.
يكشنبه ۳۰ تير ۱۳۹۸.
امروز:
Jul 21 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

جمعه, 07 تیر 1398 ساعت 01:49

محمدرضا پویا: اخراجهای میلیونی

کارگر کمونیست ۵۷۸

احمد توکلی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران می‌گوید که قدرت خرید کارگران به نصف کاهش یافت و طی ۹ ماه ۷۴۴ هزار کارگر شغل خود را از دست دادند.

به گزارش زمانه، او شنبه ۲۵ خرداد در گفت‌وگو با سایت خانه ملت، وابسته به مجلس شورای اسلامی، سیاست‌های ارزی دولت را موجب بیکاری کارگران و رکود در بخش تولید دانست.

توکلی میانگین نرخ تورم در سال ۱۳۹۷ را ۴۷,۵ درصد اعلام کرد و گفت که قدرت خرید کارگران با دستمزد یک میلیون و ۳۵۰ هزار تومان در پایان سال به حدود ۶۵۰ هزار تومان کاهش پیدا کرد. وی میگوید "کارخانه‌هایی که با ارز ۳۸۵۰ تومانی مواد اولیه خود را خریداری می‌کردند، اکنون باید با ارز ۱۲ هزار تومانی وارد کنند یعنی ۳ برابر بیشتر سرمایه در گردش می‌خواهند و به دلیل اینکه این سرمایه در گردش تامین نمی‌شود، گرفتار می‌شوند "

در آمارهای ارائه شده تاکنونی توسط مراکز و محافل مختلف اقتصادی، رژیم اسلامی همواره در زمینه "اقتصاد" در صف آخرینها قرار داشته است اما آمارهایی که توکلی ارائه داده یک اشکال اساسی دارد. با شاخص هایی مانند میزان شدت تورم و یا قیمت ارز و برابری با قیمت ریال، نمی توان وضعیت اقتصاد رژیم اسلامی را توضیح داد. نمی توان با ابزارها و معیارهای معمولی اقتصادی، آنچه که در این چهل سال در اقتصاد ایران بوقوع پیوسته، را توضیح داد. حتی اگر اعداد و ارقام اعلام شده کنونی را بعنوان مبنای یک تحلیل بپذیریم، بلافاصله تصویر یک اقتصاد رسما ورشکسته نمایان خواهد شد که توضیح شرایطش با شاخص های اقتصاد جهان سرمایه داری امکان پذیر نمی باشد. به زبان دیگر، آنچه که در اقتصاد رژیم اسلامی بوقوع پیوسته از جنس بحرانهای ادواری یک اقتصاد "متعارف" نمی باشد. مشکل اقتصادی جمهوری اسلامی، علت سیاسی دارد.

جمهوری اسلامی هرگز نتوانست حاکمیتش را به یک ماشین متعارف دولتی تبدیل نماید، امری که برای پذیرفته شدن در حلقه بازار جهانی ضروری است. نمیشود دولتی بعنوان پدر خوانده تروریسم اسلامی امروز در لبنان و عراق و افغانستان و سوریه، عملیات انجام دهد و روز بعد بعنوان هیئت رئیسه سازمان تجارت جهانی پذیرفته شود. جمهوری اسلامی تلاش نمود با "نهادینه" کردن تروریسم اسلامی در مناسبات بین المللی از موضع "صاحب حق" با غرب روبرو شود، اما در تمام دوره ها تلاشش به شکست انجامید. پروژه گذر به "متعارف" شدن شکست خورد زیرا که مردم هیچگاه موجودیت رژیم اسلامی را در جامعه نپذیرفتند. در نگاه مردم، جمهوری اسلامی یک حکومت گذرایی در جامعه بود که می بایست هرچه سریعتر با آن تسویه حساب کرد. اسلامیت رژیم و پرچمداری جمهوری اسلامی در جنبش تروریسم اسلامی همیشه مانعی برای پذیرفته شدنش در اقتصاد جهانی بوده است. از جانب دیگر سرمایه جهانی برای سرمایه گذاری در یک منطقه، نیازمند "امنیت" با ضریب بالاست. در این زمینه هم رژیم اسلامی هیچگاه نتوانست سرمایه غربی را متقاعد کند که "آرامش" در جامعه برقرار است و رژیمش ثبات پیدا کرده است. بدین علت که خواست سرنگونی این رژیم چنان در فرهنگ سیاسی مردم عجین شده است که با هر چشم غیر مسلحی هم میشد آنرا دید. لذا و به این دلایل ورشکستگی و فرو پاشی اقتصادی رژیم اسلامی، در وهله اول علت سیاسی دارد. اما حتی اگر به حوزه ارقام و اعداد اقتصادی هم ورود کنیم، بلافاصله به نتیجه مشابه ای خواهیم رسید.

اقتصاد رژیم اسلامی ورشکسته و ویران شده است. تحریمها و چلنجهای سیاسی در خاورمیانه حتما به پروسه از هم گسیختگی اقتصادی شدت بخشیده، اما علت آن نیست. حتی در غیاب این وضعیت (چنانکه در دورهای بسیاری و طی سالهای متمادی هیچگونه تحریمی برقرار نبود) اقتصاد رژیم اسلامی به همین نقطه ای میرسید که اکنون در آن قرار دارد. اخراج میلیونی کارگران آنهم طی 9 ماه، امری نیست که به این و یا آن مذاکره بستگی داشته باشد. "نامتعارف" بودن اقتصاد رژیم اسلامی به رابطه مردم با کل حکومت اسلامی مربوط میشود و نه نوع دیپلماسی و روابط خارجی جمهوری اسلامی. حتی در سطح فرمال هم دیگر هیچ باند و جناحی امید به بهبودی و عبور از این شرایط را ندارد. اخبار رسمی منتشر شده رژیم اسلامی هم گواهی بر همین مدعا است که بند بند اقتصاد جمهوری اسلامی از هم گسیخته است. بانکها ورشکسته هستند، کارخانجات در رکود کامل بسر میبرند و به حالت ایست قلبی رسیده اند. آمار توکلی در مورد اخراجهای میلیونی کارگران، کاملا با شرایط کنونی اقتصادی امروز رژیم اسلامی خوانایی دارد.

طبقه کارگر در مقاطع مختلف نسبت به شرایط فاجعه بار اقتصادی عکس العمل نشان داده است. شرایط از هم گسیحته اقتصاد رژیم اسلامی، موجب اخراج های دسته جمعی شده است که با توجه به نبودن بیمه بیکاری، فی‌الواقع به معنای دادن حکم گرسنگی به کارگران است. با توجه به شرایط موجود، پرداختن به موضوعاتی مانند قدرت خرید کارگر رفتن به حاشیه و دور شدن از واقعیت های پیش روی است. امروز با هر کلک اقتصادی که بخواهند قدرت خرید کارگر نسبت به تورم و امکان دسترسی به مایحتاج اولیه زندگی را محاسبه کنند به عدد منفی خواهند رسید که در زندگی واقعی و روزانه بمعنای امکان ناپذیر بودن ادامه زیست اقتصادی و فیزیکی است.

جمهوری اسلامی در همه عرصه ها شکل ظاهری یک "دولت" را از دست داده است. عده ای آدمکش اسلامی بر مقدرات مردم حاکم شده اند که کل ثروت جامعه را پس از "کسر دزدیهای اسلامی" و پرداخت حق و حقوق الیت بالای حکومت، مابقی را به دستگاه سرکوب و ترور اختصاص داده اند. این "تقسیم بندی"، پس از تحریمها و تکانهای شدید در اقتصاد رژیم اسلامی به هم خورده است. همین نگرانی زیادی درون رهبران سرکوب مردم و دزدان بنام و بی نام رژیم اسلامی ایجاد کرده است. هر کدام از اینها صدها میلیون دلار پول در بانکهای خارج دارند که دول غربی هیچگاه نه در موردشان حرف زدند و نه حتی آنها را افشا کردند. همین امروز که تحریم علی خامنه ای اعلام شده، از اعلام میزان ثروتش در خارج امتناع میکنند. این وضعیت فقری را به مردم تحمیل کرده است که آنرا دیگر نه خط فقر بلکه خط مرگ باید نامید. زندگی و حیات فیزیکی مردم به "یمن" وجود جمهوری اسلامی بخطر افتاده است. اخراجهای دسته جمعی، کارگرانیکه ماههاست حقوقی دریافت نکرده اند، نداشتن تامین شغلی، نبود بیمه بیکاری و افزایش چندصد درصدی قیمتها، ادامه زندگی را برای همگان ناممکن کرده است. امروز حتی برای گرسنه نماندن، برای زنده ماندن و ادامه زندگی هم باید جمهوری اسلامی را سرنگون نماییم. باید به این توحش و بربریت اسلامی سرمایه داری پایان دهیم. برای هر درجه کسب رفاه و خوشبختی باید گانگسترهای اسلامی را به موزه توحش بسپاریم*

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت