.
يكشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷.
امروز:
Aug 19 2018.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

سه شنبه, 24 بهمن 1396 ساعت 03:35

(ویژه نامه روزشماراعتراضات کارگری از اول تا بیست ودوم بهمن ماه 1396) اخباروگزارشات کارگری23/22بهمن

- کارگران کارخانه کمباین‌سازی تبریز:

از خروج  ابزار تولید کارگران کارخانه کمباین‌سازی تبریز  جلوگیری کنید!

- اعتصاب وتجمع کارگران پتروشیمی بوعلی سینا دراعتراض به عدم یکسان سازی قراردادهای پیمانکاری و تبعیض در پرداخت حقوق

- اعتصاب وتجمع دوباره کارگران پیمانکاری فاز 14پارس جنوبی دراعتراض به عدم پرداخت 6ماه حقوق

- تجمع اعتراضی دوباره کارگران کارخانه کاشی اصفهان نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی و وعده های توخالی مسئولان طراز اول استان اصفهان مقابل استانداری

- علی پیچگاه:نگاهی کوتاه به مبارزات کارگران صنعت نفت در مقطع انقلاب بهمن

- گزارشی درباره پایمال شدن حقوق کارگرانِ پروژه‌ایِ جنوب

- اعتراض رسانه ای کارگران کارخانه چوکا نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی

- تعطیلی کارخانه شیرایران مهاباد

- عدم پرداخت5ماه حقوق 160کارگر شرکت صنایع غذایی پالود پارسیان

- عدم پرداخت یکسال مطالبات پرستاران استان خوزستان

- اعتراض رسانه ای رانندگان تاکسی بیسیم یاسوج نسبت به حق کمیسیون بالا

- تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه ارومیه نسبت به شرایط رفاهی

- تجمع  اعتراضی دانشجویان دانشگاه مدنی آذربایجان نسبت به عدم ایجاد واحد درسی زبان و ادبیات ترکی

- دوگزارش با آمار متفاوت درباره قربانیان حوادث کاردراستان لرستان

- مرگ پرستار26ساله بیمارستان خرم آباد حین کار براثر ایست قلبی

- مصدومیت 10کارگرکشاورزی در پی واژگونی سرویس رفت وآمدشان

کارگران کارخانه کمباین‌سازی تبریز:

از خروج  ابزار تولید کارگران کارخانه کمباین‌سازی تبریز  جلوگیری کنید!

جمعی از کارگران کارخانه کمباین‌سازی تبریز طی نامه ای سرگشاده خواهان جلوگیری از مصادره ماشین‌آلات این واحد تولیدی ازسوی طلبکاران مالی،شدند.

براساس گزارش منتشره،این کارگران با بیان اینکه در مدت زمانی که این کارخانه به تعطیلی کشیده شده بود، زیان‌های مالی و روحی زیادی را متحمل شده‌ایم، افزودند: اخیرا با تلاش شبانه‌روزی توانسته‌ایم بدون دخالت کارفرما و مسئولان محلی فعالیت تولیدی کارخانه را از سر بگیریم* اما هر چند روز یکبار ماشین‌آلات و سایر ابزار کار کارگران این واحد تولیدی از سوی طلبکاران مصادره می‌شود به گونه‌ای اگر این وضعیت ادامه پیدا کند کارگران کاری برای انجام دادن ندارند و بزودی شاهد تعطیلی کامل کارخانه و بیکاری کارگرانش خواهیم بود.

این کارگران در ادامه با اشاره به بدهی‌های مالی کارفرمای کارخانه کمباین‌سازی تبریز به ارگان‌های دولتی و خصوصی گفتند: این وضعیت درحالی تداوم دارد که روز شنبه (۲۱ بهمن ماه) نیز شاهد خروج تعدادی دیگر از ماشین‌آلات از کارخانه بودیم.

به گفته آنها؛ متاسفانه دیروز هم یکی از طلبکاران دو دستگاه پرس ضربه‌ای و یک دستگاه فرز را با حکم قضایی از کارخانه خارج کرد و در این بین ما کارگران تمام تلاش خود را برای منصرف کردن طلبکار برای بازگرداندن ماشین‌آلات کارخانه انجام دادیم اما این تلاش درنهایت بی‌نتیجه خاتمه یافت.

این کارگران از مقامات مسئول، خواستار رسیدگی به وضعیت اسفبار این کارخانه شدند و گفتند؛ در صورت ادامه روند مصادره ابزار تولید به‌طور کل کارخانه از بین می‌رود.

به گفته کارگران کمباین‌سازی متأسفانه وقتی دیده می‌شود در یک کارخانه که تنها محل درآمد اهالی یک منطقه  بوده و کارگران آن سالها عمر خود را برای نگهداری محل کار خود کرده‌اند، اقدام به دادن حکم مصادره ماشین‌آلاتی که در حال تولید هستند، نه با مواضع مسئولان و نه با قوانین همخوانی ندارد.

*کارگران کمباین سازی تبریز پس از دوماه ونیم اعتصاب اداره امور کارخانه را بدست گرفتند

کارگران کمباین سازی تبریز پس بیش از دوماه ونیم اعتصاب،حدود سه هفته است که اداره امور کارخانه را بدست گرفتند.

کارگران کارخانه کمباین سازی تبریز(شرکت توسعه و صنعت آذربایجان) از بیست وچهارم مهرماه سال جاری دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق وحق بیمه ونداشتن امنیت شغلی اعتصابشان را آغاز وبیش از دوماه ونیم ادامه دادند ودر خلال این مدت به تجمعاتشان در محوطه ومقابل کارخانه ادامه دادند.

براساس گزارشی که نهم بهمن ماه رسانه ای شد، یکی ازکارگران کارخانه کمباین سازی تبریز گفت: مسئولان کاری برایمان نکردند و ما خودمان با فروش ضایعات کارخانه برای تولید کمباین دست به کار شده‌ایم وحدود سه هفته است  خطوط تولیدی این کارخانه را در شرایطی که کارخانه مدیرعامل ندارد، راه‌اندازی کرده‌ایم.

وی افزود:با فروش ضایعات کارخانه؛ بخش خیلی کمی از مطالبات ۴۴ کارگر کارخانه را به صورت‌الحساب پرداخت کرده‌ایم درعین حال با باقیمانده پولی که با فروش ضایعات برایمان مانده بود، برای تولید دو دستگاه کمباین مواد اولیه خریداری کرده‌ایم تا با فروش آن بتوانیم بخش دیگری از مطالبات کارگران را در آستانه سال نو تامین کنیم.

او افزود: در آخرین جلساتی که در محل استانداری آذربایجان شرقی برگزار شد، مسئولان اصرار بر تعطیلی کارخانه  و معرفی کارگران برای دریافت بیمه بیکاری داشتند. همان زمان کارگران مخالفت خود را با تعطیلی کارخانه اعلام کرده و برای جلوگیری از این موضوع تصمیم گرفتند بدون مدیرعامل فعالیت کارخانه را از سر بگیرند مشروط بر اینکه مسئولان از طلبکاران کارخانه برایمان فرصت بخرند.

وی با بیان اینکه کارخانه هم‌اکنون مدیرعامل ندارد اما طلبکاران برای وصول مطالبات خود هر چند روز یکبار با ماموران به کارخانه می‌آیند، گفت: تقریبا دو روز پیش، یکی از طلبکاران با تعداد زیادی از ماموران ناگهانی وارد کارخانه شده و یکی از دستگاهای کارخانه که ارزش مالی چند ده میلیونی داشت را توقیف و از کارخانه خارج کرد.

به گفته وی، دغدغه همه ما تامین معیشت خانواده‌هایمان است و برای همین از مسئولان انتظار داریم اگر نمی‌توانند کاری برایمان بکنند حداقل با فرستادن طلبکاران به کارخانه مانع کارمان نشوند.

کارخانه کمباین‌سازی تبریز (شرکت توسعه صنعت آذربایجان) در زمینه تولید کمباین‌های کشاورزی، ساندویچ‌های پانل و انواع کانکس در جاده تبریز به آذرشهر (جاده پتروشیمی) فعالیت دارد. این شرکت پیش از سال ۹۰ حدود ۵۰۰ کارگر شاغل داشت اما در حال حاضر شمار کارگران باقیمانده آن به حدود ۴۴ نفر کاهش یافته است.

لینک اطلاعات بیشتر درباره بیش از دوماه ونیم اعتصاب کارگران کارخانه کمباین سازی تبریز:

http://etehadbinalmelali.com/ak/9-11-96/

اعتصاب وتجمع کارگران پتروشیمی بوعلی سینا دراعتراض به عدم یکسان سازی قراردادهای پیمانکاری و تبعیض در پرداخت حقوق

روزدوشنبه بیست وسوم بهمن ماه، کارگران پتروشیمی بوعلی سینا دراعتراض به عدم یکسان سازی قراردادهای پیمانکاری و تبعیض در پرداخت حقوق دست از کارکشیده و تجمع کردند.

تجمع کنندگان خواهان صدور رأی نهایی توسط اداره کار سازمان منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی و رفع تبعیض‌ها در پرداخت هستند.

در بهمن ماه 1396کارگران پیمانکاری شرکت های پتروشیمی های مستقر در منطقه ویژه اقتصادی بندرامام اعتراضاتشان را به اشکال مختلف از اعتصاب،تجمع،تحریم غذا و.... نسبت به عدم یکسان سازی قراردادهای پیمانکاری و تبعیض در پرداخت حقوق بنمایش گذاشتند.بدنبال این اعتراضات در اواسط ماه جاری جلسه مدیران منابع انسانی هلدینگ خلیج فارس و اداره کار منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ونمایندگان کارگران پیمانکاری شرکت های پتروشیمی های منطقه درخصوص یکسان سازی قراردادهای پیمانکاری ورفع تبعیض در پرداخت حقوق،برگزارشد.

امروز کارگران پتروشیمی بوعلی سینا با اعتصاب وتجمعشان خواهان صدور رأی نهایی اداره کار سازمان منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی درهمین رابطه شدند.

اعتصاب وتجمع دوباره کارگران پیمانکاری فاز 14پارس جنوبی دراعتراض به عدم پرداخت 6ماه حقوق

صبح روزیکشنبه بیست و دوم بهمن ماه، کارگران پیمانکاری فاز 14پارس جنوبی دراعتراض به عدم پرداخت 6ماه حقوق دست از کارکشیده ومقابل درب ورودی مجتمع تجمع کردند.

بنابه گزارشی که23بهمن رسانه ای شد،یکی ازکارگران حاضر در تجمع گفت: شش ماه، دستمزد پرداخت نشده داریم؛ شرکت پیمانکار، کمبود نقدینگی را بهانه قرار داده و مطالبات ما را نمی‌پردازد.

 این کارگر که نخواست نامش آورده شود، اظهار داشت: کارگران پیمانکاری پارس جنوبی، شرایط شغلی نامناسبی دارند؛ نه از امنیت شغلی خبری هست و نه دستمزدها به موقع پرداخت می‌شود.

لازم به یادآوری است، این کارگران در آذر ماه امسال دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان دست به اعتصاب وتجمع زده بودند:

اعتصاب وتجمع کارگران پیمانکاری فاز 14پارس  جنوبی دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان

صبح روز یکشنبه12آذر،جمعی از کارگران پیمانکاری فاز 14پارس  جنوبی دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان،دست از کار کشیده و مقابل ورودی مجتمع اجتماع کردند.

برپایه گزارش منتشره،صبح امروز حدود صد نفر از کارگران پیمانکاری فاز 14 پارس جنوبی دست به اعتراض زدند.

این کارگران که به نشانه اعتراض دست از کار کشیدند و  درب مجتمع جمع شدند، خواستار پرداخت مطالبات مزدی خود هستند.

یکی از حاضران در تجمع می‌گوید: بین دو تا پنج ماه، دستمزد پرداخت نشده داریم؛ شرکت پیمانکار، کمبود نقدینگی را بهانه قرار داده و مطالبات ما را نمی‌پردازد.

این کارگر که نخواست نامش آورده شود، گفت: کارگران پیمانکاری پارس جنوبی، شرایط شغلی نامناسبی دارند؛ نه از امنیت شغلی خبری هست و نه دستمزدها به موقع پرداخت می‌شود.

تجمع اعتراضی دوباره کارگران کارخانه کاشی اصفهان نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی و وعده های توخالی مسئولان طراز اول استان اصفهان مقابل استانداری

روزشنبه بیست ویکم بهمن ماه، کارگران کارخانه کاشی اصفهان در اعتراض به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی و وعده های توخالی مسئولان طراز اول استان دوباره دست به تجمع مقابل استانداری اصفهان زدند.

بنابه گزارشی که 23بهمن رسانه ای شد،کارگران کارخانه کاشی اصفهان گفتند:مسئولان به هیچ‌یک از وعده‌های خود عمل نکرده‌اند و پیگیری‌های ما و مراجعات مکرر به استانداری به نتیجه نرسیده‌است و حتی تجمعی که روز شنبه مقابل استانداری برگزار شد، به هیچ نتیجه‌ای نرسیده‌است.

مغزی (رئیس اداره کار نجف آباد اصفهان) ضمن تایید تجمع روز شنبه کارگران کارخانه کاشی اصفهان مقابل استانداری گفت: هیچ اطلاعی از نتایج مذاکرات روز شنبه و تصمیماتی که مسئولان گرفته‌اند، ندارم.

وی در ارتباط با وضعیت این واحد تولیدی گفت: امروز (دوشنبه/ 23 بهمن) که با شما صحبت می‌کنم، این کارخانه تعطیل است.

درهمین رابطه:

ادامه بلاتکلیفی معیشتی وشغلی کارگران کارخانه کاشی اصفهان علیرغم وعده و وعیدهای مسئولان طراز اول استان

بلاتکلیفی معیشتی وشغلی کارگران کارخانه کاشی اصفهان علیرغم وعده و وعیدهای مسئولان طراز اول استان کماکان ادامه دارد.

قابل یادآوری است که بدنبال تجمع اعتراضی روزسه شنبه سوم بهمن ماه*، کارگران کارخانه کاشی اصفهان مقابل استانداری جلسه ای در استاندار برگزار ومقررشد تا دوشنبه گذشته، سهامدار و سرمایه‌گذار جدید کارخانه، به این واحد تولیدی جهت پرداخت معوقات کارگران، نقدینگی تزریق کنند که این اتفاق نیفتاد و در عمل، هیچیک از مصوبات جلسه اجرایی نشد.

از ابتدای سال جاری تا یک ماه پیش کارخانه مدیرعامل نداشت وتوسط کارگران اداره میشد.یک ماه پیش، تولید به طور کامل متوقف شد.

350 کارگر، ماه‌ها مطالبات مزدی پرداخت نشده دارند و وعده‌هایی که مسئولان داده‌اند، اجرایی نشده‌است.

*تجمع اعتراضی کارگران کارخانه کاشی اصفهان نسبت به بلاتکلیفی شغلی مقابل استانداری

روزسه شنبه سوم بهمن ماه، کارگران کارخانه کاشی اصفهان  در اعتراض به بلاتکلیفی شغلی دست به تجمع مقابل استانداری اصفهان زدند.

براساس گزارشی که 4بهمن رسانه ای شد،حدود یک ماه است که خط تولید کارخانه کاشی اصفهان خوابیده است ولی کارگران برسرکارشان حاضرمی شوند.

قابل یادآوری است که این کارخانه طی یکسال گذشته توسط کارگران اداره میشده است.

مغزی (رئیس اداره کار نجف‌آباد اصفهان) در ارتباط با شرایط کارگران کارخانه کاشی اصفهان گفت: در کاشی اصفهان، تولید متوقف شده اما هنوز تصمیم خاصی برای کارگران آن نگرفته‌ایم.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا کارگران به بیمه بیکاری معرفی شده‌اند یا خیر؛ گفت: هنوز تصمیم کلی نگرفته‌ایم؛ ولی هریک از کارگران  کارخانه کاشی اصفهان که تمایل داشته باشد، می‌تواند به بیمه بیکاری مراجعه و در صف دریافت مقرری بیکاری قرار بگیرد.

بیژن قلوزی کارگر کارخانه آسفالت کامیاران جان باخت

اتحادیه آزاد کارگران ایران : بیژن قلوزی کارگر کارخانه اسفالت کامیاران که از روز 19 بهمن با سوختگی 80 درصدی با مرگ وزندگی دست و پنجه نرم میکرد در شب 21 بهمن در بیمارستان جان باخت و دیروز 22 بهمن به زادگاهش شهر کامیاران منتقل و قرار است امروز به خاک سپرده شود.

طبق خبرهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران ،بیژن قلوزی 45 ساله با بیش از 23 سال سابقه کار، 11 ماه حقوق معوقه، مستاجر و دارای 5 فرزند در روز 19 بهمن ماه برای تهیه مخارج ازدواج اولین دخترش به تنگنای مالی دچار میشود و به همین دلیل برای گرفتن حقوق های معوقه اش که 11 ماه توسط کارفرما به تاخیر افتاده بود به دفتر ایشان میرود اما ساعتی بعد پیکر سوخته بیژن از دفتر کارفرما به بیمارستان توحید سنندج منتقل میشود. اینکه در دفتر کارفرما چه گذشت، کسی نمیداند و هنوز این مسئله روشن نشده است.

چیزی که در این میان روشن است این است که بیژن با دست خالی و با درخواست دریافت دستمزدهای معوقه اش وارد دفتر کارفرما شده است. کارگران این کارخانه میگویند کارفرما گالون بنزینی را که در دفترش بوده است را با پا به سمت بیژن هول داده و باعث آتش گرفتن وی شده است و کارفرما میگوید خودش خودسوزی کرده است.

اما چیزی که واقعیت دارد فاجعه آشکار و عیان از جرم و جنایتی نابخشودنی توسط کارفرمایانی است  که ماهها حقوق کارگران را به گرو میگیرند و قائل به هیچ زمان معینی برای پرداخت آن نیستند و آن هنگام که کارگران کارد به استخوانشان میرسد و دستمزدهای معوقه خود را طلب میکنند یا با یگان ویژه و سرکوب و زندان و دادگاه مواجه میشوند، یا در نتیجه فشارهای اقتصادی و معیشتی دست به خودکشی میزنند و یا همچون بیژن با تنی سالم وارد دفتر کارفرما شده و پیکر نیمه جانشان روانه بیمارستان میشود.

بیژن یکی از صدها وهزاران قربانی سیستمی ضد انسانی است که در آن میلیونها کارگر پس از ماهها کار و زحمت، تازه باید وارد میدان جنگی نابرابر و خطرناک برای دریافت دسترنج شان بشوند. در این سیستم قانون و دادگاه و پلیس و نیروی امنیتی، نگهبان منافع  مشتی دزد و غارتگر، و یار و یاور آنان برای وادار کردن ما کارگران با شکم گرسنه و با دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر است.

مرگ بیژن، آنهم در روند خواست دریافت 11 ماه دستمزد معوقه اش، بار دیگر نشان داد ما کارگران هیچ راهی جز اتکا به نیروی  متحد خود و مبارزه ای سراسری برای پایان دادن به وضعیت فلاکتبار موجود نداریم.

اتحادیه آزاد کارگران ایران

23 بهمن 96

درهمین رابطه:

کارگر با 11 ماه حقوق معوقه به آتش کشیده شد

اتحادیه آزاد کارگران ایران : دیروز پنجشنبه 19 بهمن بیژن قلوزی کارگر 45 ساله با بیش از 23 سال سابقه کار در کارخانه آسفالت کامیاران به آتش کشیده شد.

طبق خبرهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران این کارگر بابت اعتراض به 11 ماه حقوق  معوقه ی خود به دفتر کارفرما مراجعه میکند و پس از دقایقی پیکر سوخته ی او را به بیمارستان توحید سنندج انتقال میدهند.

طبق گزارش بیمارستان بیژن قلوزی  دچار 80 درصد سوختگی شده است ودر وضعیت کنونی حال وی وخیم گزارش شده و امکان انتقالش به بیمارستانی در اصفهان وجود دارد.

طبق گفته ی کارگران ،در اتاق کارفرما گالون بنزینی قرارداشته و در مشاجره این کارگر با کارفرما مورد استفاده قرار گرفته است.

هنوز اطلاع دقیقی از چگونگی به آتش گرفتن این کارگر وجود ندارد.

کارفرما اظهار میکند که کارگر خود اقدام به خودسوزی نموده اما کارگران ادعا میکنند که کارفرما وی را به آتش کشیده است.

این کارگر متاهل و دارای 5 فرزند کوچک میباشد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران

20 بهمن 96

علی پیچگاه:نگاهی کوتاه به مبارزات کارگران صنعت نفت در مقطع انقلاب بهمن

دراخبار وگزارشات کارگری21بهمن ماه بخشی ازخاطرات علی پیچ گاه تحت عنوان« علی پیچگاه : کمیته اعتصاب کارگران صنعت نفت وسرنگونی محمد رضا شاه»برای روشن شدن چگونگی شکل گیری کمیته اعتصاب کارگران صنعت نفت ونقشش در سرنگونی رژیم سلطنتی منتشرشد.امروزمتن کامل این خاطرات را باطلاع می رسانیم.

نگاهی کوتاه به مبارزات کارگران صنعت نفت در مقطع انقلاب بهمن: علی پیچگاه

کارگران باید در مقابل سرمایه داران واقعا دیکتاتور باشند، چون سرمایه داری به اشکال گوناگون و هزاران ترفند در جامعه نفوذ می کند، فقط دیکتاتوری کارگران در مقابل سرمایه داران آن ها را می تواند پیروز نگه دارد ولی متأسفانه در مقطع انقلاب این راه حل مهم را نمی دانستیم  ضمن این که ما متأسفانه یک حزب سیاسی که واقعا و فقط از کارگران و زحمت کشان حمایت کند نداشتیم اگر ما یک حزب انقلابی از طبقه کارگر می داشتیم مطمئن باشید که مسیر انقلاب درست پیش می رفت و پیروزی ما می توانست ادامه داشته باشد. ولی خوب نداشتیم، متأسفانه حتی ما خودمان هم، یعنی خود کارگران هم تلاش نکردیم، که حزب مستقل سیاسی که فقط منافع کارگران و زحمتکشان را پیگیری کند را درست نکردیم ما خیلی مبارزه کردیم خیلی تلاش کردیم ولی اشتباهاتی هم داشتیم که منجر به شکست ما شد یک حزب برای خودمان درست نکردیم همه ش به دنبال روشنفکران سیاسی چپ بودیم که آن ها این کار را برای ما بکنند که نکردند که هیچ بلکه بین خودشان هم جدایی افتاد ما ضمن این که تشکیلات مخفی به نامه کمیته اعتصاب درست کردیم و بعدها هم شورا را به وجود آوردیم ولی آن را سراسری نکردیم این یکی مهم ترین ضعف ما بود در صورتی که در همان شروع مبارزه ما باید ضمن این که تشکیلات خودمان را داشتیم باید با کارگران سراسر کشور ارتباط برقرار می کردیم و تماس می گرفتیم تا تشکیلات را سراسری کنیم علت اصلی آن کم اطلاعی ما از شیوه مبارزه بود.

گاهنامۀ هنر و مبارزه

پدافند فرهنگی پرولتاریای ایران

پیشگفتار :

متن حاضر نوشتۀ پرولتر قدیمی کارگر شرکت نفت ایران علی پیچگاه زیر عنوان «نگاهی کوتاه به مبارزات کارگران صنعت نفت در مقطع انقلاب بهمن» است که از خاطرات دوران پیشا انقلاب و اعتصابات و تظاهرات کارگران شرکت نفت ایران حکایت می کند. اگر بپرسید که ادبیات پرولتاریائی ایران شبیه چه چیزی می تواند باشد، بی گمان در پاسخ، شما را به همین متن مراجعه می دهم. از دیدگاه من این متن به پیکرۀ ادبیات و بطور مشخص به نوع ادبیات پرولتاریائی تعلق دارد. از بهترین و ناب ترین آنها، نه فقط به این علت که صرفاً به قلم شخص شخیص پرولتاریا و به شکل زندگینامه نوشته شده و یا نه حتا به این دلیل که نام پدری نویسنده « پیچگاه» نسبتی عمیق با کار و صنعت دارد، بلکه به این علت که از پرولتاریائی می گوید که در تمام لحظه های انقلابی به شکل زنده پیچ و مهره های تاریخ را در خواب و بیداری باز و بسته می کند، او امروز در ادبیات نفس می کشد و نفسی تازه در ادبیات می دمد. شجاعانه و صادقانه از روشهای انقلابی و چرائی ها و چگونگی های شکست می گوید بی آنکه آیۀ نحس ناامیدی بخواند، بی گمان می توانیم این قطعۀ ادبی/پرولتاریائی را به مثابه برگی از تاریخ مبارزۀ طبقاتی در ایران به نوعی اندیشۀ انتقادی و انتقاد از خود تلقی کنیم، او می گوید :

« …  ما مطالعه کافی نداشتیم که بتوانیم سرمایه داری جهانی را خوب بشناسیم … ضمن این که ما متأسفانه یک حزب سیاسی که واقعا و فقط از کارگران و زحمت کشان حمایت کند نداشتیم اگر ما یک حزب انقلابی از طبقه کارگر می داشتیم مطمئن باشید که مسیر انقلاب درست پیش می رفت و پیروزی ما می توانست ادامه داشته باشد. ولی خوب نداشتیم، متأسفانه حتی ما خودمان هم، یعنی خود کارگران هم تلاش نکردیم، که حزب مستقل سیاسی که فقط منافع کارگران و زحمتکشان را پیگیری کند را درست نکردیم ما خیلی مبارزه کردیم خیلی تلاش کردیم ولی اشتباهاتی هم داشتیم که منجر به شکست ما شد یک حزب برای خودمان درست نکردیم همه ش به دنبال روشنفکران سیاسی چپ بودیم که آن ها این کار را برای ما بکنند که نکردند که هیچ بلکه بین خودشان هم جدایی افتاد ما ضمن این که تشکیلات مخفی به نامه کمیته اعتصاب درست کردیم و بعدها هم شورا را به وجود آوردیم ولی آن را سراسری نکردیم این یکی مهم ترین ضعف ما بود…»

حمید محوی

پاریس/8 اکتبر/ 2017

نگاهی کوتاه به مبارزات کارگران صنعت نفت در مقطع انقلاب بهمن

https://eshtrak.files.wordpress.com/2017/10/ali-pichgah.png?w=300&h=171

نوشتۀ علی پیچگاه

اواخر سال 1356 بود وقتی که مردم تبریز به خاطر هزینه های سنگین مسکن و کمبود آن اعتراضاتی را شروع کرده بودند و بعد متحدانه تظاهرات خیابانی بر علیه حکومت و دولت به راه انداخته بودند که این حرکت اعتراضی آن ها خیلی سریع به تمام نقاط ایران اثر گذاشت که زنان و مردان در اکثر شهرهای ایران، همچنین در تهران تظاهرات خیابانی بر علیه حکومت شاه انجام داده بودند و به مرور دانشجویان و کارگران کارخانه ها وارد میدان مبارزه شدند و سپس ما کارکنان صنعت نفت هم وارد میدان مبارزه بر علیه حکومت شاهی شده بودیم.

شکل کار ما به این صورت بود که اول کارگران قسمت تعمیرات پالایشگاه حرکت های اعتراضی خود را به خاطر افزایش حقوق شروع کرده بودند، اما تعداد کارگران تعمیرات کم بود و چون کارشان فقط برای تعمیر کارخانه بود، بنابراین در تولید نمی توانستند تأثیری داشته باشند، چون کارکنانی که در قسمت تولید فراورده های نفتی مثل(بنزین، نفت، تصفیه نفت و گاز، قیر، آسفالت…) کار می کردند، آن ها را کارمند می نامیدند و کارمندان هم حق هیچ گونه تشکیلاتی را نداشتند. اما کارگران تعمیرات اجازه داشتند که سندیکا داشته باشند که البته آن هم فرمایشی بود، چون اگر یک کارگری واقعا مستقل و همدل با کارگران حرکتی می کرد فورا دستگیر می شد و به زندان انداخته می شد، بودند کارگرانی که به خاطر فعالیت مستقل شان در همان دوران شاهی دستگیری شده بودند و آن ها را بازداشت کرده بودند که البته در مقطع انقلاب با اعتراضات ما همه آن ها آزاد شده بودند.

در هر حال در همین حین که کارگران تعمیرات در حال مبارزه بودند، من با چند نفر دیگر که در قسمت های مختلف پالایشگاه کار می کردند از جمله با آقایان برهانی، بساتینی و آقای حاج درویش، مخفیانه تماس گرفتم. مثلا وقتی که عصرها و شب ها که سر کار بودیم، بیشتر با آن هایی تماس می گرفتیم که همدیگر را خوب می شناختیم. خلاصه نتیجه این شد که برای حمایت از کارگران تعمیرات و حمایت از اعتراضات مردم می بایست در آن مبارزه شرکت می کردیم. خلاصه این که اولین راهکار این شد که کارگران تعمیرات در پالایشگاه تظاهرات کنند و سر ظهر وارد رستوران کارمندان شوند(چون رستوران کارگران و کارمندان جدا از هم بود) ما چند ئفر هر کدام در گوشه ای از رستوران قرار گرفتیم چون تعداد ما خیلی کم بود(منظورم فعالین اولیه است).

به محض این که کارگران تعمیرات وارد رستوران شدند ما هم در حمایت از آن ها شعاربدهیم که با «شعار کارگر، کارمند پیوندتان مبارک» شروع شده بود. و بعد بلافاصله من میکروفون را گرفتم، یک شعری از خسرو گلسرخی خواندم و چند تا از کارگران هم سخنرانی هایی کردند که مفید بود، خلاصه این که همین حرکت باعث شد تا همه با هم متحد شویم و کار را ادامه بدهیم. خیلی سریع در همان رستوران کمیته ای مخفی درست کردیم. در آشپزخانه رستوران ما تعدادی جمع شده بودیم و کمیته را تشکیل دادیم، که بعدا اسم آن را گذاشتیم کمیته اعتصاب. افرادی که در کمیته اعتصاب بودند؛ حاج درویش، امینیان، محمد هاشم، انیسی، سیدیان، عباس دانشور، ممقانی، سرخابی، برهانی، بساتینی، رحیمی وعلی پیچ گاه.

فردای آن روز تصمیم گرفتیم که همه کارکنان، کارگران و کارمند دور پالایشگاه تظاهراتی برپا کنیم تا بتوانیم تمامی کارکنان را وارد میدان کنیم که همین طور هم شد. در کمیته ی مخفی، تقریبا دوازده نفر بودیم که همیشه و به طور مخفی جلسه می گذاشتیم و برنامه بعدی را تنظیم می کردیم که چه باید انجام بدهیم؟  در همین جلسات بحث ها و گفت و گوهایی انجام می شد، مثلا یکی می گفت که؛ اعتصاب کنیم، دیگری می گفت؛ نه، هنوز زود است ما باید همه کارکنان را بسیج کنیم که البته درست هم می گفت، چون در پالایشگاه اگر در هر قسمتی فقط دو نفر کار کنند، پالایشگاه تا چهار ماه می تواند به کار خود ادامه دهد، گرچه بعد از چهار ماه همه قسمت های پالایشگاه خراب می شد. خلاصه این که در این فرصت فکر کردیم که شاید پلیس های مخفی ما را خیل زود سرکوب و یا تفرقه بین ما ایجاد کنند، خلاصه این که ما در جلسه خودمان تصمیم گرفتیم که اول به مدت چندین روز تظاهرات خیابانی انجام بدهیم و بعد وقتی که همه آمادگی داشتند و خوب متحد شدیم اعلام اعتصاب کنیم. البته این صحبت ها و تصمیم گیری ها فقط بین ما یعنی کمیته مطرح می شد و از آن اطلاع داشتیم، بنابراین اهداف آینده را به عنوان مثال؛ به کارکنان نمی گفتیم تا به موقع در هر حال بعد از تظاهرات در پالایشگاه یک روز تصمیم گرفتیم که برویم در بهشت زهرا تظاهرات کنیم که این کار را کردیم، چون بهشت زهرا نزدیک یک پالایشگاه قرار دارد.

ما در حال تظاهرات بودیم که متوجه یک هلیکوپتر که از سطح خیلی پایینی در حال پرواز بود شدیم، ظاهرا نشان می داد که ما را کنترل می کنند، بعد از دو ساعت همان هلیکوپتر باز هم آمد که در این فاصله به ما خبر دادند که خود شاه و تیمسار ازهاری در آن هلیکوپتر بودند. شاید می خواستند مطمئن شوند که؛ آیا ما در حال اعتراض هستیم یا نه؟ ما قصدمان این بود که برای اولین باراعتراض خودمان را به حکومت دیکتاتوری با شعار «مرگ بر شاه» نشان بدهیم. همه با صدای بلند و با مشت گره کرده این شعار را می دادیم، بعد که به پالایشگاه آمدیم باز هم تظاهرات کردیم و همه عکس های شاه را پایین کشیدیم. بعد در رستوران جمع شدیم و من هم با خواندن یک شعر احساس خودم را به همکارانم نشان دادم. فکر می کنم سراینده آن شعر «مقصدی» شاعر معاصر باشد.

همیشه می گفتم،

طلوع روشن خورشید انتظار من هست

هر دریچه که بر باغ پر شکوفه باز شود

سرود سبز دل انگیز روزگار من است

هلا دل عاشق، هلا دل عاشق

شکوه خنده خورشید را

دوباره ببین

در ازدحام این جمع

….

( که البته این احساس من دوام زیادی نداشت و ما خیلی زود شکست خوردیم).

بعد هم چند نفر از همکارانم سخنانی را ایراد کردند.

خلاصه این که تا مدت ها کار ما بود تظاهرات خیابانی، دور هم جمع شدن در رستوران پالایشگاه و بعد تصمیم گرفتیم که اعتراضات خودمان را به خارج از پالایشگاه ببریم. یک روز همگی یکپارچه رفتیم اداره مرکزی وزارت نفت که در خیابان تخت جمشید تهران قرار داشت. در آن جا دفتر وزیر نفت هم بود. البته روز اول که می خواستیم وارد اداره مرکزی بشویم مقابل درب ورودی اداره تعداد زیادی پلیس شهربانی و سربازهای ارتش ایستاده بودند. ظاهرا کسانی به آن ها خبر داده بودند که ما می خواهیم به آن جا برویم. در هر حال آن ها مانع ما شدند و کار به تیراندازی هوایی و بعد زمینی کشید. که دو نفر به علت تیر خوردن کاملا فلج شدند و بعدها هم با صندلی چرخ دارد حرکت می کردند.

آن روز همه ما پراکنده شدیم و رفتیم ولی فردای همان روز باز دوباره به اداره مرکزی رفتیم که البته این بار سربازها بودند ولی نه شلیک کردند و نه مانع شدند. احتمالا سرسختی ما را که دیدند کوتاه آمدند. در همان اداره از تمامی کارکنان آن جا خواستیم با ما همراه شوند و دست آخر من قطعنامه پالایشگاه تهران را خواندم. البته در موقع خواندن قطعنامه یکی دو نفر به طرف من حمله کردند، شاید آنان می خواستند مرا دستگیر کنند و یا قطعنامه را پاره کنند.

در هر حال همین که به طرف من آمدند، تعدادی از همکارانم دور من حلقه زدند و مانع حمله آن ها شدند. اتفاقا من هم از حرکت حمایتی همکارانم خوشحال شدم و سخنرانی خودم را قطع نکردم، بلکه به طور کامل ادامه دادم.

بعد از پایان کارمان در آن جا به پالایشگاه برگشتیم و با اعضای کمیته جلسه گذاشتیم، قرار بر این شد که روز بعد برویم دانشگاه تهران، یعنی از اداره مرکزی واقع در خیابان تخت جمشید به سمت دانشگاه تهران راهپیمایی کنیم، چون قصد ما این بود که هم از دانشجویان حمایت کنیم و هم صدای اعتراض خودمان را به گوش مردم و دانشجویان برسانیم. طبق معمول در همان اول صف من شعار می دادم و بقیه همکاران تکرار می کردند، در هر حال به دانشگاه رسیدیم، بعد از سر دادن شعارها دست آخر من قطعنامه جدیدمان را خواندم که دانشجویان هم از ما حمایت کردند. بعدها این حرکت های اعتراضی ما همچنان ادامه داشت. گاهی اعضای کمیته به روزنامه کیهان و اطلاعات می رفتیم و آن ها را در جریان کارهای خودمان می گذاشتیم چون آن موقع مثل الان کامپیوتر و اینترنت نبود که از طریق آن مردم را مطلع کنیم. از این دوره به بعد که گاهی با آقایبازرگان (بعد از انقلاب نخست وزیر موقت شد) و صباغیان، حسیبی جلساتی می گذاشتیم. البته آن ها به پالایشگاه می آمدند. یادم می آید یک بار بازرگان گفت؛ حداقل کاری کنید که نفت، گاز و بنزین برای مصرف مردم قطع نشود. من در جواب او گفتم؛ فعلا به اندازه کافی ذخیره داریم و برای مردم مشکلی پیش نخواهد آمد. بعد از من عباس دانشور گفت؛ شما چه می گویید اگر ما شکست بخوریم، تمام پالایشگاه را آتش می زنیم. که بازرگان چنان وحشت کرده بود که کاملا از قیافه او هویدا بود. بعد اقای صباغیان دخالت کرد و همه را به آرامش دعوت کرد. خلاصه این که بعد از این راهپیمایی ها و اعتراضات در کمیته جلسه گذاشتیم و دست آخر تصمیم به اعتصاب گرفتیم و نیز نامه کمیته را به کمیته اعتصاب تغییر دادیم. ولی تصمیم بر این شد که اول، در رستوران پالایشگاه چهل و هشت ساعت تحصن کنیم، و بعد اعلام اعتصاب کنیم که همین طور هم شد. همان جا می خوردیم و می خوابیدیم، هیچ کس حق نداشت از پالایشگاه بیرون برود. روز اول تحصن من شعر پریا از احمد شاملو را خواندم و در ضمن این را هم گفتم؛ این شعر را برای این می خوانم که باید پیروز شویم، اگر دقت نکنیم دوباره مثل سال 1332 خواهد شد(که متأسفانه همان شد).

بعد شروع به خواندن شعر پریا کردم. بعضی از همکاران ما که مطالبی داشتند پشت میکروفون قرار می گرفتند و صحبت می کردند. ولی روز دوم، سربازان و افسران ارتش به فرماندهی تیمسار نوروزی ما را محاصره کردند. ما در همان جا نشسته و هیچ عکس العملی نشان ندادیم. تا این که خود تیمسار نوروزی با چند محافظ وارد رستوران شد و از ما پرسید که چرا تحصن کرده اید و چرا کار نمی کنید؟ ولی ما ساکت ماندیم و او از هیچ کس پاسخی دریافت نکرد. فقط خود او پشت میکروفون حرف می زد، تا این که بعد ا ز دو ساعت خسته و کلافه به همراه سربازانش از پالایشگاه بیرون رفت. خلاصه از این حادثه هم جان سالم به در بردیم. در همان روز تصمیم کمیته اعتصاب بر این شد که من اول شعر؛ ژاله چه شد، ژاله خون شد، خون جنون شد را بخوانم(به یاد آن روز خونین که خیلی از مردم در میدان ژاله کشته شده بودند).

بعد از من حاج درویش 25 روز اعلام اعتصاب کرد که همین طور هم شد. ما اعتصاب را ادامه دادیم تا این که شاه از ایران رفت. شاه که رفت آقای بختیار که نخست وزیر بود شد همه کاره، ولی ما به بختیار اعتماد نکردیم، او به ما پیغام فرستاد که اعتصاب را تمام کنید و تمام خواسته های صنفی، حقوقی و رفاهی شما برآورده خواهد شد. ولی دیگر به مرحله ای رسیده بودیم که خواست ما این بود که تمامی سیستم شاهنشاهی باید از بین برود. ولی همین جا بگویم، این که چه سیستمی جایگزین رژیم شاه شود نمی گفتیم، چون نمی دانستیم و خوب آگاه نبودیم و سرمایه داری جهانی را نمی شناختیم، فقط می گفتیم این حکومت و این دولت باید از بین برود. ما آزادی سیاسی می خواستیم. هیچ زندانی سیاسی نباید داشته باشیم، نباید کسی استثمار شود، اما چگونه و چه شکلی اش را نمی دانستیم. در هر حال ما به بختیار اعتماد نکردیم و به اعتصاب ادامه دادیم تا این که خمینی وارد ایران شد. یکی از اشتباهات بزرگ ما این بود که از همان اول ما به افرادی که فقط در رأس حکومت بودند مخالفت می کردیم، در صورتی که ما از همان اول باید بر علیه کل سرمایه داری، چه دولتی و چه خصوصی مخالفت می کردیم. که متأسفانه با این که موضوع خیلی مهمی بود ولی به آن توجه نداشتیم. از طرفی، هم آمریکا هم اروپای غربی خمینی را بزرگ کرده تا انقلاب مذهبی برپا شود. چون می ترسیدند چپ ها و کمونیست ها قدرت را دردست بگیرند. در هر حال در کمیته اعتصاب هم مذهبی و هم کمونیست وجود داشت، فقط به خاطر این که شاه و سلطنت از بین برود. ما با هم متفق القول شدیم که تا بیرون کردن شاه از حرکت باز نایستیم. در هر حال باید از پیروزی انقلاب که البته خیلی سریع هم با حمایت آمریکا و اروپای غربی از مذهبی ها و سرمایه داری داخلی شکست خوردیم. یکی از علت اصلی شکست ما همین بود که با سرمایه داری در آن مقطع مبارزه نکردیم. در هر حال بعد از پیروزی انقلاب مدتی سر در گم بود که حالا چه کنیم؟ تا این که به این نتیجه رسیدیم که شورا را به وجود آوریم. البته نمایندگان شورا فقط کارکنان چپ بودند. و از طرفی مسلمانان هم برای خود انجمن اسلامی درست کرده بودند. آن انجمن اسلامی طرف دار آقای بنی صدر بود. ما تعدادی از چپ ها شورا را به وجود آوردیم و در یک اتاق که دفتر شورا بود جمع می شدیم جلسه می گذاشتیم. البته روزانه غیر از جلسه همیشه یک نفر از شورا در دفتر آن می نشست و هر ماه تعویض می شد. مثلا یک ماه من در دفتر بودم بعد از یک ماه دوباره به سر کار می رفتم و به جای من نوبت دیگری از نماینده ها می شد. البته هر هفته هم یک بار همه نماینده ها در دفتر شورا می نشستیم و جلسه می گذاشتیم که چه کار در هفته آینده باید انجام بدهیم و چه چیزهایی را باید پیگیری کنیم.

قبل از انقلاب هر هفته یک بار رئیس پالایشگاه  با مدیران قسمت های مختلف جلسه می گذاشتند ولی بعد از برپایی تشکل شورا، همیشه یکی از نمایندگان شورا هم در آن جلسات شرکت می کرد که اغلب خود من در آن جا حضور داشتم و گزارش جلسه را به شورا منتقل می کردم. و بعد به صورت اطلاعیه به اطلاع همه کارکنان می رساندیم. گاهی هم با وزیر نفت جلسه داشتیم که معمولا من(علی پیچ گاه) سرخابی، حسن پور و رحیمی شرکت کرده و خواسته های کارکنان را مطرح می کردیم که اکثرا هم انجام می شد. مثلا می خواستیم که تمامی کارگران پیمانی استخدام رسمی شرکت نفت بشوند که شدند. یک روز هم رفتیم پیش اقای بازرگان در دفترش که حالا دیگر نخست وزیر موقت بود. به او گفتیم که؛ کارکنان نفت خیلی مشکل مسکن دارند، ما می خواهیم زمین هایی که در شمال تهران متعلق به اقبال است(اقبال قبلا وزیر نفت بود). در بین کارکنان تقسیم شود تا بتوانند با وامی که از شرکت نفت می گیرند برای خودشان خانه بسازند ولی بازرگان گفت؛ ما شورا را به رسمیت نمی شناسیم. شما به جای شورا تعاونی مسکن درست کنید، که البته ما خیلی عصبانی شدیم و بگو مگو هم بین ما پیش آمد. در هر حال ما به دفتر شورا برگشتیم و فورا دو نفر از همان نماینده شورا را انتخاب کردیم که پیگیر قضایا بشوند و نام آن را تعاونی مسکن. در هر حال زمین را گرفتیم و بین کارکنان تقسیم کردیم، به هر کدام دویست متر مربع رسید و خانه ها هم درست شد. زمانی که ما شورا را داشتیم برای رسیدگی به خواسته های مان گاهی با بازرگان و گاهی با وزرای دیگر تماس می گرفتیم، ولی هیچ وقت دنبال این نبودیم که خودمان قدرت سیاسی را در دست بگیریم، چه آن موقع که کمیته اعتصاب داشتیم، چه آن زمان که شورای کارکنان صنعت نفت را داشتیم. یادم می آید یک بار که با آقای یزدی که وزیر امور خارجه بود ما نماینده های شورا در پالایشگاه تهران با او جلسه گذاشتیم در همان موقع بعد از جلسه او در رستوران پالایشگاه که همه کارکنان جمع بودند سخنرانی کرد ولی در حین سخنرانی از طرف دفتر آقای یزدی تلفن زدند که مسئول رستوران گوشی تلفن را گرفت و از آن طرف گوشی گفتند که خبر خیلی مهمی است که باید به آقای یزدی گفته شود، مسئول رستوران به یزدی اطلاع داد و او با تلفن صحبت کرد. بعد از قطع مکالمه یزدی خیلی ناراحت بود که خودشان در ادامه سخنرانی گفتند؛ همین الان به من تلفن شد که عده ای به سفارت آمریکا حمله کرده و به تسخیر خود درآورده اند. در همین حال یکی از کارگران از ایشان سؤال کردند؛ نظر شما در این خصوص چیست؟ یزدی گفت؛ اصلا کار درستی نیست، با این کار دودش به چشم خودشان خواهد رفت. البته فردای همان روز ما برخلاف گفته یزدی برای حمایت از این کار تظاهراتی برپا کرده و رفتیم جلوی سفارت آمریکا. ما فکر می کردیم تصرف سفارت آمریکا کار سازمان چریک های فدایی خلق ایران است برای همین بود که با شور و شوق برای حمایت جلوی سفارت و بعد از شعار دادن ها من قطعنامه حمایت از آنان را خواندم ما از این کار حمایت کردیم ولی زنانی که برای اعتراض به حجاب اجباری تظاهرات کرده بودند ما متأسفانه از آنان حمایت نکردیم، ما در بعضی قسمت ها  خوب عمل کردیم ولی در بعضی موارد اشتباه بود که به هر حال موجب شکست ما شد.

زمانی که شورا داشتیم خیلی کارها می کردیم، ولی کار اصلی ای را که کارگران می بایست خودشان قدرت سیاسی را در دست بگیرند را انجام ندادیم.

یادم می آید یک روزی تصمیم گرفتیم که حقوق کارکنان را بررسی کنیم، چون شنیده بودیم که تفاوت حقوقی بین کارکنان زیاد است. در صورتی که ما معتقد بودیم که اضافه حقوق همه باید مساوی باشد. دریافت حقوق خیلی خصوصی بود. یعنی هر کس فقط از حقوق خودش با خبر بود. از مقدار دریافتی دیگران اطلاعی نداشت. من و سرخابی ، حسن پور و رحیمی از طرف شورا رفتیم به اداره مالی پالایشگاه، حقوق همه کارکنان را بررسی کردیم، که البته مسئول اداره مالی هم با ما همکاری کرد و لیست حقوقی همه کارکنان را به ما نشان داد و ما هم بعد از پیگیری با وزیر نفت صحبت کرده و مسئله را حل کردیم. البته بعد از چند روز ما را دستگیر کرده و به زندان قصر بردند. بازرس زندان به ما گفت که؛ شما خلاف قانون عمل کرده اید، که البته بعد از چند ساعت در حین بازجویی از ما، کارکنان پالایشگاه با چند  اتوبوس آمدند جلوی درب زندان قصر و تهدید کردند که اگر ما را سریع آزاد نکنند کارکنان پالایشگاه اعتصاب خواهند کرد، که در نتیجه ما را همان موقع آزاد کردند. این ها همه نشان می دهد که ما در آن مقطع هنوز قدرت داشتیم ولی راهکار را که چگونه قدرت خودمان را بیشتر کنیم و بهره ببریم را نمی دانستیم مثلا نمی دانستیم که باید همه کارگران را وارد عمل کنیم، هم کارگران شرکت نفت و هم کارگران سراسر کشور باید متشکل می شدیم، آن وقت خیلی بهتر می توانستیم به خواسته های اصلی خود یعنی گرفتن قدرت طبقه کارگر و دیکتاتوری در مقابل سرمایه داری برسیم، متأسفانه چون نمی دانستیم شکست خوردیم، بخصوص این که یک حزب کمونیست که فقط و فقط به فکر طبقه کارگر باشد وجود نداشت. چون یک حزب کمونیست می توانست همه کارگران را به هم وصل و منسجم کند، ولی خوب وجود نداشت، ما هم خودمان تلاش نکردیم که اول یک حزب کمونیستی درست کنیم، البته خیلی کارها کردیم متأسفانه چون سال ها از آن دوران گذشته خیلی چیزها یادم نمی آید. مثلا زمانی که کمیته اعتصاب داشتیم از بانک مرکزی لیستی گرفتیم که چه کسانی سرمایه های کلان دارند و چه کسانی پول ها را داشتند خارج می کردند که ما افشا کردیم. یادم می آید زمانی که شورا داشتیم با نماینده های پالایشگاه اصفهان و آبادان تماس داشتیم و گاهی حضوری با هم جلسه می گذاشتیم، یک روزی قرار بر این شد که یک جلسه حضوری در پالایشگاه اصفهان داشته باشیم. من و رحیمی به عنوان نماینده شورای پالایشگاه تهران به اصفهان رفتیم ولی قبل از این که ما برسیم پاسداران حکومت اسلامی نماینده های اصفهان را تهدید کردند که اگر در این جا جلسه بگذارید دستگیر می شوید بنابراین مجبور شدیم در خانه یکی از نماینده های اصفهان جلسه بگذاریم، آن موقع زمانی بود که پاسداران داشتند در حراست پالایشگاه دخالت می کردند. قبل از انقلاب یک سری کارکنانی بودند که حفاظت پالایشگاه بر عهده آنان بود به آن کارکنان می گفتند؛ حراست. که در اطراف پالایشگاه نگهبانی می دادند و یا در درب ورودی پالایشگاه مستقر می شدند که کسی بدون کارت شناسایی وارد پالایشگاه نشود. در همین حد، حتی در مقطع انقلاب وقتی که شورا را تشکیل دادیم خیلی خوب با ما همکاری می کردند یادم می آید که شبکار بودم، بعد از انقلاب زمانی که هنوز شورا داشتیم من یک اطلاعیه که سازمان چریک های فدایی خلق ایران داده بود(هنوز انشعابی در درون سازمان رخ نداده بود).

این اطلاعیه به دستم رسید آن را شبانه در پالایشگاه پخش کردم، به خیال خودم که کسی من را در حین پخش اطلاعیه ندیده است ولی چند روز بعد معلوم شد کسی یا کسانی من را دیده اند و به پاسداران گزارش داده بودند. چون یکی از همین افراد حراستی آمد به طرف من به طوری که تنها بودم به من گفت؛ علی آقا مواظب خودت باش برای تو دستور تیر آمده است. اگر اطلاعیه پخش کنی یا صحبت های تند و تیز انجام بدهی، دستور دارند که به طرف تو تیراندازی کنند. بعد هم گفت یک وقت من را لو ندهی و به کسی هم نگویی که این را من به تو گفتم، من هم به او قول داده و  تشکر کردم.

گاهی وقت ها فکر می کنم که اگر انقلاب یعنی حرکت های اعتراضی و سرنگونی شاه کمی به درازا می کشید و کمی بیشتر ادامه پیدا می کرد یا حداقل تا اول ماه مه سال 1358(روز کارگر) تداوم داشت، مسیر انقلاب به نفع کارگر تمام می شد. مثلا یادم می آید که بعد از انقلاب اول ماه مه(روز کارگر) سال 58  خیلی از روشنفکران چپ، خیلی از کارگران در آن روز در تهران در آن تظاهرات شرکت کرده بودند، به طوری که حرکت از خانه کارگر شروع شده بود، چون آن موقع در مقطع انقلاب، خانه کارگر در دست چپ ها بود، از جمله حشمت رئیسی، که خیلی هم در تصرف خانه کارگر نقش داشت، در هر حال حرکت جمعی از آن جا شروع شد و تخمین زده شد جمعیت تظاهر کننده پانصد هزار نفر  از کارگر تا روشنفکران چپ بود. اما  آن موقع زمانی بود که حزب الهی ها به رهبری بهشتی و رفسنجانی فعال شدند به طوری که وقتی کمی راهپیمایی کردیم، حزب الهی ها چنان درگیری با راهپیمایان پیدا کردند که دست آخر ادامه راهپیمایی متوقف شد. بعد از آن هم همین بهشتی و رفسنجانی، به علیرضا محجوب(دبیر فعلی خانه کارگر) گفته بودند بروید خانه کارگر را بگیرید و کمونیست ها را از آن جا بیرون کنید.

همین محجوب که با تعدادی حزب الهی که چماق به دست بودند و قمه و چاقو داشتند به خانه کارگر حمله کردند و آن جا را گرفتند. برای همین بود که ما روز کارگر در سال 1359 تصمیم گرفتیم که در میدان خراسان جمع بشویم و به طرف میدان فوزیه(امام حسین فعلی) حرکت کنیم. و آن جا راهپیمایی را خاتمه دهیم. ولی باز هم ناتمام ماند، وقتی تعداد زیادی از کارگران و روشنفکران چپ که در میدان خراسان جمع شده بودند، شروع به راهپیمایی کردیم که البته شعار دهنده من بودم، در جلوی صف در مینی بوسی نشسته بودم و از طریق بلند گو شعار می دادم، تا این که به میدان ژاله رسیدیم، آن جا باز هم حزب الهی ها ریختند و چنان درگیری ای ایجاد شد که مجبور شدیم نرسیده به میدان فوزیه راهپیمایی را متوقف کنیم. وقتی من از مینی بوس پیاد شدم که ببنم اوضاع چگونه است، چند نفر دور من را گرفتند با من جر و بحث کردند، در همین حین که تعدادی از کارگران که من را می شناختند آمدند دست من را گرفتند و گفتند بیا برویم، وقتی کمی از حزب الهی ها فاصله گرفتیم همان کارگران به من گفتند؛ تو داشتی با چه کسانی بحث می کردی؟ آن ها می خواستند تو را بکشند آن وقت تو داری با آنان بحث می کنی؟ خلاصه بعد از این که از آن جمعیت دور شدیم به من گفتند همین الان تاکسی بگیر و یک راست برو خانه که من هم همین کار را کردم.

اگر مبارزات انقلاب کمی به درازا می کشید چپ و کمونیست ها می توانستند همدیگر را پیدا کنند، به مسائل کارگری بیشتر آشنا می شدند، و کارگران هم می توانستند فرصت پیدا کنند تا مطالعه کنند. یادم می آید یکی از کارکنان پالایشگاه در دوره شاه سه سال زندانی شد و بعد از حرکت اعتراضی ما، زندانیان سیاسی آزاد شدند که یکی از اصلی ترین خواسته های ما آزادی زندانیان سیاسی بود، این همکار ما هم آزاد شده بود. او در یک روز که در پالایشگاه تحصن داشتیم سخنرانی کرده بود و گفته بود که چون کتاب «مادر» ماکسیم گورگی را خوانده بودم به سه سال زندان محکوم شدم. فقط خواندن یک رمان سه سال زندانی داشت، فکرش را بکنید، در جامعه ای که آن همه اختناق بود، فقط یک رمان سه سال زندانی داشت، آن وقت خواندن کتاب لنین یا مارکس چه بلایی سر خواننده می آمد؟ این اختناق سبب شد که ما مطالعه کتاب های کمونیستی خیلی کم داشته باشیم فقط چیزهایی در مورد کمونیسم می شنیدیم، که کمونیسم طرفدار طبقه کارگر و ضد سرمایه داری و مخالف سرسخت استثمار و ….

ولی راهکاری را که چگونه باید به آن می رسیدیم نمی دانستیم. یکی از علت های آن نداشتن مطالعه کافی بود، در صورتی که آخوندها هزار و چهارصد سال تشکیلات خود را داشتند و در جاهایی مثل تکایا و مساجد جمع می شدند و آزاد آزاد بودند. ضمن این که حوزه علمیه طلاب هم در چند شهر بزرگ داشتند و دانشگاه ها هم رشته الهیات وجود داشت. ولی همان حکومت های سلطنتی درست مثل حکومت اسلامی مخالف و ضد کمونیست بودند و هستند،چون کمونیست ها مخالف سرمایه داری بودند و هستند. مخالف این هستند که یک عده در ناز و نعمت زندگی و بقیه مردم و کارگران و زحمتکشان حقیرانه و نداری زندگی کنند. در دوره شاه آخوند ها که حتی یک روز هم کار نمی کردند آزاد بودند در مورد دین و اسلام تبلیغ کنند و دولت هم به آنان کمک مالی می کرد، حقوق می داد، ولی یک کمونیست اگر می گفت که استثمار انسان از انسان از بین برود فورا او را بازداشت می کردند و می بایست سال ها در زندان می ماند و یا اعدام می شد. انسان های زیادی بودند که به خاطر رفع استثمار یا زندانی و یا اعدام شدند ولی آخوندها آزاد بودند. یک نکته مهمی هم که می خواستم بگویم این است که؛ در زمانی که ما در حال مبارزه بودیم، در مقطع انقلاب پانزده روز بعد از اعتصاب ما(کمیته اعتصاب) فکر کردیم نکند حقوق ماهیانه ما پرداخت نشود و مشکلات مالی برای کارکنان ایجاد بشود، برای همین به فکر افتادیم این مشکل را چگونه حل کنیم، تا این که یکی از اعضای کمیته گفت؛ که من آقای طالقانی را می شناسم می روم با اون صحبت کنم، شاید آنان پولی داشته باشند که کمکی به کارکنان بشود، او به نزد طالقانی می رود، و در پاسخ می شنود که من آدم پولداری نیستم ولی شما را به آقای حاج مهدی عراقی معرفی می کنم، چون ایشان با بازاری ها در تماس هستند، خلاصه این که آقای عراقی با مقداری پول آمد پالایشگاه و گفت این مبلغ را از بازاری ها جمع کرده ام، شما می توانید پول را بین کارکنان تقسیم کنید. خوب توجه کنید، بعد از بیست روز از گذشت اعتصاب این ماجرا اتفاق افتاد نه روز اول اعتصاب، یعنی روزهای آخر اعتصاب، ضمن این که باور کنید ما که در کمیته اعتصاب بودیم یک ریال هم برای خودمان برنداشتیم، چون خودمان را انقلابی می دانستیم، عجیب است ماها که چند ماه قبل که شروع به اعتراضات و تظاهرات و تحصن کرده بودیم کجا بازاری ها نقش داشتند ما که اصلا هیچ کدام از آنان را نمی شناختیم، آن وقت آن ها چطور می توانستند برای ما تصمیم بگیرند و یا در تصمیمات ما دخالت داشته باشند، خوب توجه کنید، روزهای آخر اعتصاب بود که ما از آنان پول گرفتیم نه اوایل اعتصاب، گذشته از این ما خودمان حقوق خودمان را دریافت کردیم.

همان طور که قبلا گفتم؛ آقای بختیار که نخست وزیر بود، موافق این نبود که حقوق ما پرداخت نشود، در ضمن بعدها شنیدم که حاج مهدی عراقی این پول را از آخوند مهدوی کنی گرفته که آن موقع همین مهدوی کنی در رأس آخوندها بود و دستش هم به سفارت انگلیس بند بود. و رابطه زیادی با انگلیس داشت، حالا یک عده ای پیدا شده اند بدون آن که در جریان چگونگی پول گرفتن و تاریخ پول گرفتن کمیته اعتصاب باشند، به ما تهمت می زنند که گویا ما با سلطنت طلبان هستیم و یا کارکنانی هستند که چون در اعتصاب و اعتراض شرکت نکردند با این دوز و کلک به خودشان حق بدهند که حق با آنان بوده است یا این که بعضی می گویند در شروع اعتراضات و مبارزات انقلابی ما و مردم آمریکا و یا انگلیس دخالت داشت، در صورتی که این هم یک دروغ است، البته باعث و بانی این که مسیر انقلاب به آن صورتی که اوایل وجود داشت تغییر کند و خمینی بزرگ شود آمریکا و اروپا نقش داشتند. دخالت آمریکای سرمایه داری و اروپای غربی زمانی شروع شد که دیگر مطمئن شدند این حرکت های اعتراضی ما و مردم و این مبارزه بر علیه سلطنت و استثمار ادامه خواهد داشت. بخصوص ترس از این داشتند که اگر انقلاب پیروز شود ممکن است کمونیست ها قدرت را بگیرند بنابراین تلاش کردند مسیر انقلاب را عوض کنند یکی از کارهای آنان این بود. خمینی را علم کنند و بزرگ کنند هر اتفاقی می افتاد و هر آن چه مردم مبارزه می کردند اخبارهای آمریکا و اروپای غربی فقط نام خمینی را می آوردند در آن موقع چون رادیوها و تلوزیون های داخلی به خاطر اختناق و سانسور نمی توانستند اخبار واقعی را منعکس کنند بنابراین مردم به اخبار بی بی سی که به زبان فارسی برنامه داشت گوش می کردند آن ها که همه شان خمینی خمینی می گفتند تا این که تأثیر خودشان را گذاشتند گر چه خود خمینی هم بعدها به آن ها و به همه آنانی که با آمریکا ارتباط داشتند کلک زد، آنان را از میان برداشت، مثل قطب زاده و دیگران، خمینی اوایل به آمریکا و به اروپای غربی طوری خود را نشان داد و گفت و گو می کرد که گویا مخالف آنان نیست ولی بعد از به قدرت گرفتن به همه آنان نارو زد.

شروع مبارزه انقلابی مردم و ما خود خواسته بود هیچ کشوری در آن دخالت نداشت هیچ آخوندی هم دخالت نداشت، همان طور که قبلا عرض کردم کشورهای سرمایه داری اروپا و آمریکا و به طول کل سرمایه داری جهانی؛ به خاطر این که کمونیست ها موفق نشدند مسیر انقلاب را به انحراف کشیدند و خمینی و آخوندها را علم کردند البته ما هم فقط به این فکر بودیم که اگر شاه و حکومت او شکست بخورد ما هم می توانیم به خواسته های مان برسیم که آزادی سیاسی مهم ترین خواسته ما بود(چون آزادی اجتماعی وجود داشت) و محو استثمار انسان از انسان ولی این را نمی دانستیم  که چگونه باید از نفوذ سرمایه داری جهانی و داخلی جلوگیری کنیم. به علت اختناق وحشتناکی که در دوره شاه بود ما مطالعه کافی نداشتیم که بتوانیم سرمایه داری جهانی را خوب بشناسیم. زمانی مطالعه کردیم و سرمایه داری جهانی و صندوق بین المللی پول و بانک تجارت جهانی را شناختیم که دیگر دیر شده بود امیدوارم که در انقلاب بعدی در ایران کارگران، زحمتکشان از آن اول انقلاب با شعار؛ برعلیه سرمایه داری، ضد سرمایه داری و خصوصی سازی شروع کنند و حواس شان باشد که هر کسی از سرمایه دار دفاع می کند باید بایکوت شود. بعد از پیروزی مهم ترین مسئله این است که کارگران باید در مقابل سرمایه داران واقعا دیکتاتور باشند، چون سرمایه داری به اشکال گوناگون و هزاران ترفند در جامعه نفوذ می کند، فقط دیکتاتوری کارگران در مقابل سرمایه داران آن ها را می تواند پیروز نگه دارد ولی متأسفانه در مقطع انقلاب این راه حل مهم را نمی دانستیم  ضمن این که ما متأسفانه یک حزب سیاسی که واقعا و فقط از کارگران و زحمت کشان حمایت کند نداشتیم اگر ما یک حزب انقلابی از طبقه کارگر می داشتیم مطمئن باشید که مسیر انقلاب درست پیش می رفت و پیروزی ما می توانست ادامه داشته باشد. ولی خوب نداشتیم، متأسفانه حتی ما خودمان هم، یعنی خود کارگران هم تلاش نکردیم، که حزب مستقل سیاسی که فقط منافع کارگران و زحمتکشان را پیگیری کند را درست نکردیم ما خیلی مبارزه کردیم خیلی تلاش کردیم ولی اشتباهاتی هم داشتیم که منجر به شکست ما شد یک حزب برای خودمان درست نکردیم همه ش به دنبال روشنفکران سیاسی چپ بودیم که آن ها این کار را برای ما بکنند که نکردند که هیچ بلکه بین خودشان هم جدایی افتاد ما ضمن این که تشکیلات مخفی به نامه کمیته اعتصاب درست کردیم و بعدها هم شورا را به وجود آوردیم ولی آن را سراسری نکردیم این یکی مهم ترین ضعف ما بود در صورتی که در همان شروع مبارزه ما باید ضمن این که تشکیلات خودمان را داشتیم باید با کارگران سراسر کشور ارتباط برقرار می کردیم و تماس می گرفتیم تا تشکیلات را سراسری کنیم علت اصلی آن کم اطلاعی ما از شیوه مبارزه بود.

گزارشی درباره پایمال شدن حقوق کارگرانِ پروژه‌ایِ جنوب

ناصر آقاجری (فعال کارگری پروژه‌ای) شرایط کار در مناطق آزاد را برای کارگرانی که در شرکت‌های پیمانکاری کار می‌کنند، با توجه به خروج از شمول قانون کار، نامناسب توصیف کرد.

براساس گزارش منتشره بتاریخ23بهمن،ناصر آقاجری (فعال کارگری پروژه‌ای) خارج شدن مناطق آزاد و ویژه اقتصادی از شمول قانون کار را یکی از مهمترین دلایلی می‌داند که موجب شده کارگران این مناطق که اکثریت قریب به اتفاق آنها کارگران فنی و متخصص هستند، از شرایط کاری خود ناراضی باشند. او به شرایط کار پروژه‌ای‌ها علی‌الخصوص کارگرانی که در شرکت‌های پیمانکاری دست چندم کار می‌کنند، اشاره می‌کند و می‌گوید: ساعات کار طولانی، فقدان خدمات حمایتی، تاخیرهای طولانی در پرداخت دستمزدها و عدم امنیت شغلی در صدر مشکلات شغلی این کارگران قرار دارند.

او در ادامه گفتگو به تاریخ تکوین طبقه کارگر صنعتی اشاره می‌کند و می‌گوید: باید تلاش‌های تاریخی کارگران صنعتی را ارج بنهیم و از آن درس بگیریم؛ چراکه کارگران، به خصوص کارگران صنعتی، میراث‌دارِ تاریخی پر از مبارزه هستند. او شرایط کارگران در جهان صنعتی نوپا را اینطور توصیف می‌کند:

«در قرن‌های ۱۸ و ۱۹ ساعات کار در کارخانه‌های تولیدی کشورهای صنعتی غربی مانند انگلستان، ده، دوازده و حتی شانزده ساعت بود؛ کار طولانی و بی وقفه و به کارگیری زنان (حتی زنان باردار) و کودکان، نسلی در انگلیس به وجود آورد با ناهنجاری‌های جسمی و روحی شدید که دیگر قادر نبود منافع اقتصادی استثمارگر را تامین کند. لیبرال‌ها و رسانه‌های سرمایه‌داری شروع کردند به تحقیق تا علت این ناهنجاری جسمی _ روحی کارگران و خانواده آن‌ها را دریابند. محققان علت را، در طولانی بودن ساعات کار و عوارض روانی آن تشخیص دادند؛ ولی تولید کالایی با تنها هدفش (کسب سود)، مانعی جدی بود که نمی‌پذیرفت ساعات کار را که در درازمدت منافع آنها را تضمین می کرد، تعدیل کنند. در این میان رشد جنبش‌های کارگری با کمک اتحادیه‌ها و تشکل‌های کارگری؛ عاقبت توانستند سرمایه‌داری را وادار به عقب‌نشینی بنمایند. پس از مبارزات طولانی، کارگران به کمک ایجاد و تشکیل اتحادیه‌های بزرگ در سراسر اروپا، به مرور۸ ساعت کار را تثبیت کردند. کارگران به تدریج و البته با استواری پیشرفت کردند؛ همه نظام‌های سرمایه‌داری مجبور شدند عقب بکشند؛ در کشوری مانند فرانسه با وجود مبارزات سخت و گاه پرهزینه‌ی کارگران، سرمایه‌داری در نهایت مجبور شد برای کارگران حق تامین اجتماعی، رفاه و اوقات فراغت را قایل شود.»

 آقاجری تاکید دارد که کارگران جهان، همگی وارث این دست‌آوردها هستند و بایستی بتوانند  از آن‌چه رهاورد جنبش طبقه کارگر در تاریخ است، ازجمله ساعات کار قانونی و قانون کار، بهره‌مند باشند. او می‌گوید: اما در مناطق آزاد، خروج از شمول قانون کار و شرایط کار پروژه‌ای، دشواری‌هایی برای کارگران به ارمغان آورده‌است.

او در چند پرده شرایط کار پروژه‌ای‌های نفت، گاز و پتروشیمی را توصیف می‌کند:

نمای اول؛ شرایط کار و زندگی در پروژه‌های جنوب

ساعت کار در صنایع مادر ایران در جنوب، بدون استثنا و با در نظر گرفتن زمان رفت و آمد کارگران از خوابگاه‌ها به محل کارگاه، ۱۲ ساعت است که پیمانکاران ۱۰ ساعت آن را محاسبه می‌کنند. ساعت ناهار محاسبه نمی‌شود. عوارض ساعات طولانی کار بر روح و جسم سنگین است؛ به خصوص زمان اضافه‌کاری‌های اجباری. به همین علت بیشتر روزها مدت کار تا ۱۶ ساعت ادامه می‌یابد. خوابگاه‌ها اکثراً غیربهداشتی و غذاها بدون کیفیت و محقر است و کارگران برای جبران کمبودهای غذایی، بایستی خود هزینه کنند. در غیر این صورت قوای از دست رفته‌شان جبران نمی‌شود؛ البته اگر پولی برای هزینه کردن داشته باشند. عرف کار پروژه‌ای در همه دنیا، دو هفته کار و دو هفته  استراحت یا  در اصطلاح فنی‌کارها، «رِست» است. ولی پس از انقلاب، به دلیل جنگ و این واقعیت که کارگران برای نجات ایران از تجاوز غیرقانونی صدام، از حق قانونی خود گذشتند و شبانه‌روز در خدمت بازسازی صنایع و تولید بودند، این سنت کارگری که شبانه‌روز در خدمت کارفرما باشد، جا افتاد. در این هشت سال جنگ، کارگران بدون توجه به حق قانونی هشت ساعت کار روزانه یا دو هفته کار و دو هفته رست؛ شبانه‌روز در خدمت صنایع کشور قرار می‌گرفتند و صنایع صدمه دیده را بازسازی می‌نمودند  و بدین گونه اجازه نمی‌دادند شرایط جنگی، تولید را متوقف کند. آنها تصور نمی‌کردند اولین دولت پس از جنگ، از بیکاری گسترده در کشور سوء‌استفاده کند و این فداکاری کارگران را به صورت یک قانون برای کارگران قرارداد موقت یا پروژه‌ای به آنها تحمیل بنماید. کارگران با این تصور که این وضعیت یک وضعیت موقت است تا بازسازی خرابی‌های جنگ به پایان برسد، همه این فشارها به جسم و جان خود را تحمل کردند تا اینکه ماهیت مناسبات اقتصادی نولیبرالی دولت‌های پس از جنگ افشا شد. ماهیتی که ریاکارانه، زیرِ کلی‌گویی‌های سالانه پنهان شده بود. عوارض این شرایط غیرقانونی، زندگی خانوادگی کارگران پروژه‌ای را متلاشی نمود. آمار بالای طلاق و اعتیاد به مواد مخدر در میان کارگران پروژه‌ای حتی دانش‌آموختگان دانشگاهی، بیانگر این واقعیت دردناک است.

نمای دوم؛ عوارض کار پروژه‌ای بر همسران و مادران خانواده کارگران

مادر و همسر کارگر در شهر دستْ تنها می‌ماند بدون داشتن امکانات مالی و هزاران هزینه؛ ازجمله هزینه‌ی غذا، پوشاک، کرایه خانه، شهریه‌های مدارس به اصطلاح دولتی که در ظاهر نباید شهریه بگیرند، مسکن، بهداشت و درمان و هزار هزینه دیگر. مادر و همسر خانواده زیر این فشارهای غیرمعمول و تحمیلی به یک زن پرخاشگر، افسرده و بیمار بدل می‌شود. پدیده ای که در نهایت زن را مسخ می‌کند. از این رو دیگر نمی‌تواند مادر یا همسر باشد. سوءتغذیه هم مزید بر علت می‌شود. از این رو بسیاری شاهدند که بیماری‌های بی‌شماری که خانواده کارگری توان اقتصادی مداوای آن را ندارد، دامان زن و فرزندانِ کارگر را می‌گیرد. امروزه حتی رسانه‌های رسمی هم اعتراف می‌کنند که بیماری‌های قند، پوکی استخوان، کبد چرب، سرطان و امثالهم با آمار بالا همه خانواده‌های زحمتکشان را به چالش گرفته‌است. این خانواده‌ها در صورتی که قادر به غلبه بر گرانی روزافزونی شوند که هر ساله به جامعه تحمیل می‌شود، تازه امکانِ دسترسی گسترده به منابع غذایی سالم را ندارند.

نمای سوم؛ وضعیت کودکان خانواده‌های کارگری

برای رشد مغزی، روانی و جسمی کودکان، وجود پروتین، اسید فولیک ومکمل‌های غذایی در رژیم غذایی حیاتی است؛ به ویژه برای خانواده‌های کارگری که قدرت خریدشان در اندازه خرید گوشت قرمز و سفید و لبنیات سالم نیست. در صورت عدم وجود این مواد غذایی، نسلی ضعیف با ناهنجاری‌های روحی و جسمی به وجود خواهد آمد که برای همیشه سر بار خانواده و جامعه خواهند بود. هرساله کودکان بسیاری از تحصیل بازمی‌مانند و آنهایی هم که با هزاران درماندگی امکان ادامه تحصیل می‌یابند، با وجود فقر و سوءتغذیه از آن ضریب هوشی مورد نیاز محرومند. این روند در نهایت از نسل آینده یک اکثریت بی‌دانش و ناتوان خواهد ساخت .....

و اما حرف آخر؛

آقاجری سخن را اینطور به پایان می‌برد:

«در دهه‌های گذشته، شرایط اشتغال در پروژه‌های نفت و گاز به سمت بدتر شدن رفته‌ است. استقرار سرمایه‌داریِ بدون ضابطه، کارگران را دچار مشکلات بسیار کرده‌است. حال باید پرسید چه کسی مسئول این شرایط است. این شرکت‌های پیمانکاری ریز و درشت از کجا سربرآورده‌اند و چه نهادهایی باید آستین بالا بزنند تا این شرایط آمیخته با بی‌عدالتی را از از بین ببرند. این سوالات همواره پابرجاست و می‌طلبد که مسئولان برای یکبار هم که شده به این پرسش‌ها عمیق بیندیشند...»

اعتراض رسانه ای کارگران کارخانه چوکا نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی

به دلیل کاهش فعالیت تولیدی صنایع چوب و کاغذ ایران در شهرستان تالش، حدود هزار کارگر این کارخانه تولیدکننده انواع کاغذ بابت امنیت شغلی خود احساس نگرانی می‌کنند.

براساس گزارشی که23بهمن رسانه ای شد،کارگران این کارخانه گفتند: فعالیت کارخانه چوکا که در زمینه تولید «انواع کاغذ » در استان گیلان فعالیت می‌کند، از ابتدای سال جاری به دلیل مشکلات مالی به حداقل رسیده است.

آنان با بیان اینکه هم اکنون کارگران این کارخانه از وضعیت موجود رضایت ندارند، در ادامه گفتند: کاهش تولیدات این کارخانه تهدیدی برای امنیت شغلی کارگران کارخانه شده است.

به گفته این کارگران،در چند سال گذشته فعالیت «چوکا» دیگر رونق سابق را ندارد و از ابتدای سال جاری هرچند هفته یکبار  به صورت موقت برای مدت نامعلومی فعالیت این واحد تولیدی متوقف شده است.

این کارگران در تشریح پیشینه مشکلات خود اظهار داشتند: ایران چوکا برای یکسال تا ۲۹ آبان ماه سال ۹۵ تعطیل بود که در نتیجه اعتراضات ده روزه کارگران، بار دیگر فعالیت تولیدی خود را از سر گرفت. ما نمی‌خواهیم بعد از پشت سر گذاشتن این همه مشکلات دوباره به وضعیت بحرانی سال  قبل دچار شویم.

به گفته این کارگران هم‌اکنون به دلیل تامین نشدن مواد اولیه، شرکت چوکا تولید خوبی ندارد و برخی مشتریان خود را در فاصله زمانی که کارخانه تعطیل می‌شود، از دست داده است.

این کارگران که به دلیل نداشتن امکانات تولید کماکان امنیت شغلی‌شان را در مخاطره می‌بینند، در بخش دیگری از سخنان خود گفتند: اگر بیش از این بی‌توجهی‌ها که ناشی از تامین نشدن منابع مالی است، ادامه پیدا کند، کارگران ضمن از دست دادن امنیت شغلی خود انگیزه‌ای برای کار کردن نخواهند داشت.

این منابع کارگری در ادامه گفتند: به‌رغم موارد ذکر شده پرداخت مطالبات مزدی کارگران شاغل در این کارخانه دست‌کم یک ماه به تاخیر افتاده و بیمه تامین اجتماعی آنان نیز دچار مشکلاتی است.

به نقل از کارگران این واحد گفته می‌شود همچنین حدود ۱۷۰ نفر از همکارانشان مدتهاست منتظر پرداخت ۴ درصد هزینه بازنشستگی خود هستند.

آن‌ها در بخش پایانی سخنان خود افزودند: آنچه برای کارگران این کارخانه حائز اهمیت است، حفظ اشتغال آنهاست چراکه در منطقه محل کارشان فرصت شغلی دیگری وجود ندارد.

تعطیلی کارخانه شیرایران مهاباد

بر اساس خبر دریافتی کارخانه شیرایران مهاباد، واقع در 5 کیلومتری جاده مهاباد - ارومیه با 90 نفر کارگر بیش از سه ماه است که به تعطیلی کشیده شده است. کارخانه مذکور با بدهی روبرو شده و همه کارگران بیکار شده اند. علاوه بر این، کارگران کارخانه شیرایران مهاباد با حقوق معوقه ماه های گذشته، دست به گریبان هستند.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری - 23 / 11 / 1396

عدم پرداخت5ماه حقوق 160کارگر شرکت صنایع غذایی پالود پارسیان

5ماه حقوق 160کارگر شرکت صنایع غذایی پالود پارسیان واقع دراستان خراسان رضوی،شهرک صنعتی خیام نیشابورپرداخت نشده است.

عدم پرداخت یکسال مطالبات پرستاران استان خوزستان

یکسال مطالبات پرستاران استان خوزستان پرداخت نشده است.

اعتراض رسانه ای رانندگان تاکسی بیسیم یاسوج نسبت به حق کمیسیون بالا

رانندگان تاکسی بیسیم یاسوج اعتراضشان را نسبت به حق کمیسیون بالا رسانه ای کردند.

به گزارش 23بهمن یک منبع خبری محلی،تعدادی از رانندگان تاکسی بیسیم یاسوج  گفتند:حدودا 1000 نفری در تاکسی بیسم های شهر یاسوج فعالیت دارند و هنگام ورود به تاکسی بیسیم یک قرارداد کاملا یکطرفه و به نفع شرکت از ما اخذ شد که مفاد آن شامل

 1-پرداخت حق ورودی و عدم مطالبه آن مبلغ در پایان کار،

2-پرداخت ماهیانه 180 هزارتومان به عنوان کمیسیون و

 3-در صورت هرگونه اعتراض شرکت در قطع همکاری خود را محق میداند و برخی بندهای دیگر ذکر شده است.

این رانندگان ابراز داشتند: در سال 95 تعدادی از رانندگان با شکایت از شرکتهای فوق جهت کم کردن کمیسیون و دریافت ورودی خود اقدام کردند و در مراحلی هم موفق به کم کردن کمیسیون به مبلغ 100 هزار تومان نیز شدند اما با اعمال نفوذ و جلوگیری از کار کردن افرادی که مبادرت به شکایت کرده بودند مجددا آن مبلغ کمیسیون را به جای خود برگرداندند.

این رانندگان هم استانی افزودند: درآمد برخی صاحبان تاکسی بیسیم از محل کمیسیون ها حدود 43 میلیون در ماه میباشد  و با احتساب وجوهی که بابت ورودی نیز دریافت میکنند در نهایت در ماه به حدود 50 میلیون میرسد.

رانندگان ناراضی گفتند: افرادی که وارد تاکسی بیسیم میشوند همیشه در معرض اخراج هستند و تاکنون برخی به خاطر کسب ورودی بیشتر توسط صاحبان تاکسی بیسیم اخراج شده اند.

این رانندگان تاکسی بیسیم در یاسوج  عنوان کردند: راننده ای که درآمدی جز رانندگی ندارد از اظهار نظر میترسد و گرنه باید مدتها اجازه کار نداشته باشد.

تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه ارومیه نسبت به شرایط رفاهی

روزدوشنبه23بهمن،جمعی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه ارومیه در اعتراض به مشکلات رفاهی تجمع کردند.

براساس گزارش منتشره،یکی از دانشجویان دانشگاه ارومیه گفت: جمعی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی در خصوص رفع مشکلات رفاهی و پذیرش هئیت علمی دانشگاه  با  رحیم  حب نقی، رئیس دانشگاه در خواست جلسه  کردند.

تجمع  اعتراضی دانشجویان دانشگاه مدنی آذربایجان نسبت به عدم ایجاد واحد درسی زبان و ادبیات ترکی

روز دوشنبه23بهمن،جمعی از از دانشجویان دانشگاه مدنی آذربایجان دراعتراض به عدم ایجاد واحد درسی زبان و ادبیات ترکی،در یکی از دانشکده های این دانشگاه تجمع کردند.

به گزارش یک منبع خبری محلی، باتوجه به اینکه واحد درسی زبان و ادبیات ترکی در دانشگاه های هم جوار ارائه شده و دانشجویان میتوانند بصورت اختیاری این واحد درسی را انتخاب کنند، دانشجویان دانشگاه مدنی آذربایجان نیز پیرو این مطالبه ی خود امروزدر دانشگاه تجمع کردند.

دبیر شورای صنفی دانشجویان در گفت وگو با خبرنگاران اظهار کرد: شورای صنفی با توجه به درخواست دانشجویان از ۳ ماه پیش پیگیر ارائه این درس بوده و نامه نگاری‌های متعددی صورت گرفته است.

این در حالی است که ارائه ی درس زبان ترکی در دانشگاه هایی همچون دانشگاه صنعتی ارومیه طی کمتر از چهار روز انجام شد.

وی افزود: شورای صنفی  بعنوان نماینده دانشجویان پیگیر ارائه این درس از طریق مجاری قانونی بوده و خواهد بود.

وی در پاسخ به توضیح اعتراض دانشجویان این دانشگاه گفت: با توجه به آگاهی قشر دانشجو و  پیگیر بودن آنان نسبت به  جواب مسئولان٬ به جهت روبرویی با بی توجهی مسئولان در مقابل مطالبه ی آنان از طریق حرکتی خودجوش اقدام به اعتراض وتجمع کردند.

دوگزارش با آمار متفاوت درباره قربانیان حوادث کاردراستان لرستان

مدیر کل پزشکی قانونی استان لرستان:جان باختن 17کارگربراثر حوادث کاردراستان لرستان منجمله7نفردربروجردطی نه ماهه اول سال جاری

رئیس اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی بروجرد-23بهمن1396:امسال دربروجردیک کارگربراثر حوادث کاری جانش را از دست داد

*به گزارش5بهمن روابط عمومی اداره کل پزشکی قانونی استان لرستان، دکتر حمید رضا نظیفی گفت: طی 9 ماهه نخست سال جاری تعداد فوت شدگان حین کار در این استان 17 نفر (به لحاظ جنسیتی همگی مرد) گزارش شده است.

دکتر حمید رضا نظیفی تصریح کرد: بر اساس آمارهای مراکز پزشکی قانونی استان در طی 9 ماه نخست امسال به ترتیب شهرستانهای بروجرد با 7 مورد، خرم آباد با 5 مورد،ازنا با 3 مورد و الشتر با 2 مورد فوتی، بیشترین موارد مرگ ناشی از حوادث کار را داشتند و مابقی شهرستانها بدون فوتی در حوزه حوادث کاری بوده اند.

عضو شورای قضائی استان لرستان اظهار داشت: همچنین در 9 ماهه نخست سال 1395نیز تعداد 18 نفر (ھمگی مرد) به دلیل حوادث ناشی از کار جان خود را از دست داده اند که مقایسه آماری این دو بازه زمانی نشان از کاهش 5/5 درصدی آمار فوت شدگان ناشی از حوادث کار طی 9 ماهه نخست امسال و سال قبل دارد.

وی تصریح کرد: همچنین کل آمار فوت شدگان حوادث کاری طی سال گذشته تعداد 21 نفر گزارش شده است که همگی به لحاظ جنسیتی مرد بوده اند.

مدیر کل پزشکی قانونی استان لرستان با اشاره به اینکه حوادث ناشی از کار در لرستان 471 مصدوم برجا گذاشته است، اظهار داشت: همچنین طی 9 ماهه نخست امسال تعداد 471 نفر ( به لحاظ تفکیک جنسیتی شامل 456 مرد و15 زن ) به دلیل حوادث ناشی از کار صدمه دیده و در مراکز پزشکی قانونی استان لرستان مورد معاینه قرار گرفته اند.

دکتر نظیفی بیان داشت: بررسی های آماری مصدومین حوادث ناشی از کار طی 9 ماهه نخست سال قبل (1395) نیز نشان    می دهد که از کل پرونده های بررسی شده سال گذشته، تعداد 523 نفر (به لحاظ تفکیک جنسیتی شامل 507 مرد و 16 زن ) به دلیل حوادث ناشی از کار دچار مصدومیت شده اند که خوشبختانه  این آمار نیز با کاهش 9/9 درصدی مواجه است.

عضو شورای قضایی استان لرستان اظهار کرد: بررسي‌هاي انجام شده در گروه آمار و انفورماتیک پزشكي قانوني استان لرستان نشان مي‌دهد كه کل آمار حادثه دیدگان حوادث کار سال گذشته تعداد 658 نفر بوده است که شامل 634 مرد و 24 زن می باشند.

مدیر کل پزشکی قانونی استان لرستان بیان داشت: مطابق آمارهای موجود در حوادث کار9ماهه امسال، سقوط از بلندی با تعداد 7 مورد بیشترین علت مرگ در حوادث کار را به خود اختصاص می‌دهد، پس از آن اصابت جسم سخت با 4 مورد، غرق شدگی با 3 مورد، برق گرفتگی با 2 مورد، و سایر حوادث با یک مورد، به ترتیب بیشترین و کمترین دلایل مرگ کارگران را در بر می گیرند.

*رئیس اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی بروجرد گفت: از ابتدای سال جاری تا کنون 12 کارگر بروجردی بر اثر حوادث ناشی از کار مصدوم شدند و یک نفر کارگر ساختمانی جان خود را از دست داد.

به گزارش23بهمن یک منبع خبری محلی،عبدالعلی گیوه کی رئیس اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی بروجرد گفت: رئیس اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی بروجرد گفت: از ابتدای سال جاری تا کنون 12 کارگر بروجردی بر اثر حوادث ناشی از کار مصدوم شدند و یک نفر کارگر ساختمانی جان خود را از دست داد.

وی اضافه کرد: بیشترین حوادث مصدومیت کارگری مربوط به کارگران بخش ساختمانی است و نیاز است .

گیوه کی اظهار داشت: برخی از کارگران تحت پوشش بیمه هستند که در صورت بروز هر گونه حادثه اقدامات لازم برای آنها انجام می شود اما کارگرانی که بیمه نیستند در صورت بروز هر گونه حادثه با مشکلات بیشتری همراه هستند که نیاز است کارفرما نسبت به بیمه کارگران توجه ویژه ای داشته باشد.

رئیس اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی بروجرد افزود: آمار کارگران مصدوم ناشی از حوادث کار امسال در بروجرد نسبت به سال گذشته کاهش یافته است.

مرگ پرستار26ساله بیمارستان خرم آباد حین کار براثر ایست قلبی

یکشنبه شب(بیست ودوم بهمن)،یک پرستار 26ساله بخش آنژیوگرافی بیمارستان مدنی خرم آباد حین کار دچار ایست قلبی شد وجانش را ازدست داد.

براساس گزارش رسانه ای شده،میلاد تیموری پرستار بخش آنژیوگرافی بیمارستان مدنی خرم آباد با 26 سال سن شب گذشته در شیفت شب‌کاری دچار ایست قلبی شد و جان باخت.

مصدومیت 10کارگرکشاورزی در پی واژگونی سرویس رفت وآمدشان

دوشنبه شب23بهمن،10کارگرکشاورزی در پی واژگونی سرویس رفت وآمدشان در بخش فتحالمبین شوش مصدوم شدند.

برپایه گزارش منتشره،احمد چنانی عضو شورای روستای عنکوش  گفت: این حادثه در مسیر منتهی به روستای عنکوش 5 کیلومتری شهر شوش رخ داد، مینی‌بوس حامل 10 کارگر زن ومرد از کارگران مزارع صیفی‌جات منطقه دزفول بودند.

وی با اشاره به پیچ خطرناک سه‌راه مسیر این روستا بیان کرد: حادثه براثر واژگونی مینی‌بوس در سه‌راه روستای عنکوش رخ داد و تمام سرنشینان مینی‌بوس مصدوم شدند.

چنامی به حضور فوریت‌های پزشکی 115 شوش اشاره کرد و افزود: تعداد مصدومین 10 نفر از سرنشینان مینی‌بوس بودند که به بیمارستان نظام مافی شوش منتقل شدند.

بیست وسوم بهمن ماه1396

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

اخباروگزارشات کارگری22بهمن1396(ویژه نامه روزشماراعتراضات کارگری از اول تا بیست ودوم بهمن ماه 1396)

روزشمارمبارزات کارگران در راه دست یابی مطالباتشان از اول تا بیست ودوم بهمن ماه1396:

*اول بهمن ماه:

1-ادامه اعتراضات کارگران کارخانه کیان کرد باتجمع در جاده ملایر به اراک

2-اعتصاب متحدانه کارگران کارخانه کاغذ پارس در هفت تپه دومین روز خود را پشت سر گذاشت

3-تجمع اعتراضی کارگران شهرداری منطقه2زنجان نسبت به واگذاری به بخش خصوصی

4-تجمع کارگران کارخانه «های لنت»خرم آباد دراعتراض به بلاتکلیفی شغلی وعدم پرداخت ماه ها حقوق مقابل اداره کل کار

4-تجمع اعتراضی کارگران جنگلبانی نسبت به عدم پرداخت ماه حقوق مقابل سازمان جنگل‌ها در چالوس

5-تجمع اعتراضی کارگران اخراجی کارخانه سیمان دهلران مقابل استانداری چهارمحال و بختیاری

6-تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته کارخانه کیان تایر در مقابل وزارت صنعت، معدن و تجارت علیرغم حضور سنگین نیروهای گارد ویژه برگزار شد

7-طوماراعتراضی جمعی از معلمان مشهد نسبت به عدم پرداخت مطالباتشان

*دوم بهمن ماه1396:

8-اعتصاب وتجمع کارگران محور گستر جهاد نصر دراعتراض به عدم پرداخت8ماه حقوق مقابل شرکت

9-تجمع اعتراضی معلمان مدارس غیردولتی یزد نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی مقابل استانداری

10-پایان اعتصاب  دو روزه کارگران کارخانه کاغذسازی پارس درهفت تپه

سوم بهمن 1396:

11-کارگران کارخانه کیان کرد با ادامه اعتصاب وتجمعات اعتراضی عزم راسخشان رابرای احقاق حقوقشان بنمایش گذاشتند

12-تجمعات اعتراضی گسترده کارگزاران صندوق بیمه کشاورزی سراسرکشوردر تهران

13-معلمان مدارس غیردولتی یزد با تجمع مقابل استانداری برای دومین روز متوالی  پاسخ وعده های توخالی مسئولان طراز اول استان رادادند

14-اعتصاب کارگران گروه ملی فولاد اهواز

15-اعتصاب کارگران شرکت خانه سازی پیش ساخته آذربایجان دراعتراض به عدم پرداخت3ماه حقوق

16-تجمع اعتراضی کارگران پروژه محور مواصلاتی سروستان-خرامه نسبت به عدم پرداخت 9ماه حقوق  مقابل فرمانداری سروستان

*چهارم بهمن ماه1396:

زنده وجاوید باد خاطره بخون خفتگان 4 بهمن 1382 شهربابک

روز چهارم بهمن ماه 1382 ،نیروهای امنیتی- نظامی دولت هشتم(دولت اصلاحات) بر روی تجمع اعتراضی کارگران اخراجی مس خاتون آباد وخانواده هایشان آتش گشودند وجمعی ازمعترضین بخون درغلطیدند و4کارگر (جاویدی،ریاحی،مومنی ومهدوی) ویک نوجوان(پورامینی)جان باختند.

یادشان گرامی باد

17-دومین روز اعتصاب متحدانه 3500 کارگر گروه ملی فولاد آهواز

18-تجمع اعتراضی کارگران کارخانه کاشی اصفهان نسبت به بلاتکلیفی شغلی مقابل استانداری

19-معلمان مدارس غیردولتی یزد درسومین روز اعتراضشان مقابل دادگستری اجتماع کردند

 20-تجمع اعتراضی  دوباره کارگران بازنشسته کارخانه کیان تایر مقابل وزارت صنعت اینبار همراه با خانواده

21-تجمعات اعتراضی دستفروشان اردبیل نسبت به یورش به آنها وجمع آوری بساطشان توسط ماموران شهرداری مقابل ساختمان شورای شهر

*پنجم بهمن ماه1396:

22-در سومین روز اعتصاب کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران، آنان رسما تهدید به اخراج شدند

23-تجمعات اعتراضی دامنه دار کارگران قندممسنی نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی مقابل کارخانه

24-تجمع اعتراضی کارگران کارخانه کاشی نیلونسبت به بلاتکلیفی معیشتی وشغلی مقابل اداره کار نجف آباد

25-اقدام به خودکشی کارگر کارخانه کاشی اصفهان

26-فراخوان شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران برای شرکت درتجمع 8بهمن بازنشستگان مقابل مجلس

27-تجمع اعتراضی فرهنگیان استان زنجان نسبت به عدم تحویل مسکن فرهنگیان و وعده های توخالی مسئولین طراز اول استان مقابل استانداری زنجان

*ششم و هفتم بهمن ماه1396:

28-کارگران کارخانه کیان کرد مصمم به ادامه اعتصاب برای دستیابی به مطالباتشان

29-تجمع اعتراضی کارگران گروه صنعتی فولاد آذربایجان‌غربی نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی و وعده های توخالی مسئولین طراز اول استان مقابل استانداری آذربایجان غربی برای چندمین بار

30-اعتصاب وتجمع کارگران راه آهن زنجان دراعتراض به عدم پرداخت 2ماه حقوق مقابل ساختمان راه آهن

31-اعتصاب وتجمع اعتراضی کارگران شهرداری بروجرد دراعتراض به عدم پرداخت8ماه حقوق

32-دومین تجمع اعتراضی کارگران اخراجی کارخانه سیمان دهلران مقابل استانداری چهارمحال و بختیاری

33- تجمع اعتراضی کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نسبت به وضعیت نامعلوم پروژه‌های مسکونی سپیدار 2 و3 مقابل ساختمان شهرداری تهران

34- اعتراض رسانه ای کارگران پیمانکاری مخابرات مشهد نسبت به بالا کشیدن بخشی از چندرغاز حقوقشان توسط شرکت خدمات اول تحت لوای جریمه

*هشتم بهمن ماه1396:

35-کارگران اعتصابی راه آهن شمال شرق با تجمع راه قطارهای تهران – مشهد را بستند

36-کارگران شهرداری بروجرد دردومین روزاعتراضشان* نسبت به عدم پرداخت ماه ها حقوق دست به تجمع خانوادگی زدند

37- کارگران کارخانه کاشی نیلودرادامه اعتراضاتشان مقابل استانداری اصفهان تجمع کردند

38-تجمع اعتراضی کارگران کارخانه فولاد آلیاژی ایران نسبت به سن بازنشستگی مشاغل سخت وزیان آور مقابل استانداری یزد

39- تجمع اعتراضی کارگران قراردادی اداره کل راهداری و حمل و نقل استان کهگیلویه و بویراحمد نسبت به نداشتن امنیت شغلی وشرایط کاری مقابل استانداری

40-تجمع کارگران و کارمندان میراث فرهنگی خوزستان دراعتراض به عدم پرداخت4ماه حقوق

41-بازداشت یک بازنشسته لشگری معترض

*نهم بهمن ماه1396:

42-کارگران کمباین سازی تبریز پس از دوماه ونیم اعتصاب اداره امور کارخانه را بدست گرفتند

43-ادامه تجمعات اعتراضی کارگران شهرداری بروجردنسبت به عدم پرداخت 8ماه حقوق برای سومین روز متوالی

44-تحریم غذای کارگران پیمانکاری پتروشیمی فجردراعتراض به عدم پرداخت همسان مطالبات

45- ادامه اعتراضات کارگران کارخانه صابون‌سازی یاس خرمشهربرای پرداخت مطالباتشان

46-تجمعات اعتراضی کارگران غار علیصدر نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی

47- استعفای دسته جمعی کارکنان آموزش و پرورش آغاجری دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها مطالبات

48-تهدید به اعتصاب دوباره کارگران شهرداری بوشهر دراعتراض به عدم پرداخت مطالبات

دهم بهمن ماه1396:

49-دهمین روز اعتصاب  کارگران راه آهن دورود دراعتراض به عدم پرداخت3ماه حقوق و4ماه حق بیمه ونداشتن امنیت شغلی

50-اعتصاب کارگران کارخانه روغن نباتی جهان زنجان دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق وحق بیمه

کارگران کارخانه روغن نباتی جهان زنجان: حق و حقوق پرداخت نشود، تولید نمی‌کنیم

51-تجمع کارگران کارخانه  کیان‌کرد مقابل فرمانداری ملایردرهیجدهمین روز اعتصاب نامحدودشان

52-کارگران شهرداری بروجرد درچهارمین روز اعتصاب وتجمعات اعتراضیشان سفره خالی جلوی ساختمان مرکزی شهرداری پهن کردند

53- تجمع اعتراضی کارگران شهرداری یاسوج نسبت به عدم پرداخت ماه مطالبات مقابل شورای شهر

54-ادامه تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه قند ممسنی نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی

55-تجمع دوباره کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در اعتراض به وضعیت نامعلوم پروژه‌های مسکونی سپیدار 2 و3 مقابل ساختمان شهرداری تهران

یازدهم بهمن ماه1396:

56-کارگران نیشکر هفت تپه از صبح امروز دست به اعتصاب زده اند

57-اعتصاب کارگران کارخانه ماشین سازی تبریز

58-پنجمین روز اعتصاب وتجمع اعتراضی کارگران شهرداری بروجرد

59- تجمع اعتراضی کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در اعتراض به وضعیت نامعلوم پروژه‌های مسکونی سپیدار 2 و3 مقابل ساختمان شهرداری تهران برای سومین بار

*دوازدهم بهمن ماه1396:

60-اعتصاب متحدانه کارگران شرکت نیشکر هفت تپه دومین روز خود را پشت سر گذاشت

61-ششمین روز اعتصاب وتجمع کارگران شهرداری بروجرد

62-تجمع اعتراضی کارگران اخراجی خشمگین شرکت نفت گچساران با خانواده مقابل فرمانداری

63-تجمع اعتراضی کارگران شرکت جنگل شفارود نسبت به عدم پرداخت5ماه حقوق

*سیزدهم بهمن ماه1396:

64-سومین روز اعتراض کارگران نیشکر هفت تپه

*چهاردهم بهمن ماه1396:

65-چهارمین روز اعتراض کارگران نیشکر هفت تپه متحدانه ادامه دارد

66-چهارمین تجمع اعتراضی کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه  نسبت به وضعیت نامعلوم پروژه‌های مسکونی سپیدار 2 و3 مقابل شهرداری تهران

*پانزدهم بهمن ماه1396:

67-تهاجم وحشیانه نیروهای گارد ویژه و انتظامی به کارگران اعتصابی شرکت نیشکر هفت تپه

68-کارگران پست های فشار قوی برق سراسرکشوربرای باری دیگردراعتراض به عدم تبدیل وضعیت مقابل وزارت نیروتجمع کردند

69-تجمعات اعتراضی دامنه دارکارگران شهرداری آبادان نسبت به عدم پرداخت 6ماه حقوق وحق بیمه

70-بیست وسومین روزاعتصاب کارگران کارخانه کیان کرد

71-تجمع  اعتراضی خانواده های  کارگران جان باخته  نفتکش سانچی مقابل شرکت ملی نفتکش

72-تجمع اعتراضی کارگران طرح انتقال آب سد سیازاخ دیواندره نسبت به عدم پرداخت 10ماه حقوق مقابل استانداری کردستان

73-ادامه تجمعات اعتراضی کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه  نسبت به وضعیت نامعلوم پروژه‌های مسکونی سپیدار 2 و3 مقابل شهرداری تهران

*شانزدهم بهمن ماه1396:

74-ازسرگیری اعتراضات کارگران کارخانه هپکو نسبت به نداشتن امنیت شغلی،عدم پرداخت مطالبات و وعده های توخالی مسئولین طراز اول کشور واستان مرکزی

75-گزارش تکمیلی ششمین روز اعتراض و اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه

 76-اعتصاب وتجمع همزمان کارگران کارخانه  چوکا وشرکت جنگل شفارود در اعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق

بازداشت یکی از خبرنگاران حین تهیه گزارش ازتجمع کارگران شرکت جنگل شفارود

77-تجمع اعتراضی کارگران کارخانه رنگین‌نخ نسبت به عدم پرداخت مطالبات مقابل استانداری سمنان

78-اعتصاب وتجمع اعتراضی کارگران پیمانکاری کارخانه ماشین سازی اراک نسبت به عدم پرداخت4ماه حقوق مقابل استانداری مرکزی

79-ادامه اعتراضات خانواده های  کارگران جان باخته  نفتکش سانچی با تجمع مقابل مجلس

80-ششمین تجمع اعتراضی کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه  نسبت به وضعیت نامعلوم پروژه‌های مسکونی سپیدار 2 و3 مقابل شهرداری تهران

81-از اعتراضات کارگران پیمانکاری پتروشیمی های مستقر در منطقه ویژه اقتصادی بندرامام چه خبر؟

هفدهم بهمن ماه 1396:

82-کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در هفتمین روز اعتصاب مانع خروج تریلی های حامل شکر از کارخانه شدند

83-تجمع اعتراضی کارگران کارخانه کیان تایر نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی مقابل وزارت صنعت‌، معدن و تجارت برای باری دیگر

84-از سرگیری اعتصاب وتجمع کارگران سد شفارود دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق و وعده های توخالی مسئولین طراز اول شهرستان رضوانشهر

85-اعتراض ماموران کنترل و نظارت  شرکت آتی شهر هوشمند ( C_pay ) ایرانیان وابسته به سازمان همیاری شهرداری شیراز

86-تجمعات شبانه روزی کارگران کارخانه پی وی سی ایران برای دستیابی مطالباتشان

87-تجمع اعتراضی کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه  نسبت به وضعیت نامعلوم پروژه‌های مسکونی سپیدار 2 و3 مقابل شهرداری تهران برای هفتمین بار

*هیجدهم بهمن ماه1396:

88-فراخوان کارگران بازنشسته کارخانه کیان تایر برای تجمع

89-کارگران شرکت نیشکر هفت تپه بدنبال هفت روز اعتصاب، پس از تکمیل پرداخت حقوق آبانماه و تعهد کارفرما به پرداخت حقوق آذر  ماه در روز دوشنبه آینده به اعتصاب پایان دادند

90-تجمعات اعتراضی کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه  نسبت به وضعیت نامعلوم پروژه‌های مسکونی سپیدار 2 و3 مقابل شهرداری تهران دارد

91-داود رفیعی کارگر اخراجی شرکت پارس خودرو که در اعتراض به فساد در وزارت کار در رابطه با اخراج خود با دختر خردسال اش اعتراضی آرام داشت.با تهاجم ماموران برای جلوگیری از اعتراض اش مواجه شد

*نوزدهم بهمن ماه1396:

92-اعتصاب کارگران کارخانه آرمان شفق دراعتراض به عدم پرداخت چندماه حقوق وحق بیمه چهارمین روز راپشت سرگذاشت

93-تجمع اعتراضی کارگران اخراجی کارخانه سامان کاشی بروجرد نسبت به عدم پرداخت مطالبات مقابل فرمانداری

94-زمزمه اعتصاب در میان کارگران شرکت کشت و صنعت میان آب

بیستم بهمن ماه1396:

95-تجمع و اعتراض جمعی ازفارغ التحصیلان بیکار شوش در مقابل نیشکر هفت تپه

بیست ودوم بهمن ماه1396

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت