.
پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۸.
امروز:
Jan 23 2020.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

یکشنبه, 17 آذر 1398 ساعت 13:32

بیانیه شوراها و فعالین صنفی دانشگاه های سراسر کشور به مناسبت ۱۶ آذرماه روز دانشجو

بار دیگر شانزدهم آذر در نشیب سالی مالامال از خون و عصیان فرا رسیده است. این گرامی روز برای ما ؛ چونان آینه‌ی مبارزاتِ ضداستبدادیِ دانشجویانِ پیشرو در عصر دیکتاتوری سیاه پهلوی که به بهای خون سرخ سه فرزند جان‌فدای این سرزمین به یادگار مانده است، ما را بر آن می دارد تا دیگر باره در کشاکش آلام جامعه خود ، تصویر ایستادگی خود را در برابر دیدگان آگاه مردمان روشن سازیم.

ما فعالان صنفی دانشجویان که قریب به یک دهه از تاریخ جنبش دانشجویی را به کوشش در راه برابری و آزادی بدل ساخته ایم، ما که رهایی دانشگاه را جز با گشوده شدن دروازه‌های فولادین آن به روی تمامی زحمتکشان و فرودستان ناممکن می دانیم و این رهایی را جز در پیوند آن با مبارزات مادران و پدران کارگر، معلم، کشاورز و بیکارمان در تحقق رفاه و آسودگیشان ناچیز و ناشدنی میشماریم، نیک میدانیم جهانِ ورایِ حصار دانشگاه از تعارض منافع صاحبان قدرت و زحمت کشان، درگیر نزاعی سخت و حقیقی است .

ما چگونه میتوانیم خود را جزیره‌ای در میانه طوفان تصور کنیم و در نظر نیاوریم که پس از تحصیل اگر سیاهه‌ی بیکاران دانشگاهی را سیاه تر نسازیم، با تن سپردن به دستمزدهایی ناچیز تنها جان و تن‌های جوانمان را زیر یوغ استثمارگران خواهیم فرسود!

ما چگونه میتوانیم در کوران سیاست های زن ستیز موجود کناره بگزینیم، چشم بر آن‌چه از دانشگاه تا اتاق کار و خیابان سد راهی در برابر آرمان شکفتگی و رهاییمان است ببندیم و پای بر بطلان هر نظم و قاعده تبعیض آفرین نفشاریم ؟

ما چگونه میتوانیم خود را پاره ای جدا از رنج جامعه‌مان بیانگاریم و در نظر نیاوریم هر روز بیش از دیروز بدل به کالاهایی ارزان میشویم که باید مقتضیات زیست خود را به قیمت جانمان طلب کنیم: همانگونه که برای تحصیل خود در دانشگاه متقبل هزینه های فراوان و متعدد میشویم، مسکن را به بهای حاصل یک عمر نیز تصور نمیکنیم و خرج بهداشت و درمانمان را به قیمت حقوق چند ماه خود میپردازیم! چنین است که آوازِ نان و کار و آزادی آبان ماه، به تمامی در گلوگاه ما دانشجویان طنین انداز شد و ده‌ها تن از رفیقان و همکلاسی‌هایمان را روانه بازداشتگاه ها نمود.

ما فعالان صنفی مسیری سنگلاخی را برای طلب رهایی برگزیده ایم. طی قریب به نیم دهه جنبش صنفی دانشجویی، بازوان دانشگاهی جریان های قدرت حاکم، سعی بر آن داشته اند که دام‌ها مقابل استقلال جریان دانشجویی ما بگسترانند و آن را از مسیر راستین خود منحرف سازند. چه گروه‌هایی که با سابقه مشارکت چند ده ساله در طرح ریزی سیاست های ضداجتماعی، مدعی اصلاح امور اند و چه آنانی که به طریق مشابه و این بار با نقاب دروغین عدالت پا بر گرده ستم دیدگان میگذارند. در جانب دیگر جریانات ارتجاعی مستقر درخارج از کشور نیز از هیچ تلاشی برای فریب افکار عمومی به نفع استقرار قدرت خود _ که جز تداوم استثمار، استبداد و نابرابری نخواهد بود_ فروگذار نمیکنند. ما دانشجویان و فعالان صنفی هرگز آنچه تاریخ‌ زحمتکشان درباره ستم و خفقان سلطه پهلوی و پادشاهان پیش از آن به ما آموخته است را از یاد نخواهیم برد. ما وارثان تاریخ به خون نوشته مبارزان پیش از خویشیم و هیچ نظمی را جز آنکه انکار سلطه سرمایه و فساد و تک صدایی باشد، متفاوت از دیگری نمیدانیم. خواه سرمایه‌داری سلطنتی باشد یا سرمایه داری مذهبی، خواه سرمایه داری فاشیستی داخلی باشد یا سرمایه داری جنگ طلب خارجی. و یا آنان که خود را محور مقاومت مینامند و در عمل تنها آب به آسیاب دولت های فاشیستی سرمایه دار منطقه می ریزند. برای ما همه ی این ها پیوستار یک نظم و نشانگان یک سرنوشت و برآمده از یک تاریخ است. نظمی جهانی که حاصلی جز فقر و فلاکت برایمان به ارمغان نیاورده است.

امروز بر همگان روشن است که جریان صنفی دانشجویی دهه 90 با وجود تمام زخم هایی که بر تن دارد؛ تمام قد پابرجاست. بازداشت های دسته جمعی فعالان صنفی و صدور احکام قضایی بیشرمانه برای آنان، تهدید های مداوم و تلاش برای احضار آنان به حراست و نهاد های امنیتی، ممانعت های هدفمند نهاد دانشگاه از حق برخورداری دانشجویان از تشکل مستقل، مقابله آن در برابر شکل گیری اتحادیه های سراسری صنفی و سنگ اندازی مقابل افزایش اختیارات شوراها در جهت منافع دانشجویان تنها نمونه هایی چند از فشارهایی است که ساختار حاکم متوجه فعالان مستقل دانشجویی ساخته است . تمامی این موارد در کنار فشارهای امنیتی و سرکوب سخت جریانی که ریشه در خواست های مشترک مردمان در سرنوشت دارد، تنها به سان گذاشتن پاره سنگی در برابر سیلاب است.

ما نشان داده ایم حتی اگر صورتک های قوای حاکم در تکمیل سرکوب موفق شوند و با ساز کارهای حقیرانه‌ای همچون دستکاری های آیین نامه ای، موازی سازی های تشکیلاتی و نفوذهای سیستماتیک در بدنه شوراهای صنفی موجودیت نهادی مان را ذره ای خدشه دار کنند؛ اتحاد بدن های تحت ظلم ما را نخواهند توانست از بین ببرند.

آنچنان که با کارگران و معلمان و بازنسشتگان و اقوام نتوانسته اند؛ که ما نیز فرزندان همین مردم و تکه های همین جامعه ایم.

اکنون ما شوراهای صنفی دانشجویان کشور و تمامی دانشجویان درگیر با فعالیت مستقل صنفی، اعلام می داریم تا آخرین حد توانمان، در برابر تمامی مصائب و ستم ها ایستاده ایم و این مسیر بی بازگشت را هوشیارانه به سمت هدف طی خواهیم کرد. ما نه دیماه ۹۶ را فراموش کرده ایم و نه آبان ۹۸ برایمان تمام شده است. قسم به اعداد زندانی و خون های بر زمین جاری شده که این تلخی ها روزی به کاممان شیرین خواهد شد.

شورای های صنفی امضا کننده بیانیه :

۱_ شورای صنفی دانشحویان دانشگاه نیشابور

۲_شورای صنفی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت تهران

۳_شورای صنفی دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل

۴_شورای صنفی دانشگاه یاسوج

۵_شورای صنفی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی

۶_ شورای صنفی دانشگاه ملایر

۷_ دانشگاه علوم و فناوری مازندران

۸_شورای صنفی دانشگاه منابع طبیعی گرگان

۹ ـ دانشگاه صنعتی شیراز

۱۰_ شورای صنفی دانشگاه بین المللی قزوین

۱۱_ تعدادی از واحد های شورای صنفی دانشگاه بوعلی سینا همدان

۱۲_ شورای صنفی دانشگاه ایلام

۱۳_شورای صنفی دانشگاه گلستان

۱۴_شورای صنفی دانشگاه صنعتی کرمانشاه

۱۵_فعالین صنفی دانشگاه تربیت مدرس

۱۶_فعالین صنفی دانشگاه علامه طباطبائی

این لیست به روز رسانی خواهد شد...

شوراهای صنفی دانشجویان کشور

 

https://telegram.me/s/senfi_uni_iran

PDFضمیمه اخبار وگزارشات کارگری 15 و 16 آذر ماه 1398(ویژه روز دانشجو1398) 

اتحاد  مبارزه   پیروزی

گرامی باد 16آذر روز دانشجو

کارگر   معلم   دانشجو اتحاد اتحاد

روز شنبه 16 آذر ماه 1398 همزمان با روز دانشجو جمعی از دانشجویان حق طلب ومعترض دانشگاه های تهران ازجمله دانشگاه تهران،امیرکبیر (پلی تکنیک)،علامه طباطبایی،تربیت مدرس ودانشگاه هنر تهران و دانشگاه مازندران(بابلسر) ودانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل بابرپایی تجمع،راهپیمایی،ایراد سخنرانی،برافراشتن پلاکاردها ودست نوشته ها وسردادن شعارهایی ضمن همبستگی با معترضان هفته آخر آبان ماه ومحکوم کردن قتل عام ،مصدومیت ومجروح کردن ،بازداشت وشکنجه معترضین اعتراضشان را نسبت به پولی سازی دانشگاه ونئولیبرالیسم وایجاد جو اختناق وامنیتی در دانشگاه ها بنمایش گذاشتند وخواهان آزادی دانشجویان زندانی شدند.

آنها همچنین با اعتراض به تبعیض جنسیتی وحجاب اجباری،حمایتشان را از کارگران اعلام کردند وخواهان اتحاد کارگران،معلمان ودانشجویان شدند.

*تعدادی ازشعارها ی امروز دانشجویان دانشگاه ها:

-خیابان خونی شد     آزادی قربانی شد

-فقر کشتار گرانی   مردم شدن قربانی

- جواب ما تفنگ نیست   این همه کشته کم نیست

-قضایی جلادان   معترضان خونباران

-سرکوب پایان راه نیست   مقاومت زندگی است

-سفره ما غارت شد   آبان ماه خونین شد

ایران،شیلی،فرانسه   سرکوب وغارت بسه

دانشگاه پول گردان   زحمتکشان در زندان

- دانشجوی زندانی آزاد باید گردد

- ستاره در پرونده دانشجومون در زندونه

-دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد

-دانشجو آگاه است   باکارگر همراه است

-فرزند کارگرانیم کنارشان می مانیم

- ایستاده ایم درسنگر   دانشجو و کارگر

- ازهفت تپه تاتهران زحمتکشان درزندان

-کارگر معلم دانشجو اتحاد اتحاد

-بیکاری بیکاری حجاب زن اجباری

-تبعیض جنسیتی محکوم است محکوم است

*تصاویر:

- دانشگاه تهران

- تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل به مناسبت ١۶ آذر و در اعتراض به تبعیض، سرکوب و گرانی

- به یاد کشته‌شدگان بی تدفین

چیدمان اعتراضی در حاشیه تجمع روز دانشجو در دانشگاه هنر تهران

- تجمع جمعی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس به مناسبت ١۶آذر و اعتراض به سرکوب و تبعیض و گرانی.

- تجمع روز ۱۶آذر دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی تهران به مناسبت روز دانشجو

- تجمع اعتراضی جمعی از فعالین صنفی دانشجویی دانشگاه مازندران به مناسبت ۱۶ آذر و قرائت بیانیه

 

*بیانیه دانشجویان دانشگاه مازندران به مناسبت شانزدهم آذر، روز دانشجو

۱۶ آذر، روز دانشجو، از آن دانشجوست. نمی توان به تناسب منافع، مفهوم آن را مصادره کرد.

۱۶ آذر، پاسداشت خون دانشجویانیست که در برابر استبداد، ارتجاع و زورگویی زورگویان ایستادگی کردند. امروز، رو به تاریخ کرده و نام رفیقانمان، قندچی، شریعت رضوی و بزرگ نیا را فریاد می زنیم که خونتان هدر نخواهد شد و راهتان در این همهمه ی بی هویتی، راهنمای ماست. ما نیز به همانی معترضیم که شما بودید. ظلم طبقاتی همچنان پا برجاست، عریانتر، بی شرمانه تر... . ۶۶ سال پیش در برابر منطق سرمایه داری جهانی که ما را به بردگی می خواست، ایستادگی کردید، امروز نیز نسخه ی بومی آن گریبانگیر ماست.

تحت نام «اقتصاد مقاومتی» دانشگاهمان را فروختند. دانشگاهمان را تبدیل به بنگاه تولید مدرک کردند. دانش و دانشجو را بدل به کالایی منطبق بر معیارهای بازار ساختند. بازار هم دانشجوی دغدغه مند نمی خواهد.

در این66 سال هر بار تحت عنوانی، بحران هایشان را بر زندگی طبقه فرودست تحمیل کردند. یکبار به نام ناسیونالیسم و بار دیگر در ترس از دشمن. یکبار به نام جنگ و این بار هم به خاطر تحریم. راستگرایان، چه از نوع حکومتی و چه نسخه ی مخالف خوانشان، تلاش داشته اند که توسعه ی سرمایه دارانه را پیش شرط و ملزوم آزادی تبیین کنند. تاریخ به ما نشان داد که این ایده مهملی بیش نیست. همواره به نام «شرایط حساس کنونی» سعی در خاموشی شعله های آزادی خواهی و برابری طلبی دانشجویان داشتند. اما خون و عمر یاران در بندمان، دانشگاه را زنده و دانشجو را آزاده نگاه داشت تا فریاد کند، آنچه برای جامعه اش می خواهد.

ما برای جامعه مان، آینده مان ریاضت اقتصادی نمی خواهیم. کارگران را قراردادی، بیمارستان را بنگاه و معادن را خصوصی نمی خواهیم و برای آنچه می خواهیم مبارزه خواهیم کرد. آزادی خواهی و برابری طلبی هویت دانشجوست. ما پای هویتمان ایستاده ایم.

روز دانشجو، شانزده آذر نود و هشت

دانشگاه مازندران- بابلسر

*بیانیه‌ی جمعی از فعالین صنفی که در تجمع امروز دانشگاه تهران قرائت شد

اینجا و اکنون، در آستانه‌ی یکی از مهمترین بزنگاه‌های تاریخی که در آن نفس می کشیم، توده‌های نقاط مختلف جهان، علیه ستم‌های منتج از نظام سرمایه‌داری به پا خاسته‌اند. خیرش توده‌ای ایران نیز در حد فاصل کمتر از دو سال، بار دیگر به خروش آمد. انباشت تضادها و ناتوانی حکومت سرمایه داری-دینمدار موجود، منجر به خیزش‌های متعددی از جمله خیزش دی ماه ۹۶ شد. سرکوب‌های خونین پیشین، نه تنها آتش خشم فرودستان را خاموش نکرد، بلکه شررهای باقی‌مانده از شعله های ۹۶، با بنزین ۳۰۰۰ تومانی دوباره زبانه کشید. این بار در آبان ۹۸، وسعت و شدت اعتراضات گسترده‌تر شد و به همان میزان وسعت و شدت سرکوب نیز. سرکوب به صورت سرب‌هایی درآمد که نیزارهای ماهشهر تا برزن های کردستان، شهرکهای شیراز، بیابان های سیستان تا خیابانهای تهران را، در سکوت کامل خبری و قطع سراسری اینترنت، به خون آغشت. اما ما دانشجویان، در این بزنگاه و در حین فرود آمدن سهمگین‌ترین شلاق‌های ستم و استثمار بر گرده‌ی فرودستان، که خود زخم‌خورده همین شلاق‌هاییم، نظاره‌گری منفعل نیستیم و نخواهیم بود.

طنین این شلاق‌ها را سال‌هاست که می‌شنویم. همچنان که صدای فریاد توده را. اما تکرارِ این اصوات، با طول امواج مختلف آن در تاریخ، موجب خو گرفتن ما بدان نشده‌است. صدای سرکوب و خروش فرودستان را همه شنیده اند؛ حتی آنهایی که منافعشان در نشنیدن بود. تقلاهای مذبوحانه ی جریانهای اصلاح طلب، عدالتخواه، سلطنت طلب و ... در مصادره، تحریف و انکار این صداها گواه این ادعاست.

امروز سرکوب توده‌ها، در مناطق مختلف جهان، متاثر از تشدید تضادهای نظام جهانی سرمایه داری است. دولت فعلی نیز، با تمام اشکال و ظواهرش، در بستر همین تضادها توانست بر مسند قدرت قرار گیرد. حکومت در تلاش برای حل این تضادها به سود خود، دست به دخالتگری ویران‌کننده‌ای در منطقه زده و بازوان نظامی‌اش را به عراق، سوریه، لبنان و یمن گسترانده است. گره خوردگی دخالتگری‌های کشورهای مسلط امپریالیستی و حکومت موجود ایران در منطقه، چیزی جز ستم و استثمار فزاینده برای توده‌های منطقه نداشته است. بدین‌ترتیب، هر گونه راه‌حل پیشنهادی رفرمیستی، با حفظ چارچوب نظام‌سرمایه داری، چه در عرصه‌ی داخلی و چه در عرصه‌ی جهانی، به بازتولید استثمار و سرکوب در اشکال مختلف ادامه می‌دهد. ما دانشجویان ضمن مرزبندی با هر دوی این قطب‌ها، بر هم سرنوشتی توده‌های ایران با دیگر خلق‌های زحمت‌کش جهان، از شیلی گرفته تا عراق، سوریه و لبنانْ تاکید، از مبارزات برحق آنان دفاع می‌کنیم و برای پیشبرد منافع آنها مبارزه خود را به پیش می‌بریم.

دولت موجود توانسته است مدرن‌ترین شیوه استثمار را به کهنه‌ترین اشکال ستم گره بزند. ما با دولتی مواجهیم که قوانین حاکمیتش تحت تأثیر ایدئولوژی مسلط دینی است. سرکوب هویت‌های مذهبی و دینی (مسیحیان؛ اهل تسنن؛ دراویش و...) ریشه در همین قوانین دارند. ما دانشجویان، بی هیچ اما و اگری، از آزادی بیان و آزادی هویت‌های دینی و مذهبی دربند دفاع کرده و برآنیم تا مطالبات و مبارزات برحق آنان را به افق رهایی توده‌ها گره بزنیم.

تضاد جنسیتی یکی دیگر از تضادهای ذاتی نظام سرمایه‌داری است که هنگام عبور از منشور دستگاه ایدئولوژیک حاکم، ویژگی‌های خاصی نیز می‌یابد. ما دانشجویان به اهمیت مبارزه در جهت رهایی زنان برای ساختن جامعه‌ای عاری از ستم و استثمار آگاهیم و تمامی اشکال سنتی و مدرن ستم بر زن را نهایتاً در خدمت بازتولید سرمایه و حیات آن می‌دانیم. از سوی دیگر، این ستم به‌مثابه‌ی یکی از اساسی‌ترین ستون‌های ایدئولوژی مسلط نقش تعیین کننده‌ای در ساخت دولت حاکم دارد. ساز و کارهای این ایدئولوژی، در جهت کنترل و به انقیاد در آوردن زنان در تمام عرصه ها و نهادها، از خانواده و دانشگاه تا محل کار و خیابان، حاکم است. اما زنان با اعتراضات خود در طول این چند دهه، از تجمعات زنان در اسفند 57 گرفته تا تجمع دانشجویی اردیبهشت 98 علیه حجاب اجباری، با مرزبندی با جناح اپوزیسیون راست، در مقابل این ستم سکوت نکرده و سر فرود نیاورده‌اند. در امتداد همین مبارزات، ما دانشجویان صدای خشم خروشان زنان برای رهایی حقیقی را شنیده و مبارزاتمان را به مبارزه علیه تداوم ادغام دین و دولت و تمام اشکال مردسالاری در جامعه پیوند می زنیم.

همچنین، در سالیان اخیر، تضاد ملی نیز اشکال حادی به خود گرفته که با برجستگی خاصی در مبارزات چند سال اخیر نمود یافته است. مردم مناطق مختلف ایران دلاورانه در این مبارزات جنگیده‌اند. در این مناطق که مردم تحت ستمی مانند عرب‌ها، ترک‌ها، لرها، بلوچ‌ها و کردها و ترکمن‌ها و سایر اقوام و ملل تحت ستم زندگی می کنند، فقر و بیکاری شدت مضاعفی دارد و بدیهی‌ترین مطالبات فرهنگی و اجتماعی این توده‌ها به شدیدترین شکل سرکوب می‌شود. ما دانشجویان ضمن دفاع تمام قد از مبارزات توده‌های تحت ستم ملی، مخالفت خود را با تمامی اشکال ناسیونالیسم اعلام می‌کنیم و بدین طریق برآنیم تا مبارزات برحقشان را به رهایی توده‌ها گره بزنیم.

سخن کوتاه کنیم: دو سال پرالتهاب را گذرانده‌ایم. از دی ماه ۹۶ تا آبان ۹۸ شاهد شتاب گرفتن شدت سرکوب و استثمار بوده ایم. سالهای منتهی به ۹۶ سال‌های تسریع بحران‌های ذاتی سیستم موجود بود و واکنش لایه‌های مختلف فرودستان را برانگیخت. نمود آن را می توان در اعتراضات و اعتصابات فراوان کارگری از سالهای ۹۰ تا به کنون مشاهده کرد. همراهی جنبش کارگری با اعتراضات کشاورزان، معلمان، مالباختگان، دانشجویان و دختران خیابانِ انقلاب، کیفیت ویژه‌ای به دی ماه ۹۶ بخشید. تمامی این تضادها در باهم بودنشان تمامیت دولت را شکل داده‌است و این تضادها نه امکانی و نه تصادفی‌ بلکه ضرورت‌هایی ذاتی‌اند که حیات وضعیت حاکم در گرو آنهاست.

زندان‌ها این واقعیت را به خشن‌ترین شکل بازنمایی می‌کنند. امروز زندان‌ها شمار وسیعی از زندانیان سیاسی مختلف را در خود جای داده‌اند. در کنار فعالین صنفی دانشجویی، فعالین حقوق زنان، فعالین حقوق کودک، فعالین محیط زیست، فعالین معلمی، فعالین کارگری،فعالین سیاسی عرب، بلوچ، کرد و ... ، فعالین هویت‌های مذهبی و دیگر فعالین سیاسی در بند، بعلاوه بیش از هفت هزار تن از توده‌ای که مبارزات آبان ماه را به پیش بردند، به جرم مبارزه برای حیات برابر و آزاد در زندانند. ما دانشجویان سرکوب و دستگیری تمام فعالین سیاسی در بند را محکوم و خواهان آزادی تمامی زندانیان سیاسی هستیم.

در این میان نقش دانشگاه حیاتی است. دانشگاه در این سال‌ها به نهادی برای بازتولید و تثبیت مناسبات وضع موجود، بدل گشته است. نهادی که در طول این چند دهه با هدف خفه کردن صدای اعتراض دانشجویان، چکمه های مردانه‌ی خود را بر سر آنان فرود آورده است. بازداشت و احکام سنگین قضایی برای دانشجویان در دهه 90، نهادسازی‌های موازی، آیین‌نامه انضباطی، ستاره‌دار کردن و سلب حق تحصیل فعالین صنفی-دانشجویی و دیگر دانشجویان آزاداندیش، تهدید و ارعاب فعالان صنفی و اعضای شوراهای صنفی و خانواده های ایشان از جانب نهادهای امنیتی و بازوی دانشگاهی آن یعنی حراست، نمونه تلاش‌هایی جهت اعمال این سرکوب است. امسال اما شاهد برگ دیگری از همکاری آشکار با نهادهای امنیتی و عدم استقلال دانشگاه بوده ایم؛ علاوه بر بازداشت دانشجویان در خوابگاه دانشحویی با همکاری انتظامات و حراست، ورود آمبولانس به دانشگاه و دستگیری دانشجویان، تلاش مسئولین دانشگاه و حراست برای تهدید خانواده دانشجویان با هدف گرفتن امضا جهت پرونده‌سازی روانی و اعمال شوک الکتریکی به یک فعال صنفی بازداشتی دانشگاه، تهران عمق این همکاری کثیف را بیش از پیش بر همگان آشکار کرد.

اما در این میان، سکوت ممتد اساتید دانشگاه آیینه تمام‌نمایی از سرکوب‌های سیستماتیک در طول این چند دهه است. اساتیدی که کارکردی جز بازتولید ایدئولوژی حاکم و تلاش جهت حفظ وضع موجود ندارند و تماماً رسالت سیاسی-اجتماعی خود را به باد نسیان سپرده‌‌اند. ما اعلام می‌کنیم که در نظر ما، سکوت اساتید معنایی ندارد جز همدستی آشکار با سیستم موجود در اعمال تک‌تک این سرکوب‌ها بر توده‌ها و دانشجویان؛ و ما در برابر این همدستی ساکت نمی‌نشینیم. جنبش دانشجویی مستقل صنفی دهه ۹۰ نیز همانند سایر جنبش های مستقل در دهه‌های پیشین، به پیش می‌رود تا اجازه ندهد نهاد دانشگاه نهادی ایدئولوژیک با هدف بازتولید هرچه بیشتر وضع موجود باشد. ما و رفقای دربندمان به عنوان بخشی از همین توده، همواره بر خود ملزم دانستیم که نه تنها به حمایت از استثمارشدگان برخیزیم، بلکه پیام خود را به جامعه برسانیم. واکنش نیروهای سرکوب بنا به وظایفشان تهدید، ارعاب و سرکوب بوده است. آنها بی وقفه ما را از عواقب کارمان می ترسانند اما ماشین سرکوب نه توانست خیابان را خفه کند و نه دانشگاه را. بگذارید این‌بار صریح و رسا بگوییم: ما دانشجویان خونهای خشکیده بر کف خیابان را فراموش نمی کنیم. این را هم به درخون‌خفتگان و هم به خون‌ریزانشان قول می‌دهیم.

۱۶ آذر ماه ۱۳۹۸

منبع اصلی تصاویر وبیانیه ها:کانال تلگرام شوراهای صنفی دانشجویان کشور

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت