ایران تریبون - ایران تریبون - جنبش کارگرى http://www.iran-tribune.com Wed, 19 Jun 2019 11:28:20 +0000 Joomla! - Open Source Content Management fa-ir اخبار و گزارشات کارگری 22 و 23 خرداد ماه http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71333:22-23&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71333:22-23&Itemid=645

اخبار و گزارشات کارگری 22 و 23 خرداد ماه 1398

«با اتحاد پیروز میشویم، با افتراق شکست میخوریم»

بازداشتی های مراسم روز جهانی کارگر آزاد باید گردند

- در تظاهرات مقابل سازمان جهانی کار در ژنو شرکت کنیم

- جان باختن کارگران براثر حوادث کاری در صدر اخبار:

1- جان باختن 2کارگر معدن طزره براثر ریزش سنگ و مصدومیت کارگری دیگر

2- جان باختن یک کارگر جوان درفراهان بدنبال سقوط در چاه 65 متری

3- مرگ یک کارگر در سردشت براثر سقوط از ارتفاع

4-جان باختن یک کارگر شهرداری اردبیل بر اثر سقوط در چاه فاضلاب

5- کشته وزخمی شدن 3کارگر در حادثه ریزش ساختمان در زنجان

6- سوختگی4کارگر حین کار درمهاباد بر اثر انفجارکپسول پیک نیک

7- مرگ راننده اتوبوس و شاگردش در تصادف با تریلی

- اعتصاب وتجمع صدها کارگر کارخانه سیمان سپاهان دراعتراض به نداشتن امنیت شغلی،عدم پرداخت 2ماه حقوق ومشمول نشدن مشاغل سخت وزیان آور

- دامنه دار شدن تجمعات اعتراضی کارگران شهرداری کوت عبدالله نسبت به عدم پرداخت حقوق وحق بیمه

- پایان اعتصاب کارگران کارخانه کاشی نیلوفر بیرجند بدنبال وعده پرداخت قطره چکانی مطالبات کارگران

- اعتراض کارگران نگهبان کارخانه ماشین‌سازی پارس نسبت به افزایش ساعت کاری بدون پرداخت حق اضافه کاری

- ادامه بلاتکلیفی شغلی اولین راننده زن شرکت واحد و ازاعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه

- چند نفر از بازداشت شده گان مرتبط با اعتصاب کارگران هفت تپه تفهیم اتهام شدند

- صدور قرار کفالت برای اسکندر لطفی توسط دادگاه انقلاب سنندج

- تجمع اعتراضی اهالی روستای آشنستان نسبت به وضعیت نامناسب جاده و وعده های توخالی مسئولان مقابل استانداری قزوین

*در تظاهرات مقابل سازمان جهانی کار در ژنو شرکت کنیم

دوشنبه، ۱۷ ژوئن ۲۰۱۹، ساعت ۹:۳۰ صبح تا ۲ بعدازظهر

میدان ناسیون، ژنو، سوئیس

یکصد و هشتمین اجلاس سازمان جهانی کار که از روز ۱۰ ژوئن در مرکز اروپایی این سازمان در ژنو آغاز شده است تا ۲۱ ژوئن ادامه خواهد داشت. این اجلاس مصادف است با صدمین سالگرد تاسیس این سازمان در سال ۱۹۱۹.

همزمان با برگزاری اجلاس سازمان جهانی کار دو تظاهرات و گردهمایی توسط چندین اتحادیه کارگری در روز ۱۷ ژوئن ۲۰۱۹ در میدان ناسیون ژنو در نزدیکی محل اجلاس تدارک دیده شده است.

برگزارکنندگان تظاهرات اول از جمله عبارتند از اتحادیه معلمان آمریکا و فدراسیون بین المللی معلمان، و عنوان تظاهرات “صدای فرزندان خود باشیم ” است که در اعتراض به جدا کردن فرزندان پناهندگان از والدین آنها توسط دولت آمریکا هنگام ورود این پناهندگان از مرز مکزیک به آمریکا انتخاب شده است. این تظاهرات از ساعت ۹:۳۰ صبح تا ساعت ۱۱ صبح ادامه خواهد داشت.

تظاهرات دوم توسط سندیکای ( س ژ ت) از فرانسه و سندیکای ( س ژ ای سی ) از سوئیس سازمان داده شده است که هدف آن بر جسته کردن و حمایت از حقوق بنیادی کارگران در جهان از جمله حق ایحاد تشکل، حق آزادی بیان ، تجمع و اعتصاب، برابری حقوقی زنان و مردان، پرداخت به موقع دستمزدها و دیگر حقوق بنیادی کارگران است.

اتحاد بین المللی امسال نیز طبق روال هر سال در این تظاهرات ها بطور فعال شرکت خواهد کرد تا ضمن اعلام همبستگی با مبارزات کارگران در دیگر کشورهای جهان، به سهم خود صدای کارگران ایران را به گوش تشکل ها و فعالین کارگری بین المللی برسانیم.

از عموم فعالین کارگری و مدافعان جنبش کارگری ایران دعوت می کنیم که در صورت امکان به این تظاهرات بپیوندند و به حضور نمایندگان رژیم جمهوری اسلامی ایران در این اجلاس تحت عنوان “هیئت کارگری ایران” شدیدا اعتراض کنند. همچنین در این تظاهرات به تداوم مماشات سازمان جهانی کار با رژیم جمهوری اسلامی و نا دیده گرفتن سرکوب و نقض مستمر حقوق کارگرن ایران از جمله نقض و پایمال کردن مقاوله نامه های این سازمان توسط جمهوری اسلامی اعتراض کنیم. با استفاده از این فرصت، تلاش خواهیم کرد با تاکید بر لزوم همبستگی بین المللی کارگران، تشکل ها و فعالین کارگری دیگر کشورها را هر چه بیشتر با مسایل جاری و مصاف های کنونی جنبش کارگری ایران و ماهیت ضد کارگری رژیم حاکم بر ایران آشنا سازیم.

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

*جان باختن کارگران براثر حوادث کاری در صدر اخبار:

1-جان باختن 2کارگر معدن طزره براثر ریزش سنگ و مصدومیت کارگری دیگر

ظهر روز پنج شنبه 23خرداد، دو کارگر به نام‌های علی اکبر عجم اکرامی و محمود مومن حین کار در معدن برناکی از معادن چهارگانه منطقه طزره،براثر ریزش سنگ جانشان را ازدست دادند ویک کارگرگر دیگر بنام حسینعلی لالائی بدلیل مصدومیت در بیمارستان ولایت دامغان بستری است.

برپایه گزارش رسانه ای شد،مدیرعامل البرز شرقی گفت:در جبهه کار پیشروی اکلن نوار با شیب ١٦ درجه و در متراژ ٣٤٠ متری از دهانه اکلن متأسفانه ریزش ناگهانی سنگ، رخ داده است.

2-جان باختن یک کارگر جوان درفراهان بدنبال سقوط در چاه 65 متری

صبح روز پنج شنبه 23خرداد، یک کارگر جوان در حد فاصل روستای شیرین‌آباد و روستای ضیاآباد از توابع شهرستان فراهان بدنبال سقوط در چاه 65 متری جانش را ازدست داد.

سقوط یک کارگر جوان به داخل چاهی به عمق 65 متر در اطراف یک روستا از توابع شهرستان فراهان، مرگ وی را رقم زد.

براساس گزارش رسانه ای شده،محل حادثه موتورخانه آب کشاورزی بود که به گفته افراد حاضر در محل حادثه، بالابر برقی که کارگر جوان برای انجام کار به‌وسیله آن به درون چاه رفته بود در فاصله 15 متری عمق چاه به یکباره دچار نقص فنی شد و این کارگر به درون چاه سقوط کرد.

3-مرگ یک کارگر در سردشت براثر سقوط از ارتفاع

عصر روز چهارشنبه22خرداد،یک کارگر ساختمانی حین کار در طبقه سوم یک ساختمان واقع دریکی ار محلات سردشت براثر سقوط و به علت شدت جراحت های وارد شده به جمجمه جانش را ازدست داد.

4-جان باختن یک کارگر شهرداری اردبیل بر اثر سقوط در چاه فاضلاب

ظهرروز سه شنبه 21خرداد،یک کارگر شهرداری اردبیل حین کار در اطراف چاه فاضلاب در شهرک سینای اردبیل   بر اثر سقوط در چاه فاضلاب وگاز گرفتگی جانش را ازدست داد.

سوختگی4کارگر حین کار درمهاباد بر اثر انفجارکپسول پیک نیک

ظهرروز پنج شنبه 23خرداد،4کارگر حین کاردر یک آپارتمان در حال ساخت واقع در منطقهموکریان مهاباد براثر انفجارکپسول پیک نیک دچار سوختگی در ناحیه سر و بدن شدند وبه بیمارستان منتقل شدند.

5-کشته وزخمی شدن 3کارگر در حادثه ریزش ساختمان در زنجان

عصر روز پنج شنبه 23خرداد،3کارگر حین کارگودبرداری در ساختمانی واقع درمنطقه وحیدیه شهر زنجان براثر ریزش آوار کشته و زخمی شدند.

براساس گزارشات رسانه ای شده،رئیس مرکز مدیریت حوادث و فوریتهای پزشکی استان زنجان گفت: عصر امروز بر اثر ریزش ساختمانی در یکی از مناطق شهر زنجان یک نفر جان باخت و ۲ نفر دیگر مصدوم شدند.

وی افزود: بررسی ها نشان می دهد حادثه به علت احتمالی گودبرداری و ریزش آوار باعث مصدومیت سه نفر کارگر شده است که یک نفر آنان مرد ۴۳ ساله به علت شدت آسیب تحت احیا قلبی ریوی به بیمارستان ولیعصرمنتقل شد اما تلاش ها جواب نداد و وی جان باخت.

این مسئول خاطر نشان کرد: ۲ مصدوم ۲۹ و ۵۵ ساله به مرکز تخصصی و فوق تخصصی آیت الله موسوی زنجان منتقل شدند و بنا بر گزارش های واصله وضعیت آنان تا حدودی مناسب گزارش شده و تحت درمان های لازم قرار دارند.

6-سوختگی4کارگر حین کار درمهاباد بر اثر انفجارکپسول پیک نیک

ظهرروز پنج شنبه 23خرداد،4کارگر حین کاردر یک آپارتمان در حال ساخت واقع در منطقه موکریان مهاباد براثر انفجارکپسول پیک نیک دچار سوختگی در ناحیه سر و بدن شدند وبه بیمارستان منتقل شدند.

7-مرگ راننده اتوبوس و شاگردش در تصادف با تریلی

برخورد شدیدِ اتوبوس مسافری با تریلی در اتوبان کاشان-قم، راننده اتوبوس و شاگردش را به کام مرگ برد

بنا به گزارش رسانه ای شده بتاریخ22خرداد، رئیس پلیس راهِ راهور ناجا گفت: «اتوبوس از یاسوج به سمت تهران در حرکت بود که در 40 کیلومتری قم، راننده به‌دلیل خستگی و خواب آلودگی از مسیر منحرف شده و به پشت تریلی پارک شده‌ای در حاشیه بزرگراه قم - کاشان برخورد کرده است. در این تصادف راننده 45 ساله و شاگرد 25 ساله‌اش در دم کشته و 26 مسافر اتوبوس نیز مصدوم شدند.»

*اعتصاب وتجمع صدها کارگر کارخانه سیمان سپاهان دراعتراض به نداشتن امنیت شغلی،عدم پرداخت 2ماه حقوق ومشمول نشدن مشاغل سخت وزیان آور

صبح روز چهارشنبه 22خرداد، 500کارگر کارخانه سیمان سپاهان واقع در چهل و پنج کیلومتری جنوب غربی اصفهان دراعتراض به نداشتن امنیت شغلی،عدم پرداخت 2ماه حقوق ومشمول نشدن مشاغل سخت وزیان وآور دست از کار کشیده ودر محوطه این واحد تولیدی تجمع کردند.

یکی از کارگران معترض به خبرنگار رسانه ای گفت: دو ماه است که حقوق خود را دریافت نکرده‌ایم و معمولاً حقوق‌های کارگران با تأخیر پرداخت می‌شود و وعده‌های توخالی می‌دهند.

وی ادامه داد: چندین ماه است که تکلیف سختی کار مشاغل ما معلوم نشده و بعضی از نیروی‌ها را در یک یا دو سال اخیر به دلایل مختلفی اخراج کردند.

این کارگردرپایان گفت: ما کارگران این کارخانه تنها خواسته‌ای که داریم این است که مطالبات ما هرچه زودتر پرداخت شود و بحث سختی کار شغل ما هرچه سریع‌تر به جمع‌بندی برسد.

*دامنه دار شدن تجمعات اعتراضی کارگران شهرداری کوت عبدالله نسبت به عدم پرداخت حقوق وحق بیمه

روز پنج شنبه 23خردادماه، کارگران شهرداری کوت عبدالله در ادامه اعتراضاتشان نسبت به عدم پرداخت حقوق وحق بیمه،دست به تجمع مقابل استانداری خوزستان ودفتر یک بهارستان نشین از اهواز زدند.

کارگران معترض با درب بسته استانداری بدلیل تعطیلات آخر هفته و عدم حضور علی ساری نماینده مجلس از حوزه اهواز، حمیدیه، باوی و کارون روبروشدند

قابل یاد آوری است که کارگران شهرداری کوت عبدالله از هفتم خردادماه سال جاری دراعتراض به عدم پرداخت حقوق دست از کار کشیده اند.

وطی دهفته گذشته بارها دست به تجمع مقابل استانداری این مرکز قدرت دولتی در خوزستان زده اند.

پیش ازاین یکی از کارگران تجمع کننده در گفت و گو با خبرنگار رسانه ای بیان کرد: کارگران فضای سبز شهرداری کوت عبدالله با مشکلات مالی بسیاری مواجه هستند حقوق پرداختی کفاف زندگی ما را نمی‌دهد اما همان حقوق نیز به موقع پرداخت نمی‌شود.

وی ادامه داد: پیمانکار حقوق بهمن ماه سال گذشته را پرداخت کرده و از حقوق اسفندماه تنها ۱۰ میلیون ریال علی الحساب برای ما واریز شده اما ما خواستار پرداخت تمام حقوق‌ معوق هستیم.

این کارمعترض یادآور شد: هیچ فیش حقوقی به ما داده نشده است که بدانیم مبلغ حقوق ما چه میزان است از سویی دیگر از اسفندماه سال گذشته تاکنون حق بیمه کارگران هم پرداخت نشده است.

یکی دیگر از کارگران فضای سبز شهرداری کوت عبدالله در این خصوص گفت: فرزند یکی از کارگران تازه متولد شده است اما به دلیل عدم توانایی پرداخت هزینه بیمارستان، شناسنامه وی و همسرش نزد بیمارستان باقی مانده است.

وی ادامه داد: از عید نوروز تاکنون منتظر پرداخت حقوق هستیم اما هیچ مبلغی تاکنون پرداخت نشده است، شرایط اقتصادی سخت است و این تأخیر در پرداخت حقوق‌ها بیشتر ما را تحت فشار قرار می‌دهد.

*پایان اعتصاب کارگران کارخانه کاشی نیلوفر بیرجند بدنبال وعده پرداخت قطره چکانی مطالبات کارگران

بدنبال اعتصاب روز 21خردادماه*، کارگران کارخانه کاشی نیلوفر بیرجند دراعتراض به عدم پرداخت 9ماه حقوق، جلسه کمیسیون کارگری در استانداری خراسان جنوبی با شرکت تعدادی از کارگران ومدیران کارخانه برگزار و مدیران به کارگران پرداخت قطره چکانی مطالباتشان رااز هفته آینده دادند.

وبدینترتیب کارگران بطور موقت به اعتصابشان خاتمه دادند تا ببینند آیا کارفرما به وعده هایش جامه عمل خواهد پوشاند.

*اعتصاب وتجمع کارگران کارخانه کاشی نیلوفر بیرجند دراعتراض به عدم پرداخت 9ماه حقوق

روز سه شنبه 21خرداد ماه، کارگران خطوط تولید فازهای 2 و 3 کارخانه کاشی نیلوفرواقع در بیرجند استان خراسان جنوبی در اعتراض به عدم پرداخت 9ماه حقوق دست از کار کشیدند ودرمقابل این واحد تولیدی اجتماع کردند.

یکی از کارگران این کارخانه در گفت‌و‌گو با خبرنگار یک رسانه محلی،مهم‌ترین مشکل کارگران را معوق‌شدن 9 ماه حقوق بیان کرد و افزود: از نیمه سال 1395 تاکنون، یک ريال اضافه‌کاری کارگران پرداخت نشده و از تیرماه تا دی‌ماه 1397 و همچنین از ابتدای سال‌جاری تا امروز حقوق کارگران پرداخت نشده است.

وی افزود: این مبلغ بدهی برای حداقل میزان کار ساده‌ترین کارگر بیش از 12 میلیون تومان خواهد بود.

وی اظهار کرد: بعد از اعتراض‌های فراوان، کارخانه فقط حقوق ماه‌های بهمن و اسفند 1397 را پرداخت کرد تا این‌گونه وانمود کند که حقوق معوق کارگران را پرداخت کرده است.

بنابر آخرین خبر رسانه ای شده،تعدادی از کارگران به همراه مدیرعامل و مدیراجرایی این کارخانه، پیش از ظهر امروز در جلسه‌ای که در محل استانداری خراسان جنوبی جهت بررسی این موضوع تشکیل شده بود، شرکت کردند.

*اعتراض کارگران نگهبان کارخانه ماشین‌سازی پارس نسبت به افزایش ساعت کاری بدون پرداخت حق اضافه کاری

کارگران نگهبان کارخانه ماشین‌سازی پارس اعتراضشان را نسبت به افزایش ساعت کاری بدون پرداخت حق اضافه کاری،رسانه ای کردند.

کارگران نگهبان کارخانه ماشین سازی پارس واقع در شرق تهران (سه‌راه تهران پارس) در گفتگو با خبرنگار رسانه ای، از افزایش ساعت کاری خود تا ۱۵ ساعت در روز خبر دادند. این در حالی‌ست که به گفته آنها طبق ماده ۵۹ قانون کار در شرایط عادی ارجاع کار اضافی به کارگر باید با موافقت کارگر و پرداخت ۴۰ درصد اضافه بر مزد هر ساعت کار عادی صورت بگیرد.

این کارگران که تعدادشان به ۹ نفر می‌رسد، در ادامه گفتند: قبل از اردیبهشت ماه سال جاری به صورت چرخشی در شیفت‌های ۱۲ ساعت کار و ۲۴ ساعت استراحت مشغول کار بودیم اما از آن تاریخ به بعد ما هر روز از ۶ صبح تا ۹ شب یکسره باید در محل کار حاضر شویم اما برای این کار اضافی به ما مزد روز عادی را هم پرداخت نمی‌کنند. ما طبق قانون کار با افزایش مزد سال جاری حدود دو میلیون دریافتی حقوق داریم. این یعنی کارفرما برای اضافه‌کاری که انجام می‌دهیم، مزدی پرداخت نمی‌کند.

یکی از کارگران گفت: هر یک از ما با ۲۰ سال سابقه کار وقتی برای پیگیری این موضوع با مسئولان کارخانه صحبت می‌کنیم، در پاسخ می‌شنویم که اگر نمی‌توانید با شرایط کارخانه کنار بیایید، از کارخانه خارج شوید.

وی ادامه داد: شرایط کار در بخش حراست کارخانه بسیار سخت است. باید به دقت مراقب باشیم که مبادا مشکلی در کارخانه پیش بیاید.

این کارگر گفت: هیچ حکمی در ارتباط با تغییر ساعت کاری‌مان به ما ابلاغ نشده است. وقتی می‌گوییم چرا قرارداد را امضا نمی‌کنید تا کارگران نگهبان تکلیف خودشان را بدانند، می‌گویند این کار غیرقانونی است.

یک کارگر دیگر نیز اظهار داشت: ساعت کاری‌مان ۶ تا ۹ شب است. وقتی ۱۵ ساعت کار مداوم می‌کنیم رمقی برایمان نمی‌ماند. اضافه‌کاری‌مان که پیش از این به حدود ۱۲۰ ساعت می‌رسید الان به ۲۰ ساعت کاهش یافته است. وقتی ۹ شب کار تعطیل می‌شود؛ ساعت ۱۲به خانه می‌رسیم. روز بعد هم ما شیفت صبح می‌شویم و مجبوریم ساعت ۴صبح راهی کارخانه شویم. یعنی کلا ۴ساعت می‌خوابیم.

کارگر دیگری با اشاره به اینکه در حال حاضر یک ماه حقوق کارگران این کارخانه به تاخیر افتاده است، بیان کرد: میزان دریافتی ماهانه کارگران بخش حراست کارخانه ماشین‌سازی پارس به نسبت کارگران شاغل در بخش تولید کمتر است. یک کارگر بخش تولید ماهانه بالای ۳ میلیون تومان با اضافه‌کاری حقوق دریافت می‌کند اما ما نگهبانان حداقل مزد (ماهی ۲ میلیون) را داریم. در عین حال ماهیت کارمان قراردادی است و با ۲۰ سال سابقه کار اگر اعتراض کنیم، امکان از دست دادن شغلمان وجود دارد.

*ادامه بلاتکلیفی شغلی اولین راننده زن شرکت واحد و ازاعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه

به گزارش کانال تلگرام سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه،خانم فرحنازشیری اولین راننده زن درشرکت واحد و ازاعضای سندیکای کارگران شرکت واحد ۹سال است که بدون هیچ دلیل قانونی وفقط وفقط به دلیل زن بودن ازکارش اخراج گردیده و درطی این ۹سال سه باراز ادارات کار ودیوان عدالت اداری ، بالاترین مرجع تصمیم گیری رای بازگشت بکارگرفته که همچنان کارفرما بااستفاده از روابط فراقانونی ازشروع بکارش جلوگیری کرده است.

خانم شیری یکبار درسال ۹۲ توانست با رای صادره به مدت نزدیک هفت ماه به سرکارش برگردد که مجددا توسط کارفرما بازهم بدون هیچ مستندات قانونی ازکارش اخراج گردید .

هرچند که این راننده توانست مجددا دوباردیگر ازدیوان عدالت اداری رای بازگشت بکاربگیرد اما نامبرده در۹سال گذشته بطور مرتب درراهروهای اداره کار و وزارت کار ودیوان عدالت اداری همچنان سردرگم‌وبلا تکلیف هستند .

درآخرین پرونده ای که این راننده زن درمراجع قانونی به جریان انداخته است قراراست که بزودی مجددا درمورد دادخواهی ایشان رایی صادرشود.

۴عضو دیگر سندیکا، رضاشهابی و حسن سعیدی وناصر محرم زاده و حسین کریمی سبزوار سالهاست که به دلیل فعالیت های سندیکایی اخراج شده اند وبلاتکلیف مانده اند.

*چند نفر از بازداشت شده گان مرتبط با اعتصاب کارگران هفت تپه تفهیم اتهام شدند

بر اساس خبر رسیده، امروز چهارشنبه ۲۲ خرداد، چند تن از عزیزانی که در ارتباط با اعتصاب کارگران هفت‌تپه در بازداشت می باشند به دادگاه احضار و قرار نهایی و کیفرخواست به آن ها ابلاغ شد.

بر پایه این‌گزارش پرونده به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی مقیسه ارجاع شد.

لازم به ذکر است که برخلاف قانون این قرار تا کنون به وکیل کارگران هفت تپه ابلاغ نشده است.

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه ادامه بازداشت اسماعیل بخشی و دیگر کارگران در بند را محکوم کرده و خواستار آن هستیم که اسماعیل بخشی و دیگر کارگران و همراهان مدافع جنبش کارگری بدون هیچ قید و شرطی سریعا آزاد شوند!.

ما از طریق همین کانال تلگرامی که . مرجع رسمی کارگران هفت تپه می باشد، اخبار تکمیلی در ارتباط با بازداشت شده گان را بعدا به اطلاع عموم خواهیم رساند.

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

۲۲ خرداد ۹۸

*صدور قرار کفالت برای اسکندر لطفی توسط دادگاه انقلاب سنندج

روز چهارشنبه ۲۲ خرداد اسکندر لطفی ،بازرس شورای هماهنگی، به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام ، تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب و با شکایت اطلاعات سپاه در در شعبه دوم بازپرسی تفهیم اتهام شد که آقای لطفی کلیه اتهامات انتسابی را رد نمود و بازپزس دستور قرار کفالت صادر نمود که با تامین آن وی آزاد شدند.

لازم به توضیح است جمعی از فعالین صنفی مریوان ایشان را همراهی نمودند.

منبع:کانال تلگرام شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران

*تجمع اعتراضی اهالی روستای آشنستان نسبت به وضعیت نامناسب جاده و وعده های توخالی مسئولان مقابل استانداری قزوین

روز چهارشنبه 22خرداد،جمعی از اهالی روستای آشنستان از توابع شهرستان قزوین برای بمنایش گذاشتن اعتراضشان نسبت به وضعیت نامناسب جاده و وعده های توخالی مسئولان دست به تجمع مقابل استانداری قزوین،زدند.

یکی از اهالی روستای آشنستان:متاسفانه روستای ما به صندوق جمع آوری رای انتخاباتی تبدیل شده به طوری که هر نماینده برای اخذ رای به روستا مراجعه می‌کند و بعد از اینکه به مجلس می‌رود، همه وعده‌هایش را به فراموشی می‌سپارد.

یکی از اهالی روستای آشنستان حاضر درتجمع به خبرنکار یک رسانه محلی گفت: باوجود اینکه ما در چند کیلومتری شهر قزوین سکونت داریم اما هیچ امکاناتی در روستا وجود ندارد و برای رفت و آمد به شهر هم باید این وضعیت را تحمل کنیم؛ وضعیت نامناسب روستا موجب مهاجرت بسیاری از روستاییان شده به طوری که تاکنون ۴۰ خانوار به شهر مهاجرت کرده‌اند.

وی عنوان کرد: روستای آشنستان ۱۵۰۰ نفر، روستای امامزاده آباذر ۸۰۰ نفر و روستای دستجرد ۱۱۰۰ نفر جمعیت دارد؛ باوجود این میزان جمعیت چرا باید نسبت به وضعیت راه بی توجهی شود؟.

ساکن روستای آشنستان ادامه داد: روستای آشنستان با وجود این میزان جمعیت مدرسه راهنمایی ندارد و مردم مجبور هستند برای تحصیل فرزنداشان به شهر رفت‌و آمد کنند که متاسفانه با این وضعیت راه‌ دچار سختی زیادی می‌شوند و همین موضوع موجب مهاجرت روستاییان و ترک تحصیل بسیاری از دانش آموزان شده است.

وی افزود: رانندگان به خاطر وضعیت نامناسب راه، کرایه بالاتری از مردم دریافت می‌کنند و مردم روستا درآمد بالایی ندارند که بتوانند از پس مخارج برآیند و همین موضوع موجب مهاجرت افراد میانسال هم شده است.

ساکن روستای آشنستان گفت: سال‌های گذشته این روستا مدرسه راهنمایی داشت اما به علت وضعیت نامناسب راه‌ها نیز معلم‌ها راضی نشدند که در روستا حاضر شوند و همین امر موجب شد که مدرسه راهنمایی تعطیل شود.

وی تصریح کرد: محمدی نماینده مجلس تاکنون سه بار از جاده بازدید کردند و اعلام کردند که ۷۰ تن قیر جهت آسفالت راه بودجه گرفتند اما تاکنون محقق نشده است؛ متاسفانه روستای ما به صندوق جمع آوری رای انتخاباتی تبدیل شده به طوری که هر نماینده برای اخذ رای به روستا مراجعه می‌کند و بعد از اینکه به مجلس می‌رود، همه وعده‌هایش را به فراموشی می‌سپارد.

یکی دیگراز اهالی این روستا نیزگفت: وضعیت نامناسب جاده آشنستان موجب تصادف چندین نفر از روستاییان و مرگ آن‌ها شده است؛ این وضعیت از طرفی خسارت زیادی را برای رانندگان تاکسی که در مسیر این روستا کار می‌کنند نیز به وجود آورده به طوری که خیلی از آن‌‌ها تغییر شغل داده‌اند چراکه از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نبود و با هربار رفت و آمد باید هزینه‌های زیادی بابت نقص فنی خودروهایشان پرداخت کنند.

یکی از رانندگان تاکسی مسیر روستای آشنستان با اعلام نارضایتی خود، گفت: این وضعیت راه برای ما از نظر اقتصادی سودی ندارد و به دنبال کاری هستیم که تغییر شغل دهیم؛ بخشدار منطقه تاکنون چندین بار قول مساعدت جهت آسفالت روستا را داده اما تاکنون محقق نشده است.

روستای آشنستان در ۱۲ کیلومتری شهر قزوین قرار گرفته است؛ بعد از این روستا، روستاهای دسترجرد و امامزاده اباذر نیز قرار دارند، راه این روستا ۴۰ سال پیش آسفالت شده که اکنون وضعیت مناسبی ندارد و همین موجب نارضایتی اهالی روستا شده است.

akhbarkargari2468@gmail.com

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Thu, 13 Jun 2019 23:12:34 +0000
حمید محصص: مروری بر گفت و گوی میثم آل مهدی و مقاله «نگاهی به اعتراضات کارگران فولاد ملی اهواز و پیامدهای آن» http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71330:2019-06-13-23-07-16&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71330:2019-06-13-23-07-16&Itemid=645

دو رویکرد متضاد به مبارزه «کارگران آهن» و «ریشه ظلم»

اعتصاب و تظاهرات خیابانی کارگران گروه ملی صنعتی فولاد در اهواز به سال 1397 که همزمان با مبارزات کارگران شرکت نیشکر هفت تپه انجام شد، برای چندین هفته فضایی شورانگیز در شهرهای مختلف خوزستان و در میان فعالان جنبش های سیاسی و اجتماعی ایجاد کرد. چندین هفته، شعارهای فولاد اهواز را هر جا که می شد دوباره می نوشتیم و فریاد می کردیم: ما کارگران فولاد، علیه ظلم و بیداد، می‌جنگیم، می‌جنگیم! ما کارگران آهنیم ریشه ظلم و میکنیم! فولاد، هفت تپه، اتحاد اتحاد! کارگران بیدارند، از استثمار بیزارند! و....

در آن روزها، گروه ها و عناصر مختلف چپ از یک نقطه عطف و شروع دوران جدید در جنبش کارگری گفتند. برای اثبات این تحلیل، روی واقعیاتی مثل شعارهای اعلام همبستگی بین این دو مبارزه، مرزبندی کارگران با مدیریت فاسد خصوصی و حکومت بی کفایت، و مشارکت نسبتا گسترده و متفاوت زنان و دانشجویان در این مبارزات انگشت گذاشتند. در زمینه سازماندهی، هفت تپه با اتکاء به تجربه و زمینه های فعالیت سندیکایی در دهه 1380 این بار با سلاح مجمع عمومی و شعار مدیریت شورایی پیش آمد و تلاش کرد پایه های سازمان مستقل توده ای کارگران را مستقر کند. فولاد اهواز در زمینه سازماندهی، رهنمود مشخصی نداد و اساسا روی شعارهای مطالبات کارگری، همبستگی کارگران و افشاگری از مدیران و مقامات تمرکز کرد. گروه ملی فولاد برای مهار کردن مبارزه خیلی زود به پرداخت چهار ماه حقوق معوقه گردن گذاشت. در عین حال عناصر مبارز و پیشرو در هفت تپه و فولاد تحت فشار و پیگرد امنیتی قرار گرفتند و پرونده سازی ها شروع شد. سپس نوبت دستگیری و اخراج رسید. رژیم بعد از حذف نمایندگان و کارگران موثر و سازش ناپذیر از صحنه، فورا تلاش کرد روحیه مبارزه جویی مسلط بر کارگران و متحدان شان را در هم بشکند. در هفت تپه، تشکل خودساخته «شورای اسلامی کار» را تحمیل کرد با این هدف که دستاوردهای این دوره از اعتراضات در زمینه سازماندهی مستقل را نابود کند.

اینک در فاصله اوج و فرودهای ناگزیر جنبش، نیاز مبرمی به جمعبندی صحیح از دستاوردها و عقبگردها، و درس آموزی از کمبودهای مبارزه و خطاها و نقاط ضعف فعالان آن وجود دارد. بازبینی تجربه مبارزات اخیر، در بحث و جدل با فعالانی که از نزدیک درگیرش بودند و بررسی نقادانه تحلیل هایی که رفته رفته در مورد اعتراضات کارگران فولاد و هفت تپه منتشر می شود، گامی در این راه است.

 

یک مبارزه واحد و دو نگاه

طی دو هفته اخیر دو مطلب در ارتباط با مبارزات کارگری اخیر در شرکت فولاد اهواز توسط سایت های خبری ـ تحلیلی چپ انتشار یافته است. مطلب اول، متن مصاحبه نشریه «آگاهنامه» با میثم آل مهدی یکی از کارگران فولاد اهواز است که به علت نقش موثرش در این مبارزه تحت پیگرد قرار گرفت و بازداشت و از کار اخراج شد. مطلب دوم که تحت عنوان «نگاهی به اعتراضات کارگران فولاد ملی اهواز» به امضای «جمعی از کارگران فولاد ملی اهواز» منتشر شده است. در این مطالب، هم با گوشه ای از بهره کشی و فساد نظام حاکم از دریچه شرکت فولاد روبرو می شویم، و هم با نقطه نظرها و گرایش ها و اهداف متفاوتی که در صفوف کارگران فولاد بروز کرده است.

از حرف های میثم آل مهدی شروع کنیم که خود و چند تن دیگر از یارانش زیر فشارهای کمرشکن سیاسی ـ اجتماعی و معیشتی قرار دارند. حق ورود به شرکت را از او سلب کرده اند و حساب بانکی اش مسدود شده است. میثم علت این فشارها را «شفاف سازی [افشاگری] در مورد فعالیت مافیای اقتصادی در سطح مدیریت شرکت» و بپاخاستن کارگران علیه این مافیا می داند. او در مقابل این سوال که «چه چیز مانع کنش سیاسی کارگران شده و آنان را مطالبات اصلی و بنیادی خود منحرف کرده» ترجیح می دهد به جای تاکید بر نکات منفی، از دستاوردهای مبارزات اخیر (آن هم نه فقط در فولاد که در هفت تپه و اهواز) بگوید. میثم این نکته را برجسته می کند که کارگران هفت تپه و فولاد از اعتراضات صنفی فراتر رفتند و «قدرت سیاسی خود در اداره و کنترل بر فرایند تولید» را درک کردند. به این نکته جلوتر خواهیم پرداخت، ولی پیش از آن می خواهیم از روحیه خوبی که در حرف های میثم آل مهدی موج می زند بگوییم و روی تلاش او برای القاء خوشبینی و اعتماد به نفس در مورد مبارزات کارگری به جای انتشار دلسردی و نومیدی انگشت بگذاریم. در روزهای دشواری و فشار و تهدید، تاکید بر دستاوردها و افق پیروزی بسیار آموزنده و ارزشمند است. به یاد داشته باشیم که میثم یک مبارز علنی جنبش کارگری است و بدون شک در بیان دیدگاه و مواضع خود محدودیت هایی دارد که هنگام بررسی چنین گفت و گویی باید در نظر گرفت.

 

کارگران با چه چیزی طرف هستند: «مافیا» یا نظام سرمایه داری؟

اولین نکته بحث برانگیز در حرف های میثم، تاکید او بر پدیده مافیا یا «مافیای شرکت» است. در همین زمینه، او به دزدی ها و حساب سازی ها و شیوه های تشدید بهره کشی توسط مدیریت فولاد اشاره می کند. سپس از زبان میثم می شنویم که «کارگران... از دولت دعوت کردند که وارد شود و مسئله حساب های شرکت را ارزیابی کند.» یا اینکه «وقتی عوامل دولت در اهواز مجبور می شدند به شورا بیایند و کارگران را ببینند که خودشان تصمیم می گیرند، کارگران انرژی بیشتری می گرفتند که دولت را مجبور کرده اند پای تصمیمات آن ها بنشیند» او در ادامه می گوید: «نیروهای امنیتی... تحت هیچ شرایطی نمی خواستند کارگران قدرت تشکیلاتی خود را به دست بیاورند چون منافع سرمایه دار به خطر می افتد؛ زیرا با سرمایه دار در سرکوب کارگر متحدند و نمی خواهند که کارگر استقلال داشته باشد.»

جملاتی که نقل کردیم، با وجود اینکه نشانگر مرزبندی میثم با عوامل دولت یا نیروهای امنیتی است اما کماکان دیدگاهی را منعکس می کند که سرمایه دار و دولت را علیرغم اتحاد و ارتباطشان، در دو جای مختلف قرار می دهد. واقعیت چیست؟ واقعیت این است که ما اساسا با نظام سرمایه داری و دولت طبقاتی حافظ این نظام مواجهیم که به مثابه یک کلیت عمل می کنند و بهره کشی و ستم را تداوم می بخشند. دولت، سرمایه داری دولتی، سرمایه داری خصوصی یا خصولتی، و آنچه مافیای اقتصادی لقب گرفته، گروه های جداگانه نیستند؛ بلکه اجزاء یک پدیده واحدند. جداسازی سرمایه داران و دولت سرمایه داری، خواسته یا ناخواسته امکان یا لزوم مانور دادن بین این ها و اهرم کردن دولت علیه سرمایه دار را در ذهن و عمل کارگران پر رنگ می کند. در حالی که باید ارتباط درونی میان اجزاء و نهادهای مختلف نظام حاکم را دید. باید این واقعیت را دید و برای همه آشکار کرد که فقر و فلاکت و ستمی که بر کارگران و زحمتکشان و اکثریت اهالی روا می شود محصول و نتیجه کارکرد این کلیت است. شفاف سازی ها باید حول این واقعیت متمرکز شود که نظام سرمایه داری به ویژه در شرایط بحران و تنگنای اقتصادی، گرایش به تشدید فساد و «دزدی» و استفاده هر چه بیشتر از شیوه های «فرا قانونی» دارد. این کار اگرچه به صورت رذالت و حرص و حقه بازی باندهای «مافیایی» جلوه گر می شود اما نهایتا به معنی تشدید استثمار به طور عمومی و دست اندازی هر چه بیشتر یک طبقه بر ثروت ها و امکانات عمومی است. چنین کاری بدون در دست داشتن قدرت سیاسی توسط طبقه سرمایه دار (و نه فقط این فرد و آن باند)، بدون استفاده از امکانات انحصاری مالی و بانکی و تجاری، بدون اتکاء انحصاری به داده های اطلاعاتی و بالاخره بدون ایستادن زیر چتر حمایتی نیروی مسلح سرکوبگر ناممکن است. به همین علت است که با جا به جایی افراد، یا دست بدست شدن شرکت ها بین نهادهای دولتی و خصوصی، اساسا چیزی عوض نمی شود و در هر حالت، حیات جامعه را شیوه های گوناگون بهره کشی و ستم رقم می زند. به همین علت است که انتخاب از بین «بد و بدتر» یا ترجیح دادن مالکیت و مدیریت دولتی به «باندهای مافیایی خصوصی» خود را گول زدن است. بد و بدتر نداریم؛ هر دو بدترند!

 

به «مسئله قومی» (ملی) باید پرداخت یا نپرداخت؟

میثم آل مهدی در بخش دیگری از گفت و گو با «آگاهنامه» تلاش می کند راه «هویت گرایی قومی» یا دقیق تر بگوییم گرایش ناسیونالیستی را در صفوف کارگران ببندد. او هوشیارانه هم با هراس از «مسئله قومی» (مسئله ملی) مرزبندی می کند و هم با تاکید بر آن. میثم تاکید می کند که «تبعیض های قومی در شرکت برای اختلاف انداختن میان کارگران بوده و هست.... تبعیض وجود دارد و مدیریتی ایجاد شده که این تبعیض ها را قائل می شود و در پی ایجاد اختلاف در بین کارگران است.» در عین حال بر این باور است که «کارگران... علیرغم تمام مسائل قومی و عقیدتی، برای مبارزه علیه استثمار کنار هم می ایستند» و «آگاهی طبقاتی باعث اتحاد کارگر و شکست نقشه های سرمایه داری می شود.»

این نکته، اساسی است. اما برای اینکه حرف های میثم در سطح یک آرزوی خوب و یک ایده تحقق نیافته، باقی نماند نه فقط باید وجود ستمگری ملی و تبعیض های گوناگون علیه قشرهای فرودست را به رسمیت شناخت بلکه باید به طور مشخص علیه این ستمگری مبارزه کرد. صفوف کارگران در صورتی می تواند به واقع متحد شود و همه، بازو در بازوی هم علیه استثمار و در مقابل دولت طبقه استثمارگر بایستند که موضوع سرکوب و ستمگری ملی در کنار شعارهای عمومی مبارزات کارگری مطرح شود. برای مثال، جنبش کارگری نباید در مقابل اقدامات سرکوبگرانه حکومت علیه فرودستان و جوانان مبارز عرب خوزستان سکوت کند و هر گاه با سیاست های تبعیض آمیز و تفرقه افکنانه حول موضوع ملیت و قوم روبرو شد باید مستقیما و بدون تردید، آن را افشاء و طرد کند.

 

«قدرت سیاسی طبقه کارگر»: به چه مفهوم و در کجا؟

اما مهمترین نکته در حرف های میثم آل مهدی، درکی است که از قدرت سیاسی طبقه کارگر جلو می گذارد. می گوید: «تجربه فولاد نشان داد که مسئله ما فقط حقوق و دستمزد نیست؛ زیرا در همان ده روز اول حقوق های معوقه پرداخت شد. کارگر می خواهد خودش کارخانه را اداره کند و قدرت سیاسی اش را به دست آورد.»

اگرچه میثم به درستی می خواهد مرزهای از پیش تعیین شده برای طبقه کارگر را زیر پا بگذارد و مانع محدود کردن ذهنیت کارگران به دستمزد بیشتر (فروش عادلانه تر نیروی کار) شود اما نمی تواند از محدوده کارخانه (محیط های پراکنده با گروه های جداگانه کارگران) فراتر برود. او «قدرت سیاسی» کارگر را در اداره کردن کارخانه خلاصه می کند؛ چیزی که حتی اگر در یک جامعه سرمایه داری تحت حاکمیت دولت طبقه سرمایه دار به خواست همه کارگران تبدیل شود باز هم قابل تحقق نیست. این تصور که شیوه تولید سرمایه داری در کشور برقرار باشد و برنامه ریزی اقتصادی کلان بر اساس کسب حداکثر سود انجام شود و قوانین و معیارهای حاکم بر بازار (بین المللی و داخلی) همه چیز را تعیین کند اما همزمان کارگران در نتیجه مقاومت و مبارزه خود بتوانند مدیریت (شورایی) خود را بر این یا آن واحد تولیدی اعمال کنند و استثمار نشوند، خیال خام است. مشکل بزرگی که بحث «کسب قدرت سیاسی در کارخانه» دارد این است که ذهن طبقه کارگر را در روابط و دغدغه ها و منافع محدود به یک محیط کوچک، حبس می کند و قدرت سیاسی واقعی را که ابعاد کلان اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و ایدئولوژیک دارد دور از دسترس طبقه کارگر می بیند. در واقع، از این درک پیروی می کند که کارگران فقط می توانند قدرت خود را در عرصه ای اعمال کنند که آن را می شناسند و چم و خم اش را می دانند. و حتی اگر کارگران یک واحد تولیدی برای اعمال مدیریت خود بر کارخانه در چارچوب رژیم سرمایه داری تحقق یابد، دست آخر «شورای مدیریت کارگری» به اهرمی برای پیاده کردن و جلو بردن برنامه کلان اقتصاد سرمایه داری کشور و راه اندازی و سودآور کردن تولید در این محدوده تبدیل خواهد شد. هدف چنین نهادی خواه ناخواه به سازماندهی تولید بیشتر، باصرفه تر و سریعتر در واحد خود و بهره مند شدن از امتیازات احتمالی این کار خلاصه خواهد شد.

 

حد و حدود آگاهی کارگران چگونه تعیین می شود؟

ما در عین حال که به روحیه میثم آل مهدی و کارگرانی که مثل او فکر می کنند ارج می گذاریم وقتی که با سربلندی می گوید:

«کارگران پیشنهادات پشت دری کارخانه دار و عوامل دولت را نپذیرفتند و گفتند خود استاندار و فرماندار و رئیس جمهور باید بیایند اینجا و به تصمیم های ما گوش دهند.... در مجمع عمومی نشستیم و به سرمایه دار نشان دادیم که ما می توانیم خودمان در مجمع تصمیم بگیریم و کارخانه را اداره کنیم و در نهایت اعتصاب را ادامه بدهیم.»

اما نتیجه گیری میثم از این واقعیات را ناکامل و نادرست می دانیم وقتی که ادامه می دهد:

«عجیب است که گروهی می گویند این حرکات آگاهانه نبوده است، زیرا ما تمام حرکات و تصمیم هایمان را جمعی می گیریم.»

بله، این تصمیم ها را خود کارگران گرفتند. اقدامات شان نتیجه بحث و جدل جمعی بود. به این معنی آگاهانه و داوطلبانه بود و کسی از بیرون و به زور این تصمیمات را به آن ها تحمیل نکرده بود. ولی این تصمیم ها برخاسته از سطح و نوع معینی از آگاهی بود. آگاهی برخاسته از تضادها و محدودیت های مبارزات حق طلبانه و روزمره کارگری. آگاهی محدود به حیطه محدود مبارزات اقتصادی ـ اتحادیه ای (سندیکایی). این نوع آگاهی تحت تاثیر فشار و زور روابط مسلط بر اقتصاد و سیاست و فرهنگ جامعه و دنیا قرار دارد؛ قالب و ظرفیت مبارزاتی که بر پایه این آگاهی می تواند به راه بیفتد را نیز نهایتا بینش و ایدئولوژی برخاسته از همین روابط تعیین می کند. بحث ما بر سر همان تفاوتی است که به قول مارکس بین «شعار محافظه کارانه یک روز دستمزد عادلانه در ازای یک روز کار عادلانه» با «شعار انقلابی الغای سیستم کارمزدی» وجود دارد و باید پرچم شعار دوم را برافراشت.

 

چند نکته صحیح و تاکید مهم که باید به آن ها توجه کرد

میثم آل مهدی در بررسی موقعیت کنونی کارگران فولاد، این سوال مهم را پیش می گذارد که معیار شکست یا پیروزی یک مبارزه چیست؟ او به درستی روی این نکته انگشت می گذارد که نمی توان پیروزی را فقط در ادامه اعتراضات خیابانی دید و انتظار داشت که کارگران همیشه کف خیابان باشند. میثم روی دستاوردهای یک دور از مبارزه تاکید می کند، از اینکه طی سه دهه اخیر قدرت شورایی در تجربه فولاد قدرتمندتر از هر حرکت مبارزاتی دیگری ظاهر شده است می گوید و ادامه می دهد «همفکری و تصمیمات جمعی ما و تشخیص شرایط برای اعتصاب در مجمع عمومی» یک پیروزی است. «فرد محور» نبودن این جنبش و در واقع شکوفایی و رو آمدن چندین سخنگو و فعال صف اول یا به قول لنین «رهبر خوش قریحه» جنبش کارگری، یک پیروزی است. او که به نظر می آید چشم بر هجوم طبقه حاکم به این دستاوردها نبسته و احتمال ضربه خوردن مقطعی جنبش را از نظر دور نداشته، موضوع پیروزی و شکست را اینطور تبیین می کند که: «اگر اینها پیروزی نیست قطعا بذر پیروزی است.»

میثم ترفندهای امنیتی رژیم علیه مبارزات کارگران هفت تپه و فولاد و جنبش چپ را که در مستند تلویزیونی «طراحی سوخته» به نمایش درآمد هوشیارانه مورد تمسخر قرار می دهد تا تصویر قدرقدرتی وزارت اطلاعات را در ذهن ها بشکند. از آن تحت عنوان «جوک» و «کمدی» نام می برد و از صدا و سیمای جمهوری اسلامی می خواهد «طراحی سوخته دو و سه را هم تولید کند تا بتوانیم بیشتر شاد شویم»! او به صراحت «شورای اسلامی کار» در گروه ملی فولاد را به عنوان نهادی وابسته و ضدکارگری که رژیم به عنوان حربه و مانعی علیه تشکیل مجمع عمومی و حرکت شورایی مستقل کارگران به راه انداخته است افشا می کند. میثم آگاهانه حاضر به نقد حرکت فعالان جنبش های اجتماعی دیگر از مبارزات کارگری اخیر نمی شود و علیرغم اینکه خود اینجا و آنجا انتقاداتی دارد اما نمی خواهد با طرح آن ها باعث سوء استفاده سیستم شود. او تاکید می کند که: «کارگران را نمی توانیم به حقوقشان تقلیل دهیم. صدای کارگران، صدای تمام مردم به حاشیه رانده شده و ستمدیده است.» میثم به روشنی بر ضرورت همدلی و پشتیبانی فعالان جنبش کارگری، دانشجویی، معلمان، محیط زیست انگشت می گذارد. و چقدر صحیح و به جا بود اگر همین جا از جنبش زنان هم نام می برد.

 

در نقد رویکرد مقاله «نگاهی به اعتراضات کارگران فولاد ملی اهواز»

در مطلب دوم که به اختصار از آن تحت عنوان «نگاهی به اعتراضات...» نام می بریم، نویسندگان خود را به عنوان بخشی از سازماندهان اعتراضات کارگری اخیر معرفی کرده اند. اشاره کرده اند که این کارگران «در سیستم آموزشی این حکومت بزرگ شده اند و دارای مدارک تحصیلی دانشگاهی هستند و در مقایسه با دیگر بخش های اقتصادی بسیار به منافع خود آگاه هستند.» به نظر می آید که نویسندگان این مطلب برای قبولاندن نظرات و جمعبندی های خود از مبارزه کارگران فولاد به این متوسل شده اند که مدرک تحصیلی دانشگاهی دارند پس نسبت به بقیه کارگران به منافع خودشان آگاه هستند. از نظر ما، ذکر این نکته که «در سیستم آموزشی همین حکومت بزرگ شده اند» به خودی خود بیان کننده هیچ ارزشی (خواه مثبت، خواه منفی) نیست. سواد به معنی تحصیل دانشگاهی داشتن به خودی خود هیچ کارگری را به منافع طبقاتی اش آگاه نمی کند. بنابراین اگر نویسندگان مطلب فقط به اینکه «بخشی از سازماندهان اعتراضات اخیر بوده اند» اشاره می کردند برای اینکه مخاطبان توجه بیشتری به حرف های شان داشته باشند کافی بود. این را هم بگوییم که مهم، نه نفس سازمانده بودن بلکه نگرش و سیاستی است که بر سازماندهی اعتراضات و اعتصابات حاکم است و همین طور، بینشی که تحلیل و جمعبندی از آن مبارزات را رقم می زند.

 

دعوای نامشخص بر سر تشکل کارگری

نویسندگان از وجود اختلاف نظر یا دعوایی در بین کارگران یا فعالان مبارزه اخیر فولاد بر سر ضرورت یا عدم ضرورت ایجاد تشکل کارگری صحبت کرده اند. نوشته اند: «کارگران از زمان اعتراضات سال ۹۶ در تکاپوی بوجود آوردن تشکل در محیط کار بودند. مدیریت نیز معتقد بود که شما دو راه حل دارید یا مجمع عالی یا شورای اسلامی را می‌توانید تشکیل دهید اما بخشی از سازمان دهندگان اعتراضات با ایجاد تشکل مخالفت می‌کردند و معتقد بودند که باید اعتراضات را وسعت داد و موضوع تشکل فعلا ضروری نیست. در بحبوحه اعتراضات و رشد این اعتراضات حتی در میان خانواده‌های کارگری تشکلی درست نشد. این به این معنی است که بخشی از این معترضان احساس می‌کردند که در هر دو صورت چه تشکل بوجود بیاید و چه بازداشت بشوند موفق هستند. آنچه برای ما کارگران جای سوال است مخالفت این افراد با ایجاد تشکل و… است؛ از همه مهمتر اینکه بعد از آزادی کارگران این سوال برای ما ایجاد شد که چگونه است که نه تنها یک روز غیبت برای آنها زده نشده بلکه اضافه کاری نیز برایشان پرداخت شده است؟»

ما از کم و کیف (یا اصولا وجود) چنین دعوایی بی اطلاعیم. بنابراین وارد حدس و گمان زدن های بیهوده نمی شویم. ولی بیایید تصویری که در «نگاهی به اعتراضات...» پیش گذاشته شده را با هم مرور کنیم. گفته اند که از سال 1396 کارگران فولاد تلاش می کردند در محیط کار تشکل ایجاد کنند. مدیریت شرکت نیز (!) معتقد بوده که کارگران می توانند آن نوع تشکلی را که باب طبع خودش باشد یعنی مجمع عالی یا شورای اسلامی تشکیل دهند. در اینجا نویسندگان بدون اینکه موضع خود را مشخص کنند یکمرتبه یقه «بخشی از سازمان دهندگان اعتراضات» را می گیرند که با هرگونه ایجاد تشکلی مخالفت می کردند و دنبال گسترش اعتراضات بودند و موضوع تشکل را ضروری نمی دانستند. ادعا کرده اند که گویا نقش بعضی از کارگران دستگیر شده این بوده که در مبارزات با ایجاد تشکل در محیط کار مخالفت کنند و مدیریت هم بعد از آزادی آن ها، نه تنها یک روز غیبت برای شان نزده بلکه به آن ها اضافه کاری هم پرداخت کرده است. حالا همین تصویر را مقایسه کنید با نکات گفت و گوی میثم آل مهدی در مورد تشکیل مجمع عمومی و گرفتن جلسات شورا توسط کارگران فولاد و نقشی که این نهادها در مبارزه اخیر بازی کرد. نویسندگان «نگاهی به اعتراضات...» که خود را به صراحت از سازماندهان مبارزه اخیر کارگران فولاد معرفی کرده اند به این معترضند که «حتی در میان خانواده های کارگری تشکلی درست نشد.» اولین سوالی که پیش می آید این است که خود آن ها موافق ایجاد تشکل (چه در بین کارگران و چه در میان خانواده ای کارگری) بودند یا نه؟ و اگر بودند، نقش شان به عنوان سازمانده اعتراضات کارگری، در اینکه چنین تشکل هایی ایجاد نشود چه بوده است؟ جمله بعدی که علیه «بخشی از این معترضان» (معلوم نیست چرا نمی گوید بخشی از کارگران) نوشته شده از این هم مبهم تر و بی معنی تر است: اینها «احساس می کردند که در هر دو صورت چه تشکل بوجود بیاید و چه بازداشت شوند موفق هستند»! ظاهرا بحث بر سر موافقت یا مخالفت با تشکل سازی بود اما ناگهان صحبت از احتمال بازداشت شدن بخشی از معترضین در بحبوحه مبارزه مطرح می شود و این احتمال در مقابل، تشکیلات سازی قرار می گیرد!؟

تنها چیزی که در مورد این بخش از «نگاهی به اعتراضات...» می توانیم بگوییم این است که به هیچ وجه بازتاب یک مبارزه سالم نیست و با هدف القای نفوذی و مزدور بودن بخشی از سازماندهان اعتراضات کارگری فولاد و کارگران دستگیر شده که بعدا آزاد شدند نوشته شده است.

 

«بسیج عمومی» و دعوای مبارزه صنفی و مبارزه سیاسی

از اینجای مقاله به بعد، مواضع و جهت گیری نویسندگان روشن تر به نمایش گذاشته می شود. اولین موضع، روبروی هم قرار دادن کارگران فولاد با پدیده ای است که از آن تحت عنوان «جنبش کارگری و سیاسی امروز ایران» یاد کرده اند. نوشته اند که «کارگران فولاد ملی بر حسب شرایط موجود خودشان به بسیج عمومی می پرداختند»، در حالی که «نیروها و گرایشات کارگری و سیاسی هرکدام در جهت کشیدن این مبارزات به مسیر مورد نظر خودشان در حال یارگیری بودند.»

این یک تصویر غیرواقعی از صحنه مبارزات کارگران فولاد است. ما با کارگران عامی که به قول مقاله «با عمل هدفمند خود» در سطح محلی به بسیج عمومی بپردازند روبرو نبودیم. یادمان هم نرفته که کمی بالاتر صحبت از این کرده بودند که حتی در بین خانواده ها هم تشکلی ایجاد نشد. بسیج عمومی در سطح محلی معنی مشخص دارد. یعنی یک تعداد آدم باید بروند در بین مردم محل (و احتمالا در قدم اول بین افراد خانواده و اطرافیان و تیر و طایفه خود) تبلیغ و تهییج کنند و آن ها را قانع کنند که در حمایت از مبارزه کارگران به خیابان بیایند و یا به شکل های دیگر این مبارزه را تقویت کنند. این کار اگر بخواهد هدفمند و منظم انجام شود نیاز به درجه و شکلی از سازماندهی دارد. «بسیج عمومی» بدون سازماندهی نمی شود.

در فولاد ما با گرایشات مختلفی در صفوف کارگران روبرو بودیم که هر یک با دیدگاه خود، اما با هدف مشترک پیشبرد و گسترش موفق آمیز این مبارزه کارگری با دورنمای تقویت جنبش کارگری به طور کل، کوشیدند دست به یک بسیج عمومی در پشتیبانی از مبارزه کارگران فولاد بزنند. نویسندگان «نگاهی به اعتراضات...» روی یک مسئله بدیهی یعنی حضور و فعالیت «گرایشات کارگری و سیاسی» در هر صحنه مبارزاتی و نقشی که این ها می توانند و باید به نوبه خود بازی کنند انگشت می گذارند و می کوشند این واقعیت را امری منفی جلوه دهند. این تصویری غیرواقعی و گمراه کننده است که انگار یک طرف، کارگران هستند که راه خود را می روند و ماست خود را می خورند و طرف دیگر موجودات موهوم و بی چهره ای که می خواهند مبارزه این کارگران را به «مسیر مورد نظر خودشان» (که ربطی به منافع کارگران ندارد) بکشانند و «یارگیری» کنند. این نوع برخورد از سوی نویسندگان را مقایسه کنید با برخورد مثبت میثم آل مهدی به همین موضوع، آنجا که گفت و گوی با «آگاهنامه» می گوید: «در رابطه با نیروی فعال در جنبش کارگری، اصلا نمی شود اسم خاصی را مطرح کرد. اینجا بحث نان و زندگی کارگر است. امنیت کار و نان کارگر در خطر افتاده است. یک جنبش کارگری است و در این جنبش بعضی از دوستان و فعالان ممکن است یکسری از مسائل را برای کارگران توضیح دهند.»

در پی این ابراز مخالفت با «گرایشات سیاسی و کارگری»، سرانجام نویسندگان «نگاهی به اعتراضات...» حرف دل خود را به زبان می آورند. می گویند: «نگاه سیاسی (به معنی سیاسی بازی) پایین آوردن این مبارزه از خاستگاه طبقاتی به خاستگاه سیاسی و فردی، امری غیر طبقاتی است و فضا را باز می گذارد برای رشد جریانات غیرکارگری و فردی»

این جمله را به عنوان نتیجه گیری از خاتمه اعتصاب کارگران فولاد اهواز و ارزیابی نیروهای مختلف سیاسی از این مبارزه جلو گذاشته اند. آن ها باز هم بدون اینکه موضع مشخص بگیرند، توضیح واضحات می دهند: «باید اذعان کرد که هر مبارزه صنفی می تواند سیاسی باشد ولی هر مبارزه سیاسی صنفی نیست.» منظورشان این است که کارگران با درگیر شدن در مبارزات سیاسی نمی توانند به اهداف صنفی خود برسند. یعنی اگر کسانی خواستند نگاه سیاسی را وارد مبارزات حق طلبانه کارگران کنند یا به قول نویسندگان «سیاسی بازی» در بیاورند، راه دستیابی به مطالبات اقتصادی ـ رفاهی را سد می کنند. حتما مثال شان هم سخنرانی های آگاهگرانه کارگران مبارزی نظیر اسماعیل بخشی در جمع کارگران هفت تپه و یا طرح شعارهایی در مبارزات کارگری است که مسائل و تضادهای اجتماعی و سیاسی فراگیر را بازتاب بدهد و به قدرت سیاسی حاکم بر بخورد و پایه های جهل مسلط را متزلزل کند.) طبقه و منافع طبقاتی از نظر نویسندگان مقاله که اتفاقا خودشان هم می توانند کارگر باشند به کسانی که نقش شان در جامعه صرفا کار کردن و استثمار شدن است خلاصه می شود. از نظر اینان، کارگر حداکثر می تواند و باید برای بهبود شرایط کار و معیشت خود فعالیت کند؛ حداکثر می تواند و باید اصلاح طلب باشد و فکر دنیایی دیگر با روابط و شرایط و انسان های متفاوت را در سر نپروراند و برایش مبارزه نکند. اینکه نوشته اند مبارزه کارگری را از خاستگاه طبقاتی به خاستگاه سیاسی و فردی تقلیل ندهید چون اگر این کار را بکنید فضا برای رشد جریانات غیرکارگری باز می شود، هیچ معنایی جز این ندارد که سیاست، کار کارگران نیست. رهبری کردن و رهبر داشتن هم ربطی به کارگران ندارد؛ بلکه اقدامی سیاسی و فردی و غیرکارگری است. این حرف ها از زبان هرکس با هر خاستگاه طبقاتی هم که بیرون بیاید فقط به حفظ وضع موجود خدمت می کند چون قدرت سیاسی یعنی ساختار و مرکز تصمیم گیرنده و حافظ بهره کشی و فقر و فلاکت و ستمگری و جهل را از کانون توجه و آماج مبارزات کارگران و ستمدیدگان خارج می کند.

نویسندگان «نگاهی به اعتراضات...» در چسبیدن به جنبه صنفی مبارزات کارگری و جلوگیری از سیاسی شدن کارگران تا آنجا پیش می روند که حتی اعلام همبستگی بین مبارزات مختلف کارگری را (لابد به این علت که تحت تاثیر بحث ها و رهنمودهای نیروهای چپ انجام می شود) زیان آور می دانند. آن ها می نویسند: «نیروهایی در حال بهره برداری از این حرکت بودند... اینکه رسانه ها با بزرگنمایی بیش از حد چنان نشان می داده اند که هفت تپه و فولاد ملی هماهنگ بوده اند درست نبوده، در صورتی که حرکت و عکس ها تصنعی بوده است و ربطی به اعتراضات مشترک نداشته است و نیروی کارگری از هفت تپه در اهواز نبوده است...»

آن ها با این جملات می خواهند یکی از نکات برجسته و مثبت و متفاوت مبارزات اخیر یعنی اعلام همبستگی و پیوند بین فولاد و هفت تپه را زیر سوال بکشند و «فتوشاپی» جلوه دهند. این تصویرسازی بیش از هر چیز وحشت نویسندگان از لحظه اوج گیری رادیکالیسم و رزمندگی جنبش حق طلبانه کارگری و تاثیرگذاری و ارتباط خشم و شورش طبقاتی با اندیشه سیاسی را که در شعار «فولاد، هفت تپه، اتحاد اتحاد!» طنین انداز شد به نمایش می گذارد.

 

مخالفت با سیاست اما نه هر سیاستی

مقاله «نگاهی به اعتراضات...» در مجموع یک گرایش رفرمیستی ـ اکونومیستی ـ محافظه کارانه ناب را در فضای پر تلاطم جامعه ایران که به ویژه بعد از رویدادهای زمستان 1396 بسیار ملتهب و رادیکالیزه شده، نمایندگی می کند. اما بخش پایانی این مقاله نشان می دهد که علیرغم تاکیداتش بر ضرورت مبارزه و تشکل صنفی کارگری و غیرکارگری نامیدن مداخله سیاست در این مبارزه، با هر نوع سیاستی مخالف نیست بلکه مخالفتش با سیاست انقلابی و رادیکال و رزمنده است. ما در اینجا فقط جملاتی از این بخش را نقل می کنیم تا جهت گیری و بینش سیاسی نویسندگان مقاله را ورای صنفی گری شان روشن کرده باشیم. نوشته اند:

«در شرکت فولاد (مجتمع فولاد خوزستان) حرف اول را بعد از اداره حراست اداره ایمنی کار می زند و در کشور جزء بهترین ها هستند.»

«با عزم راسخ کارگران و برنامه ریزی صحیح می توانیم شاهد شکوفایی مجدد شرکت گروه ملی باشیم. در کل در شرایط حال که کشور ما دچار بحران های بین المللی از جمله تحریم های ویرانگر و همچنین بحران های داخلی که شامل بحران های مدیریتی و ضعف مسئولین کشور در نظارت بر بنگاه های بزرگ کوچک است نگاه حاکم بر قوه مجریه و قوه مقننه و قوه قضائیه درباره خصوصی سازی بزرگترین دشمن کارگران زحمتکش کشور ایران است که با کارگر مثل یک برده رفتار می شود...»

«بر طبق تمام شرایط تجربه شده بین المللی در مواقعی که کشورها دچار چنین بحران هایی می شوند دولت ها از تمام بنگاه های بزرگ مانند شرکت گروه ملی حمایت می کنند تا به شرایط ایده ال برسند تا هم برای کارگران آن مجموعه و هم برای اقتصاد کشور مفید باشد....»

«شرکت گروه ملی فولاد ایران با توجه به توانایی و قدرت فنی پرسنل متعهد و برحق خود و داشتن ویترین کامل از محصولات فولادی دارای این پتانسیل می باشد که حتی اگر زمین بخورد با کمی همت و تلاش صادقانه دوباره قابل احیاء و بازسازی است و توان اولیه و حتی رقابت با غول های فولاد منطقه و مافیای کذایی را دارد اما به شرطی که تمام مسئولین استان و مسئولین امنیتی صادقانه پشتوانه و حمایت بی دریغ خود را از شرکت و مدیران صادق و پرسنل در برابر گردنکشان و عوامل فساد و مافیا طبق قول حمایتی خود داشته باشند....»

«این شرکت.... نیاز به تهیه امکانات، دستگاه ها، قطعات و هزینه های زیادی دارد که باید مورد حمایت بانک ملی و وزارت معادن و فلزات قرار گیرد»

«این جزء وظایف بی چون و چرای کارفرما (شرکت های مربوطه) و وزارت کار و تشکل های کارگری جهت حمایت از این قشر آسیب پذیر جامعه است و با تشکیل اتحادیه های کارگری بسیاری از ضعف های کارگران در انسجام بیشتر حل می شود...»

همین اندازه، کافی است! آنچه خواندید را یک عضو فراکسیون کارگری مجلس شورای اسلامی، یک مقام خانه کارگر، یک مشاور وزارت کار که در نهادهای بین المللی چرخ زده هم می تواند بنویسد. کسانی که این جملات را روی کاغذ آورده اند انباشته از تزلزل نسبت به نظام طبقاتی حاکم بر ایران، دلبستگی به «منافع ملی» و «شکوفایی اقتصادی» و «رقابت در بازار بین المللی» تحت همین رژیم ضدمردمی استثمارگر، و توهم نسبت به حاکمیت سرمایه و سود حتی در دیگر نقاط دنیا هستند. این ها را به هزار من چسب هم نمی توان به منافع طبقه کارگر چسباند حتی اگر از پشت دیوارهای شرکت گروه ملی فولاد ایران به گوش برسد.

حمید محصص

نشانی وبلاگ: enghelabenovin.blogspot.com

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Thu, 13 Jun 2019 23:05:21 +0000
علیرضا نوائی: حوادث کاری و جان باختن کارگران http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71314:2019-06-12-03-22-48&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71314:2019-06-12-03-22-48&Itemid=645

اخبار و گزارشات کارگری ـ گفتگوی رادیوپیام کانادا با علیرضا نوائی در گفتار این هفته در باره با حوادث کاری و جان باختن کارگران.

http://radiopayam.ca/havades_Kargary

https://t.me/IranianLabourNews/8

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Wed, 12 Jun 2019 03:05:19 +0000
خالد حاج محمدی: اسرای هفت تپه و سازمان جهانی کار http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71308:2019-06-12-03-13-52&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71308:2019-06-12-03-13-52&Itemid=645

روز ١٥ خرداد ماه جمعی از کارگران هفت تپه طی نامه ای به سازمان جهانی کار، از جمهوری اسلامی به عنوان عضو این سازمان، بدلیل سرکوب کارگران هفت تپه، نمایندگان و حامیان آنها، شکایت کرده اند. کارگران هفت تپه در این نامه به پاره ای از اقدامات سرکوبگرانه جمهوری اسلامی علیه کارگران در ایران و مشخصا کارگران هفت تپه پرداخته و خوهان رسیدگی این سازمان به این شکایت شده اند. کارگران هفت تپه از جمله به زندانی بودن و شکنجه نماینده خود اسماعیل بخشی، سپیده قلیان به عنوان حامی کارگران هفت تپه، به فشارهای وارده به علی نجاتی عضو هیئت مدیره سندیکا و به دستگیری و زندانی کردن و شکنجه ساناز الهیاری، امیر حسین محمدی فر و امیر امیرقلی که هنوز در زندانند و بعلاوه بازداشت و فشارهای این مدت بر عسل محمدی که همگی از اعضای هیئت تحریریه نشریه گام هستند، پرداخته اند.

کارگران در نامه خود اشاره دارند که: "بدینوسیله گزارش مختصر و شکایت رسمی خود به شما برای بررسی و محکوم کردن دولت ایران به علت نقض آشکار حقوق بدیهی کارگران در ایجاد تشکلات مستقل کارگری و نیز سرکوب آزادی تجمع و انتخاب نماینده و سرکوب کارگران و فعالان کارگری به خصوص در شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه را اعلام و ثبت میکنیم."

شکایت نامه کارگران هفت تپه همزمان برای تعدادی از اتحادیه های کارگری ارسال و در بعضی از رسانه ها نیز انعکاس یافته است. هفت تپه ای ها از همه سازمانهای کارگری، حق طلب و عدالتخواه و... درخواست حمایت کرده اند.

شکایت کارگران هفت تپه از جمهوری اسلامی، مستقل از اینکه سازمان جهانی کار، چه اقدامی انجام دهد یا ندهد، عزم این بخش از طبقه کارگر در نه فقط کوتاه نیامدن در مقابل سیاست سرکوب و ارعاب جمهوری اسلامی که ادامه جدال با جمهوری اسلامی در اشکال دیگری را نشان میدهد.  شکایتی که سازمان جهانی کار را اینبار مستقیما تحت فشار قرار میدهد. شکایت از جمهوری اسلامی جوابی است به عر و تیز وزارت اطلاعات و "کارشناسان مسائل کارگری" آنها در اعلام پایان و شکست مبارزه شان برای رفاه و آزادی. این اقدام کارگران هفت تپه، اعلام ایستادگی آنها در مقابل سرمایه دارن و حاکمین بر جامعه است.

کارگران هفت تپه و فولاد در این دوره در دل جدالی همه جانبه با سرمایه داران و دولت حامی شان، در دفاع از خواست و مطالبات خود، علیه استثمار و بردگی خود و هم طبقه ای هایشان به میدان آمدند و به دنیا نشان دادند که طبقه کارگر ایران فقر، بی حقوقی، بیکاری همراه با دزدی و چپاول بالایی ها را بیش از این تحمل نمیکند. ایستادگی این عزیزان در میان هاله ای بزرگ از حمایت کارگران و مردم عدالتخواه در شوش و اهواز، در مراکز کارگری و ...،  یک بار دیگر حق طلبی یک طبقه، و گوشه ای از قدرت و توان این طبقه را به همه نشان داد و حاکمان و چپاولگران را همه جانبه  به جدال طلبید.

در این جدال اما طبقه کارگر در مقابل خود علاوه بر سرکوب، اخراج و گرو گرفتن نان شب خانواده ها، دستگیری و شکنجه نمایندگان کارگری ، پرونده سازی و "طرح های سوخته"  وزارت اطلاعات علیه فعالین کارگری و حامیان شان، با مشتی عناصر ضد کارگر و فرصت طلب، که تابلوی "شکست هفت تپه و فولاد" را بلند کرده و  خزعبلات وزرات اطلاعات و پرونده سازی و وصل کردن نمایندگان کارگری و حامیانشان به احزاب چپ و سرنگونی طلب را تکرار میکنند، را دارند. شکایت کارگران هفت تپه ادعانامه ای علیه این طیف نان به نرخ روز خور، ادعانامه علیه پرونده سازی مشترک وزارت اطلاعات و این طیف نیز هست! 

فشارهای جمهوری اسلامی و همه اقدامات بی شرمانه آنها، همه تهدید و ارعاب این مدت بر زندانیان هفت تپه و فولاد، شکنجه سخنگویان و حامیان کارگران این مراکز، قرار بود ترس و تسلیم را به جای حق طلبی کارگری در میان کل طبقه کارگر اشاعه دهد. قرار بود هر فعال دلسوز کارگری، هر کارگر حق طلب و هر انسان عدالتخواه، هر زن و جوان آزاده ای بداند و یاد بگیرد، که حق طلبی در این جامعه جرم و حق طلبان و عدالتخواهان جایشان در سیاه چالهای جمهوری اسلامی است. اما کارگران هفت تپه اعلام کردند، هر شلاقی که بر اسماعیل بخشی ، هر بی حرمتی به سپیده قلیان، علی نجاتی، ساناز الهیاری، امیر حسین محمدی فر و امیر امیر قلی، هر پرونده سازی علیه کارگران هفت تپه و فولاد ، نفرت علیه حاکمین و مزدوران و شکنجه گران آنها را در قلب میلیونها انسان افزایش داد.

دور جدیدی در جدال طبقه کارگر و سرمایه داران و حکومتشان در مقابل طبقه ما قرار دارد. تلاش های کارگران هفت تپه، گوشه ای از جدال ما در این دور است. تجار کارگران هفت تپه و فولاد دستمایه بزرگی در این جدال برای طبقه کارگر در ایران است. این دور باید دوره تعرض بیشتر با اتکا به پیشروی ها و دستاورهای تا کنونی مان. تلاش برای آزادی اسرای زندانی قدمی در این مبارزه است.

کارگران هفت تپه  در این کارزار تنها نیستند. کارگران هفت تپه،  طبقه کارگر و همه مراکز کارگری، مدارس، دانشگاهها،  مردم آزادیخواه در محلات، شهرها و همه نهادهای انسان دوست و...، را در کنار خود دارد. حمایت از کارگران هفت تپه و شکایت آنها علیه جمهوری اسلامی وظیفه مشترک همه ما است.

 

٢٠ خرداد ٩٨- ١٠ ژوئن ٢٠١٩

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Wed, 12 Jun 2019 03:05:18 +0000
اخبار و گزارشات کارگری 21/20 خرداد ماه http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71306:21-20&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71306:21-20&Itemid=645

اخبار و گزارشات کارگری 21 خرداد ماه 1398

«با اتحاد پیروز میشویم، با افتراق شکست میخوریم»

بازداشتی های مراسم روز جهانی کارگر آزاد باید گردند

- مرگ ناگهانی کارگرمعترض شهرداری کوت عبدالله بدلیل فشارهای عصبی ناشی از عدم پرداخت حقوق

- آخرین خبر از بازداشت شدگان مراسم روز جهانی کارگراز زبان سخنگوی قوه قضائیه

- اعتصاب دوروزه کارگران ترابری دریاچه سد کارون 3 دراعتراض به عدم پرداخت مطالبات و وعده های توخالی پیمانکار

- تجمعات دامنه دار کارگران اخراجی پتروشیمی خوارزمی  برای بازگشت بکار وبی خیالی مسئولان

ارسال برگه کسر حقوق و اخطاریه برای تعدادی ازکارگران معترض از طرف پیمانکاربجای پاسخگویی به خواسته هایشان

- اعتصاب وتجمع کارگران کارخانه کاشی نیلوفر بیرجند دراعتراض به عدم پرداخت 9ماه حقوق

- تجمع اعتراضی تاکسی داران دهدشت نسبت به پایین‌ بودن نرخ کرایه مقابل فرمانداری

- تجمع اعتراضی دوباره دانش‌آموختگان حقوق  مقابل مجلس

- جان باختن یک کارگر در کاشمر بر اثر برق‌گرفتگی

- جان باختن یک کارگر شهرداری آبادان براثرتصادف

*مرگ ناگهانی کارگرمعترض شهرداری کوت عبدالله بدلیل فشارهای عصبی ناشی از عدم پرداخت حقوق

روز دوشنبه20خرداد،یک کارگر معترض شهرداری کوت عبدالله بدلیل فشارهای عصبی ناشی از عدم پرداخت حقوق بی حال وبه بیمارستان منتق شد

یکی ازکارگران فضای سبز شهرداری کوت عبدالله روز سه شنبه در این خصوص به خبرنگاررسانه ای گفت: این کارگرفرد همانند سایر کارگران فضای سبز شهرداری کوت عبدالله از اسفندماه تاکنون حقوقی دریافت نکرده و حق بیمه آن نیز واریز نشده است.

وی با اشاره به اینکه این کارگرهیچ‌گونه سابقه بیماری نداشت افزود: کارگر شهرداری چند روزی بود که به دلیل فشارهای عصبی ناشی از مشکلات مالی بی‌حال و روانه بیمارستان می‌شد اما به دلیل نداشتن بیمه قادر به درمان نبود.

این کارگر یادآور شد: روز گذشته وی بار دیگر دچار مشکل شد که به بیمارستان منتقل شد اما پس از آن به منزل رفت که با بدتر شدن حالش به بیمارستان رجوع کرد اما درمان نتیجه نداد و فوت کرد.

آخرین خبر درباره ادامه اعتصاب و تجمعات سریالی کارگران شهرداری کوت عبدالله مقابل استانداری خوزستان دراعتراض به عدم پرداخت حقوق وحق

روزدوشنبه 20 خرداد، کارگران شهرداری کوت عبدالله به تجمعشان مقابل استانداری خوزستان ادامه دادند واعتراضشان را برای روزی دیگر نسبت به عدم پرداخت حقوق وحق بیمه بنمایش گذاشتند.

کارگران تجمع کننده گفتند: از هفتم خردادماه سال جاری تابه امروز دراعتراض به عدم پرداخت حقوق دست از کار کشیده اند.

یکی از کارگران تجمع کننده در گفت و گو با خبرنگار رسانه ای بیان کرد: کارگران فضای سبز شهرداری کوت عبدالله با مشکلات مالی بسیاری مواجه هستند حقوق پرداختی کفاف زندگی ما را نمی‌دهد اما همان حقوق نیز به موقع پرداخت نمی‌شود.

وی ادامه داد: پیمانکار حقوق بهمن ماه سال گذشته را پرداخت کرده و از حقوق اسفندماه تنها ۱۰ میلیون ریال علی الحساب برای ما واریز شده اما ما خواستار پرداخت تمام حقوق‌ معوق هستیم.

این کارمعترض یادآور شد: هیچ فیش حقوقی به ما داده نشده است که بدانیم مبلغ حقوق ما چه میزان است از سویی دیگر از اسفندماه سال گذشته تاکنون حق بیمه کارگران هم پرداخت نشده است.

یکی دیگر از کارگران فضای سبز شهرداری کوت عبدالله در این خصوص گفت: فرزند یکی از کارگران تازه متولد شده است اما به دلیل عدم توانایی پرداخت هزینه بیمارستان، شناسنامه وی و همسرش نزد بیمارستان باقی مانده است.

وی ادامه داد: از عید نوروز تاکنون منتظر پرداخت حقوق هستیم اما هیچ مبلغی تاکنون پرداخت نشده است، شرایط اقتصادی سخت است و این تأخیر در پرداخت حقوق‌ها بیشتر ما را تحت فشار قرار می‌دهد.

*آخرین خبر از بازداشت شدگان مراسم روز جهانی کارگراز زبان سخنگوی قوه قضائیه

سخنگوی قوه قضائیه:آخرین بازداشت شدگان زندانی تجمع 11اردیبهشت مقابل مجلس 5نفرند که برای دو نفرشان کیفرخواست صادر شد ودرباره 3 نفر دیگر تا پایان این هفته دادسرا تصمیم می‌گیرد.

براساس گزارشات رسانه ای شده،در نشست خبری روزسه شنبه21خرداد  سخنگوی قوه قضاییه در پاسخ به سوال خبرنگاران درباره بازداشتی‌های روز  جهانی کارگر  امسال مقابل مجلس گفت: کارگر بودن کارگران بازداشتی برایش اهمیت ندارد و اینکه «فرد دستگیر شده در زمان دستگیری چه حرفه‌ای داشته ملاک نیست. ملاک، اتهام انتسابی به فرد است»

وی با اشاره به اینکه «عنوان اتهامی برای ما موضوعیت دارد» گفته: اکثر دستگیر شدگان تا الان آزاد شده‌اند. عدد بازداشت‌‌های باقیمانده 5 نفر است. برای دو نفر کیفرخواست صادر شده است. پیگیری ما نشان داد در ارتباط با 3 نفر دیگر تا پایان این هفته دادسرا تصمیم می‌گیرد.

*اعتصاب دوروزه کارگران ترابری دریاچه سد کارون 3 دراعتراض به عدم پرداخت مطالبات و وعده های توخالی پیمانکار

ارسال برگه کسر حقوق و اخطاریه برای تعدادی ازکارگران معترض از طرف پیمانکاربجای پاسخگویی به خواسته هایشان

کارگران ترابری دریاچه سد کارون 3 در بخش دهدز شهرستان ایذه درادامه اعتراضات دامنه دارشان نسبت به عدم پرداخت مطالبات از روز یکشنبه 19خرداد ماه،  دست از کارکشیدند وتا عصر روز دوشنبه20خرداد اعتصابشان ادامه پیدا کرد و ترابری دریایی از اسکله رکعت به روستاهای شیوند، باجول، سادات موسوی و خدابخشی‌ها در این مدت انجام نشد.

عصرروز دوشنبه با حضور پیمانکار در محل و جلسه چند ساعته وی با کارگران ترابری دریایی کارون 3 و قول مساعد وی برای حل مشکلاتشان، کارگران ترابری دریاچه سد کارون 3به اعتصابشان خاتمه دادند.

یکی از کارگران ترابری دریاچه سد کارون 3روز دوشنبه 20خردابه خبرنگار رسانه ای گفت: 70نفر از نیروهای ترابری دریایی کارون 3 برای چندمین بار بخاطر عدم پایبندی پیمانکار به تعهدات خود دست از کار کشیدند.

وی افزود: از سال 93 تا کنون با روی کار آمدن پیمانکار جدید نه افزایش حقوق داشته‌ایم و نه از حقوق قانونی مانند حق اولاد و سنوات بهره‌مند بوده‌ایم ضمن اینکه درخواست‌های ما نیز بدون پاسخ مانده است.

وی گفت: پس از شکایت کارکنان ترابری سد کارون 3از پیمانکار، بخشی از مطالبات ما پرداخت شد اما در عوض پیمانکار برای چند ماه حقوق ماهیانه ما را قطع کرد.

این کارگرترابری دریاچه سدکارون 3 بیان داشت: چندین بار برای احقاق حقوق خود اعتراض کردیم و با حضور فرماندار، بخشدار و سایر مسئولان مقرر شد با همکاری پیمانکار، مشکلات ما مرتفع شود اما تا کنون هیچ اقدامی از سوی پیمانکار مذکور صورت نگرفته است.

وی با بیان اینکه حدودهفته پیش با حضور بخشدار و امام جمعه و رئیس دادگاه دهدز، پیمانکار بار دیگر وعده حل مشکلات را داد تصریح کرد: تنها اقدام پیمانکار دادن برگه کسر حقوق و اخطاریه برای تعدادی از کسانی بود که نسبت به دریافت حقوق خود معترض بودند.

*تجمعات دامنه دار کارگران اخراجی پتروشیمی خوارزمی  برای بازگشت بکار وبی خیالی مسئولان

31کارگر داربست بند پتروشیمی خوارزمی از ابتدای خرداد ماه سال جاری از کارشان اخراج شدند.این کارگران که اکثرا از اهالی شهرک طالقانی شهرستان ماهشهر هستند، روزهاست که در گرمای طاقت‌فرسای جنوب، به امید بازگشت به کار در مقابل پتروشیمی بندر امام دست به تجمع می‌زنند، ولی هنوز هیچ مرجعی رسماً مسئولیت اخراج آنان را بر عهده نگرفته است.

بنابه گزارش رسانه ای شده بتاریخ21خرداد،تعدادی از کارگران داربست بند پتروشیمی خوارزمی در پتروشیمی بندر امام، از اخراج خود از ابتدای ماه جاری خبر دادند.

بنابهمین گزارش، علیرغم مصوبه کمیسیون کارگری فرمانداری شهرستان ماهشهر مبنی بر ممنوعیت اخراج دسته‌جمعی کارگران، متأسفانه این سریال کماکان ادامه دارد.

 پس از اخراج حدود 50 کارگر شرکت مهندسی موجان در پتروشیمی بندر امام از ابتدای سال جاری، اینبار 31 کارگر داربست بند شرکت سنگین کاران اراک، پیمانکار پتروشیمی خوارزمی که خدمات فنی به پتروشیمی بندر امام و شرکت‌های زیرمجموعه‌ی آن ارائه می‌دهد، اخراج شدند.

در شرح کار جدید پیمانکار که توسط کارفرما تهیه گردیده، عدم تمدید قرارداد 31کارگر داربست بند در حالی گنجانده شده که نه از حجم کار کاسته گردیده و نه توجیه فنی و اقتصادی دارد.

این کارگران که همگی حدود دو سال سابقه‌ی کار در این شرکت را دارند و اکثرا از اهالی شهرک طالقانی شهرستان ماهشهر هستند، روزهاست که در گرمای طاقت‌فرسای جنوب، به امید بازگشت به کار در مقابل پتروشیمی بندر امام دست به تجمع می‌زنند، ولی هنوز هیچ مرجعی رسماً مسئولیت اخراج آنان را بر عهده نگرفته است.

*اعتصاب وتجمع کارگران کارخانه کاشی نیلوفر بیرجند دراعتراض به عدم پرداخت 9ماه حقوق

روز سه شنبه 21خرداد ماه، کارگران خطوط تولید فازهای 2 و 3 کارخانه کاشی نیلوفرواقع در بیرجند استان خراسان جنوبی در اعتراض به عدم پرداخت 9ماه حقوق دست از کار کشیدند ودرمقابل این واحد تولیدی اجتماع کردند.

 یکی از کارگران این کارخانه در گفت‌و‌گو با خبرنگار یک رسانه محلی،مهم‌ترین مشکل کارگران را معوق‌شدن 9 ماه حقوق بیان کرد و افزود: از نیمه سال 1395 تاکنون، یک ريال اضافه‌کاری کارگران پرداخت نشده و از تیرماه تا دی‌ماه 1397 و همچنین از ابتدای سال‌جاری تا امروز حقوق کارگران پرداخت نشده است.

وی افزود: این مبلغ بدهی برای حداقل میزان کار ساده‌ترین کارگر بیش از 12 میلیون تومان خواهد بود.

وی اظهار کرد: بعد از اعتراض‌های فراوان، کارخانه فقط حقوق ماه‌های بهمن و اسفند 1397 را پرداخت کرد تا این‌گونه وانمود کند که حقوق معوق کارگران را پرداخت کرده است.

بنابر آخرین خبر رسانه ای شده،تعدادی از کارگران به همراه مدیرعامل و مدیراجرایی این کارخانه، پیش از ظهر امروز در جلسه‌ای که در محل استانداری خراسان جنوبی جهت بررسی این موضوع تشکیل شده بود، شرکت کردند.

*تجمع اعتراضی تاکسی داران دهدشت نسبت به پایین‌ بودن نرخ کرایه مقابل فرمانداری

ظهر روز سه شنبه21خرداد،جمعی از تاکسی داران دهدشت دراعتراض به پایین‌ بودن نرخ کرایه مقابل فرمانداری تجمع کردند.

برپایه گزارش رسانه ای شده،جمعی از رانندگان‌تاکسی شهردهدشت نسبت به پایین‌بودن نرخ‌کرایه‌تاکسی این شهر نسبت به شهرهای همجوار اعتراض‌کرده و درجلوی فرمانداری‌دهدشت تجمع کردند.

براساس آخرین مصوبه سازمان‌تاکسیرانی شهر دهدشت نرخ کرایه‌تاکسی هرکورس برای هرنفر 700 تومان و نرخ کرایه دربستی نیز 2 هزار و 500 تومان است.

*تجمع اعتراضی دوباره دانش‌آموختگان حقوق  مقابل مجلس

روزسه شنبه 21خرداد دوباره،جمعی از دانش‌آموختگان حقوق در اعتراض به اعمال ظرفیت در آزمون وکالت و تأخیر مجلس در بررسی "طرح جامع پذیرش و آموزش وکالت" دست به تجمع مقابل ساختمان مجلس زدند.

*جان باختن یک کارگر در کاشمر بر اثر برق‌گرفتگی

صبح روز سه شنبه 21خرداد،یک کارگر 45ساله حین کار با دستگاه پیکور برقی درپارک بانوان شهرستان کاشمردچار برق گرفتگی شد ودر دم جان سپرد.

*جان باختن یک کارگر شهرداری آبادان براثرتصادف

صبح روز سه شنبه21خرداد،یک کارگر 50ساله شهرداری منطقه 2 آبادان بنام باقر شناور حین کار در منطقه ذوالفقاری براثرتصادف و شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد.

akhbarkargari2468@gmail.com

 

اخبار و گزارشات کارگری 20 خرداد ماه 1398

«با اتحاد پیروز میشویم، با افتراق شکست میخوریم»

بازداشتی های مراسم روز جهانی کارگر آزاد باید گردند

- آخرین اخباراز بازداشت شدگان مراسم روز جهانی کارگر:

خودداری از پذیرش قرار کفالت عاطفه رنگریز و تمدید 30روزه بازداشت مرضیه امیری، ندا ناجی و کیوان صمیمی

- بازداشت امید شاه محمدی وانتقالش به زندان سنندج برای گذراندن یکسال زندان

- تجمع اعتراضی بازنشستگان کشور نسبت به عدم همسان سوزی حقوق وسطح پایین مستمریشان مقابل صندوق بازنشستگی

- اعتصاب وتجمع کارگران کارگاه ایرکست شاونبرگ ماهشهرمقابل فرمانداری دراعتراض به عدم پرداخت 7ماه حقوق وحق بیمه

- پرداخت یک ماه حقوق کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی راه آهن نورآباد،شازند واراک پس از اعتصاب وتجمع

- ادامه اعتصاب و تجمعات سریالی کارگران شهرداری کوت عبدالله مقابل استانداری خوزستان دراعتراض به عدم پرداخت حقوق وحق

- اعتصاب تاکسی داران پیرانشهر دراعتراض به تغییر مرکزیت شهر

- تجمع اعتراضی اهالی روستای طولیان نسبت به کم آبی وقطعی برق مقابل فرمانداری کهگیلویه

- تجمع اعتراضی عکاسان یزد نسبت به اقدام پلیس 10+ مقابل استانداری

- جان باختن یک کارگر دردماوند براثرریزش آوار ساختمانی

آخرین اخباراز بازداشت شدگان مراسم روز جهانی کارگر:

خودداری از پذیرش قرار کفالت عاطفه رنگریز و تمدید 30روزه بازداشت مرضیه امیری، ندا ناجی و کیوان صمیمی

روز گذشته قرار بازداشت عاطفه رنگریز را به دو قرار کفالت 50و 70 میلیون تومانی تبدیل کردند. با حضور کفیل‌ها هر یک را با بهانه‌هایی همچون فقدان فیشِ کسر از حقوق، بازنشستگی و ... رد کردند.

صبح امروز با حضور خانواده‌های بازداشت شدگان روز جهانی کارگر، مقابل دادسرای اوین، از تمدید بازداشت موقت عاطفه رنگریز خبر دادند.

 مرضیه امیری، ندا ناجی و کیوان صمیمی نیز با تمدید بازداشت 30روزه‌ی دیگر در زندان اوین به سر می‌برند.

منبع اصلی اخبار:سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران

*بازداشت امید شاه محمدی وانتقالش به زندان سنندج برای گذراندن یکسال زندان

روز یکشنبه 19خرداد،امید شاه محمدی معلم کنشگر اهل دیوانداره بازداشت  وبه زندان سنندج برای گذراندن یکسال زندان،منتقل شد.

امید شاه محمدی در اعتصاب سراسری پاییز معلمان بازداشت و پس از 40 روز به اتهام تشویق معلمان به اعتصاب به یکسال زندان محکوم وبا تودیع وثیقه 100 میلیون تومانی موقتا آزاد شد.

*تجمع اعتراضی بازنشستگان کشور نسبت به عدم همسان سوزی حقوق وسطح پایین مستمریشان مقابل صندوق بازنشستگی

روز دوشنبه 20خرداد ماه،جمعی از بازنشستگان کشوربدنبال فراخوان منتشره درشبکه های اجتماعی در اعتراض به عدم همسان سوزی حقوق وسطح پایین مستمریشان دست به تجمع مقابل صندوق بازنشستگی واقع در میدان فاطمی تهران زدند.

یکی از بازنشستگان تجمع کننده به خبرنگار رسانه ای گفت: طبق قانون خدمات کشوری بین شاغلان و بازنشستگان نباید بیشتر از 20 درصد اختلاف حقوق وجود داشته باشد.اما امروز حقوق بازنشستگان نسبت به شاغلان بسیار پایین تر است و این اختلاف به 50 درصد نیز می‌رسد.

این قانون برای همسان سازی حقوق بیشتر از 10 سال مسکوت مانده و از جمله دلایل تجمع بازنشستگان درخواست برای اجرای این قانون است.

این بازنشسته معترض افزود: درخواست این تجمع را در قالب یک نامه به سازمان بازنشستگان کشوری ارایه دادیم اما پاسخی نگرفتیم  لذا امروز به صورت خودجوش تجمع کردیم.

وی ادامه داد: بازنشستگانی که امروز در این مکان جمع شده اند از نقاط مختلف ایران جمع شده اند.

*اعتصاب وتجمع کارگران کارگاه ایرکست شاونبرگ ماهشهرمقابل فرمانداری دراعتراض به عدم پرداخت 7ماه حقوق وحق بیمه

روز دوشنبه 20خرداد، کارگران کارگاه ایرکست شاونبرگ ماهشهرواقع در منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی بندر امام، دراعتراض به عدم پرداخت 7ماه حقوق وحق بیمه دست از کار کشیده ومقابل فرمانداری ماهشهر تجمع کردند.

کارگران این شرکت طراحی، ساخت و نصب سازه های سنگین فولادی برای صنایع نفت، گاز و پتروشیمی به خبرنگار رسانه ای گفتند: هفت ماه است این شرکت حقوق، حق بیمه و مزایای کارگران را پرداخت نکرده است.

آنها افزودند: مدیران شرکت بارها قول پرداخت حقوق کارگران را داده‌اند ولی تا کنون این وعده عملی نشده است.

این کارگران معترض افزودند: به تعویق افتادن حقوق کارگر به مدت هفت ماه در این شرایط دشوار اقتصادی، غیرقابل تحمل است.

کارگران کارگاه ایرکست شاونبرگ ماهشهردرپایان افزودند که از سال گذشته تاکنون 6بار در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و مطالباتشان دست به اعتصاب و تجمع زده‌اند.

*پرداخت یک ماه حقوق کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی راه آهن نورآباد،شازند واراک پس از اعتصاب وتجمع

روز دوشنبه 20خرداد، کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی راه آهن نورآباد،شازند واراک(شرکت پیمانکاری جوشن گستر) در اعتراض به عدم پرداخت حقوق ماه های فروردین واردیبهشت دست از کار کشیدند ودر محل کارشان اجتماع کردند.

بنابه گزارش رسانه ای شده بنقل از کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی راه آهن نورآباد،شازند واراک،بدنبال اعتصاب وتجمع امروزشان ،واحد مالی شرکت پیمانکاری جوشن گستراز واریز حقوق فروردین ماه آنها خبرداده است.

*ادامه اعتصاب و تجمعات سریالی کارگران شهرداری کوت عبدالله مقابل استانداری خوزستان دراعتراض به عدم پرداخت حقوق وحق

روزدوشنبه 20 خرداد، کارگران شهرداری کوت عبدالله به تجمعشان مقابل استانداری خوزستان ادامه دادند واعتراضشان را برای روزی دیگر نسبت به عدم پرداخت حقوق وحق بیمه بنمایش گذاشتند.

کارگران تجمع کننده گفتند: از هفتم خردادماه سال جاری تابه امروز دراعتراض به عدم پرداخت حقوق دست از کار کشیده اند.

یکی از کارگران تجمع کننده در گفت و گو با خبرنگار رسانه ای بیان کرد: کارگران فضای سبز شهرداری کوت عبدالله با مشکلات مالی بسیاری مواجه هستند حقوق پرداختی کفاف زندگی ما را نمی‌دهد اما همان حقوق نیز به موقع پرداخت نمی‌شود.

وی ادامه داد: پیمانکار حقوق بهمن ماه سال گذشته را پرداخت کرده و از حقوق اسفندماه تنها ۱۰ میلیون ریال علی الحساب برای ما واریز شده اما ما خواستار پرداخت تمام حقوق‌ معوق هستیم.

این کارمعترض یادآور شد: هیچ فیش حقوقی به ما داده نشده است که بدانیم مبلغ حقوق ما چه میزان است از سویی دیگر از اسفندماه سال گذشته تاکنون حق بیمه کارگران هم پرداخت نشده است.

یکی دیگر از کارگران فضای سبز شهرداری کوت عبدالله در این خصوص گفت: فرزند یکی از کارگران تازه متولد شده است اما به دلیل عدم توانایی پرداخت هزینه بیمارستان، شناسنامه وی و همسرش نزد بیمارستان باقی مانده است.

وی ادامه داد: از عید نوروز تاکنون منتظر پرداخت حقوق هستیم اما هیچ مبلغی تاکنون پرداخت نشده است، شرایط اقتصادی سخت است و این تأخیر در پرداخت حقوق‌ها بیشتر ما را تحت فشار قرار می‌دهد.

*اعتصاب تاکسی داران پیرانشهر دراعتراض به تغییر مرکزیت شهر

روز دوشنبه20خرداد، تاکسی داران پیرانشهر دراعتراض به تغییر مرکزیت شهردست به اعتصاب زدند.

بنابه گزارش یک منبع خبری محلی،تغییر "مرکزیت شهر" برای تاکسی های گردشی درون شهری پیرانشهر از "چهار راه آزادی" به  "پنج راه استقلال" باعث نارضایتی عموم مردم و همچنین بروز مشکلاتی برای تاکسی داران گردشی در شهر پیرانشهر شده بود که در پی اعتصاب چند ساعته تاکسی های گردشی پیرانشهر و ورود مجموعه شورای شهر به این موضوع سرانجام با تغییر مرکزیت شهر از پنج راه استقلال به چهار راه آزادی موافقت و اعتصاب تاکسی داران به پایان رسید.

*تجمع اعتراضی اهالی روستای طولیان نسبت به کم آبی وقطعی برق مقابل فرمانداری کهگیلویه

صبح روز دوشنبه 20خرداد، اهالی روستای طولیان برای بنمایش گذاشتن اعتراضشان نسبت به کم آبی وقطعی برق مقابل فرمانداری کهگیلویه تجمع کردند.

به گزارش یک منبع خبری محلی،،صبح امروز جمعی از مردم روستای طولیان از توابع بخش مرکزی شهرستان کهگیلویه به علت بی توجهی مسولان اداره آب فاضلاب روستایی واداره برق مقابل فرمانداری این شهرستان اعتراض کردند.

با افزایش گرمای هوا نیاز مردم به آب هم بیشتر می‌شود ولی هرچه هوا گرم و نیاز مردم به آب بیشتر می‌شود، آب و منابع آبی هم بیشتر ناز می‌کنند و کمتر شده و تقریبا از دسترس خارج می‌شوند.

طولیان روستایی واقع در6کیلومتری شهر دهدشت بیش از 400خانوارسکنش هستند.

یکی از اهالی این روستا گفت: متاسفانه برق این روستا از شهرستان چرام تامین می شود و روزانه شاهد قطع و وصل های مکرر هستیم که بیشتر مواقع این قطع و وصل ها باعث سوختگی وسایل خانگی هم می شود.

متاسفانه بیش از چندین بار به بخشداری و اداره آب و فاضلاب روستایی مراجعه کردیم ولی جواب قابل قبولی  دریافت نکردیم.

یکی دیگر از اهالی روستا گفت:روزانه شاهد بی آبی هستیم به صورتیکه مردم این اهالی در بعضی از روزها 10تا15 ساعت آب آشامیدنی ندارند.

اهالی این روستا با گلایه از رفتار و پاسخهای برخی از مسؤولان، گفتند : انتظار ما این است که فردی را رئیس یک اداره بگذارند که در قبال مردم احساس مسئولیت بکند حداقل پاسخ درستی به مردم بدهد.

*تجمع اعتراضی عکاسان یزد نسبت به اقدام پلیس 10+ مقابل استانداری

روز دوشنبه 20خرداد،عکاسان یزد دراعتراض به اقدام پلیس 10+مبنی برایجاد امکان تهیه عکس در دفاتر پلیس 10 + دست به تجمع مقابل استانداری زدند.

یکی از تجمع کنندگان به خبرنگار رسانه ای گفت: تهیه عکس‌های پرسنلی یکی از مهمترین منابع مالی صنف عکاسی است که برای خدمات مختلف از جمله گذرنامه، سوء پیشینه و ... مورد نیاز شهروندان است. اما اکنون تهیه عکس پرسنلی در مراکز پلیس 10+ انجام می شود و این مسئله خسارت زیادی به فعالان صنف عکاسی وارد می‌کند.

تجمع کنندگان خواستار ممنوعیت تهیه عکس در مراکز پلیس 10+ شدند.

*جان باختن یک کارگر دردماوند براثرریزش آوار ساختمانی

عصر روز یکشنبه 19خرداد،بر اثر ریزش آوارحین گودبرداری در دماوند یک کارگر ساختمانی جان خود را از دست داد.

akhbarkargari2468@gmail.com

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Wed, 12 Jun 2019 03:06:27 +0000
امیر جواهری لنگرودی: یادداشت کارگری هفته http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71302:2019-06-12-03-01-07&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71302:2019-06-12-03-01-07&Itemid=645

پیرامون تشکیل اجلاس سازمان جهانی کار در ژوئن ۲۰۱۹ در ژنو، اعتراض ما به مماشات طلبی این سازمان جهانی !

info@karegari.com

یکصد و هشتمین اجلاس سالیانه سازمان جهانی کار(ILO) در مقراروپایی سازمان ملل درکشورسوئیس شهر ژنو از روز دوشنبه ۲۰خرداد ۱۳۹۸ ( ژوئن۲۰۱۹) ، امسال شروع می شود و به مدت ۱۰ روز در ژنو دنبال می گردد .

به روال هر سال دراین اجلاس هیئت هایی نمایندگی از ۱۸۷ عضو این سازمان در سه سطح دولتی ، تشکل های کارگری و کارفرمایی ازجای جای جهان شرکت دارند. یکی از این هیات هااعزامی جهان به سوی ژنو نیز ازایران و ازجانب جمهوری اسلامی است. این اجلاس مهم‌ترین رویداد بین‌المللی در حوزه کار به شمار می‌رود و کشورهای عضو در عالی‌ترین سطوح در اجلاس مذکور شرکت می‌کنند و به بررسی مهم‌ترین مشکلات روز جامعه کار و وضع استانداردهای بین‌المللی می‌پردازد.

درهمین رابطه " ابوالفضل فتح‌اللهی (رئیس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران) که به همراه هیات اعزامی نمایندگان کارگری در اجلاس سازمان بین‌المللی کار شرکت می‌کند، از حضور فعال ایران در این اجلاس خبر داد." (۱) ، برپایه خبرمندرج آمده است: " سازمان جهانی کار، معیشت، امنیت، کار شایسته و استاندارد زندگی بهتر برای مردم جهان را چه در کشورهای فقیر و چه در کشورهای ثروتمند سرلوحه کار خود قرار می‌دهد. مصوبات این سازمان تأثیر پایداری در قانونگذاری همه کشورها دارد و نقش ارزنده‌ای در ایجاد تفاهم و همدلی در محیط کار ایفا می‌کند. در اجلاس سازمان جهانی کار همه ساله کمیته‌های چهارگانه استانداردها، اشتغال، کف حمایت‌های اجتماعی و اصول بنیادین کار به عنوان کمیته‌های ثابت فعال هستند و بررسی و پیوستن به مقاوله نامه‌های سازمان و تصویب مقاوله نامه‌های جدید از دیگر رویکردهای اجلاس سالانه ILO به شمار می‌رود." (۲)، و درادامه گزارش آمده است : " در این اجلاس، طبق روال هر سال مباحثی نظیر دستمزدها، منع تبعیض اشتغال زنان و کودکان، اقتصاد رسمی و غیر رسمی، گفت‌وگوهای اجتماعی، سه جانبه گرایی، قوانین حمایتی و بیکاری مطرح خواهد شد، اما مهم‌ترین محور اجلاس امسال، گفت‌وگو در خصوص آینده کار و گفت‌وگوی سده خواهد بود." ( همان ماخد ) ، قابل ذکر است دراین میان، کسانی که به نام نماینده کارگران ازمیان تشکل های دست ساز نظام یعنی ابوابجمعی خانه کارگر یعنی ابوالفضل فتح‌الهی،" رئیس کانون عالی انجمن های صنفی کارگران " ، نمایندگان " هماهنگی شوراهای اسلامی کار" ، برگزیدگان " هیات مدیره مجمع عالی نمایندگان کارگران " توسط وزارت تعاون ، کارو رفاه اجتماعی برگزیده شده و درخبرها آمده است که دراجلاس سازمان جهانی کار امسال ، به همراه وزیر، معاون وزیرکار، حاتم شاکرمی معاون روابط کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و علی حسین شهریور، مدیر کل امور بین الملل وزارت تعاون ... و نمایندگان کارفرمایی شرکت می کنند. باید گفت : چه آنانی که به نام نماینده کارگر راهی می گردند، چه آنهایی که نماینده سرمایه دارها هستند، عملا تابع سیاست های دولت اسلامی می باشند.                            

روشن است درکشورما ایران ، کارگران مطالبه گر و فعالان تشکل های شناخته شده ، زنان جسور و فعالین عرصه های مختلف مدنی زنان را در کنار قعالان سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ، فعالان سندیکای نیشکر هفت تپه ، فعالان کانون های صنفی معلمان ، فعالان کانون نویسندگان ایران ، فعالان شورای دانشجویان کشور را به خاطر اعتراض مطالباتی شان احضار می کنند و دربیدادگاههای در بسته محاکمه می نمایند، بخشا شکنجه می نمایند و حتی به شلاق و تبعید محکوم می نمایند. پایه اصلی اعتراض کارگران - معلمان - بازنشستگان که حول حقوق های معوقه ، دشواری امنیت شغلی آنان و مسئله دستمزدها و تورم فزاینده و گرانی های سبد زندگی آنان و دیگر مسائل متنوع اجتماعی است ، نیروهای امنیتی و اطلاعاتی رژیم دائم تلاش دارند جلوی هرگونه فعالیت کارگران برای ایجاد تشکل های مستقل سندیکایی و اقتصادی آنان را بگیرند. زنان را از فعالیت های اجتماعی شان بازدارند و تشکل های مستقل دانشجویان را تعطیل اعلام دارند. وکلای مستقل را از حوزه وظایف اجتماعی شان باز دارند.

در ایران طی همه این سالها، فعالین کارگری در معرض دستگیری، و شکنجه، یا به عنوان اخلال در نظم و امنیت ملی، به زندان کشیده می شوند. همین اکنون تعدادی از دستگیر شدگان اول ماه مه ( یازدهم اردیبهشت ) ، در کنار فعالان سندیکای نیشکر هفت تپه ، فعالان نشریه گام ، نمایندگان کانون های صنفی معلمان ، وکلای زندانی اسماعیل بخشی به جرم دفاع و نمایندگی از حقوق کارگران نیشکرهفت تپه و سپیده قلیان بجرم خبر رسانی از مبارزات خیابانی کارگران نیشکر هفت تپه، همچون فعالان جنبش دانشجویی در زندانند . این فهرست کوتاه بیان وضعیت دشوار زندان های کشور است . زنان زندانی، از جمله : سپیده قلیان- ساناز الهیاری - ندا ناجی- مرضیه امیری - عاطفه رنگریز - نسرین ستوده - نرگس محمدی - آتنا دائمی و مردان زندانی اسماعیل بخشی - امیر امیرقلی- امیرحسین محمدی فر- کیوان صمیمی- جعفر عظیم زاده - محمد حبیبی - محمود بهشتی لنگرودی- اسماعیل عبدی - عبدالرضا قنبری - روح اله مردانی- محمد علی زحمتکش - محمد نجفی- پیام شکیبا - سعید شیرزاد - آرش صادقی ، به این فهرست کوتاه باید بازداشتی ها و احضار گسترده فعالان عرب اهوازو زندانی شدن فعالان ملی اهواز، توسط نیروهای امنیتی و اطلاعاتی را هم افزود. جدا از این، تعدادی از فعالان کانون نویسندگان ، زنان و دانشجویان و معلمان حکم احضار و زندان گرفته اند.

باید به نمایندگان شرکت کننده در سازمان جهانی کار اعلان داشت : در ایران فقط مقاوله نامه های ۸۷ و ۹۸ سازمان جهانی کار در مورد حق تشکل و قرارداد های دسته جمعی نیست که درکشورما بی معناست. مقاوله نامه های ۱۳۸ و ۱۸۲؛ درباره حقوق کودکان ، حقوق برابرزنان و مردان در محیط کارو دیگر مقاوله نامه های سازمان جهانی کارهم اصلا معنا ندارد، حتی کار کودکان در ایران رسمیت داشته و ابعاد فاجعه باری دارد. آمار روشنی از کودکان کار و خیابانی در دسترس نیست . اساسا حقوق زنان کارگر به هیچ وجه مورد توجه نیست. در محیط های کار تفکیک های جنسیتی اعمال شده و زنان مورد تحقیر و سرکوب قرار می گیرند.

اجلاس امسال، در راستای رسیدگی به "منع تبعیض اشتغال زنان و کودکان، اقتصاد رسمی و غیر رسمی" است. باید گفت : کودکان از کمترین حقوق اجتماعی بی بهره اند. موضوع کودکان کار و خیابانی در ایران یک معادله چند وجهی است و عملا هیچ ارگانی در سطح کشور، خود را مسئول ساماندهی آنان نمی شناسد. معادله چند وجهی بدین معنی که ؛ والدین بیشتر کودکان کار، بیکار یا کم درآمد هستند و این کودکان تامین معاش اعضای خانواده و گاهی هزینه مواد مخدر والدین خود را برعهده دارند، از اینرو تن به هر کاری می دهند. کودکان بی سر پرست، کودکان مانده در زیر آوار زلزله و سیل ، گریخته از مدرسه و خاصه اتباع خارجی که وسیعترین آمار کودکان را به خود اختصاص می دهند . در این زمینه ، محیا واحدی فعال حقوق کودک و دبیر سمینار تخصصی کودکان کار درباره خاستگاه این کودکان گفت: « در منطقه شوش و دروازه غار تهران اعتیاد، فحشا و سایر معضلات به وضوح دیده می‌شود. کولی‌ها موسوم به غربتی‌ها در این منطقه بسیار زیاد هستند که کودکان آن‌ها فاقد شناسنامه بوده و خانواده‌هایشان آن‌ها را مجبور به کار می‌کنند. در منطقه فرحزاد در غرب تهران کودکان کار اکثرا افغانی هستند. در این منطقه کودکان علاوه بر کار اجباری، به مواد مخدر اعتیاد داشته و در فروش مواد مخدر فعال هستند» همچنین معاون اجتماعی سازمان بهزیستی در حاشیه همایش ملی کودکان خیابانی به روزنامه ایران گفته است : « در حال حاضر ۱۷ هزار کودک خیابانی در کل کشور وجود دارد که ۳۰ درصد از آنها اتباع کشورهای دیگر هستند.» (۳)

باید گفت : همه و همه بلاتکلیفند و هیچ مرجع و آمارواقعی و ارائه الطریقی برای پاسخگویی به حل این مهم وجود ندارد. در این رابطه هرچند آمارهای رسمی تعداد کودکان کار در ایران را حدود دو میلیون نفر اعلام کرده اما یک فعال حقوق کودک اظهار داشته که آمار واقعی این کودکان حدود هفت میلیون نفر است که نیمی از آنها اتباع کشورهای همسایه هستند. درمضمون اقتصاد رسمی و غیر رسمی، در حالی که سود سرشار معادن ایران به جیب فرماندهان سپاه و بسیج و رانت خواران همین رژیم ، بعنوان پیمانکار، سرازیر می گردد. معادن برای کارگران قتلگاه شناخته شده و ماهی و سالی نیست که با مرگ دسته جمعی کارگران معادن در محیط های کار ناایمن روبرو نباشیم. ایمنی محیط های کار بکلی بی معناست و وظایف قانونی اصلا پیگیری نمی شود. هنوز داغ مرگ دسته جمعی کارگران معادن یورت ازاد شهر، مرگ جان خراش کارگران فولاد کهگیلویه وبویراحمد و بیشمار معادن و کارگران ساختمانی لای لای گزارشات خبرگزاری های رسمی کشور را به خود مشغول می دارد. آنچه در اینجا بی معنی است بیمه حوادث ، بیمه کار و بیمه دوره بازنشستگی خاصه بر خیل وسیع کارگران قراردادی است که نود درصد نیروی کار جامعه را در تمامیت ایران پوشش می دهد .

برای وارسی مسئله دستمزد کارگران ، می توان دهها صفحه نوشت و امروز پروژه دولت ایران برای پاسخگویی به اشتغال ، با شکست روبرو شده است . طرح " کارورزی " و طرح شکست خورده "استاد و شاگردی" و بعنوان" نقض بنیادین نیروی کار" و " قانون کار" موجود ، می توان از آن یاد کرد.

ازاینرواعتراض ما علیه حضور نمایندگان جمهوری اسلامی در اجلاس ژنو، اعلام حمایت ما از داشتن حق تشکل مستقل و سراسری برای طبقه ما و همه آحاد اردوی کار، آزادی اندیشه و بیان، زندگی شایسته برای عموم مزدبگیران کشور، حق تجمع و گردهم آیی ها ، منع کار کودکان، برابری کامل جنسیتی، مطالبات بازنشستگان، پرستاران و معلمان سراسر کشور ما است که هیچ نماینده ای از خود در این اجلاس جهانی ندارند.

ما فعالین وحامیان مبارزات کارگری درخارج از کشور به حضور این نمایندگان جمهوری اسلامی اعتراض می کنیم . اعتراض ما درعین حال واکنشی هست به عدم توجه سازمان جهانی کار به یکی از مهم ترین وظایفش درکشورهای عضو که پیگیری نحوه رعایت مقاوله نامه های این سازمان باید شمرده شود .

اعتراض ما به مماشات طلبی مدیریت سازمان جهانی کار( آ.ال. او) ، درقبال سیاست های ضد کارگری جمهوری اسلامی و حضور نمایندگان امنیتی و اطلاعاتی رژیم در اجلاس سالیانه آن است .

اعتراض ما پژواک صدای آن نیروی عظیم رنج و کار جامعه ما است که هیچگاه در چنین مجالسی نماینده ای از جانب خود ندارند . ما تلاش مان پژواک صدای آنان است. امسال نامه های اعتراضی چندی به اجلاس سازمان جهانی کار ( ILO) ، تا حال نوشته شده است. از جمله نامه جمعی از کارگران هفت تپه با طرح شکایت به سازمان جهانی کار درباره تخلفات دولت ایران و سرکوب کارگران در هفت تپه به سازمان جهانی کار در کانال تلگرامی خود نوشته اند : « ... خانواده ی این بازداشت شدگان همگی تحت فشار و اذیت هستد تا مبادا درباره شرایط دشوار عزیزان محبوس خود با رسانه ها گفتگو کنند. مقامات امنیتی و قضایی علنا به برخی از این خانواده ها گفته اند که هر چقدر بیشتر از وضعیت زندانی ها خبر به رسانه ها درز کند ما آنها را بیشتر نگه میداریم و احکام سنگین تری هم برایشان خواهیم تراشید! 

بدینوسیله ما جمعی از کارگران هفت تپه ضمن ابراز تنفر خود از این اقدامات سرکوبگرانه علیه نمایندگان و حامیان خود که همگی در چهارچوبی مسالمت آمیز و برای استیفای حق و حقوق کارگری تلاش می کرده اند خواهان آن هستیم که این شکایت ما رسما در سازمان جهانی کار، تشکلات بین المللی کارگری و نیز کمیته آزادی انجام در سازمان جهانی کار ثبت و بررسی شود. در حالی که دولت ایران عضوی رسمی در سازمان جهانی کار است و هر ساله نمایندگانی به اجلاس سالانه آن اعزام میکند ما میخواهیم که مورد بازخواست و سوال قرار بگیرند و در رابطه با این سرکوب ها پاسخ گو باشند. این سرکوب ها که ما تنها بخش کوچکی از آن را بازگو کردیم و در نقاط مختلف ایران به شکل های مختلف دیگری نیز اتفاق افتاده است، تنها گوشه ای از نقض آشکار حقوق بنیادین کارگران در ایجاد تشکل، تجمع، اعتراض مسالمت آمیز و حق آزادی انتشار برای دفاع از مطالبات کارگران است. 

بهانه های نخ نما و پوسیده ی دولت ایران که سعی میکند کارگران و فعالان کارگری را به جریانات سیاسی و اپوزوسیون و یا حتا به طرزی بی شرمانه به فعالیت های تروریستی وصل کند برای ما کارگران و اکثریت جامعه ی ایران و تمام تشکلات کارگری داخلی و جهانی، کاملا بی اعتبار است. باید تاکید کنیم که این کارگران تنها فعالیت صنفی و یا عضویت در تشکل های مستقل کارگری و دفاع از حقوق و مطالبات ما کارگران هفت تپه داشته اند. 

ما درخواست داریم که پاسخ رسمی شما را نیز دریافت و به اطلاع عموم کارگران در هفت تپه و ایران برسانیم. » Kargare7tape@gmail.com

و همین طور نامه ی جمعی از حقوق دانان ایرانی به دبیر کل سازمان جهانی کار، به دبیرکل سازمان بین‌المللی کار، آقای گای رایدر است. در این نامه آمده است : « ... نظر به اینکه کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری (ITUC) در گزارش ۶ آوریل ۲۰۱۹ خود، ایران را از خشن ترین ناقضان قوانین و کنوانسیون های جهانی خوانده است.؛

 نظر به اینکه کنفدراسیون اتحادیه های کارگری اروپا نیز در ۲۱ می ۲۰۱۹، خواستار آزادی فوری و حمایت اتحادیه های کارگری شده و در بند ۱ بیانیه قویا نسبت به سرکوب و خشونت علیه کارگران و مردم ایران اعتراض کرده است.؛

ما امضاء کنندگان این نامه، با توجه به تمامی موارد تخلفات جدی حکومت ایران از قوانین داخلی و بین المللی و توافقنامه های بین المللی، بااحترام از برگزار کنندگان کنفرانس خواستار موارد زیر هستیم:

- محکومیت عملکرد جمهوری اسلامی ایران 

- محکومیت حکومت ایران در عدم پایبندی به توافقنامه های بین المللی و قوانین داخلی خود در قبال دستمزدبگیران و درخواست آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی قربانیان این بازداشت های خودسرانه

- فرستادن نماینده ی سازمان بین المللی کار به ایران جهت بازدید از متهمان و دیدن شرایط موجود آنها و درخواست داوری عادلانه برای آنها.

ما امیدواریم که توجه کنفرانس به مشکلات عدیده بازداشت شدگان که در موارد فوق به آنها اشاره شد، در روشن شدن وضعیت قربانیان و خواست آزادی و بازنگری حقوقی آنان مدد رساند....» (۴) این نامه را شانزده تن از وکلای ایرانی از جای جای جهان به اجلاس جهانی امسال( ILO) نوشته اند.

باری بر آنم امسال هم فعالان اجتماعی در میدان ملل برابر اجلاس سازمان جهانی کار تلاش دارند پژواک صدای حق طلبی کارگران ایران باشند و این اعتراض در ایران و همه جای جهان نیز صورت می گیرد. پشتیبانی و حمایت ازاین اقدامات می تواند راه گشای دفاع از مطالبات و خواسته های کارگران شمرده شود. در انجام این وظیفه نباید ازهیچ اقدامی خودداری ورزید!

جمعه۱۷ خرداد ۱۳۹۸ برابر ۷ یونی ۲۰۱۹

منابع :

۱- (خبرگزاری کار ایران - ایلنا ،حضور فعال ایران در صد و هشتمین اجلاس سازمان جهانی کار،شنبه۱۱خرداد۹۸)

۲- ( آفتاب نیوز، سازمان جهانی ۱۰۰ ساله شد، شنبه۱۱خرداد۹۸)

https://aftabnews.ir/fa/news/592615

(۳)- ( دویچه وله بخش فرسی ، هفت میلیون کودک کار در ایران )

https://www.dw.com/fa-ir/%D9%87%D9%81%D8%AA-/a-17453277

(۴) سایت برای آزادی ، نامه حقوق دانان ایرانی به دبیرکل سازمان جهانی کار ، ژوئن۲۰۱۹)

http://barayeazadi.com/publish/body.php?id=10141

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Wed, 12 Jun 2019 02:59:19 +0000
اخبار و گزارشات کارگری 19/18/17 خرداد ماه http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71290:19-18-17&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71290:19-18-17&Itemid=645

اخبار و گزارشات کارگری 19 خرداد ماه 1398

«با اتحاد پیروز میشویم، با افتراق شکست میخوریم»

بازداشتی های مراسم روز جهانی کارگر آزاد باید گردند

- اذیت وآزار 4کارگر معترض کارخانه سیمان کارون  وعدم پرداخت ماه ها مطالبات کارگران شاغل وبازنشسته این واحد تولیدی

- تجمع اعتراضی کارگران پروژه کارخانه پتروشیمی لردگان نسبت به از دست دادن کار وبرای اشتغال مقابل فرمانداری لردگان

- از سرگیری اعتراضات کارگران سد چمشیرنسبت به عدم پرداخت یک سال حقوق و وعده های توخالی با تجمع مقابل فرمانداری گچساران

- تجمعات اعتراضی کارگران شهرداری کوت عبدالله نسبت به عدم پرداخت حقوق وحق بیمه مقابل استانداری خوزستان ادامه دارد

- اعتراض کارکنان حفاری شمال نسبت به عدم پرداخت 2ماه حقوق

- بیانیه کانون نویسندگان ایران در باره تشدید قشار بر نویسندگان و روزنامه نگاران

آزادی بیان در تنگنای محاکمه

- عثمان اسماعیلی:جهت اطلاع دوستان و جنبش کارگری

- پروین محمدی برای آخرین دفاعیات به دادسرا احضار شد

- کار کردن کارگران کارگاه‌های سنتی ماهی خشک در جزیره هرمزباحقوق 200تا500هزارتومانی وبدون بیمه

- تجمع اعتراضی اهالی روستاهای بهارلو و داشکسن نسبت به عدم پاسخگویی به خواسته هایشان و وعده های توخالی مسئولان طراز اول شهرستان،استان وکشور همزمان با بازدید معاون رئیس جمهوری از معدن طلای ساریگونی قروه

- تجمع اعتراضی تاکسی داران بی سیم رشت نسبت به قطع  شدن سامانه بی سیم مقابل سازمان تاکسیرانی

- تجمع اعتراضی اهالی روستاهای روستای مورنان، بهاران و جلمرزازتوابع اصفهان نسبت به بوی نامطبوع یک واحد دامداری مقابل فرمانداری

- مرگ کودک 6ساله یکی از کارکنان شورای شهر همدان در محل کار پدرش

* اذیت وآزار 4کارگر معترض کارخانه سیمان کارون  وعدم پرداخت ماه ها مطالبات کارگران شاغل وبازنشسته این واحد تولیدی

کارگران کارخانه سیمان کارون ضمن تایید اذیت وآزار 4نفر از همکارانشان به اتهام رهبری تجمعات دو سال گذشته،از عدم پرداخت ماه حقوق وحق بیمه کارگران رسمی و قراردادی ونیز مطالبات همکاران بازنشسته شان خبر دادند.

کارگران کارخانه سیمان کارون:این واحد صنعتی حدود ۳۸۰ کارگر رسمی قراردادی و روزمزد دارد که در این میان؛ کارگران رسمی و قراردادی معادل ۴ ماه مزد معوقه و کارگران روزمزدی حدود ۷ ماه مطالبات مزدی پرداخت نشده، طلبکارند.

در میان کارگران روزمزد، کارگرانی هستند که معوقات مزدی آنها به ۱۷ ماه می‌رسد. در عین حال حدود ۴۰ نفر از همکاران‌مان که از دی ماه سال گذشته بازنشسته شده‌اند هنوز نتوانسته‌اند مطالبات سنواتی خود را از کارفرما دریافت کنند.

غیر از بحث تاخیری که در پرداخت معوقات مزدی کارگران وجود دارد چندین ماه حق بیمه کارگران که مربوط به سالهای گذشته می‌شود به تامین اجتماعی پرداخت نشده است. به همین دلیل در سوابق بیمه‌ای کارگران این کارخانه مشکلاتی ایجاد شده است.

علاوه بر تاخیر در پرداخت مطالبه مزدی و بیمه‌ای کارگران، ۴ نفر از کارگران رسمی و قراردادی کارخانه به اتهام رهبری تجمعات دو سال گذشته کارگران کارخانه مرتبا به مراجع قضایی احضار می‌شوند که این موضوع باعث ایجاد تنش در میان کارگران این واحد صنعتی شده است.

*تجمع اعتراضی کارگران پروژه کارخانه پتروشیمی لردگان نسبت به از دست دادن کار وبرای اشتغال مقابل فرمانداری لردگان

روز شنبه 18اردیبهشت ماه،جمعی از کارگران کارخانه در دست ساخت پتروشیمی لردگان واقع دربخش فلارد شهرستان لردگان- استان چهارمحال و بختیاری-  دراعتراض به از دست دادن کارشان وبرای اشتغال مقابل فرمانداری تجمع کردند.

بنابه گزارشات رسانه ای شده،فرماندارشهرستان با تایید تجمع کارگران این پروژه،افزود: بیشتر آنان کارگران ساختمانی و نیروهایی هستند که برای عملیات احداث پتروشیمی به کار گرفته شده بودند.

وی همچنین گفت: این افراد خواستار جذب در پتروشیمی و جلوگیری از تعدیل نیرو هستند.

به گفته وی، از سال گذشته با توجه به اتمام برخی فعالیت‌های ساخت و ساز این کارخانه تعدادی از نیروها در مراحل مختلف تعدیل شدند و این تعدیل همچنان ادامه دارد.

وی افزود: با تعدیل این نیروها و فعال شدن پتروشیمی، نیروهای متخصص جذب خواهند شد که فرآیند استخدامی آنان نیز سپری شده است.

وی اظهار داشت: از مجموع ۲ هزار و ۱۶۰ نیرویی که از مراحل اولیه ساخت این واحد فعال بودند تاکنون یکهزار و ۶۰۰ نفر تعدیل شدند.

*از سرگیری اعتراضات کارگران سد چمشیرنسبت به عدم پرداخت یک سال حقوق و وعده های توخالی با تجمع مقابل فرمانداری گچساران

روزیکشنبه 19خردادماه،برای باری دیگر با تجمع مقابل فرمانداری گچساران اعتراضشان را نسبت به عدم پرداخت یک سال حقوق و وعده های توخالی بنمایش گذاشتند.

به گزارش یک منبع خبری محلی،کارگران سدچمشیر حدود 12ماه حقوق معوقه خود را از دو شرکت سابیر و ژئوپولتیک بدهکار هستند.

اسفندماه سال 97 این کارگران با تجمعات خود توانستند حدود 2ماه از حقوق خود را از این شرکت بگیرند و در حال حاضر 12 ماه حقوق معوقه دارند.

این در حالی است که معاون اجرایی طرح سد و نیروگاه چم شیر گچساران پیش از این گفته بود اوایل اردیبهشت سال آینده عملیات مجدد سد بزرگ چم شیر آغاز خواهد شد.

یکی از کارگران حاضر درتجمع گفت: شرایط زندگی به ما فشار آورده و دستمان خالی است، نمی دانیم به کجا باید شکایت کنیم، چطور حقوق یک مدیر همیشه به موقع پرداخت می شود ولی هیچ کس به فکر کارگران نیست، ما شرمنده خانواده و بچه هایمان هستیم.

اواخر بهمن ماه 97نشست بررسی مطالبات کارگران سد و نیروگاه چم شیر با حضور جمعی از مسئولان استانی و شهرستانی در محل فرمانداری گچساران برگزار شد که در این نشست هم نیک مرام،مدیرکل تعاون،کار و رفاه اجتماعی استان در بخشی از سخنانش از مدیران سد چم شیر پاسخ شفاف خواسته و گفت «مسئولانی که از دفتر مرکزی این شرکت و از تهران آمده اند در خصوص 12 ماه حقوق و مزایای کارگران سد چه اقداماتی انجام داده اند و پاسخ دهند که اگر خود شما 2 ماه حقوق نگیرید ،چکار می کنید؟».

حدود یک سال است که این کارگران پیگیر مطالبات خود از دو شرکت سابیر و ژئوپولتیک هستند و بارها جلوی فرمانداری، اداره کار، دفتر سدچمشیر، دفتر نماینده مجلس گچساران و باشت تجمع کرده اند اما فقط حقوق 2 ماه خود را دریافت کرده اند.

*تجمعات اعتراضی کارگران شهرداری کوت عبدالله نسبت به عدم پرداخت حقوق وحق بیمه مقابل استانداری خوزستان ادامه دارد

روزیکشنبه 19خرداد برای دومین روز متوالی در هفته جاری، کارگران شهرداری کوت عبدالله دراعتراض به عدم پرداخت حقوق وحق بیمه مقابل استانداری خوزستان اجتماع کردند.

یکی از کارگران حاضر درتجمع در گفت و گو با خبرنگار رسانه ای با اشاره به پرداخت نشدن حقوق اسفند پارسالشان به صورت کامل بیان کرد: مبلغ ۱۰ میلیون ریال به صورت علی الحساب به ما پرداخت شد اما خبری از واریز بقیه حقوق  ماه نیست.

وی ادامه داد: حدود ۲۵۰ نفر از کارگران فضای سبز شهرداری کوت عبدالله نسبت به پرداخت نشدن حقوق فروردین و اردیبهشت امسال خود اعتراض دارند.

وی با اشاره به اینکه پیمانکار بیمه برای ما رد نمی کند بیان کرد: وضعیت اقتصادی کارگران مناسب نیست.

درهمین رابطه، امروزشهردار کوت عبدالله به خبرنگار رسانه ای گفت: تلاش ما اینست که امروز تا فردا مبلغ ۲۰ میلیون ریال به صورت علی الحساب به کارگران فضای سبز شهرداری کوت عبدالله پرداخت شود.

وی بیان اینکه با واریز این مبلغ، کارگران ۲ ماه حقوق دیگر از شهرداری طلبکار خواهند بود افزود: کارگران فضای سبز خواستار پرداخت کل مطالبات به صورت یکجا هستند اما برای هیچکدام از کارگران شهرداری تاکنون حقوق اردیبهشت امسال واریز نشده است.

*اعتراض کارکنان حفاری شمال نسبت به عدم پرداخت 2ماه حقوق

کارکنان حفاری شمال اعتراضشان را نسبت به عدم پرداخت 2ماه حقوق،رسانه ای کردند.

بنابه گزارش رسانه ای شده بتاریخ19خرداد، جمعی از کارکنان حفاری شمال از پرداخت نشدن ۲ ماهه حقوق خود خبر دادند.

این کارکنان می‌گویند هنوز تکلیف مطالبات ۲ ماه گذشته آن ها مشخص نیست.

  کارکنان این شرکت همچنین گفته اند ادامه این روند باعث خواهد شد تا برند شرکت حفاری شمال دچار مشکل شود و این شرکت به مرز نابودی برود.

*بیانیه کانون نویسندگان ایران در باره تشدید قشار بر نویسندگان و روزنامه نگاران

آزادی بیان در تنگنای محاکمه

محمد مقیسه؛ قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب: «شماها نفس کشیدنتان حرام است. الهی دست‌هاتون بشکنه. باروت باید ریخت در دهانتان و منفجرتان کرد. قلم‌هایتان را باید شکست».

(۱۲خرداد ۹۸،دادگاه یک خبرنگار)

پس از گذشت ۲۲ روز از تجمع شماری ازاعضای کانون نویسندگان ایران روبروی دادگاه انقلاب، در اعتراض به صدور مجموعاً ۱۸ سال حکم حبس برای سه نویسنده و عضو هیئت دبیران سابق و فعلی کانون: رضاخندان (مهابادی)، بکتاش آبتین و کیوان باژن امواج بازداشت، محاکمه و فشار بر نویسندگان و روزنامه‌نگاران ابعاد گسترده تری یافته است.عوامل تهدید و سرکوب، ارعاب و حمله به آزادی بیان، حیات و هستی ِ نویسندگان و فعالان ِ عرصه‌های گوناگون را هدف گرفته اند و از گوشه و کنار مملکت اخبار بازداشت‌های پی‌د‌ر‌پی با اتهام‌های نام‌آشنا و گاه ابداعی می‌رسد.

تشدید فشار در هفته‌ای که گذشت

امیرسالار داودی، وکیل دادگستری در تاریخ ۱۱ خرداد ماه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به ۳۰ سال زندان، ۱۱۱ ضربه شلاق، شش میلیون تومان جریمه نقدی و دو سال محرومیت از کلیه حقوق اجتماعی محکوم شد. ۱۵ سال از این حکم به دلیل تشکیل کانال تلگرامی با نام «بدون روتوش» است. مصاحبه با رسانه‌های برون مرزی از دیگر مصادیق "جرم"‌های او است. بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی حکم ۱۵ سال زندان درباره ی او اجرا خواهد شد.

این وکیل دادگستری که وکالت شماری از زندانیان سیاسی و عقیدتی از جمله بهاییان را بر عهده داشته، از ۲۹ آبان ۹۷ با مراجعه ضابطین دادگستری به دفتر کارش بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است.

حسین جنتی، شاعر روز شنبه۱۱خرداد به اطلاعات سپاه ورامین احضار و پس از مراجعه، تحت نظر به دادسرای اصفهان فرستاده شد. بازپرس شعبه سیزده شهر اصفهان به اتّهام تبلیغ علیه نظام، حکم به بازداشت موقت او داده و وی هم‌اکنون در زندان مرکزی اصفهان دربند است. شاکی این پرونده اطلاعات سپاهِ اصفهان و دلیل بازداشت او به نوشته‌ی برخی رسانه‌ها شعرهای انتقادی‌اش است.

مسعود کاظمی روزنامه‌نگار و سردبیر سابق ماهنامه صدای پارسی نیز روز ۱۲ خرداد در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به اتهام توهین به رهبری دو سال، توهین به مقامات دیگر شش ماه و برای نشر اکاذیب حکم دو سال حبس را دریافت کرده و درمجموع به چهار سال و شش ماه زندان و دو سال محرومیت از فعالیت‌های مطبوعاتی محکوم‌شده است.

به گفته‌ی علی مجتهدزاده وکیل کاظمی: قاضی دادگاه، محمد مقیسه بدون اینکه به وکیل و موکل اجازه ی دفاع دهد، در طول جلسه دادگاه به مسعود کاظمی توهین و نفرین‌هایی از این قبیل کرده است: «شماها نفس کشیدنتان حرام است. الهی دست‌هاتون بشکنه. باروت باید ریخت در دهانتان و منفجرتان کرد. قلم‌هایتان را باید شکست». و پس‌ازآن قرار کفالت ۱۰۰ میلیون تومانی او را به‌قرار وثیقه سنگین یک میلیارد تومانی افزایش داده است. مسعود کاظمی به علت ناتوانی از تهیه وثیقه از همان دادگاه انقلاب به زندان اوین منتقل و تاکنون در آنجا به سر می‌برد.

رحیم غلامی، شاعر، نویسنده و فعال اهل اردبیل روز دوشنبه ۱۳ خرداد جهت ارائه دفاعیات خود در شعبه اول دادگاه عمومی و انقلاب اردبیل حاضر و توسط قاضی خدادادی تفهیم اتهام شد

به گزارش برخی رسانه‌ها ریاست دادگاه اتهامات آقای غلامی را «عضویت در تشکیلات گاماج، توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام از طریق انتشار مطالب غیر واقع در جلسات و فضای مجازی» عنوان کرده که اتهام عضویت در تشکیلات گاماج به تازگی به پرونده وی اضافه شده و غلامی آن را "سناریوی جدید اداره اطلاعات اردبیل" خوانده است.

رحیم غلامی پیش‌تر در نیمه‌ی اسفند ۹۷ توسط نیروهای امنیتی در شهر اردبیل بازداشت و کتاب‌ها و کامپیوتر شخصی او به همراه نوشته‌هایش ازجمله «فرهنگ لغات زبان ترکی» که در حال نگارش آن بوده توقیف شد. وی سپس با وثیقه پنجاه میلیون تومانی موقتا آزاد شد.

غلامی چند کتاب به زبان ترکی در زمینه شعر و ادبیات محلی منطقه آذربایجان نوشته و منتشر کرده و به روزنامه‌نگاری و همکاری با نشریات ترک‌زبان اشتغال داشته است.

روز ۱۴ خرداد قرار بازداشت کیوان صمیمی، سردبیر مجله ایران فردا و از بازداشت‌شدگان تجمع روزجهانی کارگر نیز تمدیدشد. وی در تاریخ ۱۱ اردیبهشت به همراه حدود ۳۰ نفر از صدها تجمع‌کننده‌ی روز جهانی کارگر در مقابل ساختمان مجلس اسلامی، بازداشت و هم‌اکنون دربند ۲۰۹ زندان اوین به سر می‌برد.

تعدادی دیگری از این بازداشت‌شدگان ازجمله مرضیه امیری، کیوان صمیمی، عاطفه رنگریز و ندا ناجی کماکان تحت بازداشت هستند و عاطفه رنگریز، ندا ناجی و مرضیه اکبری با تمدید قرار بازداشت ۱۲ روزه مواجه شده اند.

*عثمان اسماعیلی:جهت اطلاع دوستان و جنبش کارگری

امروز طی احضارنامه متوجه شدم که اینجانب عثمان اسماعیلی به 3 ما حبس تعزیری محکوم شده ام

کارگران مردم آزادیخواه همینطور که در احضارنامه مشاهده میکنید بنده با رسانه های مربوطه در مورد زندانیان سیاسی و کارگران زندانی مصاحبه هایی داشتم.بنده در دادگاه انقلاب و اطلاعات شهرستان سقز و اماکن بدون هیچ تردید آنچیزی که دراین احضاریه آمده است بیشتر از آن دفاع کرده ام و به همه ی نهادهای نام برده اعلام کرده ام دفاع کردن از زندانیهای سیاسی و کارگران زندانی وظیفه ی من است وتا آخرین نفس کشیدنهایم از برابری،آزادی ،حکومت کارگری حمایت میکنم و بر علیه نظام سرمایه داری مبارزه کرده ام و خواهم کرد.ای اقایانی که در بالاترین مقامات جمهوری اسلامی قراردارید وگفته اید دموکراسی واقعی درکشور ما است از شما سوال دارم؟آیا ما کارگران معنی دموکراسی رانمیدانیم یا شماها جور دیگری معنی دموکراسی را خوردمردم میدهید؟ این همه فاصله طبقاتی ،این همه زندانیان سیاسی،این همه راند خاری، این همه گرانی که سر به فلک کشیده آیا این نشان از جامعه دموکراسی است؟من با 57سال سن با داشتن مریضیهایی از جمله آسم ،ناراحتی قلبی، مشکلات ریه،روماتیسم و....در شهرهای دور از خانواده ام مشغول به کار ام و درجامعه هزاران مانند من وجود دارد لااقل شماها اسم دموکراسی رانبرید

من نه تنها 3ماه زندان بلکه هیچ زندانی بلند مدتی من را از این باور دورنخواهد کرد

زنده باد اتحاد و همبستگی طبقه ی کارگر

*پروین محمدی برای آخرین دفاعیات به دادسرا احضار شد

پروین محمدی نائب رئیس هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران که برای اخذ آخرین دفاعیات به شعبه ۲ بازپرسی دادسرای ناحیه ۱ کرج احضار شده بود، امروز با مراجعه به شعبه مذکور آخرین دفاعیات خویش را ارائه نمود.

در جلسه دادگاه امروز که همزمان برای پروین محمدی، علیرضا ثقفی و هاله صفرزاده تشکیل شد اتهام تبلیغ علیه نظام برای این سه فعال کارگری صادر شده بود.

پروین محمدی، علیرضا ثقفی و هاله صفرزاده که به همراه تعداد دیگری از کارگران روز ششم اردیبهشت در پارک جهان نمای کرج دستگیر شده بودند پس از ۱۵ روز بازداشت به قید کفالت موقتاً از زندان آزاد شدند.

در جلسه دادگاه، پروین محمدی به ارائه دفاعیات از خود پرداخت و با اعلام اینکه در طی بازداشت قبلی خویش به همین اتهام دادگاهی شده بود و شعبه ۷ بازپرسی دادسرای فردیس با توجه به مستندات پرونده و دفاعیات پروین محمدی ایشان را از این اتهام تبرئه نموده و قرار منع تعقیب برای وی صادر شده است، اتهام وارده به خویش را رد کرده و به بازپرس پرونده اعلام کرده است که اکنون چه اتفاق جدیدی روی داده که تنها با گذشت یکماه قصد دارند با پرونده ی جدیدی دوباره با همین مصداق ایشان را متهم نمایند.

لازم به ذکر است که با وجود اینکه برای پروین محمدی در پرونده قبلی قرار منع تعقیب صادر شده است و بازپرس پرونده طی نامه ای به وزارت اطلاعات اعلام کرده که وسایل ضبط شده پروین محمدی شامل گوشی موبایل و لبتاپ ایشان را پس دهند اما وزارت اطلاعات همچنان از تحویل وسایل پروین محمدی امتناع می کنند.

پروین محمدی هیچ جرمی مرتکب نشده است و تنها و تنها بخاطر دفاع از مطالبات صنفی خویش و هم طبقه ای هایش دستگیر شده و پرونده قضایی برایش مفتوح شده است. نه در ایران و نه در هیچ کجای دنیا نباید و نمیتوانند کارگران را برای دفاع از حقوق و مطالبات خویش زندانی کنند. نهادهای قضایی و اطلاعاتی باید به امنیتی کردن فعالیت های صنفی پایان دهند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران ضمن محکوم نمودن برخورد امنیتی به فعالیتهای صنفی خواهان پایان دادن به پرونده سازی علیه کارگران و نیز آزادی فوری و بی قید و شرط تمامی کارگران زندانی و زندانیان اجتماعی است.

اتحادیه آزاد کارگران ایران- ۱۹ خرداد ۹۸

*کار کردن کارگران کارگاه‌های سنتی ماهی خشک در جزیره هرمزباحقوق 200تا500هزارتومانی وبدون بیمه

کارگرکارگاه‌های سنتی ماهی خشک در جزیره هرمز: ما هیچ بیمه‌ای نداریم، سرمایه اصلی متعلق به صاحب کارگاه است که به وی ارباب می‌گوییم، درواقع ارباب برای خرید ماهی مبلغی را در اختیار ما قرار می‌دهد و درنهایت در ماه بین 200 تا 500 هزار تومان از سود فروش ماهی‌های خشک به ما تعلق می‌گیرد.

برپایه گزارش رسانه ای شده بتاریخ19خرداد، یکی از شغل‌هایی که هنوز به‌صورت سنتی در جزیره هرمز وجود دارد خشک‌کردن ماهی بوده و این در حالی است که این فعالیت در عصر کنونی نیاز به صنعتی شدن دارد.

کارگاه‌های ماهی خشک در نقاط مختلف و با پراکندگی در جزیره هرمز مشاهده می‌شود، این کارگاه‌ها درزمینهٔ خشک‌کردن ماهی‌هایی که ارزش غذایی ندارند فعالیت می‌کنند؛ در این کارگاه‌ها انواع ماهی‌های بزرگ و کوچک به روشی کاملاً سنتی خشک می‌شود و پس‌ازآن به کارخانه‌ها خوراک طیور در سراسر کشور ارسال می‌شود.

بنا بهمین گزارش،یکی از کارگران کارگاه سنتی ماهی خشک در جزیره هرمزگفت: کار ما خشک‌کردن ماهی است، بستگی به صید روز بین سه تا پنج‌تن ماهی می‌آوریم و به روش سنتی خشک کرده، سپس ماهی‌های خشک‌شده را برای تولید پودر ماهی به کارخانه می‌فروشیم.

وی عنوان کرد: ماهی‌ها را سحرگاه با قیمت حدود هر گونی 15 هزار تومان می‌آوریم ماهی، میگو خرچنگ و سایر صیدهایی که قابل خشک‌کردن را جدا می‌کنیم و می‌فروشیم و باقی را روی زمین می‌ریزیم و بعد از پنج الی شش روز خشک می‌شوند و آن‌ها را جمع می‌کنیم و به قیمت منی 6 الی 7 هزار تومان به کارخانه می‌فروشیم.

زینب ذاکری با بیان اینکه 8 سال است در این عرصه فعالیت می‌کند، افزود: کار ما فصلی نیست و هر 12 ماه سال به کار خشک‌کردن ماهی مشغول هستیم.

وی تصریح کرد: متأسفانه ما هیچ بیمه‌ای نداریم، با مشکلات مالی زیادی دست‌وپنجه نرم می‌کنیم، پنج پسر و سه دختر دارم، یکی از فرزندانم در زندان است و توانایی مالی برای آزاد کردنش را ندارم.

ذاکری بیان کرد: سرمایه اصلی متعلق به صاحب کارگاه است که به وی ارباب می‌گوییم، درواقع ارباب برای خرید ماهی مبلغی را در اختیار ما قرار می‌دهد و درنهایت در ماه بین 200 تا 500 هزار تومان از سود فروش ماهی‌های خشک به ما تعلق می‌گیرد.

وی با اشاره به اینکه در این کارگاه 20 نفر مشغول به کار هستیم، ابراز کرد: نسبت به گذشته صید ماهی رونق کمتری دارد و تأثیرش را بر روی کار ما نیز گذاشته است.

ذاکری اضافه کرد: از پودر ماهی استفاده‌های متعددی می‌شود ازجمله اینکه از آن به‌عنوان کود درختان و غذای دام و طیور استفاده می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: انتظاری از مسئولین و هیچ‌کس نداریم و تنها چیزی که می‌خواهیم این است که بتوانیم تکه نانی برای معیشت خود به دست آوریم، انتظار ما تنها از خداست، مسئولین که برای ما کاری نمی‌کنند.

*تجمع اعتراضی اهالی روستاهای بهارلو و داشکسن نسبت به عدم پاسخگویی به خواسته هایشان و وعده های توخالی مسئولان طراز اول شهرستان،استان وکشور همزمان با بازدید معاون رئیس جمهوری از معدن طلای ساریگونی قروه

روز شنبه 18خرداد همزمان با بازدید معاون رئیس جمهوری از معدن طلای ساریگونی قروه، اهالی روستاهای بهارلو و داشکسن   دراعتراض به عدم پاسخگویی به خواسته هایشان و وعده های توخالی مسئولان با تجمع اعتراضشان را بنمایش گذاشتند.

اهالی این روستاها بارها برای تحقق خواسته هایشان مبنی بر کمک به مردم روستا از محل عام المنفعه 4 درصدی تعیین شده، رفع آلودگی منطقه و تعیین وضعیت ساکنین روستا، تأمین آب آشامیدنی سالم، هزینه کرد 15 درصد مطروحه در قانون برای پروژه های عمرانی، رفاهی و بهداشتی ،استفاده کامل از نیروی بومی روستا و جذب نیرو توسط شورا، واگذاری پیمانکاری سبک به بومیان و کمک درصدی از درآمد پیمانکاران غیربومی، پایش سلامت محیط آب و مردم و اعلام نتایج به روستا به صورت ادواری،دست به تجمع واعتراض زده اند وچیزی جز وعده های تخالی مسئولان طراز اول شهرستان،استان وکشور عایدشان نشده است.

به گزارش 19خرداد یک منبع خبری محلی،در ادامه بازدید همین که استاندار کردستان قصد داشت نشست را خاتمه دهد صدای اعتراض اعضای شورای بهارلو بلند شد و هنوز اصل مطلب را بیان نکردند که «بهمن مرادنیا» گفت مشکلات شما داخل استانی بوده و اینجا جای عنوان کردن آن ها نیست و در وقت مناسب به استانداری بیایید تا در این زمینه بررسی ها انجام شود!

این در حالی است که این مشکلات حتی با اعتصاب و تحصن و حضور عوامل استانی و کشوری و تکرار وعده های همیشگی نه تنها حل نشد بلکه در حال افزایش هم است.

همچنین هنگام بیرون آمدن هم یکی از اعضای شورای داشکسن که اجازه نداده بودند در نشست باشد، جلوی استاندار را گرفت و گفت که برای چه آمدید؟ وقتی اجازه نمی دهید نمایندگان مردم حضور داشته باشند چه فایده دارد؟! فقط آمده اید عکس بگیرید و بازدید کنید و بروید؟! وقتی حاضر نیستید حرف مردم را بشنوید چرا سخن از دفاع از حق مردم می گویید؟! کدام حق و حقوق، تا بوده فقط آسیب به مردم وارد شده است.

همین طور این عضو شورا در برابر رئیس صنعت، معدن و تجارت کردستان هم گفت که شما چه کرده اید برای مردم روستاهای اطراف این معدن؟ غیر از این است که تمام فامیل و دوست و آشنای خود را سر کار آورده اید؟ چرا وقتی برای مردم کاری نکرده اید مدام می گویید کار انجام شده؟! حقیقت را بگویید که چه تعداد از آشنایان خود را در این شرکت استخدام کرده اید؟! «محمد دره وزمی» هم در واکنش به این اعتراض اعلام کرد شما فکر کنید صد نفر از آشنایانم اینجا مشغول به کار شده اند! چرا انصاف ندارید؟ کجا کار نشده! درست است مشکلات وجود دارد اما باید جانب انصاف را هم داشت.

در حالی که اعتراض اعضای شوراهای بهارلو و داشکسن ادامه داشت، فرماندار قروه خطاب به متولیان معدن خواستار تعامل و پیگیری برای رفع مشکلات مردم شد. درخواستی که گویا چندان به مذاق «محمد فاضلی» یکی از سهامداران شرکت زرکوه خوش نیامد چرا که با ادبیاتی نامناسب خطاب به «موحد امان اللهی» گفت که مردم با ما مشکلی ندارند و اصل مشکل آنان با شماست! این رفتار به اعتقاد فرماندار قروه راه چاره نبوده و نمی توان با این ادبیات گفتاری نادرست مشکلات منطقه را حل کرد.

این رفتار و برخورد نشان می دهد که همه مسئولان دولتی و خصوصی در وهله نخست منافع خودشان اهمیت دارد و بعد از آن به جای اینکه کمی فقط کمی حس مسئولیت پذیری را در خود ایجاد کنند با مقصر دانستن دیگران، خود را جدا و به نوعی از ماجرا کناره گیری می کنند.

*تجمع اعتراضی تاکسی داران بی سیم رشت نسبت به قطع  شدن سامانه بی سیم مقابل سازمان تاکسیرانی

روزیکشنبه 19خرداد،جمعی از تاکسی داران بی سیم رشت دراعتراض به قطع  شدن سامانه بی سیم مقابل سازمان تاکسیرانی واقع در خیابان چمران مرکز  گیلان زدند.

رئیس سازمان مدیریت حمل و نقل بار و مسافر شهرداری رشت در بعدا از نشست با تاکسی داران به خبرنگار رسانه ای گفت : مساله قطع سامانه تاکسی های بی سیم امروز برطرف و ارتباط تاکسی داران با شهروندان برای خدمات رسانی مطلوب شد.

پیمان پارسای محمودی با اشاره به اینکه شماره 3 رقمی موجود در ماه های آینده برای واحد بازرسی اختصاص می یابد افزود : تاکسی داران بی سیم در آینده نه چندان دور با شماره 4 رقمی و مدیریت بخش خصوصی که از اعضای تاکسی رانان تشکیل می شود اداره خواهد شد.

*تجمع اعتراضی اهالی روستاهای روستای مورنان، بهاران و جلمرزازتوابع اصفهان نسبت به بوی نامطبوع یک واحد دامداری مقابل فرمانداری

روزیکشنبه 19خرداد،اهالی روستاهای روستای مورنان، بهاران و جلمرزاز توابع بخش مرکزی اصفهان دراعتراض به بوی نامطبوع یک واحد دامداری ومشکلات بهداشتی ناشی از آن مقابل فرمانداری اصفهان تجمع کردند.

بنابه گزارش رسانه ای شده،تجمع کنندگان روز یکشنبه با در دست داشتن پلاکاردهایی، دلیل اصلی اعتراضشان را انتشار بوی نامطبوع و ازدیاد حشرات ناشی از آن اعلام داشتند.

آنان گفتند:بوی بد و حشرات ناشی از این واحد گاروداری مشکلات بهداشتی برای اهالی منطقه ایجاد کرده است که ادامه این روند با توجه به آمدن فصل تابستان خیلی سخت تر خواهد شد.

یکی از اجتماع کنندگان خاطرنشان کرد: استقرار واحدهای دامداری باید اصولی و فنی باشد و مسوولان بدانند در هر مکانی در شهر و روستا نمی‌شود برای ایجاد یک واحد تولیدی صنعتی و دامپروری مجوز صادر کرد.

روستاهای مورنان، بهاران و جلمرز واقع در دهستان قهاب شمالی از توابع بخش مرکزی شهرستان اصفهان حدود ۲ هزار نفر جمعیت دارند.

*مرگ کودک 6ساله یکی از کارکنان شورای شهر همدان در محل کار پدرش

در عصر روزشنبه 18خرداد،، فرزند یکی از کارکنان شورای شهر همدان، درحادثه برخورد وزنه آسانسور حین تعمیرات بسرش درداخل دریچه آسانسور جانش را از دست داد.

براساس گزارش رسانه ای شده بتاریخ 19خرداد، رئیس شورای اسلامی شهر همدان  با بیان اینکه روز گذشته با توجه به تعطیل بودن ساعات اداری، تعمیرات موتورخانه ساختمان شورای شهر در دست انجام بود،افزود: هنگام انجام تعمیرات، فرزند یکی از کارکنان شورا، سر خود را داخل دریچه آسانسور برده بود که متأسفانه به دلیل برخورد وزنه آسانسور به سرش، این کودک جان خود را از دست داد.

 

اخبار و گزارشات کارگری 17و18 خرداد ماه 1398

«با اتحاد پیروز میشویم، با افتراق شکست میخوریم»

بازداشتی های مراسم روز جهانی کارگر آزاد باید گردند

- تجمعات اعتراضی بازنشستگان سراسر کشور در تهران

- احضار 4کارگرمعترض کارخانه سیمان مسجدسلیمان به دادگاه

- تجمع خانواده‌ها ودوستان بازداشت شدگان 11اردیبهشت روزجهانی کارگر برای آزادیشان مقابل زندان اوین

- احضار سیدرسول طالب مقدم ازاعضای سندیکای کارگران شرکت واحد ، توسط شعبه ۲۶دادگاه انقلاب

- مرخصی اسماعیل عبدی از زندان اوین برای 3روز

- اعتصاب کارگران  درفاز14 عسلویه دراعتراض به عدم پرداخت 3ماه حقوق وعیدی سال جدید

- ادامه تجمعات اعتراضی کارگران شهرداری کوت عبدالله نسبت به عدم پرداخت حقوق وحق بیمه مقابل استانداری خوزستان

- شماره ای دیگراز سریال تجمعات اعتراضی مربیان پیش دبستانی  استان خوزستان نسبت به عدم تبدیل وضعیت مقابل استانداری خوزستان

- نامه سرگشاده جمعی از پرستاران کشوردراعتراض به عدم اجرای قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری و بی‌توجهی عجیب مسئولان و تعیین ضرب العجل برایپاسخگویی به خواسته هایشان

- نامه سرگشاده کارگران سهامدارکارخانه ایران پوپلین دراعتراض به عدم تعیین تکلیف سود معوقه سهامشان

- توخالی در آمدن وعده شهردار محمدیه مبنی بر پرداخت حقوق معوقه کارگران این شهرداری

- تجمع  اعتراضی دانش‌آموزان کنکوری مناطق سیل‌زده نسبت به تعیین سهمیه وبرای عقب انداختن زمان کنکور مقابل سازمان سنجش آموزش کشوروبازداشت 2نفر

- غرق شدن چوپان 16ساله در رودخانه دز

*تجمعات اعتراضی بازنشستگان سراسر کشور در تهران

1- تجمع مقابل صندوق بازنشستگی

زمان:20خرداد ماه 1398- ساعت 10

مکان:مقابل صندوق بازنشستگی- میدان فاطمی ،نبش خیابان جهاد

2- تجمع مقابل مجلس

زمان:28خرداد 1398- ساعت 10

مکان:مقابل مجلس - میدان بهارستان

*احضار 4کارگرمعترض کارخانه سیمان مسجدسلیمان به دادگاه

4کارگرمعترض بنام های فرشاد خدادادیان،خرم آقابیگی،پیمان سلیمانی و امین حاتمی کارخانه سیمان مسجدسلیمان به شعبه 102 دادگاه کیفری مسجدسلیمان احضار شدند.

برپایه گزارش کانال تلگرام یک منبع خبری محلی،دلیل احضاراین کارگران، اعتراض مدیران این‌ کارخانه به‌ رای دادگاه مبنی بر برائت کارگران در پرونده اعتصابات کارگران این کارخانه در سال1395 عنوان شده است.

*تجمع خانواده‌ها ودوستان بازداشت شدگان 11اردیبهشت روزجهانی کارگر برای آزادیشان مقابل زندان اوین

روز شنبه 18خرداد ماه،جمعی از خانواده ها ودوستان كيوان صميمى، ندا ناجى، مرضيه اميرى و عاطفه رنگریزدست با تجمع مقابل زندان اوین،خواهان آزادیشان شدند.

*احضار سیدرسول طالب مقدم ازاعضای سندیکای کارگران شرکت واحد ، توسط شعبه ۲۶دادگاه انقلاب

سیدرسول طالب مقدم ازاعضای سندیکای کارگران شرکت واحد که درمراسم روزجهانی کارگر ۱۱اردیبهشت توسط عوامل امنیتی  مقابل مجلس بهارستان دراعتراض به معیشت کارگران  دستگیر شده بود، با قرار۲۸۰میلیون تومانی اززندان اوین آزاد شد.

 برای این کارگر سندیکایی دوقرار ازسوی بازپرسری دادسرای اوین صادرشد که قرار اول  ۲۵۰ میلیون تومان قراروثیقه و قرار دوم ۳۰میلیون تومان قرارکفالت بوده که پس اجرا کردن این دوقرار،  ازبند۲۰۹ زندان اوین آزادشده است وامروز ۱۸خرداد توسط شعبه ۲۶دادگاه انقلاب احضارشده است که باید در دو روز آینده خودش را به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب معرفی کند.

درهمین ارتباط با گذشت بیش از ۳۶روز همچنان عاطفه رنگریز ونداناجی وکیوان صمیمی و مرضیه امیری ازبازداشت شدگان روز جهانی کارگر۱۱اردیبهشت مقابل مجلس بهارستان،  همچنان درزندان بسر میبرند.

منبع:کانال تلگرام سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه

*مرخصی اسماعیل عبدی از زندان اوین برای 3روز

عصر روز شنبه18خرداد،اسماعیل عبدی معلم کنشگر سرشناس ودبیر کل اسبق کانون صنفی معلمان تهران  برای 3روزاز زندان اوین مرخص شد.

*اعتصاب کارگران  درفاز14 عسلویه دراعتراض به عدم پرداخت 3ماه حقوق وعیدی سال جدید

روز پنج شنبه 16خردادماه،کارگران شرکت مديريت طرحهاي صنعتي ايران -آی.پی.ام.آی -(IPMI)زیرمجموعه سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران- ایدرو- (IDRO) درفاز 14عسلویه دراعتراض به عدم پرداخت 3ماه حقوق وعیدی سال جدید،دست از کار کشیدند.

احتمال  گسترش دامنه اعتصاب به کارگران شرکت های پیمانکاری عمومی ایران (آی جی سی)، نفت،گاز و پتروشیمی پایندان، تناوب فعال در بخش های انرژی، پتروشیمی، معدن و صنایع وابسته و...وجود دارد.

به گزارش سایت سندیکای فلزکار ومکانیک،در فاز ١٤ شرکت های زیرمجموعه ی کارفرما ایدرو.آی پیما هنوز عیدی و حقوق اسفند پرداخت نشده و به همین دلیل کارگران اعتصاب کردند. با این اعتصاب شرکت تناوب ۵۰درصد حقوق اسفند را به کارگران پرداخت کرده است.

به مدیریت این شرکت ها حقوق ماهانه اشن به موقع پرداخت می شود و وقتی به کارگران میرسند می گویند کشور تحریم و بی پول است.

امروز(16خرداد) یکی از کارگران در هنگام اعتصاب به رییس کارگاه گفت: خانواده هایمان در حال از هم پاشیده گی است این چه مسلمانی است که کار کنیم ولی پولمان را ندهید....

اعتصاب شرکت های آی جی سی، احداث، تناوب، پایندان و کلن فاز ١٤ را در بر خواهد گرفت.

*ادامه تجمعات اعتراضی کارگران شهرداری کوت عبدالله نسبت به عدم پرداخت حقوق وحق بیمه مقابل استانداری خوزستان

روز شنبه 18خردادماه برای سومین بار در دور جدید اعتراضشان نسبت به عدم پرداخت حقوق وحق بیمه،دست به تجمع مقابل استانداری خوزستان،زدند.

قابل یاد آوری است که این کارگران طی روزهای 12و13ماه جاری هم دست به تجمع مقابل استانداری خوزستان زده بودند.

یکی از کارگران حاضر درتجمع13خرداد به خبرنگار رسانه ای گفت: حدود 250نفر از کارگران فضای سبز و90 نفر از ماموران اجراییات شهرداری کوت عبدالله نسبت به پرداخت نشدن حقوق فروردین و اردیبهشت امسال خود اعتراض دارند.

وی ادامه داد: حقوق اسفند گذشته ما نیز به صورت کامل پرداخت نشده و تنها 10 میلیون ریال به صورت علی الحساب واریز شده است.

یکی دیگر از کارگران معترض گفت:پیمانکار بیمه برای ما رد نمی کند.

*شماره ای دیگراز سریال تجمعات اعتراضی مربیان پیش دبستانی  استان خوزستان نسبت به عدم تبدیل وضعیت مقابل استانداری خوزستان

روز شنبه 18خرداد ماه برای باری دیگر مربیان پیش دبستانی  استان خوزستان با تجمع مقابل استانداری خوزستان اعتراضشان را نسبت به عدم تبدیل وضعیت بنمایش گذاشتند.

خاطر نشان می شود که مربیان پیش دبستانی  استان خوزستان روز11خرداد مقابل ساختمان اداره کل آموزش و پرورش خوزستان در اهوازوروز13خرداد مقابل استانداری خوزستان تجمعاتی دراعتراض به عدم تبیدلشان برپا کرده بودند.

برپایه گزارش رسانه ای شده،مربیان پیش دبستانی از شوشتر، ایذه، باغملک، شاوور، باوی، کارون و نواحی چهار گانه اهواز مقابل استانداری خوزستان تجمع و نسبت به تبدیل وضعیت نشدن خود اعتراض کردند.

یک مربی باسابقه شهرستان اهوازوحاضر در این تجمع گفت: آموزش و پرورش به جای اینکه مربیان پیش دبستانی را حق التدریسی کند پیشنهاد خرید خدمات داده که با این کار وضعیت شغلی کلیه مربیان پیش دبستانی با استرس روبرو خواهد شد.

وی افزود: با توجه به هزینه‌های پرداختی بیمه تامین اجتماعی در سال جدید و افزایش آن تا هفت میلیون ریال، دیگر حقوقی برای مان باقی نمی‌ماند، و باید تمام حقوق دریافتی خود را به بیمه بدهیم.

یکی دیگر از مربیان پیش دبستانی از شهرستان کارون گفت: در چند روز اخیر سه بار در اعتراض به اینکه چرا مربیان با سابقه حق التدریس تبدیل وضعیت نمی‌شوند اعتراض کردیم اما تاکنون هیچکس مسئولی پاسخگوی ما نبوده است.

وی ادامه داد: تعدادی مربی کم سابقه پیش دبستانی برای تبدیل وضعیت معرفی شده‌اند که بی انصافی است در حالی که در بین همین مربی‌ها افرادی باسابقه کار بالا وجود دارد اما بدون هیچ‌گونه اولویت و امتیازی تبدیل وضعیت نشده اند.

این مربی پیش دبستانی ادامه داد: ماخواستار تبدیل وضعیت خود هستیم و تا زمان پاسخگویی مسئولان به اعتراضات خود ادامه خواهیم داد.

وی با بیان "سلیقه‌ای عمل کردن استخدام مربیان" گفت: مربیان پیش دبستانی که پایه ابتدایی آموزش هستند اگر با روحیه و انرژی سرکلاس خود حاضر نشوند نمی‌توانند به خوبی به رسالت خود عمل کنند.

وی افزود: چطور با مربی بی انگیزه‌، انتظار داریم شاگردانی موفق پرورش پیدا کنند؟

بنا به گزارش همین مبع،حدود هفت هزار مربی پیش دبستانی دراستان  خوزستان مشغول بکار هستند.

*نامه سرگشاده جمعی از پرستاران کشوردراعتراض به عدم اجرای قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری و بی‌توجهی عجیب مسئولان و تعیین ضرب العجل برایپاسخگویی به خواسته هایشان

جمعی از پرستاران کشوربا انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به معاون پرستاری وزارت بهداشت ضمن اعتراض به عدم اجرای قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری و بی‌توجهی عجیب مسئولان ،با رقم زدن خواسته هایشان در 15بند، پایان خرداد ماه را بعنوان ضرب العجل برای پاسخگویی تعیین کردند.

بخش هایی از این نامه رسانه ای شده بتاریخ18خرداد به شرح زیر است:

پیرو جلسه حضوری نمایندگان فعالان پرستاری در سال گذشته، اما متأسفانه تاکنون آثار مشهودی مبنی بر برطرف شدن موانع خدمتی جامعه شریف پرستاری دیده نشده است. لذاخواهشمند است جهت تنویر افکار عمومی پرستاری، نتایج اقدامات انجام گرفته در موارد ذیل تشریح و هرچه فوری در جهت اجرای خواسته‌های ذیل که خواسته جمعیت دویست هزار نفری پرستاری کشور می‌باشد به عنوان بالاترین مقام اجرایی در حوزه پرستاری اقدام شود.

قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری به عنوان ام‌المطالب خواسته پرستاران باید دراولین زمان ممکن اجرا و آیین‌نامه اجرایی آن توسط سازمان نظام پرستاری و وزارت بهداشت نوشته و در برنامه بودجه سال بعد این وزارتخانه آورده شود.

۱-  حذف قاصدک و جدا شدن اضافه‌کاری و کارانه و به‌روز شدن پرداخت اضافه‌کاری و محاسبه کارانه به روش نظام نوین با افزایش سهم غیرپزشکان و جدا شدن سهم صندوق پرستاران مانند پزشکان به عنوان زیرساخت اجرای تعرفه گذاری.

۲- تعیین تکلیف تبدیل وضعیت همکاران قراردادی، پیمانی، شرکتی و با وجود نیاز بسیار به خدمات ایشان

۳- واگذاری سریع صلاحیت حرفه‌ای به سازمان نظام پرستاری بر اساس مصوبه ی شورای سیاست‌گذاری و شخص وزیر و اصلاح آیین‌نامه آن به طوری که ابزاری برای کنترل و رعایت شرح وظایف و نحوه به‌کارگیری نیروهای پرستاری باشد.

۴- به‌کارگیری نیروهای اداری مانند منشی و... جهت کم کردن بارکاری پرستاران

۵- اجرای صحیح قانون ارتقای بهره‌وری در تمام دانشگاه‌ها و برای تمام گروه‌ها از جمله همکاران فوریت‌ها و پیگیری اجرای آن برای همکاران در مراکز خصوصی و نیمه خصوصی و...

۶- اجرای صحیح قانون بازنشستگی مشاغل سخت و زیان‌آور برای تمام گروه‌های پرستاری و اطاق عمل و بیهوشی و حذف آیین نامه وزارت بهداشت مبنی بر  شرط سنی ۵۵ سال برای مردان و محدودیت ۲۵ سابقه کار برای بانوان.

۷- ایجاد تسهیلات مناسب جهت ارتقای همکاران بهیاری به پرستاری، مامایی، اتاق عمل و...

۸- ایجاد معاونت پرستاری در دانشگاه‌ها واصلاح نحوه انتخاب مدیران پرستاری براساس شایسته سالاری.

۹- حذف محدودیت همکاران بیهوشی و سایر رشته‌ها برای ادامه تحصیل در ارشد تمام رشته‌های پرستاری.

۱۰- حذف اضافه کار اجباری در بخش‌های دولتی و کنترل و نظارت بر بخش‌های خصوصی جهت کنترل سقف اضافه کار.

۱۱- خواسته پرستاران با توجه به گرانی دلار و کاهش سرمایه‌های مردم به نصف کف حقوق یک پرستار برای «یک شیفت موظف پنج میلیون تومان» است.

۱۲- برقراری فوق‌العاده ویژه برای پرستاران شاغل در بیمارستان‌های دولتی مانند کارکنان ستاد که هم اکنون دریافت می‌کنند.

۱۳- استخدام پرستاران با توجه به اهمیت این حرفه و لزوم حفظ امنیت شغلی به صورت استخدام پیمانی باشد.

۱۴- لزوم توجه به دانشجویان حرفه پرستاری و تامین خواسته‌های مشروح این صنف در نشست با شورای مرکزی دانشجویی سازمان نظام پرستاری.

۱۵- پرستاران بخش خصوصی از امنیت شغلی مناسب برخوردار شده و توسط سازمان نظام پرستاری مورد کنترل کیفیت قرار بگیرد.

در پایان اعلام می‌دارد جامعه صبور پرستاری به هیچ عنوان اهل تهدید نبوده، لیکن کاسه صبر پرستاری از این همه حاشیه‌سازی و بی‌عدالتی و نیز بی‌توجهی عجیب مسئولان لبریز شده است و در صورتی که تا پایان خرداد نشانه‌هایی از اراده  معاونت پرستاری و دیگر تصمیم‌گیرندگان در حوزه سلامت در تلاش برای حل مشکلات احساس نکند علیرغم ذات صبورش ناچار از اخذ تصمیماتی دیگر در پیگیری مطالبات خواهد بود.

*نامه سرگشاده کارگران سهامدارکارخانه ایران پوپلین دراعتراض به عدم تعیین تکلیف سود معوقه سهامشان

کارگران سهامدارکارخانه ایران پوپلین از شرکت‌های تابعه گروه توسعه ملی طی نامه ای سرگشاده خطاب به مدیرعامل تازه اعتراضشان را نسبت عدم تعیین تکلیف سود معوقه سهامشان رسانه ای کردند.

بخش هایی از این نامه که18خرداد رسانه ای شده است:

ما سهامداران بخش کارگری ایران پوپلین که تعدادمان به هزار و ۱۶۱ نفر می‌رسد پس از از ۲۷ سال یدک کشیدن فقط نام سهام‌دار وعدم پرداخت سود سهام ما از مدیرعامل تازه منصوب شده ضمن درخواست رسیدگی به وضعیت کنونی وضعیت کارخانه، تعیین تکلیف عاجل سود معوقه سهام خود را خواستاریم.

در بین سهامداران کسانی هستند که مبتلا به بیماری‌های صعب‌العلاج هستند، سهامدارانی که دختر و پسر دم‌بخت، دانشجو، جوان بیکار دارند و حتی مستاجر هستند و با کمترین مستمری بازنشستگی حدود یک میلیون و  ۴۰۰ هزار تومان امرار معاش می‌کنند.

ما کارگران دیروز، بازنشستگان سهامداران امروز ایران پوپلین هستیم که در زمان اشتغالمان با دریافت اندک حقوق کارگری و توقعات ناچیز با همت، پشتکار و با تولید و صادرات بیش از پیش توانستیم نام ایران پوپلین را در دفتر سفارش‌های تاجران ایرانی و خارجی به عنوان بهترین و تنهاترین کارخانه نساجی در خاورمیانه ثبت نماییم. این درحالی است که وضعیت فعلی تولید در این کارخانه نامناسب است و سهام کارگران بازنشسته این کارخانه نیز تا به امروز نامشخص بوده و اعضای هیئت مدیره ایران پوپلین پاسخ منطقی در پیگیری سهامداران جزء (کارگران ) ندارند.

مدیریت سابق  کارخانه مدعی بود تولید در این واحد سالهاست صرفه اقتصادی نداشته و حتی میلیاردها تومان زیان انباشته نیز داشته است بنابراین سودی حاصل نشده است که بخواهند به سهامداران جزء پرداخت کنند.

ما کارگران به عنوان سهامداران جزء ادعای مطروحه مدیران سابق را باتوجه مدارک موجود کاملا رد نموده و مدعی هستیم آنچه موجب زیان فعلی این واحد تولیدی است سوءمدیریت افرادی بوده است که از سالها پیش با نفوذ در بدنه داخلی شرکت موجب رقم زدن وضعیت نابسامان فعلی شرکت شده‌اند.

 لذا از شما مدیریت جدید می‌خواهیم از ادامه منفعت‌طلبی کسانی که با دریافت میلیاردها تومان تسهیلات  بانکی به نام ارتقای تولید از نبود سیستم نظارتی کافی در این شرکت برای خود و دیگران استفاده کرده‌اند، جلوگیری کنید.

*توخالی در آمدن وعده شهردار محمدیه مبنی بر پرداخت حقوق معوقه کارگران این شهرداری

3ماه حقوق وعیدی سال جدید،بیش از 100کارگر خدمات شهری  شهرداری محمدیه،علیرغم وعده شهردارکماکان پرداخت نشده است.

شهر محمدیه از توابع شهرستان البرزو در 15 کیلومتری شرق قزوین واقع شده است.

*تجمع  اعتراضی دانش‌آموزان کنکوری مناطق سیل‌زده نسبت به تعیین سهمیه وبرای عقب انداختن زمان کنکور مقابل سازمان سنجش آموزش کشوروبازداشت 2نفر

روز شنبه 18خرداد،جمعی ازدانش‌آموزان کنکوری مناطق سیل‌زده در اعتراض به تعیین سهمیه وبرای عقب انداختن زمان کنکوردست به تجمع مقابل سازمان سنجش آموزش کشورواقع در خيابان کریمخان زند، خیابان استاد نجات الهی (ویلا)تهران،زدند.دو نفر از نمایندگان دانش‌آموزان توسط ماموران بازداشت شدند.

بنابه گزارش رسانه ای شده،در این تجمع بنیامین بلوچی مستندساز و امین عماری مشاور تحصیلی دستگیر شده‌اند.

بنابهمین گزارش، پس از وقوع سیل، دولت تصمیم گرفت بە کنکوری‌های سراسری مناطق سیل‌زدە سهمیە بدهد ولی دانش‌آموزان معترض می‌گویند بجای تعیین سهمیه جدید، زمان برگزاری کنکور را عقب بیندازید تا سیل‌زده‌ها هم فرصت کافی برای آماده کردن خود برای کنکور داشته باشند.

*غرق شدن چوپان 16ساله در رودخانه دز

عصر روز جمعه 17خرداد، در روستای بهشتی از توابع بخش چغامیش دزفول نوجوان 16 ساله دزفولی هنگام مراقبت از احشام در رودخانه دز غرق شد.

براساس گزارش رسانه ای شده،چوپان نوجوان حادثه‌دیده توسط ماموران اورژانس به بیمارستان دزفول منتقل شد، ولی احیای قلبی و اقدامات پزشکی ناموفق بود و وی جان باخت.

این نوجوان که یک چوپان بوده هنگام آبتنی گاومیش‌ها وارد آب رودخانه شده که توانایی خروج نداشته و دچار حادثه شد.

akhbarkargari2468@gmail.com

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Mon, 10 Jun 2019 03:34:32 +0000
مصطفی اسدپور: افق های نازل در مقابل مبارزه اقتصادی طبقه کارگر در ایران http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71288:2019-06-10-03-52-11&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71288:2019-06-10-03-52-11&Itemid=645

مقدمه

این نوشته نگاهی به مبارزه اقتصادی طبقه کارگر در ایران معاصر مشخصا چگونگی  بسیج و سازماندهی نیروی طبقه کارگر در این مسیر است. مبارزه اقتصادی طبقه کارگر در ایران  در قالبی گسترده و یک پدیده عینی فرض  نوشته  است.  چرک و خون حاکمیت سرمایه در عمق همه وجوهات زندگی و معیشت طبقه کارگر غیر قابل انکار است و این کابوس همچنان بر سرنوشت جامعه کارگری در آن جغرافیا سنگینی میکند.   در یک جامعه پرتلاطم همه جریانات از درون و بیرون حکومت از موقعیت و مبارزات اقتصادی تاثیر پذیرفته و بدنبال تاثیر بر آن بوده اند.  تاریخا عرصه اقتصادی مبارزه طبقه کارگر میدان ابراز وجود کمونیستها شناخته شده است و کمونیستها شاخص مهم سرنوشت این مبارزات به حساب آمده اند. نوشته قصد ارزیابی از مبارزات موجود و مواضع و ارزیابی جریانات چپ و کارگری را مد نظر ندارد. در عوض و برای سهولت کار،  نوشته جهت معکوس  را تعقیب میکند: صورت مسئله را با کمک  مارکس و انگلس باز تعریف کرده و دو سوال را در مقابل خود قرار میدهد: کدام کمونیستها  و با کدام فعالیت ها؟   (۱)

ایران آبستن تحولات مهم اجتماعی و سیاسی است.  این تحولات میتواند چه بسا به یک طوفان سیاسی توام با سقوط جمهوری اسلامی  منتهی گردد.  چگونگی این تحول و سرنوشت آن به مبارزه موجود اقتصادی طبقه کارگر گره خورده است. دو انقلاب قبلی، انقلاب مشروطیت و انقلاب بهمن، از مبارزات اقتصادی کارگران مایه گرفتند و بر انکار بعدی این مبارزات منتهی گردیدند؛ تحول بعدی حرف آخر را همین امروز میطلبد. مبارزه اقتصادی طبقه کارگر سوال امروز است، و کشمکش های حاد و تعیین کننده پیشی گرفته اند. بحران و بیکاری و فلاکت  عرصه اقتصادی  را به عرصه اصلی تحولات تبدیل ساخته است، مهمتر اینکه مبارزات گسترده کارگری در این زمینه پاسخها و نه وعده ها را به مصاف یکدیگر برده است. تنش و کش و قوس جریانات اصلی سیاسی از چپ تا راست برای انطباق با مبارزات اقتصادی طبقه تماشایی است؛ سنگ روی سنگ بند نیست. برنامه و تبلیغات و پلاتفرم ها در حال دگرگونی است. کمونیستها به معنای اجتماعی و فراتر از احزاب معین نه در موقعیت تعیین روندها بلکه خود موضوع تغییر هستند. مبارزات اقتصادی طبقه کارگر در پرشورترین و مساعدترین موقعیت خود در انتظار کمونیست ها و راه حلهای کمونیستی در جا میزند. کدام کمونیستها و با کدام فعالیت؟  نتیجه اعتراضات جاری و آینده این مبارزات در پاسخ این سوال نهفته است.  
 

از گرسنگان تا شورشیان

مبارزه اقتصادی طبقه کارگر از مباحث و مشغله های مهم کشمکشهای اجتماعی و سیاسی جامعه ایران است.  صرف عطف توجه به این پدیده بنظر من نشانه بلوغ سیاسی جامعه است، نشانه غلبه واقعیت و حقایق ساده در مباحث و کند و کاش های نیروهای دخیل در تحولات بزرگ اجتماعی این جامعه است. بنظر من اهمیت این مسئله به مراتب مهمتر از پدیده تحولات فکری مشروطیت و تحولات مربوط به مدنیت و تولد دمکراسی در ایران است. بالاخره، یک زمانی می بایست نوبت زبان فارسی و سرزمین ایران هم برسد، یک اعتصاب کارگری بتواند انبوه زباله های  فکری حاشیه آنرا کنار بزند و با همه وزن و قامت شایسته خود  ابراز وجود کند. این یک تحول بزرگ و اجتناب ناپذیر، بسیار فراتر از یک پروبلماتیک نخ نمای دنیای جریانات چپ در باب اهمیت و تقدم مبارزه اقتصادی یا سیاسی  است، یک تحول غول آسا و در نیمه  راه است، باید آنرا شناخت، شناساند، قدر گذاشت  و تقویت کرد. جامعه ایران باید یاد بگیرد، باید در الگوها و برداشت های خود در مفهوم عدالت، مبارزه جویی، در مولفه نقد خویش از وضع موجود، قهرمانان، رهبران و ابزارهای تحول شخم زده شود. در اولین قدم باید این عرصه را از بیرقهای بشدت گمراه کننده و نفرت انگیز (در بهترین حالت دوستی های خاله خرسه) از نوع "محرومان" و "مظلومان" پاک نمود؛ رهبران  آن را از ستایشهای قلابی "شورشیان نان" معاف  کرد؛ تشکل و سازماندهی کارگران را در دسترس قرار داد،  این مبارزات و مکانیسم و سرنوشت آنها را همانطور که هست و باید باشد در کف فابریکها و محلات کارگری؛ با افت و خیزها، اشتباهات و دستاوردهایش تقویت کرد و به جلو برد.
 

مبارزه اقتصادی - لزوم باز تعریف صورت مسئله

ایجاد و تضمین صف متحد کارگری در مبارزه علیه سرمایه صورت مساله مبارزه اقتصادی طبقه کارگر را تشکیل میدهد. کشمکش طبقاتی یک کشمکش چند وجهی و دائمی؛ اما در نهایت یک پدیده مادی است. معرفت و آگاهی برای طبقه کارگر یک ضرورت انکار ناپذیر است. اما جنگ را در عمل جز با ابزارهای مادی نمیتوان پیش برد. مارکسیسم نه فقط  علم شناخت مکانیسم های کارکرد جامعه کاپیتالیستی بلکه مهمتر از آن علم شناخت  مبارزه طبقاتی و مهمتر از هر چیز مبانی پیروزی پرولتاریا  است. این پیروزی را باید بر متن داده های موجود قدم یه قدم، با  تدارک یک انقلاب و شکل دهی یک حکومت کارگری ساخت و به سرانجام رساند. مارکس جزییات هیبت و ظرفیتهای نکبت سرمایه را روشن ساخت و مبشر کمونیزمی شد که طبقه کارگر زیر یوغ سرمایه کمر راست خواهد کرد، و در هر قدم از مبارزه امروز شکوه فردا را نیز با خود یدک میکشد. مبارزه اقتصادی جوهره ذات خوش بینانه، بخشی و از ملزومات نقشه راه کمونیستها برای  طبقه کارگر و کل جامعه  است.    

 سرمایه ظلم و نابرابری را به حد اعلا و فراتر از تمام تاریخ طبقاتی رسانده است. سرمایه در عین حال گورکنان خود را در بهترین و مناسب ترین موقعیت کنار هم قرار داده است. کدام کارگر و عضو خانواده کارگری است که با گوشت و پوست خود استثمار وحشیانه سرمایه را بر خود و هم طبقه ای های خود تشخیص ندهد؟ کدام کودک دبستانی است که تمرکز کارگران و تسلط کارگران بر شریانهای اصلی جامعه را نبیند و نداند اگر کارگران متحد شوند، این بساط دو روز دوام نخواهد داشت؟ نه فقط این، بلکه بعلاوه، کارکرد طبیعی سرمایه، منطق سود و انباشت و بازتولید سرمایه مستلزم تعرض دائمی به معیشت طبقه کارگر است. کارمزدی کارگر را در لبه پرتگاه نیستی قرار میدهد، او را به تنهایی و فردگرایی سوق میدهد و در عین حال هر روز با تعرض به پایه ای ترین رگه های حیات به شلاق میکشد که  متحد شوند و مبارزه کنند. مبارزه اقتصادی لولا و تخته پرش میان فردگرایی و اتحاد میان صفوف کارگران است.

در کنکاش کارمزدی است  ترس و تنهایی، فردگرایی، پناه بردن به راه حل های فردی و کوتاه مدت در مسیر یک اعتصاب معنای واقعی خود را پیدا میکند. شغل و دستمزد سرمنشا  نه  فقط نان شب، سرپناه، سلامتی و درمان کل خانواده؛ نه فقط سر نخ تحصیل کودکان، دلخوشی های امروز و امید فرداهای در راه؛ بلکه همه  سرمایه دوستی و علقه و احترام و حرمت فردی و اجتماعی است. اخراج و بیکاری آن "رنگ بالاتر از سیاهی"  است که پیدا کردن کسی که استثمار کند به یک حسرت کشنده تبدیل میگردد. در این چهارچوب شرکت در یک اعتصاب تا چه برسد به رهبری و سازماندهی یک اعتصاب صد البته مستلزم شجاعت است؛ شرکت  در یک اعتصاب و سنگ کارگر دیگر را بر سینه کوبیدن صد البته نشانه درجه بالا از خود گذشتگی میباشد؛ اما در مقابل همه برایی مبارزه اقتصادی در زدودن جنبه های اخلاقی و فردی کارگران و همراهی آنها با اعتراضات و حق طلبی هم طبقه ای های خود است. در حکمت مبارزه اقتصادی ترس و فردگرایی ریشه در پدیده های مادی دارند؛ در منطق مبارزه اقتصادی مناسبات حاکم سرمایه ترس و تنهایی را به اصل جامعه تبدیل، دائما  تولید و بازتولید میکند؛ و در حکمت مبارزه اقتصادی اتحاد کارگری نیز از پایه های مادی برخوردار میشود.  همه صلابت مبارزه اقتصادی در معنای عملی و در زندگی روزمره است، اینجا اتحادیه چتر دهها پیوند و فعالیت مشترک است که بنوبه خود تصمیمات اتحادیه  برای یک اعتراض را با خوش بینی گره میزند.

مبارزه اقتصادی همبستگی و تشخیص منافع  طبقه بر منافع فردی را در عمل به تک تک کارگران "نمیاموزد"، بلکه  در زندگی کارگر عجین میسازد، از زوایای پنهان زندگی طبقاتی به جلوی صحنه میراند. هر اعتصاب در طول زمان به دشمنی بزرگتر علیه همبستگی کارگری تبدیل میگردد،  گرسنگی و پول مهمترین ابزار کارفرما تنها با مشارکت جمعی و خالصانه جمع کارگران قابل جبران است و این جز با اولین بارقه های تفکر و روشهای سوسیالیستی ممکن نیست...  صندوقهای تعاونی، صندوقهای همبستگی، جمع های همیاری کارگری در محلات، فعالیتهای از نوع "کارگران نمیگذارند کسی تنها بماند" ، فعالیتهایی  در تحکیم غیرت و همت و گذشت کارگری، فعالیتهایی از نوع تقدس اتحادیه کارگری، فعالیتهایی از نوع "کمونیستهایی که مشکلاتی را حل کردند"  از کمترین زمینه ها و شخصیتها در میان کارگران برخوردارند. مبارزات اقتصادی مبنای بسیج بیشترین طیف کارگران، مستلزم فعالیت مستقیم آگاه ترین و از خود گذشته ترین رهبران است، فعالین محبوبی که تخم "حتی با اختلاف سیاسی، ما کارگران  از سرنوشت مشترک برخورداریم، و ما میتوانیم  منافع مشترکمان را پاس بداریم و متحد باشیم " بپاشند و در عمل حفظ نمایند.  این کار کمونیستها است،  باید باشد و (و به هر درجه) غایب است.
 

مبارزه اقتصادی – سابقه و سایه سنگین تاریخی

طبقه کارگر ایران فاقد مکانیسم ها و سنت های اتحاد پایه ای کارگری است. جز در موارد محدود کمتر نشانی  از مبارزات اقتصادی با مضمون و چشم انداز طبقاتی را در سابقه  طبقه سراغ گرفت. چنین حکمی، از همان  نگاه اول، در کشوری با احزاب کمونیستی و اعتصابات کارگری در سابقه  ١١٠ ساله خود غیر قابل هضم بنظر خواهد رسید. در تاریخ مبارزه طبقاتی کارگری در ایران سه دوره مهم قابل تشخیص است که  دو انقلاب و یک تعویض حکومت را در پی داشته اند و با اعتصابات بزرگ و به کرسی نشاندن قانون کار همراه بوده  و به این معنی بنا به تعبیر رایج با  مبارزات اقتصادی و سیاسی طبقه مشخص میگردند.
 

اول: تحولات حول مشروطیت

 حزب سوسیال دمکرات ایران در سال ١٩٠٥و در بهبوهه انقلاب مشروطیت در برنامه خود خواهان آزادی تشکیل سندیکا و آزادی حق اعتصاب گردید. همین خواستها در برنامه در برنامه جریانهای قوی سیاسی معاصر مورد تاکید قرار گرفته است. جنگلی ها در شمال ایران فراتر رفته مطالبات بیمه بیکاری، روز کار هشت ساعته و ممنوعیت کار کودکان را در مرامنامه خود گنجاندند. سازمان همت – سوسیال دمکراتهای مسلمان، بر حق کارگران در اعتصابات سیاسی و اقتصادی تاکید گذاشت. سابقه اعتصابات سازمان یافته به رهبری سندیکاها و احزاب کمونیستی به سال ١٩٠٦ در چاپخانه های تهران میرسد. یک سال بعد، اعتصاب سراسری تلگرافچی ها به افزایش حقوق و تضمین آزادی دستگیرشدگان منتهی شد. سالهای  ١٩٠٥ در شکوفای آشکار سازمانهای کارگری و اعتصابات اقتصادی کارگری با تاثیر یکی بر دیگری فضای سیاسی را دگرگون میکند، در همین سال تحصن طولانی مدت کارگران برای اصلاح قانون کار در مقابل مجلس صورت گرفت. این دوره بخصوص با ابتکار حزب عدالت و تحت تاثیر افکار سلطان زاده انواع اشکال اتحاد کارگری و اعمال قدرت اتحاد کارگران به اجرا گذاشته شد. تعاونی های کارگری و اتحادیه های دخالتگر در زندگی توده های کارگران شکل گرفت. پس از مدت کوتاهی کل جنبش و تحرکات و سازمانهای کارگری خود را در جنبش مشروطیت منحل کردند. کارگران و اساسا کارگران متشکل در اتحادیه ها در شمال و آذربایجان خمیرمایه لشکر آزادیخواهان از جمله جنبش خیابانی در آزادی تهران را تشکیل دادند.  طبقه کارگر روح سرکش ولتر و روسو در انقلاب مشروطیت و نجات ایران از حشرات ترکمون اسلامی شد، اما مجال نیافت در قامت طبقه ای برای خود،  چیز قابل توجهی از  مطالبات و دستاوردهای خویش  را تثبیت نماید.  طبقه کارگر به سرعت در گرد و غبار رویدادها رنگ باخت.
 

دوم: تحولات سالهای ١٩١٥ و حکومت رضاشاه

پایان مشروطیت و حکومت رضا شاه درخشان ترین دوره جنبش کارگری از هر لحاظ است. اساسا به ابتکار حزب کمونیست (حزب توده) کادرهای برجسته کمونیستی و اعجوبه های سازماندهی کارگری  از دل توحش تمام عیار بورژوازی پهلوی-اسلامی و چرک و خون سوداهای بورژوا - امپریالیستی اتحادیه های هزاران نفره و شورای مرکزی اتحادیه ها سر بر آوردند. 

 اعتصابات  کارگری در نوک کوه یخ مجموعه  عظیمی از فعالیت، خصوصیات و کاردانی که زمانی با "توده ای - کمونیست" و در شخصیت امثال یوسف افتخاری شناخته میشد،  محمل نجات نسل و تبار کارگری جامعه از زاغه ها و بیغوله ها و لولیدن در اعماق فقر گشتند، با تحمیل مطالبات کارگری قرارداد کنسرسیوم نفت بریتانیای کبیر و دولت مرکزی را بی اعتبار نموده،  و در زمین سیاسی داخلی  با مهار  زدن قزاق عنتر،  نظم بورژوازیی را  به سنگرهای دفاعی اطوارهای پارلمانتیستی عقب راندند. انسجام و وحدت کارگران نفت به هماوردی کمتر از ناوگان اعزامی ملکه رضایت نداد، و در دریای خفت و خواری مادرزاد طبقه  بورژوا،  روح ملی ایران را از پیسی نجات داد.

 این جنبش شکست خورد، در زمین سیاسی شکست خورد. در زندانها پشت آنرا به خاک مالیدند اما قبل از آن، همه شکوه خود را در  زمین   اقتصادی (به تعبیر مارکس و نه به تعبیر آسمان ریسمان ولنگارانه رایج چپ در خواندن مبارزه اقتصادی به "مبارزه برای یک قران و دوزار")، در پشت کردن به مبارزات کارگری "چون رضا شاه بورژوازی ملی است"، از کف داده بود.
 

سوم: تحولات انقلاب ٥٧

تحولات سیاسی  سال ٥٧  در عرض مدت کوتاهی از طبقه کارگر یک غول ساخت  تا سپس امکان یابد پشت او را هر چه محکم تر بر زمین بکوبد.  این غول قدرتمندترین دستگاه حکومتی دوران را متلاشی کرد، اما خود هیچ وقت از نضج و انسجام برخوردار نشد. طبقه ای سرکش، همواره  اعتراض در دم و بازدم، تاریخی مملو از اعتصاب، سنگ زبر بنای یک اقتصاد پربار در سرپا ماندن یک جامعه با افزایش جمعیت چهل تا ٩٠ میلیونی ، سرمنشا ناآرامی و چاره جویی در یک جامعه پرتنش نمیتواند از پرونده قانون کار (آنطور که در ویترین عمارت بهارستان برا ی مقابله با روز مبادای شورش غیر قابل کنترلش نگهداری میشود) و از مناسبات کار موجود (آنگونه که واقعا و عملا زورش میرسد) برخوردار گردد. صورت مسئله مبارزات اقتصادی دیروز و امروز به همان اندازه حیاتی به قوت خود باقی است.  
 

مبارزه اقتصادی - حکومت  و  احزاب و جریانات بورژوایی

زندگی و اعتراض طبقه کارگر همواره بر بستری از دشواریها  در جریان است. دستگاه سرکوب تنها یکی از این عوامل است. دشمنی جریانات مذهبی و ملی  دست کمی از عامل سرکوب ندارد. بعضی دیگر  خاک بر چشم کارگران پاشیده و با ابراز همدردی با آلام امروز متحد شدن طبقه را غیر ضروری و ناممکن جلوه میدهند. این بخصوص در مورد دستمزدهای عقب افتاده در ایران صدق میکند. تعداد جریانات ضد رژیمی با وعده های سیاسی پوچ از صفوف ضربه پذیر امروز طبقه کارگر کیسه طمع دوخته اند از شمار خارج است. در غیاب کمونیستها جریانات بورژوایی بخصوص از جنس ملی و مذهبی جای تکیه گاه هایی که مبارزه اقتصادی باید و میتواند  برای زندگی کارگر تامین کند را با شبکه های مذهبی و یا با اتکا به ارتباط های ملی پر میکنند. شبکه مساجد در حمایت از "ما مسلمانان" ، کمک مالی به زنان بیوه و کودکان یتیم، و از آن بدتر دستجات "کارگران مسلمان نفت"، و یا "کارگران شوشتری در اهواز" نمونه آشکار از این دست میباشند. شوراهای اسلامی بخت خود را به ارگانهای اقتصادی کارگری از جمله تعاونی مصرف گره زد.
 

الاکلنگ "اقتصادی یا سیاسی"

در مرور مولفه های اصلی مبارزات اقتصادی طبقه کارگر در ایران بسیار مهم است که این مساله را از  قالب یک پروبلماتیک جریانات چپ و معضل جریانات مارکسیستی خارج کنیم. این یک پدیده اجتماعی است، چپ (اینجا بطور مشخص چپ در ایران) و مواضع آن نه نقطه شروع بلکه در حاشیه قرار میگیرد. صرف استدلال در باب اهمیت مبارزه اقتصادی ویا  دلمشغولی به تقابل و رابطه فیمابین با مبارزه سیاسی طبقه کارگر ابدا مساله تازه ای نیست. مارکس و انگلس مدت ده سال از فعالیت عملی خود در سازماندهی کمونیستی طبقه کارگر را صرف اتحادیه کمونیستها و مباحث حول مبارزه اقتصادی طبقه نمودند، لنین و رهبران جنبش های کارگری و کمونیستی معتبر در دویست سال اخیر رگه های بارز در  کشش و کوشش در این عرصه شناخته میشوند. در متدولوژی مارکس و لنین مبارزه اقتصادی با هموار کردن راه انقلاب کارگری مشخص میشود. اهمیت مبارزه اقتصادی در به سرانجام رساندن بهبودها است و در عین حال طبقه کارگر از این مسیر به خود کارگران در عمل اثبات میکند که طبقه کارگر میتواند و میخواهد شانه زیر اداره  طراز نوین جامعه بدهد. در این چهارچوب است که صندوق همبستگی مالی در مقابله با اخراجها  در یک کارخانه میتواند همه چیز، و تصویب بند مربوطه در قانون کار از بالا هیچ چیز باشد؛ اولی نقد و دومی نسیه و تازه نقطه شروع؛ اولی بسیج کننده و دومی چه بسا  یک "دستاورد" سیاسی از نوع جغجغه های "رفرمیستی" دست حزب توده فراتر نرود. 

" صنعت بزرگ، عده ای از مردم را که با یکدیگر آشنا نیستند، در یک نقطه گرد هم میآورد. رقابت، موجب جدایی منافعشان میشود ولی مسئله مزد، یعنی نفع مشترکشان در برابر صاحبان کارخانه، آنها را بر محور اندیشه مقاومت مشترک یعنی اتحاد، متفق میسازد. به این ترتیب اتحادیه، همواره دارای اهداف دوگانه میباشد. یکی برای آنکه رقابت را میان کارگران از بین ببرد تا بتواند قادر بیک رقابت عمومی در برابر سرمایه باشند. اولین منظور از مقاومت فقط حفظ دستمزدها بود و اتحادیه هایی که در آغاز ایزوله بودند، در گروههایی متشکل شدند، همانطور که سرمایه داران بنوبه خود، بعلت سیر نزولی اقتصادی، متحد شده بودند. حفظ اتحادیه در برابر سرمابه که همیشه متحد بوده، ضروری تر از حفظ دستمزد شد. این موضوع بقدری صادق است که اقتصاددانان انگلیسی دچار حیرت  شده اند که چگونه کارگران بخش بزرگی از دستمزدهای  خود را بخاطر اتحادیه هایی که - بنظر اقتصاددانها فقط بخاطر دستمزد بوجود آمده اندُ، فدا میکنند. در این مبارزه یعنی در این جنگ داخلی واقعی، تمام عناصر برای یک نبرد آینده متحد میشوند و خود را گسترش میدهند و وقتی به این مرحله برسیم، اتحادیه کارگری خصلت سیاسی را بخود میگیرد. (کارل مارکس، فقر فلسفه، ترجمه "انتشارات سوسیالیسم"،  صفحه ۵۵)
 

مبارزات اقتصادی- کدام مبارزات، کدام زمینه ها؟

مبارزات اقتصادی طبقه کارگر در ایران در قالب اعتراض به دستمزدهای عقب افتاده یک واقعیت عینی است.  از همین مجرا کم و بیش مطالبات دیگر نیز مورد کشمکش قرار گرفته است، تحرکات توده ای کارگری در سطوح مختلف از تجمعات اعتراضی جلوی مدیریت تا اعتصابات چند هزار نفره و طولانی مدت بر سر دستمزدهای عقب افتاده یک دم فضا و دلمشغولی های  سیاسی در ایران را تنها نگذاشته است. براحتی میتوان دید که این اعتراضات تنها فاکتور تنور گرم فضای سیاسی ایران و مهمترین بارومتر احزاب و جریانات در ربط و بیربطی آنها به تنش های جامعه ایران عمل کرده است.  اعتراضات دستمزدهای عقب افتاده  برای بخش اصلی جریانات درون و جریانات اپوزسیون خارج حکومت  یک ذخیره ذیقیمت  ماتریال توپخانه تبلیغاتی در چهارچوب ضد رژیمی، رژیمی در چنبره  "بحران (های تمام نشدنی) سرنگونی" بوده است. بررسی مبارزات جاری کارگری و مشخصا از زاویه پراکتیک کمونیستی در این زمینه،  بدون توجه به فضا و قالب های سیاسی در بر گیرنده اعتراضات مربوطه ممکن نیست. بعنوان مثال  با فرض بحران حکومتی و بحران اقتصادی؛  "بن بست  لاعلاج بورژوازی و حکومت آن در ایران"  قبل از هر چیز زیر پای مبارزات اقتصادی طبقه کارگر را خالی میکند؛ اتحاد کارگری و ملزومات عینی آن جای خود را به تظاهرات و خیابان و قطعنامه ها میدهد؛ و رهبری و دخالت در این حرکات چیزی بیشتر از انعکاس خبری آنها نمیتواند باشد. 

ادامه نوشته بر دو فرض اساسی متکی است، ایران کشوری با سرسام تولید و با تحول پرشتاب در راه روبنای دولتی و اجتماعی کاپیتالیستی مشخص میشود. قدرت محرکه دستمزدهای معوقه از همین جا نشات میگیرد. در یک آنتاگونیسم تلخ از یک طرف دستمزد عقب افتاده در قالب یک طبقه کارگر سوپر ارزان قند در دل بخشهای مختلف بورژوازی آب میکند، و از طرف دیگر نقش اپوزسیون  با ادا در آوردن برای عدالت و رفاه را  بسیار ارزان در اختیار  بخشهای دیگر قرار میدهد.  آیا چندش آور نیست که اپوزسیون سلطنت طلب بازگشت دهه پنجاه را مدینه فاضله طبقه کارگر در بوق میکند؟ 

دستمزد عقب افتاده و اعتراضات مربوطه، (دستمزدهایی که میشود بالا کشید و اعتراضاتی که عمدتا به جایی نمیرسد) همه با هم و در تنیده، بستر مشترک تولید و شرایط کار و مبارزه طبقه کارگر در ایران را شکل میدهد. سوال اینست که کمونیست ها کدام نقش را در این تند پیچ حیات طبقه کارگر ایفا کردند؟ این سوال آیندگان نیست. سوال نسلی از طبقه کارگر است که دارد زیر این بار لعنت  تلف میشود.  رژیم، دولت، بورژوازی یا هر چه آنرا بنامیم، پاسخ روشن و فعال دارد، بخشهای مختلف اپوزسیون از سرنگونی طلب تا ترامپ و اصلاح طلبان پاسخی دارند، بعضی فعالانه با پخش اخبار سهم و دین  بی تفاوتی  خود را ادا مینمایند... در این میان، کمونیستهایی که برای کاهش مصائب و برای به قدرت رسیدن طبقه، همزمان، راه چاره میجویند؛ با کدام راه حل مشخص میشوند؟ پروبلماتیک "مبارزه اقتصادی و سیاسی" کدام گره را در این مسیر باز کرده و میکند؟ دشواریها و متحدان،  قله ها و چاله های سر راه کدامند؟

در یک کلام، آنچه به نام جنبش و موج حرکات کارگری بر علیه دستمزدهای عقب افتاده شناخته میشود ، هر چقدر که نارضایتی بر حق کارگری را با خود حمل میکند، به همان اندازه فقدان یک فعالیت کمونیستی برای مبارزات اقتصادی طبقاتی کارگری را جار میزند. در غیاب یک طبقه آگاه و متحد با ریشه های استوار در مبارزه اقتصادی است که امروز گسترده ترین مبارزات کارگری قرن معاصر به دستاوردهای محدود میانجامد، یه "نارضایتی و ناآرامی" تقلیل می یابد، در تظاهرات خیابانی گرسنگان میان پرچمهای آلترناتیوهای بورژوایی نیرو و  اعتبار خود را به تحلیل میبرد. بلاخره باید کارگران کمونیست راه حل و قلق بیرون آوردن اجتماعات اعتراضی موجود از سیکل معیوب "خصوصی یا دولتی" و "سرمایه تولیدی یا رانت خوار"  را پیدا کند. اینکار بدوا مستلزم آنستکه  صورت مساله را از زیر دست نیروها و سیاستی که فرق میان رژیم و حکومت  سرمایه را خدشه میسازد بیرون آورد.

کارگران هم مثل بقیه مردم سیاسی هستند، حتی آنجا که آگاهانه از صف اعتراضی موجود کنار میکشند، دائما حامل باورهایی در راه بهبود و تعالی زندگی فردی و اجتماعی خویش میباشند.  این باورها میتواند رویا و یا توهم باشد، ساختگی و یا دروغین حتی سم، تحت تاثیر پروپاگاند، یا یک آرمان باشد. مبارزه اقتصادی به آن مکانیزم هایی تعلق دارد که برداشتهای سیاسی را با نیروی واقعی تغییر با هم گره میزند. قدرت عظیم بورژوازی در شکل دادن افکار حاکم ، و ریشه این قدرت در گرو گرفتن نان کارگر در سیستم کارمزدی است که به نوبه خود تفرقه  میافریند، ناباوری و فردگرایی را تقویت میکند، صبر و آینده نگری را کور میسازد، به جهل و خرافه میدان میدهد. مبارزه اقتصادی به معنای ایجاد یک قطب و یک پدیده مادی در مقابل کار مزدی است. مبارزه اقتصادی یک سوگند، رای به یک قطعنامه، یا اعلام موجودیت یک اتحادیه نمیتواند باشد. همه مطلوبیت و گیرایی، اولین سنگ بنای مبارزه اقتصادی برای یک فعال  کمونیست  در همه گیر بودن کارگری  و در مضمون اتحاد کارگری آن نهفته است. برای این اتحاد باید کار کرد، باید از انزوای فقر، از انزوای عافیت طلبی فردی درآورد، باید عوامل تفرقه را شناخت و برای آن، با مشارکت و سازماندهی نیروی خود کارگران راه چاره داشت.
 

مبارزه اقتصادی و سرکوب

اعتراض و حق خواهی طبقه کارگر همواره با تخطئه و سرکوب بورژوازی حاکم روبرو شده است. موانع قانونی و سد سکندر اتحادیه های رفرمیست اروپایی،  کشتارهای باند سیاهی امریکا، از پنجه آهنین تاچر تا کشتارهای خیابانی جمهوری اسلامی پاسخ و سیاست رسمی بورژوازی بوده است. طبعا و بنا به عقل سلیم نفس  اعتراض  کارگری از کورسوی شب چراغ چاپخانه های مخفی تا آژیتاسیون یک فعال کارگری روی یک چهارپایه باید بر هزار ارزیابی و تدبیر و راه "در  رو" مبتنی گردد. اما مفهوم مبارزه اقتصادی هیچ ربطی به جنبه امنیتی اعتراض کارگری ندارد. این ساخته و پرداخته ناتوانی های فعالیت در میان کارگران است. گویا  مبارزه اقتصادی پوشش میدهد، مامورین را گول میزند، دست و پای سرکوبگران را میبندد…  گویا فریاد "ما گرسنه ایم" تعداد بیشتری از کارگران را جمع میکند…  گویا قسم "ما با سیاست و دولت کاری نداریم" بسیج کننده تر است، متقاعد کننده تر است… گویا رمز موفقیت مبارزه اقتصادی در محدود کردن  دامنه سیاسی آن است! آیا واقعا  میتوان عدم پاسخ به فراخوان به کارگران را با ترس از سرکوب توضیح داد؟   بر عکس تحلیل دال بر عامل سرکوب، می بینیم که جمهوری در بروز سیاسی اعتراضات فضا را آزاد کرده است تا سوپاپ اطمینان فضای اعتراضی عمل کند. سالهاست که بصورت دوفاکتو اعتصاب و تظاهرات کارگری مجاز و قابل تحمل به حساب میاید.

برای یک فعالیت کمونیستی مبارزه اقتصادی و سیاسی دو مرحله و دو مضمون مختلف را شامل نمیشود.

" طبیعتا هدف نهایی جنبش سیاسی طبقه کارگر، تصرف قدرت سیاسی است، و طبیعتا برای این منظور سازمانی از طبقه کارگر که دارای درجه ای از انکشاف قبلی بوده و در جریان خود مبارزات اقتصادی تشکیل شده و رشد یافته باشد، ضروری است.

 اما از طرف دیگر، هر جنبشی که در آن طبقه کارگر بعنوان طبقه به مخالفت با طبقات حاکم برمیخیزد و میکوشد آنها را بوسیله فشار از خارج تحت سلطه  خود درآورد، جنبشی سیاسی است. مثلا، کوشش برای بچنگ آوردن کاهش زمان کار از سرمایه داران منفرد در یک کارگاه یا فقط در یکی از شاخه های صنایع بوسیله اعتصاب و نظایر آن، جنبشی صرفا اقتصادی است، در مقابل، جنبش به منظور بدست آوردن قانون هشت ساعت کار و نظایر آن، جنبشی سیاسی است، و با این ترتیب است که از همه جنبش های اقتصادی منفرد کارگران، در همه جا جنبشی سیاسی پدید می آید، یعنی جنبش طبقه  بمنظور پیروز گرداندن منافع خویش در شکلی عمومی، و در شکلی که دارای نیروی الزام اجتماعی عام  میباشد. اگر چه این جنبش ها به وجود یک سازمان قبلی نیاز دارند، معهذا بنوبه خود وسایل انکشاف چنین سازمانی میباشند.

در آنجائیکه هنوز طبقه کارگر به درجه کافی سازمانی دست نیافته تا بتواند علیه قهر دسته جمعی، یعنی اقتدار سیاسی طبقات حاکمه به مبارزه ای قاطع بپردازد، در هر حال باید با کار تهییجی پیاپی علیه شیوه برخورد سیاسی دشمنانه طبقات حاکمه نسبت به ما، این طبقه را به آن درجه سازمانی ارتقاء داد. در غیر اینصورت طبقه کارگر بصورت آلت دست طبقات حاکمه باقی خواهد ماند. (کارل مارکس، نامه به ف. بولت، فوریه ١٨٧١، ترجمه از انتشارات سوسیال)  
 

مبارزه اقتصادی – یک چشم انداز

طبقه کارگر از صرف  اعتصاب و اعتراض کم نیاورده است. خیزش دیماه و پس از آن در اعتصاب هفت تپه کل جامعه طبقه کارگر را در آغوش گرفت و آنرا جلو راند. امروز انتظار و   امید اینکه با اتحاد و اعتصاب و مبارزه کارگری بتوان نقطه پایانی بر تالاب و سیاهی جاری گذاشت، در خود آگاهی جامعه جا گرفته است. قبل از هر چیز باید اینرا به حساب رهبران و کارگران و معلمان  در اعتراضات و حق طلبی هایشان گذاشت. در مخاطره جنگ و ظرفیتهای سرکوب  جمهوری اسلامی، در پیش بینی و هراس پیامدهای حمله  امریکا، در سایه سیاستهای ماجراجویانه (چشم دوختن به رژیم چنج امریکایی) از طرف  بخش بزرگ اپوزسیون بورژوایی؛ عطف توجه جامعه به طبقه کارگر و مشخصا مبارزه اقتصادی این طبقه ابدا اتفاقی نیست.   این یک فرصت ، فرصت طلایی یا چیزی از این نوع نیست، این راه چاره برای کشتی مشترکی است که کل جامعه از جمله کارگران و کمونیستها در آن محکومند که با دست خود نجات یابند.  در اینراه نیازی به اکسیر و یا جادو و جنبل خاصی نیست، کافی است به تجربیات و درسهای تاریخی طبقه کارگر چه در ایران و چه در جهان مراجعه کرد:

همه مجراهای اعتراض قانونی را مالامال پر کنیم: باید بطور برنامه ریزی شده و خستگی ناپذیر ادارات و مراکز تولیدی را به هر بهانه  زیر ضرب مطالبات حق طلبانه قرار داد.  وعده ها را تا ته پیگیری کرد. به این معنا اجتماعات علیه دستمزدهای معوقه باید جای خود را به صف اعتراضی طلبکارانی بدهد که از این در به آن در،  پاشنه در اراجیف دولتی و خصوصی، هر دو با هم، را از جا در میاورند. بازنشستگان فولاد سرمشق گویایی در این راه میباشند. روال جاری اجتماعات علیه دستمزدهای معوقه باید بسرعت جای خود را به "شلوغی" های پر درد سری بدهد که کس و ناکس را گرد میاورد، تعداد "کنجکاوان" ده برابر جمعیت است، به این ترتیب همیشه و همه جا نیروی کمکی برای دست به یقه شدن با ماموران در دسترس خواهد بود. شاخص مهم برای ارزیابی پیشرفت در بی اعتباری هر چه بیشتر خانه کارگر و نکبت دکانهای "کارگران مظلوم در اعتراضات صنفی" است: نان و اجاره برای  کارگر جان به لب رسیده؛ سیاسی و صنفی ندارد، دولت اگر از عهده بر نمیاید،  باید زحمت کم کند!

طبقه کارگر در اجتماعات علیه دستمزدهای معوقه  سهم خود را در عرصه مبارزات اقتصادی پرداخته است. هیچ کجای دنیا و هیچ کجای تاریخ اجتماعات اعتراضی کارگری و بصورت دوفاکتو  و قانونی  در اختیار فعالیت کمونیستی نبوده است. این عرصه و این کارگران طلایه داران جنگ پارتیزانی بر علیه حکومت سرمایه را شکل داده اند. سوال اینست:  ژنرالها، کارشناسان و مهمتر از همه ماتریال انسانی و مادی برای تداوم و پیروزی این پارتیزانها کجاست؟ کمونیستهای صد سال پیش از باکو و با خورجین نشریات به فلات ایران سرازیر شده و از یک طبقه فقیر و پراکنده در برهوت سرکوب یک قطب معتبر کمونیستی کارگری را شکل دادند. این کمونیزم، از بخت بد، پوست بورژوازی ایران را بسیارکلفت کرد، قابلیت هایی کمتر از آن کمونیستها دیگر  بر این بورژوازی  کارساز نیست!

هر چقدر هم مبارزه اقتصادی "خود بخودی" دسته بندی شود؛ هر چقدر هم عرصه مبارزه اقتصادی به شیردلان اردوی کارگری واگذار گردد، هنوز تنها سر سوزنی از اعتراض طبقه کارگر در جلوی صحنه جامعه  است. ایران را باید سرزمین درندشت  فروخوردن محنت و ستم طبقاتی بورژوازی نامید. اعتراض علیه بیکاری، استثمار کودکان، بی مسکنی، گرسنگی و بیماری و از کارافتادگی، اعتراض علیه کار خانگی و اضافه کاری، اعتراض علیه تحقیر و دست فروشی و کولبری  هنوز مجرایی برای ابراز وجود ندارد. این کار کمونیست ها است. شاید باید در انتظار جنبشی برای سیری معوقه  شکم ها،  سرپناه معوقه، سلامتی معوقه، اشتغال معوقه، حرمت معوقه ... نشست! محلات کارگری با جولان اعتراض  علیه دردها و مصائب شناخته نمیشود، هنوز نمیشود. محلات کارگری فضای اعتراض، فرهنگ و آداب اعتراضی را را دارا نیست، هنوز نیست.  امروزمحلات کارگری جولانگاه موسسات و فعالیتهای خیرخواهانه است.  دره عظیم میان کمک و همبستگی، چه بسا در قالب چند سکه پول سیاه، تا سر ریز  سخاوت و نظربلندی در رسیدن به فریاد بیوگان،  بینوایان و مستمندان تا همین جا  ضربات جبران ناپذیری بر پیکر اعتراض کارگری در جامعه وارد آورده است.
 

مجمع عمومی، محور اتحاد طبقه:

"کارگران جهان متحد شوید!" مارکس ننوشت "کارگران جهان متشکل شوید". برای بهتر  متشکل شدن باید بدوا متحد بود. کارگران میتوانند اعضای پدیده های متفاوت باشند، اما متحد بمانند. هیچ کس نباید خود را تنها ببیند، و در هیچ فکری و هیچ اقدامی تنها بماند. مجمع عمومی  طبیعی ترین ظرف  اتحاد است، هر کارگری به صرف آسمان مشترک در بالای سر عضو مجمع است، در یک سرنوشت شریک است و میتواند روی هم سرنوشتی بقیه حساب باز کند. مجمع عمومی  محدود به جلسه و یا رای و مصوبات آن نیست، همانطور که پیوند دو خواهر در فاصله دو شهر و دو شغل و عضویت در دو حزب مختلف تغییر نمیکند. بطریق اولی عضویت در مجمع عمومی داوطلبانه نیست. مجمع عمومی کارخانه موظف است، انتظار میرود که همه کارگران را در خود داشته باشد و فعالانه در این راه تلاش میکند.

اما این اتحاد را باید ساخت، از آن مراقبت کرد و دائما پرورش داد. سیر زندگی طبیعی و روزمره مثل خوره زیربنای اتحاد را خالی میکند.  هیچ درجه از عرق و آگاهی ضامن پایداری اتحاد جمعی نمیتواند قرار بگیرد. این دیگر دست کمونیستها را میبوسد که همانند یک گلوله آتش بجان همسایه و همکار افتاده و صغیر و کبیر طبقه را با انواع رشته های ممکن بهم ببافند.   و مهمتر از هر چیز "اتحاد" بخودی خود، قائم بذات، مانند اصول و فروع دین، قابل دوام و دفاع نیست. اینجا باز دخالت نقشه مند کمونیستها است که مطلوبیت یک تیم فوتبال و چگونگی روابط و مناسبات کارگران حول بازی فوتبال را در خدمت منافع طبقاتی جلوه میبخشند.

مجمع عمومی، مصوبات و پروژه های اجرایی آن:   مجمع عمومی را باید بتوان با مصوبات آن در هر مقطع مشخص نمود. مجمع عمومی نقطه تقاطع تشکل و انواع سازماندهی درونی است که بدنبال تشخیص شرکت کنندگان در دستور قرار گرفته است. این میتواند مشکل مسکن یک همسایه، مسئله بیسوادی کودکان، دست درازی یکی از همسایگان بر روی همسر خود، سازمان دادن یک اتحادیه برای دفاع از دستمزد جمعی از کارگران، تحکیم و تدارک رابطه با بخشهای دیگر کارگری در جهت اعتراضات سراسری در عرصه دستمزدها، بیکاری، دستگیریها و غیره  باشد.

روی ریل نگه داشتن مجامع عمومی مستلزم دخالت و نفوذ و فعالیت مستقیم و برنامه ریزی شده کمونیستها است. نشریات کمونیستی باید در بر گیرنده مسائل مجامع عمومی باشد. شاید بالاخره وقت تجدید نظر در ساختار و شرایط عضوگیری کمونیستها، نحوه دسترسی فعالین کارگری و مجامع عمومی به ستون نشریات رسیده باشد!

 سازمانهای تعاونی کارگری سریعا همه گیر شود: الگوهای ایجاد رختشویخانه، تامین آب، آشپزخانه های عمومی و ... در دسترس باشند. کمونیستها باید مطابق یک جدول زمانی در مقابل ایجاد تعاونی ها، پوشش خانواده های فقیر کارگری، خانواده بیکاران، مبتلایان به بیماریهای سخت و ... جوابگو شوند.

پایان رمانتیسیسم انقلابی و آماتوریسم  سازمانی:  لطمات صف اعتراض طبقه کارگر در مقابل بوزینه های سرکوب جمهوری اسلامی خارج از هر تناسب قابل فکر است. تماشایی است که هر چه جمهوری اسلامی در مواجهه با  اعتراض کارگری در سازمان و روشهای خود جانب احتیاط را در پیش میگیرد و عاقبت اندیشی به خرج میدهد؛ گارد صف اعتراض کارگری در مقابل سرکوب و زندانیان خویش بازتر شده است. چه کسی گفته و چرا باید رهبری اعتصابات و اتحادیه  در دسترس سرکوبگران قرار گیرد؟  کی قرار است اتحادیه های کارگری با شبکه بزرگ جمعاوری کمک مالی احاطه شوند؟  کی قرار است هر دستگیری با موج تازه ای از صندوقهای همبستگی همراه شود که به ازای هر سکه در صندوق رابطه تازه ای میان یک شهروند با کارگران شکوفا شود؟   جواب سوال را شاید باید به انگلس سپرد:

" سرمایه داران همیشه همواره متشکل هستند و در اکثر موارد احتیاج به هیچ اتحادیه رسمی، هیچ نظامنامه و هیچ سردمداری ندارند. تعداد آنها که در مقایسه با کارگران ناچیز میباشد و این کیفیت که آنها یک طبقه مخصوص را تشکیل میدهند، معاشرت دائمی تجاری و اجتماعی آنها با یکدیگر، همه این چیزها را زائد میسازد، و بعدا یعنی وقتی که یک رشته صنعتی در یک منطقه مسلط شده باشد - مثل صنایع نساجی در لانکشیر - تازه آنوقت یک اتحادیه کارگری رسمی سرمایه داران ضروری میشود. بر عکس، کارگران از همان آغاز کار بدون تشکیلات نیرومندی - که نظامنامه کاملا مشخصی داشته باشد که بوسیله سردمداران و کمیته های خود اعمال نفوذ نماید - نمیتوانند  کاری از پیش ببرند.  این تشکیلات، بوسیله قانون ١٨٢٤جنبه قانونی بخود گرفتند و از آنزمان ببعد کارگران در انگلستان قدرتی شده و دیگر توده عاجز و مثل گذشته پراکنده نبودند. بزودی در اثر قدرت صندوقی که بنا به اصطلاح برادران فرانسوی ما از "پول مقاومت" (صندوق تعاونی کارگران) مالامال شده بود، بر نیرویی که ائتلاف و کاربرد مشترک آنها نصیبشان کرده بود، افزوده بود. اینک تمام داستان تغییر کرده بود و پایین آوردن دستمزد و یا طولانی کردن مدت کار دیگر برای سرمایه دار حکم یک ریسک را داشت." (فردریش انگلس ،" اتحادیه های کارگری"، انتشارات شبکه نسیم) 
 

تاریخ را  از نو بنویسیم

جمهوری اسلامی در قالب رژیم رفتنی است یا نه؟ این سوال زمین را زیر پای سیاست در ایران گرم نگه داشته است.  "ضد رژیم" پرچم بورژوازی برای حفظ خود در مقابل تلاطم های طبقاتی  پیش رو است، همانقدر که "شاه باید برود" مایه اطمینان خاطر بورژوازی بود. از انقلاب ٥٧ تنها چهل سال میگذرد، شگفتی بزرگی باید در میان باشد که یک تک تجربه برای تکرار و شاید حتی  تنها یک تک شعار دیوارنویسی از آن تاریخ برای ارجاع امروز طبقه کارگر نمیتوان سراغ گرفت.  در صورت حذف فشار سیاسی نیرو ها و افق ضد رژیمی مبارزه اقتصادی طبقه کارگر از ظرفیت کافی برای شکستن سیکل معیوب و دردناک "دستمزدهای معوقه" برخوردار است. این فشار میخواهد که  طبقه کارگر،  با تکرار تجربه  قیام قبلی،  با مبارزه اقتصادی کور، در زمین سیاسی دست به خودکشی بزند.

مبارزات اقتصادی طبقه کارگر تنها رگه  سیاست در دنیای واقعی ایران است، نه به خاطر اعتراضات و موقعیت طبقات و فاکتورهای متعدد دیگر از این دست، بلکه، حتی فقط بخاطر فلاکت بی امان جاری؛ بخاطر تباهی فیزیکی و  روحی  خانمان سوز که دو نسل کارگری جامعه را در سراشیب نسل کشی و نیستی قرار داده است؛ و به خاطر نجات جامعه از پرتگاه تباهی اخلاقی و جنون کار مزدی؛ و به خاطر نیاز و تدارک یک انقلاب کارگری. طبقه کارگر در عطش رگه پیشتاز خود میسوزد.
 

ژوئن ٢٠١٩
 

پانویس ها

(۱) در مراجعه به مارکس، کاری که مکررا انجام خواهد گرفت، بخصوص بنا به خصلت موضوع مورد بحث، بناچار پای اتحادیه های کارگری به میان کشیده خواهد شد.. طبعا اینجا نه کپی برداری بلکه متدولوژی مارکس مدنظر است، چه بسا بخش مهمی از چپ ایران ( از جمله نویسنده مقاله) با توجه به تحولات اتحادیه ها و تجربه انقلاب اکتبر، آلترناتیو شوراها و مجمع عمومی را ظرف مناسب اعتراض کارگری میدانند. ناگفته پیداست نه اتحادیه های موجود به تصویر مبارزه اقتصادی مد نظر مارکس نزدیک هستند و نه مجامع عمومی فعلا موجود. و بعلاوه هیچ مانع عملی و نظری سد راه پوست اندازی این تشکلها نبوده و نیست.

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Mon, 10 Jun 2019 03:50:20 +0000
بهروز نوایی: تمرکز بر حوادث کار در ایران در اجلاس آتی سازمان بین‌المللی کار http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71274:2019-06-07-03-18-45&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71274:2019-06-07-03-18-45&Itemid=645

گفت‌و‌گو با بهروز نوایی

صد و هشتمین کنفرانس سالانه سازمان بین‌المللی کار (آی ال او) از ۱۰ تا ۲۱ ژوئن در ژنو مقر اروپایی سازمان ملل با شرکت هیات‌هایی از سوی ۱۸۷ کشور عضو برگزار می‌شود. هیات‌ها شامل نمایندگان دولت‌ها، کارفرمایان و تشکل‌های کارگری هستند و بر سر روابط و استانداردهای بین‌المللی کار صحبت می‌کنند. یکی از مسائل مهم و حل‌نشده کارگران ایران حوادث کاری است که در کنفرانس سال جاری بر آن تمرکز خواهد شد. بهروز (علیرضا) نوایی از اتحاد بین‌المللی درحمایت از کارگران ایران در گفت‌و‌گو با «زمانه» می‌گوید بنا به آمار رسمی در یک دهه گذشته ۱۶۰۰۰ کارگر در ایران در حوادث کار کشته شده‌اند.

بهروز (علیرضا) نوایی می گوید که موضوع کنفرانس امسال در صدمین سالگرد تشکیل این نهاد بین المللی «آینده کار» است. او در این گفت و گو جزئیات این کنفرانس، حضور نهاد حکومتی شورای اسلامی کار از ایران به جای تشکل های مستقل کارگری در آن، و معرفی نمایندگان غیرواقعی به هیأت اعزامی آی ال او را که برای نظارت به ایران رفته بود، با زمانه در میان گذاشت. گفت‌و‌گوی «زمانه» با علیرضا (بهروز) نوایی را بشنوید:

https://soundcloud.com/radiozamaneh/ka6gnqc2sb1g

کنفرانس هر سال موضوع ویژه‌ای در ارتباط با روابط و استانداردهای کار را در دستور کار قرار می‌دهد. موضوع امسال مساله خشونت و اذیت و آزار در محل کار علیه زنان و مردان است.

دولت ایران به‌رغم عدم امضای چند مقاوله‌نامه آی ال اُو و عدم اجرای اغلب مقاوله‌نامه‌هایی که امضا کرده است، فعالانه در کنفرانس شرکت می‌کند و نمایندگان دولت و کارفرمایان لابی موثری را برای

جلوگیری از طرح نام ایران بعنوان ناقض قوانین کار و تصویب بیایه علیه ایران سازمان می‌دهند. امسال نیز به روال سال‌های پیش جای نمایندگان واقعی کارگران ایران در کنفرانس خالی است و نمایندگان تشکل‌های به‌اصطلاح کارگری دست‌ساز جمهوری اسلامی در هماهنگی با وزارت کار در اجلاس شرکت می‌کنند.

اما به‌رغم تلاش حکومت و تشکل‌های دست‌ساز آن برای سرپوش گذاشتن بر نقض حقوق کارگران ایران، فعالان مستقل کارگری مداوما گزارش نقض حقوق کارگران ایران را در اختیار تشکل‌های کارگری جهان و سازمان بین‌المللی کار قرار می‌دهند.

در ارتباط با ایران، امسال مساله ایمنی کار بررسی خواهد شد. دو سال پیش سازمان جهانی کار از ایران گزارشی خواسته بود از کاربست مقاوله‌نامه در ارتباط با ایمنی محیط کار. امسال پاسخ ایران بررسی خواهد شد.

به گفته نوایی، ۱۶۰۰۰ کارگر در ایران در حوادث کار کشته شده‌اند. این تازه آمار رسمی پزشکی قانونی است. و تعداد قربانیان عدم بهداشت و ایمنی کار شش برابر قربانیان مستقیم حوادث کار است. آی ال او می‌خواهد بداند دولت ایران در زمینه اجرای مقاوله‌نامه‌های کار برای کاهش حوادث ناشی از کار چه اقدامی انجام داده است.

همزمان با روز جهانی کارگر هیاتی به ریاست بخش نظارت مقاوله‌نامه‌های سازمان جهانی کار به ایران سفر کرده بود. وزارت کار و خانه کارگر امسال تعدادی از نمایندگان شورای اسلامی کار نیشکر هفت‌تپه را به دیدار هیات آی ال او بردند تا نشان دهند در ایران تشکل‌های کارگری آزادند. این در حالی بود که اسماعیل بخشی نماینده کارگران نیشکر هفت تپه ماه‌هاست به جرم دفاع از حقوق کارگران در زندان به سر می‌برد و سایر اعضای سندیکا زیر فشار قرار دارند.

بهروز (علیرضا) نوایی می‌گوید این مانورها برای این است که شوراهای اسلامی کار نتوانستند خودشان را به عنوان تشکل‌های واقعی کارگری جا بزنند. تمام مانورهای روز جهانی کارگر خانه کارگر هم در همین راستا بود.

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Fri, 07 Jun 2019 03:16:18 +0000
اخبار و گزارشات کارگری16/15/14 خرداد ماه http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71266:16-15-14&Itemid=645 http://www.iran-tribune.com/index.php?option=com_k2&view=item&id=71266:16-15-14&Itemid=645

اخبار و گزارشات کارگری 15 و 16 خرداد ماه 1398

«با اتحاد پیروز میشویم، با افتراق شکست میخوریم»

بازداشتی های مراسم روز جهانی کارگر آزاد باید گردند

- آزادی 3کارگر بازداشتی کارخانه کاغذ پارس هفت تپه وبی خبری ازچهارمین کارگر بازداشتی

شاخ وشانه کشیدن رئیس هیئت مدیره شرکت کاغذ پارس برای کارگران معترض

- کاهش حکم محمدعلی زحمتکش،معلم زندانی در عادل آباد شیراز از2سال حبس،و1سال تبعید و15میلیون تومان جریمه نقدی به 8ماه زندان

- افزایش حداکثرحقوق مدیران از 20 میلیون تومان در سال 97 به 23 میلیون و 600 هزار تومان در سال 98

افزایش حداقل حقوق کارگران از یک میلیون و 112 هزار تومان درسال 97به یک میلیون و 517 هزار تومان در سال 98

- عدم پرداخت 2ماه حقوق کارگران شهرداری کاشان

- اهدای اعضای بدن کارگرجوان قربانی حادثه کاری اداره برق استان گلستان

- خفه شدن یک کارگرحین حفاری شبکه انتقال فاضلاب در قصرشیرین بر اثر ریزش کانال

- جان باختن یک کارگردر تالش بر اثر ریزش دیوار چاه کشاورزی

- سوختگی یکی از کارکنان یگان حفاظت بندر رجایی در حادثه آتش سوزی

- مصدومیت یک کارگر شهرداری اهواز در پی درگیری مسلحانه دوگروه

آزادی 3کارگر بازداشتی کارخانه کاغذ پارس هفت تپه وبی خبری ازچهارمین کارگر بازداشتی

شاخ وشانه کشیدن رئیس هیئت مدیره شرکت کاغذ پارس برای کارگران معترض

روز سه شنبه14خرداد،3کارگر بازداشتی کارخانه کاغذ پارس هفت تپه آزاد شدند.از چهارمین کارگر بازداشتی خبری درمیان نیست.

قابل یاد آوری است که روز گذشته(14خرداد)تعدادی از کارگران کارخانه کاغذسازی پارس با انتشار گزارشی از بازداشت 4نفر از همکارانشان خبردادند.*

بنابه گزارشات رسانه ای شده بتاریخ 15خرداد،مدیر کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی خوزستان از آزادی سه کارگر بازداشتی کاغذپارس هفت تپه و عدم اخراج هیچکدام از آنها خبر داد.

وی افزود: کارفرما در نظر داشت که 3  نفر از کارگران بازداشتی را اخراج کند که با وساطتت  اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان  این مشکل حل شد و هیچ یک از کارگران اخراج نشدند.

درهمین رابطه،رئیس هیئت مدیره شرکت کاغذ پارس درچارچوب سیاست هیات مدیره و سهامدارن این شرکت، کارگران معترض  را مورد تهدید قرار داد وبرایشان شاخ وشانه کشید.

روغنی رئیس هیئت مدیره شرکت کاغذ پارس بدنبال اعتصاب کارگران این کارخانه برای احقاق حقوق برحقشان روز 16خرداد، به خبرنگاریک رسانه محلی گفت: اگر کسانی  خارج از قانون یا ضابطه صحبت کنند وبخواهند آرامش شرکت را برهم بزنند به طور طبیعی هئیت مدیره و مدیرعامل شرکت پذیرای همچین بحث هایی نخواهند بود و به طور جدی و قاطعانه از طریق مجاری قانونی مقابل آنها می ایستند.

*آخرین خبرها حاکی از بازداشت 4کارگر کارخانه کاغذ سازی پارس است

روز یازدهم خرداد پلیس امنیت شوش علی کلانتر نماینده کارگران کارخانه کاغذ سازی پارس را بازداشت کرد.

روز دوازدهم خرداد،کارگران کارخانه کاغذسازی پارس در اعتراض به بازداشت نماینده شان دست از کار کشیدند و مقابل دفتر مدیریت تجمع کردند.

درخلال اعتصاب کارگران سه کارگر بنام های رضا شوهانی ،حمید نعامی وحسین  کرد توسط پلیس امنیت بازداشت شدند .

*کاهش حکم محمدعلی زحمتکش،معلم زندانی در عادل آباد شیراز از2سال حبس،و1سال تبعید و15میلیون تومان جریمه نقدی به 8ماه زندان

حکم محمدعلی زحمتکش،معلم زندانی در عادل آباد شیراز از2سال حبس،و1سال تبعید و15میلیون تومان جریمه نقدی در دادگاه تجدید نظر  به 8ماه زندان کاهش یافت.

قابل یادآوری است که روز سه شنبه17اردیبهشت98،محمدعلی زحمتکش،معلم کنشگر وازفعالین امدادرسانی به اهالی زلزله زده کرمانشاه و سیل زدگان لرستان،بعد از مراجعه به اجرای احکام شیرازبازداشت و جهت تحمل دو سال حبس تعزیری به زندان عادل آباد شیرازمنتقل شد.

*افزایش حداکثرحقوق مدیران از 20 میلیون تومان در سال 97 به 23 میلیون و 600 هزار تومان در سال 98

افزایش حداقل حقوق کارگران از یک میلیون و 112 هزار تومان درسال 97به یک میلیون و 517 هزار تومان در سال 98

بررسی مصوبه دولت درباره افزایش حقوقها در سال ۹۸ نشان می‌دهد، برخی مدیران با افزایش ۳ میلیون تومانی حقوق رو به رو‌ شده‌اند، سقف جدید حداکثر پرداختی از ۲۰ به ۲۳ میلون تومان افزایش خواهد یافت.

درعوض براساس مصوبه شورایعالی کار(بخوان دولت)حداقل حقوق کارگران با افزایش405هزارتومانی از یک میلیون و 112 هزار تومان درسال 97به یک میلیون و 517 هزار تومان در سال 98،رسید.

*عدم پرداخت 2ماه حقوق کارگران شهرداری کاشان

خبرکوتاه:2ماه حقوق کارگران شهرداری کاشان پرداخت نشده است.

اهدای اعضای بدن کارگرجوان قربانی حادثه کاری اداره برق استان گلستان

روز هفتم خرداد ماه 1398،یک کارگر سیمبان 30ساله اداره برق استان گلستان،حین کار در منطقه چشم‌انداز زیباشهر گرگان از تیر چراغ برق سقوط کرد و دچار مرگ مغزی شد. اعضای بدن این کارگر قربانی حادثه کاری به واحد فراهم آوری اعضای پیوندی دانشگاه علوم پزشکی استان گلستان اهدا شد.

براساس گزارشات رسانه ای شده،زهرا شرکت مسئول واحد فراهم آوری اعضای پیوندی دانشگاه علوم پزشکی استان گلستان  از اهدای عضو بدن سیمبان جوان مرگ مغزی در این استان خبر داد.

وی با بیان اینکه با موافقت خانواده اعضای بدن این جوان ۳۰ ساله اهدا شده است، اظهار کرد: سیمبان گلستانی «مرتضی منقوش» هفتم خرداد ماه جاری در منطقه چشم‌انداز زیباشهر گرگان از تیر چراغ برق سقوط کرد و دچار مرگ مغزی شد.

*خفه شدن یک کارگرحین حفاری شبکه انتقال فاضلاب در قصرشیرین بر اثر ریزش کانال

عصر روز چهارشنبه 15خرداد، یک کارگر50ساله واهل کرمانشاه حین حفاری شبکه انتقال فاضلاب پروژه مسکن مهر در روبروی فرمانداری این شهرستان،بر اثر ریزش کانال و ریختن ترانشه ها دچار خفگی شده و جان خود را از دست.

*جان باختن یک کارگردر تالش بر اثر ریزش دیوار چاه کشاورزی

 نیمه شب گذشته(14خرداد)،یک کارگر35ساله اهل اردبیل حین لایروبی چاه کشاورزی در دهستان جوکندان از توابع شهرستان تالش،براثر ریزش دیواره چاه کشاورزی، زیر آوار مدفون شد وجان خود را از دست داد.

*سوختگی یکی از کارکنان یگان حفاظت بندر رجایی در حادثه آتش سوزی

عصر روز چهارشنبه 15خرداد، یکی از کارکنان یگان حفاظت بندر رجایی در حادثه آتش سوزی اراضی تحت مدیریت منطقه آزاد قشم دچار سوختگی 35درصدی وبه بیمارستان منتقل شد.

برپایه گزارشات رسانه ای شده، مدیرکل بنادر و دریانوردی هرمزگان  گفت:عصر روزچهارشنبه۱۵ خرداد، یک دستگاه ریچ استاکر فرسوده در اراضی تحت مدیریت منطقه آزاد قشم دچار سانحه آتش سوزی شد که به دلیل همجواری آن با بشکه های روغن پایه و قیر، دامنه حریق افزایش یافت و به دلیل مشتعل شدن قیر، حجم زیادی دود از این اراضی به هوا برخاست.

وی افزود:در زمان بروز حادثه، یک نفر از یگان حفاظت دچار مصدومیت شد که برای انجام خدمات درمانی ، به بیمارستان انتقال یافته است.

در این زمینه بابری کارشناس مدیریت بحران استاندرای هرمزگان گفت: خوشبختانه تلفات انسانی در این حادثه وجود نداشته است ولی یکی از پرسنل یگان حفاظت دچار 35%  سوختگی شده است.

*مصدومیت یک کارگر شهرداری اهواز در پی درگیری مسلحانه دوگروه

سه شنبه شب(14خرداد)،یک کارگر پاکبان شهرداری اهواز بنام یحیی کعب عمیرحین کار در منطقه کوی علوی قربانی درگیری مسلحانه دوگروه شد وبدلیل اصابت گلوله از ناحیه عضله پشت بازومجروح ودر بیمارستان گلستان اهواز بستری شد.

akhbarkargari2468@gmail.com

 

اخبار و گزارشات کارگری 14 خرداد ماه 1398

«با اتحاد پیروز میشویم، با افتراق شکست میخوریم»

بازداشتی های مراسم روز جهانی کارگر آزاد باید گردند

- آخرین خبرها حاکی از بازداشت 4کارگر کارخانه کاغذ سازی پارس است

- حضور جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران در سازمان امور دانشجویان در اعتراض به عدم پیگیری وضعیت مرضیه امیری توسط مسئولین دانشگاهی

- تمدید قرار بازداشت کیوان صمیمی  برای یک ماه دیگر

- بیانیه شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در اعتراض به عدم صدور حکم مرخصی بدون حقوق محمد حبیبی و احکام هیات رسیدگی به  تخلفات اداری برای فعالان صنفی خراسان شمالی

- عدم پرداخت 2ماه حقوق کارگران شهرداری مشکین دشت

- تجمع اعتراضی اولیای دانش آموزان هنرستان آزادی فلسطین نسبت به وضعیت نامناسب آموزشی و مالی این واحد تحصیلی

- پیام تسلیت شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در ارتباط با غرق شدن سه دخترِ دانش‌آموزِ بلوچ

- سوختگی شدید 2کارگر حین کاردر شهرک صنعتی شیراز براثر برق گرفتگی

- سوختگی یک کارگردرحادثه آتش‌سوزی تانکر حمل سوخت درجاده اهواز- خرمشهر

- مصدومیت یک کارگر حمل زباله شهرداری منطقه یک اهوازبراثر سقوط در منهول فاضلاب بدون درب

*آخرین خبرها حاکی از بازداشت 4کارگر کارخانه کاغذ سازی پارس است

روز یازدهم خرداد پلیس امنیت شوش علی کلانتر نماینده کارگران کارخانه کاغذ سازی پارس را بازداشت کرد.

روز دوازدهم خرداد،کارگران کارخانه کاغذسازی پارس در اعتراض به بازداشت نماینده شان دست از کار کشیدند و مقابل دفتر مدیریت تجمع کردند.

درخلال اعتصاب کارگران سه کارگر بنام های رضا شوهانی ،حمید نعامی وحسین  کرد توسط پلیس امنیت بازداشت شدند .

بدنبال وعده فرماندار شوش مبنی به رسیدگی به خواسته های کارگرن ظرف 15روز وآزادی کارگران بازداشتی وفشار نیروهای امنیتی ،روز 13خرداد کارگران به اعتصابشان پایان دادند.

اما 4کارگرکارخانه کاغذ سازی پارس کماکان دربازداشت بسر می برند.

درهمین رابطه:

پیام از طرف کارگران کاغذ پارس هفت تپه ارسالی به کانال اتحادیه آزاد کارگران ایران

بنام خداوند جان وخرد

سهامدار کاغذ پارس هفت تپه نیز ریگی  به کفش دارد طی اطلاعاتی که از پیگیری های کارگران ستمدیده کاغذ پارس در مورد شرکت مولایار خوزستان که قراردادهای کارگران کاغذ پارس هفت تپه به صورت غیر قانونی با ان بسته شده  مشخص شده است  که این شرکت دارای وجود خارجی نیست و نه رییس دارد،نه مهری ،ونه هیچگونه ادرسی ،قراردادهای ۷۰۰نفر کارگر کاغذ پارس دوسال است که با شرکت مولایار خورستان  بسته میشود،خدا میداند تاکنون چه پولشویی هایی از طریق این شرکت یا شرکت ها ی سوری صورت گرفته  و موضوع همینجا ختم نمیشود وکارگران کاغذ پارس از حق بدی اب و هوا و حق عاعله مندی محروم هستند همچنین  از ابتدای ورود سهامدار فاسد کاغذ پارس ماهانه ۴۰ ساعت از اضافه کاری کارگران کسر میشود ودر ماه تنها ۴۸ ساعت برای کارگران  محاسبه میشود.

از ابتدای ورود بخش خصوصی به شرکت کاغذ پارس تمامی مسولیت های کلیدی به همشهری های سهامدار رسیده و "قومی ها" پست های کلیدی همچون مدیریت تولید،مدیر شب،مدیریت قسمت تکمیل کاغذ،مدیریت انبار ومدیریت قسمت باگاس را در اختیار خود گرفته اند جالب اینجاست که اکثر این افراد غیر متخصص هستند وطبق گزارشات همکاران شاغل در کاغذ پارس این افراد خود سرانه اقدام به گرفتن کارت ورود خروج افراد و حتی اقدام به اخراج کارگران میکنند در صورتی که به صراحت در قانون امده که در صورت تخلفات کارگران این موضوعات باید به کمیته انضباطی ارجاع شده وتا سه بار تذکر و تصمیم نهایی با کمیته انضباطیست همچنین دیده شده که دریافتی این مدیران ، از حقوقی که بر روی فیش حقوقی انها ثبت شده بیشتر بوده و بعضا فردای پرداخت حقوق مبلغ ۳میلیون تومان علاوه بر حقوق مندرج در فیش حقوقی دریافت کرده اند و مدارک تحصیلی انها با سمت های داده شده همخوانی ندارد برای مثال مدیریت قسمت باگاس شرکت کاغذ پارس هفت تپه به فردی داده شده است که مدرک تحصیلی کلاس پنجم ابتدایی را دارد.

همانطور که میبینید اکثر شرکت هایی که در شهرستان شوش به بخش خصوصی واگذار شده اند فقط در حال تغذیه مافیای اقتصادی وافراد رانت خوار هستند و با کارگران این شرکت ها همچون برده برخورد میشود و سود حاصل از کارخانه ها و زور بازوی هفت تپه ای ها به  استانهای دیگر سرازیر میشود  و  هیچ درصدی از این پول به ابادانی منطقه هفت تپه اختصاص پیدا نمیکند که این ظلم اشکار در حق مردم منطقه است   که همه روزه  دود سمی حاصل از فعالیت این واحدها را استنشاق میکنند ..

بدنبال اعتصاب کارگران در اعتراض به مشکلات موجود شرکت کاغذ پارس بخصوص اجرای صحیح  طرح طبقه بندی در تاریخ۹۸/۳/۱۱ پلیس امنیت شوش اقدام به بازداشت علی کلانتر نماینده کارگران کرده و در پی این اقدام کارگران تمام خطوط تولید و قسمتها را خاموش کردند همچنین در تاریخ۹۸/۳/۱۲ سه تن دیگر از کارگران به نامهای رضا شوهانی ،حمید نعامی وحسین  کرد توسط پلیس امنیت بازداشت شدند .

طی جلسه ای که نمایندگان کارگران با شورای تامین در تاریخ ۹۸/۳/۱۲ بعد از بازداشتها در محل فرمانداری داشته اند،فرماندار قول پیگیری مطالبات و به ثمر نشستن پیگیری ها در ۱۵روز را داد همچنین گفت که در صورت استارت خطوط تولید بازداشتی ها آزاد میشوند که متاسفانه ۹۸/۳/۱۳با فشار نهادهای امنیتی به کارگران خطوط تولید روشن شده اما تاکنون همکاران بازداشتی آزاد نشده اند و میبینیم که فرماندار شهرستان شوش جز دروغ به کارگران چیزی نگفته است و از روشهایی که برای سرکوب اعتصابات کارگران رنجدیده هفت تپه استفاده شده برای سرکوب اعتصاب  بحق شرکت کاغذ پارس هفت تپه نیز استفاده کرده است.

نکته ای که در این روزها مشهود است خبرگزاری هایی  حکومتی واطلاعتی وکانال های خبری  حکومتی  مانند صدای کرخه  هیچگونه اطلاع رسانی در مورد وضعیت کارگران بازداشتی کاغذ پارس  و شرایطی که طی این دوسال خصوصی سازی بر سر کارگران این مجموعه امده است به جامعه منعکس نکرده به نقل از  یکی از دوستان فرماندار  در جلساتی که در دوران اعتصابات هفت تپه در فرمانداری برگزار میشده پی در پی  به خبرنگاران حکومتی میگفته  این حرفهای من را در خبرهایتان نیاورید و شروع میکرده به تهدید کارگران ،اذعان به تخلفات سهامدار هفت تپه ،تهدید نمایندگان کارگران هفت تپه و وعده دادن های زیاد که همگی توخالی بودند .

کارگر زندانی ازاد باید گردد.

*حضور جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران در سازمان امور دانشجویان در اعتراض به عدم پیگیری وضعیت مرضیه امیری توسط مسئولین دانشگاهی

ظهر امروز(13خرداد) جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران در سی و سومین روز از بازداشت مرضیه امیری* در اعتراض به بی خبری از وضعیت ایشان، در سازمان امور دانشجویان حضور پیدا کردند.

در این راستا عَلَم( معاون سازمان امور دانشجویان) وعده ی پیگیری وضعیت این دانشجو را به واسطه ی غفاری( معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم) را داده است.

*از بازداشت شدگان مراسم روز جهانی کارگر مقابل مجلس

منبع:کانال تلگرام شوراهای صنفی دانشجویان کشور

*تمدید قرار بازداشت کیوان صمیمی  برای یک ماه دیگر

قرار بازداشت کیوان صمیمی سردبیر مجله ایران فردا و از بازداشت شدگان مراسم روز جهانی کارگر مقابل مجلس،برای یک ماه دیگر تمدید شده است.

بیانیه شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در اعتراض به عدم صدور حکم مرخصی بدون حقوق محمد حبیبی و احکام هیات رسیدگی به  تخلفات اداری برای فعالان صنفی خراسان شمالی

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در اعتراض به عدم صدور حکم مرخصی بدون حقوق محمد حبیبی و احکام هیات رسیدگی به  تخلفات اداری برای فعالان صنفی خراسان شمالی بیانیه ای بتاریخ 14خردادماه صادر کرد.

متن بیانیه:

بیش از یک سال از بازاشت غیرقانونی محمد حبیبی می گذرد. ۲۰ اردیبهشت ۹۷ روزی که نیروهای لباس شخصی با بی‌رحمی تمام وی را مجروح و بازداشت نمودند در خاطره جمعی فرهنگیان یک نقطه تاریک برای نهادهای حاکمیتی است.

بعد از آن همسر آقای حبیبی و کانون صنفی معلمان تهران با فراهم نمودن تمام مدارک برای اخذ مرخصی بدون حقوق آقای حبیبی اقدام نمودند و حاصل یک سال دوندگی، عدم موافقت با مرخصی بدون حقوق است.

مرخصی که حق قانونی وی است و این عدم موافقت توسط هیات رسیدگی تخلفات اداری به معنای صدور حکم انفصال از خدمت برای این معلم زندانی است.حکمی ظالمانه که درصورت صدور  نشانه ظلم مضاعف به محمد حبیبی است.

  شورای هماهنگی با روند فعلی در هیات رسیدگی به تخلفات اداری وزارتخانه به شدت مخالف است و این روند را مصداق بارز سرکوب معیشت و زندگی محمد حبیبی می‌داند و خواهان صدور حکم مرخصی بدون حقوق بدون حقوق برای این معلم زندانی است.

اما احکام ظالمانه توسط هیات رسیدگی به تخلفات اداری محدود به تضییع حقوق آقای حبیبی نیست. در اقدام غیرقانونی دیگر هیات در استان خراسان شمالی برای آقای محمدرضا رمضان‌زاده ، نماینده انجمن صنفی فرهنگیان خراسان شمالی در شورای هماهنگی به عنوان رییس دوره ای و دو عضو انجمن صنفی خراسان شمالی احکام ننگینی صادر نموده‌است:

در حکم آقای رمضان‌زاده، وی به بازنشستگی پیش از موعد همراه با تقلیل یک گروه محکوم شده است و آقای حسین رمضانپور به یک سال تبعید و آقای سعید حق‌پرست به توبیخ درج در پرونده محکوم شده اند.

 در حالی هیات رسیدگی به تخلفات اداری در استان های کشور به مرکز فشار بر فعالان صنفی همچون آقای رمضان‌زاده تبدیل شده است که خواسته معلمان بهبود معیشت و رفاه زندگی خود‌ و کیفیت بخشی به آموزش و حق فعالیت صنفی آزادانه است و حاکمیت به جای به رسمیت شناختن حق تشکل‌یابی و اعتراض، به دنبال سرکوب فعالیت صنفی و مدنی است.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ضمن محکوم نمودن عملکرد هیات تخلفات در سراسر کشور، نسبت به عواقب این همه ظلم و بی‌تدبیری به وزیر آموزش و پرورش و مسئولان مربوطه هشدار می دهد.

ما معتقدیم معلمان زندانی باید سریعاً آزاد گردند و روند پرونده‌سازی برای فعالان صنفی متوقف گردد و حراست و هیات رسیدگی به تخلفات اداری، به فساد روزافزون مدیران و مسئولان فاسد در آموزش و پرورش رسیدگی کنند.

چگونه است در جریان تاراج سرمایه فرهنگیان در صندوق ذخیره خبری از سرعت عمل حراست و هیات رسیدگی به تخلفات نیست اما آنها برای اخراج محمد حبیبی سرعت عمل نشان می دهند؟!

چگونه است در منطقه محروم سیستان بلوچستان و شهر کوچکی چون سرباز مدیر اداره به اتفاق همدستانش پنج میلیارد تومان اختلاس می کند اما تا فساد عمومی نمی شود حراست و هیات از آن خبری ندارد اما در بازنشست نمودن یک فعال صنفی چون محمدرضا رمضان‌زاده نهادها از هم پیشی می گیرند و نهاد زیرمجموعه وزارتخانه آموزش و پرورش و دولت نسبت به سایر نهادها سرعت عمل نشان می دهد؟!

 واعجبا از این همه تناقض!

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران تاکید می کند ما انتظار داریم وزارتخانه از حقوق فعالان صنفی دفاع نماید نه اینکه زمینه سرکوب فراهم کند.

بی‌شک در صورتی که روند فعلی ادامه یابد شورا در راستای دفاع از حقوق فعالان صنفی به اقدامات اعتراضی دست خواهد زد.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران

۱۴ خرداد ۱۳۹۸

*عدم پرداخت 2ماه حقوق کارگران شهرداری مشکین دشت

خبرکوتاه:دوماه حقوق کارگران شهرداری مشکین دشت پرداخت نشده است.

*تجمع اعتراضی اولیای دانش آموزان هنرستان آزادی فلسطین نسبت به وضعیت نامناسب آموزشی و مالی این واحد تحصیلی

روز دوشنبه 13خردادماه،جمعی از اولیای دانش آموزان هنرستان نمونه دولتی آزادی دراعتراض به وضعیت نامناسب آموزشی و مالی این مدرسه دست به تجمع مقابل این  مدرسه واقع در میدان امام حسین،ابتدای خیابان دماوند زدند.

برپایه گزارش رسانه ای شده،اعتراضات اولیا و دانش آموزان بارها به صورت مکتوب به گوش مسئولین رسید ولی ترتیب اثر داده نشد.تا اینکه روز دوشنبه برای بنمایش گذاشتن اعتراضشان دست به تجمع مقابل هنرستان زدند.

*پیام تسلیت شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در ارتباط با غرق شدن سه دخترِ دانش‌آموزِ بلوچ

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران بتاریخ 13خرداد پیام تسلیئتی در ارتباط با غرق شدن سه دخترِ دانش‌آموزِ بلوچ بقرار زیر صادر کرد:

متاسفانه در خبرها خواندیم سه کودک خردسال در بخش «پـــلان» شهرستان چابهار واقع در جنوب استان سیستان و بلوچستان هنگام برداشت آب از هوتگ ها (گودال‌های جمع آوری آب) غرق شده‌اند.

این سه کودک  به نام‌های منیره خدمتی، مریم خدمتی و یسرا دلشب  برای نوشیدن آب و نجات از گرما و آبتنی به هوتگ رفته بودند که غرق شده و جان خود را از دست دادند.

اگر در گذشته کمبود آب در این منطقه یک معضل بود اینک به علت بارندگی‌های اخیر و پُر شدن هوتگ ها، زمانی که این کودکان برای برداشت آب به آن مکان می‌روند در هوتگ غرق می‌شوند و متاسفانه این حادثه برای چندمین بار رخ داده است.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران ضمن تسلیت به خانواده کودکان جان‌باخته، این حوادث را ناشی از بی‌مسئولیتی کاربدستان می‌داند. متاسفانه این فجایع در مناطق محروم بیشتر از سایر جاها رخ می‌دهد.

فقر و عدم دسترسی به امکانات اولیه یکی از علل مهم این حوادث است و تا وقتی سرمایه و ثروت عمومی توسط اقلیتی اختلاسگر و رانت‌خوار غارت می‌شود متاسفانه شاهد این نوع مصیبت‌ها خواهیم بود.

 با این وجود امیدواریم  با تخصیص بودجه عادلانه به مناطق محروم و فقرزدایی و گسترش عدالت آموزشی در آینده شاهد کاهش این فجایع باشیم و برای تحقق آن تلاش می‌کنیم.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران

۱۳ خرداد ۱۳۹۸

*سوختگی شدید 2کارگر حین کاردر شهرک صنعتی شیراز براثر برق گرفتگی

روز سه شنبه14خرداد،2کارگر حین ساختمان سازی در شهرک صنعتی شیراز درجریان انتقال میلگرد به طبقه بالا در ارتفاع هشت متری، به صورت همزمان دچار برق گرفتگی شدند.

این دو کارگرمصدوم به دلیل سوختگی شدید و وخامت حالشان برای مداوا توسط نیرو‌های اورژانس به مراکز درمانی انتقال یافتند.

*سوختگی یک کارگردرحادثه آتش‌سوزی تانکر حمل سوخت درجاده اهواز- خرمشهر

صبح روزسه شنبه 14خرداد،یک کارگردرحادثه آتش وزی یک تانکر حمل سوخت تأمین‌کننده مایع سوخت یک کارخانه آجرپزی در کیلومتر 20 جاده اهواز به خرمشهر دچارسوختگی وبرای درمان به بیمارستان منتقل شد.

*مصدومیت یک کارگر حمل زباله شهرداری منطقه یک اهوازبراثر سقوط در منهول فاضلاب بدون درب

بامداد روز سه شنبه 14خرداد،یک کارگر حمل زباله شهرداری منطقه یک اهواز در زمان پیاده شدن از کامیون حمل زباله به درون منهول فاضلاب بدون درب سقوط کرد وبدلیل مصدومیت به بیمارستان گلستان این شهر منتقل شد.

akhbarkargari2468@gmail.com

]]>
srgergehrh56ku@sfthrthrth.com (Salah) جنبش کارگرى Fri, 07 Jun 2019 05:57:49 +0000