ایران تریبون - ایران تریبون - جنبش کارگرى http://www.iran-tribune.com Wed, 24 May 2017 06:03:18 +0000 Joomla! - Open Source Content Management fa-ir دو فعال کارگری از اتهام‌های امنیتی تبرئه شدند http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64677:2017-05-22-15-17-45&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64677:2017-05-22-15-17-45&Itemid=645

دویچه وله فارسی: دادگاه تجدید نظر استان مرکزی اتهام‌های دو فعال کارگری مبنی بر اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام را وارد ندانست. وکیل این دو کارگر می‌گوید دادگاه فعالیت‌های موکلانش را صنفی و در چارچوب قانون تشخیص داده است.

در جمهوری اسلامی وارد کردن اتهام‌های امنیتی به فعالان صنفی امر کم‌سابقه‌ای نیست. جعفر عظیم‌زاده، رئیس هیات مدیره و شاپور احسانی‌راد عضو اتحادیه آزاد کارگران ایران چندی پیش با چنین اتهام‌هایی دادگاهی شدند.

محمدعلی جداری فروغی، وکیل این دو فعال کارگری روز دوشنبه، اول خرداد ماه در یک تماس تلفنی با خبرگزاری ایلنا گفت: «به موجب دادنامه صادره از شعبه هشت دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی (اراک) که صبح امروز ابلاغ شد، جعفر عظیم‌زاده و شاپور احسانی‌راد از اتهامات اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام، تبرئه شدند.»

به گفته‌ی این وکیل دادگستری، در حکمی که قاضیان دادگاه تجدید نظر صادر کرده‌اند فعالیت‌هایی که عظیم‌زاده و احسانی‌راد به خاطر آنها محاکمه شده‌اند صنفی و در چهارچوب قانون اعلام شده است.

چنان که جداری فروغی به ایلنا گفته، در دادنامه‌ی صادره از سوی دادگاه تجدید نظر به صراحت آمده است: «... با توجه به این که اقدامات مشارعلیهما به جهت احقاق حقوق قانونی بوده، مجموعه اقدامات انجام شده با هدف برهم زدن امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام تلقی نمی‌گردد.»

دو عضو اتحادیه آزاد کارگران پیش از این در دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان ساوه به اتهام‌های یادشده به ۱۱ سال حبس محکوم شده بودند که با صدور حکم قطعی دادگاه تجدید نظر، احکام قبلی نقض می‌شوند.

جعفر عظیم‌زاده سال ۹۴ نیز با چنین اتهام‌هایی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ۶ سال حبس محکوم شده بود. وکیل او می‌گوید، با توجه به حکم دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی، درباره حکم دادگاه انقلاب نیز درخواست اعاده دادرسی خواهد کرد.

عظیم‌زاده اردیبهشت سال گذشته در اعتراض به اتهام‌های امنیتی پرونده خود دست به اعتصاب غذا زد و پس از ۲۳ روز اعتصاب به علت وخیم شدن وضعیت سلامتی‌اش از زندان اوین به بیمارستان منتقل شد.

درخواست حذف اتهام‌های امنیتی فعالان صنفی

به گزارش وب‌سایت اتحاد، متعلق به اتحادیه آزاد کارگران ایران ابتدای خرداد ماه سال پیش ۳۵۰۰ فعال کارگری با امضای نامه‌ای خطاب به کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی به "امنیتی کردن فعالیت‌های صنفی" اعتراض کردند.

در این نامه تاکید شده که خواست جعفر عظیم‌زاده حذف اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" از پرونده‌های فعالان صنفی و اجتماعی است. امضاءکنندگان نامه این درخواست را مطالبه‌ی همه کارگران، معلمان و مزدبگیران ایران عنوان کرده‌اند.

بیشتر بخوانید: نامه ۳۵۰۰ فعال کارگری در ایران برای آزادی جعفر عظیم‌زاده

چندی پیش فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر در گزارشی که به کارشناسان سازمان ملل متحد ارائه شد از این نهاد خواستند که علیه "سرکوب و آزار قضایی فعالان کارگری" در ایران اقدام کند.

بان کی مون،‌ دبیر کل سازمان ملل متحد نیز سال گذشته در گزارشی با ابراز نگرانی نسبت به ایجاد محدودیت برای تشکل‌های صنفی کارگران و معلمان در ایران، تصریح کرد که فعالان این تشکل‌ها در حالی تحت فشار قرار می‌گیرد که به نابرابری، وضعیت بد معیشتی و عقب افتادن حقوق خود اعتراض کرده‌اند.

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Mon, 22 May 2017 13:16:25 +0000
اخباروگزارشات کارگری27/26اردیبهشت6 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64645:27-26-6&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64645:27-26-6&Itemid=645

لایحه اصلاح قانون کار احمدی نژاد – روحانی نه! تغییرقانون کار بنفع کارگران آری!

- کارزار جدید آموزش بین الملل برای آزادی اسماعیل عبدی

- سوءاستفاده از کارگران برای تبلیغات انتخابات!

- تجمعات اعتراضی کارگران بازنشسته نیشکر هفت تپه نسبت به عدم پرداخت مطالبات مقابل کارخانه وفرمانداری شوش!

- عدم پرداخت5 ماه حقوق وحق بیمه کارگران گشت و بازرسی چاه‌های‌آب!

- مرگ دلخراش4نفر از کارکنان ایران ایر در حادثه آتش گرفتن سرویس رفت وآمد!

- مرگ نصاب بنر تبلیغاتی انتخابات بر اثر برق گرفتگی در فردیس

- مرگ یک کارگر جوان دراسدآباد همدان بر اثر ریزش چاه

کارزار جدید آموزش بین الملل برای آزادی اسماعیل عبدی

 آموزش بین الملل در همبستگی با اسماعیل عبدی و با درخواست آزادی فوری او کمپینی سراسری و بین المللی را از امروز ۱۶ مه ۲۰۱۷ آغاز کرده است.

 ترجمه فارسی بیانیه آموزش بین الملل در زیر آمده است: 

 ایران: ضرورت اقدام فوری برای کمک به آزادی فعال صنفی معلمان

آموزش بین الملل یک بار دیگر فراخوان همبستگی جهانی خود با اسماعیل عبدی را تصریح کرده و و مصرانه از مقامات دولت ایران می خواهد که بدون درنگ اسماعیل عبدی، از رهبران زندانی اتحادیه ای آموزش و پرورش، که اعتصاب غذا سلامتی اش را به مخاطره انداخته است، آزاد کند.

آموزش بین الملل (EI) نگرانی خود را در مورد سلامتی اسماعیل عبدی از اعضای زندانی هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران، ابراز می دارد. عبدی یکی از رهبران تشکل های صنفی معلمان تهران است که در زمان انتشار این بیانیه در شانزدهمین روز اعتصاب غذای خود بسر می برد.  عبدی تا کنون 16 کیلوگرم  وزن از دست داده و جانش در معرض خطر جدی است. عبدی که در شمال غرب تهران و در اوین زندانی است در 7 اکتبر  2016 در شعبه 36 دادگاه تجدید نظر تهران به شش  سال زندان محکوم شد.

"کمپین بین المللی حقوق بشر ایران" تاکید کرده است که عبدی پس از شروع اعتصاب غذا از عوارض جانبی مانند کاهش وزن، فشار خون بالا و سرگیجه رنج می برد. او مصمم است که اعتصاب غذای خود را ادامه دهد، در حالی که مقامات زندان تا کنون به هیچ یک از خواسته های او  واکنش نشان نداده اند.

اعتراض

 اسماعیل عبدی  در 30 آوریل (10 اردیبهشت ماه)  در اعتراض به رفتار غیر قانونی و ناعادلانه  نسبت به فعالین مدنی در ایران و  "عدم استقلال قوه قضاییه و صدور احکام زندان برای فعالان تشکلات معلمان و کارگری "  اعتصاب غذای خود را آغاز کرده است.  او در بیانیه  ای که در22 آوریل بطور علنی انتشار داد، دولت "اصلاح طلب" روحانی را به دلیل ادامه سرکوب معلمان تقبیح کرد و نوشت: " اینک در فضای پسابرجام که فریاد قانون‌مندی، مردم سالاری، حقوق‌بشر و آزادی‌های مدنی دولتمردان، گوش فلک را کر کرده است، ما کماکان در معرض سرکوب غیرقانونی حقوق خود، بازداشت و زندانی کردن معلمان و فعالین کارگری، و تشکیل دادگاه‌های چند دقیقه‌ای هستیم که همه‌ی افراد با اتهامهای مشخص و یکسانی مثل: «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام و…محاکمه و روانه زندان می‌ شوند."

همبستگی

عبدی تاکید دارد که با این حال، با فراخوان کانون های صنفی معلمان و تصمیم جمعی، معلمان به تجمع "سکوت" متوصل شدند، در مجمع عمومی های کانون های صنفی حضور یافتند و در کمپین های مختلف از جمله " کمپین برای بودجه  عادلانه" با حدود ۱۱۰ هزار امضا شرکت کردند تا توجه  را به خواسته های خود جلب کنند. او می نویسد" از طریق همه این راهها معلمان نشان دادند که اگرچه در تفکرات سیاسی متکثرند ولی در کنش صنفی و عدالتخواهانه متحدند و پیاده‌نظام منافع هیچ حزب و گروه سیاسی نیستند (ترجمه همراه با تطبیق با متن اصلی به فارسی)."

 بازداشت

"اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران" گزارش داده است که عبدی در شرایط سختی در زندان نگه داشته شده، ارتباط او با جهان خارج از زندان قطع شده و به همسر و سه فرزند او اجازه ملاقات داده نشده است.

همسر عبدی گفته است که  از ماه مارس به بعد اطلاع موثقی از شرایط عمومی و سلامتی شوهرش به وی داده نشده است. او بطور جدی نگران ایمنی و تندرستی شوهرش هست.

وکیل عبدی، امیر سالاری، به "کمپین بین المللی حقوق بشر ایران" گفته  است :" ما همه مقامات دولتی - از رئیس قوه قضائیه، دیوان عالی کشور، دادستان کل، دادستان منطقه تهران، رئیس جمهور، وزیر اطلاعات و دیگر مقامات امنیتی – را  مسئول و پاسخگوی هر گونه آسیب به آقای عبدی می دانیم".

 آموزش بین الملل محکوم  می کند:

آموزش بین الملل، شدیدا هدف قرار دادن عبدی توسط مقامات دولتی به دلیل فعالیت های اتحادیه ای و مطالبه آموزش رایگان و در دسترس بودن آموزش عمومی برای همه را محکوم می کند.  آموزش بین الملل معتقد است که رژیم ایران به جای توجه به خواسته معلمان، مانند ایجاد اتحادیه های مستقل، دستمزد های بالاتر از خط فقر، بهداشت و درمان عمومی مناسب در سراسر کشور، طرح بازنشستگی مناسب، آموزش رایگان، کلاس درس امن برای دانش آموزان، و توقف خصوصی سازی آموزش و پرورش، فشار بر فعالان معلمان را تشدید کرده است.

ضرورت حمایت

عبدی، همچون دیگر همکاران ایرانی، به حمایت شما نیاز دارد.  با صدای بلند به تحمیل حکم  شش سال زندان برای اسماعیل عبدی اعتراض کنید و از مقامات دولتی ایران بخواهید که او را فورا آزاد کنند!

منبع:

https://www.ei-ie.org/en/detail/15051/iran-urgent-action-needed-to-help-free-education-unionist

برای مشارکت در اقدام فوری آموزش بین الملل لطفا به لینک زیر مراجعه کنید:

https://www.ei-ie.org/en/detail/15050/urgent-action-appeal-%E2%80%93-iran

ترجمه و بازتکثیر از اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

۱۶ مه ۲۰۱۷

سوءاستفاده از کارگران برای تبلیغات انتخابات!

یکی ازاعضای خانواده کارگران جان باخته معدن زمستان یورت آزادشهر گفت:بارها و بارها گفته شد این معدن دارای گاز بیش از حد نرمال است و کار کردن در معدن مساوی با خودکشی است چرا هیچ مسئولی با وجود اینکه شنید اما توجهی نکرد؟

وی درگفتگوبا خبرنگاری افزود: چرا باید مدیرعامل این شرکت با گذاشتن وثیقه آزاد شود؟ چرا وقتی نیروی انتظامی وی را تحت مراقبت داشت نگذاشتند باشد تا قانون و مراجع قضایی محاکمه شود، به نظر می‌رسد دست‌هایی پشت پرده است که می‌ترسند اگر وی محاکمه شود، آنان نیز باید وارد شده و پاسخگو باشند.

وی تاکید کرد: هیچ کدام از خانواده‌ها از حق و حقوق جان باختگان، مصدومان و کارگران خود نمی‌گذرند و اگر مسئولان واقعا به فکر مردم و کارگران هستند پس از انتخابات هم پیگیر مطالبات مردم باشند، نه اینکه تا رای آوردند، مردم و کارگران را فراموش کنند.

یکی دیگر از اعضای خانواده کارگران جان‌باخته معدن زمستان یورت آزادشهر گفت:کارگران معدن چندین سال با بدترین شرایط زحمت کشیدند و بارها مشکلات خود را عنوان کردند اما هیچ یک از مسئولان به صحبت‌های آنان توجه نکردند.

وی افزود: حقوق این کارگران تمام و کمال پرداخت نمی‌شد و چندین ماه حقوق‌شان به تعویق می افتاد و اگر دولت هزینه‌ای نداشت و اگر مشکلات معدن‌چیان به گوششان رسید چرا هیچ‌گونه عکس‌العملی نشان ندادند و در این روزهای پایانی دولت و برای تبلیغات 5 ماه حقوق آنها یک‌جا پرداخت شد.

این عضو خانواده کارگران جان‌باخته معدن آزادشهر تصریح کرد: حال که از هر خانواده بین یک تا 3 و حتی 5 نفر جان خود را ازدست داده، دولت به فکر حق و حقوق کارگران افتاده است.

وی یادآور شد: به ما می گویند فلان نامه را امضاء کنید یا پشت دوربین چنین صحبت‌هایی کنید، اگر این دولت رای بیاورد و شما عذرخواهی نکنید برایتان گران تمام می‌شود و امثال این صحبت ها، چرا باید بگوییم وزیر کار ساعت‌ها کنار معدن‌چیان در تونل بوده است. کدام یک از مسئولان تاکنون به معدن آمدند و به درد دل ما گوش دادند؟

تجمعات اعتراضی کارگران بازنشسته نیشکر هفت تپه نسبت به عدم پرداخت مطالبات مقابل کارخانه وفرمانداری شوش!

امروزچهارشنبه27اردیبهشت،جمعی از کارگران بازنشسته نیشکر هفت تپه دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان دست به تجمعاتی  مقابل کارخانه وفرمانداری شوش زدند.

این کارگران به ایلنا گفتند: که حدود ۳۵۰ نفر از کارگران بازنشسته این واحد تولیدی که از اسفند ماه سال ۹۵ تا هم اکنون بازنشسته شده‌اند؛ هنوز نتوانسته‌اند مطالبات بازنشستگی وزمان اشتغال خود را دریافت کنند به همین دلیل جمعی از آنها امروز (۲۷ اردیبهشت ماه) با تجمع مقابل درب ورودی این واحد تولیدی خواستار دریافت مطالبات خود شدند.

به گفته یکی از کارگران بازنشسته نیشکر هفت تپه؛ کارگران خواستار پرداخت سهم ۴ درصدی بازنشستگی خود در مشاغل سخت زیان آور به تامین اجتماعی هستند و در عین حال بابت پاداش بهره برداری سالهای ۹۴ و ۹۵ را از کارفرما طلبکارند.

براساس گفته‌های این کارگر بازنشسته از قرار معلوم  این دسته از کارگران بازنشسته مجتمع نیشکر هفت تپه که پیگیر پرداخت مطالبات بازنشستگی خود هستند بعد از بی توجه ای کارفرما به اعتراضشان به فرمانداری شهرستان شوش مراجعه کرده اند.

به گفته وی،همزمان با مراجعه جمعی از کارگران بازنشسته، مسئولانی از فرمانداری در جمع معترضین حاضر شده وپس از شنیدن مشکلات بازنشستگان قول پیگیری مطالبات آنان را داده‌اند.

عدم پرداخت5 ماه حقوق وحق بیمه کارگران گشت و بازرسی چاه‌های‌آب!

5ماه حقوق وحق بیمه کارگران شاغل در شرکت های آب منطقه ای استان سمنان که زیر نظر پیمانکار به عنوان گروه گشت وبازرسی از حفر چاهای غیر مجاز در این استان فعالیت می‌کنندپرداخت نشده است.

یکی از کارگران گشت وبازرسی از حفر چاه های غیر مجاز در استان سمنان به ایلنا گفت:حدود ۲۵ نفر هستیم که تحت مسئولیت شرکت پیمانکاری«پارس رای آب » در استان سمنان در رابطه با حفر چاهای غیر مجاز آب و جلوگیری از خشک شدن تالابها و دریاچه ها  مشغول کار هستیم اما در نتیجه بی‌توجه‌ای کارفرما اکنون نزدیک به  ۵ماه مزد معوقه طلبکاریم.

به گفته وی ، پیش از این آنها هفت ماه مزد معوقه طلبکار بودند که پس از یک وقفه چهار ماهه، معادل دو ماه از این طلب در روز دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ماه به آنها پرداخت شده است.

طبق اظهارات وی او و همکارانش به همین اندازه حق بیمه پرداخت نشده طلبکارند که در نتیجه باعث بروز مشکل در تمدید دفترچه‌های درمانی آنها شده است.

به گفته این کارگر ، در مجموع حدود دو هزارکارگر شاغل در شرکت های آب منطقه ای  در سراسر کشور به حرفه گشت وبازرسی از چاه های غیر مجاز و جلوگیری از خشک شدن تالابها و دریاچه ها  مشغول کارند که از سه تا ۵ ماه  مطالبات عقب افتاده مزدی وبیمه ای دارند .

او با بیان اینکه  این گروه از کارگران خواهان مشخص شدن وضعیت پرداخت مطالبات معوقه خود هستند، گفت: تا این لحظه از جانب مدیریت شرکت های آب منطقه ای پاسخ مشخصی به این خواسته‌های کارگران داده نشده است.

مرگ دلخراش4نفر از کارکنان ایران ایر در حادثه آتش گرفتن سرویس رفت وآمد!

صبح امروز27اردیبهشت،آتش سوزی یک دستگاه مینی بوس در بزرگراه سعیدی(مسیر شمال به جنوب)، حوالی خیابان سی متری جی ، مرگ چهار نفر از  کارکنان ایران ایر را رقم زد.

به گزارش امروز پایگاه خبری 125، حسن سیفی معاون منطقه چهار عملیات آتش نشانی تهران در مورد این حادثه گفت: یک دستگاه مینی بوس با پنج نفر سرنشین که سرویس کارکنان یکی از شرکت های خصوصی بود به علت نامشخصی از قسمت موتور دچار آتش سوزی شده و شعله های آتش در حال سرایت به همه قسمت های این وسیله نقلیه بود.

معاون منطقه چهار عملیات آتش نشانی تصریح کرد: آتش نشانان در حین مهار شعله های آتش با چهار سرنشین که دچار سوختگی شدید شده بودند مواجه شدند که متأسفانه پس از تحویل آنان به امدادگران اورژانس مشخص شد هر چهار نفر(سه نفر مرد و یک نفر خانم) براثر شدت جراحات جان خود را از دست داده اند.

سیفی در پایان خاطرنشان کرد: نیروهای عملیاتی پس از مهار کامل شعله های آتش و لکه گیری، محل حادثه را برای بررسی علت تحویل عوامل انتظامی دادند.

مرگ نصاب بنر تبلیغاتی انتخابات بر اثر برق گرفتگی در فردیس

شب گذشته(26اردیبهشت)، یک جوان سی ساله در کرج هنگام نصب بنر تبلیغاتی دچار برق گرفتگی شد و جان باخت.

به گزارش 27اردیبهشت ایلنا، این جوان که هنگام نصب بنر تبلیغاتی یکی از کاندیداهای شرکت در انتخابات شورای اسلامی شهر فردیس از تیر چراغ برق بالا رفته بود، دچار برق گرفتگی شد و سقوط کرد.

از قرار معلوم، نیروهای اورژانس که به محل رسیدند، با جسد بیجان این جوان روبرو شدند.

در حال حاضر، اطلاعات بیشتری لازم است تا بتوان در ارتباط با این حادثه نظر قطعی داد؛ مشخص نیست این جوان برای کدام شرکت کار می‌کرده و آیا قراردادی برای نصب بنرهای تبلیغاتی در کار بوده یا نه. در عین حال، از منظر روابط کار، چنانچه این جوان در برابر انجام چنین کاری، مزد دریافت می‌کرده است، مسئولیت پرداخت خسارت و دیه او بر عهده فرد، افراد یا شرکت‌هایی است که او را برای تبلیغات، به کار گرفته بوده‌اند.

مرگ یک کارگر جوان دراسدآباد همدان بر اثر ریزش چاه

رئیس جمعیت هلال احمر شهرستان اسدآباد گفت:ظهر روزگذشته(26اردیبهشت)، یک کارگر30 ساله بر اثر ریزش چاه در روستای چنارشیخ از توابع اسدآباد همدان جان خود را از دست داد.

علیرضا صالحی امروزدرهمین رابطه درگفتگو با خبرنگاران افزود:ریزش دیواره یک حلقه چاه موجب دفن شدن یک کارگر جوان در داخل یک باغ شده است.

وی درادامه گفتد: این چاه 25 متر عمق داشته است و این کارگر قصد داشت پس از کندن و وصل کردن این چاه به قناتی که در زیر زمین قرار داشت اقدام به کمر گذاری کند.

رئیس جمعیت هلال احمر اسدآباد بیان کرد: پس از کندن چاه دیواره آن ریزش کرده و این جوان در زیر آوار جان خود را از دست می دهد.

صالحی گفت: تیم های امداد و نجات هلال احمر پس از 2 و نیم ساعت تلاش جسد این کارگر جوان را از داخل چاه خارج کردند.

بیست وهفتم اردیبهشت ماه1396

akhbarkargari2468@gmail.com

اخباروگزارشات کارگری28اردیبهشت1396

لایحه اصلاح قانون کار احمدی نژاد – روحانی نه!

تغییرقانون کار بنفع کارگران آری!

- ادامه کمپین برای آزادی اسماعیل عبدی با12000امضا در نوزدهمین روز اعتصاب غذا

- کارزارجهانی آموزش بین الملل برای آزادی اسماعیل عبدی

- تاوان معلمی، بخش هفتم و هشتم

- تعداد قربانیان تبلیغات انتخابات به4نفر رسید

- مرگ دلخراش کارگرجوان درمشهد حین کار با دستگاه فرز

ادامه کمپین برای آزادی اسماعیل عبدی با12000امضا در نوزدهمین روز اعتصاب غذا

ساعت16امروز28اردیبهشت،همزمان با نوزدهمین روز اعتصاب غذای اسماعیل عیدی معلم زندانی مجموع امضاهای کمپین برای آزادی اسماعیل عبدی به 12000نفر رسید.

کمپین با شدت تمام ادامه دارد.

لینک پیوستن به کمپین:

https ://goo.gl/forms/9ZI79021z3FU4Dag1

کارزارجهانی آموزش بین الملل برای آزادی اسماعیل عبدی

آموزش بین الملل در همبستگی با اسماعیل عبدی و با درخواست آزادی فوری او کمپینی سراسری و بین المللی را از روز ۱۶ مه ۲۰۱۷برابربا26اردیبهشت ماه1396 آغاز کرده است.

برای مشارکت در اقدام فوری آموزش بین الملل به لینک زیر مراجعه کنید:

https ://www.ei-ie.org/en/detail/15050/urgent-action-appeal-%E2%80%93-iran

تاوان معلمی، بخش هفتم و هشتم

رسول بداقی

تاوان معلمی، خاطراتی است که رسول بداقی، فعال صنفی معلمان، از روزهای سپری شده در زندان به قلم آورده است. حقوق معلم و کارگر پیش ازین بخش های قبلی را منتشر کرده بود.

بخش هفتم:

در دنیای ذهنی خودم داشتم زندگی می کردم،گاه می نوشتم،گاه می اندیشیدم،گاه پرخاش می کردم،گاه در مغز خود فریاد میزدم،فریادی که هیچکس صدایم را نمی شنید،مگر درون خودم،گاه در پیچ وخم خیال خود سپاهی از آدمیان را گرد می آوردم ،و برایشان سخن می گفتم؛سخن چه بود؟ آنچه در اندیشه ی یک معلم هست،دراندیشه ی معلم چه هست؟ علم از ثروت بهتر باشد،ثروت هم باشد،اما وسیله ای برای رسیدن به علم.

در خلوت فراهم آمده فرصت بسیاری یافته بودم که بیندیشم،می اندیشیدم و می نگاشتم اما بیشترش را به ذهن می سپردم،به نجابت معلمان می اندیشیدم و خدمتی که می کردند،به پاکی قلب و نیکخواهی اغلب معلمان می اندیشیدم،واینکه آیا روزی حاکمانی خواهندآمد،که باورشان این باشد، جهان رااز راه تربیت انسانی باید ساخت ،نه با زور بمب وموشک؟

آیا روزی خواهدآمد،که مردم بدانند که خداهمان اندیشه است؟

آیا روز ی خواهد آمد،که درفرمهای استخدامی جایی برای معرفی دین ومذهب نباشد؟

آیا روزی خواهد رسید که معلمان کاری به کتابهای درسی نداشته باشند؟معلمان ازراه آزمایش،گردش علمی،پژوهش، کارعملی و کار میدانی تدریس کنند؟

آیا روزی پیش خواهد آمد که در کانونها اندیشمندترین معلمان هیات مدیره شوند،بخشهای هنری،علمی، ورزشی در کانونها درست شود،ودراین شاخه ها مسابقات مدرسه ای،منطقه ای ،شهرستانی،استانیو کشوری برگزار کنند؟معلمان خود برنامه ی تدریس داشته باشند،وگوش به فرمان هیچ حکومتی نباشند ،بلکه همراه هیات مدیره ی کانونها برنامه ی تدریس وآگاهی رسانی رابه جامعه تزریق کنند؟آ

یا روزی خواهد آمد دانش آموزان هم کانونهای صنفی دانش آموزی داشته باشند؟

در زندان معمولا پس از آمارگیری (در زمستان ساعت 16 و در تابستان همان ساعت 7 تا 8 )شام وصبحانه راتُخس (پخش)می کنند،درها بسته می شود.

درآنروزشام تخس (پخش) شده بود،حال برخاستن نداشتم،گرسنگی و تشنگی تنهایی و بی هم صحبت بودن درهم آمیخته بود،حس می کردم که زنده به گورشده ام،مرا به خاک سپرده اند،اما هنوزمردم از قبرستان دور نشده اند،صدای همهمه ی مردم را میشنوم ،اماصدای من به هیچکس نمی رسد،درروزهای نهم ودهم اعتصاب غذا بودم، حس می کردم که کله ام مانند یک قوطی توخالی شده است.هنگامی که سرم را تکان می دادم،حس می کردم سنگهایی درون کله ی من به دیواره ی سرم برخورد می کند،باید دقایقی بدون حرکت می ایستادم تا این سنگها آرام آرام ته نشین می شدند،ولحظه ای که سرم را تکان می دادم،دوباره این سنگهابه شدت به دیواره ها برخوردمی کردند،در این گیرودار بودم، در میان خواب بیداری که صدای ضجه ای ازآنسوی سالن قلب مراآتش میزد،همه ی دردهای خودم را ازیاد بردم،نیروی تازه ای در من زنده شد،ازجابرخاستم،ازقاب 15 در15 سانتی متری درب سلول بیرون را نگاه کردم،یکی از ماوران زندان به نام میر….لوله آب سفیدی از جنس پلاستیک به دست گرفته بود،وآنرا در هوا می چرخاند،مانند پهلوانهامعرکه گرفته بود،حریف می طلبید،هیچکس بیرون نبود،همه در درون سلولها آنسوی درهای قفل شده بودند،برخی از زندانیان برای خوش خدمتی بیرون میرفتند،چند تایی شلاق از دست مامور می خورند، به درون سلول برمی گشتند ،این درحالی بود،که ماور زندان آمده بود تا در نوبت پایان شب زندانیان را به سرویس بهداشتی بفرستد.هرکس را راهی دسشتشویی می کرد،چند ضربه ای روی کت و کولش میزد،سپس بدرقه اش می کرد.

میر…. همچنان فریاد میزد:هرکس کتک می خواهدبیاد بیرون،یالله کتک یالله کتک!داشت حوصله ام سر میرفت،تا اینکه کار بدتر شد،جوانی در آنسوی سالن هنوز ضجه میزد،پس از آنکه کار گوش مالی بچه به پایان رسید میر…به سراغ آن جوان رفت ،ازدریچه داشت با جوان حرف میزد،جوان التماس می کرد ،مثل کسی که جانش در دست دیگری باشد،جوان برای رسیدن به خواسته اش ،از هیچ التماس و خواهشی فروگذار نبود،میر…. اورا از سلول بیرون آورد،از او خواست تاصدای سگ در بیاورد،صدای گربه،صدای عرعرخر،خلاصه همه ی صداها را این جوان سر داد،میر…. از او خواست پاهایش را ببوسد،جوان به زمین افتاد،پاهای میر… را بوسید.

من دیگر نتوانستم تحمل کنم،از درون سلول فریاد زدم: آقای میر…. چه کار می کنی؟! همه ی نگاهها به سمت سلول من برگشت،میر… شگفت زده به طرف سلول من آمد:

– بله؟! منظورت من بودم؟

– بله منظورم شمایید!

– چه گفتی؟

– گفتم،این کار ها یعنی چه؟ این یک انسان است،شما حق ندارید با او اینطور برخورد کنی!

– به شما چه ربطی دارد؟

– من به حکم وظیفه ی انسانی می گویم که شما نباید ،با یک انسان بیماراینطور رفتارکنی!

میر…. هنوز گیج و منگ بود،و البته شگفت زده،باورش نمی شد،که کسی بااو اینگونه برخورد کند، نزدیک و نزدیک تر شد،فاصله ی من و او فقط یک ورق آهنی بود،صورتش را تا نزدیکی دریچه آورد.

من به خاطراینکه کلامم در روح و روان او تاثیر مثبتی داشته باشد،وبرداشت بدی نکند،با لحن ملایمتری ادامه دادم:

دوست عزیز این طرز برخوردبا یک انسان نیست،درست است که او الان به شدت نیازمند متادون است اما نه در شان شما هست، ونه او شایسته ی این رفتارها،هرچه باشد یک انسان است.

فهمید که من منظور بدی ندارم،آرامش به چهره ی برافروخته اش بازگشت،نفس هایش داشت به حالت عادی برمی گشت،در مغزش دنبال واژه هایی برای توجیه می گشت،اما گویا چیزی به خاطرش نرسید،ناگهان پرسید:

_شما چه کاره هستید؟ (دریچه ی چشمانش را تنگ تر کرده بود.سگرمهایش رادرهم تنیده بود،به همان حالت داشت،تلاش می کرد،مرا بیشتر بشناسد،تصور می کرد،و در تلاش بودکه مرابه جا آورد.شاید هم به فکر نقشه ای برای آزارمن بود.)

می دانستم منظورش این است که شغل شما چیست،پاسخ دادم: من معلم هستم.

باگردش چشمانش اطراف را برانداز کرد و گفت:اگر تو معلم هستی من استاد دانشگاه هستم.

– پس این دیگه وظیفه ی شما را سنگین و کار شما را غیرقابل توجیه می کند،اگر کسی بودکه سواد نداشت،آدم می گفت که در این رابطه کتابی نخوانده است،اما شما که استاد دانشگاه هستید،چرا؟

می دانستم که بلوف زده است، و استاد دانشگاه نیست، اما می خواستم از این حرفش استفاده کنم، وقتی با او سر بحث را در باره ی رشته و دانشگاه و غیره باز کردم ،بدون آنکه چیزی بگوید،آن جوان را فرا خواند تا به درمانگاه ببرد.

من نزدیک به 3تا4 دقیقه بود،که سرپا ایستاده بودم،مانند کشتی گیرهایی که از روی تشک بیرون آمده بودخسته و کوفته وبریده بریده با آقای میر… گفت و گو می کردم.حس می کردم مانندمشکی خالی ،فقط پوستم مانده است،توان حرف زدن نداشتم.حرفهاهم نصف و نیمه از حنجره ی من بیرون می آمدند.پلک هایم را به زور بلند می کردم. آن شب هم غمی تازه به غمهای من افزوده شد.

بخش هشتم:

یازده روز بود که چیزی نخورده بودم،ازاین یازده روز دست کم هفت روز آنرا به سختی آب هم به بدنم می رسید. در اعتصاب غذا، خوردن آب بسیاربه زنده ماندن کمک می کند،من آب روزی چهارلیوان می خوردم ،آنهم زمانی که دستشویی می رفتم،با شتاب و هول هولکی ،زیرا مامور از لحظه ی ورود به دستشویی مارا صدا میزد که برویم بیرون،برخی از مامورها هم نمی خواستند،که من دستشویی بروم چون به نظرآنها نباید نیازی به دستشویی داشته باشم.

کسانی هم که گاه گاهی به من آب میرساندند،چشمشان ترسیده بود،به حسین قاتل هم دسترسی نداشتم،تعدادی از القائده که در حسینیه ی انتهای سالن دربند عمومی بودند، روزی یکبار برای رفتن به هواخوری باید از جلوی سلول های انفرادی ما رفت و آمد می کردند،چند بار از آنها خواستم که یک لیوان آب به من بدهند،فقط به من نگاه می کردند،جواب درخواست مرا هم نمی دادند،تا چه رسد به اینکه برایم آب بیاورند.روزگار سختی داشتم ،در تنهاترین دوران زندان بودم،نه هواخوری،نه آب ،نه خوراک،نه سرگرمی،من بودم ودیوار وآهن…. ودلهایی مانند سنگ .

هرروز اوضاع من بدتر می شد،توان ایستادن جلوی دریچه را دیگرنداشتم،هرگاه برای حرف زدن یا سرپا ایستادن انرژی مصرف می کردم،باید سریع دراز می کشیدم ،پیش از اینکه برزمین بیفتم،وقتی هم درازکش بودم، چیزهایی توی کله ام به سرعت ،چپ وراست،بالاوپایین به دیواره ی کله ام،می خورد،باید نیم ساعت بدون حرکت اعضای بدنم ،درجا درازکش می شدم،تا آرام آرام به حالت اول باز می گشتم،اگر یک لحظه عضوی از بدنم را حرکت می دادم ،دوباره اشیای داخل مغزم به هم می ریخت،شاید در چند ساعت یکی دودقیقه بیشترنمی توانستم جلوی دریچه سرپا بایستم،دیگر فهمیده بودم،یک حبه قند،می تواندفقط یک تا دودقیقه مرا سرپا نگهدارد، چندحبه قند زیرموکت پنهان کرده بودم،اما مشکل من این بود،که آب نداشتم،دهانم هم خشک شده بود،به سختی قند توی دهانم آب می شد،وسخت تر از آن قورت دادن قند بود،به سختی از گلویم پایین می رفت،باید مدام قورت می دادم تا آخرین مولکولهای قند از گلویم پایین برود،مدام دراین اندیشه بودم که،واقعاخدایی هست یانه؟ درخواب دیدن مردگان ونزدیکانم،وحضوردرمجلس آنان تنهاسرگرمی من شده بود،تا به خواب می رفتم،اطرافم را می گرفتند،چیز شگفت انگیزی که اکنون هم شگفتی مرا برانگیخته است این بود،که مادرم را درمیان این مرده ها می دیدم،هنوز نمی دانستم مادرم مرده، بیدارکه می شدم،از دیدن این خواب در شگفت بودم،و با خود می گفتم،مادرم در میان این مرده ها چه می کرد؟!

تو نگو که مادرم در همان روزها مرده و من بی خبرم!اصلا به مرگ مادرم فکر نمی کردم، اکنون هم باورم نمی شود، مادرم مرده است،زیرا نه بیماری اش رادیدم،نه جان کندنش را دیدم،ونه به خاک سپردنش را،فقط زمانی که من از زندان آزاد شدم مرا بالای مشتی خاک بردند و گفتند این قبر مادرتوست!!!

مادرم دریکی از همین روزها ی سخت،میان مرگ و زندگی من ،در لابلای تخیلاتم نقش خویش را درزندگی به پایان برده بود.

دیگر نای حرکت نداشتم، مرگ خودم را داشتم تماشا می کردم،به یاد توله سگی افتادم که دربیابانهای اسلامشهربه خاطراینکه از گردن به پایین قطع نخاع شده بود،نه می توانست چیزی بخورد،ونه می توانست سرش را بجنباند،فقط چشمهایش در کاسه ی سر می چرخید،و ناله ی ضعیفی از حنجره اش بیرون می جهید،من برایش شیرمی بردم،مادرش با رهگذرها حرف میزد،به آنهاالتماس می کرد،ضجه میزد،واز آنها کمک می خواست،اما هیچکس به او اعتنایی نمی کرد،وزبانش را نمی فهمید،دقیقا من هم مانند همان سگ شده بودم،تادست یاپایم را حرکت می دادم،توی کاسه ی سرم تیر می کشید ،و چیزهایی مانند تیله ،به سرعت به دیواره ی کله ام برخورد می کرد، و در سرم می پیچید،دنیای عجیبی را تجربه کردم،مردم و دوباره زنده شدم،دوازدهمین روز اعتصاب غذایم بود،به بیرون فکر کردم به خیابانها،به کوچه ها ،به خانه ی خودمان،به بچه ها،به همسایه ها،به اقوامم می اندیشیدم،برخی از همکاران فعال صنفی را تجسم می کردم،با خود می گفتم که اکنون هیچکس نمی داند من چه حالی دارم! آرزو می کردم ،کاش اکنون در فلان خیابان بودم و به سمت خانه میرفتم،کاش کنار شیر آبی بودم،پایم را از کفش بیرون می آوردم،در زیرآب خیس می کردم،به خیال خودم دارم آخرین نفس هایم را می کشم.

از اعتصاب غذا به شدت پشیمان شده بودم،پشیمان ازاینکه خودم را مفت به کشتن داده بودم،نمی توانستم از جایم برخیزم،وصدا بزنم که پشیمان شده ام،فقط چشمم حرکت می کرد،ماموری که غروبها می آمد تا از من امضا بگیرد که در اعتصاب غذا هستم،دیگرچند روزی بود که نمی آمد،این نیامدنش هم کاملا روحیه ی مرا باخته بود.

به مرگ فکر می کردم ،و با خود می گفتم: ” خداحافظ دنیا”

با خود فکر می کردم :” این هم پرونده ی زندگی کسی که هزاران آرزو داشت.”

آنقدر فرصت داشتم که پرونده ی زندگی خودم را ازکودکی تا کنون بازکنم ونقطه به نقطه بخوانم،تنها سرگرمی من درون مغزم همین مرور زنداگی ام بود.

ازشما چه پنهان ،همه ی مشکلات زندگی را ازچشم کسی می دیدم که در روزگارجوانی عاشق اش بودم،باخودمی اندیشیدم که اگر او با من بود،باز زندگی من همین روند را داشت؟

به گمانم آری !! همین بود.چون من همیشه خودم بودم،برای خوشایند وبدآیند هیچ کس زندگی نمی کردم ،همان بودم که خودم می خواستم.

دراعتصاب غذا روزگار من سخت ترازاین هم شد،در روزهایی که هنوز سرپا بودم،اکبری سلیم(شیخ )-که مامور زندان بود،و به شما قول دادم که داستان درگیری خودم را با اوبرایتان بیان کنم- جرات نزدیک شدن به مرا نداشت،اگر دستم به او می رسید،یا دستم به لباسش می رسید،او را ول نمی کردم،او خود می دانست،یک در فولادی بین من و او بود،کلید درهم دست او بود،به چشمهای پر از خشم من که نگاه می کرد،به سرعت چشمهایش را می دزدید،می دانست می خواهم اورا غافلگیر کنم،او هم این خشم مرا کاملا حس کرده بود،من وشیخ داشتیم، جنگ سرد تاریخ شوروی و آمریکارا تکرارمی کردیم،امادر درون یک سلول کوچک و تاریک!

من مانند شوروی در این جنگ شکست خورده بودم،اکنون دیگرخشم چشمهای من خاکستر شده بود،او دیگر نیازی به درب آهنی نداشت تاسپرجانش باشد،من بادست خودم از پا درآمده بودم.

شیخ درسیزدهمین روزاعتصاب غذای من ،پشت دریچه آمد،مرا صدا زد،تصور کردکه مرده ام،چندبار صدایم زد،من نمی توانستم پاسخی بدهم،کلید را درون قفل چرخاند،وانمود کرد که قفل را بیرون آورده است،باز منتظرواکنش من شد،فهمید که من واقعانمی توانم حرکت کنم،من می توانستم حرکت کنم ،اما پس از حرکت مغزم در هم می پیچید.وزمین می خوردم.

شیخ آرام آرام با احتیاط واردشد،یک پایش آماده جهیدن به طرف بیرون بود،من همه ی انرژی ام را در اعماق وجودم جمع کردم و پایم را تکان دادم،ناگهان شیخ بیرون پرید،من هم مغزم به هم ریخت،شیخ کمی پشت درمنتظر ماند،و مرا تماشا کرد،باز برگشت ،با نوک کفشهایش به پای من فشار می آورد،داشت سبک سنگین می کرد،اما من دیگرآخرین حرکتم بود،آرام آرام بالای سرم آمد،حرفش این بود:

“عاقبت دشمنان ولی فقیه به فضل الهی همین است!مثل سگ بمیر ! دشمنی با آقا…. ؟! ”

درباره ی این آدم در سخت ترین روزهای درگیری ام بااو،تا این اندازه پلیدی را انتظار نداشتم.

پیش ترهنگام رفتن به دستشویی،شیخ پتوهای مرا یکی یکی دزدیده بود،دیگر چیزی نداشتم که زیر سرم بگذارم،گرمکن ورزشی آبی ام را زیر سرگذاشته بودم،شیخ دورمن می چرخید،و یکریزبه من سرزنش وسرکوفت می داد.برایم مهم نبود،من داشتم با دشمنی سرسخت تربه نام مرگ ،دست و پنجه نرم می کردم،سرزنش شیخ برایم مهم نبود،اور ا مانند مگسی یا لاشخوری که بالای لاشه ی نیمه جان حیوان درنده ای بچرخد تصور می کردم.

شیخ به این هم اکتفا نکرد….

تعداد قربانیان تبلیغات انتخابات به4نفر رسید

*شب گذشته(27اردیبهشت)، جوان ۳۲ ساله چالوسی که در حال نصب بنر تبلیغات انتخابات شورای شهر بود، دچار سانحه برق گرفتگی شد و جان خود را از دست داد.

وی که برای نصب داربست انتخاباتی در یکی از خیابان‌های شهر چالوس مشغول به کار بود به یکباره با جریان ولتاژ برق فشار قوی برخورد کرد و دچار آسیب‌دیدگی شدید شد.

وی پس از این حادثه، بلافاصله برای درمان در حال انتقال به مراکز درمانی بود که بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داد.

*روز25اردیبهشت،نوجوان ۱۷ ساله نگین‌شهری برای انجام تبلیغات انتخابات شورای شهر، دچار برق گرفتگی شد و جان خود را از دست داد.

 پرویز گلزاری رئیس شبکه بهداشت و درمان آزادشهر گفت: نوجوان ۱۷ ساله‌ای را به بیمارستان آزادشهر انتقال دادند که در بدو ورود هیچگونه علائم حیاتی نداشت.

 پرویز گلزاری افزود: او بر اثر برق گرفتگی و سقوط از تیر چراغ برق، شدت جراحات و خون‌ریزی شدید مغزی، جان خود را از دست داد.

*سخنگوی اورژانس بابل از برقی گرفتگی مرد ۳۵ ساله در بلوار طبرسی کوچه یاسر بابل در روز27اردیبهشت خبر داد.

مهدی غلامنیا روشن گفت:در این حادثه متاسفانه مردی در حال نصب بنر تبلیغاتی در اثر برخورد داربست نصب بنر با سیم برق دچار برق گرفتگی شده و سقوط کرد که مصدومیت شدیدش را در پی داشت.

سخنگوی اورژانس بابل یادآور شد: تکنسین‌های اورژانس پس از اقدامات پزشکی مصدوم حادثه را به بیمارستان بهشتی بابل منتقل کردند.

*شامگاه26اردیبهشت، یک جوان سی ساله در کرج هنگام نصب بنر تبلیغاتی دچار برق گرفتگی شد و جان باخت.

این جوان که هنگام نصب بنر تبلیغاتی یکی از کاندیداهای شرکت در انتخابات شورای اسلامی شهر فردیس از تیر چراغ برق بالا رفته بود، دچار برق گرفتگی شد و سقوط کرد.

از قرار معلوم، نیروهای اورژانس که به محل رسیدند، با جسد بیجان این جوان روبرو شدند.

ایلنا دراین مورد نوشت،در حال حاضر اطلاعات بیشتری لازم است تا بتوان در ارتباط با این حادثه نظر قطعی داد؛ مشخص نیست این جوان برای کدام شرکت کار می‌کرده و آیا قراردادی برای نصب بنرهای تبلیغاتی در کار بوده یا نه. در عین حال، از منظر روابط کار، چنانچه این جوان در برابر انجام چنین کاری، مزد دریافت می‌کرده است، مسئولیت پرداخت خسارت و دیه او بر عهده فرد، افراد یا شرکت‌هایی است که او را برای تبلیغات، به کار گرفته بوده‌اند.

مرگ دلخراش کارگرجوان درمشهد حین کار با دستگاه فرز

روزگذشته(27اردیبهشت)،یک کارگر30ساله حین کار با دستگاه فرزدریک ساختمان واقع در بلوارتوس مشهد دچار حادثه شد و جان باخت.

برپایه گزارشاتی که امروز رسانه ای شد،این کارگرجوان غروب روز گذشته داخل یک ساختمان واقع در بلوارتوس مشهد با دستگاه فرز مشغول کار بود که ناگهان تعادل خود را از دست داد و سنگ فرز به گردنش برخورد کرد و از ناحیه گردن دچار جراحت شدید شد و به خاطر خونریزی شدید جان خود را از دست داد.

ماموران کلانتری کاظم آباد و تیم فوریت های پزشکی در محل حاضر شدند. جسد مرد جوان که حسین نام داشت به دستور مقام قضایی به پزشکی قانونی انتقال یافت.

بیست وهشتم اردیبهشت ماه1396

akhbarkargari2468@gmail.com

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Mon, 22 May 2017 13:51:19 +0000
داوود رفاهی,نسان نودینیان: اخبار کارگری http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64618:2017-05-17-03-03-19&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64618:2017-05-17-03-03-19&Itemid=645

بخش ایران:  نسان نودینیان
بخش بین المللی: داوود رفاهی

تجمع بازنشستگان فولاد خوزستان در اعتراض به تغییر بیمه درمانی
روز یک شنبه ٢٤اردبیهشت عده ای از بازنشستگان شرکت فولاد در اعتراض به تغییر بیمه درمانی خود از شرکت فولاد به بیمه البرز دست به تجمع اعتراضی مقابل درب شرکت زدند. تجمع کنندگان در مقابل درب شرکت فولاد خوزستان با در دست داشتن پلاکاردهایی نسبت به تغییر بیمه درمانی فولاد به بیمه البرز اعتراض داشتند، آنها خواهان برگشت به شرایط قبلی خود هستند.
شایان ذکر است که شرکت فولاد خوزستان که سالهاست خود رأسا نسبت به بیمه خدمات درمانی کارکنان این مجموعه اقدام می نمود، از ابتدای ماه جاری، بیمه ی البرز را بعنوان جایگزین معرفی نموده است. خواست واقعی همه کارگران بیمه درمانی رایگان است.

تجمع اعتراضی کارگران محور کاران کوشای گلپایگان
کارگران از مشکلاتشان میگویند:
قرارداد سفید امضا ، امضا کرده ایم. مسئولین فقط موقع انتخابات پلاکارد میزنند ، شعار میدهند ولی هیچ کدام را عمل نمیکنند
به درد کارگران نمی رسند. فقط میگویند اقتصاد مقاومتی. اقتصاد مقاومتی برای کیست؟ برای کارگر است؟
آیا کسی که آنجا نشسته نباید بیاید ببیند ما برای چه اینجا هستیم.
آن نماینده ای که رای میخواهد، وقتی رای خود را گرفت و رفت توی مجلس، نباید به امورات مردم و شهروندان رسیدگی کند؟
ما جزو این شهر هستیم.
چرخ اقتصاد را ما می چرخانیم ولی کسی به درد ما نمیرسد. چه کسی ضرر قسط های این کارگر را میدهد؟ چه کسی بچه این کارگر را دکتر میبرد؟
ما بچه خود را نمیتوانیم بازار ببریم. چون پول نداریم که اگر چیزی خواست برایش بخریم. چطور این کار را بکنیم.؟
هیچ کس به درد ما رسیدگی نمیکند
ما از برج سوم سال گذشته طلبکار هستیم و یکسال میشود. ببینید قیمت جنس یکسال قبل چقدر بوده و الان چقدر است؟
ولی میخواهند همان حقوق سال گذشته را به ما بدهند.


اعتراض کارگران فاز ١٢کنگان نسبت به قراردادهای شغلی
صبح روز ٢٤ اردیبهشت ماهجمعی از کارگران شاغل در واحدهای تعمیرات و بهره برداری پروژه‌های فاز ١٢کنگان نسبت به ه تصمیم کارفرما و پیمانکار برای کاستن از مبلغ دستمزدها در قرار داد‌های جدید ، اعتراض کردند. بنا بر خبر مبلغی که قرار است برای سال ٩٦در قالب مزد و حقوق به حدود دویست نفر از کارکنان واحد بهره برداری و ٦٠٠تن از کارکنان و کارگران واحد تعمیرات پروژه فاز ١٢ عسلویه پرداخت شود، به صورت قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته است.

تجمع کلاه‌زردها در برابرنهاد ریاست جمهوری
صبح امروز ٢٤ اردیبهشت نزدیک به ٢٠٠ نفر از اپراتورهای پست­­‌های فشار قوی برق سراسر کشور به نمایندگی از طرف نزدیک به ٥٠٠٠ نفر از اپراتورها قرارداد کار معین پستهای فشار قوی برق به تهران آمدند و در اعتراض به خلف وعده وزارت نیرو نسبت به اجرای تبدیل وضعیت، مقابل مجلس خیابان پاستور تجمع کردند. این چندمین بار است که کارگران برق فشار قوی مقابل مجلس تجمع میکنند و پیگیر خواستهایشان از جمله تبدیل قراردادهایشان به قراداد مستقیم و بطور واقیعی افزایش سطح حقوقهایشان میشوند.

تجمع اعتراضی کارگران یکی از شرکتهای نفتی نسبت به بلاتکلیفی شغلی وعدم پرداخت ٤ ماه حقوق وعیدی مقابل فرمانداری مهران!
صبح روز(٢٠اردیبهشت)جمعی از کارگران پیمانکاری یکی از شرکتهای نفتی در اعتراض به بلاتکلیفی شغلی و عدم پرداخت٤ماه حقوق وعیدی دست به تجمع مقابل فرمانداری مهران زدند.به گفته کارگران کارفرما به تهران رفته و کار در کارگاه را متوقف کرده وکارگران شاغل در آن وضعیت مشخصی ندارند.

تجمع کارگران فصلی معدن آق‌دره سه روزه شد
روز ٢٣ اردیبهشت تجمع صنفی جمعی از کارگران سابق معدن طلای آق‌دره برای یافتن شغل، وارد سومین روز خود شد.این کارگران که حدود ٤٠نفر از اهالی روستای آق دره وسط هستند می گویندتا پیش از این به صورت فصلی در معدن طلای آق دره مشغول کار بودند اما در سال جدید هنوز موفق به یافتن شغل همیشگی خود نشده‌ و در نتیجه هنوز بیکارند.بنا بر خبر این معدن برای امسال تنها از مجموع ٢٥٠ کارگر فصلی حدود ٤٠ کارگر را استخدام کرده است.

تجمع کارگران نی شکر هفت تپه در اعتراض به نصب دوربین مدار بسته در محل کارشان
صبح روز ٢١ اردیبهشت ٦٠٠ کارگر بخش صنعتی مجتمع کشت‌و صنعت هفت تپه در اعتراض به آنچه امنیتی شدن محل کار خود عنوان می کنند در محل ورودی درب کارخانه و امنیتی کردن محیط کارشان تجمع کردند.

تجمع اعتراضی کارگران اخراجی کارخانه کاشی جم بروجرد
ظهرروز٢٠اردیبهشت،جمعی از کارگران اخراجی کارخانه کاشی جم بروجرد دراعتراض به بیکاری وبرای بازگشت بکار مقابل فرمانداری تجمع کردند.بنا بر خبر سال گذشته بود که کارخانه کاشی جم همه کارگران را اخراج کرد و خط تولید در این کارخانه متوقف شد.گرچه حدود یک سال است این کارخانه تعطیل شده اما برخی از مسئولین می گویند تعطیل نیست، فقط خط تولید آن متوقف شده است.
کارگران کاشی جم امروز در مقابل فرمانداری تجمع کردند و خواستار رسیدگی به وضعیت این کارخانه بازگشت به کار شدند.

اعتصاب کارگران خدمات شهری شهرداری سیرجان
از صبح روز٢٠اردیبهشت، کارگران خدمات شهری شهرداری سیرجان دراعتراض به عدم پرداخت حقوق ودیگرمطالباتشان دست به اعتصاب زدند.به گفته کارگران الان مدت ٣ماه است که بیش از ٣٠٠ کارگر خدمات شهری شهرداری سیرجان حقوق خود را نگرفته اند .زیر فشار این حرکت اعتراضی قرار شد که تا یکشنبه آینده حقوق کارگران و پرسنل شهرداری که در ماه ٤ میلیارد تومان است واریز می شود . کارگران به کارشان بازگشتند و اعلام کردند "اگر یکشنبه حقوق را ندهید دوباره به سر کار نمی رویم"
کارگران

اعلام همبستگی اتحادیه آزاد کارگران ایران با اسماعیل عبدی
بعد از ظهر امروز ٢٤ اردیبهشت ماه جمعی از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران با حضور در منزل اسماعیل عبدی، همبستگی خود را با این معلم برجسته اعلام کردند. در این دیدار جعفر عظیم زاده به نمایندگی از سوی اتحادیه ازاد کارگران طی سخنانی با تاکید بر اتحاد بخشهای مختلف جامعه برای تحقق خواست پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی و آزادی فوری اسماعیل عبدی اعلام کرد مسئولیت هر گونه آسیب جسمانی وارده بر اسماعیل عبدی در نتیجه اعتصاب غذا، مستقیما بر عهده شخص رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه و بالاترین مقامات نهادهای امنیتی است. ویدئوی سخنان جعفر عظیم زاده بزودی از سوی اتحادیه آزاد کارگران ایران منتشر خواهد شد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران – ٢٤ اردیبهشت ماه ١٣٩٦

گرامیداشت یاد کارگران جانباخته معدن زمستان یورت آزاد شهردر سنندج
دیروز ٢٠ اردیبهشت تعدادی از فعالین کارگری به همراه خانواده هایشان درنزدیکی پارک کودک مراسمی در گرامیداشت یاد کارگران جانباخته معدن زمستان یورت آزاد شهر  برگزار کردند. مراسم بایک دقیقه سکوت به یاد جانباختگان شروع شد
 سپس  قطعنامه ای که از طرف این فعالین تهیه شده بود، در این مراسم یاد بود قرائت گردید.
بیانیه جمعی از کارگران و خانواده های کارگری سنندج در حمایت از قربانیان معدن"زمستان یورت"آزاد شهر
دهها کارگر معدن"زمستان یورت"آزاد شهر در استان گلستان درست چند روز پس از اول ماه مه(روز جهانی کارگر) در ١٨٠٠ متری اعماق زمین زنده به گور شدند. این اولین باری نیست که کارگران قربانی ناامنی محیط کار میشوند .سالانه چندین هزار نفر از هم طبقه ای هایمان در ایران،از تولید کنندگان تمامی نعمات و ثروت ها در جامعه ، قربانی مناسبات و روابط کثیفی میشوند که تنها منطش بالا بردن هر چه بیشتر نرخ سود به نفع طبقه سرمایه دار یا همان اقلیتی است که مدام از سوی نمایندگانش در مناظرات و و عده و وعیدهای انتخاباتی این دوره ریاست جمهوری نیز برای زهر چشم گرفتن از همدیگر و متوهم کردن طبقه کارگر به زبان آورده میشود.
فجایعی همچون معدن یورت آزاد شهر و صدها نمونه دیگر در شرایطی تحمیل میشود که کمر کارگران زیر فشار ساعات کاری طاقت فرسا، دستمزدهای ناچیز، عدم امنیت شغلی ،ناامنی محیط کار ،قرارداد های سفید امضاء ،بیکاری ،بیحقوقی ،فقر و گرسنگی خانواده هایشان خم شده است و طبقه کارگر ایران از انسجام ، سازمان یافتگی و اتحاد لازم برای مقابله با تعرض سرمایه داری برخوردار نیست. تنها راه مقابله جدی با این وضعیت در گرو اتحاد و همبستگی کل طبقه کارگر ایران و فائق آمدن بر پراکندگی موجود است. کارگران هر کدام از مراکز، واحدهای تولیدی ، خدماتی ،کارخانجات و معادن، ارتش عظیم بیکاران و غیره بایستی هر چه سریعتر حول مطالبات و خواسته های حیاتی روزمره خود متشکل و همصدا شده و به نیروی خود اتکا نموده و در جهت منافع مشترکشان بخش هر چه بزرگتری از طبقه کارگر را با خود همراه کنند.
مرگ رفقای کارگرمان در معدن "زمستان یورت" آزاد شهر برای کل طبقه کارگر ایران دردناک و تاسف بار است . نباید گذاشت خانواده جانباختگان و سایر رفقای کارگرشان زیر فشر روانی و عاطفی تنها بمانند. حمایت کامل طبقاتی صفوف کل طبقه کارگر ایران از رفقای معدن امری ضروری و گامی بزرگ در جهت تبدیل نمودن خشم و انزجار به وجود آمده در راستای اتحادی وسیعتر میباشد.

ما جمعی از کارگران و خانواده هایمان در سنندج به یاد و گرامیداشت کارگران از دست رفته و سایر آسیب دیدگان این فاجعه، روز چهارشنبه ، ساعت ١٨:٣٠ عصر، جنب پارک کودک شهر سنندج حضور یافته و به نوبه خود این جنایت را محکوم نموده و به خانواده های کارگران و طبقه کارگر ایران تسلیت میگوییم.

ما همچنین خواهان محاکمه فوری عاملان این فاجعه، پرداخت کامل خسارت به حادثه دیگان و سایر کارگران این معدن، پرداخت کامل معوقات ، لغو کلیه ی قرارداد های سفید امضاء و یک طرفه، لحاظ نمودن سخت و زیان آور برای کلیه ی کارگران این معدن ، امنیت کامل شغلی و تامین ایمنی کار میباشیم.

جان کارگران معدن زمستان یورت فدای ثروت اندوزی زیاده خواهان شد
بی توجهی به ایمنی کار در معدن زمستان یورت فاجعه انسانی بوجود آورد.. چهل چهار تن از زحمتکش ترین کارگران که با دستمزد بسیار ناچیز در شرایط ناایمن در عمق چند صد متری زمین در پی لقمه نانی بودند و حتی دستمزد اندک شان معوق شده و به موقع پرداخت نمی شد در زیر آوار ماندند و جان عزیزشان فدای ثروت اندوزی زیاده خواهانی شد که برای حفظ جان این کارگران حاضر به تهیه تجهیزات و ابزار آلات ایمن نبودند.
حوادث بیشمار ناشی از کار در کشور به دلیل عدم توجه به ایمنی کار، عدم بازرسی کار موثر و عاری از فساد، بی اهمیتی جان انسان در برابر کسب سود بیشتر و بی مسئولیتی حاکمیت در انجام وظایف خود، جان کارگران را با مخاطرات جدی مواجه کرده و پیوسته شاهد جان باختن و معلولیت های کارگران هستیم.
با وجود اینکه تشکیل سندیکاها و دیگر تشکلات مستقل کارگری برای از بین بردن زمینه حوادث اینچنین بسیار موثر و نظارتشان در این مورد و سایر حقوق کارگران بسیار کارساز خواهد بود. متاسفانه از شکل گیری سندیکاهای کارگری به شدت جلوگیری می شود. و پیشروان این عرصه با پرونده سازی واهی ظالمانه بازداشت و زندان می شوند.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه فاجعه جان باختن کارگران معدن زغال سنگ زمستان یورت را به شدت محکوم کرده و با خانواده های این حادثه دردناک غم انگیز صمیمانه ابراز همدری می کند.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

هفت تپه در غم فاجعه معدن یورت
غم ات در نهان خانه دل نشیند
هنوز اخبار کشیدن اجساد کارگران معدن یورت در صدر خبرهای کارگری است. کارگرانی که برای زندگی انسانی و شرافت خانواده شان کار را می کردند و جان خودشان را برای سهل انگاری و سودجویی سرمایه از دست دادند برخلاف سرمایه داران که فقط به فکر سود بیشتر هستند.
در نبود قوانین ایمنی کار ما باید هر روز شاهد آمار بیشتری از کشتار و آسیب بدنی کارگران در محیط کار باشیم.
هنوز قانونی وجود ندارد که کارگر زمانی که خطر کند دست از کار بکشد. اگر کارگری اعتراض کند کارش یا زندان و یا بیکاری است.
ما کارگران هفت تپه در گرمایی گاه بالای پنجاه درجه مجبور به کار هستیم موضوعی که در تمامی کشورهای حل شده است و کارگران در دمای بالای ٣٤ درجه نباید کار کنند و یا کارفرما شرایط مناسب را به وجود آورد.
وضعیت ایمنی کار هر روز بدتر می شود و تنها راه حل در مقابل کارگران در به وجود آوردن تشکلات خودشان است، و ما امید داریم کارگران معادن دست به تشکیل نهاد بیرون از ساختار قدرت دست بزنند و در این راه ما آنها را تنها نخواهیم گذاشت، همان طوری که در لحظات اولیه به کنفدراسیون مواد غذایی خبر دادیم و خواستیم همراه کنفدراسیون پتروشیمی و معادن عکس العمل نشان دهند.
کارگران هفت تپه به احترام تمامی کارگران کشته شده در معدن یورت در محیط کار سکوت می کنند و در همراهی کارگران مجروح هر کاری بتوانیم انجام می دهیم و خانواده های کشته شده و مجروح را تنها نمی گذاریم.
سندیکای کارگران هفت تپه

گزارش
سازمان پزشکی قانونی:مرگ ١٦٤٥ کارگردر حوادث كار سال ١٣٩٥/ افزایش ١٠.١ درصدی
در سال گذشته یكهزار و ٦٤٥ کارگردر حوادث كار جان خود را از دست دادند، این رقم در مقایسه با سال ١٣٩٤ كه آمار تلفات حوادث كار یكهزار و ٤٩٤ نفر بود، ١٠.١ درصد افزایش یافته است.
‌در سال گذشته یكهزار و ٦٢٣ مرد و ٢٢ زن بر اثر حوادث كار جان خود را از دست دادند كه بیشترین آن ها در تهران با ٣٩٩، فارس با ١١٢ و خراسان رضوی با ١٠٩ جان باخته اند.
در این مدت همچنین استان های كهگیلویه و بویراحمد با ٩، خراسان شمالی با ١٠ و خراسان جنوبی با ١٢ فوتی كمترین آمار تلفات حوادث كار را داشته اند.
در سال گذشته سقوط از بلندی بیشترین دلایل مرگ در حوادث كار را به خود اختصاص داد كه با ٤٩.٥ درصد تلفات در رتبه اول مرگ و میر ناشی از حوادث كار قرار می گیرد. در این سال ٦٧٥ نفر به اثر سقوط از بلندی در حین كار جان خود را از دست داده اند.
پس از سقوط از بلندی اصابت جسم سخت با ٣٧٥ فوتی در رتبه دوم دلایل مرگ در حوادث كار قرار می گیرد كه ٢٧.٤ درصد از تلفات حوادث كار را شامل می شود.
گفتنی است كمبود اكسیژن (١٠٦ فوتی)، برق‌گرفتگی (٢١٨ فوتی)، سوختگی (١١٩ فوتی) و سایر موارد (١٥٢ فوتی) از دیگر دلایل مرگ در حوادث كار هستند.

گزارش یک سال سرکوب فعالان سندیکایی و حقوق کارگری در ایران

پاریس ـ ژنو، ١١ مه ٢٠١٧ (٢١ اردیبهشت ١٣٩٦)

به: گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل درباره‌ی آزادی گردهمایی و تشکل، خانم آنالیزا کیامپی

گزار‌گر ویژه‌ی سازمان ملل درباره‌ی وضعیت مدافعان حقوق بشر، آقای میشل فورست

گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل درباره‌ی ترویج و محافظت از آزادی عقیده و بیان، آقای دیوید کِی

اعضای گروه تحقیق سازمان ملل درباره‌ی حبس‌های خودسرانه

گزارشگر ویژه‌ی سازمان ملل درباره‌ی وضعیت حقوق بشر در ایران، خانم اسما (عاصمه) جهانگیر

در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری ایران در تاریخ ٢٩ اردیبهشت ١٣٩٦، ممنوعیت گردهمایی‌های مستقل و صلح‌آمیز طی روز کارگر در ایران امسال ـ همچون سال پیش [٢] ـ یک بار دیگر نمونه‌ی آشکاری از تداوم سرکوب و آزار فعالان سندیکایی در ایران بود. این سرکوب بخشی از محرومیت روش‌مند کارگران از اساسی‌ترین حقوق خود در ایران است که قربانی قانون‌های تبعیض‌آمیز با انگیزه‌های سیاسی و نظام قضاییِ مصمم به سرکوب جنبش‏های مستقل کارگری و مخالفان دیگر هستند.

با وجود افزایش قابل توجه در روابط تجاری و اقتصادی کشورهای غربی با ایران، در پی اجرای توافق هسته‌ای با ایران در سال ١٣٩٤ و رفع بعضی از تحریم‌ها پس از آن، توجه کمی به این واقعیت شده که قوانین و عملکرد کنونی در ایران ناقض موازین بین‌المللی کارگری و حقوق اقتصادی و اجتماعی هستند.

سندیکاهای مستقل کارگری در قوانین ایران ممنوع شده‌اند و دولت کنترل شدیدی را بر کلیه‌ی نهادهای قانونی که به‌اصطلاح نماینده‌ی کارگران هستند اعمال می‌کند. حق اعتصاب هرگز به صراحت پذیرفته نشده و در عمل اعتصاب‌ها با خشونت سرکوب می‌شوند. تمام تلاش‌ها در سال‌های اخیر برای تشکیل اتحادیه‌های مستقل کارگری به شدت سرکوب و فعالان کارگری از کار اخراج شده‌اند، مورد آزار و تعقیب قرار گرفته‌اند و به اتهام‌هایی از جمله «اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» زندانی شده‌اند.

حکومت ایران در کلیت آن از افزایش حداقل دستمزد به میزان کافی «برای زندگی آبرومند کارگران و خانواده‌هایشان» به الزام ماده‌ی ٧ میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سر باز زده است [٣].

میزان دستمزد حداقل که برای سال شمسی جاری از آغاز فروردین ١٣٩٦ تعیین شده بین یک‌سوم تا یک‌چهارم میزان خط فقر برآورد می‌شود. چند میلیون کارگر حتا این حداقل دستمزد را دریافت نمی‌کنند، زیرا در واحدهای کوچک با کمتر از ١٠ کارگر کار می‌کنند که مشمول مقررات قانون کار ـ یعنی حداقل دستمزد، افزایش مزد و بیمه ـ نیستند.

کارگران زن به‌شدت مورد تبعیض قرار می‌گیرند. آنها اغلب در واحدهای کوچک کار می‌کنند و از دستمزد برابر برای کار یکسان با مردان محروم هستند. امکان بازگشت آنها به کار پس از مرخصی زایمان بسیار کم است و در شرایط بحرانی پیش از همه اخراج می‌شوند. زنان، اقلیت‌های دینی و قومی و مخالفان سیاسی از اشتغال به بعضی از مشاغل محروم هستند.

سازمان‌های ما در زیر نمونه‌هایی از فعالان کارگری را ارائه می‌کنند که در حال حاضر به‌خاطر استفاده‌ی صلح‌آمیز از حقوق خود برای گردهمایی، تشکل و بیان آزاد، در حبس خودسرانه به‌سر می‌برند و در معرض آزار قضایی هستند.

بر این اساس، ما از کارشناسان ویژه‌ی سازمان ملل نام‌برده در بالا می‌خواهیم آشکار به وضعیت نگران کننده‌ی فعالان سندیکایی و حقوق کارگری در ایران توجه نشان دهند.

سرکوب آزادی گردهمایی، تشکل و بیان صلح‌آمیز در آستانه‌ی روز کارگر سال ٢٠١٧ (١٣٩٦)

در ١١ اردیبهشت ١٣٩٦، دولت‌مردان ایران یک بار دیگر فقط اجازه‌ی برگزاری مراسم مورد حمایت حکومت را در تهران ـ پایتخت ـ و چند شهر دیگر دادند، از جمله به‌ سازمان طرفدار رژیم «خانه‌ی کارگر» [٤] که در رشت و نقاط دیگر مراسم برگزار کرد. فعالان مستقل سندیکایی یک بار دیگر از برگزاری مراسم روز کارگر منع شدند.

بعضی از اتحادیه‌ها و فعالان سندیکایی مستقل که در روز کارگر یا در هفته‌های پیش از آن از آزادی گردهمایی و بیان محروم شدند از این قرار هستند:

در هفته‌ی پیش از ١١ اردیبهشت ١٣٩٦ و در این روز، همچون سال‌های پیش، آزارِ فعالان و اتحادیه‌های مستقل کارگری برای جلوگیری از برگزاری جشن و راه‌پیمایی مستقل از گردهمایی‌ها و مراسم مورد حمایت حکومت شدت یافت.

در پایتخت، تهران، کارگران در مراسمی در جلوی ساختمان مجلس حضور یافتند که اتحادیه‌ی آزاد کارگران ایران ترتیب داده بود. مأموران پلیس سعی کردند بنرها و پلاکاردها را که کارگران در آنها خواهان آزادی فعالان سندیکایی زندان اسماعیل عبدی و بهنام ابراهیم‌زاده شده بودند، جمع کنند و سپس راه‌پیمایان را محاصره و تلفن‌های همراه آنها را ضبط کردند. پس از آن، مأموران واله زمانی، عضو بنیانگذار سندیکای کارگران نقاش استان البرز را دستگیر کردند. او یک روز بعد آزاد شد.

طی مراسم رسمی در تهران که رئیس جمهوری روحانی در آن سخن گفت و در عین حال به نوعی گردهمایی در حمایت از نامزدی او در انتخابات ریاست جمهوری در ١٩ اردیبهشت شباهت داشت، چند تن از کارگران شعارهایی را در اعتراض به وضعیت زندگی خود سر دادند. بعضی از رسانه‌های حامی روحانی معترضان را «اخلال‌گر» نامیدند. رسانه‌های محافظه‌کار افراطی کوشیدند از فرصت به نفع نامزدهای رقیب بهره‌برداری و وانمود کنند که اعتراض‌ها فقط علیه دولت روحانی است و در مخالفت با سیاست‌های رژیم نیست.

همچنین در تهران، سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه («سندیکای شرکت واحد») در روز ١١ اردیبهشت جشنی را در پایانه‌ی اتوبوس‌رانی آزادی برگزار کردند، ولی نیروهای امنیتی شرکت کنندگان را محاصره و با فیلم‌برداری از آنها به آزار آنها پرداختند.

در سنندج، مرکز استان کردستان، نیروی انتظامی دو بار در هفته‌ی پیش از ١١ اردیبهشت آقای شیث امانی، فعال کارگری و عضو هیأت مدیره‌ی اتحادیه‌ی آزاد کارگران ایران را احضار کرد و به او اطلاع داد که درخواست اتحادیه برای برگزاری مراسم جداگانه در این روز پذیرفته نخواهد شد. مأموران از او خواستند تعهد بدهد که اتحادیه مراسم جداگانه‌‌ای در روز جهانی کارگر برگزار نخواهد کرد و اعضای آن در مراسم رسمی با حمایت اداره‌ی کار شرکت خواهند کرد، ولی او این درخواست را رد کرد. همچنین، در روز ٧ اردیبهشت، آقای فارس گویلیان یکی از کارگران فعال شهر سنندج، احضار و به او تذکر داده شد که نباید در «مراسم غیر دولتی روز ١١ اردیبهشت» شرکت کند. آقای خالد حسینی عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری در سنندج احضار و چند ساعت، از جمله در باره‌ی برنامه‌های این کمیته در روز کارگر، مورد بازجویی قرار گرفت. روز ١١ اردیبهشت نیز مأموران پلیس مشارکت کنندگان در راه‌پیمایی را که اتحادیه آزاد کارگران ایران، انجمن صنفی خبازان سنندج و کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری ترتیب داده بودند، محاصره کردند و آزار دادند.

علاوه بر این، مسوولان پس از این که در آخر شب ٣٠ فروردین اخطاری را به نظافتچی ساختمان «جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان که کارمند رسمی جمعیت نیست ابلاغ کردند، صبح روز ٣١ فروردین، مرکز این جمعیت را در تهران مهروموم کردند. در این اخطار فقط به مشکلاتی در باره‌ی پروانه‌ی این جمعیت به‌طورِ کلی اشاره شده است. مسوولان جمعیت گفته‌‌‌اند که تمام شرایط مربوط به پروانه را برآورده کرده‌اند. این جمعیت که در سال ١٣٨٢ تأسیس شد به شمار زیادی از کودکان ـ به‌ویژه کودکانی از خانواده‌ی مهاجران ـ که ناگزیر از کار در خیابان هستند رسیدگی می‌کند و هدف آن الغای کار کودک است. روز ٢ اردیبهشت نیز، پروانه‌ی انجمن دوستداران حقوق کودک در تبریز که دارای اهداف مشابهی است، تعلیق شد. دولت‌مردان تاکنون هیچ دلیلی برای تعطیل کردن این موسسه‌ها ارایه نکرده‌اند. رسانه‌ها در گزارش‌های خود دلیل این تعطیلی‌ها را فقط «برخی موانع» نقل کرده‌اند بدون این که از منبع این نقل نام ببرند.

ادامه‌ی ارعاب و حبس خودسرانه‌ی فعالان کارگری

سرکوب مداوم فعالان کارگری، از اعتراض‌های کارگران در کارخانه‌ها و واحدهای مختلف جلوگیری نکرده و اعتراض‌ها در سراسر کشور رشد و گسترش یافته است. بیش از ٦٥٠ مورد اعتصاب، تظاهرات و اعتراض‌های دیگر در سال ١٣٩٥ در مخالفت با اخراج‌ها، تعطیلی واحدها، خصوصی کردن، طرح اصلاح قانون کار و درخواست بازگشت به کار، درخواست دریافت به موقع دستمزد و نیز مزدهای عقب‌افتاده، افزایش دستمزد و اصلاح در قراردادها و بهبود در شرایط کار رخ داده است. این تعداد «افزایش در حدود ٢٧ در صد در اعتراض‌های کارگری» در سال ١٣٩٥ در مقایسه با ٥١٥ اعتراض در سال ١٣٩٤ را نشان می‌دهد. [٥]

دولت‌مردان در تلاش برای مهار اعتراض‌ها، به احضار مکرر و تهدید فعالان سندیکایی دستگیری بسیاری دیگر ادامه داده‌اند. بیشتر دستگیرشدگان پس از یکی دو ماه با وثیقه آزاد شده‌اند و به‌احتمال در ماه‌های آتی محاکمه خواهند شد. فعالان سندیکایی در این موارد اغلب به اتهام‌هایی مثل «اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام»، «اهانت به رهبر» و دیگر اتهام‌های مبهم متهم می‌شوند.

در تاریخ ١٠ مه ٢٠١٧ (٢٠ اردیبهشت ١٣٩٦)، دست‌کم ٨ فعال سندیکایی در پی محاکمه‌های به شدت ناعادلانه و محکومیت به «جرایم» مربوط به دفاع از حقوق کارگری در زندان یا در تبعید به سر می‌بردند [٦]:

•             آقای اسماعیل عبدی، دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران، دوباره در تاریخ ١٩ آبان ١٣٩٥ برای گذراندن حکم شش سال زندان خود دستگیر شد. مسوولان در اردیبهشت ١٣٩٤ او را تهدید کرده بودند که حکم تعلیقی ١٠ سال زندان را که در سال ١٣٩٠ به اتهام‌های گردهمایی و تبانی علیه نظام و مشارکت در گردهمایی‌های غیرقانونی سندیکایی صادر شده بود به اجرا می‌گذارند، مگر این‌که از سمت خود در کانون صنفی معلمان استعفا بدهد و در اعتراض‌های پیشِ رو در سراسر کشور شرکت نکند. آقای عبدی استعفا داد ولی کانون صنفی معلمان استعفای او را نپذیرفت. او در خرداد ١٣٩٤ به زندان رفت. سپس، در بهمن ١٣٩٤، حکم تازه‌ی ٦ سال زندان به اتهام تبلیغ علیه نظام (١ سال زندان) و گردهمایی به منظور ارتکاب جرم علیه امنیت ملی (٥ سال زندان) به او ابلاغ شد. وی به این حکم اعتراض کرد و در تاریخ ٢٤ اردیبهشت ١٣٩٥ آزاد شد. دیوان عالی کشور در بهمن ١٣٩٥ درخواست محاکمه دوباره در مورد حکم ٥ سال زندان او را رد کرد. وکیل او قصد دارد یک بار دیگر درخواست تجدید محاکمه کند. وی از روز ١١ اردیبهشت ١٣٩٦ در اعتراض به حکم‌های امنیتی فعالان سندیکایی و با درخواست خروج پرونده‌اش «از حالت امنیتی به عادی» دست به اعتصاب غذا زده است.

•             آقای مهدی فراحی شاندیز، عضو کمیته‌ی پی‌گیری ایجاد تشکل‌های کارگری و کانون صنفی معلمان ایران، سومین حکم سه سال زندان خود را می‌گذراند که در ١٣ دی ١٣٩٣ صادر شد. حکم نخست ٣ سال زندان او به اتهام «اهانت به رهبری» و «اخلال در نظم عمومی» در اوایل آبان ١٣٩٢ پایان یافت، اما مسوولان از آزادی او سر باز زدند. او در پاییز ١٣٩٥ دوباره به همان اتهام‌ها به سه سال زندان و سپس در بهمن ١٣٩٥ به‌خاطر تکرار «جرم» و سر دادن شعار مرگ بر [رهبر کشور] خامنه‌‌ای به سه سال و شش ماه زندان محکوم و سپس در اسفند ماه به زندانی دورافتاده در استان قزوین تبعید شد.

•             آقای علی اکبر باغانی، نایب رئیس پیشین کانون صنفی معلمان ایران، ‌پس از پایان حکم یک سال زندان خود از ١٢ اردیبهشت ١٣٩٥ حکم تبعید ١٠ سال خود را در شهر دورافتاده‌ی زابل می‌گذراند. او پیش‌تر در پرونده‌ای مربوط به اعتراض‌های معلمان در سال ١٣٨٥ به ٥ سال حبس تعلیقی محکوم شده بود که مسوولان ممکن است تصمیم به اجرای آن بگیرند.

•             آقای سعید شیرزاد، فعال کارگری و حقوق کودک، از تاریخ ١٢ خرداد ١٣٩٣ پس از بازداشت در شهر تبریز در شمال غربی ایران در حبس خودسرانه به سر می‌برد. او در سال ١٣٩٤، به اتهام‌ «گردهمایی و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی» به ٥ سال زندان محکوم شد. با وجود این‌که او به حکم خود اعتراض کرده، مسوولان او را در زندان نگه داشته‌اند. دادگاه تجدیدنظر در تاریخ ٢٦ فروردین ١٣٩٦ به پرونده‌ی او رسیدگی کرد ولی هنوز حکم خود را صادر نکرده است.

•             آقایان شهاب کریم آقایی، جعفر پژوهش‌پور و حسین اسماعیلی، سه فعال کارگری که در اعتصاب‌ها و اعتراض‌های صنایع مخابرات ایران شرکت داشتند، در تاریخ ٢٠ بهمن ١٣٩٥ در شیراز، استان فارس، دستگیر شدند. در تاریخ ٢٠ اردیبهشت ١٣٩٦، هنوز اطلاعی باره‌ی وضع این سه تن در دست نبود.

•             آقای داوود رفیعی، کارگری که در سال ١٣٩٣ به‌خاطر «مشارکت در سازمان‌دهی اعتصاب‌ها» از شرکت پارس خودرو اخراج شد و دو کارگر دیگر در تاریخ ١٨ آبان ١٣٩٥ دستگیر شدند. دو کارگر دیگر آزاد شده‌اند، اما تا تاریخ ٢٠ اردیبهشت ١٣٩٦، هنوز اطلاعی باره‌ی وضع آقای رفیعی در دست نبود.

دست‌کم ٤٢ فعال سندیکایی دیگر در انتظار محاکمه‌ی احتمالی، نتیجه‌ی محاکمه، یا نتیجه‌ی تجدیدنظر آزاد هستند:

آقای جعفر عظیم‌زاده، دبیر هیأت مدیره‌ی اتحادیه کارگران آزاد ایران، در حال حاضر با قرار وثیقه آزاد است، گرچه دادستانی در تاریخ ٤ آبان ١٣٩٥ او را به زندان فرا خواند. او در تاریخ ٩ اردیبهشت ١٣٩٤ در آستانه‌ی تظاهرات روز کارگر (١١ اردیبهشت) به وزارت اطلاعات احضار و مدت ٤٦ روز بازداشت و پس از آن آزاد شد، مورد محاکمه قرار گرفت و محکوم شد و در آبان ١٣٩٤ برای گذراندن حکم شش سال به زندان رفت: پنج سال به اتهام‌ «گردهمایی و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی» و یک سال به اتهام «اخلال در نظم عمومی». به علاوه، او به مدت دو سال از عضویت در احزاب، گروه‌ها و دستجات سیاسی، انجام فعالیت مجازی و فعالیت در رسانه‌ها و مطبوعات محروم شد. وی از روز کارگر ١٣٩٥ در اعتراض به وضعیت خود در زندان و در همبستگی با کارگران خواهان حقوق خود دست به اعتصاب غذایی زد که ٦٣ روز ادامه یافت. مسوولان او را در تاریخ ١٠ تیر ١٣٩٥ آزاد کردند و به او وعده‌ی محاکمه‌ی دوباره دادند. آقای عظیم‌زاده به‌همراه آقای شاپور احسانی‌راد، عضو دیگر هیأت مدیره‌ی اتحادیه کارگران آزاد ایران، در مهر ١٣٩٥ در شهر ساوه در مرکز ایران مورد محاکمه قرار گرفت و هر دو به ١١ سال زندان محکوم شدند: ١٠ سال به‌اتهام «تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران و اداره نمودن آن» و ١ سال به‌اتهام «فعالیت‌های تبلیغی علیه نظام». دادگاه تجدیدنظر در تاریخ ١٩ اردیبهشت ١٣٩٦ به اعتراض آنها رسیدگی کرد و بناست در هفته‌های آتی نظر خود را اعلام کند. عظیم‌زاده و احسانی‌راد در تاریخ ٢١ اسفند ١٣٩٥ در پرونده‌‌ای جداگانه در ساوه محاکمه شدند، اما دادگاه هنوز حکم خود را صادر نکرده است.

آقای رضا شهابی زکریا، صندوق‌دار سندیکای شرکت واحد، با قرار وثیقه آزاد است. او از خرداد ١٣٨٩در حبس خودسرانه به سر می‌برد و در اردیبهشت ١٣٩١ به اتهام‌های «تبانی علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» به شش سال زندان محکوم و از فعالیت‌های سندیکایی و مدنی به مدت پنج سال محروم شد. در آذر ١٣٩٤ به‌خاطر مشارکت دراعتراض‌های زندانیان در فروردین ١٣٩٣ یک سال زندان به محکومیت او اضافه شد. وی در مهر ١٣٩٣ در پی دو عمل جراحی گردن و کمر به دلایل پزشکی از زندان به مرخصی رفت. با وجود این، مسوولان او را در تاریخ ١٨ بهمن ١٣٩٤ احضار و گویا به علت ازسرگیری بعضی فعالیت‌های سندیکایی او، اتهام‌های تازه‌ی «اخلال در نظم عمومی و تشویش در اذهان عمومی» را به او ابلاغ کردند. در این بین، حکم زندان او به پایان رسیده است، اما با وجود این‌که دولت ایران خبر بازگشت او به کار را به سازمان بین‌المللی کار اطلاع داده‌اند، مسوولان برای بازگشت به زندان او را زیر فشار گذاشته اند.

آقای محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی پیشین کانون صنفی معلمان ایران، روز ٢٢ اردیبهشت ١٣٩٥ پس از ٢٢ روز اعتصاب غذا با درخواست محاکمه‌ی دوباره، به‌طورِ موقت از زندان آزاد شد. آقای بهشتی پس از محاکمه و محکومیت در دو پرونده‌ی جداگانه، در تاریخ ١٥ شهریور ١٣٩٤ برای اجرای دو حکم در مجموع ٩ سال زندان دستگیر شده بود. او در پرونده‌ی سوم به پنج سال زندان محکوم شده و علیه آن اعتراض کرده است. آقای بهشتی نخستین بار در اسفند ١٣٨٥ دستگیر شد و در حدود یک ماه در زندان ماند و در سال ١٣٨٦ به حکم چهار سال زندان تعلیقی محکوم شد. وی دوباره در اردیبهشت ١٣٨٩ به مدت دو ماه بازداشت و محاکمه و در خرداد همان سال به پنج سال زندان محکوم شد. آقای بهشتی در مهر ماه ١٣٩٢ برای اجرای حکم زندان احضار شد، اما رئیس دادگستری تهران درخواست او را برای توقف اجرای حکم و رسیدگی دوباره به پرونده پذیرفت. در دی ماه ١٣٩٤، او برای سومین بار محاکمه و به پنج سال حبس بیشتر محکوم شد که در مرحله‌ی تجدید نظر است. در هر سه پرونده، او به اتهام‌های مشابهی متهم شده است: «تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام.»

آقای محمود صالحی، عضو بنیانگذار انجمن صنفی خبازان شهر سقز، در استان کردستان، آزاد و در انتظار نتیجه‌ی دادگاه تجدیدنظر در باره‌ی محکومیت خود است. او در تاریخ ٩ اردیبهشت ١٣٩٤ در آستانه‌ی روز کارگر دستگیر و بعداً با قرار وثیقه آزاد شد. او در تاریخ ٢٥ شهریور ١٣٩٤ اطلاع یافت که به اتهام‌های «اقدام علیه امنیت ملی»، و «تشکیل سندیکای غیرقانونی کارگری»، «عضویت در گروه غیرقانونی» و «تبلیغ علیه نظام» به ٩ سال زندان محکوم شده است.

آقای عثمان اسماعیلی، سخنگوی کمیته دفاع از فعالان کارگری زندانی در مهاباد، آزاد و در انتظار نتیجه‌ی دادگاه تجدیدنظر در باره‌ی محکومیت خود است. او در تاریخ ٩ اردیبهشت ١٣٩٤ دستگیر و بعداً با قرار وثیقه آزاد شد. او در تاریخ ١٧ بهمن ١٣٩٤ از محکومیت به یک سال زندان به اتهام‌های «تبلیغ علیه نظام» و «وابستگی به احزاب سیاسی» اطلاع یافت.

آقای داود رضوی، عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد، آزاد و در انتظار نتیجه‌ی دادگاه تجدیدنظر در باره‌ی محکومیت خود است. او روز ٩ اردیبهشت ١٣٩٤ در تهران دستگیر و پس از ٢٢ روز با قرار وثیقه آزاد شد. او در تاریخ ٢٨ بهمن ١٣٩٤ محاکمه و به اتهام‌های «گردهمایی و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» و «اخلال در نظم عمومی» به ٥ سال زندان محکوم شد.

آقای ابراهیم مددی، نایب رییس سندیکای کارگران شرکت واحد، آزاد و در انتظار نتیجه‌ی دادگاه تجدیدنظر در باره‌ی محکومیت خود است. او روز ٩ اردیبهشت ١٣٩٤ در تهران دستگیر و پس از ٢٢ روز با قرار وثیقه آزاد شد. او در تاریخ ٢٨ فروردین ١٣٩٥ محاکمه و به اتهام‌های «گردهمایی و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» و «اخلال در نظم عمومی» به ٥ سال و ٣ ماه زندان محکوم شد.

آقای علی نجاتی، عضو بنیانگذار سندیکای کارگران نیشکر هفته تپه، و شش فعال کارگری دیگر، یعنی خانم اشرف رحیم‌خانی، خانم زینب کشوری، و آقایان عزت جعفری، شاپور رشنو، علی محمد جهانگیری و عبدالرضا شاکری، به اتهام تبلیغ علیه نظام باید در تاریخ ٢٤ اردیبهشت ١٣٩٦ در دادگاه انقلاب دزفول حاضر شوند. آقای نجاتی روز ٢٤ شهریور ١٣٩٤ دستگیر و پس از ٢٩ روز آزاد شد. او روز ٢٢ آذر ١٣٩٤ در شهر اندیمشک در دادگاه انقلاب اسلامی به اتهام‌های تبلیغ علیه نظام و ارتباط با گروه‌های مخالف محاکمه شد و در انتظار صدور حکم است.

آقای پدرام نصراللهی، عضو کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری، آزاد و در انتظار محاکمه است. او روز ٩ اردیبهشت ١٣٩٤ دستگیر و پس از ٣٤ روز آزاد شد [٧].

آقای محمد رضا آهنگر، عضو انجمن کارگران ساختمان کامیاران در تاریخ ٢٣ اسفند ١٣٩٥ به دلایل یا اتهام‌های نامعلوم دستگیر و در تاریخ ٣٠ فروردین ١٣٩٦ با قرار وثیقه آزاد شد.

شش فعال کارگری در کامیاران، استان کردستان، در دادگاه انقلاب اسلامی سنندج به اتهام «تبلیغ علیه نظام وشرکت در مراسم اول ماه مه» محاکمه و در تاریخ ٢٤ مهر ١٣٩٥محکوم شدند. خانم روژین ابراهیمی، خانم دلنیا صبوری و آقایان امید احمدی و مهرداد صبوری هر یک به ١ سال زندان و آقایان شاهو صادقی و آرام محمدی هر یک به ٣ ماه و ١ روز زندان محکوم شدند. چهار تن اخیر در تاریخ ٣٠ اردیبهشت ماه دستگیر و در ٥ خرداد ١٣٩٥ با قرار وثیقه آزاد شده بودند.

آقای مصطفی غلام‌نژاد، فعال کارگری، در تاریخ ٥ خرداد ١٣٩٥ در شهر تبریز در شمال غربی ایران دستگیر و روز ٢٧ خرداد با قرار وثیقه آزاد شد. دلیل دستگیری و اتهام علیه او معلوم نیست.

آقای جمیل محمدی، عضو هیات مدیره‌ی اتحادیه کارگران آزاد ایران، در بهمن ١٣٩٣ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» محاکمه و به سه سال و نیم زندان و جریمه محکوم شده است. او به این حکم اعتراض کرده و در انتظار نتیجه‌ی تجدیدنظر آزاد است.

آقای جلیل محمدی، فعال کارگری در سنندج، در روز جهانی زن، ٨ مارس ٢٠١٦ (١٧ اسفند ١٣٩٤) دستگیر و روز ١١ فروردین ١٣٩٥ با قرار وثیقه آزاد شد. او به‌احتمال محاکمه خواهد شد. دلیل دستگیری و اتهام علیه او معلوم نیست.

آقای حامد محمودنژاد، عضو کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری، روز ٢٩ فروردین ١٣٩٤ دستگیر و پس از ٢٤ روز با وثیقه آزاد شد. او در تیر ماه ١٣٩٤ به اتهام‌های «تبلیغ علیه نظام» و «اقدام علیه امنیت ملی» محاکمه و به ٩١ روز زندان محکوم شد. او به این حکم اعتراض کرده ولی نتیجه‌ی تجدید نظر هنوز اعلام نشده است.

آقایان یدالله صمدی و اقبال شبانی، اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری و هیات مدیره انجمن خبازان سنندج و حومه، در اوایل فروردین ١٣٩٤ به اتهام «اخلال در نظم عمومی» به ٣٠ ضربه شلاق و پنج ماه زندان محکوم شدند. دادگاه تجدیدنظر آنها را به ٥ سال حبس تعلیقی محکوم کرد [٨].

آقای محمدرضا نیک‌نژاد و آقای مهدی بهلولی، اعضای هیأت مدیره‌ی کانون صنفی معلمان ایران، آزاد و در انتظار نتیجه‌ی دادگاه تجدیدنظر در باره‌ی محکومیت خود هستند. آنها در تاریخ ٩ شهریور ١٣٩٤ دستگیر و در حدود یک ماه بعد با قرار وثیقه آزاد شدند. آنها در اسفند ١٣٩٤ به ٥ سال زندان محکوم شدند. اتهام‌های آن اعلام نشده است، ولی با توجه به حکم صادر شده، احتمالاً به «گردهمایی و تبانی علیه امنیت ملی» متهم شده‌اند.

آقای طاهر قادرزاده، عضو کانون صنفی معلمان در استان کردستان، در فروردین ١٣٩٥ به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «شرکت در گردهمایی‌های معلمان» به ٩١ روز زندان محکوم شد. نتیجه‌ی تجدید نظر هنوز اعلام نشده است.

آقای واله زمانی، عضو بنیانگذار سندیکای نقاشان و کارگران ساختمانی استان البرز، آزاد است. او روز ٢٩ شهریور ١٣٩٤ پس از اعتراض به مرگ به‌شدت مشکوک پسر عموی خود و فعال سندیکایی، شاهرخ زمانی [٩]، در زندان دستگیر و یک هفته بعد با قرار وثیقه آزاد شد. او همچنین روز ١١ اردیبهشت ١٣٩٦ در مراسم روز کارگر دستگیر و یک روز بعد آزاد شد.

آقایان لطف الله احمدی، نادر رضاقلی و حسین حسن‌آبادی، هر سه از فعالان کارگری، آزاد هستند ولی ممکن است محاکمه شوند. آنها در مراسم روز کارگر ١١ اردیبهشت ١٣٩٥ در سنندج در جلوی خانه کارگر دستگیر و روز بعد با وثیقه آزاد شدند.

آقای رسول بداقی، عضو هیأت مدیره‌ی کانون صنفی معلمان ایران، در تاریخ ٩ اردیبهشت ١٣٩٥ بدون توضیح آزاد شد. او در سال ١٣٨٨ حکم شش سال زندان خود را به اتهام‌های «گردهمایی و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» آغاز کرد. او به مدت پنج سال نیز از فعالیت‌های اجتماعی محروم شده است. قرار بود او در تیر ١٣٩٤ آزاد شود، اما در تاریخ‌های ٥ و ٦ اردیبهشت ١٣٩٤ به دادگاه احضار شد و از اتهام‌های تازه دادستانی و وزارت اطلاعات علیه خود اطلاع یافت. در عین حال، مسوولان به او اعلام کردند که در صورتی که کناره‌گیری خود از فعالیت‌های معلمان را در مصاحبه‌ای اعلام کند، اتهام‌های او را لغو خواهند کرد. او در شهریور ١٣٩٤ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» محاکمه و به سه سال زندان محکوم شد. پس از اعتراض، دادگاه تجدیدنظر این محکومیت را تأیید کرد. در تاریخ ٢٠ اردیبهشت، زمانی که او به همراه برادر همسر خود از یک فعال سندیکایی همکار خود در بیمارستان دیدار می‌کرد، مأموران امنیتی این دو را مورد ضرب و جرح قرار دادند و با دستبند به زندان اوین منتقل کردند. آنها روز ٢١ اردیبهشت با قرار وثیقه آزاد شدند. روز ٢٣ مرداد ١٣٩٥ دادگاه رسول بداقی را به علت کافی نبودن مدارک شاکیان، بی‌گناه دانست.

به علاوه، دادگاه تجدیدنظر در اردیبهشت یا خرداد ١٣٩٣ حکم‌های زندان دست‌کم پنج تن از اعضای کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری را تأیید کرده است و آنها در خطر دستگیری به سر می‌برند. آنها در ٢٦ خرداد ١٣٩١در «مجمع عمومی» این کمیته دستگیر و سپس آزاد شدند ولی دوباره در آذر ١٣٩١ دستگیر و به مدت دو ماه در حبس خودسرانه به سر بردند. آنها در فروردین ١٣٩٣ به زندان محکوم شدند:

آقایان جمال میناشیری و‌‌هادی تنومند (هر یک محکوم به سه سال و نیم).

آقایان قاسم مصطفی‌پور، ابراهیم مصطفی‌پور و محمد کریمی (هر یک محکوم به دو سال).

دست‌کم ١٠ فعال سندیکایی پس از گذراندن حکم زندان خودسرانه یا بازجویی یا محاکمه آزاد شدند [١٠]:

•             آقای بهنام (اسد) ابراهیم زاده، عضو کمیته‌ی پی‌گیری ایجاد تشکل‌های کارگری، در تاریخ ١١ اردیبهشت ١٣٩٦.

•             آقای سعید یوزی، عضو شورای مرکزی کمیته‌ی پی‌گیری ایجاد تشکل‌های کارگری و عضو انجمن کارگران ساختمان کامیاران و آقای صالح امانی، فعال کارگری، در تاریخ ٢٦ اسفند ١٣٩٥ در کامیاران دستگیر و ٣٨ روز بعد با قرار وثیقه آزاد شدند. آنها در تاریخ ٧ اردیبهشت ١٣٩٦ محاکمه و تبرئه شدند.

•             آقای محمد جرّاحی، عضو کمیته‌ی پی‌گیری ایجاد تشکل‌های کارگری و از اعضای بنیانگذار سندیکای کارگران نقاش و تزیینات، روز ١٩ مرداد ١٣٩٥.

•             آقای شریف ساعدپناه عضو هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران ٣٠ تیر ١٣٩٥ به‌توسط نیروهای امنیتی احضار و بازجویی شد. او در فعالیت‌هایی در حمایت از جعفر عظیم‌زاده، دبیر اتحادیه، شرکت کرده بود.

•             آقایان مظفرصالح نیا، عضو هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، و‌هاشم رستمی، فعال کارگری در شهر سنندج، که در تیر ماه ١٣٩٥ در حدود ٢٠ روز بازداشت شده بودند، در تاریخ ١٧ مهر ١٣٩٥ محاکمه و تبرئه شدند. آنها در فعالیت‌هایی در حمایت از جعفر عظیم‌زاده، دبیر اتحادیه، شرکت کرده بودند.

•             آقای زاهد مرادی، فعال کارگری در سنندج، روز ٢٢ خرداد ١٣٩٥ احضار و بازجویی شد.

•             خانم نجیبه صالح‌زاده، فعال و همسر فعال سندیکایی آقای محمود صالحی، در تاریخ ١٢ خرداد ١٣٩٥ در سقز به دادگاه احضار و بازجویی شد. او در تاریخ ١٧ خرداد بازداشت و همان روز با قرار وثیقه آزاد شد. سپس در تاریخ ٢٥ مرداد ١٣٩٥ به اتهام‌های «تبلیغ علیه نظام» و «اهانت به رهبری» محاکمه و تبرئه شد.

•             آقای علیرضا‌‌هاشمی، دبیر کل سازمان معلمان ایران، در تاریخ ٩ خرداد ١٣٩٥ آزاد شد.

علاوه بر این فعالان، ده‌ها کارگر معترض دیگر که حقوق خود را پیگیری کرده‌اند، مورد آزار و تعقیب قضایی قرار گرفته‌اند:

بعضی از این کارگران بازداشت و به زندان یا حبس تعلیقی یا حتا شلاق محکوم شده‌اند و بعضی دیگر احتمالاً در ماه‌های آینده محاکمه خواهند شد. موارد زیر فقط بعضی از نمونه‌هاست:

١٧ کارگر شرکت معدن طلای آق درّه، در تکاب، استان آذربایجان غربی، در اواخر سال ١٣٩٥ محاکمه شدند. دست‌کم ٩ تن از این عده به‌خاطر ترتیب دادن گردهمایی علیه اخراج کارگران در دی ماه ١٣٩٣ و درخواست بازگشت به کار، از ٣٠ تا ٥٠ ضربه شلاق خوردند. اتهام آنها «اغتشاش» بود که بعداً «توهین به نگهبانان و تخریب تابلوی شرکت» نیز اضافه شد. آنها ابتدا به زندان، شلاق و جریمه نقدی محکوم شدند. رهبر جمهوری اسلامی فقط حکم زندان آنها را لغو کرد.

٩ کارگر معدن سنگ آهن بافق در تاریخ ١٦ خرداد ١٣٩٥ به‌خاطر مشارکت در اعتراض علیه شرایط کاری به حبس‌های تعلیقی و شلاق محکوم شدند. آنها پس از تحصن ٣٩ روزه‌ی در حدود ٥٠٠٠ کارگر در اردیبهشت ١٣٩٣ در اعتراض به خصوصی‌شدن شرکت دستگیر شده بودند. با وجود این‌که کارفرما سرانجام شکایت خود را پس گرفت، دولت از آنها از جمله به‌خاطر «اخلال در نظم عمومی» و «ایجاد خسارت و ناامنی» شکایت کرد. دادگاه تجدیدنظر حکم‌های زندان را لغو و به جای حکم‌های شلاق، جریمه نقدی تعیین کرد. فقط آقای محمد حسن تشکری به ٣٠ ضربه شلاق (تعلیقی به مدت دو سال) و جریمه نقدی محکوم شد.

دست‌کم ١٠ کارگر معترض مجتمع مس میدوک در تاریخ ١٥ فروردین ١٣٩٥ بازداشت و دو روز بعد با قرار وثیقه آزاد شدند.

٢٤ تن از کارگران شهرداری اهواز، در جنوب ایران، به‌خاطر اعتراض به کمی دستمزد در تاریخ ٢٤ خرداد ١٣٩٥ بازداشت و پس از چهار روز با قرار وثیقه آزاد شدند و احتمال دارد محاکمه شوند.

١٧ عضو تعاونی مسکن شرکت پارس خودرو روز ٩ آذر ١٣٩٥ هنگام اعتراض به تصرف غیر قانونی زمین‌های این تعاونی بازداشت شدند. ١٥ تن همان روز و دو تن دیگر یک روز بعد بدون اتهام آزاد شدند.

نیروهای امنیتی همچنین به گردهمایی‌های کارگران معترض در شرکت‌های مختلف حمله کرده‌اند و کارگران را مورد ضرب و جرح قرار داده‌اند. موارد زیر فقط چند نمونه از این حمله‌هاست:

•             گردهمایی کارگران شرکت پارسیلون در شهر خرم‌آباد، ٢٧ تیر ١٣٩٥؛ شماری از کارگران زخمی شدند.

•             گردهمایی کارگران مجتمع نیشکر هفت‌تپه، استان خوزستان، ٣ مهر ١٣٩٥.

•             گردهمایی کارگران مجتمع نیشکر هفت‌تپه، استان خوزستان، ١٨ مهر ١٣٩٥.

•             گردهمایی کارگران شرکت پتروشیمی پردیس، عسلویه، استان بوشهر، ٢٧ مهر ١٣٩٥.

•             گردهمایی کارگران شرکت‌های آونگان و هپکو، شهر اراک در استان مرکزی، ٣ آبان ١٣٩٥.

•             گردهمایی کارگران سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، تهران، ١٤ آذر ١٣٩٥.

•             شرکت پلی‌آکریل، اصفهان، ١٦ آذر ١٣٩٥.

خواست‌های کارگران از مسوولان:

در روز کارگر، ١١ اردیبهشت ١٣٩٦، دو گروه ائتلافی از اتحادیه‌های مستقل کارگری قطعنامه‌های جداگانه‌ای برای طرح خواست‌های خود منتشر کردند [١١]. موارد زیر از جمله خواست‌های اصلی دو قطعنامه‌ ـ که مشابه ولی با بیان متفاوت مطرح شده بودند ـ بود:

آزادی بدون‌قیدوشرط همه‌ی فعالان کارگری از جمله معلمان؛

پایان دادن به طرح اتهام‌های امنیتی و آزار قضایی علیه همه‌ی فعالان؛

آزادی ایجاد تشکل‌های مستقل، حق اعتصاب، اعتراض، راه‌پیمائی و گردهمایی، آزادی اندیشه، بیان، و مطبوعات و آزادی تشکیل احزاب سیاسی؛

افزایش حداقل دستمزد اعلام‌شده‌ی دولتی برای سال جاری به بیش از چهار برابر به منظور تأمین هزینه‌ی زندگی و تطبیق با خط فقر؛

پرداخت فوری دستمزدهای معوق؛

پرداخت بیمه‌ی بیکاری کافی؛

خاتمه دادن به اخراج و ایجاد امنیت شغلی؛

الغای قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان و برقراری برابری کامل زنان و مردان؛

الغای کار کودکان؛

رفع هر گونه تبعیض و بی عدالتی نسبت به کارگران مهاجر به ویژه کارگران افغان؛ و

اعلام تعطیل رسمی در روز ١١ اردیبهشت و لغو هرگونه محدودیت در برگزاری مراسم این روز.

بعضی از خواست‌هایی که در یکی از بیانیه‌ها طرح شده بودند از این قرار بودند:

الغای مجازات‌ اعدام؛

پایان دادن به سیاست ریاضت اقتصادی؛

رعایت حقوق کار، به ویژه کنوانسیون‌های ٨٧ و ٩٨ سازمان بین‌المللی کار دایر بر «آزادی ایجاد تشکل‌های مستقل» و «عقد قراردادهای دستجمعی».

توصیه‌ها:

با توجه به وضعیت وخیم کارگری در ایران که در بالا شرح دادیم، برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر و جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران از شما می‌خواهند این درخواست‌ها را نزد دولت‌مردان ایران بازتاب دهید:

•             کلیه‌ی فعالان سندیکایی زندانی را فوری و بدون‌قیدوشرط آزاد کنند زیرا اتهام‌ها و حبس آنها خودسرانه است و به‌نظر می‌رسد فقط هدف تنبیه فعالیت‌های به‌حق حقوق بشری آنها را دنبال می‌کند؛

•             در هر شرایطی سلامت جسمی و روانی کلیه‌ی فعالان سندیکایی و دیگر مدافعان حقوق بشر در ایران را تضمین کنند؛

•             به هر گونه آزار ـ از جمله در سطح قضایی ـ علیه کلیه‌ی فعالان سندیکایی و دیگر مدافعان حقوق بشر در ایران پایان دهند تا آنها بتوانند بدون مانع به فعالیت خود بپردازند؛

•             محدودیت‌های مانعِ تشکیل اتحادیه‌های مستقل کارگری را برطرف کنند؛

•             کنوانسیون‌های اساسی سازمان بین‌المللی کار و نیز کنوانسیون رفع همه‌ی اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW) و نیز کنوانسیون بین‌المللی حمایت از حقوق کلیه کارگران مهاجر و خانواده‌های آنها (ICRMW) را تصویب کنند و به اجرا بگذارند؛

•             در هر شرایطی اعلامیه‌ی سازمان ملل در باره مدافعان حقوق بشر را رعایت کنند؛

•             در هر شرایطی تضمین کنند که حقوق بشر و آزادی‌های اساسی مطابق با اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و عهدنامه‌های بین المللی دیگر که ایران نیز متعاهد آنهاست رعایت خواهند شد.

***

یادداشت

[١] برای اطلاعات مشروح در باره‌ی وضعیت حقوق کارگری، اتحادیه‌های مستقل کارگری و فعالان سندیکایی نگاه کنید به گزارش مشترک «فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر» و «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» با عنوان: «ایران: گسترش فقر، کاهش حقوق کارگری» در:https://www.fidh.org/١٣٤٠٠

[٢] نگاه کنید به گزارش «برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر» ، «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» و «کانون مدافعان حقوق بشر»، ٢١ اردیبهشت ١٣٩٥.

[٣] حداقل دستمزد تعیین شده برای سال ١٣٩٦ در حدود یک‌سوم تا یک‌چهارم خط فقر برآورد می‌شود.

[٤] خانه‌ی کارگر به حزب اسلامی کار وابسته است که یکی از رهبران آن نماینده‌ی مجلس و یکی دیگر از رهبرانش وزیر کار است. حزب اسلامی کار و خانه‌ی کارگر از اوایل دهه‌ی ١٣٦٠ ابزار سرکوب جنبش مستقل کارگری بوده‌اند.

[٥] نگاه کنید به خبرنامه‌ی «اخبار و گزارش‌های کارگری»، در: etehadbinalmelali.com در عین حال، معاون امنیتی و انتظامی وزارت کشور از «افزایش ٦٩ درصدی» اعتراض‌های اجتماعی، کارگری و صنفی در سه سال اخیر خبر داد؛ خبرگزاری تسنیم، ٢١ آذر ١٣٩٥، در: https://www.tasnimnews.com/fa/news/...

[٦] برای اطلاعات بیشتر درباره‌ی موارد و فعالان سندیکایی دیگر، نگاه کنید به فراخوان فوری برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر، به تاریخ ٢٣ ژانویه ٢٠١٥، پیام رسانه‌ای برنامه‌ی نظارت به تاریخ ٣٠ آوریل ٢٠١٤، گزارش مشترک برنامه‌ی نظارت و «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» به تاریخ ٣٠ آوریل ٢٠١٥، و گزارش مشترک «برنامه‌ی نظارت»، «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» و «کانون مدافعان حقوق بشر»، ٢١ اردیبهشت ١٣٩٥.

[٧] آقایان صالحی، رضوی، مددی، نجاتی و نصراللهی در گذشته نیز دستگیر شده‌اند یا حکم زندان را گذرانده‌اند (برای نمونه نگاه کنید به فراخوان‌های فوری IRN ٠٠٣ / ٠٨٠٥ / OBS ٠٧٤.٣ در ٢١ دسامبر ٢٠٠٧ و IRN ٠٠٣ / ٠٧١٢ / OBS ٠٦٦ در ٦ ژوئیه ٢٠١٢؛ پیام رسانه‌ای ٢ دسامبر ٢٠١١؛ و گزارش مشترک «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» و «برنامه‌ی نظارت» به تاریخ ٣٠ آوریل ٢٠١٥.

[٨] در صورتی که محکوم «جرم» قبلی را تکرار کند، علاوه بر حکم تازه، حکم تعلیقی نیز قابل اجراست.

[٩] شاهرخ زمانی، عضو کمیته‌ی پی‌گیری ایجاد تشکل‌های کارگری و عضو بنیانگذار سندیکای کارگران نقاش و تزیینات، که حکم ١١.٥سال زندان را به اتهام‌های «اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل یا عضویت در گروه‌های مخالف نظام» و «تبلیغ علیه نظام» می‌گذراند، در شرایط بسیار مشکوکی در تاریخ ٢٢ شهریور ١٣٩٤ در زندان رجایی‌شهر درگذشت. سخنگوی قوه‌ی قضاییه در آن زمان گفت که مسوولان درباره‌ی مرگ او تحقیق خواهند کرد، اما تا به امروز هیچ اطلاعاتی در این زمینه منتشر نشده است.

[١٠] برای اطلاعات در مورد شماره‌های ١ و ٨، نگاه کنید به به گزارش «برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر» ، «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» و «کانون مدافعان حقوق بشر»، ٢١ اردیبهشت ١٣٩٥.

[١١] سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه و کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری یکی از قطعنامه‌ها را امضا کردند. اتحادیه آزاد کارگران ایران، انجمن صنفی کارگران واستادکاران ساختمانی مریوان وسروآباد، انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه، سندیکای کارگران نقاش استان البرز، کانون مدافعان حقوق کارگر و کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های کارگری ایران نیز امضاکنندگان قطعنامه‌‌ی دیگر بودند.

باز انتشار - اتحادیه آزاد کارگران ایران - ٢٣ اردیبهشت ماه ١٣٩٦
بین المللی
ترکیه -   اخراج ١٠٧ قاضی و دادستان به ظن ارتباط با کودتای سال گذشته
تلویزیون ترکیه روز جمعه ٥ مه‌ از اخراج ١٠٧ قاضی و دادستان به ظن ارتباط با کودتای نافرجام ژوئیه گذشته خبر داد. این سومین موج اخراج کارمندان پس از افزایش اختیارات رجب طیب اردوغان ریاست جمهوری این کشور است.
ترکیه به این ترتیب ١٤٥ هزار کارمند، پرسنل امنیتی، و چهره های دانشگاهی را از کار بیکار کرده است. به نوشته خبرگزاری رویترز شمار قضات اخراجی و دادستان ها به ٤٢٣٨ نفر رسیده است.
آنکارا شبکه متصل به فتح الله گولن روحانی شهروند ترکیه و مقیم آمریکا را به انجام کودتای ضددولتی در این کشور متهم می کند. گولن هرگونه مشارکت در کودتا را رد می کند.
در وقایع خشونت آمیز پس از کودتا، بیش از ٤٠ هزار نفر بازداشت و ٢٤٠ نفر اغلب غیرنظامی کشته شدند.گروه های حقوق بشری و برخی سازمان های غربی می گویند در همه پرسی ماه گذشته ترکیه، این کشور عضو ناتو و خواستار پیوستن به اتحادیه اروپا، یک گام به حاکمیت تک نفره نزدیک شد.

اندونزی - فرماندار سابق پایتخت به جرم 'کفرگویی' زندانی شد
فرماندار سابق جاکارتا به جرم کفرگویی و اهانت به اسلام به حبس محکوم شده است.
روز سه‌شنبه ٩ مه، پنج قاضی یکی داگاه کیفری در جاکارتا رای دادند که باسوکی تجاههاجا پوراناما، فرماندار سابق این شهر، در جریان مبارزات انتخاباتی سال گذشته به دین اسلام اهانت کرده و براساس قوانین مجازات کفرگویی در این کشور، او را به دو سال زندان محکوم کردند.
گروه‌های اسلامی که در خارج از دادگاه تجمع کرده بودند با شعار "الله اکبر" از محکومیت این مقام سابق استقبال کردند در حالیکه طرفداران آقای پوراناما گفته‌اند که این محاکمه نتیجه پرونده سازی و دارای انگیزه سیاسی بوده است. همزمان، گروهی از مدافعان دموکراسی و حقوق بشر تظاهراتی را در حمایت از او برگزار کردند و حکم دادگاه را باعث نگرانی دانستند.
بازداشت فرماندار سابق، که با نام "اهوک" هم شهرت دارد، سال گذشته و پس از یک رشته تظاهرات اعتراضی در پایتخت صورت گرفت که در آن، چندین هزار نفر به دعوت گروه‌های اسلامی در خیابان‌ها راهپیمایی کردند و خواستار مجازات او شدند.
با اعلام نتیجه انتخابات، مشخص شد که آقای پوراناما شکست خورده و رقیب انتخاباتی او، که یک فرد مسلمان است، به این سمت انتخاب شده است.
یکی از قضات دادگاه در دفاع از شدت مجازات تعیین شده برای آقای پوراناما گفت که دلیل آن این بوده که متهم درجریان محاکمه هیچگاه از خود ندامت و پشیمانی نشان نداد و همچنان اصرار داشت که جرمی مرتکب نشده است. حداکثر مجازات پیش بینی شده برای کفرگویی و اهانت به اسلام در اندونزی پنج سال حبس است.
وکیل مدافع آقای پوراناما گفته است که خواستار تجدید نظر در حکم این دادگاه خواهد شد.
اعتراض گروه‌های اسلامی پس از آن اغاز شد که پوراناما در یک سخنرانی انتخاباتی تلویحا رقیب خود را متهم کرد که با استناد به آیاتی از قرآن، گفته است که مسلمانان نباید به غیرمسلمان رای دهند و به این ترتیب، از اعتقادات دینی مردم برای مقاصد سیاسی بهره‌برداری کرده و با این اقدام، به دموکراسی در اندونزی آسیب رسانده است. بخشی از اظهار نظر فرماندار سابق جاکارتا در مورد این اظهارات در اینترنت منتشر شد و گروه‌های اسلامی و مسلمانان بنیادگرا آن را اهانت به قرآن دانستند و به دادگاه شکایت کردند.

افغانستان - بانک جهانی گزارش 'فقر در افغانستان' را منتشر کرد

بانک جهانی اخیرا گزارشی در مورد وضعیت فقر در افغانستان را منتشر کرد.
این بانک گزارش تحلیل وضعیت فقر در افغانستان مربوط به به سال‌های ٢٠١٤-١٣ میلادی را منتشر کرد که در آن آمده یک میلیون و ٣٠٠ هزار نفر از جمعیت ٣٢ میلیونی (براساس آمار بانک جهانی) زیر خط فقر زندگی می‌کنند و کمتر از ١.٢٥ دلار در روز درآمد دارند.
در این گزارش آمده که در سال ١١-٢٠١٢ حدود ٣٥.٨٨ درصد جمعیت افغانستان زیر خط فقر بود و همزمان با انتقال مسئولیت امنیتی به نیروهای داخلی و خروج نیروهای خارجی، این آمار به ٣٩.١ درصد رسید.
بانک جهانی دلیل افزایش میزان فقر در افغانستان را کاهش کمک‌های بین‌المللی، بحران بیکاری و گسترش جنگ در این کشور دانسته است.
در گزارش آمده که آمریکا با خروج نیروهای خود از افغانستان، در سال‌های ٢٠١٢ و ٢٠١٣، کمک‌های خود را به میزان ٣٤ کاهش داد و اگر این کمک‌ها با میزان کمک‌های این کشور در زمینه امنیتی و بازسازی با هم محاسبه شود، کمک‌های آمریکا به افغانستان بیش از ٥٠ درصد کاهش یافت.

عربستان - ضدیت با موسیقی و شادی از زبان یک آخوند اسلامی ارشد

عبدل العزیز الطریفی، روحانی ارشد در عربستان سعودی با انتشار توییتی استفاده از آلات موسیقی را خلاف مقررات شرعی اعلام کرده است.
انتشار این توییت موجب شد پرسشهایی نسبت به مشروع بودن اجرای اصلاحات در عربستان سعودی در زمینه آزادی نسبی فعالیتهای فرهنگی و هنری از جمله سازماندهی کنسرتهای موسیقی راک مطرح شود.
در حالی که شاهزاده محمد بن سلمان، جانشین ولیعهد عربستان سعودی و وزیر دفاع با تدوین یک برنامه جامع استراتژیک و اصلاحی قصد دارد تا اقتصاد عربستان را از تک قطبی بودن و وابستگی شدید به صادرات نفت خارج کند و به جاذبه‌های عربستان سعودی بیافزاید، موضع گیری هایی از این دست از سوی روحانیون سنتی این کشور تنش می آفریند.

آرژانتین - تظاهرات گسترده علیه کاهش محکومیت یک شکنجه گر
عربستان سعودی با اجرای برنامه های اصلاحی، تفریحی و فرهنگی امیدوار است تا از خروج حجم قابل توجهی از سرمایه کشور توسط شهروندانی که با هدف شرکت و حضور در رویدادهای فرهنگی و هنری به کشورهای همسایه می روند، جلوگیری کند.
روحانیون وهابی عربستان همواره ارتباطی نزدیک با قدرت حاکم و خاندان سلطنتی یعنی آل سعود دارند.
صدها هزار تن از شهروندان آرژانتینی با اشغال میدان "مه" بوئنوس آیرس، به تصمیم دادگاه عالی نسبت به کاهش مجازات یکی از شکنجه گران دوران دیکتاتوری این کشور اعتراض کردند.
بسیاری از معترضان روسری سفید بر سر داشتند؛ سرپوشی که برای سال ها نماد مبارزه مادران و مادربزرگانی بود که به دنبال روشن شدن سرنوشت عزیزان ناپدید شده خود در سال های ١٩٧٦ تا ١٩٨٣ بودند.
 روز چهارشنبه ١٠ مه‌ عالی ترین نهاد قضایی آرژانتین با کاهش مجازات حبس "لوییس موینا"، آدم‌ربا و شکنجه‌گر رژیم دیکتاتوری این کشور موافقت کرده بود. در جریان حاکمیت ٦ ساله نظامیان در آرژانتین حدود ٣٠ هزار نفر از مخالفان عمدتا چپ‌گرا ناپدید شدند.
نزدیک به چهار دهه است که مادران روسری سفید خواستار روشن شدن سرنوشت عزیزان مفقود خود و مجازات مرتکبان جنایت علیه بشریت هستند.

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Wed, 17 May 2017 03:01:17 +0000
اخباروگزارشات کارگری26/25/24اردیبهشت http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64617:26-25-24&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64617:26-25-24&Itemid=645

- بیکاری300کارگرمعدن زمستان یورت آزادشهر!
عدم پرداخت دیه جان‌باختگان حادثه این معدن !
- کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری:آخرین گزارش از وضعیت فعلی  معدن زمستان یورت
- آموزشی به کارگران معدن درباره ایمنی وبهداشت کار داده نمی شود!
- معادن ایران؛ استانداردهای غیراجباری، نظارتهای تشریفاتی
بیکاری300کارگرمعدن زمستان یورت آزادشهر!
عدم پرداخت دیه جان‌باختگان حادثه این معدن !
دبیر خانه صنعت، معدن استان گلستان با بیان اینکه در حال حاضر حدود ۳۰۰ کارگر معدن آزادشهر بیکار شده‌اند، گفت: قرار بود دیه جان‌باختگان هم در اسرع وقت پرداخت شود اما هنوز انجام نشده است.
محمدرضا عظیمی دبیر خانه صنعت، معدن استان گلستان در رابطه با آخرین اخبار این معدن به خبرنگاران گفت:این معدن در حال حاضر برای بررسی دلایل حادثه پلمب است و هنوز زمان دقیق رفع پلمب آن اعلام نشده است.
وی در پاسخ به این پرسش که حجم زیادی از کارگران این معدن در بخش بهره‌برداری کار می‌کردند آیا این تعطیلی به‌معنای بیکاری آنها نیست، افزود: بله، حدود 300 کارگر در حال حاضر بیکار هستند البته قرار بود دیه جان‌باختگان هم در اسرع وقت پرداخت شود اما هنوز انجام نشده است.
دبیر خانه صنعت، معدن استان گلستان تصریح کرد: در مورد حقوق معوق کارگران هم پرداخت‌هایی انجام شده اما به‌دلیل کسری بودجه هنوز به‌صورت کامل این امر صورت نگرفته است.
عظیمی اعتقاد دارد: در خوشبینانه‌ترین حالت باید بعد از انتخابات در انتظار تعیین تکلیف دیه و حقوق عقب‌افتاده کارگران این معدن باشیم.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری:آخرین گزارش از وضعیت فعلی  معدن زمستان یورت
 بنا به گزارش رسیده به کمیته هماهنگی با پیدا شدن آخرین جسد از اجساد کارگران مدفون شده از زیر آوار، معدن زمستان یورت آزاد شهر جهت ادامه تحقیقات تا اطلاع ثانوی تعطیل و پلمپ گردید.  
کارگران معدن جسته و گریخته مطلع شده اند که تمایل دولت به تعطیلی دایم معدن و معرفی کارگران به سازمان تامین اجتماعی جهت دریافت بیمه بیکاری می باشد.  این موضوع اعتراض کارگران را در اینجا و آنجا برانگیخته و آنها مترصد فرصت جهت وادار کردن حاکمیت به بازگشایی مجدد معدن پس از انجام تعمیرات لازم و اصلاح موارد ایمنی از قبیل نصب تجهیزات هشدار دهنده خطر هستند.
لازم به ذکر است اکثریت سهام معدن فوق متعلق به شرکت صنایع روی ایران وابسته به یکی از نهاد های نظامی و امنیتی می باشد و تمامی مدیران و مسئولین معدن از میان فرماندهان و سرداران نظامی انتخاب می شوند.
 واحد ایمنی معدن پیش از این بارها نسبت به خطرات موجود هشدار داده ولی با توجه به افزایش فروش زغال سنگ در سال جاری و سود سرشارآن، مسئولین به هیچ عنوان خواهان لحظه ای تاخیر و یا توقف در بهره برداری از این معدن و تعمیر سیستم های تهویه و نصب تجهیزات ایمنی در آن نبودند. این مسئله موجب تجمع گاز در فضای معدن و نتیجتاً انفجار آن شده است.
در حال حاضر با توجه به فضای انتخاباتی و رقابت جناح های مختلف با یکدیگر ،به ویژه فشار کارگران در هنگام بازدید روحانی از معدن زمستان یورت، بخش هایی از حقوق و مزایای معوقه کارگران که چندین ماه به تعویق افتاده بود،با کمک ده میلیاردی دولت پرداخت گردیده و مبلغ شانزده میلیون تومان به خانواده های داغدیده پرداخت شده است. آن چه بدیهی است سود پرستی صاحبان معدن در کنار ناکارامدی بازرسان اداره کار  موجب بی توجهی به هشدار کارگران زحمتکش معدن گردیده و ان چه در این میان بی اهمیت می باشد، همانا جان های عزیزی است که پر پر گردیده اند.
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری -   25/02/96
آموزشی به کارگران معدن درباره ایمنی وبهداشت کار داده نمی شود!
نائب رییس تاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی ایران به خبرنگاری گفت:در بسیاری از معادن هم در بخش دولتی و هم در بخش خصوصی نحوه استفاده و به‌کارگیری کارگران معدن مانند کارگران ساده است. آموزش خاص کار در معدن برای کارگران برقرار نیست. به‌طورمعمول کارگران ساده معدن مهارت‌های لازم را به‌طور تجربی در معادن می‌آموزند.
 در زمینه ایمنی، بهداشت در محل کار، مسائل مربوط به‌سلامت و ملاحظات خاص کار در معدن، مسائل فنی و موضوعات زیست‌محیطی و مواردی که مرز باریکی با تخریب محیط‌زیست دارد آموزشی به کارگران معدن داده نمی‌شود.
کمک‌های امدادی اولیه از مهم‌ترین مسائلی است که باید به کارگران درباره آن آموزش داده شود. کارگران معدن باید بدانند متناسب با محیطی که در آن کار می‌کنند، چطور و چگونه می توانند کمک‌هایی را به آسیب دیدگان برسانند. زمانی که در معدن کسی دچار سانحه می‌شود، نزدیک‌ترین افراد به او همکارانش هستند  بنابراین روی کمک این افراد در حوادث احتمالی معدن بیش از هر کس باید حساب کرد و اقدامات  اولیه درباره چگونگی کمک‌رسانی به حادثه دیدگان را  آموزش داد.
متأسفانه کارگران معدن در ایران از این آموزش‌ها بی‌نصیب ماندند. در عمل سازوکاری برای فراگیری این موارد ضروری برای نیروی کار معدن به‌طور عمومی در نظر گرفته نشده و معادن هم به‌طور منفرد این مسئله را دنبال نمی‌کنند.
 در سطوح بالاتر از کارگران معدن، یعنی تکنیسین و مهندسین هم آموزش‌ها بیشتر فنی است و مسائل مربوط به ایمنی، بهداشت و حوادث و سوانح کمتر موردتوجه قرارگرفته است.
معادن ایران؛ استانداردهای غیراجباری، نظارتهای تشریفاتی
ایران با دارا بودن حدود ۶۸ نوع ماده معدنی غیرنفتی در میان ۱۵ قدرت معدنی جهان جای گرفته اما ضریب ایمنی در این معادن در پایین ترین سطح خود قرار دارد.
یکی از مشاغلی که همگان به آن به عنوان سخت ترین شغل دنیا نگاه می کنند کار در معدن است. این بخش از اقتصاد کشور که مبتنی بر کشف و استخراج منابع و ذخایر طبیعی است یکی از درآمدزاترین بخش‌های تولیدی کشور محسوب می شود.
پس از وقوع حادثه معدن زمستان یورت آزاد شهر و کشته شدن بیش از ۴۰ نفر از کارگران استان گلستان در این معدن مهر سعی دارد با معرفی و تشریح مسئولیت ها، اهداف و وظایف و سهم بخش‌های مختلف مرتبط با امور معدنی کشور، مسئولیت هر یک از این بخش ها در اجرای استاندارد و ایمنی در معادن و حفظ جان تمامی شاغلان در معدن را شناسایی و سهم هر یک از این بخش ها را درپیشگیری از بروز حوادثی از این دست مشخص کند.
ایران با دارا بودن حدود ۶۸ نوع ماده معدنی (غیرنفتی)، بیش از ۳۷ بیلیون تن ذخایر کشف شده و بالغ بر ۵۷ بیلیون تن ذخایر بالقوه در میان ۱۵ قدرت معدنی جهان جای گرفته و یکی از کشورهای غنی از حیث دارایی‌های معدنی به حساب می‌آید.
 
این در حالی است بر اساس آخرین گزارشات مرکز آمار ایران، طی سال ۹۳ مجموعاً ۹۱۸۶۹ نفر در معادن در حال بهره‌برداری کشور اشتغال داشته‌اند که از این تعداد ۲۱۳۷۲ نفر کارگران ساده، ۲۶۴۱۳ نفر کارگران ماهر، ۴۴۰۸ نفر تکنسین ها،  ۵۴۵۸ نفر مهندسین، ۱۵۲۲۰ نفر شاغلان امور حمل و نقل و ۱۸۹۹۸ نفر شاغلان امور اداری و مالی بوده‌اند.
در بین بخش های مختلف معادن سنگ آهن، سنگ های تزئینی و زغال سنگ به ترتیب با ۱۸۴۱۲ ، ۱۸۸۵۱، ۱۱۲۵۵ نفر بیشترین تعداد شاغلان را دارا بوده‌اند.
با در نظر گرفتن این آمار که احتمالا طی دو سال ۹۴ و ۹۵ کاهش یا افزایش داشته است، می‌توان گفت جمعیتی حدود ۱۰۰ هزار نفر در معادن مختلف کشور مشغول به کار می باشند. این جمعیت فارغ از نوع کار و خدماتی که ارائه می دهند تنها از یک جنبه در شرایطی مشابه مشغول به کار هستند؛ضریب ایمنی و خطرات کار در معادن تقریبا برای این جمعیت ۱۰۰ هزار نفری یکسان است.
 
پس از فاجعه اخیر در معدن زمستان یورت آزاد شهر مطالب بسیاری در خصوص رعایت استاندارد ایمنی در معادن منتشر شد. اما در هیچ یک از این مطالب ارگان، نهاد و یا دستگاه ناظر بر اجرای استانداردهای ایمنی در این معادن مشخص نشد.
وزارت کار،‌ وزارت صنعت، وزارت بهداشت، سازمان محیط زیست، سازمان نظام مهندسی معدن و انجمن‌های مختلف مرتبط با فعالیت معدنی، در این بخش به عنوان نهادهای حاکمیتی و تصمیم گیر محسوب می شوند.
اما پس از بروز واقعه زمستان یورت هر یک از این نهادها و دستگاه های دولتی با انتشار تکذیبیه از مسئولیت خود در حفظ ایمنی قریب به ۱۰۰ هزار نفر معدنکار در کل کشور سرباز زده و بهره بردار معدن را مسئول اصلی بروز این حادثه دانستند.
حال آنکه با وجود سرمایه گذاری میلیاردی در بخش معدن و درآمدزایی این بخش برای دولت از محل بهره مالکانه، ارزآوری، جلوگیری از واردات محصولات معدنی و ... نمی توان گفت معدن به طور کامل متعلق به بخش خصوصی بوده و بخش های دولتی هیچ سهمی در پیشگیری از حوادث معادن ندارند.
نقش و جایگاه سازمان نظام مهندسی معدن در اجرای استاندارد کار در معادن
در این ارتباط بد نیست به اهداف و وظایف سازمان نظام مهندسی معدن در حوزه حفظ جان معدن کاران نگاهی بیندازیم.
سازمان نظام مهندسی معدن توسط یک شورای مرکزی مرکب از ۱۱ نفر و در دوره های ۳ ساله مدیریت می شود.
تعداد اعضای شورای مرکزی از رشته های  مختلف به ترتیب زیر است:
معدن : ۴ نفر
زمین شناسی : ۳ نفر
متالورژی استخراجی : ۲ نفر
نقشه برداری :۲نفر
در بررسی تارنمای سازمان نظام مهندسی معدن شرح وظایف کلیه افراد مرتبط و مشاغل مختلف معدن در دسترس است اما در حوزه نظارت بر اجرای ایمنی و استاندارد هیچ اطلاعاتی مشاهده نمی شود.
در بخشی از اهداف و شرح وظایف شورای مرکزی این سازمان برگرفته از ماده ۱۰۶ آیین نامه اجرایی نظام مهندسی معدن، چند بند مرتبط با این موضوع به چشم می خورد که هیچ مسئولیت حقوقی مشخصی را در خصوص بروز حادثه در نتیجه عدم رعایت استاندارد متوجه این سازمان نمی کند.
ج- همکاری با وزارت صنایع و معادن در زمینه تدوین اطلاعات مقررات معدنی و استانداردهای مربوط.

چ- همکاری با وزارت کار و امور اجتماعی در زمینه ارتقای سطح مهارت کارگزان شاغل در فعالیتهای معدنی و تعیین استاندارد مهارت و کنترل آن.
ح- همکاری با سازمان حفاظت محیط زیست در مورد تدوین و اجرای مقررات و استانداردهای زیست محیطی.
ق- انجام هر نوع وظیفه دیگری که به موجب قانون و آیین نامه اجرایی و سایر مقررات و یا عرفا ضروری باشد.
تبصره ۱- وظایف شورای مرکزی در سطح کشور مانع از اقدام هیات مدیره سازمانهای استان در زمینه برخی از وظایف فوق که در مقیاس استانی قابل انجام می باشد،نخواهد بود.
تبصره ۲- شورا می تواند بخشی از وظایف و اختیارات خود را به رئیس سازمان تفویض نماید.
گفتنی است پیگیری ها برای کسب اطلاعات بیشتر از محدوده وظایف این سازمان به دلیل نزدیک بودن به انتخابات بی نتیجه ماند و موکول به بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری شد.
- تجمع اعتراضی کارگران سها سرام نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی مقابل فرمانداری اردکان برای چندمین بار!
- تجمعات اعتراضی کارگران پیمانکاری راه آهن جمهوری اسلامی نسبت به عدم پرداخت حقوق فروردین ماه مقابل شرکت حمل و نقل ریلی رجاء!
- گزارش ملاقات خانواده ی عبدی با اسماعیل عبدی در زندان اوین در شانزدهمین روز از اعتصاب غذایش!
- کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری:توطئه ای دیگر علیه کارگران
- هایا صالحی،قربانی حمله جنایتکارانه ماموران امنیتی رژیم به پدر وپدر بزرگش
- بلاتکلیفی 10ماهه210کارگر کارخانه آب معدني شلمزاربرای بازگشت بکار!
- عدم پرداخت 6ماه حقوق کارگران شهرداری بروجرد!
- پای درد دل کارگران شهرداری تهران!
تجمع اعتراضی کارگران سها سرام نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی مقابل فرمانداری اردکان برای چندمین بار!
کارگران  کارخانه سها سرام برای چندمین باردراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوشان مقابل فرمانداری اردکان تجمع کردند.
به گزارش منابع خبری محلی،یکی از کارگران این کارخانه در خصوص علت تجمع چند باره جلوی فرمانداری اردکان  گفت: قریب به یک سال است که حقوق نگرفته ایم و هر بار که تجمع می کنیم با بهانه ای ما را به ماه بعد حواله می کنند.
وی افزود: جدیدا چند باری که به فرمانداری آمده ایم وقتی می گوییم حقوقمان را بدهید می گویند فعلا انتخابات اولویت کاری ما است و باشد بعد از انتخابات بیایید شاید برایتان کاری کردیم.
 وی ادامه داد: با این که کارخانه در حال حاضر در دست فرمانداری است حاضر نیستند که برای ما کاری کنند و طبق آن چیزی که شنیدیم فرمانداری قصد دارد کارخانه را به مدیریت قبلیش بازگرداند.
 درهمین رابطه:
وعده های توخالی بجای پرداخت مطالبات کارگران کارخانه کاشی سها سرام اردکان!
بدنبال تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه کاشی سها سرام اردکان نسبت به عدم پرداخت مطالباتشان قراربراین شد تا پایان سال حقوق و عیدی کارگران پرداخت شود اما با بد قولی کارفرما این وعده به 15 فروردین موکول شد.اما متاسفانه در پانزدهم فروردین هم این وعده محقق نشد و سر کارگران سها سرام بی کلاه ماند.
یکی ازکارگران کارخانه کاشی سها سرام اردکان به یک منبع خبری محلی گفت: نزدیک به 9 ماه است به ما وعده ی حقوقمان را می دهند اما هرماه این وعده به ماه بعد موکول می شود.
وی افزود: 4 میلیون 800هزار تومان حقوق ما را حساب کرده اند در حالی که ما بیش از این ها اضافه کاری داده ایم، حتی بیمه های ما را نیز رد نکرده اند ما به همین هم راضی بودیم که آن را هم ندادند.
وی ادامه داد: بخدا قسم  مدتی است که کارگری مردم را می کنم و از روی زن و فرزندانم خجالت زده ام، زندگی ام بهم ریخته است و خیلی به این پول احتیاج دارم و دستم به هیچ جا بند نیست.
این کارگر اظهار داشت: من میدانم که از بهمن ماه سال 94 افرادی هستند که حقوقشان پرداخت نشده مگر این که به کارخانه رفته باشند و چیزی جایگزین برداشته باشند و یا این که درب خانه ی رئیس رفته باشند و به زور گرفته باشند اما من چون بومی هستم صبر کرده ام اما صبرم به جایی نرسیده است.
وی تاکید کرد: فرمانداری دنبال کار کارگران است اما هر ماه وعده ی ماه بعد را می دهد.
دیگر کارگراین کارخانه در خصوص عدم پرداخت حقوق گفت: من حدود 13میلیون و 700 هزار تومان طلبکارم و از برج 6 سال95 پیگیر حقوقم بوده ام اما هنوز پرداخت نشده است.
وی افزود: الان قریب به 6 ماه است که شکایت کرده ام اما آن هم به نتیجه نرسیده است.
کارگر کارخانه سها سرام اظهار داشت: فرمانداری مشغول پیگیری است اما هر روز وعده روز بعد را می دهد و آخر هم به نتیجه نمی رسد.
وی با بی نتیجه خواندن پیگیری ها گفت: نزیک به 6 میلیون 400 هزار تومان از شرکت سها سرام طلب دارم و از تیر ماه سال قبل به ما قول پرداخت حقوق را دادند که هنوز محقق نشده است.
وی افزود: هرروز امروز و فردا می کنند اما کاری پیش نرفته است. حدودا60 نفر هستیم که همین وضعیت را داریم و هرکدام بالای 4 میلیون تومان از کارخانه طلبکاریم.
یکی دیگر از کارگران کارخانه گفت: مراجعه ما به اداره ی کار به جایی نرسید و هنوز مرا به دادگاه دیگر می فرستند.
وی افزود: بعد از 6 ماه شکایت چیزی دست مرا نگرفته است و از 4میلیون و 800 هزار تومنی که طلب داشتم 3میلیون برایم اضافه کاری رد کرده اند.
این کارگر کارخانه اظهار داشت: بیمه و اضافه کاریم  را حساب نکرده اند و رفت و آمد هایم برای گرفتن حقوقم بی فایده بوده است.
دیگر کارگر این کارخانه در خصوص حقوق معوقه ی خود گفت: هیچ کار خاصی برای پرداخت حقوق انجام نشده است و هر دفعه فقط زمان پرداخت را به ماه بعد موکول می کنند.
وی گفت: 16 میلیون و 800 هزار تومن حقوق من پرداخت نشده است و تابحال پیگیری های فرمانداری به جایی نرسیده است.
این کارگر کارخانه گفت: در بهمن ماه سال 95 به ما وعده ی حقوقمان را دادند اما وعده ی بهمن ماه به فروردین ماه کشیده شد و حال با پایان فروردین ماه وعده ی پایان اردیبهشت را به ما دادند.
تجمعات اعتراضی کارگران پیمانکاری راه آهن جمهوری اسلامی نسبت به عدم پرداخت حقوق فروردین ماه مقابل شرکت حمل و نقل ریلی رجاء!
کارگران پیمانکاری موتوریست، فنی و برق  شرکت حمل و نقل ریلی رجاء دراعتراض به عدم پرداخت حقوق فروردین ماه شان طی روزهای گذشته مقابل ساختمان این شرکت واقع در خیابان کریم خان زند نبش سنایی تجمع کردند.
یکی از این کارگران که در روزهای گذشته همراه بیش از دویست کارگر موتوریست دیگر مقابل ساختمان سنایی شرکت رجاء تجمع کرده بود، به ایلنا گفت: شرکت‌های پیمانکاری رجاء قادر به برآورده کردن تعهدات خود نیستند و در این بین دستمزدهای کارگران با تاخیر پرداخت می‌شود.
در عین حال روابط عمومی رجا اعلام کرد: حقوق، مزایا، عیدی و سنوات کلیه کارگران شاغل در شرکت رجا تا پایان اسفند 95 پرداخت شده است.
گزارش ملاقات خانواده ی عبدی با اسماعیل عبدی در زندان اوین در شانزدهمین روز از اعتصاب غذایش!
خانواده عبدی در حالی به ملاقات عبدی رفته اند که این فعال صنفی در شانزدهمین روز از اعتصاب غذا به سر می برد وقریب ده کیلو از وزن خود را از دست داده است .
منیره ی عبدی همسر این عضو هیات مدیره ی کانون تهران در مورد این دیدار می گوید  که  صبح امروز حاجی مرادی دادیار زندان به ملاقات همسرش رفته است و با بردن خرما از عبدی خواسته است به اعتصاب پایان دهد تا مرخصی ایشان مورد موافقت قرار گیرد .
لیکن عبدی به دادیار زندان تاکید کرده است تا زمانی که با خواسته ها و مرخصی ایشان موافقت نشود به اعتصاب خود ادامه می دهد.
خانم عبدی در ادامه می افزاید که عبدی از رفتار مناسب نماینده دادستان خبر داده است و در مورد وضعیتش خاطرنشان شده است با وجود کاهش ۱۶ کیلو از وزنش (7 کیلو ناشی از دوره ی زندان و نه کیلو از شروع اعتصاب ) و مشکلات جسمی خصوصا مشکلات کلیه بر ادامه اعتصاب مصمم است.
عبدی ضمن قدردانی از حمایت های فرهنگیان و فعالین صنفی و مدنی از کمپین حمایتی فرهنگیان اظهار خرسندی کرده و تاثیر حمایت ها را بسیار موثر عنوان کرده است.
خانم عبدی عنوان می کند که عبدی مصمم است  پرونده اش عادلانه در دیوان عالی بدون دخالت ضابطین سپاه بررسی شود .
در پایان ایشان می افزاید عبدی با دیدن خانواده و ماندانای کوچولو انرژی مضاعفی گرفت و علی رغم ضعف جسمانی در طول زمان ملاقات بسیار پرانرژی بوده است.
96/2/25
منبع: کانال تلگرامی کانون معلمان
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری:توطئه ای دیگر علیه کارگران
 عوامل سرمایه هربار ترفندی جدید جهت پایمال کردن هرچه بیشتر حقوق کارگران و تامین روز افزون منافع سرمایه ابداع می کنند.
 در همین راستا،اخیرا اداره کار تغییری در فرم دادخواست کارگران داده است که در خور توجه است. کارگران هنگامی که در روابط کار به هر دلیل دچار مشکل می شوند و جهت احقاق حق به اداره کار محل مراجعه می کنند، خواسته ها و موارد مورد نظر خود را که خواهان پیگیری آنها هستند در فرمی که از طرف اداره کار دراختیار آنها قرار داده می شود می نویسند.
اخیرا  تغییراتی در این فرم صورت گرفته که کاملا به ضرر کارگر و به نفع کارفرمایان می باشد. در فرم قبلی در قسمت مربوط به خواسته، موارد مختلفی که می توانست مورد شکایت کارگر باشد نوشته شده بود و کارگر از بین آنها مورد یا موارد موردنظر خود را علامت می زد این موارد عبارت بودند از:بازگشت به کار- حقوق و مزایا- عیدی وپاداش - مزد مرخصی - مابه التفاوت مزد - سنوات خدمت - مابه التفاوت طرح طبقه بندی- بن کارگری - فوق العاده اضافه کاری – و موارد دیگر که در این صورت کارگر بهتر می توانست ازبین موارد مختلف، مورد شکایت خود را پیدا نموده و علامت بزند.
اما اخیرا فرمی به نام "برگ دادخواست بدوی"، جایگزین فرم قبلی شده که در قسمت موارد خواسته انتخاب های فوق الذکر حذف شده و کارگر باید در این قسمت که کاملا سفید است خواسته خود را بنویسد، که با توجه به پیچیدگی مسائل حقوقی،کارگر را جهت پی گیری مسائل خود دچاردردسر و مشکل می کند.
در تصاویر پایین، هر دو فرم آمده است.
فرم قبلی دادخواست کارگران در اداره کار:
 
فرم جدید دادخواست کارگران در اداره کار:
 
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری - 26/02/96
هایا صالحی،قربانی حمله جنایتکارانه ماموران امنیتی رژیم به پدر وپدر بزرگش
۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر همراه محمود صالحی وجمعی دیگر از دوستان به مناسبت این روز مثل سالهای قبل ازمیدان هلو به طرف میدان آزادی در حرکت بودیم.زمانی که می خواستیم به طرف میدان هه لو برگردیم.صدها مامور لباس شخصی علنی ومخفی در مسیر راه پیمایی حضور داشتن وآماده حمله به کارگران ومردمی بودند که در طول خیابان در حرکت بودند.ماموران حتی مردم عادی که از راهپیمایی به مناسبت اول ماه مه خبر نداشتن را هم زیر نظر داشتند. مقابل مسجد حسینه با زور وتهدید از ادامه حرکت عثمان اسماعیلی و سید علی حسینی به طرف میدان هه لو جلوگیری کردند.درمقابل بانک سپه روبروی پاساژ خاتونی به محمود صالحی و اعضای خانواده اش از جمله هایا دختر سه ساله و نوه محمود صالحی حمله ور شدند.ماموران میخواستند با زور وقلدری محمود صالحی وپسرش رو بازداشت کنند که با اعتراض مردم به ماموران وحمایتشان از محمود صالحی مانع دستگیریشان شدند.هایای عزیز، که شاهد وحشیگریهای ماموان و حمله آنها به پدر وپدر بزرگش بود، کریه می کرد ومثل بید میلرزید.تلاش پدر ومادرش برای آرام کردن این کودک سه ساله بی نتیجه بود.دیروز همراه تعدادی از دوستان که برای احوال پرسی از وضعیت جسمی محمود صالحی با ایشان دیداری داشتیم، متوجه شدیم که هایا دختر سه ساله سامرند صالحی که نظاره گر وحشیگیری ماموران لباس شخصی بوده در موقع خواب بارها وبارها از خواب می پرد وبا گریه وجیغ کشیدن بقیه اعضای خانواده رو بیدار میکند.لازم به توضیح است که حمله ماموران به محمود صالحی به حدی شدید بوده که یکی از دنده های ایشان شکسته وگردنش هم دچار آسیب شدید شده است.علنا مشخص بود که ماموران میخواستند با برخورد شدید به محمود واعضای خانواده اش باعث ایجاد و حشت مردم وجلوگیری از پیوستن دیگران به راه پیمایی شوند که موفق نشدند.برشما ودیگر انسانهای آزادیخواه است که در برابر جنایات ماموران رژیم سکوت نکنید، صدای هایای سه ساله وهزاران هایای دیگر را به کارگران و تشکلهای کارگری در سرتاسر جهان برسانید.
یکی از شرکت کنندگان در راه پیمایی به مناسبت اول ماه مه سقز
بلاتکلیفی 10ماهه210کارگر کارخانه آب معدني شلمزاربرای بازگشت بکار!
اکنون 10ماه است که210کارگر آب معدني شلمزاربدنبال تعطیلی کارخانه بیکار شده اند.این کارگران وخانواده هایشان چشم انتظار باز گشایی این واحد تولیدی وباز گشت بکار کارگران هستند.
در سال 1395 فعاليت يکي از مهمترين مراکز صنعتي شهرستان کيار واقع در مجاورت مرکز شهرستان در حالي متوقف شد که به واسطه رکود در کشور و بيکاري روز افزون جمع کثيري از کارگران و کارکنان اين کارخانه که با فرآوري و بسته بندي آب چشمه شلمزار آب معدني توليد مي کرد به جمع بيکاران کشور افزوده شوند.
کارخانه آب معدني شلمزار با نام تجاري سيرنگ فعاليت خود را در سال 1383با حمايت شرکت اشي مشي آغاز کرد و توانست در طول مدت فعاليت خود 210کارگر و کارمند را بکارگيري نمايد.
در اين کارخانه محصولاتي همچون آب معدني، دلستر، نوشابه و ماء الشعير توليد شد و توليد اين محصولات علاوه بر ايجاد اشتغال مستقيم در شهرستان کيار توانست در شهر شلمزار رونق اقتصادي ايجاد کند تا اينکه در تير ماه 1395 فعاليت کارخانه به تعطيلي انجاميد.
فعاليت کارخانه با کيفيت بالاي آب منطقه بسيار خوب پيش رفت به صورتيکه محصولات اين کارخانه در بازار ايران و ساير کشورها حرف براي گفتن داشت و توانست سهم بسزايي در بازار مصرف جهاني به خود اختصاص دهد اما تعطيلي يکباره کارخانه آب معدني شلمزار هم کارخانه و هم زندگي کراگران را تعطيل کرد.
به گزارش یک منبع خبری محلی،يکي از کارگران اين کارخانه گفت: کارگران کارخانه آب معدني شلمزار در حالي خبر تعطيلي کارخانه را شنيدند که تا تيرماه 95قرار داد کار داشتند و منتظر عقد قراردادهاي جديد بودند اما مسئولان کارخانه در خصوص تمديد قرارداد همکاري با کارگران هيچ اقدامي انجام ندادند.
اين کارگر بيان کرد: اعلام تعطيلي کارخانه، بلاتکليفي کارگران و 8ماه معوقه حقوق باعث شد در تاريخ 15مهر 95تجمع اعتراضي کارگران شرکت سيرنگ در مقابل استانداري استان چهارمحال و بختياري صورت پذيرد.
يکي ديگر از کارگران بيکار شده از کار اين کارخانه اظهار داشت: از 2 تا 3 سال قبل از تعطيلي کارخانه توليد محصولات به نصف ظرفيت واقعي کاهش يافت.
وي با بيان اينکه جمعاً 210 نفر کارگر و کارمند در کارخانه فعاليت مي نمودند، افزود: قبل از تعطيلي کارخانه روزانه مواد اوليه ظروف  بسته بندي و مواد اوليه محصولات توليدي و ...خريداري مي شد اما با نزديک شدن به تيرماه خريد ماده اوليه هم را کندکردند.
ديگر کارگر اين کارخانه هم گفت: يکي از مشکلات اساسي کارخانه آب معدني سيرنگ شلمزار وام ارزي است که از بانک کشاورزي به مبلغ 8ميليارد تومان اخذ شده است و در حال حاظر با افزايش قيمت يورو به 35ميليارد تومان افزايش يافته است که صاحب کارخانه هم توان بازپرداخت آن را ندارد.
تعطيلي کارخانه آب معدني شلمزار اعتراض بسياري را در اين زمينه و در خصوص حمايت از کارگران بيکار شده از شغلشان برانگيخت اما متاسفانه هيچ تغييري در تعطيلي اين کارخانه حاصل نشد.
اکنون 10ماه است که مهمترين قطب توليد شهرستان کيار تعطيل شده است و کماکان قفل و زنجيرهاي موجود در مسير توليد مانع از فعاليت کارخانه سيرنگ شلمزار شده است و کارگران و خانواده هايي که چشم اميدشان به چرخش چرخ توليد در کارخانه سيرنگ بود 10 ماه است که چشم انتظار حرکت دوباره اين چرخ هستند.
شلمزار مرکز شهرستان کيار در فاصله 35کيلومتري جنوب غرب شهرکرد مرکر استان چهارمحال و بختياري قرار دارد.
عدم پرداخت 6ماه حقوق کارگران شهرداری بروجرد!
حقوق کارگران شهرداری بروجرد6ماه است که پرداخت نشده است.
یکی از کارگران شهرداری بروجرد که نخواست نامی از او برده شودبه خبرنگاریک منبع خبری محلی گفت: بسیاری از کارگران شهرداری از فعالیت در شهرداری امرار معاش می کنند اما وضعیت معیشتی کارگران روز به روز وخیم تر می شود.

وی اضافه کرد: 6 ماه حقوق معوقه داریم اما همچنان هر روز بر سر کار حاضر می شویم و نظافت شهر را انجام می دهیم اما سر ماه که می رسد از حقوق خبری نیست، انگار مشکلات ما را کسی نمی بیند و عدم واریز حقوق سبب شده تا مشکلات زیادی در زندگی داشته باشیم.
این کارگر شهرداری اظهار داشت: اکنون که ایام تبلیغات کاندیداهای شوراهاست بسیاری از آنها در شعارهای خود می گویند از کارگران دفاع می کنند و مشکلات را حل می کنند اما وقتی روی کار آمدند یادشان می رود چه وعده هایی داده اند.
یکی دیگر از کارگران شهرداری بروجرد گفت: گاهی پولی برای خرید نان شب هم نداریم و در بیشتر مواقع شرمنده خانواده هستیم، زمان مشخصی برای پرداخت حقوق نداریم و در دوره قبل هیچ اقدامی برای رفع مشکلات کارگران شهرداری بروجرد صورت نگرفت و شاید دلیلش این است که اعضای شورا و شهردار نمی توانند خود را جای ما بگذارند و 6 ماه حقوق نگیرند.
این کارگر شهرداری اظهار داشت: کاندیداهای شورای شهر بهتر است در پوسترهای تبلیغاتی خود شعارهایی بدهند که قدرت اجرایی شدن آنها را دارند و فقط برای ورود به شورای شهر وعده های پوچ ندهند.
پای درد دل کارگران شهرداری تهران!
کارگرانی که با وجود حقوق‌ پایمال شده می‌ترسند که مبادا اسامی شان فاش شود، چرا که با این اتفاق نه تنها شرایط کاری شان بهبود نمی‌یابد، بلکه مجبورند طعم اخراج شدن و بیکاری را بچشند.
مردی 48‌ساله را با یک دختر 20‌ساله و یک پسر هشت‌ساله در نظر بگیرید که مغازه الکترونیکی داشته و به علت مشکلات مالی چند سالی نگهبان پارک است. امرار معاش و مخارج تحصیل فرزندان از یک طرف و اجاره‌بهای 650‌هزار تومانی از طرف دیگر آن‌چنان عرصه را به این مرد تنگ کرده که به سختی چرخ زندگی خود را می‌چرخاند، چرا که او نیروی پیمانکار شهرداری است و حداقل دستمزد را می‌گیرد. جالب است بدانید او روزانه هشت ساعت در فضای سبز نگهبانی می‌دهد که چهار ساعت نیز به آن اضافه شده است و در ازای ساعات اضافه شده 150‌هزار تومان دریافت می‌کند، آن‌چنان که با یک حساب سرانگشتی مشخص می‌شود که حقوق اضافه‌شده با ساعت اضافه کاری منافات دارد. او از شرایط کاری خود در گفت‌و‌گو با آرمان می‌گوید: از وضعیت حقوق و شرایط مرخصی خود بسیار ناراضی هستم. ایام تعطیل سر کار می‌آیم. در مجموع دریافتی من ماهانه یک‌میلیون و 350‌هزار تومان است و گرچه بیمه تامین اجتماعی هستم، ولی این میزان حقوق کفاف زندگی مرا نمی‌دهد. او ادامه می‌دهد: شرایط به حدی بد است که اگر اعتراض هم کنم می‌گویند نمی‌خواهی بمانی برو و از آنجا که مسئولیت یک خانواده را بر عهده دارم مجبورم با شرایط کنار بیایم تا بیکار نباشم.
می‌خواهی برو شکایت کن
«حدود یک سال و شش ماه است که کارگر پیمانکار شهرداری هستم.» این حرف را مردی متاهل با 32 سال سن می‌زند که تحصیلاتش کارشناسی برق گرایش انتقال و توزیع است. او قبل‌تر شغل آزاد داشته و از طریق آگهی در سایتی به استخدام پیمانکار شهرداری درآمده است. دریافتی کارگر ساده یک‌میلیون و 317‌هزار تومان است، اما او با توجه به اینکه یک درجه از کارگر صفر بالاتر است و کارگر فنی محسوب می‌شود، یک‌میلیون و 300‌هزار تومان دریافتی دارد. او می‌گوید: ساعت کاری من هشت صبح تا چهار بعد ازظهر است و روزهای جمعه سر کار هستم. بر اساس حقوق وزارت کار حقوق جمعه کاری به من تعلق نمی‌گیرد و در کل 90‌هزار تومان برای تعطیلی‌ها دریافت می‌کنم. او بیان می‌کند: پیمانکار می‌‌گوید که ما سالانه 30 روز حق مرخصی داریم، ولی ناظر شهرداری اجازه نمی‌دهد که ما بیشتر از 24 روز در سال به مرخصی برویم. از سوی دیگر، به من می‌گویند که تو کارگر روزمزد هستی و در واقع در ماه‌های 31 روزه حقوق 30 روز را دریافت می‌کنم، یعنی در شش ماه اول سال حقوق شش روز کاری من از دست می‌رود. از او می‌پرسیم که آیا تسهیلاتی از جانب شهرداری به شما تعلق می‌گیرد که می‌گوید: نیروهای پیمانکار تسهیلاتی مانند اعطای وام ندارند، حتی سبد کالای کارگران پیمانکار شهرداری در سال جدید به‌جای 150‌هزار تومان، 130‌هزار تومان بود. معمولا از سر و ته سبد کالا می‌زنند. البته ناظر گفته که پیگیری می‌‌کند تا 20‌هزار تومان مابقی را در سبد کالای ماه رمضان به ما تحویل دهند. این کارگر فنی اضافه می‌کند: مزد سنوات را وزارت کار تعیین کرده است، اما به کارگران پیمانکار تعلق نمی‌گیرد، وقتی هم به پیمانکار اعتراض می‌کنم، می‌گوید که من مزد سنوات نمی‌دهم، می‌‌خواهی برو شکایت کن.
حق اعتراض ممنوع
او با 50 سال سن پنج سالی است که نگهبان فضای سبز است. او با داشتن یک دختر 22‌ساله متاهل و یک پسر 20‌ساله مجرد روزانه 12 ساعت کار می‌کند و در ازای آن ماهانه یک‌میلیون و 250‌هزار تومان حقوق دارد. از وضعیت کاری خود شدیدا ناراضی است و می‌گوید: گرانی و تورم به حدی زیاد است که اصلا نمی‌توان با این میزان از حقوق یک خانواده را اداره کرد. او با بیان اینکه در روز کارگر چیزی به ما تعلق نمی‌گیرد، می‌افزاید: پارسال از میزان حقوق خود ناراضی بودم و تا 16 فروردین سر کار نیامدم تا وضعیت حقوقم مشخص شود، اما ترتیب اثر ندادند و من مجبور شدم دوباره به سر کار بیایم. در واقع حق اعتراض نداریم، وگرنه اخراج می‌شویم.
نظافت منازل شغل دیگر کارگر شهرداری
مردی 47‌ساله که یک پسر 16‌ساله دارد، از مشکلاتش در پست آبیاری فضای سبزمی‌گوید: شش سالی است که در این شغل هستم. ساعت کاری من از شش صبح تا دو بعد از ظهر است، اما روزهای تعطیل ساعت کاری ام کمتر می‌شود. او با بیان اینکه دو روز مرخصی بسیار کم است، ادامه می‌دهد: یک‌میلیون و 200‌هزار تومان حقوق می‌گیرم که جوابگوی مخارج زندگی من نیست و باید علاوه بر امرار معاش قسط خانه نیز بپردازم، تا جایی که عصرها اگر کار نظافت ساختمان پیدا کنم، انجام می‌‌دهم.
دیدار خانواده از عید تا عید
35 سال دارد. در پست تاسیسات کار می‌‌کند و مسئول شب فضای سبز است. او عنوان می‌کند: هفت هشت سالی است که این شغل را دارم و دریافتی من برای هر شیفت یک‌میلیون و 300‌هزار تومان است. شیفت اول از شش صبح تا شش عصر و شیفت دوم از شش عصر تا شش صبح است. در واقع کل 24 ساعت را مشغول به کار هستم. البته شیفت دوم عیدی ندارد. از او می‌خواهیم که وظایف کاری خود را شرح دهد که می‌گوید: شب‌ها باید با تانکر درختان را آبیاری کنم و اگر برق برود یا بر اثر طوفان درختی بشکند مسئولیت پیگیری آن با من است. در واقع به اسم کارگر تاسیسات هستم، اما کار هرس درختان را نیز انجام می‌دهم. این مرد با بیان اینکه شغل من همراه با خطر برق گرفتگی و سقوط از ارتفاع است، اظهار می‌کند: من متاهل هستم و دو فرزند دارم. به حدی هزینه‌های زندگی بالاست که مجبور شدم خانواده ام را از تهران به شهرستان بفرستم. مرخصی ندارم و آنها را تنها عید به عید می‌بینم، حتی اگر اتفاقی بیفتد به سختی دو روز به من مرخصی می‌‌دهند، چون از همان ابتدا به من گفتند که جایگزین مسئول شب نداریم و نمی‌توانی به مرخصی بروی. من هم به ناچار پذیرفتم. با این شرایط به مسئول مربوطه گفتم که حداقل پول مرخصی‌های نرفته ام را به من بدهید که هنوز جوابی به من نداده است.
او 38 سال دارد و نگهبان پارک است. از وضعیت کاری خود می‌گوید: وقتی شهرداری مسئولیت را به پیمانکار می‌دهد، پیمانکار باید بر اساس ضوابط قانون کار عمل کند، در حالی که این گونه نیست. در واقع پیمانکاران به قانون وزارت کار پایبند نیستند و هر کاری که خودشان بخواهند انجام می‌دهند و از آنجا که ما هم امنیت شغلی نداریم، نمی‌توانیم حرفی بزنیم. او اضافه می‌کند: امسال بر اساس قانون اعلام شده که 5/14‌درصد افزایش حقوق داریم و این مساله باید در تمامی ابعاد از جمله حق مسکن، خواروبار، اضافه کاری و تعطیل کاری اعمال شود، اما برخلاف آن عمل می‌شود و ما هم چون چاره‌ای نداریم و حرفمان هم به جایی نمی‌رسد، با این شرایط کار می‌کنیم، چرا که در شهرداری مسئولی نیست که با دلسوزی شرایط نامناسب اشتغال را پیگیری کند. او عنوان می‌کند: مسئولان شهرداری خود را شریک غم مردم نمی‌دانند و کسی نیست که به داد کارگران برسد. همیشه حقشان پایمال شده و سرکوب می‌شود. او درباره حقوق دریافتی خود می‌گوید: به 120 ساعت اضافه کاری 150‌هزار تومان تعلق می‌گیرد و در مجموع ماهانه یک‌میلیون و 350‌هزار تومان دریافت می‌کنم. نمونه‌هایی که عنوان شد برخی از کارکنان پیمانکاری شهرداری هستند که می‌توان گفت شرایطشان از بقیه بهتر است. پیمانکاران شهرداری در موارد زیادی کسانی را به صورت غیر رسمی استخدام می‌کنند و حتی حاضر نیستند حداقل حقوق را به آنها بدهند. افراد زیادی به عنوان رفتگر، مسئول پارک، مسئول فضای سبز و... در شهرداری مشغول به کارند که ماهانه چیزی حدود 600‌هزار تومان دریافتی دارند.
بیست وششم اردیبهشت ماه1396
akhbarkargari2468@gmail.com

اخباروگزارشات کارگری24اردیبهشت1396
کارفرما باید خسارت‌های قربانیان حوادث کاری را از طریق بیمه مسئولیت و یا از محل هزینه شخصی خود پرداخت کند
در حالی که قرار است شرکت بیمه آسیا به منظور جبران خسارت کارگران، به ۴۰ نفر از آنها دیه پرداخت کند اما تعداد کارگرانی فوت شده حادثه یورت۴۴ نفر است.
در روزهای گذشته خبری منتشر شدن مبنی براینکه تعداد کشته‌شدگان حادثه انفجار معدن زغال سنگ زمستان یورت از مجموع ارزش ریالی غرامتی که قرار است از سوی بیمه به بازماندگان این حادثه پرداخت شود، بیشتر است.
در حالی که عصر روز گذشته (شنبه ۲۳ اردیبهشت‌ماه) با بیرون آمدن جسد آخرین معدنچی مدفون، تعداد کشته شدگان حادثه معدن زمستان یورت به ۴۴ نفر رسید، اما پیش از این از زبان «عبدالناصر همتی» رئیس بیمه مرکزی ایران اعلام شده بود که طبق قراردادی که میان کارفرمای معدن زغال‌سنگ زمستان یورت با شرکت بیمه آسیا منعقد شده است، در صورت وقوع حادثه سقف خسارت تعیین شده پرداخت دیه ۲۱۰ میلیون تومانی به ۴۰ نفر از کارگران معدن یورت است.
به بیان ساده‌تر اگر دروند پرداخت غرامت دیه به خانواده‌های کارگران کشته شدن معدن زمستان یورت اتفاقی نیفتد بازهم تعداد کشته شدگان این حادثه حداقل چهار نفر بیشتر از سقف تعهدی است که در بیمه‌نامه مسئولیت مدنی کارفرمای یورت تعیین شده است.
البته در این باره بازهم به نقل از رئیس بیمه مرکزی ایران آمده است که اگر چه تاکنون به شرکت بیمه آسیا در مقام بیمه‌گذار دستور پرداخت غرامت دیه ۴۰ کارگر کشته شده معدن زمستان یورت صادر شده است اما در نهایت برای باقی معدنچیان کشته شده در این حادثه نیز جای نگرانی نیست و مشکلی برای پرداخت دیه آنها به وجود نخواهد آمد.  
با این حال خبرنگار  ما تلاش کرد تا در تماس با مسئولان بیمه آسیا آخرین وضعیت مربوط به پرداخت دیه معدنچیان کشته شده حادثه انفجار زمستان یورت را جویا شود، اما مسئولان در پاسخ بدون اشاره به هرگونه جزئیات این پرونده تنها به ذکر این نکته اکتفا کردند که پرونده خسارت معدنچیان کشته شده زمستان یورت در دست اقدام است و پس از نهایی شدن  گزارش مربوطه از طریق افکار عمومی و رسانه‌ها منتشر خواهد شد.
درهمین رابطه، یک وکیل دادگستری می‌گوید: حتی اگر دیه کارگران کشته شده در معدن زمستان یورت بیش از سقف تعیین شده در بیمه نامه مسئولیت این کارفرمای معدن باشد، بازهم شخص کارفرما موظف است تا دیه اضافی را به خانواده‌های بازمانده پرداخت کند.
علیرضا مقدم حقوقدان و وکیل دادگستری در گفت و گو با ایلنا، اظهار داشت: حتی اگر دیه کارگران کشته شده در معدن زمستان یورت بیش از سقف تعیین شده در بیمه نامه مسئولیت این کارفرمای معدن باشد، شخص کارفرما موظف است تا این هزینه اضافی را به خانواده‌های بازمانده پرداخت کند.
در این خصوص مقدم می‌گوید: اگرچه در قانون بیمه مسئولیت مدنی کارفرمایان، تاکید نشده است که کارفرما باید دست‌کم برای چه تعداد از کارگران خود بیمه مسئولیت تهیه کند، کارفرمایان کارگاه‌هایی که در آنها احتمال وقوع حادثه وجود دارد مکلف به تهیه چنین بیمه‌نامه‌ای هستند اما در عین حال مخیرند تا تصمیم بگیرند که برای چه تعداد از کارگرانی که در استخدام آنها هستند، بیمه مسئولیت تهیه بکنند .
به گفته این وکیل دادگستری البته چنانچه براثر حادثه یا حوادثی در محل کارگاه مشخص شود که ارزیابی کارفرما نادرست بوده و شمار قربانیان حادثه از تعداد افرادی که برای آنها بیمه مسئولیت اجتماعی صادر شده است فرونی گرفته است آنگاه کارفرما را می‌توان از بابت سوء مدیریت مورد انتقاد قرار داد و در عین حال بابت رعایت نکردن اصول ایمنی، بهداشت و حفاظت در کارگاه تحت پیگرد قضایی قرار داد.
مقدم یادآور شد: در ادامه با بیان اینکه کارفرما در هر صورت بروز هرگونه حادثه شغلی در محل کارگاه، کارفرما باید خسارت‌های قربانیان احتمالی را از طریق بیمه مسئولیت و یا از محل هزینه شخصی خود پرداخت کند و در نتیجه محدودیت تعیین شده در سقف بیمه نامه‌های مسئولیت نافی جبران خسارت حادثه‌دیدگان و بازماندگان آنها نخواهد بود.
این حقوقدان در عین حال به وجود یک مسئله غیر عادی در ماجرای حادثه انفجار معدن زمستان یورت اشاره کرد و افزود: بعد از حادثه تا مدتی از شمار دقیق کارگران حادثه دیده به ویژه معدنچیان مدفون خبری نبود و این درحالی است که ابتدایی ترین مقررات ایمنی به کارفرمایان واحدهایی همچون معدن زمستان یورت تاکید کرده است تا ورود و خروج روزانه تمامی افراد از جمله کارگران شاغل در معدن را با ذکر جزئیات در دفاتر مخصوصی ثبت کنند.
مقدم افزود: فارغ از اینکه بعد از بروز چنین حوادثی تا مدتی، شوک ناشی از آن باعث بروز نوعی سردرگمی همگانی می‌شود، افزود: به نظر می‌رسد که حادثه معدن یورت این سردگمی بیشتر از حد انتظار طول کشیده است و برای همین یکی وظایف کمیته تحقیق حادثه باید کسب اطمینان از ثبت شدن دقیق رفت و آمد روزانه معدنچیان زمستان یورت باشد.
- تجمع کارگران کارخانه فولاد شادگان وجوانان متقاضی کارشهرشادگان همزمان با مراسم افتتاحییه!
- ادامه تجمعات اعتراضی کارگران فاز 12 کنگان نسبت به کاهش دستمزد!
پیوستن آتش نشانان به جمع این کارگران معترض!
- تجمعات اعتراضی کارگران پست های فشار قوی برق سراسر کشور درتهران!
- تجمع اعتراضی دوباره بازنشستگان صنایع فولاد نسبت به واگذاری بیمه درمانی مقابل شرکت!
- اعلام همبستگی اتحادیه آزاد کارگران ایران با اسماعیل عبدی
- اجازه ندهیم که جمهوری اسلامی جان زندانیان را در هیاهوی انتخابات به هیچ بگیرد!
در حمایت از خواست اسماعیل عبدی
- اعتراض رسانه ای کارگران پایانه مسافربری زاهدان نسبت به عدم پرداخت حقوق ومطالبات دیگر وعدم تبدیل وضعیت!
- تجمع کامیون داران زاهدان دراعتراض به کم شدن میزان سوخت مقابل جایگاه سوخت ایران!
- سازمان پزشکی قانونی:مرگ 1645 کارگردر حوادث كار سال 1395/ افزایش 10.1 درصدی
- جان باختن کارگر جوشکارحین کار در ساختمان بدنبال سقوط!
تجمع کارگران کارخانه فولاد شادگان وجوانان متقاضی کارشهرشادگان همزمان با مراسم افتتاحییه!
اخباروگزارشات کارگری:امروز24اردیبهشت همزمان با روشن کردن مشعل کارخانه فولاد شایگان با حضور معاون وزیر صنعت،جمعی از کارگران این کارخانه وجوانان متقاضی کار شهر شادگان دست به تجمع زدند.
کارگران تجمع کننده کارخانه فولاد شادگان گفتند:قراردادشان پایان اردیبهشت ماه سال جاری باتمام می رسد وازاین بابت نگران اخراج از کارو بیکارشدن هستند.
همچنین جمعی از جوانان مفقاضی کارشهر شادگان با تجمعشان همزمان با این مراسم اعتراضشان را بنمایش گذاشتند وخواهان اشتغال شدند.
کارخانه فولاد شادگان در جنوب شرقی شهرستان شادگان و در 35 کیلومتری این شهرستان و در فاصله 10 کیلومتری شهرستان بندر امام و در زمینی به وسعت 260 هکتار قرار دارد.
شرکت صنعت فولاد شادگان بعد از واگذاری به بخش خصوصی در مرداد سال1393 ، 65% سرمایه گذاری آن متعلق به شرکت فولاد خوزستان و 35% دیگرش به سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران(ایمیدرو) تعلق دارد.
ادامه تجمعات اعتراضی کارگران فاز 12 کنگان نسبت به کاهش دستمزد!
پیوستن آتش نشانان به جمع این کارگران معترض!
صبح امروز (24 اردیبهشت ماه) جمعی از کارگران شاغل در واحدهای تعمیرات و بهره برداری پروژه‌های فاز 12 کنگان نسبت به آنچه که تصمیم کارفرما و پیمانکار برای کاستن از مبلغ دستمزدها در قرار داد‌های جدید می‌نامند، اعتراض کردند.
اعتراضات کارگران از روز17اردیبهشت آغاز شده است وطی روزهای گذشته باشکال مختلف ادامه پیدا کرده است و کارکنان آتش نشانی نیز به جمع معترضان پیوسته‌اند.
برپایه این اطلاعات مبلغی که قرار است برای سال 96 در قالب مزد و حقوق به حدود دویست نفر از کارکنان واحد بهره برداری و 600 تن از کارکنان و کارگران واحد تعمیرات پروژه فاز 12 عسلویه پرداخت شود، به صورت قابل ملاحظه‌ای کاهش یافته است.
در همین رابطه کارگران به ایلنا گفتند:برای سال 96 بار دیگر شرکت مادر  (پارس جنوبی) در مقام کارفرمای اصلی حداقل میزان مزد کارگرانی که در استخدام شرکت پیمانکاری (پتروصنعت) قرار دارند، را اعلام کرده است اما کارگران مشاهده کرده اند که مدیران پیمانکاری در محاسبات خود بازهم از این حداقل مبلغ تعیین شده، بابت هزینه مالیات و بیمه کاسته‌اند.
ظاهرا این اقدام در راستای اجرای طرح آزمایشی است که برای اولین بار در فاز 12 عسلویه اجرایی شده است حال آنکه تا پیش از این هر رقمی که از سوی کارفرمای مادر به عنوان حداقل مزد تعیین می‌شد، بی هیچ کم و کاستی از جمله هزینه‌های بیمه ای و مالیاتی توسط پیمانکار به کارگران پرداخت می‌شد.
ظاهرا پیمانکار  عنوان کرده است که از سوی کارفرمای اصلی مجبور به تغییر شیوه محاسبه دستمزد کارگران خود شده است و در نتیجه گروهی از کارگران ناراضی نسبت به این وضع اعتراض خود را اعلام کرده است.
به گفته کارگران این شیوه محاسبه جدید قرار است در فازهای 1، 2، 3، 4 و 5 و تمامی پالایشگاههای پارس جنوبی اجرایی شود تا از این طریق ضمن یکسان سازی استانداردهای پرداخت مزد و حقوق از جابه جایی کارگران در پروژه‌های  فازهای مختلف منطقه پارس جنوبی جلوگیری شود.
از قرار معلوم به کارکنان و کارگرانی که مزد آنها به شیوه جدید محاسبه شده، تلویحا گفته شده که در صورتی که این نحوه محاسبه را قبول ندارند می توانند نسبت به تسویه حساب، فسخ قرار داد و  اختیار کردن شغل دیگر اقدام کنند.
از قرار معلوم در روزهای گذشته نیز کارکنان ناراضی نسبت به این مسئله معترض شده اند و همچنین اعلام شده در این اعتراض کارکنان آتش نشانی نیز به جمع معترضان پیوسته‌اند.
درهمین رابطه:
سومین روز تجمع اعتراضی  وتحریم غذا کارگران فاز 12 کنگان نسبت به نداشتن قراردادکاری،کاهش حقوق و شرایط کاری وزیستی!
صبح امروز (19 اردیبهشت ماه)برای سومین روز، تعداد زیادی ازکارگران  واحدهای تعمیراتی در فاز 12 کنگان دراعتراض به نداشتن قراردادکاری،کاهش حقوق و شرایط کاری وزیستی دست به تجمع  وتحریم غذا زدند.
این کارگران به ایلنا گفتند: این اعتراض از سه روز گذشته آغاز شده و دلیل آن نامشخص بودن وضعیت قراردادهای کاری، وضعیت نامناسب استراحتگاه‌ها و بی کیفیت بودن وعده‌های خوراک تدارک شده از سوی کارفرما، عنوان شده است.
بنا به اظهار این کارگران در راستای همین اقدام اعتراضی، کارگران معترض از خوردن وعده‌های غذایی توزیع شده نیز خودداری کرده‌اند.
همچنین گفته شده،  با گذشت دو ماه از سال جاری هنوز قراردادهای کاری کارگران منعقد نشده و مبلغ قراردادها نیز از سال گذشته کمتر و به همین دلیل ناراحتی کارگران را به همراه داشته است.
به گفته این منابع خبری، فاز 12 کنگان مدت ها بدون مدیریت مشخص اداره می شود.
تجمعات اعتراضی کارگران پست های فشار قوی برق سراسر کشور درتهران!
صبح امروز 24اردیبهشت، حدود 200نفر از کارگران پست های فشارقوی برق سراسر کشور  به نمایندگی از طرف نزدیک به 5000 نفر از اپراتورها قرارداد کار معین پستهای فشار قوی برق به تهران آمدند و  در اعتراض به  بد عهدی وزارت نیرو نسبت به اجرای تبدیل وضعیت، مقابل نهاد ریاست جمهوری در خیابان پاستور تجمع کردند.
درادامه ظهر امروز کارگران پست های فشار قوی برق مقابل وزارت نیرو رفتند و در آنجا تجمع کردند.
این اپراتورهابه ایلنا گفتند: با وجود اینکه قبلا وزارت نیرو برای تبدیل وضعیت به کارگری دائم از سازمان اموراستخدامی کشور کسب تکلیف کرده بود و در تاریخ 12/2/96 سازمان استخدامی طی ابلاغیه ایی با درخواست کارگر دائمی اپراتورهای قرارداد کارمعین پستهای فشار قوی موافقت کرده است، وزارت نیرو نسبت به انجام این ابلاغیه که وزارت را مکلف به تبدیل وضعیت نامبردگان کرده، تعلل می ورزد.
تجمع کنندگان می گویند از وزارت نیرو می‌خواهیم ابلاغیه کارگر دائم ما را هر چه سریعتر امضا کند.
تجمع اعتراضی دوباره بازنشستگان صنایع فولاد نسبت به واگذاری بیمه درمانی مقابل شرکت!
خبرکوتاه:امروز24اردیبهشت ماه،جمعی ازبازنشستگان صنایع فولاد اهواز دراعتراض به حل نشدن مشکل بیمه خود مقابل درب اصلی این شرکت تجمع کردند.
درهمین رابطه:
تجمع اعتراضی500 کارگربازنشسته شرکت فولاد خوزستان نسبت به شرکت بیمه ای طرف قرارداد!
امروز11اردیبهشت،500 کارگربازنشسته شرکت فولاد خوزستان جلوی درب شماره یک این واحد بزرگ صنعتی در اعتراض به شرکت بیمه ای طرف قرارداد خود تجمع کردند.
به گزارش منابع خبری محلی،در این تجمع که مقارن ساعت 11 امروز دوشنبه 11 اردیبهشت  انجام شد حدود 500 نفر از بازنشستگان صنایع فولاد در اعتراض به واگذاری بیمه درمانی به شرکت البرز جلوی درب شماره یک این شرکت گرد هم آمدند تا مراتب اعتراض خود را نسبت به واگذاری بیمه خود به شرکت البرز اعلام نمایند.
به گفته این بازنشستگان شرکت بیمه نامبرده مبلغ بیشتری را نسبت به شرکت قبلی از حقوق آنان کسر می کند.و به همین دلیل بازنشستگان خواهان فسخ قرارداد از طرف مدیران شرکت صنایع فولاد با این شرکت بیمه ای هستند.
این تجمع بعد از یک ساعت به کار خود پایان داد.
اعلام همبستگی اتحادیه آزاد کارگران ایران با اسماعیل عبدی
بعد از ظهر امروز 24 اردیبهشت ماه جمعی از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران با حضور در منزل اسماعیل عبدی، همبستگی خود را با این معلم برجسته اعلام کردند. در این دیدار جعفر عظیم زاده به نمایندگی از سوی اتحادیه ازاد کارگران طی سخنانی با تاکید بر اتحاد بخشهای مختلف جامعه برای تحقق خواست پایان دادن به امنیتی کردن اعتراضات صنفی و مدنی  و آزادی فوری اسماعیل عبدی اعلام کرد مسئولیت هر گونه آسیب جسمانی وارده بر اسماعیل عبدی در نتیجه اعتصاب غذا، مستقیما بر عهده شخص رئیس جمهور، رئیس قوه قضائیه و بالاترین مقامات نهادهای امنیتی است. ویدئوی سخنان جعفر عظیم زاده بزودی از سوی اتحادیه آزاد کارگران ایران منتشر خواهد شد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران - 24 اردیبهشت ماه 1396
اجازه ندهیم که جمهوری اسلامی جان زندانیان را در هیاهوی انتخابات به هیچ بگیرد!
در حمایت از خواست اسماعیل عبدی
اسماعیل عبدی معلم زندانی در بند ۳۵۰ زندان اوین از روز یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ، ۳۰ آوریل ۲۰۱۷، در اعتراض به صدور احکام امنیتی برای فعالان تشکل‌های معلمان و کارگران و با درخواست «خروج روند پیگیری پرونده‌ خود از حالت امنیتی به عادی» در اعتصاب عذا  بسر می برد. اسماعیل عبدی، دبیر سابق کانون صنفی معلمان ایران که در آخرین مجمع عمومی کانون صنفی معلمان تهران با بیشترین آرا به عضویت هیئت مدیره این کانون انتخاب شد،  از جمله به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" به شش سال زندان محکوم شده است.
 اما "امنیت ملی" چیست که رژیم اسلامی اقدام علیه آن را همچون اتهامی کلیشه ای برای سرکوب و به بند کشیدن فعالین کارگری و اجتماعی و برای ایجاد فضای ترس در کل جامعه ، بکار می بندد؟
 طبقات حاکم و دولت ها  در همه جا امنیت خود را "امنیت ملی"،  نظم موجود را "نظم عمومی" و منافع خود را "منافع ملی" می نامند تا هر صدای مخالف را با توجیه در خطر افتادن امنیت، نظم و منافع ملی سرکوب کنند. در جمهوری اسلامی بطور مشخص، "امنیت ملی"، امنیت نظام، امنیت سرمایه و دزدان و جنایتکارانی است که به گفته خودشان " ۴ درصدی" هستند  و  "در طول ۳۸ سال فقط اعدام و زندان بلد" بوده اند. این امنیت جهنمی اما به رغم  همه سرکوب ها و جنایت هایی که برای حفظ و تداوم آن بکار بسته شده و می شود، حتی از نگاه خودحاکمان، چنان شکننده است که اقدامات مسالمت آمیز یک معلم، یک  کارگر، یا یک فعال اجتماعی و سیاسی به مخاطره اش می افکند؛ و بنابراین از منظر رژیم سزای این فعالین حالا که دیگر نمی تواند بطور دسته جمعی اعدامشان کند و خاوران های جدید بیافریند، سلب همه حقوق اجتماعی آنان و به بند کشیدنشان در زندان است.
 در هیاهوی انتخاباتی و کارناوال های مسخره و چندش آوری که باند ها و دار ودسته های حکومتی برای کسب سهم بیشتر در قدرت سیاسی و از این طریق سهم خواهی بیشتر در سودها، دزدی ها و اختلاس ها به راه انداخته اند، نباید گذاشت که فریاد اعتراض و دادخواهی  فعالین کارگری و اجتماعی همچون خود آنان در پشت دیوارهای زندان محبوس بماند.  هم اکنون ۱۴ روز از اعتصاب غذای اسماعیل عبدی می گذرد، محسن عمرانی، معلم بوشهری، از یک هفته پیش در اعتراض به محکومیت یک سال حبس تعزیری و دو سال انفصال از خدمت، دست به اعتصاب غذا زده است و آتنا دائمی فعال اجتماعی و هنگامه شهیدی روزنامه نگار هر کدام به ترتیب بیش از ۳۵ روز و دو ماه است که  در اعتصاب غذا بسر می برند. در این بستر سرکوب و بی حقوقی مطلق، شوربختانه اعتصاب غذا گاه نزد یک زندانی آخرین وسیله ای می نماید که به آن متوسل گردد تا صدایش شنیده شود؛ زندانی در شرایطی بسیار نابرابر و کاملا نامناسب با اعتصاب غذا جانش را وثیقه می گذارد که بگوید آنچه بر او رفته است و می رود قابل تحمل نیست، ضد انسانی است، زور گویی عریان و لگد مال کردن حقوق بنیادی انسان است. اگر جار و جنجالهای انتخاباتی، صحنه تزویر، دروغ و پلشتی و وسیله ای برای مشروعیت بخشیدن به حاکمیت سرمایه و سرکوب است، اعتراض زندانیان سیاسی و عقیدتی از جمله آنان که دست به اعتصاب غذا زده اند، فریادی ست برای آزادی و در افشای هر چه بیشتر این جنایتکاران.
رژیم اسلامی صرف نظر از اینکه کدام دار و دسته و جناحی در قوه مجریه و یا در مجلس دست بالا داشته باشد تا وقتی که به عقب رانده نشود، از حربه زندان علیه فعالین کارگری و اجتماعی با توجیه حراست از "امنیت ملی" و "نظم عمومی" دست بر نخواهد داشت. خواست لغو اتهامات و احکام امنیتی علیه فعالین کارگری و اجتماعی و آزادی بدون قید شرط آنان از مطالبات بنیادی کارگری است. این خواست را تنها و تنها با نیروی گسترده و مبارزات هماهنگ بین بخش های مختلف طبقه کارگر و همه جنبش ها و مبارزات آزادی خواه و برابری طلب می توان به رژیم تحمیل کرد.  اگر توازن نابرابر قوای طبقاتی موجود، به رژیم اجازه می دهد که علاوه بر سرکوب مطالبات و خواسته های کارگران  بطور مرتب فعالین کارگری و اجتماعی را به جرم های واهی به بند بکشد،  بنابراین چاره ای جز تغییر این توازن قوا از راه مبارزه هماهنگ و گسترده به نفع طبقه کارگر و سازمانیابی جنبش کارگری نیست.
ما از خواست اسماعیل عبدی، و همه زندانیان فوق که در اعتصاب غذا بسر می برند، حمایت می کنیم و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط فعالین کارگری، اجتماعی و کلیه زندانیان سیاسی هستیم، و به رژیم اسلامی هشدار می دهیم که کلیت این نظام را مسئول سلامتی و جان زندانیان می دانیم.
 ما از کلیه معلمان و فعالین مستقل معلمین و کانون های صنفی معلمان ایران در خواست می کنیم که کارزار مبارزه برای آزادی اسماعیل عبدی  ومحسن عمرانی و همه فعالین اجتماعی دربند را در دستور کار خود قرار دهند. با اتکا به قدرت اتحاد و همبستگی معلمان و دیگر بخش های طبقه کارگر می توان رژیم سرمایه داری اسلامی را وادار به عقب نشینی کرد. جان اسماعیل عبدی و  دیگر زندانیان اعتصابی در خطر است. اجازه ندهیم که رژیم جمهوری اسلامی  جان زندانیان را در هیاهوی انتخابات به هیچ بگیرد.
 اتحاد بین المللی همچنان برای اطلاع رسانی و جلب همبستگی و حمایت تشکلات کارگری از مبارزات همه بخش های طبقه کارگر در ایران تلاش می کند و در این رابطه از همه تشکلات کارگری، معلمین و مدافع حقوق انسان در سراسر جهان درخواست می کند که رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی ایران را برای آزادی فعالین کارگری و اجتماعی زیر فشار قرار دهند.
اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران
۱۳ مه ۲۰۱۷
info@workers-iran.org
اعتراض رسانه ای کارگران پایانه مسافربری زاهدان نسبت به عدم پرداخت حقوق ومطالبات دیگر وعدم تبدیل وضعیت!
کارگران پایانه مسافربری زاهدان گفتند: چندین ماه است که نه تنها حقوق دریافت نکرده ایم بلکه عیدی و سنوات خدمت سال 95 و تبدیل وضعیت نیز انجام نشده است.
به گزارش منابع خبری محلی،اعتراض در خصوص عدم پرداخت حقوق معوقه کارگران شهرداری ها این بار به شهرداری زاهدان رسید.
در روز های اخیر مکاتبات متعددی از سوی برخی کارگران و پرسنل پایانه مسافربری زاهدان با این پایگاه خبری انجام شد.
در این مکاتبات مطرح شده بود که چندین ماه است که نه تنها حقوق دریافت نکرده ایم بلکه عیدی و سنوات خدمت سال 95 و تبدیل وضعیت نیز انجام نشده است.
درهمین رابطه،محمدامین براهویی رئیس پایانه مسافربری انقلاب زاهدان در خصوص تبدیل وضعیت نیروهای شرکتی اظهار داشت: این یکی از وعده هایی بوده که درحال پیگیری از سوی شهرداری، استانداری و حراست شهرداری بوده و امیدواریم هرچه سریعتر به نتیجه برسد.
تجمع کامیون داران زاهدان دراعتراض به کم شدن میزان سوخت مقابل جایگاه سوخت ایران!
صبح امروز24اردیبهشت، تعدادی از کامیون داران زاهدانی  دراعتراض به کم شدن میزان سهیمه سوخت از 30روز به 16روز، مقابل جایگاه سوخت ایران تجمع کردند.
یک منبع خبری محلی نوشت،در حالی صبح امروز شاهد تجمع کامیون داران در مقابل جایگاه سوخت ایران در انتهای بلوار انقلاب زاهدان بودیم که این اتفاق برای چندمین بار در روزهای اخیر در نقاط مختلف کشور و استان رخ داده و علت این اقدام کامیون داران نیز در پی کاهش سهمیه سوخت به مدت 16روز بوده است.
یکی از حاضرین در این تجمع گفت: نصف ماه را باید به علت کاهش سوخت بیکار و خانه نشین باشیم که این اقدام مسئولان باعث شده نتوانیم تسهیلات خودرو و خرج خانه خود را به دست آوریم و با پرداخت مخارج با مشکل مواجه شویم.
وی افزود: سال گذشته چند روز از سهیمه سوخت را به دلیل وجود روزهای جمعه ها کسر کردند که با کسری سوخت ساختیم اما از ابتدای امسال نیز سهیمه سوخت کامیون ها را 16روز می دهند که اجبارا باید روزهای دیگر را بیکار و خانه نشین باشیم.
یکی دیگر از رانندگان حاضر در این تجمع گفت: مسئولان پاسخگوی ما رانندگان نیستند و می گویند این کسر سوخت از تهران انجام شده است.
وی افزود: این کاهش سهمیه سوخت هیچ چیزی جز ضرر برای رانندگان و مالکان کامیون ها ندارد؛ اکنون چه کسی می تواند جوابگوی ما باشد؟
وی بیان کرد: از ابتدای امسال تاکنون چند بار سهیمه سوخت را کم کردند در صورتی که تمام کامیون ها دارای سیستم gpsهستند و می توانند میزان فعالیت هر خودرو را مسئولان ببینند، این بی انصافی است که با این میزان کار، سوخت را قطع کرده و ما را از کار در نصف ماه محروم کنند.
سازمان پزشکی قانونی:مرگ 1645 کارگردر حوادث كار سال 1395/ افزایش 10.1 درصدی
در سال گذشته يكهزار و 645 کارگردر حوادث كار جان خود را از دست دادند، اين رقم در مقايسه با سال 1394 كه آمار تلفات حوادث كار يكهزار و 494 نفر بود، 10.1 درصد افزايش يافته است.
به گزارش24اردیبهشت اداره كل روابط عمومي و امور بين‌المل سازمان پزشكي قانوني كشور،‌ در سال گذشته يكهزار و 623 مرد و 22 زن بر اثر حوادث كار جان خود را از دست دادند كه بيشترين آن ها در تهران با 399، فارس با 112 و خراسان رضوي با 109 جان باخته اند.
در اين مدت همچنين استان هاي كهگيلويه و بويراحمد با 9، خراسان شمالي با 10 و خراسان جنوبي با 12 فوتي كمترين آمار تلفات حوادث كار را داشته اند.
در سال گذشته سقوط از بلندي بيشترين دلايل مرگ در حوادث كار را به خود اختصاص داد كه با 49.5 درصد تلفات در رتبه اول مرگ و مير ناشي از حوادث كار قرار مي گيرد. در اين سال 675 نفر به اثر سقوط از بلندي در حين كار جان خود را از دست داده اند.
پس از سقوط از بلندي اصابت جسم سخت با 375 فوتي در رتبه دوم دلايل مرگ در حوادث كار قرار مي گيرد كه 27.4 درصد از تلفات حوادث كار را شامل مي شود.
گفتني است كمبود اكسيژن (106 فوتي)، برق‌گرفتگي (218 فوتي)، سوختگي (119 فوتي) و ساير موارد (152 فوتي) از ديگر دلايل مرگ در حوادث كار هستند.
آمار تلفات حوادث كار در پنج سال گذشته:
 
جان باختن کارگر جوشکارحین کار در ساختمان بدنبال سقوط!
روزگذشته(23اردیبهشت)،یک کارگر جوشکارحین کار در ساختمانی واقع در خیابان شیرازی شمالی تهران بدنبال سقوط ازطبقه هشتم به طبقه اول جانش را ازدست داد.
به گزارش 24اردیبهشت پایگاه خبری 125وبنا به اظهار علی اکبر اشراقی فرمانده ایستگاه 43 آتش نشانی تهران، در یک کارگاه ساختمانی به مساحت تقریبی 700 متر مربع که یک مجتمع تجاری 12 طبقه در حال ساخت بود، یک کارگر ساختمانی حدودا 45 ساله در حال جوشکاری بود که به یکباره از طبقه هشتم به طبقه اول سقوط کرد.
وی در ادامه گفت: نیروهای آتش نشانی بلافاصله به مکانی که این شخص سقوط کرده بود، رفته و با استفاده از تجهیزات مخصوص نجات، این کارگر را بر روی برانکارد مخصوص تثبیت کرده و به سطح زمین انتقال دادند.
این فرمانده آتش نشانی اظهار داشت: نیروهای آتش نشانی این کارگر را به عوامل اورژانس تحویل دادند که آنان پس ازانجام معاینات اولیه، متاسفانه فوت وی را تایید کردند.
بیست وچهارم اردیبهشت ماه1396
akhbarkargari2468@gmail.com

اخباروگزارشات کارگری25اردیبهشت1396
- روایت فرزند آخرین کارگرجان باخته معدن زمستان یورت آزادشهر از حادثه13اردیبهشت!
- کارگران بازنشسته زمستان یورت هم از کارفرما شکایت کردند
روایت فرزند آخرین کارگرجان باخته معدن زمستان یورت آزادشهر از حادثه13اردیبهشت!
او در مورد آخرین روزها و هشدارهایی که کارگران معدن به مسئولان داده بودند می‌گوید:« پدرم ۳ روز مانده به این حادثه به ما گفت که من نمی‌رم تونل چون خیلی خطر دارد به مسئولان گفتیم که اینجا گاز دارد نمی‌شود کار کرد ولی مسئولان در جواب گفتند اگر کار نمی‌کنید به سلامت».
پس از گذشت ۱۰ روز از انفجار در معدن یورت پیکر «مراد کمالی وطن»کارگر قربانی حادثه از زیر آوار بیرون کشیده شد. گفته‌ می‌شود سستی دیواره‌های معدن و ریزش تونل باعث شده بود تا دسترسی به این پیکر به دشواری و با تأخیر ممکن شود.
مهدی کمالی‌وطن فرزند بزرگ این قربانی معدن که پیکرش از زیر آوار بیرون آمده از ساعات اولیه حادثه در محل حضور داشت و در مورد این روزها و زندگی خود و خانواده‌اش می‌گوید.
او ماجرا را اینگونه روایت می‌کند: «این ماجرای پسری است که پدرش روزهای زیادی توی تونل مانده و هر لحظه چشم به راه او بوده است. تا آنجایی که من اطلاع داشتم یک هفته قبل از این حادثه یکی از مسئولان معدن به پدرم گفت باید جمعه‌ها هم بیایی سرکار پدرم قبول نکرد ۲ یا ۳ روز او را از کار اخراج کردند ولی پدرم چاره‌ای نداشت به معدن رفت تا به کارش ادامه دهد».
او در مورد آخرین روزها و هشدارهایی که کارگران معدن به مسئولان داده بودند می‌گوید:« پدرم ۳ روز مانده به این حادثه به ما گفت که من نمی‌رم تونل چون خیلی خطر دارد به مسئولان گفتیم که اینجا گاز دارد نمی‌شود کار کرد ولی مسئولان در جواب گفتند اگر کار نمی‌کنید به سلامت».
او در پاسخ به این سوال که چرا پدرش و دیگران با این وجود به کار در معدن ادامه می‌دادند می‌گوید: «مردمان ساده روستا از ترس کار می‌کردند که بیرون‌شان نکنند، به گفته چند نفر از معدنچیانی که روز حادثه آنجا حضور داشتند به مسئولان ایمنی کار گفته بودند که موتور خاموش شده و اگر باتری وصل کنیم و جرقه بزند ممکن است منفجر ‌شود ولی مسئولان گفته بودند اگر این کار را نمی‌کنید به سلامت. مردم ساده روستایی هم جز سکوت و عمل کردن به حرف آنها چاره‌ای نداشتند».
او همچنین در مرد شرایط کار در معدن هم می‌گوید: «خودم شاهد بودم که برای کارگران بیمه آرایشگری، کتابخانه و نانوایی رد می‌کردند. به خدا ۶ ماه تا ۱۰ ماه حقوق ندادند، این آخرهاهم با منت حقوق می‌دادند».
مهدی که پسر بزرگ خانواده است در مورد تلاش کارگران برای رسیدن به حقوق معوقه‌شان می‌گوید: «نمی‌دانم چند ماه پیش بود که کارگران معدن رفتند جلوی فرمانداری تا بگویند چند ماه است حقوق نگرفته‌اند، حتی پول نان ندارند ولی فرماندار و دیگر مسئولان برخورد بدی کردند».
روایت مهدی از روز حادثه اینگونه است: «۱۳ اردیبهشت بود که من از طرف روستا رفتم بخشداری برای اینکه سر صندوق‌های رای باشم برای ما کلاس آموزشی گذاشتند که پشت سیستم کار کنیم حدود ساعت ۱۰ بود که دلشوره گرفتم. بعد جلسه اول کلاس را ترک کردم و برگشتم روستا، بعد تلگرام روشن کردم توی کانال دیدم که نوشته انفجار معدن زمستان یورت ۴۰ نفر زخمی داد. نمی‌دانم خودم را چه جوری رساندم آنجا. با موتور رفتم بالای معدن. دیدم کارگرهای معدن هر کی جایی افتاده و گریه می‌کند من تا حالا گریه نکرده بودم. ولی آن صحنه را که دیدم گریه‌ام گرفت به من خبر دادند که بابای من هم توی تونل مانده. روی موتور (لوکوموتیو) بود، از هرکس که می‌پرسیدم جواب درستی نمی‌داد. آن شب آنجا ماندم ساعت ۲ بامداد بود که از چادری که در آن مانده بودم آمدم بیرون، فکر کنم همان موقع بود که اولین اجساد را که ۱۶ نفر بودند بیرون آوردند».
او در مورد شرایط اجسادی که در نقاط مختلف معدن در روزهای دوم به بعد این حادثه از معدن بیرون آورده شدند نیز می‌گوید: «هر روز به معدن می‌رفتم . ۱۳ جسد را در قسمت استخراج پیدا کردند . گاز آنها را خفه کرده و از شدت گرما و بخار گرمایی که وارد شده بدنشان ورم کرده و قابل شناسایی نبودند. اجساد را تشییع و دفن کردیم من هرروز کارم این بود که صبح بروم معدن چشم به راه باشم هرروز به این کارم ادامه می‌دادم. ۱۱ روز منتظر خبری از بابام بودم که شنیدم آوردنش بیرون پیکرش سالم سالم بود کنار موتور (لوکوموتیو) افتاده بود فکر کنم گاز خفه‌اش کرده بود. اگر یک هواکش در تونل بود شاید ۲ یا ۴ نفر زنده می‌ماندند. البته من در روزهای اول که اجساد آن ۱۳ نفر را بیرون آورده بودند تست دی.ان.ای دادم و مشخص شد پدر من در بین آنها نیست».
مهدی در پاسخ به این سوال که الان سرپرست خانواده چه کسی است و مخارج از کجا تامین می‌شود می‌گوید : «من ۲۱ ساله‌ام و تا فوق دیپلم دانشگاه آزاد رشته نرم‌افزار، هر ترم به طور میانگین یک میلیون و ۱۰۰هزار تا یک میلیون و ۳۰۰هزار تومان خرج دانشگاه داشتم که همه‌اش را از شالیکاری و برنج فروشی دادم، ۱۹ خرداد تاریخ اعزامم به سربازی است. دو برادر کوچکترم یکی ۱۷ ساله است و دیگری دو سال دارد. الان فصل کشاورزی است، زمینی هست که مال خودمان نیست، صاحب آن یکی از هم روستایی‌هایمان است که خودش گرگان زندگی می‌کند و ما روی زمینش کارمی‌کنیم. محصول را نصف نصف تقسیم می‌کنیم بیشتر خرجی خانواده از فروش برنج که خودم کار می‌کنیم تامین می‌شود.هر خانواده‌ای برای خودش روی یک زمین کار می‌کند و گاهی به هم یکدیگر کمک می‌کنیم».
کارگران بازنشسته زمستان یورت هم از کارفرما شکایت کردند
در ادامه مراجعه کارگران معدن زغال‌سنگ یورت به ادارات کار و طرح دادخواست برای دریافت معوقات مزدی، حدود ۱۰۰کارگر بازنشسته این واحد معدنی نیز با طرح دادخواست مشابهی خواستار وصول مطالبات برزمین مانده خود شدند.
این کارگران که  از سال ۹۴ و با استفاده از قانون مشاغل سخت و زیان آوربازنشسته شده اندبه ایلنا گفتند: کارفرمای آنها قسمتی از مطالبات مزدی آن زمانشان را بابت هزینه‌های بازنشستگی‌ پیش از موعد آنها هزینه کرده است.
از قرار معلوم کارگران یاد شده تا آنزمان نزدیک به ۱۲ ماه مطالبات مزد طلبکار بودند که ارزش ریالی آن بین ۱۸ تا ۱۹ میلیون تومان برآورد می‌شد اما کارفرمای آنها بین ۶  تا۸ میلیون تومان از این مبلغ را بابت بازنشستگی سخت و زیان آور آنها هزینه کرده است.
برابر مقررات مربوط به بازنشستگی پیش از موعد مشاغل سخت و زیان آور، کارفرمایان مشمول باید بابت ایامی که برای کارگران آنها سابقه انجام کارهای سخت و زیان آور ثبت شده است، ۴ درصد بیشتر حق بیمه پرداخت کنند.
اگرچه مسئولیت پرداخت این هزینه به کارفرما سپرده شده است اما در مواردی مانند معدن زمستان یورت کارفرمایان مشمول دست‌کم پرداخت قسمتی از این هزینه‌ را به عهده کارگران متقاضی گذاشته‌اند.
- تجمع کارکنان موسسه ثامن الحجج دراعتراض به بیکاری و برای بازگشت بکارمقابل بانک مرکزی!
- دست نوشته ی اسماعیل عبدی معلم آزاده از زندان اوین  درشانزدهمین روز اعتصاب غذا
- گفتگوی رادیو پیام با  منیر عبدی درباره خواسته ها، اتهامات و وضعیت جسمی در  اعتصاب غذای اسماعیل عبدی
- سخنان جعفر عظیم زاده دبیر اتحادیه آزاد کارگران ایران در همبستگی با اسماعیل عبدی
- کارگران پست های فشار قوی برق:از پاسکاری و بوروکراسی خسته‌ایم
- گزارشی دیگرازتجمع اعتراضی کارگران وجوانان متقاضی کار همزمان با افتتاح کارخانه فولاد شادگان!
- تجمع اعتراضی دانشجویان پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران نسبت به واگذاری به بخش خصوصی!
- جان باختن یک آتش نشان در حادثه آتش سوزی فردوسیه شهریار!
- مرگ دلخراش کارگرجوان یک کوره آجرپزی در اثر سقوط در دستگاه خشت زنی
- فراخوان برای شرکت در چهارمين مجمع عمومی صندوق کمک و همیاری به کارگران ایران- دانمارک
تجمع کارکنان موسسه ثامن الحجج دراعتراض به بیکاری و برای بازگشت بکارمقابل بانک مرکزی!
امروزدوشنبه25اردیبهشت،جمعی از کارکنان موسسه مالی و اعتباری ثامن الحجج بنمایندگی از طرف 2700نفر از همکارانشان در سراسر کشوردراعتراض به بیکاری و برای بازگشت بکار دست به تجمع مقابل بانک مرکزی زدند.
درهمین رابطه این کارگران به ایلنا گفتند:اگرچه در نتیجه تخلفات مدیران و صاحبان وقت موسسه مالی و اعتباری ثامن الحجج، فعالیت تمامی شعب این موسسه از پاییز سال 94 در سراسر کشور متوقف شده‌است اما در نتیجه این اقدام اکنون تمامی آنها بیکار شده‌اند.
آنها با یادآوری اینکه در نتیجه تحولاتی که بعد از انحلال محل کارشان به وجود آمد، مسئولیت این موسسه به بانک پارسیان سپرده و قرارشد که این بانک از میان آنها تعداد 1500 نفر را به وسیله  آزمون استخدامی جذب نماید، گفتند: با وجود آنکه ماه‌هاست که آزمون یاد شده برگزار شده است اما هنوز هیچ اتفاق تازه‌ای نیفتاده است.
کارکنان موسسه مالی و اعتباری تعطیل شده ثامن الحجج افزودند: آثار تعطیلی شعب این موسسه و بیکاری همکارانشان در استان‌هایی نرخ بیکاری در آنها بالا اعلام شده است، مشهود تر است و باعث می شود تا همکاران بیکار شده خود در جمع اعضای خانواده بیشتر احساس سربار بودن را تجربه کنند.
دست نوشته ی اسماعیل عبدی معلم آزاده از زندان اوین  درشانزدهمین روز اعتصاب غذا
 
گفتگوی رادیو پیام با  منیر عبدی درباره خواسته ها، اتهامات و وضعیت جسمی در  اعتصاب غذای اسماعیل عبدی
گوش کنید:
https://www.youtube.com/watch?v=4wlt_t43ytc
سخنان جعفر عظیم زاده دبیر اتحادیه آزاد کارگران ایران در همبستگی با اسماعیل عبدی
 
گوش کنید:
https://www.youtube.com/watch?v=Zfwf9a5bUU4&feature=youtu.be
کارگران پست های فشار قوی برق:از پاسکاری و بوروکراسی خسته‌ایم
کارگران پست‌های فشار قوی برق می‌گویند با وجود پیگیری های بسیار، هنوز ابلاغیه کارگر دائم توسط وزارت نیرو امضا نشده‌است.
کارگران پست‌های فشار قوی برق که روزگذشته(24اردیبهشت) برای چندمین بار در ماههای گذشته به تهران آمده اند و تجمع برگزار کرده‌اند،باابراز نارضایتی  از روند اموربه ایلنا گفتند: هنوز اجرای طرح کارگر دائم در هاله‌ای از ابهام است و با وجود موافقت همه نهادهای مربوطه، وزارت نیرو در این زمینه تعلل می‌کند.
از قرار معلوم پس از تجمع دیروز به ااین کارگران گفته اند فعلا چارت خالی برای جذب وجود ندارد.
کارگران پست های فشار قوی برق هم می‌گویند از کاغذ بازی و بوروکراسی خسته‌ایم و خواستار احقاق حق خود هستیم.
گزارشی دیگرازتجمع اعتراضی کارگران وجوانان متقاضی کار همزمان با افتتاح کارخانه فولاد شادگان!
تعدادی از فارغ التحصیلان بیکار با حضور در مراسم روشن شدن مشعل های ریفرمر کارخانه تولید آهن اسفنجی نسبت به وضعیت بیکاری در شهرستان شادگان اعتراض کردند.
کارگران فولاد شادگان هم در میان معترضین حضور داشتند که هنگام سخنرانی معاون وزیر صنعت اعتراض خود را درباره بیکاری مطرح کردند.
 در حاشیه مراسم روشن شدن مشعل های ریفرمرکارخانه تولید آهن اسفنجی، تعدادی از فارغ التحصیلان بیکار این شهرستان با حضور در این مراسم نسبت به روند صعودی بیکاری در این شهرستان گلایه کردند.
یکی از فارغ  التحصیلان بیکار می گوید: از هر10 نفر شادگانی حدود 7نفر بیکار هستند و هیچ کاری در این شهر به جز شرکت فولاد شادگان وجود ندارد.
کارگران فولاد شادگان هم در میان معترضین حضور داشتند که هنگام سخنرانی معاون وزیر صنعت اعتراض خود را درباره بیکاری مطرح کردند و گفتند: زمانی که پروژه ای در فولاد شادگان تمام می شود ما را اخراج می کنند، تا کنون 130 نفر بیکار شده اند و با شروع پروژه های جدید بقیه کارگران هم بیکار می شوند.
تجمع اعتراضی دانشجویان پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران نسبت به واگذاری به بخش خصوصی!
روزگذشته(24اردیبهشت)، دانشجویان پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران دراعتراض به واگذاری به بخش خصوصی ،اجتماع کردند.
پس از تجمع روز گذشته (24 اردیبهشت) دانشجویان پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران، در اعتراض به آنچه واگذاری این پردیس به بخش خصوصی خوانده بودند، صورتجلسه‌ای با امضای شاهین حیدری (رئیس پردیس هنرهای زیبا) و نمایندگان دانشجویی تنظیم شد.
روز گذشته دانشجویان پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران در محل این پردیس تجمع کرده و نسبت به اقدام مسئولان این دانشگاه برای انتقال برخی رشته‌ها به خارج از فضای پردیس هنرهای زیبا معترض بودند. هرچند روز گذشته با امضای صورتجلسه‌ای که نشان می‌دهد مسئولان پردیس با خواسته‌های صنفی دانشجویان به‌طور کامل موافقت کرده‌اند اما هنوز نگرانی‌هایی مبنی بر موقتی بودن این تصمیم وجود دارد.
طی روزهای اخیر شورای صنفی دانشجویان پردیس هنرهای زیبا، بیانیه‌ای منتشر کرده و از عملکرد مسئولان دانشگاه تهران در راستای «تنگ کردن عرصه بر دانشجویان» و «فروپاشی پردیس مرکزی» انتقاد کرده بودند؛ اعتراضی که درنهایت به تحصن دانشجویان در روز گذشته و امضای صورتجلسه منجر شد.
تاجبخش فنائیان (دانشیار دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی) در گفتگویی کوتاه با ایلنا، نگرانی دانشجویان این پردیس را به‌جا دانست و با بیان اینکه اطلاع دقیق و کاملی از اتفاقات پیش آمده در این‌باره ندارد، گفت: دانشجویان پردیس هنرهای زیبا به ویژه گروه تجسمی محل فعلی دانشگاه‌شان را دوست دارند و تمایلی به جابه‌جایی از این محل ندارند. تا جایی که اطلاع دارم روز گذشته موضوع این تجمع یعنی انتقال محل برگزاری کلاس‌ها منتفی شده و قضیه فیصله پیدا کرده است.
در نامه‌ای که متن صورتجلسه مشترک امضا شده بین نمایندگان دانشجوها با شاهین حیدری است، آمده:
1-انتقال فضاهای موجود هر دانشکده در پردیس مرکزی: فضای خارج از پردیس صورت نخواهد گرفت مگر اینکه قرار باشد فضایی اضافه بر فضای موجود به آن تعلق بگیرد.
2-هیچ رشته و گروهی از پردیس هنرهای زیبا به دانشکده‌ها و سایر پردیس‌های دانشگاه تهران و مراکز خصوصی و جز آن، نه در حال حاضر و نه در آینده منتقل نخواهد شد.
3-رئیس پردیس پیشنهاد برقراری یک جلسه عمومی با حضور روسای محترم دانشکده‌ها و معاون‌های پردیس دارند و قول داده شد که این جلسه سه بار در سال تکرار شود.
4-باتوجه به اهمیت اطلاع دانشجویان از بعضی تصمیماتی که موکول به دانشجویان است مقرر شد در این موارد به دانشجویان اطلاع‌رسانی شود.
با این حال هنوز نگرانی‌هایی ازسوی دانشجویان رشته‌های مختلف پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران وجود دارد و باید منتظر ماند و دید این وعده‌ها چقدر عملی و پایدار خواهند بود.
جان باختن یک آتش نشان در حادثه آتش سوزی فردوسیه شهریار!
روزگذشته(24اردیبهشت)،آتش نشان داود نجاتی در حادثه آتش سوزی یک خانه مسکونی در شهرک ثامن الئمه فردوسیه شهریار جانش را ازدست داد.
 مدیرعامل سازمان آتش‌نشانی فردوسیه به خبرنگاران گفت : این حادثه در یک ساختمان در شهرک مسکن مهر فردوسیه روی داد ، و دود ناشی از آتش ساختمان منجر به مرگ یک آتش نشان و مصدومیت هفت تن دیگر شد.
یوسف زارعی افزود : ماموران آتش نشانی بلا فاصله اقدام به خارج کردن ساکنان ساختمان کردند.
وی گفت: سه نفر از ساکنان و 3 تن از آتش نشانان که دچار خفگی ناشی از دود شدند فورا به بیمارستان منتقل شدند اما یک نفر از آتش نشانان بدلیل شدت خفگی جانش را ازدست داد.
وی افزود: هم اکنون برق ساختمان قطع شده و 50 نفر از ساکنان سالم از محل حادثه خارج شده اند.
مصدومان حادثه به بیمارستان امام سجاد شهریار اعزام شده اند.
مرگ دلخراش کارگرجوان یک کوره آجرپزی در اثر سقوط در دستگاه خشت زنی
معاون عملیات آتش نشانی مشهد گفت : صبح امروز25اردیبهشت یک کارگرجوان در حومه مشهد بر اثر سقوط در دستگاه خشت‌زنی کوره آجرپزی جان خود را از دست داد.
به گزارش25اردیبهشت پایگاه خبری 125مشهد،مقارن ساعت ۱۱:۵۱ امروز دوشنبه با اعلام حادثه گیر کردن کارگر کوره آجرپزی در دستگاه خشت زنی به آتش‌نشانی، نجاتگران ایستگاه هشتم این سازمان به همراه تجهیزات کامل روانه محل حادثه واقع در جاده ابلغ، روستای شترک شدند.
اتشپاد دوم « مهدی رضایی » در شرح وقوع این حادثه افزود : کارگر جوان در حالی که در ارتفاع حدودا یک و نیم متر از سطح زمین مشغول ریختن خاک به داخل دستگاه خشت زنی بود ٬ به ناگهان به داخل قیف این دستگاه سقوط کرده بود .
وی با اشاره به گیر کردن نیمی از بدن این کارگر ۲۵ ساله در داخل دستگاه ٬ اظهار کرد : متاسفانه وی در اثر شدت جراحات در دم فوت کرده بود.
به گفته وی ماموران اتش نشانی با حضور در محل حادثه ضمن برقراری ایمنی در محل ٬ جسم بی جان این جوان را پس از رها سازی ٬ از داخل دستگاه خارج و تحویل نیروی انتظامی دادند .
فراخوان برای شرکت در چهارمين مجمع عمومی صندوق کمک و همیاری به کارگران ایران- دانمارک
به اطلاع میرسانیم که چهارمين مجمع عمومی صندوق کمک و همیاری به کارگران ایران - دانمارک روز شنبه بيست و هفتم مى به صورت علنی برگزار میگردد.
ما اعضای صندوق از تمامی دوستداران و مدافعان طبقه کارگر و جنبش کارگری ایران که ساکن دانمارک هستند دعوت میکنیم تا با حضور خود در مجمع چهارم و پیوستن به این صندوق همگام با دیگر صندوق های مشابه بتوانیم کمکی هر چند ناچیز به جنبش کارگری و فعالین کارگری بکنیم.
زمان:شنبه ٢٧ مى ٢٠١٧ از ساعت ١٣ تا ١٧
مکان:
Solidaritetshuset,Griffenfeldsgade 41,Nørrebro ,kbh.
آدرس وبلاگ صندوق:
http://sandoghdk.blogspot.dk
آدرس ایمیل صندوق:
 sandogh.dk@gmail.com
بیست وپنجم اردیبهشت ماه1396
akhbarkargari2468@gmail.com

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Wed, 17 May 2017 03:00:03 +0000
از اعتراضات کارگران کشت و صنعت مغان حمایت کنیم! http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64616:2017-05-17-03-00-01&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64616:2017-05-17-03-00-01&Itemid=645

اطلاعیه کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری ایران
بنا به اخبار درج شده در رسانه های مختلف داخلی بیش از  300 نفر از کارگران شرکت کشت و صنعت مغان در اعتراض به عدم پرداخت سه ماه حقوقهای معوقه، اضافه کاری و سنوات حقوق شان در مقابل دفتر شرکت تجمع کرده اند. این سومین تجمع اعتراضی کارگران در یک سال گذشته است. در نتیجه اعتراض کارگران، دادستان و رئیس نیروی انتظامی و فرمانده هنگ مرزی پارس آباد مغان در این تجمع حاضر شدند و برای پایان دادن به تجمعات این کارگران مثل همیشه وعده وعید دادند.
این شرکت زمانی هزاران کارگر داشت که امروز به 800 نفر رسیده است. اخراج کارگران در طول چند سال گذشته هزاران خانواده کارگری را از داشتن ابتدائی ترین حقوق انسانی محروم کرده است.
کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری ایران، ضمن حمایت از اعتراضات کارگران کشت و صنعت مغان، از آنان میخواهد که گول وعده و وعیدهای توخالی مسئولین رژیم را نخورند و به تجمعات اعتراضی شان تا تحقق قطعی خواستهایشان ادامه دهند.
تجربه اعتراضات و اعتصابات کارگران دیگر در سالهای گذشته نشان داده است که حضور خانواده های کارگران نقش مهمی در عقب راندن کارفرمایان و دولت ایفا میکند. حضور خانواده های کارگران و همچنین حمایت سایر کارگران این شهر از تجمعات اعتراضی کارگران کشت و صنعت مغان بی تردید مبارزه شان برای رسیدن به خواسته ها را قدرتمندتر خواهد کرد.
کمیته آذربایجان حزب کمونیست کارگری ایران
20 اردیبهشت ماه 1396 برابر با 10 مه 2017

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Wed, 17 May 2017 02:59:23 +0000
شهلا دانشفر: کارگران در هفته ای که گذشت http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64615:2017-05-17-02-59-16&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64615:2017-05-17-02-59-16&Itemid=645

بدنبال فاجعه معدن زمستان یورت
تاکنون جسد ٤٣ کارگر محبوس شده در اعماق ١٨٠٠ متری معدن یورت را بیرون کشیده اند و بنا به گزارشات دولتی در جریان این فاجعه انسانی، ٧٥ کارگر نیز مصدوم شده اند. در ابتدا از اینکه فقط ٣٥ کارگر محبوس بوده اند، سخن گفتند و بعد شمار جسدهایی که بیرون کشیدن رقمش بالا رفت. و هنوز هم آمار دقیقی از میزان تلفات در دست نیست. این در حالیست که بنا بر استانداردهای ایمنی باید در هر لحظه شمار نفراتی که در معدن کار میکنند روشن باشد.
بار دیگر به خانواده ها و وابستگان کارگرانی که قربانی این فاجعه انسانی شدند و جان سپردند و به همگان تسلیت میگویم.
هم اکنون خانواده هایی که عزیزانشان را از دست داده اند و کارگرانی که جان  سالم بدر برده اند و مردم این محل سراپا خشم و اعتراضند. چون به روشنی میدانند که مسببن این جنایت چه کسانی هستند. فریاد میزنند و میگویند همه مردم از این نظام بیزارند. فریاد میزنند و میگوید که برای لقمه نانی با جانشان بازی میکنند و بارها از ناامنی معدن هشدار داده اند و اقدامی صورت نگرفته و کارگران معترض را هم اخراج کرده اند. انعکاس فضای اعتراضی در این معدن و میان کارگران و خانواده های جانباختگان معدن و مردم محل خود را در نزاعهای درون حکومتی و تبلیغات مضحکه انتخاباتشان علیه یکدیگر نیز انعکاس داده است. و در این هفته دیدیم که چگونه کارگران معترض و خانواده های کارگران جانباخته و مردم معترض دیدار روحانی از این معدن را به صحنه اعتراض خود تبدیل کردند و بر روی ماشینش کوبیدند و فریاد زدند. و می بینیم از ترس گسترده تر شدن اعتراض کارگران چگونه نیروی انتظامی را در محل مستقر کرده اند و کمیته بحرانشان نیز آماده باش دارد.
باید در کنار کارگران معدن زمستان یورت و خانواده هایشان باشیم. پوستری از عکس های کارگران جانباخته درست کنیم و همه جا نصب کنیم و زیرش بنویسم، ما از کارگران معدن زمستان پورت خانواده های کارگران جانباخته حمایت میکنیم. باید به کشتار کارگران در محیط های کار پایان داد. با پیامهای حمایتی مان و با قطعنامه های اعتراضی مان پیگیر خواستهایشان شویم. مسببن این جنایت باید محاکمه شوند. خانواده های کارگرانی که جان باخته اند، باید تحت پوشش تامین اجتماعی قرار گیرند و مستمری آنها بالا تر از ٤ میلیون سبد هزینه ای باشد که خودشان اعلام کرده اند. گفته شده که قرار است معدن تا ٦ ماه تعطیل شود. باید کارگران باقیمانده این معدن که کارشان را از دست میدهند، فورا تحت پوشش بیمه بیکاری بر مبنای بالاتر از رقم سبد هزینه زندگی ٤ میلیونی قرار بگیرند. باید کارگران آسیب دیده با استانداردهای قابل قبول پزشکی و بصورت رایگان تحت درمان و کنترل منظم قرار گیرند.
گفتنی است که خبر تکاندهنده فاجعه معدن زمستان یورت انعکاسی جهانی یافته است. از جمله بدنبال این اتفاق ناگوار دبیر کل اتحادیه بین الملل کارگران صنعتی طی نامه ای خطاب به مقامات حکومت اسلامی خواستار بهبود وضعیت ایمنی محیط های کار در معادن ایران شده است. همچنین این موضوع انعکاس بسیاری در فضای اعتراض کارگران و کل جامعه داشته است. تا هم اکنون کارگران از معادن چادرملو و خانواده های کارگران معدن سنگرود و بازماندگان فاجعه پلاسکو و  تشکلها و نهادهای مختلف کارگری چون اتحادیه آزاد کارگران ایران، کمیته پیگیری، معلمان عدالتخواه، شورای تشکلهای صنفی معلمان، کارگران ساختمانی مریوان و سروآباد همبستگی خود را با این کارگران اعلام کرده اند. از جمله گروهی از خانواده‌های کشته‌شده کارگران معدن زغال سنگ سنگرود که در جریان انفجاری در معدن سنگرود در حدود ٢١ سال قبل، بیست نفر از کارگران جانباختند، با ارسال پیامی همدردی خود را با بازماندگان فاجعه انسانی معدن زمستان یورت اعلام کرده اند. همچنین کارگران معدن چادرملو (شرکت آسفالت طوس) طی پیامی خطاب به همکارانشان در معدن زمستان یورت مینویسند: "ما معدنکاران چادرملو با شنیدن اخبار مرگ همکارانمان در آزادشهر، از صمیم قلب متاسف شدیم؛ این فاجعه دلخراش را به بازماندگان حادثه عمیقا تسلیت می‌گوییم؛ اما روی سخن ما با مسئولان است؛ تا چه زمان جان کارگران باید قربانی سهل انگاری‌ها و سودجویی‌های سرمایه‌داران و کارفرمایان شود؟ به راستی چه زمانی قرار است حقوق قانونی کارگران که یکی از مهمترین آنها تامین امنیت جانی است، به رسمیت شناخته شود؟ شرایط کار در معادن ایران اسفناک است؛ دستمزدها بسیار پایین است و جان کارگران هر روز و هر لحظه در معرض هزاران خطر قرار دارد".
 بهنام ابراهیم زاده از چهره های شناخته شده کارگری نیز طی بیانیه ای صدای اعتراضش را علیه این بربریت و توحش بلند کرده است. در بخشی از بیانیه او چنین آمده است: "همراه با خانواده های جانباختگان این معدن، همراه با کارگران این معدن، همه با هم به این جنایت آشکار اعتراض کنیم. خواستار این شویم که خانواده های جانباختگان این معدن که نان آورانشان را از دست داده اند، در پوشش تامین اجتماعی قرار گیرند و از یک زندگی شایسته برخوردار باشند. خواستار این شویم که مصدومین این ماجرا با امکانات درمانی رایگان تحت معالجه قرار گیرند. و نه تنها این بلکه اعلام کنیم که تمامی مواردی که امنیت ما کارگران را به خطر می اندازد، باید فورا رفع و ترمیم شود و هر اتفاقی از این دست در هر جای دیگر روی دهد، دولت مسبب است. و با این خواستها و با بیانیه مان به مناسبت این فاجعه انسانی، یاد جانباختگان معدن زمستان یورت را گرامی بداریم. انتظار میرود در تمام معادن، در تمام کارخانجات. در تمام شهرها، در زندانها، در همه جا فریاد دادخواهی خانواده های این جانباختگان باشیم و با نثار گل یاد عزیزان از دست رفته را گرامی بداریم.
١٣ اردیبهشت را در تقویم خود ثبت کنیم. ١٣ اردیبهشت روز گرامیداشت یاد جانباختگان معدن زمستان یورت و پیگیری امنیت محیط های کاری ماست. ما میتوانیم جلوی تکرار چنین فجایعی را بگیریم. باید کاری کنیم". این همبستگی ها و حمایت ها باید تداوم یابد.
اسماعیل عبدی علیه امنیتی کردن مبارزات
اسماعیل عبدی از رهبران مبارزات معلمان که هم اکنون با ٦ سال حکم در زندان اوین بسر میبرد، در اعتراض به امنیتی کردن مبارزات کارگران، معلمان و مردم معترض و با خواست لغو حکم صادر شده برای وی، از دهم اردیبهشت در اعتصاب غذا بسر میبرد. او در سال گذشته طی بیانیه مشترکی همراه با جعفر عظیم زاده این کارزار را آغاز کرد و خواست مشخصشان بسته شدن تمامی پرونده های امنیتی تشکیل شده برای تمامی فعالین اجتماعی و خودشان بود. اسماعیل عبدی در تداوم این کارزار در آستانه اول مه امسال بار دیگر بر روی این کارزار و این خواست تاکید گذاشت . و این خواست  یک بند مهم قطعنامه های کارگران به مناسبت روز جهانی کارگرامسال هم بود. معنی واقعی این خواست، اعتراض علیه سرکوب ها و دفاع از حق تشکل، حق اعتصاب و حق برپایی تجمعات اعتراضی علیه فقر و فلاکت و برای داشتن یک زندگی انسانی است. تا هم اکنون خواست و اعتراض اسماعیل عبدی با حمایت بسیاری از سوی کانون های صنفی معلمان و اتحادیه آزاد کارگران ایران روبرو شده است.از جمله در ١٥ اردیبهشت معلمان در شهرهای تهران، مشهد، بجنورد، تربت حیدریه با برنامه های پیاده روی و کوهنوردی حمایت خود را از اسماعیل عبدی و خواستهایش اعلام داشتند. در ١٤ اردیبهشت نیز معلمان در گیلان و در الیگودرز با شرکت در یک برنامه کوهنوردی از خواستهای اسماعیل عبدی اعلام حمایت کردند. گفتنی است که علیرغم بیانیه شورای سراسری تشکلهای صنفی معلمان در دوازدهم اردیبهشت روز معلم نیز جمعی از معلمان در پارک لاله جمع شدند و ضمن گرامیداشت این روز بر خواستهایشان تاکید کرده و با شعار ماهمه عبدی هستیم همبستگی خود را با او و خواستهایش اعلام داشتند. ضمن اینکه کانون های صنفی معلمان در شهرهای تهران، اسلامشهر، فرهنگیان خراسان شمالی، مریوان، البرز و سیستان و بلوچستان بیانیه هایی در حمایت از اسماعیل عبدی و خواستهایش داده اند.
کمپین برای آزادی کارگران زندانی (Free Thm Now)نیز تقویت و پشتیبانی از این کارزار را اولویت کار خود در دفاع از کارگران زندانی و زندانیان سیاسی اعلام کرده است. علاوه بر اسماعیل عبدی، آتنا دائمی فعال دفاع ازحقوق کودک، و مدافع حقوق زن و علیه اعدام نیز هم اکنون در در اعتراض به ٧ سال حکمش و صدور احکام زندان برای دو خواهرش انسیه و هانیه دائمی در اعتصاب غذا بسر میبرد. فراخوان ما به همگان اینست که بیایید تا با هم با قدرت تمام از خواستهای اعتراضی اسماعیل عبدی و آتنا دائمی و کارزار علیه امنیتی کردن مبارزات حمایت و پشتیبانی کنیم. خواستار لغو احکام صادر شده زندان برای آنان و همه زندانیان سیاسی شویم و در عین حال از این عزیزان بخواهیم که با اتکا به نیروی پشتیبانی وسیع ما به اعتصاب غذایشان خاتمه دهند. ما تلاش میکنیم که صدای آنها و همه زندانیان سیاسی در سطح جهان باشیم.
خبر دیگر در راستای کارزار علیه امنیتی کردن مبارزات، پرونده دو چهره سرشناس کارگری جعفر عظیم زاده و شاپور احسانی راد بخاطر پرونده آنان در دادگاه ساوه مبنی بر تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی است که بر اساس آن هر کدام ١١ سال حکم زندان گرفته اند. جرم آنها نیز دفاع از خواستهای کارگران معترض پروفیل ساوه و انعکاس اخبارش در سایت اتحادیه آزاد بوده است. بنا بر خبر محمد علی جداری فروغی وکیل آنها، روز ١٩ اردیبهشت پرونده آنها در شعبه هشتم دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی (اراک) مجدد قرار گرفت. گفتنی است که جعفر عظیم بنا بر پرونده ای دیگر و با اتهاماتی از همین دست بخاطر مبارزاتش از جمله کارزار ٤٠ هزار امضا بر سر خواست افزایش دستمزدها ٦ سال حکم زندان دارد. خواست عظیم زاده و احسانی راد، خواست اسماعیل عبدی و کانون های صنفی معلمان، خواست اتحادیه آزاد کارگران ایران و خواست کارزار علیه امنیتی کردن مبارزات کارگران، معلمان و مردم معترض، همه و همه بسته شدن تمامی پرونده های امنیتی و لغو احکام زندان صادر شده بر اساس چنین اتهاماتی است. با تمام قدرت از این کارزار حمایت کنیم.

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Wed, 17 May 2017 02:58:38 +0000
اخباروگزارشات کارگری22و23اردیبهشت http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64598:22-23&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64598:22-23&Itemid=645

 زنده باد همبستگی کارگران:

*سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه:

جان کارگران معدن زمستان یورت فدای ثروت اندوزی زیاده خواهان شد

*همدردی کارگران هفت تپه در غم فاجعه معدن یورت

- خارج کردن پیکر آخرین کارگر جانباخته حادثه معدن زمستان یورت آزادشهر از تونل

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه:

جان کارگران معدن زمستان یورت فدای ثروت اندوزی زیاده خواهان شد

بی توجهی به ایمنی کار در معدن زمستان یورت فاجعه انسانی بوجود آورد.. چهل چهار تن از زحمتکش ترین کارگران که با دستمزد بسیار ناچیز در شرایط ناایمن در عمق چند صد متری زمین در پی لقمه نانی بودند  و حتی دستمزد اندک شان معوق شده و به موقع پرداخت نمی شد در زیر آوار ماندند و جان عزیزشان فدای ثروت اندوزی زیاده خواهانی شد که برای حفظ جان این کارگران حاضر به تهیه تجهیزات و ابزار آلات ایمن نبودند.

حوادث بیشمار ناشی از کار در کشور به دلیل عدم توجه به ایمنی کار، عدم بازرسی کار موثر و عاری از فساد، بی اهمیتی جان انسان در برابر کسب سود بیشتر و بی مسئولیتی حاکمیت در انجام وظایف خود، جان کارگران را با مخاطرات جدی مواجه کرده و پیوسته شاهد جان باختن و معلولیت های کارگران هستیم.

با وجود اینکه تشکیل سندیکاها و دیگر تشکلات مستقل کارگری برای از بین بردن زمینه حوادث اینچنین بسیار موثر و نظارتشان در این مورد و سایر حقوق کارگران بسیار کارساز خواهد بود. متاسفانه از شکل گیری سندیکاهای کارگری به شدت جلوگیری می شود. و پیشروان این عرصه با پرونده سازی واهی ظالمانه بازداشت و زندان می شوند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه فاجعه  جان باختن کارگران معدن زغال سنگ زمستان یورت را به شدت محکوم کرده و با خانواده های این حادثه دردناک غم انگیز صمیمانه ابراز همدری می کند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

همدردی کارگران هفت تپه در غم فاجعه معدن یورت

سندیکای کارگران هفت تپه:

کارگران هفت تپه به احترام تمامی کارگران کشته شده در معدن یورت در محیط کار سکوت می کنند و در همراهی کارگران مجروح هر کاری بتوانیم انجام می دهیم و خانواده های کشته شده و مجروح را تنها نمی گذاریم.

همدردی کارگران هفت تپه در غم فاجعه معدن یورت

 غم ات در نهان خانه دل نشیند

 هنوز اخبار کشیدن اجساد کارگران معدن یورت در صدر خبرهای کارگری است. کارگرانی که برای زندگی انسانی و شرافت خانواده اشان کار را می کردند و جان خودشان را برای سهل انگاری و سودجویی سرمایه از دست دادند برخلاف سرمایه داران که فقط بفکر سود بیشتر هستند .

در نبود قوانین ایمنی کار ما باید هر روز شاهد آمار بیشتری از کشتار و آسیب بدنی کارگران در محیط کار باشیم. هنوز قانونی وجود ندارد که کارگر زمانی که خطر کند دست از کار بکشد. اگر کارگری اعتراض کند کارش یا زندان و یا بیکاری است.

 ما کارگران هفت تپه در گرمایی گاه بالای پنجاه درجه مجبور بکار هستیم موضوعی که در تمامی کشورهای حل شده است و کارگران در دمای بالای 34 درجه نباید کار کنند و یا کارفرما شرایط مناسب را بوجود آورد.

وضعیت ایمنی کار هر روز بدتر می شود و تنها راه حل در مقابل کارگران در به وجود آوردن تشکلات خودشان است، و ما امید داریم کارگران معادن دست به تشکیل نهاد بیرون از ساختار قدرت دست بزنند و در این راه ما آنها را تنها نخواهیم گذاشت، همانطوری که در لحظات اولیه به کنفدراسیون مواد غذایی خبر دادیم و خواستیم همراه کنفدراسیون پتروشیمی و معادن عکس العمل نشان دهند.

 کارگران هفت تپه به احترام تمامی کارگران کشته شده در معدن یورت در محیط کار سکوت می کنند و در همراهی کارگران مجروح هر کاری بتوانیم انجام می دهیم و خانواده های کشته شده و مجروح را تنها نمی گذاریم.

 سندیکای کارگران هفت تپه

23/2/1396

خارج کردن پیکر آخرین کارگر جانباخته حادثه معدن زمستان یورت آزادشهر از تونل

مدیرکل دفتر مدیریت بحران استانداری گلستان گفت: پیکر آخرین کارگرجانباخته حادثه انفجار معدن آزادشهر از تونل معدن خارج شد.

صادقعلی مقدم امروز23اردیبهشت در گفت و گو با خبرنگاران در محل حادثه معدن آزادشهر اظهار کرد: ریزش مداوم آوار، دسترسی به پیکر آخرین جانباخته این حادثه را با مشکل مواجه کرده بود، اما با تلاش نیروهای متخصص پیکر این معدنچی از تونل معدن خارج و به مرکز پزشکی قانونی منتقل شد.

وی افزود: با این پیکر کشف شده که متعلق به راننده لوکوموتیو است، شمار نهایی جانباختگان حادثه انفجار معدن زمستان یورت آزادشهر  43 نفر شد.

مقدم ادامه داد: تاکنون پیکر 42 تن از جانباختگان این حادثه پس از احراز هویت، به خانواده هایشان تحویل داده شده است.

مدیرکل دفتر مدیریت بحران استانداری گلستان تصریح کرد: نیروهای امدادی و تجهیزات، همچنان در محل حادثه مستقر هستند تا دستور پایان عملیات از سوی استاندار به عنوان رئیس شورای هماهنگی مدیریت بحران استان صادر شود.

- دولت روحانی ادامه دهنده راه دولت احمدی نژاد:

کارکردن فارغ التحصیلان دانشگاهی با دستمزدماهیانه400هزارتومانی

- اعتصاب وتجمع کارگران شهرداری هشترود مقابل ساختمان شورای شهردراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق،حق بیمه ودوسال عیدی!

- سومین روزتجمع کارگران فصلی معدن طلای آق‌دره برای کار!

- شماره ای دیگر از سریال تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه کاشی نیلواینبار مقابل استانداری اصفهان!

- اعتراض رسانه ای کارکنان شرکتی مخابرات برای دست یابی به مطالباتشان!

- بمناسبت حمله وحشیانه شوراهای اسلامی کار و حراست شرکت واحد اتوبوسرانی به سندیکای کارگران شرکت واحد در نوزدهم اردیبهشت سال هشتاد و چهار

- گزارش یک‌ ساله: سرکوب فعالان سندیکایی و حقوق کارگری در ایران

- گزارش کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران درباره استقبال از بهنام ابراهیم زاده

- خطربیکار بیخ گوش کارگران کارخانه خانه سازی مشهد!

- بلاتکلیفی 9ماهه کارگران اخراجی شهرداری تاکستان برای بازگشت به کارودریافت مطالباتشان!

- میادین الکترومغناطیسی ریسک ALS را در کارگران افزایش می دهد

- غرق شدن 2کارگردر رودخانه قلعه دختر

- جان باختن یک کارگرمقنی در سبزوار!

- جان باختن سه معلم در حادثه رانندگی مشگین شهر

- مرگ  دلخراش کارگر جوشکار داخل تانکر بنزین مقابل پالایشگاه شازند

دولت روحانی ادامه دهنده راه دولت احمدی نژاد:

کارکردن فارغ التحصیلان دانشگاهی با دستمزدماهیانه400هزارتومانی

به بهانه راه اندازی سامانه کارورزی!

اخباروگزارشات کارگری:امروز23اردیبهشت،وزارت کار سامانه کارورزی را راه اندازی کرد.با مراجعه به این سامانه

https://karvarzi.mcls.gov.ir/default.aspx

روشن می شود که مصوبه 27/1/1386 شوراي عالي اشتغال در دولت احمدی نژاد کماکان در دستور کار روحانی قرارداشته و دارد.

در بخش قوانین ومقررات این سامانه  ودر آیین نامه و دستور العمل نظام هماهنگ اجرای طرح کارورزی دانش آموختگان دانشگاهی درباره  مدت، میزان و نحوه پرداخت کمک هزینه کارورزی آمده است:

ماده 7 : طول دوره كارورزي حداقل 6 ماه و حداكثر 12 ماه براي هر كارورز بر اساس استاندارد هاي مصوب آموزشي مهارت تعيين مي گردد.

تبصره1 : مدت آموزش در هر ماه 140 ساعت تعيين ميگردد، ساعات آموزش در هر روز حداقل 6 و حداكثر 8 ساعت تعيين مي گردد.

تبصره 2: سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور موظف است ظرف مدت يك ماه پس از تصويب اين آيين نامه نسبت به تهيه استانداردهاي آموزشي اقدام و مراتب را به نحو مقتضي به اطلاع دستگاههاي مجري و ناظر استاني و ساير افراد و نهادهاي ذيربط برساند.

ماده 8 : كمك هزينه كارورزي ماهيانه در سال 1394 معادل چهار ميليون ريال تعيين مي گردد كه 70 درصد اين مبلغ توسط واحد پذيرنده و 30 درصد باقيمانده توسط دستگاه مجري به كارورز پرداخت ميشود. ميزان كمك هزينه كارورزي همه ساله توسط بالاترين مقام دستگاه ناظر تعيين وجهت اجرا ابلاغ مي گردد.

تبصره 1: در استانهايي كه نرخ بيكاري سالانه آنها در سه سال متوالي منتهي به سال اجراي طرح، بالاتر از ميانگين نرخ بيكاري كشور باشد، سهم پرداختي دستگاه مجري به كارورز معادل 50 درصد تعيين ميگردد.

تبصره 2: واحد پذيرنده مجاز است با رعايت كليه ضوابط اين آيين نامه، پرداخت 100 درصد كمك هزينه كارورزي، تقبل هزينههاي بيمه موضوع ماده 10 و همچنين سهم دستگاه مجري موضوع اين ماده، نسبت به پذيرش كارورز اقدام نمايد.

تبصره 3: چنانچه واحد پذيرنده، پيمانكار طرف قرارداد دستگاه مجري بوده و متقاضي پذيرش كارورز باشد مكلف است كل مبالغ موضوع ماده 8 و ماده 10 اين آيين نامه را تأمين نمايد.

ماده 9 : واحده پذيرنده مكلف است ماهانه بر اساس ساعات آموزش طي شده كارورز نسبت به واريز سهم خود به حساب كارورز اقدام نمايد. سهم دستگاه مجري پس از واريز سهم واحد پذيرنده به حساب كارورز واريز مي گردد.

تبصره: پرداخت كمك هزينه سهم دستگاه مجري و واحدپذيرنده مربوط به آخرين ماه دوره كارورزي منوط به ارائه گواهي نامه قبولي كارورز در آزمون سازمان آموزش فني و حرفه اي به دستگاه مجري مي باشد.

درهمین رابطه:

*رونمایی قطره چکانی سطح دستمزد ووضعیت بیمه ای فارغ التحصیلان دانشگاهی در طرح های کارورزی وکاج!

اخباروگزارشات کارگری:در طرح کارورزی بیمه تامین اجتماعی مدنظر نیست بلکه کارورزتحت پوشش بیمه حوادث قرار می‌گیرد.

کارورزان مبلغی به عنوان دستمزد دریافت می‌کنند که بخشی از حقوق توسط دولت پرداخت می‌شود و مابقی را کارفرما می‌پردازد که پیش‌بینی شده مبلغی در حدود ۴۰۰ هزار تومان باشد.

درطرح کاج (کارانه اشتغال جوانان) هم که بخشی از طرح کارورزی فارغ التحصیلان دانشگاهی است ،جوانان تحصیلکرده دانشگاهی در سنین ۲۵-۳۴ سال پس از طی کردن فرآیند اتصال به واحد کسب و کار و توافق با کارفرما، می‌توانند دوره کارورزی را به مدت شش ماه در کارگاهها بگذرانند که در این حالت مشمول پرداخت یک سوم حداقل دستمزد به علاوه پوشش بیمه حوادث از سوی دولت می‌شوند.

آذرماه سال گذشته در جلسه کمیسیون تخصصی اشتغال شورای عالی اشتغال، پنج دستور زیر برنامه‌های ملی اشتغال بررسی شد که یکی از آنها زیر برنامه ملی اشتغال با عنوان “طرح کارورزی”بود.

چندی بعد شورای عالی اشتغال نسبت به تهیه پیش‌نویس آیین‌نامه نظام هماهنگ اجرای طرح کارورزی دانش آموختگان دانشگاهی اقدام کرد.

پیشینه طرح کارورزی:

ناگفته نماند در پنجمین جلسه شورای عالی اشتغال دولت نهم نیز، دستورالعملی تحت عنوان” طرح کارورزی دانش آموختگان دانشگاهی” به پیشنهاد وزارت کار و امور اجتماعی وقت به تصویب رسیده بود که بر اساس تعریف صریح این دستورالعمل “کارورز” به آن دسته از دانش آموختگان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی گفته می‌شد که دارای مدرک کاردانی یا بالاتر در کلیه رشته‌های تحصیلی به جز رشته های علوم پزشکی بودند.

به موجب این مصوبه حداکثر ۵۰ درصد حداقل دستمزد تعیین شده از سوی شورای عالی کار به عنوان کمک هزینه کارورزی مجری طرح برای پرداخت به کارورزان به واحدهای پذیرنده پرداخت می‌شد و چنانچه واحد پذیرنده تمایلی به استخدام کارورز نداشت، موظف بود ۵۰ درصد هزینه پرداخت شده به کارورز را به مجری طرح پرداخت کند.

همچنین بر اساس این طرح، تمامی واحدهای پذیرنده موظف به انعقاد قرارداد با کارورز بودند و کلیه کارورزان طی دوره کارورزی توسط وزارت کار تحت پوشش بیمه حوادث قرار می‌گرفتند. در نهایت به منظور سنجش مهارت کارورزی، مجری طرح موظف بود پیش‌بینی لازم برای آزمون کسب مهارت فرد را در پایان دوره از طریق مراکز فنی و حرفه‌ای مرتبط با فعالیت واحد پذیرنده فراهم کند.

سال گذشته وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی از تدوین دستورالعمل طرح کارورزی فارغ التحصیلان دانشگاهی خبر داد.

در جریان تدوین لایحه برنامه ششم توسعه و به پیشنهاد وزارت کار، دولت طرح کارورزی را تحت عنوان معافیت بیمه‌ای کارفرمایان در صورت جذب فارغ التحصیلان دانشگاهی در لایحه گنجاند و نمایندگان مجلس نیز در جلسه رسیدگی به جزییات لایحه برنامه ششم توسعه و در بخش اصلاح مواد ارجاعی از کمیسیون تلفیق برنامه، ماده ۸۶ برنامه را به شکلی به تصویب رساندند که بر طبق آن برای ترغیب کارفرمایان و کارآفرینان بخش خصوصی، آن دسته از کارفرمایانی که نسبت به جذب فارغ ‌التحصیلان دانشگاهی با مدرک حداقل کارشناسی، به صورت کارورزی اقدام کنند از پرداخت سهم بیمه کارفرما برای مدت دو سال از تاریخ شروع به کار معاف می‌شوند.

اما طرح کارورزی چیست و چه هدفی را دنبال می‌کند؟

درهمین رابطه،عیسی منصوری ـ معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزیر کار ، در پاسخ به این پرسش به ایسنا می‌گوید: در طرح کارورزی، جوانان فارغ التحصیل دانشگاهی که تمایل دارند برای کسب مهارتهای لازم فنی و کارآفرینی و شناساندن توانایی خود به کارفرمایان در دوره‌های کارورزی شرکت کنند از کمک هزینه بهره‌مند می‌شوند.

او می‌افزاید: در این طرح معافیت بیمه‌ای وجود ندارد بلکه برای کمک به تامین بخشی از  هزینه‌های بیمه نیروی کار و کاهش هزینه بیمه نیروی کار جدید الورود مشوق‌هایی پیش بینی شده است.

آنطور که منصوری می‌گوید در این طرح بیمه تامین اجتماعی مدنظر نیست بلکه فرد تحت پوشش بیمه حوادث قرار می‌گیرد اما می‌تواند در یک فرایند مشخص و در صورت استمرار فعالیت در بنگاه اقتصادی و رضایت کارفرما به مرحله بیمه تامین اجتماعی برسد.

به گفته معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزیر کار، در بحث کارورزی فرد کار رسمی انجام نمی‌دهد و خدمات کامل ارائه نمی‌کند به همین دلیل پس از اتمام کارورزی و در صورت استمرار کار نزد کارفرما، مشمول بیمه تامین اجتماعی می‌شود.

او درباره پیش‌بینی حقوق و مزایای کارورزان می‌گوید: فارغ التحصیلانی که از طریق طرح کارورزی مشغول کار شوند، مبلغی به عنوان دستمزد دریافت می‌کنند که بخشی از حقوق توسط دولت پرداخت می‌شود و مابقی را کارفرما می‌پردازد که پیش‌بینی شده مبلغی در حدود ۴۰۰ هزار تومان باشد.

طرح کاج (کارانه اشتغال جوانان)چیست؟

هفته گذشته وزیر کار در یک نشست خبری از آغاز اجرای طرح “کاج” (کارانه اشتغال جوانان) خبر داد و اعلام کرد که پرداخت کارانه با یارانه متفاوت است؛ این طرح در حقیقت بخشی از طرح کارورزی فارغ التحصیلان دانشگاهی است که به موجب آن جوانان تحصیلکرده دانشگاهی در سنین ۲۵-۳۴ سال پس از طی کردن فرآیند اتصال به واحد کسب و کار و توافق با کارفرما، می‌توانند دوره کارورزی را به مدت شش ماه در کارگاهها بگذرانند که در این حالت مشمول پرداخت یک سوم حداقل دستمزد به علاوه پوشش بیمه حوادث از سوی دولت می‌شوند.

*متن طرح کارورزی اشتغال جوانان(کاج) منتشر باید گردد!

http://etehadbinalmelali.com/ak/harvarzi/

اعتصاب وتجمع کارگران شهرداری هشترود مقابل ساختمان شورای شهردراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق،حق بیمه ودوسال عیدی!

امروزشنبه23اردیبهشت،کارگران شرکتی شهرداری هشترود شهردراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق،حق بیمه ودوسال عیدیشان، دست از کار کشیده و مقابل ساختمان شورای شهر تجمع کردند.

برپایه گزارش منتشره یکی از کارگران معترض به خبرنگاری گفت: در طول شش ماه دریافتی ما از پیمانکار 500 هزار تومان بوده است و من یک سوال دارم، مگر با 500 هزار تومان در این دور و زمانه می‌شود خرج زندگی داد؟ این در حالی است که ما کارگران شرکتی شب و روز نداریم و برای تنظیف شهر حتی روزهای تعطیل هم کار می کنیم.

وی گفت: به خاطر واریز نشدن حقوق و مزایای‌مان چند بار اعتصاب کرده‌ایم، اما هر بار به بهانه‌ای ما را برای ادامه کار سوق داده‌اند ولی این را باید بدانند که ما دیگر طاقت این همه اذیت را نداریم.  

یکی دیگر از کارگران شرکتی شهرداری عنوان کرد: علاوه بر اینکه شش ماه حقوق عقب افتاده داریم پنج ماه هم حق بیمه ما پرداخت نشده و مابقی حق بیمه‌هایی که پرداخت شده از 22 روز در ماه بالاتر نرفته است و این یک ظلم آشکار در حق کارگران است.

وی ادامه داد: ما از خانواده هایمان شرمنده هستیم و وقتی برای باز گو کردن این مطلب به شهردار مراجعه می‌کنیم شهردار می‌گوید مشکل شما را باید پیمانکار حل کند و به شهرداری مربوط نمی‌شود .

  یکی دیگر از کارگران با چهره‌ای بر افروخته و ناراحت، گفت: به مغازه ها بدهکار هستیم و دیگر کسی از مغازه داران حاضر نیست به ما جنس نسیه بفروشد و پسر 13 ساله من مجبور به دزدی کیک از مغازه می‌شود که با شکایت صاحب مغازه به مدت 11 روز در بازداشتگاه بازداشت بود.

سومین روزتجمع کارگران فصلی معدن طلای آق‌دره برای کار!

تجمع جمعی از کارگران فصلی معدن طلای آق‌دره برای کار، وارد سومین روز خود شد.

کارگران یاد شده که حدود ۴۰نفر از اهالی روستای آق دره وسط هستند به ایلنا گفتند:تا پیش از این به صورت فصلی در معدن طلای آق دره مشغول کار بودند اما در سال جدید هنوز موفق به یافتن شغل همیشگی خود نشده‌ و در نتیجه هنوز بیکارند.

از قرار معلوم کارفرمای این کارگران برای امسال تنها از مجموع ۲۵۰  کارگر  فصلی حدود ۴۰ کارگر را استخدام کرده است.

این کارگران می‌گویند از آنجایی که تا به امروز برای آنها در نیمه نخست سال جاری هیچ فرصت شغلی دیگری غیر از کار در معدن نبوده است آنها همچنان در مقابل محل کار سابقشان حضور دارند تا در صورت تغییر نظر کارفرما بتوانند استخدام شوند.

شماره ای دیگر از سریال تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه کاشی نیلواینبار مقابل استانداری اصفهان!

امروز23اردیبهشت ماه، جمعی از کارگران کارخانه کاشی نیلوی اصفهان در اعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوقشان،مقابل استانداری اصفهان تجمع کردند.

برپایه گزارشات منتشره، یکی از کارگران تجمع کننده به خبرنگاری گفت: مشکلات کارخانه کاشی نیلو ازدو سال قبل بدنبال واگذاری به بخش خصوصی آغازشد.

وی در ادامه افزود: مالکان جدید پس از چند ماه از واریز حق بیمه کارگران خودداری کردند و در حال حاضر 22 ماه است که کارگران این کارخانه هیچ‌گونه دستمزدی دریافت نکرده‌اند.

قابل یاد آوری است،کارگران کارخانه کاشی نیلو از یک سال پیش تا کنون بارها درهمین رابطه مقابل فرمانداری نجف آباد و استانداری اصفهان تجمع کردند.

اعتراض رسانه ای کارکنان شرکتی مخابرات برای دست یابی به مطالباتشان!

کارکنان شرکتی‌های مخابرات مهمترین مطالبات خود را به ترتیب  اجرای طرح طبقه بندی مشاغل، عقد قرارداد مستقیم با مخابرات و  رفع تبعیض بین حقوق شرکتی ها و کارکنان رسمی عنوان کردند.

کارکنان شرکتی مخابرات به ایلنا گفتند: خیلی وقت است مهلتی که مجلس برای اجرای طرح طبقه بندی مشاغل به مخابرات داده، تمام شده است.

این کارکنان می‌گویند مهلتی که مجلس برای اجرای طرح طبقه بندی مشاغل به شرکت مخابرات ایران داده بود، تمام شده اما هیچ اتفاقی نیفتاده و مشخص نیست چه زمان قرار است طبقه بندی مشاغل اجرا شود.

در عین حال این کارکنان می‌گویند آذر ماه سال گذشته، وزارت کار از شرکت مخابرات خواسته بود که لیست کارگران پیمانکاری را ارسال کند؛ درخواستی که هیچ وقت اجرا نشد.

کارکنان شرکتی‌های مخابرات مهمترین مطالبات خود را به ترتیب  اجرای طرح طبقه بندی مشاغل، عقد قرارداد مستقیم با مخابرات و  رفع تبعیض بین حقوق شرکتی ها و کارکنان رسمی عنوان کردند.

بمناسبت حمله وحشیانه شوراهای اسلامی کار و حراست شرکت واحد اتوبوسرانی به سندیکای کارگران شرکت واحد در نوزدهم اردیبهشت سال هشتاد و چهار

وضعیت اسفبارامروز کارگران و جامعه کارگری ،نتیجه برخوردهای امنیتی با سندیکاها و تشکل های مستقل کارگری است

نوزدهم اردیبهشت مصادف است با حمله وحشیانه چماقدارهای خانه کارگر و عوامل پلیسی و امنیتی به سندیکای کارگران شرکت واحد در سال 1384، از آنجایی که بعد از سرکوب دهه شصت بطور کل فعالیت های سندیکایی و تشکل های مستقل کارگری در زیر فشار سرکوب و خفقان شدید از حرکت باز ایستادند و بستری برای فعالیت تشکیلات همسو با حاکمیت از سوی خانه کارگر فراهم شد تا ادامه پروسه سرکوب سندیکاها و تشکلات مستقل کارگری توسط این نهاد فرمایشی و کارفرمایی ادامه پیدا کند و مزد جناحی و وابستگی خودشان را از صاحبان قدرت دریافت کنند و از دهه 70 تشکیلات خانه کارگر بطور همه جانبه جایگزین سندیکاها و تشکیلات مستقل کارگری شد، هر چند که فعالان کارگری دست از تلاش برنداشته بودند و درصدد شرایطی بودند تا بتوانند در فرصتی مناسب مجددا سندیکاها و تشکل های مستقل کارگری را سازماندهی کنند. از آنجایی که تعدادی از فعالین کارگری در قالب هیئت موسسین سندیکاهای کارگری جلساتی را بطور غیر علنی برگزار می کردند و آموزش سندیکایی به کارگران و فعالان داوطلب کارگری می دادند با همت وتلاش این فعالین پیشرو سندیکایی که متشکل از هیات موسس سندیکاهای کارگری شرکت واحد، کفاشان، فلزکاران و خیاطان هر ماه جلساتی در راستای نحوه ی فعالیت و تشکیل سندیکا و عضو گیری آموزش هایی به اعضای داوطلب می دادند که در نهایت خروجی این آموزش و فعالیت ها تشکیل اولین سندیکا، سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در کشور بود. خانه کارگر و عوامل تحت فرمانش شوراهای فرمایشی سندیکای شرکت واحد را تهدیدی و خطر جدی برای موقعیت و حکومیت چندین ساله خودشان دیدند به همین خاطر از تمام امکانات و ابزارها و افراد منفعت طلب و مزدور و چماقدار برای سرکوب سندیکا و اعضای آن از هیچ کوششی دریغ نکردند بطوری که سالها بواسطه این تشکیلات همسو با دولت و کارفرما باعث شکل نگرفتن سندیکاها و تشکل های مستقل در کارگاه ها و کارخانه ها و جامعه کارگری شده بودند و نقش اصلی را در سرکوب و عدم شکل گیری این نهادهای غیر وابسته کارگری ایفا می کردند. سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی که در سال 1384 در اردیبهشت ماه هنوز انتخابات برگزار نکرده بود و در حال آموزش به کارگران و رانندگان شرکت واحد در قالب هیئت موسس فعالیت میکرد و از طرف رانندگان و کارگران شرکت واحد مورد استقبال چشمگیری قرار گرفت، عوامل خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار فرمایشی را به این فکر انداخت که با همکاری نهاد های امنیتی مخالف جامعه مدنی نقشه ی حمله به این سندیکایی که بعد از 27 سال در خفقان و سرکوب کارگران تشکیل شده بود طراحی کردند تا در نطفه خفه کنند و این شد که خانه کارگر و عوامل تحت فرمانشان شوراهای فرمایشی ده گانه شرکت واحد و عوامل امنیتی با همکاری و حضور پررنگ نیروهای انتظامی در روز 19 اردیبهشت ماه با اجیر کردن چماقدارها از اول صبح نوزدهم اردیبهشت ماه 84 حمله وحشیانه و بیرحمانه ای را با همکاری مدیریت وقت شرکت واحد که دهها اتوبوس برای حمل چماق ها و افراد جیره خوار در اختیار این عوامل سرکوب گذاشته بود به محل سندیکای کارگران شرکت واحد واقع در حسن آباد تهران خیابان خیام (محل سندیکای خبازها) حمله ور شدند و کارگران و رانندگان حاضر در سندیکا را مورد ضرب و شتم قرار دادند و اموال سندیکا را از قبیل کتاب، جزوات و نشریات سندیکا را به سرقت بردند و چند تن از اعضای سندیکا مجروح شدند و عوامل امنیتی هم از این ضرب وشتم ها و دزدی ها فیلم برداری میکردند و پلیس حاضر در محل هم بجای بازداشت ضاربین اعضای سندیکا کمورد ضرب و شتم قرار گرفته را بازداشت کردند، هر چند که این حمله سازماندهی شده نه تنها باعث رعب و وحشت کارگران نشد بلکه باعث گردید کارگران و رانندگان برای تشکیل سندیکای یک ماه زودتر از موعد 13خرداد 84 توانست اولین انتخابات آزاد کارگری و مجمع عمومی را برگزار و سندیکای کارگران شرکت واحد تهران را بازگشایی کنند.

با توجه به اینکه این سندیکا و اعضای آن توسط نیروهای امنیتی، پلیسی و قضایی در طی این سالها تحت فشار و تهدید و اخراج از کار و زندان های طولانی مدت قرار گرفته بوده اند اما همچنان با پایداری و مقاومت اعضایش هنوز به حیات خود ادامه داده و می دهد .سندیکای کارگران شرکت واحد تمامی مشکلات کارگران اعم از نبود امنیت شغلی، مسکن و اسفبار بودن وضعیت معیشت کارگران، مشکلات بیمه و بازنشستگی کارگران و عدم پرداخت حقوق از سوی کارفرماها و صاحبان سرمایه و محکومیت های ساختگی علیه فعالین کارگری و کارگران حق خواه توسط عوامل امنیتی، پلیسی و قضایی که منجر به زندان و شلاق و جریمه و حوادث ناشی از عدم رعایت نکات ایمنی کار توسط کارفرماها را که در تازه ترین مورد آن که منجر به کشته شدن 43 تن از کارگران معدن ذغال سنگ زمستان یورت شد و همه ساله هزاران کارگر در کشور جان خود را در حوادث ناشی از عدم رعایت نکات ایمنی توسط کارفرماها از دست میدهند را نبود تشکیلات مستقل کارگری و سندیکایی برای کارگران میداند، در این شرایط جامعه فقط سندیکاها و تشکل های مستقل کارگری می تواند نظارتی دقیق و کامل برعملکرد ضد کارگری کارفرمایان و مانع سود جوی و فرصت طلبی و منفعت طلبی آنها و بهبود وضعیت کارگران باشد. وضعیت کنونی جامعه نشانگر بی اعتباری و ناکارآمدی تشکل های دست ساز و همسو با کارفرما و عوامل سرکوب کارگران است ،تنها راه برون رفت کارگران و جامعه کارگری از این شرایط اسفبار، ایجاد سندیکاهای کارگری که بر آمده از بدنه کارگری و تشکل های مستقل کارگری ،داشتن حق اعتصاب، اعتراض و تجمع و اتحاد و همبستگی برای کارگران است در غیر این صورت جامعه کارگری فقط در باتلاقی دست و پا میزند که بیشتر فرو میرود .

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

اردیبهشت 96

گزارش یک ‌ساله: سرکوب فعالان سندیکایی و حقوق کارگری در ایران

 برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر (FIDH-OMCT) و «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» (LDDHI)، در گزارش «سرکوب فعالان سندیکایی و حقوق کارگری در ایران» به شرح مواردی از فعالان کارگری پرداخته‌‌‌اند که در حال حاضر در حبس خودسرانه به سر می‌برند یا به‌خاطر استفاده‌ی صلح‌آمیز از حق آزادی گردهمایی، آزادی تشکل و آزادی بیانآزآآ در معرض آزار قضایی قرار دارند. سازمان‌های ما از کارشناسان ویژه‌ی سازمان ملل خواستند تا آشکار به وضعیت نگران کننده‌ی فعالان سندیکایی و حقوق کارگری در ایران توجه نشان دهند، از دولت‌مردان ایران بخواهند تا به سرکوب و آزار قضایی فعالان کارگری پایان دهند و به حقوق کارگری احترام بگذارند. بنا به این گزارش، در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶، ده‌ها فعال سندیکایی پس از محاکمه‌های به شدت ناعادلانه در زندان به سر می‌برند، در انتظار احضار برای اجرای حکمِ زندان یا در انتظار صدور حکم هستند.

در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری ایران در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶، ممنوعیت گردهمایی‌های مستقل و صلح‌آمیز طی روز کارگر  در ایران امسال ـ همچون سال پیش [1] ـ یک بار دیگر نمونه‌ی آشکاری از تداوم سرکوب و آزار فعالان سندیکایی در ایران بود. این سرکوب بخشی از محرومیت روش‌مند کارگران از اساسی‌ترین حقوق خود در ایران است که قربانی قانون‌های تبعیض‌آمیز با انگیزه‌های سیاسی و نظام قضاییِ مصمم به سرکوب جنبش‏های مستقل کارگری و مخالفان دیگر هستند......

لینک متن کامل گزارش یکساله:

https://www.fidh.org/21582

گزارش کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران درباره استقبال از بهنام ابراهیم زاده

روزجهانی کارگر بهنام ابراهیم زاده وبلاگ نویس وفعال کارگری وکودک عضوکمیته پیگیری تشکلهای کارگری وجمعیت دفاع از کودکان کار وخیابان بعداز تحمل هفت ونیم سال حبس از زندن ازاد شد ..با ازادی این فعال کارگری جمعی از فعالین مدنی وکارگری وسیاسی با بهنام ابراهیم زاده در تهران دیدن کردند روز دوشنبه هیجدهم اردیبهشت ماه بهنام برای دیدار با خانواده اش از جمله پدر ومادرش ومردم منطقه خصوصا دوستان واشنایان راهی کوردستان شهرستان اشنویه محل زادگاهش شد که با استقبال گسترده مردم منطقه روبرو شد خبرهای دریافتی حاکی از ان است مردم منطقه در شهرستان اشنویه گروه گروه به دیدن این فعال کارگری وکودک رفته اند وتا تنظیم این خبر همچنان ادامه دارد فعالین کارگری ومدنی وگروههای کوهنوردی پیشرو٬ سپی ریز ٬باران وتعدادی از اعضای کمیته هماهنگی طی این چند روز در شهرستان اشنویه با زندانی تازه ازاد شده دیدار کردند ومقاومت وپایداری وی را ستودند وارج نهادند.

خطربیکار بیخ گوش کارگران کارخانه خانه سازی مشهد!

یکی از کارگران کارخانه خانه سازی مشهد گفت: این کارخانه انبوه ساز شمال شرق کشور، با قدمت ۳۵ ساله دولتی، زیر نظر وزارت مسکن و شهرسازی است و هم اکنون درحال تعطیل شدن است، زیرا در ماه‌های دی، بهمن و اسفند حدود ۸۰ نفر را اخراج کردند و بقیه کارگران نیز در حال اخراج شدن هستند.

در گزارشاتی که امروز منتشر شد آمده است،این کارخانه صد در صد دولتی که بیش از نیم قرن سابقه در تولید قطعات و سازه های بتنی پیش ساخته در سطح کشور داشته است این روزها به نفس نفس زدن افتاده و همین موجب شده تا دولت بیش از این بار خود را سنگین نکرده و با به مزایده گذاشتن و خصوصی کردن این کارخانه خیال خودش را راحت نماید، به طوری که مدیر کارخانجات سازمان ملی زمین و مسکن گفته است که  کارخانه خانه سازی قطعا و صد درصد به مزایده عمومی گذاشته خواهد شد وی ادامه داده است که در شرح وظایف و اساسنامه سازمان ملی زمین و مسکن، کارخانه داری دیده نشده است و وجود هم ندارد، این کارخانه ها هم میراثی است که در گذشته بنا به دلایلی احداث شده است!

سوددهی نداشتن و عدم توانایی در تأمین هزینه های جاری این کارخانه از جمله دلایل واگذاری این کارخانه به بخش خصوصی بیان شده است.

بلاتکلیفی 9ماهه کارگران اخراجی شهرداری تاکستان برای بازگشت به کارودریافت مطالباتشان!

پس از گذشت حدود ۹ماه از اخراج ۷۵ نفر از کارگران شهرداری تاکستان، هنوز این کارگران برای بازگشت بکار ودریافت مطالبات معوقه خود معطل مانده اند.

کارگران اخراجی شهرداری تاکستان با اعلام این خبر به ایلنا گفتند: در مرداد ماه سال گذشته قرارداد کاری ۷۵نفر از همکاران آنها پس از خاتمه تمدید نشد و در نتیجه این تعداد از کارگران اخراج شدند.

این کارگران بابیان اینکه همان زمان  شهرداری تاکستان علت این اخراج ها را عدم نیاز عنوان کرده بود، افزودند با شکایت اخراج شدگان به اداره کار  متاسفانه تا به امروز حدود نه ماه است که معطل رای اداره کار برای بازگشت بکار ودریافت مطالبات معوقه خود هستیم.

برپایه این اطلاعات در حال حاضر نزدیک به نه ماه از این ماجرا می‌گذرد اما هنوز تمامی کارگران اخراج شده نتوانستند به کار سابق خود بازگردند.

گفته می شود کارگران اخراجی  در حال حاضر۸ماه است تحت پوشش بیمه بیکاری هستند و نگرانند که با ادامه این وضعیت نتوانند برای مدت زیادی با این شرایط بتوانند زندگی کنند.

یکی از کارگران این واحد تولیدی در توضیح این ماجرا گفت: همکارانی که اخراج شدند بین ۶ تا ۱۶ سال سابقه کاری داشتند و در زمان اخراج کارفرما به آنها وعده داد که در صورت بهبود شرایط همه آنها را دوباره استخدام خواهد کرد.

از قرار معلوم کارگران اخراج شده شهرداری تاکستان در نُه ماهی که اخراج شده‌اند در جستجوی کار به واحدهای صنعتی و خدماتی زیادی مراجعه کرده‌اند اما به دلیل شرایط سنی که دارند تا این لحظه هیچ کاری برای آنها پیدا نشده است.

گفتنی است مرداد ماه سال گذشته (۹۵) ۷۵ نفر  از  مجموع ۱۵۰ کارگر خدماتی شهرداری تاکستان که تحت مسئولیت شرکت پیمانکاری «پاکراه» در استان قزوین مشغول بکارند ، با حداقل ۷ سال سابقه کار به دلیل عدم نیاز از سوی کارفرما اخراج شدند.

میادین الکترومغناطیسی ریسک ALS را در کارگران افزایش می دهد

مطالعه جدید نشان می دهد قرارگیری در معرض میادین الکترومغناطیس ریسک ابتلا به بیماری نابود کننده سیستم عصبی موسوم به ALS را دو برابر می کند.

به گفته محقق ارشد روئل ورمولن در دانشگاه اوترخت، سیم کش های شرکت برق، جوشکارها، متصدیان ماشین های دوخت و خلبانان هواپیما همه از جمله مشاغلی هستند که در معرض بالای بیماری مرگبار ALS قرار دارند.

به گفته ورمولن، «این مشاغل فرد را در مجاورت نزدیک با میدان الکتریکی قرار می دهد و در نتیجه ریسک این بیماری افزایش می یابد».

به گزارش مهر،با این حال محققان می گویند با وجودیکه خطر این بیماری در این افراد دو برابر است اما از هر ۱۰۰ هزار نفر فقط یک نفر احتمالا به این بیماری مبتلا می شود که می توان این ریسک را همچنان پایین دانست.

بیماران مبتلا به ALS، نابودی پیشرونده سلول های عصب حرکتی را در مغز و نخاع تجربه می کنند. معمولا این بیماران در کار با دستان شان دچار مشکل هستند اما با پیشرفت بیماری، دیگر قادر به راه رفتن و ایستادن، جویدن یا بلع غذا، صحبت کردن یا نفس کشیدن به خوبی نخواهند بود.

در این مطالعه تیم تحقیق داده های بیش از ۵۸ هزار مرد و ۶۳ هزار زن شرکت کننده در مطالعه سلامت ملی در هلند را بررسی کردند.

محققان دریافتند ۷۶ مرد و ۶۰ زن به دلیل ALS جانشان را از دست دادند و آنها را با حدود ۴۰۰۰ فرد دیگری که به طورتصادفی از بین مردم انتخاب شده بودند مقایسه کردند. جزئیات سوابق کاری این افراد مورد بررسی قرار گرفت.

تیم تحقیق دریافت کارگرانی که شغل شان در معرض میادین الکترومغناطیس بود دو برابر بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به ALS قرار داشتند.

به گفته محققان هنوز مشخص نیست میادین الکترومغناطیسی چگونه بر سلول های عصبی تاثیر می گذارند از اینرو مرحله بعد بررسی این موضوع بر روی موش های آزمایشگاهی است.

غرق شدن 2کارگردر رودخانه قلعه دختر

رئیس جمعیت هلال احمر کهگیلویه گفت:عصر روزگذشته(22اردیبهشت)، 2کارگرتبعه کشور افغانستان به دلیل آشنا نبودن با فنون شنا در رودخانه قلعه دختر از توابع بخش مرکزی این شهرستان در استان کهگیلویه و بویراحمد غرق شدن و جان خود را از دست دادند.

به گزارش منابع خبری محلی سید عادل رهبریان، اظهار داشت: بعد از وقوع این حادثه، تیم امداد و نجات جمعیت هلال احمر کهگیلویه با غواصان مجرب عازم محل شد.

وی بیان کرد: به علت گل آلود بودن آب، تیم غواصی پس از ساعتها جستجو موفق به پیدا کردن اجساد نشد.

رهبریان عنوان کرد: تیم غواصی با برنامه ریزی های انجام شده صبح امروز با تجهیزات بیشتر نسبت به جستجوی اجساد در رودخانه خروشان قلعه دختر اقدام می کند.

وی افزود: این کارگران پس از اتمام کار خود قصد آبتنی در این رودخانه را داشتند که به دلیل آشنا نبودن با فنون شنا جان خود را از دست دادند.

رهبریان اضافه کرد: تاکنون این رودخانه افراد زیادی را به کام مرگ کشانده است.

قلعه دختر، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد است.

جان باختن یک کارگرمقنی در سبزوار!

ظهر امروز23اردیبهشت، یک کارگر چاه‌کن در سبزوار، جان خود را از دست داد.

به گزارش ایلنا، ظهر امروز با تماس کارگران زمینی در حال ساخت در روستای «ابارش» سبزوار با آتش نشانی، مبنی بر  از هوش رفتن یک چاه کن در چاه، بلافاصله تیم نجات ایستگاه ۲ آتش نشانی به محل اعزام شد

به گزارش روابط عمومی آتش نشانی سبزوار، آتش نشانان بلافاصله اقدام به خارج کردن پیرمرد مقنی که به علت استنشاق گازهای چاه هوشیاری خود را از دست داده بود کردند؛ ولی  تلاش اورژانس برای احیای او مثمر ثمر واقع نشد و مرگ وی تایید شد.

جان باختن سه معلم در حادثه رانندگی مشگین شهر

عصرامروز23اردیبهشت،در اثر حادثه رانندگی در شهرستان مشگین شهر سه معلم که از آموزگاران مشگین شهری شاغل در بخش انگوت گرمی بودند،جان باختند و سه نفر دیگر بشدت مصدوم شدند.

براساس گزارشات منتشره،در این حادثه که ساعتی قبل در جاده مشگین شهر - مغان حوالی روستای گوده کهریز روی داد 2 دستگاه سواری پراید و پیکان بشدت با یکدیگر بر خورد کردند.

شدت سانحه بحدی بود که سه نفر از سرنشینان سواری پراید که از آموزگاران مشگین شهری شاغل در بخش انگوت گرمی بودند در دم جان باختند.

در این تصادف دلخراش سه نفر دیگر نیز از سرنشینان هر 2 وسیله نقلیه بشدت مصدوم و به مراکز درمانی اعزام شدند.

مرگ  دلخراش کارگر جوشکار داخل تانکر بنزین مقابل پالایشگاه شازند

روزگذشته(22اردیبهشت)،آتش سوزی تانکر یک خودرو هنگام جوشکاری باعث مرگ یک کارگرجوشکار شد.

براساس گزارشاتی که امروز رسانه ای شد، عصر روز گذشته، روبروی پالایشگاه شازند، یک کارگرجوشکار ۵۰ ساله ای که برای جوشکاری داخل تانکر یک خودرو شده بود، پس از آتش گرفتن تانکر جان خود را از دست داد.

بیست وسوم اردیبهشت ماه1396

akhbarkargari2468@gmail.com دولت روحانی ادامه دهنده راه دولت احمدی نژاد:

کارکردن فارغ التحصیلان دانشگاهی با دستمزدماهیانه400هزارتومانی

به بهانه راه اندازی سامانه کارورزی!

اخباروگزارشات کارگری:امروز23اردیبهشت،وزارت کار سامانه کارورزی را راه اندازی کرد.با مراجعه به این سامانه

https://karvarzi.mcls.gov.ir/default.aspx

روشن می شود که مصوبه 27/1/1386 شوراي عالي اشتغال در دولت احمدی نژاد کماکان در دستور کار روحانی قرارداشته و دارد.

در بخش قوانین ومقررات این سامانه  ودر آیین نامه و دستور العمل نظام هماهنگ اجرای طرح کارورزی دانش آموختگان دانشگاهی درباره  مدت، میزان و نحوه پرداخت کمک هزینه کارورزی آمده است:

ماده 7 : طول دوره كارورزي حداقل 6 ماه و حداكثر 12 ماه براي هر كارورز بر اساس استاندارد هاي مصوب آموزشي مهارت تعيين مي گردد.

تبصره1 : مدت آموزش در هر ماه 140 ساعت تعيين ميگردد، ساعات آموزش در هر روز حداقل 6 و حداكثر 8 ساعت تعيين مي گردد.

تبصره 2: سازمان آموزش فني و حرفه اي كشور موظف است ظرف مدت يك ماه پس از تصويب اين آيين نامه نسبت به تهيه استانداردهاي آموزشي اقدام و مراتب را به نحو مقتضي به اطلاع دستگاههاي مجري و ناظر استاني و ساير افراد و نهادهاي ذيربط برساند.

ماده 8 : كمك هزينه كارورزي ماهيانه در سال 1394 معادل چهار ميليون ريال تعيين مي گردد كه 70 درصد اين مبلغ توسط واحد پذيرنده و 30 درصد باقيمانده توسط دستگاه مجري به كارورز پرداخت ميشود. ميزان كمك هزينه كارورزي همه ساله توسط بالاترين مقام دستگاه ناظر تعيين وجهت اجرا ابلاغ مي گردد.

تبصره 1: در استانهايي كه نرخ بيكاري سالانه آنها در سه سال متوالي منتهي به سال اجراي طرح، بالاتر از ميانگين نرخ بيكاري كشور باشد، سهم پرداختي دستگاه مجري به كارورز معادل 50 درصد تعيين ميگردد.

تبصره 2: واحد پذيرنده مجاز است با رعايت كليه ضوابط اين آيين نامه، پرداخت 100 درصد كمك هزينه كارورزي، تقبل هزينههاي بيمه موضوع ماده 10 و همچنين سهم دستگاه مجري موضوع اين ماده، نسبت به پذيرش كارورز اقدام نمايد.

تبصره 3: چنانچه واحد پذيرنده، پيمانكار طرف قرارداد دستگاه مجري بوده و متقاضي پذيرش كارورز باشد مكلف است كل مبالغ موضوع ماده 8 و ماده 10 اين آيين نامه را تأمين نمايد.

ماده 9 : واحده پذيرنده مكلف است ماهانه بر اساس ساعات آموزش طي شده كارورز نسبت به واريز سهم خود به حساب كارورز اقدام نمايد. سهم دستگاه مجري پس از واريز سهم واحد پذيرنده به حساب كارورز واريز مي گردد.

تبصره: پرداخت كمك هزينه سهم دستگاه مجري و واحدپذيرنده مربوط به آخرين ماه دوره كارورزي منوط به ارائه گواهي نامه قبولي كارورز در آزمون سازمان آموزش فني و حرفه اي به دستگاه مجري مي باشد.

درهمین رابطه:

*رونمایی قطره چکانی سطح دستمزد ووضعیت بیمه ای فارغ التحصیلان دانشگاهی در طرح های کارورزی وکاج!

اخباروگزارشات کارگری:در طرح کارورزی بیمه تامین اجتماعی مدنظر نیست بلکه کارورزتحت پوشش بیمه حوادث قرار می‌گیرد.

کارورزان مبلغی به عنوان دستمزد دریافت می‌کنند که بخشی از حقوق توسط دولت پرداخت می‌شود و مابقی را کارفرما می‌پردازد که پیش‌بینی شده مبلغی در حدود ۴۰۰ هزار تومان باشد.

درطرح کاج (کارانه اشتغال جوانان) هم که بخشی از طرح کارورزی فارغ التحصیلان دانشگاهی است ،جوانان تحصیلکرده دانشگاهی در سنین ۲۵-۳۴ سال پس از طی کردن فرآیند اتصال به واحد کسب و کار و توافق با کارفرما، می‌توانند دوره کارورزی را به مدت شش ماه در کارگاهها بگذرانند که در این حالت مشمول پرداخت یک سوم حداقل دستمزد به علاوه پوشش بیمه حوادث از سوی دولت می‌شوند.

آذرماه سال گذشته در جلسه کمیسیون تخصصی اشتغال شورای عالی اشتغال، پنج دستور زیر برنامه‌های ملی اشتغال بررسی شد که یکی از آنها زیر برنامه ملی اشتغال با عنوان “طرح کارورزی”بود.

چندی بعد شورای عالی اشتغال نسبت به تهیه پیش‌نویس آیین‌نامه نظام هماهنگ اجرای طرح کارورزی دانش آموختگان دانشگاهی اقدام کرد.

پیشینه طرح کارورزی:

ناگفته نماند در پنجمین جلسه شورای عالی اشتغال دولت نهم نیز، دستورالعملی تحت عنوان” طرح کارورزی دانش آموختگان دانشگاهی” به پیشنهاد وزارت کار و امور اجتماعی وقت به تصویب رسیده بود که بر اساس تعریف صریح این دستورالعمل “کارورز” به آن دسته از دانش آموختگان دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی گفته می‌شد که دارای مدرک کاردانی یا بالاتر در کلیه رشته‌های تحصیلی به جز رشته های علوم پزشکی بودند.

به موجب این مصوبه حداکثر ۵۰ درصد حداقل دستمزد تعیین شده از سوی شورای عالی کار به عنوان کمک هزینه کارورزی مجری طرح برای پرداخت به کارورزان به واحدهای پذیرنده پرداخت می‌شد و چنانچه واحد پذیرنده تمایلی به استخدام کارورز نداشت، موظف بود ۵۰ درصد هزینه پرداخت شده به کارورز را به مجری طرح پرداخت کند.

همچنین بر اساس این طرح، تمامی واحدهای پذیرنده موظف به انعقاد قرارداد با کارورز بودند و کلیه کارورزان طی دوره کارورزی توسط وزارت کار تحت پوشش بیمه حوادث قرار می‌گرفتند. در نهایت به منظور سنجش مهارت کارورزی، مجری طرح موظف بود پیش‌بینی لازم برای آزمون کسب مهارت فرد را در پایان دوره از طریق مراکز فنی و حرفه‌ای مرتبط با فعالیت واحد پذیرنده فراهم کند.

سال گذشته وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی از تدوین دستورالعمل طرح کارورزی فارغ التحصیلان دانشگاهی خبر داد.

در جریان تدوین لایحه برنامه ششم توسعه و به پیشنهاد وزارت کار، دولت طرح کارورزی را تحت عنوان معافیت بیمه‌ای کارفرمایان در صورت جذب فارغ التحصیلان دانشگاهی در لایحه گنجاند و نمایندگان مجلس نیز در جلسه رسیدگی به جزییات لایحه برنامه ششم توسعه و در بخش اصلاح مواد ارجاعی از کمیسیون تلفیق برنامه، ماده ۸۶ برنامه را به شکلی به تصویب رساندند که بر طبق آن برای ترغیب کارفرمایان و کارآفرینان بخش خصوصی، آن دسته از کارفرمایانی که نسبت به جذب فارغ ‌التحصیلان دانشگاهی با مدرک حداقل کارشناسی، به صورت کارورزی اقدام کنند از پرداخت سهم بیمه کارفرما برای مدت دو سال از تاریخ شروع به کار معاف می‌شوند.

اما طرح کارورزی چیست و چه هدفی را دنبال می‌کند؟

درهمین رابطه،عیسی منصوری ـ معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزیر کار ، در پاسخ به این پرسش به ایسنا می‌گوید: در طرح کارورزی، جوانان فارغ التحصیل دانشگاهی که تمایل دارند برای کسب مهارتهای لازم فنی و کارآفرینی و شناساندن توانایی خود به کارفرمایان در دوره‌های کارورزی شرکت کنند از کمک هزینه بهره‌مند می‌شوند.

او می‌افزاید: در این طرح معافیت بیمه‌ای وجود ندارد بلکه برای کمک به تامین بخشی از  هزینه‌های بیمه نیروی کار و کاهش هزینه بیمه نیروی کار جدید الورود مشوق‌هایی پیش بینی شده است.

آنطور که منصوری می‌گوید در این طرح بیمه تامین اجتماعی مدنظر نیست بلکه فرد تحت پوشش بیمه حوادث قرار می‌گیرد اما می‌تواند در یک فرایند مشخص و در صورت استمرار فعالیت در بنگاه اقتصادی و رضایت کارفرما به مرحله بیمه تامین اجتماعی برسد.

به گفته معاون توسعه کارآفرینی و اشتغال وزیر کار، در بحث کارورزی فرد کار رسمی انجام نمی‌دهد و خدمات کامل ارائه نمی‌کند به همین دلیل پس از اتمام کارورزی و در صورت استمرار کار نزد کارفرما، مشمول بیمه تامین اجتماعی می‌شود.

او درباره پیش‌بینی حقوق و مزایای کارورزان می‌گوید: فارغ التحصیلانی که از طریق طرح کارورزی مشغول کار شوند، مبلغی به عنوان دستمزد دریافت می‌کنند که بخشی از حقوق توسط دولت پرداخت می‌شود و مابقی را کارفرما می‌پردازد که پیش‌بینی شده مبلغی در حدود ۴۰۰ هزار تومان باشد.

طرح کاج (کارانه اشتغال جوانان)چیست؟

هفته گذشته وزیر کار در یک نشست خبری از آغاز اجرای طرح “کاج” (کارانه اشتغال جوانان) خبر داد و اعلام کرد که پرداخت کارانه با یارانه متفاوت است؛ این طرح در حقیقت بخشی از طرح کارورزی فارغ التحصیلان دانشگاهی است که به موجب آن جوانان تحصیلکرده دانشگاهی در سنین ۲۵-۳۴ سال پس از طی کردن فرآیند اتصال به واحد کسب و کار و توافق با کارفرما، می‌توانند دوره کارورزی را به مدت شش ماه در کارگاهها بگذرانند که در این حالت مشمول پرداخت یک سوم حداقل دستمزد به علاوه پوشش بیمه حوادث از سوی دولت می‌شوند.

*متن طرح کارورزی اشتغال جوانان(کاج) منتشر باید گردد! http://etehadbinalmelali.com/ak/harvarzi/

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Sun, 14 May 2017 13:54:04 +0000
اعتراض و اعتصاب کارگران ذوب آهن اصفهان http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64596:2017-05-14-13-43-47&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64596:2017-05-14-13-43-47&Itemid=645

صبح یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۹۶ کارگران کارگاه ۵۱ مهندسی نت ذوب آهن اصفهان دست از کار کشیدند وبه سمت کوره بلند حرکت کردند و در طول مسیر کارگران کارگاه های ۴۶، ۴۷ و ۴٨ مهندسی نت به آنها پیوستند. با پیوستن جمعی از کارگران کوره بلند، جمعیت به سمت کارگاه های فولادسازی و نورد حرکت کرد و با شعار همکار باشرافت حمایت حمایت، کارگران این قسمت ها را دعوت به پیوستن کرد. در نهایت کارگران معترض با جمعیتی بیش از هزارودویست نفر علی رغم تذکرات و هشدارهای حراست به سمت درب اصلی کارخانه حرکت کردند و درحین ردشدن از کنار ساختمان هدایت فنی علیه افضلی معاون بهره برداری کارخانه شعار مدیر بی لیاقت استعفا استعفا سردادند وبا رسیدن به درب اصلی از سد ماموران حراست و نیروی انتظامی گذشتند و در مقابل ساختمان توحید (اداره مرکزی ذوب آهن) تجمع کردند و خواستار پاسخگویی صادقی مدیرعامل کارخانه شدند. در ابتدا چند نفر از مدیران کارخانه تلاش کردند برای کارگران معترض سخنرانی کنند که تجمع کنندگان به آنها اجازه صحبت ندادند و تهدید کردند در صورت نیامدن مدیرعامل، طبقه هفتم (محل استقرار مدیرعامل) را اشغال خواهند کرد. با آمدن صادقی جمعیت با شعار صادقی حیا کن ذوب آهن رو رها کن از وی استقبال کردند. صادقی از بیشتر مشکلات کارگران ازجمله قطع اضافه کاری، قطع پاداش ماهانه تولید، توزیع نشدن شیر و... اظهار بی اطلاعی کرد و سعی کرد با طرح مسائل واهی و انحرافی از پاسخگویی طفره برود که با اعتراض جمعیت مواجه شد و در پاسخ گفت من با این سن و سال در فکر آخرتم هستم وهرچه به من تهمت بزنید و اهانت کنید برای من ثواب می نویسند ومن در پل صراط جلوی شما را می گیرم. درنهایت کارگران از صحبت های مدیرعامل قانع نشدند و اعلام کردند درصورت حل نشدن مشکلات شان به اعتراضات خود ادامه خواهند داد. روز سه شنبه ۱٣ اردیبهشت نیز حدود صدنفر از کارگران شرکت ((پویش صنعت ذوب آهن)) که هنوز حقوق دی ماه خود را دریافت نکرده اند اعتصاب کرده و به سمت درب اصلی حرکت کردند که در نهایت معاونان شرکت در مذاکره با نمایندگان کارگران تعهد دادند تا آخر اردیبهشت مطالبات آنها را پرداخت کنند. لازم به ذکر است که هزاران کارگر سابقا شرکتی و اکنون قرارداد مستقیم کارخانه که در مشاغل سخت و زیان آوری چون آتشکاری، ریخته گری، نسوزکاری و...اشتغال داشته اند، باوجود ۲۰ سال سابقه کار مداوم امکان بازنشستگی طبق قانون تامین اجتماعی را ندارند؛ و علت آن است که در طی سال هایی که به عنوان نیروی شرکتی و بعدا قرارداد مستقیم کار کرده اند با وجود آنکه حق بیمه مشاغل سخت و زیان آور از حقوق شان کسر شده ولی در لیست های ارسال شده به تامین اجتماعی عناوین مشاغل عادی مثل کارگر ساده و بعضا عنوان ((فاقد شغل)) برای آنها درنظر گرفته شده است. بدین ترتیب ظلم و اجحافی مضاعف درحق این کارگران روا داشته اند: از طرفی مشخص نیست مابه التفاوت حق بیمه مشاغل عادی و مشاغل سخت و زیان آور به جیب چه کسی یا کسانی یا چه ارگان یا ارگان هایی رفته و از طرف دیگر این کارگران اکنون با وجود ۲۰ سال سابقه کار نمی توانند بازنشست شده واز مزایای بازنشستگی استفاده کنند. مراجعات مکرر این کارگران به اداره کار، تامین اجتماعی، فرمانداری لنجان، استانداری و نمایندگان مجلس نیز تاکنون بی فایده بوده وهیچ مقامی حاضر به پاسخگویی نیست. حتا ادارات کار استان حاضر به دادن فرم تعیین نوع بیمه و استعلام سوابق بیمه ای این کارگران نیستند. سه سال پیش فولادگر نماینده اصفهان و رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس پس از دیدن مدارک و اسناد این کارگران گفته بود چه طور چنین چیزی ممکن است؟؟؟ و در حضور آنها از قادری مدیرکل کار استان اصفهان، که از قضا هم اکنون مدیر حراست و نیز سرپرست معاونت نیروی انسانی ذوب آهن شده، پرسیده بود برای من توضیح بده عنوان ((فاقد شغل)) یعنی چه؟؟؟ تاسف بارتر آنکه محسن کاظمی شیخ شبانی - مکانیک کارگاه ۵۱- پیگیرترین نماینده این کارگران به خاطر افشای این موضوع و پیگیری آن ازکار اخراج گردید و پس از ماه ها بلاتکلیفی و دوندگی با دادن تعهدات سنگین و با قرارداد سه ماهه توانست به کار بازگردد. البته این تمام مشکلات کارگران ذوب آهن نیست. صادقی مدیرعامل فعلی به محض شروع به کار در زمستان ۹۴ پاداش ماهانه تولید را که بیش از ۲۰ سال به طور منظم پرداخت شده قطع کرد؛ درحالی که طی این مدت تولید کارخانه با تمام ظرفیت ادامه داشته و صادرات کارخانه بیش از دو برابر شده است. کارخانه به بهانه مشکلات مالی اقساط وام (مهر، صادرات و ملی) بیش از ۵ هزار نفر از کارگران را که طبق قرارداد با بانک مستقیما از حقوق آنها کسر می شود با تاخیر چندماهه به حساب این بانک ها واریز می کند که درنتیجه آن کارگران مجبور به پرداخت دیرکرد به بانک ها شده اند. این ماجرا برای دو صندوق قرض الحسنه داخل ذوب آهن که هزاران عضو دارند نیز عینا تکرار شده است. از طرفی اقساط وام و از طرف دیگر وجوهی که به صورت اختیاری و به عنوان پس انداز از حقوق ماهانه اعضای این صندوق ها کسر می شود با حداقل دو ماه تاخیر به حساب قرض الحسنه ها واریز می شود که درنتیجه آن هم صندوق ها در پرداخت وام به اعضا دچار مشکل شده اند و هم اعضا در صورت نیاز به همه پس انداز خود دسترسی ندارند. خلاصه کلام آنکه مشکلات و درد دل کارگران ذوب آهن کم نیست ولی نه مدیریت کارخانه گوش شنوایی دارد ونه زبان های گویای کارگران تاب تهدیدها و فشارهای پنهان و آشکار مدیران را دارد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران - ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Sun, 14 May 2017 13:41:58 +0000
رحمان حسین زاده: موقعیت جنبش کارگری ایران http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64595:2017-05-14-13-41-50&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64595:2017-05-14-13-41-50&Itemid=645

موقعیت جنبش کارگری ایران (سخنرانی در سمینار به مناسبت روز اول مه در استکهلم )

با تبریک روز اول مه به کارگران در جهان و ایران و به شما حضاری که در گرامیداشت روز جهانی کارگر در اینجا حضور دارید. با قدردانی از سازماندهندگان و دست اندرکاران مراسمهای روز کارگر دیروز در کرج و سنندج که پیشاپیش به استقبال اول مه رفتند. عنوان این سمینار "موقعیت جنبش کارگری ایران" اعلام شده ست. زیر این عنوان ابعاد بسیار متنوع جنبش کارگری را میتوان پوشاند، اما تصدیق میکنید، در فرصت کوتاهی که برای هریک از ما پانلیستها در نظر گرفته شده، نمیتوانیم چنین بررسی جامعی داشته باشیم. لذا در ارائه تصویر عمومی از جنبش کارگری از نظر خودم بر چند جنبه مهم تاکید میگذارم. اگر از من بپرسید، موقعیت جنبش کارگری را چگونه می بینید، همانطور که تم این سمینار این را از ما میپرسد در یک جمله میگویم، "جنبش کارگری مطرحترین و قدرتمندترین جنبش سیاسی، اجتماعی حاضر در صحنه جدال سیاسی و طبقاتی جامعه ایران است." این ادعا برای جریانات و یا کسانی که فکر میکنند، "مبارزات کارگری دفاعی و پراکنده است" و یا واقعیت نبودن تشکل مستقل و موثر و سراسری کارگری را یادآور میشوند، تناقض به نظر میرسد. از نظر من تناقضی در کار نیست. شخصا هیچ وقت تکرار این احکام کلیشه ای "مبارزات کارگری دفاعی و پراکنده است" را جدی نگرفتم. چون واضح است تا زمانیکه سرمایه حاکم است، طبقه کارگر و مبارزه آن در دفاع از معیشت و تلاش برای بهتر کردن شرایط کار و یا در دفاع از مطالبات فوری اقتصادی و سیاسی یک خصلت دفاعی و مقاومت را دارد. نه تنها در ایران که استبداد خشن حاکم است، بلکه در همین کشورهای اروپایی که شرایط مساعدتری برای  مبارزه کارگران وجود دارد، این خصلت دفاعی و اما برحق مبارزه کارگری وجود دارد. برای نمونه، در پاییز ۲۰۱۰ طبقه کارگر متشکل فرانسه نزدیک به دو ماه با اعتصابات گسترده و سراسری و تظاهراتهای بزرگ علیه لایحه افزایش سن بازنشستگی از ۶۵ سال به ۶۷ سال به میدان آمد. این حرکت مهم علیرغم روحیه تعرضی آن، اما در محتوای خود دفاعی بود، چون از موقعیت کنونی یعنی سن بازنشستگی ۶۵ سال دفاع میکرد. حال در ایران، در آن تناسب قوای به شدت نامساعد طبیعی است، که بخش عمده مبارزات کارگری در دفاع از حق و حقوق کارگری و اساسا حول مطالبات اقتصادی است و به این معنا دفاعی است و هیچ ایرادی هم ندارد. اینکه من جنبش کارگری ایران را قوی می بینم صرفا از سر آرمانگرایی و اینکه کارگران اکثریت اند و ... نیست. بلکه واقعیت ابژکتیو ۳۸ ساله صحنه جدال سیاسی و طبقاتی جامعه ایران این را به ما میگوید. بگذارید از یک جنبه دیگر به مسئله نگاه کنیم، بیایید از سر مقایسه موقعیت جنبشهای اجتماعی حاضر در صحنه ایران مسئله را ببینیم. در همه کشورها شما قطب چپ و راست متمایز از هم جامعه را مشاهده میکنید. در هر کدام از قطبهای چپ و راست جامعه، جنبشهای مختلفی عرض اندام میکنند. در قطب چپ جامعه ایران، ما شاهد وجود جنبش کارگری، جنبش زنان، جنبش معلمان، جنبش نسل جوان و دانشجویان و ... هستیم. هریک از این جنبشها در طی حاکمیت جمهوری اسلامی تلاش و مبارزه جدی داشتند و بعضا همسو و متحد بوده اند. هر کدام فراز و نشیبهایی داشتند، اما در مقایسه با بقیه به طور عینی می بینیم، جنبش ادامه کار و سرزنده تر و قویتر جنبش کارگری بوده است. قبل از انقلاب ۵۷ اینطوری نبود، خیلی ها یادمان است یکی دوسال قبل از سرنگونی رژیم شاه، در افکار عمومی جامعه و مردم این جنبش نسل جوان و دانشجویان بود، که به عنوان مطرحترین و قاطعترین جنبش مقابل رژیم شاه شناخته میشد. اکنون وضعیت اینطور نیست، همه متوجه نقش مهم و مستمر و پیشرو جنبش کارگری علیه وضع موجود و سرمایه داری و جمهوری اسلامی هستند. این را جناب رضا پهلوی هم فهمیده و به آن اذعان دارد. اعتصابات و اعتراضات گسترده یکسال اخیر کارگران تجسمی از موقعیت سرزنده جنبش کارگری ایران است. در صحنه واقعی جامعه، در زمین سفت مبارزه، جنبشهای اجتماعی رادیکال و از جمله جنبش کارگری موقعیت بسیار محکمتری نسبت به جنبشهای بورژوایی دارند. شما سالها شاهد سرگردانی جنبش ناسیونالیستی و قوم پرستانه و راست پروغربی ایران بودید. اکنون با آمدن ترامپ دوباره امید پیدا کردند. این موقعیت قوی جنبش کارگری صرفا حاصل اعتصابات و اعتراضات روزمره نیست، بلکه جنبش کارگری ایران در ۳۸ سال حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی نقطه عطف ها و تندپیچ های مهمی را تجربه کرده و پشت سرگذاشته است. بگذارید خیلی  فشرده مواردی یادآوری کنیم. الف- مقطع انقلاب ۵۷ و تجارب آن: وقوع انقلاب ۵۷ نقطه عطف مهمی برای جنبش کارگری ایران بود. اولا از چند ماه قبل از سرنگونی رژیم سلطنت، طبقه کارگر و در راس آنها کارگران نفت با قدرت در صحنه حاضر شدند و به اذعان عموم کمر رژیم سلطنت را شکست. سپس خودآگاهی طبقاتی و درجه بالایی از سازمانیابی توده ای کارگری به دست آمد. جنبش مجمع عمومی و شورایی در ابعاد گسترده و سراسری تجربه شد. سندیکاهای کارگری خیلی جا شکل گرفتند. مبارزه  نوینی علیه بیکاری و تحرک علیه بیکاری تجربه شد. طرح مطالبات اقتصادی و سیاسی شفافیت بیشتر پیدا کرد. توانایی ها و ناتوانیهای جنبش کارگری هردو خود رانشان دادند. چند ماهه پایانی سال ۵۷ تا سرکوب سال ۶۰ دوران بسیار مهمی از تحرک  و مبارزه جنبش کارگری و ارتقای پختگی این جنبش است. ب- سرکوب جنبش کارگری در بطن سرکوب انقلاب ۵۷: میدانیم ضد انقلاب اسلامی به قدرت رسیده، انقلاب حق طلبانه و آزادیخواهانه سال ۵۷ را به نام انقلاب سرکوب کرد. در این بطن سرکوب طبقه کارگر و جنبش گسترش یافته کارگری در راس اقدامات جمهوری اسلامی قرار گرفت. از اولین حمله سرکوبگران مسلح به تظاهرات بیکاران اصفهان و تهران تا پایان سال ۱۳۶۰ دوران مهمی از جدال و کشمکش سرمایه داران و دلت حامی با جنبش کارگری و تشکلهای شکل گرفته آن بود. با آن سرکوب خشن، به ویژه طبقه کارگر و دیگر جنبشهای اجتماعی رادیکال را کوبیدند و عقب راندند. اما در این پروسه طبقه کارگر نه آنوقت و هیچگاه تمکین نکرد. حتی تا سالهای ۶۳ و ۶۴ هنوز تعدادی از تشکلهای مستقل کارگری موجودیت خود را حفظ کردند. با وجود عقب نشینی های زیاد موجودیت جنبشی و طبقاتی خود را حفظ و حتی تثبیت کرد. ج- پیامدهای جنگ ایران و عراق: جنگ ایران و عراق نزدیک به ۸ سال بیشترین مصائب را بر طبقه کارگر و مبارزات آن تحمیل کرد. با اتکا به بهانه جنگ و فضای جنگی جمهوری اسلامی توانست بیشترین عقب گردها را به جامعه و طبقه کارگرانقلاب کرده ایران تحمیل کند. "جنگ است، تولید کن جانم" از صحبتهای مشهور جناب رئیس جمهور وقت بنی صدر معزول و جزو ثابت پروپاگاند جنگی همه سران جمهوری اسلامی بود. تبلیغات اسلامی ناسیونالیستی شدید، بستن بسیاری از مراکز کارگری، سازماندهی گسترده ترین بیکارسازیها، روانه کردن کارگران به جبهه ها، تولید برای جبهه، تحمیل باج و خراج جنگی، همه ابزارهایی بود در جهت عقب راندن طبقه کارگر و جنبش کارگری. جمهوری اسلامی میخواست در این فرصت به تمام معنا طبقه کارگر ایران را به تمکین بکشد. اما نتوانست. در همان دوره گام به گام در دفاع از دستاوردهایی که در جریان انقلاب ۵۷ به دست آورده بود، مبارزه کرد. هیچ دستاوردی را بدون مقاومت پس نداد. عاقبت موجودیت طبقاتی و جنبشی و مبارزاتی را ولو با تحمل عقب نشینی های زیاد حفظ کرد.  د - مبارزه علیه قانون کار جمهوری اسلامی: مقابله طبقه کارگر با لایحه های مختلف قانون کار سراپا ضد کارگری از مصافهای مهمی بود که جنبش کارگری ایران با ایستادگی خود چند بار جمهوری اسلامی را وادار به عقب نشینی کرد. همه یادمان است لایحه اول به اصطلاح قانونکار را در باب اجاره  متناسب با دوران برده داری ۱۴۰۰ سال قبل پیغمبرشان نوشتند. علیرغم سرکوب خشن و فشار پیامدهای جنگ ایران و عراق اما جنبش کارگری با اعتراضات و مبارزات گسترده جمهوری اسلامی را چنان به عقب راند که مجبور شدند آن لایحه را پس بگیرند. لایحه های بعدی آمد و چند سال وقت خواست که همین لایحه ضد کارگری کنونی را تحمیل کنند. هنوز مبارزه کارگران بر سر لایحه ضد کارگری و اصلاحیه های آن ادامه دارد و اینجا هم مصافی بوده و هست که جنبش کارگری ایران تجارب گرانبهایی آموخته است.        ه- احیای مجدد اول مه: دو سه ساله اول بعد از انقلاب ۵۷ طبقه کارگرایران میتینگ ها و مراسمهای بزرگ روز جهانی کارگر را برگزار میکرد. به دنبال سال ۶۰ و سرکوبهای آن دوره، طبقه کارگر در این عرصه به عقب رانده شد. از سالهای ۶۴ به بعد بار دیگر جنبش کارگری با نیروی اراده خود، گرامیداشت اول مه را دردستور گذاشت. از مراسمهای کوچک جمعهای کارگری و علاقمند تا مراسمهای کوتاه مدت در محل کار در دستور کار قرار گرفت. در شهر سنندج از سال ۶۶ تا سال ۶۸ سه سال متینگهای علنی در سالنهای بزرگ با شرکت کارگران و خانواده های کارگری و زنان و مردان و جوانان آزادیخواه و مدافع حقوق کارگر تحول مهمی در گرامیداشتهای اول مه ایجاد کرد. خود این تحرک با قطعنامه های بسیار شفاف و رادیکال اعتماد بنفس را در جنبش کارگری در استقبال از اول مه ایجاد کرد. در سالهای بعد گرامیداشت اول مه به مسئله مهم و هر ساله در جنبش کارگری تبدیل شده است. جمهوری اسلامی هر ساله با تمام قوا سعی کرده مانع مراسمهای بزرگ اول مه شود و تا حدود زیادی هم شده است، اما نتوانسته اول مه را از کارگران بگیرد. نتیجه میگیرم: این جنبش در مسیر مبارزاتی نزدیک به چهار دهه اخیر تند پیچ ها و مصافهای تعیین کننده ای را پشت سرگذاشته است. پیشروی و عقب نشینی تعیین کننده، هر دو را پشت سرگذاشته است. فراز و نشیب داشته است. مقاطعی مثل سالهای ۵۸ و ۵۹ و سه ماهه اول سال ۶۰ بسیار گسترده ابراز وجود کرده است و مقاطعی محدودتر و کم تاثیر بوده است. اما این جنبش استمرار خود را حفظ کرده است. سالهای اخیر و امسال گستردگی و سرزندگی و بالندگی آن قابل توجه است. اکنون با جنبش کارگری ای روبرو هستیم با ابعاد کمی و کیفی بالا، فعالین و رهبران خودآگاه و حاضر در صحنه، مطالبات اقتصادی و سیاسی روشنی که دارد. همین قطعنامه های اول مه هر ساله نشان میدهد، خود آگاهی سوسیالیستی بالایی در این جنبش وجود دارد. این جنبش برای تحقق مطالبات اقتصادی و سیاسی خود روی غلطک افتاده است. اعتصابات و اعتراضات کارگری امسال همین را نشان میدهد. این دستاورد مهمی است و باید به آن توجه جدی کرد. در یک کلام پتانسیل بالای جنبش کارگری تلنبار شده و با اندک تغییری در تناسب قوا مثل فنر جمع شده، جهشی باز میشود و نقش تعیین کننده ایفا خواهد کرد. پتانسیل بالای جنبش کارگری و تغییر تناسب قوا: اینکه تناسب قوا چگونه باید تغییر کند، همه اش در دست طبقه کارگر نیست، طبعا یک فاکتور مهم آن به میدان آمدن سازمانیافته تر و قدرتمندتر و حتی سراسری تر جنبش کارگری است و به علاوه تغییر اساسی تر تناسب قوا به میدان آمدن قویتر دیگر جنبشهای اجتماعی رادیکال، مثل جنبش زنان، جنبش نسل جوان و دانشجویان، جنبش اعتراض عمومی مردم را میطلبد. اضافه بر آن تحولات منطقه ای و جهانی و گسترش ناتوانیهای جمهوری اسلامی در اعمال حاکمیت، فاکتوهایی هستند که در تغییر تناسب قوا باید به آنها توجه کرد. به همین دلیل اینجا من نمیتوانم حکم قطعی بدهم که چگونه و کی تناسب قوا تغییر جدی میکند. مهم اینست این تغییر ایجاد میشود. سئوال اینست با تغییر تناسب قوا طبقه کارگر و جنبش کارگری و رهبران پیشرو آن چه باید بکنند و چه نقشی برای خود قائل هستند. به نظرم با درجه معینی از تغییر تناسب قوا به نفع طبقه کارگر و در بطن گسترش تحرک اعتراضی، دو مسئله اساسی به زور برجسته تری در مقابل جنبش طبقه کارگر و رهبران و پیشروان کارگری و گرایش کمونیستی آن قرار میگیرد. ۱- ایجاد تشکلهای توده ای کارگری در ابعاد گسترده و تشکل سراسری کارگری ۲- رهبری سیاسی تحولات جامعه و نقشی که طبقه کارگر برای خود قائل است: در مورد هرکدام کوتاه توضیح میدهم. در تناسب قوای بالانسبه مساعدتر از وضعیت کنونی، پیشروی طبقه کارگر باید در ایجاد تشکلهای توده ای کارگری پایه و در محل و در سطح سراسری تجسم پیدا کند. به نظرم از هم اکنون و به ویژه در آن شرایط بالنسبه مناسبتر به سرعت لازمست تشکلهای کارگری پایه در سطح مراکز و رشته های کارگری ایجاد شود و میشود. در سالهای اخیر مسئله ایجاد تشکل سراسری کارگری مطرح شد. همانوقت گفتیم تشکل سراسری کارگری بدون اتکا به تشکلهای پایه در مراکز و رشته های کارگری معنی ندارد. در تناسب قوای نامساعد فعلی، تلاش برای ایجاد تشکلهای پایه در مراکز و رشته های کارگری یک امر عملی و واقعی است. در قدم بعدی و در تناسب قوای مساعد تر میتوان در هر دو سطح به طور همزمان هم برای ایجاد تشکل سراسری و هم تشکل پایه ای کارگری تلاش کرد. ایجاد تشکل در محل و ایجاد آن در سطح سراسری را با هم هماهنگ کرد. در عین حال چه اکنون و چه در شرایط مساعدتر و گسترش تلاش برای ایجاد تشکل سراسری به نظرم گرایش کمونیستی طبقه کارگر باید الگوی خود را برای ایجاد سازمانیابی توده ای کارگری جنبش مجمع عمومی و شوراهای کارگری را تعقیب کند.  به علاوه و در تناسب قوای مناسبتر تحولات سیاسی و مبارزاتی جامعه سرعت بیشتری به خود میگیرد. در شرایطی که جامعه تکان بیشتری بخورد، سئوال اینست طبقه کارگر و رهبری آن چه نقشی برای خود قائل است؟ آیا نقش رهبر تحولات جامعه و خیز برداشتن برای گرفتن قدرت سیاسی را در نظر دارد و یا رفتن به حاشیه و چسبیدن صرف به مطالبات روزمره اقتصادی و سیاسی. همان موقعیتی که در انقلاب ۵۷ به آن دچار شد. قاعدتا این بار توقع اینست طبقه کارگر رهبری تحولات سیاسی را به عهده بگیرد. در صحنه جدال طبقاتی هدایت مبارزه و تحرک انقلابی جامعه برای تعیین تکلیف با جمهوری اسلامی و جنبش های بورژوایی را به عهده بگیرد. اگر طبقه کارگر در این قامت بخواهد قدعلم کند و باید بکند، آنوقت پلاتفرم رهبری و سازمان و اهرم و ابزارهای لازمه رهبری جامعه را باید مهیا کند. در این راستا لازمست بر کمبودهای اساسی خود فایق آید. آنوقت فقط با ایجاد تشکلهای توده ای کارگری آن هم در شرایط تقابل دایمی با بورژوازی مستبد خشن نمیتواند به قدرت برسد. باید سازمان رهبری کننده و کمونیستی تحول جامعه به سمت قدرتگیری سوسیالیستی و کارگری را تامین کند. ابزار اینکار حزب کمونیستی طبقه کارگر است. در جدالهای سیاسی جامعه، طبقات اجتماعی از کانال احزابشان نمایندگی میشوند. طبقه کارگر هم از طریق حزب کمونیستی خود باید نمایندگی شود. با رهبری رفرمیستی نمیتوان دگرگونی اساسی ایجاد کرد و قدرت را گرفت. در جدال کسب قدرت سیاسی در جامعه طبقه کارگر و جنبش کارگری تمام قد و رادیکال باید حاضر باشد. به این منظور باید حزب کمونیستی خود را انتخاب کند

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Sun, 14 May 2017 13:39:24 +0000
نسان نودینیان, داوود رفاهی: اخبار کارگری http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64572:2017-05-10-04-41-10&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=64572:2017-05-10-04-41-10&Itemid=645

بخش ایران:  نسان نودینیان
بخش بین المللی: داوود رفاهی

انتقال پیکر ٧ معدنچی به سردخانه/شمار جانباختگان به ٤٢ نفر رسید
تجمع اعتراضی کارگران  شناورهای لایه‌روبی بندر امام
١٨اردیبهشت،جمعی از کارگران شناورهای لایه‌روبی بندر امام به دنبال پرداخت نشدن حقوق و بیمه و بلاتکلیفی قراردادکاری مقابل استانداری خوزستان تجمع کردند.
به گفته یکی از کارگران معترض،کارگران شناورهای لایه‌روبی بندر امام نماینده داشتند اما نماینده را به دلیل پیگیری زیاد حق و حقوق کارگران اخراج شد و یکی از مشکلات اصلی ما اخراج نماینده است.
درهمین رابطه،یک کارگر حاضردرتجمع به خبرنگاری گفت: ٥ تا ٦ سال زیر نظر شناورهای لایروبی بندر امام کار می‌کنیم و در این مدت شرکت‌های متعددی کار لایروبی را به عنوان پیمان‌کار به دست می‌گیرند و پس از کسب سود مورد نظر از ادامه فعالیت انصراف می‌دهند.

تجمع کارگران روغن نباتی قو مقابل وزارت کار
از ساعت ٩ صبح روز ١٨ اردیبهشت بیش از ١٠٠ نفر از کارگران کارخانه روغن نباتی قو در اعتراض به عدم پرداخت دستمزدهای اسفند ٩٥ و فروردین ٩٦ و بخشی از عیدی سال
گذشته خود مقابل وزارت کار تجمع کردند

اعتصاب وتجمع کارگران کارخانه برفاب دراعتراض به عدم پرداخت حقوق!
روز ١٧اردیبهشت بیش از ٣٠٠ کارگر بخش‌های پرس‌کاری، مونتاژ، لعاب و جوشکاری کارخانه تولید لوازم خانگی برفاب واقع درشهرکرد در اعتراض به عدم پرداخت حقوقشان در سال جدید دست از کار کشیدند و در محوطه این کارخانه تجمع کردند.
اعتصاب وتجمع کارگران کارخانه پی وی سی سمنان برای دومین روزمتوالی!
روز١٧اردیبهشت، کارگران کارخانه پی وی سی واقع در مهدی شهر سمنان برای دومین روزمتوالی دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق،حق اضافه کاری وحق بیمه از رفتن بسر کار خودداری ودر کارخانه تجمع کردند.این کارگران ١٢ ماه حقوق، ١٧ ماه اضافه کاری طلب دارند و دفتر بیمه هم ندارند.
راهپیمایی وتجمع اعتراضی کارگران كشت و صنعت مغان
صبح ١٧ اردیبهشت ماه،جمعی از کارگران پیمانکاری كشت و صنعت و دامپروری مغان در اعتراض به عدم پرداخت ٣ماه حقوق،حق اضافه کاری وسنوات بطرف شهر پارس آباد مغان راهپیمایی ومقابل اداره مركزی شرکت تجمع کردند. کارگران میگویند سه ماه است که حقوق نگرفته اند و اکثریت کارگران شرکت مستاجر هستند و بچه های محصل دارند و شرکت کشت و صنعت سه ماه است که حقوق آنها را پرداخت نکرده و علیرغم اعتراضات مکرر هر بار جواب سر بالا داده اند.

اعتصاب کارگران قسمت روباز معدن کوشک بافق
روز (١٦اردیبهشت)،کارگران بخش روباز معدن کوشک بافق دراعتراض به عدم افزایش حقوق وعملی نشدن وعده های مدیران درهمین رابطه دست به اعتصاب زدند.بنا بر خبر
سال گذشته مدیرعامل این معدن بدلیل اینکه طرح طبقه بندی را اجرا نمی نمود به کارگران قول افزایش حقوق در سال جاری را داده است اما آن را نیز عملی نکرده است و کارگران به آن اعتراض دارند.

دومین روز اعتصاب کارگران پیمانی کارخانه فولاد خراسان!
روزپنج شنبه١٤اردیبهشت،کارگران کارخانه فولاد خراسان برای دومین روزمتوالی به اعتصابشان ادامه دادند.
ازقرارمعلوم،پس از افتتاح کارخانه شماره دو فولاد خراسان درهفته پیش با حضور علی ربیعی وزیر کار و محمدرضا نعمت زاده وزیر صنعت، پاداش ٢٠ میلیون ریالی به کارکنان کارخانه فولاد پرداخت می‌شود که موجب اعتراض کارگران شرکت‌های پیمانی فعال در مجتمع فولاد خراسان و درنتیجه اعتصاب آن‌ها طی روزهای چهارشنبه و پنج‌شنبه می‌گردد.
مشکل دیگر سرویس رفت‌وآمد کارگران است که هر شرکتی براساس توانایی خود سرویس‌های مختلفی را در نظر گرفته که این باعث اعتراض شده است.موضوع دیگ راین اعتراض‌ها به‌واسطه عدم پرداخت پاداش به کارگران است.
شهرام بقراط مدیر روابط عمومی مجتمع فولاد خراسان در گفتگو با خبرگزاری دولتی میگوید که پاداش در قانون نیامده است و باید با هیئت‌مدیره و مدیران شرکت‌ها صحبت شود و نمی‌توان به آن‌ها برای پرداخت فشار آورد. جالب است پاداش های میلیاردی نصیب مدیران میشود. ولی پاداش برای کارگران در قانون نیامده است. او میگوید طبق قانون حقوق به‌روز پرداخت‌شده است، درحالی‌که در برخی کارخانه‌ها پرداخت‌ها با تأخیر ده‌ ماهه همراه است. کارگر کار میکند و ایشان منت به سر کارگر میگذارد که حقوقشان را پرداخته است. آنهم حقوق چند بار زیر خط فقر. اعتراض کارگران به این بربریت است.

١٤ اردیبهشت: تجمع معدنچیان معترض و خانواده کارگران محبوس همزمان با جلسه ستاد بحران
جلسه ستاد بحران حادثه معدن یورت آزادشهر برگزار شد و در حاشیه آن معدنچیان معترض و خانواده محبوس شدگان تجمع کردند.
این جلسه بعدازظهر پنجشنبه با حضور استاندار گلستان، فرمانده انتظامی گلستان، مدیرکل مدیریت بحران استان، فرماندار آزادشهر و تعدادی از مسئولان استانی و شهرستانی در محل حادثه و در چادر هلال احمر برگزار شد.
جلسه به نوعی پشت درهای بسته برگزار می شد و در اطراف چادر تعداد زیادی از معدنچیانی که حقوق معوقه دارند و همچنین بستگان معدنچیان محبوس تجمع کردند و خواستار حضور استاندار در خارج از چادر و گفتگو شدند.
این معدنچیان می گویند حقوق ما به اندازه یک وعده عصرانه وزیران است و اگر به مشکلات مان اعتراض کنیم اخراج خواهیم شد.
آنها می گویند بازرسی اداره کار و اداره صنعت تا کنون از معدن بازدید نداشته اند و این در حالی است که معدن زمستان یورت آزادشهر به دلیل مدار بسته بودن، غیر استاندارد و غیر قانونی بوده و امکانات اولیه هم ندارد.
این معدنچیان اشاره می کنند که دو هفته قبل به مسئولان تذکر داده بودیم که معدن استاندارد نیست و گاز نشتی دارد، اما مسئولان گفتند اگر کار نمی کنید می توانید بروید.
گان ویژه قصد داشت خانواده‌ها و کارگران را از محوطه امداد دور کند/ درگیری خیلی جدی نبود
یگان ویژه قصد داشت خانواده‌ها و کارگران را از محوطه امداد دور کند/ درگیری خیلی جدی نبود
بنا بر خبرها یگان ویژه مستقر در معدن یورت غربی استان گلستان، با خانواده‌های محبوسان و کارگران معدن به قصد دور کردن آنها از محوطه امداد؛ درگیر شده است.
از قرار معلوم، صبح امروز ١٥ اردیبهشت جرثقیل به قصد آواربرداری وارد محوطه معدن شده و نیروهای یگان ویژه در تلاش برآمده‌اند که خانواده‌های محبوسان و کارگران معدن را از محوطه دور کنند که با مقاومت رو برو شده و درگیری رخ داده است. که با مداخله فرمانده یگان ویژه، خاتمه یافت. خانواده‌های محبوسان و کارگران معدن شبانه‌روز در محوطه حضور دارند و به هیچ وجه از کنار ورودی تونل دور نمی‌شوند.

استقرار یگان ویژه در مقابل معدن آزاد شهر به جای نجات معدنچیان
از ابتدای صبح دیروز ٤ اردیبهشت در مقابل معدن آزاد شهر در استان گلستان مامورین یگان ویژه مستقرشده اند.
بدنبال تجمع مردم در مقابل معدن آزاد شهر برای پیگیری جان عزیزان شان مسولین در هراس از اعتراضات مردمی به دلیل فاجعه ریزش معدن ااز صبح روز ٤ اردیبهشت بگانهای ویژه ضد شورش را در اطراف و مقابل درب ورودی معدن مستقر کرده اند.

کارگران شهرداری اهواز مقابل شهرداری منطقه ٣ تجمع اعتراضی برگزار کردند.

صبح روز چهارشنبه ١٣ اردیبهشت ماه ٩٦ شماری از کارگران فضای سبز شهر اهواز مقابل شهرداری منطقه ٣ در اعتراضی به عدم پرداخت ٦ ماه حقوق معوقه دست به تجمع اعتراضی زدند.
جمعی از کارگران کارخانه قند شیراز دوشنبه ١١اردیبهشت در روز جهانی کارگر، مقابل استانداری رژیم در شیراز تجمع اعتراضی برگزار کردند. کارگران زحمتکش پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آن نوشته شده بود:
معیشت؛ منزلت حق مسلم ماست. ما گرسنه‌ایم!، کارگران گرسنه اند؛ مسئولان کجایند؟.

صبح روز ١٢ اردیبهشت ٩٦ گروهی از بازنشستگان برای بزرگداشت روز معلم و پیگیری طرح همسانسازی که اجرای آن طی مدت پنج سال وعده داده شده، در مقابل مجلس گرد آمدند.
نیروی انتظامی از تجمع جلوگیری کرده و بازنشستگان به آرامی به سمت مترو حرکت کردند تا به مرور همراهان به آنان ملحق شوند. یکی از معلمان بازنشسته با در دست داشتن دو قلم، شأن و مقام معلمان را با صدای بلند ابراز می کرد و به برخورد نیروهای انتظامی معترض بود.
حدود ١٠٠ نفر تا ساعت ١٠/٣٠ در کنار پارک نزدیک سازمان برنامه و بودجه تجمع کرده و پس از سردادن شعارها و برپاکردن بنرها، قطعنامه را خواندند و در ساعت ١١/٣٠ به اتفاق و در کمال آرامش محل را ترک نمودند. اکثریت بازنشستگان کانالهای فضای مجازی و بازنشستگان پارک شهر در این تجمع شرکت نکردند و از قبل تصمیم داشتند تا ٢٩ اردیبهشت که روز انتخابات است هیچ تجمعی برگزار نکنند.
اما ما بازنشستگان چون حرکت خود را کاملا صنفی می دانیم و از وارد شدن به فضاهای سیاسی و جناحی پرهیز داریم روز معلم را با تمرکز بر خواسته های معیشتی خود برگزار کردیم.
شعارهای بارنشستگان به شرح زیر بود:
حق ما رو ندادند/ طرح پنج ساله دادند
حق ما رو ندادند/ طرح فلاکت دادند
حق ما رو ندادند/ طرح پس از مرگ دادند
ما رو به هم پاس دادند/ طرح پنج ساله دادند
و شعارهایی که در تجمعات قبلی مطرح بود بر زبانها جاری شد. متن قطعنامه ١٢ اردیبهشت سال ٩٦
روز معلم پیام آور همبستگی!
ما اینجا گرد آمده ایم که چون همیشه اعلام کنیم که ما بازنشستگان تنی واحد هستیم، زیرا درد مشترک داریم؛ درد محرومیت از حداقل های زندگی.
ما با آگاهی و هشیاری، از این اتحاد پاسداری می کنیم و اعلام می داریم:
١- سال ٩٦ را با تنگناهای معیشتی آغاز کرده ایم؛ تغییرات ناچیز و تحقیرآمیزی در حقوق ها ایجاد شده که ما را در نقطه ای سه برابر زیر خط فقر نگاه خواهد داشت.
٢- ما فرهنگیان بازنشسته چون دیگر بازنشستگان که در زیر خط فقر گذران می کنند، تا رسیدن به مطالبات مان از تلاش همه جانبه دست برنخواهیم داشت.
٣- طرح همسانسازی با شیوه ای که انتخاب شده، به هیچ وجه کارساز نیست. ما خواهان اجرای قانون به صورت "کامل" و در "اسرع وقت" هستیم.
٤- ما با نگرانی شاهد گسترش فقر و بیکاری و نابسامانی های اجتماعی هستیم که از دلایل آن خصوصی سازی، رانتخواری و... است و آوار این سیاستها بر سر زحمتکشان جامعه فرود می آید. ما به عنوان بخشی از جامعه فرهنگی کشورمان خواهان ریشه کن شدن آنها هستیم.
٥- بیمه ای واحد و کارآمد نیازی مبرم و اساسی است، ما خواهان تصویب و اجرای سریعتر و کاملتر این مهم هستیم.
بخشی از بازنشستگان تهران

اعتصاب و اعتراض ١٢٠٠ کارگر ذوب آهن اصفهان در هفته گذشته
مارش با قدرت کارگران
گزارش منتشر شده سایت اتحاد :
صبح یکشنبه ١٠ اردیبهشت ٩٦ کارگران کارگاه ٥١ مهندسی نت ذوب آهن اصفهان دست از کار کشیدند وبه سمت کوره بلند حرکت کردند ودر طول مسیر کارگران کارگاه های ٤٦، ٤٧ و ٤٨ مهندسی نت به آنها پیوستند. با پیوستن جمعی از کارگران کوره بلند، جمعیت به سمت کارگاه های فولادسازی و نورد حرکت کرد وبا شعار همکار باشرافت حمایت حمایت، کارگران این قسمت ها را دعوت به پیوستن کرد.
در نهایت کارگران معترض با جمعیتی بیش از هزارودویست نفر علی رغم تذکرات و هشدارهای حراست به سمت درب اصلی کارخانه حرکت کردند و درحین ردشدن از کنار ساختمان هدایت فنی علیه افضلی معاون بهره برداری کارخانه شعار مدیر بی لیاقت استعفا استعفا سردادند وبا رسیدن به درب اصلی از سد ماموران حراست و نیروی انتظامی گذشتند و در مقابل ساختمان توحید( اداره مرکزی ذوب آهن) تجمع کردند و خواستار پاسخگویی صادقی مدیرعامل کارخانه شدند.
در ابتدا چند نفر از مدیران کارخانه تلاش کردند برای کارگران معترض سخنرانی کنند که تجمع کنندگان به آنها اجازه صحبت ندادند و تهدید کردند در صورت نیامدن مدیرعامل، طبقه هفتم(محل استقرار مدیرعامل) را اشغال خواهند کرد. با آمدن صادقی جمعیت با شعار صادقی حیاکن ذوب آهن رو رهاکن از وی استقبال کردند.
صادقی از بیشتر مشکلات کارگران ازجمله قطع اضافه کاری، قطع پاداش ماهانه تولید، توزیع نشدن شیر و... اظهار بی اطلاعی کرد و سعی کرد با طرح مسائل واهی و انحرافی از پاسخگویی طفره برود که با اعتراض جمعیت مواجه شد ودر پاسخ گفت من بااین سن وسال درفکر آخرتم هستم وهرچه به من تهمت بزنید و اهانت کنید برای من ثواب می نویسند ومن درپل صراط جلوی شما را می گیرم.
درنهایت کارگران از صحبت های مدیرعامل قانع نشدند و اعلام کردند درصورت حل نشدن مشکلات شان به اعتراضات خود ادامه خواهند داد.
روز سه شنبه ١٣ اردیبهشت نیز حدود صدنفر از کارگران شرکت ((پویش صنعت ذوب آهن)) که هنوز حقوق دی ماه خود را دریافت نکرده اند اعتصاب کرده وبه سمت درب اصلی حرکت کردند که درنهایت معاونان شرکت در مذاکره با نمایندگان کارگران تعهد دادند تا آخر اردیبهشت مطالبات آنها را پرداخت کنند.
لازم به ذکر است که هزاران کارگر سابقا شرکتی و اکنون قراردادمستقیم کارخانه که در مشاغل سخت و زیان آوری چون آتشکاری، ریخته گری، نسوزکاری و...اشتغال داشته اند، باوجود ٢٠سال سابقه کار مداوم امکان بازنشستگی طبق قانون تامین اجتماعی را ندارند؛ و علت آن است که در طی سال هایی که به عنوان نیروی شرکتی و بعدا قراردادمستقیم کار کرده اند با وجود آنکه حق بیمه مشاغل سخت و زیان آور از حقوق شان کسر شده ولی در لیست های ارسال شده به تامین اجتماعی عناوین مشاغل عادی مثل کارگر ساده و بعضا عنوان ((فاقد شغل)) برای آنها درنظر گرفته شده است.
بدین ترتیب ظلم و اجحافی مضاعف درحق این کارگران روا داشته اند:
از طرفی مشخص نیست مابه التفاوت حق بیمه مشاغل عادی و مشاغل سخت و زیان آور به جیب چه کسی یا کسانی یا چه ارگان یا ارگان هایی رفته و از طرف دیگر این کارگران اکنون با وجود ٢٠سال سابقه کار نمی توانند بازنشست شده واز مزایای بازنشستگی استفاده کنند.
مراجعات مکرر این کارگران به اداره کار، تامین اجتماعی، فرمانداری لنجان، استانداری و نمایندگان مجلس نیز تاکنون بی فایده بوده وهیچ مقامی حاضر به پاسخگویی نیست. حتا ادارات کار استان حاضر به دادن فرم تعیین نوع بیمه و استعلام سوابق بیمه ای این کارگران نیستند.سه سال پیش فولادگر نماینده اصفهان و رییس کمیسیون صنایع ومعادن مجلس پس از دیدن مدارک و اسناد این کارگران گفته بود چه طور چنین چیزی ممکن است؟؟؟ ودر حضور آنها از قادری مدیرکل کار استان اصفهان، که از قضا هم اکنون مدیر حراست و نیز سرپرست معاونت نیروی انسانی ذوب آهن شده، پرسیده بود برای من توضیح بده عنوان ((فاقد شغل)) یعنی چه؟؟؟
تاسف بارتر آنکه محسن کاظمی شیخ شبانی - مکانیک کارگاه ٥١- پیگیرترین نماینده این کارگران به خاطر افشای این موضوع و پیگیری آن ازکار اخراج گردید وپس از ماه ها بلاتکلیفی و دوندگی با دادن تعهدات سنگین و با قرارداد سه ماهه توانست به کار بازگردد.
البته این تمام مشکلات کارگران ذوب آهن نیست. صادقی مدیرعامل فعلی به محض شروع به کار در زمستان ٩٤ پاداش ماهانه تولید را که بیش از ٢٠ سال به طور منظم پرداخت شده قطع کرد؛ درحالی که طی این مدت تولید کارخانه با تمام ظرفیت ادامه داشته و صادرات کارخانه بیش از دوبرابر شده است.
کارخانه به بهانه مشکلات مالی اقساط وام (مهر، صادرات و ملی) بیش از ٥هزار نفر از کارگران را که طبق قرارداد با بانک مستقیما از حقوق آنها کسر می شود با تاخیر چندماهه به حساب این بانک ها واریز می کند که درنتیجه آن کارگران مجبور به پرداخت دیرکرد به بانک ها شده اند.
این ماجرا برای دو صندوق قرض الحسنه داخل ذوب آهن که هزاران عضو دارند نیز عینا تکرار شده است. از طرفی اقساط وام واز طرف دیگر وجوهی که به صورت اختیاری وبه عنوان پس انداز از حقوق ماهانه اعضای این صندوق ها کسر می شود با حداقل دوماه تاخیر به حساب قرض الحسنه ها واریز می شود که درنتیجه آن هم صندوق ها در پرداخت وام به اعضا دچار مشکل شده اند وهم اعضا درصورت نیاز به همه پس انداز خود دسترسی ندارند.
خلاصه کلام آنکه مشکلات و درددل کارگران ذوب آهن کم نیست ولی نه مدیریت کارخانه گوش شنوایی دارد ونه زبان های گویای کارگران تاب تهدیدها و فشارهای پنهان و آشکار مدیران را دارد.
اتحادیه آزاد کارگران ایران - ١٦ اردیبهشت ماه ١٣٩٦

کارگران رنگین نخ سمنان برای پنجمین بار تجمع کردند
روز ١٦ اردیبهشت کارگران بازنشسته کارخانه رنگین نخ سمنان برای پنجمین بار در سال جاری در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات سنواتی ومزدی خود مقابل ساختمان فرمانداری سمنان تجمع کردند.

تجمع اعتراضی کارکنان پتروشیمی پردیس
 (١٧اردیبهشت ماه) کارگران پتروشیمی پردیس نسبت به نادیده انگاشتن اصول ایمنی دست به تجمع اعتراضی زدند. کارگران میگویند با بروز حادثه هفته گذشته نشتی آمونیاک در فاز یک پتروشیمی پردیس و مصدومیت همکاران ما که تا سر حد مرگ پیش رفتند، خواستار برکناری مدیر مجتمع (تولید) هستیم. بنا بر خبر در تاریخ ١٢ اردیبهشت مدیریت با وجود نشتی شدید آمونیاک، اصرار بر راه اندازی باعث این حادثه شد.
و در جریان آن ١٠ نفر از کارکنان آتش نشان و بهره بردار مصدوم شدند که ٦ نفر دارای مشکلات تنفسی شدند و ٤ نفر از آنان با گذشت ٥ روز از حادثه هنوز در بخش Icu بیمارستان های شیراز بستری هستند.

تجمع اعتراضی کارگران کشتی-سازی ”بحرگسترهرمز“ در بندرعباس
روز چهارشنبه ١٣اردیبهشت ٩٦ ٤٠٠ کارگر شرکت کشتی سازی بحر گستر هرمز در بندرعباس در اعتراض به پرداخت نشدن دو ماه حقوق خود تجمع کردند.به گفته کارگران در حال حاضر حدود ٧٠٠کارگر از طریق شرکت بحر گستر هرمز در پروژه‌های کشتی‌سازی در استان هرمزگان مشغول کارند که دو ماه حقوقشان پرداخت نشده است.

تجمع اعتراضی کارگران شرکت صنایع شیرآلات گاز گداختار اراک
روز شنبه ١٦ اردیبهشت ماه تعدادی از کارگران شرکت صنایع شیرآلات گاز گداختار اراک با تجمع در مقابل استانداری مرکزی خواستار رسیدگی به مشکلاتشان شدند. به گفته کارگران آنها هرکدام بین ٦، ٧ و ٨ ماه حقوق دریافت نکرده اند و همچنین بیمه کلیه کارگران ٨ ماه و بیمه تکمیلی کارگران یکسال است پرداخت نشده است. کارگران میگویند که حداقل حقوق(زیر یک میلیون تومان) را دریافت می کنند و حتی این میزان هم به صورت ٢٠٠ هزار تومان، ٢٠٠ هزار تومان و به صورت مرحله و خرد پرداخت می شود. این شرکت بیش از ١٢٠ نفر کارگر دارد ککه تعدادی از این کارگران اخراج شده اند. کارگران این شرکت هیچگونه امنیت شغلی ای ندارند و ماهانه قرار داد دارند و این موضوع باعث شده است که کارگران با دلهره به سرکار بیایند.
یکی از اخاذی های مدیر شرکت صنایع شیرآلات گاز گداختار مدیر شرکت به بهانه پرداخت حقوق و عیدی کارگران به اسم هر یک از کارگران مبلغ ٣٠ میلیون تومان وام دریافت کرده است و همه کارگران به صورت زنجیره ای ضامن یکدیگر هستند و به دلیل پرداخت نشدن اقساط وام ها هر روز برایمان پیامک پرداخت نکردن اقساط ارسال می شود.
اراک امروز ضمن گزارش این خبر از وضعیت بحرانی تولید در استان مرکزی سخن گفته و به نمونه های تجمعات کارگری (هپکو، واگن پارس، آونگان، کمبیان سازی و …) در سطح اراک اشاره میکند.


کشتار در محیط های کار، یک جنگ اعلام نشده
تبدیل محیط‌های کار به قتل گاه کارگران بیش از هر چیز زیر پا گذاشته شدن اولیه‌ترین استانداردهای انسانی در این جامعه را نشان میدهد. با ایجاد این وضعیت سرمایه داران و دولتشان در ایران دارند میگویند که ما در این کشور کاری کرده‌ایم که جان آدم ارزش ندارد. بطور مثال مواد خطرناک و سمی که بکارگیری آنها در کشورهای دیگر ممنوع شده است را به راحتی در کارخانه‌های ایران مورد استفاده قرار میدهند. این شرایط برده وار کار را به یمن محروم کردن کارگران از پایه‌ای‌ترین حقوقش برقرار کرده‌اند. دست کارگر را بسته‌اند، اعتصابش را ممنوع کرده‌اند، رهبرانش را دستگیر میکنند و او را از حق تشکل محروم میکنند تا امکان حداکثر سودجوئی را پیدا کنند. در واقع دولت به کمک نیروی سرکوب و زندان و قانون و غیره، دست کارفرما را باز گذاشته است که جان کارگر را بگیرد، خون کارگر را بمکد و هر بلائی خواست سر کارگر بیاورد. و البته خود دولت و ارگانهای سرکوبش بزرگترین کارفرما هستند.
ناامنی محیط کار البته مختص ایران نیست. ناامنی محیط کار یک جنگ اعلام نشده در جهان است که به اندازه دو جنگ جهانی، فاشیسم هیتلری، کوره‌های آدم سوزی، هیروشیما، جنگ ویتنام، جنگ ایران و عراق و غیره از طبقه کارگر قربانی میگیرد. اما قاتلین این جنایت آشکار در پناه قانون زندگیشان را میکنند و به سودجویی و جنایاتشان همچنان ادامه میدهند. این جنایتی است که هر روزه در محیط‌های کار و بخاطر سودجویی یک مشت سرمایه دار و دولت‌های حامی شان شاهدش هستیم. قربانیان این جنایت خیلی معلوم و مشخص‌اند. این جنایت قربانیانی طبقاتی دارد. اینطور نیست که بمبی روی محله‌ای افتاده و عده‌ای جانشان را از دست داده‌اند. این جنگی است علیه بخش مشخصی از جامعه. علیه طبقه کارگر.
حال در نظر بگیرید که همه این جنایات و این خطرات در محیط‌های کار، محیطی که کارگر بخش اعظم زندگی اش را در این جامعه در آن میگذراند، دارد روی میدهد و نفس زندگی کردن را برای کارگر مخاطره آمیز کرده است.
محیطهای کار باید جای امن و سالم و از نظر سلامتی و بهداشتی استاندارد قابل قبولی داشته باشد. باید آخرین تکنیکها و دستاوردها و تجارب برای هرچه امن‌تر ساختن شرایط کار مورد استفاده قرار گیرد. کسی که چنین محیط ناامنی برای کارگران ایجاد کرده، شریک جرم قتل و جنایت وسیعی است که هر روز در محیط‌های کار جریان دارد. تخلف از قوانین ایمنی محیط کار و سهل انگاری در تامین امنیت کارگران یک جنایت است و باید جرم جنائی محسوب شود.
اما می‌بینیم که در عالم واقعی چنین نیست. چون رعایتش برای سرمایه داران صرف نمیکند و از سوددهی شان می‌کاهد. آنوقت در جایی مانند ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی که کارگر از هرنوع حقوقی برای اعتراض و اعتصاب و متشکل شدن محروم است، این ناامنی واین خطر هر روزه جان و زندگی کارگر ابعاد متفاوتی میگیرد.
در مقابل این جنایت هر روزه باید ایستاد. باید از نظر امنیت محیط کار بالاترین استانداردهای بین المللی برقرار باشد.
کدام خواستها و کدام استانداردها؟
بخش عظیمی از همه این اتفاقاتی که در محیط‌های کار شاهدش هستیم و منجر به مرگ و صدمه زدن به سلامتی کارگر میشود، قابل اجتناب‌اند. یک محور مهم مبارزه کارگر در نظام سرمایه داری حول ایمنی محیط کار است. کارگر حق دارد برای ایمن‌تر کردن شرایط کارش تا جائی که علم و تکنولوژی اجازه میدهد، دست به مبارزه بزند، اعتصاب کند متشکل شود.
مطالبات زیر باید به پرچم مبارزه کارگران برای بهبود شرایط کار و ارتقاء ایمنی و بهداشت محیط کار به منظور جلوگیری از بروز حوادث محیط کار، و نیز جبران خسارت‌های ناشی از ناامنی تبدیل شود:
١- تضمین ایمنی و بهداشت محیط کار و تقلیل مخاطرات کار به حداقل ممکن، بدون هیچ صرفه جویی، با استفاده از پیشرفته‌ترین تسهیلات و امکانات مورد استفاده در سطح جهان از جمله برخورداری محیط‌های کار از دستگاههای تهویه کافی، مراکز درمانی کشیک مجهز به آمبولانس و پرشک، امکانات بهداشتی حمام و دستشویی و غذاخوری با استاندارد بهداشتی بالا و غذای مناسب.
٢- نظارت و معاینه پزشکی منظم در برابر مخاطرات و بیماری‌های حرفه‌ای و ناشی از کار توسط مراجع پزشکی مستقل از کارفرما، به هزینه کارفرمایان و دولت.
٣- نظارت بر ایمنی محیط کار باید تماما زیر نظارت کارگران و تشکل‌ها و نمایندگان آنها باشد. این حق کارگران است که هیئتی از میان خود انتخاب کنند تا تمامی موارد ناامن و غیر بهداشتی را بررسی کنند و به کارگران گزارش بدهند.
۴- اعتصاب و برگزاری مجمع عمومی، حق بی چون و چرای کارگران است و کارگران به مجرد احساس ناامنی باید بتوانند دست از کار بکشند، تا ناامنی برطرف شود.
۵- بکارگیری مواد سمی و خطرناکی که جان کارگر را به خطر می‌اندازد و در کشورهای پیشرفته جهانی استفاده از آنها در تولید ممنوع اعلام شده است٬ فورا متوقف گردد.
۶- کارفرمایانی که بخاطر سودجویی در مواردی که سلامتی کارگر تهدید میشود، اقدام نکنند، مجرمند و باید مورد پیگرد قرار گیرند.
کارگرانی که بخاطر عدم ایمنی کار دچار بیماری و یا از کار افتادگی شده‌اند، باید تامین داشته باشند و از جمله از حقوق زیر برخوردار باشند:
١- بیمه کامل کارگران در مقابل صدمات و خسارات ناشی از کار، اعم از اینکه در محیط کار و یا خارج آن رخ دهد و بدون اینکه کارگر نیازی به اثبات قصور کارفرما و یا مدیریت داشته باشد.
کارگران آسیب دیده در محیط کار باید با استاندارد بالای پزشکی تحت پوشش درمان رایگان قرار گیرند و در دوره درمان از حقوق کامل برخوردار باشند.
٢- کارگرانی که در محیط کار دچار بیماری شده‌اند باید از تسهیلاتی چون تغییر نوع کار و کاهش ساعت کار با پرداخت حقوق کامل برخوردار باشند و اخراج آنها اکیدا ممنوع باشد. این کارگران باید مادام که بیمارند زیر پوشش این کمک‌ها و تسهیلات قرار داشته باشند.
٣- پرداخت حقوق کامل بازنشستگی به کارگرانی که در نتیجه صدمات ناشی از کار توانایی کار کردن را از دست میدهند. همینطور پرداخت کامل حقوق بازنشستگی به خانواده کارگرانی که عضو خانواده خود را در محیط کار از دست میدهند.
این خواست عطف به ماسبق میشود یعنی شامل همه کارگران و خانواده‌های کارگرانی که در طول حاکمیت جمهوری اسلامی توانائی کار کردن و یا جان خود را از دست داده‌اند نیز میشود.
یک بخش از سوانح محیط کار منجر به مرگ کارگر میشود در این مورد باید بر حق و حقوق زیر تاکید کنیم:
١- خانواده کارگرانی که به خاطر ناامنی محیط کار جان باخته‌اند، و نان آور خود را از دست داده‌اند، باید تحت پوشش همیشگی تامین اجتماعی قرار گیرند و از یک زندگی انسانی برخوردار باشند. باید به این خانواده‌ها مستمری ماهانه مکفی پرداخت شود.
٢- در صورت وقوع هر حادثه‌ای در محیط کار، تعداد قربانیان و مصدومین با مشخصات و عکس فورا باید رسما و علنا اعلام شود.
٣- عاملین کشتار در کارخانجات کارفرمایان و دولت حامی آنها هستند و باید مورد پیگرد قرار گیرند.
۴- برگزاری مراسم یاد کارگران جانباخته بخاطر ناامنی محیط کار توسط کراگران به هزینه کارفرما
مبارزه برای ایمنی محیط کار، یعنی مبارزه برای زنده ماندن و سلامت جانی کارگر، یک روز هم نباید در آن تعلل کرد. خصوصا این موضوع در ایران باید به مساله فوری و همین امروز کارگران تبدیل شود.
مساله تامین ایمنی محیط کار بسادگی به سود سرمایه داران گره میخورد. سرمایه دار بخاطر سودجویی اش، آشکارا جنایت میکند و محیط‌های کار هر روز بیشتر از کارگران قربانی میگیرد و دولت نیز بنا به تعریف حافظ منافع اوست. ابعاد گسترده جنایت در محیط‌های کار بیش از هر چیز اوج توحش سرمایه داری را در مقابل ما قرار میدهد. باید به این توحش پایان داد. *

کارگران
گزارشی از اعتصاب کارگران کارخانه نوشابه سازی زمزم_کرمانشاه در دفاع از کارگران بخش پیمانکار
]]> srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Wed, 10 May 2017 04:39:14 +0000