.
سه شنبه ۴ تير ۱۳۹۸.
امروز:
Jun 25 2019.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

جمعه, 23 آذر 1397 ساعت 04:17

سیلوین کیپل: بنيامين نتانياهو به کمک عربستان سعودي مي شتابد

قمار مخاطره آميز اسرائيل

در واشنگتن، بنيامين نتانياهو نيروها و امکانات اسرائيل را براي دفاع از عربستان سعودي که، از جمله توسط «سيا»، متهم به قتل جمال خاشقجي روزنامه نگار است، بسيج کرد. با پذيرش اين خطر، همه برنامه راهبردي اسرائيل براي اتحاد با پادشاهي سعودي عليه ايران با خطر روبرو مي شود.

در بدو ورود به نشست گروه ٢٠ در بوئنوس آيرس در ٣٠ نوامبر ٢٠١٨، به محمد بن سلمان اطلاع داده شد که به درخواست سازمان غيردولتي «ديدبان حقوق بشر» يک قاضي آرژانتيني به تحقيق درباره مسئوليت او در قتل مخالف رژيم سعودي، جمال خاشقجي و ديگر زندانيان در عربستان سعودي و نيز جنايات جنگي انجام شده توسط نيروهاي سعودي در يمن پرداخته است. اين کار اساسا جنبه نمادين داشت زيرا هيچ کس تصور نمي کرد که دادگستري آرژانتين بتواند در دو روز تحقيق خود را به نتيجه برساند و شاهزاده سعودي را براي بازپرسي احضار کند. ولي، انجام اين کار چندان بي خاصيت هم نبود. محمد بن سلمان و دو حامي او دونالد ترامپ و بنيامين نتانياهو روي اين داو گذاشته اند که گذشت زمان به تدريج ماجراي خاشقجي را از يادها خواهد برد. آنها اين را نيز مي دانند که – دستکم براي مدتي – روابط فيمابين به وجود آمده در دوسال گذشته نمي تواند دقيقا چنان که پيشتر بود ادامه يابد.

نتانياهو نخستين کسي است که مي داند يک عمليات محرمانه منجر به شکست، هميشه هزينه سياسي دارد. درسال ١٩٩٧، نخست وزير وقت که همين نتانياهو بود، به موساد دستور داده بود که خالد مشعل رئيس سازمان حماس را در اردن به قتل برساند، بدون آن که اين امر را به مقامات اردن هاشمي اطلاع داده باشد (اسرائيل امکان اقدام در اردن را داشت ولي براي اين کار مي بايست از پيش موضوع را به دستگاه هاي محلي اطلاع مي داد). اين عمليات به طرز فاجعه باري با شکست روبرو شد. حسين پادشاه اردن خواستار اين شد که اسرائيل گروه پزشکي خود را براي نجات جان رهبر اسلامي مسموم شده بفرستد و اسرائيل ناگزير از انجام اين کار شد. علاوه براين، پادشاه اردن از اسرائيل خواست که رهبر معنوي حماس ، شيخ ياسين که در آن زمان در اسرائيل زنداني بود را آزاد کند. (شيخ ياسين هفت سال بعد توسط اسرائيل کشته شد). بنابراين، نتانياهو مي داند که محمد بن سلمان بايد بهايي سياسي بپردازد و اين بها عواقبي براي اتحادي که تارهاي آن را با او تنيده خواهد داشت.

مثلث راهبردي

پرسش مطرح از جانب اسرائيل اين است که قتل خاشقجي تا کجا بر مثلث راهبردي اي که نتانياهو مدافع پرشور آن بوده و شامل ايالات متحده و دو متحد عمده منطقه اي آن اسرائيل و عربستان سعودي است (اگر امارات متحده عربي نيز به آن اضافه شود ضلع چهارمي نيز پيدا مي کند) اثر مي گذارد. در ذهن نتانياهو، اين اتحاد بايد همه ژئوپوليتيک منطقه خاورنزديک به نفع ٤ متحد و زيان ايران و به طور حاشيه اي فلسطيني ها، که اکنون روي نقشه منطقه نقشي حاشيه اي دارند، را از نو شکل دهد.

به محض آن که ماجراي خاشقجي برملا شد، نتانياهو کوشيد آن را بي اهميت جلوه دهد و همه نيروهايش در ايالات متحده از جمله سفير اسرائيل در واشنگتن و «کميته امور عمومي آمريکا – اسرائيل» (Aipac – لابي نزديک به اسرائيل در کنگره) را در خدمت وليعهد عربستان سعودي به کار گرفت. رون درنر، سفير اسرائيل به رغم خواست خود وقت زيادي صرف اين کار کرد و در حزب جمهوري خواه هم با مقاومت هايي شديد روبرو شد. چنان که نماينده روزنامه هاآرتض در ايالات متحده مي گويد: «نتانياهو داوطلبانه نقش سپر ترامپ دربرابر درخواست هاي مکرر دموکرات ها و جمهوري خواهان که خواستار مجازات وليعهد و حکومت عربستان بودند را در ماجراي قتل خاشقجي بازي کرد». اين عمليات موثر واقع شد. پس از مدتي ترديد، ترامپ علنا به حمايت از رژيم سعودي پرداخت و آن را بر مبناي ضرورت «تامين منافع ما در آن کشور و اسرائيل و متحدان ديگرمان در منطقه» توجيه کرد.

مسيحيان انجيلي در رياض

به محض آن که ماجراي قتل خاشقجي رسما اعلام شد، نتانياهو موضع خود را آشکار کرد. البته، اين قتل «دهشتناک» بود، اما «براي ثبات دنيا و منطقه بسيار مهم بود که عربستان سعودي باثبات بماند». از آن زمان به بعد، نخست وزير اسرائيل هرگز انکار نکرد که با اصرار رئيس جمهوري آمريکا را مجاب کرده که وليعهد سعودي را رها نکند. بي ترديد، براي انجام اين کار او نياز به تلاش زيادي نداشته ولي متقاعد کردن ترامپ براي رفتار طبق نظر نتانياهو دو روز طول کشيد. در اين حين، يک هيئت نمايندگي بزرگ از مسيحيان انجيلي براي ديدار با خانواده سلطنتي سعودي به رياض رفت. سازمان دهنده اين سفر يک اسرائيلي بود و روزنامه هاآرتض دراين باره نوشت: «اين امر يک تصادف نيست» (١).

چرا اسرائيل چنين بي پروا از محمد بن سلمان حمايت مي کند؟ محاسبه نتانياهو تقريبا في البداهه بود – و با مخالفت اندکي در اپوزيسيون داخلي (و در ائتلاف دولتي و ارتش يا نيروهاي امنيتي) – روبرو شد. ترامپ به نوبه خود، علاوه بر حفظ قراردادهاي تسليحاتي، دريافت که با طرح منافع اسرائيل در ماجراي قتل خاشقجي به جذب بخشي از پايگاه انتخاباتي خود که مسيحيان انجيلي هستند نيز نايل مي شود. اين حمايتي بود که او براي رويارويي با سنگ اندازي رهبران مهم جمهوري خواه مانند سناتورها ليندزي گراهام و باب کورکر، که مبلغ فکر اِعمال مجازات عليه رياض بودند نياز داشت. دليل اين امر اين بود که در ميان حزب جمهوري خواه صداهايي عليه آينده داشتن روابط با پادشاهي وهابي بلند شده بود. اين صداها اعتراض داشتند که عربستان سعودي در مبارزه عليه «سازمان حکومت اسلامي» (داعش) در سوريه کاملا غايب بوده و مبلغ کمي در «مبارزه عليه تروريسم» سرمايه گذاري مي کند يا همچنان به طور فعال با طالبان در افغانستان همکاري مي کند. در آن زمان، اسرائيل همه شبکه هاي خود در ايالات متحده را به کار گرفت تا کاخ سفيد را مجاب کند که خط مشي خود مبني بر سخت گيري نسبت به ايران و گذشت دربرابر ديگران را تغيير ندهد.

با انجام اين کار، نتانياهو البته پيوندهاي خود با دولت ترامپ را بهبود بخشيد، اما به انزواي اسرائيل – به طور کلي به ويژه در افکار عمومي يهوديان آمريکا - نيز افزود. يکي از نويسندگان واشنگتن پست نوشت: «مانند دموکرات ها، بسياري از جمهوري خواهان نيز از اين که رهبر اسرائيل به لابي گري در حمايت از يک شاهزاده عرب که مرتکب قتل شده پرداخته، احساس انزجار مي کنند» (٢). نتانياهو خطر را به جان مي خرد: در بدترين سناريو، حتي با آن که احتمال آن امروز ضعيف به نظر مي رسد، اگر ماجراي خاشقجي برضد محمد بن سلمان عمل کند و سياستي که ترامپ تعقيب کرده بيش از پيش مغشوش و خطا از کاردرآيد، همه راهبرد منطقه اي او از يک دهه پيش برباد مي رود. شمي شابو، نماينده هاآرتض در ايالات متحده مي نويسد: «اگر وضعيت از کنترل خارج شود، عملکرد نتانياهو غيرقابل انکار خواهد بود و نامش در زمينه حمايت از عربستان سعودي مانند نقش بر سنگ حک خواهد شد».

از عمان تا چاد

تا به حال، فهرست «موفقيت هاي» نتانياهو درمورد کشورهاي مسلمان، به ويژه کشورهاي حاشيه خليج [فارس] چشمگير به نظر مي آيد. اين درحالي است که مقدار زيادي از اين موفقيت ها مديون روابطي است که با رياض برقرار شده است. حتي پس از قتل خاشقجي، نخست وزير اسرائيل از سلطان نشين عمان ديدار کرد و در اسرائيل ميزبان رييس جمهوري چاد، ادريس دبي بود که آن را «تاريخي» توصيف نمود. در اسرائيل، دبي اظهار کرد که نبرد مشترکي عليه شرّ انزجار برانگيز اين قرن يعني تروريسم انجام خواهند داد» و همه محافل ديپلوماتيک اسرائيلي با سر و صدا ااز «برگ» آينده اعلام شده اي که نتانياهو به زمين زده يعني برقراري روابط با عمر البشير، که ٣٠ سال است قدرت را در سودان در دست دارد سخن گفته اند (روابطي که عربستان سعودي هم در آن نقشي مهم به عهده دارد). بايد به اين نيز توجه داشت که درباره «شرّ انزجار برانگيز» اين دو رئيس دولت وجه اشتراک دارند: عمر البشير با يک حکم جلب بين المللي به خاطر جنايات جنگي و جنايت عليه بشريت صادر شده توسط دادگاه جزايي بين المللي تحت تعقيب است؛ و ادريس دبي هم متهم به نقض حقوق بشر و انجام جنايات جنگي است.

نتانياهو قصد دارد به همه اين دوستان تازه تسليحات بفروشد و به ويژه، خود را نزد آنان فروشنده دوره گردي نمايانده که تبديل به قهرمان جهاني جاسوسي فضاي مجازي شده و به ايشان مواد و آموزش کارکنان براي کنترل مردم و در درجه اول مخالفانشان را عرضه مي کند. ماجراي قتل خاشقجي مي تواند اين تداوم تهاجم ديپلوماتيک و بازرگاني اسرائيل به سوي دنياي عرب- سني را به خطر اندازد. به اين ترتيب، روز دوشنبه ٣ دسامبر، عمر عبدالعزيز از مخالفان سعودي، که به جمال خاشقجي خيلي نزديک بود، در تل آويو شکايتي عليه يک شرکت سايبري به نام ان اس او (NSO) به خاطر ارائه اطلاعات و تجهيزات شنود تلفني با موافقت مقامات اسرائيلي، طرح کرد که به زيردستان محمد بن سلمان امکان داده بود تماس هاي تلفني او تا زمان قتلش را شنود کنند.

راهبرد ترديد برانگيز تل آويو

حتي اگر محمد بن سلمان قدرت خود را حفظ کند، از توانايي او براي خدمت به منافع اسرائيل، دستکم در کوتاه مدت، کاسته خواهد شد. به نظر دان شاپيرو، سفير پيشين تل آويو در آمريکا ( و مخالف سرسخت عملکرد ترامپ – نتانياهو)، «قتل خاشقجي براي اسرائيل يک فاجعه است». در درجه اول، به خاطر اين که بر «غيرقابل اعتماد بودن مطلق عربستان تحت سلطه محمد بن سلمان به عنوان متحد راهبردي نور مي تاباند (٣)». او موکدا مي پرسد که چه نفعي در تداوم اتحاد با فردي وجود دارد که شکست هاي پي درپي انباشته مي کند: (در جنگ يمن، روابط با قطر، رقابت با ديگر قدرت هاي سني منطقه، ترکيه و غيره)؟ بعد، نتانياهو براي دريافت کمک از عربستان سعودي جهت تحکيم روابط با شيخ نشين هاي مختلف خليج [فارس] (به ويژه بحرين و عمان) خيلي حساب مي کرد و درنظر داشت که «برنامه ١٢ ماده اي» مايک پمپئو وزير امور خارجه آمريکا درمورد ايران که در ماه مه ٢٠١٨ ارايه شد را تا فروپاشي حکومت ايران به پيش براند.

با آن که رابطه با عربستان سعودي توجه کمي در افکار عمومي اسرائيل بر مي انگيزد، بسياري از «کارشناسان» امور منطقه در اسرائيل اکنون درمورد زيرکانه بودن راهبرد درپيش گرفته شده توسط نتانياهو ابراز ترديد مي کنند. اين امر تا حدي است که اين راهبرد تنها مي تواند در کوتاه مدت کاربرد داشته باشد (به خصوص، اگر ترامپ دو سال ديگر تجديد انتخاب نشود؟). به عنوان نمونه، بسياري از اين بيم دارند که محمد بن سلمان به جاي يافتن مفري براي خروج از باتلاقي که عربستان سعودي در يمن در آن افتاده، بيش از اين در آن فروغلتد و به ويژه درست زماني که بايد نيروي اصلي خود را صرف رودررويي با ايران کند تضعيف شود. به علاوه، چه نفعي در اتحاد با حکومتي وجود دارد که از نظر بين المللي نمي توان گفت آبرويي بيش از ايران دارد؟ به اين ترتيب، هربار اين مسئله موضوع کانون بحث در اسرائيل مي شود: تا زماني که بن سلمان بر مسند خويش است، شخصا مانعي در راه ساختن يک ائتلاف بين المللي عليه ايران است.

انباشت شکست ها

با اين همه، به نظر نمي آيد که نتانياهو راه حلي در چنته داشته باشد. حفظ ارتباط با ترامپ و نفوذ بر دولت آمريکا همه راهبرد او را تشکيل مي دهد و هدف آن به ويژه اين است نشان دهد که ساختن روابط بادوام با رژيم هاي عرب منطقه ممکن است بدون آن که مسئله فلسطين آن را مختل کند. با اين حال، آينده شخصي او هرچه که باشد، از هم اکنون مي توان ازخود پرسيد اگر حتي محمد بن سلمان قدرت خود را حفظ کند، آيا هنوز درحدي خواهد بود که بتواند به ترامپ و نتانياهو کمک کند و فلسطيني ها را به کوتاه آمدن وادارد؟ دخالت او در قتل خاشقجي پيشرفت سرابي که به «برنامه صلح» آمريکا در خاور نزديک مشهور شده را بيش از پيش غير محتمل مي سازد. به دشواري مي توان تصور کرد که محمد بن سلمان، در وضعيت تضعيف شده اي که اکنون قرار دارد، از جمله در دنياي تسنن که با حريف هايي رودررو است که تمايلي به تسليم شدن دربرابر او ندارند (ترکيه اردوغان در رديف اول اين حريف ها قرار دارد)، اين فکر قديمي را درسر بپروراند که مسئله فلسطين را با گرفتن يقه محمود عباس و آنچه که از بلندپروازي هاي او باقي مانده حل کند. اکنون، به نظر مي رسد که او به طور قطع گروگان دو «ارباب» - ترامپ و نتانياهو – است که براي نجات او کارهاي زيادي کرده اند.

فزون براين، ماجراي قتل خاشقجي در زماني رخ داده که فهرست شکست هاي اخير نتانياهو نيز دستکم به اندازه موفقيت هايش بلند بالا است. از جمله اين شکست ها در ١٧ سپتامبر بود که دفاع ضدهوايي سوريه به اشتباه موجب سقوط يک هواپيماي ايل ٢٠ روسي شد که به کشته شدن ١٥ سرباز روس منجر گرديد. مسکو مسئوليت اين امر را متوجه نيروي هوايي اسرائيل، که در حال انجام يک عمليات مهم در جوار مرز سوريه بود، دانست. با آن که اين مسئله بين نتانياهو و پوتين حل و فصل شد، به حسن روابطي که از چندسال پيش بين روسيه و اسرائيل برقرار شده بود لطمه سنگين خورد. مسکو به ارتش سوريه سامانه موشکي اس ٣٠٠ مجهزتر از آنچه پيشتر داشت تحويل داد. بعد از آن اسرائيل، که به طور منظم درسوريه حملات هوايي عليه نيروهاي ايراني انجام مي داد (بيش از ٢٠٠ حمله بين ژانويه ٢٠١٧ و سپتامبر ٢٠١٨)، تقريبا اين حملات را متوقف کرد. نتانياهو ناگزير شد در ٢٠ نوامبر دربرابر مجلس اسرائيل بپذيرد که «روسيه به تنهايي اهرم هاي لازم براي بيرون راندن [نيروهاي] حکومت ايران از سوريه را ندارد». شيوه اي براي گفتن اين که هدف سياسي اصلي اسرائيل درسوريه – عزيمت نيروهاي ايران از سوريه، يا دستکم عقب نشيني گسترده آنها و نيروهاي تحت فرمانشان از مرزهاي بلندي هاي جولان– با رد درخواست از سوي پوتين روبرو شده است.

به علاوه، به نظر مي آيد که پوتين در تامين نظر خود براي «ايجاد ثبات» درسوريه، تهران را واداشته که از کمک رساني به حزب الله از راه سوريه خودداري کند (موشک ها از ايران به دمشق فرستاده مي شد و سپس به نيروهاي حزب الله در سوريه تحويل داده مي شد يا با کاميون به لبنان ارسال مي گرديد). نتيجه اين شد که براي نخستين بار نيروهاي حکومت ايران شروع به تحويل مستقيم موشک ها از تهران به بيروت از طريق هواپيماهاي يک شرکت بازرگاني خصوصي... متعلق به سپاه پاسداران کردند. اسرائيل که دربرابر عمل انجام شده قرارگرفته از خود مي پرسد: چگونه مي توان حمله به هواپيماها و فرودگاه هاي لبنان را توجيه کرد؟ آيا انجام يک حمله براي پايان دادن به اين حمل و تحويل تسليحات، به عواقبي نامعلوم نخواهد انجاميد؟ يا آيا بايد منتظر ماند و خطر کرد و ديد که قدرت آتش حزب الله در مرزهاي شمالي اسرائيل تقويت مي شود؟ ديدار نتانياهو- پمپئو در بروکسل در ٣ دسامبر به نظر مي آيد آخرين هشدار اسرائيل به حکومت ايران پيش از انجام يک حمله شديد به لبنان براي وادار کردن تهران به بازگرداندن موشک هاي خود از اين کشور باشد. اما، احتمال اين که حکومت ايران تسليم اين هشدار شود خيلي ضعيف است. در شرايطي که طنين چکمه ها بين اسرائيل و ايران به گوش مي رسد، تضعيف رژيم سعودي يقينا خبر خوبي براي اسرائيل نيست.

١- Amos Harel : “Trump’s Decision to Stand by Saudi Prince Has Netanyahu Fingerprints on It”, Haaretz, 30 novembre 2018

٢- Jackson Diehl : “Why is Israel tossing a lifeline to Jamal Khashoggi’s killers ?”, Washington Post, 11 novembre 2018.

٣- Daniel Shapiro : “Why the Khashoggi Murder Is a Disaster for Israel”, Haaretz, 21 octobre 2018

ترجمه از فرانسه شهباز نخعی

https://orientxxi.info/magazine/articles-en-farsi/article2819

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت