.
چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۷.
امروز:
Oct 17 2018.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

پنج شنبه, 20 ارديبهشت 1397 ساعت 22:00

ایرج فرزاد: سرنوشت دنیا، دست این آدمک هاست!

آقای نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، چند روز پیش در یک کنفرانس مطبوعاتی، مدعی شد که به انبوهی از اسرار سرّی جمهوری اسلامی دست یافته است. این اسناد، به گفته نتانیاهو در یک انبار متروکه در منطقه صنعتی “شورآباد” تهران، پنهان شده بودند. ادعا شد که آن مخفیگاه از فوریه ۲۰۱۶ زیر نظر دولت اسرائیل و نهادهای امنیتی آن بوده است. در ادامه، نتانیاهو با لحنی ظفرنمون گفت که ماموران امنیتی دولت اسرائیل توانستند به آن مرکز مخفی نفوذ کنند و اسناد را بار “کامیون” کرده و با موفقیت از ایران خارج کنند.
من با شنیدن این مصاحبه مطبوعاتی، ابتدا قدری خنده ام گرفت، اما بلافاصله غمی سنگین تمام وجودم را فراگرفت. خنده زود گذرم  تشابه  صوری “کینگ آرتور” در فیلم “جام مقدس” از گروه مانتی پایتون با نتانیاهو بود. این فیلم در طنزی قوی افسانه شدن “آرتور شاه” را به تمسخر میگیرد. در این فیلم خود کینگ آرتور حرکات اسبی را نشان میدهد که “نوکر” او در پشت سر، با کوبیدن دو نیمه نارگیل خشک شده، که قرار است صدای سُم اسب هنگام یورتمه رفتن را تداعی کنند، در جستجوی “جام مقدس” در سرزمین موسوم به “بریتانیا” است. توصیه میکنم این فیلم را ببینید، تا لااقل در روی برگرداندن از تصاویر خوفناکی که کینک آرتورهای زمان ما برایمان تدارک دیدند و هنوز هم به آن مشغول، خنده ای، هر چند گذرا بر لبانتان بنشیند.
نگاهی گذرا به داده های اطلاعاتی و امنیتی نتانیاهو در این کنفرانس، ما را به واقعیت وجودی شخصیتهائی که بدون افسانه سازیهای خرافی، بر صندلی رئیس یک “دولت” در اوائل قرن بیست و یک تکیه داده اند، میرساند. اسرائیل، از متحدان دیرین یکی از بزرگترین دولتهای جهان، آمریکا” است. آمریکا، که سازمان سیا و پنتاگون آن مُعّرف خاص و عام است. بگذارید ابتدا به اصل اسناد سرّی که انگار افشاء آنها باید قدرت محیرالعقول دولت اسرائیل و دوائر امنیتی و جاسوسی اش را به رخ جهانیان بکشد، نگاهی بیاندازیم:
نتانیاهو ادعا کرد که در انبار متروکه مذکور، به ۵۵۰۰۰ برگه نوشته در قطع A4 و نزدیک به ۱۸۰ CD حاوی اطلاعات سرّی در مورد نیت رژیم اسلامی برای دستیابی به سلاح اتمی، دست یافته و توانستند آنها را از ایران خارج کنند.
۱. بسیار تعجب آور است که رژیم اسلامی، که “ارتش سایبری” دارد  و توان و ظرفیت نهادهای اطلاعاتی آن به مراتب پیچیده تر و سازمانیافته تر از رکن دو ارتش و ساواک شاه است، پس از “برجام” و آنهمه جلسات ماراتونی، تا این حد شلخته باشد که آن اطلاعات سرّی را همانطور خام و طبقه بندی نشده، در یک انبار متروکه، پنهان کند.
۲. در یک حساب سرانگشتی میتوان حجم همه آن اسناد را، اعم از نوشته بر صفحات کاغد و یا ذخیره شده در CD، برآورد کرد. اگر فرض کنیم رژیم اسلامی تمام آن ۵۵۰۰۰ صفحه را با نیروها و کارشناسان زبده ای که در اختیار دارد، در حد یک فرد عادی که نه دولت را در اختیار دارد و نه بمب اتم تولید میکند، مثل دانشجو و یا حتی دانش آموزی که نمیخواهد اطلاعات شخصی در کامپیوترش به دست پلیس و یا “نا آشنایان” بیافتد، اسکن میکرد و همه را در یک “فلاش میموری” که فعلا در حجم ۲۵۶ گیگابایت و به قیمت حدود ۱۰ دلار قابل تهیه است، ذخیره میکرد که هنوز حدود نیمه حجم فلاش میموری خالی میماند. به هیچ “انبار” چه متروکه و یا آباد و بتون آرمه نیاز نبود. کاربرد CD در ابزارهای ذخیره اطلاعات و فایلها، سالهاست مُنقضی شده است. باز هم اگر فرض کنیم که توان و امکانات رژیم اسلامی در حد دانش “کاربران” میلیونی در همان جامعه ایران باشد، “اشراف اطلاعاتی” نهادهائی مثل وزارت اطلاعات و یا سازمانهای امنیتی و جاسوسی و ضدجاسوسی آن، دیگر قطعا پائین تر از سطح دانش و دسترسی به امکانات تکنیکی یک “تک شهروند” نیست. همه آن اطلاعات افشا شده، بنابراین نه تنها توسط یک “دولت”، بلکه از جانب شهروندی که یک کامپیوتر در اختیار دارد، قابل ذخیره در نه حتی “هارد دیسک”، چه ثابت و یا متحرک، که در یک فلاش میموری با توضیحات فوق است. بعلاوه از سال ۱۹۹۱، یک برنامه کُد سازی از ای میل ها، فایلها و هارد دیسکها برای “افراد خصوصی” تهیه شده و مجانی قابل دسترسی است. اسم این برنامه هم جالب است: pretty good privacy
“طبقه بندی” فایلها و منابع ذخیره اطلاعات خصوصی، وسیعا و از سال ۱۹۹۱ یعنی نزدیک به سی سال است رایج است. “ارتش سایبری” رژیم اسلامی از این امکانات محروم است؟ از این گذشته، اطلاعات توسط اشخاص میتوانند “زیپ” یا فشرده شوند که برنامه های آن هم رایگان در دسترس همگان است. در این فشرده سازی نیز میتوان، برای باز کردن منابع و اطلاعات ذخیره شده، رمز تعیین کرد که جز شخص مربوطه کس دیگری نتواند در صورت دسترسی، آنها را باز کند. یعنی خیلی ساده اگر نتانیاهو، رئیس دولتی که پیچیده ترین سلاحها را دارد و با بکارگیری تکنیکهای پیشرفته میتواند رد فلان عضو فعال در میان مردم فلسطین را تعقیب و ترور کند، متوجه نیست که این اندازه اهانت به شعور و “اطلاعات” مردم، و این مهندسی آشکار دروغ واقعا وقیحانه و ابلهانه است؟ متوجه نیست که رژیم اسلامی، حتی اگر با این پیش فرض باطل ارزیابی شود که گویا در سیستم اطلاعاتی در عهد شترچرانی است، اما زیپ کردن و دسته بندی اطلاعاتی را به دو نفر  متفاوت و دارای قدری سواد بسپارد؟ یعنی یکی آنها را با کُد، زیپ و فشرده کند و کس دیگری با برنامه pgp ، برای آنها کلید رمز تعیین کند؟ برای امثال ما، افراد شخصی که تخصصی هم در رشته کامپیوتر  نداریم، چنین کاری سالها است میسر شده است، برای جمهوری اسلامی و ارتش سایبری آن نه؟ در این صورت حتی اگر کماندوهای امنیتی اسرائیل در عملیات بسیار محیرالقعول تر قادر میبودند به آن فلاش میموری که اندازه اش کمتر از انگشت شست است، در مخفی گاهی “فوق سری”، و نه در یک انبار متروکه، دسترسی پیدا کنند، هنوز به هیچ جا نمی رسیدند. چون معلوم نمیشد کدام دو نفر و با چه کدهائی منبع اطلاعات ذخیره را “قفل” کرده اند. اینها تازه اطلاعات من نوعی و مثل دیگر میلیونها شهروند غیر کارشناس مسائل امنیتی است. برای دستگاههای جاسوسی و "ضد ترور"، که با سیستمهای بسیار پیچیده و غیر قابل دسترس برای ما شهروندان معمولی و شریف و معصوم، آدم ربائی میکنند و در ناشناخته ترین مناطق با "بهپاد"های بدون سرنشین، مشکوک ترین مخفی گاه "تروریستها" را رد یابی و بمباران میکنند؛ حتما سیستمهای پیچیده تری هست که آقای نتانیاهو در مصاحبه "جنجالی"، خود را به "تجاهل" زد.
اما، در نهایت تعجب ما این نمایش جاهل و پرت فرض کردن مخاطب را از دنیای کنونی و دستاوردهایش دیدیم. و نه تنها  این، بلکه، افشاگریها، با اظهار نظرهائی از قبیل “قابل تامل است”، “جای نگرانی است”، “جدّی است” و … از جانب “بلند پایگان” دولتهای غرب توام شدند.
سرنوشت بشر به دست “کینگ آرتور”های دور و زمانه ما افتاده است. مشکل این است که ما چون گروه مانتی پایتون، نمیتوانیم با طنزپردازی از داستان واقعی اینها و پس زدن لایه خرافی افسانه سازیها در مورد شخصیتهای غیر واقعی اساطیر در قرون وسطی، موجبی برای خنده فراهم کنیم. تصمیم همین کینگ آرتورهای زنده زمان ما و نه تصاویر قدیسان و شوالیه های دوره قرون وسطی است، که ویران کردن شیرازه مدنی عراق را به عنوان “جنگ آزادی” برای جهانیان تصویر کردند؛ و با بمباران بلگراد، مژده رهائی از آخرین دژهای “دیکتاتوری شرقی” را سر دادند.
هر اندازه افشاگریهای نتانیاهو، گاه ممکن است موجب ریشخند میلیونها شهروند جهان باشد و اسباب خنده، اما درست به همین دلیل که با سازماندهی دروغ توسط چنین “دولتمردان”، ممکن است حمام خون تازه ای راه بیاندازند و به اتکاء آن افشاگریها و به بهانه زدن منابع دسترسی رژیم اسلامی به سلاحهای “کشتار جمعی”، پرده های به مراتب سیاه تری از سناریو سیاه عراق و بلگراد و سوریه کنونی به نمایش بگذارند، برعکس بی نهایت هشدار دهنده و ترسناک و سایه شوم گورهای دسته جمعی، صحنه های دلخراش لت و پار شدن مردم سیویل و فعال شدن پاکسازیهای اتنیکی و قومی را در برابر ما میگیرند. از این نظر، برخلاف ظاهر مسخره و ابلهانه و ارزان ادعاها و “اشراف اطلاعاتی” امثال نتانیاهو  و دولت اسرائیل، باید در باره اهداف واقعی پشت این مهندسی جعل و دروغ و بلوف ها، حسّاس بود. ما را عادت داده اند که معمولا پس از مهندسی دروغهائی که گاه حتی با تعجب “کارشناسان” و  “بازرسان” سازمان ملل همراه بود، میلیونها مردم را به خاک و خون بکشند و از مدنیت و تمدن آثاری باقی نگذارند.
باید فوق العاده کنجکاو و گوش بزنگ بود، در پشت لاف زنیها و ظاهر مسخره و پوچ و بی پایه افشاگریهای امثال نتانیاهو، نقشه و سناریوهای سیاه و خونین و بسیار کار شده و “جّدی”، طرح و برنامه ریزی شده است.
واقعیت این است که مصاف مردم ایران با رژیم جمهوری اسلامی به مراحل  تعیین کننده ای رسیده است. اما هر نیروی اپوزیسیون اگر تحت بهانه حفظ وحدت برای سرنگونی رژیم اسلامی، در برابر نقشه و توطئه های سناریو سیاه، بی تفاوت، بیطرف، خنثی و بدتر از آن جانبدار ، ظاهر شود، باید ایزوله شود. تعجب آور نیست که درست با “روی میز گذاشتن” گزینه دخالت دخالت نطامی و فعال کردن نقشه های سناریو سیاه، جریانات نامسئول چون مُهره ذخیره در لیست “آزادسازی میهن از سلطه آخوندهای دجّال”، مثل مجاهدین خلق، مورد توجه دولتهای غربی و رسانه های آنها قرار میگیرند. این سکت مهجور به عنوان “اپوزیسیون واقعی و دارای نیرو ” علیه رژیم “توتالیتر ملایان در ایران” دوباره در بورس قرار گرفته است. تحرک و  ثبت نام جریانات قوم پرست برای تکه پاره کردن مدنیت جامعه ایران که رسانه هائی چون بی بی سی و صدای آمریکا کارت مدافعان جعلی حقوق مردم تحت ستم در ایرانِ “چند ملیتی و چندین اتنیکی” ، را بر سینه پرسوناژهای آنان الصاق کرده اند، آنهم درست همزمان با روی میز گذاشتن نقشه های سناریو سیاه، بسیار قابل تامل و در عین حال هشدار دهنده است. این عوامل محلی و اتنیکی تبدیل ایران به صحنه پاکسازیهای قومی و؛ هموار کردن جهادها و سر بُریدنها و بمب های انتحاری جریانات ارتجاعی اسلامی را باید از صف آزادیخواهی و متعهدان به حفط مدنیت جامعه ایران کنار گذاشت و رسوا کرد.
بهانه “دشمن اصلی فعلا جمهوری اسلامی است” نباید کمترین اعتبار و حقانیت به نیروهائی بدهد که سناریو سیاه را هم در پروژه های سرنگونی خویش منطور کرده؛ و به آنها به دیده مثبت نگاه میکنند. اولین قربانیهای سناریو سیاه، مردمی اند که طی چهل سال حاکمیت مشتی جانور اسلامی سنگرهائی را با مشقات و محرومیتها و زجر و شکنجه کشیدنها و قربانی دادنهای بیشمار و نبردهای با شکوه، حفظ کرده و بانی ابتکارات خلاقانه در مصاف و مانور با رژیم بوده اند.
همراهان با طرحها و نقشه های سناریو سیاه، به هر بهانه و توجیه، چه ساقط کردن رژیم جنایتکاران اسلامی طبق سیاستهای “رژیم چینج” باشد؛ و یا بَزَک کردن رهبران خود خوانده و جعلی ملیتها و قومیتها و اقلیتهای مذهبیِ تحت ستم و جور “ملت بالادست فارس و شیعه مذهب”، باید بی اما و اگر محکوم، و قاطعانه از صف مردم و مبارزات و خواسته ها و مطالباتشان، طرد و منزوی شوند.
۵ مه ۲۰۱۸
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت