.
سه شنبه ۱ بهمن ۱۳۹۸.
امروز:
Jan 21 2020.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

تلویزیون برابری: فاز نوین جنبش انقلابی و نقش دانشجویان در ارتقای شعارها، دیالوگ حسن حسام و آرش کمانگر 
 

قدرت و متافزیک قدرت!

بالأخره فرمودند که حکمت امامت نمازجمعه این هفته که موردگمانه زنی های زیادی است، چیست؟!:

«چرا رهبری بعد از ۸ سال به نماز جمعه می‌آیند؟ گزارش ویدئویی تبیان را در این باره ببینید، گزارشی که یادآوری کرده جمعه ۲۸ آبان چهلمین سال حضور آیت‌الله خامنه‌ای در مقام امام جمعه تهران است.» - خبرآنلاین

اگر قرار به روایت حاکمان باشد همه چیز عادی و سرجای خودش است. نظم موجودبهترین است و این درشرایطی است که درست همین «بهترین» موردپرسش و چالش قرارگرفته است. بنابراین هدف واقعی انکاروضعیت اضطراری است. وضعیت اضطراری هم، چیزی جز پنبه کردن نمادهای اقتدار، از پاره کردن عکس قاسم سلیمانی تا تمثال های مقدس خودحضرت آقا و تمرکز برنهاد سپاه قاتل و آدمکش، در خیابان ها و درمقابل چشمان بهت زده نیست... حضور برای بزرگداشت به مناسبت چهل سال سلطنت ولایت مدار و چهل سال نکبت و سرکوب... اربابان قدرت بنا به قاعده و در وجه غالب، هیچگاه نه حاضر و نه قادر به فهم معنای رویدادها هستند. حتی در حالی که در خفای خود احساس بکنند زمینی که رویش ایستاده اند انگار دارد نشست می کند. نمایش قدرت برای پوشاندن زوال قدرت، ژست تهاجمی گرفتن در وضعیت تدافعی، همانگونه که این روزها شاهدش بوده ایم، خود به ضدخود و پاشنه آشیل نظام تبدیل می شود. آن که می خواست خاک کند خودخاک می شود. آن گونه که، این روزها صدای طبل استعفایش بنا به روایت محترمانه، و شعارمرگ بر رهبرالدنگ ما به زبان بدون روتوش از هرسوشنیده می شود.. . بنابراین او می آید که بگوید جسدنیمه جان قدرت هم چنان زنده است و او مصمم به حفظ آن چیزی است که پنبه اش در خیابان ها زده می شود... او می آید که به حامیان متزلزل و اعتماد از دست داده روحیه بدمد و بگوید که هم چنان قاطع روی پای خود ایستاده است...

متافزیک قدرت، هاله ای که قدرت خود را درآن می پوشاند، برای حفظ قدرت، از خودقدرت- قدرت لخت و برهنه و بدون حفاظ- مهم تراست. از همین رو فرایندفروپاشی قدرت ابتدا از درهم شکستن حفاظ قدرت و قدسی زدائی از هاله قدرت شروع می شود... و این روزها آن چه که شاهدش هستیم همین شکستن متافزیک قدرت است. مردم ابتدا در خیابان ها و همه جا هاله قدرت قدرسی را درهم می شکنند و زیرپا له می کنند تا زمان به سراغ قدرت بی حفاظ شده رفتن فرابرسد... از همین رو حضورخامنه ای در نمازجمعه چهلمین سال خود حکم همان حضورپادشاه لخت شده در انظارعمومی را دارد.

https://www.khabaronline.ir/news/1342755/

تقی روزبه ۱۶ ژانویه ۲۰۲۰

روز چهارشنبه ۱۸ دیماه خبر سقوط هواپیمای اوکرائینی با ۱۷۶ سرنشین همه جا درج شد، متاسفانه در این سانحه دلخراش تمام سرنشینان جان باختند. خبر پس از منعکس شدن در سطح داخلی و جهانی توجه جوامع بین المللی را بخود جلب کرد. با توجه به اینکه، در همان روز قبل از سقوط هواپیما، جمهوری اسلامی در انتقام به قتل رساندن قاسم سلیمانی پایگاهای نیروی های آمریکایی را در یک زد و بند سیاسی با آمریکا بدون اینکه مردم خبر داشته باشند با موشک زده بود، بهمین دلیل شرایط نسبتا جنگی بود. در همین فاصله دو موشک از طرف سپاه پاسداران و با طرح و نقشه سران جمهوری اسلامی به هواپیمای اوکرائینی اصابت کرد و هواپیما در آتش سوخت. در هواپیما غیر از مسافران ایرانی تعدادی مسافر خارجی و تعدادی هم ایرانی شهروند کانادا بودند. مسئله با پیگیری تعدادی از کشورها در سطح بین المللی افشاء شد و مسبب فاجعه جمهوری اسلامی معرفی شد، علیرغم اینکه جمهوری اسلامی نمی خواست زیر بار برود، اما با اثبات مدارک و شواهد بلاخره مجبور شد به این جنایت اعتراف کند. اثبات این موضوع گذشته از اینکه خوراک تبلیغاتی رسانه های بین اللملی، بویژه دولت کانادا شده، تا جائیکه تا کنون توانسته از این موضوع به نفع خود بهره برداری سیاسی و دیپلماسی نماید. البته دولت کانادا در همدردی با خانواده هایی که عزیزانشان را از دست داده اند، یا ملت ایران سعی نموده، پیشتاز باشد، و طوری وانمود کند، که در مابین دو گزینه جمهوری اسلامی و مردم ایران، در کنار مردم ایستاده است، اما تا جائیکه به منافع طبقاتی سرمایه داری بر میگردد و دولت کانادا ناگریز از حفظ آن است، صدها نفر از اراذل و اوباش جمهوری اسلامی را که ثروت آن مملکت را دزدیده و خون مردم را به شیشه کرده اند، درها را برایشان باز گذاشته و برای تقویت وضعیت اقتصادیش پذیرایشان شده است. اینجا است که سرمایه داری و سرمایه دارها هر جای دنیا باشند، به هر اراذل و اوباش و دار و دسته آدمکشی تعلق داشته باشند خود را در یک منفعت مشترک یافته و همدیگر را حمایت میکنند. از طرف دیگر سوال اینجا است، که هنوز یکماه از خیزش آبانماه نگذشته، که این سانحه اتفاق افتاد، و در طول این خیزش ۱۵۰۰ نفر به دست مزدوران رژیم در اثر تیراندازی به جمع تظاهرات کنندگان کشته شدند، تعدادی زخمی و هنوز هفت الی هشت هزار نفر در اسارتند، و خانواده ها در حین بیخبری در نگرانی بسر میبرند. طبق خبرهای حاکی هر روزه، تعدادی زیر شکنجه مزدوران جمهوری اسلامی از بین رفته و جنازه هایشان در اطراف شهرها یا آب رودخانه ها یافت میشود. این خیزش عظیم که ۱۰۰ شهر ایران را بطور هماهنگ در بر گرفت و هر روز در خیابانها ادامه دارد، توجه رسانه ها و مدیای بین اللملی را نه تنها بخود جلب نکرد، بلکه آگاهانه و زیرکانه از کنارش گذشتند. علتش هم این است که جنس این حرکت مردمی که کل سیستم بورژوایی جمهوری اسلامی را به چالش کشید و زیر سوال برد، به مذاق سرمایه داری جهانی خوش نمی آید، و به نسبتی که این جنبش ها برای سرمایه داخلی خطرناک است، به همان نسبت هم منافع سرمایه های خارجی را بخطر خواهد انداخت. جمهوری اسلامی که با علم کردن به قتل رسیدن قاسم سلیمانی ( که در پاراگرافهای پائین تر به چگونگی قتل خواهم پراداخت.) در پی این بود که فرصتی برای خود بخرد و هر صدای آزادیخواهی را در گلو خفه کند، با روشدن دستش در سقوط هواپیمای اوکرائینی تمام حساب و کتاب و معادلاتش بهم خورد و گیر افتاد. از سوی دیگر هنوز زمان زیادی از خیزش توده ای آبانماه و خشم و تاثر مردم نگذشته بود که سانحه سقوط هواپیما به خشم بیشتر مردم دامن زد. حرکتهای اعتراضی دانشجویان و بخشی از اقشار مردم در سرتاسر کشور با سردادن شعارهای مختلف برعلیه رژیم هنوز در خیابانها ادامه دارد. تقریبا یک هفته از این اتفاق میگذرد، این جنبش با پتانسیل بالایی در میدان است. این بار ناچارا رسانه های بین المللی اعتراضات خیابانی چند روز اخیر را به سقوط هواپیما برعلیه جمهوری اسلامی ربط داده و تلاش کرده اند به نفع خود بهره برداری نموده و جسته و گریخته آن را سر تیتر رسانه هایشان قرار دهند.

با بررسی حرکتهای اخیر می توان این نتیجه را گرفت، اولا شکی در این نیست که این حرکت اخیر در ادامه خیزش آبانماه شکل گرفته، در این جنبش دانشجویان دست بالا را دارند، و اقشار پائین و حاشیه نشین جامعه در این حرکتهای اخیر شرکت کمتری دارند. در رابطه با شعارها، هم می توان گفت که بجز تعداد معدودی از آنها که جنبه طبقاتی دارد، بقیه به شکل خود جوش و فاقد محتوای طبقاتی است. در این میان نقش اصلاح طلبان که دوباره با فرصتی طلبی به جنب و جوش افتاده اند، که بار دیگر شانس خود را امتحان کنند با سر دادن شعار " رفراندوم، رفراندوم، راه نجات مردم" از جمله شعارهای آنها در صحنه است. در این میان نامه کروبی به خامنه ایی و تقاضای ایشان از برکناریش از ولایت فقیه، فرصت طلبی و ریاکاری اصلاح طلبان را بار دیگر به نمایش میگذارد. در این نامه ایشان با کمال بیشرمی از خیزش توده ایی دیماه ۹۶ و آبانماه ۹۸ دفاع میکند، در حالیکه ما شاهد بودیم در این دو حرکت توده های مردم با قاطعیت تمام بدون توهم به اصولگرایان و اصلاح طلبان خواهان سرنگونی نظام جمهوری اسلامی شده و با شعار " اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا" به این سناریو خاتمه دادند.

تا جائیکه به اهداف و سیاست غرب و رسانه های بین المللی در این حرکت چند روزه در ایران بر می گردد، سعی نموده اند بیشترین نیروی خود را به تبلیغ بشر دوستانه در مقایسه با اعمال و سیاستهای ضد بشری جمهوری اسلامی در سقوط هواپیما اختصاص دهند. اما سوال این است که چهار دهه است جمهوری اسلامی به اشکال مختلف دستگیر، زندان، شکنجه و اعدام کرده، میلیونها انسان را به فقر و فلاکت کشانده و در دو خیزش گذشته بالای هزار نفر بقتل رسیده اند، چرا حس انسان دوستی هیچکدام از این حضرات انسان دوست جریجه دار نشد؟ در حال حاضر هم که خیابانهای ایران مملو از اعتراض کنندگان بر علیه جمهوری است، وخواهان برانداختن حکومت هستند، آنها زیرکانه سعی میکنند این حرکتها را فقط به سقوط هواپیما اختصاص داده، و به شکلی جمهوری اسلامی را از زیر ضرب این اعتراضات و نآرامیها نجات دهند.

در طول بحرانهای ساختاری جمهوری اسلامی و اعتراضاتی که از طرف توده های مردم در یک دهه و در سه مرحله بوقوع پیوست، ما شاهد بودیم که در رخداد سال ۱۳۸۸ معروف به جنبش سبز که به سردمداری اصلاح طلبان برعلیه اصولگرایان بوقوع پیوست، این حرکت اجتماعی توانست توده های زیادی را در رقابت بین جناحهای رژیم بسیج نماید و اصلاح طلبان با توهم زدایی و سوء استفاده از نارضایتی توده های مردم در تقابل با جناح مخالف بار دیگر شانس خود را امتحان نمایند. هر چند که معادلات اصلاح طلبان بهم خورد و مبارزه با َشعارهای " مرگ بر دیکتاتور" و " مرگ بر خامنه ایی" بر علیه نظام تبدیل شد، اما درعدم حضور متشکل طبقه کارگر و دیگر جنبشهای اجتماعی با سرکوب و دستگیری تعداد زیادی خاتمه یافت.

با شدت یافتن بحرانهای اقتصادی- سیاسی در جامعه و تداوم تحریمها از طرف آمریکا، فشار اقتصادی بر آحاد جامعه بخصوص کارگران و زحمتکشان افزایش یافت، موج بیکاری گسترده، بار دیگر زمینه را برای اعتراضات سراسری شکل داد. جنبش دیماه ۹۶ با تفاوتهائی در مقایسه با اعتراضات سال ۸۸ در بیش از ۱۰۰ شهر با شرکت اقشار مختلف مردم که جوانان و فرودستان جامعه اکثریت آن را تشکیل میدادند، بمدت ده روز کل نظام جمهوری اسلامی را از اصلاح طلبان و اصولگرایان زیر سوال برد و خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی شدند. در فاصله بین این دو جنبش ما شاهد اعتراضات و اعتصابات هر روزه کارگران، معلمان، دانشجویان، پرستاران و بازنشستگان بوده ایم. که از میان این اعتصابات و اعتراضات کارگری، اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه، کامیون داران، هپکو، آذر آب و ... چشمگیر بوده است، همچنین دیگر جنبشهای اجتماعی از جمله: زنان، دانشجویان و معلمان و بازنشستگان همیشه در صحنه حضور داشته اند. از دستاوردهای ارزنده این جنبش این بود مردم بدون رعب و وحشت از سرکوب و وحشیگریهای رژِیم و با اتحاد و همبستگی گسترده خواستار سرنگونی نظام جمهوری اسلامی شدند. اما جنبش دیماه ۹۶ بار دیگر به علت عدم سازمانیابی و خود بخودی، با کشته شدن و دستگیری تعدادی بعد از ده روز خاتمه یافت.

از یک سو، ادامه اعتراضات و اعتصابات هر روزه کارگری و دیگر جنبشهای اجتماعی، دستگیری فعالین کارگری و فعالین دیگر جنبشهای اجتماعی و به اجرا گذاشتن حکمهای سنگین از طرف دستگاه قضائی و سردمداران حکومتی به قوت خود باقی، از طرف دیگر تورم و گرانی و بیکاری در حال افزایش، و ورشگستگی اقتصادی دولت، زمینه را برای اعتراضات گسترده تر فراهم آورده است.

دولت سرمایه داری جمهوری اسلامی اینبار هم برای مهار زدن بر بحران با دست بردن به جیب خالی میلیونها کارگر و زحمتکش تهیدست با طرح سهمیه بندی بنزین، قیمت آن را سه برابرافزایش داد. به اعتراض به این طرح ناعادلانه در ۲۵ آبان ۹۸ در بیش از ۱۰۰ شهر ایران بطور هماهنگ اقشار فرودست و گرسنه، به خیابانها آمدند. این بار رژیم با بخش عظیمی از توده های مردم گرسنه در خیابان رو به رو بود، ارتش بیکار جوان، بدون آینده و عصیان زده، نیروی گرسنگان که از نظر طبقاتی منفعتشان به منفعت طبقه کارگر گره خورده و حاضر نبودند با وعده و وعیدهای توخالی میدان را ترک کنند. شورش توده های به تنگ امده از فقر، بیکاری، ستم و استثمار رژیم را به وحشت انداخت. رژیم برای حفظ بقای خود دست به کشتار وحشیانه ی متعرضین زد. که شمار کشته شدگان تا ۱۵۰۰ رسید و هزاران نفر دستگیر و هنوز خانواده هایشان بدون اطلاع از وضعیت آنها در نگرانی بسر میبرند. تعدادی از این زندانیان در زیر شکنجه های قرون وسطایی جمهوری اسلامی جان سپرده، و پیکرهای آنها در اطراف شهرها یا در رودخانه ها پیدا شده اند.

در طول خیزش توده ایی آبانماه جریانات راست و مرتجع اپوزسیون راست سلطنت طلبها و مجاهدین به جنب و جوش افتادند، فرصت را غنیمت شمردند عرض اندام نمایند، بلکه با امتحان کردن شانس خود گزینه بعدی جایگزینی حکومت فاشیستی جمهوری اسلامی باشند. شبکه های مافیایی نظیر"من وتو" و "ایران اینترنشنال" در رابطه با زنده نمودن نعش خاندان شاهنشاهی به سر و صدا پرداختند تا شانس دیگری برای رضا پهلوی بخرند. رضا پهلوی ابله با وقاحت تمام از سپاه پاسداران که یکی از ارگانهای اصلی سرکوب مردم و حافظ منافع سرمایه جمهوری اسلامی است به دفاع پرداخت. البته رضا پهلوی با تمام بلاهت سیاسیش در جهت منافع سرمایه این نکته را بدرستی فهمیده، که اگر قرار است تغییر و تحولی صورت بگیرد باید بشکلی صورت گیرد که نظم نظام سرمایه داری بهم نخورد و حفظ سیستم بدون هیچ شک و شبهه ایی در رسالت نیروهای نظامی و سرکوبگر است که حفظ شود و نگذارند نظام از پائین از طریق کارگران و زحمتکشان مورد تعرض قرار گیرد. در اعتراضاتی که هنوز در خیابانهای ایران جریان دارد سلطنت طلبها با شعار " مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر" پاسخشان را گرفتند.

مجاهدین هم که سالها است دستی در دست امپریالیستها دارند، همیشه در کمین نشسته اند که بمحض حرکتهای توده ایی از داخل اینها هم علم و کُتلشان را در خارج کشور برداشته و خودی نشان دهند، اما غافل از اینکه مردمی که هنوز بعد از چهار دهه زخم یک حکومت فاشیستی مذهبی را بر تن دارند، نه تنها هیچ شک و شبهه ایی به ماهیت ارتجاعی مجاهدین ندارند، بلکه این جریان را روی دیگر سکه جمهوری اسلامی میدانند.

اما دراین بین "حزب کمونیست کارگری" که بار اول نیست از نظر سیاسی در امر سرنگونی جمهوری اسلامی می خواهد جاپایی در کنارهمین اراذل و اوباش سلطنت طلب و ساواکیها برای خود بیابد این بار هم تلاش نمود تا با تکیه بر شعار "همه با هم" علیه حرکت توده های مردم و در کنار سیاستهای رضا پهلوی قرار گیرد.

هر چند خیزش آبان ۹۸، نمونه واقعی یک حرکت قهرآمیز توده ها علیه سرمایه داری در مقابله با رژیم بود، اما اعتراضات همچون دیماه ۹۶ خود جوش و فاقد چشم انداز روشن طبقاتی. در نبود طبقه کارگر متشکل ضعف و کمبودی است که بر این خیزشها سایه افکنده است، هر خیزش توده ایی ضمن اینکه اجتناب ناپذیر است، و تلفات جبران ناپذیری را بدنبال دارد، اما حامل دستاوردهایی است که مبارزه طبقاتی را قدمها به جلو هدایت میکند، همدلی و همبستگی را تقویت نموده، و مراحل سازمان یافتگی را تسهیل می نماید. طبقه کارگر با تجاربی که طی بیش از یک قرن مبارزه و متشکل شدنشان تحت سلطه حکومتهای دیکتاتور و سرکوبگر داشته، لازمه اش این است با بکار گیری این تجارب از هر فرصت بدست آمده برای متشکل شدن استفاده نموده و در قامت یک طبقه به میدان بیآید. در سرنگونی حکومت سلطنتی کارگران نفت این رسالت را بدرستی به انجام رساندند و به حکومت ننگین شاهنشاهی خاتمه دادند. هر چند امروز در مقایسه با چهار دهه قبل به علت خصوصی سازیها و اجرای طرحهای مختلف که سبب تکه تکه شدن و کوچک شدن مراکز صنعتی و در نهایت بیکاری وسیعی شده است، امر متشکل شدن و سازمان یافتن طبقه کارگر را به مراتب دشوارتر نموده است، اما طی چند سال اخیر مبارزات نیشکر هفت تپه، هپکو، آذر آب و دهها کارخانه دیگر این امر را با شعار نان، کار، آزادی و اداره شورایی به اثبات رسانده اند. امروز هم کارگران و دیگر زحمتکشان تنها راه رهایی خود را می توانند در متشکل شدن در شوراهای خود و اداره آن به اراده خود بیابند، تا بتوانند در مقابل سرکوبهای دشمن تا دندان مسلح دوام آورده و یک اتحاد و همبستگی سراسری برای تغییر این مناسبات بوجود آورند.

خاورمیانه و سیاستهای آمریکا، اعتراضات در عراق، بقتل رسیدن قاسم سلیمانی

اهدافى که امپریالیستها از جنگ در خاورمیانه دنبال ميکنند شکل دادن به یک مناسبات بين‌المللى جدید مطابق منافعشان از طريق جنگ طلبی و کشورگشائى نظامى است. سیاستهای جنگی ناشی از رقابت مُدام اقتصادی میان دول بزرگ سرمایه داری و امپریالیستی است. می توان به صراحت گفت جنگهای موجود در خاورمیانه حاصل سیاستهای استثمارگرانه و طبقاتی این دولتهای سرمایه داری در قدرت می باشد، که مدتها پیش از این جنگ افروزیها، تمام دنیا و همه کشورها را در دام استثمار مالی و سیاستهای نئولیبرالی گرفتار نموده و جهان را از نظر اقتصادی میان خود تقسیم کرده اند.

بحران اقتصادی ای که سرمایه جهانی از سال ۲۰۰۸ با آن روبرو شد و هنوز ادامه دارد، نیروهای امپریالیستی را ناگریز از جنگ افروزی در خاور میانه نمود، همزمان هم آغاز جنبشهای توده ایی میلیونی در منطقه همزمان با این بحرانها در کشورهای تونس، مصر، یمن، لیبی، سوریه و ایران بشدت در دل امپریالیستها هراس و وحشت انداخت، و به جنبش " بهار عربی" موسوم شد. ترس و نگرانی امپریالیستها از انقلاب و رادیکالیزه شدن این جنبشها آنها را نه فقط از جنگ افروزی ناگزیر نمود، بلکه نیروهای ارتجاعی داعش، النصره و جبهه اسلامی برای خاتمه دادن به این حرکتها و دامن زدن به توحش و بربریت یکی بعد از دیگری ظهور کرده، تقویت و تغذیه شدند. البته دو هدف اساسی را این جنگها در خاورمیانه دنبال می کنند بازار نفت و بازار تسلیحاتی، که سودهای نجومی را برای سرمایه جهانی و امپریالیستها می آفریند. کشورهای دیگر منطقه که هم مستقیما درگیر جنگ نیستند با اعمال دیکتاتوری و تحمیل بحرانهای شدید اقتصادی – سیاسی هر کدام در همسویی با سیاستها و قطب بندیهای دول امپریالیستی امریکا، اروپا و روسیه قرار گرفته اند. در کشورهائی هم که درگیر جنگ داخلی یا حملات خارجی نیستند، شرایط بهتری از کشورهای درگیر جنگ ندارند. این کشورها هم با بحرانهای شدید اقتصادی- سیاسی روبرواند.

تا جائیکه به ایران بر میگردد، رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی در تمام دوران حکومتش تنها به سرکوب و استبداد در ایران اکتفا ننموده، بلکه سعی نموده بطور استراتژیکی از طریق ایدئولوژی پان اسلامیسم شیعه هم در میان کشورهای همجوار از جمله: عراق ، سوریه، یمن، لبنان، افغانستان و فلسطین اعمال نفوذ نموده و مواضع سیاسی و ایدئولوژیکی خود را تقویت نماید. جمهوری اسلامی اهدافی دراز مدت را برای بقای خود از طریق برنا مه های هسته ایش پیش رو داشت. شکست استراتژی هسته ای رژیم تا حدود زیادی برنامه های دراز مدتش را نقش بر آب نمود و بعد از آن برای دستیابی به هژمونی منطقه ایی سعی نموده قدرت نظامی خود را افزایش دهد و دقیقا سپاه قدس به سرگردگی قاسم سلیمانی در همین راستا شکل گرفت، همزمان هم در داخل برای غلبه به بحرانهای اقتصادی- سیاسی و پاسخ به سیاستهای سرمایه جهانی در رابطه با خصوصی سازیها، به بیکارسازیهای وسیع دامن زده و میزان توحش و سرکوب را گسترش داده است.

جنبشهای توده ایی عراق، مبارزات ضد آمریکایی و جمهوری اسلامی

عراق حدود دو دهه است صحنه جنگهای امپریالیستی است. در چند سال گذشته مردم عراق شاهد عروج داعش و جنایات اعمال شده تروریستی او بوده اند. از طرف دیگر حضور جمهوری اسلامی در عراق تحت رهبری قاسم سلمانی و نفوذ آن در منطقه تحت عنوان صادر نمودن اسلام ، هدفش را اشاعه تروریسم در منطقه قرار داد. با وقوع خیزشهای توده ایی که از سال گذشته در عراق شروع شده، توده های زحمتکش عراق که از جنگ خانماسوز امپریالیستی، و حضور نیروهای ارتجاعی ایران و بحرانهای اقتصادی و سیاسی رنج میبرند، مبارزه برعلیه حکومت وقت عراق و خروج نیروهای اشغالگر آمریکا و تروریستی ایران را در دستور کار مبارزاتی خود قرار داده اند. توده های مردم و طیف وسیعی از بیکاران و جوانان بطور پیگیر با حضور در خیابانها قاطعانه خواهان ترک نیروهای خارجی و سرنگونی حکومت عراق شده اند. خیزش مردمی عراق که با خواستهای رادیکال و مترقی همراه است، لرزه بر اندام نیروهای امپریالیستی انداخته، همچنین از نفوذ تروریستی جمهوری اسلامی در منطقه کاسته است.

حمله به سفارت آمریکا در بغداد توسط وابستگان جمهوری اسلامی، در واقع پاسخ به بمباران مراکز کتائب حزب الله و زیر مجموعه های حشد الشعبی در عراق و سوریه توسط دولت آمریکا بود که در این رابطه یک پیمانکار آمریکائی کشته شد. دولت آمریکا مدعی شد که نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی چندین بار با راکت به مراکز و پایگاه‌هائی که سربازان و نیروهای آمریکائی نیز در آن حضور دارند، حمله کردند و اینبار باید پاسخی مناسب به آنها داده میشد.

جمهوری اسلامی اقدامات تروریستی عدیده ایی را در منطقه مانند حمله به کشتی‌های تجاری یا حمله پهپادی به آرامکو، حمله راکتی و موشکی به مقرهائی در عراق و یا پرتاب موشک به اسرائیل از بلندیهای جولان، رسیدن به تعادل و توافقی با آمریکا در منطقه انجام داده است. اما اقدام و تحرکات اخیر نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی دقیقا در رابطه با رویدادهای سیاسی جاری در عراق و در ایران معنی پیدا میکند. هدف جمهوری اسلامی سرکوب و مقابله با جنبشهای توده ایی در ایران و عراق است. دولت آمریکا هم همانطور بارها مدعی شده، دنبال جنگ و تشدید تنش با جمهوری اسلامی نیست و مستقیم و غیر مستقیم تلاش میکند جمهوری اسلامی را پای میز مذاکره بنشاند. این تشدید تنش و اهداف ارتجاعی طرفین تماماً در هراس از اعتراضات مردم بپاخاسته در منطقه است.

ترور قاسم سلیمانی یکی از سرکردگان مزدور نظامی دولت ایران، در حقیقت کَشتن یکی از منفورترین عنصر توسط امریکا، برای جمهوری اسلامی برکتی شد، تا با بزرگ جلوه دادن این موضوع فرصتی را برای خود بخرد، که صدای حق طلبانه جنبش آبانماه ۹۸ که هنوز خاموش نشده بود را خفه کند، از طرف دیگر به تبلیغات مبارزات ضد امپریالیستی و آمریکایی با همکاری خائینن اپوزیسیون راست از جمله توده ایها و اکثریتها دامن بزند، همچنین شرایط را برای انتخاباتی که در پیش رو دارد فراهم نماید و بتواند این بار هم با علم کردن قاسم سلیمانی از احساسات مردم استفاده نماید و آنها را به پای صندوق رای بکشانند. بازی خیمه شب بازی موشک باران پایگاهای آمریکایی که از طرف جمهوری اسلامی در پاسخ به قتل قاسم سلیمانی طراحی شده بود، ضمن خبر رسانی و تخلیه این پایگاهها قبل از عملیات، بسرعت انجام گرفت. جمهوری اسلامی عوام فریبانه خیلی سریع می خواست برگ برنده را در دست گیرد، از یکسو با بسیج نیرو و دامن زدن به احساسات ناسیونالیستی و قهرمان جلوه دادن جنایتکاری مثل قاسم سلیمانی که دستش به خون هزاران انسان در منطقه آلوده بود، فضای سیاسی جامعه را به نفع خود تغییر دهد و از طرف دیگر نقشه از پیش طرح شده با آمریکا را در به قتل رساندن سلیمانی را لاپوشانی کنند. به قتل رساندن قاسم سلیمانی کاملا آگاهانه و برنامه ریزی شده بود. قاسم سلیمانی برای ایران و آمریکا تاریخ مصرف خود را از دست داده بود، از آنجائیکه از اقتدار و نفوذی در منطقه برخوردار بود تنها از بین بردن او می توانست به اهداف جمهوری اسلامی پاسخ دهد. جمهوری اسلامی سالها است با نفوذ و صدور سرمایه در منطقه از طریق شخص سلیمانی سیاستهای تروریستی خود را پیش برده، اما از یکسال پیش جنبش توده ایی زحمتکشان عراق برعلیه حکومت وقت عراق و نفوذ جمهوری اسلامی تمام معادلات چندین ساله جمهوری اسلامی را بر هم زد بطوریکه ترک نیروهای مزدور جمهوری اسلامی و آمریکایی از عراق به یکی از خواستهای اصلی مردم عراق تبدیل شد. از طرف دیگر جمهوری اسلامی با دست و پنجه نرم کردن با بحرانهای شدید اقتصادی و فشار تحریمها از طرف آمریکا و از سوی دیگر، با رو در رو شدن با جنبشهای توده ایی دیماه ۹۶ ، آبانماه ۹۸ و اعتراضات دانشجوها و بخشی از اقشار مردم از چند روز قبل که هنوز ادامه دارد با انزجار شدید توده های مردم که خواهان سرنگونی اش هستند روبرو شده است. جمهوری اسلامی به شکنندگی و پوشالی بودن خود در مقابل خشم توده ها پی برده، از ترس فراگیر شدن جنبش توده ای عراق و ایران و ایجاد یک همبستگی طبقاتی منطقه ایی که نه تنها خطر آن جمهوری اسلامی را تهدید میکند بلکه این خطر هم خواب از چشم امپریالیستها ربوده است، برای مهار کردن این حرکتها آنها را ناگزیر به تغییر استراتژیکی و بکار بردن تاکتیهایی نمود، که قتل قاسم سلیمانی یکی از این موارد میباشد. در این راستا است که آمریکا به دستور ترامپ فاشیست دوباره به عراق نیرو اعزام نمود و ناوگانهای جنگی آمریکایی را در خلیج فارس مستقر نمود.

آنچه امروز ما شاهد آن هستیم، جامعه در اثر تضادهای طبقاتی کاملا قطب بندی شده، صف استثمار شوندگان و گرسنگان فشرده تر شده است. جمهوری اسلامی به عنوان یک حکومت دیکتاتور، منفور و استثمارگر ماهیتش برای توده های کارگر و زحمتکش معلوم شده. آحاد جامعه بدون توهم و ترس مدتها است در اشکال مختلف بخصوص به صورت جنبشی در صحنه اند و با شعار و همبستگی انزجار خود را از این حکومت نشان داده و خواهان سرنگونیش هستند. این حکومت در سطح جهانی هم معرف عام و خاص است. تا جائیکه به حرکتهای توده های مردم و جنبشها بر میگردد، این جنبشها از پتانسیل قوی و بالایی برخوردارند، در بیشتر موارد به شکل خود جوش و سازمان نیافته ظاهر میشوند، پس از چند روز با حملات وحشیانه مزدوران جمهوری اسلامی روبرو شده، تعدادی دستگیر، کشته و زخمی شده و ناچار به عقب نشینی میشوند. هر چند بخشی از جنبش کارگری با تمام سرکوبها سعی کرده اند بدرجه ایی متشکل شوند، و در اتحاد عمل با بخشهایی از جنبش زنان، دانشجویان و معلمان و بازنشستگان در بیآیند، اما این درجه از سازمانیافتگی امروزه که هزاران انسان در خیابانها در عرصه مبارزه اند نه کافی است و نه جوابگو. در شرایطی که اعتراضات به آن شکل بالا نگرفته بود و استبداد شدید جمهوری اسلامی با سرکوب جامعه را در کنترل خود داشت، امر تشکلیابی را برای جنبشهای اجتماعی بخصوص جنبش کارگری مشکل نموده بود. اما در شرایط حال که به یُمن مبارزات روزمره توده های مردم فضای سیاسی بدرجه ایی باز شده، و شرایط عینی و ذهنی برای سازمان یافتن آماده است، این وظیفه سوسیالیستها و عناصر آگاه جنبشهای اجتماعی است که از این فضا برای سازمان دهی و متشکل شدن استفاده نمایند. تا جائیکه به جنبش کارگری بر میگردد، به علت نقش محوریش و رسالتی که در تغییر دادن مناسبات سرمایه و ایجاد پیوند و همبستگی با دیگر جنبشهای اجتماعی را بعهده دارد حرف اول را خواهد زد. امروز آنچه از طبقه کارگر و جنبش کارگری انتظار میرود متشکل شدن و سازمان یافتن در سطح وسیعی می باشد. طبقه کارگر با تشکیل شوراها در محلات کارگری و مراکز کاری و یاری رساندن دیگر جنبشهای اجتماعی در برپائی شوراهای خود در یک همبستگی سراسری خواهند توانست کنترل جامعه را بدست بگیرند. درغیر اینصورت جنبش های خیابانی و خود جوش به رغم داشتن حقانیت نه تنها نمی توانند دگرگونی در ساختار اجتماعی به وجود آورند حتی نمی توانند به علت سرکوب وحشیانه به حداقل خواسته های خود برسند و جمهوری اسلامی با تمام پوشالی بودنش دست بالا را خواهد داشت و به سرکوب ادامه خواهد داد.

ژانویه ۲۰۲۰

با سلام
مقاله  نگاهی نو به رابطه ی بین بلشویک ها و جنبش رهاییبخش ملی در امپراطوری روسیه/ اریک بلانس/ برگردان: کاووس بهزادی در تارنمای واکاوی سوسیالیستی منتشر شده است. در صورت تمایل این مقاله را در سایت خود بگذارید.
با تشکر
تارنمای واکاوی سوسیالیستی

آدرس لینک :https://wp.me/paiHc5-qZ 

گزارشی از تجمع خیابانی گوتنبرگ شانزدهم ژانویه ۲۰۲۰به همراه لینک های ویدیویی و تصویری

به انسان های شریف وآزادیخواه ، به همه جامعه ایران و خانواده های داغدارجنایت سقوط هواپیمای مسافر بری وجانباختگان خیزش ابان ماه ۱۳۹۸

امروز پنجشنبه ۲۶ دیماه برابر شانزدهم ژانویه ساعت چهار بعدازظهر در میدان « یرن توریت » تجمعی با حضور فعالان گروهبندی های مختلف ، چهره های شناخته شده فعال شهر و پناهجویان آزادیخواه درهمبستگی با قیام وجنبش توده ای آبان ماه وحوادث اسفبار موشک زدن به هواپیمای اکرائین توسط پدافند سپاه پاسداران رژیم اسلامی درهمدردی با خانواده های آنان و همه آحاد جامعه ما و جامعه جهانی و سردادن شعار سرنگونی رژیم فاشیست اسلامی ایران در شهر گوتنبرگ ـ سوئد برپا گردید.

میدان یرن توریت با دهها باندرول وپلاکادرو نمایش عکس های جنبش خیابانی ایران و سقوط هواپیمای مسافربری واندوه خانواده های آنان و شمع آجین شدن کف خیابان با یاد ۱۷۶ نفر جانباخته هواپیما، جلوه ای ازنمای اصلی فراخوان امروز که آورده شده بود : « تنها به اندوه نمی نشینیم بلکه دراعتراض به این همه جنایات به خیابان می آییم ! » نمایی ازاندوه و فریاد را با خود داشت که رهگذران زیادی را برآن می داشت که با آکسیون همراه گردند و با گوشی های خود عکس بگیرند.

آکسیون اعتراضی درمیان سکوت جمعی به یادجانباختگان دی ۹۶و آبان ۹۸وجنایت بس تلخ و فراموش نشدنی موشک زدن به هواپیمای مسافربری اکرائین و درهمدردی با جامعه ما ، با اعلان یک دقیقه سکوت توسط مجری برنامه رفیق توفیق محمدی آغاز شد.خانم مهوش رشیدی بیرگانی یکی ازچهره های شناخته شده پناهندگان که به همراه دیگردوستان در آرایش شمع آجین کردن میدان سهم بایسته ای داشت، متن کوتاه پرمضمونی را درهمدردی با خانواده های جانباخته جنایت سقوط موشک باران هواپیمای آکرائین ادا کرد. او گفت :

« عزیزان امروزاینجا درفضای غمبارجمع شدیم تا با دردهای خانواده های پرواز به مقصد نرسیده ۷۵۲سهیم باشیم .

جمع شدیم تا با پدر "راستین" همدل شویم وبغض های او را درگلو های خود بفشاریم و به یاد "راستین" و "شکیبا" مادرش اشک بریزیم.اینجاییم تا با دلنوشته های دکتر "حامد اسماعیلیون" همدل شویم و بگوییم: حامد به دنبال فیل صورتی "ری را" نگرد ، درخیابان های شهریار گم شد .پروازی که با هزاران آرزو و باختن آینده ای پُربار وموفق ، هرگز به زمین ننشست بلکه در هوا تکه تکه شد.آمدیم تا درسوگ عشق بی فرجام "پونه" و "آرش" بگرییم ؛ عشقی که از به بارنشستن اش در آن شب عروسی ، تنها سه روز دوام داشت. چگونه می توان لحظات جشن ازدواج این دو جوان نخبه را دید و فریاد نزد؟

عزیزان اینجاییم تا برای درد های خانواده های جوان از دست داده، درمانی و لو کم باشیم.به سوگ نشستیم،اما امید به آزادی کشورمان ایران راداریم. به سوگ نشستیم،اما آرزوی انتقام سخت از مجامع بین الملل را داریم. به امید ایرانی آزاد »

پس آنگاه یک سری شعارهایی به زبان سوئدی داده شد :

مرگ بر جمهوری اسلامی

زندانی سیاسی آزاد باید گردد.

کارگر زندانی آزاد باید گردد .

دانشجوی زندانی آزاد باید گردد

زنان فعال سیاسی زندانی آزاد باید گردد.

مرگ بر رژیم فاشسیت اسلامی ایران .

دستگیر شدگان آبان، بی قید وشرط آزاد باید گردد.

سپس پیام سوئدی آکسیون اعتراضی توسط رفیق توفیق محمدی در همبستگی با مبارزات سراسری مردم ایران ، برعلیه رژیم اسلامی ایران قرائت شد. در بخش های این پیام آمده است :

فاجعه ای که اعتراضات وسیعی را در تهران - اصفهان - رشت ودرسایرنقاط کشور فراهم آورد و..... همه ما درجریان سقوط در جریان سقوط هواپیما ۱۷۶ انسان را که دیگر هرگز لبخند نمی‌زنند، گریه نمی‌کنند، عاشق نمی‌شوند و دست کسی‌ را نمی گیرند.آنها دیگر هرگز به خانه برنمی گردنند. در میان این قربانیان ايرانی، اوکراينی، افغانستان، کاندا، سوئد و غیره وجود داشت. رژیم فاشیست اسلامی ایران میخواست با دروغ و طفره رفتن و سه روز هیچ خبر و گزارش موثقی را ارائه نداد.هواپیمای اکرائنی هستیم که چه فاجعه جانگدازی برای مردم ما و بخشی از جامعه جهانی آفرید چهل سال است که حکومت اسلامی جنایت می‌کند. چنانچه از کارگران گرسنه، از زنان و کودکان سوال کنید و بپرسید از اقلیت‌ها بپرسید، متفکران، نویسندگان و خانواده های جان باختگان که عزیزان خود را از دست داده اند حتی از محل دفن آنها بی اطلاع اند.

چهل سال است که این حکومت جنایت می‌کند. بروید از مردم ايران سوال کنید؟ از از کارگران گرسنه، از زنان و کودکان سوال کنید و بپرسید از اقلیت‌ها بپرسید، متفکران، نویسندگان و خانواده های جان باختگان که عزیزان خود را از دست داده اند حتی از محل دفن آنها بی اطلاع اند. مردم ایران مانند سایر کشورهای دیگر مستحق سرنوشت بهتری هستند. سقوط این هواپیما و شعله های آتش این فاجعه به خیزش بزرگ ابان ماه در کلان شهر تهران و چند شهرستان از جمله سنندج - مهاباد - رشت- اصفهان - همدان - و سیل پرتلاطم سیستان و بلوچستان ، تبدیل به یک آتشفشان شد و پایه های این حکومت جنایتکار را لرزاند.

به باور ما : سرنوشت مردم ایران را فقط مردم آزادیخواه ایران رقم می‌زنند نه ترامپ، نه پوتین و نه دولت‌های غربی حق دخالت در امور ایران و حق تصميم گیری برای مردم ايران ندارند.به باور من همانطور که مردم ایران چهل سال پیش حکومت استبدادی و دیکتاتوری محمد رضا شاه پهلوی را سرنگون کردند می توانند این رژيم سرمایه‌داری اسلامی را سرنگون کنند.آرزو و امید ما برگزار کنند گان این حرکت اعتراضی اینستکه ؛ بعد از سرنگونی رژیم فاشیست اسلامی برآنستکه کسی شب، گرسنه سر بر بالین نمی‌گذارد، آزادی و رهایی و برابری و رفاه در ایران شاهد باشیم. چنانچه این آرزوهای نیک ، امروز تحقق پیدا نکند، فردا حتماً دیر نیست.» بعد به سوئدی شعار داده شد.

مرگ بر رژیم اسلامی ایران

مرگ بر رژیم تروریستی ایران

زندانی سیاسی ایران آزاد باید گردد .

در کنار این شعار های ادا شده به زبان سوئدی ، شعار های به فارسی داده شد .

دانشجوی زندانی آزاد باید گردد

زندان ، شکنجه و اعدام ؛ ملغی باید گردد .

جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته نابود باید گردد .

جدا از این دوستانی چند برای حاضرین سخن راندند ازجمله خانم : " فرنازامامی" متنی را درهمین رابطه ادا کردند و خانم " بهاره سلکی" ، جمعیت حاضر در میدان را با همه شعار های خیابان های ایران همراه کردند ، اقای "ایمان حیدری" نیز متنی را در باره وضعیت عمومی کشور و جنایت بزرگ آبان ماه و کشته شده ۱۵۰۰ نفر و به زندان کشاندن بیش از۱۰۰۰۰ نفر و لزوم آزادی دستگیر شدگان آبان ماه را یاد آور شدند.بانرول ها وعکس ها و طراحی بزرگ فراهم آمده درمیدان که با شعار؛ « ایران : ازدریای خزر تا خلیج فارس ، همه جا خونباران » به زبان فارسی و انگلیسی ، توجه خیلی ها را به خود جلب نمود و عکس های زیادی توسط رهگذران سوئدی گرفته شد.

جمعی ازفعالان سیاسی وپناهندگان- گوتنبرگ

جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۸ برابر با ۱۷ ژانويه ۲۰۲۰

گزارش ویدیویی ولینک تصویری آکسیون خیابانی رادراینجا جهت اطلاع همگان جا می دهیم!


امروز پنجشنبه ۲۶ دیماه ساعت چهار بعدازظهر در میدان « یرن توریت » گزارش ویدیویی ازاکسیون اعتراضی در همبستگی با قیام و جنبش توده ای برای سرنگونی رژیم فاشیست اسلامی ایران در شهر گوتنبرگ ـ سوئد
!Demonstration mot islamiska diktator regimen i Iran Visa solidaritet
https://www.facebook.com/payam.mohammadi.7/videos/10221997003180105/

صحبتهای فرناز امامی

https://www.facebook.com/fara.Ema54/videos/466781637559846/

شعاردهی با بهاره سلکی
https://www.facebook.com/bahareh.selki/videos/849826605478422/

Solidaritet manifestation Göteborg 16 Januari 2020.
Solidaritet manifestation med Iranska folkets kamp mot islamiska regimen på Järntorget i Göteborg 16 Januari 2020. 176. Minns siffran, minns människorna bakom siffran.
عکسها سخن میگویند: آلبوم جدید و عکس های بیشتر.
امروز پنجشنبه ۲۶ دیماه ساعت چهار بعدازظهر در میدان « یرن توریت » گزارش تصویری ازاکسیون اعتراضی در همبستگی با قیام و جنبش توده ای برای سرنگونی رژیم فاشیست اسلامی ایران در شهر گوتنبرگ ـ سوئد

https://www.facebook.com/pg/AnjomanePanahandganIrani/photos/?tab=album&album_id=1511725582299370&__tn__=-UC-R

آلبوم شماره یک

https://www.facebook.com/pg/AnjomanePanahandganIrani/photos/?tab=album&album_id=1511588865646375&__tn__=-UC-R

جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۸ برابر با ۱۷ ژانويه ۲۰۲۰

نیروی دیگر در تلاش تصرف دستاوردهای مبارزاتی کارگران و زحمتکشان به کیسه اصلاح طلبان است. این نیروها را دانشجویان با اعتراضاتشان بخوبی افشا کرده اند. در این میان رسانه هایی همانند بی بی سی فارسی در جلد حقیقی خود فرو رفتند و در گرماگرم مبارزات ابانماه یا با همکاران اتاق بغلی خودشان مصاحبه میکردند یا دست اصلاح طلبان شناخته شده را میبوسیدند. دیگر از عناصر رادیکال چپ که برای بزک کردن چهره بی بی سی فارسی دعوت میشد, دعوتی نشد! پیش از این هم نوشته بودم که این رسانه در بزنگاه های سیاسی در لاک واقعی خود فرو میرود.

***

چهل سال سرکوب و وحشیگری جمهوری اسلامی را همگان بیاد دارند. هر چه خواستند و توانستند با این مردم محروم و سرکوب شده کردند. کشتند. غارت و اختلاس کردند. ویران کردند. مغز ها و نخبه ها که سرمایه هر ملتی هستند بقتل رساندند یا فراری دادند. منابع ملی و مالی را چنان شخم زدند که بسختی از آنها میتوان یاد برد.هر اعتراضی را با زندان و شکنجه و دیرک اعدام پاسخ دادند. معترضان را با گلوله داغ تک تیراندازانشان مواجه ساختند و حتی به هواپیمای مسافربری نیز ترحمی نکردند.

بیش از دویست میلیون دلار خرج تبلیغاتی پس از کشته شدن قاسم سلیمانی کردند و آنهم در شرایطی که کشور اسلام زده و تحریم زده بود. همه و همه در این راستا که آبرو و مشروعیت از دست رفته و نداشته خود را در انظار جهانیان رنگ آمیزی کنند و انتخابات پیش رو را برگزار کنند. امروزه اما ورق برگشته است. ترس مردم و جوانان و دانشجویان پر افتخارمان دیگر ریخته است. هنوز سه روز از مراسم تشییع جنازه آن ابر تروریست و قاتل سپری نشده بود که بسرعت شاهد اعتراضات خیابانی و سراسری دانشجویان و جوانان که 4 روز ادامه داشت, بودیم.

ویژگی مختصات سیاسی اجتماعی کنونی در این است که وقایع اعتراضی کماکان ادامه دارند و بر صفوف و گستره این اعتراضات در نقاط عطف خود افزوده میشود. چنانچه این روند ادامه یابد میتوان بسرعت شاهد تحولی در گفتمان توازن قوا بود. هر یک از این وقایع بشدت سیاسی که راس و کل حاکمیت جمهوری اسلامی را هدف قرار داده است گامی تعرضی بلند برای کوبیدن میخی دیگر بر تابوت فرسوده استبداد اسلامی حاکم خواهد بود. از سوی دیگر حضور گسترده دختران و زنان قهرمان کشورمان در تجمعات و تظاهرات باز هم نشانی از فراگیر شدن اعتراضات است. چنانچه برسم همیشگی حاکمان اساس را بر سانسور و پوشاندن صدای اعتراضات بودند اما پس از وقایع دیماه 96 و سپس ابانماه 98 دیگر امکان اختفای اعتراضات داخل از آنها گرفته شده است. هر چند اختلالی در سیستم اینترنتی کشور ایجاد کنند. اختلالی که در واقع خود زنی اقتصادی خود رژیم است

اکنون زمان آن فرا رسیده است که اعتصابات عمومی نیز چاشنی اعتراضات خیابانی شود و بساط حکومت این پلیدان نیز برچیده شود. تمایل عمومی به همبستگی امروز چه در داخل و چه در خارج کشور نشان از اوضاعی دیگر است. اوضاعی که با گذشته و تاریخچه مبارزات مردم کشورمان تفاوت دارد. پائین کشیدن تصاویر قاسم سلیمانی پس از تشییع او نمایانگر شبح نیرویی عظیم از جوانان و مردم بیدار کشورمان است. اما در همین روزها و در پیچاپیچ وقایع سیاسی و اجتماعی مردم کشورمان و در پیشاپیش آنها دانشجویان و عناصر اگاه با شعارهایشان نشان دادند که خطر در کمین را بخوبی می شناسند. برای نیل به انقلابی اجتماعی و حقیقی بایستی که از عوامل انحراف این اعتراضات جلوگیری کرد.

از جمله انها نیرویی است که همه مصائب را به شخص خامنه ای منتصب میکند تا سر بزنگاه کل رژیم را نجات دهد. آنها خواهان حذف کلیت رژیم نیستند و تلاش شان باقی نهادن نظام حاکم است با چهره هایی دیگر در راس آن.

نیروی دیگر در تلاش تصرف دستاوردهای مبارزاتی کارگران و زحمتکشان به کیسه اصلاح طلبان است. این نیروها را دانشجویان با اعتراضاتشان بخوبی افشا کرده اند. در این میان رسانه هایی همانند بی بی سی فارسی در جلد حقیقی خود فرو رفتند و در گرماگرم مبارزات ابانماه یا با همکاران اتاق بغلی خودشان مصاحبه میکردند یا دست اصلاح طلبان شناخته شده را میبوسیدند. دیگر از عناصر رادیکالی چپ که برای بزک کردن چهره بی بی سی فارسی دعوت میشد, دعوتی نشد! پیش از این هم نوشته بودم که این رسانه در بزنگاه های سیاسی در لاک واقعی خود فرو میرود.

نیروی سوم که سرمایه های هنگفت خانواده سلطنتی همراه جواهرات سلطنتی را با خود به خارج از کشور منتقل کردند امروزه و بخشا هزینه تبلیغات گسترده و سراسری بسود همان خانواده را جهت بازگشت غرورآفرین! تامین میکنند که صد البته مسئولین و رهبران ساواک جهنمی خود را نیز از قبل تهیه دیده اند.این طیف که همراه شبکه من و تو از آغاز با برنامه تونل زمان و یواش یواش به تبلیغ موردی از سلطنت میپرداخت امروزه پر شتاب بعنوان بازوی تبلیغاتی سطلنت مشغول بکار است. این رسانه نیز امروزه از عناصر رادیکال دعوتی نمیکند و آنها را بی بلندگو گذاشته است. حوادث چند روز گذشته و بویژه اعتراضات دانشجویان که با شعارهای آگاهانه ای همراه بود نشان بلوغ جنبش دانشجویی و شناخت عمیق از نیروهایی است که پشت در خوابیده اند. میتوان امیدوار بود که با تعمیق و توده ای و سراسری کردن این شعارها میتوان اردوی کار ازادی, نان, شادی, رفاه و آبادی را به سرانجامی موفقیت امیز رساند.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

یک عنصر جانی و متجاوز حکومت اسلامی در تلویزیون خطاب به خانم رخشان بنی اعتماد، چنین می گوید: «خانمی که میای فراخوان می ‌زنی، می ‌دونی دست امثال عبدالمالک ریگی به تو و دخترت و کَس ‌و کارت می ‌رسید (چی می شد)؟ شاید هم خوشت می ‌اومد، شاید هم دوست داشتی...»
توهین زننده اخیر یک «کارشناس» به رخشان بنی ‌اعتماد و دعوت دیگری از دگراندیشان برای ترک ایران و هم‌ زمان شاهد ریزش «رسانه حکومت اسلامی» هستیم.
چند روز پیش محمد صادق کوشکی،‌ فعال اصول ‌گرا در برنامه جهان آرا که از شبکه افق پخش می‌شود با اشاره به فراخوان تجمع رخشان بنی اعتماد برای بزرگ داشت قربانیان هواپیمای اوکراینی، گفت: «۵۰ نیروی سپاه در مرز‌های شرق کشور هدف ترور قرار گرفته ‌اند، خانمی که فراخوان می‌دهی، اگر آن بچه‌های سپاه در مرز نبودند، دست امثال عبدالمالک ریگی به تو و دخترت می ‌رسید. شاید هم خوشت می‌آمد شاید دوست داشتی ...»
مرضیه برومند، عکسی از خود و رخشان بنی اعتماد را در اینستاگرام منتشر کرد و نوشت: «آقای صادق کوشکی، ما مردم ایران، سال هاست توسط برادرنماهای وقیح و بیماری چون شما مورد انواع شکنجه و آزار روحی و روانی قرار گرفته ‌ایم، در برابر امثال شما داعش رویش سفید است!»
فروردین ماه امسال، پخش مستندی با عنوان «شجریان از سپیده تا فریاد» از شبکه افق با واکنش گسترده در شبکه های اجتماعی رو به رو و از نوع نگاه صدا و سیما به استاد آواز ایران انتقاد شد.    
گروهی از کاربران هم شبکه افق را که بخشی از برنامه‌ هایش را سازمان هنری رسانه ‌ای اوج تولید می ‌کند، «تلویزیون سپاه پاسداران ایران» می‌ دانند. اوج، موسسه تولیدات رسانه ‌ای وابسته به سپاه پاسداران ایران است.

انتشار چنین اظهارات لمپنی از صدا و سیمای حکومت اسلامی، تنها «یک نمونه» از کاربرد ادبیات تجاوز در رسانه های رسمی ایران است. حکومتی که عناصر جرات می کنند آن در رسانه های عمومی و سراسری چنین سخنی به زبان بیاورند در زندان ها با زنان زندانی چه می کنند؟!
این سخنان کثیف، اخیرا از یکی از شبکه های صدا و سیما خطاب به رخشان بنی اعتماد کارگردان و فرزندش باران کوثری بازیگر سینمای ایران پخش شد. گوینده، محمد صادق کوشکی یک استاد نزدیک به حکومت بود که با دعوت خانم بنی اعتماد برای بزرگ داشت عمومی جان باختگان سقوط هواپیمای اوکراینی را - که با فشار وزارت اطلاعات لغو هم شده بود - مخالف است.
استفاده از استعاره «تجاوز جنسی» در رسانه های رسمی برای حمله به منتقدان سیاست های حکومت ایران، اتفاق جدیدی نیست و ماهیت چهل و یک ساله حکومت اسلامی را به نمایش و قضاوت افکار عمومی می گذارد.
برای نمونه در مهر ۹۵، ابوالفضل قناعتی مدیرعامل سابق «موسسه سازندگی شهید همت قرارگاه خاتم‌الانبیا» و عضو سابق هیات رییسه شورای شهر تهران، گفت خبرنگاری که در مورد واگذاری غیرقانونی املاک به تعدادی از اعضای شورای شهر افشاگری کرده، باید «یک هفته خواهرش دست داعش باشد تا بفهمد.»
در چنین فضایی، طبیعتا فعالان زنی که متهم به مخالفت با سپاه شده اند به میزانی مضاعف در معرض توهین های جنسی قرار گرفته اند. تا آن جا که حتی دعوت یکی از معروف ترین کارگردان های سینمای ایران برای بزرگ داشت جان باختگان هواپیمای اوکراینی، به هم سویی با دشمنان سپاه تعبیر شده و این کارگردان، در تلویزیون هدف توهین صریح جنسی قرار گرفته است.
در آذر ۹۵ نیز حسین الله کرم رییس شورای هماهنگی حزب الله، یک روزنامه نگار زندانی را به ارتباط جنسی با «پنج» وزیر متهم کرد و طبیعتا شکایت وکیل آن زندانی هم بی نتیجه ماند.
فراتر از آن، تعدادی از زندانیان دهه های گذشته، روایت های تکان دهنده ای را از تهدیدها و ادبیات جنسی تکان دهنده نیروهای امنیتی و بازجویان نقل کرده اند و برخی از زندانیان نیز جرات شکایت از ماموران را یافته اند. اما این شکایت ها مطلقا به جایی نرسیده است.
نمونه دیگر خبرساز، سخنرانی مهر ۸۸ سعید قاسمی از چهره های نزدیک به سپاه در دانشگاه امام صادق بود که خطاب به معترضان خیابانی گفت: «عزیزم، پسرم، دخترم، لجاجت نکن، و الا می ری اون جا (بازداشتگاه)، بعد یا می برندت سونا - جکوزی و این ها، یا این که نمی دونم اون کارهایی که، خدا نکنه اون کارهایی که آقای کروبی گفتن (شده باشد)... ولیکن یک اتفاقاتی می افته.»

او در میانه خنده های ابلهانه هم فکرانش افزود: «می برندت اون جا و این ها، بعد از بیست روزه رب و روبت را اعتراف می‌ کنی عزیزم ها...»
بعد از تجاوز دسته جمعی خبرساز به خانم های حاضر در یک مهمانی خانوادگی در خمینی شهر، امام جمعه وقت گفت قربانیان تجاوز «آدم های علیه السلامی نبوده اند»
«قربانیان تجاوز علیه السلام نبودند.»
استفاده از ادبیات تجاوز، محدود به عرصه سیاسی نبوده و در عرصه اجتماعی، کاربرد به مراتب وسیع تری داشته است. در اردیبهشت ۹۳، خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه استدلالی جنجالی را منتشر کرد که حکایت داشت مدافعان شخصی بودن حق پوشش برای زنان، باید «حق التذاذ» بدون اجازه مردان از آن ها را نیز به رسمیت بشناسند و «تجاوز» تلقی نکنند. مطابق این استدلال، نتیجه به رسمیت شناختن «حق عریانی برای زن» آن است که چون «لحاظ فطری و خلقت مرد به سوی زیبایی های زن میل پیدا می کند و علاقه مند به ایجاد رابطه جنسی است، پس حق دارد از چیزی که از آن خوشش می آید بهره ببرد.»
نوشته خبرگزاری تسنیم، به فاصله چند روز از انتشار پیشنهاد جنجالی یک وبلاگ هم سو منتشر می‌ شد که تاکید داشت بهتر است «جرم تعرض و مزاحمت به زنان بدحجاب را از مزاحمت به زنان محجبه جدا کرد» و برای تعرض به «زنان بدحجاب و بی حجاب به دلیل مشارکت آن زن در ایجاد این جرم، تخفیف و عفو فراهم نمود.»
مرور صفحات حوادث روزنامه های ایران نشان می دهد که این ادبیات لمپنیسم حکومت اسلامی، چه تخریباتی به جامعه ایارن زده است. برای مثال، ۲۶ آذر ماه امسال، جوانی که پس از تجاوز جنسی به زنی «هفتاد ساله»، برای دفاع از خود گفت «آن خانم وضعیت ظاهری نامناسبی داشت و لباس نامناسبی پوشیده بود»، تا اظهارات یکی از دستگیر شدگان ماجرای معروف تجاوز دسته جمعی به خانم های حاضر در یک مهمانی خانوادگی در خمینی شهر در خرداد ۹۰، که تاکید داشت «وضعیت» قربانیان از عوامل تجاوز به آن ها بوده.
در همان زمان، حسین حسین زاده رئیس وقت پلیس آگاهی استان اصفهان گفته بود: «اگر در این حادثه خانم ها حد اقل حجاب را... عایت کرده بودند، شاید مورد آزار و اذیت قرار نمی گرفتند»، و موسی سالمی امام جمعه وقت خمینی شهر تا به آن جا پیش رفت که اعلام کرد قربانیان تجاوز «آدم های علیه السلامی نبوده اند.»

خبرگزاری تسنیم وابسته به وابسته به سپاه پاسداران، ٣١ اردیبهشت ١٣٩٣، مطلبی را منتشر کرده بود که تاکید داشت بر اساس همان منطقی که شخصی بودن حق پوشش برای زنان ایران به رسمیت شناخته می شود، می توان «حق التذاذ» بدون اجازه مردان از آن ها نیز به رسمیت شناخت و «تجاوز» تلقی نکرد
مطابق این نوشته، به رسمیت شناختن «حق عریانی برای زن»، بر «منطق سست غربی» استوار است و بر مبنای همین منطق می توان گفت چون به «لحاظ فطری و خلقت مرد به سوی زیبایی های زن میل پیدا می کند و علاقه مند به ایجاد رابطه جنسی است، پس حق دارد از چیزی که از آن خوشش می آید بهره ببرد.»
نوشته خبرگزاری تسنیم، به فاصله چند روز از انتشار پیشنهاد جنجالی یک وبلاگ اصول گرا منتشر شده که بر مبنای بخشی از آن بهتر است «جرم تعرض و مزاحمت به زنان بدحجاب را از مزاحمت به زنان محجبه جدا کرد» و برای تعرض به «زنان بدحجاب و بی حجاب به دلیل مشارکت آن زن در ایجاد این جرم، تخفیف و عفو فراهم نمود».
مقصر دانستن یا تحقیر آن گروه از قربانیان تجاوز که پوشش مورد نظر حکومت سالامی را ندارند، در ادبیات گروهی از آن ها موضوع تازه ای نیست.
گذشته از آن که تهدید تلویحی زنان «بدحجاب» به تجاوز، در راستای همین رویکرد باشد یا نه، به نظر می رسد که پذیرفتن مسئولیت انتشار آن در یک خبرگزاری رسمی – به خودی خود- تصمیم مهمی است.
یکی از خبرسازترین نمونه های این نگاه، اظهارات یکی از فعالان رسانه ای جبهه پایداری بود که در دی ماه ۱۳۹۱، با مقصر دانستن رفتارهای «تحریک آمیز» در وقوع تجاوزهای جنسی نوشت: «بدپوششی، تجاوز دختران به آرامش روانی مردان است»، و افزود: «نمی توان فضا را پر از تحریک و تنش کرد و آن وقت انتظار داشت هیچ کس خطا نکند.»
اشاره به موضوع تجاوز به عنوان «مجازات»، در مواردی دیگری نیز در ادبیات رسانه های حکومتی خبرساز شده که برخی از آن ها، حتی بازتاب جهانی پیدا کرده است. به عنوان نمونه، در شهریور 92، یکی از مسئولان محلی دولت سابق، در مطلبی نوشت اگر باراک اوباما دستور حمله نظامی به سوریه را بدهد، «در خاک آمریکا و دیگر نقاط جهان هستند حرام زاده هایی که به راحتی می توانند به ساشا (دختر اوباما) تجاوز کنند. فقط کافی است با آنان دوست شد و ارتباط برقرار کرد که شده.»

 
نمونه ای از پوسترهایی که علیه «بدحجابی» در ایران تهیه و توزیع شده است

ابوالفضل قناعتی عضو هیات رییسه شورای شهر تهران، در صحبت هایی که فایل صوتی آن ها در مهر ماه ٩٥، منتشر شده گفته خبرنگاری که در مورد واگذاری غیرقانونی املاک به تعدادی از اعضای شورای شهر افشاگری کرده، باید «يک هفته خواهرش دست داعش باشد تا بفهمد.» اظهارات او، با واکنش گسترده رسانه هایی مواجه شده که آقای قناعتی را به خاطر «توهین جنسی» به یاشار سلطانی، خبرنگار افشاگر، مورد انتقاد قرار داده اند.
اما ابوالفضل قناعتی، حرف های دیگری هم زده است که کم تر رسانه ای شده اند. او در دفاع از معصومه آباد عضو دیگر شورای شهر که به دریافت ملک خارج از ضوابط قانونی متهم شده، به سابقه اسارت آباد در زمان جنگ هشت ساله اشاره کرده و گفته: «آمده ‌اند به يک آزاده و يک اسطوره تهمت زده ‌اند. می دانيد آزادگی چيست؟ کسی که اين حرف‌ ها را منتشر کرده يک هفته خواهرش دست داعش باشد تا بفهمد.»
نماینده خبرساز شورای شهر تهران، پس از آن در مصاحبه ای با خبرگزاری تسنیم، برای رفع اتهام از خود گفته که در مورد خواهر خبرنگار افشاگر حرف نزده، بلکه برای توضیح اهمیت کسانی که با دشمنان خارجی می ‌جنگند گفته است: «آیا من و شما راضی می‌ شویم که خواهر خودمان هم در اختیار داعش و دشمن قرار بگیرد؟»

اسدالله لاجوردی رییس زندان اوین در سال های نخست حکومت اسلامی، خطاب به دختران می گفت: «فکر نکنید که شما رو باکره اعدام می کنیم.»
در برخی از موارد دیده شده بود که بعد از اعدام و با گذشت چند روز، پاسداری در خانه اعدامی را زده با گل و شیرینی ادعا کرده که دختر ایشان عقد کرده او بوده است.
طبق اسناد مانده از برخی اعدامیان مانند الهه دکنما در سال ٦٢ در شیراز روی لباس خود نوشته بود که به او تجاوز شده است .
در اسلام اعدام دختران باکره ممنوع است و و این بهانه ای ست برای تجاوز به دختران در زندان، و در هدفی بلند مدت نیز ایجاد فضای رعب و وحشت در میان دختران و خانواده های آن ها در صورت گرایش به فعالیت های سیاسی را دنبال می کردند.
صیغه قبل از اعدام، یکی از انواع شکنجه های جنسی به حساب می آید. زنان در زندان های ایران، مورد آزار و اذیت های مختلفی قرار می گیرند که اکثریت این شکنجه ها آزار جنسی می باشند و نمونه های زنده آن نیز گواه بر این ساختار ضدانسانی است.
شکنجه زنان تنها به توهین و تحقیر زبانی نبوده است بلکه آن ها تهدید هم می شدند و بسیاری از زنان ترس از تجاوز داشتند. شکنجه گران حکومت، همواره در اتاق های بازجویی و اعتراف گیری شان از تجاوز به مرد و زن هیچ ابایی نداشته اند و همواره مورد حمایت دیکتاتوری مذهبی نیز بوده اند. در زندان قزل حصار که یکی از بزرگ ترین زندان های ایران به شمار می آید زنان را وادار می کردند که روی به دیوار بایستند و با ضربه به وسط پای آن ها می زدند که بسیاری از زندانیان دچار خونریزی شدید می شدند. بسیاری از زنان یا باردار بودند یا فرزندان خردسال داشند که مجبور به آوردن فرزندان خود به زندان می شدند. کتک زدن، شکنجه دادن مادران در مقابل کودکان باعث شکنجه های روانی و روحی، هم در مادر هم در فرزندان می شد. آن ها با محرومیت در پوشاک، غذا، ناتوانی در شیر دهی، یا حتی شیر خشک و بهداشت که کودکان خردسال را مبتلا به بیماری های طولانی می نمود هیچ حق اعتراضی را در مقابل نداشتند.
نگاه وحشیانه و غیرانسانی سران و مقامات حکومت اسلامی به قربانیان تجاوز جنسی، حتی در هنگام وقوع برخی موارد عملی وقوع این جنایت نیز بازتاب رسانه ای داشته است. یک نمونه های جنجالی این رویکرد، اظهارات امام جمعه خمینی شهر در پی تجاوز دسته جمعی به چند زن در این شهر در خرداد ۱۳۹۰ بود که تاکید می کرد قربانیان، «آدم های علیه السلامی نبوده اند.» در پی آن واقعه، اظهارات یکی از متهمان نیز خبری شد که تاکید داشت «وضعیت» قربانیان از عوامل تجاوز به آن ها بوده است.
از «آتش به اختیارها» گرفته تا بسیاری از کارکنان رسمی نهادهای امنیتی، هیچ گونه محدودیتی برای اجرای اعمال غیر انسانی خود ندارند. در حقیقت بخشی از کاربرد ادبیات تجاوز، نوعی «تصمیم و ادبیات رایج حکومتی» است.
مجموعه سیاست ها و عملکردهای حکومت اسلامی به ویژه زن ستیزی، به میزانی در فضای عمومی ایران تاثیرگذار بوده که باعث شده تا مجموعه ای از چهره ها و رسانه های رسمی، در استفاده از ادبیات تجاوز، حتی از رسانه های غیررسمی هم بی پروا تر باشند.
هنرمندان و نویسندگان بخش مترقی و پیشرو و آگاه جامعه هستند. اکنون بخشی از سینماگران، گزارشگران و نویسندگان عرصه هنر و فرهنگ تلاش می کنند موضع خود را از نهادها وابسته به حکومت دروغ، ریا، تجاوز، سانسور و کشتار جدا کنند طبیعی ست که با استقبال طرفداران خود و افکار عمومی و نیروهای انقلابی رو به رو شوند حتی آن هایی که تا دیروز در نمایش انتخابات دروغین حکومت شرکت می کردند. البته باید تاکید کنم چنین تغییر بزرگی در میان فرهنگیان و هنرمندان و یا سایر اقشار جامعه ناشی از اوج گیری مبارات مردمی است که به ویژه از دی ماه ١٣٩٦ آغاز شده و اکنون با فاصله کمی و با قدرت بیش تری در جریان است و روز به روز نیز قدرتمندتر و سراسری تر می گردد!
اکنون حتی بخش متوهم ترین شهروندان جامعه ایران نیز متوجه شده اند که باید از کلیت این حکومت عبور کرد و تجربه تاکنون چه و یک ساله نشان داده است که اصلاح و انتخابات در چارچوب این حکومت، هرگز نمی توانند جلو ماشین کشتار این حکومت هار و آدم کش را بگیرند بنابراین، راه حل نهایی مردم انقلاب است و اکنون این شعار و نابودی حکومت اسلامی ایران نه در خارج کشور توسط نیروهای اپوزیسیون، بلکه توسط دانشجویان در دانشگاه و مردم انقلابی در خبابان ها سر داده می شود. از این نظر جامعه ایران با جامعه دو ماه پیش متفاوت است.
اکنون پس از گذشت حدود هشت هفته از کشتار آبان ماه و دو هفته پس از ماجرای به هلاکت رسیدن پاسدار قاسم سلیمانی و جنایت سرنگون ساختن هواپیمای اوکراینی توسط پدافند هوایی سپاه پاسداران حکومت اسلامی و انکار آن و دروغ گویی، سرانجام علی خامنه ای برای نخستین بار در هشت سال گذشته در نماز جمعه  ۲۷ دی ماه ظاهر شد.
برای این نماز جمعه ٤ روز پیاپی تبلیغ رسانه ای به ویژه صدا و سیما کردند، مترو را مجانی و با اتوبوس از شهرهای اطراف نیز نیرو به مصلی تهران منتقل کردند. همین بسیج نیرو خود به اندازه کافی گویای این واقعیت است که خامنه ای نیازمند نمایش هواداران خود بود.
این مراسم از چند روز قبل توسط نهادهای مختلف حکومت، سازماندهی شده بود و تعدادی از عوامل حکومتی را برای نمایش و شعار دادن در حین سخنان او آماده کرده و به صحنه نمایش چندش آور خود آورده بودند. خامنه ای در خطبه غضب آلود و هیستریک و لرزان خود که ناشی از وحشت و نگرانی از سرنوشت آینده حاکمیت شان بود، به سخنراین پرداخت. سخنرانی او، اشکارا نشان داد که موضع درمانده ای دارد. همه تلاش او این بود که صرفا به نیروهای سرکوبگر و طرفدار حکومت خود دل داری دهد به طوری که او مردم ایران را دو دسته کرد و گفت آن هایی که در خیابان ها تظاهرات می کنند و تصاویر قاسم سلیمانی را پاره می کنند ایرانی نیستند و به نوعی تاکید کرد که ایرانیان، بسیجی و سپاه و حزب الله و به طور کلی طرفداران حکومت اسلامی هستند. این هم اقرار بزرگی از سوی رهبر حکومت اسلامی است!
خامنه ای در این خطبه های نماز جمعه خود، باز هم نه تنها به عنوان فرمانده کل قوا، به دلیل سرنگون کردن هواپیمای مسافربری و کشتن همه سرنشینان آن، عذرخواهی نکرد، بلکه از سپاه پاسداران و به ویژه سپاه قدس قدردانی کرد. یعنی از عاملان سرنگونی هواپیما و کشتار همه سرنشینان آن! شکی نیست که ما در روزهای های آتی شاهد علنی شدن هر چه بیش تر دروغ های خامنه ای و روحانی و سایر مقامات سیاسی و نظامی آن در رابطه با سرنگون کردن آگاهانه و عامدانه این هواپیما!
درماندگی در سخنان خامنه ای آن جا اشکارتر شد که او آیاتی از قرآن را خواند که در «نهایت شدّت (فشار) بر پیامبر و تنهایی و بی کسی» او نازل شده بود. کمی بعد مثالی از حاج قاسم سلیمانی زد و از حضورش «در حلقه محاصره ۳۶۰ درجه‌ ای دشمن» گفت و پرسید: «کدام فرمانده می ‌توانست کارهایی را که او کرد انجام دهد؟» اعلام این «تنهایی و محاصره»، راز اصلی آمدنش به نماز جمعه پس از ۸ سال بود و بقیه خطبه، مرور رویاهایی بود برای نجات از این «تنهایی و محاصره»؛ کاری که بقیه دیکتاتورها هم در پایان راه شان به زبان می آورند. نهایتا سخنان خامنه ای، اما برای هواداران هم تکراری بود و دل گرمی تازه‌ ای برای آن ها به وجود نیاورد!
در همین حال مراسم تشییع قربانیان این فاجعه دردناک در برخی شهرهای ایران به اعتراضات ضد حکومتی تبدیل شد و مردم خشمگین علیه خامنه ای و حکومتش شعار دادند.
شرکت ‌کنندگان در این مراسم ها از جمله شعارهایی چون «خامنه‌ای قاتله، ولایتش باطله»، «بسیجی سپاهی، داعش ما شمایی»، «دشمن ما همین جاست، دروغ می‌گن آمریکاست»، «نخبه‌ هامون رو کشتن، آخوند به جاش گذاشتن» و «کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر الدنگو ستایش کنیم» و... سر می‌دادند.
هم چنین تصاویر منتشرشده در شبکه ‌های اجتماعی نشان می ‌دهد که مردم عزادار پرچم حکومت اسلامی را از روی پیکر جان ‌باختگان کنار می‌ کشند.
همسر یکی از قربانیان در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «... خدا رو شکر نذاشتیم تو قطعه شهدا دفنت کنند. تو شهیدی اما نه شهیدی که اینا می گن، شهید راهی هستی که کاملا برعکس راه این ظالمین و جاهلین است...»

وقتی حکومت با زبان تهدید، زور، چماق، گلوله، شکنجه، اعدام، ترور و دروغ با مردم سخن می گوید، آن هم نه یک روز و یک ماه و یک سال، بلکه ٤١ سال، نتیجه اش همین فضای اعتراضی و خیزش ها مردمی و اعتصاب و اعتراض کارگر، بیکاران، دانشجویان، زنان، جوانان، هنرمندان، نویسندگان و سایر اقشار تحت ستم است که فریاد می زنند: حکومت اسلامی نابود باید گردد! و یا با تمام قدرت فریاد می زنند: «از بغداد تا تهران / شعار ما انقلاب»؛ « نه شاه می‌ خوایم نه پاسدار / مرگ بر این دو کفتار»؛ «سقف و کتاب و گندم / قدرت به دست مردم»؛ مردم چرا نشستید / منجی، خودِ تو هستی و... در واقع این شعارها، جواب همه کسانی را در داخل و خارج از کشور می دهند که بر این عقیده اند این خیزش ها کور است و رهبری ندارد. اما همین شعارهای بالا، آشکارا نشان می دهند که خواست این نیروی انقلابی اداره جامعه به شکل شورایی و خودمدیریتی جمعی و دموکراسی مستقیم است. سخنانی که در سال های اخیر، اسماعیل بخشی این نماینده جوان و جسور کارگران شرکت هفته تپه مطرح کرده است! به نظر من، دختر جوان و عزیز ما «سپیده قلیان» از هر رهبری، رهبرتر و جسورتر است! اکنون در جامعه ما اسماعیل بخشی ها و سپیده قلیان ها ده ها هزار نفری هستند و در این سال ها در مبارزه مستقیم و رویارویی مستقیم با آدم کشان حکومت اسلامی و زندان رفتن ها و بیرون آمدن ها، مانند فولاد، آب دیده شده اند و نیازی به هیچ آقا بالاسری سر ندارند!

مطلب را با نقل قولی از آیت الله خمینی، بینان گذار حکومت اسلامی، به پایان می برم.
در کتاب «تحریر الوسیله» نوشته خمینی آمنده است:
کتاب نکاح مسئله ١٢:
«كسی كه زوجه اى كم تر از نه سال دارد وطى او براى وى جايز نيست چه اين كه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع، و اما ساير كام گيری ها از قبيل لمس به شهوت و آغوش گرفتن و تفخيذ اشكال ندارد هر چند شيرخواره باشد؛...
تفخیذ در اصطلاح فقهی، عبارت است از شهوت راندن مرد، ما بين دو ران زن، بدون ايجاد دخول. بنابر فتوای فقهای اسلام و شیعه از جمله خمینی تفخیذ با کودک شیرخواره هم مجاز است.
اگر کودک تا قبل از نه سالگی مورد دخول قرار گیرد و افضاء نشود ، فرد دخول کننده فقط دچار گناه شده و چیزی بر گردن او نیست.
افضاء عبارت است از یکی کردن مجرای حیظ و غائط در اثر دخول.
چنان چه مرد به کودک زیر نه سال ( حتی شیر خواره) طوری دخول کند که دچار افضاء شود باید دیه کامل زن (که نیمی از دیه مرد است ) را بپردازد. چنان چه مرد دختر بالای نه سال را افضاء کند، دیه بر او واجب نیست.
شنبه بیست و هشتم دی ١٣٩٨ – هجدهم ژانویه ٢٠٢٠

ضمیمه ١:
بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران : ازین‌پس هیچ تعامل سازش‌برانگیزی میان ما و حکومت ممکن نخواهد بود!

مطالبه‌ امروز ما از آزادی و عدالت به حق ابتداییِ زیستن فروکشیده شده‌است. در چهل سال اخیر جنایاتی که به قیمت بقای یک رژیم تمامیت‌خواه بر اقوام و اقشار و اصناف و در یک کلام صاحبان واقعی این مرز و بوم رفته، برای ما هیچ ‌گاه پوشیده نبوده و نمانده ‌است.
پس از کشتار آبان ۹۸ و کشتار بی‌ شرمانه‌ مردمانمان در پی سرنگونی هواپیمای پرواز ۷۵۲، نقطه‌ عطف ماجرا آن بود که این وقایع در ابتدا با دروغ وقیحانه و تهدید کسانی که واقعیت ماجرا را گوشزد می ‌کردند کتمان و سپس با ورود قدرت ‌های خارج از کشور منجر به افشای حقیقت گشت و این افشا در نهایت به صداقتی کاذب از جانب حکومت بدل شد. صداقتی که در دل آن دروغ‌ های بیش تری نهفته است.
در همین بحبوحه، امروز بسیج دانشجویی دانشگاه تهران به نمایندگی از همان نظام بر طبل صداقت دروغین می ‌کوبد و جریان موسوم به نام بی ‌مسمای اصلاحات پس از تجربه‌ شکست ۷۶ در ۷۸ و ۹۶ در ۹۸، هم‌چنان در پی سودجویی از مطالبات ابتدایی مردم و انحراف موج اعتراضات راستین آنان از ساحل نجات شان است.
سیل سیستان و بلوچستان و در پی آن جان‌ باختن هم‌ وطنانی که هیچ ‌چیز جز تبعیض قومی و مذهبی و بومی در این وطن نصیب شان نشده، بر دروغین بودن عذرخواهی حاکمیت بابت کشتار سرنشینان هواپیمای اوکراینی صحه می‌ گذارد.
همه‌ این وقایع در زمانی رخ می ‌دهد که ما همچنان سوگوار سرکوب و کشتار بی‌ سابقه‌ آبان ۹۸ و نگران وضعیت هم ‌کلاسی ‌های در بندمان هستیم.
آن چه تا بدین ‌جا شرح دادیم گواه آن است که حکومت علیه مردم و فرزندان دانشجوی ایشان اعلام جنگ کرده و ازین ‌پس هیچ تعامل سازش ‌برانگیزی میان ما و آنان ممکن نخواهد بود.
امروز ما گرد هم آمده‌ ایم تا ضمن مرزبندی با جریان حاکم و اپوزیسیون ‌نماهای داخل و خارج کشور که همواره در راستای انحراف اعتراضات مردم فعالیت می‌ کنند، برای ایجاد همبستگی واقعی و ایجاد فضای تعامل میان دانشجویان تلاش کنیم. هم ‌سنگران عزیز! سلاح اصلی ما گفتگو برای راه‌ یابی به ‌سوی آینده است. بنابراین از فردا در لابی و حیاط تک تک دانشکده‌ها حلقه ‌های مباحثه تشکیل خواهیم داد.

سه ‌شنبه ۲۴ دی ماه ۹۸
جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران
این بیانیه روز سه‌شنبه در تجمع دانشجویان دانشگاه تهران خوانده شد.

ضمیمه ٢:
سپیده قلیان: همه اش که نباید ترسید، راه که بیفتیم ترس مان می ریزد!
چهارشنبه ١٥ ژانویه ٢٠٢٠

پخش اعترافات اجباری تلویزیونی، به عنوان یک ابزار تهدید، فشار و سرکوب، یک سنت امنیتی چهل ساله در نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی است. همواره و پس از هر اعتراض، تجمع یا رخدادی، تعدادی بازجو - خبرنگار به خط می‌شوند تا نامستندی در توجیه واقعه بسازند. این نامستندها که احتمالا شاخص‌ترین نمونه‌ آن، «مستند هویت» در توجیه قتل‌های زنجیره‌ایِ قبل و بعد از ۱۳۷۵ بوده است، همیشه بخشی از آنتن صدا و سیما را به خود اختصاص داده است.
هر چند ظاهرا، آن چنان که در قضیه دروغ بزرگ سقوط هواپیمای اوکراینی، موکدا ثابت شد، این نه فقط متهمان و محکومان و زندانیان سیاسی، که مسئولین حکومت هم می‌توانند سوژه‌ نامستندها باشند!
بخش عمده‌ ما، شاید تصور کنیم که تمام مردم ایران، این شانتاژهای خبری را نادیده می‌گیرند و از روی آن‌ها عبور می‌کنند. اما متاسفانه چنین نیست. تکرار و تکرار و تکرار، در دروغگویی‌های امنیتی، می‌توانند عوامل پروپاگاندا و جنگ روانی‌ای باشند که در دراز مدت، به شکلی حقیقی، به باورهای بدنه‌ی مردم معترض و جان به لب آمده آسیب بزنند. به ویژه برای کسانی که در شهرهای کوچک‌تر زندگی می‌کنند، این نامستندها می‌توانند زندگی را تلخ و مختل کنند.
اما دیگر دوران برنامه‌ هویت گذشته است. این تنها نهادهای امنیتی نیستند که می‌توانند تریبون داشته باشند و یک‌طرفه حرف بزنند. تمام قربانیان اعترافات اجباری امکان، حق و حتی وظیفه دارند در مورد این نامستندها سکوت نکنند. این ابزار سرکوب و فشار و تهدید، باید ناکارآمد و مختل شود.
من، به سهم خودم، قدم اول را با شکایت از آمنه سادات ذبیح‌پور و صدا و سیما و مدیر بخش خبری بیسا و سی برداشتم. شکایتی نه از سر اعتماد به قوه‌ی قضاییه، یا امید به رسیدگی، بلکه از موضع برداشتن یک قدم رسمی برای اخلال در بازی خطرناک بازجو-خبرنگارها. اما این تنها قدم اول است و آخر کار نیست.
بار دیگر از همه‌ی آنان که به هر نحو از نامستندهای نهادهای امنیتی آسیب دیده‌اند و قربانی این سرکوبِ ظاهرا با کلاس هستند، می‌خواهم حرف بزنند. بگویند که چه شد و چگونه شد. از آنچه که پشت دوربین گذشته است حرف بزنند و دیوار دروغ را فرو بریزند. این سد را باید شکست. «همه‌اش که نباید ترسید. راه که بیفتیم ترسمان می‌ریزد.»

روز جمعه ۲۷ دی قرار است خامنه ای بعد از غیبت هشت ساله اجرای مراسم نماز جمعه تهران را بر عهده بگیرد. انجام این مناسک مذهبی با حضور خامنه ای با این هدف صورت میگیرد که با هزینه دهها میلیون دلاری و جمع کردن مزدوران حکومت، قوت قلبی به این رهبر منفور داده شود و در مقابل مردمی که در چند روز گذشته در سراسر کشور پوسترهایش را به آتش کشیدند و علیه اش شعار دادند، به خیال خود قدرتنمایی کنند. جامعه اما جوابشان را بسرعت خواهد داد، همانطور که تنها چند روز پس از نمایش جسدچرخانی قاسم سلیمانی سراسر جامعه علیه حکومت بپاخاست و پاسخ کوبنده ای به این نمایشات حکومتی داد.

می خواهند با بسیج جمعیت کرایه ای به شرکت در این مراسم به مزدوران روحیه باخته خود قوت قلب بدهند و بگویند هنوز "قوی" هستیم. چنان خوار و ذلیل شده اند که به هردوز و کلکی و زور و باجگیری برای بسیج نیرو دست می زنند. گفته اند که همه شرکت کنندگان در مراسم "بیمه" خواهند شد! تو گویی برنامه ریزی کرده اند که در مراسم نماز جمعه شماری در "شوق دیداربا رهبر" غش کنند و یا به دلیل"ازدحام" زیر دست و پا له شوند. همان جنایتی که در کرمان کردند.
صرفنظر از اینکه خامنه ای منفور و آدمکش در نماز جمعه چه بگوید ولی از پیش روشن است که مردم نمایش قدرقدرتی جمهوری اسلامی را به سرعت با تظاهرات های کوبنده خود و با شعار علیه خامنه ای و کل حکومت اسلامی به ضد خود تبدیل خواهند کرد. "اسطوره سازی" جمهوری اسلامی از سلیمانی تروریست فقط چند روز طول کشید و مردم با شعارهایی نظیر" سیلمانی قاتله، رهبرش هم قاتله" جواب شایسته ای به این نمایشات دادند.
جمهوری اسلامی هر اقدامی بکند از سقوط و نابودی رهایی نخواهد یافت. مردم یکپارچه تر شده اند و صفوف دشمنان مردم درهم ریخته است. جامعه خود را برای نبرد نهایی آماده می کند. عزم و اراده مردم برای تغییر بنیادی جامعه بارها خود را به نمایش گذاشته است. حکومت آدمکشان به آخر عمر خود نزدیک می شود. حکم مردم برای نابودی جمهوری اسلامی به اجرا خواهد گذاشته شد و لحظه محاکمه سران جمهوری اسلامی به جرم جنایت علیه بشریت فرا می رسد. صدای پای انقلاب رهائبخش مردم ایران شنیده می شود. زنده باد انقلاب!

حزب کمونیست کارگری ایران
۲۶ دی ۱۳۹۸- ۱۶ ژانویه ۲۰۲۰

اطلاعیه شماره 3
23 دی: اعتراضات ادامه دارد

امروز 23 دی اعتراضات و شعار دادن و تظاهرات دانشجویان و مردم در شهرها و دانشگاههای مختلف ادامه یافت. شعار سرنگونی حکومت اسلامی و نابود باد جمهوری اسلامی همه جا شنیده میشد. مردم خشمگین هرجا پوستری از قاسم سلیمانی و خامنه ای دیدند پایین کشیدند و یا آتش زدند. شعارنویسی علیه حکومت و سران جنایتکارش بر در و دیوار شهرهای مختلف نقش بسته است.
در شهرهای اصفهان، تبریز، شیراز، تهران، آمل، سنندج، بابلسر، کرمانشاه و ایوانکی سمنان شمار زیادی از مردم علیه جمهوری اسلامی و جنایاتش شعار دادند. در مارالان تبریز جمعیت زیادی اقدام به شعار دادن علیه جمهوری اسلامی و خامنه ای کردند. در آمل جمعیت در مقابل ساختمان مرکزی سپاه پاسداران تجمع کردند و علیه آنها شعار دادند. در تهران در مناطق تهران پارس، متروی شادگان، میدان آزادی و متروی استاد معین تجمعات با شعار فرمانده کل قوا استعفا و شعارهای دیگر جریان یافت. در خیابان معالی شیراز تجمع وسیعی با شعار علیه حکومت و خامنه ای و پاسداران برپا گردید. نیروهای انتظامی حکومت بلوار ارم شیراز مقابل صدا و سیما را از ترس حمله مردم قرق کرده بودند. در بابلسر نیز تظاهر کنندگان به جنایات حکومت اعتراض کردند و علیه سران حکومت شعار دادند. دانش آموزان برخی مدارس از جمله دبیرستان دخترانه فرزانگان در تهران نیز دست به تجمع زده اند.
امروز همچنین در دانشگاههای متعددی تظاهرات و تجمعاتی که از روزهای قبل شروع شده بود ادامه یافت از جمله دانشگاه صنعتی اصفهان، امیر کبیر، شریف، هنر تبریز، کرمانشاه و دانشگاه شیراز صحنه تظاهرات و راهپیمایی و شعار دادن تند دانشجویان بود. در دانشگاه تبریز در خوابگاه ولی عصر دانشجویان پوستر قاسم سلیمانی را پایین کشیدند و پاره کردند. دانشجویان دانشگاه شریف شعار میدادند "به من نگو فتنه گر، فتنه تویی ستمگر". در دانشگاه و در شهر سنندج نیز تظاهرات و شعار دادن علیه حکومت وسیعا جریان یافت. نیروهای منفور انتظامی به سوی تظاهر کنندگان گاز اشک آور شلیک کردند و مانع پیوستن بیشتر مردم به صف تظاهرات شدند. لباس شخصی ها و نیروهای مسلح در برخی نقاط اصفهان مثل چهارباغ بالا، شریعتی، نیکبخت و برخی نقاط دیگر برای جلوگیری از گسترش اعتراضات کشیک میدادند. در تمام اعتراضات زنان شجاعانه در صف اول اعتراضات حضور دارند.
شعارهای مردم در این دور تظاهرات رادیکال تر از همیشه است و شعارها علیه کل حکومت و خامنه ای و سلیمانی بعنوان یکی از نمادهای جنایات حکومت، متمرکز شده است. جنبش سرنگونی تا ریشه کن کردن این حکومت منفور و جنایتکار ادامه خواهد یافت.

نابود باد حکومت اسلامی سرمایه داران!
زنده باد انقلاب انسانی برای جامعه ای انسانی!
حزب کمونیست کارگری ایران
23 دی 1398 - 13 ژانویه 2020

پاسدران، بسیجیان، ارتشیان و افراد نیروهای مسلح

گوشهایتان را باز کنید! جامعه با صدای رسا دارد اعلام میکند که کار حکومت اسلامی تمام است.
تا دیر نشده شما که در رده های پایین هستید سرنوشت و آینده خود را از سرنوشت این حکومت منفور و جنایتکار جدا کنید! به خاطر حفظ سرمایه ها و ثروتهای نجومی آخوندها و سرداران و سرمایه داران حریص و مفتخور، مردم حق طلب را قربانی نکنید. مردم تک تک شما را میشناسند و زیر نظر دارند. این حکومت یک باند مرتجع دزد و چپاولگر و جنایتکار و اشغالگر است که علیه 99 درصد مردم دارد میچاپد و جنایت میکند. نیروهای مسلح حکومت را رها کنید. سلاحهایتان را به سوی فرماندهان منفور ضد انسانی این نیروها نشانه روید. جمهوری اسلامی باید سرنگون شود و طنین سرنگونی این حکومت در سراسر جامعه بار دیگر به گوش میرسد. آیا طنین این شعارهای مردم در سراسر ایران از تهران تا بسیاری شهرها و مناطق دیگر شما را تکان نمیدهد؟ بخود آیید! در کنار مردم قرار گیرید! سران این حکومت و فرماندهای نیروهای مسلحش ثروتهای میلیاردی به هم زده اند و در گوشه و کنار جهان مخفی گاههای خود را آماده کرده اند تا شاید از خشم مردم فرار کنند. در جنایات حکومت شرکت نکنید! از فرمان فرماندهانتان سرپیچی کنید! اخبار درون این نیروها را به دست مردم برسانید.
ما بارها به شما اخطار کرده ایم که هیچ بهانه ای برای خدمت به این حکومت دزد و جنایتکار قابل قبول نیست. این را بعنوان هشدار باردیگر به شما میگوییم. و امیدواریم که صدای انقلاب کوبنده مردم را بشنوید.

نابود باد حکومت اسلامی!
زنده باد انقلاب مردم علیه حاکمین جنایتکار و چپاولگر!
حزب کمونیست کارگری ایران
۲۲ دی ۱۳۹۸، ۱۲ ژانویه ۲۰۲۰

اطلاعیه کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران
تجمع اعتراضی کارگران شایگان مهر مریوان علیه پرداخت نکردن حقوقهای معوقه!
کارگران شایگان مهر آپادانا مریوان ٢٨ دی ماه علیه حقوقهای پرداخت نشده دست به تجمع اعتراضی زدند و برای پیگیری اعتراضاتشان و از حلقوم بیرون کشیدن حقوقهای پرداخت نشده در مقابل استانداری کردستان در شهر سنندج تجمع اعتراضی را ادامه داده اند.
«میکائیل صدیقی (رئیس هیات مدیره کانون کارگران ساختمانی استان کردستان) در ارتباط با مطالبات کارگران شایگان مهر مریوان که در کار ساختمان‌سازی و لوله‌کشی مرز عراق شاغل بوده‌‌اند، می‌گوید: این کارگران حدود شش ماه معوقات مزدی پرداخت نشده دارند و اکنون چندماهی است که کار تعطیل شده و همه این کارگران بیکار شده‌اند. اینها صد نفر کارگر قراردادی هستند که از برج دوازده سال قبل حقوق نگرفته‌اند».

کارگران کارگران شایگان مهر مریوان!
با اتکا به نیروی خود و خانواده هایتان اعتراضات خود را پیگیری کنید. وعده های پوج استانداری و جمهوری اسلامی را باور نکنید، تجمعاتتان را پیگیرانه ادمه دهید! خانواده هایتان را در تجمعات اعتراضی همراه  کنید!

کارگران شایگان مهر مریوان
کارگران شهرداری مریوان!
مبارزه و اعتراضات  علیه پرداخت نشدن حقوقها را متحدانه سازماندهی کنید. با هم همکاری کنید و اعتراضات و تجمعات همبسته و بزرگ را فراخوان دهید! شما با اعضای خانواده هایتان جمع بزرگی هستید.  کلید رسیدن به خواست هایتان اتحاد شما،‌ پیگیری مبارزه و بویژه به میدان آمدن مردم شهر و کارگران سایر مراکز کارگری و بویژه خانواده های شما هستند و این شما هستید که میتوانید آنها را به میدان بیاورید. تجربه کارگران هپکو اراک، هفت تپه و فولاد اهواز نشان داد که تنها راه جلب همبستگی دیگران و حضور فعال آنها در تجمعات اعتراضی شما در مرکز شهر است. اعتصاب و اعتراض شما باید با پیگیری و حمایت خانواده هایتان، کارگران و مردم شهر مریوان اینبار به تنیحه برسد. باید با به میدان آوردن مردم و خانواده هایتان حقوقهای دریافت نشده را از حلقوم  استانداری و شهردار و فرمانداری بگیرید.
کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری مردم شهر مریوان و در پیشاپیش آنها خانواده های کارگران شایگان مهر مریوان و  شهرداری  را به حمایت از مبارزه کارگران شایگان مهر مریوان  و شهرداری و پیوستن به اعتراضات آنها  فرامیخواند!

کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران
٢٨ دی ١٣٩٨ - ١٨ ژانویه ٢٠٢٠

شلیک به هواپیمای اکراینی عمدی بوده است
با گذشت زمان شک و تردیدها درمورد عمدی بودن شلیک موشک به هواپیمای اکراینی قوت میگیرد. جمهوری اسلامی پس از سه روز لاپوشانی و مهمل بافی، زیر فشار اسناد متعددی که توسط دولت های مختلف ارائه شد، مجبور به تسلیم شد و اعتراف کرد که سپاه پاسداران به آن شلیک کرده است. اما در اعترافشان هم دروغهای تازه به هم بافتند. گفتند یک اشتباه فردی بوده است، مامور شلیک، هواپیمای مسافربری را با موشک کروز اشتباه گرفته است، هواپیما مسیرش را تغییر داده بوده است، به طرف حریم فضائی پایگاه پاسداران حرکت میکرده است و غیره و غیره! اینها بقول وزیر امور خارجه اوکراین "مزخرف" است. این توجیهات نشان میدهد که جانیان حاکم در تلاش برای مخفی داشتن واقعیت دیگری هستند. این واقعیت که شلیک به هواپیما عمدی بوده است. حتی سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس شان میگوید شلیک به هواپیما نمیتواند سهوا صورت گرفته باشد و باید دید پشت پرده چه گذشته است. اکنون دولت کانادا و دیگردولتهائی که شهروندانشان در این فاجعه جان باخته اند خواستار روشن شدن چرائی و چگونگی این ماجرا هستند و اعلام کرده اند تا روشن شدن تمام حقیقت به تحقیق در این مورد ادامه خواهند داد.
از جمهوری اسلامی و تک تک سرانش هرجنایتی ساخته است. اینها در طول ۴۰ سال گذشته مهلک ترین جنایتها را برای حفظ حکومت منحوسشان مرتکب شده اند و در توجیه تراشی و دروغ بافی مهارت کامل دارند. اما این بار مردم اجازه نمیدهند حکومت از این مهلکه جان سالم بدر ببرد. مردم ایران بویژه خانواده های جانباختگان، افکار عمومی جهانی و دول غربی باید جمهوری اسلامی را تحت فشار بگذارند تا زیر نظر نهادهای مستقل از حکومت اسلامی کل ماجرا بررسی شود و حقایق به دنیا اعلام شود.
خامنه ای و دیگر مقامات حکومت باید بدلیل فاجعه سقوط هواپیما، بخاطر کشتار قریب به ١٥٠٠ نفر در آبانماه، و بدلیل ۴۰ سال جنایت بی وقفه علیه مردم محاکمه شوند. دور نیست روزی که حکومت تبهکار اسلامی را سرنگون کنیم و آمرین و عاملین چهار دهه جنایت علیه بشریت را در دادگاههای علنی به محاکمه بکشیم.

حزب کمونیست کارگری ایران
۲۳ دی ۱۳۹۸، ۱۳ ژانویه ۲۰۲۰

ااطلاعیه شماره 3

24 دی: دانشجویان در خیابانها راهپیمایی کردند
شامگاه امروز سه شنبه 24 دی در میدان آزادی تهران شماری  از مردم جمع شده و شعار میدهند  "فرمانده کل قو استعفا استعفا". تا لحظه انتشار این اطلاعیه تجمع ادامه دارد. در منطقه 10تهران نیز شماری از معترضین در تلاش برای پایین کشیدن پوستر خامنه ای شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند.
امروز همچنین دانشجویان دانشگاه تهران، شریف، علامه طباطبایی، امیر کبیر، علوم پزشکی، بهشتی و پلی تکنیک تجمع کرده و علیه خامنه ای و جمهوری اسلامی شعار دادند. دانشجویان برای ساعت 5 عصر امروز از قبل قرار حرکت از دانشگاه امیرکبیر به سمت دانشگاه شریف را داشتند. اما با بسته شدن درب دانشگاه امیر کبیر توسط نیروی انتظامی و استقرار نیروی وسیع امینیتی،  فقط شمار کمی از آنها توانستند به سمت شریف حرکت کنند. دانشجویان دراین روز در دانشگاههای مختلف ساعتها شعار دادند.
شعارهای دانشجویان از جمله عبارت بود از: "فرمانده کل قوا استعفا استعفا"، "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد، زندانی سیاسی آزاد باید گردد"، "فرمانده کل قوا استعفا استعفا"، "مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر"، "مرگ بر اصل ولایت فقیه" و شعارهای سرنگونی دیگری را دانشجویان فریاد میزدند. دانشجویان همچنین شعار میدادند "بسیجی سپاهی داعش ما شمایی"، "توپ تانک فشفشه، رهبر باید گم بشه". در دانشگاه هنر تبریز دانشجویان با شعار سرنگونی و مرگ بر دیکتاتور دست به تظاهرات زدند و شعار میدادند "ما بچه های جنگیم بجنگ تا بجنگیم". دانشجویان همچنین شعار میدادند "بسیجی حیا کن، مملتو رها کن". در دانشگاه بهشتی دانشجویان شعار میدادند "اونی که میگن عادله، دروغ میگن قاتله"، "پول ماها چی شده خرج بسیجی شده"، دسته های اوباش بسیجی به مقابله با دانشجویان وارد دانشگاه شدند. و دانشجویان شعار میدادند "بترسید بترسید ما همه با هم هستیم". دانشجویان دانشگاه هنر  نیز شعار مرگ بر دیکتاتور و شعارهای دیگری مثل "ما بچه های جنگیم بجنگ تا بجنگیم"، و "کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل را ستایش کنیم، را سر دادند. دانشجویان امیر کبیر وقتی در حال اعتراض و تظاهرات بودند نیروهای بسیجی درب دانشگاه را بستند و اجازه خروج دانشجویان را نمیدادند. در مقابله با آنها دانشجویان با بسیجی ها درگیر شدند. در اعتراضات امروز نیز نقش زنان در جلوی صف دانشجویان بسیار چشمگیر بود.
در کرمان، مریوان، و شیراز نیز شمار زیادی از مردم دست به اعتراض و راهپیمایی زده و فریاد میزدند. شعار اعتراضات کرمان از جمله عبارت بود "فرمانده کل قوا استعفا استعفا" و "مرگ بر این ولایت این همه سال جنایت". در مریوان مردم پوسترهای قاسم سلیمانی را به آتش کشیدند. در دروازه قرآن شیراز شماری از مردم یاد جانباختگان هواپیمای اوکراینی توسط پاسداران را گرامی داشتند و جنایت حکومت و پاسداران را محکوم کردند.
بنا به یک گزارش دیگر یازده نفر از زندانیان سیاسی به اسامی  بهزاد همایونی، جعفر عظیم زاده، سهیل عربی، بابک صفری، پروین محمدی، یوسف آریان مهر، محمد کریمی، محسن حاجی محمدی، میثم عباسی، محمد مرادی و حسین پسندیده پیرامون اصابت موشک به هواپیمای مسافربری و اعتراضات مردمی و در محکومیت این کشتار بر حق مردم بر اعتراض، تجمعات و راهپیمایی های سراسری تاکید کرده و  همبستگی وهمدوش بودن خود را با مردم معترض و عدالت طلب ایران اعلام کرده اند.

نابود باد جمهوری اسلامی
حزب کمونیست کارگری ایران
14 ژانویه 2020 - 24 دی 1398

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت