا ایجاد سازمان ها و تشکل های مستقل و قوی و مبارزاتی و سازمان ده، بیش از پیش احساس می‌شود.

احکام ظالمانه هفت تن از فعالان حوزه کارگری و پشتیبانان آن‌ها توسط محمد مقیسه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به شرح؛ اسماعیل بخشی به ۱۴ سال و ۷۴ ضربه شلاق، سپیده قلیان به ۱۸ سال، عسل محمدی به ۱۸ سال، ساناز اله یاری به ۱۸ سال، امیرمحمد محمدی به ۱۸ سال و امیر امیرقلی به ۱۸ سال که ۷ سال حکم آن اجرایی است و محمد خنیفر به ۶ سال که ۵ سال آن اجرایی است، تازه ترین دست آورد سیستم فاسد قضایی است.

از سویی ۹ تن از کارگران معترض مجتمع نیشکر هفت تپه در دادگاه شوش هرکدام به تحمل هشت ماه حبس و سی ضربه شلاق محکوم گردیدند، مجازات اعلامی به مدت چهار سال تعلیق می شود. اسامی آن ها عبارتند از: حسین انصاری زاده، فیصل ثعالبی، صاحب ظهیری، عادل سماعین، اسماعیل جعادله، منصور بنی نعامه، امید آزادی، رستم عبدالله‌زاده و عصمت الله کیانی. از سوی دیگر ۴۱ نفر از کارگران فولاد ملی اهواز را به اتهام شرکت در اعتراضات کارگری پاییز سال گذشته به دادگاه انقلاب اهواز احضار کردند. سخنگوی قوه قضاییه گفته است: تمامی ۴۱ نفر تبرئه شده و برای آن‌ها قرار منع تعقیب صادر شده است.

احکام ظالمانه ۱۰ تن از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر به شرح زیر است؛ ۱) حسن سعیدی، عضو سندیکای کارگران شرکت واحد با حکم ایمان افشاری رییس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به تحمل ۵ سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت از عضویت در احزاب، گروه ها و دسته جات سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند، ۲) مرضیه امیری روزنامه نگار روزنامه‌ی شرق با حکم محمد مقیسه، رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ۱۰ سال و ۱۴۸ ضربه شلاق، ۳) عاطفه رنگریز با حکم محمد مقیسه به ۱۱ سال و شش ماه حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق، ۴) پروین محمدی، نائب رئیس هیئت‌مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، و ۵) هاله صفرزاده فعال زنان و از اعضای کانون مدافعان حقوق کارگر، و ۶) علیرضا ثقفی از اعضای کانون مدافعان حقوق کارگر که هر کدام از این سه نفر با حکم آصف حسینی در شعبه اول دادگاه انقلاب کرج به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند، ۷) سید رسول طالب مقدم در شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست ایمان افشاری به ۷۴ ضربه شلاق، دو سال حبس تعزیری، دوسال تبعید به منطقه آفرایز از توابع بخش سده خراسان جنوبی و همچنین دو سال محرومیت از استفاده تلفن همراه هوشمند و منع عضویت در دستجات و احزاب و گروهای سیاسی و اجتماعی و ۸) اعظم (نسرین) خضری جوادی عضو اتحادیه‌ی آزاد کارگران ایران، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست ایمان افشاری به ۷ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شدند. ۹) فرهاد شیخی از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران نیز به اتهام اخلال در نظم و آسایش عمومی در شعبه ۱۰۵۸ دادگاه ‏کیفری دو تهران محاکمه شد. حکم وی ۴ ماه حبس و ۵ ضربه شلاق (تعلیقی به مدت دو سال) است ، ۱۰) مرداس طاهری نیز با حکم شعبه ۱۰۶۰ دادگاه کیفری دو تهران به یک سال حبس تعلیقی محکوم شد. در حال حاضر از تشکیل دادگاهی برای ندا ناجی و آنیشا اسداللهی خبری در دسترس نیست.

هم چنین حکم ظالمانه شش سال برای بهنام ابراهیم زاده فعال کارگری و حقوق کودک در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران تأیید شد که ۵ سال آن اجرایی است.

از سوی دیگر فرشاد خدادادیان، خرم آقابیگی، پیمان سلیمانی و امین حاتمی ۴ فعال کارگری کارخانه سیمان کارون (مسجد سلیمان) از بعد از دستگیری به علت شرکت در تجمع و اعتراضات بهمن و اسفند ماه سال ۹۵ تا کنون بارها به دادگستری احضار و علیرغم صدور حکم تبرئه و منع تعقیب برای ایشان تا کنون دستِ کم ۱۷ بار ( ۱۳ بار در طی سه سال و در سال جدید ۴ بار) احضار شده‌اند.

هم چنین در اخبار آمده است که نیروهای اداره اطلاعات در سنندج در روز چهارشنبه ۶ شهریور، آرام زندی فعال کارگری را به دلایل نامشخصی در منزل بازداشت و به محل نامعلومی منتقل کردەاند.

از دیگر سو معلمان زحمتکش را به جای تکریم، به حبس و شلاق محکوم می کنند؛ به تازگی یاسر امینی آذر، معلم و فعال صنفی معلمان شهرستان مهاباد توسط دادگاه انقلاب این شهر به ۱۵ ماه حبس تعزیری محکوم شد، هم چنین محمد تقی فلاحی دبیرکل کانون صنفی معلمان تهران به ۸ ماه حبس تعلیقی برای مدت سه سال و ۱۰ ضربه شلاق محکوم شده است.

اسرین درکاله و مریم محمدی، نیز اکرم نصیریان و ناهید شقاقی، فعالان حقوق زنان هستند که در مراسم روز جهانی زن که توسط انجمن ندای زنان ایران برگزار شد دستگیر شدند. دو نفر اول که هم اکنون در بند زنان زندان اوین و در بازداشت به سر می برند تفهیم اتهام شده اند و دو نفر دوم که با تودیع قرار وثیقه از بازداشتگاه اداره اطلاعات در زندان اوین آزاد شده بودند به صورت تلفنی برای حضور در شعبه دوم بازپرسی دادسرای اوین به ریاست قاضی نصیری پور صبح روز یکشنبه ۱۷ شهریورماه ۹۸ احضار شدند. هم چنین محبوبه فرحزادی، فعال صنفی معلمان و از اعضای این انجمن نیز برای روز شنبه ۱۶ شهریورماه به همین شعبه احضار شده بود.

آتنا دائمی فعال زنان و حقوق کودکان، و گلرخ ابراهیمی ایرایی فعال زنان و حقوق بشر که برای نوشتن داستان منتشر نشده‌ای علیه سنگسار در دفترچه شخصی‌اش محکوم شد، هر یک در پرونده هایی جدید به خاطر اعتراض به احکام اعدام سه زندانی کرد و سرود خواندن در زندان، به سه سال و هفت ماه حبس دیگر محکوم شده‌اند که ۲ سال و یک ماه آن اجرایی است. آتنا دائمی هم‌اکنون برای محکومیت ظالمانه قبلی در حبس است. گلرخ ابراهیمی ایرایی برای محکومیت قبلی ۲ سال و شش ماه در حبس بود و در فروردین ۱۳۹۸ با کفالت آزاد شد.

 

فعالان علیه حجاب اجباری نیز به احکامی بسیار ظالمانه و سنگین محکوم شده اند. صبا کردافشاری در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران با حکم قاضی ایمان افشاری به ۴۲ سال حبس تعزیری محکوم شد که ۱۵ سال آن اجرایی است. هم چنین یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز از معترضان به حجاب اجباری، با حکم محمد مقیسه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی، هر کدام به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شده اند.

خبر بسیار ناگواری نیز در چند روز اخیر شنیدیم. در اسفند سال گذشته دختری به نام سحر برای دیدن مسابقه فوتبال با لباس مبدل مردانه به ورزشگاه آزادی می‌رود و از طرف ماموران شناسایی و بازداشت و پس از چند روز با وثیقه ۵۰ میلیون تومانی به طور موقت آزاد می شود. وی در ۱۱ شهریور برای پیگیری پرونده اش به دادگاه انقلاب می‌رود و گویا قاضی نبوده و به او گفته‌اند که ۶ ماه باید در حبس باشد. او نیز جلوی دادگاه انقلاب اسلامی در خیابان معلم خودش را به آتش می کشد. در پی این اقدام به بیمارستان سوانح و سوختگی بیمارستان شهید مطهری منتقل شده و هم اکنون تحت مراقبت پزشکی است و به گفته خواهرش حالش خوب نیست و ۹۰ درصد سوختگی دارد و ریه‌هایش هم از داخل آسیب دیده است.

در حالی که هر روزه شاهد خبرهایی از خودسوزی، خودکشی و مرگ های خاموش کارگران، کولبران، زنان، جوانان، کودکان و اقشار مختلف مردم هستیم که به خاطر بیکاری، بیماری، فقر، تبعیض و هزاران درد بی درمان دیگر اتفاق می‌افتد و در نتیجه بی‌عدالتی‌ها و نابرابری‌ها و تبعیض های گسترده حاکم بر ایران است. بی تردید مردمی که برای گذران یک زندگی ساده برای خود و خانواده‌های شان در مانده اند و اختلاف طبقاتی و تبعیض و فساد را به چشم خود می‌بینند، دیری نخواهد پایید که به نقطه جوش می‌رسند و مانند سیلی بنیان کن، طغیان می کنند.

ما مادران پارک لاله ایران این احکام ظالمانه را به شدت محکوم می‌کنیم و خواهان آزادی بدون قید و شرط این زندانیان و سایر زندانیان سیاسی هستیم. ما به عنوان صدایی از جنبش دادخواهی مردم ایران، این چرخه ی آزادی کشی، سرکوب، خشونت، بازداشت، شکنجه، تبعیض، اعترافات اجباری، احکام ظالمانه و قتل های دولتی سازمان یافته در ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و خواهان: ۱) آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، ۲) لغو قانون شکنجه و مجازات اعدام از جمله؛ اعدام، ترور، کشتار خیابانی، شکنجه، سنگسار و قصاص، ۳) محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی جنایات‌های صورت گرفته توسط مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا به امروز در دادگاه هایی علنی و عادلانه هستیم. ما هم چنین اعتقاد عمیق داریم که این خواسته ها با اتحاد و همبستگی و مبارزات پیگیر ما دادخواهان به دست خواهد آمد و تردیدی نیست که برای رسیدن به این خواسته ها باید برای رسیدن به آزادی بیان و اندیشه، حق داشتن تجمع و اعتصاب و تشکل و احزاب مستقل، رفع هرگونه تبعیض و جدایی دین ازحکومت نیز تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بی عدالتی ها را در ساختار حکومت و قوانین آزادی ستیز و تبعیض آمیز حکومت اسلامی ایران می دانیم.

مادران پارک لاله ایران

۱۷ شهریور ۱۳۹۸

دست دردست هم دهیم
وبا شرکت دراعتراضات جاری درداخل وخارج کشور
ازمبارزات کارگران پشتیبانی بکنیم

روز 16 شهریور، درست درایام برگزاری مراسمهای توام با افشاگری سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی در سال 67 ،یکی ازبی دادگاه های زیرنظر «رئیسی» (معروف به آیت الله قتلعام ) احکام ظالمانه خودرا برعلیه دوتن ازکارگران نیشکرهفت تپه وچند تن از روزنامه نگاران مدافع جنبش کارگری اعلام کرد. دوتن از نمایندگان منتحب کارگران نیشکر هفت تپه، اسماعیل بخشی به چهارده سال ومحمد حنیفر به شش سال زندان، ونیز سپیده قلیان به نوزده سال، امیر حسین محمدی فرد، عسل محمدی، ساناز الهیاری، امیر امیرقلی، سر دبیر و اعضاء هیأت تحریریه نشریه گام به هیجده سال زندان محکوم شدند.


صدور بیشرمانه چنین احکام سنگینی علیه نمایندگان منتخب کارگران نیشکر هفت تپه و روزنامه نگاران مدافع جنبش کارگری ، آنهم درسالگرد کشتار زندانیان سیاسی دهه شصت، نشاندهنده رعب و وحشت طبقه حاکم ودستگاه سرکوبگر آن از رشد و اعتلای جنبش کارگری و موج گستره حمایت زحمتکشان، روزنامه نگاران، روشنفکران وهنرمندان و نویسندگان مستقل و مترقی از جنبش کارگری است . بانشتن «رئیسی» یکی از قاتلان معروف هزاران زندانی سیاسی برراس دستگاه قوه قضائیه وصدور چنین احکام سنگینی برعلیه نمایندگان کارگران و روزنامه نگاران، نشان میدهد که شمشیر نظام برعلیه کارگران و مدافعین جنبش کارگری ازروبسته شده است . بیش از سی سال است که عمده ثروت اجتماعی ودسترنج توده های زحمتکش مردم برای سرپانگاهداشتن جمهوری جهل وجنایت به کام دستگاه جهنمی سرکوب ریخته میشود تا بخیال خود هرجنبنده ای علیه دستگاه مافیای حاکم را سرجایش بنشانند. اما اکنون اوضاع دیگری درپیش روی است . تعمیق بحران اقتصادی، اخراج های گسترده کارگران، عدم پرداخت بموقع حقوق ودستمزد ها ، تورم افسارگسیخته ، افزایش بیکاری ، بی مسکنی ،توده های به جان آمده را با فشارهای اقتصادی ومعضلات بیشماری مواجه ساخته است وبرای کارگران وزحمتکشان را ه چاره ای جزاعتراضات واعتصابات گسترده وسرانجام اعتصاب عمومی و قیام مسلحانه علیه مافیای قدرت وثروت وکل نظام ارتجاعی حاکم باقی نگذاشته است. پیشبینی چنین اوضاعی است که رژیم جمهوری اسلامی را واداشته است تا کارجلادان خودرا رونقی دیگر بخشد. با این توهم که گویا باتشدید سرکوب میتوانند طبقه کارگر وتوده های مردم را ساکت کنند.

اما فراموش نباید کرد که ایران بیش ازاین شاهد قیامهائی نظیر دیماه 96 و اعتصابات عظیم کارگری و اعتراصات توده ای متعددی بوده است و اکنون آبستن حوادث وتحولات عمیقتری است و رژیم برای احتراز از وقوع حوادث مشابه و قیامهای توده ای،شمشیرراازروبسته است و به همین دلیل سرکوب حنبش کارکری وجنبش های اجتماعی را تشدید نموده است. وظیفه ما همه کارگران وعموم زحمتشکان است که دربرابر تشدید سرکوبگری رژیم، متحدا درداخل وخارج کشور به مبارزه و مقاومت ادامه دهیم. نیروهای چپ انقلابی و جنبش های اجتماعی سوسیالیستی ،آزادیخواه و مترقی میباید دراتحاد باهم وبا طرح خواست ها و مطالبات اقتصادی ، اجتماعی وسیاسی توده های رنجدیده واستثمارشده ، به امر آگاهی وسازمانیابی جنبش طبقه کارگر وسایر جنبش های اجتماعی مترقی ودموکراتیک یاری رسانند.بویژه وظیفه تعطیل ناپذیر کارگران سرتاسر ایران، بویژه کارگران نیشکر هفت تپه است که دربرابر احکام ظالمانه بیدادگاه جمهوری اسلامی علیه نمایندگان شان و روزنامه نگاران، به اعتراض برخیزند.

مقابله با نظام حاکم ودستگاه سرکوبگر آن ،پایان دادن به پراکندگی مبارزات، وگردآمدن گردانهای کار وزحمت دریک جبهه انقلابی بمنظور گسترش مبارزه برای سرنگونی انقلابی رژیم و استقرارساحتاراقتصادی واجتماعی نوین مبتنی برشوراها رابه امری فوری وضروری تبدیل کرده است .امروزه خواست ها و مطالبات اقتصادی ورفاهی طبقه کارگر وتوده های رنجدیده وزحمتکش مردم با مطالبات آزادیخواهانه ودموکراتیک درهم آمیخته است و شرکت گسترده ومتحد دراعتراضات ، اعتصابات ، وتظاهرات وسایراشکال مبارزه برعلیه ستم واستثمار وسرکوب ونیز آزادی کارگران زندانی و سایرزندانیان سیاسی یک وظیفه تعطیل ناپذیرهر انسان آزادیخواه و انقلابی محسوب میگردد.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی برقرارباد جمهوری فدراتیو شورائی

زنده باد سوسیالیسم

سازمان

اتحادفدائیان کمونیست

17شهریور 98

 

 

بمناسبت سی ویکمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی

یادشان گرامی باد!

درطول چهار دهه حاکمیت جمهوری اسلامی،زندانها و شکنجه گاه های رژیم همواره مملو از زندانیانی بوده است که به خاطر آزادی و احقاق حقوق سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی خود به بند کشیده شدند .

از همان زمانی که قیام مسلحانه توده های مردم رژیم سلطنتی را ساقط نمود . جنگ میان نو وکهنه ، ارتجاع و ترقی ، آزادی و سرکوب، آغازگردید .

باسقوط شاه، طبقه سرمایه دار و صاحبان ثروت، این بار با حمایت از روحانیتی که برموج قیام عمومی سوار شده بود،برآن شدند تا به هر قیمتی شده از تداوم انقلاب و گسترش و تعمیق آن جلوگیری کنند .درآن زمان همه طبقات حاکم و کشورهای معظم سرمایه داری با این امر موافق بودند که تنها اسلام وروحانیت با همه تناقضات اش قادراست جلوی نفوذ واعتبار چپ را بگیرد ،مانع تعمیق انقلاب و تعرض توده های مردم به ارکان اصلی استبداد و خودکامگی بشود. تنها روحانیت است که میتواند قدرت و امکانات پیروزی توده های کارگر و زحمتکش را محدود ساخته و پتانسیل آنها را برضد اهداف و آرمانهای آزادیخواهانه و برابری طلبانه به کارگیرد .

بدین ترتیب نیروهای سیاه ارتجاع به کمک ارتش و سازمانهای امنیتی باقیمانده از رژیم گذشته و با تجهیز و تسلیح نیروهای حاشیه جامعه در کمیته ها و سپاه وغیره، تعرض گسترده ووحشیانه ای را به دست آوردهای انقلاب و احزاب و سازمانها و تشکل های کارگری، دانشجوئی...، آغاز نمودند . ازآن پس حمله به کتابفروشیها ، دفاتر سازمانهای سیاسی ، روزنامه ها و نشریات مترقی ، راهپیمائیها و تجمعات کارگران، دانشجویان،زنان ودیگرفعالین اجتماعی وسیاسی تشدید شد ، حمله به کردستان، ترکمن صحرا ودستگیری و شکنجه و اعدام به یک روال معمولی درجامعه ما تبدیل شد .هزاران مبارز ، انقلابی و آزادیخواه درسیاهچالهای رژیم به خاطر اعتقادات شان و مخالفت شان با سلطه مجدد استبداد و خودکامگی شکنجه شدند و هزاران نفر دیگر دردفاع ازآزادی ،جان خودرا از دست دادند.

درتداوم این سرکوبگریها، کشتاردهه شصت و قتل عام زندانیان سیاسی درسال 67 بی شک بمثابه بزرگترین وفجیعانه ترین جنایت سیاسی درتاریخ کشورما محسوب میشود که همچون لکه ننگی ابدی برپیشانی حاکمیت جهل وجنایت جمهوری اسلامی وحامیان آن باقی خواهد ماند.

ترکیب عمده مبارزین و زندانیان سیاسی این دوره، برخاسته از میان اقشار زحمتکش جامعه بودند. کارگران زحمتکشان و جوانان و دانشجویان ودانش آموزانی بودند که دربرابر تعرض رژیم جدید به آزادیها و سایر دست آوردهای قیام مقاومت میکردند وخواستار تداوم انقلاب درجهت برانداختن ستم واستثمار و زور وسرکوب، تثبیت آزادیهای سیاسی بدست آمده و تحقق خواست های دموکراتیک و برابری طلبانه ای بودند که سالیان متمادی برای آنها مبارزه کرده و جانفشانی نموده بودند.بسیاری از آنها رهبران عملی جنبش کارگری ، دانشجوئی و توده ای بودند ویا سالیانی دراز علیه رژیم شاه مبارزه کرده وازپیشگامان جنبش توده ای منجربه قیام 57 به شمارمیامدند. وجالب است که درتمام این دوران و بویژه درجریان قتل عام سال 67 امپریالیستها و دولی که خود را مهد دموکراسی و حقوق بشر میدانند ، درجریان وقوع این کشتارهای وحشیانه سکوت اختیار کردند تا رژیم جلادان با این نسل کشی ها محیط مناسب سرمایه گذاری و چپاول آنها را فراهم سازند.اما گوئی فراموش کرده اند که مبارزه برای رهائی از ستم و استثمار و زور و سرکوب و مبارزه برای رسیدن به جامعه ای آزاد و برابر و انسانی، با سرکوب و قتل و غارت متوقف نمی شود .تا وقتیکه نظام سرمایه داری ودستگاه دولتی سرکوبگر و فجایع ناشی از آن باقی است، این مبارزه تاپیروزی نهائی ادامه خواهد یافت .

درسالگرد قتل عام زندانیان سیاسی تاکید به چند نکته حائزاهمیت است .

باتوجه به تشدید بحران اقتصادی و رشدو گسترش جنبشهای اجتماعی، بویژه جنبش کارگری که ازنظر کمی وکیفی رو به اعتلاء است ،رژیم درتلاش است تا جائی که میتواند باایجاد جو رعب و وحشت مانع شکل گیری جنبش های اجتماعی وتداوم مبارزات آزادیخواهانه اقشارمختلف جامعه گردد. بویژه اعتراضات توده ای وسراسری دیماه 97 و اعتصابات شکوهمند کارگران نیشکر هفت تپه وفولاد اهواز واقبال عمومی از شعارها وخواست ها ومطالبات کارگران، نظام حاکم رابوحشت انداخته است،هم اکنون علاوه برزندانیان سیاسی سابق، ده ها نفرازکارگران ،روشنفکران،روزنامه نگاران،نویسندگان ،زنان وسایرفعالین سیاسی وفرهنگی درشهرهای مختلف دستگیر وروانه زندان شده ومیشوند . اخیرانیز روز 16 شهریور، درست درایام برگزاری مراسمهای توام با افشاگری سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی در سال 67 ،یکی ازبی دادگاه های زیرنظر «رئیسی» (معروف به آیت الله قتلعام ) احکام سنگینی برای دوتن ازکارگران نیشکرهفت تپه وچند تن از روزنامه نگاران مدافع جنبش کارگری صادرکرده است. دوتن از نمایندگان منتحب کارگران نیشکر هفت تپه، اسماعیل بخشی به چهارده سال ومحمد حنیفر به شش سال زندان، ونیز سپیده قلیان به نوزده سال، امیر حسین محمدی فرد، عسل محمدی، ساناز الهیاری، امیر امیرقلی، سر دبیر و اعضاء هیأت تحریریه نشریه گام به هیجده سال زندان محکوم شده اند.


نباید فراموش کرد که سرنوشت زندانیان سیاسی درایران با تحولات و فرازونشیب های سیاسی، اجتماعی ،اقتصادی و بحران های گاه و بیگاه رژیم درروابط بین المللی گره خورده است. وزندانیان سیاسی بعنوان پیشروترین ودردست رس ترین مخالفان رژیم، همواره با خطر تشدید شکنجه و اعدام و تکرار فجایعی نظیر کشتار 67 مواجه اند . از این روتشدید جو ترور واختناق که با دستگیریهای وسیع همراه است، امر مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی را به وظیفه ای مبرم تبدیل نموده است . دراین رابطه:

ما بارها اعلام کرده ایم که مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی بخشی جدائی ناپذیر از مبارزه برای آزادیهای سیاسی و سرنگونی رژیم حاکم محسوب میشود . بنابراین مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی،نیازمند کاروتلاش مستمر و پی گیر همه نیروهای انقلابی و جنبش های اجتماعی است که برای دگرگونیهای بنیادی در ایران مبارزه و تلاش میکنند .

دوم اینکه تجربه دوران رژیم شاه دربرخورد به زندانیان سیاسی مبین این واقعیت انکارناپذیراست که برغم افشاگریها و فشارهای بین المللی برای آزادی زندانیان سیاسی که درجای خود مفید و موثربودند ، اما آزادی زندانیان سیاسی تنها زمانی امکان پذیر شد که توده های مردم به خیابانها ریحتند ، کارگران بااعتصابات خود شریانهای اقتصادی رژیم را قطع کردند ودستگاه نظامی و بوروکراتیک آنرا فلج نمودند و با شعار «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» لرزه براندام رژیم انداختند. لذا این تجربه به ما میاموزد که مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی با مبارزه برای برانداختن حاکمیت سیاه ارتجاع گره خورده است و تنها درجریان پیشروی نیروهای اجتماعی انقلابی و مترقی، بویژه طبقه کارگر برای سرنگونی رژیم و تحقق آزادیهای سیاسی است که مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی نیز به پیروزی میرسد .

روشن است که این واقعیت تجربه شده نافی وظیفه انقلابی وانسانی سازماندهی کارزارهای وسیع افشای رژیم و روشن کردن سرنوشت زندانیان سیاسی و خواستار آزدای آنها شدن درسطح داخلی و جهانی نیست . ولی این تلاشها میباید دارای برنامه ای مشخص و نقشه ای معین بوده باشد که بتواند با بسیج بیشترین نیروهای اجتماعی،آزادی همه زندانیان سیاسی را خواستار شده و کارزاری همه جانبه و ادامه داری را دردستور مبارزات خود قرار دهد. کارزاری که فقط به نیروهای سازمانیافته و جریانات انقلابی محدود نشده بلکه جنبش های اجتماعی و عناصر موثر جامعه را هم دربرگیرد .

دراین رابطه یکی از اقداماتی که ما بارها برآن تاکید کرده ایم ، بسیج شدن خانواده های همه زندانیان سیاسی است که درگذشته و حال عضوی از اعضای خانواده آنها به زندان افتاده، شکنجه شده و یا توسط رژیم اعدام شده اند . دراین میان سازمانیابی همه خانواده های زندانیان سیاسی و عزیزانی که درسال 67 درزندانهای رژیم قتل عام شدند، میتواند دربسیج سایر خانواده های زندانیان واعدام شده ها و سازماندهی یک کارزار داخلی و بین المللی وسیع، گسترده و ادامه دار نقش بسیار مثبتی بازی بکنند. نظیر تشکیل کمیته های مشترک مادران ، همسران ، پدران و برادران و خواهران قتل عام شدگان ، مفقود شده ها و شکنجه شده ها .درزندانها و سیاهچالهای جمهوری اسلامی.

این تشکلها درحال حاضر میتوانند.درداخل و خارج از کشور با اقدامات افشاگرانه و خواست های انسانی خود مبنی بر روشن شدن آمرین و عاملین این قتل ها و کشاندن آنها به پای میز محاکمه ، نقش موثری در پیش برد مبارزه برای آزادی های سیاسی وبویژه آزادی زندانیان سیاسی ایفا کنند.

درسالگرد قتل عام زندانیان سیاسی یاد وخاطره همه آنهائی را که درراه آزادی و سعادت انسان ها جان فدا کردند، گرامی میداریم ، به خانواده ها و بازماندگان آنها درود میفرستیم ومبارزه برای تحقق خواست ها و اهداف انسانی آنها را وظیفه خود میدانیم . واز همه خانواده ها و انسانهای آزادیخواه دعوت میکنیم که درسالگر قتل عام زندانیان سیاسی و درمراسمهائی که به همین مناسبت درمحل خاوران و یا درمکانهای دیگر، ازجمله حارج ازکشور برگزار میشوند، شرکت کرده و همبستگی خود را باخانواده ها و آرمانهای انسانی این عزیزان اعلام بکنند.

گرامی بادیاد وخاطره همه انسانهائی که درراه آزادی ، سوسیالیسم وسعادت بشریت ،جان فدا کردند.

زندانی سیاسی آزاد باید گردد   زندان شکنجه اعدام ملغی باید گردد

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی   برقرارباد جمهوری فدراتیو شورائی

زنده باد سوسیالیسم

سازمان

اتحاد فدائیان کمونیست شهریورماه 98

با سلام گرم 
 
در زیر لینك برنامه تلویزیونی برای یك دنیای بهتر برای آزادی دستگیر شدگان هفت تپه، روز جهانی كارگر و روز جهانی زن و همچنین برای گسترش مبارزه و اعتراض علیه آپارتاید كٽیف جنسی، برای شما میفرستم.
 
با تشكر
 
علی جوادی 
 

 
گفتار و شعرخوانی حسن حسام در همبستگی با فعالین زندانی جنبش کارگری ایران  
 
الهه رهنما: اعلامیه سازمان راه کارگر: عزم رژیم برای نقره داغ کردن "نان، کار، آزادی" در بیدادگاه اسلام و سرمایه 
 
گزارش علی آزاد از آکسیون کپنهاگ بمناسبت سالگرد جانباختگان دهه شصت 
 
نقد و نظر با بهروز فراهانی: نگاهی به تحولات سه کشور: برکزیت بریتانیا، بحران ایتالیا و تورم ارژانتین 
 
از میان رسانه ها (13) برنامه ای از پیروز زورچنگ 
 
تضادهای طبقاتی و نابسامانیهای اجتماعی اوج میگیرد - گفتگوی علی دماوندی با مجید دارابیگی 
 
نیم نگاه (۸) برنامه ای از بیژن سعیدپور و حسن حسام 
 
چشم اندازها: رقص بر لبه پرتگاه . گفتگوی علی دماوندی با تقی روزبه 
 
ضرورت اطلاع رسانی خانواده های زندانیان سیاسی از عزیزان خود - گفتگوی سعید افشار با امیر نیلو 
 
 
 

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت