.
شنبه ۱ مهر ۱۳۹۶.
امروز:
Sep 23 2017.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

پنج شنبه, 23 شهریور 1396 ساعت 02:16

اخباروگزارشات کارگری22شهریور

- اعتراض مسالمت آمیز رانندگان خطوط تندرو شرکت واحد برای آزادی رضا شهابی راننده زندانی سندیکایی
- نامه پنج سندیکای فرانسه به مکرون: برای حفظ جان رضا شهابی اقدام کنید
- تجمع اعتراضی کارگران نگهداری شبکه کابل هوایی و تلفن ثابت اهوازنسبت به عدم پرداخت ماه ها حقوق وحق بیمه وبرای تبدیل وضعیت،مقابل شرکت مخابرات خوزستان برای دومین روز متوالی
- تجمع کارگران کارخانه فولاد صدر لرستان نسبت به بیکارشدن وعدم پرداخت 6ماه حقوق وچند ماه حق بیمه مقابل استانداری
- اعتصاب کارگران پالایشگاه پنجم عسلویه دراعتراض به سطح پایین دستمزد
- تجمع کارگران کارخانه نوظهوردراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق و3ماه حق بیمه
- اعتراض رسانه ای کارگران پیمانکاری رجا نسبت به عدم پرداخت بموقع حقوق
- کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران:
 یادِ شاهرخ زمانی وکوروش بخشنده گرامی باد!
- بیانیه کانون صنفی معلمان استان تهران درباره بازداشت محمود بهشتی لنگرودی در آستانه آغاز سال تحصیلی
- کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران:
دستگیری دوباره ی محمود بهشتی لنگرودی، محکوم است
- ادامه بلاتکلیفی معیشتی کارگران کارخانه کاشی قوچان
- درواکنش به ابلاغیه مدیرعامل منطقه ویژه اقتصادی مبنی بررفع تبعیض جنسیتی در پارس جنوبی
- صیادان توان پرداخت بیمه حوادث را ندارند!
- اقدام به خودکشی خودکشی 2 کارگردررامسر دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان
- مصدومیت یک کارگر معدن زمستان یورت آزادشهردرحادثه تصادف سرویس رفت وآمدشان(وانت نیسان)
- مرگ دلخراش کارگرجوان کارخانه سبدسازی بابل
- جان باختن کارگر18ساله یک کارگاه قالیشوئی قائمشهر براثربرق گرفتگی
اعتراض مسالمت آمیز رانندگان خطوط تندرو شرکت واحد برای آزادی رضا شهابی راننده زندانی سندیکایی
رانندگان شرکت واحد امروز ۲۲شهریوردر اعتراضی مسالمت آمیز خواستار آزادی رضا شهابی عضو زندانی سندیکای واحد شدند.
بنابردرخواست سندیکای کارگران شرکت واحد ، امروز۲۲شهریور رانندگان خطوط BRTاز ابتدای صبح به نشانه اعتراض به زندانی کردن مجدد رضا شهابی عضو هیئت مدیره سندیکای واحد که درسی وششمین روز اعتصاب غذا بسر میبرد چراغ های اتوبوس هایشان را روشن کردند و سرعت اتوبوس ها را۲۰کیلومتر کاهش دادند. البته از یک روز قبل عوامل امنیتی و حراستی شرکت واحد آماده بودند و روز قبل یکی ازرانندگانی که اعلامیه ی اعتراضی را در بین رانندگان پخش میکرد توسط گشتی های واحد دستگیر و به پلیس امنیت پایگاه هشتم تحویل داده شد و امروز با پرونده سازی امنیتی ها با قرار کفالت در دادسرای اوین آزاد شد ، امروز هم عوامل مدیریتی و امنیتی بطورچشمگیر و مرتب در خطوط BRTحضور داشتند و تعدادی از رانندگان معترض را از خطوط بیرون کردند و به تعدادی از اعضای فعال سندیکا هم که شناخته تر بودند اجازه تردد در خطوط را ندادند و البته که این اقدامات نتوانست تاثیری بر خاموش کردن چراغ معترضین بگذارد و در نوبت عصر تعداد بیشتری از رانندگان به این اعتراض پیوستند . در ۱۴شهریور ماه هم رانندگان شرکت واحد به همراه دانشجویان و دیگر فعالین کارگری و معلمان در مقابل مجلس بهارستان دست به راه پیمایی و اعتراض برای رضا شهابی زدند .سندیکای کارگران شرکت واحد خواستار آزادی بی قید وشرط این عضو سندیکا میباشد.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه
۲۲شهریور ماه
نامه پنج سندیکای فرانسه به مکرون: برای حفظ جان رضا شهابی اقدام کنید
رضا شهابی، عضو سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ۳۵ روز است در اعتصاب غذاست و جان او در خطر است. پنج سندیکای کارگری فرانسه به اتفاق سازمان عفو بین‌الملل این کشور در نامه‌ای ازمانوئل مکرون، رییس‌جمهوری فرانسه خواستند برای حفظ جان رضا شهابی دخالت کند.
ارسال نامه به رییس جمهوری فرانسه بخشی از کارزاری است که «کلکتیو»، متشکل از ۵ سندیکای کارگری فرانسه ث.ژ.ت (CGT)، ث.اف.د.ت (CFDT)، اف.اس.یو (FSU)، اونسا (UNSA) و سولیدر (Solidaires) به اتفاق سازمان عفو بین‌الملل برای حمایت از رضا شهابی و سایر فعالان کارگری و فرهنگی ایران آغاز کرده‌اند.
فیلیپ ریو مسئول بخش بین‌المللی CFDT و فیروز نجات مسئول بخش بین‌المللی CGT در گفتگویی با رادیو زمانه  درباره کارزار توضیح دادند.
رضا شهابی، فعال کارگری که از ۱۸ مرداد در اعتصاب غذای اعتراضی به سر می‌برد، با افت شدید فشار خون، بی‌حسی موضعی در ناحیه چپ بدن، اختلال در کارکرد دستگاه گوارشی و همین طور کاهش شدید وزن رو به روست.
از سوی دیگر اسماعیل عبدی، عضو کانون صنفی معلمان ایران دستگیر شده و زندانی است.
محمود بهشتی لنگرودی، روز سه شنبه ۲۱ شهریور در خانه‌اش دستگیر و به زندان منتقل شده است.
علی نجاتی، عضو هیات مدیره سندیکای نیشکر هفت‌تپه هم از سوی دادسرای اندیمشک برای گذراندن شش ماه حبس به زندان احضار شده است.
در جلسه‌ای که روز سه شنبه ۲۱ شهریور در پاریس برگزار شد، «کلکتیو» تصمیم گرفت در همکاری با عفو بین‌الملل در حمایت از کارگران و فرهنگیان زندانی و دفاع از حق تشکل کارگران ایران اقدامی عملی انجام دهد.
در نامه این سازمان ها به مکرون، مساله رضا شهابی به دلیل ضرورت تلاش برای حفظ جان او در مرکز توجه قرار گرفت اما درباره سایر فعالان سندیکایی و فرهنگیان ایرانی زندانی نیز با ذکر نام صحبت شده و از رییس جمهوری فرانسه خواسته شده است آزادی فوری و منع تعقیب‌ آنان را خواستار شود.
کلکتیو همچنین قصد دارد در هماهنگی با اتحادیه‌های کارگری بین‌المللی اقدامات مشترکی دیگری را نیز سازمان دهد. مذاکراتی هم با سایر سندیکاهای اروپایی برای فعالیت مشترک در دفاع از کارگران ایران آغاز شده است.
دو فعال سندیکایی به نمایندگی از پنج سندیکای کارگری فرانسه، در گفت و گو با زمانه نگرانی شدید خود را از وضعیت سلامت رضا شهابی ابراز کردند.
فیروز نجات خطاب به رضا شهابی گفته است برای مبارزه باید زنده بود و جان سالم داشت: «رضا شهابی باید زنده بماند.»
فیلیپ ریو هم تاکید کرده است رضا شهابی زنده بسیار مفیدتر از رضا شهابی از دست رفته است.
گوش کنید:
https://soundcloud.com/radiozamaneh/numyazggx1uo
تجمع اعتراضی کارگران نگهداری شبکه کابل هوایی و تلفن ثابت اهوازنسبت به عدم پرداخت ماه ها حقوق وحق بیمه وبرای تبدیل وضعیت،مقابل شرکت مخابرات خوزستان برای دومین روز متوالی
امروزچهارشنبه22شهریوربرای دومین روز متوالی،جمعی ازکارگران نگهداری شبکه کابل هوایی و تلفن ثابت اهوازدراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق وحق بیمه وبرای تبدیل وضعیت،مقابل ساختمان شرکت مخابرات خوزستان تجمع کردند.
یکی از کارگران که خواست نام وی برده نشودبه خبرنگاران گفت: کارگران حوزه نگهداری شبکه کابل هوایی زیر نظر پیمانکاران کار می کنند و برخی از آنها از خرداد گذشته و برخی نیز معوقاتی از پارسال در زمینه حقوق و حق بیمه دارند.
وی گفت: این کارگران که بسیاری از آنها بالای 10 سال سابقه کار در این بخش را دارند همچنین خواستار تبدیل وضعیت شغلی و خارج شدن از حالت پیمانکاری هستند.
وی ادامه داد: پس از تجمع دیروز کارگران، مسئولان شرکت مخابرات خوزستان خبر از پرداخت مبلغی به پیمانکار دادند تا پیمانکار به هر نفر 10 میلیون ریال پرداخت کند.
تجمع کارگران کارخانه فولاد صدر لرستان نسبت به بیکارشدن وعدم پرداخت 6ماه حقوق وچند ماه حق بیمه مقابل استانداری
ظهرامروز22شهریور، کارگران فولاد صدر لرستان دراعتراض به بیکارشدن درپی تعطیلی کارخانه وعدم پرداخت 6ماه حقوق وچند ماه حق بیمه دست به تجمع مقابل استانداری زدند.
یکی از کارگران معترض به خبرنگاران گفت:کارخانه صدر فولاد از چهارم شهریور تعطیل شده و این در حالی است که کارگران حدود 6 ماه است حقوق دریافت نکرده‌اند.
وی افزود:مشکلات این کارخانه از دو سال قبل شروع شده و در این مدت به صورت مقطعی کارخانه تعطیل و مجددا شروع به فعالیت می‌کند.
این کارگر معترض عنوان کرد:چند ماهی می‌شود که بیمه کارگران کارخانه صدر فولاد پرداخت نشده است.
اعتصاب کارگران پالایشگاه پنجم عسلویه دراعتراض به سطح پایین دستمزد
روز19شهریورماه، نیروهای اوور حال در پالایشگاه پنجم فاز ۹و۱۰ بدلیل محاسبه پایین دستمزد هااعتصاب کرده و تایم عصر در خوابگاه ماندند.
گزارش خبرنگار پیام سندیکا از اعتصاب در پالایشگاه پنجم عسلویه
امروز ١٩ شهریور نیروهای اوور حال در پالایشگاه پنجم فاز ۹و۱۰ بدلیل محاسبه پایین دستمزد هااعتصاب کرده و تایم عصر در خوابگاه ماندند. پیمانکار حقوق روزانه  زیر را برای کارگران در حال کار اعلام کرده است:
حقوق مکانیک ۱ زدن ۱۲۰ تومان
مکانیک ۲ ۹۰تومان
استادکار هم ۱۵۰تومان
در ضمن امکانات رفاهی و غذا هم زیر صفر است. بطوریکه که بیش از ۱۰۰نفر کارگر در عرض ۲روز، کار را رها کرده و رفتند.
تجمع کارگران کارخانه نوظهوردراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق و3ماه حق بیمه
صبح امروز22شهریور،حدود ۱۶ نفر از کارگران رسمی کارخانه نوظهور دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق وسه ماه حق بیمه بمدت یک ساعت در محوطه این واحد صنعتی تجمع کردند.
براساس گزارش منتشره،یکی از کارگران حاضر در این تجمع  اعتراضی گفت: از مجموع کارگران کارخانه نوظهور شمار افراد باقیمانده به زحمت ۲۰ نفر می‌شود و همه ما از ابتدای سال جاری تاکنون مطالباتی دریافت نکرده‌ایم.
کارخانه نوظهور که زمانی شمار کارگران شاغل در آن تا حدود چهارصد نفر می‌رسید، از ۱ مرداد سال جاری تعطیل شده است و تا به امروز جلساتی که در ارتباط با وضعیت کارکنان باقیمانده آن برگزار شده، بی‌نتیجه بوده است.
از طرفی حدود سه ماه از حق بیمه‌های کارگران کارخانه نوظهور به حساب سازمان تامین اجتماعی واریز نشده است.
مالکیت و مدیریت این واحد صنعتی به بخش خصوصی تعلق دارد و در رابطه با مطالبات معوقه شکایتی نیز از سوی کارگران در مراجع قضایی ثبت شده است.
کارگران باقیمانده این واحد تولیدی در آستانه بازنشستگی قرار دارند اما به دلیل متوقف شدن فعالیت‌های جاری در وضعیت سرگردانی قرار دارند.
اعتراض رسانه ای کارگران پیمانکاری رجا نسبت به عدم پرداخت بموقع حقوق
کارگران پیمانکاری شرکت حمل و نقل ریلی رجا برای باری دیگراعتراضشان را نسبت به عدم پرداخت بموقع دستمزد رسانه ای کردند.
برپایه گزارشی که امروز رسانه ای شد، کارگران شرکت حمل و نقل ریلی رجا از روند پرداخت دستمزدها در شرکت‌های پیمانکاری انتقاد کردند.
این کارگران که در بخش‌های فنی، موتوریست و برق مشغول به کار هستند، می‌گویند: حدود 500 کارگر پیمانکاری هستیم که در بخش‌های مختلف مشغولیم؛ همواره دستمزدهایمان با تاخیر پرداخت می‌شود؛ برای نمونه برخی از شرکت‌های پیمانکاری هنوز حقوق مرداد پرسنل را نپرداخته اند؛ شهریور دارد به انتها می‌رسد و ما هنوز منتظر دستمزد مردادیم.
یکی از این کارگران می‌گوید: نزدیک اول مهر است؛ خیلی از کارگران پیمانکاری پدر هستند و صاحب یک یا چند فرزند مدرسه‌ای. این روزها که هیچ‌جا تحصیلِ مناسب رایگان نیست؛ با این وضع پرداخت‌ها از کجا بیاوریم هزینه ثبت نامِ مدرسه فرزندانمان را بپردازیم؟
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران:
 یادِ شاهرخ زمانی وکوروش بخشنده گرامی باد!
امروز چهار شنبه ۹۶/۶/۲۲ مصادف با جان باختن  شاهرخ زمانی عضو کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری است.
دو سال پیش در چنین روزهایی جنبش کارگری، شاهرخ زمانی وکوروش بخشنده دو رهبر فداکار و عملی خود را از دست داد.
امروز شاهد هستیم که جنبش  اجتماعی کارگران  و معلمان در معرض بیشترین  آسیبها و تهدید ها  و خصومتها قرار گرفته است وبه بیرحمانه ترین شکلِ ممکن سرکوب می شود . حمله به اعتصابات کارگران معادن یزد وکرمان  و کارگران نیشکر هفت تپه شوش و آق دره تکاب تا کشتن کارگران کولبر در مرز ایلا م تا آذربایجان،  تنها نمونه هایی کوچک از این خصومت است.
خسارت جبران ناپذیر ناشی از ارعاب و زندانی کردن  و حکم شلاق و محرومیت از امتیازات اجتماعی و چه بسا گرفتن جان کارگران در اقصی نقاط  ایران  به یک امر بدیهی ومتداول ورایج تبدیل  شده است .
باز داشت و زندان کردن فعالین کارگری  ومعلمان و دیگر اقشار اجتماعی ، ایجاد رعب وفضای وحشت بر جامعه وخانواده زندانیان ، فراهم کردن شرایط دشوار و سخت محیط زندان برای زندانیان ،  عدم رسیدگی  به موقع بهداشتی و درمانی ، اکراه از  پاسخگویی به موقع پزشکی باعث خسران جسم و روان  زندانیان شده  است .
تا جایی که زندانی ، بعد از اتمام حبس دیگر امید زنده ماندن از و سلب می  شود نمونه های بارز آن " علیرضا رجایی ومحمد جراحی " شاهدخوبی برای این مدعا است .
فعالین کارگران ومعلمان بخش آگاه طبقه کارگر هستند  که راه رابسوی آینده می گشایند ودر نبرد ورویارویی طبقاتی در شرایط حاد و خفقان آور و  برای درهم شکستن موانع وعبور ازبحرانها ظاهر می شوند بدون اینکه لحظه ا ی تسلیم شرایط شوند.این رهبران در شرایط بحرانی و سخت ساخته خواهند شد.
هم اکنون که  این بیانیه را می خوانید، بخش زیادی از فعالین کارگری ومعلمان ودیگر اقشار مختلف  وبه نوعی هم سرنوشت در زندان رجایی شهر بیشتر از چهل روز است ازجان گذشته و دست به اعتصاب غذا زده اند.
  سرمایه داری که درهراس استت ازطغیان وبه غلیان در آمدن توده ها وحشت دارد ،   مبنا را براین گذاشته تا رهبران جنبشهای اجتماعی را از صحنه مبارزه حذف کند.
دولت وحاکمیت از  عدم  تشکل مستقل و انسجام و متشکل نبودن کارگران سو استفاده می کنند و هر نوع بی حقوقی را به آنان تحمیل می کنند.
جواب فریاد واعتراض و اعتصاب برای حقوقِ نداده وعقب مانده، ریاضت وتحمل  کارگران ایران به عنوان تاثیر  گذارترین نیرو با جمعیتی ده ها میلیونی در معادلات اقتصادی واجتماعی ، بیشرین ستمهاو اجحافات را به خود دیده است.
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری، در دومین سالمرگ شاهرخ زمانی ضمن گرامی داشت یاد وخاطره همه آنان که در راه بهبود شرایط زیست کارگران جانشان را فدا کرده اند وکماکان در صحنه مبارزه صادقانه حضور  دارند ، ذهن ستم پیشگان  را به این مهم معطوف می دارد که جنبش کارگری زنده است و  به تمام زیر وبم ظلم  و ستم شما معترض است و تا پایان دادن به این همه حق خوری و حق کشی از پای نمی نشیند.
زنده باد راه  کارگران مبارزی که در راه رهایی طبقه کارگر صادقانه از همه هستی خود گذشتند.
زنده باد یاد  کوروش بخشنده و شاهرخ زمانی.
پیوسته باد صفوف کارگران و معلمان!
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران
 ۲۲ شهریور ۹۶
بیانیه کانون صنفی معلمان استان تهران درباره بازداشت محمود بهشتی لنگرودی در آستانه آغاز سال تحصیلی
در حالی که معلمان و دانش آموزان سراسر ایران، برای بازگشایی مدارس و شروع سال تحصیلی آماده می شوند و انتظار می رفت؛ در استقبال از این رخداد مهم در آموزش کشور، فضای مناسب و به دور از تنشی از سوی حاکمیت برای فعالیت صنفی و آموزشی جامعه فرهنگیان فراهم گردد ؛ خبر بازداشت محمود بهشتی لنگرودی ، سخنگوی کانون صنفی معلمان، معلمان کشور  را با شوک روبرو ساخته است.بارها اعلام نموده ایم و رساتر از پیش تاکید می کنیم که دغدغه ما چیزی جز بهبود معیشت فرهنگیان و اعتلای آموزش فرزندان کشور نیست و به این برخوردهای امنیتی و خارج از قاعده و قانون اعتراض داریم.
کانون صنفی معلمان استان تهران، ضمن اعتراض به بازداشت محمود بهشتی لنگرودی،خواهان آزادی بی قید و شرط  تمام معلمان دربند و تبعیدی و تحت حکم ، است.محمود بهشتی لنگرودی، اسماعیل عبدی و محسن عمرانی باید آزاد گردند، حکم تبعید علی اکبر باغانی لغو شود و به پرونده سازی برای فعالان صنفی خاتمه داده شود. تنها در این صورت است که می توان به شروع سال تحصیلی با افقی روشن، امیدوار شد.جای معلم در زندان نیست.
کانون صنفی معلمان استان تهران
21/6/1396
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران:
دستگیری دوباره ی محمود بهشتی لنگرودی، محکوم است
عقل و منطق حکم می کند که قوه ی قضاییه به هزاران شکایت در خصوص مطالبات و اختلاس ها و دزدی ها و دستبردهای چندین باره به صندوق های بازنشستگی و حیف و میل سپرده گذاری های مردم در موسسات بانکی ترتیب اثر دهد و حقوق غصب شده ی مردم را از حلقومِ دزدان و اختلاسگران و باندهای تبهکار و مافیای اقتصادی بیرون بیاورد. تازه اگر چنین کاری از سوی قوه ی قضاییه صورت بگیرد، هنر بزرگی بخرج نداده اند بلکه این باید رسالت و وظیفه ی ذاتی این قوه باشد. اما مردم، رفتارهای ضد این وظیفه و رسالت را از قوه ی قضاییه می بینند. به قول سعدی؛ سنگ را بسته اند و سگ را رها کرده اند. جالب است که برای افشاگرانِ اختلاس ها و دزدی های هزاران میلیاردی و برای مردم و سپرده گذارانِ معترض، احکام دستگیری و زنذان صادر می کنند.
محمود بهشتی لنگرودی، معلمی بود که آشکارا به حقوق تضییع شده ی معلمان و به برداشت های غیرقانونی از صندوق های بازنشستگی فرهنگیان اعتراض کرده بود و چند سال نیز از عمرش را در زندان بسر برده بود در حالی که باید در کلاس های درس به دانش آموزان درسِ درستکاری و صداقت و انساندوستی می داد. این معلم رنجدیده بعد از آزادی موقت ، امروز سه شنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۶ در خانه اش دستگیر و روانه ی زندان شد.
در آستانه ی بازگشایی مدارس و در حال و هوایی که فریاد حق خواهی های کارگران و بازنشستگان و معلمان گوش فلک را کر کرده است و کولبران که در اثر بیکاری های تحمیل شده به کولبری روی آورده اند، یکی یکی و جفت جفت آماج گلوله های مرزبانان قرار می گیرند، فشارآوردن بر فعالان کارگری، فرهنگی، مدنی و . . . و دستگیری و انتسابِ اعمال مجرمانه و پرونده سازی های امنیتی نشان می دهد که دولت به جای حل مشکل، در صدد است تا رعب و وحشت را توزیع و تکثیر کند. این رفتار، علاوه بر دهن کجی به اعتراضات رو به گسترش، انحراف افکار جامعه از دزدی ها و کولبرکشی ها و ناسامانی های اقتصادی و اجتماعی را در برابر چشم های بیدار جامعه می گذارد.
ما دستگیری محمود بهشتی لنگرودی را محکوم می کنیم و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط همه ی معلمان و کارگران و فعالان صنفی و مدنی هستیم.
کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران - ۲۱ شهریور ۱۳۹۶
ادامه بلاتکلیفی معیشتی کارگران کارخانه کاشی قوچان
بلاتکلیفی معیشتی کارگران کارخانه کاشی قوچان نست به عدم پداخت 17ماه حقوقشان کماکان ادامه دارد.
به گزارش یک منبع خبری محلی،کارخانه کاشی قوچان این روزها حال خوبی ندارد و پرداخت حقوق کارگرانش حدود ۱۷ ماه به تعویق افتاده و مطالبات کارگران به بیش از شش میلیارد تومان رسیده است.
باتوجه به این شرایط نامناسب مالی و مشکلات ناشی از آن، از ۲۸ تیرماه تعدادی از کارگران از ادامه همکاری منصرف و برای احقاق مطالبات به تعویق افتاده خود اقدام به پیگیری قضایی کرده اند.
با شکایت ۷ نفر از کارگران این کارخانه که حدود ۱۳۷ میلیون تومان از مطالباتشان به تعویق افتاده، دستگاه پرس این کارخانه توقیف و حکم پلمپ این واحد تولیدی نیز صادر شده است.
به گزارش همین منبع بنقل از یکی از کارگران:صبح امروز برای اجرای حکم پلمپ به پاسگاه نیروی انتظامی شهرکهنه مراجعه کردیم؛ اما معاون سیاسی و اجتماعی فرمانداری قوچان در تماس تلفنی خواستار تعویق پلمپ و پیگیری این نهاد برای پراخت مطالباتمان شده است.
طبق گفتگوی انجام شده با معاون فرمانداری قوچان، قرار شده است اگر تا ساعت۱۳ امروز مسئولین کارخانه نسبت به پرداخت مطالباتمان اقدام نکنند، پلمپ کارخانه اجرا شود.
درواکنش به ابلاغیه مدیرعامل منطقه ویژه اقتصادی مبنی بررفع تبعیض جنسیتی در پارس جنوبی
یک فعال کارگری: مسئولان بیشتر ویترینی عمل می‌کنند تا پراگماتیک؛  یعنی فقط کلی‌گویی می‌کنند که با واقعیتی که در محل وجود دارد، قابل انطباق نیست.
در روزهای گذشته مدیرعامل منطقه ویژه اقتصادی پارس، یک ابلاغیه صادر کرد و در آن از مدیریت کار و خدمات اشتغال منطقه ویژه پارس خواست تبعیض جنسیتی در پارس جنوبی برطرف شود. در این ابلاغیه آمده؛ بایستی در لیست افرادِ جویای کار که به شرکت‌های پیمانکاری داده می‌شود، زنان نیز در کنار مردان حضور داشته باشند و از  فرصت‌های برابر بهره‌مند شوند. بر این اساس، همه شرکت‌ها و پیمانکاران موظف هستند در جذب نیرو، شرایط برابر برای بانوانِ متخصص و جویای کار را لحاظ کنند.
صدور این ابلاغیه یک وجهِ قضیه است؛ در این شکی نیست که فضای اشتغال در پروژه‌های نفت و گاز و پتروشیمی به شدت مردانه است و زنان سهم چندانی از فرصت‌های نفتی ندارند؛ در این مساله  نیز جای هیچ تردیدی نیست که باتوجه با بالاتر رفتنِ نرخِ تحصیل‌ زنان در رشته‌های فنی و مهندسی، بایستی در تولید و صنعت نیز به همان نسبت سهمشان  افزایش پیدا کند و آنچه برای تحصیلاتِ تکمیلی و عالیه‌ی زنان در علومی که روزی، روزگاری مردانه خوانده می‌شد، هزینه می‌شود، نباید بلااستفاده بماند و هدر  داده شود؛ اما این ابلاغیه و دستورِ از بالا برای رفع تبعیض ِجنسیتی نمی‌تواند این چالش را در جنوبِ نفتی به یکباره برطرف کند.
مشکل اشتغال زنان در پروژه‌های نفتی و به تبع آن در پارس جنوبی فقط با دستکاریِ لیست افراد جویای کار و الزام شرکت‌های پیمانکاری به جذبِ برابر حل نمی‌شود؛ گرچه خودِ همین ابلاغ هم گام مثبتی است اما تا کجا می‌شود این ابلاغیه را منتج به نتیجه دانست و تا چه میزان می‌توان انتظار داشت با این کلی‌گویی‌ها، از میزان تبعیض جنسیتی در فضاهایی که به طور سنتی مردانه هستند، کاسته شود؟
ناصر آقاجری، فعال کارگری پروژه‌ای است؛ او سالها سابقه کار در کنگان و عسلویه را دارد و از نزدیک فضای مردانه‌ی پروژه‌های نفت و گاز را لمس کرده‌است؛ آقاجری به ایلنا می‌گوید: مسئولان بیشتر ویترینی عمل می‌کنند تا پراگماتیک؛  یعنی فقط کلی‌گویی می‌کنند که با واقعیتی که در محل وجود دارد، قابل انطباق نیست.
آقاجری از وضعیت اسکان و زندگی در پارس جنوبی اینطور می‌گوید: آنقدر امکانات رفاهی و خدماتی در عسلویه و کنگان محدود است که یک خانم نمی‌تواند آنجا دوام بیاورد؛ وضعیت خوابگاه‌ها بسیار نامناسب است، فقط شرکت‌های بزرگ مثل شرکت O1 خوابگاه‌های خوبی دارند، ولی وضعیت خوابگاه‌های شرکت‌های خُردتر به حدی نامناسب است که حتی برای یک مرد هم تحملش سخت است. دیگر از فضای اسکان شرکت‌های پیمانکاری دست دوم و سوم و آن دانه‌ریزها که اصلا نمی شود صحبت کرد؛ به هیچ وجه قابل تحمل نیست، ساس و کَنه و حیوانات موذی هم تا دلت بخواهد، هست.
به اعتقاد آقاجری؛ در شرایط فعلی امکانِ عملی و در دسترس، برای اشتغال زنان در عسلویه به شدت محدود است؛ او می‌گوید: «غذاها بد و غیرقابل تحمل است، حالا این هیچی، غذا هرچه باشد ، زن و مرد ندارد، خانم‌ها هم همان را می‌خورند، مشکل جدی‌تری وجود دارد. محیط در کارهای سخت و پروژه‌ای سالم نیست؛ اعتیاد شیوعِ نسبتا بالایی دارد؛ تعداد زیادی از کارگران و فنی‌کارها معتادند چون شرایط سخت است و تفریح و امکانِ وقت‌گذرانیِ سالم در کار نیست؛ خود مسئولان هم این را می‌دانند، بارها هم اعلام کرده‌اند که میانِ کارگران پروژه‌ای اعتیاد رواج دارد. از طرف دیگر، امکانات درمانی محدود است؛ در عسلویه با بیش از 60 هزار نیروی فنی و متخصص که عموما کار پرخطری هم دارند، تازه درمانگاه باز شده که امکانات تخصصی‌اش هم محدود است و همیشه پزشک متخصص ندارد؛ فقط در کنگان، شرکت نفت برای پرسنل خودش مرکز درمانیِ نسبتا مجهز دارد که کارگران پیمانکاری و پروژه‌ای نمی‌توانند از این مرکز و امکاناتش استفاده کنند؛ اگر برای کارگری در حین کار، حادثه‌ای رخ بدهد و مصدوم شود، باید با آمبولانس صد و خورده‌ای کیلومتر برود تا بوشهر یا دویست و خورده‌ای کیلومتر را طی کند و برسد به بیمارستانی در شیراز.»
آقاجری حرف‌های بسیاری برای گفتن دارد، از شرایط سخت پروژه‌ای‌ها می‌گوید و از قرارداد موقتی‌های جنوب. او می‌گوید: این را هم در نظر بگیرید که کارگرانِ مردِ قرارداد موقت در عسلویه، خیلی‌هایشان این روزها بیکارند، چون پروژه‌ها تمام شده و کار نیست، حالا چطور می‌خواهند زن‌ها را روانه محیطی کنند که هم بیکاری آنجا بیداد می‌کند و هم اعتیاد و بیماری، نمی‌دانم؟
به اعتقاد این فعال کارگری اول بایستی زیرساخت ها تغییر کند، امکانات فراهم شود و بعد مسئولان بخواهند ابلاغیه بدهند و از برابری جنسیتی در اشتغال آنهم در جنوبِ نفتی دفاع کنند. حرفش خیلی ساده است: زن‌ها در عسلویه نمی‌توانند به راحتی کار و زندگی کنند، به عنوان نیرویِ کارِ پیمانکاری که اصلا نمی‌توانند،  مگر در پُست‌های مدیریتی و خیلی بالا؛ تا امکانات نباشد، این ابلاغیات و دستورات فقط شعار است  و راه به جایی نمی‌برد.
با وجود همه این انتقادات و شرایطی که  حاکم هست، بوده‌اند و هنوز هم هستند زنانی که در پروژه‌های نفتی کار می‌کنند. آذر، مهندس عمران از دانشگاه صنعتی امیرکبیر، یکی از همین زنهاست که سالها همراه همسرش در خارک زندگی و کار ‌کرده‌است. کارِ او نظارت بر سازه‌های عمرانی بوده و چند سال هم در خارک دوام آورده و البته مشکلات بسیاری هم داشته؛ او می‌گوید: مشکل اصلی این بود که فضا کاملا مردانه بود؛ مردانه بودن فضا و نگاه جنسیتی کارگرانِ مرد به من، همه ابعادِ زندگیم را تحت‌الشعاع قرار داده بود. علاوه بر این، هزاران مشکل خُرد و درشت دیگر هم داشتم؛ در شرکت ما، سرویس بهداشتیِ زنانه وجود نداشت، غذاخوری هم مشترک بود که با وجود اینکه همسرم همراهم بود، باز هم غذا خوردن راحت نبود. من کارم اسکلت فلزی بود، کفش و لباس کار لازم داشتم؛ سایز کفشِ من 37 است، اما کفش کار از سایزِ 40 شروع می‌شود، باور نمی‌کنید همین نبودنِ کفش کار چه مصیبت‌هایی سرم آورد؛ نبود؛ پیدا نمی‌شد؛ من با کفشِ زنانه کار می‌کردم، آنهم کارِ سازه و اسکلت فلزی.
آذر لباس کارِ مناسبِ کار هم نمی‌توانسته بپوشد: طبیعی است که بالای سازه و اسکلت رفتن و کار کردن، لباس کار می‌خواهد؛ همکارانم همه مرد بودند؛  لباسِ سرهمی چسب می‌پوشیدند که دست و پاگیر نباشد و بتوانند کار کنند، من اما در آن فضایِ کارگری مردانه، مانتوی گشاد می‌پوشیدم که به دست و پایم می‌پیچید و ذله‌ام می‌کرد.
آذر هم معتقد است برای اشتغالِ برابر، اول بایستی زیرساخت‌های مناسب ایجاد شود و امکانات تعبیه شود، غیر از این باشد، زنان نمی‌توانند با خیال راحت و در آرامش کار کنند؛ او در مورد خودش می‌گوید: بین بیش از هزار نفر مرد، چند سال کار کردم، همیشه هم به خاطر مشکلاتی که بود اذیت شدم؛ اگر همسرم همراهم نبود، به هیچ وجه دوام نمی‌آوردم.
برابری جنسیتی در اشتغال یکی از اهدافِ شاخصِ سازمان جهانی کار (ILO) است. ایجاد فرصت‌های برابر برای زنان و مردان با هدف دستیابی به «اشتغال شایسته» یکی از ضروریات بین‌المللی است که سازمان جهانی کار نیز بر آن تاکید بسیار دارد.
اشتغال شایسته، مولفه‌هایی دارد از قبیل حقِ آزادی بیان و اجتماعات، برابری در دستمزد و فرصت‌ها، تامینِ امنیت شغلی و حفظ حقوق انسانیِ نیروی کار؛ این مولفه‌ها با هر نوع تبعیض جنسیتی در تضاد هستند. تا زمانی که هر نوع تبعیض حاکم باشد، حقوق شغلی و مدنی نیروی کار را نمی‌توان تامین کرد.
چهار مقاوله‌نامه سازمان جهانی کار به طور مشخص به موضوع برابری جنسیتی اختصاص دارد:
مقاوله‌نامه شماره100 که در سال 1951 تصویب شده: تساوی دستمزد زن و مرد در قبال کار هم‌ارزش، بدون در نظر گرفتن هر نوع تبعیض. این اولین مقاوله نامه‌ی سازمان جهانی کار است که به مقوله برابری جنسیتی می‌پردازد.
مقاوله‌نامه شماره 111 که در سال 1958 تصویب شده: ممنوعیت هر نوع تبعیض به معنای محرومیت و یا برخورداری از امتیاز براساس نژاد، رنگ، جنسیت، مذهب، عقیده، ملیت یا ریشه اجتماعی که  برابری رفتار و فرصت‌ها در امر اشتغال را بلااثر کند.
مقاوله نامه شماره 156 که در سال 1981 تصویب شده: تساوی فرصت‌ها و رفتارها در مورد مردان و زنان کارگرِ دارای مسئولیت‌های خانگی؛ هدف این است که کشورهای عضو باید سیاست‌های ملی خود را چنان تعیین کنند که اشخاص مسئول خانواده را اعم از شاغل یا در جستجوی شغل یاری دهند تا بدون آنکه قربانی تبعیض شوند و حتی‌المقدور بدون بروز اختلاف میان اشتغال و مسئولیت خانوادگی‌شان، به حقوق قانونی خود دست یابند.
و در نهایت مقاوله‌نامه شماره 183 که به عنوان آخرین مقاوله‌نامه مربوط به رفع تبعیض جنسیتی در سال 2000 تصویب شده: این مقاوله‌نامه، دولت‌ها را موظف می‌کند اقدامات مناسبی را در نظر بگیرند تا اطمینان حاصل شود که زنان باردار یا شیرده مجبور به انجام کاری که برای سلامت مادر یا فرزند مضر است، نباشند.
براساس آنچه سازمان جهانی کار می‌گوید و آنچه در کنوانسیون‌‌های سازمان ملل متحد در ارتباط با حقوق زنان آمده، مشخص است که رفع تبعیض جنسیتی از یک‌سو  نیاز به تحقیقات گسترده و بررسی‌های همه‌جانبه دارد و ازسوی دیگر، نیازمند ایجاد زیرساخت‌های اساسی و ضروری است. توجه به تفاوت‌های موجود در نیازها و علایق زنان و مردان می‌تواند به تدوین راهکارهای قابل اجرا در بحث برابری جنسیتی بینجامد؛ این توجه، می‌تواند زیرساخت‌ها را شکل دهد و الزامات را پایه ریزی کند.
گاهی تامینِ برابری جنسیتی در بحث اشتغال، کنش‌های جنسیتی مشخصی را می‌طلبد؛ اگر بخواهیم مثالی از این دست کنش‌ها بزنیم، می‌توانیم به ضرورت ایجاد مهدکودک و مراکز نگهداری کودکان اشاره کنیم که اگر نباشد، زنان بین خانه و محلِ کار، گیر می‌افتند و  نمی‌توانند فرصت‌های برابر برای اشتغالِ شایسته داشته باشند. حتی اگر نخواهیم از تبعیض مثبت برای رفع تبعیض دفاع کنیم، بایستی برای جنسیت‌زدایی از بازار کار، نیازهای خاص زنان و علایقشان درنظر گرفته شود.  
بنابراین تامین شغل شایسته برای زنان و رفعِ تبعیض جنسیتی، نیازمند ایجاد زیرساخت‌های ضروری است؛ ابلاغیه‌ی برابری جنسیتی در پارس جنوبی صادر شده اما به راستی تا چه حد می‌توان به برابریِ فرصت‌های اشتغال در پروژه‌های سخت و پر از آسیبِ نفت و گاز باور داشت؟ آنهم در شرایطی که حتی برای مردان هم تحملش دشوار است؛ در شرایطی که خوابگاهِ مناسب در کار نیست؛ اعتیاد بیداد می‌کند؛ و حتی کفش و لباس کار هم برای زنان پیدا نمی‌شود؟
صیادان توان پرداخت بیمه حوادث را ندارند!
با نزدیک شدن به فصل صید ماهی در خلیج فارس صیادان و دارندگان شناورهای ماهیگری با موضوع بیمه حوادث روبه‌رو هستند. بیمه‌ای که صیادان به دلیل عدم توان مالی به ناچارا به صورت صوری انجام می‌دهند تا بتوانند مجوز صید را دریافت کنند.
برپایه گزارش منتشره،بنابر پیش‌بینی‌های صورت گرفته فصل صید ماهی در خلیج فارس از اواسط مهرماه آغار خواهد شد. یکی از مشکلات همیشگی صیادان برای دریافت مجوز صید داشتن بیمه‌نامه حوادث است و صیادان به دلیل آنچه که نداشتن بضاعت مالی می‌نامند، می‌خواهند در هزینه بیمه حوادث تخفیفی برای آنها درنظر گرفته شود.
صیادان به دلیل نبود توازن بین درآمد و هزینه بیمه‌نامه حوادث، مجبورند با پرداخت مبلغ کمتری جهت دریافت مجوز صید، تنها بخشی از  شناورهای خود را در برابر حوادث بیمه کنند، به بیان دیگر در حالت عادی صیادان باید بابت موتور، بدنه و سایر اجزا شناور هزینه بیمه حوادث پرداخت کنند که هزینه آنها در توان بیشتر صیادان نیست و در نتیجه غالب ماهیگیران تنها بابت قسمت معینی از تجهیزات شناور حق بیمه پرداخت می‌کنند.
ایراد این شیوه بیمه‌نامه که در میان خود ماهیگیران و دارندگان شناورهای ماهیگیری به «صوری» معروف است زمانی هویدا می‌شود که براثر وقوع حادثه آتش‌سوزی، شناورهای دچار خسارت می‌شود اما طبق بیمه نامه منعقد شده خسارت کلی پرداخت نمی‌شود.
دارندگان شناورهای صیادی آن طور که خودشان گفته‌اند در سال چیزی حدود ۱۰۰ میلیون تومان درآمد دارند و در مقابل تنها برای پرداخت هزینه‌های بیمه حوادث چیزی حدودا ۳۰۰ میلیون تومان باید بپردازند که عملا چنین چیزی ممکن نیست.
جابر یکی از صیادان بوشهری می‌گوید: هیچ صیادی توانایی پرداخت هزینه بیمه حوادث را ندارد زیرا قیمت بیمه یکساله که ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون است با درآمد صیادان برابری ندارد. به همین دلیل ما خواستار تخفیف‌هایی در این مورد هستیم.
وی افزود:شرکت بیمه‌ای که قرار است ما را بیمه کند تخفیف چندانی برای ما درنظر نگرفته‌ و تنها قرار است آن ۳۰۰ میلیون تومان را به صورت قسطی پرداخت کنیم.
او اضافه می‌کند: در چنین شرایطی که روی هر لنج  ۵ تا ۸ نفر کار می‌کنند هر لحظه ممکن است در میان دریا یا در اسکله حادثه‌ای رخ دهد تا تنها منبع درآمد ما از بین ببرد و پس از آن همه ما بیکار می‌شویم و به ناچار به سمت شغل‌های کاذب می‌رویم.
اقدام به خودکشی خودکشی 2 کارگردررامسر دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان
دو کارگر اهل لرستان به دلیل پرداخت نشدن طلب خود، تهدید کردند خود را از جرثقیل در رامسر به پایین پرت می‌کنند.
 
مصدومیت یک کارگر معدن زمستان یورت آزادشهردرحادثه تصادف سرویس رفت وآمدشان(وانت نیسان)
یک کارگرمعدن زمستان یورت آزادشهربدنبال تصادف نیسان حامل کارگران شرکت زغال سنگ زمستان یورت آزادشهر با خودرو پژو 206،ازناحیه پا مصدوم شد.
سرپرست فنی معدن زمستان یورت آزادشهر از برخورد نیسان حامل کارگران شرکت زغال سنگ زمستان یورت آزادشهر با خودرو پژو 206 در کیلومتر 20 جاده آزادشهر به شاهرود خبر داد.
محمودی در گفت‌وگو با خبرنگاران افزود: کارگران و مهندسین شرکت ذغال سنگ مسافرین نیسان بودند که همگی سالم هستند و فقط یک نفر به نام رضا نکویی از ناحیه پا  دچار مصدومیت شده است.
وی افزود: همچنین در این تصادف 4 نفر از سرنشینان خودروی پژو 405 نیز مصدوم شدند که توسط اورژانس به بیمارستان انتقال داده شدند و وضعیت عمومی همگی آنها خوب است.
مرگ دلخراش کارگرجوان کارخانه سبدسازی بابل
شب گذشته(21شهریور)،کارگر ۲۶ ساله کارخانه سبد سازی بابل حین کاربه داخل دستگاه می‌افتد و به دلیل شدت جراحات و خونریزی و له شدگی در دم جان می‌سپرد.
غلام نیا روشن سخنگوی مرکز مدیریت و فوریت‌های پزشکی بابل ،گفت: ساعت ۲۱:۴۲ دقیقه دیشب طی تماس افرادی در کارخانه سبدسازی با مرکز پیام اورژانس ۱۱۵ این شهرستان مبنی بر عدم هوشیاری کارگر ۲۶ ساله در جاده بابل به قائمشهر قراخیل بعد از هواشناسی کارخانه دوم سبدسازی، بلافاصله تکنسین‌های پایگاه هتکه پشت به محل حادثه اعزام شدند.
وی افزود: در این حادثه متاسفانه کارگر کارخانه سبد حین کاربه داخل دستگاه می‌افتد و به دلیل شدت جراحات و خونریزی و له شدگی در دم جان می‌سپرد.
جان باختن کارگر18ساله یک کارگاه قالیشوئی قائمشهر براثربرق گرفتگی
روزگذشته(21شهریور)،یک کارگر18ساله کارگاه قالیشوئی قائمشهربراثر برق گرفتگی جانش را ازدست داد.
سخنگوی اورژانس ۱۱۵ مازندران در این باره گفت که حادثه در یک کارگاه قالیشوئی و هنگامی رخ داد که این جوان در حال کار بود.
زکریا اشک پور افزود: تکنسین‌های اورژانس پس از حضور در صحنه اقدامات اولیه را برای احیای این جوان انجام دادند که نتیتجه‌ای نداشت و پس از آن جسدش را به بیمارستان، ولی عصر انتقال دادند.
بیست ودوم شهریورماه1396
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت