.
دوشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۷.
امروز:
Dec 17 2018.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

پنج شنبه, 01 آذر 1397 ساعت 04:29

آذر مدرسی: تحریمها

"از حکمتیست میپرسند"
 

تحریمها، سیاست حزب،

اپوزیسیون راست و مردم در ایران


 حکمتیست: دور دوم تحریم های اقتصادی آمریکا با عکس العمل متفاوت نیروهای سیاسی اپوزیسیون روبرو شده است. اپوزیسیون پرو تحریم ضمن حمایت مستقیم یا غیرمستقیم، از تحریمها بعنوان "ابزار محدود کردن ایران در دامن زدن به تروریسم و ناامنی در منطقه"، آنرا فرصتی برای مردم میدانند و ادعا میکنند مردم میتوانند از شکاف در صف ارتجاع  برای خلاصی از شر جمهوری اسلامی استفاده کنند.

آذر مدرسی: اجازه بدهید ابتدا از این ادعا که گویا تحریمها برای محدود کردن دامنه تروریسم و ناامنی در منطقه است، نکاتی را توضیح بدهم. ما قبلا در مورد دلایل واقعی این تحریمها چه در رابطه با جمهوری اسلامی و چه بخصوص در رابطه با معضلات امریکا و رقبایش، اروپا، روسیه و چین، توضیح داده ایم.

یکی از دلایل تحریمهای دور دوم محدود کردن نفوذ ایران در منطقه در مقابل متحدین امریکا، که در ارتجاعی و تروریستی بودنشان دست کمی از جمهوری اسلامی ندارند، است. اما این ربطی به محدود کردن دامنه تروریسم در منطقه ندارد چرا که خود دول غربی و سایر دول ارتجاعی منطقه منجمله عربستان و اسرائیل در کنار جمهوری اسلامی و انواع باندهای مسلح قومی و مذهبی دست سازشان از عاملین  نا امنی در منطقه و گسترش تروریسم اند. در نتیجه محدود کردن جمهوری اسلامی در منطقه برای تغییر توازن قوا میان قدرتهای ارتجاعی در منطقه است نه مقابله با تروریسم!

اما ظاهرا نقش ایران بعنوان یکی از عاملین گسترش تروریسم و ناامنی در منطقه، برای اپوزیسیون راست پرو تحریم، مجوزی است تا پشت سپر "دفاع از امنیت منطقه و مقابله با تروریسم" مخفی شده تا اولا سکوت و همراهی خود با سیاست قلدرمنشانه و ارتجاعی ترامپ در مجازات دستجمعی مردم ایران، به بهانه مقابله با تروریسم ، را توجیه کنند و ثانیا سناریوی خود برای به تباهی کشیدن آینده مردم را پیش ببرند. ظاهرا ضدیت با جمهوری اسلامی برگ مشروعیت حمایت این نیروها از هر سیاست ارتجاعی است.

امروز دیگر هیچ نیرویی، حتی ترامپ و پرو تحریمی ها، منکر تاثیرات مخرب تحریمها بر زندگی مردم، بر گرانی، بالارفتن تورم و بیکاری، نمیشود. فاجعه ای که آنرا در بسته بندی شیک "فلج کردن اقتصاد جمهوری اسلامی" می پیچند. در متن این اوضاع ادعای "امکان استفاده مردم از فرصت برای خلاصی از شر جمهوری اسلامی" نه فقط پوچ که شیادانه است.

مردمی که حتی بدون تحریمها هم کمرشان زیر فشار اقتصادی خرد شده و هر روز سفره شان خالی و خالی تر میشود، جامعه ای که درصد بالایی از جوانانش بیکاراند، جامعه ای که افق بهبود اقتصادی و سیاسی را زیر حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی در چشم انداز ندارد، چطور ممکن است با فقر، گرانی و بیکاری بیشتر، برای یک آینده بهتر به میدان بیاید؟ برعکس این وضعیت امکان تحمیل فشار بیشتر به مردم به بهانه تحریمها را از طرف جمهوری اسلامی بیشتر میکند و مستمسکی میکند تا مردمی که برای رفاه و آزادی به میدان آمده اند را روانه خانه کند. برعکس،  تحریمها نه فقط فرصتی برای مبارزه طبقه کارگر و اقشار فرودست برای رهایی نیست که آنها را در تنگنا قرار میدهد. تحریم مردم در عراق و تحمیل فقر و فلاکت بیسابقه به آنها، شرایط را برای مبارزه آنها علیه دولت صدام بهتر نکرد، برعکس مردم را تا حد تلاش برای زنده ماندن به هر قیمت عقب راند. این نتیجه طبیعی تحریم اقتصادی است.

هیچوقت فقر و فلاکت، بی افقی اقتصادی و سیاسی در جامعه مایه تغییر مثبت یا انقلابی به نفع مردم نشده است، برعکس اینها زمینه ساز به نابودی کشاندن جامعه و تن دادن به هر آلترناتیو ارتجاعی اند.

این آن استفاده واقعی است که نیروهای راست میخواهند از این "فرصت تاریخی" بکنند. ناسیونالیستهای ایرانی تلاش میکنند از تحریمها بعنوان عاملی برای "ایجاد شرایط برای انتخابات آزاد"، اسم رمز انقلاب مخملی، استفاده کنند. سایر نیروهای قومی تحریمها را فرصت مناسبی برای سهم خواهی دانسته و لابیسم خود را در بارگاه شیوخ عربستان و ترامپ تشدید کرده اند. در نتیجه بحث بر سر استفاده مردم از تضعیف دشمن، جمهوری اسلامی، نیست. بحث بر سر استفاده نیروهای راست برای قانع کردن امریکا به رژیم چینج و انقلاب مخملی یا امتیاز گیری از جمهوری اسلامی است.

نیروهایی که تا دیروز طرفدار حمله نظامی امریکا به ایران بودند، امروز با طرح دو قطبی کاذب حمله نظامی یا تحریمها، از تحریمها بعنوان اهرم کم ضرر تر برای مردم دفاع میکنند. میگویند "نه گفتن به تحریم، یعنی تشدید گزینه نظامی‌ و جنگ که در چنین حالتی می‌تواند آثار بسیار مرگبار و ویرانگرتری نسبت به تحریم‌ها داشته باشد."

این کلاه گشادی است که میخواهند سرمردم ایران بگذارند، تا سیاست ارتجاعی خودشان را که حمایت از مخرب ترین راه های تقابل سیاسی است، یعنی تحریم و به گرسنگی کشاندن میلیون ها نفر در یک کشور به بهانه تنبیه حکومت مرتج بالای سرشان، پنهان کنند. گزینه نظامی علیه ایران روی میز نیست! اگر هم بود  انتخاب مردم در ایران "ترجیح" دادن و "انتخاب" مرگ بر اثر گرسنگی و بیماری و فقر بر مرگ در جنگ و زیر بمباران،‌ نیست.  این طیف پروناتویی، میخواهند استیصال و گرفتاری خودشان در چنگال انتخاب های ناتو، را بعنوان انتخاب احسن جامعه ایران قلب کنند. بر این آیا چیزی جز شیادی سیاسی میتوان نام گذاشت!

در دنیای واقعی پرو تحریمی ها بیخود برای تحریمها کیسه دوخته اند. چرا که اولا هیئت حاکمه امریکا و ترامپ، قهرمان رو به افول این طیف، اعلام کرده اند که رژیم چینجی در کار نیست چه برسد به حمله نظامی. آنهم بعد از تجربه افغانستان، عراق، لیبی و سوریه! رسما اعلام کرده اند تحریمها برای به مذاکره کشاندن جمهوری اسلامی است. این حمایتها با هر بسته بندی شیکی که "طرفداران پادشاهی" یا "انتخابات آزاد"، به نام "دفاع از حق ملت کرد، عرب ترک" آنرا بسته بندی کنند تهوع آور و شنیع است و باید در کنار حمایتهای قبلی شان از دخالت نظامی امریکا، در کنار تلاش برای کشیدن جنگ نیابتی به ایران، در پرونده این جریانات ثبت شود.
 

حکمتیست: در اطلاعیه اخیر حزب در مورد دور دوم تحریمها آمده است که: "از نقطه نظر مردم ایران، مقابله با عواقب مرگبار این تحریم ها و جلوگیری از  خراب شدن بار و فشار آن بر دوش دهها میلیون خانواده های محروم، بر دوش طبقه کارگر، بر دوش جوانان بیکار و بی آینده و بی افق، بردوش مردم محروم، و مقابله با دستگاه پلیسی، اصلی ترین محور جنگ آنها علیه تحریم است!"  همینطور برای اجرای این سیاست توصیه متشکل و متحد شدن کرده اید. مردم، محرومین، محکومین و چگونه می توانند طبق این سیاست در این رویداد مخرب، در جهت منافع خود دخالت فعال داشته باشند.

آذر مدرسی: جنبش علیه فلاکت، علیه خراب شدن بار تحریمها بر سر مردم مدتها است به راه افتاده است. جنبشی که در قامت اعتراض امروز کارگران هفت تپه، فولاد، پتروشیمی ها، معلمان و ..... عرض اندام میکند. این جنبش جواب طبقه کارگر و اقشار پائین جامعه هم به جمهوری اسلامی که تحریمها را عامل همه فشارهای اقتصادی و فقر و فلاکت تحمیل شده به مردم معرفی میکند و هم به اپوزیسیون پرو تحریمی که به تحریمها و باز شدن دریچه "انقلاب مخملی" خود دل بسته است. کارگران، معلمان در این اعتراضات اعلام کردند که علیه فقر و بی عدالتی بنیادی در جامعه به میدان آمده اند و امیدی به قدرتهای ارتجاعی از عربستان تا امریکا و نیروهای طرفدارشان نبسته اند. آمده اند تا با قدرت خودشان از پائین به این وضعیت جهنمی پایان بدهند.

این جنبش و این اعتراض که امروز قد علم کرده است باید هرچه سریعتر و در ابعاد بسیار وسیعتری متحد و متشکل شود. اتحادی که شروع آنرا در دفاع بخشهای مختلف کارگری، معلمان و دانشجویان از مبارزات همدیگر میبینیم. این شاید شعف انگیز ترین مولفه در اوضاع امروز در ایران است اما باید این حمایتها را دائمی، سازمان یافته و نقشه مند کرد.

باید آنرا به همه مراکز کارگری کشاند. رهبران کارگری، کمونیستها و سوسیالیستها باید منشا این متحد کردن در همه اشکال و ظرفیتهای آن باشند. امروز نه فقط اتحاد کمونیستها و رهبران عملی این مبارزات بلکه همزمان ایجاد شوراهای مستقل مردمی بعنوان بهترین راه متشکل کردن کارگر، معلم، دانشجو و ...  ضرورت صد برابری پیدا کرده است. مبارزه در جریان فقط با این درجه از اتحاد و تشکل میتواند در مقابل تعرض جمهوری اسلامی مقاومت کند و پیش برود. قدرت متحد و متشکل مردم پاشنه آشیل جمهوری اسلامی و برگ برنده مردم است.

باید محلات کارگری و محروم را با اتکا به شوراهای خود به تحرک در آورد و به این اعتراضات ملحق کرد. باید معلوم باشد اعتراض مردم به کم آبی، به نبود بهداشت در محله به اعتراض کارگر فولاد و هفت تپه و هپکو و اعتراض معلم به فقر و بیعدالتی در محطیهای آموزشی، به اعتراض دانشجو مربوط است. ابتکارات زیادی هست که میتوان به خرج داد. از ایجاد صندوقهای همبستگی با کارگران اعتصابی تا ممانعت از دستگیری فعالین کارگری که برای احقاق حقوق کارگران پیش آمده اند، تا ناامن کردن محله و شهر برای اوباش و نیروهای سرکوبگر رژیم.

این تنها راه مقابله با خراب شدن بار تحریمهای اقتصادی روی دوش مردم است. این تنها راه ادامه بقا و یک زندگی انسانی و سعادتمند است.

راه طولانی و پرشتاب و امید بخشی بر روی مردم ایران باز شده است. و این را طبقه کارگر با مبارزات متحدانه اش باز کرده است. راهی که همه بخش های مختلف مردم معترض در سراسر ایران باید به آن قدم بگذارند، به آن بپیوندند، همراه آن شوند، به اشکال مختلف سازمان یابند و شبکه به هم پیوسته ای از اعتراضات متحد و متشکل و سازمان یافته را شکل دهند. در چنین سناریویی، این نیرو آن قدرتی خواهد بود که تغییر ایجاد میکند و بی تردید ایران بعد از جمهوری اسلامی را به طرف یک جامعه امن، آزاد و متمدن، برابر و مرفه، عبور خواهد داد. حزب ما خود را بخشی از این تلاش میداند. حزبی که از همگان میخواهد برای تضمین پیروزی به آن بپیوندند.

۱۹ نوامبر ۲۰۱۸

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت