.
سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸.
امروز:
Jan 21 2020.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

با شلیک چند موشک بی آزار به پایگاههای آمریکائی تنش نظامی و هیاهوی جنگ و هشدار درباره خطر جنگ فرو خوابید اما گفتمان جنگ و هشدار در مورد خطر جنگ از جانب نیروهای سیاسی مختلف همچنان پابرجاست. لازمست در این مورد کمی تعمق کنیم.

خطر جنگ میان دولت آمریکا و متحدینش با جمهوری اسلامی و کلا نیروهای جنبش اسلام سیاسی در دوره ای کاملا واقعی بود. در دوره جنگ خلیج در سال ١٩٩١ و بعد در مقطع حمله دولت آمریکا به افغانستان و عراق، که ما بعنوان جنگ تروریستها از آن یاد میکنیم، تقابل نظامی و جنگ بین دو نیروی تروریسم اسلامی و کمپ غرب به رهبری دولت آمریکا بالا گرفته بود. جنگ ادامه سیاست است و در آن دوره طرفین این تقابل از نظر سیاسی به مقابله نظامی و جنگ نیاز داشتند. دولت آمریکا این هدف را دنبال میکرد که بعد از فروپاشی شوروی به قدرت بلامنازع دنیای پس از جنگ سرد تبدیل بشود. حمله عراق به کویت در سال ١٩٩٩ و سپس حمله القاعده به برجهای دوقلوی نیویورک در ٢٠٠١ به طبقه حاکمه آمریکا این فرصت را داد که با هجوم نظامی و به رخ کشیدن قدرت جنگی اش هدف تبدیل شدن به قطبجهان بعد از شوروی را دنبال کند. این استراتژی و خط دولت آمریکا بود. هجوم نظامی به کشورها و تهدید و خط ونشان کشیدن و عضلات نظامی خود را به رخ جهان کشیدن این هدف سیاسی را دنبال میکرد که نه تنها درخاورمیانه بلکه در کل جهان بعد از شوروی آمریکا به یگانه قطب بلامنازع دنیا تبدیل بشود. و به این ترتیب کمپ غرب ، که با فروپاشی کمپ شرق داشت معنا و موضوعیت خود را از دست میداد، به زعامت دولت آمریکا دوباره احیا بشود و دامنه نفوذ خود را بر همه دنیا، ازجمله در جغرافیای سیاسی تحت نفوذ شوروی سابق، در اروپای شرقی، در جمهوریهای جدا شده از اتحاد جماهیر شوروی، و در بخشی از خاورمیانه که تحت نفوذ شوروی بود، بگستراند. اما این استراتژی بجائی نرسید. تقریبا از دهه دوم قرن حاضر خط هژمونی طلبی میلیتاریستی کنار گذاشته شد. اتنخاب اوباما در ٢٠٠٨ در واقع آغاز پایان این دوره بود. اوباما چند ماه بعد از انتخابش به مصر رفت و در سخنرانی در دانشگاه الازهر خطاب به نیروهای اسلامی اعلام کرد "مشت گره کرده تان را باز کنید تا با هم دست بدهیم". و بدنبال آن مذاکرات و توافق هسته ای موسوم به برجام صورت گرفت. این سیاست تازه از اینجا ناشی میشد که تلاشهای قدرت طلبانه آمریکا ناکام مانده بود. دولت آمریکا نه تنها نتوانست به قدرت بلامنازع تبدیل بشود بلکه همان نفوذی را هم که قبلا داشت از دست داد. از جمله در ترکیه و حتی عربستان سعودی و بطریق اولی در عراق و لیبی که قبلا به بلوک شوروی متعلق بود. یک فاکتور در این تغییر صحنه سیاسی بازگشت روسیه به صحنه بود. در دوره هجوم نظامی دولت آمریکا و کمپ غرب در دوره بوش پدر و پسر، روسیه مشغول خانه تکانی بعد از فروپاشی شوروی بود و در عرصه جهان و مشخصا در خاورمیانه کاملا حاشیه ای شده بود. اما رانده شدن پوتین به راس قدرت و احیای ناسیونالیسم عظمت طلب روس شرایط را به ضرر آمریکا و کمپ غرب تغییر داد.

روسیه به صحنه برگشت و پوتین با مشت آهنین روسیه را در منطقه نمایندگی کرد و بلوکی ساخته شد متشکل از روسیه و چین و جمهوری اسلامی در برابر نفوذ آمریکا.

از جانب نیروهای اسلامی نیز جنگ و تقابل نظامی مطلوبیت داشت.برای طالبان در افغانستان و حکومت خمینی در ایران، نیروهائی که در مقابله با خطر شوروی از جانب دولت آمریکا و متحدینش به جلو رانده شده بودند، دوره بعد از شوروی دوره سرکشی و عرض اندام در برابر کمپ غرب بود. خلاء سیاسی بعد از جنگ سرد و "فضای بازسیاسی" که بطور دوفاکتو برای نیروهای قومی- مذهبی در اروپای شرقی و جمهوریهای بجا مانده از شوروی سابق و همچنین در خاورمیانه ایجاد شده بود جایگاه تازه ای به نیروهای اسلامی دست ساز غرب در دوره قبلی داد. مشخصا نیروهای اسلامی در خاورمیانه تلاش داشتند با عرض اندام در برابر آمریکا سهمی در قدرت سیاسی در کشورهای اسلامزده داشته باشند. برای ستون فقرات اسلام سیاسی، یعنی جمهوریاسلامی نیز تقابل با شیطان بزرگمحمل و هرم کارآئی در سرکوب اعتراضات مردم در خود ایران بشمار میرفت.

با ختم بوشیسم دوران تروریسم اسلامی، که در دوره جنگ تروریستها با القاعده و طالبان و جمهوری اسلامی نمایندگی میشد، نیز به سر رسید و قطب اسلام سیاسی هم موقعیت تازه ای پیدا کرد.امروز با دوشاخه شیعی و سنی اسلام سیاسی مواجه هستیم که به دو بلوکرقیب یکدیگر- آمریکا در مقابل روسیه- متعلق هستند. در قالب این بلوکبندیهاو در خلاء ناشی از شکست استراتژی میلیتاریستی آمریکا و از آن طرف بازگشت روسیه به صحنه، نیروها و دولتهای اسلامی میدانی برای یکه تازی یافته اند و نفوذی به هم زده اند. حتی ترکیه عضو ناتو شروع کره است به سرکشی و در تقابل بین دو بلوک تازه شکل گرفته اهداف عظمت طلبانه خودش را دنبال میکند. در سوریه دولت پوتین برنده شده است، جمهوری اسلامی در عراقی که هجوم نظامی آمریکا به هم ریخته بود نفوذ بیشتری از آمریکا و متحدینش پیدا کرده است، و در لبنان حزب الله به پای اصلی قدرت بدل شده و در یمن هم نیروهای حوثی تحت حمایت جمهوری اسلامی به جلو رانده شده اند.

در چنین شرایطی قطبندی اوایل قرن حاضر و تقابل نظامی میان تروریسم اسلامی و تروریسم میلیتاریستی کمپ غرب دیگر نمیتواند تحولات منطقه را توضیح بدهد. تقابل میان دولت امریکا بامحور شر (به تعبیر جرج بوش) امروز تبدیل شده است به رابطه میان آمریکائی که خواهان دست دادن با نیروهای اسلامی است- حتی ترامپ بارها اعلام کرده است که هدفش مذاکره و رسیدن به توافق تازه ای با جمهوری اسلامی است- و بلوکی که نه منحصر به نیروهای اسلامی است و نه همه آنها را در بر میگیرد. شاخه شیعی اسلام سیاسی در یک طرف این تقابل است و شاخه سنی اش در طرف دیگر. ناسیونالیسم کُرد هم به همین دو شاخه تقسیم شده است و دولتهای منطقه هم به همچنین. این تقابلِ دو بلوک جدید در منطقه است. تقابلی که تا اینجا به گسترش نفوذ روسیه و بلوکش در منطقه و تضعیف موقعیت آمریکا و کمپ غرب منجر شده است.

نیروهائی که امروز خطر جنگ را برجسته میکنند و در این موردهشدار میدهند از تاریخ جا مانده اند. این ادامه نابجای همان جنبشی است که به درست در مقطع حمله بوش پسر به عراق در صدها شهر در دنیا به میدان آمد. آن زمان این جنبش مترقی و پیشروئی بود ولی امروز با اشباح در افتاده است. الان حتی در پشت هشدار علیه جنگ و بزرگ کردن خطر جنگ عملا لابی ایستهای طرفدار جمهوری اسلامی فعال هستند. این حرکت به نفع اسلام سیاسی تمام میشود چون جنگی در کار نیست. این نه جنگ، بلکه صرفا یک کشمکش بین دو بلوک ارتجاعی در منطقه است.

این شرایط و واقعیت تازه در اعلام موضع علنی طرفین این تقابل بروشنی خود را نشان میدهد. آمریکا بارها اعلام کره است خواهان جنگ نیست. دامن زدن به یک جنگ تازه در منطقه نه به نفع آمریکا است و نه توان و موقعیتش را دارد. دولت ترامپ تصور میکند با ادامه وضع موجود و با اعمال فشار حداکثری دارد جمهوری اسلامی را رام میکند و به چهارچوب سیاستهای خودش میراند ولذا نیازی به دامن زدن به درگیری نظامی دیگری ندارد. جمهوری اسلامی هم که چنان تحت فشار مبارزات مردم ایران و مردم منطقه قرار گرفته است که قدرت جنگ طلبی و جنگ افروزی ندارد. حتی، همانطورکه در کمدی موشک پراکنی اخیر دیدیم، درعملیات ایذائی و "انتقامجویانه" اش هم مراقب است که پا را از گلیم خودش درازتر نکند و موجب تحریک طرف مقابل نشود. به این اعتبار مقابله با شبح جنگ فقط میتواند به نفع جمهوری اسلامی تمام بشود.

جنگ واقعی، آنچه امروز در جریان است، جنگ توده مردم در عراق و ایران و لبنان علیه نیروها و دولتهای اسلامی و مشخصا علیه جمهوری اسلامی است. نیروی توده مردم، که در مقطع ١١ سپتامبر و پیامدهایش فعال نبود و بقول منصور حکمت "غول خفته" بود، امروز بیدار شده و بمیدان آمده است. نیروهای کمونیست و ضد امپرپالیست در ایران و در جهان بجای برجسته کردن و هشدار دادن در برابر خطری که وجود خارجی ندارد باید در کمپ مردم علیه نیروهای اسلامی بمیدان بیایند.

امروز مردم بپاخاسته ایران و عراق دشمن اصلی شان را میشناسند. مردم ایران شعار میدهند دشمن ما همین جاست دروغ میگن آمریکاست و مردم عراق خواهان اخراج و کوتاه شدن دستان خون آلود جمهوری اسلامی از کشورشان هستند، و مردم لبنان هم حزب الله را آچمز کرده اند. جنبشهای اعتراضی مردم منطقه دارد اعلام میکند جبهه جنگ واقعی کجاست. هشدار در مورد جنگ ناموجود بین دولت آمریکا و جمهوری اسلامی، خواسته یا ناخواسته موقعیت مردم را در این جنگ واقعی تضعیف میکند. جمهوری اسلامی عامدانه بر این طبل میکوبد و نیروهای " صد امپریالیست" در ایران و در جهان نیز عملا در خدمت او قرار میگیرند. این نیروها متوجه نیستند که حتی اگر جنگی در بگیرد جمهوری اسلامی بمراتب ضعیف تر میشود مردم بدرست عامل جنگ افروزی را جمهوری اسلامی خواهند دانست و با قدرت بیشتر و در سطح گسترده تری علیه حکومت بمیدان خواهند آمد. بسیاری از انقلابات از جمله کمون پاریس و انقلاب اکتبر در زمان جنگ اتفاق افتاده است و در ایران هم جنگ میتواند به سربلند کردن یک انقلاب بنیان کن منجر بشود. جنگی در کار نیست ولی باید از همین امروز مردم را آگاه کرد که عامل اصلی تنش جنگی و بالا نگاهداشتن خطر جنگ بر فراز جامعه جمهوری اسلامی است و اگر جنگی رخ داد باید با تمام قوا علیه حکومت بمیدان آمد. نیروهائی که مقابله با خطر جنگ را عمده میکنند، برعکس، این افق را در مقابل جامعه قرار میدهند که اگر جنگی در گرفت باید به حمایت از جمهوری اسلامی پرداخت. کما اینکه برخی از همین نیروها در مقاطعی که تنش نظامی بالا میگیرد تمام نقد و اعتراضشان را متوجه آمریکا میکنند.

خطر جنگی که رخ نخواهد داد کمک به جمهوری اسلامی در دامن زدن به تبلیغات جنگی برای حفظ خود در قدرت است.  

ما در برابر این نوع تلاشهائی که عملا در خدمت جمهوری اسلامی قرار میگیرد بارها اعلام کرده ایم در هر شراطی هدف باید سرنگونی جمهوری اسلامی باشد. ما با تمام قوا علیه جنگ هستیم و نمی خواهیم این اتفاق بیفتد و تحلیلمان هم اینست که چنین جنگی اتفاق نخواهد افتاد، ولی در برابر کسانی که به بهانه جنگ زمینه را برای دفاع از مرزها و از دولت خودی فراهم میکنند اعلام میکنیم عامل اصلی بالاگرفتن جنگ افروزی جمهوری اسلامی است و او را باید بزیر کشید. این هم یک فرق اساسی کمونیستهای انقلابی با نیروهای ناسیونالیست راست و چپ، با اپوزیسیون راست و با همه نیروهای چپ "ضد امپریالیستی" در ایران و در سراسر جهان است.

١٣ ژانویه ٢٠٢٠

*************************

فراخوان حمید تقوائی به مردم ایران!

جان باختن ١٧٦ نفر از عزیزانی که در اثر موشک سپاه پاسداران به هواپیمای مسافربری کشته شدند، آخرین حلقه از قتل عامهای چهل ساله بود. در همین آبان ماه با شلیک به مردم معترض ١٥٠٠ نفر را به خاک و خون کشیدند، در ٩٦ هم همینطور، و در سال ٨٨ و ٧٨ و در قتل های زنجیره ای، و در کشتارهای دهه ٦٠ هم بهمین ترتیب.

این حکومت با کشتار مردم ایران و منطقه خود را سرپا نگه داشته است. ولی این بار مسئله کاملا متفاوت است. این بار توجه جهانیان به ایران جلب شده است و دارند تحولات را از نزدیک دنبال میکنند. احزاب و نیروهای مترقی، سازمانهای حقوق بشر، رسانه ها و حتی دولت ها به تحولات ایران چشم دوخته اند. در هواپیمای مورد حمله قرار گرفته شهروندان کشورهای مختلفی بودند و دولت های آن کشورها دور هم جمع شده اند و تیم مشترکی درست کرده اند برای اینکه تحقیق کنند و ببیننید مسئله از چه قرار بوده است.

جمهوری اسلامی در روزهای اول به انکار حقیقت پرداخت. مثل همیشه سعی کرد با تحریف و دروغ و ریاکاری این بحران را از سر رد کند. ولی این بار تحقیقات متخصصان جهانی، موسسات، و دولتها اجازه نداد که جمهوری اسلامی این دروغ را ادامه دهد و ناگزیر شد اعتراف کند. ولی حتی در اعترافش هم دروغ پشت دروغ تحویل داد. گفتند فکر میکردند این موشک کروز بوده است، گفتند هواپیما مسیرش را تغێیر داده بود، گفتند هواپیما بر فراز پایگاههای نظامی پرواز میکرده است. بقول وزیر خارجه اوکراین اینها همه مزخرف است. او با همین کلمه دروغ های جدید جمهوری اسلامی را توصیف کرد. گفت اینها "مزخرف" میگویند. هواپیما در مسیر همیشگی و در همان کریدور هواپیماهای مسافربری حرکت می کرده، مسیرش را تغییر نداده است، و هیچ هواپیمائی را حتی با چشم غیرمسلح نمی شود با یک موشک کروز اشتباه گرفت. اینها همه توجیهات وهمه دروغ های تازه ای است که جمهوری اسلامی برای پوشاندن دروغ های قبلیش دارد به کار می برد. مثل قاتلی که قدم به قدم عقب می نشیند ولی هیچوقت به حقیقت نزدیک نمی شود.

الان بیشتر از هر زمان دیگری این مطرح است که شلیک به هواپیما تعمدی بوده است. دولت کانادا اعلام کرد که گرچه جمهوری اسلامی گفته است که در اثر اقدام او هواپیما سقوط کرده ولی جهان باید بفهمد که چرا و چگونه این فاجعه اتفاق افتاد.

جان انسانها و این تراژدی برای همه دنیا بسیار مهمتر از آنست که جمهوری اسلامی بتواند با این نوع دروغ ها از سر بگذراند. در کانادا مراسمی گرفته شد در یاد بود مسافرین جانباخته این هواپیما. ٥٧ نفر از این مسافرین شهروند کانادا و یا شهروند ایرانی - کانادائی بودند و بزرگترین مراسم در استان آلبرتا که ١٣ نفر از این عزیزان کشته شده بعنوان استاد و دانشجو در آن استان زندگی میکردند، برگزار شد. نخست وزیر کانادا، فرماندار استان آلبرتا و شهردار شهر، بسیاری از شخصیت ها و بسیاری از خانواده ها و نزدیکان این عزیزان پشت میکروفون قرار گرفتند و یاد این عزیزان را گرامی داشتند و بطور زنده این مراسم از تلویزیون و رادیو پخش شد. اما جمهوری اسلامی اعلام کرد فراموش کنید، فرض کنید این هواپیما به کوه اصابت کرده است! این حکومت مایه ننگ بشریت است و باید از روی کره زمین جارو شود.

ما مردم امروز به خیابانها آمده ایم تا این حکومت را بزیر بکشیم. تا کار را تمام کنیم. این بار نباید اجازه بدهیم که جمهوری اسلامی جان سالم بدر ببرد. اگر خطائی هست نفس وجود کل این حکومت است. جمهوری اسلامی خود یک خطای مهلک و یک تراژدی تاریخی است که باید شرش را از سر مردم ایران و منطقه و جامعه جهانی کم کرد. و ما مردم به میدان آمده ایم که کار را تمام کنیم.

چطور و به چه شکلی؟ فراخوان من این است که مبارزات را به محلات بکشانیم. همان تجربه ای که در آبان ماه داشتیم. کنترل محلات را در دست بگیریم، با اعتراضات خیابانی در محلات، با شعار دهی بر پشت بام ها، با تظاهرات های شبانه، جمهوری اسلامی را از هر طرف محاصره کنیم. در صدها و هزاران محله در دهها و صدها شهر میشود به این شکل اعتراضات را گسترش داد و ادامه داد.

نکته دوم و اقدام مهم دیگر دست زدن به اعتصاب است. جامعه دانشگاهی، دانشجویان، استادان، معلمان، دانش آموزان می توانند در اعتراض به این کشتار اعتصاب کنند و خواستارمحاکمه عاملین و آمرین این جنایت بشوند. در اعتراض نه تنها به کشتارمسافرین هواپیما، بلکه جنایت آبان ماه و همه جنایت هائی که این حکومت در طول این چهل سال حکومت ننگینش مرتکب شده است.

امروز زمان آن است که به اعتصاب دست بزنیم و جمهوری اسلامی را از هر طرف محاصره و فلج کنیم. پیشرو این اعتصابات می توانند دانشجویان و دانشگاهیان باشند. ولی با اعتصاب کارگران، کارمندان، با اعتصاب بازاریان، می شود این حرکت را به یک اعتصاب عمومی تبدیل کرد.

در آبان ماه چون مسئله در محدوده ایران باقی ماند حتی رسانه ها، چه برسد به دولت ها، توجه چندانی به آن مبارزات نکردند ولی این بار در همین قدم اول دارند اخبار را منتشر می کنند و دولت ها دارند موضع می گیرند و از مبارزات مردم ایران حمایت می کنند. این یک فرصت استثنائی است. ما مردم باید از این فرصت استفاده کنیم.

یک بار دیگر تاکید می کنم با گسترش اعتراضات به محلات، با تظاهرات شبانه و با شعار دهی در پشت بام ها در صدها و هزاران محله در سراسر ایران و در شهرهای ایران و با شکل دادن و سازمان دادن به اعتصاب عمومی کار را تمام کنیم. فراخوان من بخصوص رو به نهادهای کارگری، به چهره های فعال در جنبش های اعتراضی، در جنبش کارگری، در جنبش علیه آپارتاید جنسی، جنبش رهائی زن، جنبش جوانان، در جنبش مبارزه با تخریب محیط زیست، در جنبش مادران جانباختگان، مادران خاوران، و جنبش علیه اعدام ، و رو به فعالین در همه عرصه های مبارزاتی است. ما فعالینی که چهار دهه است علیه جمهوری اسلامی در عرصه های مختلف مبارزه میکنیم باید گرد هم بیائیم. باید این بار به عنوان فعالین جنبش سرنگونی و با شعار "جمهوری اسلامی نابود باید گردد" نیروی خودمان را هماهنگ و متحد کنیم و ضربه نهایی را به جمهوری اسلامی وارد کنیم. این بار جهان نظاره گر و جهان متمدن حامی ماست. به میدان بیائیم و جمهوری اسلامی را به زیر بکشیم.  

٢٣ دیماه ١٣٩٨، ١٣ ژانویه ٢٠٢٠

سلام به مردم عزیز،
رابطه‌ی زندانی سیاسی با حاکمیت، از هر جناح و دسته‌ای، رابطه‌ی قربانی و جلاد است. دستگاه‌های سرکوب و نهادهای امنیتی، فعال سیاسی را به عنوان ابزاری می‌بینند که با زندانی کردنش، با شکنجه‌اش و با ساختن نامستندهای صدا و سیما در موردش، سیاست ارعاب عمومی برای پیشگیری از اعتراضات را پیش ببرند. این نهادها زندگی شخصی، حیات شغلی و وضعیت تحصیلی زندانی را با بحران مواجه می‌کنند، تا دیگرانی که دل در گروی تغییر وضعیت موجود دارند، از سرنوشت زندانی سیاسی نتیجه بگیرند که بهتر است سکوت کنند.
جناح‌های دیگر حکومتی، که در درگیری‌های جناحی، نتوانسته‌اند بخشی از قدرت که مطلوب‌شان بوده است را به دست بیاورند هم، زندانی سیاسی را به شکل دیگری قربانی می‌کنند. مصداق بارز این قربانی سازی، استفاده از نام زندانیان سیاسی، در نطق‌های رای جمع‌کنی نمایندگان لیست امید است. برای آن‌ها زندانی سیاسی تنها یک نام است که با تکیه بر آن، اولاً خود را از خشونت و سرکوب‌گری مبری جلوه دهند و در عین حال در بازی‌های پشت پرده با برگ «نام زندانی سیاسی» قمار سیاست بازی کنند. این اصلاح‌طلبانِ معتدل شده، احتمالاً به عمد فراموش می‌کنند فاجعه‌ی خاتون آباد در دوره‌ی قدرت آن‌ها بروز کرده است و زندان‌های ایران در زمان یکه‌تازی آن‌ها در دولت و مجلس، مملو از معترضان سیاسی بوده است.
اما مبتذل‌ترین، سخیف‌ترین و رذیلانه‌ترین شکل سو استفاده از نام زندانیان سیاسی، توسط فرقه‌ی بهار و جناح بهاری جمهوری اسلامی انجام شده است. عبدالرضا داوری، در یک نمایش ناشیانه، والدین من را پیدا می‌کند، به آن‌ها وعده‌ی آزادی من را می‌دهد، برای آن‌ها و از طرف آن‌ها، نامه‌ای با تکیه بر دعواهای جناحی می‌نویسد و آن را در دبیرخانه‌ی قوه‌ی قضاییه ثبت می‌کند. تنها چند روز پس از آزادی من و زندانیان هفت‌تپه و روز کارگر، او مزورانه مدعی می‌شود که این آزادی مرهون آن نامه بوده است. هر چند نمی‌گوید نگارنده‌ی نامه خودش بوده است. اما خطاب به آقای رئیسی، طوری آدرس می‌دهد که بله! ایها الناس! بدانید که دعوای باندی و نامه‌ی ما، دلیل اصلی این آزادی بوده است.
جناح و فرقه‌ی بهار، هر قدر هم که تلاش کند، نخواهد توانست سال‌های خفقان و فشار و سرکوب فعالان سیاسی را از ذهنیت افکار عمومی پاک کند. برخی از محبوسین آن دوران، هنوز در زندان‌اند. بنابراین اگر قرار بر نامه نگاری باشد، داوری بهتر است نامه‌ای به احمدی‌نژاد بنویسد و از وضعیت زندانیان کهریزک و اوین و از خون‌های هشتاد و هشت بپرسد.
 
تزویر اهالی فرقه‌ی بهار، که تلاش می‌کنند مفسدین اقتصادی زندانی شده از گروهشان را به عنوان زندانی سیاسی حقنه کنند و این افراد را با صدها زندانی سیاسی گمنام جمع ببندند، بی‌آنکه من و ما بگوییم روشن است. اما در مقابل این قِسم سو استفاده، باید با قاطعیت و شدت ایستاد و افشاگری کرد. من این رفتار عبدالرضا داوری را نه سو استفاده از شخص خودم، که پیش بردن یک سیاست مزورانه، خائنانه و در عین حال سرکوب‌گرانه می‌دانم، و تا آنجا که به من مربوط می‌شود، محکوم می‌کنم.
 
سپیده قلیان
۱۲ آبان۱۳۹۸
 
                       ????????????????
 
آدرس ایمیل سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه????
 
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
 
???? صفحه #تلگرام #سندیکای کارگران.نیشکر هفت تپه   ⬇️
 
@syndica_7tape
 
با کلیک روی آدرس زیر ????????????
@Sandika7tapeh
 اخبار، نظرات و گزارشات خود را برای ما ارسال کنید .
اعتراض ، اعتصاب، تجمع، تشکل ، داشتن نان ، آزادی و زندگی شایسته حق مسلم ماست.
#نان_کار_آزادی_ 
#شادی_رفاه_آبادی 
 
آدرس صفحه اینستاگرام ????????????
سندیکای کارگران هفت تپه
Http://Instagram.com/syndicahafttp

 

متن پیاده شده مصاحبه تلویزیون حزب کمونیست ایران، با رفیق ابراهیم علیزاده، در رابطه با تحولات اخیر در ایران. این متن قدری کوتاه شده است بدون آنکه به محتوای آن لطمه ای بزند. 
 
17 ژانویه 2020 
شمی امانتی
 
‏16‏/01‏/2020
همانطور که در جریان هستید رویداد سرنگونی هواپیمای اوکراینی توسط پدافند نیروی هوایی سپاه پاسداران طی چند روز گذشته در مرکز اخبار مربوط به ایران و جهان قرار داشته است، همچنین در همین فاصله موجی از تظاهرات و اعتراضات در تهران و شهرهای مختلف ایران، بر علیه جمهوری اسلامی به عنوان مسبب این جنایت جریان دارد.
 
برای بحث بیشتر در مورد تحولات روزهای اخیر از رفیق ابراهیم علیزاده دبیر اول کو مه له سازمان کردستان حزب کمونیست ایران، دعوت کردیم که با حضور در این برنامه به چند سوال ما جواب دهند.
 
سئوال– رژیم جمهوری اسلامی برای مدت سه روز در مورد رویداد سقوط هواهیمای اوکراین به مردم دروغ می گفتند، چرا کتمان حقیفت؟ در مورد رویدادی که حالا اسرار هم دارند غیر عمد بوده.   
 
جواب– در این رابطه به دو نکته می توان اشاره کرد: نکته اول،دروغ گفتن در جمهوری اسلامی یک مسئله نهادینه است. مراجع تقلید دروغ گفتن را در شرایطی که از نظر آنها لازم باشد، به عنوان یک حرکت شرعی توجیه هم می کنند و اسم آن را "تقیه" می گذارند. بنابراین نه دروغ گفتن تناقضی با اساس باورها و عقاید آنها دارد و نه در زندگی سیاسی چهل ساله حاکمیت آنها بدون سابقه بوده است. بارها و بارها در مقاطع مختلف، به مردم دروغ گفته اند. اما اینکه این بار از کتمان حقیقت چه هدفی را به طور مشخص تعقیب می کردند، برمی گردد به رویدادهای اخیر. در جریان تشییع جنازه قاسم سلیمانی، آنها توانسته بودند نمایش چشم گیری از تجمع مردم را سازماندهی کنند. در واقع آنها فریب آن دروغی را خوردند که به خورد صفوف خودشان داده بودند. آن بسیج نمایشی، مغرورشان کرده بود وتصور میکردند که با اتکا به آن هر مشکلی از جمله سقوط هواپیمای مسافری را هم می توانند از سر بگذرانند.
 
نکته دوم، در رابطه با آمریکا آنها ابتدا فریاد انتقام سر داده بودند و سپس در یک سازش پنهانی با آمریکا چند موشکی به پایگاه ، خالی از سکنه آمریکا در عراق فرستاده بودند، وانمود می کردند انتقام شان را گرفته اند و از این لحاظ هم اوضاع بر وفق مراد است. از یک طرف توانسته بودند نمایش تشییع جنازه را به عنوان نشانه توانایی قدرت خودشان در بسیج مردم به خورد جامعه بدهند، و از طرف دیگر ،مسئله انتقام را در توافق غیر مستقیم با آمریکا حل و فصل کرده بودند. اینها همگی جمهوری اسلامی را به این سمت سوق دادند که نقش خود در رویداد سقوط هواپیما را (که احتمالآ  غیر عمد بوده که من به این کاری ندارم و این مسئله در این بحث تعیین کننده نیست)، انکار کنند. حساب کرده بودند که شاید اگر دروغ بگویند فوقش این است که اعتماد مردم از آنها سلب میشود ، این هم مفروض بود که این اعتماد خیلی قبل تر هم از دست رفته بود بنا بر این در واقع چیزی از دست نخواهند داد.اما می دانید که همه محاسبات آنها اشتباه از آب در آمد.
 
سئوال- این اولین باری نیست که جمهوری اسلامی به دروغهای بزرگ متوسل می شود، دلایل بازتاب گسترده این رویداد و عکس العمل هائی که بوجود آورد ، در مقایسه با گذشه چه بوده است؟
 
جواب- یکی از مهمترین دلایل آن شرایط وخامت بار اقتصادی مردم در ایران است. مردم در آنچنان شرایط سختی هستند که از هر فرصتی برای ابراز نفرت خود از رژیم و برای مبارزه با این وضعیت استفاده میکنند. هم چنین در ارتباط با این مسئله توازن جهانی هم به نفع جبهه مردم بود، افکار عمومی در دنیا نسبت به جنایتی که اتفاق افتاده بود و یک هواپیمای مسافربری مدنی با موشک سرنگون شده بود، حساسیت بسیاری نشان داد. به علاوه رویدادهای آبان ماه و نقطه عطفی بود، توازن قوای جدیدی بوجود آورده بود و مردم را خیلی مستقیم تر و خیلی گسترده تر به عرصه مبارزه بر علیه رژیم کشانده بود و این رویداد هم در فاصله کمی بعد از رویدادهای آبان ماه اتفاق افتاده بود.
 
سئوال- اهمیت و جایگاه اعتراضات روزهای گذشته را چگونه ارزیابی میکنید؟
 
جواب- مهمترین نتیجه این بود که ثابت شد سرکوب کارایی ندارد. مبارزات روزهای اخیر و این اعتراضات ، در شرایطی اتفاق افتاد که ۱۵۰۰ نفر از مردم ایران را در جریان اعتراضات آبان ماه قتل عام کرده بودند، هزاران نفر را به زندان انداخته بودند. جمهوری اسلامی تصور میکرد با این درجه از خشونت بی حد و مرز که نشان داده می تواند شعله های مبارزات مردم را خاموش کند ولی این رویداد نشان داد که سرکوب کارایی ندارد. این دست آورد مهمی بود.
 
دست آورد دیگر این بود که نشان داده شد جمهوری اسلامی نمی تواند به بهانه دشمنی با آمریکا مبارزات مردم را از مسیر خودش منحرف کند. روشن شد که موشک پرانی ها در هماهنگی با خود آمریکا صورت گرفته و فریادهای انتقام طبل توخالی بوده است.
 
به علاوه فکر میکنم که نقطه ضعف های رژیم هم خیلی به روشنی خودشون را نشان دادند. رژیم نتوانست کتمان حقیقت را به آسانی از سر بگذراند، دستپاچه شد، این سراسیمگی و این دستپاچگی را ما در اظهار نظر های تک تک رهبران جمهوری اسلامی طی روزهای اخیر را دیدیم تناقضات، حرفهای بی سروته، توجیهات غیر منطقی همه اینها و عذر خواهی از موضع ضعف، همه اینها نشان می دهد که جمهوری اسلامی در واقع آن اعتماد بنفسی را که تصور می شد را ندارد.
 
سوال: رفیق ابراهیم سئوالی داریم که مستقیما به این بحث مربوط نمی شود، اما از این فرصت استفاده میکنم که بینندگان ما پاسخ شما را به آن بشنوند. سئوال این است: چند روز پیش وزیر امور خارجه آمریکا ، افراد در رده های مختلف حکومتی آمریکا را از هرگونه تماسی با نیروهای اپوزسیون جمهوری اسلامی بر حذر داشت، ازچند حزب و سازمان سیاسی اپوزسیون و از جمله از حزبی به نام "کومه له" هم نام برد ، ارزیابی شما از عنوان شدن این مسئله از جانب وزیر خارجه آمریکا و موضع کومه له در این رابطه را می خواهیم بدانیم؟
 
جواب- این مسئله جنبه های مختلفی دارد. اولآ، قبل از هر چیز روشن است که این مساله به کو مه له و حزب ما مربوط نخواهد شد، کو مه له و حزب ما بطور کلی هیچ وقت دنبال کسب همکاری با دولت آمریکا نبوده و همیشه نظر ما این بوده و هست که دخالت های آمریکا در امور اپوزسیون ایران و در امر مبارزه بر علیه جمهوری اسلامی، مستقیما به زیان این مبارزه است. بخصوص در مورد مسایل کردستان، مانند سمی است که به پیکر این مبارزه تزریق شود، این را بارها گفته ایم و موضع تازه ای نیست. بنابر این بدون شک مخاطب اظهارات  وزیر امور خارجه آمریکا نمی توانسته ما بوده باشیم، این واضح است.
 
اما صرف نظر از این، واقعیت، این است که خود احزابی هم که اسم آنها برده شده و پشت درهای وزارتخارجه آمریکا صف می کشیدند و حتا با یک مامور درج چندم سی آی ای هم اگر فرصتی دست می داد ملاقات میکردند و سعی میکردند همکاری آنها را جلب کنند، هر گز هیچ نیتیجه ای از این تلاشهای خود نگرفته اند و این سیاست برای خود آنها هم منشاء اثری نبوده است.
 
از خیلی وقت پیش روشن بود که دولت آمریکا دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی نیست. دولت آمریکا تا همین حالا هم  دنبال پیدا کردن آلترناتیویی از درون خود رژیم است، حالایا خود دستگاه حاکم  فعلی را به سازش می کشاند یا از درون آن جناح هایی را تقویت میکند و زمینه قدرت گیری آنها را فراهم میکند. هیچ وقت هیچ بخشی از اپوزسیون جمهوری اسلامی از نظر دولت آمریکا آلترناتو  این رژیم به حساب نیامده اند.اگر هم تماسهائی صورت گرفته ، به عنوان ابزار فشار بر علیه جمهوری اسلامی برای کسب امتیاز بوده است. اکنون خود آمریکایی ها به این نتیجه رسیده اند که زمینه های سازش فراهم تر شده و جمهوری اسلامی در واقع در موقعیتی است که چاره ای ندارد  جز اینکه در مقابل خواسته های آمریکا تسلیم شود. به همین دلیل به این نتیجه رسیده اند از جهاتی یک مقدار از این فشار ها را کم بکنند و شرایط را برای گفتگو و سازش با جمهوری اسلامی مساعد کنند. اینکه رضایت می دهند که موشک های جمهوری اسلامی به پایگاه آمریکایی اصابت کند، و البته آنجایی هم، که به دلیل حساسیت، قرار است موشک ها اصابت نکنند ( پایگاه آمریگائی در هولیر)، آنها را با پاتریوت هایشان خنثی می کنند. این امتیازی است در عرصه نظامی تازه همان روز که جمهوری اسلامی حمله کرده و ادعا کرده که ضربه زده و انتقام سختی گرفته است،  همان روز ترامپ و رهبران دیگر آمریکا می گویند ما دنبال جنگ با ایران نیستیم و همه استقبال میکنند از زمینه های مساعدی که برای یک نوع سازش پدیدار شده است. در مورد سقوط هواپیمایی هم که بحث کردیم، سعی کردند که به جمهوری اسلامی راه نشان دهند در همان اظهارات اولیه شان کار را برایشان آسان کنند، اینکه غیر عمدی بوده و ما میدانیم که از این اتفاقات می افتد و از این حرف ها.اینکه در مورد اپوزیسیون هم که این اظهار نظر را میکنند در واقع بخشی از این تخفیف فکری فشارهایی است که روی جمهوری اسلامی است.
 
بطور مشخص در مورد احزاب متشکل در مرکز همکاری های کردستان بگویم، بارها این احزاب در سطوح مختلف به دولت آمریکا مراجعه کرده اند و معمولا همیشه این جواب را شنیده اند از آنها که، بروید مشکل خودتان را حل کنید و دسته جمعی بیایید و نماینده خودتان را بفرستید تا بینیم که چه میخواهید؟ آمدند مرکز همکاری را درست کردند، این هم جوابش بود که اکنون شنیدند.
 
ما همیشه به خود آنها گفته ایم از این مماشاتتان، از این امید بستنتان نه تنها نتیجه ای نمی گیرید بلکه انتظارات واهی در جامعه به وجود می آورید و با اینکار به جنبش واقعی مردم هم لطمه میزنید.
 
همه اینها در واقع درستی سیاست و استراتژی برنامه  ای را نشان میدهد که کو مه له در کردستان دارد. اتکای استراتژی ما به نیرویی است که در دسترس خود ما است. یعنی آن نیروی مردمی که ناشی از قدرت سازمانی ، قدرت آگاهی و اتکا به تجارب گذشته است. نیروئی که خودمان میتوانیم بسیج کنیم و میتوانیم نقاط قوت و ضعف آنرا بشناسیم، بدانیم در چه مرحله ای چه کارهایی را میشود کرد و چه کارهایی را نمیشود کرد.
 
تصور من این است پاسخی که آمریکا به این گروه ها داده است یک نوع سرخوردگی برای خود آنها است. اکنون موقع آن رسیده که جامعه کردستان همین رویداد و همین اظهارات را به یک سنگ محکی تبدیل کند برای تشخیص سیاست و جهت گیری درست، از سیاست و جهتپ گیری های توهم آمیز و زیانبار.

تاریخ انتشار :11.01.2020

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

مورگان اورتگاس سخنگوی وزارت خارجه کاخ سفید : کمپین ترور حکومت اسلامی ایران در خاورمیانه دیگر تحمل نخواهد شد ...

دیر است اما خوب است ، کم است اما از هیجی و خاله بازی زیر پتو خیلی بهتر است ... حالا سقوط هواپیمای اوکراینی هم به این مجموعه فشاری اضافه کنید . حکومت اسلامی که برایش جان انسان پشیزی ارزش ندارد . غرب هم برایش مهم نیست چه تعدادی کشته میشوند ، حتی اگر 200 آمریکایی هم کشته میشد وقتی خیز استحاله و مذاکره با هر جانوری داشته باشند تمام شواهد و اسناد بایگانی میشود .

ترامپ: با قتل سلیمانی می‌خواستیم ماجرای بنغازی تکرار نشود...

در شامگاه ۱۱ سپتامبر ۲۰۱۲ تروریست ها به مجموعه دیپلماتیک آمریکا در بنغازی، لیبی حمله کردند و سفیر آمریکا کریستوفر استیونز و شان اسمیت مسئول مدیریت اطلاعات سرویس خارجی آمریکا را کشتند و چند ساعت بعد هم یک پیمانکار سازمان سیا و ده‌ها نفر دیگر در حمله دومی به قتل رسیدند...

این شبیه سازی به هزار و یک دلیل غلط است .

تکرار بنغازی برای حکومت اسلامی نه هژمونی میشود و نه نانی دیگر دارد و نه اساسا در شرایط چنین اعمالی نیست ، حکومت ایران از هیچ زاویه ایی در موضع قدرت نیست بلکه در موضع قدرت توسط همان غرب نشان داده میشود .

بعد از زدن هر جانوری ابتدا قول میدهند بعد از رفتن جانور مربوطه ، دنیای امنتری خواهیم داشت . بن لادن و دنیای امنی که قولش دادند ، بغدادی و دنیای امنی که قولش داده بودند ، صدام ، قذافی ... ولی همیشه و تاکنون فقط ناامنی را گسترش دادند . برای ساختن دنیای امن خطوط سیاسی مخرب جهانی باید کلا تعویض شود . همان خطوط نمداری که مذاکره و مماشات با هر شیطان تروریستی را مجاز میداند !


سپاه پاسدران مسئولییت سقوط هواپیمای اوکراینی را به عهده گرفت و گفت ولی به روح رسول الله عمدی نبود ....

ظریف وزیر خارجه سپاه هم گفت : سقط هواپیما عمدی نبود ، کار ما بود ، ولی به حضرت عباس تقصیر آمریکا بود !


حسن روحانی رئیس جمهور سپاه هم گفت : آنهایی به به رقم 52 مرکز فرهنگی اشاره میکنند برای بمباران، وقتی به عدد 52 اشاره میکنی ما هم توجل شما را به عدد 176 جالب میکنیم . اگه بازم فشار بیارید یه هواپیما دیگه میزنیم .


غرب هم گفت حالا که قسم خوردی باور کردیم و اشکالی نداره فدای سرعظما ، ما یه کم دیگه تحریم رو اضافه میکنیم ولی شما راحت باشید.

 

عروج اعتراضات دوباره مردم در خیابان موضوعی مثبت است . این دور از اعتراضات دی ماه 1398 ادامه و استمرار اعتراضات دیگر است . این موج از اعتراضات محدوده اش به سقوط هواپیمای اوکراینی و مسئول دانستن شخص خامنه ای نیست . این خشم فرو خورده مربوط به 40 سال بیلان منفی حکومت اسلامی ایران است . آنها یک سیستم و پیکره ای هستند با یک قانون اساسی جنایت پرور شریعت .

 

 حتی در حالت خوشبینانه ایی که غرب به آن امید بسته، اگر سیستم حاکم ولایت فقیه بخواهد در نظم نوین جهانی بماند باید کل سیستم وقوانین و تمامی ارگانهای مربوط به این حکومت اسلامی ، خراب شود ، وبا سیستمهای متعارف و مدنی جایگزین شود ، و نه اینکه چون خامنه ای مسئول است استعفاء دهد و برود و یک شارلاتان و قاتل دیگر به نام ولایت فقیه بیاید !

 

این روزها احساس بدی دارم وقتی کاخ سفید میگوید و تکرار میکند در کنار مردم ایران است ، در کنار مردم و خواهان مذاکره و صلح با ولایت فقیه ! احساس بد یعنی اینکه کاخ سفید مخاطب را گوسفند ببینند !


با شروع ماه ژانویه 2020 باران مصیبت برای مردم ایران شروع شد ، موشک ، مرگ در تشیع جنازه ، سقوط هواپیما ، سیل ، سقوط اتوبوس به دره ... و در تمامی صحنه ها از عده ایی خبری نیست !

 

جریان ققنوس، جریان فرشگرد ، شورای گذارمدیر ... لال بشی اگه فکر کنی همه اینا روی هم یعنی رضا پهلوی !

 

مدتی قبل از باران مصیبت ، حسن روحانی رئیس جمهور سپاه پاسداران سفری سیاحتی داشت به ژاپن و با مقامات ژاپن عکس هم گرفت . شورای مدیر نامه ای نوشت به نخست وزیر ژاپن و نکاتی را گفت که انگار از موضع جانشین ولایت فقیه با دولت ژاپن سرویس میدهد ...

 

خبر ندارم دولت ژاپن با اون نصایح و نامه مدیر شورا چه کرد ، ولی میدانم آمریکا و سیستم ولایت فقیه خیلی کارها و بازیها کردند ! و جریانات ذکر شده یهویی غیب یا ساکت شدند ! پدر جان احساس میکنی مثل دون کیشوت آلترناتیوی ؟ خُب یه کاری بکن ، چیزی بگو ، حرفی بزن ...

 

دریغ از جیغی بنفش یا لگدی سمبلیک به گربه !

 

چیزی که معلوم داره ، این جریانات و حضرات قارچ پرورشی ، خیلی روی سپاه پاسداران حساب باز کردند ، سپاه هم برای اینکه آینده ش تامین باشه ، روی همینا خیلی حساب میکنه . عده ایی هم روی غرب حساب باز میکنند ، و آمریکا که اصلا روی هیچکش حسابی باز نمیکند و کتابی ندارد به جز منافع خودش !

 

حدود یک سال قبل از سقوط شاه سابق در 1357 ، صحبت از جزیره ثبات بود و رفاقت همایونی با غرب ! ولی ناگهان فرش را از یر پای همایونی کشیدند ! یادتان که نرفته ؟

 

به قول روزولت در سیاست هیچ اتفاقی بدون برنامه نمیافتد !

11.01.2020
اسماعیل هوشیار
 

اخبار و گزارشات کارگری 22 دی ماه 1398(ویژه دومین روز اعتراضات نسبت به قتل سرنشینان هواپیمای اوکراینی)

«با اتحاد پیروز میشویم، با افتراق شکست میخوریم»

- دومین روزتجمعات اعتراضی نسبت به قتل سرنشینان هواپیمای اوکراینی

- شعارهایی که روزیکشنبه 22دی در دانشگاه ها وخیابان ها سرداده شد

- بیانیه تشکلها و فعالین جنبش های اعتراضی در رابطه با سرنگونی هواپیمای مسافری توسط سپاه و تلاش مقامات برای پنهانکاری حقیقت

- بیانیه اتحادیه آزاد کارگران ایران پیرامون دور جدید اعتراضات مردمی

- بیانیه کانون صنفی فرهنگیان الیگودرز در مورد رویدادهای اخیر

- کانون نویسندگان ایران:تسلیت

- محمود صالحی: مخفی کردن جنایت جرم است

- دومین روزتجمعات اعتراضی نسبت به قتل سرنشینان هواپیمای اوکراینی:

+تهران:

*میدان آزادی:

روز یکشنبه 22دی،علیرعم ایجاد جو رعب و وحشت با موردتهدید قرار گرفتن از طرف نیروهای امنیتی واستقرار نیروهای امنیتی،انتظامی ویگان ضد شورش در خیابان های تهران چندهزارنفر در میدان آزادی دست به تجمع زدند وضمن گرامیداشت یاد به قتل رسیدگان هواپیمای اوکراینی و همبستگی با خانواده هایشان با سردادن شعارهایی اعتراضشان را نسبت به مسببان اصلی این فاجعه ودروغگویی وپنهانکاری پس از آن بنمایش گذاشتند.

تجمعات پراکنده نیز در خیابن های تهران نیز گزارش شده است .نیروهای سرکوب در برخی نقاط بسوی تجمع کنندگان کاز اشک آور پرتاب کردند وهمچنین با باتوم تعدادی از معترضین را مورد ضرب وشتم قرار دادند.

*دانشگاه بهشتی:

ظهر روز یکشنبه 22 دی ماه،بیش از هزار نفر از دانشجویان دانشگاه بهشتی با تجمع مقابل دانشکده مدیریت و حسابداری این دانشگاه دست به تجمع زدند وبا سردادن شعارهایی اعتراضشان را نسبت به این جنایت بنمایش گذاشتند.

همچنین دانشجویان علوم پزشکی این دانشگاه در دانشکده‌های پزشکی، پرستاری، داروسازی اجتماعات جداگانه ای برپا کردند.

بنابه گزارشات منتشره،عوامل بسیجی با دانشجویان معترض درگیر شده اند ودانشجویان با سردادن شعارهایی منجمله «دروغگو دروغگو»،«بی شرف بی شرف»و...درمقابلشان ایستادگی کردند.

* دانشگاه علم و صنعت تهران:

عصر روز یکشنبه 22 دی،دانشجویان دانشگاه علم و صنعت تهران به فراخوان شورای صنفی دانشجویان دانشگاه پاسخ مثبت دادند ودست به تجمع اعتراضی درهمین رابطه زدند.

گزارشات منتشره درشبکه های اجتماعی حاکی از در گیر شدن بسیجی ها با معترضین می باشد.

بنابهمین گزارشات،دانشجویان با سردادن شعار«بترسید بترسید ما همه باهم هستیم» وخواندن سرود یاردبستانی دربرابرشان مقاومت کردند وفراریشان دادند.

فراخوان شورای صنفی دانشجویان دانشگاه "علم و صنعت" تهران به همایش گرامیداشت کشتگان موشک اندازی سپاه پاسداران:

زده شعله در چمن، در شب وطن، خون ارغوان‌ها

تو ای بانگ شورافکن، تا سحر بزن، شعله تا کران‌ها

که در خون خستگان، دل‌شکستگان، آرمیده طوفان

به آیندگان نگر، در زمان نگر، بردمیده طوفان

دانشگاه علم و صنعت در غم از دست‌دادن هم‌وطن‌هایش عزادار شده‌است.

به یاد تمامی عزیزان از دست رفته، در پی شلیک موشک پدافند به هواپیمای تهران-کیف، ساعت ۵ عصر روز یکشنبه (۹۸/۱۰/۲۲) در آمفی‌تئاتر روباز دانشگاه، دور هم جمع می‌شویم.

۹۸.۱۰.۲۱

*دانشگاه های امیرکبیر،صنعتی شریف، علامه طباطبایی، خواجه نصیر طوسی، پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران هم برای دومین روز شاهد تجمع اعتراضی دانشجویان نسبت به این فاجعه انسانی بود.

دانشجویان این دانشگاه ها با روشن کردن شمع،سرود خوانی،نواختن آهنگ وسردادن شعارهایی فریاد اعتراضشان را بلند کردند.

امتحانات امروز دانشگاه امیرکبیر که از قبل برنامه‌ریزی شده بود، در حالی برگزار شد که بیش از 200نفر از دانشجویان این دانشگاه با تجمع مقابل دانشکده ریاضی و کامپیوتر از رفتن به جلسه امتحان سرباز زدند و خواستار تعویق یک هفته‌ای امتحانات شدند.

* دانشگاه تربیت مدرس تهران

روز شنبه 21 دی،دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس تهران هم دست به تجمع اعتراضی درهمین رابطه زده بودند.

 

+اصفهان:

*سی وسه پل:

شنب شب(21دی)، سی وسه پل شاهد تجمع اعتراضی جمعی از اهالی اصفهان بود.

*دانشگاه های صنعتی وعلوم پزشکی اصفهان

روز یکشنبه 22دی،دانشجویان دانشگاه صنعتی وعلوم پزشکی اصفهان تحمع اعتراضی را مقابل ساختمان اداری این دانشگاهبرپاکردند وبا سردادن شعارهایی اعتراضشان را بنمایش گذاشتند.

+اراک وارومیه:

براساس ویدئوها منتشره درشبکه های اجتماعی،دانشجویان دانشگاه های اراک وارومیه هم روز یکشنبه 22دی دست به تجمع زدند.

+اهواز:

جمعی از اهالی اهوازدر کتابخانه مرکزی این شهر تجمع کردند ومورد حمله نیروهای سرکوب قرار گرفتند.

+تبریز:

* دانشگاه تبریز:

روز یکشنبه 22دی،دانشجویان دانشگاه تبریزدست به تجمع زدند وبا خواندن سرودها منجمله یار دبستانی وسردادن شعارهایی اعتراضشان را بنمایش گذاشتند.

* دانشگاه هنر اسلامی:

روز یکشنبه 22دی ، دانشگاه هنر اسلامی تبریزهم شاهد تجمع اعتراضی دانشجویان با سرود خوانی منجمله مرغ سحر وسردادن شعارهابود.

گزارش ها حاکی از دخالت یگان ویژه ضد شورش دراین دانشگاه ومقاومت دسته جمعی دانشجویان در مقابلشان بود.

+شیراز:

*معالی آباد:

روز یکشنبه 22 دی،اهالی معالی آباد شیرازدست به تجمع اعتراضی درهین رابطه زدند وازجمله شعار می داند: «این ماه ماه آخره سید علی وقت رفتنه»

* دانشکده مهندسی دانشگاه شیراز

روزگذشته(21دی)، دانشکده مهندسی دانشگاه شیرازشاهد تجمع اعتراضی دانشجویان بود.

+کرمانشاه:

تجمع دانشجویان در دانشگاه رازی کرمانشاه با دستگیری یکی از دانشجویان همراه شد ودانشجویان شعار میدادند:

«بیشرف بیشرف دانشجو‌ رو پس بده»

+مشهد:

*شب گذشته(21دی)،بیش از 200نفر از اهالی مشهد دست به تجمع وروشن کردن شمع در پارک باهنراین شهر زدند که با یورش نیروهای سرکوبگر روبرو شدند.

*روز یکشنبه 22دی،جمعی از اهالی مشهد دست به تجمع اعتراضی در پارک ملت این شهر زدند.

+همدان:

روز شنبه 21 دی،دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان دست به تجمع اعتراضی نسبت به قتل سرنشینان هواپیمای اوکراینی زدند.

تصاویر و فیلم های منتشره حاکی از برپایی تجمعات اعتراضی در شهرهای آمل،بابل،رشت،زنجان،سنندج،سمنان،شهرقدس تهران ،قزوین ،یزد و....روزیکشنبه 22دی می باشد.

شعارهایی که روزیکشنبه 22دی در دانشگاه ها وخیابان ها سرداده شد:

«مرگ بر دیکتاتور»

«کشته ندادیم که سازش کنیم رهبر قاتل رو ستایش کنیم»

«آخوند خائن، آواره گردی، خاک وطن را، ویرانه کردی، کشتی جوانان وطن مرگ بر تو ، مرگ‌ بر تو»

«ننگ ما ننگ ما رهبر الدنگ ما»

«این ماه ماه آخره سید علی وقت رفتنه»

«دیکتاتور سپاهی داعش ما شمایی»

«حکومت سپاهی داعش ما شمایی»

«دانشجو بیدار است از سیدعلی بیزار است»

«سپاه جنایت می کند رهبر حمایت می کند»

«توپ، تانک، اشک آور، دیگر اثر ندارد»

«دانشجو كارگر اتحاد اتحاد»

«ماتماشاگرنمیخواهیم بما ملحق شوید»

«بترسید بترسید ما همه با هم هستیم»

«سپاه بی کفایت عامل قتل ملت»

«بیشرف بیشرف دانشجو‌ رو پس بده»

«دشمن ما همین جاست دروغ می گن آمریکاست»

«به من نگو فتنه‌گر، فتنه تویی ستمگر»

«توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه»

«حکومت سپاهی  نمی‌خوایم نمی‌خوایم»

«از خون جوانان وطن لاله دمیده عدالت کجایی؟ عدالت کجایی؟»

«نخبه‌هامون رو کشتند آخوند به جاش گذاشتند»

«مرگ بر اصل ولایت فقیه»

*بیانیه تشکلها و فعالین جنبش های اعتراضی در رابطه با سرنگونی هواپیمای مسافری توسط سپاه و تلاش مقامات برای پنهانکاری حقیقت

اعتراضی قدرتمند علیه جنایتی که به قیمت گرفتن جان 176 نفر تمام شد، شروع شده و به پیش می رود.

تمامی مسولین و مقامات حکومتی وقوع چنین حادثه هولناکی را سه روز تمام انکار و رسما" اعلام کردند یک سانحه هوایی در اثر نقص فنی هواپیما رخ داده است. خیلی سریع محل وقوع حادثه پاکسازی شد تا آثار آن از بین برود. رسانه های رسمی حکومتی هم وظیفه تبلیغ و توجیه این دروغ و فریبکاری را بعهده گرفتند، اما به یمن رشد تکنولوژی و وجود شبکه های اجتماعی ، فشار افکارعمومی ، رسانه های مستقل و وجود شواهد قوی و خارج از توان پنهان کاری بیشتر، این دروغگویی و تلاش برای انکار حقیقت، ناکام ماند و بعد از سه روز مجبور به اعتراف شدند که "اشتباه انسانی" باعث این فاجعه شده است.

همان "اشتباهاتی" که از شلیک مستقیم به سر مردم معترض در خیابان‌ها در آبان ماه رخ داده بود، به زدن هواپیمای مسافری و کشته شدن دهها انسان بیگناه منجر شد!

اما این نوع اعتراف هم نتوانست علت جنایت به وقوع پیوسته را لاپوشانی کند، جامعه آرام ننشست و مردم خشمگین و عصبانی در تهران و برخی شهرستانها به خیابان ریختند و با نفرتی عمیق، عاملین اصلی و سازمانده جنایت را نشانه گرفتند.

جوانان و دانشجویان دانشگاه‌های تهران در شامگاه پنجشنبه 21 دیماه در اعتراض به وقوع این فاجعه و دروغگویی مقامات در پنهان کردن آن ، دست به اعتراض و تجمع زدند که سریعا مورد حمایت وسیع جامعه قرار گرفتند.

مردم در شهرهای تهران، اصفهان، رشت، لاهیجان، همدان و شیراز به خیزش دانشجویان پیوستند و فریاد اعتراضشان را بلند کردند.

جامعه خواستار محاکمه و مجازات آمرین و عاملین اصلی این فاجعه هستند.

آمرین و مسببین اصلی جنایت باید به جامعه معرفی شوند تا در دادگاهی با صلاحیت و مورد تایید افکارعمومی محاکمه و مجازات شوند.

پیکرهای قربانیان با تمام احترام با حضور گسترده مردم در یک همبستگی سراسری تشييع شده و مراسم گرامیداشت باشکوه ، مستقل از حکومت ، آنگونه که شایسته جانباختگان می باشد، برگزار گردد.

تظاهرات حق مردم است و تا معرفی شدن جنایتکاران و محاکمه آنان در دادگاه های مردمی باید بدون هیچ گونه مانع و ایجاد مزاحمتی از جانب نیروهای سرکوبگر ادامه داشته باشد.

وظیفه کارگران، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان، جوانان، و همه مردم آزادیخواه و برابری طلب است با پیوستن به اعتراضات جاری تا رسیدن به نتیجه مطلوب به مبارزه خود ادامه دهند.

لیست اولیه امضاء کنندگان:

1-انجمن صنفي کارگران برق و فلزکار کرمانشاه

2-سندیکای نقاشان البرز

3-شورای بازنشستگان ایران

4-جمعی از فعالین لغو کار کودک

5‌-جمعی از فعالین کارگری سنندج

*بیانیه اتحادیه آزاد کارگران ایران پیرامون دور جدید اعتراضات مردمی

دیروز ۲۱ دیماه تعداد زیادی از دانشجویان و مردم در تهران دست به اعتراض زدند. به دنبال اعتراف دولت به شلیک موشک به سمت هواپیمای مسافربری که ۱۷۶ نفر سرنشین آن کشته شدند موجی گسترده از التهاب و اعتراض در سراسر کشور در میان مردم برافروخته شد. این نارضایتی عمومی حوالی غروب در مقابل دانشگاه تهران و دانشگاه های صنعتی شریف و امیرکبیر و دانشگاه نوشیروانی بابل تبدیل به اعتراض و سر دادن شعار علیه مسببین این حادثه شد. بلافاصله مردم با ملحق شدن به دانشجویان، اعتراض را به سطح وسیعتری کشاندند. خبرها حاکی از آن است که همزمان در دانشگاه همدان و در خیابان های رشت، اصفهان، مشهد و شیراز مردم با سر دادن شعار علیه دولت و مسئولین دست به اعتراض زده اند.

آبانماه و در پس گرانی بنزین، تظاهرات های گسترده و وسیع سراسری مردم با خشونت و سبعیت هر چه تمامتر از سوی حاکمیت پاسخ گرفت و صدها نفر از جوانان این کشور کشته شدند. هزاران نفر دستگیر و مورد آزار و اذیت قرار گرفتند. فضای شهرهای کشور به فضایی پادگانی تبدیل شد و با قطع شبکه اینترنت دسترسی مردم به اخبار و اطلاعات به کلی قطع گردید. موج دستگیری ها پس از آن نیز به شکل گسترده تر ادامه پیدا کرد که هنوز از سرنوشت تعداد بسیار زیادی از دستگیرشدگان اطلاعی در دست نیست.

تمامی این سرکوب گسترده تنها در مقابل مطالبه معیشت از سوی مردم صورت گرفت.

شاید تظاهرات خیابانی مردم معترض را بشود سرکوب کرد و مردم را موقتاً به خانه فرستاد اما مگر میشود نان خواهی و پایه ای ترین مطالبات معیشتی جامعه را نیز سرکوب کرده و هیچ پاسخی به آن نداد؟

اتفاقی که می افتد انباشته تر شدن این مطالبات بر بستر خشمی عظیم نسبت به سرکوبگران در لایه های مختلف جامعه خواهد بود.

خشم و نفرتی که از یک سو از فساد و دزدی و رانتخواری های یک سیستم تماماً مافیایی سرچشمه میگیرد و از سوی دیگر که اعتراضات به حق مردمی علیه فقر و فلاکت و بیکاری و گرانی های روزافزون با وحشیانه ترین سرکوب ها روبرو میشود بر حدت و شدت آن افزوده میشود.

در پس اعتراضات اجتماعی آبان و سرکوب گسترده آن، جامعه متحمل فضای شدید جنگی و تهدیدات نظامی تحت تأثیر خطر شروع جنگ بین دولتها شد. فضایی که در اثر جنگ افروزی های دولتها و نیروهایی شکل گرفت که هیچ ارتباطی به جامعه و مردم در ایران نداشته و ندارد و بلافاصله کشته شدن تعداد زیادی از انسان ها در هواپیما توسط پدافند هوایی ایرانی اتفاق می افتد.

حاکمیت بدون اعتنا به فقر و فلاکتی که به آحاد جامعه تحمیل کرده است نه تنها کوچکترین پاسخی برای خواست و مطالبات مردمی قائل نیست بلکه روز به روز بر دامنه تعرض به زیست و معیشت و امنیت زندگی ساکنین این جامعه می افزاید و اینجاست که مردم به تنگ آمده به خیابان آمده و اعلام می کنند که ” کشته ندادیم که سازش کنیم” .

قطعاً این موج عظیم تحول خواهی در جامعه را سر باز ایستادن نیست و سرکوبگری و کشتار مردم معترض تنها می تواند به صورت مقطعی جنبش عظیم مردمی را ساکت کند و هر بار و هربار سریعتر و گسترده تر از دفعات قبل سر بر خواهد آورد تا چنان تغییرات بنیادینی در جامعه رقم زند که کل مناسبات اجتماعی متحول گردد.

طبقه کارگر در رأس جنبش عظیم مطالباتی مردم ایران علیرغم تمام سرکوب و کشتار تا تحقق کامل مطالبات معیشتی، اجتماعی و طبقاتی خویش از پا نمی نشیند.

شروع دور جدید اعتراضات مردمی اینبار از سر خونخواهی و اعتراض به کشتار و موج گسترده ی دستگیری ها و زندانی کردن مردم سربرآورده است و این نشان می دهد که سرکوب و ارعاب و کشتار دیگر نمی تواند جنبش عظیم اعتراضی جامعه را به محاق ببرد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران- بیست و دوم دیماه نود و هشت

*بیانیه کانون صنفی فرهنگیان الیگودرز در مورد رویدادهای اخیر

در پی حوادث غم انگیز اخیر که در کشور رخ داد، سایه سنگین غم و تراژدی هولناک مرگ، بر سر ایران و ایرانیان فرو ریخت . جان باختن هموطنان دراین روزها آنقدر هولناک بود که زبان را تسلیم سکوت نموده و ناتوان از تسلا هستیم .

همه این رویداد ها از جان باختن هموطنان عزیزمان در سقوط هواپیما تا واژگونی و تصادف وسایل نقلیه عمومی و فشار جمعیت در مراسم کرمان ، نشان از بی درایتی مسئولین ذیربط در تامین امنیت آحاد مردم دارد .

کانون صنفی فرهنگیان الیگودرز از جان باختن همو طنان در همه رویداد های اخیر اظهار تاسف نموده و به خانواده های داغدار و ایرانیان عزیز عرض تسلیت داشته و با همه آنان ابراز همدردی می نماید، باشد که تسکینی باشد بر دل دلسوختگان.

در پایان خواهان شناسایی و محاکمه مسببین این رویدادها در دادگاه های مستقل وبی طرف می باشیم

کانون صنفی فرهنگیان الیگودرز

۹۸/ ۱۰/۲۱

کانون نویسندگان ایران:تسلیت

یاد کشته‌شدگان فاجعه‌ی ضد انسانی ساقط کردن هواپیمای مسافری گرامی باد! به بازماندگان آنها تسلیت می‌گوییم و امیدواریم آن جان‌های پرپر شده سبب‌ساز رخت بربستن جنایت و دروغ از این سرزمین شوند.

روز چهارشنبه ۱۸ دی هواپیمای اوکراینی با ۱۷۶ سرنشین به دلایل نامعلوم در آسمان جنوب تهران آتش گرفت و سقوط کرد. بیشتر مسافران تبعه‌ی ایران و شماری تبعه‌ی چند کشور دیگر بودند. از همان ساعت‌های اول، مسئولان نظامی و دولتی دلیل سقوط هواپیما را "نقص فنی" اعلام کردند و تا روز شنبه ۲۱ دی بر تبلیغ آن اصرار داشتند. دلیلی که از سوی جهان پذیرفته نشد زیرا اسناد و دلایل دیگر نشان می‌داد که سقوط هواپیما ناشی از نقص فنی نبوده است. روز شنبه ستاد کل نیروهای مسلح با انتشار بیانیه اعلام کرد که سقوط هواپیمای خطوط اکراین به دلیل برخورد موشک پدافند و ناشی از "خطای انسانی" بوده است. در پی این اقرار معلوم شد که هواپیمای مسافربری که ۱۷۶ انسان در آن نفس می‌کشیدند مورد هدف موشک قرار گرفته است.

**

پس از شلیک موشک و انداختن هواپیما و کشتار ۱۷۶ انسان، موشک‌های دروغ و نیرنگ بر افکار عمومی ایران و جهان شلیک شد تا مگر بار دیگر "مسئولان" از اعلام حقیقت و پاسخگویی طفره روند؛ اما این بار شرایط به‌گونه‌ای بود که سناریوهای دروغین نتوانست جایگزین واقعیت شود. به‌ناچار "شلیک" را پذیرفتند اما با "خطای انسانی".

حتی اگر بتوان فاجعه‌ی کشتار ۱۷۶ انسان را به "خطای انسانی" تقلیل داد پرسش این است که چه چیز این عامل را ممکن ساخته است؟

آنچه این "خطای انسانی" را ممکن کرد یکی هم شرایطی است که در آن هر دست‌اندرکار بزرگ و کوچک حکومت وظیفه‌، اجبار و نیاز به پاسخ‌گویی در برابر مردم ندارد؛ سلب آزادی بیان مردم، ممانعت از دسترسی آزاد به اطلاعات درست و بهنگام ؛ ممنوعیت روزنامه‌ها و رسانه‌های مستقل و میدان دادن به نشریات وابسته و گوش به‌فرمان ، انحصار رسانه‌های دیداری و شنیداری در دست حکومت و کلا سرکوب و سلب آزادی بیان مردم این امکان را به هر دست‌اندر کار و "مسئول" می‌دهد تا با خیال راحت و بی‌دغدغه هرآنچه می‌خواهد انجام دهد؛ در مقابل، این امکان را از مردم می‌گیرد که زبان به پرسش بگشایند و پاسخ بخواهند. در چنین فضایی است که بخش‌های مختلف یک حکومت می‌توانند چشم در چشم مردم دروغ بگویند و آنها را از دسترسی به حقیقت بازدارند. اگر وجه تقریبا بین‌المللی این فاجعه‌ی ضد انسانی و رو شدن برخی اسناد آن نبود بسا که حقیقت همچنان در پرده‌ی ابهام باقی می‌ماند. "آزادی بیان" دیگران و افشای تکه‌هایی از واقعیت که خود صورتی از آزادی بیان است، موجب شد پس از سه روز دروغ‌پراکنی ، سه روز تلاش برای پنهان کردن حقیقت، سه روز به‌کارگیری توپخانه‌ی مطبوعات و رسانه‌‌های وابسته و دولتی برای مسلط کردن سناریوی فرمایشی ، دریابند که سانسور و سلب آزادی بیان، دست‌کم در مورد این فاجعه، دیگر آن پرده‌ی ساتر همیشگی نیست که پشتش پنهان می‌شده‌اند. ناچار لب به اعتراف گشودند.

هر جامعه به اندازه‌ی برخورداری‌اش از آزادی بیان می‌تواند مسئولان عرصه‌های عمومی چون حکومت را پاسخگو کند. هر اندازه که مردم حق داشته باشند آزادانه برای خود تریبون بسازند، نشریه و کتاب منتشر کنند و رسانه‌های دیداری و شنیداری در اختیار داشته باشند، هر اند ازه که حق اعتراض و ایجاد تشکل داشته باشند به همان میزان هیچ مسئول و صاحب قدرتی جرات دروغ گفتن و پنهان کردن حقیقت را از آنها نخواهد داشت. جامعه‌ی ایران کجای این رابطه قرار می‌گیرد وقتی در همین مورد آخر- فاجعه‌ی شلیک به هواپیمای مسافری- چنان بی‌محابا دروغ بر سرش ریختند؟

کشته شدن سرنشینان هواپیما را به بازماندگان و به مردم انسان‌دوست ایران و جهان تسلیت می‌گوییم و خود را شریک اندوه آنها می‌دانیم.

محمود صالحی: مخفی کردن جنایت جرم است

ضمن تسلیت به مردم جهان و خانواده های داغ دیده .

باید همه مسئولانی که در رابطه با شلیک موشک به سوی هواپیمای مسافربری نقش داشته اند محاکمه و مسئولانی که در مخفی کردن این جنایت سکوت کرده اند و آگاهانه آن را مخفی نموده اند. باید سریع از پست های خود استعفاء و در یک دادگاه علنی به اتهام مخفی کردن جنایت محاکمه شوند.

این خواست ما کارگران ایران است.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

سرانجام رژیم  فاسد و جنایت پیشه حاکم بر ایران، پس از سه روز دروغ، پنهانکاری، و انکار مورد اصابت قرار دادن هواپیمای اوکراین، با رو شدن مدارک غیرقابل انکار در مورد شلیک موشک به هواپیمای مسافربری توسط رسانه های بین المللی و زیر فشار افشاگری ها در فضای مجازی، وادار شد مسئولیت سقوط هواپیمای پرواز ۷۵۲ تهران/کیف را بپذیرد. این پرواز در اولین ساعات بامداد چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۸ (۸ ژانویه ۲۰۲۰) در جنوب تهران توسط پدافند موشکی سپاه پاسداران و ارتش از قرارگاه خاتم الانبیاء مورد هدف قرار گرفت و ۱۷۶ سرنشین آن کشته شدند. این رژیم تنها طی دو ماه اخیر بیش از دو هزار نفر از شهروندان ایرانی و غیر ایرانی را به اشکال مختلف از شلیک مستقیم در خیزش آبان و قتل زیر شکنجه تا مرگ در اثر بی کفایتی مدیریتی و اجرایی در مراسم دولتی  تشییع جنازه "سردار" جنایت پیشه خود، تصادف اتوبوس و ریزش تونل و معدن و شلیک به کولبران کُرد به کام مرگ فرستاده است. با این تفاوت که برخی از آنها پاسپورتهای غیر ایرانی داشته و رژیم مجبور شد در پاسخ گویی به دولت های این شهروندان، ابراز تاسف  کند، در حالی که معترضان جان به لب رسیده آبان ماه را در  نیزارها، خیابان ها و پس کوچه های حاشیه های فقیر نشین به گلوله  بست و کشت بی آنکه اجازه دهد وابستگان آنها مراسم بدرود و یاد بود برای عزیزانشان برگزار کنند.  

 اعتراف رژیم به شلیک مستقیم به هواپیمای مسافربری و منفجر  کردن آن در هوا با ۱۷۶ مسافر باعث شده که حتی مدافعین سرسخت و کار به دستان و توجیه گران حرفه ای رژیم، از فرماندهان سپاه، رئیس دولت و وزرا تا اصولگرایان، اصلاح طلبان و رونامه نگاران و لابی گرهای بی شرم برون مرزیِ حکومت هم اعلام شرمساری و ناامیدی کنند.  شکاف درون هیئت حاکمه بار دیگر حاد شده است و در پشت پرده، دولت و سپاه یکدیگر را متهم می کنند. فرصت حکومت برای به راه انداختن موج جلب مشروعیت و همبستگی داخلی با استفاده از ترور قاسم سلیمانی توسط ارتش آمریکا و لاف «انتقام سخت» عین الاسد، دود شد و به هوا رفته است. اعتبار نظامی- سیاسی جمهوری اسلامی در پی حمله موشکی به هواپیمایی اوکرائین سخت آسیب دیده است . تا همین چند روز پیش  دستگاه تبلیغاتی رژیم در مورد «اشراف اطلاعاتی» و «صنایع نظامی» سپاه (و در رأس آن صنایع موشکی و پدافند موشکی سپاه)  دروغ  های بزرگ می گفت و جار و جنجال به پا می کرد . فاجعه شلیک به هواپیمای مسافربری در قلب تهران، عمق ورشکستگی این «توانمندی و استقلال» را مانند دیگر «توانمندی ها و استقلال های» ادعایی رژیم  آشکار کرد.

جمهوری اسلامی، این پیکر فرتوت، که تار و پودش با ویرانگری، قساوت، جهل و تفرعن و بی کفایتی به هم بافته شده هر ثانیه از تداوم عمرش، چیزی جز فقر، فلاکت، اندوه، جنایت و پلشتی نه فقط برای برای طبقه کارگر و مردم محروم و ستم دیده ایران که برای مردم عراق، لبنان و سوریه و بطور کلی برای بشریت ندارد. طبق اصول اولیه مدیریت در شرایط اضطرار جنگی، باید کلیه پروازهای مسافری دست کم در مناطق مرزی و پایتخت به حالت تعلیق در می آمد . اما جان مردم برای رهبر و رئیس جمهور و سرداران سپاه و ارتش و مدیران دولتی رژیم سرمایه اندک اهمیت و ارزش نداشته، ندارد و نخواهد داشت. آنها این شرایط اضطراری جنگی و این فاجعه انسانی را به دنبال رقابت های ارتجاعی با رژیم ترامپ و ماجراجویی های جنگ طلبانه شان در خاورمیانه، به مردم ایران و منطقه تحمیل کردند؛ آن هم در شرایطی که عُرضۀ مدیریت بحران در زلزله و سیل و آتش سوزی و حتی احداث داربستهای شهری ساده را هم ندارند.

 اعتراض شجاعانه دیروز دانشجویان دانشکاه امیر کبیر، دانشکاه تهران، دانشگاه شریف و به همین گونه تداوم اعتراض دانشجویان و مردم در چند شهر دیگر با شعارهای  تند و رادیکال که کلیت این پیکره سراپا فاسد و جنایت کار را هدف قرار داد، نشان می دهد که  آن فضای خفقان آور، چندش برانگیز و زهرآلوده ای که رژیم با مرده گردانی یکی از آدمکشان خود، قاسم سلیمانی، ایجاد کرده بود به همان سرعتی که اوج گرفت در حال افول است؛ و شبحی دارد جایش را می گیرد.  شبحی که  سردمداران این دم و دستگاه فاسد و همه دار و دسته های حامی آن در داخل و خارج شاید گمان می کردند که مرده است؛ گمان می کردند که با تابوت گردانی های "سردار" موفق شده اند آنرا محو کنند.  شبح گر چه هرگز نرفت و محو نشد اما اینک می رود که پرقدرت تر عرض اندام کند: شبح آبان، با ردایی سرخ از خون خیزش گران آن ماه که به گور سپردن این پیکر فاسد حکم دادند.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۱۲ ژانویه ۲۰۲۰

http://etehadbinalmelali.com/ak

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید;

https://twitter.com/IASWIinfo

سرانجام بعد از چند روز نمایش خیمه شب بازی برای لاپوشانی حقیقت ماجرای سقوط هواپیمای اوکراینی در حومه تهران و انکار دائمی اصابت موشک توسط رئیس سازمان هوانوردی رژیم و اینکه به لحاظ علمی چنین امری ناممکن است، ستاد نیروهای مسلح رژیم اعتراف کرد که عامل سقوط فاجعه بار این هواپیما با 176 مسافر وخدمه، پدافند ضدهوایی سپاه پاسداران بوده است. سران رژیم تنها موقعی مجبور به این اعتراف شدند که عکسهای ماهواره ای کشورهای غربی و نیز ویدیوهای ارسالی مردم در اطراف شهریار بروشنی افشاگر جنایت هولناک رژیم اسلامی بود.

به همین خاطر تنها چند ساعت بعد از اعتراف رژیم، دانشجویان و مردم در تهران و چندین شهر دیگر به خیابان آمدند و با رادیکالترین شعارها بار دیگر کلیت رژیم را هدف گرفتند. در دانشگاه امیرکبیر و  صنعتی شریف در تهران و خیابانهای اطراف، دهها هزار نفر زن و مرد مبارز به خیابان آمدند. در شهرهای اصفهان، شیراز، رشت، ساری، بابل ، سنندج، بروجرد، همدان، کرمان و ... نیز مردم در عصر شنبه 21 دی دست به تظاهرات زدند. از جمله شعارهایی که سر داده میشد عبارت بودند از:

 

-                  این همه سال جنایت، مرگ بر این ولایت

-                  مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه، چه رهبر

-                  ننگ ما، ننگ ما، رهبر الدنگ ما

-                  توپ، تانک، فشفشه، آخوند باید گم بشه

-                  اصلاح طلب ، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا

-                  سلیمانی قاتله، رهبرش هم قاتله

-                  سپاه جنایت میکند، رهبر حمایت میکند

-                  مرگ بر دیکتاتور – مرگ بر خامنه ای

 

رژیم جنایتکار ایران  در هفته های اخیر سعی کرده بود عملیات امریکا در کشتن قاسم سلیمانی را بدل به یک "مائده آسمانی" برای برون رفت نظام از بحران سیاسی عظیم پس از خیزش ابان و کشتار هولناک مردم، نماید و با بسیج  همه نیروهای نظامی ، انتظامی ،بسیج و نیروهای امنیتی ، نانخورها و خانواده شان ، آکشانبدن اجباری دانش آموران و کارکنان دولت وبکارگیری همه امکانات تهییجی و مذهبی و حتی ناسیونالیستی  ؛ سعی کرد در چند شهر   دوسه میلیون نفر را به مراسم تشییع جنازه سلیمانی بکشاند و در کرمان بخاطر ضعف در سازماندهی وناکافی بودن شرایط ایمنی بی توجه نسبت به جان مردم بیش از شصت نفررا بر اثر ازدحام به کشتن  داد.

 برخی با دیدن این کارناوال ها، این بیم را به خود راه دادند که مبادا برای مدتی شاهد رکود درجنبشهای اجتماعی و انقلابی مردم ایران شویم. اما ما تردیدی نداشتیم که این آرامش قبل از توفان، بسیار موقت و زودگذر خواهد بود و به دلیل تداوم عوامل مهم نفرت اکثریت کارگران و زحمتکشان از رژیم استبدادی و  غارتگر جمهوری اسلامی، خیلی زود شاهد برآمد مجدد جنبش مردمی خواهیم بود. سلسله تجمعات و راهپیمایی های شنبه 21 دیماه در تهران و چندین شهر دیگر کشور، نشان داد که همه تلاش روزهای اخیر رژیم برای برون رفت از بحران با شکست روبرو شده و وضعیت به نفع جنبشهای اجتماعی و انقلابی در حال تغییر است و کارگران و زحمت کشان و اکثریت مردم  دوباره در میدانند وآماده مبارزه با کلیت نظام هستند.

 ما ضمن ابراز اندوه و همدردی عمیق با خانواده جانباختگان فاجعه ساقط کردن هواپیمای مسافربری، نسبت به عروج مجدد و تداوم جنبشهای اعتراضی و انقلابی  و اشتعال بیش از پیش آن در ایران تردیدی نداریم. این تظاهرات مردمی و ضداستبدادی عمومی و ضد سرمایه داری جاری، بیش از هر زمان لازم است با پیکارهای طبقاتی کارگران و زحمتکشان گره بخورد و با موجی از اعتصابات عمومی و سیاسی کارگری و مردمی پیوند زده شود. تقویت یا ایجاد تشکلهای کارگری در محیط کار و شوراها و تشکلهای مردمی در محلات و محیط زندگی، باید بیش از هر زمان در دستور کار فعالین پیشرو قرار گیرد. تنها با تقویت عنصر سازماندهی ، تشکیلات و هماهنگی است که میتوان اعتراضات پراکنده و یا خیزشهای مقطعی را به سوی یک انقلاب مداوم سوق داد.

 پیش به سوی اعتصابات عمومی و سراسری

سرنگون باد رژیم اسلامی سرمایه داری

زنده باد آزادی ، زنده باد سوسیالیسم

 کمیته مرکزی سازمان راه کارگر

22 دیماه 1398   - 12 ژانویه 2020

 

تجمع امروز دانشجویان پایانی بر توهم خود ساخته رژیم و نوید فردایی روشن

آیا در این سرزمین مرگ و نیستی و تباهی را پایانی هست ؟          

خبر کوتاه ولی بسیار بزرگ بود قاسم سلیمانی – یکی از جلادان خاورمیانه - در عملیات نیروهای آمریکایی به قتل رسید . اینکه امپریالیسم آمریکا چرا اقدام به حذف این جانیان کرد و تنش بین جمهوری اسلامی و امپریالیسم آمریکا ناشی از چیست ؟ و به کجا خواهد کشید ؟ از اهمیت زیادی بر خوردار نیست چرا که هر دو طرف این نزاع کارنامه پر باری از توحش و درنده خویی و جنایت دارند . آمریکا که عملا تمام دنیا را جولانگاه سربازان جنایتکار خود قرار داده و هر گوشه دنیا خبری از مرگ و ویرانی و تباهی هست امپریالیسم آمریکا نقش اصلی را ایفا میکند و همواره اثبات کرده تنها رسالتی که برای خود قائل است حفظ منافع سرمایه به هر شکل ممکن است . جمهوری اسلامی هم که نطفه اولیه آن با خونریزی و جنایت شکل گرفته ید طولایی در این راه دارد ، این رژیم پلید فقط نماد مرگ و نیستی و تباهی است کارنامه چهل ساله رژیم تنها انباشته از شکنجه ، کشتار و سربه نیست کردن ، غارت و چپاول ، ویرانی و تباهی ، نابودی محیط زیست ، نابودی ثروت و داریهای مردم .... است .کشتار قریب به 1500 نفر در طی چهار روز در آبان ، تنها به دلیل اعتراض توده ها به گرانی بنزین و وخیم بودن وضع معیشت شان بهترین گواه بر رذالت و سفاکی رژیم است . سلیمانی نابکار در دوران حیاتش به هر کجا قدم گذاشت مرگ به ارمغان برد ، لاشه آن هم قریب به 80 کشته در کارناوال کرمان و 167 نفر در سرنگون کردن هواپیمای اوکراینی در شهریار به جا گذاشت در حالی که رژیم همچنان سلیمانی و اخبارش را در بوق و کرنا کرده و در توهم پشتوانه میلیونی که با جابه جا کردن عده ای از شهری به شهری با اتوبوسها و قطار های رایگان ساخته در پوست نمی گنجد . در این سرزمین مرگ و نیستی و تباهی را پایانی نیست تا زمانی که جمهوری اسلامی بر اریکه قدرت تکیه دارد و هیچ راهی نیست جز بپا خواستن و قیام در برابر این همه بی عدالتی و استبداد و فساد در برابر این رژیم جنایتکار . تجمع امروز دانشجویان در برابر دانشگاه امیر کبیر وفردوسی مشهد و بابل و ساری و اصفهان و شیراز پایانی بر توهم خود ساخته رژیم و نوید فردایی روشن برای کارگران و زحمتکشان .

مرگ بر رژیم ددمنش جمهوری اسلامی

زنده باد سوسیالیسم

اتحاد فدائیان کمونیست کمیته ایالتی تهران

21/10/98

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت