.
چهارشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۸.
امروز:
Sep 18 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

یکشنبه, 08 ارديبهشت 1398 ساعت 20:13

جمع قدم اول: از شرایط فعلی طرفین نبرد طبقاتی در ایران

مبارزات کارگری در ایران قدمت بیش از ۱۲۰ سال دارد. اعتصاب ۱۱ هزار نفری کارگران نفت جنوب سال های1301 تا 1307 تحت رهبری نیروهای حزب کمونیست ایران براه افتاد که حتی رضا شاه قادر به سرکوب ان نبود، و در نهایت این اعتصاب توسط ناوگان دریایی انگلیس سرکوب گردید. همچنین نقش جنبش کارگری در ملی شدن نفت در دوران سالهای قبل از ۳۲ بسیار بارز بود. قبل از مصدق و جبهه ملی، از طرف تشکل‌های کارگری، ملی شدن نفت در مبارزات انها مطرح شده بود. در سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ تقریبا ۳۶۰ هزار نفر از کل جمعیت تقریبی ۵۰۰ هزارنفری کارگران ایران، در شورای متحده متشکل شده بودند، در نتیجه، در سال ۱۳۲۵جامعه کارگری ایران توانست مترقی ترین قانون کار در کل خاورمیانه را به سرمایه داران و دولت ایران تحمیل کنند. بعد از کودتای سال ۱۳۳۲ و سرکوب شدید تشکل‌ های صنفی و سیاسی کارگران ، مبارزات و سازماندهی کارگری تنزل یافت اما، با اعتراضات پراکنده و گاه بسیار رادیکال از جمله اعتراضات چیت سازی ری و اعتصابات گسترده و سراسری کوره پز خانه ها ادامه یافت. در سال ۱۳۵۶ و ۵۷ دوباره به اوج خود رسید و نقش تعییین کننده را در سرنگونی حکومت سلطنتی را ایفا کرد. که با کمک سرمایه داری جهانی، ارتجاعی ترین نیرو زیر نام اسلام به انقلاب ایران تحمیل شد. پس از حدود یک سال و نیم همان آزادی نیم بند نیز به پایان رسید و ارتجاع تازه به قدرت رسیده به بهانه مبارزه بر ضد امپریالیست و هم چنین جنگ، به سرکوب تشکل های کارگری و احزاب سیاسی اقدام کرد. متاسفانه به دلیل عدم تحقیق اصولی، چپ جهانی، رژیم جدید را ضد امپریالیست ارزیابی کرد و درسطح جهانی از آن دفاع کرد. بنابراین، طبقه کارگر ایران در مقابل سرکوب‌های جمهوری اسلامی تنها گذاشته شدند و جمهوری اسلامی توانست طبقه کارگر ایران را به شدت و بدون انعکاس ان در سطح جهانی، شدیدا سرکوب کند. متاسفانه چندین دهه است که چپ جهانی هم چنان در این فریب خوردگی به سر می ‌برد، در حالیکه اصولی بود و هست که چپ جهانی از طبقه و جنبش کارگری در مقابل ارتجاع دفاع می کرد.

بعد از سرکوب شدید در دهه شصت، جنبش کارگری ایران تقریبا تمام تشکل ها و امکانات مبارزاتی خود را از دست داده بود ، بدون تشکل رسمی و منسجم مبارزه را به صورت پراکنده ادامه داد . به عنوان مثال، کفش ملی ، قیام اکبر آباد واعتصاب خاتون آباد که اعتراض صرفا کارگری بود.
با گذشت زمان و اضافه شدن جمعیت کارگری، مجددا مبارزات کارگری با شکل مشخص و از کارخانجات و مراکز خدماتی سربرآورد .نساجی ها به شکل گسترده از پرریس گرفته تا نازنخ ، مه نخ و نساجی های مازندران و کاشان ، کاشمر و تا پتروشیمی‌های شمال و جنوب و ماشین سازی ها گرفته تا معادن زغال سنگ را در بر گرفته تا هفت تپه که بیش از ۱۰ سال است هم چنان ادامه دارد. اعتراض کارگران حمل و نقل بخصوص شرکت واحد تهران از سال 1383 تا کنون بی وقفه ادامه دارد .اعتراض ها در شهرک های صنعتی البرز ، قزوین، ساوه و اراک تا اهواز ادامه پیدا کرد . در خوزستان، نورد اهواز، لوله سازی اهواز ، فولاد اهواز، در ساوه نورد و لوله صفا و در منطقه شمال چوب نکا ، چینی شمال ، نساجی مازندران… و در اراک هپکو و آذرآب ، درآذربایجان، تراکتور سازی و ماشین سازی و خلاصه در تمام کشور مثل کشت و صنعت مغان ، خاتون آباد ، مس سرچشمه ، معدن زمستان یورت و معدن چادر ملو ، معادن زنجان . تعداد اعتراض ها و اعتصاب ها به حدی رسید که در سال ۱۳۹۵طی یک سال 7200 اعتصاب و تجمع اعتراضی رسما" به ثبت رسید و اکنون بیشتر نیز شده است.
اعتراضات فعلا در هفت تپه و فولاد اهواز و دشت مغان، معادن ، و پترو شیمی ها به شکل بارزی ادامه دارد. جمهوری اسلامی نیز هر روز به شدت سرکوب افزود. طی ۱۵ سال گذشته دهها کارگر را زیر شکنجه در زندان ها کشته است و هزاران کارگر را دستگیر و زندانی کرد، کارگران را به گلوله بستند و از جمله کارگران خاتون آباد را از هوا از طریق هلیکوپتر توسط سپاه پاسداران به گلوله بستند، که منجر به کشته شدن ۴ نفر از کارگران شد. به عنوان مثال ، طی یک شب 700 کارگر شرکت واحد تهران را شبانه در خانه هایشان دستگیر کردند ، اخیرا" در فولاد اهواز ۳۲ کارگر را در یک حمله گسترده دستگیر کرده و به زندان انداختند، دهها نفر از کارگران هفت تپه را زندانی کردند و تعداد بسیاری از کارگران را شلاق زدند (شلاق زدن در قانون جمهوری اسلامی بوفور وجود دارد. این عمل مصداق بارز شکنجه است)… بسیاری از آنها را پس از شکنجه های گسترده و عمیق بالاخره با وثیقه موقتا آزاد شدند(گرفتن وثیقه خود نوعی گروگان گیری است تا از ترس خطر برای وثیقه گذار، کارگران را مجبور به سکوت و عدم مبارزه برای احقاق حق خودشان کرده است).
تعدادی از کارگران را زیر شکنجه های مختلف مجبور به اعتراف دروغین علیه خود و دیگر دوستان خود کردند،از اعترافات قلابی. فیلم تهیه کرده و با پخش آنها در تلویزیون، رعب و وحشت ایجاد میکنند و در دادگاه‌های نمایشی بدون حضور وکیل مدافع علیه خود کارگران استفاده نمایند. حتی اگر وکیلی به هر دلیل و بدون دسترسی به پرونده از موکلش دفاع کند، خود وکیل مصونیت قضایی ندارد و در خطر دستگیری و شکنجه و زندان میباشد.( در این رابطه نیز دهها وکیل به دلیل دفاع از زندانیها خودشان در زندان بسر می برند) .قاضی ها خود دست نشانده ماموران هستند.
پخش فیلم از اعتراف ها که مدتی تعطیل شده بود، مجددا از سر گرفته شده است که مورد اسماعیل بخشی و حنفیری و تعدادی دیگر انجام شد.
مردم دنیا باید بدانند کارگرانی که برای دریافت حقوق معوقه خود اعتراض و یا اعتصاب کردند به چه دلیل زندانی و شکنجه شده اند وبه چه دلیل از آنها در زیرشکنجه اعتراف دروغین گرفته و فیلم ان را از تلویزیون پخش می کنند. آیا به راستی چنین حکومتی را می توان ضد امپریالیست نامید؟ و به این بهانه از آن دفاع کرد؟
قانون کار رژیم گذشته که با فشار مبارزات کارگران بر دولت شاهشاهی تحمیل شده بود و بخشا" در چهار چوب به اصطلاح دولت های رفاه جا افتاده و پیش برده می شد، موادی در حمایت نسبی از کارگران و زحمتکشان داشت اما، مواد مربوط به تشکل یابی و سازماندهی مستقل کارگری ابدا اجرا نمیشد که هیچ، .به شدت با ان برخورد امنیتی هم میشد. پس از انقلاب ۵۷ تغییرات بسیار زیادی به نفع صاحبان سرمایه و در جهت چپاول بیشتر کارگران توسط سرمایه داری ان هم از جنس نیو لیبرالی ان و بر ضد کارگران در قانون کار اعمال شد و تشکل های واقعی کارگری بر امده از انقلاب که به بهانه‌های مختلف با شدت سرکوب شده بودند، رمق ان را نداشتند تا در تدوین قانون کار تاثیر چشم گیری داشته باشند. ج-ا به بهانه های مختلف از جمله شرایط جنگی و حمایت از "انقلاب اسلامی" و با تهمت هایی نظیرهمگامی معترضین با دشمن وامپریالیسم جهانی و نفوذ عناصر ضد انقلاب،هر حرکت مترقی را به نفع سرمایه دارن سرکوب میکرد. تغییرات قانون کار را به جایی رساند که به جرات می‌توان گفت قانون یک طرفه برای استثمار بیشتر، ضد کارگری و صد در صد به سود کارفرمایان است .
جمهوری اسلامی هم خودش کارفرمای مستقیم است(تملک کارخانه های دولتی) هم نماینده کارفرمایان است و هم اکثردولتمردان رده بالا و متوسط دولت خودشان از صاحبان شرکت ها و موسسات مالی و تولیدی و خدماتی بزرگ می باشند. بیشتر نظامیان رده بالا چه به شکل سازمانی یا به شکل فردی خارج از حیطه سازمانی با استفاده از رانت حکومتی کارفرما بوده و به چپاول مشعولند.
به دلیل سرکوب شدید به قدری سطح مطالبات طبقه کارگر تنزل کرده که در تصور نمی گنجد. چه کسی باور میکند که به خاطر اعتراض به عدم پرداخت حقوق به مدت چند ماه،( از 4 ماه تا دو سال) ، تلاش برای ساختن تشکل مستقل کارگری، تلاش برای کار با قرارداد های مشخص و مبارزه با قراردادهای موقت و سفید امضا، کارگران را شکنجه کرده به زندان بیاندازند ، شلاق بزنند و بعد برای ازادی آنها وثیقه هم بخواهند، و برخی از انها را زیر شکنجه بکشند.
جمهوری اسلامی در عمل نشان داد که شدیدا وابسته به سرمایه ‌داری جهانی است. این پوسیدگی و عدم پویایی سرمایه داری جهانی در شرایط فعلی است که امکان تحمل اشکال مختلف سرمایه داری از نوع جمهوری اسلامی و عربستانی گرفته تا سرمایه داری مدرن به بن بست رسیده ی ارو پایی و امریکای و … را مانند وصله های ناجور هنوز به یک دیگر پیوند داده است و در جهت حفظ کل سرمایه داری در ضمن وجود تضاد های عمیق، یکدیگر را آشکار و یا پنهانی و غیر مستقیم حمایت می کنند.
با وجود منابع نفتی کشور حکومت جمهوری اسلامی ، خود را از نظر مالی وابسته به مردم نمیداند و امکان ادامه حیات خود را بدون حل شدن کافی در سرمایه داری جهانی و بدون تأثیرپذیری عمومی از اثرات ان و بدون توجه به نیازهای مردم هنوز میسر میداند. برای بی اثر و یا کم کردن تاثیرات کمبود ها بر شدت سرکوب همه‌ جانبه افزوده است .
با توجه به اینکه انترناسیونال های کارگری قبلی منحل شدند و انترناسیونال جدیدی هم فعلا" وجود ندارد، جهان فعلی نیز به صورت دو جناح متفاوت سرمایه داری مقابل هم قرار گرفته است . نیرو هایی که قصد مبارزه با یکی از قطب های امپریالیسم جهانی و یا با یکی از حکومت های سرمایه داری مبارزه کنند، به غلط خود را ملزم به پیوستن به قطب مقابل میدانند، در حالی که هر دو قطب ضمن اختلافاتی با هم ، در ریشه و در هدف و جهت حرکت مشترک اند. کاربه جایی رسیده که متاسفانه آزادیخواهان ، طبقه کارگر ، سوسیالیست ها و کمونیست ها به دلیل نبود نیرو یا جبهه سوم ( احزاب واقعی طبقه کارگر و انترناسیونال کارگری) سعی دارند برای نجات از انزوا و بلعیده شدن توسط یکی از قطب ها به یکی از قطب های موجود وابسته شوند. به عنوان مثال، بسیاری از نیروها بدون ارایه تحلیل علمی از انقلاب ۵۷ و حاصل آن، با امپریالیست یا با حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی شدند که متاسفانه هنوز ادامه دارد.
اوضاع کنونی طبقه کارگر
مرکز آمار ایران هم تعریف خودش را دارد که به نوبه خود جالب است . طبق این تعریف، هر کس حتا اگر فقط دو ساعت در هفته کارکند شاغل شناخته میشود، همین قوانین آمارگیری نشان از بیکاری بسیاربیشتر از چهل در صد افراد اماده بکار که طبق اعلام جمهوری اسلامی است را اثبات می کند. بیش از هشت میلیون جوان فارغ تحصیل بیکار هستند. بیش ا ز ۳۰ درصد کرگران شاغل همواره در معرض اخراج قرار دارند. به گفته وزیر کار و رفاه ۹۳ در صد از کارگران به صورت قرار داد موقت ( و سفید امضا که از اختراعات جمهوری اسلامی میباشد) شاغل هستند. مدت قراردادها گاهی یک ماهه میباشد. قرارداد های اختراعی مدعیان اسلام ناب محمدی که به سفید امضا معروف شده به معنی ان است که کارگران پای "قرار دادی" را امضا میکنند که در ان نه تنها مدت استخدام قید نشده بلکه بیشتر مواقع کارگران مجبور هستند برگه سفیدی را امضا کنند که هیچ چیزی در ان نوشته نشده است . به همین سبب همه مطالبات و حقوق گذشته ، حال و اینده کارگر فوق در معرض خطر است. گاها" قبل از همین به اصطلاح استخدام می باید سفته ای در ضمانت بسپارد. هم چنین برگه استعفا و برگه های دریافت همه مطالبات را نیز به شکل کاغذ سفیدی امضا کرده در اختیار کارفرما قرار بدهد. و بسیار مشاهده شده حتی برای چنین کارهای نیز کارگر مجبور است به کارفرما یا نماینده او در مقابل داشتن شغل پیشا پیش رشوه بپردازد. نوع دیگر اختراع قرار کاری در جمهوری اسلامی کار رایگان به مدت سه ماه است که بعد از سه ماه کارفرما تصمیم میگیرد که کارگر فوق کار را ادامه بدهد یا اخراج شود از این روش کارفرماها سود بسیاری به جیب میزند وهر سه ماه به سه ماه دهها کارگر را رایگان به کار گرفته و همه را سر سه ماه اخراج کرده و افراد جدیدی را برای سه ماه بعدی به صورت رایگان به کار می گمارند.

جمع قدم اول (تدراک حزب انقلابی طبقه کارگر)
اسفند 1397
آدرس ایمیل :
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت