.
پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸.
امروز:
Nov 14 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

یاد قربانیان ۹ نهم نوامبر۱۹۳۸؛ سالگرد شبهای کریستال « شب شیشه های شکسته» را گرامی بداریم

شا مگاه ۹ نهم نوامبر سال ۱۹۳۸ در اولین بارقه های نازیسم آلمانی ؛ ساکنان یهودی در شهرهای متعدد در خانه؛ مغازه؛ کنیسه ها و خیابانها مورد حمله وحشتناک و وحشیانه نازیستهای آلمانی قرار گرفتند. شبهای کریستال اشاره به دو شبانه روز دارد نهم و دهم نوامبر ۱۹۳۸ اقدام یک یهودی در سوء قصد به جان سفیر آلمان در پاریس ناکام ماند. این جوان برای انتقام جویی از جنایات دولت هیتلر علیه خانواده خویش دست به این کار زد. متاسفانه این بهانه ای را برای فرماندهان نازیستهای آلمانی فراهم آورد. گوبلز وزیز تبلیغات هیتلر مستقیما هدایت این حمله بیشرمانه گسترده را علیه یهودیان از کودک و پیر و جوان را بعهد گرفت.


درچنین شبهایی در زمان حکومت نازیستهای هیتلری بر آلمان در سال ۱۹۳۸ حمله گسترده ای توسط نازیستها علیه مردم مبارز؛ همجنسگرایان ؛ کمونیستها ؛ سوسیالیستها صورت گرفت. این حملات جنایتکارانه بیش از ۱۰۰ صد نفر کشته و دهها هزار نفر یهودی دستگیر و اسیر و زندانی عازم اردوگاه های اجباری نازیستها شدند. در خیابانهای آلمان ؛ مغازه ها و محلهای کسب یهودیان غارت شده؛ ویران گشتند. این شب سر آغاز کابوسی گردید که در ادامه آن شش میلیون نفر در غیر انسانی ترین شکل ممکن نابود گشتند. در این زمان تا هفت سال بعد تا زمان شکست هیتلر بشریت فرصت داشت که محتوای واقعی و جلوه های متعدد؛ قوم پرستی و نژاد پرستی را از نزدیک لمس کند.


با اینکه به این تجربه خونبار و دهشتناک سالگرد شب کریستال فرصتی است که انسانها نفرت و بیزاری خود را از پدیده نازیستی و نژاد پرستی به نمایش بگذارد. آتش زدن و سوزندان انسانها در کوره های آدم سوزی به اتهامهای واهی در آلمان؛ و یا قتل و کشتن نظیر رویداهای سال ۱۹۳۸ تنها نمونه هایی از نتایج شستشوی مغزی انسانها توسط یکی از ایدئولوژیهای سرمایه داری به نام راسیسم می باشند. ناسیونالیسم به نام دفاع از میهن و حتی مذهب در این قرن چه قتل عامهای مهیبی که در جهت منافع سرمایه به بشریت تحمل نکرده اند. اما راسیسم که از جمله ناقض العضوها و پیران را به صرف عدم امکان استثمارشان « بی فایده» تلقی میکند؛ منشا؛ مشقات اجتماعی و بیکاری را نه بحران سرمایه بلکه رنگ پوست همسایه قلمداد میکند؛ یکی از عریانترین ایدئولوژیهای سرمایه داریست؛ همان سیستمی که ابتدا با استثمار کردن؛ بیکار کردن و در هر حال مستاصل نمودن مردم؛ آن را به تنگنا می افکند و سپس با تزریق خرافات راسیستی و ناسیونالیستی و یا مذهبی گمراهشان کرده موجب قتل این به دست آن میشود.


باید با افشای مجری اصلی و بانی جنایت و با افشای منافع سرمایه در راسیسم و بیگانه ستیزی؛ با افشای بیکاری و بحران سرمایه به عنوان منشاء نفرت نژادی؛ همه انسانهای شریف را؛ اعم از پناهجویان و پناهندگان که منشاء ایرانی دارند و یا دیگر مهاجران . غیر مهاجران؛ همه آنهایی را که برای برابری انسانها دل میسوزانند را به اتحاد و همکاری و مبارزه علیه تحمیق سرمایه؛ علیه ناسیونالیسم و راسیسم به عنوان عریانترین ایدئولوژی سرمایه داری دعوت مینماید. ۹ نوامبر یادآور این رویداد دهشتناک ضد انسانی است. درسی که ما باید در مرحله اول بگیریم مبارزه علیه نژاد پرستی و برای یک جامعه عادلانه و حقوق برابر است.

.نباید اجازه داد که خون کسی بخاطر بیان؛ نژاد؛ جنسیت؛ عقیده و رنگ ریخته شود
توفیق محمدی
نوامبر ۹ ۲۰۱ گوتنبرگ


اطلاعیه خبری 18 آبان :

ادامه اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه
امروز 18 آبان اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه وارد ششمین روز خود شد. این دور از اعتصاب کارگران از بخش کشاورزی آغاز شده و شماری از کارگران بخش داخل کارخانه نیز با شرکت در تجمع آنها با آنان همبستگی خود را اعلام کرده اند. اعتراض کارگران به جدا کردن و حراج کردن زمین های مرغوب کشاورزی است که بخش دیگری از دزدی ها و چپاول اموال شرکت را تشکیل میدهد. کارگران همچنین به تعویق پرداخت دستمزدها نیز اعتراض دارند. متوقف شدن چپاولگری ها تحت عنوان خصوصی سازی و فروش زمین های کشاورزی، پرداخت فوری طلبها، بازگشت به کار دو همکار اخراجی، لغو احکام صادر شده علیه اسماعیل بخشی و دیگر بازداشت شدگان نیشکر هفت تپه و بدون قیدو شرط بودن آزادی آنان، بسته شدن تمامی پرونده های امنیتی تشکیل شده برای کارگران و پایان دادن به امنیتی کردن مبارزات و پرونده سازی ها از خواستهای کارگران نیشکر هفت تپه است.
اعتراضات این کارگران ادامه دارد. خواستهای کارگران بخش کشاورزی و بخش های داخلی شرکت مشترک است و اتحاد مبارزاتی آنها فاکتور مهمی در پیشروی قدرتمند تر این اعتراضات است. شرکت فعال خانواده ها در مبارزات کارگران بسیار ضروری و حیاتی است. حزب کمونیست کارگری همه کارگران را به حمایت وسیع از مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه این سنگر مهم مبارزات کارگری فرا میخواند

پیش بسوی ایجاد شوراها
حزب کمونیست کارگری ایران
18 ابان ٩٨، 9 نوامبر ٢٠١٩


اطلاعیه خبری 18 آبان:

اخباری از اعتراضات کارگری
- صبح روز 18 آبان حدود 120 کارگر پروژه مرمت ارگ قدیم بم در اعتراض به تعویق پرداخت ۳ماه مزد دست از کار کشیده و محل کار خود را ترک کردند. این کارگران که از زیرمجموعه‌های سازمان میراث فرهنگی محسوب می‌شوند، صبح امروز مقابل در ورودی پایگاه ارگ قدیم تجمع کردند. به گفته کارگران علاوه بر تاخیر سه تا چهار ماهه در پرداخت حقوق از سوی سازمان میراث فرهنگی کشور، یکی از عمده‌ترین مشکلات آنان روالی است که سازمان میراث فرهنگی برای پرداخت دستمزد کارگران و تعویق دائم پرداخت مزدشان در پیش گرفته است.
- روز شنبه ۱۸ آبان‌ماه گروهی از کارگران شرکت قند شوش در اعتراض به اعزام به مرخصی اجباری خود و همکارانشان توسط کارفرما و خطر از دست دادن کارشان در محوطه این شرکت، تجمع کردند. به گفته کارگران مدیریت این شرکت به دلیل عدم تامین چغندر بهاره و با هدف کاهش هزینه‌هایش، بدون پرداخت هیچ مزدی تعدادی از کارگران را به مرخصی اجباری فرستاده و تعدادی از آنها را نیز با دو روز کار در هفته مجددا به کار دعوت کرده است. در برابر این اقدام کارفرما، کارگران که خود را زیر فشار سنگین اقتصادی میبینند و کار و معیشتشان به خطر افتاده است، دست به اعتراض زده اند. در کارخانه قند شوش تا قبل از سال 78 بیش از سه هزار کارگر رسمی در سه شیف کار میکردند. بعلاوه کشاورزان منطقه شوش، دزفول، اندیمشک وسایر مناطق خوزستان و استان های اطرف چغندر این کارخانه را تامین میکردند. به بحران کشیده شدن وضع این کارخانه موجب بیکاری بسیاری از این کارگران شده است.
- روز 18 آبان کارگران شهرداری پارس آباد مغان در استان اردبیل در اعتراض به عدم پرداخت چند ماهه دستمزد و مزایای خود مقابل شهرداری تجمع کردند.

پیش بسوی شوراها
پیش بسوی اعتصابات سراسری
حزب کمونیست کارگری ایران
18 آبان ٩٨، 9 نوامبر ٢٠١٩


19 آبان: تجمع بزرگ بازنشستگان در مقابل نیروهای سرکوب برگزار شد
از آغاز صبح امروز یکشنبه ۱۹ آبان بازنشستگان بنا به فرخوان اعلام شده خود در مقابل مجلس اسلامی تجمع کردند. در این روز بیش از چند هزار نفر از بازنشستگان از شهرهای مختلف ایران برای شرکت در این تجمع به تهران آمده بودند. حکومت از وحشت برپایی تجمع بزرگ بازنشستگان نیروی انتظامی بسیاری از زن و مرد و حدود ۵۰ موتورسوار و تعداد زیادی از ماموران لباس شخصی را در نقاط مختلف مستقر کرده بود. نیروهای سرکوبگر حکومت در مقابل سازمان برنامه و بودجه نیز مستقر بودند. بدین ترتیب نیروی انتظامی و سرکوبگر که از سیل جمعیت بازنشسته به وحشت افتاده بودند سعی در متفرق کردن تجمع کنندگان کرده و جمعیت را در سه جهت پارک مقابل محوطه سازمان برنامه وبودجه، میدان میدان بهارستان و بیمارستان رهی معیری راهی کردند. اما بازنشستگان به حرکت اعتراضی خود ادامه دادند. نیروی انتظامی مانع جمع شدن بازنشستگان میشدند و حتی اجازه جمعیت شدن چند نفر را هم نمیدادند. آنها با سوت زدن متوالی تلاش داشتند فضا را بیشتر امنیتی کنند. اما بازنشستگان به حضور خود ادامه داده و گروهی از آنها از بیمارستان رهی معیری و گروهی از بهارستان به طرف مترو راهپیمایی کرده و صدای شعارهای کوبنده آنها در محل طنین انداز شده بود. شعارهای بازنشستگان از جمله عبارت بودند از: "معیشت، منزلت، حق مسلم ماست"، " خط فقر 8 میلیون، حقوق ما 2 میلیون"، " معلم زندانی آزاد باید گردد"، " این همه بی عدالتی، هرگز ندیده ملتی" ، " گرانی تورم بلای جان مردم"، " تجمع تشکل حق مسلم ماست"
بازنشستگان در برابر تعرضات سرکوبگران شعار میدادند:" پلیس برو دزد را بگیر" و در آخر با شعار تا حق خود نگیریم از پا نمی نشینیم در ساعت دوازده ظهر به تجمع خود پایان دادند.
بنا بر خبرها در این روز بین ده تا پانزده نفر بازداشت شده اند که هنوز تعداد دقیق و اسامی آنها مشخص نیست و گویا بازداشت شدگان به ساختمان خیابان وزرا منتقل شده اند.
سی و یک نهاد و تشکل بازنشستگان از تجمع امروز حمایت کرده بودند. کانون صنفی معلمان و کانون های صنفی معلمان تهران و خوزستان و گروههای دیگری از معلمان نیز از این فراخوان اعلام حمایت کرده بودند. بازنشستگان برای بیان هدف از برگزاری تجمع این روز در بیانیه ها و پوسترهای تدارکی خود برخواستهایی چون افزایش حقوقها به بالای خط فقر هشت میلیونی، درمان رایگان برای همه، تحصیل رایگان برای همه کودکان، پایان دادن به اختلاس ها و بازگشت پولهای به سرقت رفته از صندوق بازنشستگی به این صندوق، پایان دادن به امنیتی کردن مبارزات و هرگونه پرونده سازی ای و لغو تمامی احکام امنیتی صادرشده، حق تشکل، اعتصاب و تجمع بدوراز هر گونه امنیتی کردن و آزادی فوری و بدون قیدو شرط کارگران، معلمان و تمامی زندانیان سیاسی تاکید کرده اند. اعتراض بازنشستگان به فقر، گرانی، تبعیض، نابرابری و دزدی و حقوقهای نجومی است و با برافراشتن شعار" برداشته شدن فاصله عظیم طبقاتی در جامعه " در تظاهراتهایشان بر داشتن یک زندگی انسانی تاکید دارند. بازنشستگان صدای اعتراض همه مردم هستند.
جمهوری اسلامی حکومت همان دزدان و جانوارانی است که پولهای صندوق بازنشستگان را بالا میکشند و وقتی بازنشستگان اعتراض میکنند، نیروهای مزدورش را علیه آنها به خیابان میکشد. حزب کمونیست کارگری از خواستها و مبارزات بازنشستگان قاطعانه حمایت کرده و تعرض به تجمع آنان و دستگیری های امروز را شدیدا محکوم میکنند. بازداشت شدگان امروز باید فورا آزاد شوند. حزب همه کارگران، معلمان، دانشجویان و بخش های مختلف جامعه را به حمایت وسیع از مبارزات و خواستهای بازنشستگان فرامیخواند.

پیش بسوی اعتصابات سراسری
پیش بسوی ایجاد شوراها
حزب کمونیست کارگری ایران
19 آبان ٩٨، 10 نوامبر ٢٠١٩

مردم مبارز آذربایجان و کردستان!

به یاری زلزله زدگان بروید! کمکهای مردمی برای نجات زلزله زدگان حیاتی است!

گزارش‌ها حاکی است که زلزله‌ای با قدرت ٥.٩ ریشتر در حوالی ترک در استان آذربایجان شرقی  روی داده است. زمان وقوع این زلزله ٢ و ١٧ دقیقه و ٣ ثانیه بامداد جمعه بوده است.

تَرْک یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی و مرکز دهستان کندوان و بخش کندوان شهرستان میانه است. این زمین لرزه علاوه بر استان آذربایجان شرقی، استان‌های آذربایجان غربی، گیلان،‌ زنجان و اردبیل را هم لرزاند.

سازمان اورژانس اعلام کرده است تاکنون پنج نفر از شهروندان جان خود را از دست داده و ٣٣٢ نفر هم مصدوم شده‌اند. بیشترین خسارت در روستاهای ورنکش، بال استیل، ورزقان، گاوینه رود و گین علی رخ داده است. از ٨٠ روستای منطقه زلزله‌زده تاکنون ٦٥ روستا ارزیابی شده است.  دست‌کم به  ٤٠٠ واحد مسکونی خسارت وارد شده‌است.

مردم مبارز آذربایجان و کردستان!

از تجربه  زلزله کرمانشاه و اهر – ورزقان باید آموخت.  و بر اساس آن هر چه بیشتر و موثرتر به یاری عزیزان زلزله زده  رفت.در تجربه اهر – ورزقان دولت نه تنها کمک نکرد بلکه به منطقه لشکر کشی کرد تا مقابل کمکهای مردمی بایستد و مانع اتحاد انسانی مردم شود. در مقابل، مردم نه تنها از آذربایجان بلکه از سراسر ایران با جان و دل به یاری همنوعانشان در آذربایجان شتافتند. این کمکهای بیدریغ مردم بود که جان تعداد زیادی را نجات داد و امید را در قلب بازماندگان آن فاجعه زنده نگه داشت. در فاجعه کرمانشاه، حکام بیرحم اسلامی در کنار سپاه، گله های آخوند هم به منطقه اعزام میکنند که این دیگر نمک پاشیدن بر زخم مردم داغداری است که از هر چه آخوند و عمامه و هر نشانی از حکومت اسلامی منزجر هستند!

مردم مبارز آذربایجان و کردستان!

تنها کمکهای مردمی شما مردم مبارز است که میتواند امید را در قلب مردم شریف مناطق زلزله زده زنده نگه دارد و از افزایش تعداد تلفات جلوگیری کنداین شما مردم مبارز هستید که در مقابل بی اعتنایی حکومت و مانع تراشیهایش، عزیزان بازمانده را از خطر سرما و گرسنگی و بی آبی و بی غدایی و بی دارویی میتوانید نجات بدهید.

به هر شکل که میتوانید دور هم جمع شوید و جمع آوری غذا و پوشاک و پتو و چادر و وسایل گرمایی و هر چیز مورد نیاز دیگر را سازمان دهید و به دست مردم زلزله زده برسانید. مفتخوران حاکم را نیز باید تحت فشار قرار داد که امکانات کافی برای نجات مجروحین و تامین زندگی زلزله زدگان در اختیار مردم قرار دهند.

کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران به مردم زلزله زده در مناطق آذربایجان شرقی(بویژه مردم میانه) و خانواده های کشته شدگان صمیمانه تسلیت میگوید و خود را در کنار آنها میداند.

کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران

١٧ آبان ١٣٩٨

٨ نوامبر ٢٠١٩

بهرام رحمانی

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

«جشنواره جهانی سینمای تبعید» (International Exile Film Festival)، یک جشنواره سینمایی مستقل و متفاوت در سوئد است که هر دو سال یک بار در شهر گوتنبرگ سوئد برپا می ‌شود.
جشنواره جهانی سینمای تبعید، در آغاز با عنوان «جشنواره سینمای ایران در تبعید»، تنها به ساخته‌ های سینماگران مهاجر ایرانی اختصاص داشت ولی از سال ۱۹۹۳ حیط فعالیت خود را به آثار همه فیلم سازان تبعیدی یا آثار فیلم سازان با موضوع تبعید اختصاص داده است.

 

تالار هاگابیون، محل دفتر و از تالارهای اصلی جشنواره در مرکز گوتنبرگ است که مدیریت این جشنواره حسین مهینی به عهده دارد.
این جشنواره که ابتدا کار خود را با فیلم ‌های ایرانی شروع کرده بود، به یک فستیوال بین ‌المللی تبدیل شده است.
این جشنواره در ارتباط با مسائل جاری دنیا، و به لحاظ مضمون و محتوا متفاوت است؛ به ویژه شرایطی که عامل و اساس پناهندگی است و انسان‌ ها از جمله فیلم سازان به خاطر سرکوب و سانسور و اختناق در جامعه شان، راه تبعید را در پیش می گیرند تا در گوشه دیگری از جهان، آرمان ها و آرزوهای خود را تحقق بخشند.
***
چهاردهمین دوره جشنواره سینمای تبعید، بین روزهای هشتم الی چهاردهم نوامبر ٢٠١٩ در شهر گوتنبرگ - سوئد، برگزار خواهد شد.
در طول یک هفته، شصت فیلم در چهارچوب ده برنامه مختلف در هشت سینما و مرکز فرهنگی معتبر به نمایش گذاشته می شود.
طبق اطلاعیه جشنواره سینمای در تبعید، مراکز برگزاری جشنواره عبارتند از:
سینما دراکن، سینما روی، سینما هاگا، سینما آنگرد، خانه ادبیات جهان، مرکز فرهنگی هامارکولن، مرکز فرهنگی ویکتوریا و مرکز فرهنگی سلما لاگرلوف.
برنامه های جشنواره:
در این دوره، علاوه بر برنامه های اصلی «تبعید تجربه ای جهانی» که در آن آثار سینماگران تبعیدی و مهاجر، با تم ها و موضوع های آزاد به نمایش در می آیند، برنامه های ویژه و جنبی نیز تدارک دیده شده است. از جمله:
- روامداری (Tolerance)برنامه ویژه علیه تعصب ها و نفرت های قومی - ملی، مذهبی و نژادی
- دیوارها - برنامه ای درباره سدها و موانعی که در راه رسیدن پناهجویان به سرزمین های حداقل امن و تامین جانی آن ها جلوگیری می کنند، از جمله دیوار مکزیک، دیوار غزه و …
و تاثیر این دیوارها بر انسان های دو سوی دیوار!
- انقلاب زنانه درباره مبارزات زنان، به خصوص در خاورمیانه و نقش محوری آن ها در این مبارزه ها:
از جمله فیلم هایی درباره روژآوا، مبارزات زنان در کشورهای عربی و افغانستان.
- پرتره تبعید
مجموعه سه گانه درباره زندگی و کار شاعران و نویسندگان در تبعید و تاثیر تبعید بر زندگی و آثار آن ها در این برنامه سه فیلم به نمایش گذاشته می شود:
- ترانه تبعید: درباره زندگی و آثار نسیم خاکسار
- سرزمین های ناآشنا: درباره زندگی آدونیس شاعر سوریه ای
- ناظم حکمت: سرود تبعید - درباره زندگی و شعر ناظم حکمت
هر سه برنامه همراه با اجرای آواز زنده از کشورهای مربوطه می باشد.
- برنامه های جنبی:
- اودیسه آزادی - اودیسه سینمایی
سفری سینمایی در جستجوی آزادی و عدالت اجتماعی، اعتراض به توسعه طلبی و نظم نوین جهان
- نگاهی دیگر بازشناسی چگونگی نگاه فیلم سازان تبعید و غیر مهاجر به تبعید و مهاجران.
«در گستره اودیسه گریز ناپذیر بشر امروزی، و در این فصل های گسست و پیوست، فصل های باور و تردید، و فصل های جستجو، و در امتداد هم نگاه ها و هم صداها، برگزاری چهاردهمین دوره جشنواره سینمای تبعید را آغاز می کنیم. جشنواره ای که در طول سال های برگزاری خود، تلاش کرده است که صحنهِ آزادی باشد برای انعکاس آثار سینماگران تبعیدی، مهاجر و مترقی، که همانند یک مانیفست جمعی با تکیه بر هنر سینما، علیه دیکتاتورها، علیه اختناق، علیه تاریک اندیشی و نابرابری های اجتماعی و سیاسی روشنگری کند و در راستای تحقق عدالت اجتماعی و برابری، و آزادی و همزیستی مشترک جدا از نفرت های قومی، مذهبی، نژادی و جنسی، برای تحقق جهانی انسانی، آگاهی های اجتماعی - عمومی را تقویت کند.»

برنامه فوق العاده:
- شب همبستگی با «روژآوا»: علیه سانسور و اختناق در ترکیه، در
محکومیت حمله ترکیه به روژآوا، و در همبستگی با مبارزات مردم آن جا.
برنامه نمایش فیلم همراه با سخنرانی.
در این دوره از جشنواره، آثار انتخاب شده از سینماگران ایرانی، به ویژه سینماگران زن، بخش عمده ای از جشنواره را تشکیل می دهد. از جمله:
- مریم زارع با فیلم تولد در اوین که درباره زندگی خود و خانواده سیاسی
فیلم ساز است که در زندان اوین متولد شده است.
- دلناز آبادی با فیلم فتوای محرمانه - درباره کشتارهای تابستان ١٣٦٧
- اطاق انتظار: ساخته غزاله گل بخش، درباره دغدغه های پناهجویان در لحظه های انتظار برای بازجویی های اداره مهاجرت.
- ویدا - ساخته بیتا الاهیان - داستان مادری که بعد از فرمان ترامپ درباره جلوگیری از ورود ایرانیان، امکان دیدار دخترش را از دست می دهد.
- روز تولد - ساخته نگین کیان فر، فیلمی تکان دهنده درباره وضعیت دگر جنسی ها در ایران و فیلم سازانی دیگری از جمله:
پرویز صیاد: فیلم سرحد؛ درامی بر بستر تحولات اشغال سفارت آمریکا در تهران و فرمان کارتر در خصوص جلوگیری از ورود ایرانیان به آمریکا.
- ارسلان براهنی: خدای بازیگر، کنکاشی فلسفی تصویری درباره وجود و هستی .
- امین ضرغام: سال های ترس؛ بازگویی تصویری، صادقانه و صمیمانه از دوران کودکی. جوانی فیلم ساز، از خانواده ای بهایی.
ما همه باورمندان به امکان پذیری دنیای دیگر، همه دوست داران سینمای متفاوت، حقیقت جو و نوگرا را به شرکت در برنامه های این دوره دعوت می کنیم.
***
«جشنواره سینمای ایران در تبعید»، کار خود را از سال ۱۹۹۳ آغاز کرده است در سال های نخست، فقط روی سینماگران و تماشاگران ایرانی متمرکز بود. این جشنواره، از لحاظ تاریخی و شرایط موجود یک حرکت فرهنگی - اجتماعی منحصر به فرد بود و از زوایای مختلف می توان به نقد و بررسی آن پرداخت. چرا که برای اولین بار در تاریخ سینما، سینماگران ایرانی در تبعید، جشنواره‌ سینمای خود را برپا می کردند.
اما بعد از برگزاری چند دوره این جشنواره و آشنایی بیش تر با دنیای تبعید، جمع بندی دست اندرکاران این جشنواره به ویژه حسین مهینی، پیشنهادات و برخوردهای سینماگران و تماشاگران و هم چنین مجموعه‌ رویدادهای و استقبال از آن، عواملی بودند که جشنواره مورد نظر، از چهارچوب ایرانیان تبعیدی فراتر برود و ابعاد جهان شمول به خودش بگیرد. و تعریفی جدیدی از جشنواره به دست بدهد. برای مثال، هرچند همه پناهندگان و تبعیدیانی که از خاورمیانه و یا حتی آمریکای لاتین و قاره های هند و آفریقا می آیند با وجود تفاوت های فرهنگی و اجتماعی که دارند اما درد مشترک و تقریبا راه حل های مشترک نیز دارند. دردها، آرمان ها و آرزو های مشترک آن ها مبارزه با سختی های تبعید، حکومت های استبدادی کشورهای خودشان با هدف سرنگونی آن ها و برقراری سیستم های آزاد، برابر و انسانی و پایان دادن به جنگ و سرکوب و اختناق است. آن ها با این اهداف به همدیگر نزدیک تر می شوند و روابط و مناسبات و همبستگی خود را در ابعاد جهانی گسترش می دهند. یعنی هر کدام از تبعیدیان در عین حالی که ویژگی های خاص فرهنگی خود را دارند، ولی در عین حال اشتراکات زیادی با همدیگر دارند.
به علاوه اگر این جشنواره در همان چهارچوب هنرمندان و فیلم ‌سازان و تماشاگران ایرانی باقی می ماند چه بسا دور خود، یک دیوار چینی می کشید و نمی توانست تا به امروز این بار سنگین فرهنگی و هنری مترقی و پیشرو و انسان دوستانه و روشنگرانه را بکشد و به اهدافی که در مقابل خود قرار داده بود، دست پیدا کند. بنابراین، باز کردن صادقانه درهای جشنواره به روی سینماگران و هنرمندان جهان، هم مبارزه علیه حکومت جهل و جنایت اسلامی ایران را در ابعاد جهانی تقویت کرده و هم ملیت های مختلف با میانجی گری این جشنواره، شناخت بیش تر و نزدیک تری از فرهنگ ها و هنرهای مساوات طلبانه و عدالت جویانه خود پیدا کرده اند.
علاوه بر این دلایل و مسائل، انسان های آواره و تبعیدی تفاوت زیادی با همدیگر ندارند. وقتی این جشنواره با صدای بلند می گوید: «دنیا خانه من است»، صریحا به بهترین وجهی همبستگی و هم دردی و هم جهتی خود را با جهان بشری اعلام می کند. یعنی انسانی تبعیدی از هر کجای دنیا هم آمده باشد، وارد جامعه‌ جدیدی می ‌شود و در این گذار، وجوه مشترک و زوایای مثبت جامعه قبلی و فعلی را با هم وفق می دهد و فارغ از ملیت، به یک فرهنگ آزاد و برابر جهانی یاری می رساند. در واقع من انسان تبعیدی، آگاهانه و داوطلبانه موظفم برای بقای و دوام و بهتر شدن این جهان و آن هم از زوایای مختلف فرهنگی، هنری، سیاسی، اجتماعی، زیست محیطی یاری برسانم و در تبلیغ و ترویج همبستگی انسانی کوشا باشم و دردهای مشترک و راه حل های مشترک انسان ها را با صدای بلند و رسا، فریاد بزنم. کاری که سال هاست جشنواره سینمای در تبعید، سخت مشغول آن است و در این سال های طولانی، با کلیه سختی ها و موانعی که بر سر راهش بود غلبه کرده و پیش رفته است. این جشنواره، تاریخ واقعی خود را ساخته است که هر تاریخ نویس و محقق و تحلیل گری با مراجعه به آن و بدون اغراق می تواند ده ها تحلیل، مقاله، کتاب و فیلم تهیه و تدوین کند.
همگان می ‌دانند سینما برگرفته از مسائل جامعه ‌شناختی و موضوعاتی است كه در دل جامعه وجود دارد. با این وجود این مسئله در جهان یا دست كم در ایران، كم تر مورد تحقیق قرار گرفته است.
امروزه نقش و تاثیر سینما بر تمامی نهادهای زندگی بشر بر همه روشن است.
سرمایه، وقت و انرژی كه برای تولید فیلم در پیشرفته‌ ترین كشورهای دنیا صرف می‌ شود، حاكی از آن است كه نتیجه قطعی تاثیر سینما در حوزه‌ های مختلف به اثبات رسیده است.
برای بسیاری از دست ‌اندركاران و سرمایه‌ گذاران سینما و جشنواره ها، نقش هدایت گر و راه بردی آن در ایجاد ذهنیت افكار عمومی و ایجاد پشتوانه ذهنی و بسترسازی فرهنگی ثابت شده است.
روزانه صدها فیلم در سینماهای مختلف دنیا به روی پرده می رود. و حاصل آن میلیاردها دلار درآمد برای شرکت های فیلم سازی و سرگرمی میلیون ها انسان در سراسر این کره خاکی است. دیگر امروزه فیلم و سینما جزء جدایی ناپذیری از زندگی آدمی است.
در کشورهای توسعه یافته که مردم برنامه مشخصی برای سینما رفتن و فیلم دیدن دارند این وابستگی بیش تر مشهود و ملموس است. در کشورهای توسعه نیافته و یا در حال توسعه نیز به تبع سینما مخاطبان خاص خود را دارد.
کافی ست کمی به اطراف خود بنگریم آن وقت تاثیر سینما را بر زندگی و اجتماع خود خواهیم دید. مثلا در هنگام برگزاری جشنواره ها و مشخصا در این جا جشنواره سینمای ایران در تبعید - گوتنبرگ، اکران فیلم ها، کم ترین شباهتی به سینمای سرمایه داری ندارد. چرا که قیلم های بارای مرسوم در این جشنواره به نمایش درنمی آید و فیلم ها با اهداف خاص فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و جهان بینی انتخاب می شوند. همان طور که از معرفی فیلم ها می بینیم به سادگی متوجه می شویم که این فیلم ها به طور کلی دردها و رنج ها و مشغه های مردمی را به نمایش می گذارند. در این فیلم ها، از تحولات انقلابی روژآوا گرفته تا مسئله زنان و پناه جویان و ادبیات از منظر انسان دوستی، آزادی، برابری، دموکراسی و جهان شمول را تصویر کشیده شده اند. در این فیلم ها، دیدگاه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گرایشات مختلف سرمایه داری هم چون نئولیبرالیستی، ناسیونالیستی، فاشیستی، نژادپرستی، مذهبی، نابرابری، جنگ طلبی، خشونت و استثمار انسان از انسان به نقد کشیده می شوند و دنیایی عاری از تبعیض و ستم و خشونت و در یک کلام انسانی را در مقابل بینندگان قرار می دهد.
به این ترتیب، فیلم و سینما به عنوان مهم ترین وسایل ارتباط جمعی در زندگی روزمره افراد، روابط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، ساختار زندگی انسان ها، چگونگی برقراری ارتباطات درون گروهی و برون گروهی و حتی اندیشه هر فرد برای چگونه زیستن، تاثیرگذار است. به طوری که می توان تاکید کرد باورها، اندیشه ها، عقاید، نگرش ها و در یک روند کلی، فلسفه زندگی انسان ها از جمله با فیلم شکل می گیرد، تغییر می کند، اصلاح یا تخریب می شود و...
برای مثال، احتمال دارد تماشای یک فیلم احساسی و عاطفی، سنگ دل ترین انسان ها را نیز به روابط عاطفی و هم زیستی مسالمت آمیز و دوستانه تشویق کند؛ و هم زمان فیلم دیگری می تواند به نفرت ملی، مذهبی، سیاسی و فرهنگی دامن بزند و مشوق خصومت و دشمنی بین انسان ها باشد. از این رو، با اندکی دقت در زندگی روزانه افراد، می توان به نقش فیلم در سلیقه سازی و پرورش افکار عمومی پی برد و دریافت که از این راه، باورها، اندیشه ها و سلیقه های نو و خلاق و پویا در افراد قوت گرفته و بازتولید می شود.
در نتیجه فیلم ساز و مدیران جشنواره ها، با استفاده از فنون سینمایی و به کارگیری موضوعات خاص، می توانند جامعه را به مراتب عالی انسانی رهنمون نمایند.
گاه تاثیر فیلم های سیاسی - اجتماعی از حد تقلید آنی فراتر می رود و مدت ها زندگی فرد را دگرگون می کند و ساخت شخصیتی او را تثبیت یا تغییر می دهد. چرا که بسیاری نقش خود و خواسته ها، آرزوها و احساسات خود را در فیلم ها می بینند.
برخی منتقدان و جامعه شناسان تاثير سينما بر جامعه را از زوایای مختلفی مورد بحث و بررسی قرار داده اند. در بحث و بررسی و نقد از سينمای جوامع و كشورها می توان رنگ و بو و مضامين فيلم ها را بر اساس ويژگی ها و ساخت های فرهنگی ـ اجتماعی آنان درک كرد. بدين ترتيب، سينما را نمی توان جدا از وضعيت مناسبات اجتماعی، ادبی، موسيقی، نمايشی، معماری و دیگر هنرهای يك جامعه دانست.
در نتیجه اغلب هنرمندان و فیلم ‌سازانی که آثار آن ها در این جشنواره به تماشای عموم گذاشته شده است تبعیدیانی هستند که با تجارب تلخ و شیرین گذشته، اما چشم به آینده ‌بهتری دارند که در مبارزه با جنگ های فرقه ای مذهبی، ملی و منطقه ای نقش فعال خود را ایفا کنند و در مبارزه مشترک همه پیکارگران راه آزادی، به خانه خرابی ها و آوارگی انسان ها پایان دهند و دنیای شایسته انسان بسازند. مهم تر از همه، بساط حکومت های دیکتاتوری و ستم گر و استثمارگر را با خیزش ها و قیام ها و انقلابات مردمی برچینند تا جوامع بشری فارغ از مرزهای جغرافیایی، ملیتی، جنسیتی، باورهای سیاسی و عقاید مذهبی در کنار هم و در همبستگی با هم زندگی شاد و سالم و آزاد و برابری داشته باشند.
با توجه به همه این مسائل، به این نتیجه می رسیم که تاکنون این جشنوار‌ه‌، توانسته است با ملیت‌ های دیگر و در کنار آنان عرصه‌ وسیع ‌تری از روابط و مناسبات انسانی را ایجاد کند و به همین دلیل، طبیعی ست که فیلم ‌سازان و هم شرکت کنندگان و هم دست اندرکاران این جشنواره، ارزش کار و فعالیت های خود را بدانند و موقعیت کنونی خود را به مراحل بالاتری ارتقا دهند. این جشنواره و حضور فیلم ‌ساز در خارج از کشورش، حضور اجتماعی ‌اش به عنوان یک تبعیدی، فارغ از هر مسئله ای و برداشتی، اساسا یک حضور سیاسی است و طبیعتا در آثار آن، عشق به انسان، به مبارزه، به همبستگی و عشق به طبیعت جاری ا‌ست.
بی گمان تعریف ‌های متعددی از سینمای تبعید وجود دارد. اما سینمای تبعید یک تولید سینمایی و یک فرایند هنری نباید در خدمت بازار سرمایه داری و فرهنگ عامه پسند قرار گیرد، بلکه باید در موقعیت تبعید و معضلات و خواسته ها و آرزوهای تبعیدیان را برآورده سازد. این موقعیت هم به طور طبیعی، موقعیتی سیاسی - اجتماعی است. سیاستی که درباره دلایل و عوامل آوارگی و پناهندگی و تبعیدی روشنگری می کند و نشان می دهد که به چه دلیل و در چه شرایطی، فیلم ‌ساز جامعه خود را ترک کرده و در این جا و در دنیای تبعید حضور دارد؟!
البته باید تاکید کنم که فیلم ساز و به طور کلی هنرمندان، قرار نیست بار مسئولیت سیاسی سازمان ها و احزاب سیاسی را بر دوش بکشند، بلکه آن ها با قلم، بیان، تابلو، کاریکاتور، فیلم، شعر، قصه، داستان، نقد، تحقیق و بررسی خود، در موقعیت سیاسی قرار گیرند و به همین دلیل، فیلم ساز در تولید فیلم خود می ‌تواند مستقیم و یا غیرمستقیم به سیاست بپردازد بدون این که شعار سیاسی بدهد.
به این ترتیب، کار جشنواره سینمای در تبعید را نیز باید در همین راستا دید. کار این این جشنواره، فرهنگی است اما فرهنگ آزادی خواه، برابری طلب، عدالت جو و حق طلب است و از این زوایه در مقابل همه عواملی که حق و حقوق انسان ها را زیر پا می گذارند و آزادی او را محدود و یا سرکوب می کنند موضع گیری می کند. و از این طریق، خواه ناخواه از زاویه فرهنگی وارد سیاست های جاری جامعه می شود و نقش مستقل خود را ایفا می کند. در عین حال، پروسه‌ یک کار فرهنگی، یک حرکت آکسیونی نیست، بلکه هم زمان بر و هم طولانی است و به همین دلیل، به صبر و حوصله زیادی نیاز دارد.
واقعیت این است که این جشنواره، تاثیر خود را هم در میان فیلم ‌‌سازان و هم در میان مخاطبین در عرصه‌ های مختلف، به‌ خصوص در عرصه‌ فرهنگ سینما داشته است. از این رو، بی دلیل نیست که از این جشنواره‌، کارهای تحقیقی وسیعی در سطح آکادمی ‌های مختلف انجام شده و بر روی فلسفه وجودی‌ سینمای تبعید متمرکز شده ‌اند.
یک ویژه گی مهم دیگر جشنواره سینمای در تبعید، این است که پشت کاری و پیگیری تحسین برانگیزی داشته و تاریخ مستمر خود را ساخته است. در حالی که در این نزدیک به چهار دهه تبعید شدن بسیاری از ایرانیان از جهنم حکومت اسلامی ایران، آن ها تشکل های مختلف سیاسی، هنری و فرهنگی تاسیس کرده اند اما متاسفانه پس از مدتی به دلایل مختلف، این تشکل ها از هم پاشیده شده اند به طوری که حتی امروز هیچ آثاری هم از آن ها باقی نمانده است. احزاب سیاسی قدرت مندی فروپاشیده اند و در بین اعضا و هواداران خود یاس و سرخوردگی شدیدی به وجود آورده اند. البته در این جا، قصد من مقایسه جایگاه احزاب و تشکل های فرهنگی و هنری هم چون جشنواره سینمای در تبعید نیست اما به نظرم یک مقایسه در هر تشکلی و فعالیتی مهم است و آن هم، تضمین ادامه کاری، ماندگاری و تاریخ سازی و تاثیر آن است. در شرایط فعلی، در اثر بحران هایی که در جهان وجود دارد، امروز تمام جهان، از یک سو درگیر اعتراض ها و نابسامانی ها و سرکوب ها و جنگ ها و از سوی دیگر، خیزش های مردمی مواجه است. اکنون نشانه های زیادی در جهت تعییر جهان و وضع موجود به چشم می خورد. ما اکنون در یک مقطع تاریخی بسیار حساس و سرنوشت سازی به سر می بریم. هم اکنون مردم برخی کشورها، از خاورمیانه تا آمریکای لاتین و از هند تا اروپا، به خیابان ها آمده اند تا حق و حقوق خود را از حلقوم سیستم سرمایه داری جهانی ستم گر و استثمارگر بگیرند. چرا که اگر جهان سرمایه داری به همین شکل بخواهد ادامه پیدا کند، هم انسان ها و هم محیط زیست به حدی تخریب و ویران خواهد شد که دیگر دنیای قابل زیستی برای انسان و سایر موجودات زنده باقی نخواهد ماند به همین جهت، تلاش بخش آگاه شهروندان جهان، برای تغییر وضع موجود به نفع کارگران، محرومان، ستم دیدگان و تبعیدیان است؛ تغییر در همه عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و…
از همین زاویه امسال هم جشنواره سینمای تبعید، سعی کرده است مجموعه‌ فیلم هایی را تهیه و به صحنه بیاورد که در این مبارزات جاری برای تغییر وضع موجود، سهم خود را ادا کند!
کارنامه بیش نزدیک به دو دهه حضور فعال جشنواره بین المللی سینمای تبعید و فعالیت در جهت فعالیت فرهنگی و هنری جهان شمول، بسیار شفاف و موثر و قابل لمس است. جشنواره سینمای در تبعید با فراهم کردن امکان نمایش گسترده آثار سینماگران تبعیدی، در راستای دفاع از آزادی بیان و اندیشه، آزادی همگانی، برابری و عدالت اجتماعی گام برمی دارد. کوشش جشنواره سینمای در تبعید، روشنگری و همبستگی در مبارزه با عقب ماندگی فرهنگی و هنری حکومت های مستبد و دیکتاتوری تاثیر گذار بوده است. چرا که حکومت های دیکتاتوری شوونیستی، ناسیونالیستی، مذهبی، میلیتاریستی، فاشیستی و نئولیبرالیسم، عاملان اصلی آوارگی و پناهندگی انسان ها در ابعاد جهانی هستند. از این رو، جشنواره سینمای در تبعید، در جهت تقویت همبستگی رفهنگ ها و ملیت های مختلف، هم زیستی مسالمت آمیز بین آن ها و رشد و گسترش فرهنگ خلاق و بالنده تبعیدیان در کشورهای پناهنده پذیر تلاش می کند. بنابراین، روشن است که محور اصلی برنامه های جشنواره، نمایش آثار سینماگران تبعیدی و مهاجر باشد.
در این سال های طولانی و تا آن جا که من از دور و نزدیک شاهد بودم جشنواره سینمای در تبعید، به ویژه تلاش های شبانه روزی رفیق عزیزم حسین مهینی بودم فیلم های بخش اصلی تاکنونی جشنواره، فیلم های سینماگران تبعیدی و مهاجر بوده اند که تجربه جهانی را پشت سر خود داشتند. چهارچوب این فیلم ها نیز وسیع است؛ فیلم هایی در اشکال مستند، داستانی، نقاشی متحرک و یا تجربی. بخش های جنبی آن نیز آثار سینماگران غیرتبعیدی و غیرمهاجر است که سناریو و موضوع فیلم های آن ها مربوط به مسائل و معضلات و زندگی تبعیدیان و مهاجرین بوده است.
همه ماهایی که پروسه گاه طولانی و سخت آواره گی، پناهندگی و تبعيدی را تجربه کرده ايم به خوبی می دانيم که دنیای آن تبعيدیانی که عوامل تبعیدی شان زورگویی، سانسور، سرکوب، زندان، شکنجه و اعدام حکومت های مستبد است و سخت ترین شرایط و تجربه را پشت سر گذاشته اند تحقق و بقای و دوام جشنواره ای با موضوع «تبعيد» اقدامی مهم و ارزنده و برجسته است. چرا که ابعاد و اعماق و دامنه آن از محدوده هنر فيلم فراتر می رود و پيوندهای ماندگار همبستگی و رفاقت بين خلق های مختلف را محکم تر می کند. از این رو، به نظرم این جشنواره با جشنواره های بازاری و سرمایه گذاری بسیار متفاوت و فاصله طبقاتی دارد و کاری ست بس عظیم، ماندگار، تاریخ ساز و تحسین برانگیز!
آن هم در زمانی که بازار سینما و سایر عرصه های هنری را در کنترل خود گرفته، و زمانی که بازار، سینما را محاصره و در آن سرمایه گذاری همه جانبه ای می کند سینما را صرفا به یک کالای مصرفی تقلیل می دهد، نمایشی از تسلیم و تخریب خود را در این عرصه نیز نشان می دهد، حقیقتا وجود چنین جشنواره ای برای سینماگران رادیکال و مردمی، به ویژه برای هنرمندان جوان، یک امکان بزرگی است که هنر انقلابی و مردمی خود را به نمایش عموم بگذارند. این هم موفقیت بزرگی برای گرایشات رادیکال و متعهد و مردم سینماگران و هنرمندان تبعیدی، یک دستاورد مهمی محسوب می شود.
جشنواره سینمای تبعید، تلاشی برای نمایش آن دسته از فیلم‌های با ارزشی در میان فیلم‌ های بازاری و غیرتجاری است که اکران ‌شان می‌ تواند جایگاه شایسته و درخور سازندگان تبعیدی آن‌ ها و تماشاگران را در جامعه سینمایی روشن کند و به ارتقای دانش سینمایی تماشاگران و ارتقای کیفیت هنری سینمای در تبعید کمک شایانی کند.

سرانجام می خواهم اين موفقيت را به رفیق عزیزم حسين مهينی و حامیان و همکارانش که با صداقت، بدون چشم داشت و با سختی ها و مشکلات مادی و معنوی، این جشنواره را تا به امروز منظم و پربار و جذاب برگزار کرده اند و هم چنان در این راستا سخت می کوشند تبريک و تهنيت می گویم. بسیار متاسفم که به دلیل کسالت نتوانستم دعوت حسین عزیز را برای شرکت در این جشنواره ارزش مند و پویا و خاطره برانگیز، برآورده کنم و در کنار ایشان و همکاران و مهمانانش باشم!

مطلب را با شعر زیبایی از ناظم حکمت به پایان می برم:
به تو می ‌انديشم
بوی مادرم به مشامم می رسد
بوی مادرم که زیبای دنیاست

سوار شده ام
بر چرخ فلک عید دورنم
تو می چرخی
دامن‌ ها و گيسوانت ات پرواز می کنند
چهره سرخ شده ات را
گم می کنم و باز می یابم
سبب چیست

که تو را چون زخم چاقويی به یاد می آورم؟
سبب چیست
در حالی که دوری
صدایت را می شنوم و
از جا می ‌پرم
از چیست؟

زانو می ‌زنم و
به دست هایت خیره می شوم
دوست دارم
دست هایت را بگیرم

اما نمی ‌توانم
تو در آن سوی شیشه هستی.
من تماشاگر مبهوت نمایشی هستم
كه تو در تاریک روش من
بازی می کنی.

پنج شنبه شانزدهم آبان ١٣٩٨ - هفتم نوامبر ٢٠١٩

*تماس با دفتر جشنواره بین المللی سینمای تبعید- سوئد
ww.exilefilmfestival.com
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
exile.filmfestival.com

 گفتگوی آرش کمانگر با عمر مینایی و بهرنگ زندی
درباره مفهوم تشکل مستقل کارگری، سندیکا یا شورا، دوگانه ای کاذب یا واقعه ای؟ 
 

 

14 آبان: شروع اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه علیه چپاول شرکت
امروز 14 آبان کارگران بخش کشاورزی در اعتراض به  چوب حراج زدن به زمینهای کشاورزی و به خطر افتادن زندگی و معیشتشان  برای دومین روز به سمت دفتر شرکت هفت تپه رفتند و تعدادی از کارگران بخش داخلی نیز به آنها پیوستند.  در حرکت این روز کارگران بر ادامه اعتراضشان تا متوقف شدن این دزدی ها و حراج گذاشتن ها و پاسخگویی به خواستهایشان تاکید کردند.  لازم به یادآوری است که رستمی از سهامداران شرکت با همکاری مددی معاون مدیر عامل کارخانه در صدد تجزیه و تفکیک مرغوبترین زمینهای کشاورزی نیشکر و به حراج گذاشتن آن هستند و کارگران در برابر این اقدام که شغل و معیشت شان را به خطر می اندازد ایستاده اند. خواست کارگران پایان دادن به دزدی های پشت پرده و لغو خصوصی سازی ها، متوقف کردن طرح فروش و حراج گذاشتن زمین های کشاورزی، بازگشت به کار همکاران اخراجی خود محمد خنیفر و ایمان اخضری، لغو پرونده های امنیتی تشکیل شده علیه تمامی کارگران نیشکر هفت تپه و پایان دادن به پرونده سازیها و پرداخت حقوق های معوقه و دیگر مطالباتشان هستند. حزب کمونیست کارگری ضمن حمایت از اعتراضات و خواستهای کارگران نیشکر هفت تپه بر اتحاد و همبستگی تمامی بخش های کارگران در این شرکت، حضور فعال خانواده ها و حمایت همه کارگران از مبارزات آنان تاکید دارد. از مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه باید فعالانه پشتیبانی کرد.

پیش بسوی ایجاد شوراها
حزب کمونیست کارگری ایران
۱4  ابان  ٩٨،  5 نوامبر  ٢٠١٩

اطلاعیه خبری
سه خبر از اعتراضات کارگری
- روز۱۳ آبان کارگران سازمان عمران دراعتراض به ناروشنی قراردادهای کار خود برای هشتمین بار در مقابل در ورودی دهکده فرهنگی تفریحی عمران زاینده رود تجمع کردند.
- روز 12آبان صدها کارگر پارس جنوبی در اعتراض به شرایط اسفناک شغلی و زیستی و تعویق دائم پرداخت دستمزدهایشان طی نامه ای خطاب به مسئولان منطقه ویژه اقتصادی صدای اعتراضشان را بلند کردند. در این نامه کارگران اعتراض خود را به موارد متعددی از جمله دیرکرد دائم پرداخت حقوقها، سرویس های حمل و نقل بدون کولر و از رده خارج، عدم وجود حمام کافی و بهداشتی، بوی آزار دهنده فاضلابها در  دمای 50 درجه، بی کیفیت بودن غذا و عدم ایمنی محیط کار و خطر قربانی گرفتن اعلام کرده اند.
- روز یکشنبه 12آبان همزمان با جلسه علنی شورای اسلامی شهر تبریز، کارگران سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری این شهر با تجمع در صحن علنی شهرداری اعتراضشان رانسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی خود اعلام کردند.  این کارگران پنج ماه است که مزدی نگرفته و به دیر کرد پرداخت دستمزدها و  قراردادهای موقت برده وار کاری اعتراض دارند.

پیش بسوی شوراها
پیش بسوی اعتصابات سراسری
حزب کمونیست کارگری ایران
۱4 آبان  ٩٨،  5 نوامبر  ٢٠١٩

13آبان: کارگران نیشکر هفت تپه مجددا وارد اعتصاب میشوند
بر اساس خبرهای دریافتی  رستمی یکی از سهامداران نیشکر هفت تپه با همکاری مددی معاون مدیرعامل این شرکت در صدد تجزیه و تفکیک مرغوب ترین زمینهای کشاورزی نیشکر برای فروش میباشد. امروز سیزدهم آبان ماه در اعتراض به این اقدام رستمی و مددی  تعداد زیادی از کارگران بخش کشاورزی که شغل و معیشت خود را در خطر می بینند به قصد شروع اعتصاب به محوطه داخلی شرکت آمدند. با توجه به ناگهانی بودن این موضوع و عدم آمادگی کارگران در سایر بخش های شرکت تمامی کارگران توافق کردند که از فردا با قدرت و متحدانه دست به اعتصاب بزنند. اعتراض کارگران نیشکر هفت تپه به تجزیه شرکت و زدن چوب حراج به زمینهای کشاورزی است. کارگران با خواستهای زیر قرار شروع دور جدید اعتصاب خود را گذاشته اند:  
پایان دادن به دزدی های پشت پرده و لغو خصوصی سازی شرکت، جلوگیری از تجزیه و فروش زمین های کشت نیشکر، بازگشت به کار همکاران اخراجی همچون محمد خنیفر و ایمان اخضری، پرداخت حقوق های معوقه
و لغو پرونده های امنیتی تشکیل شده علیه تمامی کارگران نیشکرهفت تپه.
حزب کمونیست کارگری حمایت خود را از اعتصاب و خواستهای کارگران نیشکر هفت تپه اعلام کرده و همه کارگران را به پشتیبانی از اعتراضات کارگران هفت تپه فرا میخواند.

پیش بسوی ایجاد شوراها
حزب کمونیست کارگری ایران
۱3  ابان  ٩٨،  4 نوامبر  ٢٠١٩

«کمیته مزد شورای عالی کار» جلسه خود را روز دوشنبه ۱۳ آبان برای تعیین هزینه سبد معیشت برگزار کرد. هزینه سبد معیشت قرار است پایه محاسبه حداقل دستمزد سال ۹۹ قرار بگیرد اما بر سر تعیین آن اختلاف وجود دارد. به گفته یک عضو «کارگری» این کمیته که هزینه سبد معیشت کارگران را حدود هفت میلیون تومان برآورد کرده، شورای عالی کار با حضور کارفرمایان و نمایندگان کارگری رقمی را تعیین خواهد کرد که اعضاء در مورد آن «به جمع‌بندی واحد» برسند.

ناصر چمنی، رئیس «کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران» که در جلسه کمیته مزد شورای عالی کار حضور داشته است چهارشنبه ۱۵ آبان در این باره به خبرگزاری ایسنا گفت:

«در این جلسه مقرر شد تا همه گروه‌ها و شرکای اجتماعی اعم از دولت، کارفرمایان و کارگران، اعداد و ارقام خود را در خصوص هزینه سبد معیشت کارگران جمع آوری و رقم دقیق را در جلسه بعد کمیته دستمزد ارائه کنند تا در مورد آن بحث و تبادل نظر شود.»

شورای عالی کار متشکل از نمایندگان دولت، کافرمایان بخش خصوصی و نمایندگان تشکل‌های کارگری مورد تائید دولت است. کمیته مزد زیرمجموعه این نهاد است.

در ماده ۴۱ قانون کار آمده است حداقل دستمزد بر اساس دو معیار یعنی نرخ تورم و هزینه خانوار تعیین می‌شود. نرخ تورم را دولت اعلام می‌کند و مساله معیار تعیین هزینه معیشت مورد بحث این کمیته خواهد بود.

گرایش دولت که بزرگترین کارفرمای کشور است، تعیین مزد بر مبنای نرخ تورم بوده است.

گرچه تردید زیادی در واقعی بودن نرخ تورم اعلام شده از سوی دولت و جود دارد اما به فرض صحت، این نرخ باز نمی‌تواند بیانگر افزایش واقعی هزینه زندگی حداقل‌بگیران باشد. به این دلیل ساده که نرخ تورم بر مبنای افزایش بهای بیش از ۳۰۰ نوع کالا تعیین می‌شود حال آن که حداقل‌بگیران، آن گونه که بررسی‌ها نشان می‌دهد، در نهایت حدود ۲۰ کالای پایه‌ای را که در وجه عمده مواد خوراکی و مسکن تشکیل می‌دهند، در سبد معیشت خود دارند. تعداد این اقلام در سال‌های اخیر با توجه به افزایش تورم و کاهش ارزش واقعی دستمزدها باز هم کاهش می‌یابد.

نرخ افزایش بهای این اقلام از جمله هزینه مسکن و خوراک بالاتر از نرخ تورم میانگین است. بعنوان نمونه در تابستان سال جاری در عین حال که طبق آمار رسمی نرخ تورم ۴۲ درصد بوده، بهای کالاهای خوراکی ۶۲ درصد افزایش داشته است.

کارفرمایان بخش خصوصی نیز هر سال این بحث را پیش می‌کشند که افزایش دستمزد به افزایش هزینه کارفرمایان می‌انجامد.

چمنی می‌گوید مبنای تعیین حداقل مزد باید سبد معیشت باشد. او درباره هزینه معیشت خانواده به «خط فقر» اشاره می‌کند. گرچه هیچگونه آمار رسمی درباره خط فقر وجود ندارد اما به گفته‌ی چمنی، «خط فقر به حدود ۶. ۵ میلیون تومان رسیده است».  بر این مبنا او هزینه سبد معیشت خانواده چهار نفره را هفت میلیون تومان ارزیابی کرد.

او بلافاصله می‌افزاید: «ولی ممکن است نظر دیگر اعضای کمیته دستمزد متفاوت باشد و گروه کارفرمایی و دولت کمتر ازاین رقم را بپذیرند ولی گزارشهایی که به دست ما رسیده نشان می‌دهد که هزینه معیشت خانوارهای کارگری به شدت افزایش یافته است و در نهایت در کمیته دستمزد باید به جمع بندی واحد در این خصوص برسیم.»

دولت نقش تعیین کننده در شورای عالی کار را دارد. محمدباقر نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه، روز دوم آبان در سخنانی در باره افزایش حقوق کارکنان دولت، در بودجه سال ۹۹ گفت: «متوسط افزایش حقوق در سال آینده ۱۵ درصد خواهد بود» این میزان افزایش تناسبی نه با هزینه خانوار دارد و نه با نرخ تورمی که بانک مرکزی اعلام کرده است. و این در حالی است که مرکز آمار ایران نرخ رسمی تورم برای مهر امسال را ۴۲ درصد اعلام کرده است و پیش‌بینی‌ها بر مبنای مجموعه وضعیت اقتصادی متلاطم ایران این است که این نرخ تورم در سال آینده اگر افزایش نیابد، کاهش هم نخواهد یافت. بدین ترتیب دولت آب پاکی را بر روی دستان حقوق‌بگیران دولت ریخته است تا آن‌ها بدانند که افزایش حقوق‌ها آن‌ها در سال آینده ربطی به نرخ تورم نخواهد داشت.

حال می‌مانند کارگران و حداقل حقوقی که شورای عالی کار باید برای سال آینده تعیین کند.

نحوه تعیین هزینه سبد معیشت و سپس حداقل مزد در سال گذشته می‌تواند کم و بیش خطوط این مساله برای سال آینده را نیز روشن کند.

سال گذشته در جریان تعیین حداقل دستمزد ۹۸، کمیته مزد شورای عالی کار پس از برگزاری جلسات متعدد و براه انداختن حجم عظیمی از تبلیغات درباره زندگی زیر خط فقر کارگران،، هزینه سبد معیشت یک خانوار را بیش از سه و نیم میلیون تومان اعلام کرد. مرکز پژوهش‌های مجلس نیز هزینه خانوار را رقم مشابهی اعلام کرده بود.

افرادی که به عنوان نمایندگان کارگران از سوی دولت به شورای عالی کار دعوت می‌شوند ابتدا رقمی را برای حداقل دستمزد پیشنهاد می‌کنند و در نهایت به نظر دولت و کارفرمایان رای می‌دهند. سال گذشته هم همین اتفاق افتاد و در حالی که کمیته مزد هزینه معیشت را سه و نیم میلیون محاسبه کرده بود این نمایندگان با دستمزد یک و نیم میلیون تومانی موافقت کردند.

شورای عالی کار روز ۲۸ اسفند حداقل دستمزد سال ۹۸ را به اتفاق آراء یک میلیون و ۵۱۶ هزار و ۸۸۲ تومان تعیین کرد. این در حالی بود که تشکل‌های مستقل کارگری و اقتصاددانان مستقل هزینه معیشت خانوار را هفت میلیون تومان اعلام کرده بودند.

امسال تورم شتاب یابنده و کاهش ارزش واقعی پول ملی دستمزد واقعی کارگران و سایر حداقل‌بگیران را باز هم کاهش داده است و شکاف دستمزد و هزینه کارگران باز هم بیشتر شده است.

در بخشنامه وزارت کار که ۲۸ اسفند سال گذشته دستمزد امسال ابلاغ شده بود آمده بود: شورای عالی کار حداقل دستمزد را «با در نظر گرفتن مصالح کارگران… همچنین با توجه به مقتضیات بنگاه‌های تولیدی و کارفرمایان و شرایط اقتصادی جامعه» تعیین و به اتفاق ارا تصویب کرده است.

هنوز مشخص نیست «مصالح و مقتضیات و شرایط» مورد نظر وزارت کار چه ایجاب می‌کنند و حداقل دستمزد سال ۹۹ کارگران چگونه تعیین می‌شود.

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت