.
پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۸.
امروز:
Oct 17 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

پنج شنبه, 21 شهریور 1398 ساعت 01:52

اخبار و گزارشات کارگری 19/18/17 شهریور ماه

اخبار و گزارشات کارگری 19 شهریور ماه 1398

«با اتحاد پیروز میشویم، با افتراق شکست میخوریم»

بازداشتی های مراسم روز جهانی کارگر آزاد باید گردند

- چرایی محکومیت 86 نفراز اهالی شهربلداجی به تحمل 30 ضربه شلاق و4 ماه زندان

- انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه :

نسبت به صدور احکام علیه فعالین کارگری وسیعا به اعتراض برخیزیم

- سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه:احکام منصفانه!؟

- اطلاعیه مسئول بخش خاورمیانه و شمال آفریقا سازمان عفو بین الملل درباره احکام زندان وشلاق برای روزنامه نگاران وفعالین کارگری

- پلاتفرم سندیکاهای کارگری سوئد-ایران:

تصیمات باور نکردنی اخیر قوه قضائی و دادگاه های انقلاب اسلامی علیه فعالین این اعتصابات و اعتراضات، جوامع جهانی را نیز در شوک فرو برده است

*محکومیت 86 نفراز اهالی شهربلداجی به تحمل 30 ضربه شلاق و4 ماه زندان

شعبه 101دادگاه کیفری شماره دو شهرستان بروجن در استان چهارمحال بختیاری86 نفراز اهالی شهربلداجی را به تحمل 30 ضربه شلاق و4 ماه زندان محکوم کرد.

چرایی محکومیت 86 نفراز اهالی شهربلداجی؟

سه شنبه 29 تیر ماه 1395:

حمله به تجمع اهالی شهربلداجی در اعتراض به انتقال آب سبزه کوه یک کشته و30زخمی برجاگذاشت و15نفر بازداشت شدند

اهالی شهر بلداجی در اعتراض به انتقال آب سبزه کوه به منطقه بروجن و سفید دشت تجمع کردند.

خبر ها از حمله نیروهای انتظامی به تجمع کنندگان وکشته وزخمی شدن سی ویکنفر وهمچنین بازداشت15نفرحکایت دارد.

لینک فیلم تجمع :

http://cdn.yjc.ir/files/fa/news/1395/4/29/4861667_839.mp4

بنا به گزارشات رسانه ای شده،جمعی از اهالی شهر بلداجی با تجمع در محل انتقال آب سد چغاخور به دشت سفید دشت خواستار لغو این پروژه شده اند .

طبق مصاحبه های صورت گرفته با برخی از مسئولین و اهالی مردم در روزهای گذشته  این پروژه در زمان استاندار قبل و بدون هماهنگی با مسؤولان و مردم شهر بلداجی صورت گرفته که نارضایتی کشاورزان را به همراه داشته است.

بنابراین از همان روزهای نخست تصویب این پروژه که با اعتراضات شدید مردمی همراه بوده است و دیده ها و شنیده ها حاکی از این است  مسؤولان به هیچ وجه نگران کمبود آب کشاورزان نیستند.

بر اساس گزارش های واصله، اخیراً استاندار بصورت غیر رسمی و بدون اطلاع مسئولین شهر بلداجی به این بخش آمده وکلنگ طرح انتقال آب از سد چغاخور به صنایع دشت سفیددشت را زده است.

در حال حاضر تصاویر پخش شده در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی خبر از تجمع اعتراض آمیز مردم و درگیری های شدید را می دهد تا نگذارند این پروژه عملیاتی شود.

خاطر نشان می شود که دلیل اصلی و منشا بروز درگیری های امروز شهر بلداجی به سال ۱۳۸۶ و زمانی باز می گردد که مسئولان ارشد دولت نهم ظاهرا بدون انجام کار کارشناسی و مطالعات میدانی تصمیم به احداث یک مجتمع فولاد در شهر سفید دشت از توابع شهرستان بروجن را صادر کردند.

عملیات احداث این مجتمع فولاد در سال ۱۳۸۶ و در زمینی به مساحت ۲۵۰ هکتار در حالی که برای منابع آب آن فکر اساسی نشده بود آغاز شد. با این وجود عمر دولت نهم و دهم به افتتاح عملیاتی این مجتمع کفاف نداد و در دولت یازدهم نیز مراحل ساخت این پروژه ادامه یافت.

این مجتمع فولاد در حالی قرار است با مشارکت ۶۵% فولاد مبارکه اصفهان و ۳۵% سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران ساخته و راه اندازی شود که در بحث تامین منابع با مشکل مواجه است و برای تامین آب مورد نیازمند آب سایر مناطق استان است.

با توجه به همین مشکل مهم و حیاتی یعنی نبود منابع آب کافی برای آغاز به کار مجتمع فولاد مسئولین تصمیم گرفتند تا برای رفع این مشکل اساسی اقدام به انتقال آب از منطقه بلداجی (یکی دیگر از شهرهای شهرستان بروجن) به محل مجتمع فولاد سفید دشت را گرفتند.

شهر بلداجی از توابع شهرستان بروجن بوده و در60کیلومتری مرکز استان چهارمحال و بختیاری واقع شده است.

چهارشنبه 30تیرماه 1395:

180 مجروح در حادثه اعتراض به انتقال آب از بلداجی

سرپرست عملیات سازمان امدادو نجات هلال احمر گفت: روز گذشته 180 نفر به علت درگیری های شهرستان بلداجی مجروح شدند که تعدادی از آنها به مراکز درمانی منتقل شدند.

*انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه :

نسبت به صدور احکام علیه فعالین کارگری وسیعا به اعتراض برخیزیم

طی یک سال گذشته و بعد از اعتصابات و اعتراضات قدرتمند و با شکوه کارگران هفت تپه و فولاد خوزستان در سطح خیابان های شهرها، دستگاه های سرکوب حاکمیت دست به سرکوب و مقابله همه جانبه و کم سابقه‌ای طی حداقل ده سال اخیر زده و تمام تقلایشان را برای کاستن از فشار قدرتمند و رو به انسجام و ایجاد همبستگی بیشتر جنبش کارگری بکار گرفته اند تا بلکه مجال یافتن فرجی هر چند کوتاه و اندک جهت جلوگیری از وارد آمدن ضربات کوبنده طبقه کارگر بر پیکره سیستم مدافع چپاول و دزدی از اموال و ثروت های اجتماعی یابند.

بازداشت طولانی مدت کارگران و فعالین مرتبط با هفت تپه، بازداشت بیش از 50 نفر در جریان مراسم روز جهانی کارگر در مقابل مجلس، بازداشت تعداد زیادی از فعالین کارگری و زنان و اخیرا احضار ده ها نفر از کارگران فولاد و محاکمه و صدور احکام شنیع و قرون وسطایی شلاق و زندان های طویل المدت، تقلای بی حاصل حاکمیت برای پاسخ به شرایط بحرانی خود می باشد.

عبث بودن سرکوبگری های شدید در به عقب راندن جنبش کارگری و همچنین دیگر جنبش های اعتراضی را باید در ادامه بی وقفه اعتصابات کارگری و از جمله قدرت نمایی کارگران هپکو در سطح خیابان و حمایت با شکوه کارگران آذر آب اراک از هپکو درست در زمانی که بازداشت شدگان هفت‌تپه و روز جهانی کارگر همچنان زیر فشار قرار داده شده و در دادگاه های فرمایشی محاکمه و به حبس های طولانی محکوم می کنند، دید که یادآور اعتصابات و تظاهرات های سال گذشته هفت‌تپه و فولاد است.

و باز هم بی حاصل بودن تلاش سرکوبگرانه دستگاه های در مایوس نمودن طبقه کارگر و رهبرانش در ادامه مبارزات را باید در مبارزات فعالین و رهبران بازداشت شده اش در زندانها دید که زیر شدید ترین فشارها با اعتصابات و اعتراضات و ارسال پیام هایشان به هم طبقه ای های خود در بیرون از زندان، تسلیم ناپذیری کل طبقه کارگر را فریاد می زنند. باید در پیام های اسماعیل بخشی و امیر حسین محمدی فرد درست بعد از دریافت احکام سنگینشان دید که همچنان با اراده و مصمم بر ادامه مبارزه تاکید می ورزند.

همین نمونه ها از مبارزات و فضای اعتراضی توده ای، علی رغم این همه فشار، سرکوب، احضار، بازداشت و صدور احکام سنگین کافی است که عمیقا باور داشت، سرکوب، حتی با شدیدترین و حجیم ترین درجه اش، دیگر کارآیی ندارد.

اما نباید اجازه داد که بازداشت های گسترده و صدور احکام سنگین، ذره ای از سرعت توفنده مبارزات توده ای و در مرکز آن مبارزات کارگری را بکاهد.

باید متحدانه و قدرتمند با خواست لغو کلیه احکام صادره اخیر و آزادی بی قید و شرط کلیه کارگران زندانی و زندانیان سیاسی، با به راه انداختن اعتراضات به هر شیوه ممکن در سراسر ایران و جهان سیاست ها و اعمال سرکوبگرانه را بیشتر از پیش خنثی کرد.

انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه

18/6/1398

*سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه:احکام منصفانه!؟

بعد از اعلام احکام بغایت ظالمانه علیه اسماعیل بخشی، محمد حنیفر، سپیده قلیان، عسل محمدی، ساناز الهیاری،امیر امیرقلی، امیر حسین محمدی، یکی از مسئولین با ایفای نقش آدم"خوبه" ادعا داشته است که باید احکام منصفانه باشد.

(توضیح اینکه پرونده علی نجاتی همچنان مفتوح می باشد)

1-احکام منصفانه برای کارگران و مدافعان جنبش کارگری، کم کردن احکام صادره نیست! بلکه باید تمام کارگران و مدافعان جنبش کارگری سریعا از زندان آزاد شوند.

2-باید از تمام کارگران و مدافعان جنبش کارگری که مورد محاکمه قرار گرفته اند، در رسانه های عمومی ایران از این عزیزان و خانواده های آنان، معذرت خواهی بعمل آید.

3-باید تمام بازداشت شدگان، به محل کار و تحصیل باز گردند و تمام‌ خسارت (مادی و معنوی ) وارده تا کنونی، به این عزیران بازگرداننده شود.

4-کسی نباید اجازه داشته باشد که کارگران و مدافعان جنبش کارگری را به دلیل دفاع از مطالبات به حق خود مورد تهدید و زندان قرار دهند.

ما تولید کنندگان تمام نعمات مادی هستیم.

توان و قدرت طبقه کارگر را دست کم‌ نگیرد.

خواست و‌مطالبه نان کارآزادی   که خواست فوری ماست، را عملی کنید.

سه شنبه ۱۹ شهریور ۹۸

*اطلاعیه مسئول بخش خاورمیانه و شمال آفریقا سازمان عفو بین الملل درباره احکام زندان وشلاق برای روزنامه نگاران وفعالین کارگری

فیلیپ لوتر مسئول بخش خاورمیانه و شمال آفریقا سازمان عفو بین الملل طی اطلاعیه ای بتاریخ 9سپتامبر2019ضمن ظالمانه وبی عدالتی شرم آورخواندن صدور احکام زندان وشلاق برای روزنامه نگاران وفعالین کارگری خواهان لغو این احکام ناعادلانه وآزادی قوری وبی قید و شرطشان شد.

لینک اطلاعیه بزبان انگلیسی:

https://www.amnesty.org/en/latest/news/2019/09/iran-prison-and-flogging-sentences-for-seven-journalists-and-activists-disgraceful-injustice/

*پلاتفرم سندیکاهای کارگری سوئد-ایران:

تصیمات باور نکردنی اخیر قوه قضائی و دادگاه های انقلاب اسلامی علیه فعالین این اعتصابات و اعتراضات، جوامع جهانی را نیز در شوک فرو برده است

جمهوری اسلامی ایران که بر اثر اعتراضات و اعتصابات کارگری ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ، ﺍﺯ جمله ﻋﻠﯿﻪ ﺑﯿﮑﺎﺭﯼ. ﺗﻮﺭﻡ ،ﺭﺷﻮﻩ و ﻓﺴﺎﺩ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ،ﺧﺼﻮﺻﯽ ﺳﺎﺯﯼ ﺯﯾﺎﻥ ﺑﺎﺭ ﺑﺎ ﺻﺪﻭﺭ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﺳﻨﮕﯿﻦﺯﻧﺪﺍﻥ ، ﺷﮑﻨﺠﻪ و ﺑﮑﺎر گیری ﺭﻭﺵ ﺟﺰﺍﺋﯽ قرون وسطایی تلاشی بی حاصل در مهار کردن اعترضات و خواستهای بحق جامعه و کارگران در رابطه با تضمین شغلی و امنیت اجتماعی سعی در ایجاد ترس و ارعاب در جامعه را نمود.

ولی این روش برخورد رژیم بجای ترس و وحشت کارگران را بیشتر از هر زمان دیگر مصمم تر در تداوم اعتراضات شان نمود.

عکس العمل رژیم جمهوری اسلامی ایران در برخورد به ابتدائی ترین خواستهای اقشار گوناگون اجتماعی و کارگران تصمیم به تشدید روند برخورد و سرکوب در مهار کردن این اعتراضات بوده است.

تصیمات باور نکردنی اخیر قوه قضائی و دادگاه های انقلاب اسلامی علیه فعالین این اعتصابات و اعتراضات جوامع جهانی را نیز در شوک فرو برده است.

بسیار شوک آور و باور نکردنی است که برای کسی که رهبر اعتراض به حقوق معوقه کارگران است ۱۴ سال حبس تعزیری و برای کسی که اخبار مبارزات آنان را منعکس کرده است ۱۸ سال حبس تعزیری صادر شود. در بسیاری از کشورها برای جانیان و قاتلان نیز چنین حکم های سنگینی صادر نمی شود.

بنا به گزارش های مختلف از ایران دادگاه رسیدگی به پرونده فعالین کارگری هفت تپه برای اسماعیل بخشی حکم ۱۴ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق، برای محمد خنیفردیگر کارگر نیشکر هفت تپه حکم ۶ سال حبس تعزیری صادر کرده است. همچنین شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برای حامیان و منعکس کنندگان صدای اعتراض کارگران هفت تپه حکم ها سنگینی صادر کرده است. سپیده قلیان، ساناز الهیاری، عسل محمدی، امیر امیرقلی، و امیر حسین محمدی فرد هر کدام به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شده اند.

این در حالی است که قبل از این بیدادگاه ها، احکام سنگین دیگری علیه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر در تهران و فعالین سندیکای کارگران شرکت اتوبسرانی تهران و حومه صادر شده بود. عاطفه رنگریز: یازده سال و شش ماه حبس، ٧۴ ضربه شلاق، ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها، دستجات سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند. مرضیه امیری: ده سال و شش ماه حبس و ١۴٨ ضربه شلاق. نسرین جوادی: ٧ سال حبس، ٧۴ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها و دستجات سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت استفاده از گوشی هوشمند. حسن سعیدی پنج سال حبس، دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها و دستجات سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند. سید رسول طالب مقدم: دو سال حبس، دوسال تبعید، ٧۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها، دستجات سیاسی، اجتماعی و همچنین ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند. ندا ناجی نیز با وجود صدور قرار وثیقه پس از بیش از ۴ ماه همچنان در زندان اوین زندانی است.

بر خلاف وعده و وعید های وزای خارجه کشورهای اروپایی در ضمن سفر جواد ظریف و اعمال فشار برای رعایت حقوق بشردر ایران، جمهوری اسلامی ایران بیش از پیش در سرکوب فعالین کارگری و مدنی مصمم تر شده است و بر سیاست ارعاب، سرکوب و زندان خود شدت بخشیده است.

در مقابل تصمیم جمهوری اسلامی بر تداوم و شدت یابی سرکوب ها اعلام موضع و دادن اطلاعیه های حمایتی از طرف تشکل ها و اتحادیه های کارگری اگرچه ضروری است اما کفایت نمی کند. برای مقابل واقعی و عملی در مقبل این سیاست باید در ابعادی بین المللی به مقابل برخاست و حرکت و اعترضات وسیع تری را باید سازمان داد.

پلاتفرم سندیکاهای کارگری سوئد اقدامات معینی را در این رابطه در دستور قرار داده است و امیدوار است که اقدامات ضروری و عاجل در دستور کار سندیکاهای کارگری در کشورهای مختلف ودر سطح دبین المللی برای مقابله با این سرکوب ها قرار گیرد.

۹ سپتامبر ۲۰۱۹

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

  

 

اخبار و گزارشات کارگری 18 شهریور ماه 1398

«با اتحاد پیروز میشویم، با افتراق شکست میخوریم»

بازداشتی های مراسم روز جهانی کارگر آزاد باید گردند

- ادامه اعتراضات کارگران کارخانه آذرآب نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی و وعده های توخالی مسئولان با امضای طومار

- اعتراضات کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی راه آهن کشور نسبت به عدم اجرای طرح تجمیع و طرح طبقه‌بندی مشاغل وپرداخت نشدن بموقع حقوق ادامه دارد

- اعتراض رانندگان ماشین امداد و اتفاقات گاز استان فارس نسبت به پایمال شدن حق و حقوقشان

- سندیکای کارگران شرکت واحد صدور احکام قرون وسطایی شلاق، زندان و تبعید علیه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر را قویاً محکوم می کند

- سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران:از مبارزه دست نخواهیم کشید!

- «رنج نامه از " بیدادی" که بر کارگران و فرزندانشان میرود »

- بیانیه کانون نویسندگان ایران پیرامون احکام متهمان پرونده‌ی هفت تپه

- انتقال آرام زندی فعال کارگری به زندان مرکزی سنندج

- عدم رعیت اصول ایمنی کاراز جانب کارفرمایان دولتی وخصوصی وقربانی شدن کارگران:

1- جان باختن کارگرشهرداری منطقه 3اهواز حین کار براثر تصادف

2- جان باختن یک کارگر در خرم آباد براثر سقوط از ارتفاع

3- مرگ یک کارگرساختمانی درسنندج براثر ریزش دیوار

4 - جان باختن 5کارگر مقنی در روستای بردیسان اصفهان بر اثر گاز گرفتگی

5 - مرگ یک کارگر درمراغه براثر سقوط از ارتفاع

6 - جان باختن یک کارگر در کاشان زیر آوار دیوار

7 - کشته وزخمی شدن 2کارگردر حادثه انفجار معدن زغال سنگ چمستان

8 - مصدومیت شدید یک کارگر حین کار در تونل انرژی ششگلان تبریزدرپی

*ادامه اعتراضات کارگران کارخانه آذرآب نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی و وعده های توخالی مسئولان با امضای طومار

کارگران کارخانه آذرآب در ادامه اعتراضات دامنه دارشان نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی و وعده های توخالی مسئولان با امضای طوماری خواستار تعیین وضعیت سهامداری شرکت شدند.

براساس گزارش رسانه ای شده بتاریخ18شهریور، جمعی از کارگران کارخانه آذرآب که طی روزهای اخیر اعتراضاتی نسبت به بلاتکلیفی وضعیت سهامداری این شرکت داشتند، طی طوماری نسبت به واگذاری این کارخانه به شرکت کاوه مبدل ابراز نگرانی کردند.

کارگران کارخانه آذرآب با امضای این طومار دوخواسته خودرا بشرح زیر اعلام کردند:

1- دستور قاطع به عدم واگذاری آذرآب به کاوه مبدل و یا شرکت‌های مشابه و همچنین تکلیف به واگذاری آذرآب به شرکت مپنا و حل این مشکل یک بار برای همیشه

2- صدور دستور کناره‌گیری یکی از سهامداران که طی دو سال گذشته در آذرآب با وعده‌های دروغین عقد قراردادهای کاری باعث بیکاری بیش از 70 درصد کارگران شرکت،عدم پرداخت حقوق و حق بیمه، افزایش بدهی‌های سنگین شرکت، عدم بازگشت اموال غارت شده شرکت، استعفای کامل هیئت مدیره و مدیران عامل، به خطر انداختن امنیت شغلی بیش از 1600 کارگر و ایجاد مشکلات اجتماعی و اقتصادی، اقدام به فروش اموال و سهام شرکت به جای فعال‌سازی شرکت و خلق کار و تولید شدند.

*اعتراضات کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی راه آهن کشور نسبت به عدم اجرای طرح تجمیع و طرح طبقه‌بندی مشاغل وپرداخت نشدن بموقع حقوق ادامه دارد

روز دوشنبه 18شهریور برای باری دیگر، کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی راه آهن کشور اعتراضشان را نسبت به عدم اجرای طرح تجمیع و طرح طبقه‌بندی مشاغل وپرداخت نشدن بموقع حقوق،رسانه ای کردند.

کارگران نکهداری خط وابنیه فنی راه آهن که تعدادشان به حدود 7هزارنفر می رسد و تحت مسئولیت چندین شرکت پیمانکاری با حداقل حقوق و مزایا در نواحی و مناطق محروم کشور مشغول بکار

هستند.

جمعی از این کارگران معترض به خبرنگار رسانه ای گفتند: ما خواستار اجرای طرح تجمیع و قرارگیری کارگران نگهداری خط و ابنیه فنی راه آهن در این طرح هستیم و متاسفانه علیرغم درخواست‌های ما این طرح هنوز برای کارگران ابنیه فنی اجرایی نشده است. تجمیع کارگران پیمانکاری شرکت‌های مختلف موجب یکسان‌سازی شرایط کار می‌شود و نظارت و اجرای قانون را تسهیل می‌نماید.

آنها افزدودند:تعدادی از همکاران ما در سایر واحدهای راه آهن طرح تجمیع شده‌اند ولی علیرغم پیگیری‌های فراوان ما این طرح برای کارگران خطوط ابنیه فنی به اجرا درنیامده است.

این کارگران در ادامه گفتند:خواستار اجرای طرح طبقه‌بندی مشاغل هستند که طبق قانون باید در شرکت‌های دارای پرسنل بالای 50 نفر اجرایی شود.

*اعتراض رانندگان ماشین امداد و اتفاقات گاز استان فارس نسبت به پایمال شدن حق و حقوقشان

جمعی از رانندگان ماشین امداد و اتفاقات گاز استان فارس اعتراضشان را نسبت به تبعیض و ظلم هایی که در حقشان می شود رسانه ای کردند.

آنها طی نامه ای ازجمله نوشتند:

سه نفر بر روی ماشین امداد و اتفاقات گاز بصورت دو روز روزکار، دو روز شبکار و دو روز استراحت که مجموعا در ماه 240الی 252 ساعت کار میکنیم و در موارد کاری علاوه بر رانندگی کمک نیروی امدادی هم هستیم و کمک میکنیم.

دریافتی ماهیانه ما یک میلیون و 600 هزار تومان است و هیچ یک از مزایا اعم از اضافه کاری، شبکاری، تعطیل کاری، جمعه کاری، حق شیفت، حق مسکن، حق بن، حق اولاد، عیدی و پاداش، پاداش بهره وری، مرخصی، سنوات، ایاب ذهاب و ... به ما تعلق نمی گیرد.

پا به پای نیروهای امدادی که چهار نفر هستند و همه مزایا را دریافت می کنند شبانه روز کار میکنیم. رانندگان امداد و اتفاقات گاز در خود شهر شیراز این آیتم ها رو دریافت می کنند ولی به ما این مزایا رو نمیدهند.

همیشه شرمنده همسر و فرزندانمان هستیم، برای یک ماه هم که شده مسئولین خودشان را بجای ما بگذارند تا بدانند ما و خانواده هایمان چه زجر و سختی را تحمل میکنیم. حق و حقوق ما را پایمال می کنند ...

*سندیکای کارگران شرکت واحد صدور احکام قرون وسطایی شلاق، زندان و تبعید علیه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر را قویاً محکوم می کند

در اقدامی سرکوبگرانه و به‌جای پاسخ به مطالبات برحق کارگران، تجمع اعتراضی و برحق کارگران مقابل مجلس در روز جهانی کارگر (یازده اردیبهشت ٩٨) که در اعتراض به وضعیت افسار گسیخته‌ی معیشتی و اعتراض به فقر و فلاکت روزافزون برای کارگران برگزار شده بود، با یورش عوامل امنیتی به تجمع کارگران حدود پنجاه تن از شرکت کنندگان در این تجمع بازداشت شدند.

در میان بازداشت شدگان، هفت تن از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد به اسامی آقایان رضا شهابی، حسن سعیدی، سید رسول طالب مقدم، وحید فریدونی، ناصر محرم زاده، محمد اصلاغی و اسداله سلیمانی بودند. ازمیان بازداشت شدگان سندیکای کارگران شرکت واحد تهران:

آقای حسن سعیدی که پس از ٣٣ روز بازداشت موقت با قرار وثیقه‌ی سیصد و سی میلیون تومانی موقتا آزاد می باشد، در شعبه‌ی ٢٦ دادگاه انقلاب تهران به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور و اخلال در نظم عمومی به پنج سال زندان تعزیری و دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها و دستجات سیاسی و اجتماعی، همچنین ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند محکوم شده است. در ضمن در مورد اتهام اخلال در نظم عمومی پرونده ایشان برای محاکمه به دادگاه کیفری ارجاع شده است.

آقای سید رسول طالب مقدم دیگر عضو سندیکا که پس از ١١ روز بازداشت موقت با وثیقه ی دویست و پنجاه میلیون تومانی موقتا آزاد می باشد، در شعبه‌ی ٢٦ دادگاه انقلاب تهران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام و ایجاد اخلال در نظم عمومی به دو سال زندان تعزیری، دوسال تبعید، ٧۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها، دستجات سیاسی، اجتماعی همچنین ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند محکوم شده است.

از دیگر بازداشت شدگان روز جهانی کارگر:

خانم عاطفه رنگریز از حامیان حقوق کارگری با گذشت ۱۳۲ روز همچنان در زندان قرچک ورامین محبوس است. دادگاه برای ایشان وثیقه سنگین و غیر معمول دو میلیارد تومانی تعیین کرده است، با این وجود از پذیرش وثیقه و آزادی موقت ایشان ممانعت شده است. ایشان در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم عمومی، تمرد نسبت به مامورین دولتی به یازده سال و شش ماه زندان و ٧۴ ضربه شلاق محکوم شده است.

خانم مرضیه امیری، روزنامه نگار و حامی حقوق کارگری با گذشت ۱۳۲ روز همچنان در زندان اوین محبوس است. ایشان در شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب تهران به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام و اخلال در نظم و آسایش عمومی به ده سال و شش ماه زندان و ١۴٨ ضربه شلاق محکوم شده است.

خانم ندا ناجی که از حامیان حقوق کارگری می باشد، نیز با گذشت ۱۳۲ روز بازداشت، با وجود صدور قرار وثیقه اما از آزادی وی ممانعت می شود و بلاتکلیف در زندان اوین محبوس می باشد. اخیرا از ایشان مجددا باز جویی و تحقیقات صورت می گیرد.

خانم نسرین جوادی فعال کارگری که بعد از ٢٩ روز موقتا با قرار وثیقه از زندان آزاد شده است، به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور، اخلال در نظم عمومی، تبلیغ علیه نظام به ٧ سال زندان و ٧۴ ضربه شلاق و دوسال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها و دستجات سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت استفاده از گوشی هوشمند محکوم شده است.

علاوه بر نامبردگان، تعدادی از بازداشت شدگان در روز جهانی کارگر به احکام تعلیقی زندان و شلاق محکوم شده اند و تعداد دیگر نیز در نوبت محاکمه و یا صدور حکم قرار دارند و بدین ترتیب این موج سرکوب علیه کارگران و فعالین کارگری و حامیانشان در شکل های مختلف ادامه دارد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه احکام صادره علیه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر را قویاً محکوم می کند و نسبت به تداوم برخوردهای پلیسی، امنیتی، قضایی با اعتراضات برحق و بدیهی کارگران، معلمان، فعالین کارگری و حامیان آنها و منجمله روزنامه نگاران و دانشجویان هشدار می دهد و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر، همچنین کارگران، فعالین کارگری و معلمان زندانی در سراسر کشور و لغو احکام صادره و توقف محاکمه آنان می باشد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

۱۸ شهریور ۹۸

*سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران:از مبارزه دست نخواهیم کشید!

٤١ تن از کارگران فولاد اهواز به دادگاه احضار شدند. اینان کارگرانی هستند که به خصوصی سازی رانتخورانه، عقب افتادن دستمزدها و بسته شدن کارخانه اشان اعتراض کرده بودند. همچنین ٩ تن از کارگران هفت تپه به ٨ ماه حبس و ٣٠ ضربه شلاق محکوم شدند. اینان نیز به فروش کارخانه آن هم بدون ضابطه و غیرکارشناسی و عقب افتادن دستمزدهایشان معترض بودند.

این جدای از احکام سنگین صادره برای اسماعیل بخشی و علی نجاتی و جوانان دوستدار طبقه کارگر است که به بیش از ١١٠ سال زندان محکوم شدند و کارگرانی که در اول ماه مه امسال در تظاهرات روبروی مجلس دستگیر شده و آواره دادگاهها هستند.

هم زمانی کوفتن بر طبل مبارزه با فساد و فراگیرتر شدن فساد در بین مسوولین، با این احکامی که برای کارگران صادر می شود چیست؟؟ کارگرانی که برای باز نگه داشتن صنایع کشور و افشای رانتخواری مافیا قد علم کرده اند و باید « دستشان را بوسید » به شلاق و زندان های ١٨ ساله باید محکوم شوند؟ پیام این احکام برای کارگران چیست؟ جز اینکه حقوق عقب افتاده خود را طلب نکنید و گرسنگی بکشید تا در لواسان کاخ ها سر به فلک بکشد؟ جز اینکه مافیا باید صنایع کشور را ورشکسته کند تا آقازاده ها با خیالی آسوده به دلالی بپردازند و پورشه سوار شوند و کارگر هم حق اعتراض نداشته باشد و اگر اعتصاب کرد و معترض شد به ١٨ سال زندان محکوم شود؟

در احکام صادره برای کارگران و دوستدار طبقه کارگر قید شده است «اقدام علیه امنیت و تبلیغ علیه نظام» افشای غارتگران و به خطر انداختن امنیت مافیا و دزدی هایشان از کی تبلیغ علیه نظام شده است؟ آیا اسد بیگی ها نظام تلقی شده اند؟ فریاد کار، نان و قطع دست اختلاسگران امنیت چه کسانی را به مخاطره انداخته است؟

به نظر ما امنیت ملی رفاه کارگران است و توزیع درست ثروت، نه آقازاده های تن پرور. امنیت ملی ما هستیم که سینه امان سپر هر متجاوزی به خاک و عدالت انسانی است. امنیت ملی نان سر سفره هاست. امنیت ملی دربند کردن اختلاسگران است. امنیت ملی نبود کودکان کار و زن تن فروش است.

آقایان مسوولین، مبارزه باندی با فساد و مافیا کارساز نیست، باید زبان افشاگر کارگران را رساتر کرد. ریشه فساد در پنهان کاری و تاریکخانه هایی است که سندیکاهای کارگری برای شفافیت این تاریکخانه ها نورافکن اتحاد و اعتصاب را در دست گرفته اند. نپرداختن حقوق چند ماهه کارگران جز با همدستی مسوولین قانون گریز امکان پذیر نمی باشد.

اگر اسماعیل عبدی ها آزاد باشند مدرسه ها خصوصی نخواهد شد و آموزش رایگان همه گیر خواهد بود و آموزگاران از زندگی خوبی برخوردار خواهند شد. اسماعیل بخشی ها جز مبارزه با فساد و رفاه کارگر چیز دیگری نمی خواهند. کارگران هپکو و فولاد اهواز، آذرآب، ذوب آهن، ایران خودرو، صنایع نفت و پتروشیمی آیا خواسته ای جز توقف فروش کارخانه هایشان و قطع دست رانتخوران مافیایی دارند؟ بازنشستگانی که با سالها مرارت اندوخته ای گرد آورده اند تا سر پیری زندگی بی دغدغه داشته باشند باید معترض فروش اموالشان به دست مسوولین ناکارآمد باشند تا بانک رفاه شان را نفروشند.

این سیستم فساد پرور باید تغییر کند. کارگران از حق انسانی خود و منافع ملی اشان نخواهند گذشت و برای این پیکار ١٨ سال که هیچ، از بذل جان و جوانی اشان نیز دریغ نخواهند ورزید. برادران و خواهران کنشگر ما باید آزاد شوند تا جامعه روی سعادت ببیند.

تا پای جان از دوستان دربندمان حمایت کرده و مبارزه را ادامه خواهیم داد.

از فدراسیون جهانی ایندستریال می خواهیم با تمام توان همراه ما و یاران دربندمان باشند.

١٧/٦/١٣٩٨

*«رنج نامه از " بیدادی" که بر کارگران و فرزندانشان میرود »

دستگاه قضایی پس از ماهها بازداشت همراه با محدودیت های بسیار ناروا و خلاف قانون بازداشت شدگان، کارگران هفت تپه و دانشجویان هوادار و پشتیبان آنها و همچنین بازداشت‌شدگان مراسم اعتراضی روز جهانی کارگر در جلو مجلس شورای اسلامی، سلسله احکامی راصادر کردکه آخرین آنها به شرح زیر است :

اسماعیل بخشی 14 سال حبس

محمد حنیفر شش سال

سپیده قلیان، عسل محمدی ، ساناز الهیاری هر کدام 18 سال

امیر امیر قلی و امیر حسین محمدی فرد نیز هر کدام 18 سال

اینکه این احکام در دادگاه تجدید نظر تا چه میزان کاسته شود و یا تایید گردد موضوعی است که بسته به تاثیر و واکنش افکار عمومی می تواند دچار تغییر گردد اما از ناروایی نفس صدور چنین احکامی چیزی نمی کاهد.

گویا در سیستم امنیتی و قضایی کشور باوری معطوف براین است که با سرکوب و ارعاب، واقعیت ها تغییر می‌یابند و باترساندن مردم و به ویژه کارگران و فرزندان آنها موضوع این همه فشارهای اقتصادی، اجتماعی و تبعات روانی آن به سود نظم موجود تغییر می کند و بحران و مشکلات ناشی از آن در همه زمینه ها برطرف می‌گردد.

گویا این‌گونه می اندیشند که با آرام گرفتن فضای سیاسی وپایان یافتن اعتراضات کارگری و مردمی به زور و ناگزیر از سرکوب، می توان این کشتی نشسته به هامون را به دریا هدایت کرد .

فراموش کرده اند که طی چهاردهه این ناخدایان کشتی بوده اند که با سیاست های ناکارآمد و هدایت نادرست و بی برنامه اقتصادی، ایران را به خاکِ فلاکت نشانده اند !

فراموش کرده اند که در پی ادامه جنگی که میتوانست بعد از فتح خرمشهر پایان یابد، با گسترش و ادامه آن تا هشت سال زیر ساخت های کشور را نابود کرده اند و آخر الامر نیز بی هیچ دستاوردی به پایان جنگ رضایت دادند و این جنگ تنهامیلیون ها شهید و زحمی و جانباز و آسیب دیده روحی _ روانی از میان همین زحمتکشان به جای گذاشته است.

فراموش کرده‌اند که با پیشبرد" تعدیل ساختاری" بیشترین زیرساخت های صنعت کشور را نابود کردند و کارگرانِ باتجربه‌ی زیادی را که می توانستند تا مدت مقرر بازنشستگی و حتی پس از آن در خدمت اقتصاد مولد کار کنند، بازخرید و روانه خیابان‌ها کردند.

فراموش کردند که با تغییرنظام استخدامی به سود قراردادهای موقت بشترین نیروهای کار را ازحضور مستمر و با انگیزه در چرخه تولید بازداشته‌اند و نیروی ذخیره و آماده کار را که با برنامه ریزی صحیح می توانست به عرصه کسب و کار وارد شود، به اردوی ارتش بیکاران سپردند تا نیرو و توان آنها به تدریج بی هیچ بهره وری فرسوده شود .

فراموش کرده اند که با گشایش و توسعه مناطق آزاد وتجاری و اقتصادی ویژه راه را برای نابسامانی های بیشتر در اقتصاد مولد قابل برنامه ریزی و کنترل و هدایت بهینه آن بستند و از رهگذر این سیاست غلط کارگران و زحمتکشان را از مزایای قانونیِ حین‌کار محروم کردند و مزایایی چون بازنشسنتگی و از کارافتادگی و در کل امتیازات تامین اجتماعی را برای آنان سوزاندند و در نهایت نیز این مناطق آزاد تجاری و اقتصادی ویژه هیچ دستاورد و بیلان اقتصادی مثبتی را برای مردم نداشته است.

فراموش کرده اند که طی دوره های مختلف با بکار گیری مصوبات نادرست ضد کارگری در دولت و مجلس بخشی از کارگران شاغل در واحدهای دارنده کمتر از ده کارگر از شمول مواد مهمی از قانون کار خارج کردند و به این ترتیب ناامنی شغلی را برای کارگران رقم زده اند و از این رهگذر تنها سود غارتگرانه ای نصیب کارفرمایان و شرکت های تامین نیروی انسانی که بیشترین بهره مندی را از نقض مقررات کار داشتند، کردند.

فراموش کرده اند که با روشی غیر قانونی، اصول قانون اساسی را با تفسیریه ای به سود خصوصی سازی تغییر دادند و با خصوصی سازی باقی مانده منابع مردمی دراختیار دولت ها را چوب حراج زدند که جریان اعتراضات کارگری هفت تپه، هپکو آذر آب و دهها مورد دیگر تنها بخشی از نارضایتی،انتقاد و گلایه آگاهانه، دلسوزانه و به حق گارگران به نتایج این خصوصی سازی‌ها است .

فراموش کرده اند که با حذف سوبسیدها و برقراری نظام آزاد سازی قیمت ها چه فلاکتی را به اقتصاد تحمیل کردند که کمترین ثمره امروز آن، مشاهده نمودار های دولتی، نرخ ارزاق عمومی به بیش از ده برایر افزایش را نشان میدهد و تورم فزاینده ای برکل اقتصاد خانوارها تحمیل شده است .

فراموش کرده‌ اند که سازمان‌های کارآمدی چون تامین اجتماعی که سابقه دهها ساله درخدمت بهداشت عمومی کارگران و زحمتکشان بوده است را چگونه با برداشت منابع آن و گماردن هر نامدیر بی لیاقتی چون قاضی مرتضوی برآن و ایجادِامکان سوء استفاده از این سازمان، آنرا در آستانه ور شکستگی قرار داده اند و امروز نیز این سیاست ها را به گونه ای دیگر دنبال می کنند .

فراموش کرده اند که پس از انقلاب کارگران و زحمتکشان را با ایجاد ساختار های صنفی وابسته به دولت ، چگونه از داشتن سازمان های صنفی مستقل و آزاد بازداشته اند و فضای رشد و توسعه انسانی را برای تعیین حق سرنوشت کارگران به دست خودشان از آنان دریغ کرده اند .

فراموش کرده اند که عدم بکارگیری حداقل مشارکت های قانونی لحاظ شده در قانون اساسی و قانون کار، کارگران و زحمتکشان را از حق داشتن یک زندگی حداقلی حتی در حد خط فقر محروم کرده اند . که امروز کارگران با دریافت چیزی نزدیک به چهار برابر کمتر از خط فقر زندگی را حسرت‌بار می گذرانند.

فراموش کرده اند که اثرات این همه ضعف ها وناکارآمدی های قوای سه گانه در عدم ایجاد قوانین کارآمد، اجرای آن و نظارت بر شفافیت اجرا در چهارچوب همان قانون اساسی بوده که نتیجه ای چون دزدی، اختلاس، سوء استفاده های مالی وفرار سرمایه های ملی را به دنبال داشته و این کشور را به خاک سیاه نشانده است .

فراموش کرده‌اند که با همان رویکرد نادرست به اقتصاد بازار آزاد، بهداشت را کالایی کردند، سواد و تحصیلات و کل آموزش را کالایی کردند، کارگر را به کالا بدل کردند، و هرچیزی را که قانون اساسی ایجاد و توسعه آن را وظیفه دولت ها دانسته است کالایی و به بخش خصوصی سپردند.

فراموش کرده اند که براثر سیاست های نادرست در عرصه بین المللی تحریم های گسترده و طولانی به مردم تحمیل شده است که ثمره آن نبود رفاه و آسایش عمومی و ترس از تهدیدهای مکرر ، کاهش سطح استانداردهای زندگی اقتصادی و افزایش فقر و فلاکت، ناامنی شغلی و اجتماعی، بیکاری روز افزون (که بخشی از آن را تحریم ها دامن زده است)، گسترش آسیب های جسمی و روانی ناشی از نبود دارو و درمان مناسب و بسیاری معضلات اقتصادی به خاطر کمبودهای مواد اولیه و عدم فروش بهنگام و دریافت درآمد های نقت و سایر کالاهای صادراتی، همه و همه از آن سیاست ها ناشی گردیده است .

فراموش کرده اند که با این همه این کارگران و زحمتکشان بودند که هم در دفاع از میهن، هم در برابر تهدیدات خارجی و هر چیزی که منافع ملی را به مخاطره می انداخت و یا گفته می‌شد که از بابت چیز هایی کشور به خطر افتاده‌است، همیشه در میدان بودند و همواره سختی ها را با کمترین اعتراض ممکن که حق طبیعی و قانونی شان بوده است؛ تحمل کردند .

و فراموش کرده اند دهها مورد دیگر را که در این رنج نامه فرصت بیان آن ها نیست و مردم خود به درستی می توانند فهرستی از آن خطاها و فراموشی های عمدی را شماره کنند .

اگر قرار است که« اقدام علیه امنیت ملی »را منصفانه تعریف کنیم چه کسانی جز فراموشکاران به تقصیر عامل و آمر براین اقدام بوده و هستند ؟ چه کسانی در واقع اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی کرده اند؟

کارگری که ماهها حقوق نمی‌گیرد و به اعتراض حقوق معوقه اش رامی‌خواهد و دانشجوی و خبرنگاری که این درد را نشر می دهد تا شاید از سر یاری و همدردی با پدر و مادرش زمینه کسب حقوق از دست رفته شان را فراهم کند؟ کارگری که به خصوصی سازی و ترس از آینده مبهم خود می اندیشد و معترض می شود؟ یا آنان که به برکت خصوصی سازیِ ضد ملی آینده نسل‌های پس از خود را نیز بیمه و تضمین کرده اند؟ کارگری که آنقدر حقوق ناچیزی می گیرد که قادر نیست ریالی برای آینده تاریک خود پس انداز کند یا آن مجموعه نیروهایی که در سیستم بانکی و پولی کشور به اسم دریافت تسهیلات تولیدی و چیزهایی شبیه به آن، زد و بندهای چندین هزار میلیاردی را سازمان می‌دهند و هیچ هراسی از دستگاه های امنیتی و قضایی به خود راه نمی دهند ؟ به راستی چه کسانی علیه امنیت ملی اقدام می کنند؟

آمار تکان دهنده از واگذاری منابع ملی به بخش خصوصی توسط همین رسانه های دولتی منتشر شده است و مردم از آن آگاهند. نمونه مجتمع نیشکر هفت تپه تنها یکی از آنهاست که واحدی چنین گسترده چگونه چوب حراج خورده است. اسماعیل بخشی و سپیده قلیان و دیگر محکومان پرونده سازی های هفت تپه در این واگذاری ها چه نقشی داشته اند؟

ناگفته پیداست که صدور این احکام، جز ارعاب و تسلیم کارگران و هواداران آنها را دنبال نمی‌کند و بنظرمی‌آید این روش‌ها در ادامه همان سیاست های ارزان سازی و مطیع سازی نیروی کار و بستر سازی برای ورود سرمایه خارجی پس از سازش احتمالی با غرب است و یا برای کاهش اعتراضات مردمی علیه آن.

هرچه باشد! سیاستی است که نتایج مورد انتظار را برنخواهد آورد. بعید است که زندگی مشقت بار کنونی راهی به تمکین و تسلیم بیش از این داشته باشد و این انتظار که مردم از ترس به اعتراض لب نخواهند گشود، می تواند برای دارندگان آن به تجربه تلخی بدل شود. فراموش نکنید بنا به حکم تاریخ و تجربه پیش از انقلاب، سرکوب تیغ دولبه ای است که بر متولیانش نیز رحم نخواهد کرد. گرچه ظاهرا این هم فراموش شده است .  

اعتراضات کارگران و زحمتکشان، اگر جلوه ای عمومی و آشکار نداشته باشد و اگر به سرکوب خش و صدور احکام ناروایی چون حکم های چند ماه اخیر منجر شود آنگاه باید احتمال تغییر شیوه های مبارزاتی دیگری را درجامعه انتظار داشت.

حال مردم و به ویژه کارکران و زحمتکشان، تهیدستان شهری و روستایی و حاشیه نشینان شهر ها آنقدر بد است که زندان و بازداشت وانواع محدودیت ها در پیش آن رنگ باخته است. عقل سلیمی اگر برجاست چاره‌ای جز رویکرد به مردم را دردستور کار قرار نخواهد داد. نگارش چنین رنج نامه هایی از ما ستمدیدگان دوران شما نیز نه از سراستیصال بل که هشداری است که : "فرجام کاشتن باد، جز درو کردن طوفان نیست" !

حسین اکبری – 17شهریور98

*بیانیه کانون نویسندگان ایران پیرامون احکام متهمان پرونده‌ی هفت تپه

روز شنبه شانزدهم شهریور پس از ماه‌ها بازداشتِ گروهی از کارگرانِ معترض هفت تپه و حامیان آنها رای شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه اعلام شد: یکصدویازده سال زندان و ده‌ها ضربه شلاق برای هفت متهم جوان پرونده‌ی هفت تپه؛ شامل دو کارگر معترض و پنج روزنامه‌نگار مدافع کارگران! حکم صادره چنان آشکار و ظالمانه مرزهای معمولِ بی‌عدالتیِ چنین دادگاه‌هایی را پشت سر نهاد که در ساعت‌های آغازین اعلام آن، موج عظیم اعتراض و انزجار گروه‌های مختلف مردم را برانگیخت؛ موج چنان قدرتمند بود که در واکنش به آن و البته بیشتر به منظور تخلیه‌ی فشار اجتماعی ، برخی وابستگان و مقامات حکومتی نیز در مجلس شورای اسلامی و قوه‌ی قضاییه صدای واعدالتا! واانصافا! سردادند. یک بار دیگر ثابت شد که صدای اعتراض مردم قادر است طرح‌‌های وسیع و جدی سرکوب و رعب‌افکنی در جامعه را به "طرح سوخته" بدل کند و ناکام بگذارد. هنوز روزی از اعلام حکم‌ها برنگذشته بود که از قول رییس قوه قضاییه گفته شد: به احکام و پرونده "منصفانه رسیدگی" شود. "انصاف" و عدالت اما فقط به حکم‌ها و دادگاه خلاصه نمی‌شود و بسیار پیش از آن زیر پا گذاشته شده است؛ از جایی که کارگران به سبب اعتراض به نقض بدیهی‌ترین حقوق‌شان بازداشت شدند آغاز شده، با شکنجه‌ی بازداشت‌شدگان و مجبور کردن آنها به اعتراف‌های طراحی شده ادامه پیدا کرده و اکنون در پرده‌ی آخرِ این نمایشِ بی‌عدالتی و "بی‌انصافی"، با یکصدویازده سال حبس و ده‌ها ضربه شلاق سرانجام یافته است. در پرونده‌ی هفت تپه و پرونده‌های مشابه، "دادگاه" و "قاضی" و احکامِ آن فقط بخشی از فرایند "بی‌انصافی" و بی‌عدالتی و ستم است. اگر قرار بر رعایت انصاف باشد باید به کل فرایند، از آغاز تا پایان، تسری یابد. معنای عملی‌اش این است که در نقطه‌ی شروع، آزادی بیان، آزادی تجمع و اعتراض و اعتصاب تضمین شود. دیگر هیچ کارگر و نویسنده و شهروندی به سبب اعتراض و اعتصاب و بیان اندیشه و عقیده‌اش بازداشت نشود، در این صورت نه تنها پرونده‌ای گشوده نخواهد شد بلکه بسیاری از پرونده‌های جاری، از جمله پرونده‌ی هفت تپه، مختومه می‌شود. "انصاف" واقعی چنین است و "منصف" بودن در پرونده‌ی هفت تپه، چانه زدن در باره‌ی میزان حکم‌ زندان نیست، اعتراض به خود حکم و نفی آن است.

کانون نویسندگان ایران نه فقط حکم‌های ظالمانه‌ علیه اسماعیل بخشی، محمد خنیفر، سپیده قلیان، امیرحسین محمدی‌فرد، ساناز اللهیاری، امیر امیرقلی و عسل محمدی را محکوم می‌کند بلکه بازداشت و شکنجه و تشکیل پرونده برای آنها را نیز محکوم می‌کند و خواهان آزادی بی‌قید و شرط بازداشت‌شدگان و مختومه شدن پرونده‌‌ی آنها و پرونده‌های مشابه است.

۱۸ شهریور ۱۳۹۸

*انتقال آرام زندی فعال کارگری به زندان مرکزی سنندج

براساس گزارش رسیده روز یکشنبه ۱۷شهریور ماه آرام زندی از اداره اطلاعات سنندج ، به زندان مرکزی این شهر منتقل شده است .

آرام زندی روز ۶ شهریور ماه ۹۸ توسط نیروهای اداره اطلاعات بازداشت شده.

بر اساس خبر دریافتی قاضی پرونده درخواست ۳۰۰ میلیون وثیقه جهت ازادی این فعال کارگری را صادر کرده است.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ضمن محکوم کردن ادامه بازداشت آرام زندی، خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط این فعال کارگری می باشد.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

*عدم رعیت اصول ایمنی کاراز جانب کارفرمایان دولتی وخصوصی وقربانی شدن کارگران:

1- جان باختن کارگرشهرداری منطقه 3اهواز حین کار براثر تصادف

سحرگاه روز دوشنبه 18شهریور،یک کارگرشهرداری منطقه 3اهوازبنام مهدی مزرعاوی حین کارنظافت در محله کوی نفت بدنبال برخورد یکدستگاه خودروبا وی جان خودرا ازدست داد.

شهر اهواز با جمعیتی حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر دارای هشت منطقه شهری است.

2- جان باختن یک کارگر در خرم آباد براثر سقوط از ارتفاع

روزیکشنبه 17شهریور،یک کارگر 35 ساله حین کار جابجایی مصالح ساختمانی سوار با بالابربعلت پاره شدن سیم بالابر از ارتفاع 10 متری به پایین سقوط کرد و پس از انتقال به بیمارستان به علت شدت جراحات وارده جان خود را از دست داد.

3- مرگ یک کارگرساختمانی درسنندج براثر ریزش دیوار

روزیکشنبه 17 شهریور،یک کارگر ساختمانی بنام جلیل شاه کرمی حین کار در مدرسه گورتانیان واقع در محله کانی کوزله سنندج بر اثر تخریب دیوار ساختمان مجاور دچارمصدومیت شدید شد و پس از انتقال به بیمارستان جانش را ازدست داد.

4 - جان باختن 5کارگر مقنی در روستای بردیسان اصفهان بر اثر گاز گرفتگی

شنبه شب(16شهریور)،5کارگر مقنی حین کندن چاه در روستای بردیسان استان اصفهان دچار گاز گرفتگی شدند وجانشان را از دست دادند.

5 - مرگ یک کارگر درمراغه براثر سقوط از ارتفاع

یک کارگر36ساله حین کاردر ساختمان نیمه کاره واقع در يکي از محلات شهرستان مراغه بر اثر سقوط از ارتفاع مصدوم و پس از انتقال به بيمارستان جان خود را از دست داد.

6 - جان باختن یک کارگر در کاشان زیر آوار دیوار

صبح روزیکشنبه 17شهریور،یک کارگر حین کاردریک کارگاه واقع در بلوار قطب راوندی کاشان زیر آواردیوار ماند ودردم جان باخت.

7 - کشته وزخمی شدن 2کارگردر حادثه انفجار معدن زغال سنگ چمستان

ظهر روز یکشنبه 17شهریور،یک کارگر40ساله در حادثه انفجار انفجار و ریزش آوار معدن زغال سنگ واقع در وازتنگه چمستان استان مازندران جانش را ازدست داد ویک کارگر 38ساله مصدوم و به مرکز درمانی در چمستان منتقل شد.

8 - مصدومیت شدید یک کارگر حین کار در تونل انرژی ششگلان تبریزدرپی

بعد از ظهر روزیکشنبه 17شهریور،یک کارگر 49ساله حین کار در تونل انرژی ششگلان تبریزدرپی فرورفتن میلگرد به پای چپش مصدوم وبه بیمارستان منتقل شد.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

اخبار و گزارشات کارگری 17 شهریور ماه 1398

«با اتحاد پیروز میشویم، با افتراق شکست میخوریم»

بازداشتی های مراسم روز جهانی کارگر آزاد باید گردند

- ادامه اعتصاب و تجمعات کارگران رسمی مجتمع کشت وصنعت هفت تپه برای اعترض نسبت به عدم پرداخت مطالبات

- ادامه اعتراضات کارگران کارخانه کنتورسازی نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی بدنبال خصوصی سازی و وعده ها توخالی مسئولان

- گرم شدن دوباره بازار وعده و وعیدها بدنبال اعتراضات دامنه دار کارگران کارخانه های هپکو وآذرآب اراک

- فرزانه زیلابی وکیل کارگران هفت تپه:

ایجاد رعب و وحشت از طریق صدور احکام حبس و شلاق،برای کارگری که نان شب ندارد،کارساز نیست و آنان که دستی بر آتش دارند بدانند،این شلاق ها بر تن رنجور همه کارگران فرود می آید

- سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه احکام ظالمانه و ناعادلانه علیه چند تن از کارگران نیشکر هفت تپه و اعضای نشریه گام را محکوم میکند وخواستارآزادی بی قید وشرط محکوم شدگان میباشد

- کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران:

تهاجم گسترده دستگاه قضایی به فریاد حق خواهی کارگران هفت تپه و مدافعین کارگران، نشانه بن بست و استیصال حاکمیت در قبال جامعه معترض کارگری است

- محمود صالحی:صدوراحکام فله ای کارگران را مرعوب نخواهد کرد

- کانون نویسندگان ایران:بیش از یک قرن زندان برای متهمان پرونده‌ی هفت تپه

- اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران:

صدور احکام سنگین علیه فعالین کارگری: چه کسی مجرم است؟!

- جلسه دادگاه شاپور احسانی راد

- تجمع اعتراضی اهالی سه روستای یزد نسبت به مشکل پل ارتباطی باشهر مقابل استانداری

- اعتراض دانشجویان دانشگاه آزاد به افزایش 22درصدی شهریه

- مرگ 8کارگرومصدومیت 2کارگربراثر حوادث کاری:

1- جان باختن 5کارگر مقنی در روستای بردیسان اصفهان بر اثر گاز گرفتگی

2- مرگ یک کارگر درمراغه براثر سقوط از ارتفاع

3- جان باختن یک کارگر در کاشان زیر آوار دیوار

4- کشته وزخمی شدن 2کارگردر حادثه انفجار معدن زغال سنگ چمستان

5- مصدومیت شدید یک کارگر حین کار در تونل انرژی ششگلان تبریزدرپی

*ادامه اعتصاب و تجمعات کارگران رسمی مجتمع کشت وصنعت هفت تپه برای اعترض نسبت به عدم پرداخت مطالبات

روز یکشنبه 17شهریور برای سومین روز متوالی، کارگران رسمی مجتمع کشت وصنعت هفت تپه به اعتصاب و تجمعشان نسبت به عدم پرداخت مطالبات ادامه دادند.

اعتصاب کارگران هفت‌تپه

از روز شنبه ۱۶ شهریور، کارگران رسمی هفت‌تپه به دلیل عدم دریافت دستمزد تیر ماه دست به اعتصاب زده اند .

این اعتصاب امروز یکشنبه ۱۷ شهریور ماه، همچنان ادامه‌دارد.

با دریافت اخبار تکمیلی از این طریق اطلاع رسانی خواهیم کرد.

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

*ادامه اعتراضات کارگران کارخانه کنتورسازی نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی بدنبال خصوصی سازی و وعده ها توخالی مسئولان

کارگران کارخانه کنتورسازی:

متاسفانه مسئولین رسیدگی نمی‌کنند و فقط وعده‌های توخالی به ما می دهند و از رسیدگی به مشکلات کارگری چشم پوشی می‌کنند.

مسئولین شرکت می ‌خواهند از بیمه و زحمات چند ساله ما چشم پوشی کنند و قرارداد جدید ببندند که این کار به نفع خودشان است.

به بازگشایی مدارس نزدیک می‌شویم و نتوانسته‌ایم فرزندانمان را ثبت نام و لباس و کیف و کفش و لوازم مدرسه برای آن‌ها تهیه کنیم.

روز یکشنبه 17شهریورکارگران کارخانه کنتور سازی به خبرنگاریک رسانه محلی گفتند: تا کنون مسئولین برای کارگران کنتور سازی کاری انجام نداده‌‎اند.

این کارگران افزودند: ما انتظار داشتیم که مسئولین در برابر مطالبات ما راهکاری در پیش گیرند تا به حق و حقوق خود برسیم اما موضوع برعکس شده است.

کارگران معترض گفتند: به ما می‌گویند که تعدادی از کارگران تا پایان شهریور قرارداد ببندند اما ما نمی‌توانیم قرارداد هجده روزه ببندیم و از طرفی باید همه کارگران به کار خود برگردند نه اینکه فقط با تعدادی از آن‌ها قرارداد بسته شود.

این کارگران عنوان کردند: هیچکدام از مسئولین هم اهمیت نمی‌دهند اما چشم انتظار برگزاری جلساتی هستیم که با اتخاذ تصمیمات و راهکارهای درست به نتیجه برسیم.

کارگران خاطرنشان کردند: با استاندار جدید هم دیدار صورت نگرفته است.

آن‌ها با اشاره به زندانی بودن مدیرعامل شرکت، تصریح کردند: چطور فردی که در زندان است بر امورات شرکت نظارت دارد درحالی که این موضوع نظم و امنیت ما را برهم زده است و هیچ برخوردی هم با آن نمی‌شود.

کارگران شرکت کنتورسازی افزودند: ما وابسته به هیچ جناحی نیستیم و فقط می‌خواهیم به حق و حقوق خود برسیم و به کار خود برگردیم و به مشکلات ما رسیدگی شود.

این کارگران یادآور شدند: به بازگشایی مدارس نزدیک می‌شویم و نتوانسته‌ایم فرزندانمان را ثبت نام و لباس و کیف و کفش و لوازم مدرسه برای آن‌ها تهیه کنیم.

کارگران گفتند: متاسفانه مسئولین رسیدگی نمی‌کنند و فقط وعده‌های توخالی به ما می دهند و از رسیدگی به مشکلات کارگری چشم پوشی می‌کنند.

آن‌ها ابراز کردند: مسئولین شرکت می ‌خواهند از بیمه و زحمات چند ساله ما چشم پوشی کنند و قرارداد جدید ببندند که این کار به نفع خودشان است.

این کارگران بیان کردند: شرکت مواداولیه و نیروی کارگر ماهر و دستگاه‌های پیشرفته دارد اما متاسفانه مدیریت مناسبی ندارد و ما نیاز به یک مدیر لایق برای شرکت کنتور سازی هستیم.

*گرم شدن دوباره بازار وعده و وعیدها بدنبال اعتراضات دامنه دار کارگران کارخانه های هپکو وآذرآب اراک

بدنبال اعتراضات دامنه دار کارگران کارخانه های هپکو وآذرآب اراک بازار وعده و وعیدها گرم شد.

بنابه گزارشات رسانه ای شده بتاریخ 17شهریور،آقازاده استاندار مرکزی گفت: در نشست مجمع نمایندگان و استاندار مرکزی با وزیر صنعت، معدن و تجارت، سرپرست سازمان خصوصی سازی، رئیس سازمان گسترش و صنایع ایران، مدیران عامل بانک ملی و کشاورزی، مدیران مپنا، مدیر قرارگاه خاتم الانبیا، معاونان وزارت اقتصاد، نیرو و تعاون، کار و رفاه اجتماعی و رئیس کل دادگستری استان، مقرر شد باقی مانده تسهیلات 90میلیارد تومانی شرکت هپکو اراک به مرور توسط بانک ملی ایران پرداخت شود.

وی ادامه داد: در این نشست مقرر شد مدیرهلدینگ هپکو بر اساس وکالت نامه‌ای که مالک کنونی این شرکت به سازمان خصوصی سازی داده است تا 48 ساعت آینده تعیین و مستقر شود.

استاندار مرکزی خاطرنشان کرد: بانک ملی در این نشست مکلف شد، باقی مانده تسهیلات شرکت هپکو اراک را به شرطی که علاوه بر پرداخت حقوق کارگران، برای تامین مواد اولیه و قطعات مورد نیاز و تولید محصولات هزینه شود، به این شرکت پرداخت کند.

آقازاده گفت: برای پرداخت باقی مانده تسهیلات شرکت هپکو مدیریت این شرکت باید قرارداد دریافت تسهیلات را با بانک ملی منعقد کند.

وی ادامه داد: امید است با تصمیم امروز و تعیین مدیریت جدید شرکت هپکو حقوق کارگران این شرکت تا پایان شهریور ماه پرداخت شود.

استاندار مرکزی افزود: همچنین در این نشست مقرر شد پیگیری قراردادهای خرید محصولات شرکت هپکو با برخی سازمان ها از جمله خانه معدن ایران، سازمان راهداری کشور و بخشی از وزارت صنعت، معدن و تجارت که نیازمند محصولات این شرکت هستند، توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی پیگیری شود.

استاندار مرکزی گفت: در این نشست مقرر شد، سهام بانک کشاورزی در شرکت آذر آب واگذار و مدیریت این شرکت ظرف مدت 48 ساعت آینده توسط سهامدار عمده که اکنون بانک کشاورزی است، معرفی شود.

آقازاده افزود: همچنین مقرر شد سهام شرکت آذر آب اراک در مرحله بعدی به مپنا و یا یک شرکت مشابه مپنا واگذار شود.

استاندار مرکزی درادامه گفت: بر اساس تصمیم گیری های انجام شده در این نشست شرکت واگن پارس اراک به صورت قطعی به شرکت مپنا واگذار می شود.

آقازاده افزود: موافقت اولیه مپنا برای واگذاری سهام واگن پارس اراک به این شرکت نیز در این نشست صادر شد.

وی ادامه داد: شرکت واگن پارس اراک به احتمال قوی ظرف مدت چند هفته آینده پس از انجام مراحل قانونی به شرکت مپنا واگذار می شود.

*فرزانه زیلابی وکیل کارگران هفت تپه:

ایجاد رعب و وحشت از طریق صدور احکام حبس و شلاق،برای کارگری که نان شب ندارد،کارساز نیست و آنان که دستی بر آتش دارند بدانند،این شلاق ها بر تن رنجور همه کارگران فرود می آید

صدور احکام سنگین کارگران و فعالان کارگری پرونده هفت تپه ، پس از جوسازی های سیاسی و پیشداوری های مسئولان ارشد قوه قضائیه و برخی رسانه های مرتبط همچون صدا و سیما، کیهان وفارس نیوز ، دور از انتظار وکلای پرونده و کارگران و فعالان کارگری نبوده است به ویژه که گزارش ضابطان بر مبنای تئوری توطئه تنظیم یافته و تمام اعتصاب ها و تجمع های کامیونداران،فرهنگیان،بازاریان،دانشجویان و کارگران و...را منتسب به خارجی ها دانسته و از همان آغاز،در سراسر دادرسی ،با این تصور که موکل،مجرم است نه متهم ،رسیدگی در دادسرا و دادگاه صورت گرفته است.

ایراد و تأکید   ما در پرونده بر این بود که در مورد اسماعیل بخشی و سپیده قلیان، مأمورین امنیتی وزارت اطلاعات،ضابط بی طرف محسوب نمی شوند و ذی نفع هستند از اینرو تقاضای ارجاع به ضابطان بی طرف را داشتیم.

و درخصوص برخی اتهام های انتسابی اسماعیل بخشی، اساسا ،دادگاه انقلاب صلاحیت ذاتی برای رسیدگی نداشته است.

سرآسیمگی قاضی در صدور و ابلاغ رأی مشخص نیست.

قاضی مقیسه ،در واقع در یک رسیدگی ناتمام ،بدون برگزاری جلسه دادگاه یکی از موکلانم ،به صورت ناگهانی و شتابزده ، اقدام به صدور رأی نمود.

و بدون حضور وکلاء،به متهمان ابلاغ گردید و تاکنون به وکلاء ابلاغ نگردیده است.

پرونده نسبت به علی نجاتی کارگراخراجی. عضو سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه،باز مانده است.محمد خنیفر به شش سال حبس که طبق ماده 134قانون مجازات اسلامی، پنج سال آن قابل اجرا می باشد و اسماعیل بخشی به هفتاد و چهار ضربه شلاق و چهارده سال حبس که هفت سال آن قابل اجرا می باشد محکوم گردیده اند.

به تازگی در دو پرونده دیگر نیز، کارگران هفت تپه،به دلیل برگزاری تجمع ،به حبس و شلاق محکوم گردیده اند.

ایجاد رعب و وحشت از طریق صدور احکام حبس و شلاق،برای کارگری که نان شب ندارد،کارساز نیست و آنان که دستی بر آتش دارند بدانند،این شلاق ها بر تن رنجور همه کارگران فرود می آید .

*سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه احکام ظالمانه و ناعادلانه علیه چند تن از کارگران نیشکر هفت تپه و اعضای نشریه گام را محکوم میکند وخواستارآزادی بی قید وشرط محکوم شدگان میباشد

شعبه ۲۸دادگاه انقلاب در اقدامی کم سابقه احکام بسیار سنگینی را امروز ۱۶شهریور علیه چند تن از کارگران نیشکر هفت تپه و اعضای نشریه گام صادرکرد.

امروز ۱۶شهریور اسماعیل بخشی و محمد خنیفر از کارگران هفت تپه و سپیده قلیان و تعدادی از اعضای نشریه گام طی احکامی از سوی شعبه ۲۸دادگاه انقلاب محکوم به احکام سنگین زندان شدند .

براساس خبرها، از سوی دستگاه قضایی اخکام زیر برای بازداشت شده گان هفت تپه صادر شده است:

اسماعیل بخشی، کارگر هفت‌تپه : ۱۴ سال حبس تعزیری، قابل اجرا ۷سال

سپیده قلیان، حامی کارگران هفت تپه: ۱۸سال حبس تعزیری، قابل اجرا ۷سال

امیرحسین محمدی فرد، سر دبیر نشریه گام: ۱۸ سال حبس تعزیری ، قابل اجرا ۷سال

عسل محمدی، عصو تحریریه نشریه گام:۱۸ سال حبس تعزیری، قابل اجرا ۷سال

ساناز_الهیاری، عضو تحریریه نشریه گام: ۱۸ سال حبس تعزیری، قابل اجرا ۷سال

امیر امیرقلی، عصو تحریریه نشریه گام: ۱۸ سال حبس تعزیری، قابل اجرا ۷سال

محمد خنیفر، کارگر هفت تپه: ۶ سال حبس تعزیری، قابل اجرا ۵سال

سندیکای کارگران شرکت واحد این احکام ظالمانه و ناعادلانه را محکوم میکند وخواستارآزادی بی قید وشرط محکوم شدگان میباشد

*کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران:

تهاجم گسترده دستگاه قضایی به فریاد حق خواهی کارگران هفت تپه و مدافعین کارگران، نشانه بن بست و استیصال حاکمیت در قبال جامعه معترض کارگری است.

دیروز حکومت و قوه قضاییه بعد از گذشت ماهها بازداشت و بازجویی از کارگران معترض هفت تپه، بی کفایتی و زبونی خود را در قبال قدرت اعتراضی کارگران به نمایش گذاشت. جامعه جهانی ومردم ایران با این احکام ضد انسانی بهتر از هر زمان دیگری دریافتند که نیروی مبارزه و اعتراض کارگران چقدر توانمند است که حاکمیت را آنچنان به وحشت انداخته که قوه قضائیه آن در اقدامی سراسیمه با صدورسنگین ترین احکام، با این تصور واهی می خواهد جلو اعتراضات حق طلبانه کارگران را بگیرد، غافل از اینکه این احکام سنگین خشم و نفرت کارگران را از حکومت مدافع سرمایه داران دو چندان خواهد کرد.

دیروز قوه قضاییه در بحرانی ترین تاریخ زمامداری خود احکامی را صادر کرد که ترس از گسترش اعترضات طبقه کارگر در آن نمایان است وبه همه دنیا نشان داد   که همان قوه قضاییه سی و یا چهل سال پیش است وتغییری در رویکرد آن صورت نگرفته وکماکان بر علیه معترضین‌ شمشیر‌ را از رو‌بسته است‌.

احکام صادره برای کارگران تنها تنبیه و مجازات کارگران معترض نیست بلکه دفاع حکومت از خود و ایجاد سپری امنیتی برای بقای خود وبستر سازی فضای وحشت و رعب در میان جامعه ملتهب امروز ایران‌ است، به این خیال باطل که جلو رشد اعتراضات کارگری را بگیرد.

محکوم کردن‌کارگران هفت تپه به‌زندان های طویل المدت به منزله دهن کجی و تحقیر تمام آنچه کارگران سال هاست برای آن مبارزه می کنند است.

لازم است کارگران تمام ایران از هر زمان دیگری متحدانه تر علیه این همه ستم که هر روز ابعاد تازه تری به خود می گیرد اعتراض کرده و به میدان بیایند.

این رنج! تنها مختص اسماعیل بخشی نیست بلکه شامل طبقه کارگر ایران است وباید آنرا به گنجی برای طبقه کارگر تبدیل کرد....

اتحاد ما کارگران مستلزم پیروزی ماست.

۱۷ شهریور ۹۸

*محمود صالحی:صدوراحکام فله ای کارگران را مرعوب نخواهد کرد.

کارگران ، دانشجویان ، مردم مبارز:

طبقه کارگر برای رسیدن به دنیایی عاری از استثمار و جامعه ای نابرابر مبارزه می کند.

رسیدن به یک جامعه برابر و بدور از هر گونه استثمار، طبیعتا" بدون هزینه امکان ندارد. هزینه این مبارزات باید توسط کسانی اهدا شود که به مبارزه طبقاتی طبقه کارگر اعتقاد و باور دارند.

در طول تاریخ ، ما شاهد بودیم که طبقه کارگر به اشکال مختلف از سوی نهاد های امنیتی و قضایی در سراسر جهان مورد حمله قرار گرفته اند. در طول تاریخ فعالان کارگری احضار، تهدید ، بازداشت، اخراج از کار ، محاکمه و به زندانهای سنگین محکوم شده اند. ما شاهد هستیم که در طول 40 سال گذشته دولت حاکم بر ایران تعدادی قضات را تعیین کرده اند تا با صدور احکام های فله ای طبقه کارگر و فعالان کارگری را مرعوب کنند. صدور احکام سنگین ( حکم وحشت) برای بازداشتی های هفت تپه به دور از انتظار نبود. طبقه کارگر سالهاست با این احکام های فله ای روبرو است. این احکام های فله ای نه تنها طبقه کارگر را مرعوب نکرده. بلکه طبقه کارگر را مبارز تر و منسجم تر کرده است.

ما می دانیم که احکام های صادره از سوی قضات باید مستدل و مستند به مواد قانون و اصولی باشد که بر اساس آن حکم صادر شده باشد.

اما احکامی که علیه کارگران هفت تپه، دانشجویان نشریه گام و سپیده قلیان صادر شده بر اساس هیچ کدام از قوانین ایران نیست. پس نتیجه خواهیم گرفت که قضات صادر کننده این احکام ها یا دستور گرفته اند و یا خودشان کارفرما هستند.

ما کارگران ضمن محکوم کردن این احکام فله ای، خواستار لغو آن و آزادی بی قید و شرط همه کارگران و دانشجویان بازداشتی هستیم.

18/6/98

*کانون نویسندگان ایران:بیش از یک قرن زندان برای متهمان پرونده‌ی هفت تپه

نظر بر خبر

امروز خبر احکام مربوط به پرونده‌ی متهمان هفت‌تپه در فضای مجازی منتشر شد. بیش از یک قرن حبس برای اسماعیل بخشی، سپیده قلیان، محمد خنیفر، امیرحسین محمدی‌فرد، ساناز اللهیاری، عسل محمدی و امیر امیرقلی. دو تن از این هفت تن کارگر شرکت نیشکر هفت‌تپه و دیگران مدافعان کارگران معترض بوده‌اند و اخبار اعتراضات را در فضای مجازی پوشش می‌دادند. اکنون در پی ماه‌ها بازداشت و انواع فشارها، قاضی مقیسه به هر یک از چهار نویسنده و تهیه‌کننده‌ی نشریه اینترنتی گام حکم ۱۸ سال و به یکی از آنها (سپیده قلیان) حکم ۱۹ سال‌ونیم زندان داده است.

در توضیح صدور این حکم‌های بسیار سنگین اشاره به شرایط موجود، انباشتگی خواست‌ها و اعتراض‌ها و نیاز حاکمیت به ایجاد رعب و وحشت گرچه لازم است، کفایت نمی‌کند. بهتر است از نزدیک نگاهی به این رویه بیندازیم و منابع تغذیه‌ی سنگینی حکم‌ها را بشناسیم.

یکی از ویژگی‌های دوران‌نمای این پرونده و این احکام، زن بودن سه تن از هفت متهم پرونده است که پنجاه و پنج سال از یک‌صد و شش سال حکم زندان متوجه آنهاست. گر چه تشدید سرکوب و ایجاد رعب و وحشت در دل مردم معترض انگیزه‌ی صدور این‌گونه حکم‌هاست، از منابعی نیز تغذیه می‌شوند که یکی از آنها ستم و نفرت جنسیتی است؛ زن بودن است. در همین روزها عاطفه رنگریز و مرضیه امیری از بازداشت‌شدگان روز جهانی کارگر، یکی پژوهشگر و دیگری خبرنگار، هر یک به بیش از ده سال زندان و ده‌ها ضربه شلاق محکوم شده‌اند. در همین روزها برای اسرین درکاله و پروین محمدی دو فعال حقوق زنان کیفرخواستی سنگین شامل انواع اتهام‌ها ساخته‌اند که مقدمه‌ی صدور حکم‌های سنگین است. فهرست زنان فعال در بند یا دارای پرونده بسیار طولانی است.

منبع دیگر این حکم‌ها ستم و تنفر طبقاتی است. پرونده‌ی هفت‌تپه نوعی شرح اعتراض کارگری - طبقاتی است و برای حافظان نظم موجود چیزی سهمگین‌تر و غیرقابل تحمل‌تر از آن نیست که چنین اعتراض‌هایی سویه‌ی طبقاتی پیدا کند. اسماعیل بخشی و محمد خنیفر دو کارگر هفت تپه مجموعا به بیست سال زندان محکوم شده‌اند و پنج تن دیگر به سبب دفاع از اعتراضات کارگران هفت‌تپه حکم‌های سنگین گرفته‌ و ده‌ها تن از کارگران معترض هفت تپه به زندان و شلاق محکوم شده‌اند و نیز فعالان کارگری که در زندان به‌سر می‌برند بسیارند و پرونده‌های در نوبت رسیدگی فراوان.

سومین منبع تغذیه‌ی حکم‌های سنگینِ متهمان پرونده‌ی هفت تپه، استبداد و تنفر از آزادی بیان است. پنج تن از متهمان جرمی ندارند جز پوشش دادن به اخبار اعتراضات کارگران در قالب یک نشریه‌ی اینترنتی. اعتراض خود نوعی بیان است. آزادی بیان مخل ستم جنسی و ستم طبقاتی است و موجب ناکارآمد کردن یکی از ابزارهای مهم اعمال آن یعنی جهل و خرافه می‌شود.بی‌سبب نیست که حاکمان به‌شدت از آن بیزارند. بسیارند کسانی که به دلیل ابراز نظر یا عقیده‌اشان اکنون در زندان به‌سر می‌برند یا برایشان پرونده‌سازی شده است.

حکم‌های سنگین متهمان اعتراضات هفت‌تپه از هر سه منبع تغذیه شده است و برآمد و برآیند آنهاست. به همین معنا به سه جنبش تاخته‌اند: جنبش‌های کارگری، زنان و آزادی بیان. همین‌ها را نیز در مقابل خود خواهند داشت.

درست است که بیشتر آمران و عاملان صدور این‌گونه احکام از دهه‌ی ۶۰ آمده‌اند و لابد نتایج "طلایی" سرکوب آن دوره را به‌یاد دارند؛ اما نباید از یاد ببرند که اگر آنها همان‌اند، دنیا دیگر شده است. با صدور احکام سنگین وحشتناک حتما فشارها و رنج‌هایی به فعالان عرصه‌های گوناگون و خانواده‌هایشان تحمیل و موانعی در راه اعتراض‌های مردم ایجاد خواهند کرد؛ اما سکوت و سکون را نمی‌توانند بر آنها غالب کنند.

*اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران:

صدور احکام سنگین علیه فعالین کارگری: چه کسی مجرم است؟!

دادگاه رسیدگی به پرونده فعالین کارگری هفت تپه احکامی بسیار سنگین و به همان اندازه ننگین علیه متهمان پرونده هفت تپه صادر کرد. طبق رای این "دادگاه"، اسماعیل بخشی نماینده کارگران معترض هفت تپه به ۱۴ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است. محمد خنیفر از کارگران نیشکر هفت تپه حکم ۶ سال حبس تعزیری دریافت کرده است؛ و این در حالی است که پرونده علی نجاتی همچنان باز است و او در انتظار حکم دادگاه بسر می برد. همچنین طبق رای شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، فعالین کارگری و حامیان کارگران هفت تپه، سپیده قلیان، ساناز الهیاری، عسل محمدی، امیر امیرقلی، و امیر حسین محمدی فرد هر کدام به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شده اند.

علاوه بر این، طی روزهای گذشته، احکامی سنگین و ضد انسانی علیه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر در تهران صادر شده است که به قرار ذیل می باشند: عاطفه رنگریز: یازده سال و شش ماه حبس، ٧۴ ضربه شلاق، ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها، دستجات سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند. مرضیه امیری: ده سال و شش ماه حبس و ١۴٨ ضربه شلاق. نسرین جوادی: ٧ سال حبس، ٧۴ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها و دستجات سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت استفاده از گوشی هوشمند. حسن سعیدی: پنج سال حبس، دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها و دستجات سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند. سید رسول طالب مقدم: دو سال حبس، دوسال تبعید، ٧۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت عضویت در احزاب، گروه ها، دستجات سیاسی، اجتماعی و همچنین ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند.

اتهامات مشترکی که به این کارگران و مدافعین حقوق کارگری نسبت داده شده همان اتهامات رایج، کلیشه ای و نخ نما مانند "اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی"، "تبلیغ علیه نظام"، "اخلال در نظم عمومی" و "نشر اکاذیب" است.

احکامی چنین سنگین علیه فعالین کارگری حتی با توجه به سابقه اقدامات وحشیانه رژیم جمهوری اسلامی در برخورد به خواسته ها و مطالبات کارگران، در دو دهه اخیر کم سابقه است. صدور چنین احکامی توسط دستگاه قضایی از یک سو به منظور انتقام گیری از کارگران معترض هفت تپه و اعتصابات آنها است و از سوی دیگر در تداوم بگیر و ببند و صدور حکم های سنگینی است که برای شرکت کنندگان در تظاهرات روز جهانی کارگر و دیگر فعالین اجتماعی و فرهنگی صادر گردیده است. این موج جدید سرکوب به زعم رژیم قرار است که فضایی از ترس و وحشت را در جامعه ایجاد کند و بویژه مانع گسترش اعتراض های کارگری شود. به بیان دیگر با توجه به روند موجود فروپاشی اقتصادی در ایران، رژیم اسلامی در ترس از اوج گیری اعتراض های کارگری می کوشد که کارگران ایران را به پذیرش یکی از این دو انتخاب وادار نماید: تن دادن به زندگی فلاکت بار یا رفتن پشت میله های زندان. پذیرش ذلت و یا زندان. این "راه حل" رژیم اسلامی برای میلیون ها کارگر و خانواده آنها بعد از چهل سال در قدرت بودن است. باند ها و دسته جات و جناح‌هایی متشکل از استثمارگران، دزدان، اختلاس گران و آدم کشان که بدنه اصلی طبقه حاکم در ایران را تشکیل می دهند اکنون شمشیر را از رو بسته اند تا هولوکاست اقتصادی را بر طبقه کارگر ایران تحمیل کنند. اما تحمیل این شرایط بر میلیون ها نفر از طبقه کارگر و زحمتکشان ایران برای رژیم به هیچ رو آسان نخواهد بود، و می تواند موجب برآمد طوفان سهمگینی شود که خیزش دی ماه ۹۶ در قیاس با آن تند باد گذرا، جلوه نماید.

به یقین بسیاری از سران کهنه کار و اعضای اتاق های فکر این رژیم در اعماق ذهن خویش می دانند که دیگر نمی توانند دوران خونین دهه شصت را مجددا بر مردم ایران تحمیل کنند. خوب میدانند که نمی توانند چند ده یا چند صد هزار کارگر و معلم که کارد به استخوانشان رسیده و دستمزد های ماهانه اشان کفاف زندگی یک هفته را نیز نمی دهد را به زندان بیاندازند به این امید که دهها میلیون کارگر دیگر از ترس و وحشت به خود بلرزند و به زندگی توام با خفت و خواری تن در دهند.

صدور چنین احکام سنگینی برای فعالین کارگری، تا هم اکنون نیز خشم و اعتراض های بسیاری را برانگیخته است. در مواجهه با این اعتراض ها ابراهیم رئیسی، این آدمکش که در راس قوه قضاییه قرار دارد، مجبور شده است دستور 'ویژه‌ای' برای 'تجدیدنظر و رسیدگی منصفانه' در خصوص 'احکام صادره در برخی پرونده‌های اخیر' صادر نماید. جناحهایی دیگر از درون حاکمیت نیز خواستار تخفیف مجازاتها شده اند. "رسیدگی منصفانه" در جمهوری اسلامی آنهم نسبت به فعالین کارگری و مدافعین حقوق انسانی سرابی بیش نیست. "تخفیف" داده شود و یا نشود، اصل مسئله این است که کارگران و فعالین کارگری نه تنها مجرم نیستند بکه شاکیان این پرونده ها هستند و باید فوری و بدون قید و شرط آزاد گردند.

رژیم اسلامی، خود، نفرت انگیز بودن این گونه اتهام زنی‌ها و محاکمات را می داند و به همین دلیل در پاسخ به شکایت های مطرح علیه جمهوری اسلامی در سازمان جهانی کار، به دروغ ادعا می کند که شرکت در تظاهرات و اعتراض های مسالمت آمیز در ایران جرم نیست و کسی به این دلیل مورد محاکمه قرار نمی گیرد. پرسش این است که دستگیر شدگان پرونده هفت تپه و همینطور دستگیرشدگان اول ماه مه و دیگر فعالین کارگری و معلمان که هم اکنون در زندان بسر می برند، چه کرده اند غیر از شرکت در تظاهرات و تجمع های کارگری و یا دفاع از منافع کارگران. بنابراین، آنچه جرم است بازداشت و محاکمه این فعالین کارگری است نه آنچه که این فعالین کارگری انجام داده اند. جای متهمان و اتهام زنندگان و حکم صادر کنندگان باید عوض شود. باید تمام آمرین و عوامل ریز ودرشت حکومتی که در بازداشت، ضرب و شتم، شکنجه، بازجویی، پرونده سازی، محاکمه و صدور احکام ظالمانه و قرون وسطایی علیه فعالین کارگری دست داشته اند، و همچنین رسانه های وابسته به آنها، با نام و نشان در تمام دنیا به عنوان مجرمان و شکنجه گران معرفی گردند و رسوا شوند.

اتحاد بین المللی، بازداشت، دستگیری، اذیت و آزار و صدور احکام قرون وسطایی زندان و شلاق علیه فعالین کارگری توسط حکومت سرکوبگر جمهوری اسلامی ایران را به شدت محکوم می کند، خواهان لغو احکام صادر شده و آزادی فوری و بدون قید و شرط کلیه بازداشت شدگان هفت تپه و روز جهانی کارگر می باشد و به سهم خود دور جدیدی از کارزارهای گسترده تر جهانی را برای آزادی همه فعالین کارگری سازمان خواهد داد.

۸ سپتامبر ۲۰۱۹

*جلسه دادگاه شاپور احسانی راد

امروز ۱۷ شهریور ساعت ۹ صبح شاپور احسانی راد بر اساس ابلاغیه قبلی به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران مراجعه نمود.

از آنجا که وکیل قبلی ایشان از ادامه وکالت خودداری کرده بود و فاصله آزادی و تشکیل جلسه دادگاه بسیار کوتاه بوده و امکان انتصاب وکیل و مطالعه کیفرخواست و جزئیات پرونده وجود نداشت شاپور احسانی راد بخاطر اینکه بتواند وکیل به دادگاه معرفی نماید درخواستی را مبنی بر تشکیل جلسه دادگاه در زمان دیگری ارائه داد که در نهایت جلسه دادگاه ایشان به روز ۳۰ شهریور موکول شد.

لازم به ذکر است که برای موافقت با درخواست تعویق جلسه دادگاه شاپور احسانی راد نزدیک به سه ساعت در شعبه مذکور مورد بازجویی قرار گرفت.

اتحادیه آزاد کارگران ایران

۱۷ شهریور ۹۸

*تجمع اعتراضی اهالی سه روستای یزد نسبت به مشکل پل ارتباطی باشهر مقابل استانداری

روزیکشنبه 17شهریور،جمعی از اهالی روستاهای حسین‌آباد ریسمانی، عسکریه و مدرسی در بخش مرکزی یزد برای بنمایش گذاشتن اعتراضشان نسبت به مشکل پل ارتباطی با شهر دست به تجمع مقابل استانداری یزد زدند.

تجمع کنندگان خواستار باز شدن دهنه دوم پل ارتباطی این روستاها هستندند.

آنهابه خبرنگار رسانه ای گفتند:حدود چهارسال است برای گشوده شدن دهنه دوم پل بارها به مسئولان مراجعه میکنیم و مکاتبه‌های متعددی داشته‌ ایم.

آنها با بیان اینکه تاکنون هیچ اقدام مناسبی برای حل مشکلات آنها نشده، مسئولان استان را برای بررسی و اقدام، پیگیری و همکاری دعوت کردند.

بین روستاهای حسین‌آباد ریسمانی، عسکریه و مدرسی پل ارتباطی وجود دارد که فقط یک دهنه آن مورد استقاده قرار می‌گیرد و بازگشایی دهنه دوم پل نقش ارتباطی مهمی بین این روستاها با شهر یزد و همچنین روستاهای بیداخوید، فهرچ ، قاسم‌آباد جدید، نجف آباد و رحمت آباد دارد.

روستاهای حسین آباد ریسمانی، عسکریه و مدرسی چهار هزار نفر جمعیت دارند.

*اعتراض دانشجویان دانشگاه آزاد به افزایش 22درصدی شهریه

دانشجویان رشته‌های علوم پزشکی دانشگاه آزاد با تشکیل کمپین "نه به افزایش شهریه علوم پزشکی" نسبت به افزایش 22درصدی شهریه این رشته‌ها برای سال جاری اعتراض کردند.

برپایه گزارش رسانه ای شده بتاریخ 17شهریور، بر اساس اعلام دانشگاه آزاد شهریه دانشجویان این دانشگاه برای سال جاری بین 15 تا 22درصدافزایش یافته و این میزان افزایش برای دانشجویان رشته‌های علوم پزشکی 22 درصد اعلام شده است. در واقع متوسط افزایش شهریه برای دانشجویان غیرپزشکی 15 درصد است.

شهریه دانشجویان رشته‌های علوم پزشکی دانشگاه آزاد در حالی امسال تا 22درصدافزایش داشته است که وزارت بهداشت برای مهر جاری افزایش شهریه‌ای برای دانشجویان پردیس‌ها و شهریه‌پرداز دانشگاه‌های زیر مجموعه خود اعمال نکرده است.

مرگ 8کارگرومصدومیت 2کارگربراثر حوادث کاری:

1- جان باختن 5کارگر مقنی در روستای بردیسان اصفهان بر اثر گاز گرفتگی

شنبه شب(16شهریور)،5کارگر مقنی حین کندن چاه در روستای بردیسان استان اصفهان دچار گاز گرفتگی شدند وجانشان را از دست دادند.

2- مرگ یک کارگر درمراغه براثر سقوط از ارتفاع

یک کارگر36ساله حین کاردر ساختمان نیمه کاره واقع در يکي از محلات شهرستان مراغه بر اثر سقوط از ارتفاع مصدوم و پس از انتقال به بيمارستان جان خود را از دست داد.

3- جان باختن یک کارگر در کاشان زیر آوار دیوار

صبح روزیکشنبه 17شهریور،یک کارگر حین کاردریک کارگاه واقع در بلوار قطب راوندی کاشان زیر آواردیوار ماند ودردم جان باخت.

4- کشته وزخمی شدن 2کارگردر حادثه انفجار معدن زغال سنگ چمستان

ظهر روز یکشنبه 17شهریور،یک کارگر40ساله در حادثه انفجار انفجار و ریزش آوار معدن زغال سنگ واقع در وازتنگه چمستان استان مازندران جانش را ازدست داد ویک کارگر 38ساله مصدوم و به مرکز درمانی در چمستان منتقل شد.

5- مصدومیت شدید یک کارگر حین کار در تونل انرژی ششگلان تبریزدرپی

بعد از ظهر روزیکشنبه 17شهریور،یک کارگر 49ساله حین کار در تونل انرژی ششگلان تبریزدرپی فرورفتن میلگرد به پای چپش مصدوم وبه بیمارستان منتقل شد.

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت