ایران تریبون - ایران تریبون - تريبون آزاد http://www.iran-tribune.com Wed, 16 Aug 2017 13:01:16 +0000 Joomla! - Open Source Content Management fa-ir اخبار و گزارشات کارگری ٢٣ مرداد http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65451:2017-08-14-23-20-43&Itemid=649 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65451:2017-08-14-23-20-43&Itemid=649

اعتراض به طرح های کارورزی و مهارت آموزی وظیفه ای همگانی (کارگران،معلمان،پرستاران،کارمندان،دانشجویان،فارغ التحصیلان دانشگاه ها،دانش آموزان ،جوانان متقاضی کارو....) است

اعتراض به اجرای طرح های کارورزی و مهارت آموزی دفاع ازدستاوردهای کارگران، حقوق خود ونسل های آینده است

- اعتصاب کارگران کارخانه سیمان کارون دراعتراض به عدم پرداخت حقوق وحق بیمه چهارمین هفته را پشت سر گذاشت!

- روایت مرگ مظفر عباسی میوه فروش قمی از زبان بستگانش:

«ما داغداریم؛ این بماند، به ما دروغگو هم گفتند؛ این هم بماند؛ فقط نمی‌خواهیم حرفهایمان سانسور شود؛ می‌خواهیم حقیقت رسانه‌ای شود..»

- باید در ابعاد سراسری به اعمال سرکوبگرانه علیه فعالین در تمامی عرصه های اجتماعی اعتراض کرد

- موج اعتراضات سراسری كارگران و زحمتكشان را با تشدید سركوب‌های قرون وسطایی نمی‌توان پاسخ داد

- پروین محمدی:حکم شلاق علیه کارگران دفاع عریان از صاحبان سرمایه است

- ما خواهان آزادی فوری رضا شهابی هستیم.

- زندانی کردن مجدد رضا شهابی نشانه دیگری از استیصال رژیم ضدکارگر جمهوری اسلامی

- کارخانه بلبرینگ سازی تبریزپس ازتجمعات اعتراضی کارگرانش بطور موقتی تحت پوشش هیئت حمایت از صنایع قرار گرفت

- گرم شدن بازار وعده ووعید بدنبال اعتصاب و تجمع اعتراضی کارگران کارخانه خودروسازان راین

- کنش های 110کارگراخراجی کارخانه اشی مشی رشت برای باز گشت بکار ودریافت مطالباتشان

- تجمع اعتراضی تاکسیرانان تهران مقابل دفتر سازمان مدیریت و نظارت بر تاکسیرانی شهر تهران

- تجمع اعتراضی اهالی شهر گُشت نسبت به کم آبی مقابل فرمانداری سراوان

- قربانی شدن ده ها کارگر ووعده و وعیدهای توخالی مسئولان طراز اول کشور

- فرو رفتن میل گرد 2متری درکتف کودک کاردر حین کارساختمانی

اعتصاب کارگران کارخانه سیمان کارون دراعتراض به عدم پرداخت حقوق وحق بیمه چهارمین هفته را پشت سر گذاشت!

کارگران کارخانه سیمان کارون ازتاریخ25تیرماه سال جاری تا به امروز در اعتراض به عدم پرداخت حقوق وحق بیمه دراعتصاب بسر می برند.

به گفته کارگران سیمان کارون،در این کارخانه حدود 470 کارگر رسمی، قراردادی و روزمزد مشغول به کار هستند که از 7 تا 17 ماه پیش پرداخت دستمزد کارگران پیمانی وروز مزدی به تعویق افتاده است. همچنین دستمزد کارگران رسمی و قراردادی این کارخانه حدود چهار ماه به تاخیر افتاده است.

کارگران معترض می‌گویند تاخیر‌هایی که در پرداخت مطالبات مزدی آنها ایجاد شده، به هیچ وجه با کار سخت و دشواری که آنها هر روز انجام می‌دهند، همخوانی ندارد و آنها علاوه جبران این وقفه خواستار پرداخت معوقات بیمه‌ای خود به تامین اجتماعی هستند.

معترضان با یادآوری اینکه آنها در ماه‌های  گذشته نیز در اعتراض به تاخیر افتادن مطالبات مزدی کارگران رسمی و قراردادی اعتراض مشابهی انجام داده‌ بودند، افزودند: پس از این اقدام اعتراضی کارفرما وعده داد مطالبات کارگران را به موقع پرداخت کند که تا این لحظه این وعده نیز محقق نشده است.

درهمین رابطه:

آغازسومین هفته اعتصاب کارگران کارخانه سیمان کارون دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان !

کارگران کارخانه سیمان کارون،از روز بیست وپنجم تیرماه،دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق،حق بیمه ودیگر مطالباتشان در اعتصاب هستند.

براساس گزارش امروز ایلنا،حدود ۴۷۰ نفر از کارگران شاغل در کارخانه سیمان کارون (مسجد سلیمان) از حدود دو هفته پیش تا هم‌اکنون در اعتراض به عدم دریافت حقوق، فعالیت شغلی خود را متوقف کرده‌اند.

منابع خبری در کارخانه سیمان کارون (مسجد سلیمان) از اعتراض کارگران این واحد صنعتی به خاطر پرداخت نشدن دست‌کم سه ماه مطالبات مزدی خبر می‌دهند.

جدا از این این طلب، کارگران سیمان کارون بابت سایر مطالبات مزدی و حق بیمه‌های پرداخت نشده نیز بستان کار هستند و در این رابطه اداره تامین اجتماعی حاضر به تمدید دفترچه بیمه آنها نیست.

علاوه بر این به نقل از کارگران معترض گفته می‌شود که آنها بابت سنوات دو سال گذشته و برخی مزایای عرفی همانند سبد کالا محروم شده‌اند.

طبق اظهارات این کارگران معترض، طبق صورت جلسه شورای تامین قرار بود همه مطالبات معوقه کارگران سیمان کارون تا تاریخ۳۱ خرداد ماه به روز شود اما هنوز هیچ اتفاقی در راستای عملیاتی شدن این مصوبه نیفتاده است.

در این رابطه «مسعود تقی‌زاده» رئیس کارخانه سیمان کارون با تایید معوقات مزدی ۴۷۰ کارگر این واحد تولیدی در خصوص اعتراض کارگران گفت: کارگران این کارخانه از روز ۲۵ تیر ماه اعتراض خود را در اعتراض به معوقات مزدی و بیمه‌ای آغاز کرده‌اند.

او با بیان اینکه روز گذشته بخشی از معوقات بیمه‌ای کارگران به تامین اجتماعی پرداخت شده است، افزود: در حال حاضر موضوع تمدید نشدن دفترچه‌ای درمانی کارگران برطرف شده و همه دفترچه‌ها قابل تمدید و تعویض است.

به گفته تقی‌زاده، پرداخت مطالبات کارگران تنها در صورت ادامه فعالیت‌های این واحد تولیدی میسر است. وی گفت: همه مسئولان شهرستانی و استانی در جریان مشکلات به وجود آمده در سیمان کارون هستند و در این زمینه جلسات متعددی را در پیگیری به این مشکلات  انجام داده‌اند.

روایت مرگ مظفر عباسی میوه فروش قمی از زبان بستگانش:

«ما داغداریم؛ این بماند، به ما دروغگو هم گفتند؛ این هم بماند؛ فقط نمی‌خواهیم حرفهایمان سانسور شود؛ می‌خواهیم حقیقت رسانه‌ای شود..»

مظفر، حدودا چهل‌ساله بود، سه فرزندِ هفت، چهار و دو ساله دارد؛ کاسبی‌اش سالها میوه فروشی بود، اما پول و سرمایه‌ای نداشت که یک باب مغازه یا حتی دکه اجاره کند؛ همان پیاده روِ مقابل منزلش شده بود محل کسب و کارش؛ وانت را می‌گذاشت همانجا و میوه می‌فروخت؛ نه کسبه محلی و نه همسایه‌ها هیچ کدام شکایتی نداشتند؛ آرام، کارش را می‌کرد؛ کاری به کسی نداشت

«ما داغداریم؛ این بماند، به ما دروغگو هم گفتند؛ این هم بماند؛ فقط نمی‌خواهیم حرفهایمان سانسور شود؛ می‌خواهیم حقیقت رسانه‌ای شود..»

عباسی، پسرعموی مظفر عباسی، میوه فروشی است که عصر شنبه پس از برخورد با ماموران سد معبر شهرداری قم جان خود را از دست می‌دهد؛ این خبرِ تکان دهنده منتشر که می شود، مردم شهر را، میوه فروشان قمی را و همسایه های مظفر عباسی را منقلب می کند؛ روز بعد، میوه فروشان قم در ورودی میدان میوه و تره‌بار تجمع می‌کنند؛ آنها پلاکاردی در دست دارند: ما هم فرزندان ایرانیم؛ ما را نَکُشید...

این خبر  همه آنهایی را که نگران برخوردها با دستفروشان و فروشندگانِ خیابانی هستند، نگرانتر می‌کند؛ چند سال ِ پیش، جریان مرگِ دلخراشِ علی چراغی، دستفروش تهرانی، توسط ماموران سد معبر شهرداری تهران پیش آمد و چندی پیش، برخورد با زنان دستفروش ارومیه‌ای، فومنی و اهوازی و حالا هم قصه‌ی دردناک مظفر عباسی.

فعالان اجتماعی معتقدند پاک کردن صورت مساله آن هم با اعمال خشونت، جمع‌آوریِ ضربتی فروشندگانِ شهری و دستفروشان و برخوردهای حذفی، نمی‌تواند راه حلی برای غیررسمی زدایی از بازار کار باشد؛ واضح است تا بیکاری هست، تا آمارِ نیروی جویای کار بیش از فرصت های رسمی ِ اشتغال است، هم دوره‌گردی و دستفروشی هست و هم به اصطلاح سد معبر.  یکی از میوه فروش های قم که وانت دارد و دوره می‌گردد و میوه می‌فروشد و دیروز هم در تجمع وانت داران شرکت کرده؛  می‌گوید: شهرداری از جانمان چه می‌خواهد؟ اگر میوه نفروشیم؛ اگر ماشین هایمان راببرند، چه کنیم؟ برویم دزدی کنیم؟

و اما روایت شهرداری قم در مورد حادثه به صورت رسمی منتشر شده‌است:  ساعت ۱۹:۳۰ ماموران سد معبر شهرداری قم به یک راننده وانت میوه فروش به خاطر سد معبر تذکر می‌دهند که منجر به واکنش وی می‌شود و راننده وانت اقدام به شکستن شیشه خودروی خود می‌کند.  هیچ برخوردی با این راننده نمی‌شود و پس از اخذ تعهد بدون هیچ مشکلی راننده وانت از محل دور می‌شود. اما پس از مدتی حال راننده وانت بد شده و سرش به جدول کنار خیابان برخورد می‌کند که با حضور اورژانس به

بیمارستان الزهرا منتقل می‌شود. با این وجود راننده پس از ۲ ساعت فوت می‌کند.

دادستانی قم هم اعلام کرده‌است که آثار ضرب و جرحی دیده نشده و قتلی در کار نبوده‌است. می‌گویند متوفی احتمالا سکته کرده‌است.

حالا دو روز بعد از حادثه، پسرعموی متوفی تقاضا می‌کند که صحبت های خانواده متوفی هم شنیده شود؛ او به ایلنا می‌گوید: شهردار در صدا و سیمای قم، ادعا کرده که مظفر دو ساعت بعدِ تذکر ماموران سکته قلبی کرده، اما ما این روایتِ رسمی را قبول نداریم؛ کلی هم فیلم داریم که کسبه محلی گرفته اند؛ از  همین فیلم‌ها به عنوان مستندات در شکایاتمان استفاده خواهیم کرد؛ در فیلم‌ها مشخص است؛ ماموران سد معبر، با پسرعموی من درگیر می‌شوند، وقتی که بیجان می‌شود، می‌گذارند و می‌روند؛ بعد، مردم و همسایه‌ها در حضور پدر و مادرِ متوفی به اورژانس زنگ می‌زنند؛ اورژانس که می‌آید؛ هرچه تلاش

می‌کند، مظفر احیا نمی‌شود، می‌برندش بیمارستان و آنجا اعلام می‌کنند که تمام کرده‌است....

از عباسی می‌خواهم که از پسرعمویش بگوید؛ از کار و کاسبی‌اش و این که چطور شد ماموران آمدند، اصلا از او چه می‌خواستند؟

عباسی ناپیوسته حرف می‌زند؛ صدایش زیادی مضطرب است، اما آنطور که می‌گوید بیشتر از خودِ حادثه، از آنچه بعدش پیش آمد و رفتارِ شهرداری ناراحت است. او شروع به روایت می‌کند:

«مظفر، حدودا چهل‌ساله بود، سه فرزندِ هفت، چهار و دو ساله دارد؛ کاسبی‌اش سالها میوه فروشی بود، اما پول و سرمایه‌ای نداشت که یک باب مغازه یا حتی دکه اجاره کند؛ همان پیاده روِ مقابل منزلش شده بود محل کسب و کارش؛ وانت را می‌گذاشت همانجا و میوه می‌فروخت؛ نه کسبه محلی و نه همسایه‌ها هیچ کدام شکایتی نداشتند؛ آرام، کارش را می‌کرد؛ کاری به کسی نداشت.»

او زندگی مظفر را شرح می‌دهد؛ این که اگر وانت را از او می‌گرفتند؛ چطور می‌خواست خرج خانوار 5 نفره را دربیاورد؛ این که مظفر به هر دری که می‌زد، بسته بود؛ این که بچه هایش هرچه بزرگتر می‌شدند، سفره‌اش کوچکتر می‌شد. او زندگی پسرعمویش را شرح می‌دهد تا به روز حادثه می‌رسد:

«آن روز هم داشت مشتری‌ها را راه می‌انداخت که ماموران سد معبر آمدند؛ گفتند نباید اینجا کار کنی؛ راه را سد کرده‌ای؛ می‌خواستند وانت را با خود ببرند؛ مظفر به آنها می‌گوید: حقِ بردن ماشین را ندارید؛ فقط بایستی اخطار بدهید و به من فرصت بدهید؛ خالاصه در نهایت گلاویز می‌شوند، همه همسایه‌ها وکسبه شاهدند؛ بعد هم نقش زمین که شد؛ می‌گذارند و می‌روند. مادر و پدر مظفر هم سر می‌رسند؛ غوغایی به پا می‌شود؛ ماموران، صحنه را ترک می‌کنند و پیکرِ بیجانِ مظفر می‌ماند روی دستِ خانواده و همسایه‌ها.»

داغِ دلِ عباسی تازه می‌شود: این که می‌گویند سرش بعدِ دو ساعت خورده به جایی صحت ندارد؛ سرش به کجا خورده؟ چرا پس در گزارش اولیه پزشکی قانونی نیامده که سرِ متوفی به جایی خورده؟ پزشکی قانونی که به ما اعلام کرده بعدِ‌ چهار ماه، نتیجه قطعی را منتشر می‌کند؛ مقامات این اطلاعات را از کجا آورده اند؛ آن همه آدم در محل حاضر بودند، آن همه شاهدِ زنده.

عباسی از شکایت صحبت می‌کند؛ از این که خانواده با جدیت پیگیر قضیه هستند؛ می‌پرسم از چه مقامی شکایت کرده‌اید؛ از شهرداری؟  او پاسخ می‌دهد:

«نه! شهردار که نگفته بروید، بزنید و بکشید؛ گفته فقط بروید تذکر و اخطار بدهید؛ ما از شهردار شاکی نیستیم؛ از مامورانِ سد معبر شکایت کرده‌ایم؛ رفتارِ بدِ این ماموران، این فاجعه را به سرِ خانواده ما آورد؛ مامورانِ سد معبر، باید پاسخگوی رفتارشان باشند.»

عباسی همچنان نگران است؛ از صدا و سیما هم دلخور است؛ آخرِ صحبت باز هم تاکید می‌کند: ما داغداریم؛ جوان از دست داده‌ایم؛ یک خانواده عزادار، یک مادرِ داغدار، از شما می‌خواهند اگر قصد دارید از مظفر عباسی بگویید، حرف‌ها را تمام و کمال به مردم برسانید؛ ما را دروغگو که کردند، شما حداقل سانسورمان نکنید....

باید در ابعاد سراسری به اعمال سرکوبگرانه علیه فعالین در تمامی عرصه های اجتماعی اعتراض کرد

هفته گذشته شعبه 101 کیفری 2 دادگستری شهرستان ساوه حکم پرداخت 9 میلیون تومان جریمه نقدی و تحمل 30 ضربه شلاق برای شاپور احسانی راد عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران صادر کرد. شاپور احسانی راد به خاطر حمایت از کارگران نورد و لوله صفا در جریان اعتصاب اردیبهشت سال 94 آنها که به خاطر نپرداختن حقوق چند ماهه خود از سوی «رستمی صفا» کارفرمای کارخانه و یکی از اختلاسگران در میدان مسابقه اختلاسگری و چپاولگری دست به اعتصاب زده بودند، و با شکایت این اختلاسگر 6 هزار میلیارد تومانی به اتهام اخلال در نظم عمومی توسط دستگاه قضائی شهرستان ساوه به چنین احکام ارتجاعی و قرون وسطائی ای محکوم گردیده است.

بر هیچ انسان شریفی، بخصوص کارگران، معلمان و مزدبگیران محروم جامعه پوشیده نیست که بهانه ها و اتهامات بی اساسی مانند اخلال در نظم عمومی که دستگاه قضائی با دست آویز قرار دادن آنها برای سرکوب و به تمکین و سکوت کشاندن غارت شدگان و چپاول شدگان پرونده سازی کرده و اینچنین احکامی علیه آنان صادرمی کند، چبزی غیر از اخلال در روند چپاول، غارت، دزدی و تباه کردن زندگی خانواده های کارگری توسط کارفرمایان غارتگری مانند «رستمی صفا» و عوامل در قدرت نیست.

«رستمی صفا» با هزاران میلیارد تومان دزدی آزاد است و تحت حمایت تمامی دستگاه ها و ارگان های قضائی، اطلاعاتی و انتظامی جسارت نپرداختن حقوق کارگران را به خود می دهد و در صورت اعتراض، آنان را اخراج می کند که کشته شدن کسان زیادی همچون چراغی در تهران و دست فروش دیگری که دو روز پیش در قم زیر مشت و لگد مأموران سد معبر کشته شدند، نتیجه مستقیم این همدستی ضد انسانی است.

در حایکه کارفرمایان غارتگر و آمران و عاملان قتل کارگران بیکار شده که در ایجاد چنین شرایط غیر انسانی و نابود کننده در حق کارگران و بقیه مزدبگیران محروم در صفی متحد هستند، آزاد و با سرمایه های افسانه ای غرق در رؤیای تصاحب و تسخیر کرات دیگر می باشند، شاپور احسانی راد، اسماعیل عبدی، محسن عمرانی و دیگر فعالین به جرم دفاع از حق خواهی هم سرنوشتیان خود به زندان افکنده می شوند و با توسل به اعمال قرون وسطائی توسط دستگاه قضائی به شلاق محکوم می شوند.

ما کارگران و معلمان همچنانکه تاکنون در مقابل این تعرضات شنیع به حقوق و کرامت انسانی خود ساکت ننشسته ایم، نسبت به ادامه چنین اعمال غیر انسانی ای با گرد آوری نیروی میلیونی خود و همچنین با جلب حمایت توده ای و اتکای به آن، قدرتمندتر مقابله خواهیم کرد.

حکم صادره علیه شاپور احسانی راد باید فورا ملغا گردد و همه فعالین در کلیه عرصه های اجتماعی که در زندان هستند باید آزاد شوند.

انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه     23/5/1396

موج اعتراضات سراسری كارگران و زحمتكشان را با تشدید سركوب‌های قرون وسطایی نمی‌توان پاسخ داد

اعتراضات بی وقفه كارگران، زحمتكشان و مردم تحت ستم در سراسر شهرها و استان‌های کشور هر روزه ابعاد وسیع تری می‌یابد و قدرتمداران در سردر گمی از حل بحران‌های اجتماعی رو به سوی بیشتركردن فشارها و سركوب‌ها می‌آورند تا شاید از بحران‌های خود ساخته رهایی یابند. غافل از آنكه اگر چنین شیوه‌هایی پاسخ مشكلات بود، در این چند دهه باید نتایجش آشكار می‌شد. اكنون مردم ما و كارگران و زحمتكشان به حدی تحت فشار معیشت و زندگی روزمره هستند كه شیوه‌های گذشته برخورد قدرتمداران را به هیچ گرفته و همچنان به اعتراضات خود ادامه می‌دهند زیرا كه قدرتمداران نیز همچنان به چپاول اموال مردم و حقوق‌ها نجومی برای اعوان انصارشان ادامه می‌دهند و حاضر به پرداخت حق و حقوق مردم نیستند.

این تشدید فشارها در روزهای اخیر در کنار موج اعدام‌ها، بار دیگر به سراغ کارگران، معلمان و زندانیان سیاسی آمده است. دستگیری مجدد رضا شهابی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد و اسماعیل عبدی و محسن عمرانی از اعضای کانون صنفی معلمان، صدور حكم قرون وسطایی شلاق برای شاهپور احسانی راد از اعضای اتحادیه آزاد کارگران و تشدید فشار بر زندانیان سیاسی گوهردشت که به اعتصاب غذای 12 تن از آنها منجر شده و ... از جمله‌ی این فشارهاست.

این همه در حالی است که اختلاس‌گران و دزدان بزرگ آزادند و در مواردی که هم در میان تصفیه حساب‌های جناحی برای مدت کوتاهی بازداشت می‌شوند با وثیقه‌های چند صد میلیاردی آزاد می‌شوند. غاصبان یا به اصطلاح "صاحبان خصوصی" شرکت‌های بزرگ مانند هفت تپه و گروه ملی صنعتی فولاد اهواز و سایر واحدهای خصوصی شده که ماه‌ها حقوق کارگران را پرداخت نمی کنند، بی هراس از پیگیردهای قضایی همچنان با دریافت حقوق‌های کلان از قِبَل ِسود حاصل از سپرده‌‌ی حقوق این کارگران با بهترین امکانات زندگی می‌کنند اما تعدادی از کارگران شرکت نیشکر هفته تپه به دلیل به جان آمدن از بی‌پولی و فقر و طلب حق‌شان در مقام متهم به دادگاه کشانده می‌شوند و کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز همچنان در هوای آلوده اهواز در خیابان سرگردانند و ...

دولتمردان "امنیت ملی" را تنها از زاویه تنگ منافع سرمایه‌داران و کارفرمایان می‌بینند و از کارگران می‌خواهند که نسبت به خواسته‌های به اصطلاح "کارآفرینان" انعطاف داشته باشند. در یكی از نوشته‌های سردمداران حكومتی چنین آمده است:

"یکی از معضلات کارفرمایان و کارخانه‌های کشور، وجود اتحادیه‌های کارگری است. لذا کارگران باید نسبت به خواسته‌های کارآفرینان انعطاف داشته باشند. از سوی دیگر یکی از چالش‌های دیگر قانون کار است که در آن طرف صاحب سرمایه مظلوم واقع شده است. لذا برای افزایش سطح اشتغال و رشد بهر‌‌ه وری و اینکه کارفرما در آینده بتواند باز هم استخدام انجام دهد، باید در قانون "حداقل دستمزد و کف دستمزد" تغییر ایجاد کرد و به کارگر و کارفرما اجازه داده شود که در دستمزدهای پایین تر و با مزایای اجتماعی ناچیزتر برای یکدیگر کار کنند و آزادی‌های اقتصادی نباید محدود گردد... یکی از مشکلات، چانه زنی نیروی کار بر سر دستمزد است... چالش دیگر هزینه‌‌ی بالای اخراج نیروی کار برای کارفرما است". (امنیت ملی و نظام اقتصادی ایران»، نوشته‌‌ی حسن روحانی، محمدباقر نوبخت، محمد نهاوندیان و اکبر ترکان، ص ۳۴۰)

در حالی که به عینه شاهدیم با افزایش بیکاری و تورم که با افزایش نرخ ارتشا و اختلاس همراه است، به چه میزان خودکشی، اعتیاد، سرقت و دیگر آسیب‌های اجتماعی افزایش می‌یابد؛ به هر اندازه که قیمت‌ها به بازار آزاد سپرده شود، جمعیت زیر خط فقر مطلق افزایش می‌یابد و به همان میزان نیز اعتراض و اعتصاب و حق خواهی گسترده تر خواهد شد.

تاریخ چند دهه اخیر در تمام دنیا نشان داده است که با تشدید سرکوب و فشار بر مردم، نه تنها زمینه‌های بحران‌ برطرف نمی‌شوند بلکه تشدید خواهند شد. چاره کار محاکمه و مجازات این قربانیان تورم، بیکاری و فقر و نگهداری آنان در زندان‌هایی با شرایط بسیار سخت و غیرانسانی نیست.

کارگران و زحمتکشان با صدای بلند فریاد می‌کشند که آنچه "امنیت ملی کشور" را به مخاطره می‌اندازد، اجرای سیاست‌های غارتگرانه و چپاول‌گرانه (مانند خصوصی‌سازی و... )، نبود آزادی تشکل برای نیروی کار، دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر برای بازنشستگان، معلمان، کارگران و زحمتکشان و در کنارش حقوق‌های کلان و نجومی برای مدیران عالی‌رتبه، پرداخت نشدن همین دستمزدهای اندک برای ماه‌هاست و تنها برقراری عدالت اجتماعی واقعی و انسانی می‌تواند امنیت را برای همه به ارمغان آورد.

کانون مدافعان حقوق کارگر

23 مرداد 1396

پروین محمدی:حکم شلاق علیه کارگران دفاع عریان از صاحبان سرمایه است

علیرغم اعتراضات گسترده در مقابل حکم شلاق و اجرای آن علیه کارگران معدن آق دره ، بار دیگر دستگاه قضائی حکم شنیع و غیر انسانی شلاق را علیه شاپور احسانی راد  از اعضای هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران و نماینده سابق کارگران کارخانه پروفیل ساوه صادر کرد.

جدای از اینکه شاپور احسانی راد هیچ جرمی جز دفاع از معیشت و بدیهی ترین حقوق انسانی خود و همکارانش مرتکب نشده است، صدور حکم شلاق در قرن بیست و یک با تمامی پیشرفتهای زندگی اجتماعی  بشر امروز، توهین به شان و منزلت انسان و زنده کردن دوران بربریت و برده داری است.

اما در مقابل بی پاسخی سرمایه داران به کارگران حق طلب و بن بست سیستم موجود در مقابل پاسخ به این همه جنایت در حق میلیونها کارگر (دستمزد زیر خط مرگ ،میلیونها کارگر طلبکار حقوق معوقه وبیکارو اخراجی ،هزاران کشته به عنوان حوادث کار،دهها کارگر زندانی طویل المدت بعلت اعتراض به این بی حقوقی و...)  سیستم قضائی ایران بی پرده و عریان به دفاع از مفت خوران و دزدان برآمده است.

در عصری که رسانه و اطلاع رسانی به حدی است که هر فردی به آن دسترسی دارد و میبیند که چطور کارفرمایی (رستمی صفا)6500 میلیارد تومان اختلاس میکند و بعد به عنوان کارآفرین نمونه مورد تجلیل قرار میگیرد اما آشکارا حقوق و دستمزد کارگران زیر مجموعه ی خود را ماهها پرداخت نمیکند، حق بیمه ی کسر شده از حقوق آنان  را به تامین اجتماعی نمیدهد و هزاران خانواده کارگری  را دچار فروپاشی و نابودی میکند، با این حال دستگاه قضائی در مقابل این حقیقت آشکار در مقابل چشمان میلیونها انسان، کارگری را که صدایش علیه  این وضعیت ضد انسانی بلند میشود به زندان و شلاق محکوم میکند.

کاملا آشکار است که احکام قرون وسطایی و زندان و دادگاهشان مختص ما کارگران است و دیگر به جائی رسیده اند که آشکارا بر علیه کارگرانی که صدایشان بدلیل گرسنگی بلند میشود حکم شلاق میدهند و در ملاعام آنرا به اجرا در میاورند تا هیچ کارگری نتواند نظم و امنیت صاحبان سرمایه را برای غارت و چپاولگری به خطر اندازد، وگرنه با این همه آمار و ارقام اختلاس های سربه فلک کشیده، چطور است که شاهد صدور و اجرای حکم شلاق بر علیه کارفرمای دزد و اختلاس گر در ملاعام نمی شویم.

به همین دلیل است که ما کارگران میگوئیم کل سیستم موجود از دادگاه و زندان و قوه قضائیه و اجرائیه و مقننه که به ظاهر برای ایجاد نظم و اداره جامعه بر پا شده اند تماما دستگاههایی هستند برای برقراری نظم و امنیت صاحبان سرمایه و  به تمکین کشاندن ما کارگران در مقابل استثمار و غارتگری آنان.

اما، در این سوی چنین نظم و امنیتی، اراده متحدانه ما کارگران قرار دارد که اجازه نخواهد داد این نظم غارتگرانه هر بلائی را که میخواهد بر سر طبقه کارگر بیاورد و برای حفظ و بقا چپاولگری هایش، کارگران حق طلبی همچون شاپور احسانی راد را به زندان و حکم قرون وسطائی شلاق محکوم و آنرا به اجرا در بیاورد.

23 مرداد 96

ما خواهان آزادی فوری رضا شهابی هستیم.

رضا شهابی عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ، فعال کارگری و زندانی سابق ، پس از عمل جراحی به مرخصی استعلاجی فرستاده شده بود که منجر به آزادی وی گردید.

ولی هفته ی گذشته که چند سال از مرخصیِ منتهی به آزادیِ رضا شهابی می گذرد، جهت ادامه حبس،  به زندان احضار شد .

ما کارگران بر این اعتقادیم که بازداشتهای مکرر کارگران و فعالان صنفی و احکام شلاق برای آنها مصداق  بارز و آشکار دیکتاتوری عریانی است که بر جامعه اعمال می شود.

این رفتارهای ضد انسانی بی شک عکس العملهای تهاجمی

 بر علیه اعتراضات گسترده ما کارگران است .

ما کارگران اعلام می کنیم: بازداشت، زندان و احکام شلاق ما را وادار به سکوت نخواهد کرد .

ما همچنان مصمم هستیم ، ازکلیه حقوق صنفی و اجتماعی برخوردار شویم . بی تردید تا تحقق آخرین مطالبات خود از پای نخواهیم نشست .

ما ضمن محکوم کردن بازداشت مجدد رضا  شهابی و دیگر کارگران زندانی و حکم گرفته ، خواهان برچیده شدن بساط احکام شلاق علیه کارگران معترض هستیم . 

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران .

۱۳۹۶/۵/۲۳

زندانی کردن مجدد رضا شهابی نشانه دیگری از استیصال رژیم ضدکارگر جمهوری اسلامی

بر اساس اطلاعیه های سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، رضا شهابی عضو هیئت مدیره و خزانه دار این سندیکا، روز چهارشنبه هیجدهم مرداد ماه بعد از مراجعه به زندان رجایی شهر زندانی شده و از آن  روز تا کنون خانواده  ایشان نتوانستند با او تماس داشته باشند.  رضا شهابی به دلیل فعالیت های کارگریش با پرونده سازی به شش سال حبس و پرداخت مبلغ هفت میلیون و پانصد هزار تومان جریمه نقدی و پنج سال محرومیت از فعالیت های سندیکایی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب محکوم گردیده بود که بخش اعظم آنرا در زندان گذراند و سپس به علت جراحات وارده بر اثر شکنجه در دوران حبس در مرخصی پزشکی قرار داشت.  شهابی در سال ۱۳۹۳ هنگامی  که دوران محکومیت را می گذرانید، مجددا با یک پرونده سازی جدید به بهانه اعتراضات بند ۳۵۰ زندان اوین به یک سال زندان دیگر محکوم شد.  در طول دوران مرخصی پزشکی از زندان، مقامات امنیتی و قضایی لحظه ای دست از اذیت و آزار رضا شهابی برنداشتند.  بنا به بیانیه سندیکای واحد، رضا شهابی که با گذاردن وثیقه دویست میلیون تومانی به مرخصی آمده بود بیش از یکسال بود از سوی دادستانی تهران تهدید می شد که در صورت عدم مراجعت به زندان ملک وثیقه گذار ضبط خواهد شد و اخیرا هم دستور ضبط وثیقه صادر شده بود. فشار دادستانی تهران برای بازگرداندن شهابی در حالی صورت می گرفت که پزشکی قانونی با مرخصی پزشکی باقیمانده حبس ایشان موافقت کرده بود.  شهابی برای جلوگیری از ضبط ملک وثیقه گذار بعد از ظهر روز هفدهم مرداد به زندان رجایی شهر مراجعه کرد و مسئولان زندان ابتدا به ایشان چیز دیگری گفتند مبنی بر اینکه نامه آزادی او در پرونده است و اینکه روز بعد برای تحویل وسایل خود مجددا به زندان مراجعه کند.  اما بدنبال مراجعه به زندان رجایی شهر در صبح روز چهارشنبه ۱۸ مرداد ماه، رضا شهابی را به بهانه غیبت در سال ۱۳۹۳ به بند قرنطینه زندان منتقل کردند و تا امروز اطلاع دیگری از وضعیت او در دسترس خانواده و همکاران او نمی باشد. دادستانی به خانواده ایشان اطلاع داده است که پنج ماه از مرخصی پزشکی ایشان غیبت به حساب می آید و حکم جدید یک سال زندان نیز پا برجاست، و بنابراین او باید ۱۷ ماه دیگر یعنی  تا ۱۸ دی ماه ۱۳۹۷ در زندان بماند. بعلاوه اینکه به شهابی گفته شده بود که در صورت عدم پرداخت جریمه نقدی در پایان دوران حبس، او باید ۳۵۵ روز دیگر نیز تحمل حبس کند.

رضا شهابی  به دلیل مقاومت های شجانه اش در زندان و به خاطر پایداری و مبارزه پیگیر سندیکای کارگران شرکت واحد برای تحقق مطالبات کارگران، از جمله فعالین کارگری ایران است که در جنبش کارگری ایران و بین المللی چهره ای آشنا و محبوب است. درهمان زمانی که ابراهیم مددی در زندان بود و نیز رضا شهابی در حبس بسر می برد، به دلیل اعتراضات  گسترده تشکل های کارگری نسبت به سرکوب سندیکای واحد و فعالین آن و بطور کلی نسبت به سرکوب فعالیت های کارگری در ایران،  پرونده ای در سازمان جهانی کار علیه رژیم گشوده شده بود که همچنان مفتوح است. در یکی از پاسخهای رژیم اسلامی به شکایت مطرح شده  در سازمان جهانی کار از جمله در رابطه با دلیل زندانی کردن رضا شهابی مجبور شد که کاملا به دروغ متوسل شود و همچنین رسما به مقامات این سازمان اعلام کرد که رضا شهابی آزاد شده و به سر کار باز گشته است. بدنبال تدوام فشارها برای اجرایی شدن آزادی بدون قید و شرط شهابی و بازگشت به کار ایشان، وزارت کار دولت روحانی به دروغهای بیشتری متوسل شد که در سندی جداگانه به زودی به همه آنها خواهیم پرداخت.

رژیم اسلامی باید بداند که نه با توسل به دروغ  های انزجار آور و نه با هر شیوه دیگر قادر نیست که از هزینه ای که زندانی کردن مجدد رضا شهابی، در ایران و سطح جهانی برایش به دنبال خواهد داشت، بکاهد .ما به سهم خود در روزهای اخیر بطور گسترده توجه تشکل های کارگری و مدافعین حقوق کارگری و انسانی در سطح بین المللی را نسبت به زندانی کردن مجدد رضا شهابی جلب کرده ایم و کمپین جدیدی را آغاز نموده ایم که نسبت به  این اقدامات رژیم و بطور کلی  نسبت به سرکوب کارگران و فعالین کارگری  در ایران اعتراضات ادامه یابند. ما به رژیم هشدار می دهیم که با  زندانی کردن و انتقام گیری از فعالین کارگری و معلمان نخواهد توانست اعتراض کارگران در ایران را خاموش کند و در سطح جهانی نیز ماهیت ضد کارگری و سرکوب گرانه اش بیش از پیش افشا خواهد شد.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۱۳ اگوست ۲۰۱۷

کارخانه بلبرینگ سازی تبریزپس ازتجمعات اعتراضی کارگرانش بطور موقتی تحت پوشش هیئت حمایت از صنایع قرار گرفت

روزگذشته(22مرداد)،کارگران کارخانه بلبرینگ سازی تبریزدر دومین روزاعتراضشان نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی،مقابل استانداری آذربایجان شرقی تجمع کردند.

درادامه تجمعات اعتراضی  کارگران بلبرینگ سازی تبریزطی دوروز گذشته،کارخانه بمدت 6ماه تحت پوشش هیئت حمایت از صنایع قرار گرفت.

دبیر کارگروه رفع موانع تولید آذربایجان شرقی روز گذشته به خبرنگاران گفت: کارخانه بلبرینگ سازی به مدت 6 ماه تحت پوشش هیات حمایت از صنایع و زیر نظر مشاور وزیر اداره می‌شود.

وی ادامه داد: از محل ماده 8 قانون حمایت از صنایع 150 میلیارد ریال به عنوان تنخواه در اختیار هیات حمایت از صنایع قرار می گیرد تا حقوق معوقه کارگران کارخانه بلبرینگ ‌سازی پرداخت و مواد اولیه لازم برای ادامه فعالیت این واحد تولیدی تامین شود.

خیرخواه همچنین گفت: مجموعه بلبرینگ ‌سازی در حوزه‌های فنی و حقوقی از جمله دیون کارخانه به بانک‌ها، مؤسسه های اعتباری، اشخاص حقیقی و حقوقی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

وی اظهارکرد: این کارخانه پس از 6 ماه اگر به سودآوری رسیده باشد با دریافت هزینه های صرف شده تحویل سهامدار می شود .

دبیر کارگروه رفع موانع تولید آذربایجان شرقی افزود: اگر سهامدار شرایط لازم و توان تامین هزینه های مربوطه را نداشته باشد شرکت تصرف و به سهامدار جدید واگذار می شود.

درهمین رابطه:

تجمع اعتراضی کارگران کارخانه بلبرینگ سازی تبریزنسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی مقابل فرمانداری

امروزشنبه21مرداد،جمعی از کارگران کارخانه بلبرینگ سازی تبریزدراعتراض به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی مقابل فرمانداری این شهر تجمع کردند.

حدود190کارگرکارخانه بلبرینگ سازی تبریزعلاوه بر پرداخت4ماه حقوق وحق بیمه نسبت به بلاتکلیفی شغلی خود نیز معترضند.

یکی ازکارگران معترض کارخانه بلبرینگ سازی حاضر درتجمع به خبرنگاران گفت: زمانی وضعیت تولیدات این کارخانه بسیار خوب بود اما از وقتی که شرکت بلبرینگ سازی به نام خصوصی سازی و اجرای سیاست‌های اصل 44 از مالکیت مدیریت دولتی خارج شد، کارفرمای خصوصی جایگزین نتوانست به تعهدات مالی خود عمل کند و در نتیجه این وضعیت به وجود آمده است.

فرماندار تبریز در ارتباط با تجمع امروز جمعی از کارگران بلبرینگ سازی تبریز مقابل فرمانداری گفت: کارگران بلبرینگ سازی به دلیل عدم فعالیت کارخانه و دریافت نکردن حقوق‌ و مزایا در مقابل فرمانداری حضور یافته اند تا مشکلات خود را اعلام کنند.

رحیم شهرتی فر افزود،بیش از 100 نفر از کارگران کارخانه بلبرینگ سازی در اعتراض به دریافت نکردن حقوق معوقه و مشکلات کارخانه صبح امروز مقابل فرمانداری تبریز جمع شدند.

وی ادامه داد: لازم به ذکر است که این کارخانه در دولت دهم به صورت غیر اصولی به شخص و اشخاصی فاقد اهلیت از طریق بانک صنعت و معدن واگذار شد و فردی که این کارخانه را تحویل گرفته، ناتوان از اداره آن است.

فرماندار تبریز با بیان اینکه در نتیجه واگذاری به غیراهل، کارخانه بلبرینگ سازی به عنوان واحدی در حال تولید و سوددهی با ورشکستگی مواجه شده است، گفت: موضوع از طرف کمیسیون کارگری شهرستان تبریز و استانداری بارها و بارها پیگیری شده و مقرر شده درخصوص تعیین تکلیف شرکت اقداماتی انجام شود.

وی اضافه کرد: مقرر شده دستگاه متولی اقدام موثر انجام دهد تا مشکل کارگران حل شود.

شهرتی فر ادامه داد: شب عید بر اساس پیگیری هایی که انجام شد مشکلات آنها تا حدودی رفع شد، ولی متاسفانه مالک کارخانه بار دیگر به طور موثر در کارخانه نیافته و به عنوان مالک به دنبال حل مشکل نیست.

وی گفت: این شرکت کاملا خصوصی است و باید صاحب کارخانه پاسخگو شود، در مرحله بعد در صورت عدم توانایی مالک و ایجاد مشکلات، متولیان امر در این خصوص وارد عمل شده و اقدام خواهند کرد.

گرم شدن بازار وعده ووعید بدنبال اعتصاب و تجمع اعتراضی کارگران کارخانه خودروسازان راین

بدنبال  اعتصاب وتجمع روز گذشته(22مرداد)کارگران کارخانه خودروسازان راین دراعتراض به عدم پرداخت5ماه حقوق وحق بیمه،عیدی 2 سال ومطالبات دیگرشان، بازار وعده ووعید نسبت به بازگشت بکار کارگران اخراجی وپرداخت مطالبات کارگران گرم شد.

امین بهرامی (مدیر روابط عمومی فرمانداری بم) در ارتباط با وضعیت این کارگران به ایلنا گفت: در جلسه‌ای که گذاشتیم مقرر شد شهریورماه، تمامی معوقات مزدی این کارگران شامل دستمزد عقب‌افتاده و پاداش و عیدی آنها پرداخت ‌شود.

این مقام مسئول در عین حال از تخصیص وام 50 میلیارد تومانی به این واحد تولیدی خبر داد و گفت: در ماههای گذشته تعدادی از کارگران این کارخانه به دلیل کمبود بودجه اخراج شدند که این اخراجی‌ها از اول مهرماه به سر کار بازمی‌گردند.

درهمین رابطه:

اعتصاب وتجمع کارگران کارخانه خودروسازان راین دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق ودیگرمطالباتشان مقابل فرمانداری بم

صبح امروزیکشنبه22مرداد، کارخانه خودروسازان راین واقع  در منطقه ویژه اقتصادی ارگ جدید* دراعتراض به عدم پرداخت5ماه حقوق وحق بیمه،عیدی 2 سال ومطالبات دیگرشان،دست از کار کشیده ومقابل فرمانداری بم احتماع کردند.

بنا به گزارشات منتشره،، تعداد 200 نفر از کارگران ارگ جدید کارخانه راین خودرو که سابقه کار بین 5 تا 20 سال دارند به مدت 5 ماه از اول فروردین امسال هیچ گونه حقوق و مزایا و بیمه دریافت نکردند .

کارگران این کارخانه همچنین عیدی سال های94 و 95 را هم دریافت نکردند و همین امر باعث شد که کارگران  اعتراض خود را به فرمانداری بم بکشانند.

مدیران این کارخانه پیش ازاین تعداد 200 نفر از این کارگران را اخراج کرده است .البته در این خصوص هیچ یک از مسئولین کارخانه پاسخگو نبودند .

* شركت خودروسازان راين در سال ۱۳۸۲ بعنوان یکی از شرکت های تابعه گروه صنایع خودروسازی کرمان در منطقه ویژه اقتصادی ارگ جدید و به منظور تولید خودرو، تاسیس و ثبت گردید.

در اسفند سال ۱۳۸۲ و پس از عقد قرارداد همكاري بين شركت خودروسازان راين و شركت هيونداي موتور كره جنوبي ،شركت خودروسازان راين رسما توليدكننده خودروهاي هيونداي در ايران نام گرفت. پس از آن، با راه اندازي خط توليد خودروي هيونداي ورنا (اكسنت) اولين خودروي توليدي اين شركت در خرداد ۱۳۸۳ از خط توليد كارخانه خارج شد.

در ادامه­ روند توسعه شرکت، توليد خودروي آوانته (النترا) با  همکاری شركت هيونداي در دستور کار قرارگرفت و پس از خرید و نصب تجهيزات خط توليد اين خودرو، در مرداد ۱۳۸۴ اولين سری ازاین خودروها توليد شد.

شرکت خودروسازان راین سرانجام موفق به عقد قرارداد همکاری با يكي از برترين شركت هاي خودروسازي چين گرديد.

 در گام نخست با توجه به مزایای ارزیابی شده برای خودروي ولكس C30، تولید این سری از محصولات شرکت گریت وال در دستور کار شرکت خودروسازان راین قرار گرفت و خط توليد اين خودرو به در سال ۱۳۹۰ نصب و راه اندازي شد.

کنش های 110کارگراخراجی کارخانه اشی مشی رشت برای باز گشت بکار ودریافت مطالباتشان

110کارگر اخراجی اشی مشی رشت برای باز گشت بکار ودریافت مطالباتشان همه روزه به کارخانه مراجعه می کنند.

جمعی از کارگران کارخانه اشی مشی که در زمینه تولید انواع پفک و نوشابه در شهر صنعتی رشت فعالیت دارند؛ ازاخراج  110نفر از همکارانشان با حداقل6ماه حقوق معوقه خبر دادند.

کارگران اخراجی به صورت میانگین بین ۱۵  تا ۲۵سال سابقه کار دارند و بعد از گذشت سه ماه هنوز بابت مزایای مختلف مزدی بهمن و اسفند سال ۹۴ ، دی و بهمن سال ۹۵، فرودین و اردیبهشت سال ۹۶ و عیدی سالهای ۹۳ ، ۹۴ و ۹۵ و سنوات سال‌های ۹۳ تاکنون طلبکارند.

براساس گزارش منتشره،به نقل از این کارگران عنوان می‌شود: در زمان اشتغال شرایط تولید در کارخانه اشی مشی بسیار خوب بود و در نتیجه نمی‌دانند که به چه دلیلی اخراج شده‌اند.

در عین حال کارگران یاد شده در خصوص وضعیت بیمه بیکاری خود گفتند: هنوز مقرری بیمه بیکاری کارگران اخراجی محقق نشده است.

گفتنی است گروه تولیدی-بازرگانی اشی مشی در سال ۱۳۷۱ راه‌اندازی شد و در زمینه تولید مواد غذایی، آب و سایر نوشیدنی‌ها فعالیت می‌کند.

تجمع اعتراضی تاکسیرانان تهران مقابل دفتر سازمان مدیریت و نظارت بر تاکسیرانی شهر تهران

روزگذشته(22مرداد)،جمعی از تاکسیرانان تهران در بخش تاکسی بیسیم در اعتراض به عدم پاسخگویی مدیران تاکسی بیسیم تهران  مقابل دفتر سازمان مدیریت و نظارت بر تاکسیرانی این کلان شهر،تجمع کردند.

معترضین متعقدند که شرکت تاکسی بیسیم تهران تخلفات متعددی در روند برخورد و همکاری با تاکسیرانان داشته است.

لازم به ذکر است که در تهران تاکسی‌ها به گروه‌های مختلفی تقسیم می‌شوند. سهمیه بنزین تاکسی‌های با مجوز، متفاوت و بیشتر از اتومبیل‌های شخصی است:

تاکسی‌های عمومی: در بیشتر شهرهای ایران، تاکسی‌ها با رنگ زرد یا نارنجی مشخص شده‌اند. این تاکسی‌ها گاه دارای مسیر خاصی هستند و تنها مجاز به فعالیت در آن خط هستند. همچنین ممکن است مجبور باشند در روزهای خاصی از هفته فعالیت کنند. تاکسی‌های عمومی در ایران گرچه قابل کرایه کردن توسط یک فرد هستند اما بیشتر اوقات بصورت مشترک توسط مسافران یک مسیر خاص مورد استفاده قرار می‌گیرند. ظرفیت آنان چهار مسافر است. این نوع تاکسی‌ها ارزانترین تاکسی‌های مورد استفاده در شهرهای گوناگون ایران به حساب می‌آیند.

تاکسی بی‌سیم: این نوع تاکسی که ابتدا در تهران توسط شرکت تعاونی تاکسیرانی تهران راه اندازی گردید در حدود نیم قرن است که به خدمات رسانی درون وبرون شهری در ۳ شیفت شبانه‌روزی مشغول به کار است و سپس در اکثر کلانشهرها به خصوص مشهد، شیراز، اصفهان، تبریز، قزوین، قم، کرج و برخی شهرهای دیگر به این صورت فعالیت می‌کند که پس از تماس با شماره خاصی که در اکثر شهرها ۱۳۳ می‌باشد، و در تهران، خرم آباد، یزد، بابل شماره ۱۸۲۸ نیز فعال است و اعلام موقعیت خود پس از چند دقیقه تاکسی در محل اعلامی از سوی شما حاضر و به صورت کامل در اختیار شما قرار می‌گیرد.

تاکسی زنان: در تهران در سالهای اخیر نوعی تاکسی ویژه زنان در تهران راه اندازی شده که تاکسی بیسیم بانوان نام دارد. تاکسی بیسیم تهران ویژه بانوان با خودروهای پراید ۱۴۱ و رانندگان آنان زن هستند. این نوع تاکسی هم اکنون در کلانشهرهایی که در قسمت تاکسی بیسیم توضیح داده شد فعالیت می‌کنند.

رزرو اینترنتی تاکسی: سایت تاکسی پول به آدرس www.taxipool.irبرای اولین بار در ایران اقدام به راه اندازی سامانه درخواست تاکسی به صورت اینترنتی کرده است. در این نوع از سرویس تاکسی، امکان درخواست تاکسی به صورت اشتراکی هم وجود دارد.

تجمع اعتراضی اهالی شهر گُشت نسبت به کم آبی مقابل فرمانداری سراوان

صبح امروز23مرداد،جمعی از اهالی شهر گُشت دراعتراض به کم آبی و انتقال آب از این شهر به روستای دهک مقابل فرمانداری سراوان تجمع کردند.

به گزارش یک منبع خبری محلی، جمعی از ریش سفیدان، بزرگان و مردم شهر گشت به نمایندگی از تمامی مردم این شهرستان به نشانه اعتراض به کم آبی و حفر چاه در مسیر قنات و انتقال آن به روستاهای دهک و دیگر روستا های شهرستان سراوان مقابل فرمانداری این شهرستان تجمع کردند.

یکی از معترضین حاضر در این تجمع گفت: چاهی که برای انتقال آب به روستاهای شهرستان سراوان حفر شده است را به صورت مسالمت آمیز پلمپ کنند چرا که با این اقدام روستاهای حاشیه این چاه کاملا بی آب می شوند.

وی با اشاره به اینکه قریب به 5 ماه است که خود شهرستان خاطر نشان کرد: فاصله شهر گشت با چاه حفر شده حدود 12 کیلومتر است، چگونه می توانند به این منطقه که مسافت کم تری نسبت به روستای دهک و اسفندک دارد، آب منتقل کنند.

یکی دیگر از اهالی گشت افزود: منطقه کوه شهیدان، میرعمر، فاروقیه آب لوله کشی ندارند و با تانکر به این قسمت ها آب رسانی می شود.

 وی ادامه داد: چرا هنگامی که آب لوله کشی ندارند برای آنها قبوضی 20 هزار و 30 هزار تومانی صادر می شود؟

وی خواستار مراجعه و بازدید مسئولین از منازل مسکونی شهر گشت شد تا خود به عینه مشاهده کنند که در بیشتر مناطق این شهر آب لوله کشی وجود ندارد.

قربانی شدن ده ها کارگر ووعده و وعیدهای توخالی مسئولان طراز اول کشور

بیش از سه ماه از حادثه انفجار در معدن زغال سنگ زمستان یورت آزاد شهر گلستان می‌گذرد و هیچ گزارشی منتشر نشده و کسی زیر بار پرداخت دیه به همه خانواده‌های قربانیان نمی‌رود. از اجرای دستور فوری وزیر صنعت، معدن و تجارت هم مبنی بر بازرسی از تمام معادن زغال‌سنگ خبری نیست و هفته پیش هم حادثه دیگر دقیقا با همین مشخصات در معدن دیزین کلا نور مازندران رخداد و جان یک نفر را گرفت.

۳ ماه از حادثه معدن آزادشهر و قربانی شدن ۴۴ کارگر گذشت

وعده‌ها رنگ باختند/ از دستور فوری وزیر خبری نیست!

بعد از انفجار معدن زغال سنگ زمستان یورت آزادشهر بازار وعده‌ها داغ بود، اما اکنون بعد از گذشت سه ماه و قربانی شدن ۴۴ نفر نه تنها گزارشی از علت حادثه منتشر نشده است، بلکه کسی هم زیر بار پرداخت دیه همه قربانیان این حادثه دلخراش نمی‌رود.

نیمه‌های اردیبهشت امسال، در عمق ۱۸۰۰ متری زمین حادثه‌ای رخ داد که همه نگاه‌ها را متوجه خود کرد؛ حادثه، انفجاری وسیع که ۴۴ نفر از معدان‌کاران را به کام مرگ کشید.

معدن زغال سنگ زمستان یورت آزادشهر استان گلستان یک معدن بزرگ و قدیمی زغال سنگ است و مثل تقریبا همه معادن زغال سنگ فاقد استانداردهای لازم. حین استخراج زغال سنگ هنگام حفر به طور طبیعی لایه هایی از گاز قابل اشتعال و خطرناک متان در زیر زمین آزاد می‌شود که این گاز خود اصلی ترین عامل خطر است؛ از همین رو تهویه نقشی کلیدی در ایمن سازی معادن زغال سنگ دارد، تهویه ای که معدن یورت از آن بی بهره بود و همین امر موجب تجمع گاز و در نهایت انفجار شد.

بعد از انفجار و اما و اگرهایی که درباره زنده‌یابی معدن کاران مطرح بود، نهایتا همه کارگران گیر افتاده در معدن یورت فوت شدند و تا زمانی که این حادثه در مرکز توجه رسانه ها بود بازار وعده ها هم گرم بود و دستورهای فوری برای رسیدگی به وضع معدن کاران قربانی و آسیب دیده تبدیل به خبر می‌شد. از جمله این دستورها، تشکیل کمیته حقیقت یاب حادثه و ارائه گزارش علت حادثه بود.

تقریبا مرور زمان نشان داد آنچه به عنوان فرض اولیه انفجار مطرح شده بود، درست بود و تجمیع گاز و اشتباه انسانی به خاطر عدم آموزش صحیح و نبود امکانات ایمنی باعث این فاجعه شده است.

اهمیت روشن شدن ابعاد مختلف این ماجرا برای این بود که مشابه معدن زغال سنگ روی در تمام ایران وجود دارد که همگی آبستن حوادثی از این دست هستند. چنان که ۱۵ مرداد نیز حادثه ای دقیقا با همین مشخصات اما در ابعادی کوچک‌تر در معدن زغال‌سنگ دیزین‌کلا در شهرستان نور مازندران اتفاق افتاد و یک نفر را قربانی بی مسئولیتی مالکان و عدم رعایت نظارت و مدیریت صحیح کرد.

در حالی که سهم عمده معدن زمستان یورت متعلق به صندوق مهر ایرانیان (وابسته بسیج) بوده، حدود ١٠ درصد دیگر متعلق به تکادو (شرکت مربوط به بازنشستگان سپاهان) و بخشی دیگر از آن نیز متعلق به نگین طبس است. همچنین دیگر سهام این معدن به کارمندان بازنشسته زغال‌سنگ و مردم عادی تعلق دارد، در گزارشی که از سوی کمیته حقیقت یاب ارائه می‌شود باید مشخص شود که نقش مالکان در این حادثه تا چه حد بوده است؟ یا این که آیا ناظر فنی معدن دچار اشتباه شده یا مشکل از تجهیزات ایمنی دولتی بوده است؟!

اما حالا بیش از سه ماه از این حادثه می گذرد و هنوز هیچ اطلاعی از گزارش کمیته حقیقت یاب در دسترس نیست و باید دید که در آخر معاونت معدنی وزیر صنعت، معدن و تجارت در این باره چه خواهد کرد.

وعده‌ها رنگ باختند...

دیگر موضوعی در هفته های اول وقوع حادثه نقل اخبار یورت بود؛ وعده های شرکت بیمه برای پرداخت دیه قربانیان این حادثه بود. وعده هایی که این روزها رنگ باخته و جواب‌هایی عجیب از سوی وعده دهنگان می‌رسد.

گرچه در زمان وقوع حادثه شرکت های بیمه وعده پرداخت دیه به قربانیان را دادند و بیمه آسیا این مسئولیت را بر عهده گرفت، در هفته گذشته عبدالناصر همتی - رئیس بیمه مرکزی - طی اظهارتی عجیب عنوان کرد که « صنعت بیمه مسئول پرداخت دیه به همه فوت شدگانِ معدن یورت نیست!»

همتی در این باره گفته که "صنعت بیمه تنها بابت ۴۰ نفر از فوت شدگان معدن یورت دیه به خانواده های فوت شدگان پرداخت خواهد کرد. دستوری که من در آن زمان دادم فقط مربوط به تسریع در پرداخت دیه فوت شدگان بود و مسئولیت پرداخت دیه کشته شدگان بیش از ۴۰ نفر با صنعت بیمه نیست".

وی اظهار کرده که "من دستور داده‌ام که بحث دیه آن کارگران سریع‌تر انجام شود، چراکه در حوادثی که افکار عمومی در آن درگیرند، ورود می‌کنم. در آن حادثه با استاندار تماس گرفتم که سریع‌تر کار را انجام دهد و از او خواهش کردم که شورای تامین استان را تشکیل دهد. همچنین از مدیرکل صلیب سرخ خواستم که بحث انحصار وراثت آنها را سریع‌تر پیگیری کند".

همتی بر این تاکید کرده که "به هیچ وجه خلاف بیمه‌نامه مبلغی بابت دیه کشته‌شدگان معدن آزادشهر یورت گلستان پرداخت نمی‌شود. آن بیمه‌نامه‌هایی که شرکت بیمه آسیا صادر کرده بود، سقف داشتند و این شرکت بیشتر از این سقف خسارت‌ها را پرداخت نخواهد کرد".

چنانکه همتی با قاطعیت از پرداخت نشدن دیه به چهار قربانی حادثه تلخ یورت خبرداده، سوال هایی در ذهن ایجاد می شود از جمله اینکه حالا چه طور قرار است انتخاب کنند که از میان خانواده های ۴۴ قربانی، کدام چهار خانواده دیه نخواهند گرفت؟! چه ساز و کاری برای حذف چهار خانواده محروم وجود دارد؟ قرعه کشی؟ حروف الفبا یا ... ؟

بخشی از یک گزارش ایسنا بتاریخ23مرداد

فرو رفتن میل گرد 2متری درکتف کودک کاردر حین کارساختمانی

عصرامروز23مرداد،کارگران مشغول کار در یک ساختمان در حال احداث بودند که ناگهان یک تکه میلگرد 2 متری، در بدن یک کودک کار فرو رفت.

به گزارش 23مرداد پایگاه خبری 125،عباس جهانگیری فرمانده آتش نشانان اعزامی در مورد این حادثه گفت: در یک کارگاه ساختمانی کارگران مشغول کار بودند که ناگهان یک میلگرد 2 متری از طبقه سوم سقوط کرده و در کتف یک کارگر 16 ساله که در طبقه همکف قرار داشت، فرو رفت و قسمتی از میلگرد از ران پای چپ وی خارج شد.

وی ادامه داد: نیروهای عملیاتی بی درنگ محل حادثه را ایمن سازی کردند و با استفاده از تجهیزات مخصوص قسمتی از میلگرد که خارج از بدن کارگر نوجوان تبعه افغانستان بود را برش دادند.

این فرمانده آتش نشانی اضافه کرد: آتش نشانان در پایان، کارگر نوجوان را برای انتقال به مراکز درمانی تحویل کادر پزشکی اورژانس دادند.

بیست وسوم مرداد ماه 1396

akhbarkargari2468@gmail.com

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Mon, 14 Aug 2017 23:19:58 +0000
زنده باد اتحاد سراسری بازنشستگان ایران بازنشستگان http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65450:2017-08-14-23-19-56&Itemid=649 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65450:2017-08-14-23-19-56&Itemid=649

در۳۱ مرداد فراخوان تجمعی اعتراضی داده اند. آنها برای اعلام خواسته های خود، که مدتهاست برای آن مبارزه می کنند، قصد دارند بار دیگر متحد و یکپارچه به خیابان بیایند و فریاد اعتراض شان را برای احقاق حقوق خود که مجریان امور در دستگاه دولت، از آن محرومشان ساخته اند بلند کنند. بازنشستگان اغلب، به عنوان کارگر و کارمند، مزدبگیرانی هستند که پس از۳۰سال خدمت در نظام مبتنی بر استثمار و ستم طبقۀ سرمایه دار در مراکز تولیدی و یا خدماتی توان جسمی و فکریشان تحلیل رفته است. نظام کار مزدی در طول ۳۰ سال نیروی کار شاغلان را به کمترین بهایی در اختیار گرفته و فقر را بر آنان تحمیل کرده است. حال مقامات حاکم می خواهند در دوران بازنشستگی هم فقر و محرومیت به طور مضاعف بر آنان تحمیل شود.  ما می گوئیم: بازنشستگان نباید پس از پایان دورۀ اشتغال خود دغدغۀ تأمین هزینه زندگی - هزینه مسکن و درمان، بهداشت، پوشاک، مسافرت و تحصیل فرزندان خود – داشته باشند. مستمری و حقوق بازنشستگی آنها باید هزینه زندگی خانواده شان را تأمین کند. اعتراضات خستگی ناپذیر بازنشستگان پاسخ اِعمال تبعیض و ستم طبقاتی دستگاه دولت و ارگان های متولی اموربازنشستگان است. اجرای قوانین به نفع بازنشستگان و پرداخت مستمری حداقل ۴ میلیون تومان در ماه، داشتن بیمه همگانی و درمان رایگان جزء حقوق اولیه همۀ بازنشستگان است. اداره و نظارت بر صندوق های بازنشستگی از طریق اعضای هر صندوق باید انجام شود. بازنشستگان معترض نباید تحت هیچ گونه فشارهای امنیتی، پیگرد پلیسی و قضائی قرارگیرند. ما ضمن دفاع از خواسته های بازنشستگان، با شعار اتحاد مزدبگیران و بازنشستگان در روز۳۱ مرداد در میان تجمع بازنشستگان خواهیم بود. زنده باد اتحاد و همبستگی همه نیروهای اجتماعی زیر ستم سرمایه داری: کارگران صنعتی، کشاورزی و خدماتی، معلمان، پرستاران، بازنشتگان، دانشجویان و دانش آموزان طبقات فرودست پرتوان باد اتحاد بازنشستگان!

کارگران پروژه های پارس جنوبی

جمعی از کارگران پتروشیمی های منطقه ماهشهر و بندرامام

فعالان کارگری جنوب

فعالان کارگری شوش و اندیمشک

جمعی از کارگران محور تهران- کرج

١٦مرداد٩٦

kargaran.parsjonobi@gmail.com

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Mon, 14 Aug 2017 23:18:55 +0000
ضرورت پشتیبانی از مبارزات کارگران فولاد اهواز http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65449:2017-08-14-23-18-53&Itemid=649 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65449:2017-08-14-23-18-53&Itemid=649

 ضرورت پشتیبانی از مبارزات کارگران فولاد اهواز

حدود پانصد نفر از جمعیت ٤ هزار نفری ِ کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز، چندین روز پیاپی است که معابر و خیابان های شهر اهواز را به صحنه اعتراضات خود تبدیل کرده اند. آنان پس از آنکه در مقابل اعتراض و اعتصاب یک هفته ای شان در محیط کارخانه با بی اعتنائی و عدم پاسخگوئیِ مدیران و کارفرمای این واحد صنعتی و تمرد و سرپیچی کارفرما و مدیران از پرداخت مطالباتشان روبرو شدند، تصمیم گرفتند در محلات شهر اهواز اعتراض خود را انعکاس دهند. کارگران معترض گروه ملی فولاد ابتدا مقابل بانک ملی شعبه امانیه را، که نزدیک فلکه ساعت است، برای نمایش اعتراض خود برگزیدند (زیرا بانک ملی مالک اصلی این شرکت است). روز بعد مقابل بانک ملی مرکزی و شعبه آزادگان، اول خیابان 24 متری و روز سوم در چهار راه نادری، مرکز شهر راه پیمایی کردند. در ادامۀ این اعتراضات تصمیم گرفتند در مصلای اهواز، که محل تجمع و تردد گروه های مختلف مردم است گرد هم آیند و با برافراشتن بنر و پخش دست نوشته های افشاگرانه خواست های به حق خود را بار دیگر اعلام کنند و مردم را از وضعیت خود آگاه سازند. کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز حداقل ٤ ماه است که مزد دریافت نکرده اند و علاوه بر آن سایر مطالبات و مزایای شغلی از جمله حق بیمۀ آنها پرداخت نشده است. هر کارگر حداقل پنج میلیون تومان بستان کار است. آنان در حال حاضر از تمدید اعتبار دفترچه بیمه نیز محرومند. گروه ملی صنعتی فولاد ایران از مجموعۀ کارخانه های جانبی صنایع فولاد اهواز است. صنایع فولاد در کنار کارخانه صنعتی ذوب آهن و صنایع مس ایران، از مراکز صنعتی زیربنایی و صنعت مادر، در رشته صنعت ذوب و شمش و تولید محصولات فولادی و آهن محسوب می شود. این صنایع به دلیل سود دهی سرشارهمواره مورد طمع سرمایه داران بخش خصوصی و دولتی بوده اند. به دلیل همین سود دهی و تولید ارزش اضافی در سطح بالا است که این صنایع با هزاران کارگر مثل "گوشت قربانی " با خصوصی سازی بین سرمایه داران و رانت خواران دست به دست می شود. در این میان، ٤هزار کارگر سال هاست زیر سخت ترین مناسبات ظالمانۀ سرمایه داری در کنار کوره های ذوب فلز و ریخته گری و ساخت قالب های صنعتی و خط تولید تیر آهن، نبشی، میل گرد و سایر محصولات فلزی به کار طاقت فرسا مشغولند. از استثمار کار همین کارگران سود های نجومی نصیب باند منصور آریا و سایر اختلاس گران و در حال حاضر بانک ملی می شود. حال با تصمیم کارفرما، یعنی دولت، (چون بانک ملی متعلق به دولت است) کارگران از دریافت چندین ماه مزدشان محروم شده اند! لازم است گفته شود که در زمان جنگ ایران و عراق، نهادهای پیش برندۀ جنگ بخشی از همین واحد های صنعتی با همین کارگران را به خدمت جبهه و جنگ درآورده بودند. این روند چپاول گری و به یغما بردن مزد و حقوق کارگران را در گوشه ای دیگر از خورستان، در شرکت توسعه نیشکر هفت تپه نیز شاهدیم. دیدیم که چگونه کارگران نیشکر هفت تپه برای احقاق حقوق خود، که از سوی بخش دیگری از سرمایه داران بخش خصوصی بلعیده شده است، اقدام به اعتراض و اعتصاب و مسدود کردن جاده ترانزیتی اهواز به اندیمشک کردند. کارگران مبارز گروه ملی صنعتی فولاد اهواز، با الهام از مبارزۀ بخش های دیگر طبقه کارگر همانند نیشکر هفت تپه، راه دست یابی به مزد و حقوق خود را اعتراض خیابانی و حضور در مراکز پر جمعیت شهر و کسب حمایت از سوی شهروندان زحمت کش انتخاب کرده اند. ارتقای مبارزات کارگران از اعتراض و اعتصاب در محل کارخانه، به تحصن و راه پیمایی اعتراضی در مرکز شهر، نشان می دهد که کارگران حداقل در این دو بخش از صنایع خوزستان مانند کارگران شرکت هپکو در اراک اعتراض خیابانی را انتخاب کرده اند. انتخاب مبارزه خیابانی و انعکاس اعتراض کارگران برای گرفتن مطالبات خود در مراکز پر جمعیت شهر یکی از روش های جلب افکار عمومی و مورد حمایت قرار گرفتن از سوی توده های مردم می باشد. اما این اعتراضات هنگامی موفق تر خواهند بود که کارگران در واحدهای صنعتی مختلف پشتیبان مبارزۀ یکدیگر باشند و اتحاد و همبستگی طبقاتی خود را در چندین کارخانه و یا حداقل در یک رشتۀ صنعتی به نمایش بگذارند. شرط پیروزی کارگران گروه ملی فولاد اهواز همراهی و پشتیبانی سایر کارگران در کارخانۀ لوله سازی، درکارخانه نورد کاویان، در ملی حفاری، در شهرداری ها، در شرکت توسعه نیشکر هفت تپه، در پتروشیمی ها، در پروژهای پارس جنوبی، در شرکت گاز و شرکت نفت است. زیرا کارگران این واحدهای صنعتی دارای همین خواست ها هستند و از عدم دست یابی به همین خواست ها رنج می برند. طبقه کارگر در مبارزه برای به دست آوردن مطالبات خود، لازم است که در هیئت یک طبقۀ دارای انسجام و آگاهی از مبارزۀ طبقاتی، حضورداشته باشد. طبقۀ کارگر باید با سیاست مستقل و سازمان های مستقل خود وارد ِ عمل، به ویژه وارد ِ میدان مبارزه سیاسی شود. این طبقه در مبارزۀ خود به ضد نظام سرمایه داری باید بتواند حلقۀ اتحاد طبقاتی ِ خود را گسترده تر کند و وسع ترین توده های مردم را به گرد خواست هایی که منافع مشترک آنهاست متحد کند. طبقۀ کارگر باید آگاهی و چشم انداز روشنی از مطالبات و اهداف آینده خود داشته باشد و این آگاهی و چشم انداز و راه دست یابی بدان را به توده های وسیع مردم نشان دهد.

کارگران پروژه های پارس جنوبی

فعالان کارگری جنوب

فعالان کارگری شوش و اندیمشک

کارگران پتروشیمی های منطقۀ ماهشهر و بندر امام

جمعی از کارگران محور تهران – کرج مرداد

١٣٩٦ Kargaran.parsjonobi@gmail.com

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Mon, 14 Aug 2017 23:17:35 +0000
مصاحبه رادیو زمانه با خالد حاج محمدی: رفراندم در کردستان عراق http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65448:2017-08-14-23-17-34&Itemid=649 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65448:2017-08-14-23-17-34&Itemid=649

تحریریه زمانه: ارزیابی شما از همه‌پرسی استقلال در اقلیم کردستان، زمینه، پیامد احتمالی و محتوای سیاسی آن چیست؟

خالد حاج محمدی: موقعیت امروز عراق بسیار حساس و ویژه است و آینده روشنی در مقابل آن نیست.عراق امروز عملا به سه بخش “شیعه”، “سنی عرب زبان” و “کرد نشین” تقسیم شده است و در هر منطقه ای جریانات قومی و مذهبی حاکم اند. امروز هیچ جریانی عراق متحد را  نمایندگی نمی‌کند. فدرالیسم قومی حاکم نه تنها به مشکل عراق و دسته بندی‌های عشیره‌ای، قومی و مذهبی و نظامی پایان نداد، بلکه خود زمینه‌ساز جنگ و تخاصمات قومی و مذهبی بیشتری در جامعه عراق شد.

جنگ موصل “پایان” یافت و همراه آن کشمکش برای تعیین تکلیف قدرت احزاب قومی و مذهبی‌ای که نمایندگان خودگمارده مردم منتصب به ملیت و مذاهب مختلف‌اند، شدت گرفته است. ادعای آنها بر مناطق بیشتر و سهم‌خواهی از قدرت و امکانات عراق، بار دیگر روی میز آمده؛ و این امر آینده تاریکی را در مقابل مردم عراق قرار داده است.

در این میان مسئله کرد که از معضلات سیاسی قدیمی در منطقه و عراق است، علیرغم حاکمیت بیش از دو دهه احزاب ناسیونالیست کرد بر اقلیم کردستان و در چهارچوب یک حاکمیت فدرالی قومی، جواب نگرفته است و کماکان یکی از مسائل سیاسی گرهی در این جامعه است. این مسئله مبنای کشمکشی دائمی برای سهم بیشتر، در بالا و در پایین جامعه، هم به تحریک حاکمان بر بخش عربی عراق و هم حاکمان بر اقلیم کردستان، مبنایی برای نفاق و جنگ و تحریکات قومی است.

بر اساس فاکتورهای عینی و واقعی، متاسفانه امکان همزیستی مردم کردستان با بقیه عراق باقی نمانده است. باقی ماندن کردستان در چارچوب عراق در این اوضاع، جز افزایش تنش و جنگ قومی بی پایان نتیجه ای ندارد. نگرانی از جنگ، که در مخالفت با استقلال طرح می شود، در بیش از دو دهه گذشته، همواره و به دلایل مختلف، وجود داشته است. احزاب ناسیونالیست کرد در جریان جنگ موصل سرپناه آوارگان را به جرم “عرب” بودن بر سرشان ویران کردند. قطعا استقلال بدون کشمکش نیست اما هنوز این کم مشقت ترین راه است.

متمدنانه ترین و کم دردسر ترین راه برای حل مسئله کرد در عراق مراجعه به رای مستقیم مردم کردستان از طریق یک همه پرسی آزاد در مورد ماندن در چهارچوب عراق با حق برابر شهروندی یا جدایی و استقلال کردستان است. جواب درست  در این همه پرسی، در عراقی که حق شهروندی وجود خارجی ندارد، رأی به جدایی کردستان و تشکیل دولت مستقل، به عنوان راه کم مشقت بار برای کاهش تنش قومی و جنگ دائمی است.

در این میان یکی از مشکلات جدی و گرهی مناطقی است که به دلیل تاریخی و ترکیب جمعیتی به “مناطق مورد اختلاف” معروف‌اند. راه حل متمدنانه برای این مناطق، شرکت دادن در همه‌پرسی و به حساب آوردن رأی کل مردم در رفراندم است. در صورتی که نتیجه رفراندم عمومی جدایی کردستان باشد، باید به فوریت همه پرسی دیگری فقط در این مناطق انجام گیرد تا  در آن مردم شهرهایی مانند کرکوک و خانقین و… تصمیم بگیرند که آیا میخواهند به کردستان مستقل بپیوندند یا در سازمان کشوری عراق باقی بمانند. همین الان شبح جنگ در این مناطق و برای تعیین تکلیف آن بالای سر مردم است. اگر تکلیف این مناطق با رفراندم حل نشود، حشد الشعبی و پیشمرگه آماده اند آنرا با جنگ حل کنند و این را رسما می‌گویند.

در کرکوک به دلیل منابع بزرگ نفت ممکن است دولت عراق و دولت کردستان هیچکدام تن به رفراندم ندهند. نباید سرنوشت مردم کرکوک به نفت گره بخورد. مردم کرکوک باید در یک رفراندم تصمیم بگیرند با کدام طرف خواهند بود. مسئله نفت باید با دخالت مثلا سازمان ملل و با توافقی میان دولت مرکزی و کردستان حل و فصل شود.

رفراندم باید زیر نظارت سازمان ملل و دور از هر نوع فشاری برگزار شود. همه احزاب سیاسی باید بتوانند آزادانه مردم را از سیاست خود در مورد آینده کردستان مطلع کنند. در این پروسه نیروی میلیشای احزاب باید از محل کار و زندگی مردم بیرون برود و نتیجه رفراندم لازم الاجرا باشد. اینها شرایط یک رفراندم متمدنانه و آزاد است.

٢٢   سال است که جریان ما (در ایران و در عراق) رفراندم را به عنوان جواب به مسئله کرد در عراق طرح کرده است. اتحادیه میهنی و حزب دمکرات کردستان (بارزانی) به دلیل منافع مادی خود، نه تنها با آن ایده به مقابله برخواستند، بلکه به بهانه آن دست به تهدید حزب کمونیست کارگری عراق زدند. میخواهم بگویم بارزانی رفراندم را کشف نکرده است و او در شرایط معینی خواهان رفراندم شده است.

چند فاکتور در اینکه امروز بارزانی کارت رفراندم را بلند کرده، نقش دارد: فدرالیسم قومی حاکم بر عراق عملا شکست خورده است و عراق عملا سه تکه است. کردستان عملا در یک رابطه شکننده با دولت مرکزی، در سردرگمی بسر می‌برد. احزاب حاکم بر کردستان، نفت را که منبع اصلی درآمد آنهاست‌مستقل از دولت مرکزی از طریق واسطه‌های خود با قیمت بسیار ارزان می‌فروشند.  فروش رسمی نفت و سرمایه گذاری و صادرات و واردات در کرستان تا زمانی که تابع عراق است، جز از کانال دولت عراق، در سطح بین المللی مشروعیت ندارد. تعیین تکلیف قدرت در عراق و سهم هر بخش و جریانی بعد از جنگ موصل روی میز مذاکره قرار دارد.

اینها و بسیاری فاکتورهای دیگر برای بارزانی در موضوع بلند کردن پرچم رفراندم نقش دارند. اما بارزانی دنبال منافع خود است و احتمال می‌رود فردا با گرفتن امتیازاتی از عبادی و یا در ساخت و پاختی با ایران یا ترکیه، این پرچم را زمین بگذارد و با سرنوشت مردم کردستان بازی کند.

بارزانی و امثال او، برای مردم کردستان قابل اعتماد نیستند. وجود مسئله کرد به آنها امکانی داده است که تحت لوای آن با دولت مرکزی و حتی دول منطقه وارد معامله و بازی با سرنوشت مردم کردستان شوند. لذا برای بازرانی امروز هم، رفراندم میتواند به عنوان کارت بازی در معامله با دولت عبادی و دول منطقه استفاده شود.

احزاب حاکم بر کردستان از هر نظر فاسد هستند و این را همه می‌گویند. اگر مسئله کرد از طریق رفراندم حل و فصل شود، امکانی برای رشد مبارزات توده ای برای آزادی و بهبود زندگی علیه این حاکمیت پدید می‌آید. بعلاوه امکان تحریکات قومی برای بسیج مردم کرد زبان برای خدمت به این حاکمیت فاسد مسدود شود.

رفراندم و استقلال کردستان برای حل “مسئله کرد” است و خودبخود به معنای رفاه و آسایش و آزادی برای شهروندان کردستان نیست. تأمین زندگی بهتر در جامعه کردستان، بستگی به توازن قوا میان مردم، کمونیست‌ها وآزادیخواهان در مقابل احزاب بارزانی و طالبانی دارد. احزاب ناسیونالیست کرد دنبال تامین منافع خود و اقلیتی مفت‌خور به قیمت فقر و تباهی برای طبقه کارگر و محرومین جامعه اند. آنها نان و زندگی و آزادی مردم محروم را در کردستان گرو گرفته اند. شرط هر بهبودی در این جامعه نقش و توان حزب کمونیست کارگری کردستان و آزادیخواهان در متحد کردن مردم محروم کردستان زیر پرچم رفراندمی آزاد، و استقلال کردستان و همزمان توان آنها در تحمیل یک حاکمیت سکولار و غیر قومی و تامین حقوق اولیه سیاسی و رفاهی اکثریت مردم کرستان است.

نکته دیگر سرنوشت مردم عرب زبان، ترکمن، کلدانی، آسوری، مسیحی، یزیدی و…(اقلیتها) در کردستان مستقل است. تنها راه تامین جامعه ای امن و متمدن و اولین قدم در این راه، تلاش برای حاکمیتی سکولار، غیر قومی و غیر مذهبی بر کردستان است که همه شهروندان، به دور از تقسیمات قومی و مذهبی، به عنوان شهروندان متساوی الحقوق در آن زندگی کنند.

* متن اصلی مصاحبه در سایت رادیو زمانه به آدرس زیر قابل دسترس است:

https://www.radiozamaneh.com/351228#hajmohammadi

 

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Mon, 14 Aug 2017 23:16:57 +0000
حزب کمونیست کارگری ایران: اعتراضات کارگری در شهرهای مختلف جریان دارد! http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65447:2017-08-14-23-16-48&Itemid=649 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65447:2017-08-14-23-16-48&Itemid=649

تجمعات اعتراضی ۲۴۰ درصد افزایش یافته است! اعتصابات در مراکز بزرگ و کوچک بطور چشمگیری رشد کرده و طول زمان اعتصابات افزایش یافته است. تنها در دو روز گذشته میتوان به اعتصابات و تجمعات زیر اشاره کرد: اعتراض ۴۰۰۰ کارگر گروه ملی فولاد اهواز که از ۲۹ تیر شروع شده پس از یکماه همچنان ادامه دارد. حداقل چهار ماه حقوق کارگران پرداخت نشده است. کارگران در روزهای اخیر در مقابل شعب بانک ملی که کارفرمای کارخانه محسوب میشود. در تجمع ۲۲ مرداد کارگران شعار میدادند: مشکل ما حل نشه، اهواز قیامت میشه و در تجمع امروز علیه فساد شعار دادند. اعتراض کارگران سیمان کارون که از ۲۵ تیرماه شروع شده تا امروز ۲۳ مرداد ادامه دارد. حدود ٤٧٠ کارگر رسمی، قراردادی و روزمزد در این کارخانه مشغول به کار هستند که از ۴ تا ١٧ ماه دستمزد آنها پرداخت نشده است. کارگران علاوه بر جبران این وقفه خواستار پرداخت معوقات بیمه‌ای خود به تامین اجتماعی هستند. روز ٢٢ مرداد کارگران خودروسازی راین در اعتراض به تعویق پرداخت دستمزدها و اخراج ها در مقابل فرمانداری بم تجمع کردند. صد کارگر این کارخانه تحت عنوان نبود نقدینگی اخراج شده اند که بدنبال اعتراضات کارگران به آنها قول بازگشت به کار داده شده و همچنین وعده داده شده که طلب های کارگران در شهریور پرداخت خواهد شد. کارگران اعلام کرده اند اگر این وعده ها عملی نشود مجددا اعتراض را شروع خواهند کرد. کارگران کارخانه بلبرینگ سازی تبریز نیز روز ۲۱ مرداد دست به تجمع اعتراضی زدند. بازنشستگان نیز فراخوان به تجمع بزرگ خود در روز ۳۱ مرداد داده اند و بخش های مختلف بازنشستگان در نقاط مختلف کشور شروع به فراخوان به تجمع در این روز کرده اند. جمع قابل توجهی از دستفروشان قم نیز روز ۲۲ مرداد در اعتراض به قتل یکی از کارگران دستفروش بنام مظفر عباسی توسط مزدوران شهرداری این شهر با شعار مرگ بر شهرداری دست به تجمع اعتراضی زدند. اینها گوشه ای از اعتراضاتی است که در مراکز و شهرهای مختلف جریان دارد. کیومرث عزیزی فرمانده نیروی انتظامی استان مرکزی گفته است: «از ابتدای امسال تاکنون ۱۱۸ مورد تجمع در سطح استان داشته ایم که این میزان نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲۴۰ درصد رشد داشته است و مسائل کارگری و اقتصادی حجم عمده ای از این تجمعات را به خود اختصاص دادند». جمهوری اسلامی تلاش میکند بحران عمیق اقتصادی خود را با حمله همه جانبه به معیشت کارگران از سر بگذراند. اخراج و نپرداختن ماهها حقوق کارگران، تلاش برای کاهش مدت زمان بیمه ناچیز فعلی که به بخش کوچکی از کارگران پرداخت میشود، تحمیل بی حقوقی شدیدتر به کارگران در مناطقی مانند عسلویه و پارس جنوبی و مناطق پانزده گانه و دستگیری فعالین کارگری و پرونده سازی علیه آنها برای مقابله با گسترش اعتراضات کارگری از جمله سیاست های جمهوری اسلامی است. در مقابل، کارگران اعتصابات و اعتراضات خود را گسترش داده اند و مصمم تر و با اعتماد بنفس تر از هر زمان دیگر دست به اعتراض میزنند. ابعاد اعتصابات و اعتراضات کارگری در مراکز مختلف در سطح کشور کارگران را در موقعیتی قرار داده که گام های دیگری به جلو بردارند و متشکل تر و همبسته تر همراه با خانواده های خود خود دست به اعتصابات بزرگ منطقه ای و سراسری بزنند و با خواست های سراسری و مهم خود در مقابل کارفرماها و جمهوری اسلامی سنگربندی تازه ای ایجاد کنند.

حزب کمونیست کارگری ایران ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ۱۴ اوت ۲۰۱۷  

ماموران شهرداری یک دستفروش دیگر را به قتل رساندند

مردم قم جنایت حکومت را با تظاهرات پاسخ میدهند در اعتراض به قتل جنایتکارانه مظفر عباسی توسط ماموران شهرداری که شب قبل در شهر قم اتفاق افتاد، صبح امروز ۲۲ مرداد دستفروشان و مردم خشمگین این شهر به خیابان آمدند و با شعار مرگ بر شهرداری به قتل این کارگر دستفروش اعتراض کردند و خواهان پاسخگویی مقامات شهرداری و دست اندرکاران جمهوری اسلامی شدند. تظاهرات مردم قم شب ۲۲ مرداد نیز ادامه یافت. بنا به گفته شاهدان عینی ماموران شهرداری وحشیانه سر مظفر عباسی را چندین بار به بدنه ماشین کوبیدند و او در دم جان سپرد. در پلاکاردهایی که در دست مردم بود خواسته شده بود که برخورد ماموران شهرداری با دستفروشان متوقف شود. تظاهرات مردم قم امشب نیز ادامه یافت. تکرار قتل و جنایت و تعرض به دستفروشان توسط ماموران پنجه بکس بدست شهرداری این را تاکید میکند که جنایت و قتل در تمام دستگاههای جمهوری اسلامی نهادینه شده است و برای جلوگیری از این جنایات باید کل حکومت را به زیر کشید. جمهوری اسلامی حکومت آدمکشان و چاقوکشان حرفه ای است که برای حفاظت از سیستم چپاول خود دست به هر جنایتی میزنند و حتی از قتل وحشیانه انسان زحمتکش بیکار نیز ابایی ندارند. جواب این جانیان مبارزه و تظاهرات و انقلاب است. دهها هزار بیکاری که از هر گونه بیمه بیکاری و هر نوع تامینی محروم شده اند و کار مناسبی پیدا نکرده اند در شهرهای مختلف به کار پر مشقت دستفروشی و یا در کردستان به شغل پرمخاطره و کمر شکن کولبری مشغولند و بجای تامین شغل یا بیمه بیکاری و تامین زندگی توسط حکومت در همه جا مورد سرکوب و تعرض ماموران چاقوکش و سرکوبگر شهرداریها قرار میگیرند. علی چراغی یکی از این دستفروشان بود که سه سال قبل توسط آدمکشان شهرداری تهران در برابر چشم فرزندش مورد ضرب و شتم قرار گرفت و به قتل رسید. در خرمشهر نیز وقتی سه بار متوالی بساط میوه فروشی یونس عساکره توسط شهرداری مصادره شده و مراجعه اش به شهرداری بی پاسخ ماند دست به خودسوزی زد و جانش را از دست داد. در کردستان هر روز کولبران یا مورد تیراندازی قرار میگیرند یا اموالشان مصادره میشود و یا جریمه میشوند. روز ۱۹ مرداد ۱۷ نفر از کولبران در سردشت دستگیر و جریمه شدند و روز ۲۰ مرداد در مرز اشنویه کولبری به نام عزالدین خالدی را با شلیک گلوله کشتند. قتل وحشیانه مظفر عباسی را باید به موضوع اعتراض در همه جا تبدیل کرد. حزب کمونیست کارگری مردم قم و همه سازمانهای سیاسی و نهادها و تشکلهای کارگری و آزادیخواه را به اعتراض گسترده به این جنایت و جنایات مشابهی که هر روز و در نقاط مختلف کشور علیه دستفروشان زحمتکش انجام میشود فرا میخواند. مقامات و دست اندرکاران حکومت اسلامی باید پاسخگو باشند و محکوم شوند. نباید اجازه داد که جمهوری اسلامی از این جنایت به سادگی عبور کند.

حزب کمونیست کارگری ایران ۲۲ مرداد ۱۳۹۶، ۱۳ اوت ۲۰۱۷

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Mon, 14 Aug 2017 23:15:59 +0000
رضا شهابی و همه زندانیان سیاسی و اجتماعی را با مبارزه و قدرت طبقاتی خودمان آزاد کنیم!(ليست اول) http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65446:2017-08-14-23-15-56&Itemid=649 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65446:2017-08-14-23-15-56&Itemid=649

بر اساس گزارش سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، رضا شهابی عضو هیئت مدیره سندیکای این واحد، برای جلوگیری از ضبط ملک وثیقه گذار توسط دادستانی همراه با تعدادی از اعضای سندیکا و خانواده و دوستان ساعت شش و بیست دقیقه بعد از ظهر روز هفدهم مرداد به زندان رجایی شهر مراجعه کرد و در نهایت در روز 18 مرداد در زندان رجائی شهر زندانی شد. در اطلاعیه دیگری از این سندیکای آمده است؛ با وجود اینکه مرخصی پزشکی جزء ایام زندان محسوب میشود دادستانی پنج ماه از مرخصی پزشکی این کارگر حقطلب زندانی را که پیش از این مورد تایید پزشکی قانونی قرار گرفته بود؛ غیبت محسوب کرده است. علاوه بر این در حین گذراندن زندان با پرونده سازی مجدد، دادگاه شهابی را یکسال دیگر محکوم به حبس کرده است که بلافاصله پس از محکومیت قبلی به اجرا در میآید و شهابی باید یکسال و پنج ماه دیگر و تا مورخ 18/10/97 در زندان باشد. رضا شهابی در 22 خرداد 1389، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و پس از تحمل 19 ماه شکنجه های روحی و جسمی در انفرادی 209 اوین، به شش سال حبس و پرداخت مبلغ هفت میلیون و پانصد هزار تومان جریمه نقدی و پنج سال محرومیت از تلاش برای تشکلیابی کارگران، از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب محکوم گردید. این فعال کارگری، به دلیل شکنجههای نیروهای امنیتی در هنگام بازداشت و همچنین بازجوییهای طاقت فرسا از ناحیه گردن و کمر آسیبهای جدی دید اما مسئولان قضایی با درمان وی در خارج از زندان مخالفت کردند تا این که وی، اجبارا در سه مرحله دست به اعتصاب غذا زد و به علت وخامت جسمانی به بیمارستان منتقل گردید. این عضو هیئت مدیره سندیکای کارگری؛ در دو مرحله از ناحیه گردن و کمر تحت عمل جراحی قرار گرفت و با تایید پزشکی قانونی و برای طی مراحل درمانی، مرخصی پزشکی گرفت. سندیکای کارگران شرکت واحد، این اقدام را محکوم و خواستار آزادی بدون قید و شرط رضا شهابی و تمامی کارگران و معلمان دربند و لغو احکام زندان برای ابراهیم مددی و داود رضوی دو عضو دیگر سندیکای واحد که هر کدام 5 سال حکم دارند، شده است. در چنین شرایطی فشار بر فعالین کارگری مدام در حال افزایش است، برای شاهپور احسانی راد حکم قرون وسطایی شلاق صادر شده است، معلمان زندانی؛ محسن عمرانی، اسماعیل عبدی که در زندان هستند وضعیت ناگواری به سر می برند، محمود بهشتی لنگرودی هم هر لحظه ممکن است که به زندان بازگردانده شود، علاوه بر اینها محمود صالحی، طاهر قادرزاده، رضا مسلمی و چند نفر دیگر هم احکام زندان را در پرونده خود دارند. ما امضاءکنندگان این بیانیه، همانند سازمانها و گروه های کارگری، خواهان آزادی بدون قید و شرط و فوری فعالین کارگری، معلمان زندانی و توقف احکام ضد انسانی بر علیه فعالین و زندانیان سیاسی و اجتماعی هستیم. تحقق نهایی این اقدام سیاسی و اجتماعی، تنها از عهده جنبش کارگری و متحدان آن و همه نیروهای آزادیخواه، برابریطلب، عدالتجو و ضد تبعیض و استثمار برمیآید تا متحدانه و یک صدا علیه حکومت اسلامی، تاکید کنند که: به سرکوب و سانسور، زندان و اعدام، فقر و فلاکت و استثمار پایان دهید، ما دنیای آزاد و برابر را برای همگان آرزومندیم و در راستای تحقق این آرزوهایمان تلاش و بیوقفه پیکار میکنیم!

14/08/2017 آدرس تماس: bahram.rehmani@gmail.com

لیست امضاها؛ سيروس بينا بهروز خباز بهرام دوانى پژمان رحيمى بهرام رحمانی علی پیچگاه رسول بلوچ پرویز قاسمی جلال سبزواری هلمت احمدیان دلير سفيدی رامين ثابت بهرنگ زندی شادیار عمرانی حمید جهانبخش رامین آزادگی مهرنوش شفیعی سعید افشار یاور اعتماد مینا پویا آرش کمانگر سیامک جهانبخش حبیب ریاحی پروین ریاحی نسرین احمدی اکبر دیلمی احسان ثابت نوشین آشنا ستار رحمانی بهروز فراهانی محسن رضوانی عباس سماکار وحید ولی زاده آرش کمانگیر محمد نبوی حسن حسام ایوب رحمانی اردشیر مهرداد حمید جهانبخش اسماعیل سپهر پیروز زورچنگ خسرو آهنگر دنا باقری نصرت تیمورزاده ناصر نسیمی فریدون ناظری احمد عزیزپور ثریا فتاحی بابک مرادی سعید سهرابی سیامک مؤیدزاده فرزانه دبیری پويان دانشينان بابک عماد ریزان حمیدی ارداون زیبرم عیسی جمشیدی هێژا بیستون لەیلاخ  سولماز اسکندری آمادور نویدی احمد خورشیدی خسرو بوکانی افسانه کیوانی مسعود عظیمی حسن کاکاوندی فریدون اخباری

*** تشکلها و شبکه های اجتماعی: کانون زندانیانی سیاسی ایران(در تبعید):

http://www.kanoon-zendanian.org/

سایت لجور:

www.lajvar.se

کانون فرهنگی بامداد - استکهلم انجمن دوستي خلقهای آلمان و ايران - اشتوتگارت

سایت گزارشگران:

http://www.gozareshgar.com/

شورای حمایت از مبارزات آزادیخواھانه مردم ایران- استکھلم

سایت آزادی بیان:

http://www.azadi-b.com/

امضاها ادامه دارد....

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Mon, 14 Aug 2017 23:14:45 +0000
بیانيه کمیته رهبری حزب حکمتیست(خط رسمی): اتحاد ناسیونالیستهای کرد و مخاطرات آن http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65445:2017-08-14-23-14-42&Itemid=649 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65445:2017-08-14-23-14-42&Itemid=649

۱- کشمکش دول امپریالیستی و متحدین آنها در خاورمیانه ، به قیمت بحرانی کردن منطقه، ویرانی چند کشور و کشتار و آوارگی میلیونها انسان و عروج انواع دسته جات قومی، مذهبی و کانگسترهای نظامی و... ، آینده سیاهی را در مقابل مردم این منطقه قرار داده است. بی جوابی دولتهای غربی و بهم ریختن توازن ناپایدار قبلی آنها، جهان را با ناامنی و ناروشنی و کشورهای منطقه را در یک کشمکش ویرانگر و بحرانی کامل روبرو کرده است، امری که مهر خود را بر هر تحولی در منطقه و کشورهای آن از جمله ایران زده است. امروز آینده مردم خاورمیانه بیش از هر زمانی به کشمکش و رقابت دولتهای تا مغز استخوان ارتجاعی مانند اسرائیل، عربستان، ترکیه، ایران و... و متحدین جهانی و محلی آنها در دل یک سناریوی مرگبار گره خورده است. کشمکشی که اساسا با اتکا به جنگهای نیابتی توسط احزاب و گروههای قومی و مذهبی موجود یا دست ساز، پیش میرود. ۲- عروج ترامپ و تشدید فشار به جمهوری اسلامی، در کنار تخاصمات دولتهای مرتجع عربستان، اسرائیل و... با ایران، آلترناتیو سازی اینبار بر متن خاورمیانه قومی و مذهبی شده، شرایط مناسبی را برای ابراز وجود مجدد اپوزیسیون بورژوایی مستاصل و بی افق مهیا کرده است. نیروهای قومی و مذهبی مخالف جمهوری اسلامی از مجاهد تا بخشی از سلطنت طلبان و ناسیونالیستهای "کرد" مجددا بادبان کشتی در گل نشسته خود را با سیاستهای ترامپ و متحدین محلی او تنظیم کرده اند. ۳- وجود   مسئله "کرد"، به عنوان یک معضل تاریخی در ایران، کشتار و توحش جمهوری اسلامی علیه مردم کردستان، تنفر عمیق مردم محروم کردستان از جمهوری اسلامی، سرمایه گذاری احزاب ناسیونالیست کرد روی این واقعیات، کردستان و احزاب ناسیونالیست کرد را کاندید مناسبی برای تسویه حساب دول مرتجع منطقه و امریکا با جمهوری اسلامی کرده است. پیوستن حزب دمکرات کردستان ایران (شاخه هجری) به این سناریو و اعلام دوره جدید مبارزه مسلحانه "راسان"، آغاز این پروسه و پروژه سیاه علیه مردم در کردستان، و بالطبع ایران، به نام مبارزه با رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی بود. ٤- بحث "همکاری" پنج جریان اپوزیسیون کرد، دو شاخه حزب دمکرات و دو جریان سازمان زحمتکشان عبدالله مهتدی و عمر ایلخانی زاده همراه با کومه له (سازمان کردستان حزب کمونیست ایران) در این دوره و پیوستن "سازمان خبات"(گروهی اسلامی از نوع سنی) در دوره اخیر به این جمع، طرح جبهه کردستانی از جانب عبدالله مهتدی و شکل گیری عملی این اتحاد، نشست و گفتگوهای مکرر آنها به کمک مستقیم مسعود بارزانی و "انستیتوی تحقیقات خاورمیانه"(میری) در اربیل، زیر افقی است که سیاست آمریکا و دولتهای مرتجع منطقه و تخاصطات آنها با جمهوری اسلامی باز کرده است و جواب به نیازی است که در مقابل آنها گذاشته اند. ٥-  با پیوستن رسمی کومه له (سازمان کردستان حزب کمونیست ایران) به جبهه ناسیونالیستهای کرد و تصویب رسمی این پیوستن در کنگره ١٧ این جریان، تدوین پلاتفرم این "جبهه" زیر عنوان عوامفریبانه "همکاری و تنطیم مناسبات" با نیروهای سیاسی در کردستان، هم "جبهه کردستانی" و هم کومه له علیزاده، عملا و رسما وارد دوره دیگری از حیات خود شده اند. پیوستن کومه له به این جبهه و رسمیت دادن به آن در کنگره این سازمان، تلاش برای بردن اعتبار کمونیسم درکردستان و تاریخ جدال کمونیستها در این جامعه علیه جمهوری اسلامی، پشت این جبهه و در خدمت آن، مستقل از فریبندگی آن، لطمه ای به چپ جامعه و ضربه ای به جنبش آزادیخواهانه مردم کردستان است. پیوستن کومه له علیزاده به جبهه ناسیونالیستها، تعرضی از موضع راست علیه چپ و کمونیست و آزادیخواهی در جامعه کردستان است. ٦- اتحاد این جریانات زیر نام "جبهه کردستانی" یا هر نام و نشان دیگری، مستقل از ادعای تشکیل دهندگان آن، مستقل از نیت و هدف هر یک از احزاب و فرقه های قومی و مذهبی تشکیل دهنده آن، انتخابی آگاهانه از جانب آنان برای ایفای نقش در معادلات سیاسی منطقه زیر سایه سیاستهای آمریکا و متحدین او است. "جبهه کردستانی" جبهه ای ارتجاعی است که نه تنها به مبارزات آزادخواهانه مردم کردستان علیه جمهوری اسلامی بیربط است، بعلاوه در خدمت سد کردن آن و امید بستن به ارتجاع بین المللی و منطقه است. پروژه ای که فریبکارانه به نام "دفاع" از مردم کردستان و تحت لوای مسئله "کرد" و ستمگری علیه مردم کردستان، اعلام میشود. تشکیل این جبهه نه تنها کوچکترین قدمی در جهت رفع ستم ملی و حل مسئله "کرد" نیست، که سو استفاده از این معضل واقعی در خدمت سیاستی ارتجاعی است.  ٧- از آنجا که جمهوری اسلامی خود يکی از مهمترين عوامل و نيروها در دامن   زدن به تفرقه و کشمکشهای قومی و مذهبی در منطقه است، دامنه اين سیاست و پروژه به کردستان محدود   نخواهد ماند و مهر خود را بر آینده مبارزه طبقه کارگر و مردم محروم در ایران برای آزادی، رفاه، برابری و سعادت خواهد زد.

حزب حکمتیست(خط رسمی) اعلام میکند: • تامین ابتدایی ترین مطالبات سیاسی، رفاهی و اجتماعی مردم آزادیخواه ایران در گرو سرنگون کردن جمهوری اسلامی است. مبارزه آزادیخواهانه مردم کرستان برای رفاه و آزادی و برای زندگی انسانی، مبارزه ای غیر قومی، متمدن، سکولار و بخشی از مبارزه عدالتخواهانه طبقه کارگر و مردم آزادیخواه ایران علیه جمهوری اسلامی است. • هر نوع امید بستن به دخالتهای امپریالیستی از محاصره اقتصادی، حمله نظامی و جنگ نیابتی عربستان تا رژیم چینج ... در هر گوشه از ایران، اقدامی علیه مبارزات مستقل طبقه کارگر و مردم آزادیخواه ایران و در خدمت تحمیل یک سناریوی سیاه به جامعه ایران است. • هر نوع همکاری و بند و بست نیروهای اپوزیسیون جمهوری اسلامی با دولتها از آمریکا تا دول مرتجع منطقه، به بهانه مبارزه با جمهوری اسلامی و تحت لوای دفاع از مبارزه مردم محروم، هر نوع دیپلماسی سری و دور از چشم مردم، اقدامی علیه مبارزات مردم آزادیخواه ایران است و محکوم است. رابطه با هر دولتی و مذاکره و مناسبات با آنان در هر سطحی باید علنی و با اطلاع مردم ایران و کل نیروهای سیاسی باشد. • سواستفاده جمهوری اسلامی و تلاش برای میلیتاریزه کردن کردستان به بهانه دخالت دولتهای خارجی، هر نوع دستگیری و پرونده سازی رایج آنها علیه فعالین سیاسی، کمونیستها و آزادیخواهان، فعالین و رهبران اعتراضات حق طلبانه مردم کردستان، را به عنوان توطئه جمهوری اسلامی علیه مبارزات حق طلبانه طبقه کارگران، زنان و محرومین جامعه باید افشا و در مقابلش ایستاد. • حزب حکمتیست همراه طبقه کارگر، مردم آزادیخواه و کمونیستها در کردستان علیه هر تلاشی جهت قومی و مذهبی کردن مبارزه مردم آزادیخواه کردستان، خواهد ایستاد. هر گونه تحریکات نفاق افکنانه قومی و مذهبی، تلاشی ارتجاعی علیه طبقه کارگر ایران، علیه همسرنوشتی طبقاتی آنها و علیه مردم آزادیخواه ایران و در خدمت ارتجاع و جمهوری اسلامی است و سد بستن در مقابل چنین تحریکاتی را وظیفه مستقیم خود و هر نیروی سیاسی متمدن و مسئولی میدانیم. • حزب حکمتیست همراه طبقه کارگر، زنان و مردان آزادیخواه در کردستان، دست رد به سینه "جبهه کردستانی" و افق ارتجاعی این جبهه زیر سایه سیاستهای دولت آمریکا و دول مرتجع منطقه میزنیم، و با مبارزات مستقل و متحدانه خود برای آزادی و برابری، دوشادوش طبقه کارگر و مردم محروم ایران در مقابل جمهوری اسلامی صف میبندیم. • حزب حکمتیست در مقابل هر تلاشی برای سوء استفاده از تاریخ و اعتبار مبارزه ما کمونیستها در کردستان، سوء استفاده از مبارزه چند نسل از زنان و مردان کمونیست در کردستان توسط رهبری کومه له علیزاده، در خدمت اعتبار بخشیدن به ارتجاع ناسیونالیستی و "جبهه کردستانی"، قاطعانه می ایستد.

حزب حکمتیست(خط رسمی) همه کمونیستها، فعالین آگاه طبقه کارگر، همه زنان، جوانان و آزادیخواهان و نیروهای سیاسی مسئول را به مبارزه ای همه جانبه علیه جمهوری اسلامی و علیه سیاستهای ارتجاعی دول منطقه و علیه هر گروه و جریانی که تحت هر نامی زیر افق و سیاستهای آنها برود، فرا میخواند. ما همه کمونیستهای جامعه کردستان را به مبارزه ای مشترک، مستقل  و سراسری برای جامعه ای آزاد و برابر فرامیخوانیم. جمهوری اسلامی را باید با قدرت طبقه کارگر و مردم محروم انداخت. نیروی این سرنگونی نه دول مرتجع آمریکا،عربستان، اسرائیل و متحدین آنها، که نیروی طبقه کارگر آگاه و صف انسانهای شرافتمندی است که برای دست یابی به زندگی انسانی و مرفه، آزاد و سعادتمند لحظه شماری میکنند.

حزب کمونیست کارگری حکمتیست (خط رسمی) ١٤ اوت ٢٠١٧

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Mon, 14 Aug 2017 23:14:09 +0000
رو در رو: پرونده سازی جدید برای دخترم آتنا دائمی،گفتگو با معصومه نعمتی مادر آتنا دائمی http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65444:2017-08-14-23-14-08&Itemid=649 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65444:2017-08-14-23-14-08&Itemid=649

https://www.youtube.com/watch?v=_LXtZeeiMwI

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Mon, 14 Aug 2017 23:13:37 +0000
تلویزیون برابری : لينک برنامه هاى جديد راديو و تلويزيون برابرى http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65443:2017-08-14-23-13-36&Itemid=649 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65443:2017-08-14-23-13-36&Itemid=649

گزارش برگزاری کنگره ۲۲ سازمان راه کارگر با: یاور اعتماد، علی دماوندی و آرش کمانگر

  https://www.youtube.com/watch?v=ArOssMCPjm4

گفتگو با سحر محمدی - روایت ما خانواده های جانباختگان از دهه شصت 

https://www.youtube.com/watch?v=4M_yUaUSUK4

مجید دارابیگی: کابینه جدید روحانی و وعده های انتخاباتی

https://www.youtube.com/watch?v=jGVFkLjkb78

گفتگو با باقر ابراهیم زاده - واکاوی دهه شصت و اهمیت جنبش دادخواهی

https://www.youtube.com/watch?v=QubPHigBA0Q

آرش کمانگر: کابینه جدید روحانی، پرده آخر یک نمایش

  https://www.youtube.com/watch?v=gYfqydkreFs

سونامی بیکاری، گفتگو با بهروز خباز

https://www.youtube.com/watch?v=ZHpAcUQR-Z0

پیروز زورچنگ: دهه شصت دهه فداکاریهای بزرگ

https://www.youtube.com/watch?v=lB0J1cWpsao

گفتگوی سعید افشار با ابراهیم آوخ درباره درگذشت نیک بین از بنیان گذاران اولیه سازمان مجاهدین خلق

  https://www.youtube.com/watch?v=ETPvtNMsNC8

گفتگوی بهروز خباز با آیت نیافر و محسن حکیمی در ایران درباره طرح کارورزی

https://www.youtube.com/watch?v=nhFMky_mQzU

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Mon, 14 Aug 2017 23:12:01 +0000
مینا انتظاری: مریم در مقابل هیئت مرگ! http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65440:2017-08-14-23-04-31&Itemid=649 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=65440:2017-08-14-23-04-31&Itemid=649

وقتی در نوار صوتی دیدار محرمانه اعضای «هیئت مرگ» با آقای منتظری در آن مرداد تب دار، صدای آخوند حسینعلی نیّری سردژخیم کمیسیون مرگ را شنیدم احساس غریبی به من دست داد... این همان ملّای پلیدی بود که در زمستان سال سیاه شصت، حاکم شرع دادگاه چند دقیقه ای من هم بود. کسی که با تحکُم اجازه نمیداد حتی در همان بیدادگاه، حرفی بزنم و دفاعی از خودم بکنم. آن ایام سرنوشت نسل ما البته یا پشت دیوار بند ۲۴۰ با رگبار جوخه مرگ تعیین میشد یا در اتاق های شکنجه و با حکم شرعی «ضرب حتی الموت» تمام میکردیم و یا بقول خودش «مشمول رحمت و عطوفت امام» میشدیم و بجای صف اعدام، موقتآ! برای سالیان راهی بندهای مخوف زندان میشدیم.

در این نوار اما صدا و کلام آن آخوند خونخوار حکایت دیگری داشت... صدا همان صدایی بود که من هم قبلآ در بیدادگاه شنیده بودم ولی حالت و تُن آن صدا، مثل قبل نبود. البته او در آن جلسه محرمانه با اینکه بر پشته ی از کشته های هفت ساله تکیه داشت و بقول خودش در تمام روزهای آن مرداد تب دار نیز، از صبحگاه تا پاسی از شب همراه با پورمحمدی و رئیسی و اشراقی... بلاوقفه مشغول کشتار بودند و حتی همان روز هم، قبل از آمدن به قم تعدادی را محکوم به اعدام کرده و دار زده بود، و تازه دویست جان ناقابل دیگر را هم نقدآ برای کشتن دم دست داشت... با این حال صدای او دیگر نه تنها حالت یک فاتح را نداشت بلکه مستأصل و درمانده شده بود و در برابر مقاومت مظلومانه سربداران ۶۷ و بخصوص دختران مجاهد دربند به سختی شکست خورده بود و بقول خودشان «به التماس افتاده بودند».

از آن جمع مجاهدین دلاور زندان که سالها با هم دربند بودیم، این روزها یک چهره دوست داشتنی از همان یاران سربدار و یکی از آن «دختران آفتاب» و «خواهران ستیزه ومهتاب» بدلایلی برایم جلوه و جاذبه خاص تری دارد. مجاهدی به لطافت «گل مریم» در جمع دوستانش، و «پاکباز» و بی باک در مصاف با دشمنانش... و چه اسم زیبا و برازنده ای داشت: مریم پاکباز

مریم عزیز در زمره همان دختران شجاع و وفاداری بود که در جریان «نسل کشی» تابستان ۶۷ در زندان اوین، اعضای هیئت منتخب خمینی در برابر اراده و ایمان و آرمان والایشان به ستوه آمدند و به زبان رئیس «هیئت مرگ»، دژخیمان در مقابلشان به التماس افتادند که فقط دوخط بنویسند «سازمان محارب منافقین» را قبول ندارند... ولی نکردند.

مریم نازنین که در زندان بیشتر او را «سارا» صدا میکردیم متولد ۱۳۴۲ و دختری روشنفکر و تیزهوش بود که بعنوان یک دانش آموز ممتاز بصورت جهشی در سن ۱۴ سالگی موفق به کسب دیپلم با معدل عالی میشود. این ایام همزمان میشود با موج تحولات اجتماعی سالهای ۵۶ - ۵۷ و آشنایی او با مجاهدین خلق و دیگر جریانات سیاسی و همینطور دیدارش با پدر طالقانی ... بخصوص اینکه پدرش بعنوان یک متخصص مخابرات و از پیروان قدیمی دکتر محمد مصدق، نقش خاصی در فضای سیاسی خانه شان داشت. این چنین بود که مریم عزیز در فردای بهمن ۵۷ و در همان سنین نوجوانی، بلافاصله بعد از جذب در روابط تشکیلاتی مجاهدین، زندگی شخصی خودش را وقف آزادی مردم محروم میکند و حتی از ادامه تحصیل و دانشگاه نیز صرف نظر میکند.

فعایتهای سیاسی و اجتماعی او بیشتر در جنوب تهران و محلات نازی آباد، خانی آباد و یاخچی آباد و ... بود که با سری پرشور و دلی سرشار از انگیزه های مردمی در تمام صحنه های مبارزه با مرتجعین تازه بقدرت رسیده حضور فعال داشت و باعث تشویق دختران و زنان جوان و زحمتکش به دفاع از حقوق انسانی خودشان میشد. در پخش اعلامیه، توزیع نشریات مجاهدین، شرکت در تظاهرات علیه حزب چماق بدستان و روشنگری علیه ارتجاع حاکم و دفاع از آزادیهای سیاسی و مدنی... همیشه و همه جا همراه با یارانش تلاش میکرد و بارها توسط چماقداران حزب الله و پاسداران کمیته مورد ضرب و شتم قرار گرفت و زخمی و خونین به خانه آمد.

علاوه بر اینها، مطالعات متنوع او در همان سنین نوجوانی و اشتیاق وافر او برای دانستن بحدی بود که نه تنها آموزشهای ایدئولوژیک مجاهدین و بخصوص کلاسهای تبیین جهان «مسعود» را بادقت فرا میگرفت بلکه بطور هفتگی فیلم و نوارهای آموزشی «تبیین جهان» را بصورت جلسات خصوصی، در یکی از طبقات منزل خانوادگیش با حضور تعداد زیادی از دوستان و و آشنایان مستعد برگزار میکرد و برایشان کار توضیحی مینمود.

فعالیتهای سیاسی و تشکیلاتی او و شناخته شدگی خاص او در محله و محیط زندگیش بعنوان یک دختر نمونه و یک فعال پرشور مجاهدین باعث شد که پاسداران پلید کمیته چی به سرکردگی «اکبر خوشکوش» در اواسط سال ۵۹ و در همان فاز سیاسی او را دستگیر و روانه زندان مخوف اوین کنند. البته با پادرمیانی افراد با نفوذ و معتمد محله که سارای نازنین را کاملآ میشناختند و او را به لحاظ تحصیلی و اخلاقی سمبلی برای بقیه بچه های محل میدانستند، و همینطور بخاطر پیگیریهای مداوم خانواده اش، مسئولین زندان و دادستانی بارها به آنها گفته بودند که فقط او باید تعهد بدهد دست از فعالیت سیاسی برمیدارد و دنبال زندگیش میرود تا او را آزاد کنند.

ولی سارا هیچوقت تن به این کار نداد و نهایتآ بعد از ۳۰ خرداد سال شصت و با شروع محاکمات ضربتی و کشتارهای خونین آن سال، او نیز علیرغم اینکه در سال ۵۹ دستگیر شده بود به ۱۵ سال زندان محکوم میشود. در این فاصله تقریبآ تمام افراد خانواده اش هم توسط پاسداران کمیته چی، به تناوب و برای مدتی بازداشت شده بودند.

یکی دو سال بعد وقتی با او در بند تنبیهی ۸ قزل حصار همبند شدم، او همچنان همان شخصیت جاافتاده و پابرجا را داشت و از بچه های مقاوم و با کیفیت بند بود. در آنجا هم در روابط درونی جمع مجاهدین زندان، آموزه های تئوریک و ایدئولوژیک و مباحثی همچون توحید و دینامیزم قران و تکامل و دیالکتیک را که در کلاسهای تبیین جهان فراگرفته بود با احساس مسئولیت به دیگر یاران مجاهدش انتقال میداد... بیشتر اوقات در حال مطالعه بود و زبان انگلیسی را نیز خیلی مسلط بود.

طبعآ چنین زندانی پرشور و با کیفیتی، هرچند سن نسبتآ کمتری از اکثریت بچه های بند داشت، با این حال از طرف پاسداران عقده ای زندان مورد کینه و حساسیت بیشتری قرار داشت. بخصوص اینکه سارای عزیز بخاطر دستگیری زودهنگامش در سال ۵۹ از بیشتر بچه های بند، با سابقه تر و باتجربه تر هم شده بود. بنابراین او در صف اولین کسانی قرار گرفت که در سال ۶۲ روانه شکنجه گاه هولناک «تابوتها» یا همان «قبر و قیامت» شد و ماهها شرایط بسیار سخت تابوتها را طاقت آورد و سرانجام در میانه سال ۶۳ با جسم و جانی نحیف و فرسوده، ولی سرفراز، همراه با دیگر یاران مقاومش که یا از قفسهای ابداعی حاج داوود رحمانی و یا از شکنجه گاه دهشتناک «واحد مسکونی» در آمده بودند، به جمع بقیه بچه ها در بندهای عمومی پیوست.

در تمام آن چند سال بخاطر شرایط سخت زندان و شکنجه های متعدد، مریم (سارا) عزیز و نوجوان ما که تازه بیست سالگی را پشت سر گذاشته بود دچار بیماریهای مختلفی گردیده بود که با توجه به محدودیتهای حاد درمانی و پزشکی در زندان، عوارض آن بطور مضاعف این دختر جوان را رنج میداد. البته با توجه به روحیه بالا و رویکرد او نسبت به زندگی و زندان، همه این فشارها چیزی از شادابی و پرشوری او کم نمیکرد.

لازم به یاداوریست که در پروسه تحولات داخل زندان و نقش هیئت اعزامی از طرف آقای منتظری و بدنبال آن، تغییر مدیریت زندانهای پایتخت در سال ۶۳ و بخصوص بخاطر اینکه مریم پاکباز اساسآ یکسال قبل از رویدادهای سال شصت دستگیر شده بود و تنها جرمش در پرونده، داشتن نشریات مجاهدین خلق در فاز سیاسی بود، یکی دوبار دیگر در شرف آزادی قرار گرفت ولی قاطعانه از دادن تعهد یا نوشتن ردیه علیه مجاهدین خوداری کرد و کماکان در کنار یاران همفکر و همراهش در زندان ماند.

طی سالهای بعد نیز در جریان جابجایی های داخل زندان، مریم پاکباز بارها به بندهای تنبیهی در قزلحصار و گوهردشت و اوین منتقل شد و هربار ماهها در سلولهای انفرادی بسر برد. سرانجام بعد از انتقال دسته جمعی تمامی دختران و زنان زندانی سیاسی تهران به اوین مخوف در سال ۶۶ و متمرکز کردن آنان در ساختمانی سه طبقه، او را به بند تنبیهی یک اوین یا همان سالن طبقه اول با اتاقهای دربسته فرستادند.

وفاداری او نسبت به سازمان آرمانیش همیشه زبانزد بقیه بچه ها بود. یکی از دوستان نزدیک و همبندش نقل میکند وقتی مریم دلیر در موقعیتی قرار میگرفت که برای رهایی از بند و زندان و یا خلاصی از شرایط سخت تنبیهی، مسئولین زندان از او میخواستند به یارانش و آرمانش پشت کند، با صداقت و پاکبازی خاصی میگفت: اگر امام حسین در برابر شمر و ابن‌زیاد زانو زد و توبه کرد، من هم در برابر شما توبه خواهم کرد...

مریم عزیز تا قبل از شروع کشتار هولناک تابستان ۶۷، ماهها بصورت تنبیهی از ملاقات با خانواده اش نیز محروم شده بود و آنطور که از خانواده دردمندش شنیدم آخرین یادگاری او از زندان یک کاردستی زیبایی بوده که با استفاده از رشته های نخ جوراب و حوله، تصویری از عاشیقلار را همراه با اشعار زیر از بابا طاهر، روی یک تکه پارچه کوچک سوزن دوزی کرده و در جانمازش مخفی کرده بود که در سال ۶۷ پس از قتل عام بدست خانواده اش میرسد:

قلم بتراشم از هر استخوانم           مرکب گیرم از خون رگانم

بگیرم کاغذی از پردهٔ دل            نویسم بهر بوی مهربانم

اگر جسمم بسوزی سوته خواهم     اگر چشمم بدوزی دوته خواهم

اگر باغم بری تا گل بچینم             گلی همرنگ و همبوی ته خواهم

سارای نازنین این گل مریم بوستان مقاومت ایران و مجاهد پاکبازی که همراه با خیل یاران دربندش در مقابل فاشیسم مذهبی ایستاد و «نه» گفت، در تابستان سوزان شصت و هفت همچون کبوتر طوقی با ردی از طناب دار بر گردن نحیفش، عاشقانه به پرواز درآمد و جاودانه شد. متاسفانه در آن نسل کشی بیسابقه، فقط تعداد انگشت شماری از یاران مجاهد سارا جان بدربردند که بیشتر آنان همچنان در جهنم داخل کشور و در زیر تیغ جلادان بسر میبرند و در همین رابطه بسا ناگفته هاست که طبعآ میماند برای بعد...

در چنین شرایطی در سالهای اخیر، با تاسف بسیار، دو سه نفر از زندانیان سابق مارکسیست ضمن طرح روایات و مسائل غیرواقعی در مورد برخی بچه های مجاهد زندان، در خارج از کشور و در فضای مجازی، بطور مثال مدعی شده اند که گویا مریم پاکباز قبل از شروع کشتار ۶۷ تغییر ایدئولوژی داده بوده و بطور خصوصی به یکی از این «رفقا» گفته است که مارکسیست لنینیست شده است و در دادگاه مرگ هم از اعتقادات مارکسیستی خود دفاع کرده است!

البته این موضوع از نظر جمع ما مجاهدین زندان که حداقل هفت سالِ پر از درد و رنج را با هم و با مریم بودیم و محرم هم بودیم و در روابط کاملآ منسجم درونی جمع خودمان، همدل و همراز هم بودیم، ادعای بی پایه ای بیش نیست. بخصوص هم سلولی ها و یارانی که تا آخرین روزها و حتی در راهروهای مرگ، همراه و همسفر مریم عزیز بودند گواهان پایداری او تا پای دار بودند.

متاسفانه این دست درازی به حریم سیاسی و عقیدتی دختران مجاهد آن هم با ژست «چپ» توسط تنی چند از همبندان سابق، مختص زنده یاد مریم پاکباز نیست چرا که تا چند سال پیش نیز بودند معدود افرادی که با بی پرنسیبی غریبی، موضع و هویت مجاهدان جانفشانی همچون فروزان عبدی و مهین قربانی را نیز دستکاری میکردند ... حتی جایی دیدم که یکی از این مدعیان دروغین «چپ» نوشته بود زندانی مجاهد مریم گلزاده غفوری در زندان خیلی دوست داشت که در جمع ما و بحث های ایدئولوژیکی مان باشد ولی توسط دیگر مجاهدین بند تهدید به بایکوت میشد!

در این رابطه فقط بخاطر شفافیت و رفع ابهام آن دسته از دوستان خوب و رفقای مارکسیست دربندم در آن دوران باید بگویم که اتفاقآ همبند عزیزم «مریم گلزاده» خودش از مسئولین ارشد و خط دهنده جمع مجاهدین زندان بود و نه دنباله رو و تحت مسئول ... بخصوص اینکه خط سیاسی ما در زندان همواره نزدیکی و همگرایی با بچه های اصولی چپ بود ولی نه گرایشات اپورتونیستی...

شاید خیلیها ندانند که در جریان قتل عام تابستان ۶۷ در بند زنان اوین، وقتی جلادان دسته دسته دختران مجاهد را صدا میکردند و از بند به سوی راهروهای مرگ میبردند، چند نفر از همین زندانیان مدعی «چپ» حتی برای آخرین وداع با آن یاران سربدار، از تخت شان هم پائین نیامدند! بهر تقدیر در زمان آن کشتار بیسابقه من دیگر در زندان و در کنار یاران جانفشانم نبودم ولی این واقعیت تلخ را سالها بعد برخی از زندانیان مارکسیست همبند ضمن ابراز تآسف در خاطرات زندانشان نوشتند.

بعنوان یک حقیقت تا آنجا که به دیدگاه و اعتقادات مترقی مجاهدین برمیگردد و از همان زمان بنیان گزاریشان در پنجاه سال پیش تا کنون نیز این چنین بوده، همیشه مرزبندی و صف بندی سیاسی و مبارزاتی آنها، در متن تضادهای اصلی جامعه یعنی «استثمار کننده و استثمارشونده» - «آزادی و استبداد» - «ظالم و مظلوم» - «سکولار دموکراسی و فاشیسم مذهبی» ... تعریف میشده است و نه براساس باور فلسفی یعنی « باخدا یا بی خدا» بودن. با چنین دیدگاه نوینی حتی اگر فرد آزادیخواهی به باور اعتقادی دیگری غیر از توحید مجاهدین هم برسد تا وقتی به مبارزین و مردم خیانت نکند و عملآ علیه دشمن و نظام پلید حاکم مرز داشته و مبارزه میکند مورد احترام و پشتیبانی همه خواهد بود... همانطور که ما، جمع مجاهدین زندان، همیشه رابطه دوستانه و محترمانه با دیگر زندانیان غیرمجاهد همچون بانوان بهایی و همبندان چپ اصولی داشتیم.

از طرف دیگر حتی اگر زندانی مقاوم و صادقی همچون مریم عزیز فرضآ در یک پروسه فکری عمیق، به باور اعتقادی یا سیاسی دیگری هم میرسید قبل از هرکس دیگری با یاران همبند مجاهدش که همیشه محرم هم بودیم مطرح میکرد. واضح است که این گونه تغییرات اساسی، یک روز و دو روز و یا یواشکی شکل نمیگیرد. مریم دختر روشنفکر و با ثباتی بود. او در فضای باز سیاسی مقطع انقلاب با اینکه برادر بزرگش از زمان شاه افکار چپ داشت، خودش آگاهانه این راه و آرمان را انتخاب کرد و از همان زمان در مکتب و مناسبات مجاهدین پرورش یافت و اساسآ تمام عمر ده ساله سیاسی و آرمانی خودش را نیز، از ۵۷ تا ۶۷، در خانواده بزرگ مجاهدین و در کنار همرزمان عزیزش تجربه کرده و گذرانده بود. او حتی با بعضی از یاران دربندش همچون مجاهدین سربدار منیژه تاج اکبری و فرحناز ظرفچی و فریده صدقی و رقیه اکبری منفرد... از دوران کودکی هم محلی و یا همسایه بودند و یا آشنایی قبلی داشتند و خیلی نزدیک بودند.

از همه اینها که بگذریم حالا بعد از گذشت سی سال سیاه و روشن شدن بسیاری از اتفاقات و رو شدن بسیاری مسایل پشت پرده و بخصوص بعد از افشای نوار صوتی جلسه محرمانه آقای منتظری با اعضای کمیته مرگ تهران، معلوم شده است که در جریان «فاجعه ملی» کشتار ۶۷ در بندهای زنان تهران و سراسر ایران، فقط دختران و زنان مجاهد سرموضع سربدار شدند. دلاوران پاکبازی که با دفاع از هویت سیاسی و اعتقادی خود در برابر دشمن تسلیم نشدند و سرفرازانه از دروازه مرگ عبور کردند.

هرکدام از آن شیرزنان این امکان را داشتند که بقول جلاد هیئت مرگ فقط با «دو خط» ردیه نویسی و اعلام عدم اعتقاد به راه و رهبر مجاهدین از مرگ بگریزند. بخصوص اگر کسی واقعآ از قبل به باور اعتقادی دیگری رسیده بود، در آن شرایط هولناک و لحظه انتخاب بین مرگ و زندگی، نمیتوانست با نام مجاهدین، پایدار تا پای دار برود... من اطلاع دقیق دارم که همبندان مجاهدم خیلی زود در راهروهای مرگ متوجه نیت پلید باصطلاح «هیئت عفو» شدند و میدانستند که با انتخابشان چه سرنوشتی در انتظارشان است.

این نکته را هم در پاسخ به آن ادعای پوچ لازم به یاداوری میدانم که حتی اگر فرضآ، مریم در مقابل کمیسیون مرگ، مجاهدین را رد میکرد و مثلآ خودش را مارکسیست لنینیست معرفی میکرد، لااقل در آن مقطع زمانی سرنوشتی غیر از اعدام میداشت چرا که در کشتار تابستان ۶۷ خوشبختانه هیچکدام از زندانیان زن مارکسیست (بعنوان زن مرتد در شرعیات آخوندی) مشمول اعدام نشدند.

البته درد و رنج و خون و شکنج همه زندانیان سیاسی غیرمجاهد و بخصوص طیف زندانیان مقاوم چپ، در تمام آن سالهای دهه شصت و همینطور شرایط طاقت فرسایی که در پروسه قتل عام تابستان ۶۷ همراه با بهت و اندوه رفتن همیشگی همبندانشان و انتظار هولناک در صف اعدام بودن خودشان و گاه دریافت جیره روزانه شلاق... تجربه کردند و از سر گذراندند از صفحات خونین و فراموشی ناپذیر کارنامه جنبش ماندگار چپ ایران است.

بهرحال آنها، همه آنان، تک تک آن سربداران، انسانهای معمولی بودند با دنیایی از عواطف و احساسات و امیال و آرزوهای فردی و خانوادگی... آنها متعلق به نسلی برآمده از یک انقلاب بدفرجام بودند که فراتر از همه تمنیّات فردی، آرمان «آزادی» در سر داشتند و «عشق» به مردم در دل... شاید تنها تفاوتشان با خیلیهای دیگر در این بود که فراتر از حرف و شعار، اهل عمل بودند و برای تحقق آرمانشان تلاش و مجاهدت میکردند و ثابت قدم از پرداخت هیچ بها و فدایی در این راه دریغ نمیکردند...

آنها نه «ژن برتر» داشتند و نه ذرّه ای سهم از سفره انقلاب و یا سکان قدرت برای خودشان میخواستند. آنها اگر در محیط و شرایط اجتماعی مناسب دیگری میبودند و مجبور نمیشدند بخاطر آزادی و حقوق ملاخور شده مردم میهن شان از آسایش و آینده خودشان بگذرند، چه بسا هرکدام با ذهن خلاق و پشتکار بی پایانشان، میتوانستند در زمینه های دیگر زندگی بدرخشند و نام آوری کنند... بله آنها بی پرواترین عاشقان و نامدارترین انسانهای دوران خود بودند... در این رابطه تاریخ و نسل های بعد قضاوت عادلانه ای خواهند داشت!

حالا پس از گذشت حدود سه دهه و در سالگرد آن «جنایت مجازات ناشده» و بخصوص در امواج اجتماعی «جنبش دادخواهی» که این روزها می جوشد و میخروشد، بازهم همبندان دلبند و یاران باوفایم را زیباتر و پرشکوهتر از همیشه میبینم و با غرور و افتخار به نظاره آنان مینشینم. همان دختران و زنان والایی همچون مریم پاکباز که بعد از تحمل بیرحمانه ترین و بیسابقه ترین شکنجه های جسمی و روانی طی هفت یا هشت سال زندان و حرمان، در آخرین رویارویی نیز با خمینی تبهکار و فتوای شیطانی اش، در برابر «هیئت مرگ» ایستادند و به راه و راهبر و سازمان آرمانی و مردم محبوبشان وفادار ماندند و در «نبرد اراده ها» تسلیم دشمن نشدند و بر فراز دارها با رقص رهایی جاودانه شدند و جلادانی همچون نیّری و رئیسی و پورمحمدی... را به زانو درآوردند.

یاد همگیشان گرامی!

مینا انتظاری

مرداد ۱۳۹۶

Mina.entezari@yahoo.com

www.mina-entezari.blogspot.com

 

--------------------------------------------------------------------------------------------

پانویس:

۱- لینک فایل صوتی جلسه محرمانه آقای منتظری با اعضای «کمیسیون مرگ» تهران

https://soundcloud.com/iranwire-iran/afkqz892vhlj?utm_source=soundcloud&utm_campaign=share&utm_medium=facebook

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) تريبون آزاد Mon, 14 Aug 2017 23:03:03 +0000