.
پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸.
امروز:
Oct 17 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

یکشنبه, 14 مهر 1398 ساعت 23:39

سلام زیجی: در باره ایجاد واحدهای مقاومت انقلابی در ایران

گفتگو با سلام زیجی در باره ایجاد  واحدهای مقاومت انقلابی در ایران

سوسیالیسم امروز: سلام زيجي شما اخیرا فراخوان پروژه ای را تحت عنوان ایجاد "واحدهای مقاومت انقلابی" علیه جمهوری اسلامی اعلام کرده اید. این پروژه را به منظور کمک به مبارزه و مقاومت  مردم  و به هدف مقابله با عوامل سرکوب و جنایت ومشخصا علیه سركوبگران اعتراضات  و اعتصابات کارگری و توده ای اعلام شده است. این فراخوان در اين وهله ي زماني چه جایگاهی دارد؟، و آیا به نظر شما اين رويكرد ميتواند استراتژي صحيحي در رابطه با مقابله با جمهوری اسلامی در رابطه با سركوب  جامعه و اعتراضات توسط این رژیم باشد؟

سلام زیجی: درباره این موضوع در روزهای آینده برنامه زنده ای در شبکه های اجتماعی خواهیم داشت و در آنجا بطور جامعتری به پرسشهای شما و دیگر جوانب این فراخوان خواهیم پرداخت، همینجا علاقمندان را به شرکت در آن فرامیخوانم. ازاینرو با اجازه شما و خوانندگان گرامی در اینجا بسیار فشرده به پرسش شما پاسخ خواهم داد.

حرف اول من برای اینکه بتوان چنین فراخوان و ضرورت  شکل دادن به این نوع مبارزه  را نیز بدرستی درک نمود این است که بدوا باید متوجه شد ما در چه کشوری هستیم، برای مقابله با کدام نظام حاکم چنین مبارزه ای را لازم می دانیم، و با چه سیستم وحشی چهل سال است مواجه هستیم که هر روز زندگی صدها و هزارها انسان زیرچکمه چنین استبداد مذهبی و شونیستی دارد له میشود. چهل سال تجربه کردن کافی است برای حداقل درک و درایت سیاسی این موضوع ساده که با جمهوری جنون و خون جمهوری اسلامی در ایران صرفا با اعتراض و اعتصاب و آن هم "خشونت گریز" نتواسته و نخواهیم توانست مقابله کنیم. هر نیرو و فردی از زاویه "مبارزه مدنی"  ضرورت "خشونت گریزی" هنوز هم از من و شما میخواهد بایک نظام سرتا پا جنایتکار و منشا خشونت و خونریزی و کشتار و شکنجه و تجاوز و شلاق و عامل صدها هزار اعدام و جنایتهای بیشمار دیگر همچنان باید  فقط "مبارزه سیاسی و مدنی و اصلاح طلبانه و... کنیم" توصیه  میکنند، بخواهند یا نخواهند این  نوع نصایح های "عالمانه"  و فلسفه بافی های بورژوامابانه شان در خدمت به بقای رژیم اسلامی و در تائید  عملکرد این نظام و  یا حداقل گویایی بی تفاوتی شان به نابودی صدها هزار انسان به دست چنین نظامی میباشد.

در بخشی از آن فراخوان گفته ایم: "کسانی که اعتراض و  اعتصاب و مطالبه حق طلبانه کارگر و زن و جوان و مردم آزادیخواه را با تجاوز و باطوم و تفنگ و قمه و شکنجه و ترور جواب میدهند بایداز جانب جامعه پاسخ درخورتری بگیرند.آنهای که به دستور یکی از فاشیستی ترین و قاتل ترین دولتهای فاسد جهان امروز سرمایه داری، و بنا به" قوانین"دوران وحوش، و بخاطر مقداری پول کثیف به چنین اعمال جنون آمیز و جنایتکارانه ی نسبت به شهروندان و همنوعان خود رفتار مینمایند سزاوار شدیدترین مجازاتها هستند". بنظر من چنانچه  ضرورت توسل به این امر بدیهی زندگی مبارزاتی و مقابله با حاکمیت اسلامی، و شناخت عینی تر ازهزینه بسیار سنگینی که حتی با دستان خالی و صدای بی صدائی هم متحمل شده ایم میتوانست به درک و سیاست و امر واقعی جامعه و احزاب سیاسی از جمله احزاب چپ و سوسیالیست تبدیل میشد اکنون شاید سالها بود که شاهد حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی نمیبودیم. میخواهم تاکید کنم که ما با کسانی که همچنان در روئیای خود فریبی مبارزه "مسالمت آمیز" و اصلاحات" و اینکه انشاالله روزی سران رژیم دو دستی حکومتشان را تقدیم "مردم" میکنند بسر میبرند بحث و جدلی در این باره نداریم، بلکه علیه آنها هستیم همچنانکه علیه جمهوری اسلامی هستیم که افکار آنها را نیز نه این شکل مهندسی کرده است.

در عین حال این فراخوان به معنی شروع بلاواسطه "مبارزه مسلحانه" آنهم از نوع سنتهای شکست خورده، ملی و خلقی و مذهبی رایج تاکنونی احزاب اپوزسیون در ایران نیست، ما از یک مقاومت متحد توده ای و میلیتانت متکی به خود و جنبش گسترده اجتماعی علیه سیستم سرکوب و در محل کار و زیست صحبت میکنیم. سیاست بسیار عملی، واقعی، و ممکن است به شرطی که این ضرورت به گوش همه برسد و فعالین جدی و سازمانده در این زمینه به میدان بیایند. بزرگترین مانع ممکن است فضای تحمیلی یاس و ترس و انتظار و عدم اعتماد به خود باشد که به واسطه جمهوری اسلامی، دولت امریکا، اپوزسیون مرتجع بوژوازی اعم از شونیستها و ناسیونالیستها و مذهبی ها در این همه سال به بخش زیادی از مردم حقنه کرده اند.  

اینکه پرسش کرده اید در این مرحله چه جایگاهی دارد در توضیحات فوق بر ضرورت آن مبارزه و جایگاه در همه طول عمر ننگین جمهوری اسلامی تاکید داشته و تاکید کردیم که امروز بطریق اولی این ضرورت صد چندان شده است. اوضاع بحرانی و فضای اعتراض و تحولات سیاسی در ایران، در کنار گسترش اعتراضات کارگری شاهد گسترش بیرحمانه تر دامنه سرکوب و وحشیگری بیشتر این رژیم به ویژه علیه طبقه کارگر هستیم، و  همچنین در بعد منطقه ای و سراسری عروج انواع دستجات مسلح اپوزسیون و کپی شده خود جمهوری اسلامی، و حتی خطر شروع جنگ دیگر به بهانه "هسته" ای، و... همه این عوامل  از ما میخواهد که باید جامعه خودش اقدام کند، فرشتهای نجات اعلام شده همه سم و ضد انقلابی اند. تنها باید به خود و جنبش و سوسیالیسم و مبارزه آزادیخواهنه خود در همه نقاط کشور متکی باشیم و امید ببندیم. در همه ابعاد مبارزه از جمله در شکل سازمان توده ای واحدهای مقاومت انقلابی که سنگ بنای اولیه مقابله متحد میلیتانت، مسلح و غیر مسلح، با ارتجاع مسلح و سرکوبگر میتواند باشد. چنین سیاست و اقدامات سازمانیافته ی لازم داریم پیش از آنکه بازیگران دیگر بورژوازی وارد صحنه تعین تکلیف ها به روشهای ارتجاعی و فریبکارانه خود شوند، آنزمان دیگر بسیار دیگر و تحقق آزادی و برابری که دنبالش هستیم دشوارتر و پرهزینه تر خواهد بود.

 برای رفع همه این مخاطرات، برای دفاع از امنیت خود، و برای امر سرنگونی فوری جمهوری اسلامی با یک استراتژی انقلابی و سوسیالیستی، که تنها راه نجات جامعه ایران نه تنها از چنگ جنایتکارانه جمهوری اسلامی که از دست انواع مخاطرات جدی مشابه در دوره پیش  رویمان است باید متکی و متحد شد و به میدان آمد. بدین ترتیب پاسخ من به بخش دوم پرسشتان، مبنی بر اینکه آیا این سیاست استراتژی درستی است؟  ضمن یاد آوری وجه مهم سیاست و استراتژی مبارزاتی جنبش ما، که در پارگراف اول متن فراخوان ایجاد "واحدهای مقاومت انقلابی" نیز آمده، پاسخ من کاملا مثبت است. این سیاست خود  یک اهرم قدرتمند و مثبت در راستایی خدمت به رکن اصلی مبارزه سیاسی،اقتصادی و کارگری در شکل اعتصاب و اعتراض و قیام میلیونی و سراسری از جمله در مراکز کارگری، به هدف تامین ملزومات همه جانب سرنگونی نظام حاکم سرمایه داری و کلیت جمهوری اسلامی باید مورد توجه قرار بگیرد.

بنظرم تمام آنهای که  آگاهانه مخالف چنین طرح و سیاستی هستند، از "چپ" تا راست، از دولت مرکزی تا احزاب بورژوائی، از ترامپ تا دولتهای جنایتکار حاکم به کشورهای منطقه  که همواره از قیام و انقلاب کارگری و توده ای و همچنین از شکل گیری میلیس توده ای مسلح انقلابی وحشت دارند، از عروج قهر انقلابی طبقه ستم دیدگان و سرنگونی خود توسط اکثریت جامعه ی و طبقه کارگری که صاحب احزاب و سیاست و رهبران سوسیالیست و انقلابی و مسئول وهمواره وحشت داشته اند و مانع شکل گیری آن بوده اند، عملا به بقای استبداد نوع جمهوری اسلامی خدمت میکنند.

 نه فقط سرنگونی همه ارکان دولت مستبد و جانی و مقاومت سر سختانه آنها و دستجات مختلف بورژوائی بلکه نفس امر سرنگونی چنین دولتی، مادام که نمیخواهیم سناریوهای ناکام پیشین را تکرار کنیم، و به ویژه برای استقرار آلترناتیو انقلابی و شورائی و سوسیالیستی و دفاع از آن تلاش میکنیم، علاوه بر ارکان مهم مبارزه طبقاتی مانند تشکل کارگری و توده ای و تحزب و خود آگاهی صفوف طبقه و هوشیاری جامعه تشنه آزادی و برابری، خود سازماندهی بخشهای از همین جامعه در سازمانهای مقاومت توده ای و انقلابی جه برای عقب نشینی به اوباش سرکوبگر در مبارزات جاری و چه  برای آماده سازی برای تحولات بزرگتر و سرنگونی کلیت سیستم یک ضرورت غیر قابل چشم پوشی کردن و یک رکن اساسی شرط چنین پیروزی را تعریف و تضمین میکند.

به عبارت دیگر بدون چنین آمادگی پیروزی کارگر و صف آزادیخواهان در مقابل این همه هیولای وحشی و مسلح  که برای حراست از نظام و طبقه و مناسبات حاکم بورژوائی اجیر شده اند و دست به ماشه هستند، غیر ممکن است. از قیام ٥٧ ایران تا خیزشهای که به بهار عربی مشهور شد و تا اعتراضات هر روزه شهروندان علیه حاکمیت و استبداد و فساد و جنایت به ویژه در ایران و عراق و ترکیه و سوریه و یمن و غیره همه گواه بر وجود چنین خلا بزرگی از سوی طبقه کارگر، کمونیستها و آزادیخواهان آن جوامع و مردمی که برای آزادی و برابری و امنیت و رفاه خود چندین دهه و چند قرن است سرکوب می شوند و قربانی می دهند اما همچنان سرکوب شده و بی حقوق باقی مانده است. اما ما میتوانیم در کنار تلاش بیوقفه برای  متحزب شدن و ایجاد فوری تشکل یابی کارگری و توده ای، و در کنار تامین صف مستقل جنبش و سیاست و رهبری مترقی و سوسیالیستی مان باید متوجه شده باشیم بدون برخورداری از اهرم دیگری که ابزار قدرت و مقابله مستقیم تر ما را علیه افسارگسیختگی و تروریسم و سرکوبگری حاکمیت و مرتجعینی که در برخورد به کوچکترین حرکت اعتراضی جامعه را در خود سازمان میدهد، امکان پیشروی علیه جمهوری اسلامی و مهمتر در تحولات پروسه سرنگونی و بعداز آن اگر کاملا غیر ممکن نباشد بسیار بسیار دشوار و پرهزینه تر خواهد بود.

 برای این امر مهم  دوباره فراخوان خود را تکرار میکنیم:" ضرورت ایجاد واحدهای مقاومت انقلابی و مجازات سرکوبگران در سراسر کشور،مجازات اوباش سرکوبگر جمهوری اسلامی یک ضرورت سیاسی و یک اقدام انقلابی است، کارگران، جوانان، آزادیخواهان در هر جای هستید واحدهای مقاومت انقلابی تشکیل بدهید"

(این گفتگو توسط تینا خلیفه ای و از جانب نشریه سوسیالیسم امروز صورت گرفت)

منبع: شماره ١١٠ نشریه سوسیالیسم امروز

 

١٥ مهر ١٣٩٨/ ٧ اکتبر ٢٠١٩

گفتگو با سلام زیجی در باره ایجاد  واحدهای مقاومت انقلابی در ایران

سوسیالیسم امروز: سلام زيجي شما اخیرا فراخوان پروژه ای را تحت عنوان ایجاد "واحدهای مقاومت انقلابی" علیه جمهوری اسلامی اعلام کرده اید. این پروژه را به منظور کمک به مبارزه و مقاومت مردم و به هدف مقابله با عوامل سرکوب و جنایت ومشخصا علیه سركوبگران اعتراضات  و اعتصابات کارگری و توده ای اعلام شده است. این فراخوان در اين وهله ي زماني چه جایگاهی دارد؟، و آیا به نظر شما اين رويكرد ميتواند استراتژي صحيحي در رابطه با مقابله با جمهوری اسلامی در رابطه با سركوب جامعه و اعتراضات توسط این رژیم باشد؟

سلام زیجی: درباره این موضوع در روزهای آینده برنامه زنده ای در شبکه های اجتماعی خواهیم داشت و در آنجا بطور جامعتری به پرسشهای شما و دیگر جوانب این فراخوان خواهیم پرداخت، همینجا علاقمندان را به شرکت در آن فرامیخوانم. ازاینرو با اجازه شما و خوانندگان گرامی در اینجا بسیار فشرده به پرسش شما پاسخ خواهم داد.

حرف اول من برای اینکه بتوان چنین فراخوان و ضرورت شکل دادن به این نوع مبارزه  را نیز بدرستی درک نمود این است که بدوا باید متوجه شد ما در چه کشوری هستیم، برای مقابله با کدام نظام حاکم چنین مبارزه ای را لازم می دانیم، و با چه سیستم وحشی چهل سال است مواجه هستیم که هر روز زندگی صدها و هزارها انسان زیرچکمه چنین استبداد مذهبی و شونیستی دارد له میشود. چهل سال تجربه کردن کافی است برای حداقل درک و درایت سیاسی این موضوع ساده که با جمهوری جنون و خون جمهوری اسلامی در ایران صرفا با اعتراض و اعتصاب و آن هم "خشونت گریز" نتواسته و نخواهیم توانست مقابله کنیم. هر نیرو و فردی از زاویه "مبارزه مدنی"  ضرورت "خشونت گریزی" هنوز هم از من و شما میخواهد بایک نظام سرتا پا جنایتکار و منشا خشونت و خونریزی و کشتار و شکنجه و تجاوز و شلاق و عامل صدها هزار اعدام و جنایتهای بیشمار دیگر همچنان باید  فقط "مبارزه سیاسی و مدنی و اصلاح طلبانه و... کنیم" توصیه  میکنند، بخواهند یا نخواهند این نوع نصایح های "عالمانه" و فلسفه بافی های بورژوامابانه شان در خدمت به بقای رژیم اسلامی و در تائید  عملکرد این نظام و  یا حداقل گویایی بی تفاوتی شان به نابودی صدها هزار انسان به دست چنین نظامی میباشد.

در بخشی از آن فراخوان گفته ایم: "کسانی که اعتراض و  اعتصاب و مطالبه حق طلبانه کارگر و زن و جوان و مردم آزادیخواه را با تجاوز و باطوم و تفنگ و قمه و شکنجه و ترور جواب میدهند بایداز جانب جامعه پاسخ درخورتری بگیرند.آنهای که به دستور یکی از فاشیستی ترین و قاتل ترین دولتهای فاسد جهان امروز سرمایه داری، و بنا به" قوانین"دوران وحوش، و بخاطر مقداری پول کثیف به چنین اعمال جنون آمیز و جنایتکارانه ی نسبت به شهروندان و همنوعان خود رفتار مینمایند سزاوار شدیدترین مجازاتها هستند". بنظر من چنانچه  ضرورت توسل به این امر بدیهی زندگی مبارزاتی و مقابله با حاکمیت اسلامی، و شناخت عینی تر ازهزینه بسیار سنگینی که حتی با دستان خالی و صدای بی صدائی هم متحمل شده ایم میتوانست به درک و سیاست و امر واقعی جامعه و احزاب سیاسی از جمله احزاب چپ و سوسیالیست تبدیل میشد اکنون شاید سالها بود که شاهد حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی نمیبودیم. میخواهم تاکید کنم که ما با کسانی که همچنان در روئیای خود فریبی مبارزه "مسالمت آمیز" و اصلاحات" و اینکه انشاالله روزی سران رژیم دو دستی حکومتشان را تقدیم "مردم" میکنند بسر میبرند بحث و جدلی در این باره نداریم، بلکه علیه آنها هستیم همچنانکه علیه جمهوری اسلامی هستیم که افکار آنها را نیز نه این شکل مهندسی کرده است.

در عین حال این فراخوان به معنی شروع بلاواسطه "مبارزه مسلحانه" آنهم از نوع سنتهای شکست خورده، ملی و خلقی و مذهبی رایج تاکنونی احزاب اپوزسیون در ایران نیست، ما از یک مقاومت متحد توده ای و میلیتانت متکی به خود و جنبش گسترده اجتماعی علیه سیستم سرکوب و در محل کار و زیست صحبت میکنیم. سیاست بسیار عملی، واقعی، و ممکن است به شرطی که این ضرورت به گوش همه برسد و فعالین جدی و سازمانده در این زمینه به میدان بیایند. بزرگترین مانع ممکن است فضای تحمیلی یاس و ترس و انتظار و عدم اعتماد به خود باشد که به واسطه جمهوری اسلامی، دولت امریکا، اپوزسیون مرتجع بوژوازی اعم از شونیستها و ناسیونالیستها و مذهبی ها در این همه سال به بخش زیادی از مردم حقنه کرده اند.

اینکه پرسش کرده اید در این مرحله چه جایگاهی دارد در توضیحات فوق بر ضرورت آن مبارزه و جایگاه در همه طول عمر ننگین جمهوری اسلامی تاکید داشته و تاکید کردیم که امروز بطریق اولی این ضرورت صد چندان شده است. اوضاع بحرانی و فضای اعتراض و تحولات سیاسی در ایران، در کنار گسترش اعتراضات کارگری شاهد گسترش بیرحمانه تر دامنه سرکوب و وحشیگری بیشتر این رژیم به ویژه علیه طبقه کارگر هستیم، و  همچنین در بعد منطقه ای و سراسری عروج انواع دستجات مسلح اپوزسیون و کپی شده خود جمهوری اسلامی، و حتی خطر شروع جنگ دیگر به بهانه "هسته" ای، و... همه این عوامل  از ما میخواهد که باید جامعه خودش اقدام کند، فرشتهای نجات اعلام شده همه سم و ضد انقلابی اند. تنها باید به خود و جنبش و سوسیالیسم و مبارزه آزادیخواهنه خود در همه نقاط کشور متکی باشیم و امید ببندیم. در همه ابعاد مبارزه از جمله در شکل سازمان توده ای واحدهای مقاومت انقلابی که سنگ بنای اولیه مقابله متحد میلیتانت، مسلح و غیر مسلح، با ارتجاع مسلح و سرکوبگر میتواند باشد. چنین سیاست و اقدامات سازمانیافته ی لازم داریم پیش از آنکه بازیگران دیگر بورژوازی وارد صحنه تعین تکلیف ها به روشهای ارتجاعی و فریبکارانه خود شوند، آنزمان دیگر بسیار دیگر و تحقق آزادی و برابری که دنبالش هستیم دشوارتر و پرهزینه تر خواهد بود.

برای رفع همه این مخاطرات، برای دفاع از امنیت خود، و برای امر سرنگونی فوری جمهوری اسلامی با یک استراتژی انقلابی و سوسیالیستی، که تنها راه نجات جامعه ایران نه تنها از چنگ جنایتکارانه جمهوری اسلامی که از دست انواع مخاطرات جدی مشابه در دوره پیش رویمان است باید متکی و متحد شد و به میدان آمد. بدین ترتیب پاسخ من به بخش دوم پرسشتان، مبنی بر اینکه آیا این سیاست استراتژی درستی است؟  ضمن یاد آوری وجه مهم سیاست و استراتژی مبارزاتی جنبش ما، که در پارگراف اول متن فراخوان ایجاد "واحدهای مقاومت انقلابی" نیز آمده، پاسخ من کاملا مثبت است. این سیاست خود یک اهرم قدرتمند و مثبت در راستایی خدمت به رکن اصلی مبارزه سیاسی،اقتصادی و کارگری در شکل اعتصاب و اعتراض و قیام میلیونی و سراسری از جمله در مراکز کارگری، به هدف تامین ملزومات همه جانب سرنگونی نظام حاکم سرمایه داری و کلیت جمهوری اسلامی باید مورد توجه قرار بگیرد.

بنظرم تمام آنهای که  آگاهانه مخالف چنین طرح و سیاستی هستند، از "چپ" تا راست، از دولت مرکزی تا احزاب بورژوائی، از ترامپ تا دولتهای جنایتکار حاکم به کشورهای منطقه که همواره از قیام و انقلاب کارگری و توده ای و همچنین از شکل گیری میلیس توده ای مسلح انقلابی وحشت دارند، از عروج قهر انقلابی طبقه ستم دیدگان و سرنگونی خود توسط اکثریت جامعه ی و طبقه کارگری که صاحب احزاب و سیاست و رهبران سوسیالیست و انقلابی و مسئول وهمواره وحشت داشته اند و مانع شکل گیری آن بوده اند، عملا به بقای استبداد نوع جمهوری اسلامی خدمت میکنند.

نه فقط سرنگونی همه ارکان دولت مستبد و جانی و مقاومت سر سختانه آنها و دستجات مختلف بورژوائی بلکه نفس امر سرنگونی چنین دولتی، مادام که نمیخواهیم سناریوهای ناکام پیشین را تکرار کنیم، و به ویژه برای استقرار آلترناتیو انقلابی و شورائی و سوسیالیستی و دفاع از آن تلاش میکنیم، علاوه بر ارکان مهم مبارزه طبقاتی مانند تشکل کارگری و توده ای و تحزب و خود آگاهی صفوف طبقه و هوشیاری جامعه تشنه آزادی و برابری، خود سازماندهی بخشهای از همین جامعه در سازمانهای مقاومت توده ای و انقلابی جه برای عقب نشینی به اوباش سرکوبگر در مبارزات جاری و چه  برای آماده سازی برای تحولات بزرگتر و سرنگونی کلیت سیستم یک ضرورت غیر قابل چشم پوشی کردن و یک رکن اساسی شرط چنین پیروزی را تعریف و تضمین میکند.

به عبارت دیگر بدون چنین آمادگی پیروزی کارگر و صف آزادیخواهان در مقابل این همه هیولای وحشی و مسلح  که برای حراست از نظام و طبقه و مناسبات حاکم بورژوائی اجیر شده اند و دست به ماشه هستند، غیر ممکن است. از قیام ٥٧ ایران تا خیزشهای که به بهار عربی مشهور شد و تا اعتراضات هر روزه شهروندان علیه حاکمیت و استبداد و فساد و جنایت به ویژه در ایران و عراق و ترکیه و سوریه و یمن و غیره همه گواه بر وجود چنین خلا بزرگی از سوی طبقه کارگر، کمونیستها و آزادیخواهان آن جوامع و مردمی که برای آزادی و برابری و امنیت و رفاه خود چندین دهه و چند قرن است سرکوب می شوند و قربانی می دهند اما همچنان سرکوب شده و بی حقوق باقی مانده است. اما ما میتوانیم در کنار تلاش بیوقفه برای  متحزب شدن و ایجاد فوری تشکل یابی کارگری و توده ای، و در کنار تامین صف مستقل جنبش و سیاست و رهبری مترقی و سوسیالیستی مان باید متوجه شده باشیم بدون برخورداری از اهرم دیگری که ابزار قدرت و مقابله مستقیم تر ما را علیه افسارگسیختگی و تروریسم و سرکوبگری حاکمیت و مرتجعینی که در برخورد به کوچکترین حرکت اعتراضی جامعه را در خود سازمان میدهد، امکان پیشروی علیه جمهوری اسلامی و مهمتر در تحولات پروسه سرنگونی و بعداز آن اگر کاملا غیر ممکن نباشد بسیار بسیار دشوار و پرهزینه تر خواهد بود.

برای این امر مهم دوباره فراخوان خود را تکرار میکنیم:" ضرورت ایجاد واحدهای مقاومت انقلابی و مجازات سرکوبگران در سراسر کشور،مجازات اوباش سرکوبگر جمهوری اسلامی یک ضرورت سیاسی و یک اقدام انقلابی است، کارگران، جوانان، آزادیخواهان در هر جای هستید واحدهای مقاومت انقلابی تشکیل بدهید"

(این گفتگو توسط تینا خلیفه ای و از جانب نشریه سوسیالیسم امروز صورت گرفت)

منبع: شماره ١١٠ نشریه سوسیالیسم امروز

١٥ مهر ١٣٩٨/ ٧ اکتبر ٢٠١٩

 
 

 

 

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت