ایران تریبون - ایران تریبون - تريبون آزاد http://iran-tribune.com Fri, 15 Dec 2017 04:20:00 +0000 Joomla! - Open Source Content Management fa-ir ایرج فرزاد: با احترام به دوران ۱۳۵۷ http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66562:2017-12-13-04-48-28&Itemid=649 http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66562:2017-12-13-04-48-28&Itemid=649

این روزها “طاهر احمدزاده” در سن ۹۶ سالگی از دنیا رفت. طبعا مرگ او که سه فرزندش مسعود و مجید و مجتبی در دو رژیم سلطنت و اسلامی به جوخه اعدام سپرده شدند و خود او نیز از “جور” رژیم اسلامی در امان نماند، موجب تاثر است. مرگ اتفاق مُهمی در سیر زندگی انسانها است. از این نظر زیر سایه بار سنگین عاطفی رفتن انسانها، بویژه برای نزدیکان و بستگان بیولوژیک آنها، اصولی نیست که درست در چنان لحظات حساس و سنگین از نظر احساس بین بازماندگان، به فروش “سیاست” روی آورد.
امضاء کنندگان لیست نسبتا طولانی که مرثیه نامه: “زندگی اش حماسه بود طاهر آقا”، دقیقا این پرنسیپ را زیر پا گذاشته اند. اینها، که از بقایای “زندانیان سیاسی” طیف “نظامی کار” و “سیاسی کار” و اسلامی و  شبه سکولار دوره شاه، “بازماندگان گروه فلسطین” گرفته تا گروه تئاتر “سنگلج”  و ایام نمایش فیلم “گاو مشدی حسن” و هواداران آل احمد و نفرتش از”غرب زدگی او”؛ تا دگر اندیشان دینی و فلان عضو مغضوب دفتر تحکیم وحدت و دوخردادی سرخورده و اکنون مقیم آمریکا و همکار بی بی سی و صدای آمریکا را شامل میشود، درست در آن فضای عاطفی و حساس “جنس” خود را بفروش میرسانند:
” عموم این گرایش ها، از چپ و نیروهای جبهه ملی گرفته تا گروههای طیف نواندیشی دینی، طاهر احمدزاده را به خود نزدیک و از خود می دانستند و می دانند. او فضایل این جریانات را در خود داشت و حلقه وصل آنان بود”
فریاد میزنند:
“این رادمرد جنبش ملی را، که نماد پایداری، نیک خواهی و مدارا بود”
براستی هم مشخصات این جنس بدل را که کلیه فعالان متلون این “گرایش” که مرگ طاهر احمد زاده را بهانه معرفی “حلقه واسط”  تعلقات سیاسی و جنبشی خود توصیف کرده اند، خوب و کامل تعریف کرده اند. این جنس، اما، تاریخ مصرفش با بایگانی شدن نقش “مترقی” بورژوازی ملی و خودی، و مشروطه و مشروعه خواه در بطن رویدادهای دوران انقلابی سالهای ۵۷ بسر رسیده بود و درست در بستر تحولات آن سالها و ماهها از انبارها و پستوهای نمور برچیده شدند. قلم گرفتن همین دوران است که در یک احساس نوستالژیک، و انگار که شاه دارد بر قبر کورش نوحه میخواند که: “آسوده بخواب، ما بیداریم”، این نوع اپوزیسیون هنوز هم پس از ساقط شدن رژیم سلطنت، کماکان “ضد شاه” باقی مانده است. به این ترتیب اینها فضا و مکانی برای زندگی نه در اکنون و حال و رو به آینده، که مرثیه و نوحه برای گذشته سپری شده و ایام مجاهد و فدائی شدن خویش در “راه مصدق” جستجو میکنند. برای اینها، خمینی، هنوز “قلمها را نشکسته” است، امثال لاجوردی زندانی “مذهبی” رژیم جلاد “سر سپرده آمریکا” است و برای “روشنفکران “نو اندیش دینی”، از تیپ حجاریان و گنجی، هنوز “پرده” جنایتهای سال ۶۰ “در نیافتاده” بود. دانه درشت ها وحشت کرده بودند که مبادا با ساده لوحیها و “دگر اندیش بازی”ها و  “لبخند اصلاحات”، توهم به اصلاح رژیم اسلامی را دامن بزنند و موحب هجوم مردم برای “بر افتادن”پرده ها بشوند. تا مبادا هم خود آنها و  هم جناب “فلاحیان” وزیر اطلاعاتِ “مجاهد نستوه” دوره شاه، رفسنجانی، و معاون او، حجاریان. که بنیانگذار و تئوریسین آن وزارتخانه و قتلگاه اسلامی بود،“نمانند”. چه، آنگاه که اکبر گنجی “عالیجناب سرخپوش” را مینوشت، و آقای حجاریان تز “فشار از پائین و چانه زنی در بالا” را برای حفظ و بقاء اسلام سیاسیِ هنوز تماما تثبیت نشده می پروراند، فلاحیان برای آنها نوشت، یادشان باشد سالهای خونین ۱۳۶۰ را که بر سر چهار راهها و چاقو بدست، بر رعایت “حجاب” اسلامی بر سر زنان و دختران عابر “نظارت” میکردند و بر لزوم تشکیل یک سازمان اطلاعاتی منسجم و بی ملاحظه حتی نسبت به خودی ترینهای تا دیروزی اصرار داشتند:
“چون پرده در افتد، نه تو مانی و نه من”
این لیست هنوز هم در دنیای راز آلود و نیافتادن پرده تحولات سال ۵۷ زندگی میکنند. هنوز دارند در پوشش غم مصنوعی و ریاکارانه برای طاهر احمد زاده، بر “مدارای” خود با خمینی و روشنفکران نو اندیش دینی و “اسلام سیاسیِ” قبل از آن تحولات، مجددا بیعت میکنند. آن دوران شیرین “حلقه واسط” که آقایان حجج اسلام منتظری و خلخالی در سقز و بانه کردستان “سنی نشین” در تبعید بسر می بردند، و هنوز چند سالی مانده بود تا به افتخار “سفیر مرگ” خمینی و نویسنده قانون قصاص و حدّ و تعزیر و سنگسار نائل شوند؛ و الیته  معلم “شهید”، شریعتی در “هجرت” لندن و روضه های او در حسینیه ارشاد، که بسیاری از صف همین گرایش را در پامنبریهای خویش حاضر میدید. این ادای احترام به طاهر احمد زاده نیست، این تعهد دگر باره کلیه فعالان گرایش ملی- اسلامی به “سیاستها و تفکر و تعقل خود” از دوران “بزرگ مرد جنبش ملی ایران”، جناب مصدق، تا آستانه رویدادهای انقلاب ۵۷ است.
اما آن سیاست و  آن نوع “چپ” ملی – اسلامی، با دوران تحول انقلابی سالهای آخر دهه ۱۳۵۰ عقیم و نازا در آمد  و فعالان و زندان دیده ها و سکاندارانش همانجا زمین خوردند و ماندند. توهم به اینکه جامعه ای که چهل سال است زیر تیغ اختناق حجاب و جنایات هولناک “نو اندیشان دینی” و “ملی گرایان” به قدرت رسیده  و وزیر و وکیل شده در جمهوری اسلامی؛ شکنجه و مرگ را و چهار دهه قتل زنجیره ای را تجربه میکنند، کوچکترین علاقه ای به این “چپ مداراگر” در همه این سالها نشان بدهد، به اندازه توهمات نوستالژیک این گرایش نازا و جامانده در بیغوله های تاریخ معاصر ایران، پوچ است.
در تاریخ جنبش ناسیونالیسم کُرد، سالی “ نَحس” برای مرحوم جلال طالبانی و “خط” او در حافظه ها ثبت شده است. “جاش ۶۶” که او و حزبش و جناح “چپ” ناسیونالیسم کُرد در سال ۱۹۶۶ با اثتلاف و وحدت سیاسی و نظامی با رژیم بعث، با “خیانت” و داغ و درفش مزدوری نابخشودنی به  کُردها” تداعی شدند. مردم کردستان عراق، این سال نَحس را چنین میشمارند:
سال ۱۹۶۴،  ۱۹۶۵، “با احترام به مام جلال”، سال ۱۹۶۷ و …
با احترام آکنده از تاسف مصلحتی به؛ و برای ورشکستگی خط و گرایش جنبش ملی- اسلامی، بگذارید مردگان سیاسی این سالها را به مردگان بسپاریم. برایشان در این “استقامت” و پایداری و وفاداری به آرمانهای پوچ و تحمل این همه ضجه و فغان و درد و تالم و افسوس، که رژیم “اهل مدارای” جمهوری اسلامی حتی اجازه فعالیت اپوزیسیون پرو اسلام سیاسی را به آنها نداد، آرزوی اجر جزیل و صبر جمیل دارم.
۱۰ دسامبر ۲۰۱۷
iraj.farzad@gmail.com

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Wed, 13 Dec 2017 04:47:27 +0000
گفتگوی گزارشگران با احسان ثابت: جنبش کارگری در ایران, ضعف ها و قوت ها http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66561:2017-12-13-04-47-24&Itemid=649 http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66561:2017-12-13-04-47-24&Itemid=649

از گفتگوهای کارگری گزارشگران - جنبش کارگری در ایران: ضعف ها و قوت ها - گفتگو با احسان ثابت
بدرستی حاکمان و مدافعان سرمایه  اگاهند که تضاد کارو رنج و زحمت با سرمایه اشتی ناپذیر است و میدانند که اگر طبقه رنج و کارگر سازمان یافته عمل کند با دیگر جنبش های اجتماعی پیوند خورده و در نهایت ماشین سیستم سرکوب سرمایه را در هم خواهد کوبید ، این حرکت انقلابی کارگری را در سایر کشورها شاهد بودن  و از تجربیات تاریخی درس گرفته اند تنها راه کنترل این نیروی عظیم کار و تولید سرمایه فقط سرکوب وحشیانه با تمام خشونت است که چرخ انقلاب را کندتر کرده یا برای مدتی عقب خواهد انداخت ، این خصلت وجودی سیستم سرمایه است  که نهادینه شده و انتظار دیگری هم نیست ، ولی باید به دنبال راه حل اصولی گشت که چگونه این سیستم را به عقب نشینی واداشت

*****

دستگیری دوباره محمود صالحی فعال کارگری شناخته شده که سالیان دراز رنج و محرومیت و زندان و شکنجه را بر دوش کشید تا از حقوق محرومان و هم زنجیران خود دفاع کند، انگیزه این گفتگوهاست. روشنی افکندن بر نقاط کور و ضعف های جنبش میلیونی کارگران ایران برای دستیابی به  ابتدائی ترین حقوق انسانی خویش دلیل این تلاش اندک و نظرخواهی از فعالین کارگری و سیاسی از سوی گزارشگران است.

موج اعتراضات کارگری به بی عدالتی های موجود سالهاست بشکل فزاینده در جریان است. گاه همانند آتشفشان در مکانهای تولیدی و خدماتی غلیان میکند و فضای خبری و رسانه ای را بخود تعلق میدهد.زنجیر فقر و ستم نظام سرمایه داری برپایشان و بار گران تورم و هزینه های زندگی روزمر را بر گرده خویش میکشند. ظلم وتعدی و بی حرمتی به آنان از سوی مسئولین حاکم بدون مرز ادامه و جریان دارد. در این میان اما فعالان و نمایندگان کارگران بیش از همه در تیررس نابکاران و دشمنان کارگران و زحمتکشان قرار دارند. کارگران معترض به این بی عدالتی ها را می کشند. شلاق میزنند. به زندان می افکنند. شکنجه می کنند. اسیران زندانی را می کشند. محکوم به مرگ خاموش می کنند. آنان را بیکار و از حق زندگی شرافتمندانه محروم می کنند. صدای اعتراض و شکایات آنها در فضای خبری سرمایه زده داخل کشور بندرت بگوش کسی میرسد. همبستگی بین المللی کارگران خارج از کشور با کارگران ایران اگر چه قدرتمند است اما با بی اعتنایی مطلق دست اندرکاران حکومتی مواجه است. براستی برون رفت از این وضعیت چگونه میتواند باشد؟ هم از اینرو با فعالین کارگری و سیاسی گفتگو میکنیم.

پاسخ احسان ثابت ( فعال کارگری و عضو اتحادیه کارگری یونیفور در کانادا) به پرسش های سایت گزارشگران

*****

گزارشگران:

همچنانکه اشاره کردیم انگیزه این گفتگوها، دستگیری محمود صالحی است. به این مناسبت ما به بررسی جنبش کارگری میپردازیم. اما و خوشبختانه در این فاصله محمود صالحی آزاد شد. خواستم ابتدا در مورد آزادی محمود صالحی و تلاشهایی که در این مورد شد، نظرتان را بپرسم.

احسان ثابت:
معضل سرمایه داری جمهوری اسلامی باعث ایجاد فقر وبیکاری طبقه میلیونی کارگران ایران شده .که جنبش کارگری ایران طی گذشت  چهار دهه از عمر ننگین ج اسلامی ، در بدترین شرایط امنیتی- اقتصادی - سیاسی - وسرکوب ، بدون رهبری و تشکل منسجم،جنبشهای خودجوش کارگران، با دستمزدهای زیر خط فقر با افت و خیزها ،این جنبش را به پیش برده.ا

این جنبش همانند سایر جنبشها ، جنبش معلمان - پرستاران - دانشجویان و زنان بطور متوسط روزانه چندین اعتراض و اعتصاب ، بزرگ و کوچک را در سطح کشور تجربه کرده. البته هزینه های جبران ناپذیری را هم متحمل شده، با زندگی در فقر و فلاکت و از دست دادن زمان و فرصتهای مناسب در جهت رشد و شکوفایی استعدادهای نهفته کارگران و خانواده هایشان در اثر فقر اقتصادی . یا هزینه های جانی که به هیچ عنوان قابل جبران نیست، همانند کشتن کارگران پیشرو مثل ستار بهشتی --کورش بخشنده -اسانلو -شاهرخ زمانی .  یا با بی توجهی عمد به سلامت زندانیان ، باعث بیماری و مرگ اگر پیشرو کارگری محمد جراحی شد ، که تک تک این عزیزان با ارمانهای بزرگ، قادر بودند گردانی از طبقه کارگر را سازماندهی کرده  و با سیستم سرمایه داری ج اسلامی در جهت تحقق مطالبات و حقوق کارگران  مبارزه کنند .اما در دل این جنبش  پیشگامان اگاه و خستگی ناپذیری  همچون  بهنام ابراهیم زاده و محمود صالحی - رضا شهابی  - داود رضوی - جعفر عظیم زاده و دیگر کارگران ابدیده شده و تجربه کسب کردن که این دستاورد بزرگیست ، این پیشگامان کارگری بدون شک اگاهی طبقاتی خود را صرف سازماندهی کارگران و زحمتکشان کرده  تا  مبارزات پراکنده طبقه زحمتکش را متشکل و منسجم و سراسری سازند . و راه زنده یادان شاهرخ زمانی و محمد جراحی ، نمونه کارگران اگاه و پیشتاز ،سوسیالیست را ادامه داده و جنبش همه مزد بگیران ،مانند جنبشهای معلمان -پرستاران - دانشجویان را بهم پیوند بزنند .با ابدیده شدن  پیشروان کارگری در کوران مبارزات طبقاتی جاری که سابقه طولانی دارد . ضروریست که تشکیلات صنفی کارگران مثل اتحادیه ها   را بوجود اورند . که خود سندیکاها  پیش زمینه است برای سازماندهی جنبش مطالبات طبقه کارگر و مزد بگیر . پیشروان این طبقه تشکیلات سیاسی و خودگردان دمکراتیک و مستقل کارگری را بوجود اورند تا نقش رهبری مبارزات طبقاتی را  خود کارگران بر عهده گرفته و  منافع جنبش کارگری را سرلوحه خود قرار داده و جنبش را به پیش برند .

البه نقطه ضعف هایی هم در جنبش بوده وهست ، افسارگسیختگی ماشین سر کوب ج اسلامی که اجازه نداده و نمی دهد کارگران ایران فواید  وجود تشکل و ومبارزه متشکل را تجربه کنند ، فرهنگ بی اعتمادی که رژیم در کل جامعه ، وبل اخص در بین طبقه کارگر و زحمتکشان بوجود اورده تا منافع حکومت را حفظ کند بعنوان عامل موثر ، پراکندگی میتوان نام برد . البته ان بخش از خود فعالین هم که مبارزات کارگری را فقط صنفی می بینند و در ان جهت بدون الترناتیو سیاسی جایگزین حرکت میکنند نقش بزرگی در فرقه گرایی  دارند . بدون اگاهی از اینکه مبارزه صنفی در جهت کسب مطالبات کارگران بدون مبارزه سیاسی ره بجایی نخواهد برد این همان چیزیست که سرمایه داری دامن میزنه و شاهد ان در دیگر جوامع جهان هستیم.

ضربه مهلک یکی از  رهبران سندیکای کارگری  منصور اسانلو : نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی و حامیان  ان در خارج کشور با اگاهی کاامل از فقر و فلاکت موجود در ایران و رشد مبارزات کارگران و زحمتکشان ، میدانند که این بزرگترین نیروی تغییر و ساختار شکن در ایران در حال بر خواستن است ، لذا برای حفظ نظام ومنحرف کردن  جنبش کارگری، و بی اعتمادی بین کارگران  از افرادی مثل منصور اسانلو استفاده میکنند  که یکی از رهبران جنبش کارگری بود ، و به رغم همه مبارزات واعتبارش در جنبش کارگری  و کشته شدن برادرش در زندان توسط ج اسلامی .  که پس از خروج از ایران به کمپ بورژوازی پیوست، و صدمه بزرگی به اعتماد جنبش کارگری و پیشروان ان زد، باید هوشیار عمل کرد .

فرقه گرایی در جنبش کارگری :  سکتاریسم و منافع فردی ، گروهی ، سازمانی  ، بعنوان موریانه های درون طبقاتی از دیگر ضعفهای این جنبش بوده وهست .

فقدان تشکل و وحدت بعنوان اساسی ترین فاکتور ضعف جنبش کارگری ایران  :  در این قسمت مجبورم عین نوشته های زنده یاد شاهرخ زمانی را بنویسم . دشمن طی دویست سال گذشته از مبارزات میان دو طبقه تجربه کرده که مبارزات پراکنده و بدون برنامه مشخص انقلابی و بدون سازماندهی سراسری هر چقدر هم گسترده و شدت داشته باشد نه تنها هیچ پیروزی را بدست نمی اورد بلکه باعث یاس و نا امیدی طبقه کارگر میشود . به همین دلیل است که دولتهای سرمایه داری حتی درست در زمانیکه اعتراضات کارگری در خیابانها ادامه دارد بدون ترس و واهمه همچنان به طرحهای ضد کارگری خود اعتقادادامه میدهند و حتی به شدت انها می افزایند ، چون از مبارزات خیابانی کارگران با چنین حالت پراکنده و بدون تشکیلات هیچ ترس و واهمه ای ندارد . از یک اعتصاب کوچک سازمانیافته در محل کار بیشتر واهمه دارند تا مبارزه گسترده خیابانی . من اعتقاد دارم ان چیزیکه  سرمایه داری نگران  است و میترسد  ،متشکل شدن کارگران و سازماندهی  در جهت همبستگی طبقاتی و  سراسری  کردن مبارزات این طبقه است یعنی وحدت و تشکیلات . باید بپذیریم که سرمایه داری و دولت محبوبش جمهوری اسلامی وظیفه طبقاتی خود را برای حفظ منافع طبقاتی خود از طریق سرکوب سیستماتیک و عریان وحشیانه انجام میدهد . تنها راه جلو گیری از سرکوب ، یافتن راه حلهای جدید متشکل شدن منطبق بااصول و گسترش ان در تمامی سطوح طبقه کارگر و مزدبگیران  وافشای هر چه گسترده تر ابزارها و عوامل سرکوب است .

نا باوری طبقه کارگر از توان و پتانسیل نهفته در خود :

اگرجنبش کارگری ایران به نیروی بالقوه خود باور داشته باشد و بپذیرد که نیروی مولد و گرداننده اقتصاد ورشکسته ایران است من اعتقاد دارم به همبستگی طبقاتی خواهدذرسید و دگرگونی ایجاد خواهد کرد.

عدم همبستگی جنبش طبقه کارگر ایران با جنبش جهانی طبقه کارگری:

امروزه با جهانی شدن سرمایه که سرمایه داری تصمیمات ضد کارگری جهانی میگیرد لازم است که جنبش کارگری ایران هم با همبستگی جنبش کارگری جهانی بتواند به شکل فرامرزی عمل کرده و از تجربیات دیگر کارگران جهان استفاده کرده و در جهت منافع مشترک کارگران جهان همسو عمل کنند .اما جنبش کارگری جهان و ایران از این مسئله مهم فاصله زیادی دارد .با سرکوب و محدودیتهایی که در ایران وجود دارد این وظیفه فعالین کارگری و مدافعین کارگری چپ خارج کشور می باشد بطور متداوم و پیوسته به عنوان صدای سوم مسائل  کارگران ایران را در کشورهای مختلف به زبان محلی نه فارسی به گوش اتحادیه ها و افکار عمومی برسانند و از انان کمکهای لازمه و حمایت و همبستگی بین المللی از کارگران ایران را جلب کنند.

در مجموع من معتقدم اگر واقع بینانه به جنبش کارگری ایران باشرایط اختناق و سرکوب داخل کشور نگاه کنیم نه بیرون گود نشسته و بگیم لنگش کن ،جنبش خوب عمل کرده ، از دید من فاکتور بسیار مهمی که بدست اورده اگاهی و رشد بلوغ سیاسی طبقاتی است که با برطرف کردن ضعفها و حرکت سازمان یافته در اینده میتونه شاهد پیروزیهای چشمگیری باشد.

گزارشگران:

از حکومت عدل علی گفته میشد و اینکه رهبران جمهوری اسلامی میخواستند دست پینه بسته کارگران را ببوسند و در گذر تاریخچه این حکومت دیدیم که چه بر سر کارگران و زحمتکشان رفت.هر جا اعتراضی هست نیروهای ضد شورش بسرعت در برابر شریف ترین انسانهای کشورمان صف میبندند و در اندیشه سرکوب وحشیانه آنها هستند و از هیچ جنایتی ابا ندارند.ریشه اینهمه خصومت وخشونت چیست؟

احسان ثابت:
اگر طبقاتی به مسائل نگاه کنیم حکومت عدل علی و جمهوری اسلامی بر خواسته از سیستم سرمایه است و حافظ منافع طبقه سرمایه دار و سرمایه بوده و هست ، لذا انتظار بوسه به دست پینه بسته کارکران و تولید کنندگان سرمایه یک شعار و مردم فریب بیش نیست ،از بدو تولد سرمایه و کار ، تضاد اشتی ناپذیر کار و سرمایه شکل گرفت هر دوی این طبقه خواسته ها و منافع طبقاتی مشخصی دارند . لذا دولت جمهوری اسلامی که حافظ سرمایه داریست و سرکوب وحشیانه به هر شکل ممکن جزو ذات دولتهای سرمایه داریست که با اعمال زور و فشار و تفنگ و تهدید سرکوب ، منافع سرمایه داری که نمایندگی میکنند را حفظ کنند .

بدرستی حاکمان و مدافعان سرمایه  اگاهند که تضاد کارو رنج و زحمت با سرمایه اشتی ناپذیر است و میدانند که اگر طبقه رنج و کارگر سازمان یافته عمل کند با دیگر جنبش های اجتماعی پیوند خورده و در نهایت ماشین سیستم سرکوب سرمایه را در هم خواهد کوبید ، این حرکت انقلابی کارگری را در سایر کشورها شاهد بودن  و از تجربیات تاریخی درس گرفته اند تنها راه کنترل این نیروی عظیم کار و تولید سرمایه فقط سرکوب وحشیانه با تمام خشونت است که چرخ انقلاب را کندتر کرده یا برای مدتی عقب خواهد انداخت ، این خصلت وجودی سیستم سرمایه است  که نهادینه شده و انتظار دیگری هم نیست ، ولی باید به دنبال راه حل اصولی گشت که چگونه این سیستم را به عقب نشینی واداشت .

گزارشگران:
فعالین کارگری همیشه خود و خانواده هایشان در خطر دستگیری و زندان و شکنجه، تهدید و آزار بوده اند. دفاع از حقوق هم قطاران تحت ستم در جمهور اسلامی یعنی هزینه سنگین دادن و در این شرایط برخی از آنها همانند شاهرخ زمانی و کورش بخشنده و محمد جراحی به اشکال متفاوت بقتل رسیدند. امروزه نیز علیرغم آزادی محمود صالحی اما هنوز رضا شهابی در خطر جدی است. علت زوم شدن مسئولان جمهوری اسلامی بر آنها چیست؟

احسان ثابت:

طوریکه بدرستی اشاره گردید فعالین کارگری در دفاع از خود و هم طبقه های خود همیشه در خطر دستگیری و شکنجه و تهدید قرار دارند.

علت اساسی متمرکز شدن مسئولان جمهوری اسلامی به این عزیزان از نظر من ترس و وحشت جمهوری اسلامی از توان و اگاهی سیاسی طبقاتی این پیشروان طبقه کارگر ایران است که قادرند سندیکاها و تشکلهای مستقل کارگری را ایجاد کرده و در جهت سراسری کردن تشکلها و سازماندهی جنبش پراکنده کارگری در کارخانجات و  مراکز تولیدی کوچک و بزرگ در دفاع از حقوق کارگران بشکل سازمان یافته عمل کردن و صفوف منظم اعتراضات و اعتصابات و مطالبات طبقاتی را متشکل در برابر تبعیض و نابرابری سرمایه داری جمهوری اسلامی قرار داده و کلیه تجربیات گرانبهای خود را به کارگران انتقال داده و بعنوان سازماندهندگان پیشرو طبقه کارگر این طبقه چند میلیونی را در جهت دریافت حقوق

حقه خود بحرکت دراوردند.

از اینروست که طبق خصلت سرکوبگرانه خود بدستور صاحبان سرمایه باید برروی پیشروان تاثیرگذار طبقه کارگر متمرکز شوند تا بخشی از کارگران را ترسانده وجنبش بخشی دیگر را به انحراف کشانده و به پراکندگی جنبش دامن زده و از طریق سرکوب وحشیانه ،  از تشکل و سراسری شدن جنبش جلوگیری کرده و حرکات کارگران بدون رهبری را  بهتر کنترل کنند.

گزارشگران:
تاریخچه جنبش کارگری پیوسته با مقوله ای بنام فرقه گرایی روبرو بوده است. از سوی رهبران فکری سوسیالیسم هم مذمت و سرزنش شده و مقابله با آن ضروری ارزیابی شده است. ارجحیت دادن منافع و تمایلات گروهی، سازمانی و حزبی بر منافع کل طبقه کارگر نمودی از این انحراف بوده است.آیا امروزه و در ارتباطات با جنبش کارگری در کشورمان حضور آن را محسوس میدانید؟

احسان ثابت:

جنبش کارگری نه تنها در ایران بلکه در سطح جهان همیشه با مقوله فرقه گرایی و سکتاریسم سازمانی و حزبی و سندیکایی روبرو بوده و هست ، حتی در مواردی نمایندگان کارفرمایان یا نمایندگان سرمایه بعناوین مختلف یا در سندیکاها نفوذ کرده یا رهبران انان را میخرند و کل جنبش را به انحراف یا به سازش می کشانند که نمونه ها بسیارند .

در رابطه با جنبش کارگری ایران باید بگویم متاسفانه فرقه گرایی وجود داشته و دارد .یکی از دلایل مختلفی که تشکل سراسری در ایران شکل نگرفت همان فرقه گرایی حاکم در اختلال نظرهایی که وجود داشته بوده عده ای موافق ایجاد تشکل سراسری بودند و عده ای معتقد بودند تشکل های محلی تشکیل بشه بعد این تشکلهای محلی شهری و استانی ان تشکل بزرگ و سراسری را تشکیل بدهند ، انهم به سلیقه فرقه خاصی، متاسفانه فرهنگ کار اشتراکی بر اساس منافع جمعی که بتوانیم برسر اشتراکات فراوانی که داریم کار کنیم و بر سر اختلاف نظرها هم ، دیالوگ سازنده برقرار کنیم جا نیفتاده و این کلید یک کار دمکراتیک هست که منافع مشترک دارند.

عامل دیگر احزاب و سازمانهایی که متاسفانه خود تکه تکه شدند و نیاز به بازنگری و سازماندهی خود دارند . با بینش سکتاریسم نه تنها به سازماندهی کارگران کمکی نکردن بلکه بعضی از انها مثل حزب کمونیست کارگری ایران تلاش میکنند جنبش کارگری را به دنبال خود بکشند و زیر چتر خود بعنوان حزب طبقه کارگر ایران بیاورند. به اعتقاد من کارگران ایران در شکل گیری پلاتفرم این حزب هیچ نقشی نداشته ، لذا عمل اینان همان فرقه گرایی را دامن میزنند که شاهدش هستیم تا بتوانند از این طریق حزب را نجات بدهند به جای نجات طبقه کارگر.

من معتقدم اگر سازمانها و احزاب سیاسی ما به همان وظایف خود بدور از منافع و تمایلات سازمانی خود عمل کرده و جنبش کارگری و منافع طبقه کارگر را بدون هیچ دخالتی حمایت کنند و اگر قادرند به رشد اگاهی سیاسی و سازمانیابی این طبقه کمک رسانند  ، پیشروان طبقه کارگر با تکیه بر نیروی عظیم  کار ، با اشتراک منافع طبقاتی با تاکید بر اشتراکات قادر خواهند بود فرقه گرایی را کاهش داده یا به ان پایان بدهند

فکر میکنم جنبش کارگری ایران به این درجه از رشد اگاهی رسیده که پراکندگی و فرقه گرایی یکی از عوامل اصلی ،  پرداخت این همه هزینه سنگین است .  ولذا تجربه تاریخ مبارزات خود را ، چراغ مبارزه اینده قرار بدهند تا اتحاد و همبستگی و تشکل را بوجود اورد.

گزارشگران:
از همبستگی همه جا سخنی هست. تقریبا تمامی نهادها و فعالین شناخته شده کارگری در داخل و خارج از کشور از آن و اهمیتش میگویند. اما رد پای فرقه گرایی و مقاومت در برابر آن عریان و پنهان دیده میشود.همبستگی اما کمتر ملموس است.هنوز یک نمایش در دفاع از صفوف میلیونی کارگران ایران که انفجار رسانه ای در خارج از کشور در پی داشته باشد،دیده نشده است.علت را در چه می بینید؟

احسان ثابت:

پاسخ سوال کلیدی و مهمتان را باید از پراکندگی درد  اوری که بین خودرسانه های خارج کشور که تعدادشان  هم بیشمارند ، و همگی هم خود را اپوزیسیون رژیم میدانند ، با تمام ازادیها و امکاناتیکه دارند و می توانند نقش تاثیر گذاری بعنوان صدای  جنبش کارگری ایفا کنند ، باید در نوع نگرش سکتاریسم و فرقه گرایی جستجو کرد . که خود ریشه در اختلاف اندیشه های سیاسی _سلیقه ای _ ونوع برخورد خصمانه و غیرمسئولانه با یکدیگر دارد .

کمااینکه داشتن اختلاف نظر بسیار هم خوب است .ولی نداشتن مهارت لازمه برخورد سالم و سازنده و دمکراتیک که بتواند رسانه ها را حول محور مشترکی جمع کرده ،همبستگی داشته و قادر باشند برسر اشتراکات با هم کار کنند. بعنوان مثال حداقل اشتراکی که رسانه های خارج کشور و جنبش کارگری دارد جمهوری اسلامی سرمایه داریست . بدون ریشه یابی و حل اختلافات اساسی و مسئولانه به نمایش بزرگ رسانه ای همبسته و هماهنگ و مسئولانه در دفاع از صفوف میلیونی کارگران که بیش از پنج برابر زیر خط فقر زندگی میکنند  قادر نخواهند بود با تمام زحماتی که میکشند و گاهی برنامه های خوبی هم تهیه میکنند .

گزارشگران:

پیشنهاد شما برای گذر از موانع همبستگی صفوف حامیان کارگران کشورمان چیست؟

احسان ثابت:

من معتقدم عواملی که می تواند کمک کند از موانع همبستگی حامیان کارگران ایران گذر کرد ، شناخت خود موانع و اهمیت همبستگی هست . که در جنبش کارگری وجود دارد از قبیل صنفی گرایی بخشی از فعالین طبقه کارگر . نبود اتحادیه های کارگری که بتوانند با اموزش اصولی کارگران ، پیشگامان اتحادیه های کارگری قادر باشند جنبش کارگری را با فعالیت صنفی -سیاسی و همبسته به تشکیل حزب یا تشکل سیاسی سراسری طبقه کارگر سوق دهند .

با توجه به تجربه تاریخی جنبش کارگری ایران که در کارنامه درخشان خود دارد. فدراسیون سراسری از۱۲۸۳تا  ۱۳۳۳ثبت تاریخی شده است . و جنبش کارگری ایران با تدوین  مترقی ترین قانون کار در خاورمیانه در سال ۱۳۲۵ از دستاوردهای مهمی است که باهمبستگی سراسری حاصل شد.

با تشکر بسیار و آروزی موفقیت برای کارگران کشورمان

گزارشگران

12.12.2017

www.gozareshgar.com

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Wed, 13 Dec 2017 04:46:07 +0000
گفتگوهای جدید رادیویی در سایت برابری http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66560:2017-12-13-04-46-07&Itemid=649 http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66560:2017-12-13-04-46-07&Itemid=649

مراسم پاسداشت علی اشرف درویشیان در ونکوور - سخنرانی: مجید میرزایی، محمد محمدعلی، علی نگهبان و مرتضی مشتاقی
https://www.youtube.com/watch?v=NprtevkKjZs&t=2085s

پیامدهای به رسمیت شناختن اورشلیم (بیت المقدس) به عنوان پایتخت اسرائیل، گفتگوی سعید افشار با ابراهیم آوخ و محسن نجات حسینی
https://www.youtube.com/watch?v=403EPJ28RkM&t=25s

آکسیون روز جهانی حقوق بشر در هانوفر علیه رژیم اسلامی ایران و برای آزادی زندانیان سیاسی
https://www.youtube.com/watch?v=FAfMuiVE468&t=15s

تظاهرات در مقابل سفارت رژیم ایران در استکهلم در دفاع از رضا شهابی و زندانیان سیاسی
https://www.youtube.com/watch?v=O3phI7mBlF0&t=13s

ویژه برنامه سالگرد قتلهای زنجیره ای ایران با حسین نقی پور و ...
https://www.youtube.com/watch?v=NqPfxDGwvD8&t=65s

تاثیرات انقلاب اکتبر بر جهان، گفتگوی علی دماوندی با مجید دارابیگی
https://www.youtube.com/watch?v=e8wM295MLWM&t=31s

گفتگوهای جدید رادیویی در سایت برابری با : فریدا آفاری، ناصر زرافشان، نیلوفرغلامی، مرمر مشفقی، بهروز فراهانی، ربیع نیکو، بهروز خباز، بهرنگ زندی
www.radiobarabari.com

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Wed, 13 Dec 2017 04:45:06 +0000
تلویزیون به‌پیش: ۲۱ آذر! http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66559:2017-12-13-04-45-06&Itemid=649 http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66559:2017-12-13-04-45-06&Itemid=649

دور تازه جنبش دانشجویی - محمدحسین مهرزاد
انقلاب کارگری اکتبر (۴): دلایل شکست - محمدحسین مهرزاد
۲۱ آذر ۱۳۹۶ – ۱۲ دسامبر ۲۰۱۷
آدرس های اینترنتی

https://youtu.be/cZdSb7fRAQM

http://www.wsu-iran.org

https://t.me/SKargari

http://www.youtube.com/sosyalismkargari

برنامه‌های تلویزیون به‌پیش سه شنبه‌ها ساعت ۹:۳۰ شب به وقت ایران از طریق شبکه تلویزیونی دیدگاه روی ماهواره یاست رو به ایران، خاورمیانه و اروپا پخش می شود. همین برنامه چهارشنبه‌ها ساعت ۹:۳۰ صبح باز پخش می‌شود
Satellite: Yahsat
Frequency: 11766
Polarization: Vertical
Symbol Rate: 27500
FEC: 5/6
آدرس تماس با تلویزیون به‌پیش
tv.bepish@gmail.com

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Wed, 13 Dec 2017 04:44:23 +0000
بهرام رحمانی: دشمنی بی‌حد و حصر حکومت اسلامی ایران با آزادی بیان و اندیشه! http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66558:2017-12-13-04-44-17&Itemid=649 http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66558:2017-12-13-04-44-17&Itemid=649

bahram.rehmani@gmail.com

ماموران اطلاعاتی - امنیتی حکومت اسلامی ایران، مانع برگزاری مراسم کانون نویسندگان ایران بر سر مزار دو عضو سرشناس این کانون شدند. محمد مختاری و محمدجعفر پوینده در سال 1377، توسط ماموران وزارت اطلاعات حکومت اسلامی ایران در تهران به قتل رسیدند.
حکومت اسلامی ایران، چهل سال است که جنگ بی‌امان و بی‌وقفه‌ای را علیه آزادی بیان و اندیشه و تشکل راه انداخته است اما با این وجود، حتی این حکومت از تجمع بر سر مزار نویسندگان جان‌باخته نیز وحشت دارد و در این جا نیز از جنگ ارتجاعی خود دست برنمی‌دارد.
حکومت اسلامی ایران، با همه این وحشی‌گری‌هایش هنوز نتوانسته جنبش‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران را در هم بشکند و مرعوب سازد.
کانون نویسندگان ایران، چه در چهل سال حاکمیت جمهوری اسلامی و چه قبل از آن در حکومت پهلوی، هم‌چنان محکم و قاطع در راه تحقق اهداف و مبارزه خود در راستای آزادی بیان و اندیشه و تشکل برای همگان ایستاده و در این راه نیز قربانیان زیادی داده است. از اعدام سعید سلطانپور از سی و یکم خرداد 1360 توسط حکومت اسلامی، حمله به دفتر کانون در تهران گرفته تا قتل فجیع پوینده و مختاری، آدم‌کشان این حکومت، صدها تن از فعالین فرهنگی و سیاسی را در داخل و خارج کشور ترور کرده‌اند. ده‌ها هزار انسان آگاه و رزمنده را اعدام و یا در زیر شکنجه کشته‌اند. از سال شصت تاکنون، حتی به هیات دبیران کانون نویسندگان ایران، اجازه نداده‌اند در این جامعه پهناور یک دفتر داشته باشد. حتی به این بسنده نکرده‌اند و هر گاه جلسات آن‌ها در خانه‌های شخصی اعضایشان نیز تشکیل گردیده از تهاجم و حملات سربازان گمنام و جنایت‌کار و تبه‌کار امام زمان در امان نمانده است!

   
محمد جعفر پوینده، محمد مختاری

هر ساله کانون نویسندگان ایران یاد این مختاری و پوینده، این دو چهره نمادین را گرامی می‌دارد. هر سال نیز با مزاحمت ماموران امنیتی حکومت اسلامی مواجه می‌گردد. امسال نیز کانون نویسندگان ایران، طی اطلاعیه اعلام کرده است که روز جمعه هفدهم آذر 1396، مراسم یادبود نوزدهمین سال‌گرد قتل سیاسی محمد مختاری و محمد جعفر پوینده دو نویسنده‌ عضو کانون نویسندگان ایران بر مزار آن‌ها برگزار کند اما ماموران امنیتی هم‌چون سال پیش بر درهای ورودی ایستاده بودند و از ورود اعضای کانون و دیگر کسانی که برای شرکت در این مراسم آمده بودند جلوگیری ‌کردند.

نیروهای امنیتی و پلیس، تعدادی از افراد حاضر - از جمله بعضی چهره‌های شاخص هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران - دستگیر شده و افرادی مانند مزدک زرافشان و ناصر زرافشان مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند.
امسال نیز به دعوت کانون نویسندگان ایران، فراخوانی برای شرکت در مراسم یادبود پوینده و مختاری در گورستان امامزاده طاهر شهر کرج منتشر شد. در این فراخوان از علاقه‌مندان خواسته شده بود که در ساعت سه عصر روز هفدهم آذر، در مراسمی با عنوان «سکوت نمی‌کنیم؛ داد می‌خواهیم» شرکت کنند. نیروهای امنیتی، پلیس و لباس شخصی‌ها در همان لحظه اول مراسم نه نفر از هیئت دبیران و اعضای کانون نویسندگان که در محل حضور داشتند را بازداشت کردند. از ورود افراد به داخل گورستان جلوگیری کردند و بر خلاف سال‌های گذشته، حتی تجمع محدود افراد در کنار ورودی گورستان را نیز تاب نیاوردند. این مراسم گرچه نسبت به سال گذشته با خشونت کم‌تری همراه بود و کسی مورد ضرب و شتم قرار نگرفت اما طبق گزارشات و مشاهدات شرکت‌کنندگان، تعداد نیروهای وابسته به حکومت اسلامی در ورودی‌ها و اطراف گورستان از سال گذشته نیز پر بیش‌تر بوده است.
نیروهای پلیس با جلیقه ضد گلوله و باتوم حضور داشتند. نیروهای لباس شخصی نیز با چهره تیپیک خود که معمولا افرادی با شکم‌های فربه و صورت پوشیده از ریش‌های نامرتب هستند در محل حضور پر تعداد داشتند. آن‌ها در تمام لحظات با دوربین و موبایل مشغول فیلم‌برداری از چهره افراد حاضر بودند. نکته جدید حضور جوانانی بین 25 تا 30 سال با شلوار جین و صورت‌های اصلاح شده در میان نیروهای لباس شخصی بود. جوانانی که به صف نیروهای امنیتی پیوسته‌اند و...
گرچه حضور چنین افرادی به‌عنوان خبرچین و برای شناسایی افراد در بین جمعیت قبلا نیز مشاهده شده است اما در این مراسم آن‌ها بسیار فعال بودند. در گزارشی آمده است یکی از آن‌ها با فریاد از خانمی که در حال کار با گوشی تلفن همراه خود بود خواست تا گوشی تلفن خود را به او بدهد. این خانم به دلیل برخورد بد این لباس شخصی و احتمالا از روی ترس شروع به دویدن کرد. بلافاصله حداقل پنج نفر دیگر با همان شکل ظاهری و مشخصات توصیف شده به دنبال آن خانم دویده و او را با برخورد بسیار بدی گرفتند. حضور جمعیت و جمع شدن افرادی که به قصد شرکت در مراسم بزرگ‌داشت پوینده و مختاری به محل آمده بودند مانع از بازداشت آن خانم و توقیف گوشی وی شد. حاضرین به دور این خانم حلقه زده و موفق شدند او را نجات بدهند.
بعضی از تجمع‌کنندگان از این جوانان جین‌پوش با صورت اصلاح‌شده سئوال کردند که به چه اجازه‌ای می‌خواهند گوشی مردم را توقیف کنند. آن‌ها در مقابل این سئوالات به تهدید متوسل شدند اما بعضی معترضان پیگیرانه از آن‌ها می‌خواستند که اگر پلیس هستند مدارک شناسایی خود را نشان بدهند و اعلام کنند که مسئولیت آن‌ها چیست؟ سئوالی که در نهایت بدون پاسخ باقی ماند.
نکته بعدی این بود که از سوی یک خانم و یک آقای جوان که خود را عضو کانون نویسندگان ایران معرفی می‌کردند از جمعیتی که قصدی برای متفرق شدن نداشتند خواسته شد محل را ترک کنند تا بازداشت‌شدگان آزاد شوند. جمعیت این خواسته را رد کرده و بعضی از حاضرین اعلام کردند که به دعوت هیئت دبیران کانون و برای شرکت در مراسم آمده‌اند و فقط به درخواست خود آن‌ها محل را ترک می‌کنند. معنای صحبت آن‌ها این بود که تا وقتی بازداشت‌شدگان آزاد نشوند محل را ترک نمی‌کنند.
از دیگر اتفاقات چشم‌گیر این مراسم، که در واقع از برگزاری آن ممانعت به عمل آمد این بود که به صورت مشهود و غیرقابل انکاری فعالیت دختران و خانم‌های حاضر بیش از پسران و مردانی بود که برای شرکت در مراسم آمده بودند. آن‌ها چندین بار با نیروهای امنیتی و پلیس مشغول جر و بحث شدید شدند و حداقل دو مرتبه تلاش کردن که جمعیت رانده شده توسط ماموران را تشویق کنند که دوباره به سمت درب اصلی گورستان حرکت کنند. در دومین تلاش آن‌ها حاضران به دنبال آنان حرکت کردند. کمی بعد از حرکت جمعیت، نیروهای امنیتی اقدام به آزاد کردن افراد بازداشت شده کردند. یک نیروی لباس شخصی همراه با آزاد شدگان به نزد جمعیت آمد و از آقای رضا خندان، عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران، در خواست کرد که از جمعیت بخواهد محل را ترک کنند. آقای خندان ضمن تشکر از افراد حاضر فقط به اعلام این نکته بسنده کردند که «سال آینده مجددا در این محل همدیگر را خواهیم دید!»
 


کانون نویسندگان ایران با انتشار گزارشی، در این‌باره نوشته است:
«شرح ماجرا این است که طبق روال هر سال، امسال نیزکانون نویسندگان ایران از یک هفته قبل، از طریق رسانه های اجتماعی اعلام کرد که در روز جمعه 17 آذر 1396 بر مزارِ جان‌باختگان راه آزادی گرد می‌آییم و یادشان را گرامی می‌داریم. اما دوستداران این کشتگان ستم، با ممانعت نیروهای امنیتی روبرو شدند.
هنوز چند دقیقه به ساعت 15 مانده بود که به محض ورود جمعی از دبیران کانون نویسندگان، یک نفر از لباس شخصی ها با بیان این که «بنا به حکم دادستان کرج، مراسم لغو شده است» مانع ورود دبیران و مردم شد.
در اثنایی که یکی از دبیران مشغول صحبت با فرد لباس شخصی بود، یکی از ماموران امنیتی آمد و با رضا خندان مهابادی عضو هیئت دبیران کانون احوالپرسی کرد و او را به سمت خودرویی برد و در خودرو نشاند. سپس به‌سوی اکبر معصوم بیگی، یکی دیگر از اعضای هیئت دبیران، آمد و او را نیز به همین ترتیب در خودرو نشاند. طولی نکشید که ناصر زرافشان را هم به آن‌ها اضافه کردند.
جمعیت از در شرقی وارد گورستان شد تا سر مزار گرد آید که ماموران، محسن حکیمی‌(عضو کانون) را داخل خودرو بردند. سپس هر چهار نفر را به مینی‌بوس نیروی انتظامی منتقل کردند. علیرضا عباسی و علیرضا جباری دو عضو دیگر هیئت دبیران و چند نفر از مردم معترض را نیز که خواهان آزادی توقیف‌شدگان بودند، از جمعیت جدا کردند و به سوی مینی‌بوس یادشده بردند و از مردم خواستند که گورستان را ترک کنند.
ماموران در حقیقت با گروگان گرفتن شماری از دبیران و اعضای کانون نویسندگان ایران و مردم، تصمیم گرفته بودند تا نگذارند مراسم یادبود شکل بگیرد. جمعیت در بیرون از درهای گورستان ایستادند و اصرار و اعلام کردند که تا بازداشت شدگان را آزاد نکنید، از این‌جا نمی‌رویم. ساعتی بعد، بازداشت شدگان را آزاد کردند.
نکته یادکردنی از رفتار ماموران این است که امسال بر خلاف پار و پیرار، از نمایش آشکار و پُرشمار خودروها و ماموران پلیس خودداری کردند و با شگرد گروگان گیری مانع برگزاری مراسم شدند و یک بار دیگر نشان دادند که از هرگونه مراسم و تجمع حتی در گورستان، هراس دارند. کما این که در جمعه گذشته ۱۰ آذر نیز از برگزاری مراسم یادبود علی اشرف درویشیان در تهران جلوگیری کرده بودند، زیرا در هراس از جامعه‌ی پرمسئله‌اند. این برخوردها شکل روشنی از اعمال خشونت و پامال کردن حقوق اولیه شهروندان است.»

 
عکس از مراسم تشییع جنازه پوینده - سنگ قبرهای مختاری و پوینده

هر چند پرونده قتل‌های فجیع موسوم به «قتل‌های زنجیره‌ای» از سوی نهادها و مقامات سران و حکومت اسلامی مختومه اعلام شده است اما این پرونده در نزد افکار عمومی آگاه جامعه ایران، هم‌چنان باز است. چرا که اسرار قتل‌های زنجیره‌ای هنوز به صورت کامل رازگشایی نشده است. آدم‌کشان حکومتی برای رسیدن به اهدف جنایت‌کارانه خود از چاقو، طناب، اسلحه و اسید تا دست‌کاری ماشین و انفجار گاز، تلاش برای به دره انداختن اتوبوس نویسندگان و انواع و اقسام روش‌های آدم‌کشی را به کار برده‌اند؛ تعداد دقیق قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای در ایران مشخص نیست و اعداد مختلفی از 10، هشتاد تا 200 و 300 نفر در فهرست‌های متفاوتی که در این زمینه توسط روزنامه‌نگاران و محققان در اینترنت منتشر شده، موجود است. اغلب بازماندگان قربانیان ترس دارند تا پرونده‌شان را پیگیری کنند و بعضی‌ها هم کسی را برای پیگیری ماجرا ندارند. با این حال هر ساله برای چهار تن از قربانیان شناخته شده این جنایت مراسم بزرگ‌داشتی برگزار می‌شود. مراسم بزرگ‌داشت پروانه و داریوش فروهر که هر دو توسط نیروهای وزارت اطلاعات ایران کاردآجین و سلاخی شده‌اند به همت دختر آن‌ها، خانم پرستو فروهر در همان خانه‌ای که قتل‌گاه آنان بوده است برگزار می‌شود. این مراسم هر ساله با حضور پر رنگ نیروهای لباس شخصی، نیروهای پلیس و نیروهای امنیتی همراه بوده و به اشکال مختلف برهم زده می‌شود. امسال هم پرونده‌ای نیز برای پرستو فروهر در دادگاه به اتهام برگزاری این مراسم تشکیل شده است با این حال پرستو فروهر با پافشاری بسیار برای یادمان قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای مراسم سکوت برگزار کرد. وی اکنون در ایران است و اجازه خروج به وی داده نمی‌شود.

ماموران امنیتی اسلامی ایران، اغلب از برگزاری مراسم یادبود چهره‌ها و شخصیت‌های محبوب فرهنگی، سیاسی و مردمی جلوگیری کرده است. به‌گزارش خبرگزاری ایسنا، شهناز دارابیان همسر علی‌اشرف درویشیان، به این خبرگزاری گفته است که مراسم یادبود همسرش که قرار بود امروز جمعه 10 آذر - اول دسامبر در تهران برگزار شود، لغو شده است.
قرار بود به یاد علی‌اشرف درویشیان، نویسنده و پژوهش‌گر و از اعضای کانون نویسندگان ایران، مراسمی از ساعت 3 و نیم بعد ازظهر روز جمعه در سالن اجتماعات ساختمان پاسارگاد واقع در شهرک غرب تهران برگزار شود. این خبر را خبرگزاری ایسنا به نقل از همسر علی اشرف درویشیان در روز شنبه 4 آذر منتشر کرده بود.
به‌گفته خانم دارابیان، چند ساعت پیش از آغاز مراسم روز جمعه 10 آذر، از سوی «یک نهاد» با مدیریت ساختمانی که قرار بوده مراسم در آن برگزار شود، تماس گرفته‌اند و گفته‌اند که «این مراسم نباید برگزار شود.»
علی اشرف درویشیان روز 4 آبان در سن 76 سالگی بر اثر بیماری درگذشت.
علی اشرف درویشیان، عضو هیات دبیران کانون نویسندگان ایران بود. وی در مصاحبه‌ای با دویچه‌وله در سال 1386، درباره فعالیت‌های کانون نویسندگان ایران، گفته بود: «ما در تمام مواردی که مسئله آزادی اندیشه و بیان در خطر می‌افتد یا در برابرش سد و مانعی ایجاد می‌شود اعتراض می‌کنیم و تمام فعالیت‌هایی که در جامعه ما فعالیت‌های اعتراضی، تحصن‌ها‌، اعتصاب‌ها که مربوط به آزادی اندیشه و بیان اغلب هستند و اعمال سانسور از طرف حکومت، ما در برابرش ایستاده‌ایم و مقاومت می‌کنیم، با تمام اینکه واقعا جایی برای دفتر و دستک‌مان یا مجمع عمومی برگزار کردن یا جمع شدن نداریم.»

کانون نویسندگان ایران، نوشته است: روز دهم آذر ماه، مراسم بزرگ‌داشت از پیش اعلام‌شده علی‌اشرف درویشیان نویسنده‌ نامی برگزار نشد؛ زیرا شب پیش از آن در تماسی تلفنی یک مامور امنیتی به مدیر ساختمان امر کرده بود که سالن را در اختیار برگزارکنندگان قرار ندهد! به همین سادگی، بی‌هیچ رفت‌وآمدی، بی‌هیچ حکم و دادگاهی، بی‌هیچ الزام به پاسخ‌گویی برنامه‌ بزرگ‌داشت نویسنده‌ای سرشناس و محبوب را لغو کردند. نام این کار چیست؟ اقتدار؟ امنیت؟ این همان «اقتدار» نیست که در سایه‌اش قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای، که از قضا در سالگرد چهارتن از ستم‌کشته‌گان آن قرار داریم، انجام گرفت؟! این همان «اقتدار» نیست که حتی فراتر از قوانین خود سیستم حکم‌رانی می‌کند؟!
و اما امنیت. این چگونه امنیتی است که با پاک کردن صورت مسئله‌ها بر قرار می‌شود؟ که با زیر پا گذاشتن حقوق اولیه و مسلم مردم تامین می‌شود؟ امنیت یک جامعه با میزان امنیت مردم در بهره‌مندی از آزادی‌هایشان سنجیده می‌شود نه با سرکوب عریان آزادی‌ها و ایجاد فضای «آرامش» گورستانی. امنیت در درجه‌ی نخست باید امنیت مردم باشد؛ مردمی که حق دارند برای هر امر خود آزادانه دور هم جمع شوند؛ بی‌نیاز به هیچ «مجوز.» جایی که مردم باید از حق خود دست بدارند تا «امنیت» تامین شود، آنجا امنیت حاکمیت و فرمانروایی قدرت و ثروت بی‌حساب و کتاب بر قرار است.
نام این برخوردها نه «اقتدار» است و نه «امنیت» بلکه هراس است؛ هراسیدن و هراس افکندن!
کانون نویسندگان ایران در طول نیم قرن فعالیت خود، به ویژه در سه دهه‌ی اخیر، بارها با این‌گونه «لغو» ها و جلوگیری‌ها و سرکوب‌ها مواجه بوده است، هم‌چنان ‌که بسیاری از مردم ما. این شیوه مستقیما آزادی‌های اساسی مردم را هدف قرار می‌دهد و از نظر کانون نویسندگان ایران به شدت محکوم است.
بی‌گمان مخالفت با بزرگداشت علی‌اشرف درویشیان از محبوبیت و تاثیر اجتماعی او ذره‌ای نمی‌کاهد؛ اما بر سرکوبگرانی که در سایه ایستاده‌اند پرتوی روشن می‌افکند.
یاد علی اشرف درویشیان گرامی باد!
کانون نویسندگان ایران، ۱۲ آذر ۱۳۹۶

از دیگر نمونه‌های وزارت اطلاعات حکومت اسلامی، جلوگیری از برگزاری مراسم هفدمین سال‌گرد درگذشت احمد شاملو در تاریخ سوم مرداد 1396 بود. این مراسم صحنه درگیری ماموران انتظامی و «لباس شخصی‌ها» و مردم شرکت‌کننده در مراسم شاعر، در مزار وی در امام‌زاده طاهر کرج بود. کانون نویسندگان ایران بدین مناسبت بیانیه‌ای منتشر و از «سرکوب و تحمیل سکوت و سکون» انتقاد کرد.
امسال هم مثل سال گذشته، به کانون نویسندگان ایران اجازه ندادند بزرگ‌داشت احمد شاملو را برگزار کنند. درها را هم بسته بودند که کسی وارد امامزاده نشود. اما با فشار اعضای کانون و شرکت‌کنندگان، پلیس تعدادی از آن‌ها را بازداشت کرد.
ماموران با لباس شخصی به مردم حمله کردند و حاضر نشدند، کارت شناسایی و حکم ماموریتی خود را به برگزار کنندگان ارائه دهند.
رضا خندان سخن‌گوی کانون نویسندگان ایران، به رسانه‌ها گفت که پلیس مانع برگزاری مراسم هفدهمین سال‌گرد مرگ احمد شاملو شد. هم‌چنین نیروهای امنیتی سه شرکت‌کننده از جمله بکتاش آبتین، عضو هیئت دبیران کانون را بازداشت کرد.
احمد شاملو، شاعر و مترجم سرشناس و از اعضای کانون نویسندگان ایران است که به دلیل اشعار اعتراضی‌ و مخالفتش با سانسور دولتی، از روشنفکران مخالف حکومت بود. سال‌گرد مرگ او در دوم مرداد 1379، به مراسم گردهمایی نویسندگان و شعرا و فعالان سیاسی تبدیل شده است. سنگ قبر او در امام‌زاده طاهر کرج در فروردین 1385 توسط افراد ناشناس تخریب شد. تا سال 1394 مراسم سالگرد احمد شاملو با کنترل نسبی از سوی نیروهای امنیتی برگزار می‌شد ولی در دو سال گذشته ماموران پیش از شروع شدن مراسم درب محل مراسم را بسته و جمعیت را بازداشت یا متفرق کرده‌اند.
کانون نویسندگان ایران روز بیست و نهم تیر ماه و در بیانیه دعوت به این گردهمایی در توصیف احمد شاملو نوشته بود: «یاد او که جهان را آباد و رها می‌خواست و انسان را جویای شکوه از یاد رفته‌اش؛ که پایش را بریده بودند اما همچنان به‌پا و استوار بر استوای زمین ایستاده بود؛ برای عدالت، آزادی و برابری و برای هرآنچه برای ما به یادگار نهاده ‌است.»

 

کانون نویسندگان ایران، یک نهاد دموکراتیک غیردولتی متشکل از نویسندگان، مترجمان و ویراستاران است که در سال 1347، رسما با هدف تشکل‌یابی صنفی نویسندگان و مبارزه با سانسور اعلام موجودیت کرد. کانون نویسندگان و اعضای آن از ابتدای تشکیل و به‌ویژه طی دهه‌های 60 و 70 با درجات مختلف سرکوب، از سانسور و تعقیب قضایی گرفته تا قتل روبرو بوده‌اند. محمدجعفر پوینده و محمد مختاری از جمله اعضای کانون نویسندگان بوده‌اند که در جریان قتل‌های زنجیره‌ای توسط وزارت اطلاعات به قتل رسیدند. مرگ محمد جعفر پوينده آخرين حلقه از مرگ‌هايی بود كه بعدها به قتل‌های زنجيره‌ای معروف شد.

مهرداد عالی‌خانی، یکی از قاتلان وزارت اطلاعات ماجرای ربودن و قتل محمد مختاری را چنین بازگو می‌کند:
روز 9 آذر 77 موسوی یکی از کارمندان وزارت اطلاعات نزد دری نجف‌آبادی وزیر اطلاعات می‌رود و در مورد قتل داریوش فروهر و همسرش گزارشی ارائه می‌دهد.
پس از آن موسوی به عالی‌خانی می‌گوید که کار کانون نویسندگان را انجام بدهد و تاکید می‌کند که کار کانون را هر چه سریع‌تر شروع کنید. هفت پرونده از مهم‌ترین سوژه‌های فعال کانون نویسندگان، هوشنگ گلشیری، منصور کوشان، علی‌اشرف درویشیان، محمدعلی سپانلو، پوینده و چهل‌تن در دستور کار حذف فیزیکی قرار می‌گیرد. قرار می‌شود که از مهم‌ترین‌ها شروع بشود. شماره‌ تلفن محمد مختاری از طریق یکی از منابع اداره چپ نو با نام مستعار داریوش به دست می‌آید… حدود ساعت 17، مختاری با لباس اسپرت از کوچه بیرون می‌آید و از سمت شمال به جنوب خیابان آفریقا حرکت می‌کند. در این ساعت ناظری جهت اقامه‌ نماز محل را ترک کرده بود لذا سریعا به ناظری زنگ زدم و خبر دادم سوژه بیرون زد، خودش و روشن را سریع به محل برسانند. مختاری برای خرید در حوالی محل سکونت خود بیرون آمده بود. حدود بیست ‌دقیقه خریدش طول کشید. در حال برگشتن به منزل بود که علی و رضا رسیدند.
از خسرو خواستم که تاکسی را در گوشه‌ای پارک کند. رضا و علی پیاده به دنبال مختاری به راه افتادند. خسرو پشت فرمان پژو نشست و به سمت شمال آفریقا حرکت کرد. من در صندلی جلو قرار گرفتم. یک کوچه مانده به منزلش علی و رضا جلوی او را گرفتند و تحت پوشش پرسنل دادستانی وی را سوار اتومبیل کردند… داخل ساختمان شدیم. در همان اتاق اول از وی خواستند روی زمین بنشیند.
همه کار را روشن و ناظری تمام کردند. بسیار حرفه‌ای و مسلط عمل نمودند. ناظری سریعا طناب مربوطه را از کابینت داخل اتاق در آورد. مقادیری پارچه‌ سفید برداشت، چشم و دست او را از پشت سر بست. طناب را به گردن او انداخت. او را به روی شکم خواباند و حدود چهار یا پنج دقیقه طناب را تنگ کرد و آن‌ را کشید. در این حالت ناظری دهان سوژه را با یک پارچه‌ سفید گرفته بود تا بدین وسیله از ریختن خون به زمین و ایجاد سروصدای احتمالی جلوگیری کند. این دو از روی ناخن‌ها تشخیص دادند که کار تمام شده است. در جاده‌ افسریه یک مسیر فرعی به کارخانه سیمان تهران منتهی 77 در ماجرای موسوم به قتل‌های زنجیره‌ای توسط وزارت اطلاعات به قتل رسید.

ناگفته نماند که حکومت اسلامی فقط چهار فقر از قتل‌های زنجیره‌ای، یعنی قتل فروها، مختاری و پوینده را پذیرفت و مابقی را به عهده نگرفت.
اما بعدها ناصر زرافشان طی مقاله‌ای مفصل به 34 مورد قتل مشکوک در دوران سعید امامی ‌اشاره کرده است. در لیست ناصر زرافشان، نام این افراد به چشم می‌خورد: «سید خسرو بشارتی، دکتر تفتی و همسر و دو فرزندش، سعیدی سیرجانی، حسین برازنده، ملا محمد ربیعی، شیخ محمد ضیایی، دکتر احمد میرین صیاد، کاظمی، احمد میرعلایی، فخرالسادات برقعی، مولوی عبدالملک ملازاده، کشیش دیباج و کشیش میکائیلیان، دکتر عبدالعزیز بجه، جواد صفار، جلال مبین زاده، زهرا افتخاری، مرتضی علیان نجف آبادی، امیر غفوری، سید محمود میلانی، مجید رنجبر، احمد تفضلی، صانعی و همسرش، غفار حسینی، ابراهیم زال‌زاده، عباس نوایی، حمید حاجی‌زاده و کودک 9 ساله‌اش، پیروز دوانی، مجید شریف و چهار تن قربانی قتل‌های پائیز 77؛»‌‌(هفته‌نامه آبان، 21/12/78)

اگر این قتل‌ها در یک جامعه نیمه دمکراتیک اتفاق می‌افتاد؛ مردم به خیابان‌ها می‌ریختد تا دولت را واردا به استعفا کنند و سران آن را به‌دلیل بی‌توجهی به جان و امنیتی و زندگی شهروندان مورد محاکمه و مواخذه قرار می‌دادند. اما به دلیل این که جامعه ایران از چهل سال پیش با به قدرت رسیدن حکومت اسلامی، زیر شدیدترین فشارهای امنیتی - پلیسی قرار گرفته و این وضعیت فاجعه‌بار تاکنون نیز ادامه دارد تازه سران و مقامات حکومت اسلامی، پس از افشای این قتل‌ها موضع «حق به جانب» گرفتند؛ خامنه‌ای ادعا کرد این قتل‌ها از سوی «بیگانگان و دشمنان اسلام» انجام شده تا چهره حکومت اسلامی، سپاه پاسداران، وزارت اطلاعات و... را خدشه‌دار کنند! خاتمی رییس جمهوری وقت ادعا کرد که این قتل‌ها علیه دولت او بوده است و... سپس رسانه‌های وابسته به دو جناح اصلی حاکمیت تلاش کردند این مسئله را به یک سوژه تبلیغاتی به نفع خود تبدیل کنند. اما هیچ‌کدام از این ترفندها من‌ترین تاثیری در افکار عمومی مترقی جامعه ما و هم چنین جامعه جهانی نداشت. زیرا این حکومت، به اندازه کافی سرکوب و سانسور، جنایت و ترور، تزویر و دروغ از خود نشان داده بود که کسی حرف‌های آن‌ها را ته تنها جدی نگیرد، بلکه بر علیه کل حاکمیت موضع بگیرد. حکومتی که چهل سال پیش با سرکوب وحشیانه دستاوردهای انقلاب 1357 مردم ایران به قدرت رسیده بود؛ انقلابی که برای نان، آزادی، دموکراسی و عدالت اجتماعی بود و در این چهل سال اجازه نداده است آب خوش از گلوی مردم پایین برود هرگز نمی‌تواند اعتماد مردم را جلب کند!
اواخر آذر ماه 78، خاتمی ‌وقتی برای تقدیم لایحه بودجه به مجلس رفته بود در جمع خبرنگاران درباره قتل‌ها نیز صحبت کرد. او در پاسخ به این پرسش که «آیا شما در جریان پرونده قتل‌ها قرار دارید؟»، گفت: «پرونده قتل‌ها بسیار مهم است و کارهای آن در دست سازمان قضائی نیروهای مسلح است. دوستانی که در این سازمان هستند تلاش می‌کنند تا پرونده را به سرانجام برسانند، اما اخیرا برای این‌که دقت و اطمینان بیش‌تری حاصل گیرد با تفاهم رییس قوه قضاییه تدابیری اندیشیده‌ایم تا اشراف بیش‌تری نسبت به پرونده پیدا کنیم و به نتیجه مطلوبی که مردم را راضی کند، برسیم.»‌‌(روزنامه همشهری- بیست و پنجم آذر 1378)
همه می‌دانستند که پشت این سناریوی سیاه و جنایت‌کارانه، یک برنامه هدف‌مند و طراحی شده وجود داشت. عامل و یا عواملین اصلی این قتل‌ها را هرگز دتسگیر و محاکمه و به جامعه معرفی نخواهند شد. بنابراین، افکار عمومی مترقی جامعه، به‌ویژه خانواده‌های قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای و وکلای آن‌ها، نه به وعده و وعیدهای و ادعاهای سران و مقامات و مسئولین قوه قضاییه و دادگاه‌های نماشی آن اعتنایی کردند و نه دستگیری و محاکمه تعدادی از اعضای وزارت اطلاعات را پذیرفتند. آن‌ها محکم و قاطع خواهان معرفی و محاکمه عاملین اصلی این ترورها که در راس حاکمیت قرار داشاتد و دارند بودند نه مامورین دست چندم وزارت اطلاعات که دستوارت روسای خود را اجرا کرده بودند.
حتی پیش از صدور اطلاعیه معروف وزارت اطلاعات، مطبوعات حکومتی ماموریت یافته بودند که آن را در جامعه جا بیاندازند و نگذارند سرنخ از دست حاکمیت خارج شود.
در چنین شرایطی، حتی خامنه‌ای به عنوان خطیب نماز جمعه روز 18 دی ماه 77، پشت تریبون نماز جمعه تهران رفت و بی‌شرمانه ادعا کرد: «عده‌اى در صددند از وزارت اطلاعات انتقام بگیرند.» او با طرح سئوالاتی ضد و نقیض، تلاش کرد باز هم افکار عمومی را از واقعیت‌ها دور کند: «فروهر و همسرش - این دو مرحوم - دشمنان ما بودند؛ اما دشمنان بى‌ضرر و بى‌خطر. این‌ها هیچ ضررى نداشتند. نه به جایى وابسته بودند - که ما آن را مى‌دانستیم - و نه اقتدارى داشتند... کسى از مردم که او (فروهر) را نمى‌شناخت؛ کسى که با او آشنایى نداشت؛ کسى که تحت نفوذ و تاثیر حرف‌هاى او نبود. ایشان معروفیتى در میان مردم نداشت؛ نفوذى نداشت؛ دشمن بى‌خطرى بود؛ انصافا آدم نانجیبى هم نبود. البته ما دشمنانى هم داریم که انصافا نجیب نیستند؛ اما مرحوم فروهر و مخصوصا عیالش نه؛ آدم‌های نانجیبى نبودند. حالا شما فکر کنید، کسى که مثل فروهر را مى‌کشد، آیا مى‌تواند دوست نظام باشد؟! مى‌تواند براى نظام کار کند؟! چنین چیزى معقول است؟! من این را باور نمى‌کنم. آشنایى من با مسائل سیاسىِ این بیست ساله و قبل از این در دوران انقلاب - آشنایى با اشخاص، آشنایى با جریانات سیاسى، آشنایى با توطئه‌هاى گوناگونى که از اطراف دنیا همیشه در جریانش بوده‌ایم - اجازه نمى‌دهد که من باور کنم این کارِ عناصرى است که با نظام مسئله‌اى ندارند و نمى‌خواهند علیه نظام کار کنند. باید بگردند این‌ها را پیدا کنند... ممکن است عواملى که جزو وزارت بوده‌اند، افرادى باشند که فریب خورده باشند و تحت تاثیر آن‌ها قرار گرفته باشند؛ باید گشت و عوامل و سرنخ‌ها را پیدا کرد و نباید به این آسانى از آن گذشت.»
اما این سخنان خامنه‌ای و اطلاعیه وزارت اطلاعات و سخنان خاتمی و ربیعی و غیره و هم‌چنین تبلیغات رسانه‌های آن‌ها و جناحی نشان دادن این قتل‌ها، هیچ‌کدام نتوانستند افکار عمومی آگاه جامعه را از تشخیص درست‌شان منحرف سازند. چرا که مردم انگشت اتهام را نه به‌سوی دعواهای جناحی و یک جناح، بلکه به‌سوی کل حاکمیت گرفته بودند و هنوز هم به این موضع خود قاطعانه پافشاری می‌کنند.
جمعیت موتلفه اسلامی در روزنامه آریا در تاریخ 10 آذر 1377، احتمال داد که قتل‌ها نتیجه نوعی تصفیه‌های درون گروهی باشد. مسعود ده‌نمکی، این حزب‌الهی و چماقدار معروف، در روزنامه ایران در تاریخ 23 آذر 1377، به نیروهای امنیتی و اطلاعاتی توصیه کرد که عاملان قتل‌ها را از میان دگراندیشان پیدا کنند. جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی، در 26 آذر همان سال با صدور بیانیه‌ای گروه سیدمهدی هاشمی را یکی از متهمان احتمالی قتل‌ها دانست، و سه هفته بعد در 17 دی 1377، روزنامه کیهان خبری در مورد ارتباط یکی از دستگیرشدگان در رابطه با قتل‌های زنجیره‌ای با «باند مهدی هاشمی» منتشر کرد.
قتل‌های زنجیره‌ای از زمان برملاشدن تا سال‌ها بعد، فضای مطبوعاتی ایران را کاملا تحت تاثیر خود قرار داد و نشریات زیادی از طیف‌های سیاسی گوناگون به این قتل‌ها پرداخته و هم‌چنان می‌پردازند. نگاه مطبوعات برخی از این مطبوعات به عاملان داخلی و حکومتی قتل‌ها بود، برخی روزنامه‌ها نیز کوشیدند تا عوامل این قتل‌ها را غیرحکومتی، عامل بیگانگان و دشمنان و مخالفان حکومت اسلامی معرفی کنند.
در 24 آذر 1377، روزنامه کیهان به نقل از آیت‌الله خامنه‌ای نوشت که دخالت مستقیم یا غیرمستقیم دشمن در این حوادث آشکار خواهد شد؛ و از این‌که عده‌ای نظام جمهوری اسلامی را در این قتل‌ها شریک می‌دانند انتقاد کرد.
با توجه به حساسیت شدید جامعه نسبت به قتل‌ها و وعده دروغین محمد خاتمی برای مجازات عاملین آن، کمیته‌ای ویژه، مرکب از علی یونسی، رییس وقت سازمان قضایی نیروهای مسلح؛ علی سرمدی، معاون وزیر اطلاعات و علی ربیعی، مسئول اجرایی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی مسئول پیگیری قتل‌ها شدند و...
نهایتا، وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در تاریخ 15 دی 1377، طی اطلاعیه‌ای که قبلا نظیر آن در هیچ وزارت‌خانه جمهوری اسلامی دیده نشده بود به صورت رسمی اعلام کرد که عده‌ای از اعضای آن وزارتخانه در طراحی قتل‌ها دست داشته‌اند.
بهمن ماه قربانعلی دری نجف‌آبادی وزیر اطلاعات وقت از سمت خود استعفا داد. نجف‌آبادی بارها در مصاحبه‌ها گفته بود که از قتل‌های صورت گرفته توسط پرسنل وزارت اطلاعات، بی‌اطلاع است. دادستان مجتمع قضایی نیروهای مسلح تنی چند از مسولین عالی‌رتبه وزارت اطلاعات را دستگیر کرد. از این افراد می‌توان به سعید امامی مشاور وزارت و معاون سابق امنیت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی‌(در زمان تصدی فلاحیان)، مصطفی کاظمی معاون امنیت وزارت اطلاعات در زمان انجام قتل‌ها و اکبر خوش‌کوش رییس گروه ضربت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی اشاره کرد.

پس از صدور اطلاعیه به نام وازرت اطلاعات، در 21 دی ماه سال 1377،  شریعتمداری نمانیده رهبر در روزنامه کیهان، مصاحبه‌ای را با دوست و همکارش حجت‌الاسلام حسینیان ترتیب داد تا کشتار دگراندیشان توجیه شود،  سناریوی که همان شب  در برنامه رادیو و تلویزیونی ی وزارت اطلاعات ساخته «چراغ» نیز روی صحنه  رفت، حجت‌الاسلام حسینیان حمایت خود از قاتلین را این‌گونه اعلام کرد:
«... ممکن است مرتکبان قتل‌ها از روی اعتقادات مذهبی و تحت تاثیر احساسات دینی  یا بواسطه تحلیل خاص، این آقایان را به قتل رسانده باشند... به‌نظر می‌رسد این بچه‌ها تحت تاثیر القایات بیرونی واقع شده باشند... مقتولان نیز از مخالفان نظام بودند به‌طوری که بعضی از آن‌ها حتی مرتد بودند و عده‌ای دیگر ناصبی بوده و نسبت به ائمه اطهار‌(ع) جسارت می‌کردند...»
حسینیان سعید امامی را «اهل فکر» اعلام کرد  و با افتخار به عملیات «درون مرزی» یعنی قتل‌های زنجیره‌ای، و عملیات  «برون مرزی»، یعنی کشتار صد‌ها نفر از مخالفین حکومت اسلامی در خارج کشور توسط سعید امامی‌( اسلامی)، چنین اشاره داشت:
«... در مورد سعید امامی من تحلیل خودم این است که سعید اسلامی به احتمال زیاد در جریان این قتل‌ها بوده چون سعید اسلامی واقعا اعتقادش این بود که مخالفین جمهوری اسلامی  باید از دم تیغ گذرانده بشوند و در این زمینه هم تجربه داشت. به هر جال کسی بوده که مسیول امنیت کشور بوده، مسئول امنیت وزارت اطلاعات بوده، شاید صدها عملیات برون مرزی ودر رابطه با منافقین من جمله بمباران پایگاه منافقین در بغداد سال 744 داشته...»‌(روح‌الله حسینیان، نشریه جبهه، شماره‌های 16 و 23، سال 1378)
«... شما ده سال یکی را به نیکی می‌شناسید، نماز او را ندیدید که ترک شود. روزه‌اش را که ترک شود و در تمام زندگی از انقلاب دفاع کرده و همین آقای اسلامی کسی است که اگر می‌آمدند و خدمات او را در مورد امنیت تشریح می‌کردند آن وقت ما می‌فهمیدیم این انسان چه خدمتی به کشور در بحرانی‌ترین شرایط نموده است...»‌(سخنرانی در ورامین، نشریه جبهه، شماره 12 تیر 1378)
مشاور سیاسی و امنیتی احمدی‌نژاد و برخی وزاری کنونی شیخ حسن روحانی هم‌چون ربیعی و خود روحانی که سال‌های طولانی در راس شورای امنیت ملی بوده است؛ شورایی که بر همه سرکوب‌ها و کشتارهای داخلی و ترورهای خارج کشور نظارت داشته دارد دست همه‌شان به خون مخالفان و نویسندگان و هنرمدان سکولار کشور آلوده است. گرچه آن‌ها در تقسیم قدرت و ثروتت همواره با همدیگر دعوا و رقابت جدی دارند اما هنگامی که به برخورد به مخالفین حکومت‌شان برمی‌گردد یک دست و یک دل عمل کرده‌اند.

دادگاه متهمان قتل‌های زنجیره‌ای بدون حضور خانواده مقتولان و وکلای آن‌ها نیز به صورت غیرعلنی تشکیل شد و رییس دادگاه اعلام کرد که پس از استماع نظر و استدلال معاون دادستان نظامی تهران، چون علنی بودن دادرسی را موجب اخلال در امنیت و نظم عمومی تشخیص داده، مستند به بند 3 ماده 327 قانون آیین دادرسی کیفری و اصل 165 قانون اساسی، قرار دادرسی غیرعلنی را صادر نموده است.
دادگاه در فاصله 3 تا 30 دی 79، به صورت غیرعلنی و بدون حضور هیچ‌یک از وکلا یا اعضای خانواده مقتولان به ریاست محمدرضا عقیقی رییس شعبه دادگاه نظامی یک تهران برگزار شد.
با برگزاری 12 جلسه دادگاه محرمانه و غیرعلنی در نهایت شعبه یک دادگاه نظامی تهران به ریاست قاضی عقیقی در حکمی مصطفی کاظمی قائم مقام وقت معاونت امنیتی وزارت اطلاعات و مهرداد عالیخانی مدیرکل وزارت اطلاعات را به جرم آمریت و صدور دستور چهار فقره قتل به چهار بار حبس ابد محکوم کرد.
در بهمن 1378، فیلم اعترافات شش تن از متهمان قتل‌های زنجیره‌ای با حضور نیازی رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح و عهده‌دار رسیدگی به پرونده قتل‌ها، در جلساتی جداگانه برای آیت‌الله خامنه‌ای، سران سه قوه و در جلسه غیر علنی مجلس پنجم، برای نمایندگان پخش شد که عکس‌العمل‌های متفاوتی را دربرداشت. متهمان در این فیلم مدعی همکاری با اف‌بی‌آی، سازمان سیا و موساد شده بودند.
در خرداد 1380، فیلمی سه ساعته از مراحل بازجویی فاطمه دری نوگورانی، همسر سعید امامی و تعدادی دیگر از بازداشت شدگان پرونده قتل‌ها منتشر شد و بخش‌هایی از آن بر روی اینترنت قرار گرفت. این فیلم، حکایت از شکنجه شدید این زندانیان برای اخذ اعترافات عجیب در مورد ضدیت با جمهوری اسلامی، ارتباط با سرویس‌های جاسوسی بیگانه و فسادهای گسترده جنسی داشت. بازجویان با تهدید و ضرب و شتم و نسبت دادن اتهامات اخلاقی درصدد اثبات ارتباط عاملان اجرایی قتل‌های زنجیره‌ای با بیگانگان و سفر به اسرائیل بودند. تهیه‌کنندگان فیلم شکنجه متهمان قتل‌های زنجیره‌ای طی نامه‌ای به رییس جمهور در مرداد 1380، تأکید داشتند که بازجویی از متهمان به ویژه متهمان زن دارای صحنه‌های بسیار وحشتناک‌تر بوده که در فیلم موجود نیست.
در ادامه فضایی که پس از انتشار فیلم شکنجه‌ها به وجود آمد، پرونده از تیم جواد آزاده گرفته شد و به گروه دیگری سپرده شد. سپس، برخی از دستگیر شدگان پرونده قتل‌ها آزاد شدند و در عوض، جواد آزاده و همکارانش به زندان افتادند. تعدادی از بازداشت شدگان این پرونده پس از آزادی به کمیسیون اصل نود مجلس ششم مراجعه و اعلام کردند که در دوران بازداشت شکنجه شدند. با وجود اعترافات متهمان به جاسوسی، در حکم قضایی پرونده قتل‌ها، هیچ‌کس به «جاسوسی»، «خیانت» یا «ارتباط با دولت متخاصم» متهم نشد.
خودکشی و یا اجبار به خودکشی سعید امامی همه را در مرحله‌ای از حدس و گمان نگه داشت و با مرگ او راز قتل‌های زنجیره‌ای نیز دفن شد.

از میان جانیان حکومت، حجت‌اسلام روح‌الله حسینیان، از همه حراف‌تر و سینه‌چاک‌تر و درس خوانده مدرسه حقانی است. مدرسه حقانی، در واقع مدرسه تدریس عدم تحمل و کشتار دگراندیشان و روشنفکران  و روشنگران است؛ مصباح یزدی، جنتی، فلاحیان، رازینی، محسنی اژه‌ای، پورمحمدی، نیری، حسینیان و برخی از آخوندها درس خوانده‌های این مدرسه هستند.
روح‌الله حسینیان، به مقام مشاور سیاسی و امنیتی احمدی‌نژاد منصوب شده بود. رییس جمهور در حکم‌شان به «تعهد دینی و انقلابی و سوابق و تجربیات ارزشمند حجت‌الاسلام حسینیان» اشاره کرده بود و نیز ابراز امیدواری كرده که «وی در پرتو عنایات الهی و در جهت تحقق اصول چهارگانه عدالت گستری، مهرورزی، خدمت‌گزاری و تعالی همه‌جانبه كشور، موفق باشد.»
احمدی‌‌نژاد که از همان روزهای نخست به قدرت رسیدن حکومت اسلامی حکومت اسلامی بود به خوبی می‌داند کشتارهای بزرگ انقلابیون عدالت‌خواه و آزادی‌خواه 57 در ادامه کشتار دگراندیشان  و مخالفان سیاسی سال‌های 58-1357، کشتارهای سال 1360، کشتارهای سال‌های 62 تا 64، به‌ویژه قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال 1367، قتل‌های زنجیره‌ای سال 1377، سرکوب سیستماتیک زنان و ترور مخالفین حکومت اسلامی در خارج کشور و... نمونه‌هایی از عملکرد این حکومت «مهر ورز»، «عنایت الهی» و «جربیات ارزشمند»‌شان بوده‌اند.
حجت‌اسلام پورمحمدی وزیر کشو دولت مهرورز احمدی‌نژاد، دست‌اندر کار کشتارهای سال‌های 1360 و 1367،  حجت‌اسلام محسنی اژه‌ای وزیر اطلاعات و صفار هرندی وزیر ارشاد اسلامی او، دست‌اندر کار «قتل‌های زنجیره‌ای»، منوچهر متکی وزیر امورخارجه دست‌اندر کار کشتار مخالفین حکومت اسلامی در خارج کشور و...
در این میان، حجت‌اسلام روح‌الله حسینیان دست‌اندر کار کشتارهای 1367، قتل‌های زنحیره‌ای و ترور مخالفین حکومت در خارج کشور، از چهره‌ها و اعضای پر نفوذ این دولت «مهرورز، عدالت گستر، خدمت‌گزار و...» بود.
روح‌الله حسینیان، این تربیت شده «مدرسه حقانی»، به هنگام سخن گفتن در  رابطه با مرگ دوست و همکارش سعید امامی‌( سعید اسلامی)، و با تاکید به این که «آخه باباجون ما خودمان یک زمان قاتل بودیم»، به «تعهد دینی و سوابق و تجربیات ارزشمند و مهرورزی» امامی، این چنین اشاره کرده است:
«... می‌گویند‌(سعید امامی) دارو هم استفاده کرده و خودش را تمیز کرده بود. چند بسته شما به ایشان دادید؟ می‌گویند «یک بسته»، می‌گویم: خب از یک بسته چه‌قدر باقی می‌ماند که خورده باشد و مرده باشد؟ می‌گویند دکترها گفتند که محلول یک استکان. گفتم آخه باباجون، آخه ما خودمان یک زمان قاتل بودیم. یک زمانی زندانبان بودیم. یک زمانی همه این چیزها را گذراندیم. تا کنون صدها نفر واجبی خوردند و نمردند. آخه چه‌طور با یک استکان که آن هم شما می‌گویید که بلافاصله بردند به بیمارستان و شست و شو دادید، این خورد و مرد؟ می‌گویند نه نمرد چهار روز زنده ماند و خوب شده بود، حتی تماس گرفتند با ما که بیایید ببریدش، که یک مرتبه اعلام کردند که ایست قلبی پیدا کرده و بیایید ببرید که تمام کرد. گفتم آخه جای تخقیق دارد. اولا من نمی‌گویم نخورده، شاید، شاید خط بهش دادند، همان بازجوهایی که چپ بودند و کسانی که پرونده دست‌شان  است بگویند این کاررا بکن بیا بیرون، نجاتت می‌دهیم. چون خودش هم گفت آن‌جا داد‌وبیداد می‌کرد و می‌گفت آقا به داد من برسید، پدرم را در آوردند، کشتنم، شکنجه‌ام می‌کنند. توی بیمارستان داد و فریاد می‌کرد. شاید واقعا همین خط را به او داده‌اند و بعد آوردند بیمارستان آمپول هوا بهش زدند، سکته کرده؟ تحقیق کنید، بررسی کنید. آخه سعید اسلامی آدمی نبود که خودکشی کند، ما می‌شناختیم سعید امامی را ....»‌(روزنامه کیهان،  21 دی ماه 1377)

در واقع نسبت دادن این قتل‌های هولناک و فجیع به دعواهای جناحی و یا بیگانگان و خزعبلاتی از قبیل ضربه زدن به دولت و حاکمیت و غیره را هیچ‌کس باور نکرد و دقیقا به هین دلیل، پرونده این قتل‌ها در نزد افکار عمومی باز است و دست‌کم هر سال بار این پرونده توسط کانون نویسندگان ایران و خانواده‌های جان‌باختگان باز می‌شود  وصدای طنین انداز آن مانند پتکی بر سر سران و مقامات حکومت اسلامی فرود می‌آید به‌طوری که آن‌ها را آن‌چنان دچار سرگیجه سیاسی و هذیان‌گویی می‌کند که دیوانه وار ماموران امنیتی خود را به سراغ برگزارکنندگان و شرکت‌کنندگان مراسم‌های یادبود مختاری و پوینده و...، می‌فرستند باز هم عجز و ناتوانی و درماندگی خود و حکومت‌شان را به نمایش می‌گذارند!

نزدیک به نوزده سال از قتل‌های زنجیره‌ای می‌گذرد، اتفاقی که هنوز هم سید محمد خاتمی در این مورد روشنگری نکرده و حتی ربیعی که در دولت اول و دوم شیح حسن روحانی در راس وزارت کار قرار گرفته، در این مورد مهر سکوت به لب زده‌اند. یا حتی کسان چون مهاجرانی وزیر ارشاد دولت خاتمی که سال‌هاست در انگلستان زندگی می‌کند و یک از گفتگوکنندگان ثابت بی‌بی‌سی است هرگز درا ین مورد روشنگری نکرده است. دلیلش روشن است همه سران و مقامات و جناح‌های حکومت در همه این قتل‌ها و ترورها و کشتارها و پیش‌تر نیز در کشتارها و ترورهای دهه شصت داخل و خارج ایران شریک و سهیم بودند بنابراین، هرگونه رمزگشایی از قتل‌های زنجیره‌ای و بیان ناگفته‌های آن خط قرمز آن‌هاست و می‌تواند به ضررشان تمام شود. و در طی این ۱۸ سال مراسم یادبود قربانیان با درگیری و تنش همراه بوده است. اما همان طور که گفتیم بخش آگاه جامعه، سال‌هاست که حکم قطعی و بی برگشت خود را علیه کلیت حکومت اسلامی ایران صادر کرده و آن را عامل اصلی این قتل‌ها و همه جنایات دیگر و بی‌حقوقی‌های مردم ایران می‌داند و رای به رفتن آن داده است. رایی که دیر و یا زود توسط همین مردم و جنبش‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن‌ها به مرحله اجر درخواهد آمد!

سه‌شنبه بیست و یکم آذر 1396 - دوازدهم دسامبر 2017

اصغر کریمی
حزب کمونیست کارگری و فرهنگ سیاسی
یکی از سنت های تازه ای که حزب وارد جنبش کمونیستی و کارگری در ایران کرد علنیت بود. از امضای مقالات تا کنگره های علنی و در دسترس بودن رهبری حزب برای جامعه و یا رویکرد علنی در جنبش های اجتماعی و تلاش برای تبدیل فعالین کارگری به چهره های شناخته شده؟ حزب چه پیشرفت ها و موفقیت هایی در این زمینه داشته است؟
حزب موفقیت های قابل توجهی در این زمینه داشته است اما اجازه بدهیم بگویم که رویکرد حزب در این زمینه رویکردی طبقاتی اجتماعی است و دستاوردهای تاکنونی حزب، دستاورد بزرگی برای جنبش کمونیستی و برای کل طبقه کارگر و جامعه است. این رویکرد مهمی است که نه تنها به شیوه فعالیت حزب بلکه به نگاه هر فعال کارگری و هر مبارز آزادیخواهی نسبت به فعالیت و جایگاه خود نیز مربوط است. اینکه رهبران و فعالین حزب کمونیست کارگری نباید آدم های گمنامی باشند، باید با اسم و رسم خود بنویسند و سخنرانی کنند،‌ در دسترس جامعه باشند و جامعه آنها را بشناسد، و یا حزب نباید در حاشیه جامعه و در محدوده محافل باشد، بلکه باید در وسط صحنه سیاسی و یکی از مهمترین بازیگران صحنه سیاست باشد و یا جنبش کارگری و جنبش های حق طلبانه باید چهره های شناخته شده در سطح جامعه داشته باشند، یک مساله تاکتیکی و تکنیکی نیست. یک رویکرد عمیق طبقاتی است.
“چپ هاى کارگر-دوست ایران سنتا حزب کمونیستى را حزبى تعریف کرده اند که براى کارگران و براى دفاع از منافع کارگران ساخته میشود. معمولا کارگر گرایى در این چپ سنتى با کارگرنوازى و خوش و بش محفلى با کارگران معنى شده است. اما در کمونیسم ما حزب کمونیستى حزبى است که طبقه کارگر براى نجات جامعه میسازد. حزبى که میخواهد در جدال بر سر قدرت سیاسى که کلید دست بردن به بنیاد اقتصادى جامعه است، طبقه کارگر و راه حل طبقه کارگر براى بشریت را نمایندگى کند. جدال اساسى بر سر قدرت و سرنوشت جامعه است و حزبى که در صحنه جدال قدرت و صفبندى اجتماعى در مقابل احزاب جنبشهاى طبقات دارا حضور نداشته باشد، تا چه رسد به اینکه اصولا معتقد نباشد باید حضور داشته باشد، نه کارگرى است و نه کمونیستى است. درک این حقیقت ابتدایى مارکسیستى و مقابل قرار دادن آن با تلقى هاى سنتى چپى که مرغ عزا و عروسى در تاریخ معاصر بوده و به حاشیه اى بودن عادت کرده و اکنون دیگر افتخار هم میکند، یک تحول مهم در کار حزب ما ایجاد کرده است”. این جواب منصور حکمت به سوالی درمورد موقعیت حزب بود که تلقی حزب از خودش و فعالیتش را از همان سالهای اولیه شروع فعالیت یعنی از حدود ۳۵ سال قبل نشان میدهد. اما با گذشت زمان درک ما نیز به درکی همه جانبه تر تبدیل شده است. ۳۵ سال قبل کسی مقاله ای با امضای شخصی خود منتشر نمیکرد. یک مقاله سیاسی یا تئوریک موضع کل حزب و سازمان بود و فرد جایی در این سیستم نداشت. ما در این زمینه سنت تازه ای باب کردیم. مقالات با امضای هر نویسنده منتشر شد و بعدتر در خارج کشور اعضای رهبری حزب و بسیاری کادرهای حزب با اسم و رسم و عکس خود در نشریات یا سخنرانی ها ظاهر شدند، بسیاری از فعالین حزب با اسم و رسم خود نهادهای اجتماعی ساختند و شروع به سازماندهی کمپین کردند، کنگره های حزب نیز از دو دهه قبل علنی برگزار شده اند و رسانه ها، فعالین سیاسی و احزاب به کنگره های حزب دعوت میشوند،‌ کنفرانس اعضای حزب در خارج نیز به همین شکل. اما مساله فقط به سیاست حزب در قبال خودش مربوط نیست. برای فعالین کارگری زندانی در سطح بین المللی شروع به فعالیت کردیم و اهمیت سیاسی چهره های علنی در جنبش کارگری را به گفتمان و به یک سنت جا افتاده و تثبیت شده تبدیل کردیم و برای همه اینها سنگر به سنگر با تفکر چپ حاشیه ای و سنتی جدال کردیم. این یک تحول مهم در حزب، در جنبش کارگری و در جامعه بود. اکنون نه تنها حزب که جنبش کارگری هم صاحب دهها چهره شناخته شده است. در تفکر چپ سنتی،‌ کارگر نیز موجودی غیر اجتماعی و صرفا تولید کننده بود، عینا همان تصویری که سرمایه دار از کارگر دارد، و همه چیزش در محدوده کارخانه و محل کار تعریف میشد. حزب کمونیستی نیز در این تفکر نه برای رهایی جامعه که برای منافع محدود کارگر فعالیت میکرد. ما این ذهنیت ها را عوض کردیم و حزبی با درکی کاملا متفاوت شکل دادیم. این صرفنظر از پیشروی های دیگر در جنبش کارگری، موقعیت جنبش کارگری را عوض کرد و ثقل آنرا در جامعه بالا برد. طبقه کارگر و حزبش اکنون چهره های شناخته شده زیادی دارند که بعضا در سطح بین المللی نیز شناخته شده هستند و این تنها احزاب و جنبش های طبقات حاکم نیستند که شخصیت های خود را دارند. طبقه کارگر و حزبش نیز بی چهره و گمنام نیستند. فقط بورژواها اسم و رسم ندارند. کارگر هم برای خود احترام و جایگاهی دارد. رهبرانی دارد که بعنوان نمایندگان جامعه حرف میزنند، مصاحبه میکنند و نسبت به مسائل اساسی جامعه اظهار نظر میکنند.این رویکرد موقعیت زندانیان سیاسی، فعالین سیاسی و فعالین جنبش های حق طلبانه را نیز کاملا عوض کرد. با این رویکرد برعکس تفکری که میگفت سیاست حزب کمونیست کارگری برای فعالین کارگری مشکل امنیتی ایجاد میکند، حاشیه امنیتی ایجاد کرد و هرمورد دستگیری را برای حکومت پرهزینه تر کرد.
حزبی که ادعای کسب قدرت سیاسی دارد و میخواهد یکی از بازیگران اصلی صحنه سیاست باشد نمیتواند مبلغان و نظریه پردازان، نویسندگان و سخنرانان و کمپینرها و رهبران شناخته شده در مقیاس جامعه نداشته باشد. تلاش برای داشتن تلویزیون ۲۴ ساعته که حزب و رهبران و فعالینش را در دسترس جامعه قرار دهد بخشی از همین پروژه و در راستای این سیاست بود. تا قبل از این در حالیکه هر حزب و گروه مرتجع و بورژوایی، ناسیونالیست و مذهبی و اکثرا بدنام چهره ها و رهبران شناخته شده خود را داشت، چپ ایران چهره ای نداشت، در حاشیه سیاست و حداکثر گروه فشاری بر احزاب بورژوایی بود. علاوه بر این پلاتفرم مبارزاتی و برنامه ای نداشت و این کمبودها را نیز تئوریزه میکرد. ما درست در نقطه مقابل این سنت ایستادیم و امروز دوست و دشمن میتواند موقعیت حزب کمونیست کارگری و تاثیر سیاست های آنرا در میان کارگران و در جامعه ببیند. هیچ حزب و جنبشی بدون چهره های علنی و بدون اینکه در دسترس جامعه باشد به جایی نمیرسد. به جریانی اجتماعی تبدیل نمیشود و جایی در صحنه سیاست پیدا نمیکند.
با اینهمه علیرغم اینکه گام های زیادی در این مسیر برداشته ایم اما گام های بسیار بیشتری باید برداریم. درست است که حزب ما میتواند ادعا کند که از زاویه علنیت و شفافیت در فعالیت سیاسی بسیار از احزاب بورژوایی جلوتر است، چون آنها اکثرا نه کنگره هایشان علنی است، در واقع اکثرا کنگره ای هم ندارند، و نه برنامه روشنی و حتی یک پلاتفرم روشنی به جامعه ارائه داده اند. جلسات مخفی میگذارند و در اطاق های دربسته ائتلاف و انشعاب میکنند. توطئه بخشی از سنت همه آنها است. نماینده اقلیت استثمارگرند و هرگز نمیتوانند اهداف واقعی خود را به کل جامعه توضیح بدهند. با اینهمه موقعیت اجتماعی، توان مالی و حمایت رسانه ها و بعضا دول غربی از آنها، موقعیت متفاوتی به آنها میدهد. اما صرفنظر از این مقایسه،حزب کمونیست کارگری نیاز دارد و باید صدها سیاستمدار و سخنران و کمپینر شناخته شده و بانفوذ داشته باشد. طبقه کارگر باید در هر کارخانه و دانشگاهی و در هر شهر و منطقه ای تعداد قابل توجهی از رهبران و فعالین شناخته شده و خوشنام مورد اعتماد توده های وسیع مردم داشته باشد. جنبش های اجتماعی پیشرو باید تعداد زیادی چهره شناخته شده در جامعه داشته باشند. این به آنها قدرت میدهد، چهره های شناخته شده به یک حزب و جنبش گوشت و پوست میدهند، آدم های با نفوذ برای هر حزب و جنبشی اهرم های قدرت هستند و نفوذشان در جامعه به نفوذ حزب و جنبش تبدیل میشود. یک حزب و جنبش به اندازه ای صاحب نفوذ و اجتماعی است که چهره های شناخته شده و دخالتگر در زمینه های مختلف داشته باشد. حزب کمونیست کارگری که در جدال بر سر قدرت، طبقه کارگر و راه حل طبقه کارگر براى کل جامعه را نمایندگى میکند، باید با قدرت و اعتماد بنفس بیشتری در این مسیر جلو برود و سنت های عقب مانده و حاشیه ای را کاملا کنار بزند و به فعالیت اجتماعی و علنی هرچه بیشتری روی آورد. باید در این زمینه در مقیاسی اجتماعی از احزاب و جنبش های طبقه حاکم پیشی بگیرد، امکانات خود را گسترش دهد، صدها بار بیشتر در دسترس جامعه قرار گیرد و موقعیت ممتازی در جامعه کسب کند. این یک نیاز فوری برای حزب و طبقه کارگر و یک نیاز مبرم تاریخی و طبقاتی است.

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Wed, 13 Dec 2017 04:43:40 +0000
اخباروگزارشات کارگری21آذر http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66555:21&Itemid=649 http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66555:21&Itemid=649

- اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه وارد چهارمین روز خود شد
- اعتصاب متحدانه کارگران شرکت نیشکر هفت تپه چهارمین روز خود را پشت سر گذاشت
- اعتصاب کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، متحدانه تر از روزهای پیش وارد چهارمین روز خود شد
- تجمع  اعتراضی معلمان حق‌التدریس سراسر کشورنسبت به بلاتکلیفی استخدامی مقابل مجلس
- تجمع آموزش‌دهندگان نهضت سوادآموزی سراسرکشور در اعتراض به عدم استخدام مقابل مجلس
- تجمع اعتراضی معلمان حق التدریس اردکان نسبت به بلاتکلیفی استخدامی مقابل فرمانداری
- تجمع قبول شدگان آزمون استخدامی شهرداری های خوزستان دراعتراض به عدم استخدام مقابل استانداری خوزستان برای سومین بار
- کمپین پرستاران برای اجرای قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری
- اعتراض رسانه ای کارگران داروسازی کوثرنسبت به قراردادهای یک‌ ماهه وشرایط کاری
- عدم پرداخت ماه ها حقوق کارگران استان سیستان و بلوچستان
- پیمانکاران بخشی از مطالبات 300کارگر منطقه سه شهرداری اهوازرابالا می کشند
- سوگی که همگانی شد؛ نه می‌بخشیم، نه فراموش می‌کنیم
- مرگ کارگر جوان بر اثر سقوط به چاهک آسانسور در زعفرانیه تهران
اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه وارد چهارمین روز خود شد
کارخانه همچنان تعطیل است کارگران با همراهی خانوارها تجمع خودراهمچنان در محوطه شرکت،روبروی ساختمان مدیریت،ادامه داده اند.
 امروز 21/9/96 تمامی بخشهای شرکت دراین تجمع حضور دارند علارقم پرداخت  دستمزد مرداد ماه و همچنین گفته شده که تا چند روز آینده یک حقوق دیگر پرداخت میشود مشروط به این که کارگران به سرکار خود برگردن .اعتصاب همچنان ادامه دارد.
متعاقبآ اخبار اعتصاب گزارش میشود.
منبع خبر سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه-21آذر 96
گزارش تکمیلی
اعتصاب متحدانه کارگران شرکت نیشکر هفت تپه چهارمین روز خود را پشت سر گذاشت
علیرغم تلاشهای مدیریت شرکت نیشکر هفت تپه برای ایجاد تفرقه در میان کارگران اعتصابی که از بعد از ظهر دیروز تا پاسی از دیشب ادامه داشت کارگران این شرکت امروز چهارمین روز پیاپی اعتصاب خود را پشت سر گذاشتند و علاوه بر پیوستن کارگران کارخانه خوراک دام و کارکنان اداری به همکاران اعتصابی خود، رانندگان استیجاری سرویس  ایاب و ذهاب و بازنشستگان نیز بدلیل عدم دریافت مطالباتشان در مقابل ساختمان مدیریت شرکت دست به تجمع زدند.
بنا بر گزارشهای ارسالی از سوی کارگران نیشکر هفت تپه به اتحادیه آزاد کارگران ایران، مدیریت شرکت علاوه بر شگردهایی که برای ایجاد تفرقه در میان کارگران از بعد از ظهر دیروز آغاز کرد و تا پاسی از دیشب ادامه داد امروز نیز با برنامه ای که از دیشب تدارک دیده بود قرار بود مدیران شرکت  با حضور در میان کارگران، آنان را وادار به شکستن اعتصاب کنند اما با توجه به اینکه کارگران یکصدا اعلام کردند اگر پیدایشان شود برخورد فیزیکی خواهند کرد مجبور به ترک کارخانه از دروازه خوراک دام شدند.
مدیریت شرکت در اقدام دیگری علیرغم اینکه دهها سال است کارگران نیشکر هفت تپه حقوق خود را از بانک ملی دریافت میکنند و با اشراف به اینکه آنان در بانک کشاورزی حسابی ندارند اعلام کرده است حقوق بسیاری از آنها را به بانک کشاورزی واریز نموده و باید کارگران حقوق خود را از این بانک دریافت کنند. کارگران شرکت نیشکر هفت تپه  این اقدام کارفرما را شگردی جهت عدم اطلاع آنان از وضعیت دریافت یا عدم دریافت همدیگر و خرید وقت ارزیابی میکنند و بشدت از این وضعیت خشمگین هستند.
همچنین بدنبال پیوستن پرسنل اداری به اعتصاب، آنان امروز دست به افشاگری زده و اعلام کردند قائم مقام مدیر عامل کارخانه  در اقدامی بدون اطلاع کارگران،   150 نفر از نیروهای روز مزد دفع آفات نباتی را حدود یک هفته قبل از تشدید اعتراضات کارگران، تبدیل به نیروهای اقبالی(پیمانکار) کرده است. این کارگران دارای سابقه کار طولانی در شرکت نیشکر هفت تپه بوده اند و با انتقال شان به قسمت نیروهای پیمانکاری اقبالی از آنجا که کارگران شاغل در این بخش فاقد قرارداد کار هستند اخراج شان تسهیل میشود.
بنا بر خبر دیگری که کارگران شرکت نیشکر هفت تپه به اتحادیه آزاد کارگران ایران ارسال کرده اند از روز شنبه 11 آذر ماه  و بدنبال اعتصاب کارگران در این روز و سپس تشدید اعتصاب و اعتراض کارگران در چهار روز گذشته، هر روزه (خصوصا شبها)  ده الی 15 کامیون شکر سفید از انبار شرکت به شرکت میان آب منتقل و در انبارهای افشار دپو میشود.
امروز علیرغم قصد کارگران شرکت نیشکر هفت تپه برای تجمع در مقابل فرمانداری شوش، آنان طی نشست و گفتگویی با همدیگر موافقت کردند تا ابتدا نماینده هایشان در جلسه ای که قرار بود در فرمانداری شوش برگزار شود شرکت کنند. به همین دلیل 9 نفر از نماینده های کارگران عازم فرمانداری جهت شرکت در جلسه مربوطه شدند.
بنابر آخرین گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران،  در جلسه امروز شورای تامین شهر به نماینده های کارگران اعلام شد کارفرما متعهد شده است از این پس در پایان هر ماه  همراه با حقوق آن ماه،  یکماه از دستمزدهای معوقه کارگران را نیز تا زمان بروزرسانی حقوقها به حساب کارگران واریز کند. علاوه بر این، کارفرما متعهد شده است کارگران بخش پیمانکاری را از حالت پیمانکاری به قرارداد مستقیم تبدیل و سایر مطالبات آنان را محقق نماید. همچنین در شورای تامین شهر به نماینده های کارگران اعلام شده است چنانچه کارفرما به تعهدات خود عمل نکند با عکس العمل این شورا مواجه خواهد شد.
جمع هایی از کارگران شرکت نیشکر هفت تپه طی تماسهایی با اتحادیه آزاد کارگران ایران اعلام کرده اند دیگر حاضر به پذیرش وعده ای از سوی کارفرما نیستند و همچنان به اعتصاب خود تا تحقق تمامی مطالباتشان منجمله خلع مالکیت شرکت از کارفرما و بازگشت آن به بخش دولتی ادامه خواهند داد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران – 21 آذر ماه 1396
اعتصاب کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، متحدانه تر از روزهای پیش وارد چهارمین روز خود شد
بنا بر گزارشهای ارسالی به اتحادیه آزاد کارگران ایران، اعتصاب متحدانه کارگران شرکت نیشکر هفت تپه با وجود بکار بردن شگردهای گوناگون از سوی مدیریت برای شکستن اعتصاب که از بعد از ظهر دیروز آغاز و تا پاسی از شب ادامه داشت به روز چهارم کشیده شد.
بنا بر این گزارش،  کارگران هم اکنون در مقابل ورودی محوطه صنعتی شرکت دست به تجمع زده اند و در همین حال تعدادی از آنان نیز در مقابل مدیریت و بخشی نیز در انبار شکر تجمع کرده اند.
در چهارمین روز اعتصاب متحدانه کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، امروز کارگران کارخانه خوراک دام نیز علیرغم ممانعت های فراوان به اعتصاب پیوسته اند.
در پی چهارمین روز اعتصاب از سوی کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، امروز هیچیک از مدیران و روسای شرکت در محل کارخانه حضور ندارند و کارگران اعتصابی اعلام کرده اند هر گونه توافقی برای تحقق خواستهایشان باید بصورت مکتوب و با حضور نماینده های کارگران، مسئولین استانی و نهادهای مسئول در شهر شوش انجام گیرد.
بنا بر آخرین گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران تعدادی از نماینده های کارگران نیز عازم فرمانداری شوش شده اند.
گزارش تکمیلی ادامه اعتصاب کارگران شرکت نیشکر هفت متعاقبا از سوی اتحادیه آزاد کارگران ایران منتشر خواهد شد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران – 21 آذر ماه 1396
تجمع  اعتراضی معلمان حق‌التدریس سراسر کشورنسبت به بلاتکلیفی استخدامی مقابل مجلس
صبح روزسه شنبه بیست ویکم آذرماه، جمعی از معلمان حق‌التدریس سراسر کشوردراعتراض به بلاتکلیفی استخدامی مقابل تجمع کردند.
براساس گزارش منتشره،یکی از حاضران در تجمع امروز که از استان قزوین به تهران آمده، در ارتباط با اهداف تجمع گفت: چند هزار معلم حق‌التدریس در سراسر کشور در انتظار جذب در آموزش و پرورش هستند؛ سوال ما اینست که چرا وزارت آموزش و پرورش، مصوبات مجلس مبنی بر لزوم جذب حق‌التدریسی‌ها را اجرایی نمی‌کند؟
این معلم می‌گوید: رعایت امنیت شغلی و استخدام، مطالبات کلیدی ماست و بایستی هم نمایندگان مجلس و هم مسئولان آموزش و پرورش، به این مطالبات توجه کنند.
تجمع آموزش‌دهندگان نهضت سوادآموزی سراسرکشور در اعتراض به عدم استخدام مقابل مجلس
ظهرروزسه شنبه 21آذر،جمعی از آموزش‌دهندگان نهضت سوادآموزی سراسرکشور در اعتراض به عدم استخدام مقابل مجلس تجمع کردند.
برپایه گزارش منتشره،جمعی از آموزش‌دهندگان نهضت سوادآموزی ظهر امروز(سه شنبه،‌21 آذرماه) با تجمع مقابل مجلس خواستار استخدام پلکانی از سال 92 تا 95 شدند.
نماینده این تجمع کنندگان با اشاره به تبصره ماده 17 استخدام وزارت آموزش و پرورش گفت: آموزش دهندگان نهضت سوادآموزی مشمول تبصره ماده 17 خواستار استخدام بدون آزمون و شرط سنی هستند.
وی ادامه داد: آموزش دهندگان نهضت سوادآموزی سال 92 تا 95 نسبت به اجرای این تبصره که شامل افراد خاصی است، اعتراض دارند چرا که اجرا نمی شود.
نماینده تجمع کنندگان در پایان با بیان اینکه تجمع امروز ازسوی آموزش دهندگان نهضت سوادآموزی سراسر کشور صورت گرفته، خاطرنشان رکد: می خواهیم نمایندگان به اجرای تبصره در ماده 17 برای جذب پلکانی از سال 92 تا 95 رسیدگی کنند.
تجمع اعتراضی معلمان حق التدریس اردکان نسبت به بلاتکلیفی استخدامی مقابل فرمانداری
صبح روز سه شنبه بیست ویکم آذرماه،همزمان با تجمع نمایندگان معلمان حق التدریس دراعتراض به بلاتکلیفی استخدامی،جمعی از معلمان حق التدریس اردکان دست به تجمع مقابل فرمانداری این شهرستان زدند.
براساس گزارش منتشره،حدود 40 نفر از معلمان حق‌التدریس اردکان، صبح روز سه شنبه با حضور در مقابل فرمانداری این شهرستان، روشن شدن وضعیت استخدامی خود را خواستار شدند.
تجمع کنندگان که همه از بانوان معلم و در سطح مدارس شهرستان به تدریس اشتغال دارند از مسوولان ذیربط خواستند نسبت به تعیین تکلیف وضعیت استخدامی شان اقدام کنند.
حاضران همچنین اجرای مصوبه مجلس شورای اسلامی، مبنی بر جذب حق‌التدریسی ها را خواستار و ورود به ساختار استخدامی آموزش و پرورش را مطالبه کردند.
تجمع قبول شدگان آزمون استخدامی شهرداری های خوزستان دراعتراض به عدم استخدام مقابل استانداری خوزستان برای سومین بار
روزسه شنبه21آذر،جمعی از قبول شدگان آزمون استخدامی شهرداری های خوزستان دراعتراض به عدم استخدام،برای سومین بار مقابل استانداری خوزستان اجتماع کردند.
یکی از تجمع کنندگان: برای سومین بار مقابل استانداری تجمع کردیم اما ماموران از تجمع ما جلوگیری و ما را متفرق کردند.
براساس گزارش منتشره،حدود 20 نفر از قبول شدگان در آزمون استخدامی شهرداری های خوزستان سه شنبه مقابل ساختمان استانداری خوزستان تجمع و بار دیگر خواستار تعیین تکلیف و پاسخگویی مسئولان شدند.
این معترضان گفتند: در سال 94 آزمون استخدامی شهرداری ها همزمان با سراسر کشور در خوزستان نیز برگزار شد که پذیرفته شدگان این آزمون پس از طی مراحل قانونی به استخدام شهرداری ها درآمدند با این وجود برخی شهرداری های خوزستان همچنان از استخدام این قبول شدگان امتناع کرده اند.
یکی از این افراد که خواست نامش در خبر ذکر نشود اظهار کرد: برای سومین بار مقابل استانداری تجمع کردیم اما ماموران از تجمع ما جلوگیری و ما را متفرق کردند.
وی گفت: در سال 1394 یک آزمون سراسری با هدف تامین نیروی مورد نیاز شهرداری ها برگزار شد و بیشتر قبول شدگان سایر استان ها استخدام شدند.
وی با اشاره به اینکه جمعی از قبول شدگان آزمون استخدامی شهرداری های خوزستان همچنان سر درگم هستند افزود: شهرداری های برخی شهرها مانند شوش و ایذه پذیرفته شدگان را استخدام کرده اند.
وی ادامه داد: تمامی مراحل استخدام از جمله آزمون استخدامی، بخش عملی و تحقیقات انجام گرفته و برای جذب در شهرداری مشکلی وجود ندارد اما مسئولان شهرداری ها حاضر به جذب قبول شدگان در این آزمون نیستند.
وی گفت:حدود پنج ماه از اتمام مراحل گزینش گذشته اما همچنان پذیرفته شدگان استخدام نشده اند.
کمپین پرستاران برای اجرای قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری
پرستاران با ایجاد کمپینی در فضای مجازی، خواستار اجرای قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری شدند.
براساس گزارش رسانه ای شده بتاریخ21آذر،پرستاران در فضای مجازی با ایجاد هشتگِ اجرای قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری، به عدم اجرای این قانون اعتراض کردند.
پرستاران می گویند: تعرفه خدمات پرستاری که حدود ۱۱ سال پیش، در سال ۱۳۸۶، به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید، به بهانه‌های مختلف  هنوز اجرایی نشده است.
به گفته آنها تعرفه خدمات پزشکی در سالهای اخیر افزایش یافته و همواره پرداخت شده‌است.
در عین حال پرستاران بعضا از عدم پرداخت کارانه‌ها انتقاد دارند و می‌گویند: برخی بیمارستان‌ها معوقات پرستاران را در چند ماه گذشته پرداخت نکرده‌اند.
درهمین رابطه:
بودجه تعرفه پرستاری رد شد
محمد شریفی مقدم با اشاره به رد پیشنهاد بودجه هزار میلیاردی برای اجرای تعرفه های پرستاری در سال ۹۷، گفت: متاسفانه این بودجه پیشنهادی در معاونت اجتماعی سازمان مدیریت رد شد.
وی افزود:با توجه به قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری مصوب سال ۸۶ مجلس شورای اسلامی و همچنین، برنامه ششم توسعه، سازمان نظام پرستاری بودجه ۱۰۰۰ میلیارد تومانی از محل بودجه عمومی را پیشنهاد داد تا این قانون خاک خورده در سال ۹۷ اجرایی شود.
شریفی مقدم با اعلام این مطلب که بودجه پیشنهادی کل کشور برای سال ۹۷ در سازمان مدیریت و برنامه ریزی مورد تصویب قرار گرفته است، اظهارداشت: متاسفانه بودجه پیشنهادی برای اجرای قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری، توسط معاون اجتماعی سازمان مدیریت رد شد.
وی در پاسخ به این سئوال که علت رد پیشنهاد سازمان نظام پرستاری چه بوده است، گفت: وقتی پیگیری کردیم، عنوان کردند که منابع نداریم.
شریفی مقدم با اظهارتاسف از حاکم شدن جریان و تفکر خاص در معاونت اجتماعی برای تصمیم گیری درباره بودجه های پیشنهادی، گفت: متاسفانه در بررسی بودجه های پیشنهادی، حرف اول را لابی ها می زند و خبری از دلایل کارشناسی نیست.
وی ادامه داد: این قبیل تصمیم گیری ها که حاکی از انتصاب افرادی از گروه خاص است، باعث ایجاد تضاد منافع شده و حق جامعه بزرگ پرستاری را ضایع می کنند. این در حالی است که همه می دانیم، پرستاران بیشترین خدمات را به مردم و بیماران ارائه می دهند.
اعتراض رسانه ای کارگران داروسازی کوثرنسبت به قراردادهای یک‌ ماهه وشرایط کاری
جمعی از کارگران داروسازی کوثراعتراضشان نسبت به قراردادهای یک‌ ماهه وشرایط کاری، را رسانه ای کردند.
بنا به گزارش منتشره،تعدادی از کارگران شرکت داروسازی کوثرگفتند: با اپراتورهای شرکت قرارداد یک ماهه منعقد شده‌است.
این کارگران افزودند:تا چند ماه پیش اینطور نبود و قراردادها حداقل سه ماهه بود؛ اما در چند ماه اخیر با حدود بیست نفر از اپراتورها، قرارداد یک‌ماهه منعقد می‌شود.
این کارگران در عین حال از افزایش حجم کار انتقاد دارند و می‌گویند: ساعات کاری ما در ماههای اخیر زیاد شده‌است.
عدم پرداخت ماه ها حقوق کارگران استان سیستان و بلوچستان
ماه ها حقوق کارگران استان سیستان وبلوچستان پرداخت نشده است.
درگزارش یک منبع خبری محلی بتاریخ21آذرآمده است:
*عدم پرداخت5ماه حقوق معلمان خرید خدمت
معلم های خرید خدمت گفتند:مدت پنج ماه است که حقوق دریافت نکرده اند وبه دلیل ترس از دست دادن کار نمی توانند به جایی اعتراض کنند.
*عدم پرداخت ماه ها حقوق کارگران شهرداری راسک
*عدم پرداخت10ماه حقوق21کارگرشهرداری چاه بهار
*عدم پرداخت5ماه حقوق کارگران شهرداری زابل
*عدم پرداخت4ماه حقوق کارگران شهرداری میرجاوه
*عدم پرداخت حقوق کارگران محیط زیست خاش
 *عدم پرداخت 7ماه حقوق نگهبانان چاه نیمه
پیمانکاران بخشی از مطالبات 300کارگر منطقه سه شهرداری اهوازرابالا می کشند
بیش از ۳۰۰ کارگر پیمانی فضای سبز منطقه سه شهرداری اهواز از اجرا نشدن قانون کار در خصوص محاسبه مزایای اضافه کاری، وشب کاری خود خبر می‌دهند.
براساس گزارش رسانه ای شده بتاریخ21آذر،این کارگران گفتند که باوجود اجباری بودن اضافه کاری و کار شبانه، کارفرما مطالبات  آنها را پرداخت نمی‌کند.
قابل یادآوری است که برابر مواد ۵۸ و ۵۹ قانون کار باید بابت هر ساعت کار اضافی ۴۰ درصد و بابت هر ساعت کارشبانه ۳۵ درصد مزد بیشتر پرداخت کرد.
کارگرا ن منطقه سه شهرداری اهواز افزودند که کارگران خدماتی وفضای سبز دیگری که در سایر مناطق هشت گانه شهرداری اهواز مشغول کارند،  به‌صورت کامل همه مطالبات قانونی خود را دریافت می‌کنند.
به گفته آنها جدا از این مسئله، یکی دیگر از مطالباتشان وجود محدودیت در محاسبه و پرداخت حق اولاد است.
کارگران با بیان اینکه درآمد فعلی مخارج زندگی خانوادهایشان راتامین نمی‌کند، افزود: در این شرایط پرداخت کامل مطالبات قانونی می‌تواند گشایشی در راستای بهبود وضعیت اقتصادی آنها محسوب شود.
سوگی که همگانی شد؛ نه می‌بخشیم، نه فراموش می‌کنیم
حادثه معدن زمستان یورت در استان گلستان؛ شهرها و روستاها را محله به‌ محله عزادار کرد و سایه سوگ را تا ابد بر سرشان سنگین کرد. حال کارگران و خانواده‌هایی که از حادثه جان سالم به در برده‌اند، این قصه تلخ را روایت می‌کنند به امید روزهای بهتر برای سیزده هزار معدنچی زغال در کشور و تکرار نشدن حادثه.
درگزارشی که21آذر رسانه ای شد آمده است:«نه می‌بخشند و نه فراموش می‌کنند»؛ این نبخشیدن و فراموش نکردن هم بی‌جهت نیست؛ داغ عزیز دیده‌اند و طاقت تازه شدن‌اش را ندارند.
صحبت از ۴۳ خانوار کارگری است که به امید داشتن کار و بهره‌مندی از کمترین دستمزد، فرزندان خود، پدران خود و همسران؛ خود را به دل کوه  فرستادند تا زغال سنگ استخراج کنند؛ آن‌هم مرغوب‌ترین زغال سنگ کشور که انحصار برداشتش در دست «شرکت صنعتی و معدنی شمال شرق شاهرود» است.
 ۱۳ اردیبهشت ماه امسال اما در معدن زمستان یورت آزادشهر که همین زغال‌های مرغوب از آن برداشت می‌شود؛  حادثه‌ای پیش آمد که از حیث هولناکی در رسانه‌ها موجی از تاثر ایجاد کرد؛ طوری که نمی‌توان آن را در  پستوی ذهن بایگانی کرد. ۴۳ کارگر معدن  زیر آوار ماندند و جان سپردند.
 کارگرانی که از این حادثه جان سالم به در بردند و آنها که می‌دانستند اگر آن روز در محل حادثه در تونل شماره یک بودند چه چیزی انتظارشان را می‌کشید، روایت‌هایی در سینه دارند که پس از حادثه و در انبوه خبرهای مربوط به حضور مسئولان برای اظهار همدردی شنیده نشد یا اگرهم شنیده شد صرفا در فضای مجازی ماند و خروجی موثری نداشت.
برای شنیدن این روایت‌های پر از بغض به دل کوه‌ها زدیم؛ جایی واقع در کیلومتر ۱۱ اتوبان آزادشهر به شاهرود‌‌. آفتاب عصر پاییز آهسته آهسته سنگینی‌اش را از کمرکش ارتفاعات منتهی به پنج تونل زمستان یورت برمی‌دارد و سایه‌ها را سنگین و غمبار می‌کند. این غم همه‌ جا بود؛ آن را حتی راننده‌ای که ما را  با یک وانت آبی به بالای کوه می‌برد با خود حمل می‌کرد.
می‌خواهیم قرارداد مستقیم شویم
راننده وانت که همانند سایر ۲۷۰ کارگر این معدن با پیمانکار قرارداد دارد، گلایه‌هایش را از همین کارگر پیمانکاری بودن شروع می‌کند. «بعد از حادثه و قبل از حادثه که ۴۳ نفر  از همکارهامون رو از دست دادیم، پیگیرشدیم تا از زیرنظر پیمانکار خارج بشیم و با شرکت طرف قرارداد شیم.»
کارگران معدن یورت پس از «نحسی ۱۳» که روستاهایشان را محله‌ به‌ محله و روستا‌ به‌ روستا در هفت شهرستان استان گلستان عزادار کرده بود، به این دل خوش کردند که مدیران معدن دلشان بسوزد و با کمی دست‌و‌دلبازی آنها را قرارداد مستقیم کنند تا همانند کارگران معدن البرز شرقی مجموع مزد و مزایایشان به ۲ میلیون تومان برسد.
اما انگار بیش از حد، خوش خیالی به خرج داده بودند؛ چراکه همان دستمزد یک و نیم ملیون تومانی هم همانند گذشته با تاخیر پرداخت می‌شود؛ به گونه‌ای که هرکدام از این کارگران به طور متوسط بین۱۰ تا ۵۰ میلیون تومان از مجموع مزد و مطالبات خود طلبکارند.
وعده‌ها زنگار فراموشی گرفته‌‌اند
«امنیت شغلی هم وضعیت بهتری نداره». این را یک کارگر استخراج معدن یورت که در ارتفاعات کار می‌کند و از زور گرد زغال و خستگی، چهره‌ای به سیاهی شب دارد، می‌گوید. تاکیدش هم بیشتر بر این است که وعده‌هایی که برای افزایش طول مدت قرارداد و یک ساله شدن آن دادند، باد هوا بود. «همین حالا هم کارفرما قراردادهای یک‌ماهه با کارگرها می‌بنده؛ اما بعد حادثه به کارگرها وعده قرارداد یک ساله و آبرومندانه رو داده بود که انگار به کل فراموش کرده.»
به اعتقاد این معدنکار، وعده‌های کارفرمای شرکت زغال سنگ شمال شرق مشمول مرور زمان شدند تا زنگار فراموشی بگیرند و بی‌اعتبار شوند؛ چراکه به قول کارگران، بی‌اعتبار شدن و فراموش کردن وعده‌ها، چندان برای کارفرمای یورت مهم نیست. امری که البته برای روایتگر دوم ما چندان هم غریبه نیست.
حرف‌هایش را اینگونه ادامه می‌دهد: «کارفرمای ما انگار کلا بی‌خیاله؛ انگار نمی‌خواد که وجهه‌ی خودش رو پیش چشم کارگرها کمی بهتر کنه؛ هنوز داغ‌ دل ما کارگرا تازه‌ست؛ کاش لااقل یه کم به وعده‌ها عمل می‌کردن».
امیدواری به تکرار نشدن حادثه
آخرین جایی که به آن می‌توان دسترسی داشت تونل شماره ۳ است. تونل‌های بالاتر (A۱ و A۲) به داشتن مسیر غیرقابل دسترسی معروف هستند. کارگرانی که در ورودی تونل ایستاده‌اند دغدغه ایمنی تونل‌ها را دارند؛ برای همین ترس از عفریت مرگ در تونل‌های بالایی و پایینی در لبخندهای تلخشان مشهود است.
«پس از حادثه تا تونستیم و کارفرما همراهی کرد؛ معدن تجهیز شد. امیدواریم که حادثه تکرار نشه. البته این رو هم بگم قبلا تونل‌ها با هم ارتباطی نداشتند اما حالا همه تونل‌ها با دِویل به هم وصل شدن.» این را کارگر تعمیرات که همان حوالی تونل‌های بالا انتظارمان را می‌کشید، می‌گوید.  
دِویل از داخل تونل به طرف بالا حفر می‌شود و هدف از حفر آن؛ تهویه تونل‌ها، ایجاد راه عبور برای افراد و حمل و نقل لوازم است. با وجود حیاتی بودن نقش دِویل، پیش از حادثه در کل این پنج تونل تنها یک دِویل وجود داشت و آن، همان دِویلی بود که از تونل شماره دو به تونل یک می‌رسید.
حرف‌هایش را اینطور ادامه می‌دهد: تنها یک دستگاه «وان‌تِراتور بادی» (دستگاه هوادهی پیشرفته) در تونل شماره یک نصب شده بود. البته وان‌تِراتور نوع برقی هم هست؛ اما چون تونل‌ها برق‌کشی درستی نداشتن پس وان‌تِراتور هم نمی‌تونست کمکی بکنه.
روزِ بدی که دلمان نمی‌خواهد تکرار شود
پس از انفجار یورت ابهام‌هایی درباره کار نکردن دستگاه‌های گازسنج داخل تونل شماره یک وجود داشت که بعدها هم در گزارش هیات تحقیق از حادثه بر کالیبره و به‌روز نبودن این گازسنج‌ها تاکید شد. صحبت درباره به‌روز نبودن گازسنج‌ها را که پیش کشیدم، انگار روز حادثه و مرگ همکارانش که تمام اعضای بدن‌هایشان بر اثر حرارت و آتش انفجار و ماندن زیر زغال‌های گداخته و ذوب شده بود، جلوی چشمش آمد. «روز بدی بود؛ دلم نمی‌خواد تکرار بشه. کسایی از بین‌مون رفتن که دیگه جاشون پرکردنی نیست. برای همین به کارفرما اصرار کردیم و می‌کنیم که ایمنی معدن رو از این به بعد سفت و سخت بگیره.»
همکار دیگرش که برای صحبت کردن دو‌به‌شک است و گوشش را تیز کرده، آرام آرام از بالای تپه‌های مجاور به سمت‌مان می‌‌آید تا اقداماتی که برای ایمن‌سازی تونل‌ها انجام شده‌ را بگوید: «گازسنج‌ها را دوباره تعمیر کردیم تا قابل استفاده بشن. برای همه تونل‌ها، دِویل و وانتراتورهای جدید کار گذاشتیم. برق‌کشی معدن رو از اول انجام دادیم. به هر حال چون با گاز مونوکسید کربن رو‌برو‌‌ایم باید همه موارد رو از اول جدی می‌گرفتیم. ولی حالا شکر خدا اوضاع خیلی بهتره و مثل قبل جای نگرانی نیست؛ اما از قدیم گفتن حادثه خبر نمی‌کنه».
درد مشترک؛ عزای عمومی
آزادشهر (۱۵ نفر)، رامیان (۷ نفر)، سوسرا (۶ نفر)، وطن (۵ نفر)، فارسیان (۲ نفر)، مینودشت (۲ نفر)، گنبد کاووس ( ۱ نفر)، نوده خاندوز (۳ نفر) شاهرود (۲ نفر) کشته‌ها را که برایمان می‌شمارند، پای بیش از ۴۳ خانوار به وسط می‌آید؛ چراکه اکثر اهالی این شهرها خصوصا در رامیان با یکدیگر نسبت خانوادگی دارند. در شهرک «ملچ آرام» رامیان هر هفت کارگر جانباخته در کوچه‌های مجاور هم زندگی می‌کردند پس ناگزیر بودند که عزای عزیزانشان را با هم به اشتراک بگذارند. اینجا حتی مرگ هم به یکسان سهم همه شده است.
روایت ناسپاسی‌ها

با «حسن شهمرادی» بردار مرحوم «علی اکبر شهمرادی» در همین جا دیدار می‌کنیم. در شهرک به «حسن آقا» معروف است. کارگر معدن بود و بازنشست شده است. با روی گشاد پذیرای ما می‌شود تا قصه ناسپاسی‌ها و زیرِ وعده زدن‌ها را تعریف کند هرچه باشد برادرش و دامادش «سیدحبیب جاهدی»، هر دو را از دست داده است.
روایتش را با سکوت شروع می‌کند و فکرش را پی انتخاب واژه‌ای هل می‌دهد تا حالش را دقیق وصف کند. «به جز روزهای اول که همه اومدن و وعده دادن و رفتن؛ بعدش سراغی از خانواده‌ها نگرفتن. حتی مدیرعامل شرکتی که معدن یورت رو اداره می‌کنه تنها به یک پیام تسلیت خشک و خالی اکتفا کرد. پس شما بگید تو این وضعیت دل‌مون باید به چی خوش باشه؛ راستش حس می‌کنیم فراموش شدیم.»
از او در مورد معوقات مزدی و دیه و حق مسکنی می‌پرسم که وعده پرداختش را به خانوداه‌ها داده بودند. «معوقات مزدی عزیزان‌مان هنوز پرداخت نشده و تنها دیه ۲۱۰ میلیونی و حق مسکن ۵۰ میلیونی رو گرفتیم اما بگم که دیه جای پدر، بردار، فرزند یا داماد خانوده رو واسه ما نمی‌گیره. حق مسکنی هم که گرفتیم فقط پول خرید یک زمین توی همین شهرستان رامیان می‌شه. اما بازهم می‌گم مشکل ما کنار اومدن با مرگه و اینکه دل‌مون نمی‌خواد بقیه اعضای خانواده‌های ما که توی اون معدن و معادن اطرافش کار می‌کنن به این سرنوشت دچار بشن. البته این رو هم بگم که دادگستری رامیان توی این مدت خیلی با خانواده‌ها همراهی کرده؛ ولی با این وجود، همین حالا هم کلی سوال تو ذهن‌مونه؛ چرا مقصر اصلی حادثه مشخص نشد؟»
سپس سوال‌هایی که خیلی وقت است در ذهنش نقش بسته است را مطرح می‌کند: «چرا تونل حادثه دیده معدن یورت تجهیزات ایمنی و امداد و نجات نداشته؟ چرا هیچ دستگاهی که نشت گاز رو هشدار بده وجود نداشته؟ اصلا رو چه حسابی باید امیدوار باشیم که وضع ایمنی معدن تغییر کرده؛ کسی که قبلا برای اینکار هزینه نکرد، چه تضمینی هست که حالا اینکارو انجام بدن؟»
از مسئول ایمنی می‌خواهند صدایش درنیاید
«نجفعلی هدایتی» که از بازنشستگان این معدن است و چند نفری از اعضای خانواده‌اش را در ۱۳ اردیبهشت از دست داده و پیکر چندین نفر از همکارانش را ساعتی پس از حادثه از زیر خروارها زغال و آتش بیرون کشیده است، از زاویه‌ دیگری به دلایل حادثه نگاه می‌کند: «تا زمانی که مسئول ایمنی مجبور باشه که از کارفرما حساب ببره و صداش درنیاد باید هم حادثه به این بزرگی پیش بیاد. مسئله فقط مربوط به یورت نیست. خودم در جوانی تو یکی از این معادن مسئول ایمنی بودم. کارفرما بدون اینکه از من بپرسه چقدر ضوابط ایمنی رو می‌دونی؛ از من خواست این‌کارو واسش انجام بدم. حتی چند دفعه تو تشخیص گازی که تو معدن زغال سنگ منتشر شد، اشتباه کردم و خدا رو شکر می‌کنم که حادثه‌ای پیش نیومد. پس نباید به این راحتی فرد بی‌تجربه رو مسئول ایمنی کرد؛ مسئول ایمنی باید به موقع تخلف کارفرما رو گزارش بده نه اینکه دست روی دست بذاره تا لحظه حادثه».
برای سود بیشتر از هزینه‌های ایمنی می‌زنند
«رسول علیخانی» هم که بازنشسته معدن یورت است و  پسرعمویش را در این حادثه از دست داده است، می‌گوید برای ایمنی معدن یورت هزینه‌ای نشده است: «وقتی انتقاد می‌کنیم؛ میگن معادن زغال سنگ صرفه اقتصادی ندارن و تجهیزشون توجیه‌پذیر نیست. من این سوال رو می‌پرسم که اگر این کار به‌صرفه نیست پس چرا این شرکت در حال کار روی پنج تونل در معدن زمستان یورت و ۵ تونل دیگه در معدن ملچ آرام (اورنگ) هست؟ حتی اگر فرض رو بر این بگیریم که برداشت زغال سنگ به‌صرفه نیست؛ قضیه در مورد این دو تا معدن متفاوته؛ چراکه با کیفیت‌ترین ذغال سنگ‌های کشور رو برداشت می‌کنن و مشتری‌های خودشون رو دارن».
از این جهت است که تاکید می‌کند تمام این توجیهات برای بالا بردن سود و زدن از هزینه‌هایی است که به ناروا اسم‌شان را هزینه اضافه گذاشته‌اند: «کدوم هزینه اضافه؟ به نظر شما مزد کارگر یا تامین امنیت جانی کارگرها با کمترین هزینه برای نصب دِویل، ونتراتور و گاز سنج می‌شه هزینه اضافه که از آن بزنیم؟ همین حالا کارگرانی در معدن یورت هستن که سن بازنشستگی اونا خیلی وقته سر رسیده؛ اما به علت عدم پرداخت ۴درصد هزینه بازنشستگیِ مشاغل سخت و زیان‌آور از طرف کارفرما، بازنشسته شدن اونا هم به حال تعلیق دراومده.»
۱۴۰۰ پرونده شکایت از کارفرمای یورت
«رمضانعلی رجبلو» کارگر بازنشسته معدن زمستان یورت که سابقه فعالیت در شورای اسلامی کار این معدن را دارد هم می‌‌گوید: «حدود ده روز پس از حادثه وقتی به اداره کار آزادشهر مراجعه کردم؛ متوجه شدم ۱۴۰۰ پرونده شکایت در مراجع رسیدگی به شکایات ادارت کار علیه کارفرمای معدن یورت ثبت شده که ۹۰ مورد از آنها مربوط به بازنشستگان بود که البته اول آذرماه رای به نفعشان صادر شد.»
رجبلو البته می‌گوید که علاوه بر کارگران زمستان یورت، کارگران معدن ملچ آرام (اورنگ) که متعلق به همین شرکت است به همه این موارد معترض هستند یعنی هم در حوزه ایمنی، هم در حوزه امنیت شغلی و هم در حوزه معیشت: «مشکلات یکی و دوتا نیست که به سادگی از اونا رد بشیم. اصلا یکی از دلایل پیش اومدن این روزهای پرواهمه برای کارگرها، خصوصی‌سازی معادن هستش. هم معادن و هم صنایع مخابرات وقتی خصوصی شدند این مشکلات براشون تشدید شد البته آهسته آهسته طوری که الان شاهد خفقان خاصی تو جامعه کارگری هستیم و حتی اجازه تشکیل شورای اسلامی کار را در این معدن نداریم.»
در جنگ، ریه‌هایم به اندازه معدن زغال آسیب ندید
وی البته به عنوان یک جانباز شیمیایی ایام جنگ می‌گوید: «زمانی که در جبهه برام این مشکل پیش اومد ریه‌هام به اندازه کار در معدن زغال سنگ آسیب ندید. در نتیجه حق داریم که نگران سلامتی کارگران و پرداخت دستمزد مناسب به آنها باشیم. درنهایت باید بگم که یک کارگر معدن پس از ۲۰ تا ۳۰ سال کار مداوم چاره‌ای جز داشتن قرارداد دائمی رفت و آمد پیش دکترهای ریه، قلب و پزشک اعصاب را نداره.»
خانه‌نشین شدن دو نگهبان
زمانی که از زمستان یورت برمی‌گشتیم خبر شگفت‌انگیزی شنیدیم که نگرانی‌های کارگران این معدن درباره نداشتن امنیت شغلی را بیشتر پیش چشمان‌مان آورد. گویا حضور خبرنگار و عکاس  در معدن یورت به مذاق کارفرمای آن خوش نیامده و عصر یکشنبه با تماس تلفنی وی، دو نفر از نگهبانان معدن خانه‌نشین شدند. حال این جمله که «شاهد خفقان خاصی در جامعه کارگر هستیم» بیشتر عیان می‌شود.
مرگ کارگر جوان بر اثر سقوط به چاهک آسانسور در زعفرانیه تهران
صبح روز گذشته(20آذر)،یک کارگر جوان در خیابان زعفرانیه، خیابان اعجازی، بلوار بهار،بر اثر سقوط به داخل چاهک آسانسور، جان خودش را از دست داد.
رامین نایب‌پور؛ رئیس ایستگاه 64 آتش‌نشانی درباره جزئیات این حادثه گفت: در یک ساختمان نیمه‌کاره 6 طبقه (دارای سه طبقه منفی)، کارگران مشغول کار بودند که ناگهان یکی از کارگران از طبقه اول به داخل چاهک آسانسور سقوط کرد.
وی افزود: نیروهای آتش‌نشانی بی‌درنگ محل حادثه را ایمن‌سازی کردند و با استفاده از تجهیزات مخصوص خود را به انتهای چاهک آسانسور رساندند و کارگر سی ساله که کاملاً بی‌هوش بود را برای انجام معاینات پزشکی تحویل امدادگران اورژانس رساندند.
رئیس ایستگاه 64 آتش‌نشانی خاطرنشان کرد: متأسفانه پس از انجام معاینات پزشکی مشخص شد کارگر جوان بر اثر شدت جراحات در همان لحظات اولیه جان خود را از دست داده است.
بیست ویکم آذرماه1396
akhbarkargari2468@gmail.com

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Wed, 13 Dec 2017 04:39:49 +0000
رو در رو: گفتگو با یکی از کارگران اعتصابی در نیشکر هفت تپه http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66553:2017-12-12-03-26-28&Itemid=649 http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66553:2017-12-12-03-26-28&Itemid=649

رو در رو: گفتگو با یکی از کارگران اعتصابی در نیشکر هفت تپه - ۱۱دسامبر ۲۰۱۷

https://youtu.be/U-umufPUewI

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Tue, 12 Dec 2017 03:16:49 +0000
اخباروگزارشات کارگری20/19آذر http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66540:20-19&Itemid=649 http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66540:20-19&Itemid=649

- کارگران نیشکر هفت تپه در سومین روز اعتصاب، قاطعانه خواهان بازگشت شرکت به بخش دولتی شدند

- اعتصاب کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در سومین روز خود ابعاد هر چه وسیعتری به خود گرفت

- پیام اتحادیه آزاد کارگران ایران به کارگران اعتصابی شرکت نیشکر هفت تپه

- اعتصاب وتجمع کارگران فضای سبز و خدمات شهری شهرداری کواردراعتراض به عدم پرداخت 4 ماه حقوق

- پنجاه وششمین روز اعتصاب کارگران کارخانه کمباین سازی تبریز دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق وحق بیمه

- تجمع اعتراضی کارگران کارخانه کیان‌تایرنسبت به نداشتن امیت شغلی مقابل نهاد ریاست جمهوری

- تجمع بازنشستگان صنعت فولاد استان کرمان دراعتراض به عدم پرداخت حقوق مقابل دفتر صندوق بازنشستگی منطقه

- تجمع اعتراضی بازنشستگان کشوری و لشکری استان همدان مقابل فرمانداری - تجمع دوباره معلمان حق‌التدریسی ایذه دراعتراض به بلاتکلیفی استخدامی مقابل استانداری خوزستان تجمع کردند

- احضارمحمدعزیزی به اداره اطلاعات شهر سنندج

- دولت قصد پرداخت بدهیش به سازمان تامین اجتماعی را ندارد

- نامه سرگشاده کارگران قرارداد موقت صنعت نفت در اعتراض به عدم همسان سازی حقوق

- اعتراض رسانه ای معلمان آزاد نسبت به خصوصی سازی آموزش وسطح نازل حقوق ونداشتن بیمه

- بی توجهی مدیریت سامانه یک به نیازهای کارگران توقفگاه غرب (پارکینگ استادیوم آزادی) و سکوت شورای اسلامی کار فرمایشی

- ادامه بلاتکلیفی کارگر اخراجی لاستیک بارزبرای بازگشت بکار

- عدم پرداخت 3ماه حقوق کارگران شرکتی اداره آب میاندوآب

- عدم پرداخت 4ماه حقوق کارگران فضای سبز شهرداری گلستان

- تجمع صیادان بردخون در اعتراض به شناورهای کف‌روب مقابل ساختمان بخشداری

- تجمع  اعتراضی صاحبان مسکن باب الحوائج باقرآباد نسبت به عدم واگذاری مسکن مقابل دادسرای قرچک

- دومین تجمع اعتراضی ساکنان مجتمع APS شیرازمقابل استانداری فارس

- اعتصاب وتجمع  دانشجویان وفارغ التحصیلان  دانشگاه صنعت نفت  ووعده ها وتهدیدها

- جان باختن یک کارگرجوان براثر سقوط در فلزی روی سرش

کارگران نیشکر هفت تپه در سومین روز اعتصاب، قاطعانه خواهان بازگشت شرکت به بخش دولتی شدند امروز 20 آذر ماه 96 کارگران شرکت نیشکر هفت تپه بطور متحدانه تر و یکپارچه تری اعتصاب  خود را ادامه دادند و سومین روز اعتراض و  اعتصاب خود را پشت سر گذاشتند. بنا بر گزارشهای ارسالی از سوی کارگران نیشکر هفت تپه به اتحادیه آزاد کارگران ایران، از ساعات اولیه صبح امروز علاوه بر کارگران رسمی و روزمزد کارخانه و کارگران کشاورزی، کارمندان شرکت و بازنشسته ها و نی برها نیز بطور یکپارچه ای به اعتصاب پیوستند و پس از تجمع در مقابل دفتر اصلی مدیریت شرکت اقدام به سخنرانی و اعلام ادامه اعتصاب تا دستیابی به خواسته های خود کردند. در این تجمع پس از معرفی خبرنگاران حاضر در محل، ابتدا یکی از زنان کارگر طی سخنانی جسورانه و  پرشور اعلام کرد: ما تا الان خواستمون طلب حقوقمون بوده، 5 ماه حقوق نگرفتیم مائی که رسمی بودیم، اونایی که قراردادی بودند خیلی بیشتر، اونایی که روزمزد بودند خیلی بیشتر، اونایی که پیمانی بودند خیلی بیشتر. از حالا به بعد حقوق نمیخواهیم از حالا به بعد حرف ما رفتن افشار و واگذاری شرکت از بخش خصوصی به بخش دولتی است. او در ادامه سخنرانی خود با قاطعیت گفت: تا زمانیکه کسی پاسخگوی کارگران هفت تپه و خانواده هایشان نباشد کار تعلیقه و از فردا اعتصاب و اعتراض را به مقابل فرمانداری منتقل خواهیم کرد. این زن جسور در پایان سخنرانی خود با اشاره به نقش زنان در بستن جاده منتهی به شرکت، همه کارگران را به حمایت از اقدامات قاطعانه زنان کارگر کارخانه فرا خواند. در ادامه این تجمع که بطور مرتب با کف زدن و اعتراض کارگران به مسئولین شرکت توام بود یکی دیگر از کارگران طی سخنان شجاعانه ای گفت: خبرنگار شرفش به قلمش است، کسی که کانال تلگرامی هفت تپه را مدیریت میکنی، سردبیر "صدای کرخه" شرفت را فروختی بی شرف. سپس این کارگر جسور با تمرکز فریاد خشم خود به سوی دفتر مدیریت شرکت گفت: آقای افشار صدامو می شنوی، اقای اسد بیگی صدامو می شنوی، دو ساله اومدی تعداد دروغها و وعده هات رو شمردی، گفتین دو ماه صبر کنید، صداقت به خرج دادیم 5 ماه صبر کردیم، دروغ گفتی، بی صداقتی، گفتی بهره برداری شروع میشه همه مطالبات را میدیم دروغ گفتی، (کف زدن و دروغ گفتی دروغ گفتی کارگران). وی سپس در میان شعارهای کارگران که یکصدا فریاد میزدند، افشار حیا کن هفت تپه را رها کن، گفت: آقای افشار نتوستی مدیریت کنی و در همین حین یکی از کارگران حاضر در تجمع فریاد زد: مدیریت شرکت را کارگران بلدند، ما داریم شرکت را اداره میکنیم و همه کاراشو میکنیم و باقی کارگران فریاد زدند اینا دزدند. او  در ادامه سخنرانی خود با تاکید بر اینکه از اون بالا تا این پایین بدونن کارگران هفت تپه تا مطالبات شان را دریافت نکنند اعتصاب ادامه دارد، افزود: شورای کارگری و سندیکای کارگری هفت تپه باید آزاد باشد و در پایان که با کف زدن ممتد کارگران مواجه شد گفت: از اون بالا تا این پایینش اعلام میکنیم نه از اخراج میترسیم و نه از زندان. اگر یک نفر اخراج بشه یا زندان بشه، ولو اینکه تمام مطالبات مان را بدین اعتصاب ادامه خواهد داشت. بنا بر آخرین گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران، پس از پایان این تجمع، به جز بروز خشم کارگران اعتصابی نسبت به برخی از عوامل جاسوسی مدیریت در میان کارگران، اتفاق خاص دیگری نیافتاد و آنان با تصمیم به کشاندن اعتراض خود به مقابل فرمانداری شوش با اتمام وقت اداری عازم منازل خود شدند. همچنین با توجه به حضور جهانگیری معاون ریاست جمهوری در استان خوزستان، کارگران نیشکر هفت تپه اعلام کرده اند فردا دست به تجمع در مقابل فرمانداری خواهند زد. بنا بر برخی خبرهای تایید نشده قرار است امشب امید اسد بیگی مالک شرکت نیز به هفت تپه بیاید. کارگران هفت تپه اظهار میدارند: چگونه میشود به وعده های کارفرمائی در مورد بروزرسانی حقوقها اعتماد کرد که پس از نزدیک به ده روز کشمکش و دو روز درگیری سنگین در درون کارخانه و سه روز اعتصاب پیاپی، خودش اذعان میکند که هنوز حقوق مرداد ماه همه کارگران را پرداخت نکرده و اعلام میدارد طی 48 ساعت آینده حقوق مرداد ماه 20 درصد باقی مانده کارگران را پرداخت خواهد کرد. اتحادیه آزاد کارگران ایران – 20 آذر ماه 1396 اعتصاب کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در سومین روز خود ابعاد هر چه وسیعتری به خود گرفت بنا بر گزارشهای ارسالی از سوی کارگران هفت تپه به اتحادیه آزاد کارگران ایران، اعتصاب کارگران این شرکت بزرگ کشت و صنعت  همچنان ادامه دارد و امروز در سومین روز آغاز این اعتصاب که ظرف دو روز گذشته توام با عصیان کارگران و حمله به مدیران شرکت و مراکز اداری بود، کارگران بطور متحدانه تر و یکپارچه تری دست به اعتصاب زده اند. اعتصاب کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در حالی با اتحاد و یکپارچگی بیشتری ادامه دارد که بدنبال اعتصاب و درگیریهای سنگین دو روز گذشته در محل کارخانه و علیرغم اینکه بعد از ظهر دیروز 19 آذر ماه اعلام شد حقوق مرداد ماه کارگران همه بخشهای شرکت نیشکر هفت تپه پرداخت شد اما تا آخر وقت دیشب معلوم شد که کارفرما به جای واریز یا عدم واریز حقوق همه کارگران بصورت قسمت به قسمت شرکت که قبلا به آن مبادرت می ورزید، در شگرد دیگری اقدام به واریز حقوق در همه قسمتها و بخشها کرده است اما در بسیاری از آنها حقوق مرداد ماه تعدادی را واریز و تعداد دیگری را واریز نکرده است. علاوه بر این دیروز و بدنبال حضور مسئولین ارشد شهرستان شوش و همچنین معاون وزیر اقتصاد، معاون وزیر کار و نماینده سازمان خصوصی سازی در کارخانه، کارگران رنجدیده نیشکر هفت با چیزی جز وعده و وعید که بارها به آنان داده شده است مواجه نشدند. بنا بر آخرین خبرهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، در سومین روز اعتصاب کارگران شرکت نیشکر هفت تپه علاوه بر کارگران رسمی و روزمزد کارخانه و کارگران کشاورزی، کارمندان شرکت و بازنشسته ها و نی برها نیز حضور دارند. کارگران اعتصابی نیشکر هفت تپه، اعلام کرده اند همه حقوقهایمان را نیز تسویه بکنید تا زمان  خلع مالکیت کارفرمای حاضر و بازگرداندن آن به بخش دولتی به اعتصاب و اعتراض خود ادامه خواهیم داد. گزارش تکمیلی سومین روز اعتصاب متحدانه کارگران شرکت نیشکر هفت تپه متعاقبا از سوی اتحادیه آزاد کارگران ایران منتشر خواهد شد. اتحادیه آزاد کارگران ایران – 20 آذر ماه 1396 پیام اتحادیه آزاد کارگران ایران به کارگران اعتصابی شرکت نیشکر هفت تپه دوستان، یاران و همکاران در شرکت نیشکر هفت تپه سه روز از اعتصاب متحدانه شما گذشت. شما در این سه روز با اتحاد و همبستگی و ایستادگی محکم بر روی خواستهای خود، کارفرما را وادار به پرداخت دستمزد مرداد ماه حدود 80 درصد پرسنل کردید. ما پیشاپیش به شما درود می فرستیم،  ایستادگی تان را می ستائیم و اعتقاد راسخ داریم همچنانکه در سالهای گذشته اعتراضات شما و تشکیل سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، راه را برای غارتگران جهت به حراج گذاشتن و نابودی شرکت بست امروز نیز شما میتوانید با قدرت اتحاد و همبستگی خود کارفرما را در برابر خواستهای بر حق تان به زانو در بیاورید. کارفرمای شرکت نیشکر هفت تپه در دور قبلی اعتراضات و اعتصابات شما در مرداد ماه سالجاری از حربه اخراج و احضار و زندان بهره جست تا هرگونه صدای حق طلبی را در میان شما خاموش کند. اما شما مرعوب این سیاستها نشدید و بار دیگر از هفته گذشته اعتصاب و اعتراض خود را اغاز کردید و امروز سه روز پیاپی است با اتکا به قدرت متحدانه خود در برابر ستمگریهای کارفرما ایستاده اید و با این ایستادگی توجه افکار عمومی و رسانه ها را بخود جلب کرده اید. طوریکه کارفرما با توجه به قرار گرفتن وضعیت مصیبت بار شما در برابر دیدگان افکار عمومی، دیگر قادر به استفاده از نیروی سرکوب نیست. به همین دلیل با حربه ایجاد تفرقه و دادن وعده و وعید به گروههایی از شما،  در صدد ایجاد چند دستگی و تفرقه در میان شما و وادار کردن تان به عقب نشینی از خواستهای بر حق تان است. همه شما دوستان و یاران در شرکت نیشکر هفت تپه و فراتر از آن همه ما کارگران در سراسر ایران در مقابل کارفرمایان فقط کارگر هستیم و فروشنده نیروی کار. رنگ پوست و نژاد و مذهب ما کارگران برای کارفرمایان ذره ای ارزش ندارد. اگر کارفرما بطور جدا جدا سراغ ما میاید و وعده هایی میدهد بدانید که هدفش چیزی جز شکستن اتحاد و همدلی ما و تحمیل بی حقوقی بیشتر جهت غارت دسترنج هایمان نیست. بدانید و آگاه باشید کارفرما به محض ایجاد چند دستگی و تفرقه در صفوفمان، نه تنها ذره ای به وعده هایش عمل نخواهد کرد بلکه با استفاده از این چند دستگی شرایط به مراتب سخت تر و برده وارتری را به همه ی ما به یکسان تحمیل خواهد کرد. اعتصاب و اعتراض به عدم پرداخت حقوق و دیگر ستمگریهای کارفرما حق مسلم ماست. کسی که در این میان جرمی وحشتناک مرتکب شده است آن کس کارفرمای شرکت و عواملش است که رنج گرسنگی و فقر و فلاکت را بر ما و خانواده هایمان تحمیل کرده است. کسی که در این میان باید خلع مالکیت و اخراج شود آنکس کارفرمائی است که ما کارگران را به نقطه ای رسانده است  که در صدد آتش زدن خود و فرزندان خردسالمان بر میائیم. کسی که باید دستگیر و محاکمه شود آنکس کارفرمائی است که 5 ماه حاصل رنج و زحمت ما را نداده است و آنوقت در کمال بی شرمی ما را تهدید نیز میکند. ما محق ایم، هیچکس و هیچ قانون و مقامی نمیتواند به ما بگوید بروید با شکم گرسنه کار کنید، هیچکس و هیچ مقام و قانونی نمیتواند به ما بگوید حاصل دسترنج خود را نخواهید و در مقابل همسر و فرزندانتان سر افکنده شوید، هیچکس و هیچ مقام و قانونی نمیتواند به ما بگوید هوای کارفرمائی را به بهای عدم دریافت دستمزد زیر خط فقرتان داشته باشید که ماشینهای چندین صد میلیون تومانی زیر پایش است و خرج تو جیبی ماهانه فرزندان و اعضای خانواده اش  از حقوق یکسال ما بیشتر است. ما محق ایم و اعتصاب متحدانه خود را بدون تعرض به مراکز اداری و تولیدی تا دست یابی به خواستهایمان ادامه خواهیم داد. اتحادیه آزاد کارگران ایران و دیگر  تشکلهای مستقل کارگری در سطح کشور و افکار عمومی آگاه و با وجدان مردم ایران همراه و همدوش شما در رسیدن به خواستهایتان هستند. زنده باد اتحاد و همبستگی کارگری اتحادیه آزاد کارگران ایران - 20 آذر ماه1396 اعتصاب وتجمع کارگران فضای سبز و خدمات شهری شهرداری کواردراعتراض به عدم پرداخت 4 ماه حقوق روزدوشنبه بیست آذرماه،  کارگران فضای سبز و خدمات شهری شهرداری کوار در اعتراض به عدم پرداخت حقوق 4 ماه اخیر خود(مرداد تا آبان 96)  توسط پیمانکار، دست از کار کشیده و مقابل فرمانداری تجمع کردند. به گزارش یک منبع خبری محلی، طبق قرارداد، پیمانکار همیشه می بایست حقوق دو ماه خود را پرداخت کرده باشد و سپس نسبت به مطالبه آن از شهرداری اقدام کند منتهی پیمانکار بدلیل طلب خود از شهرداری که مربوط به قراردادهای دیگری در گذشته می باشد نسبت به پرداخت به موقع حقوق کارگران کوتاهی می کند. این تجمع با وساطت و وعده رئیس شورای شهر مبنی بر پیگیری حقوق کارگران پایان یافت. پنجاه وششمین روز اعتصاب کارگران کارخانه کمباین سازی تبریز دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق وحق بیمه کارگران کارخانه کمباین سازی تبریزدر پنجاه وششمین روز اعتصابشان دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق وحق بیمه،گفتند:الآن حدود یک ماه است که از طریق فروش ضایعات پلاستیکی وآهنی این واحد صنعتی، بخشی از مطالبات خود را وصول می‌کنند. براساس گزارش منتشره، یکی ازاین کارگران معترض گفت: ۲۰ ماه معوقات مزدی تاثیر نامطلوبی بر شرایط معیشتی کارگران این واحد صنعتی و اعضای خانواده‌های آنها گذاشته است. این کارگر همچنین در خصوص معوقات بیمه‌ای کارگران کارخانه کمباین سازی گفت: با وجود اینکه کارفرما ماهانه ۷ درصد از کل حقوق کارگران بابت پرداخت بیمه تامین اجتماعی کسر می‌کند اما  پرداخت حق بیمه  آنها به تامین اجتماعی در چندین ماه گذشته با تاخیر  همراه بوده به طوری که در حال حاضر تمدید دفترچه بیمه اعضای خانواده‌های آنها با مشکل روبرو شده است. براساس این اظهارات در یک ماه گذشته دست‌کم دوبار، اموال ضایعاتی این کارخانه فروخته شده است و در نتیجه به هر کارگر مبلغی در حدود ۷۵۰هزار تومان تعلق گرفته‌است و از قرار معلوم احتمال دارد تا قسمتی دیگر از ضایعات باقیمانده این واحد صنعتی بابت پرداخت بخش دیگری از مطالبات معوقه کارگران فروخته شود. تجمع اعتراضی کارگران کارخانه کیان‌تایرنسبت به نداشتن امیت شغلی مقابل نهاد ریاست جمهوری صبح روز دوشنبه بیستم آذرماه،جمعی از کارگران کارخانه کیان تایر در اعتراض به نداشتن امنیت شغلی مقابل نهاد ریاست جمهوری تجمع کردند. برپایه گزارش منتشره،این تجمع اعتراضی که از ساعت ۸ تا ۱۰ صبح امروز ادامه داشت، به علت آنچه که عملکرد نامطلوب مدیریت موقت این واحد صنعتی عنوان می‌شود، برپا شده بود. مدیریت کارخانه کیان‌تایر از اواسط دهه هشتاد برعهده هیات حمایت از صنایع است که مسئولیت آن را وزارت صنعت،معدن و تجارت برعهده‌دارد و به گفته کارگران این واحد صنعتی در ماه‌های گذشته اعضای این هیات با اقدامات خود زمینه کاهش تولیدات این واحد صنعتی را فراهم کرده‌اند. کارگران معترض نگرانند که با ادامه این روند، امینت شغلی آنها در معرض خطر قرار بگیرد. قابل یادآوری است که روزهای بیست وپنجم وبیست وششم مهرماه سال جاری،کارگران کارخانه کیان تایر در اعتراض به عدم تامین مواداولیه وکاهش سطح تولید وپرداخت نشدن 2ماه حق اضافه کاری ومطالبات دیگر،درمحل کارشان اجتماع کردند. درآن تاریخ حاتم شاکرمی مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان تهران هم با تایید مشکلات ایجاد شده برای کارگران و کارخانه کیان تایر، گفت: قرار بوده که کارخانه کیان تایر تنها ۶ ماه توسط هیات حمایت از صنایع اداره شود اما حالا به ۶ سال رسیده است. وی با بیان اینکه این بلاتکلیفی به سود هیچکس نیست، افزود: باید تکلیف اداره کارخانه از لحاظ حقوقی مشخص شود البته پیگیری‌ها برای بازگشت این کارخانه برای ادامه فعالیت با سطح تولید گذشته انجام شده است اما باید درنظر داشته باشیم که کیان تایر مشکلات مالی دارد و همین امر مانع از تامین مواد اولیه آن شده است. مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان تهران با بیان اینکه کارگران کیان تایر مطالباتی دارند که باید به آنها رسیدگی شود، افزود: اگر شکایتی از سوی کارگران به هیات‌های تشخیص ادارات کار ارائه شود به آن رسیدگی می‌کنیم اما کیان تایر همین حالا نیز توسط شورای اسلامی کار آن اداره می‌شود. شاکرمی در ادامه با تاکید بر این امر که با خلع ید خریدار کارخانه کیان تایر بهتر می‌توان به مشکلات آن رسیدگی نمود، افزود: یکی از ملزومات حل مشکلات کیان تایر تعیین تکلیف آن از نظر مالکیت است پس می توان اینگونه نتیجه گرفت که این کارخانه تحت شرایط عادی اداره نمی‌شود. وی در پایان گفت: البته در گذشته چند خط اعتباری برای حل مشکلات کیان تایر اختصاص داده شد و حالا نیز باید این کار انجام شود. خاطرنشان می شود که روزهای هفدهم آبان وهفتم آذرماه سال جاری جمعی از کارگران بازنشسته کارخانه کیان تایر  به نمایندگی از 500 نفر ازبازنشستگان در اعتراض به عدم وصول کامل حق سنوات خود  مقابل وزارت صنعت و معدن دست به تجمع اعتراضی زدند. تجمع بازنشستگان صنعت فولاد استان کرمان دراعتراض به عدم پرداخت حقوق مقابل دفتر صندوق بازنشستگی منطقه صبح روز20آذر،جمعی از بازنشستگان صنعت فولاد استان کرمان دراعتراض به عدم پرداخت حقوق مقابل دفتر صندوق بازنشستگی منطقه اجتماع کردند. به گزارش یک منبع خبری محلی،در روزهایی که بحث لایحه بودجه 97 داغ است، بازنشستگان فولاد در حالی حقوق ماه‌های آبان و آذر را دریافت نکردند که 10 روز دیگر باید حقوق دی ماه خود را دریافت کنند اما از قرار معلوم، پولی در کار نیست. اعتراض آن ها به پرداخت نشدن حقوق ماه های آبان و آذر بود. آنطور که یکی از بازنشستگان به گفت:تاخیر در پرداخت حقوق قبلا هم پیش آمده بود اما این بار مسوولان صندوق بازنشستگی حتی وعده پرداخت را هم نمی دهند. در حالی بازنشستگان فولاد امروز تجمع کردند که مهر امسال هم آن ها برای پرداخت نشدن حقوقشان دست به تجمع اعتراضی زده بودند. یکی ازبازنشستگان  معترض گفت:از شهریور مجددا پرداخت حقوق ما با تاخیر مواجه شده و امان ما را بریده. در ماه مهر آنقدر اعتراض کردیم که حقوقمان را با تاخیری یک ماهه دادند اما از حقوق آبان و آذر خبری نیست. دیگر بازنشسته معترض گفت:همه ما چند فرزند داریم و اگر حقوقی نباشد، چگونه مخارج آن ها را تامین کنیم؟ به ما گفتند تا پایان سال ۹۶ شاید بشود حقوق شما را بدهیم اما از سال ۹۷ مشکلات بیشتر می شود. به گزارش همین منبع،برای پرداخت حقوق بازنشستگان فولاد دو منبع در صندوق بازنشستگی وجود دارد، اول طلب ۲۰ هزار میلیارد تومانی این صندوق از دولت و دوم شرکت هایی که این صندوق سهامدار آن هاست. در لایحه بودجه ۹۴، ۹۵ و ۹۶ دولت موظف شد بخشی از مطالبات خود به این صندوق را بابت پرداخت حقوق بازنشستگان پرداخت کند. در سال های ۹۴ و ۹۵ این اتفاق افتاد اما در سال ۹۶ منابع پیش‌بینی شده برای این کار تحقق نیافت و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی هیچگونه اقدام مشخصی را جهت فروش اموال و تامین کسری حقوق و مستمری این بازنشستگان انجام نداد. گفتنی است که۹۰ هزار بازنشسته صنعت فولاد در کشور داریم که ۱۷ هزار نفر در استان کرمان ساکن هستند. تجمع اعتراضی بازنشستگان کشوری و لشکری استان همدان مقابل فرمانداری جمعی از بازنشستگان کشوری و لشکری استان همدان دراعتراض به عدم همسان سازی حقوق و اجرایی نشدن قانون مدیریت خدمات کشوری مقابل فرمانداری شهر همدان تجمع کردند. به گزارش20آذر یک منبع خبری محلی،این بازنشستگان خواستار اجرای هر چه سریع تر قانون همسان سازی حقوق بازنشستگان در کشورهستند . یکی ازبازنشستگان حاضر در جمع از مشکلاتش گفت و افزود: سالهای جوانی خود را در راه خدمت به دولت گذاشته ام اما هم اکنون مسئولین از اجرای کمترین درخواست من سرباز میزنند. این بازنشسته گفت: این تجمعات کشوری است و در سراسر کشور برگزار شده است. لازم به ذکر است، قانون همسان سازی در برنامه ششم توسعه تببین شده است اما هنوز توسط دولت اجرایی نشده است. تجمع دوباره معلمان حق‌التدریسی ایذه دراعتراض به بلاتکلیفی استخدامی مقابل استانداری خوزستان تجمع کردند صبح روز20آذر،جمعی از معلمان حق‌التدریسی ایذه در اعتراض به بلاتکلیفی استخدام برای دومین بار*مقابل استانداری خوزستان تجمع کردند. براساس گزارشات رسانه ای شده،این معلمان در اعتراض به بلاتکلیفی استخدام خود مقابل استانداری خوزستان تجمع کردند تا تکلیفشان مشخص شود. معلمان ایذه‌ای در دوره پیش‌دبستانی در مناطق مختلف ایذه از جمله سوسن، ممبین، سراک، فالح، سلطان ابراهیم و جنگ شاپوری مشغول تدریس هستند. یکی از این معلمان اظهار داشت: ما جمعی از مربیان حق‌التدریسی عشایر ایذه هستیم که سه ماه است که صحبت از حق‌التدریسی و جذب شده، به ماه بی‌مهری شده است. وی افزود: تا حالا ما را برای تدریس می‌خواستند ولی وقتی صحبت از جذب و حق‌التدریس شد نیروهایی را به‌کار گرفتند که یک روز هم سابقه کار ندارند. این مربی ایذه‌ای تصریح کرد: در اعتراض به این موضوع چند بار به استانداری و اداره کل آموزش و پرورش مراجعه کردیم، می‌خواهیم بدانیم چه شده است که ما که سابقه تدریس داریم را با مشکلات فراوان در مناطق صعب‌العبور تدرس کردیم فراموش شدیم. وی در ادامه سخنان خود گفت: برای جذب ما سهمیه‌ای وجود داشت ولی هم اکنون می‌گویند که سهمیه به پایان رسید، باید بدانیم که این سهمیه چه شده است. این مربی خاطرنشان کرد: در کل استان خوزستان 200 نفر برای عشایر نیرو نیاز است که جذب شوند ولی کل مربیان عشایر در نقاط مختلف 157 نفرند که 86 نفر از آنها در ایذه مشغول هستند. *تجمع اعتراضی مربیان پیش دبستانی عشایر شهرستان ایذه  نسبت به بلاتکلیفی استخدامی مقابل استانداری خوزستان روزسه شنبه14آذر،جمعی از مربیان پیش دبستانی شهرستان ایذه دراعتراض به بلاتکلیفی استخدامی مقابل استانداری خوزستان تجمع کردند. برپایه گزارش منتشره،یکی از این مربیان که خواست نام وی در خبر ذکر نشود گفت: بر اساس دستورالعمل صادره برای حق التدریس شدن مربیان پیش دبستانی عشایر در خوزستان،34نفر در ایذه به عنوان مربی پیش دبستانی عشایر حق التدریس شدند که از این تعداد هشت نفر نیروی غیر از مربیان مشغول به کار بودند و باقی افراد بدون اولویت بندی جذب شدند. وی با بیان اینکه 86 مربی دوره پیش دبستانی عشایر در ایذه به صورت رایگان به نوآموزان تدریس می دهند افزود: بسیاری از افراد جذب شده از 34 نفر جذب شده، در اهواز مشغول به کار شده اند. این مربی دوره پیش دبستانی بیان کرد: بر اساس دستورالعمل صادر شده مقرر شد که بیش از 200نفر از مربیان دوره پیش دبستانی عشایر در خوزستان جذب شوند این در حالی است که کل نیروی مربی پیش دبستانی عشایر در خوزستان 157 نفر است. احضارمحمدعزیزی به اداره اطلاعات شهر سنندج بر اساس خبر دریافتی امروز دوشنبه بیستم آذر، طی یک تماس تلفنی از محمد عزیزی از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری خواسته شد که راس ساعت 9 صبح فردا سه شنبه خود را به اداره اطلاعات شهر سنندج معرفی کند. از سوی دیگر روز 12 آذر 96، محمد کریمی یکی دیگز از اعضای کمیته هماهنگی توسط مامورین در منزل اش دستگیر شد و برای اجرای حکم سه سال حبس تعزیری روانه زندان #بوکان گردید. ما احضار، بازداشت و محاکمه و زندانی کردن کارگران و فعالین کارگری را به بهانه های امنیتی محکوم می کنیم و خواستار آزادی همه آنها هستیم. کارگران و فعالین کارگری زندانی باید آزاد شوند. کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری - بیستم آذر ماه 1396 دولت قصد پرداخت بدهیش به سازمان تامین اجتماعی را ندارد بررسی مفاد لایحه بودجه سال ۹۷ نشان می‌دهد که از سوی دولت هیچ ردیف بودجه‌ای برای پرداخت مطالبات انباشته سازمان تامین اجتماعی، در نظر گرفته نشده است و تمامی اعتبارات مربوط به فعالیت‌های سازمان تامین اجتماعی به تعهدات جاری دولت مربوط می‌شود. براساس گزارشی که20آذر رسانه ای شد، بررسی لایحه پیشنهادی دولت برای بودجه سال ۹۷ به مجلس تنها یک روز پس از ارایه آن به مجلس نشان می‌دهد که دولت هیچ ردیف بودجه‌ای برای پرداخت مطالبات انباشته سازمان تامین اجتماعی درنظر نگرفته است. این درحالی‌است که مطابق بند «الف» و تبصره ماده «۱۲» قانون برنامه ششم توسعه دولت مکلف شده‌ بود در طول اجرای برنامه در قالب بودجه سنواتی نسبت به تادیه بدهی‌های حسابرسی شده خود به سازمان تامین اجتماعی اقدام نموده به نحوی که سالانه ده درصد (۱۰ درصد) بدهی خود را به صندوق تامین اجتماعی تسویه نماید. در این رابطه منابع مطلع  می‌گویند در راستای تکلیف معین شده در قانون برنامه ششم توسعه، در متن لایحه‌ای که ابتدا توسط سازمان برنامه و بودجه کشور برای لایحه برنامه پنج‌ ساله ششم توسعه تهیه شده بود، معادل ۵ هزار میلیارد تومان اعتبار برای بازپرداخت مطالبات معوقه سازمان تامین اجتماعی درنظر گرفته شده‌ بود اما جای این ردیف بودجه در متن نهایی لایحه پیشنهادی که روز گذشته توسط دولت به مجلس ارائه شد، خالی مانده است. براساس این اظهارات درحال حاضر تمامی اعتباراتی که در لایحه بودجه سال ۹۷ در ارتباط با فعالیت‌های سازمان تامین اجتماعی درنظر گرفته شده است، به تعهدات جاری سال آینده دولت در ارتباط با فعالیت‌های این سازمان مربوط می‌شود که با توجه عملکرد دولت‌های پیشین در سنوات گذشته، تضمینی برای پرداخت کامل آنها و اضافه شدن بر حجم مطالبات معوقه سازمان تامین اجتماعی از دولت وجود ندارد. ارزش ریالی مجموعه مطالبات معوقه دولت‌های پیشین به سازمان تامین اجتماعی تا پایان سال ۹۴ بیش از ۱۲۰ هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود. نامه سرگشاده کارگران قرارداد موقت صنعت نفت در اعتراض به عدم همسان سازی حقوق جمعی از کارگران قرارداد موقت صنعت نفت طی نامه ای سرگشاده به رئیس مجلس اعتراضشان را نسبت به عدم همسان سازی حقوق،اعلام داشتند. دربخشی از این نامه که بتاریخ20آذر رسانه ای شده، آمده‌است: چگونه انتظار انگیزه کاری وخلاقیت از نیروی انسانی دارید که همکار کناری‌اش صرفا چون استخدام رسمی است باید دو یا سه برابرحقوق بیشتر بگیرد؟! آیا صرف زدن چند تست در یک آزمون استخدامی این برتری را دارد که این فرد حقوقی چند برابر نیروی قرارداد مدت موقت بگیرد ودیگر به راندمان و کار فرد کاری نداشته باشیم؟مگر همه این اصول و برنامه‌ها برای رشد و توسعه کشور و نیز روحیه نشاط  و انگیره نیروی انسانی نیست؟! اگر می‌گوییم تبعیض، فقط از شما تقاضا داریم یک لحظه خود را جای کسی بگذارید که پس از ۱۵سال سابقه و تجربه کاری مفید ودر بدترین شرایط آب وهوایی وگازهای سمی وسرطان‌زا  باید حقوقی معادل یک سوم یک کارمند رسمی با ۸سال سابقه کاری بگیرد! به هر مقامی وسازمانی که فکر کنید مطالبات خود را گوشزد کردیم اما متاسفانه وزارت نفت از سال ۹۱ تا کنون هیچ تغییری در بهبود وضعیت حقوقی ومعیشتی این کارکنان انجام نداده است. اعتراض رسانه ای معلمان آزاد نسبت به خصوصی سازی آموزش وسطح نازل حقوق ونداشتن بیمه معلمان آزاد اعتراضشان را نسبت به خصوصی سازی آموزش وسطح نازل حقوق ونداشتن بیمه،رسانه ای کردند. برپایه گزارشی که20آذر رسانه ای شده،معلمان آزاد که در مدارس غیردولتی شاغلند؛ از رواج بیش از پیش سیاست‌های خصوصی سازی آموزش ابراز نگرانی کردند. این معلمان می‌گویند: اظهارات مسئولان نگران‌کننده است. در حالیکه قصد دارند مدارس غیردولتی را افزایش دهند، هیچ توجهی به معیشت معلمان شاغل در این مدارس نمی‌کنند. یکی از این معلمان که در استان زنجان مشغول به تدریس است؛ می‌گوید: کجای دنیا معلم با حقوق ۵۰۰- ۶۰۰ هزار تومانی و بدون بیمه کار می‌کند؟ کجای دنیا با معلم قرارداد سفید می‌بندند و هیچ حق و حقوقی برایش قائل  نمی‌شوند؟ وی افزود: حتی قانون کار هم برای معلمان آزاد رعایت نمی‌شود.  در این بازار داغ تاسیس مدارس غیر دولتی وقتی معلم  به بیمه شکایت می برد و بیمه اش اجباری  می‌شود؛  باید مبلغ بیمه از حقوقش کسر شود وگرنه عذرش خواسته است. او خطاب به مسئولان می‌گوید: جناب وزیر، جناب مدیرکل، مسئولان ، به فکر افزایش مدارس غیردولتی هستید؛ آیا به فکر نیروی انسانی که در این مدارس به کار می‌گیرید هم هستید؟! در روزهای گذشته مدیران و مسئولان آموزش و پرورش از تلاش برای گسترش مدارس غیردولتی خبر دادند؛ برای نمونه، مجتبی زینی‌وند (معاون وزیر آموزش و پرورش) در اصفهان خبر داد:  تا پایان برنامه ششم، سهم مدارس غیردولتی به ۱۵ درصد می رسد. بی توجهی مدیریت سامانه یک به نیازهای کارگران توقفگاه غرب (پارکینگ استادیوم آزادی) و سکوت شورای اسلامی کار فرمایشی محل استقرار رانندگان وسط توقفگاه غرب سامانه یک (پارگینگ استادیوم آزادی) همچنین غذای خوری این رانندگان و کارگران شاغل در قسمت تصادفات، مامور ردیف اتوبوس و اتاق رزرو که در سه شیفت حدودا چهل تن هستند؛ در یک اتاق است و حتی برای شستن ظروف خود آبگرم نیز ندارند. در حالیکه رئیس توقفگاه و مسئول حراست آشپزخانه دارند و یک کارگر آبدارچی امورات آنها را انجام می دهد. چقدر تبعض؟ این توقفگاه در سال های گذشته که بعنوان توقفگاه سامانه دو بود برای کارگران آشپزخانه و غذا خوری داشت که آن آشپزخانه به دلیل مدیریت غلط فعلی رها و تبدیل به مخروبه شده است. شوراهای اسلامی کار فرمایشی نیز که در چند ماه گذشته با تقلبات گسترده به عنوان نماینده به کارگران تحمیل شد همانگونه انتظار می رفت آنقدر ناکارآمد است که حتی از راه اندازی این آشپزخانه برای کارگران ناتوان است. پس این به اصطلاح نمایندگان کارگر کجایند چند ماه است که باشعارهای زیبا و فریبنده و با تقلب به شورا راه یافتند اگر به این مشکلات کارگران هم نتوانند رسیگی کنند پس قرار است چکار کنند؟ کانال تلگرام سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ادامه بلاتکلیفی کارگر اخراجی لاستیک بارزبرای بازگشت بکار «محمدتقی بابامحمدی» کارگر پیمانکاری لاستیک بارز در کردستان است. او  از هشت ماه سرگردانی و بلاتکلیفی در هیات‌های تشخیص و حل اختلاف انتقاد دارد. بنابه گزارش منتشره،او به همراه چند نفر دیگر از همکارانش، فروردین ماه سال گذشته از کار بیکار شدند؛ تعدادی از همکارانش به بیمه بیکاری مراجعه کردند؛ اما او در اداره کار با خواسته بازگشت به کار، طرح دعوا کرد. بابامحمدی می‌گوید: من را به بهانه اتمام پروژه پیمانکاری اخراج کردند؛ اما پروژه فوق‌الذکر همچنان فعال است؛ قرارداد من هم بدون تاریخ بوده و بنابراین بایستی با بازگشت به کار من موافقت شود. او می‌گوید: در صدور رای نهایی، تعلل شده و اکنون هشت ماه است که سرگردان و بلاتکلیفم. از قرار معلوم، در هیات تشخیص، ادعای این کارگر پذیرفته نمی‌شود و او به این رای اعتراض می‌کند؛ پس از چند ماه در دوم آبان ماه، دادگاه حل اختلاف برگزار می‌شود و پرونده به بازرسی ارجاع می‌شود تا مشخص شود که آیا پروژه همچنان فعال است یا خیر؛ اما نتیجه این بازرسی و حکم نهایی، قرار است نوزدهم دی ماه، دو ماه بعد از برگزاری جلسه حل اختلاف، صادر شود. بابامحمدی می‌گوید: این همه تاخیر برای من کارگر قابل تحمل نیست؛ از فروردین سال گذشته بیکار شده‌ام و خانواده‌ام منبع درآمدی ندارد. او که از شرایط پیش آمده ناراضی‌ست؛ می‌گوید: اگر زودتر تکلیفم روشن می‌شد، خیلی بهتر بود. آخر دو ماه و چند روز مهلت برای بازرسی؟ به نظرتان زیاد نیست. عدم پرداخت 3ماه حقوق کارگران شرکتی اداره آب میاندوآب 3ماه حقوق کارگران شرکتی اداره آب میاندوآب پرداخت نشده است. به گزارش یک منبع خبری محلی،یکی از کارگران شرکتی اداره آب میاندوآب گفت: ” من یکی از کارکنان شرکت(ب.ز) هستم، الان بیش از سه ماه است که حقوق کارکنان این شرکت عقب افتاده است. هوا سرد است و بچه لباس زمستانی می خواهد، وقتی هم حقوق میخواهیم میگویند همین که هست، پول نداریم حقوق بدهیم. خودتان را جای ما  بگذارید، وقتی بچه می گوید، تو مدرسه سردم هست؛ چه حالی به شما دست می دهد؟ حالا مستاجری و هزار درد  دیگر. من یک بخشی را گفتم، تا کی باید تحمل کنیم؟ هی امروز و فردا..تا کی باید تحمل کنیم؛ الان دو ساله تحمل می کنیم. هر بار هم فیش خواستیم، گفتند داریم آماده می کنیم، حقوق به یک طرف، الان دو ساله فیش حقوق آماده نشده؟ عدم پرداخت 4ماه حقوق کارگران فضای سبز شهرداری گلستان حقوق کارگران فضای سبز شهرداری گلستان چهارماه پرداخت نشده است. ذبیح الله اصغری: قریب به ۴ سال است، که در سازمان فضای سبز شهرداری گلستان کار می کند، مردی بلند قامت، که ۳ فرزند دارد و سعی می کند با کار و تلاش نان حلال بر سر سفره آورد و فرزندان را با نان حلال و حاصل دسترنج بزرگ کند. می گوید، ۴ ماه است، که حقوق دریافت نکرده و با قرض گرفتن از دیگران زندگی را می گذراند، او بیکار نیست، زحمت می کشد، اما باز هم مجبور است از دیگران قرض بگیرد، چرا که حقوقی نگرفته است. وی که از یکی از شهرستان های غرب کشور برای کار به گلستان آمده است، ادامه می دهد: حق اعتراض نداریم، چرا که اگر معترض شویم اخراج خواهیم شد، باید بسوزیم و بسازیم، تا حقوق را پرداخت کنند، خرج زندگی سخت است، قبلا کارگری می کردم، اما اکنون کمرم درد می کند و توانایی انجام کار سنگین را ندارم، اگر سالم بودم از بیکاری نمی ترسیدم، اما اکنون، باید سکوت کنیم تا بیکار نشویم. صدایش با بغض همراه می‌شود و می‌افزاید: خدا هیچکس را نزد خانواده و فرزندان شرمسار نکند، شب که به خانه باز می گردی پولی برای خرید حتی یک قرص نان نداری، وضعیت دردناکی است، اگر درآمد ما طوری بود، که می توانستیم پس انداز کنیم مشکلی نبود، اما اکنون در پرداخت اقساط وام بانکی خود درمانده شده ایم، ۵ ماه است کرایه خانه هم ندادم، نمی دانم قرار است کِی حقوق ما را پرداخت کنند. در حالی که سرش را پایین انداخته، می گوید: هزینه های زندگی بسیار بالا است، از کار که تعطیل می شوم، پاهایم رمق ندارد، کار ما شده انتظار کشیدن برای واریز حقوق. او تنها کسی نیست، که حقوق نگرفته، بلکه دست همه کارگران فضای سبز خالی است و شوقی برای کار کردن ندارند، چرا که هرچقدر هم کار کنند، برای فرار از گرسنگی و نگاه های سنگین همسر و فرزندان خود، باید سر پیش مغازه دارها و آشنایان خم کرده و پول قرض بگیرند. تعدادی از آن ها بابت شهریه های مدارس و دانشگاه فرزندان خود در مضیقه هستند. تجمع صیادان بردخون در اعتراض به شناورهای کف‌روب مقابل ساختمان بخشداری روز گذشته(19آذر)، جمعی از صیادان بخش «بردخون» واقع در جنوب شرقی استان بوشهر، از توابع شهرستان «دیر» در اعتراض به حضور کشتی‌های کف‌روب در منطقه مقابل ساختمان بخشداری دست به تجمع ا زدند. براساس گزارش منتشره،یکی از صیادان منطقه  گفت: در سال‌های اخیر حضور شناورهای خارجی حاضر در آب‌های خلیج‌فارس باعث از بین رفتن منابع دریایی شده‌اند و این موضوع باعث کاهش چشمگیر درآمد صیادان شده است. در حرفه صیادی، شناورهای کف‌روب، به شناورهایی گفته می‌شود که گونه‌های مختلف آبزیان را از کف دریا صید، می‌کند. این صیاد ادامه داد: وضعیت منطقه از نظر کار و کسب درآمد مساعد نیست یعنی منبع درآمدی به جز صیادی وجود ندارد. مسئولان باید به این موضوع توجه داشته باشند و اجازه فعالیت به شناورهای کف‌روب را ندهند. تجمع  اعتراضی صاحبان مسکن باب الحوائج باقرآباد نسبت به عدم واگذاری مسکن مقابل دادسرای قرچک روز20آذر،جمعی از صاحبان فاز سه مسکن باب الحوائج باقرآباد همزمان با برگزاری جلسه دوم دادگاه در اعتراض به عدم واگذاری مسکن خود جلوی دادسرای شهرستان قرچک تجمع کردند. به گزارش یک منبع خبری محلی،تجمع کنندگان که اغلب مبالغ این خانه را به سختی بدست آوردند و تمام سرمایه خود را برای خرید واحدهای مسکن پرداخت کردند ، برای چندمین بار به عدم واگذاری واحدهای خود تجمع می کنند و هیچ جوابی ازمسئولان پاسخ گویی نمی گیرند. این ساختمان ها در حالی که شش سال پیش به صورت پیش قسط واریز و صاحبان آن مبالغ را پرداخت کرده اند و مسکن به آنها تحویل داده نشده است، علیرغم شکایتی و تشکیل پرونده و حکم پرداخت پول مال باختگان که از سوی دادگاه صادر شده، این کار هم از طرف واگذارکنندگان صورت نگرفته است. یکی از متقاضیان اظهار داشت: همه ما تمام سرمایه خودمان را برای خرید یک واحد مسکنی گذاشته ایم و خیلی چیزهای زندگیمان را برای خانه دار شدن از دست داده ایم. وی گفت:‌به دلیل خلف وعده تحویل واحدها، تعدادی از خریداران با مشکلات عدیده‌ای مواجه شده‌اند و هرچه هم پیگیر این موضوع هستیم بی فایده بوده است. یکی دیگر از متقاضیان بیان کرد: در حالی که مبلغ پیش قسط  را واریز و مابقی را به صورت چک پرداخت کرده ام، تا اکنون مسکنی که قرار بود به من تعلق گیرد، تحویل داده نشده است. وی خواستار رسیدگی و توجه مراجع قضایی به این موضوع شد و گفت:‌ بیشتر افراد خریدار این واحدها از اقشار کم‌درآمد جامعه هستند و همه زندگی خود را برای یک سرپناه فروخته‌اند اما به دلیل بی کفایتی سازنده دچار زیان‌های روحی، روانی و مالی فراوانی شده‌اند. گفتنی است، پروژه مسکن باب الحوائج در سه فاز توسط آقای (س.ن) یکی از اعضای سابق شورای شهر قرچک و آقایان (ا.ت) و (ا. ن) در قرچک آغاز به کار کرد و پس از مدتی و با تاخیر فاز اول تحویل خریداران شد و اما فاز دوم و سوم همچنان تحویل نشده است. دومین تجمع اعتراضی ساکنان مجتمع APS شیرازمقابل استانداری فارس صبح روزدوشنبه20آذر، ساکنان مجتمع APS برای دومین بار مقابل استانداری فارس تجمع کرده و خواهان حل مشکل به مزایده گذاشتن مجتمع از سوی بانک صادرات هستند. 2 روز پیش ساکنان این مجتمع مقابل اداره کل راه و شهرسازی استان فارس تجمع کرده بودند. براساس گزارش منتشره، حکایت مجتمع APS  این است که بانک صادرات ایران کل واحدهای آپارتمانی مجتمع مسکونی 646 واحدی موسوم به APS را به مزایده گذاشته است. مجتمعی که قرارداد ساختش تحت عنوان جذب سرمایه‌گذاری خارجی 15 سال پیش منعقد شده و واحدهای آن تحت مبایعه‌نامه‌ و با قراردادهای  رسمی و قانونی به فروش رفته و اکنون سال‌هاست که مالکانش در آن سکونت دارند. حال پس از گذشت 15 سال بانک صادرات جمهوری اسلامی ایران نسبت به دریافت مبالغ وام اعطایی پانزده سال پیش خود به شرکت سازنده اماراتی و همچین اخذ سودهای قانونی و جرایم دیرکرد آن تصمیم به مزایده گذاشتن ساختمان دارند و همین امر سبب اعتراض ساکنان این مجتمع شده است. یکی از اهالی این مجتمع می‌گوید: در مبایعه‌نامه‌هایی که توسط شرکت عمران و بهسازی و شرکت APS برای مالکان صادر شده، هیچ صحبتی مبنی بر اینکه این مجتمع در رهن بانک است، نشده علاوه بر آن طبق قرارداد زمین در رهن بانک بوده اما بانک صادرات اکنون تصمیم به مزایده واحدهای ساختمان را دارد. به گفته وی 646 خانوار و نزدیک به 2 هزار نفر در این ساختمان ساکن هستند که با این اقدام بانک بی‌خانمان می‌شوند و درصورت انجام مزایده و کسر تعهد شرکت اماراتی، بانک مابقی پول را به حساب شرکت عمران و بهسازی واریز می‌کند چراکه سند مجتمع کلی و به نام شرکت است. این ساکن مجتمع APS می‌افزاید: با این کار بیش از 400 میلیارد تومان از سرمایه مردم و ساکنان مجتمع به مزایده بانک رفته در صورتی که مردم برای ممانعت از این اقدام کاری نمی‌توانند انجام دهند. عنایت‌الله رحیمی، معاون عمرانی استاندار فارس گفت: با بانک صادرات صحبت شده در حال حاضر مزایده اول را گذاشته شده که طبیعتا 2 مزایده دارد. وی با بیان اینکه در این مکان 2 ملک وجود دارد که در رهن بانک است، گفت: یک ملک زمینی آزاد مربوط به دولت و شرکت عمران و بهسازی و ملک دوم اراضی است که مجتمع در آن ساخته شده است. معاون عمرانی استانداری فارس با بیان اینکه بانک اعلام کرده که طلبش را می‌خواهد و از 2 راه قابل وصول است، افزود: زمین کنار مسجد متری 5 میلیون تومان قیمت‌‌گذاری و کارشناسی شده است که بانک می‌تواند از آن زمین مطالبات را بردارد و مازاد را به حساب دولت واریز کند. رحیمی بیان کرد: راهکار دوم این است که شرکت عمران و بهسازی که طرف قرارداد است، تقبل کند و مطالبات بانک را پرداخت کند. وی به مردم اطمینان داد که این مشکل در حال پیگیری است و نگران مشکلات به مزایده گذاشتن ساختمان نباشند. اعتصاب وتجمع  دانشجویان وفارغ التحصیلان  دانشگاه صنعت نفت  ووعده ها وتهدیدها براساس توافق صورت گرفته بین دانشجویان دانشگاه صنعت نفت آبادان و مسئولان وزارت نفت قرار است گروه کارپیگیری مطالبات تشکیل شود. مقرر شد تا اعضای گروه هشت نفره و متشکل از چهار دانشجو (دو دانشجو از آبادان و دو دانشجو از اهواز)، دو عضو هیات علمی، رئیس دانشگاه و شخص معاون وزیر باشد. همچنین اعضای هیات‌های علمی دانشکده‌‎های آبادان و اهواز هر کدام موظف به اعلام یک فرد به عنوان نماینده خود در این گروه کار شده‌اند. جلسات گروه کار هر دو هفته یکبار چه در دانشگاه و چه در وزارت به صورت مرتب برگزار خواهد شد و نگارش آیین نامه کارگروه و انتخاب مسئول دبیرخانه آن در دستور کار جلسه بعدی کارگروه قرار دارد. براساس گزارش منتشره بتاریخ20آذر،دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه صنعت نفت آبادان در جدیدترین بیانیه خود از پایان اعتصاب وتجمع خود خبر داده‌اند. دراین بیانیه ازجمله آمده است: تا به امروز، ۲۵ روز از تحصن دانشجویان و ۱۰ روز از تجمع دانش‌آموختگان دانشگاه صنعت نفت می‌گذرد و روزهای بسیاری در مشقت گذشت تا صدای حق‌طلبی دانشگاه صنعت نفت به گوش آحاد بیدار ملت ایران برسد. لذا از تک‌تک دانشجویان و دانش‌آموختگان دانشگاه صنعت نفت سپاس‌گزاریم که با تحمل شرایط سخت و دشوار در مسیر دستیابی به مطالبات‌مان از جان و دل مایه گذاشتند. اکنون با توجه به اهتمام جدی و قول مساعد مسئولین مختلف کشور و دولت جهت حل مشکلات دانشگاه صنعت نفت تا اطلاع ثانوی پایان حرکات اعتراضی در شهرهای آبادان، اهواز و تهران اعلام می‌گردد. ضمن تاکید مجدد بر مطالبات دانشجویان وفارغ التحصیلان  دانشگاه صنعت نفت، به مسئولین گروه پیگیری یادآور می‌شویم که در صورت عدم پایبندی عملی به وعده‌های خود مبنی بر پیگیری کامل موضوع و حصول نتیجه ملموس طی دو ماه آینده، مجدداً جریان اعتراضی‌مان را جهت احقاق حق از سر خواهیم گرفت. مطالبات دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاه صنعت نفت: ۱. الزام به استخدام رسمی بدون آزمون دانش‌آموختگان گروه الف حسب روال سابق تا ورودی ۹۴ انجام شود. (روال سابق شامل کاریابی، مصاحبه فنی تخصصی در شرکت‌های تابعه، گزینش و طب صنعتی) ۲. لغو کلیه آزمون‌های ارزیابی غیرمتعارف و ناعادلانه که ملاکی برای حذف تعداد زیادی از دانش‌آموختگان گروه الف از روند کاریابی شده است. ۳. تنظیم سند راهبردی و جامع دانشگاه صنعت نفت و توجه ویژه وزارت نفت به دانشگاه تحت نظارت خود که موجبات رسیدن دانشگاه به جایگاه قبلی و اصلی خود را فراهم سازد. ۴. احیای امتیازات ویژه و سایر امکانات صنفی دانشگاه که در طی سه سال اخیر حذف یا تضعیف گردیده است. ۵. خودداری از هر گونه برخورد، تهدید و فشار بر دانشجویان و نیز امحای سوابق منفی آموزشی و انضباطی درج شده در پرونده دانشجویان تضمین شود. لازم است دانشجویان جریان رسیدگی به مطالبات را با هوشیاری تمام رصد نموده و از اعتماد کامل به گروه پیگیری خودداری نمایند؛ چرا که تاکنون بارها گروه‌های مشابه تشکیل شده اما هیچ یک به وعده‌های خود عمل نکرده‌اند. همچنین باید توجه داشت تا زمانی که تمامی دانش‌آموختگان گروه الف ثبت شده در سیستم کاریابی استخدام نشوند؛ شکایات فارغ التحصیلان و مطالبات پیرامون تعلیق آزمون استخدامی وزارت نفت ادامه خواهد داشت. بنا به همین گزارش ،ظاهرا در جدیدترین اقدام صورت گرفته از سوی مسئولان وزارت نفت قرار است گروهی متشکل از مسئولان وزارت نفت و نمایندگانی از دانشجویان دانشگاه صنعت نفت برای پیگیری مطالباتشان تشکیل شود. کریم سلحشور معاون توسعه منابع انسانی و مدیریت وزارت نفت، روزگذشته (19آذر)با حضور در دانشکده نفت آبادان، با دانشجویان این دانشکده گفت‌وگو کرد و در این باره گفت: پس از مذاکره با مقام‌های محلی و دانشجویان قرار بر این شد که دانشجویان بر سر کلاس‌ها حاضر شوند و گروهی مرکب از تعدادی از نمایندگان دانشجویان و مدیران دانشگاه بررسی موضوعات و مسائل دانشگاه را بر عهده بگیرند. یک منیع خبری دیگرروز20آذر نوشت:یکی از دانشجویان دانشکده صنعت نفت آبادان با اشاره به سفر هفته گذشته مسئولان وزارت نفت به دانشکده های اهواز و آبادان گفت: از هفته گذشته ما را تهدید کردند که خوابگاه را از شما می گیریم، مسئولان وزارت نفت هم در بازدید از دانشکده، برخورد بدی با دانشجویان داشتند. آقای بیطرف معاون پژوهشی وزیر، به ما گفت دست از اعتصاب بردارید، در غیر این صورت، اگر آقای وزیر دانشجوی دانشگاه نفت را بی سواد خواند، این بار ما به شما اغتشاش‌گر می گوییم. اشاره حبیب‌الله بیطرف، به سخنان بيژن نامدار زنگنه در سال 94 و در مصاحبه با خبرگزاری صدا وسیما است که در خصوص سرنوشت دانشجويان متحصن دانشگاه نفت در آن سال گفت: بايد افراد استخدام شده از حداقل سواد برخوردار باشند. این دانشجوی دانشکده نفت با بیان این که جمعه شب رییس دانشکده بعد از 22 روز حرف های ما را شنید، گفت: ماهم از وضعیت خود خسته شده ایم. می خواهیم به کلاس هایمان بازگردیم اما هیچ انگیزه ای نداریم. مطالبات ما فقط صنفی است. سطح علمی پایین دانشگاه، حل مشکلات استخدامی دانشجویان خصوصا ورودی 93 و 94 از خواسته های ماست. وی همچنین با بیان اینکه آقای بیطرف به ما می گوید شما لازم نیست حتما وارد بدنه وزارت نفت شوید، اظهار کرد: با رشته های ما نمی‌توان خارج از وزارت نفت به کاری مشغول شد. اگر وزارت نفت نباشد، جایی ما را استخدام نمی کند. اگر کار خصوصی خوب است چرا آقای بیطرف از وزارت نفت استعفا نمی دهند تا به کار خصوصی بپردازد؟ در همین راستا، شب گذشته، جلسه ای با حضور کریم سلحشور، معاون توسعه منابع انسانی و مدیریت وزارت نفت، حجت السلام والمسلمین علی ابراهیمی پور امام جمعه شهر آبادان و دکتر عبدالنبی هاشمی رئیس دانشگاه صنعت نفت در دانشکده صنعت نفت آبادان  برگزار و خواسته های صنفی دانشجویان مطرح شد. یکی از دانشجویان دانشکده صنعت نفت آبادان با اشاره به اینکه مسئولان همچنان جواب قطعی به خواسته های ما نمی‌دهند، گفت:  مسئولین همیشه قول می‌دهند اما هیچ‌گونه تضمین رسمی و سندی به ما نمی‌دهند. در آخر جلسه دیشب هم به طور ناگهانی جلسه را ترک کردند و بسیاری از سوالات ما بی جواب ماند. یکی از فارغ التحصیلان دانشگاه صنعت نفت که در مقابل ساختمان وزارت نفت تجمع کرده اند، ؛ با بیان این مطلب که اعتمادی به مسئولان وزارت نفت وجود ندارد، گفت: مسئولان برای شنیدن حرف های ما، پیش شرط گذاشته اند که بچه ها از مقابل ساختمان وزارت خانه متفرق شوند. به همین دلیل تاکنون با مسئولان جلسه‌ای نداشته ایم اما اگر جلسه ای هم در وزارت نفت داشته باشیم، نتایج آن باید به صورت مکتوب باشد، اگر خروجی جلسه به صورت مکتوب نباشد هیچ فایده ای ندارد. وی با اشاره به اینکه بیشتر دانش آموختگان دانشگاه صنعت نفت از بچه های شهرستانی هستند گفت: به بهانه اینکه ما دیگر دانشجو نیستیم و کار درسی نداریم، خوابگاهی را که در تهران داشتیم از ما گرفتند. وی در ادامه با اشاره به اینکه بیشتر دانش آموختگان برای تحصن  از تهران به شهرستان ها در رفت و آمد هستند گفت: روز گذشته یکی از مسئولین حراست وزارت نفت به ما گفت کم‌کم دارید من را عصبانی می‌کنید،کاری نکنید که با شما برخورد بدی بکنیم. آقایان علاوه بر داشتن رسانه، از تمام وسایل موجود برای تهدید دانش‌آموختگان و سرپوش گذاشتن بر مشکلات ما استفاده می‌کنند.    این فارغ التحصیل دانشکده نفت با اشاره به اینکه روال سابق وزارت نفت، استخدام دانش‌آموختگان دانشگاه صنعت نفت بدون آزمون کتبی بوده و ما هم با همین شرایط در آزمون سراسری این دانشگاه را انتخاب کرده ایم، گفت: در گذشته برای استخدام، فارغ التحصیلان دانشگاه نفت تنها در یک مصاحبه فنی شرکت می کردند اما مسئولین تصمیم دارند از طریق انتخاب های گزینشی و با آزمون کتبی فارغ التحصیلان را استخدام کنند. همچنین فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعت نفت روز گذشته در اقدامی نمادین، با لباس فارغ‌التحصیلی مقابل وزارت‌خانه تجمع کردند. به گزارش منبع دیگر،یکی از دانشجویان دانشکده صنعت نفت آبادان تاکید کرد: افرادی که هیچ ربطی به داستان تجمع و اعتراضات نداشتند هم به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدند. یکی از دانشجویان دانشکده دانشگاه صنعت نفت آبادان اظهار کرد: دانشجویان همچنان به تجمع و اعتراضات خود ادامه می‌دهند و هیچ‌یک در کلاس‌های درس حضور پیدا نمی‌کنند. هفته گذشته آقای بی‌طرف معاون پژوهشی وزارت نفت به دانشگاه آمدند، اما به جای اینکه پاسخ قانع کننده‌ای به ما بدهند، دانشجویان را تحریک و تهدید کردند. وی درباره دیدار اخیر خسروی نیکو رئیس دانشکده با دانشجویان اشاره کرد و افزود: آقای نیکو گفت حاضر است استعفا دهد تا ما دانشجویان در کلاس‌های درس غیبت نکنیم، حتی وی تاکید کرد که مسائل انضباطی و غیبت ما را هم می‌بخشد اما دانشجویان به او گفتند استعفای شما دردی از ما دعوا نمی‌کند و ما خواهان استعفای شما نیستیم. بنابراین قرار بر این شده تا روز (یکشنبه19آذر) آقای هاشمی رئیس دانشگاه صنعت نفت با دانشجویان صحبت کند. این دانشجو تصریح کرد: دانشجویان به دلیل اهرم‌های فشاری که بر روی آن‌ها وجود دارد قصد حضور در کلاس‌های درس را ندارند و قطعا به اعتراضات و تجمع‌های خود ادامه می‌دهند. بیش از 20 روز است که وضعیت ما تغییری نکرده و با وجود همه اعتراضات هنوز هیچ مسئولی حرف منطقی و حساب شده‌ای به ما نزده‌اند. وی افزود: زمانی که آقای بی‌طرف به دانشگاه آمدند نه حتی به دانشجویان بلکه به روسای دانشگاه و دانشکده نیز توهین کرد و به آن‌ها گفت سطح علمی شما همانند دانشجویان پایین است. علی‌رغم همه این هتاکی‌ها بازهم رئیس دانشکده و رئیس دانشگاه از اظهارات توهین آمیز معاون پژوهشی وزارت نفت حمایت کردند. دانشجوی دانشگاه صنعت نفت توضیح داد: بعد از حضور معاون پژوهشی وزارت نفت و اعتراضات، دانشگاه سلف سرویس را به روی دانشجویان باز کردند و در روزهای اخیر نیز اینترنت دانشگاه را در دسترس دانشجویان قرار گرفت. متاسفانه کماکان دانشجویان را اتوبوسی به کمیته انضباطی فرا می‌خوانند حتی افرادی که هیچ ربطی به داستان تجمع و اعتراضات نداشتند هم به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدند. جان باختن یک کارگرجوان براثر سقوط در فلزی روی سرش روز گذشته(19آذر)،سقوط در فلزی روی سر يك كارگردرخیابان پاسداران مرگ او را رقم زد. براساس گزارشی که20آذر رسانه ای شد، ساعت 10:12 صبح روز يك‌شنبه 19آذرمأموران كلانتري 102 پاسداران از مرگ مشكوك كارگر جواني با خبر و راهي محل شدند. بررسي‌ها حكايت از اين داشت كارگر جواني بر اثر سقوط يك در فلزي روي سرش جان خود را از دست داده است. جسد به دستور بازپرس ويژه قتل براي انجام آزمايش‌هاي لازم به پزشكي قانوني فرستاده شد و تحقيقات در اين باره ادامه دارد.

بیستم آذرماه1396

akhbarkargari2468@gmail.com

اخباروگزارشات کارگری19آذر1396

- سندیکای کارگری نیشکر هفت تپه: چرخ های کارخانه هفت تپه در جریان اعتصاب از حرکت باز ایستاد!

- اتحادیه آزاد کارگران ایران: گزارش تکمیلی اعتصاب و اعتراض خشمگینانه ی امروز کارگران شرکت نیشکر هفت تپه

- گزارش وقطعنامه تجمع بازنشستگان کشوری ولشکری مقابل مجلس

- کارگران بازنشسته صنعت فولادسراسرکشور برای باری دیگر دست به تجمع اعتراضی مقابل مجلس زدند

- تجمع  اعتراضی دوباره کارگران شرکت حمل ونقل خلیج فارس نسبت به خصوصی سازی در تهران

- دومین تجمع اعتراضی کارگران کارخانه لاوان تابلونسبت به عدم پرداخت ماه ها حقوق مقابل استانداری کرمان

- تجمع اعتراضی جوانان جویای کارشهرستان کارون مقابل مجتمع نیشکر سلمان فارسی برای دومین روز متوالی

- پادوان متشکل در تشکلهای ضد کارگری به دنبال یافتن روزنه «در رو» به سیاق هر ساله

- گزارش کارگری از کارخانه هپکو:  وقتی یکی از مدیران، کارگران معترض را «تروریست» می‌خواند!

- ادامه تجمعات اعتراضی دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعت نفت نسبت به بلاتکلیفی استخدامی مقابل وزارت نفت

- تجمع اعتراضی کشاورزان بخش مارگون نسبت به احداث پتروشیمی سقاوه - تجمع اعتراضی مهندسان برق سازمان نظام مهندسی استان تهران

- کشته و مصدوم شدن 7کارگروآتش نشان بر اثر استنشاق گاز مواد اسیدی در کارخانه تصفیه روغن عجب شیر

سندیکای کارگری نیشکر هفت تپه: چرخ های کارخانه هفت تپه در جریان اعتصاب از حرکت باز ایستاد!

ادامه اعتصابات کارگران نیشکر هفت تپه با حضور خانواده های کارگری در ادامه اعتصاب هفته جاری که از شنبه ۱۸ آذر ماه شروع شده است ، امروز یکشنبه ۱۹ آذر ماه آین اعتصاب با حضور و حمایت وسیع  خانواده های کارگری  برگزار شد. در اعتصاب امروز -یکشنبه 19 آذر ماه - کارگران به اتفاق خانواده ها خود ابتدا  اقدام به بستن مسیر های ورودی ماشینهای حامل نیشکر به کارخانه شدند و در ادامه کارگران  کورهای بخار  را خاموش کردند. با خاموش شدن کوره های بخار ، کارخانه بطورکامل از حرکت باز ایستاد و تمامی کار ها متوقف شد.در این حال تمامی کارگران در قسمتهای مختلف شرکت از درب ورودی شرکت به طرف ساختمانهای اداری دست به راهپیمایی زدند. هنگام راهپیمایی  همگی کارگران یک صدا شعار میدادن" افشار حیا کن هفت تپه رو رها کن" . (کارگران خواستار برگشتن هفت تپه تحت نظر  دولت هستند ) دسیسه ناموفق مدیریت : دیروز مدیریت شرکت با حرکتی  فریب کارانه  اقدام به پرداخت بخشی از دستمزد های چند نفر از کارگران کرد تا بتواند در صف کارگران  تفرقه ایجاد کند.مدیریت با این حرکت ریاکارانه تلاش داشته و دارد که در صف اتحاد و همدلی  کارگران برای رسیدن به خواست  ها و مطالبات مشترک کارگران تفرقه ایجاد کند و تعدادی را از این صف مبارزاتی جدا کند.اما امروز خوشبختانه ما شاهد حضور پر رنگ تمامی کارگران بودیم و این طرح شیادانه مدیریت با آگاهی و همدلی کارگران با شکست روبرو شد. مطالبات کارگران دستمزد  2 ماهه سالهای 94 و 95 (کارگران پیمانکاری) ،پا داش بهره برداری سالهای 94.و95  و همچنین  پنج ماه دستمزدهای معوقه . این اعتصاب تا ساعت 11 با سر دادن شعار علیه مدیریت ادامه داشت . در حین اعتصاب نیروها ی امنیتی به تعداد زیادی در منطقه کارخانه حضور داشتند اما  ارعاب  نیرو های امنیتی نتوانست خللی در اراده کارگران ایجاد کند. سخنی با کارگران : سندیکای کارگری نیشکر هفت تپه اتحاد ، همدلی و همبستگی کارگران و خانواده ها را بخشی از مبارزه طبقاتی می داند . ما بار ها گفته آیم و خواهیم گفت که عامل تمام سیه روزی ها،فقر و فلاکت ما کارگران ، نظام سرمایه داری است و برای رهایی از این مصائب، چاره ای جز اتحاد و همبستگی در مبارزه طبقاتی نداریم. با  مبارزه ی متشکل و آگاهانه، ما کارگران  می توانیم  پشت صاحبشان سرمایه را به خاک بزنیم .  امروز خانواده های کارگری توانستند با حضور خود،  نیرو  و توان طبقاتی کارگران را دوچندان کنند . به این دلیل ما دست تمامی خانواده های کارگری را که در این اعتصاب حضور داشتند را به گرامی می فشاریم  و یاد وار می شویم که باید همیشه خانواده های کارگری در این کارزار طبقاتی  و تا پیروزی نهایی حضور داشته باشند. سندیکای کارگری نیشکر هفت تپه 19 آذر ماه 1396 اتحادیه آزاد کارگران ایران: گزارش تکمیلی اعتصاب و اعتراض خشمگینانه ی امروز کارگران شرکت نیشکر هفت تپه کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در دومین روز اعتصاب و عصیان خود علیه ستم گریهای کارفرما، در ساعات اولیه صبح امروز با قطع برق کارخانه جاده منتهی به آنرا همراه با خانواده هایشان بستند. بنا بر گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، توام با بستن جاده منتهی به کارخانه، گروههایی از کارگران نیز برخی مکانهای کارخانه از جمله آزمایشگاه را مورد حمله قرار داده و گروههای دیگری نیز بار دیگر با تجمع در مقابل دفتر مدیریت شیشه های آنرا شکستند و بار دیگر سیامک نصیری افشار قائم مقام کارخانه را در دفتر خود حبس کردند. امروز همه بخشهای کارخانه بطور یکپارچه ای در اعتصاب بود و سرویسهای ترابری و ایاب و ذهاب نیز به اعتصاب پیوسته بودند. همچنین صبح امروز در حالی که مامورین…مانع ورود خبرنگاران برخی رسانه ها به کارخانه شده بودند این خبرنگاران با همراهی و کمک کارگران وارد کارخانه شدند و پس از تهیه مصاحبه و عکس و فیلم با همراهی کارگران کارخانه را ترک کردند. بنا بر این گزارش، بدنبال بروز خشم کارگران شرکت نیشکر هفت تپه که از دیروز آغاز شده بود و امروز نیز ادامه داشت، ساعت ده صبح فرماندار و بدنبال آن رئیس اداره اطلاعات و فرمانده انتظامی شوش وارد شرکت شدند و ساعتی بعد نیز معاون وزیر اقتصاد و معاون وزیر کار در کارخانه حاضر شده و ضمن گفتگو با کارگران با قائم مقام و دیگر مسئولین کارخانه نشستی برگزار کردند. در پی این نشست، علاوه بر حقوق مرداد ماه کارگران روزمزد که آخر وقت دیروز پرداخت شده بود حقوق مرداد ماه کارگران و کارمندان دیگر بخشها منجمله تجهیزات، آتش نشانی، بازرگانی و اموراداری نیز به حساب آنان واریز شد. همچنین نماینده اداره اطلاعات، وزرات اقتصاد و سازمان خصوصی سازی به کارگران قول دادند تا پایان این هفته، یکماه دیگر از دستمزد معوقه آنان تسویه و در پایان هر ماه، یکماه از دستمزد معوقه کارگران تا زمان تسویه کامل پرداخت خواهد شد. بنا بر اظهار کارگران، علیرغم این وعده ها، چگونگی پرداخت معوقه های سال ۹۴ و برخی دیگر از مطالبات کارگران مسکوت گذاشته شد. همچنین معاون وزیر اقتصاد با حضور در میان کارگران ضمن وعده بروز رسانی حقوقهای آنان طبق زمان بندی انجام شده اعلام کرد هیچ کارگری اخراج نخواهد شد و اگر آقای اسد بیگی که شرکت نیشکر هفت تپه را خریداری کرده است به تعهداتش پایبند نباشد ما قراردادمان را با او فسخ خواهیم کرد. اما کارگران در مقابل وعده های او بطور یکپارچه ای اعلام کردند این وعده ها دروغ است و حقوقهای معوقه ما باید به فوریت پرداخت شود. این وعده ها در حالی امروز ازسوی نمایندگان وزرای اقتصاد، وزارت کار، نماینده اداره اطلاعات و سازمان خصوصی سازی به کارگران داده شد که حدود ده روز پیش سیامک نصیری افشار قائم مقام مدیر عامل کارخانه طی مصاحبه ای از پرداخت ۵ ماه دستمزد معوقه کارگران با فواصل ده روز به ده روز صحبت کرده بود و در پی عدم تحقق این وعده ها بود که کارگران شرکت نیشکر هفت تپه از دیروز دست به اعتصاب و عصیان زدند. بنا بر اظهار کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، از زمان واگذاری کارخانه به بخش خصوصی، آنان حقوقهای خود را همیشه آنهم با تاخیرهای چند ماهه با اعتراض و اعتصاب دریافت کرده اند و حال سوال این است که چنانچه کارفرما قادر به اداره کارخانه و پرداخت دستمزد کارگران نیست چرا شرکت به ایشان واگذار شده است و چرا وقتی کارگران دست به اعتصاب و اعتراض میزنند میتواند بخشهایی از حقوق آنان را پرداخت کند؟! بنا بر آخرین گزارشهای ارسالی از سوی کارگران شرکت نیشکر هفت تپه به اتحادیه آزاد کارگران ایران، با توجه به ادامه نشست قائم مقام شرکت با مسئولینی که وارد کارخانه شده بودند بسیاری از کارگران با فرا رسیدن پایان ساعت اداری با زمزمه ادامه اعتصاب کارخانه را ترک کردند. همچنین کارگران بازنشسته ای که چکهای صادره از سوی کارفرما به آنان وصول نشده است اعلام کرده اند فردا جهت پیگیری دریافت چکهای خود در محل کارخانه دست به تجمع خواهند زد. اتحادیه آزاد کارگران ایران – ۱۹ آذر ماه ۱۳۹۶ گزارش وقطعنامه تجمع بازنشستگان کشوری ولشکری مقابل مجلس بدنبال تجمع  روز یکشنبه نوزدهم آذرماه بازنشستگان کشوری ولشکری گزارشی با امضای« پیشکسوتان پیشرو کشوری _ پیشکسوتان پارک شهر _ پیشکسوتان اندیشه»منتشر شده است که بخش هایی از آن بقرار زیراست: امروز یکشنبه ۱۹ آذر ماه طی فراخوان اعلام شده از سوی پیشکسوتان بازنشسته کشوری و لشکری دوستان حق جو و حق طلب از سراسر ایران خود را به مقابل مجلس رسانده و یکی از با شکوه ترین تجمع های این چند ساله اخیر را بر گزار نمودند . امروز پیشکسوتان بازنشسته حماسه آفریدند ، حماسه اتحاد ، همدلی و استقامت در راه احقاق حق و مقابله با بی عدالتی . دوستان پر تلاش و همیشه همراه ما از شهرهای دور و نزدیک به تهران آمده و تهران را « ایران » کردند . این عزیزان خرج و رنج و خطر راه را به جان خریده به تهران آمدند تا صدای حق خواهی خود را به گوش مسئولین و مجلسیان برسانند . امروز قرار بود رئیس جمهور لایحه بودجه ۹۷ را تقدیم مجلس نماید و این مسئله در حالی بود که هنوز تکلیف قانون مدیریت خدمات کشوری روشن نشده و قانونی که ۱۰ سال پیش تصویب شد هنوز اجرا نشده ، در چنین شرایطی مشخص است که  در لایحه بودجه طبق معمول همیشه نیم نگاهی هم به مشکلات پیشکسوتان بازنشسته نشده است . دولت مسئولیت اجرای قانون را به عهده دارد ‌ مجلس وظیفه وضع قوانین عادلانه و پیگیری اجرای این قوانین را دارد ولی گویا هردو مسئولیت خود را فراموش کرده اند. ما برای یادآوری وظیفه انسانی و قانونی دولتیان و مجلسیان مقابل مجلس گرد آمدیم . دوستان از ساعت ۹ در دسته های بزرگ خود را به مقابل مجلس رساندند. همانطور که پیش بینی می‌شد مترو بهارستان ازصبح امروز بسته بود و دوستان ما خود را از راههای دیگر به مجلس رساندند . تدابیر شدید امنیتی در نظر گرفته شده بود و ماموران نیروی انتظامی و یگان ویژه دوستان را در دسته های ۲۰۰ الی ۵۰۰ نفره در طول مسیر مترو تا درب شرقی مجلس در چند نقطه محصور کرده و مانع حرکت جمعیت به سوی درب شرقی مجلس شدند اما دوستان محاصره را شکسته و خود را به مجلس می رساندند . گروهی در حدود ۱۰۰۰ نفر که در محاصره بودند شروع به راهپیمایی تا میدان بهارستان کردند  و مجدد خود را به دیگر دوستان رساندند . در حقیقت پیشکسوتان بازنشسته ثابت کردند در مقابل سیل حق طلبی هیچ سدی توان مقاومت ندارد . طبق معمول همیشه شعارهایی که حاوی خواسته های ما از جمله آزادی معلمان زندانی بود از بلندگو اعلام شده و دوستان پاسخ می دادند . در تجمع امروز پیشکسوتان بازنشسته تامین اجتماعی و فولاد و ... نیز حضور پر رنگی داشتند . حضور لشکریان در تجمع امروز چشمگیر بود . تهرانی ها ، البرزی ها و دوستان ما در شهرهای اقماری امروز حضور بسیار چشمگیری داشتند . تعداد شرکت کنندگان بیش از ۱۵۰۰۰ نفر بود و عملا از مترو بهارستان تا درب شرقی مجلس را جمعیت تجمع کننده پوشانده بود . بعد از شعار و صحبت تعدادی از دوستان قطعنامه توسط یکی از دوستان قرائت شد و تجمع حدود ساعت ۱۴ خاتمه یافت . ما آموخته ایم که حق دادنی نیست ، بلکه گرفتنی است و شما ثابت کردید تا گرفتن حق خود از پای نخواهید نشست. امید که گوش مسئولین ندای حق خواهی ما را شنیده و چشم مسئولین خیل جمعیت حق طلب را دیده باشد. به امید آنکه مسئولین پیش از تبدیل شدن مشکل پیشکسوتان بازنشسته به بحرانی سخت ، برای رفع مشکل قدم برداشته و تن به قانون داده و قانونی که ۱۰ سال است به محاق فراموشی سپرده شده را اجرا نمایید و درجهت اجرای خواسته های به حق و قانونی ما تلاش نمایند . به امید رسیدن روزهای خوب و خبر های خوش در سایه اتحاد ، همدلی و همت شما در پایان این تجمع قطعنامه ای با امضای پیشکسوتان بازنشسته ایران که بخش هایی از آن بقرار زیراست: درتمام سال های پس ازانقلاب ،حقوق کارکنان کشوری ولشکری ،درسطح پایینی بوده که هیچ تناسبی با عدالت ورفاه نداشته  ،  ؛وبه برکت این  تبعیض آشکار ،درجوانی ، خودوفرزندانمان را ازابتدایی ترین حق حیات انسانی محروم کردید واینک دوران کهنسالی حزین وتاسف باری برایمان رقم زده اید . مابازنشستگان وپیشکسوتان  جبهه و جنگ وعرصه ی تعلیم وتربیت وسلامت وبهداشت روزهای سخت وبحرانی هستیم  . ماهمان زنان ومردانی هستیم که کشوررا ساختیم وتحویل شما دادیم .شما درمقابل  ایثاروجانفشانی وفداکاری ما چه کرده اید؟!   درتمام این سه دهه ی اخیر باچوب مصلحت بینی برسرحقیقت زندگی بازنشستگان زده ایدوحق قانونی آنهارادرگور بازی ها ومنافع جناحی ،دفن کرده اید که جزیاس وناامیدی چیزی برای آنها باقی نمانده است. پذیرفتنی نیست که باوجود این همه سیاست مصوب ؛تدابیر متعدد ،قوانین صریح ومکرر درمورد ضرورت همترازی دریافتی بازنشستگان باشاغلان  وازهمه مهمتر ،مشاهده ی وضعیت نابسامان آنان ،این قشربه بهانه ی سایراولویت ها؛به حاشیه رانده شوند وفرهیختگان وقهرمانان دیروز،  امروز، مغموم ودل شکسته ،برای تامین معیشت ،شرمنده ی خانواه ی خودباشند . امیدواریم این بارهم ،راهبردتان بازی باروح وروان مانباشد که اگرباردیگر چون گذشته عهدوقولتان برآب نوشته شده باشد،کمرهمت بسته ایم که دادخودرا بادستان اراده وقدرت اتحاد ،بستانیم .  ما بازنشستگان برای پایان دادن به رنج تبعیض وبی عدالتی نه گردن کج می کنیم ونه دربرابر کسی سرفرودمی آوریم زیرا  خواسته ی ماقانونی ست و اعتراض تارفع بی عدالتی وپایان دادن به بی توجهی وبی تفاوتی مسئولین ،ادامه خواهد داشت . مطالبات قانونی ما که بایددراسرع وقت رسیدگی شود 1- ماخواهان اجرای کامل قانون مدیریت خدمات کشوری مصوب  سال 1386هستیم 2- خواهان اجرای کامل همترازی دریافتی  بازنشستگان کشوری ولشکری باشاغلان ، براساس مدرک وسنوات خدمت وسایر امتیازات ؛درقالب بودجه ی سال 1397هستیم . 3-بازنشستگان طبق ماده ی 85 قانون مدیریت بایدازبیمه ی تکمیلی درمان  بهره مندباشند . 4- ماخواهان  احیای صندوق های بازنشستگی بانظارت نمایندگانی از بازنشستگان کشورهستیم  . 5- ماخواهان  ارزشیابی وامتیازبندی کلیه ی دوره ها وبهره مندی از مزایای آن برای تمام بازنشستگان هستیم . کارگران بازنشسته صنعت فولادسراسرکشور برای باری دیگر دست به تجمع اعتراضی مقابل مجلس زدند صبح روزیکشنبه نوزدهم آذرماه،جمعی از بازنشستگان صنعت فولاد کشور که از شهر‌ها و استان‌های مختلف به تهران آمدند برای چندمین بار بار در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند. براساس گزارشات منتشره، زمان برپایی این تجمع با ارائه لایحه پیشنهادی بودجه سال ۹۷ به مجلس مقارن بود و تجمع کنندگان خواستار لغو خودگردانی صندوق فولاد، مکلف کردن دولت به اجرای تعهدات و پرداخت مطالبات قانونی بازنشستگان مطابق آیین‌نامه معتبر فولاد، پرداخت به موقع حقوق و هزینه‌های درمانی بازنشسته فولاد از محل اعتبارات بودجه‌ ۹۷ شدند. تجمع  اعتراضی دوباره کارگران شرکت حمل ونقل خلیج فارس نسبت به خصوصی سازی در تهران صبح روزنوزدهم آذرماه،جمعی از کارگران شرکت حمل و نقل بین‌المللی خلیج فارس در اعتراض به خصوصی‌سازی وپرداخت نشدن مطالبات مزدی خود، مقابل ساختمان شرکت مادرتخصصی بازرگانی دولتی ایران واقع در میدان فاطمی تهران تجمع کردند. براساس گزارش منتشره،این کارگران که صبح امروز از محل کار خود در منطقه اسلامشهر آمده بودند، گفتند: بابت مطالباتمان در یکسال گذشته بارها مقابل نهاد های مختلف دولتی در شهرستان اسلامشهر و تهران تجمع کرده‌ایم که آخرین تجمع در روز چهاردهم آذر ماه* مقابل یکی از دفاتر اصلی شرکت واقع در چهار راه چیت سازی برپا شد. کارگران معترض در تشریح مشکلات خود گفتند: از اردیبهشت سال ۹۵ که مدیریت شرکت حمل و نقل بین‌المللی خلیج فارس به بخش خصوصی واگذار شد، روال پرداخت مطالبات مزدی و بیمه‌ای آنها برهم خورده است. این کارگران با یادآوری اینکه پیش از ورود بخش خصوصی، شرکت حمل و نقل خیلج فارس تحت مدیریت مجموعه‌های وابسته به وزارت صنعت، معدن و تجارت قرار داشت، افزودند: بعد از اینکه وزارت بازرگانی سابق سهام خود را به بخش خصوصی واگذار کرد، مدیریت جدید با افول ثبت سفارش مواجه شد و در نتیجه مشکل پرداخت مطالبات کارکنان شروع شد. *تجمع کارگران شرکت حمل ونقل خلیج فارس دراعتراض به خصوصی سازی وبرای حفظ اشتغال صبح روزسه شنبه چهاردهم آذرماه،جمعی از کارگران شرکت حمل ونقل خلیج فارس در اعتراض به خطرافتادان امنیت شغلیشان وعدم پرداخت مطالباتشان پس از خصوصی سازی وبرای حفظ اشتغالشان ، مقابل یکی از دفاتر اصلی شرکت واقع در چهار راه چیت سازی شهر تهران، در مجاورت سوله بزرگ و قدیمی گندم واقع در این منطقه تجمع وبا سردادن شعار و در دست گرفتن بنر، توجه رهگذران را به حال روز وخیمی که از شرکت به زندگی هایشان سرایت کرده، جلب کردند. تجمع کنندگان بر این باورند راه شکایت از شرکت نیز به رویشان بسته است چراکه شکایت مساوی صدور حکم توقیف اموال است و این حکم معنایی ندارد جز توقف کامیون ها و در نهایت سوق دادن شرکت به ورشکستگی. چیزی که ظاهرا مدیران شرکت از آن استقبال می‌کنند! براساس گزارشات منتشره،حدود200 نفر ازکارگران شرکت حمل‌ونقل خلیج فارس پیش از ظهر امروز در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات و دستمزدشان و همچنین روندی که معتقدند به نابودی این شرکت منجر خواهد شد، مقابل یکی از دفاتر اصلی شرکت در تهران تجمع کردند. شرکتی که روزگاری در خاورمیانه سرشناس بوده و حالا مدتی است که در راستای اجرای اصل 44 قانون اساسی، به بخش خصوصی سپرده شده و به انواع و اقسام بلایا مبتلا شده است. شرکتی که بعید نیست به زودی خبر نابودی اش مخابره شده و فرجامش، همگان را انگشت به دهن بگذارد. صحبت درباره شرکت حمل و نقل خلیج فارس است که عنوان «بین‌المللی» را نیز یدک می‌کشد اما اکنون به جایی رسیده که در تامین حقوق حدود 1200 کارگری که دارد نیز عاجز است؛ کارگرانی که برخی‌شان ماه‌هاست دستمزد نگرفته اند و علاوه بر آن، از دریافت دیگر مطالبات و حقوق شان نیز محروم مانده‌اند. موضوعی که موجب شده این بار در چهارراه چیت سازی تهران، در مجاورت سوله بزرگ و قدیمی گندم واقع در این منطقه جمع شده و بکوشند با سردادن شعار و در دست گرفتن بنر، توجه رهگذران را به حال روز وخیمی که از شرکت به زندگی هایشان سرایت کرده، جلب نمایند. وضعیتی که یکی ازکارگران معترض این گونه شرحش می‌دهد: یازده ماه است که کارانه و سنوات دریافت نکرده‌ایم و جدای آن، این ماه حقوقمان را هم نداده‌اند. بیمه تامین اجتماعی مان را هم که یک در میان می‌پردازند و چند ماه بدهی دارد. بیمه تکمیلی و دیگر حق و حقوقمان را هم نمی‌دهند. مگر می‌شود با این شرایط زندگی کرد؟ یکی دیگر از کارگران معترض گفت: باز حال و روز ما از جهاتی بهتر است چراکه از دیگر شهرها و دفاتر شرکت در مناطق دیگر خبر داریم که برخی از کارگران 6 ماه یا بیشتر است که حقوق نگرفته‌اند و معوقه سنواتشان نیز بیشتر است. شرکت ما 38 شعبه در سراسر کشور دارد که از خصوصی سازی به بعد، هیچ کدامشان حال و روز خوبی ندارند. به چشم مان نابودی شرکت را می‌بینیم و کسی به دادمان نمی‌رسد.موضوعی که مورد وثوق دیگر تجمع کنندگان نیز هست. از جمله کارگر میانسالی افزود: برخی همکارانمان که بازنشسته شده اند، وقتی دیدند مطالباتشان پرداخت نمی‌شود، شکایت کردند و از قاضی حکم توقیف اموال گرفتند اما به مرور متوجه شدیم که این شیوه خواست مدیران و مالکان جدید شرکت است چراکه با توقیف اموال که اغلب ماشین های شرکت است، کار می‌خوابد و دچار اختلال می‌شود و راحت تر می‌توانند عذر همه مان را خواسته و شرکت را تعطیل کنند. وی درادامه گفت:شرکت در اغلب شهرهای بزرگ کشور شعبه دارد که این شعبات در مناطق ممتاز شهرها واقع شده اند و با فروششان می‌شود پول بزرگی به جیب زد. ظاهرا مدیران شرکت قصدشان همین است که شرکت را به ورشکستگی برسانند تا پس از آن با فروش اموال و زمین های شرکت، مبلغی خیلی بیشتر از چیزی که برای خرید شرکت پرداخته اند، به دست آورند. شائبه‌ای که در کلام دیگر کارگران معترض نیز به چشم می‌خورد. کارگرانی که که بر این باورند راه شکایت از شرکت نیز به رویشان بسته است چراکه شکایت مساوی صدور حکم توقیف اموال است و این حکم معنایی ندارد جز توقف کامیون ها و در نهایت سوق دادن شرکت به ورشکستگی. چیزی که ظاهرا مدیران شرکت از آن استقبال می‌کنند. این باور یکی ازکارگران معترض است که گفت : انبارها و سیلوهای شرکت مدت هاست که خالی مانده و در آن گندم انبار نمی‌کنند در حالی که همین سیلوها و انبار کردن گندم در آنها برای تامین حقوق تمام  کارگران شرکت کافی است و حتی اضافه هم هست. وقتی هم از مدیران می پرسیم که چرا این کار را به روال همیشه نمی‌کنند، جواب های نامعقول می‌دهند. آیا همین خالی نگه داشتن سیلوها و انبارها که 400 هزار تن ظرفیت دارند و در چنین جایی در قلب تهران قرار دارند، نشان نمی‌دهد که قصدشان چیست؟ بحث به اینجا که می‌رسد، یکی دیگر ازکارگران  معترضان در تکمیل می افزاید: ما که شرکت تولیدی نیستیم که بگویند مواد اولیه نداریم یا ارز گران شده و واردات به دلیل آن مختل شده و نمی توانیم کار کنیم؛ ما شرکت خدماتی هستیم و شرکت خدماتی که مشغول به کار است که نباید در حقوق کارگرانش بماند. مگر می‌شود یک ماک جنگی سه خانوار را نان بدهد و این شرکت قدیمی با این همه ماشین آلات، از عهده حقوق کارگرانش بر نیاید؟ یکی دیگر ازکارگران معترض در تکمیل می افزاید: مدت هاست که هزینه تعمیرات جزئی کامیون ها را هم نمی‌دهند تا وقتی ماشین به تعمیرگاه رفت، بدهی درست شود و گاراژداران ماشین را بخوابانند. این کارشکنی در کار شرکت و تلاش برای نابودی آن است و به همین دلیل همه ما شعارمان احیای شرکت است. شرکت کار کند، از ما کار بکشد و حقوقمان را هم بدهد. این خواسته زیادی است؟ سوالی که اگرچه پیچدگی خاصی ندارد و به نظر می‌رسد پاسخ دادن به آن دشوار نیست، اما مدت هاست که بی پاسخ مانده تا نتیجه آن برای کارگران این شرکت بین المللی، جیب های خالی باشد و بدهی هایی که روز به روز زیادتر می‌شوند. بدهی هایی که به دلیل پرداخت نشدن مطالبات کارگران این شرکت به وجود آمده و آنها را شرمنده خانواده هایشان کرده است تا مجبور شوند به خیابان آمده و شعار حیاکن رهاکن سردهند و خواستار بازگشت اوضاع در شرکتشان به شرایط قبل از واگذاری شوند. دومین تجمع اعتراضی کارگران کارخانه لاوان تابلونسبت به عدم پرداخت ماه ها حقوق مقابل استانداری کرمان روزیکشنبه نوزدهم آذرماه، کارگران کارخانه لاوان تابلو برای دومین بار*دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوقشان مقابل استانداری کرمان تجمع کردند. به گزارش یک منبع خبری محلی،نماینده کارگران تجمع کننده گفت : ابتدای همین ماه به این جا آمدیم تا از مسئولین استانداری بخواهیم در رفع و رجوع مشکل ما کاری انجام دهند، آنها در پاسخ قول مساعد و پیگیری را دادند ، ما نیز مجددا به محل کار بازگشتیم و با اینکه نزدیک به یکسال است که حقوق دریافت نکرده ایم در محل کار حاضر شدیم. وی گفت: من به مسئولین می گویم اگر فقط یک روز در خانه چیزی برای خوردن نداشته باشید چه می کنید؟ اکثر کارگران متاهل هستند ، چقدر می توانیم سربار خانواده همسر و یا والدین خودمان باشیم ، با این روزهای بحرانی چطور می توانیم با دست خالی جوابگوی همسر و فرزندانمان باشیم؟؟؟!!! مسئولین قول پیگیری دادند که مشکل حقوق حل می شود ولی این طور نشد؟ چقدر می توانیم تحمل کنیم باور کنید برخی از خانواده های همین کارگران دچار بحران شده و برخی حتی به جدایی کشیده شده است. *تجمع اعتراضی کارگران کارخانه لاوان تابلو مقابل استانداری کرمان صبح روزشنبه چهارم آذرماه، کارگران کارخانه لاوان تابلودراعتراض به عدم پرداخت 9ماه حقوق و وعده های توخالی مسئولان کشوری واستانی، دست به تجمع مقابل استانداری کرمان زدند. به گزارش یک منبع خبری محلی،یکی از کارگران معترض این واحد تولیدکننده تابلوهای فشار ضعیف و فشار متوسط و واقع در شهرک صنعتی شماره 2کرمان (خضراء)، گفت : حدود ۹ ماه است که این شرکت حقوق کارگرانش را  پرداخت نکرده  است و اکثر همکاران متاهل هستند و  از همین راه امرار معاش می کنند و شغل دیگری ندارند و این معضل منجر شده تا برخی از آنان دچار مشکلات خانوادگی و از هم پاشیده شدن آن شوند. وی در ادامه بیان کرد: همه مسئولین آگاه هستند با هزینه ها و درآمدی که در جامعه امروزی هست از جمله گرانی، چگونه می توان با بی حقوقی زندگی کرد. حدود سه ماه پیش به استانداری مراجعه کردیم  وعده هایی داده شد تا با رایزنی بتوانند مشکل را حل نمایند، ولی این طور نشد. وی افزود: وعده هایی از طرف استاندار ، پور ابراهیمی نماینده مجلس و ترکان مشاور رئیس جمهور که سه ماه و نیم پیش حضورا به این شرکت آمدند و قول هایی برای رفع معضلات دادند که که متاسفانه تا به الآن هیچکدام از آنها مرتفع نشده است. وی بیان داشت: در ابتدا تعداد کارگران این شرکت ۲۴۰ الی ۲۵۰ نفر بودند که به علت همین بد قولی ها تعداد زیادی به مرور زمان یا اخراج شدند و یا این که کارخانه را ترک کردند و در حال حاضر تنها ۸۰ نفر کارگراین شرکت باقی مانده اند که اکثر آنان جوان و تحصیل کرده هستند. وی خاطرنشان کرد:  باور کنید به علت بسیاری از مشکلات از جمله مسائل خانوادگی نمی توانیم ادامه دهیم چون با انتظار ۹ ماهه متوجه شدیم آبی از دست مسئولین گرم نمی شود و این به ضرر ما و خانواده هایمان تمام می شود، امروز به اینجا آمدیم تا به مسائل و مشکلات ما رسیدگی نمایند. تجمع اعتراضی جوانان جویای کارشهرستان کارون مقابل مجتمع نیشکر سلمان فارسی برای دومین روز متوالی روزیکشنبه نوزدهم آذرماه برای دومین روزمتوالی*،جمعی از جوانان جویای کارشهرستان کارون مقابل درب ورودی مجتمع نیشکر سلمان فارسی،تجمع کردند. برپایه گزارش منتشره،بیش از 100 نفر از جوانان شهرستان کارون برای روز دوم در اعتراض به ' سیاست های استخدامی شرکت نیشکر سلمان فارسی'، یکشنبه در مقابل در ورودی این شرکت تجمع کردند. یکی از این معترضان گفت: شرکت نیشکر سلمان فارسی زمین های اهالی منطقه را در توافقی، برای تولید نیشکر و شکر، از آنها خریداری کرد ولی بسیاری از جوانان این منطقه بیکار هستند. وی که خواست نامش در خبر ذکر نشود افزود: مسئولان وقت شرکت نیشکر سلمان فارسی در سال 1375 به روستاییان زمین دار، قول شفاهی برای استخدام و ایجاد اشتغال در منطقه را داده بودند ولی این وعده تاکنون عملی نشده است. معترض دیگری که خواست نامش فاش نشود، گفت: با افزایش جمعیت و افراد تحصیل کرده روستاهای محدوده شرکت نیشکر سلمان فارسی، آمار بیکاری در این منطقه بالا رفته لذا انتظار داریم تا طبق وعده مسئولان فرزندان روستاییانی که زمین های خود را برای تحقق این طرح در اختیار شرکت گذاشتند، مشغول به کار شوند. وی افزود: تجمع کنندگان خواستار این هستند که ساکنان روستاهای اطراف در اولویت نخست و روستاییانی که زمین خود را در اختیار این شرکت قرار داده اند و نیز بیکاران شهرستان کارون، در اولویت بعدی باشند. برخی از معترضان از نشستی با مسئولان این شرکت خبر دادند و گفتند: مسئولان شرکت نیشکر سلمان فارسی پذیرفته اند که به صورت تدریجی و پس از بازنشستگی نیروهای کنونی، از روستاییان و جوانان شهرستان کارون استخدام کنند ولی معترضان خواسته اند تا این قول به صورت کتبی و به شکل یک تفاهم نامه بین شوراهای روستا و شرکت نیشکر سلمان فارسی منعقد شود. *تجمع جوانان جویای کارشهرستان کارون برای اشتغال مقابل مجتمع نیشکر سلمان فارسی روزشنبه هیجدهم آذرماه،جمعی از جوانان جویای کارشهرستان کارون دراعتراض به بیکاری وبرای اشتغال مقابل ورودی مجتمع نیشکر سلمان فارسی دست به تجمع زدند. براساس گزارش منتشره،بیش از 60 نفر از جوانان جویای کار شهرستان کارون در اعتراض به آنچه که استخدام نیروهای غیر بومی در شرکت نیشکر سلمان فارسی خواندند، روز شنبه در مقابل در ورودی این مجمتع نیشکری تجمع کردند. تجمع کنندگان: در حالی که تعداد زیادی از جوانان شهرستان کارون بیکار هستند، شرکت نیشکر سلمان فارسی نیروهای غیر بومی را به کار می گیرد. یکی از این معترضان که خواست نامش در خبر ذکر نشود به خبرنگار ایرنا گفت: استخدام های بی ضابطه این شرکت، آلودگی و سوزاندان مزارع نیشکر که منجر به بارش خاکستر در کوت عبدا… – مرکز شهرستان کارون در روزهای گذشته شده، دلیل این تجمع است. مجتمع کشت و صنعت سلمان فارسی واقع درکیلومتر 40 جاده اهواز-آبادان بیش از یک هزار نفر و 600 کارگردارد. پادوان متشکل در تشکلهای ضد کارگری به دنبال یافتن روزنه «در رو» به سیاق هر ساله فرامرز توفیقی مشاور عالی مجمع نمایندگان کارگران ایران و رئیس کمیته تعیین مزد در گزارش خود از برگزاری چهارمین جلسه کمیته تعیین مزد به تعریف از توصیه های گروه خود تحت عنوان نمایندگان کارگری به گروه های نمایندگان دولت و کارفرمایان پرداخته است. علی رغم اینکه نهادهای ضد کارگری که خود بخشی از دولت و از مواجب بگیر دولت هستند، اما توفیقی و دیگر سران این نهادها وظیفه دارند به عبث به خاطر کم هزینه کردن اقدام ضد کارگرانه مجموعه شورای عالی کار در برابر اعتراضات خشمگینانه کارگران نقش فریبکارانه همیشگی خود را به نمایش بگذارند. ، توفیقی و همه سران و اعضاء مسؤل نهادهای ضد کارگری مانند شوراهای اسلامی کار، خانه کارگر، کانون عالی انجمن های صنفی و مجمع نمایندگان کارگران که با به جریان افتادن اجراء طرح اصلاح قانون کار دچار شوک از دست دادن موقعیت پادوئی کنونی و ارتزاقشان از قبل آن شده بودند، بر خلاف سالیان گذشته که در برابر خواست افزایش دستمزد بالای خط فقر کارگران، شرایط بد اقتصادی و بحران تولید را پیش می کشیدند و می گفتند پر شدن شکاف بین خط فقر و حداقل مزد یکباره میسر نیست و تا بهبودی اقتصاد و تسریع حرکت چرخ اقتصاد کارگران باید دندان روی جگر بگذارند، دو سال است که برای به صف کشیدن کارگران در حمایت از قانون کار که هدفی غیر از تحکیم موقعیت دچار تزلزل شده خود را دنبال نمی کنند، مدافعان سرسخت حفظ این قانون سراسر ضد کارگری شده و در مورد تعیین مزد سالانه مدام بندهای 1 و 2 ماده 41 را نشان می دهند که اتفاقا با اجراء همین بندهای ماده 41 قانون کار، دهها سال است که مزد چهار الی پنج برابر زیر خط فقر بر کارگران تحمیل گردیده است. توفیقی و همدستانش که سال گذشته مثل هر سال به خاطر همدستیشان با شرکای خودشان در شورای عالی کار ( سه ضلع مثلث ضدیت با کارگر و به خاک سیاه نشاننده دهها میلیون انسان از اعضاء خانواده های کارگری) در تحمیل مزد چهار برابر زیر خط فقر بر طبقه کارگر مورد نفرت و انزجار شدید توده عظیم کارگر بودند، به خیال خود برای کاستن از شدت این انزجار بی شرمانه راضی کردن دو ضلع دیگر یعنی دولت و کارفرمایان بر سر مبنا قرار دادن سبد حداقل هزینه معیشت خانواده کارگری برای تعیین مزد، به عنوان  دست آورد و خدمت خود به کارگران را جار می زدند، امسال نیز به گفته خودشان تلاش برای به روزرساني هزينه سبد معيشت خانوار را پز می دهند. این عوامل ارتزاق گر از قبل تلاش برای فریب کارگران که فکر می کنند کارگران ماهیت آنان را نمی دانند و با رسالت فریبکارانه شان تحت عنوان نماینده کارگر بودن برای ممانعت از شکل گیری اعتراض به بی حقوق مطلق و فقر تحمیل شده آشنا نیستند، در همراهی با کارشناسان و مدعیان فعال کارگری نان به نرخ روز خور همچنان به تبلیقات و تقلاهای فریبکارانه خود ادامه می دهند و بر این باورند که در کار دلالی موفق بوده اند و نزد اربابان خود روسفید هستند! در حالیکه اعمال سیاست های ضد کارگری دولت و شورای عالی کار نه به خاطر تمکین و پذیرش از جانب کارگران، بلکه به یمن بکارگیری تمام دستگاههای سرکوب بوده که به چنین عواملی هم فعلا فرصت نان خوری داده است. اعتراضات هر روز و رو به گسترش و رو به عمق همه بخشهای طبقه کارگر، از شاغل گرفته تا بازنشسته و بیکار و دانشجویانی که امروز با زور به بیگاری کشیده می شوند و فردا به بیکاری، نوید پیوند خوردن اعتراضات و شکل گیری یک جنبش سراسری و قدرتمند را می دهد که ورق را به نفع خود برگرداند و بساط سیاست فریبکارانه سه جانبه گری را جمع کرده و نمایندگان واقعی خود را پشت میز مذاکره و رو در رو با دولت به عنوان نماینده و مدافع کارفرمایان بر سر تأمین کلیه ملزومات یک زندگی مطابق با استانداردهای مدرن شامل مزد و غیره قرار دهد. آن وقت است که عوامل مشغول در تشکلهای دولتی تحت نام نمایندگان کارگری و هر دفتر و دستکی که تحت این عناوان برای سهم بری از دسترنج کارگران بر پا شده است، مجبور خواهند شد روزی خود را در جاهای دیگری جستجو کنند. خواست کارگران افزایش حداقل مزد به بالای میزان خط فقر است که با محتوا و مضامین هیچ یک از بندهای قانون کار همخوانی ندارد. تصویب کنندگان و تحمیل کنندگان حداقل مزد چهار، پنج برابر زیر خط فقر بر کارگران که همگی در خدمت تأمین منافع کارفرمایان هستند، خود به خوبی می دانند که بندهای ماده 41 قانون کار چه کاربرد ضد کارگری ای دارد و به همین دلیل حالا که حنای توجیح بی پولی و بدی وضع تولیدشان و غیره دیگر رنگی ندارد، به قانون متوسل شده اند. جوانمیر مرادی      19/9/1396  گزارش کارگری از کارخانه هپکو:  وقتی یکی از مدیران، کارگران معترض را «تروریست» می‌خواند! با آن‌که دولت و مالک هپکو از شهریور تاکنون بارها وعدۀ پرداخت معوقات را داده‌ بودند تا اعتراضات را ساکت کنند، اما هنوز که هنوز است دستمزد این ماه و معوقات پیشین پرداخت نشده و بعضی کارگران رسمی همین اواخر اخراج شده‌اند. اما در عوض کارگران، مدیر حراست جدید (بیات) را که به تازگی از سوی مالک معرفی شده ‌بود از شرکت بیرون انداخته‌اند. خلاصه شرایط هپکو هنوز داغ و پرتنش است و جرقه‌های اعتراض مجدداً در حال شعله‌ور شدن. این وضعیت شکاف واقعی بین کارگران و مالکان و مدیران کارخانه و نوچه‌هایشان را به حد اعلا رسانده. فضا امنیتی‌تر از قبل شده و تهدید به اخراج بالای سرِ هر کارگری که کوچکترین اعتراضی به وضعیت بکند سنگینی می‌کند. وابستگان، عوامل و پادوهای مالک کنونی کارخانه، با گماردن جاسوس‌ و مُخبر، معترضین را شناسایی و اخراج می‌کنند و خلاصه از هر راهی قرار است کمرِ اعتراضات کارگران هپکو را بشکنند. یکی از این پادوهای مالک کنونی هپکو (هیدرو اطلس)، مدیر مهندسی پروژه‌ها (مسعود رضایی) است که با یک بررسی به اصطلاح «علمی» و «دانشگاهی» تعارف را کنار گذاشته و تمام زورش را به کار گرفته تا یک پوشش شیک برای خفه‌کردن هر اعتراضی در نطفه دست‌وپا کند. رضایی در مطلبی که رو به مدیران رده بالای شرکت منتشر کرده و جزء اسناد داخلی شرکت محسوب می‌شود (و به‌دست کمیته عمل سازمانده کارگری رسیده)، کارگران هپکو را به چهار دسته تقسیم می‌کند: ۱- کارگران وفادار (یا به قول او فدائیان) یعنی کارگرانی که جاسوسی و اعتصاب‌شکنی می‌کنند و در همه حال مدافع و سرسپردۀ بی‌چون و چرای مالک کارخانه هستند ۲- مزدوران: یعنی کسانی که در قبال پول و پاداش همکاران‌شان را لو می‌دهند و به فکر منافع شخصی خود هستند ۳- گروگان‌ها: یعنی کارگرانی که رضایتی از وضعیت هپکو ندارند و بین اعتراض و سکوت نوسان می‌کنند ۴- خرابکاران یا «تروریست‌ها»: یعنی کارگران معترض و کسانی که اعتصاب سازمان می‌دهند و  خلاصه در صف اول اعتراض‌اند و به قول رضایی باید هرچه زودتر اخراج و حذف شوند! «تروریست» خواندن کارگران معترض هپکو سطح جدیدی از هتاکی و تعرض است که باید در مقابل آن ایستاد. اگر کسی واقعاً دنبال «تروریست‌» است باید آن را در نظام سرمایه‌داری و دولت سرمایه‌داری پیدا کند. همان سرمایه‌دارانی که به خاطر چند میلیون هزینۀ کم‌تر حاضرند چهل کارگر معدن یورت را در سینۀ زمین دفن کنند، همان دولتی که حاضر است بابت یک اعتراض صنفی ساده شلاق به کمر کارگران آق‌دره بزند، حاضر است با باتوم و گاز اشک‌آور به کارگران هپکو و آذرآب حمله‌ور ‌شود،کشتار کارگران خاتون‌آباددر سال ۸۲ راه بیاندازد و ... این دولت‌های سرمایه‌داری‌اند که دارند مرتکب قتل عمد و ترور می‌شوند؛ فرقی نمی‌کند در ایران باشد یا در آمریکا: کافی است به بچه‌های قد و نیم قد افریقایی نگاه کنیم که باید ساعت‌ها در معادن کار کنند تا مادۀ خامِ تولیدات شرکت برند «اَپل» فراهم شود؛ یا کارگران کارخانه‌ای در چین که آنقدر خودکشی از بالای ساختمان بین‌شان رایج است که دور تا دورِ کارخانه را توری کشیده‌اند. تروریستِ واقعی همان کسانی هستند که کارگر هپکو را به مرز خودکشی با خوردن قرص می‌کشانند. از طرفی کلماتی مثل «برندسازی» و «رقابتی‌کردن» و... که وِرد زبانِ امثال رضایی است، ترفند جدیدی است تا باز کارگران را سر بدوانند. اما این را نمی‌گویند که حتی اگر دوباره هپکو «برند» شود، اولویت مدیران و مالکان پرداخت سود صاحبان سهام و سهم عقب‌افتادۀ بانک‌ها بابت وام‌ها و جریمۀ دیرکرد خواهد بود و نه مطلقاً پرداخت حقوق معوقه و رسیدگی به وضع فلاکت‌بار کارگران. بعد از تجربۀ افتضاح خصوصی‌سازی هپکو، این مدیران باز هم برای دفاع از اصلِ «خصوصی‌سازی کارخانه‌ها» از رو نمی‌روند و توجیه می‌کنند که: «نه! این خصوصی‌سازی "واقعی" نبود، "خودمانی‌سازی" بود! خصوصی‌سازیِ هپکو شکست خورد چون به فلان سرمایه‌دار واگذار شد و نه آن یکی سرمایه‌دار!». یعنی نفسِ خصوصی‌سازی اصلاً و ابداً برایشان مشکلی ندارد. این نوع بحث کردن‌ها برای رد گم کردن است. باید تشریف بیاورند و یک مورد خصوصی‌سازی در کل کشور نشان بدهند که زندگی خانواده‌های کارگران را به خاک سیاه نکشانده باشد. اگر قرار به «واگذاری» بود، چرا نباید سهام کارخانه را به خود پرسنل و بازنشستگان آن کارخانه سپرده‌ می‌شد؟ بعضی از هواداران مالکیتِ خصوصی هپکو می‌گویند کارخانه باید مجدداً «برند» شود، ما با «مرگِ برند» طرفیم و چه و چه. کدام برند؟ اگر این برند «زنده» شد دقیقاً چه دردی از کدام کارگر دوا می‌کند؟ همین الآن شرکت آمریکایی «آمازون» یکی از برترین برندهای دنیا است، رئیس‌اش با ۱۰۰ میلیارد دلار دارایی ثروتمندترین مرد جهان است، اما چه کسی باور می‌کند که کارگران این شرکت تا سر حد بیهوشی کار می‌کنند، به‌خاطر کوچکترین اعتراض یا صحبت از اعتصاب تهدید به اخراج می‌شوند، به دست و پایشان ردیاب می‌بندند که ببینند از زیر کار در می‌روند یا نه و... ما کارگران دنبالِ «برندسازی» نیستیم. ما دنبال «لغو خصوصی‌سازی» هستیم. مالکیت کارخانه باید زیر نظارت خود کارگران، ملی شود. همۀ اخراج‌شده‌ها به کار برگردند. همۀ کارگران قراردادی، رسمی شوند. «اعتصاب» و اعتراض حقِ مسلم ماست. جاسوس‌ها و اعتصاب‌شکنان و نوچه‌های مالکان و غیره را باید علناً افشا کنیم. افرادی هم‌چون رضایی که «حق جذبِ» ده‌میلیون تومانی می‌گیرند و در نبودِ کار برای کارگران، اضافه‌کاری‌های صدساعته می‌گذرانند، در حقیقت دارند پاداش خوش‌خدمتی خود به مالک را می‌گیرند. خودِ این رضاییِ فداییِ سازمان اگر هشت ماه جیره‌اش پرداخت نشود، مطمئناً حاضر نیست به آن سازمانی که الآن سنگش را به سینه می‌زند «وفادار» باشد! سؤال اینست که واقعاً چه نیازی به حضور کسانی از قماشِ رضایی در هپکو است وقتی کارگرانِ باسابقۀ هپکو صدها بار بهتر از انگل‌هایی مثل او با زیر و بمِ تولید آشنا هستند، می‌توانند خط تولید را بچرخانند و کارخانه را مدیریت کنند. اگر تمام کارگران آن‌طور که رضایی آرزو می‌کند «وفادار» و «فدایی»- بخوانید «جاسوس» و «اعتصاب‌شکن»!- بودند، الآن طبقۀ کارگرِ همۀ جای دنیا هنوز باید مثل دویست سال پیش روزی ۱۶ ساعت در بدترین شرایط برای سرمایه‌دار جان می‌کَند؛ نه حق مرخصی داشت، نه تعطیلی آخر هفته و نه حداقل دستمزد و نه هیچ چیز دیگری. اما جنبش کارگری را همان‌هایی جلو راندند که در صفِ اول اعتصابات بودند. همان کارگرانی که خونِ خیلی‌هایشان در راه مبارزۀ جمعی با دولت سرمایه‌داری و عواملش ریخته شد. کینۀ رضایی‌ها از این نوع کارگران، کینه‌ای تاریخی و طبقاتی است. کسی مثل رضایی در این کشمکش جای خود را انتخاب کرده‌است: ترجیح او این است که کنار مالکان باشد و در صفِ مقابل کارگران؛ او هم‌طبقه‌ای‌های خودش را خیلی خوب پیدا کرده: همان بورس‌بازان و سرمایه‌داران گردن‌کلفتی که مثل بختک روی هپکو افتاده‌اند و از مجراهای قدرت رانت می‌گیرند. چرا رضایی و دیگر عوامل مالک باید افشا شوند؟ چون فقط با علنی‌کردن، افشا و منزوی کردن چنین افرادی در محیط کار و در کل اراک است که می‌توان جلوی یکه‌تازی‌های آن‌ها را گرفت. کافی است نگاهی به مالک کارخانۀ چسب هِل در  تبریز بیاندازیم که دیگر کم مانده بود شلاق به دست بالای سر کارگرانش کشیک بکشد. از زمانی که افشای کارگران علیه او خبری و رسانه‌ای شد، دست این «دیکتاتور کوچولو» به قدر کافی بسته‌ شد تا بالاجبار قوانین من‌درآوردیِ داخل کارخانه‌اش را لغو و زیر فشار رسانه‌ها عقب‌نشینی کند. با راه‌اندازی یک کانال تلگرام مستقل می‌توانیم پاداش‌های هیأت مدیره، پرونده‌های کیفری مالکان و اسناد حسابداری شرکت را افشا کنیم. از هپکو گرفته تا خودِ دولت حاکم، معامله و زدوبند «محرمانه» همیشه یک اصل بوده‌، به همین دلیل ترسِ همیشگی مدیران و حاکمیت از علنی‌سازی و افشاگری به دست کارگران بی‌دلیل نیست. یادداشت‌ها و اظهار نظرهای کسانی مثل رضایی این نکته را یادآوری می‌کند که تروریست‌های واقعی، خودِ سرمایه‌داران و مدافعینش هستند. تروریست واقعی نظامی است که شیرۀ وجود کارگر را توی محیط کار می‌مکد و هزاران هزار نفر را زیر فشار بیکاری و فقر له می‌کند. تروریستِ واقعی دولتی است که نیروی ضدشورشش را علیه کارگران بسیج می‌کند اما اختلاس‌چی‌های میلیاردی‌اش سر از سواحل اروپایی در می‌آورند. رضایی و لاشخورهای امثال او را که از جنازۀ کنونی هپکو با دستمزدهای چند ده میلیونی‌شان تغذیه می‌کنند و کارگران را تروریست می‌نامند باید افشا کرد و مجبورشان کرد مثل احمدپور (مالک) از پله‌های اضطراری فرار کنند! منبع: کمیته عمل سازمانده کارگری ادامه تجمعات اعتراضی دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعت نفت نسبت به بلاتکلیفی استخدامی مقابل وزارت نفت روز19آذر، دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعت نفت درادامه اعتراضاتشان نسبت به بلاتکلیفی استخدامی مقابل وزارت نفت تجمع کردند. برپایه گزارش منتشره،صبح امروز حدود صد نفر از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعت نفت در تهران تجمع کردند. در این تجمع که مقابل وزارت نفت برگزارشد، معترضان با در دست داشتن پلاکاردهایی به شرایط استخدامی وزارت نفت اعتراض کردند. این دانشجویان می‌گویند بایستی تمهیداتی برای جذب فارغ‌التحصیلان دانشگاه صنعت نفت در نظر گرفته شود. فارغ‌التحصیلان نفت پیش از این بارها در اعتراض به شرایط استخدامی خود تجمع کرده‌اند. تجمع اعتراضی کشاورزان بخش مارگون نسبت به احداث پتروشیمی سقاوه روزیکشنبه نوزدهم آذر،کشاورزان روستای بی‌بی‌خاتونین از توابع بخش مارگون بویراحمد در اعتراض به احداث پتروشیمی سقاوه تجمع کردند.  براساس گزارشات منتشره،نیمه دوم سال ۹۵ با وجود نگرانی‌های مردم بابت اراضی واگذار شده به پتروشمی سقاوه اما مسئولان و متولیان امر بی اعتنا به خواسته مردم نسبت به صدور جواز تاسیس این واحد صنعتی بزرگ اقدام کردند. مردم روستای بی‌بی‌خاتونین معتقدند اراضی پیش بینی شده برای محل احداث پتروشمی سقاوه سال‌ها توسط پدرانشان کشت شده و در این زمین‌ها همه ساله جو و گندم کشت و برداشت می‌کردند. دو روز پیش نماینده مجلس ازبویراحمد و دنا در گفت‌وگویی با خبرنگاران از آغاز عملیات اجرایی پتروشیمی بویراحمد خبر می‌دهد و می‌گوید: هر کس بخواهد سنگ اندازی کند قاطعانه برخورد می‌‌کنم.  در این گفت‌وگو  وی نگفته بود که با کدام اهرم قانونی می‌خواهد برخورد کند و در مجموع منظورش از کسانی که سنگ اندازی می‌کنند، چه کسانی است.البته جناب نماینده باید شفاف سازی کند که یک نماینده مجلس آیا وظیفه‌ای جز قانونگذاری و نظارت بر حسن اجرای قانون دارد؟ امروز بعد از تجمع کشاورزان روستای  بی‌بی‌خاتونین در محل پیشنهادی احداث پتروشمیی سقاوه این موضوع در ذهن متبادر می‌شود که نکند منظور نماینده از برخورد قاطع با سنگ اندازن مردم زجر کشیده و محروم این منطقه باشند که باید مطالبه حق شان را داشته باشند. البته این جای سوال دارد که چگونه وقتی مردم منطقه‌ای در زمینه واگذاری اراضی برای اجرای یک طرح صنعتی معترض بوده بدون توجه به خواست مردم جواز تاسیس صادر شده و هر روز خبر از آغاز عملیات اجرایی می‌دهند در حالی طبق قانون در صورتی یک فرد در زمینه واگذاری اراضی ملی به اشخاص حقیقی و حقوقی معارض باشد، امکان واگذاری بدون طی مراحل قاونی امکان پذیر نیست. رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت کهگیلویه و بویراحمد از تجمع کشاورزان مارگونی در محل احداث پتروشیمی سقاوه اظهار بی اطلاعی کرد و گفت: مجوز پتروشیمی بویراحمد صادر شده و بخشی از فعالیت‌های نرم افزاری انجام شده است. داریوش دیودیده افزود: در زمینه اراضی محل مناقشه پتروشیمی سقاوه، سازمان جهادکشاورزی و منابع طبیعی باید پاسخگو باشند و این مسئله ربطی به سازمان صنعت و معدن ندارد. تجمع اعتراضی مهندسان برق سازمان نظام مهندسی استان تهران جمعی از اعضای رشته برق سازمان نظام مهندسی استان تهران جهت پیگیری مطالبات خود دست به تجمع اعتراضی در ساختمان نظام مهندسی استان تهران زدند. بنابه گزارش منتشره،مهندسان برق سازمان نظام مهندسی استان تهران در اعتراض به اقدامات اخیر هیئت رئیسه تجمع اعتراضی برگزار کردند. دلیل این اعتراض حذف تدریجی مهندسان حقیقی از گردش کار نظارت اماکن مصوب وزارت نیرو و وزارت راه و شهرسازی عنوان شده که گفته می شود عامل گسترش تصدی شرکتهای حقوقی بر پروژه ها و میل بیشتر مهندسان حقیقی به پروانه فروشی خواهد بود.  یکی از معترضان گفت: چندی قبل تعداد از مهندسان برق به سازمان این استان مراجعه کرده و از هیئت مدیره تقاضا داشتند که به این تمامیت خواهی و حرکت در جهت تامین منافع اعضای حقوقی خاص، اتمام ببخشند و کار‌هایی که زمینه ساز غیرفعال شدن مهندسان ناظر واقعی حقیقی در حوزه ساخت و ساز است را تمام کنند و با این روش به پروانه فروشی و امضا فروشی که معضل این روز‌ها می باشند دامن نزنند. این فرد مطلع می گوید: این جریان ضد مهندسان حقیقی به خصوص مهندسان برق از زمانی شروع شد که تفاهم نامه‌ای بین وزارت نیرو و وزارت راه و شهر سازی و شورای مرکزی سازمان نظام مهندسی در جهت بالا بردن ایمنی شهروندان و ساختمان‌ها در مقابل خطرات ناشی از برق گرفتگی تصویب شد وبا زحمات زیاد مهندسان برق در گستره وسیع شهر تهران به مدت حدود سه سال نیز در حال اجرا بوده است. بر اساس این گزارش، این تصمیم بر حسب اعلام نیاز وزارت نیرو برای رعایت موارد ایمنی و فنی الزام برای ساختمان‌های متقاضی کنتور برق اجباری شده و با این کار حضور ناظران برق را که بر خلاف قانون توسط شهرداری‌ها کنار گذاشته شده بود تا حدی اجرایی می کرد. معترضان از سازمان نظام مهندسی استان و هیئت رئیسه که ریاست آن را مهندس قربانخانی برعهده دارد خواستند که بر طبق قانون باید حامی اعضا باشد و به وظیفه خود بصورت کامل و جامع در راستای این حمایت عمل کند و به اعضایی که به ایشان رأی داده اند جوابگو باشد. کشته و مصدوم شدن 7کارگروآتش نشان بر اثر استنشاق گاز مواد اسیدی در کارخانه تصفیه روغن عجب شیر مسمومیت به دلیل استنشاق مواد اسیدی در کارخانه تصفیه روغن عجب شیر منجر به مرگ کارگر۳۸ ساله و مصدومیت ۳ نفردیگر از کارگران و ۳ آتش نشان شد. به گزارش روابط عمومی شبکه بهداشت و درمان عجب شیر ،رییس شبکه بهداشت این شهرستان با بیان اینکه این حادثه در ساعت ۱۹.۴۵روزشنبه 19آذر در کارخانه تصفیه روغن واقع در شهرک صنعتی عجب شیر رخ داده است، اظهارکرد: در این حادثه یک کارگر۳۸ ساله فوت و ۶ نفر مصدوم شده اند. محسن قادری با اشاره به اینکه ۳ نفر از مصدومین از آتش نشانان و سه نفر از کارگران این واحد تولیدی است افزود: این حادثه بر اثر استنشاق گاز مواد اسیدی رخ داده است. وی ادامه داد : مصدومین این حادثه با اتوبوس آمبولانس به بیمارستان سینا تبریز منتقل شدند.

نوزدهم آذرماه1396

akhbarkargari2468@gmail.com

 

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Mon, 11 Dec 2017 22:40:14 +0000
حزب کمونیست کارگری ایران: اعتراض متحدانه کارگران نیشکر هفت‌تپه و خانواده‌هایشان ادامه دارد http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66539:2017-12-11-22-40-12&Itemid=649 http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66539:2017-12-11-22-40-12&Itemid=649

کارگران فولاد و ذغال سنگ کرمان و خانواده هایشان دست به تجمع زدند کارگران کیان تایر نیز دست به تجمع زدند کارگران نیشکر هفت‌تپه با قدرت به اعتصاب و تجمع همراه با خانواده های خود ادامه می‌دهند. ۴۰۰۰ کارگر بخش های مختلف نیشکر هفت تپه سومین روز تجمع متحدانه خود را پشت سر گذاشتند. همسران کارگران نیشکر نقش فعالی در این اعتراضات دارند. یکی از زنان شرکت کننده در تجمع امروز حین سخنرانی خود اعلام کرد چنانجه فورا به خواست های کارگران رسیدگی نشود تجمع به مقابل فرمانداری کشیده میشود. او اعلام کرد که افشار باید اخراج شود و تا زمانی که به خواست های کارگران و خانواده هایشان پاسخ داده نشود اعتصاب ادامه خواهد یافت. ما دیروز پنج زن بودیم که جاده را اشغال کردیم و کاری کردیم که خبر اعتراض ما به همه جا برسد. کارگر دیگری ضمن اعتراض به رسانه هایی که اعتراض کارگران هفت تپه را منعکس نمیکنند، اعلام کرد که تا مطالبات ما پرداخت نشود به اعتصاب ادامه میدهیم و از اخراج و دستگیری ترسی نداریم. او اعلام کرد که سندیکای کارگران نیشکر باید آزاد شود و اگر تمام مطالبات ما عملی شود اما حتی یک نفر از کارگران اخراج یا زندانی شود اعتصاب ادامه خواهد یافت. صحبت های این دو نفر با کف زدن و هورا کشیدن کارگران و با شعار اعتصاب اعتصاب مورد استقبال توده های کارگر قرار گرفت.

تجمع کارگران بازنشسته فولاد و کارگران ذغال سنگ کرمان همراه با خانواده‌ها: از ساعت ٩ صبح روز ٢٠ آذر بازنشستگان فولاد در کرمان بنا بر فراخوان قبلی همراه با کارگران ذغال سنگ در مقابل صندوق بازنشستگی این شهر تجمع کردند و با شعارهای حقوقهای بموقع حق مسلم ماست و یک اختلاس کم بشه، مشکل ما حل میشه، اعتراضشان را اعلام کردند. خانواده های آنها فعالانه در این تجمع شرکت داشتند. اعتراض کارگران بازنشسته ذغال سنگ کرمان و کارگران فولاد به عدم پرداخت دستمزد و وعده های پوچی است که به آنها داده میشود. بازنشستگان ذغال سنگ  در ٢٧ آبانماه نیز دست به تجمع زده بودند. بازنشستگان فولاد نیز به تاخیر دوماهه حقوق و وعده های پوچ مسئولین و مشخص نبودن درمان پایدارشان تا پایان سال ٩٦ اعتراض دارند. ٨٥ هزار بازنشسته فولاد در سطح کشور با مشکلات مشابهی سر و کار دارند و مدام در حال تجمع و اعتراض به سر میبرند. بازنشستگان فولاد که در تجمع ۱۹ آذر در مقابل مجلس بطور چشمگیری حضور داشتند، همراه با سایر بازنشستگان خواهان افزایش حقوق به بالای خط فقر ٤ میلیون تومان، پرداخت بموقع دستمزدها و درمان رایگان هستند.

کارگران کیان تایر دست به تجمع زدند: کارگران کیان تایر نیز امروز دست در مقابل دفتر روحانی دست به تجمع زدند. ۱۲۰۰ کارگر این کارخانه نگران از دست دادن کار خود هستند. کارگران بازنشسته کیان تایر نیز بابت سنوات پرداخت نشده خود، دست به تجمع مشابهی در مقابل وزارت صنعت و معدن زده بودند. علاوه بر این اعتصابات، باید به اعتصاب ۵۶ روزه کارگران کمباین سازی تبریز، اعتراض پرسنل قرارداد موقت نفت، تجمع کارگران چند منطقه شهرداری کرج،‌ کارگران لاوان تابلو کرمان،‌ کارگران حمل و نقل خلیج فارس و کارگران معدن سنگرود نیز اشاره کرد. اینها گوشه ای از اعتصابات وسیعی است که در نقاط مختلف علیه ظلم و ستم دولت و کارفرمایان جریان دارد. به خواست های کارگران باید فورا و بدون برو برگرد پاسخ داده شود. کارگران میتوانند با قدرت بیشتری به میدان آیند. در کلیه اعتراضات لازم است خانواده های کارگران فعالانه شرکت کنند و مردم شهر و مراکز دیگر کارگری را به حمایت از خود جلب کنند. کلیه مراکز کارگری باید از مدیای اجتماعی بعنوان ابزاری در جهت بحث و تبادل نظر و سازماندهی و برنامه ریزی برای متحد کردن کلیه کارگران اعتصابی و حضور فعال خانواده های شان استفاده کنند. کارفرماهای مفتخور و دولت اسلامی شان را میتوان وادار کرد به خواست های کارگران فورا پاسخ دهند.

حزب کمونیست کارگری ایران ۲۰ آذر ۱۳۹۶، ۱۱ دسامبر ۲۰۱۷

کارگران نیشکر هفت تپه دست به اعتصاب یکپارچه زدند و با خانواده های خود جاده را مسدود کردند

کارگران همه حقوقشان را میخواهند

کارگران نیشکر هفت تپه در دومین روز اعتصاب، حرکت قدرتمندی را همراه با خانواده های خود سازمان دادند. کارگران، برق کارخانه را قطع کردند، مدیریت را در دفتر محبوس کردند و همراه با خانواده های خود جاده منتهی به کارخانه را بستند. در اعتصاب امروز همه بخش های کارخانه از جمله رانندگان سرویس های ایاب و ذهاب بطور یکپارچه دست از کار کشیدند. طبق گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، روز ۱۸ آذر کارگران روزمزد و بخش کشاورزی شرکت با خواباندن کار در اقدامی خشمگینانه با در دست داشتن ابزارهای کار خود از قبیل بیل و قمه برداشت نیشکر وارد کارخانه شدند و با بستن درب اصلی و درب ورود تریلرها، کوره های بخار و آسیابها را خاموش و تعدادی از مسئولین شرکت منجمله کریم پور مدیر بخش کشاورزی و عباس خنیفر مدیر حراست را کتک زدند و در پی جواب فتحیان پور رئیس بانک ماشین الات که بدنبال اعتصاب کارگران قسمت پنچرگیری به آنان اعلام کرده بود همگی اخراجید او را مورد حمله  قرار دادند. مومن غریب مدیر صنعت شرکت و مدیران دیگر قسمتها نیز از ترس کارگران خود را مخفی کردند. کارگران شیشه های ساختمان مدیریت را نیز، که سیامک نصیری افشار مدیر کارخانه در آنجا مخفی شده بود، شکستند و او تا آخرین ساعات اداری جرات نکرد از ساختمان مدیریت خارج شود.  در اعتصاب امروز نیز کارگران خشمگین از قول و قرارهای توخالی مدیریت، برخی مکانهای کارخانه از جمله آزمایشگاه را مورد حمله قرار داده و گروه دیگری از کارگران شیشه های دفتر مدیریت را شکستند و بار دیگر سیامک نصیری افشار قائم مقام کارخانه را محبوس کردند. بنا به گزارش اتحادیه آزاد، بدنبال اعتصاب و حرکت قدرتمند کارگران، ساعت ده صبح فرماندار و بدنبال آن رئیس اداره اطلاعات و فرمانده انتظامی شوش وارد شرکت شدند و ساعتی بعد نیز معاون وزیر اقتصاد و معاون وزیر کار در کارخانه حاضر شده و ضمن گفتگو با کارگران با قائم مقام و دیگر مسئولین کارخانه نشستی برگزار کردند. در پی این نشست، علاوه بر حقوق مردادماه کارگران روزمزد که آخر وقت دیروز پرداخت شده بود حقوق مرداد ماه کارگران و کارمندان دیگر بخشها منجمله تجهیزات، آتش نشانی، بازرگانی و اموراداری نیز به حساب آنان واریز شد. همچنین به کارگران قول داده شد تا پایان این هفته، یکماه دیگر از دستمزد معوقه آنان تسویه و در پایان هر ماه، یکماه از دستمزد معوقه کارگران تا زمان تسویه کامل پرداخت خواهد شد. اما چگونگی پرداخت معوقه های سال ۹۴ و برخی دیگر از مطالبات کارگران مسکوت گذاشته شد. همچنین معاون وزیر اقتصاد با حضور در میان کارگران، ضمن وعده بروز رسانی حقوقهای آنان طبق زمان بندی انجام شده، اعلام کرد هیچ کارگری اخراج نخواهد شد و اگر اسد بیگی که شرکت نیشکر هفت تپه را خریداری کرده است به تعهداتش پایبند نباشد، قرارداد با او فسخ خواهد شد. اما کارگران در مقابل وعده های او بطور یکپارچه اعلام کردند این وعده ها دروغ است و حقوقهای معوقه ما باید فورا پرداخت شود. زمزمه ادامه اعتصاب در میان کارگران نیشکر شنیده میشود. کارگران بازنشسته ای که چکهای صادره از سوی کارفرما به آنان وصول نشده است نیز اعلام کرده اند فردا ۲۰ آذرماه جهت پیگیری دریافت چکهای خود در محل کارخانه دست به تجمع خواهند زد. کلیه حقوق های معوقه کارگران فورا و بدون هیچ عذر و بهانه ای باید پرداخت شود، حق بیمه آنها توسط کارفرما نیز فورا پرداخت شود و مزدوران حراست از کارخانه اخراج شوند. شکل دادن به گروههای مدیای اجتماعی توسط کارگران نیشکر هفت تپه و بحث و تبادل نظر جمعی دراین گروهها و حضور خانواده های کارگران در تجمعات،‌ دو ابزار مهم کارگران برای حرکت یکپارچه و قدرتمند است که میتواند بعنوان الگویی توسط کارگران سایر مراکز کارگری بکار گرفته شود. استفاده فعال از مدیای اجتماعی و حضور خانواده ها در تجمعات اعتراضی، تجربه گرانبهایی است که از معلمان و بازنشستگان شروع شده و از کارگران پیشرو انتظار میرود که تلاش کنند این تجارب گرانبها را به سرعت به سایر مراکز کارگری در سراسر کشور سرایت دهند.

حزب کمونیست کارگری ایران ۱۹ آذر ۱۳۹۶، ۱۰ دسامبر ۲۰۱۷

هزاران نفر از بازنشستگان دست به تظاهرات زدند

امروز ۱۹ آذر بازنشستگان لشگری و کشوری و تامین اجتماعی از تهران و برخی شهرها در مقابل مجلس تجمع کردند و علیه دزدی و چپاول مقامات جمهوری اسلامی و علیه فقر و تبعیض و محرومیت شعار دادند و خواهان افزایش حقوق بالای چهار میلیون تومان، رفع تبعیضات و ایجاد امکانات عادلانه برای همه مردم در تمام زمینه های مادی و معنوی شدند. به گفته بازنشستگان بین ۱۰ تا ۱۵ هزار نفر در تظاهرات پرشور امروز حضور داشتند. نیروی انتظامی خواست با ایجاد دیوار گوشتی مانع حرکت آنها به طرف مجلس شود اما بازنشستگان بسرعت این مانع را پشت سر گذاشتند و نه تنها در پیاده رو بلکه در خیابان مقابل مجلس هم تجمع کردند، اوباش مجلس و نیروی انتظامی را هو کردند و اعلام کردند که کوتاه نمیاییم. این بزرگترین تجمع بازنشستگان در ۹ ماه اخیر بود. نیروی انتظامی با بلندگو مدام میخواست که بازنشستگان متفرق شوند اما بازنشستگان حدود ۵ ساعت در مقابل مجلس شعار دادند: دولت مجلس بس است فریب ملت، یه اختلاس کم بشه مشکل ما حل میشه، فریاد فریاد از اینهمه بیداد، معیشت منزلت حق مسلم ماست، اینهمه بیعدالتی هرگز ندیده ملتی، خط فقر ٤ میلیون حقوق ما یک میلیون. با پلاکاردهای متعددی نیز در دست بازنشستگان دیده میشد: تا حق خود نگیریم از پا نمی نشینیم و ما خواهان ایجاد امکانات عادلانه برای همه و در تمام زمینه های مادی و معنی هستیم. هر کدام از نمایندگان مجلس که در مقابل بازنشستگان عبور میکرد هو میشد و معلمان با اشاره به مجلسیان شعار میدادند پلیس برو دزد رو بگیر و یا حقوق بازنشسته زیر عبا است امروز و بدینوسیله نمایندگان مفتخور مجلس را تحقیر کردند و بعنوان دزد و اختلاس گر علیه شان شعار دادند. نیروی انتظامی چندین بار به جمعیت حمله کرد و برخی را مورد ضرب و شتم قرار داد اما با هو کردن بازنشستگان مجبور به عقب نشینی شد. علاوه بر نیروی انتظامی که تعدادشان خیلی زیاد بود، تعداد زیادی از اوباش لباس شخصی نیز حضور داشتند اما نتوانستند مانع حرکت بازنشستگان و شعارهای تند آنها علیه حکومت و مقامات حکومت شوند. در قسمتی از تظاهرات که مالباختگان نیز به بازنشستگان ملحق شده بودند، افراد معدودی الله اکبر سر دادند تا تصویر زننده ای از تظاهرات بدهند که این شعار کریه با شعارهای دیگر جمعیت خفه شد. در تجمع امروز تهران، بازنشستگانی از شهرهای دیگر از جمله تعداد قابل توجهی از بازنشستگان فولاد نیز حضور داشتند. همزمان در همدان و اصفهان بازنشستگان دست به تجمع زندند و همبستگی شان را با تجمع امروز تهران اعلام کردند. لازم به توضیح است که بازنشستگان فولاد اصفهان در تجمع امروز خود اعلام کردند که فردا نیز به تجمع خود ادامه خواهند داد. اعتراضات پی در پی بازنشستگان در تهران و شهرستانها، اعتصابات وقفه ناپذیر کارگری از جمله اعتصاب و حرکت تند کارگران نیشکر هفت تپه و تجمعات باشکوه و گسترده دانشجویان در دانشگاههای مختلف فضای سیاسی و رادیکال جامعه را بخوبی نشان میدهد. اعتراضات و نفرت و نارضایتی و همبستگی میان مردم چنان گسترده و عمیق است که جمهوری اسلامی قادر به جلوگیری از اعتراضات و اعتصابات نیست. وقت آن است که از فضایی که به قدرت این اعتراضات ایجاد شده، برای متشکل شدن استفاده کنیم و همه جا تشکل های خود را ایجاد کنیم و با قدرت بیشتری دزدان و جنایتکاران حاکم را در همه زمینه ها عقب برانیم.

حزب کمونیست کارگری ایران ۱۹ آذر ۱۳۹۶، ۱۰ دسامبر ۲۰۱۷

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Mon, 11 Dec 2017 22:39:14 +0000
نهادهای همبستگی با جنبش کارگري ایران ـ خارج از کشور: گسترده تر باد اعتصاب توده ای کارگران شرکت هفت تپه http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66538:2017-12-11-22-39-10&Itemid=649 http://iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=66538:2017-12-11-22-39-10&Itemid=649

 بنا به اطلاع سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، اعتصابی که در شركت هفت تپه روز شنبه هيجده (۱۸) آذر ماه آغاز شده بود روز یکشنبه نوزده (۱۹) آذر ماه با شركت گسترده خانواده های کارگری ادامه یافت. به دليل تداوم اعتصاب در هفت تپه  و حضور توده اي خانواده هاي كارگري در آن، با وجود ترفندها و توطئه کارفرما و نيز كنترل نیروهای امنیتی، مبارزۀ كارگران بر  سیاست های تفرقه اندازانه  کارفرما فائق شد و ترفندها درهم شکسته شد.   کارگران روزمزد و بخش کشاورزی شرکت با تعطیل نمودن کار در حالیکه بشدت خشمگین بودند با حمل ابزارهای کار خود وارد کارخانه شدند و با بستن درب اصلی و درب ورود تریلرها، کوره های بخار و آسیابها را خاموش و تعدادی از مسئولین شرکت را به باد کتک گرفتند و یکی از مدیران که  اخراجی آنها را اعلام نموده بود.او را نیز مورد حمله  قرار داده وعلیرغم اقدام به فرار نامبرده به قسمت تراشکاری، وی را همانجا گیر انداخته و پس از شکستن درب اتاقی که در آنجا مخفی شده بود بشدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. کارگران در قسمت های مختلف کارخانه به راهپیمایی دست زدند و  یکپارچه شعار دادند " افشار حیا کن، هفت تپه رو رها کن!". و خواهان استعفا و برکناری مدیریت شدند.  در این اعتصاب حرکت فریب کارانه کارفرما که وعده پرداخت بخشی از دستمزدهای  چند نفر از کارگران را به منظور تفرقه انداختن در حرکت همبسته توده ای کارگران داشت خنثی شد. کارگران هفت تپه دراین اعتصاب اتحاد و یکپارچگی جمعی خود را به نمایش گذاشتند و نشان دادند که به این طریق می توان کارفرماها و دولت حامی آنها را به عقب نشینی وادار نمود. 

بدنبال اعتصاب و عصیان کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، حقوق مرداد ماه کارگران روزمزد پرداخت شد اما حقوق مرداد ماه ۸۰۰ کارگر پیمانکاری و ۱۵۰۰ کارگر نی بر پرداخت نشده است.                         

نهادهای همبستگی ضمن حمایت و پشتیبانی از حرکت یکپارچه  کارگران هفت تپه و استقبال از حضور گسترده خانواده های کارگری در آن، مي كوشد خبر اعتصاب كارگران را به اشکال مختلف منعکس می کند . 

زنده باد همبستگی کارگری! درود بر کارگران متحد نیشکر هفت تپه!

نهادهای همبستگی با جنبش کارگري ایران ـ خارج از کشور

http://nahadha.blogspot.com

nhkommittehamahangi@gmail.com

دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ برابر با ۱۱ دسامبر ۲۰۱۷

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Mon, 11 Dec 2017 22:37:38 +0000