.
شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶.
امروز:
Nov 18 2017.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

یکشنبه, 05 شهریور 1396 ساعت 22:08

اخباروگزارشات کارگری5/4/3/2/شهریور

اخباروگزارشات کارگری5شهریور1396 اعتراض به طرح های کارورزی و مهارت آموزی وظیفه ای همگانی (کارگران،معلمان،پرستاران،کارمندان،دانشجویان،فارغ التحصیلان دانشگاه ها،دانش آموزان ،جوانان متقاضی کارو....) است

اعتراض به اجرای طرح های کارورزی و مهارت آموزی دفاع ازدستاوردهای کارگران، حقوق خود ونسل های آینده است

- کارگران مجتمع مس چهارگنبد کرمان  پس ازاعتصاب،آگهیِ فروش کلیه برسردرشرکت نصب کردند

- تجمع اعتراضی کارگران پست‌های فشار قوی برق سراسر کشور نسبت به عدم تبدیل وضعیت مقابل وزارت نیرو

- اعتصاب وتجمع کارگران کشتی‌سازی بحر گستر هرمزدراعتراض به عدم پرداخت ماه حقوق وحق بیمه برای دومین روز متوالی

- اعتصاب وتجمع کارگران شرکت حمل و نقل خلیج فارس دراعتراض به واگذاری وعدم پرداخت بموقع مطالباتشان مقابل سازمان خصوصی‌سازی

- تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته صنعت فولاد کشورنسبت به عدم پرداخت بموقع حقوق وهزینه های درمانی مقابل نهاد ریاست جمهوری

- تجمع کارگران گلخانه‌های فرودگاه یاسوج دراعتراض به بلاتکلیفی شغلی

- کولبران پیرانشهری دست به تجمع وبستن جاده زدند

- جعفر عظیم زاده: به خواستهای رضا شهابی و همه زندانیان در حال اعتصاب غذای زندان رجائی شهر باید به فوریت رسیدگی شود

- همنوائی مجلس شورای اسلامی با صدور و اجرای حکم شلاق علیه کارگران معدن آق دره  را قویا محکوم میکنیم

- مقررات «من‌درآوردی» در روابط کار جایی ندارد/ کارفرمایان باید از قانون کار تمکین کنند

- ادامه بلاتکلیفی شغلی کارگران کارخانه پلی اکریل اصفهان

-70کارگر کارخانه نیان الکترونیک مشهد اخراج شدند

- کارخانه سنگ تزئینی بستک تعطیل وکارگرانش بیکارشدند

- عدم پرداخت بموقع حقوق ومطالبات پرستاران طرحی و شرکتی

- باید شکم‌های گرسنه را سیر کنیم/نمی‌توانیم منتظر اجرای برنامه‌های شیلات بمانیم

- نگاهی گذرا به مشکلات یک پرستار

- گزارشی درباره افزایش یورش ماموران سد معبر شهرداری گرگان به دستفروشان

- مرگ جانگداز2زن ومر بی خانمان در آتش سوزی مغازه های متروکه بزرگراه بعثت تهران

- برق جان صیاد جوان پلدختر را گرفت

- کارگر کارخانه ترانسفو آریا شهمیرزاد زنده زنده درکوره رنگ سوخت

کارگران مجتمع مس چهارگنبد کرمان  پس ازاعتصاب،آگهیِ فروش کلیه برسردرشرکت نصب کردند

درروزهای پایانی هفته گذشته، کارگران مجتمع مس چهارگنبد کرمان  دراعتراض به عدم پرداخت 2ماه حقوق اعتصاب وتجمع کردند.

این کارگران درادامه اعتراضاتشان آگهی فروش کلیه  را بر سردرشرکت نصب کردند.

همه چیز از یک عکس شروع شد؛ از تصویری که در فضای مجازی دست به دست چرخید و به دستِ رسانه‌ها رسید؛ تصویری از فلاکتی مکرر و تکراری که شاید سالهاست به دیدنش عادت کرده ایم؛ فلاکتی که روی دیوارهای ناصر خسرو و خیابانِ گمرک پُر است؛  روی تابلوهای اعلانات بیمارستان‌ها می‌بینیمش و این روزها در فضای مجازی هم دیده می‌شود: آگهی فروش کلیه...

اما  تصویری که در روزهای اخیر در فضای مجازی منتشر شد، با قبلیها تفاوت بسیار دارد؛ این بار آگهی، یک آگهی بی نام و نشانِ فروش کلیه نیست که به فردِ نیازمند و به احتمالِ زیاد بیکار و بیماری تعلق داشته باشد؛ این بار آگهی، به رانده‌شدگان از اجتماع تعلق ندارد؛ این دفعه آگهیِ فروش کلیه، متعلق به یک گروه کارگر است؛  کارگرانی که اعلام کرده اند دسته‌جمعی حاضرند کلیه هایشان را بفروشند تا مخارج زندگیشان را تامین کنند؛ در پایینِ آگهی، شماره تماسِ کارگران هم آمده است.

روز پنجشنبه دوم شهریور ماه ۹۶ ، کسانی که در مسیر کارخانه مس چهار گنبد سیرجان تردد کردند، با  بنر بزرگی که سردرِ مجتمع نصب شده بود مواجه شدند؛ بنری حاوی آگهی فروش کلیه‌ کارگران؛ هشتاد کیلومتر از  شمال شرقِ سیرجان به سمت منطقه چهارگنبد که پیش برویم، به یک مجتمع مس می‌رسیم؛ مجتمع مس چهارگنبد. آگهی، متعلق به کارگرانِ این مجتمع است و متن آن،  بسیار ساده است: به دلیل فقر مالی، تعدادی از کارکنان مجتمع مس چهارگنبد، کلیه خود را به فروش می‌رسانند. این جمله‌ی ساده، از یک طرف، باعث تعجب می‌شود و از طرف دیگر،  از یاس و درماندگی کارگرانی  حکایت دارد که می گویند از شرایط شغلی خود به هیچ وجه راضی نیستند.

مسِ چهارگنبد، کارخانه ای است که در زمستان 1382 تاسیس شده و سالهاست فرآوریِ مس را برعهده دارد؛ در سالهای اولیه معدن به صورت روباز استخراج می شده اما در حال حاضر عمر معدن روباز به اتمام رسیده و استخراج به روش زیرزمینی آغاز شده است. این کارخانه در حال حاضر به بخش خصوصی متعلق است و حدود سیصد کارگر دارد.

رمضان شهسواری، رئیس شورای اسلامی کارِ این کارخانه است؛ او از شرایط کارخانه انتقادهای بسیار دارد وبه گزارشگر ایلنا گفت: حقوقِ تیر و مرداد را نگرفته‌ایم؛ از قبل هم مزایا طلبکاریم؛ همین شد که در روزهای پایانی هفته گذشته، تجمع کردیم. آخر، ما مثل مجتمع های مسِ دیگرِ استانِ کرمان نیستیم؛ عایدیمان کم است؛ دستمزدهامان خیلی پایین است؛ همان حداقل دستمزد اداره کار را می‌گیریم؛ حالا حساب کنید همین حداقل مزدِ بخور نمیر را هم بخواهند دو-سه ماه یکبار بدهند؛ دیگر برای کارگر چه می‌ماند؟

رمضانی از دوسالِ گذشته به عنوان دورانِ افولِ شرایط شغلی کارگرانِ مس چهارگنبد یاد می‌کند و می‌گوید: در دو سال گذشته از مزایای شغلی ما کم کردند؛ یعنی نرم نرمک، کم کردند تا ما به اینجا رسیدیم؛ اول اضافه‌کارها را کم کردند؛ ده ساعت را مثلا کردند پنج ساعت؛ بعد گروههای شغلی را کاهش دادند تا حقوقها کم شود تا دستِ آخر به اینجا رسیدیم که نان شب هم نداریم.

از شهسورای جریان آگهیِ فروش کلیه را می‌پرسم؛ می‌گوید: تعدادی از بچه ها مستاجرند؛ بدهکاری دارند؛  وقتی حقوق می‌گرفتند نمی‌توانستند زندگیشان را بچرخانند، حالا که دو ماه است بی پول هستند؛ در این شرایط، تصمیم گرفتند شماره موبایل بدهند که کلیه هایشان را بفروشند. آگهی کردند و زدند سردرِ شرکت و بعد هم آمدند مردم، عکس برداشتند و این شد که همه فهمیدند کارگران چهارگنبد حاضرند کلیه هایشان را بفروشند تا زندگی کنند...

شهسواری از جانب سیصد کارگر این مجتمع می‌گوید اگر این اتفاقاتی که افتاده باعث شود مسئولان به اوضاع این مجتمع رسیدگی کنند، شاید، در، از این به بعد بر پاشنه دیگری بچرخد، کسی چه می‌داند؟ شاید تغییر مثبتی پیش آمد؛ البته زیاد هم به بهبود اوضاع امیدوار نیستم.

حامد هادیان، رئیس اداره کار شهرستان سیرجان، در ارتباط با آگهیِ فروش کلیه و کارگران مجتمع مس چهارگنبد می‌گوید: این آگهی، سردرِ شرکت نصب شده اما حالتِ طنز دارد؛ جدی نیست؛ ماه 5 که تازه تمام شده، می‌ماند همان تیرماه، کجای دنیا کارگری که یک ماه حقوق نگرفته، کلیه‌اش را برای فروش می‌گذارد؛  کارگران با نصب این آگهی خواسته اند شوخی کنند.

هادیان می‌گوید: روزهای پایانی هفته گذشته، کارگران مس چهارگنبد دست از کار کشیدند و اعتراض کردند؛ اولین بار هم بود که اعتراض می‌کردند؛ دستمزدشان را می خواهند که کاملا به حق است اما موضوعِ آگهی چندان جدیت ندارد؛ یعنی کارگران واقعا نمی‌خواسته اند که کلیه هایشان را بفروشند.

از رئیس اداره کار شهرستان سیرجان می‌پرسم چه اقداماتی می‌خواهید در مورد کارگرانِ این مجتمع انجام دهید؛ کارگران ناراضیند می‌گویند مزایایمان کم شده؛ از سر و تهِ همین حداقل دستمزد می‌زنند و هزار گلایه دیگر دارند؛ هادیان می‌گوید: بعد از این جریانات، بازرس فرستاده‌ایم، اوضاع مجتمع را بررسی کنند. نتیجه بازرسی به زودی مشخص می‌شود.

انواع اعتراضات کارگری و تلاش برای مطالبه حقوقِ قانونی،  در سالها و ماههای گذشته کم نبوده است؛ شیوه‌های بسیاری برای بیان این اعتراضات به کار گرفته شده‌است؛ از چادر زدن مقابل کارخانه‌ها و شرکت‌ها گرفته تا سفره خالی پهن کردن و نمایشِ فقری که سبد معاشِ کارگران را تهی کرده است؛ اما این، اولین بار است که می‌بینیم کارگران به صورت دسته‌جمعی کلیه‌هایشان را برای فروش گذاشته‌اند؛ شاید این حرکت همانطور که رئیس اداره کار می گوید، بیشتر نمادین باشد تا واقعی؛ اما  هرچه باشد، باز هم دردناک است.

در مرزوبومی که خیلی از تکیه زنندگان بر مسندِ قدرت، به ظاهر معتقدند و بارها هم  این اعتقاد را همه جا تکرار کرده‌اند که مزد کارگر را بایستی پیش از آن که عرق جبینش خشک شود، پرداخت، هستند کارگرانی که به زحمت با حداقل دستمزد، سر و تهِ زندگی را جمع می‌کنند و همان حداقل مزد را هم به موقع نمی‌گیرند.

تجمع اعتراضی کارگران پست‌های فشار قوی برق سراسر کشور نسبت به عدم تبدیل وضعیت مقابل وزارت نیرو

صبح امروزیکشنبه 5شهریور،حدود سیصد نفر از کارگران پست‌های فشار قوی برق سراسر کشوربنمایندگی از طرف 8هزارنفرازهمکارانشان به تهران آمدند و در اعتراض به عدم تبدیل وضعیت دست به تجمع مقابل وزارت نیرو زدند.

 کارگران تجمع کننده مقابل وزارت نیرو به خبرنگاران گفتند:اعتراض ما نسبت به وزارت نیرو برای عدم تبدیل وضعیت است.

آنها افزودند: با وجود مجوزهای لازم از اداره امور استخدامی کشور، وزارت نیرو نسبت به تبدیل وضعیت اپراتورهای شاغل در پست‌های فشار قوی برق اقدام نمی‌کند؛ ما خواستار این هستیم که هرچه سریعتر این تکلیف قانونی انجام شده و تبدیل وضعیت شویم.

درهمین رابطه:

تنبیه ، توبیخ و تهدید شفاهی اپراتورهای معترض شرکت برق منطقه ای مازندران وگلستان

توطئه های این شرکت برای جلوگیری از حضور اپراتورها در تجمع اعتراضی سراسری مقابل وزارت نیرو

در شرکت برق منطقه ای مازندران برای تعدادی از اپراتورهایی که در تجمعات و پیگیریهای گذشته حضور فعال داشته اند توسط حراست این شرکت و امورهای بهره برداری زیر مجموعه آن تذکر شفاهی و توبیخ کتبی صورت گرفته و مستقیما تهدید شده اند که در صورت تکرار و ادامه فعالیتها و پیگیریهای گذشته شان پرونده انضباطی آنها رو به حراست معرفی و منفصل از خدمت میشوند.

در حرکتی عجیب همزمان با قرار اولیه برگزاری تجمع سراسری اپراتورها مقابل وزارت نیرو در تاریخ ۹۶/۵/۳۱ برق منطقه ای مازندران اقدام به برگزاری کلاس توجیهی در یکی از امورهای تابعه نموده و کلیه مرخصی ها را لغو کرد. وقتی تاریخ تجمع تغییر کرد تاریخ برگزاری کلاس هم مجددا عوض و همزمان با آن شد!

https://outlook.live.com/owa/?path=/mail/inbox/rp

براساس گزارش رسانه ای شده، با وجود پیگیریها و تلاشهای اپراتورهای قرارداد معین پستهای انتقال و فوق توزیع سراسر کشور جهت عقد قرارداد کارگری دائم نه تنها تا کنون اقدام جدی و عملی توسط وزارت نیرو و توانیر و شرکتهای برق منطقه ای صورت نگرفته است بلکه متاسفانه در روزهای اخیر شاهدیم در یک سری اقدامات و کارشکنی های سازمان یافته در برق های منطقه ای کشور ،نسبت به اعمال تنبیه و توبیخ و تهدیدهای شفاهی در مورد اپراتورهای فعال در قضیه تبدیل وضعیت اقداماتی انجام شده است.

در جدیدترین مورد از این اتفاقات،در شرکت برق منطقه ای مازندران برای تعدادی از اپراتورهایی که در تجمعات و پیگیریهای گذشته حضور فعال داشته اند توسط حراست این شرکت و امورهای بهره برداری زیر مجموعه آن تذکر شفاهی و توبیخ کتبی صورت گرفته و مستقیما تهدید شده اند که در صورت تکرار و ادامه فعالیتها و پیگیریهای گذشته شان پرونده انضباطی آنها رو به حراست معرفی و منفصل از خدمت میشوند.

ضمن اینکه در حرکتی عجیب تر و بصورت کاملا غیر منتظره همزمان با روزی که قرار بود تجمع سراسری اپراتورهای پستهای انتقال و فوق توزیع برق در مقابل ساختمان وزارت نیرو برگزار گردد(۹۶/۵/۳۱) برق منطقه ای مازندران اقدام به برگزاری کلاس توجیهی منابع انسانی توسط معاونت منابع انسانی این شرکت در یکی از امورهای تابعه نموده است و کلیه مرخصی ها نیز لغو گردیده است تا بدین وسیله از شرکت کردن اپراتورهای غرب مازندران در تجمع روز ۹۶/۵/۳۱ بصورت غیر مستقیم ممانعت به عمل آورند.که بلافاصله بعد از اطلاع یافتن از تغییر تاریخ برگزاری تجمع تاریخ برگزاری کلاس هم مجددا همزمان با آن عوض شده است!

اعتصاب وتجمع کارگران کشتی‌سازی بحر گستر هرمزدراعتراض به عدم پرداخت ماه حقوق وحق بیمه برای دومین روز متوالی

امروزیکشنبه5شهریورماه برای دومین روز متوالی،کارگران کشتی‌سازی بحر گستر هرمزدراعتراض به عدم پرداخت ماه حقوق وحق بیمه،دست از کار کشیده و مقابل هلدینگ کشتی سازی در بندرعباس تجمع کردند.

این کارگران که از زیر مجموعه‌های مجتمع کشتی‌ سازی خلیج فارس محسوب می‌شوند،به خبرنگاران گفتند: قریب به ۴۰۰ کارگر از طریق شرکت بحر گستر هرمز در پروژه‌های کشتی‌سازی در بندرعباس مشغول کارند که از فروردین ماه مطالبات مزدی خود را دریافت نکرده‌اند.

آنها افزودند: جدا از مطالبات حقوقی خود، حق بیمه کارگران چندین ماه به تامین اجتماعی پرداخت نشده است.  

این کارگران اظهار کردند: در آخرین پیگیری‌های که با کارفرما انجام دادیم هیچ پاسخ قانع کننده‌ای از هلدینگ دریافت نکردیم و مجبور شدیم برای احقاق حقوقمان تجمع کنیم .  

قابل یادآوری است که،شرکت بحر گسترش هرمز وابسته به مجموعه کشتی‌سازی و صنایع فراساحل ایران (ایزوایکو) هر چند مجموعه ای دولتی است اما بودجه دولتی ندارد و مانند شرکت های خصوصی منابع مالی خود را تامین می کند.

اعتصاب وتجمع کارگران شرکت حمل و نقل خلیج فارس دراعتراض به واگذاری وعدم پرداخت بموقع مطالباتشان مقابل سازمان خصوصی‌سازی

صبح امروز5شهریور، کارگران شرکت حمل و نقل بین‌المللی خلیج فارس در اعتراض به خصوصی‌سازی وعدم پرداخت بموقع مطالباتشان دست از کار کشیده واز اسلامشهر راهی تهران شدند ومقابل سازمان خصوصی‌سازی تجمع کردند.

این کارگران که تعدادشان به400 نفر می رسید به خبرنگاران گفتند: از اردیبهشت سال ۹۵ مدیریت شرکت حمل و نقل بین‌المللی خلیج فارس به بخش خصوصی واگذار شده‌ و روال پرداخت مطالبات مزدی آنها برهم خورده است به عنوان مثال در همین مدت پرداخت مزایایی همچون حق اضافه کاری، کارانه، بهره‌بری و بیمه تکمیلی  حدود ۱۲۰۰ کارگر شاغل در این شرکت با تاخیرهایی همراه بوده است.

این کارگران با یادآوری اینکه پیش از ورود بخش خصوصی، شرکت حمل و نقل خیلج فارس تحت مدیریت مجموعه‌های وابسته به وزارت صنعت، معدن و تجارت قرار داشت، افزودند: زمانی که وزارت بازرگانی سابق سهام خود را به بخش خصوصی واگذار کرده است، مدیریت جدید با افول ثبت سفارش مواجه شد و در نتیجه مشکل  کارگران شروع شد.

تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته صنعت فولاد کشورنسبت به عدم پرداخت بموقع حقوق وهزینه های درمانی مقابل نهاد ریاست جمهوری

صبح امروز5شهریور،جمعی از بازنشستگان صنعت فولاد کشوردراعتراض عدم پرداخت بموقع حقوق وهزینه های درمانی مقابل نهاد ریاست جمهوری تجمع کردند.

درتجمع اعتراضی امروز،کارگران بازنشسته ای از کرمان، اصفهان، مشهد، مبارکه، زیرآب، طبس، سمنان، شاهرود، سنگرود حضور داشتند.

براساس گزارش منتشره،آنها در توضیح مطالبات خود گفتند: در حال حاضر مستمری مرداد ماه ما به تاخیر افتاده و در عین حال از سال ۹۱ تاکنون بخشی از مطالبات مربوط به اجرای احکام معلق شده حق سرپرستی و حق سختی کارمان پرداخت نشده است.

همچنین بازنشستگان صنعت فولاد کشور  خواستار همسان‌سازی مستمری همصنفان پیشکسوت خود هستند که گویا از حدود پنج سال قبل تاکنون نسبت به آن ترتیب اثری داده نشده است.

آنها با یادآوری اینکه مسئولان مربوطه در مراجعات قبلی خواستار ارائه گزارشی مستند از آنها شده بودند، افزودند: تاکنون پاسخ درست و شفافی به ما داده نشده است و می‌خواهیم بگوییم با گزارش و نامه‌نگاری کار بازنشستگان حل نخواهد شد و در نتیجه این مراجعات ادامه خواهد یافت.

این بازنشستگان می‌گویند: با وجود ضعف جسمانی ناچاریم  هر چند ماه یکباربرای پیگیری مطالباتمان به تهران بیاییم چراکه در سالهای اخیر به دلیل مشکلات مالی صندوق فولاد، آسایش دوران بازنشستگی‌مان برهم خورده  و مرتبا مسئولان برای  پیگیری مشکلات بازنشستگان فولاد بار مالی آن را بهانه می‌کنند.

تجمع کارگران گلخانه‌های فرودگاه یاسوج دراعتراض به بلاتکلیفی شغلی

صبح امروز5شهریور،کارگران گلخانه‌های فرودگاه یاسوج  دراعتراض به بلاتکلیی شغلی مقابل سالن همایش روز کارمند دریاسوج تجمع کردند.

به گزارش یک منبع خبری محلی،یکی از این زنان جوان گفت: کار در گلخانه تنها در آمد من است اجاره خانه و خرج زندگی و خانواده را می‌دهم اگر از کار بیکار شوم باید چه کنم.

وی بیان کرد: امروز اجازه ندادند حتی به گلخانه برویم و درب را بسته بودند گل‌های گلخانه خراب می‌شوند چه کسی باید جواب دهد.

کارگران گلخانه‌های فرودگاه یاسوج همچنان سرگردان هستند و مسئولان جهادکشاورزی و فرودگاه یاسوج همچنان بر سر این موضوع اختلاف دارند گویا مدیرفرودگاه یاسوج مانع ورود کارگران به گلخانه‌ها می‌شود.

گلخانه‌هایی که چند سالی است مهمان فرودگاه یاسوج هستند و برای افراد زیادی از جمله جوانان و دختران فارغ التحصیل کشاورزی یک کار حیاتی است بعد از چند سال حکم تخلیه این گلخانه‌ها از طرف فرودگاه یاسوج اعلام شده است.

گلخانه‌هایی که چند سال قبل نزدیک به یک میلیارد تومان برای ساخت آن‌ها هزینه شده است اکنون باید بدون ریالی از این دور چرخه خارج شوند چون که به گفته مسئولان فرودگاه امنیت را به خطر انداخته‌اند.

تعطیلی این گلخانه‌ها یعنی بیکار شدن بیش از ۱۴۰ نان آور خانواده یعنی بیکار شدن بیش از ۱۴۰ جوان و به ویژه دختر که به اینجا آمده‌اند که به کوچه و خیابان نروند و دست فروشی نکنند اما تعطیلی این گلخانه‌ها اتفاق بدی را برای دخترانی که در آن مشغول به کار هستند رقم می زند.

کولبران پیرانشهری دست به تجمع وبستن جاده زدند

روزگذشته(4شهریورماه)، جمعی از کولبران و فعالین بازارچه های مرزی پیرانشهر در اعتراض به مسدود ماندن معبر مرزی پیرانشهر اقدام به مسدود کردن محور تمرچین به پیرانشهر کردند.

 براساس گزارشات منابع خبری محلی،مهمترین خواسته های معترضان، بازگشایی معبر مرزی بود که حدود دو ماهیست پس از بازدید تیم بازرسان کشوری از فعالیت معبر مرزی پیرانشهر و در واکنش به اضافه بار حمل شده توسط کولبران اقدام به مسدود کردن فعالیت های معبر نموده بودند.   

کولبران شاغل در معبر مرزی پیرانشهر پس از مسدود شدن معبر مرزی چندین بار به مسئولان و نماینده مجلس شورای اسلامی مراجعه کرده و نسبت به ادامه این وضعیت اعتراض کردند ولی بنا به اظهار آنها دربسیاری از موارد با بی مهری مسئولان مواجه شده بودند.

 نارضایتی کولبران و بازاریان معبر پیرانشهری باعث شد تا در روز شنبه ( 4 شهریورماه ) جمعی از آنها با حضور در مسیر ورودی تمرچین در ابتدای جاده منتهی به شهر پیرانشهر اقدام به تجمع اعتراضی نمایند که در نهایت با حضور جمعی از مسئولان شهرستانی از جمله فرمانده سپاه پیرانشهر تصمیم به رایزنی با مسئولان مربوطه جهت بازگشایی معبر مرزی گرفته شد.

سپس در جلسه ای که به همین منظور در محل سالن اجتماعات فرمانداری پیرانشهر برگزار شد، و بر اساس گزارشات اعلام شده تصمیم گرفته شد تا نسبت به حل تعرفه واردات و همچنین بازگشایی هر چه سریعتر معبر مرزی با مسئولان استانی و از جمله مسئولان مرزبانی شهرستان و استان رایزنی و مشورت شود.

شایان ذکر است که سرپرست فرمانداری پیرانشهر روز پنجشنبه ( 2 شهریورماه) از بازگشایی معبر مرزی پیرانشهر در روز شنبه( 4 شهریورماه) خبر داده بود.

جعفر عظیم زاده: به خواستهای رضا شهابی و همه زندانیان در حال اعتصاب غذای زندان رجائی شهر باید به فوریت رسیدگی شود

30 روز از اعتصاب غذای جمعی از زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر گذشت. تحمیل سی روز گرسنگی به جمع کثیری از زندانیان که خواستی جز رعایت بدیهی ترین حقوق انسانی خود ندارند، بازی با جان انسانهایی است که طبق استانداردهای حقوق بنیادی انسانها در جهان امروز، نه حقوق انسانی شان در مراحل دستگیری و بازجوئی و اثبات اتهام رعایت شده است و نه در دادگاهی مستقل و با قضاتی مستقل مورد محاکمه قرار گرفته اند.

گذشته از اینها، آنان در اعتراض به انتقال به سالنی دیگر با شرایط بدتر و نحوه انتقال و بدرفتاری در حین انتقال، دست به اعتصاب غذا زده اند و اینک بدلیل یک خواست بدیهی و مسلم که چیزی جز رعایت حقوق انسانی شان به عنوان یک زندانی نمی باشد جانشان در معرض خطرات جدی قرار گرفته است.

علاوه بر این زندانیان، رضا شهابی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد نیز در اعتراض به تحمیل غیرقانونی 968 روز حبس مضاعف،  از بدو ورود به زندان رجائی شهر دست به اعتصاب غذا زده و اینک 19 روز است که علیرغم صدمات جسمانی ناشی از اعتصاب غذاهای قبلی و شرایط بازجوئی و زندان، در اعتصاب غذا بسر می برد.

تحمیل اعتصاب غذا به زندانیان صنفی و سیاسی از طریق زیر پا گذاشتن بدیهی ترین حقوق انسانی آنان، مصداق بارز شکنجه و انتقام کشی از انسانهای شریفی است که حاضر به تسلیم در برابر ظلم و ستم نشده اند.

این زندانیان فرزندان ما مردم ایران هستند که اینک بدلیل شرایط غیر قابل تحمل زندان رجائی شهر و دفاع از حقوق انسانی شان دست به اعتصاب غذا زده اند و جانشان با بی تفاوتی حکومتگران در معرض خطرات جدی و جبران ناپذیری قرار دارد.

پایان دادن به چرخه اعتصاب غذاهای مکرر و تحمیل شکنجه گرسنگی و به خطر افتادن جان شریف ترین انسانها در زندانهای کشور، در  گرو حمایت ما از خواستهای این عزیزان و دامن زدن به جنبشی بزرگ حول برداشته شدن اتهامات امنیتی از پرونده های فعالین صنفی و سیاسی و رعایت بی چون و چرای حقوق انسانی همه زندانیان با جرائم مختلف در زندانها کشور است.

جعفر عظیم زاده – چهارم شهریور ماه 1396

همنوائی مجلس شورای اسلامی با صدور و اجرای حکم شلاق علیه کارگران معدن آق دره  را قویا محکوم میکنیم

پس از ماهها تحقیق و تفحص، گزارش کمیسیون اجتماعی  مجلس در مورد  «نحوه برخورد با کارگران معدن روستای آق دره تکاب» در صحن علنی مجلس  شورای اسلامی قرائت شد.

علیرغم اینکه در این گزارش: 1- بر هماهنگی قبلی کارگران با مدیریت و حراست معدن آق دره جهت حل و فصل مشکلات آنان با کارفرما برای حضور در محل کارخانه تاکید شده است 2- صحه گذاشتن بر امتناع غیر قانونی کارفرما از مذاکرات دسته جمعی کارگران بر اساس فصل هفتم قانون کار 3- تاکید بر محرز بودن سهل انگاری و عدم انجام اقدامی از سوی اداره کار و تعاون محل با وجود الزام قانونی و قید فوریت و تسریع برای رسیدگی به خواستهای کارگران و حتی ندادن تذکری از سوی این اداره به کارفرما مبنی بر غیر قانونی بودن بستن درب کارخانه و راه ندادن کارگران جهت مذاکرات دسته جمعی  4- قصور مسئولین شهرستان در اقدام به تشکیل جلسه شورای تامین شهر تکاب با توجه به حساسیت مسئله 5-  صحه گذاشتن بر اشتغال دائمی تعدادی از کارگران شرکت کننده در تجمع در معدن و امکان بکار گیری آنان  و حتی کارگران فصلی  در قسمتهای مختلف معدن در زمان تجمع 6- درب معدن فقط بدلیل جلوگیری از ورود سرویس ایاب و ذهاب کارگران توسط کارفرما  بسته شده بود و با توجه به اینکه دربهای دیگری برای تردد ماشین الات به معدن وجود داشته، لذا ادعای کارفرما مبنی بر انسداد درب ورودی معدن توسط کارگران جای تردید دارد 7- با توجه به قرار داشتن اتاق نگهبانی در قسمت اندرونی درب ورودی و بسته بودن آن، ادعای کارفرما مبنی بر حبس و توقیف نگهبان توسط کارگران به سختی قابل تصور است 8- هیچ مدرکی مبنی بر ضرب و شتم و آثار ناشی از آن اعم از شکستگی، کبودی، خراشیدگی و ... بر علیه نگهبانان و مسئولین کارخانه مشهود نیست و مستندی دائر بر همراه داشتن چوب و چاقو و سلاح رؤیت نمی‌گردد که در وهله نخست مؤید قصد و نیت کارگران از مراجعه به کارفرما بوده و لذا با اتهامات تهدید به قتل و تخریب لباس همخوانی ندارد.

اما علیرغم این اعترافات و دیگر اعترافات مبنی بر محق بودن کارگران معدن آق دره ، به زعم بند 10 گزارش کمیسیون اجتماعی مجلس با توجه به اینکه گویا بر خلاف خبرهای منتشره، شلاق زنی بر علیه 9 کارگر معدن اق دره در ملاء عام صورت نگرفته و این کارگران در خفا شلاق خورده اند، قوه قضائیه در موضوع کارگران معدن آق دره مظلوم واقع شده است  و گزارش فقط با یک توصیه ساده به قاضی پرونده برای بکارگیری مجازاتهای جایگزین به جای حکم شلاق، آنهم بدلیل حساسیت بعد رسانه ای این حکم  قرون وسطائی، عملا بر محق بودن صدور و اجرای حکم شلاق بر علیه  کارگران این معدن صحه گذاشته است.

اتحادیه آزاد کارگران ایران با محکوم کردن همنوائی مجلس شورای اسلامی با صدور و اجرای حکم شلاق  علیه کارگران معدن آق دره، گزارش مذکور را سندی محکم مبنی بر اعمال ستمی دهشتناک علیه کارگران معدن آق دره و توسل به صدور و اجرای حکم قرون وسطائی شلاق برای به تمکین واداشتن ما کارگران ایران ارزیابی میکند و بدینوسیله خواهان محاکمه علنی آمرین و عاملین سرکوب و به شلاق کشیدن کارگران معدن آق دره و جبران تمامی خسارتهای مادی و معنوی وارده به آنان می باشد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – 5 شهریور ماه 1396

لینک گزارش:

http://www.mehrnews.com/news/4066088/%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D8%AA%D9%81%D8%AD%D8%B5-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%AF%D9%86-%D8%A2%D9%82-%D8%AF%D8%B1%D9%87-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%A8-%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%AA

مقررات «من‌درآوردی» در روابط کار جایی ندارد/ کارفرمایان باید از قانون کار تمکین کنند

یک حقوقدان و وکیل دادگستری می‌گوید بخش اعظمی از قانون کار برای تنظیم روابط کارگر و کارفرما در بخش خصوصی تنظیم شده است و هیچ کارفرمایی حق ندارد با استنادبه تملک خود بر کارگاه، قانون کار را مطابق میل خود تفسیر کند و به اجرا دربیاورد.

«مسعود نجم الساداتی» حقوقدان و وکیل دادگستری در گفت و گو با ایلنا، اظهار داشت: قانون کار با هدف تنظیم روابط کارگر و کارفرما در بخش خصوصی تنظیم شده است و هیچ کارفرمایی حق ندارد با استنادبه تملک خود بر کارگاه قانون کار را مطابق میل خود تفسیر کند و به اجرا دربیاورد. 

نجم الساداتی با بیان اینکه بخش دولتی قوانین استخدام مخصوص به خود همچون قانون استخدام رسمی و قانون استخدام پیمانی را دارد، تصریح کرد: این موضوع از این حیث حائز اهمیت است که کارفرمایان بخش خصوصی به علت ناآگاهی و فقر علمی و نداشتن فهم درست از قانون کار، این چنین استدلال می‌کنند که چون قانون کار توسط دولت تنظیم شده است تنها در بخش‌های دولتی قابلیت اجرایی دارد.

تاکید نجم السادتی مبنی بر اینکه کارفرمایان مدیران بخش خصوصی از تمامی مقررات قانون کار فهم و درک درستی ندارند را می‌توان در استدلال‌های حاشیه‌ساز مدیر کارخانه چسب هل یافت که عقیده داشت به دلیل غیردولتی بودن ماهیت حقوقی این واحد صنعتی باید در این محیط قواعد قانونی دیگری حاکم باشد.

این در حالی است که کارشناسان حقوق کار و فعالان کارگری بر این باورند که چسب هل تنها یک نمونه از کارخانه‌هایی است که عمومی بودن حقوق کار در آنها توسط کارفرمایان نقض می‌شود و این عامل به صورت کلی موجب شده است که «نیروی کار کمترین توان ممکن را برای رایزنی با کارفرما را از طریق قانونی به دست آورد.»

نجم الساداتی در ادامه با اشاره به اینکه در محیط‌های کارگاهی اقدام برخی کارفرمایان در خصوص وضع و اجرای مقرراتی مغایر با مقررات قانون کار به یک رویه تبدیل شده است، گفت: اگر کارگاهی مشمول قانون کار تلقی شود،  آیین نامه انظباطی حاکم بر آن کارگاه باید با استانداردهای تعیین شده توسط ادارت کار تطابق داشته باشد و اساسا هر کارفرمایی دولتی یا خصوصی بخواهد برخلاف این مقررات، شرایطی را وضع و اجرای آنرا تحمیل کند، متخلف محسوب می‌شود.

این حقوقدان و وکیل دادگستری افزود: اگر کارگر به دلیل رعایت نکردن آیین نامه سلیقه‌ای، تحمیلی و غیرقانونی وضع شده توسط کارفرما، اخراج یا مورد هرگونه برخورد تنبیهی دیگری قرار بگیرد در نهایت این فرصت برای کارگر محفوظ است تا با مراجعه به اداره کار و طرح شکایت از حق قانونی خود دفاع کند، چراکه این کارفرما است که تخلف کرده و باید در این خصوص پاسخگو باشد.

حوادث کار ارتباطی با آیین نامه انظباطی کارگاه ندارد

وی در ادامه با بیان اینکه حوادث کار با رعایت اصولی نکات ایمنی در کارگاه و نه تحمیل شرایط انضباطی سختگیرانه به کارگران قابل پیشگیری است، گفت: کارگری که شرح وظایفش کار دیگری است را نمی‌توان مجبور کرد که برای حفظ شغلش حتما به هنگام آتش سوزی در محل کارش حضور داشته باشد و یا بعدا به استناد همین مقررات «من درآوردی» او را مورد بازخواست قرار داد و اخراج کرد. 

نجم الساداتی یادآور شد: در رسیدگی به حوادث کار چنانچه قصور کارفرما تایید شود باید طبق مقررات کیفری مورد پیگیرد قرار بگیرد به عبارت دیگر  حوادث کار تا زمان پیشگیری جزء حقوق کار محسوب می‌شوند اما پس از وقوع رسیدگی به آنها در حوزه حقوق کیفری است.

حقوق حمایتی متاثر از نظام عرضه و تقاضا نیست

وی با اشاره به فصل یازدهم قانون کار ذیل عنوان جرایم و مجازات‌ها بخش دیگری از رسیدگی به تخلاف کارفرما و کارگر را مربوط به قانون کار دانست و تصریح کرد: اگر کارفرمایی خلاف مفاد قانون کار عمل کند قاضی کیفری می‌تواند براساس قانون کار شکایت ارائه شده را پیگیری کند.

این حقوقدان و وکیل دادگستری در ادامه با بیان اینکه بیشتر مواقع اظهاراتی از سوی کارفرمایان عنوان می‌شود مبنی براینکه مقررات وضع شده از سوی آنها هیچ تناقضی با قانون کار ندارند، گفت: تجربه نشان داده که در عمل نه جویندگان کار به ویژه فارغ التحصیلان دانشگاهی و نه مدیران و کارفرمایان واحدهای صنعتی آشنایی کاملی با قواعد حقوق کار ندارند اما در نهایت به دلیل موقعیت برتری که طرف کارفرمایی در مناسبات بازار کار دارد، قواعدی از جنس مقررات کارفرمای چسب هل در عموم کارگاه‌های مشمول قانون کار جریان دارد.

وی یاد آور شد: قانونگذارانی که در زمان تصویب نخستین مقررات حقوق کار، این بخش از نظام حقوقی را در زیرمجموعه حقوق عمومی قرار دادند، با این کار خود لطف بزرگی را در حق نیروی انسانی انجام دادند، زیرا این باور هنوز هم وجود دارد که می‌توان در چارچوب حقوق خصوصی و بدون دخالت دولت مناسبات کارگر و کارفرما را تنظیم کرد.

این حقوقدان گفت: اگر چنین وضعی حاکم بود در این صورت امروز در مناسبات بازار کار، قانون اجاره اشخاص جایگزین قانون کار شده بود و اکنون به جای هیات‌های تشخیص و حل اختلاف ادارات کار باید محاکم دادگستری به دعواهای کارگران رسیدگی می‌کردند.

نجم الساداتی در پایان افزود: دفاع از قانون کار یک مسئله سرنوشت ساز برای کارگران است چراکه هرگز نباید مقررات مربوط به این قانون متاثر از نظام عرضه و تقاضا در بازار کار شود.

ادامه بلاتکلیفی شغلی کارگران کارخانه پلی اکریل اصفهان

درحالی‌که کمتر از یک ماه از خاتمه دوره دریافت مقرری بیمه بیکاری و بازگشت به کار کارگران شرکت پلی اکریل، زمان باقی مانده‌ است؛ کارگران این کارخانه از خبر استعفای هیات اجرایی مطلع شده‌اند.

کارگران کارخانه پلی اکریل پیش از این به دنبال برخی مشکلات مالی، به مدت شش ماه به بیمه بیکاری معرفی شده بودند و قرار بود اول مهرماه به سر کار بازگردند.

آنهابه خبرنگاری گفتند: در این شش ماه، هیات اجرایی دولت برای حل مشکلات و راه‌اندازی خط تولید، در کارخانه مستقر شده بود؛ اما مسئول هیات اجرایی روز گذشته از سمت خود استعفا داد.

70کارگر کارخانه نیان الکترونیک مشهد اخراج شدند

70کارگر کارخانه نیان الکترونیک مشهد واقع در شهرك صنعتي طوس- بلوار انديشه اخراج شدند.

براساس گزارشی که امروز رسانه ای شد،این واحد صنعتی فعال درزمینه طراحي و ساخت تجهيزات نيرو، مجري پروژه هاي مخابراتي و توليد كننده منابع تغذيه سوئيچينگ از 400کارگرش70نفرش را اخراج کرده است.

کارخانه سنگ تزئینی بستک تعطیل وکارگرانش بیکارشدند

روزگذشته(4شهریور)، کارخانه سنگ تزئینی بستک تعطیل و27کارگرش بیکارشدند.

به گزارش یک منبع خبری محلی،کارخانه سنگ تزئینی بستک در ۱۸ اردیبهشت ماه سالجاری به صورت رسمی شروع به کار کرد اما در کمتر از چهار ماه به تعطیلی کشیده شد.

شهرستان بستک با جمعیتی ۸۰ هزار نفری در ۲۳۰ کیلومتری بندرعباس واقع شده است.

عدم پرداخت بموقع حقوق ومطالبات پرستاران طرحی و شرکتی

عدم پرداخت بموقع حقوق ومطالبات  پرستاران طرحی و شرکتی فراگیر شده است.

حقوق مرداد ٩٦ و كارانه از مهر ٩٥ پرستاران شرکتی و طرحی در چند شهرپرداخت نشده است.

بر اساس گزارش منتشره، عدم پرداخت و تاخیر در پرداختی های پرستاران شرکتی و طرحی به عنوان مشکل جدید جامعه پرستاری به شمار می رود.

عدم بررسی تاخیر در پرداختی های پرستاران شرکتی استان گلستان توسط نماينده شركت در دانشگاه علوم پزشكي و مسئولين دانشگاه، كه با گذشت ۵ روز از شهريور و پرداخت حقوق مرداد ٩٦ و كارانه‌ مهر سال٩٥ تمامی پرستاران، هنوز حقوق و كارانه ي خود را دریافت نکرده اند و هر روز موكول به روزهاي آتي مي شود، اما همچنان بي نتيجه مانده است.

همچنین این موضوع در بین پرستاران طرحی در تهران و کرمان نیز رواج پیدا کرده ، به گونه ای که این پرستاران از تاخیر در پرداخت حقوق خود به شدت ناراضی هستند.

باید شکم‌های گرسنه را سیر کنیم/نمی‌توانیم منتظر اجرای برنامه‌های شیلات بمانیم

صیاد بوشهری: «برای من مهم نیست که دریا تا چه وقت ماهی و میگو دارد. زن و بچه من گرسنه‌اند و باید دست پر به خانه بروم. اگر کاری برای انجام دادن داشته باشم هیچ وقت شغل سختی مانند صیادی را انتخاب نمی‌کنم.»

یک ماهیگیر بوشهری می‌گوید: به دلیل محدود بودن منابع دریایی به او و خیلی دیگر از ماهیگیران اجازه صید داده نمی‌شود اما به دلیل نبود شغل دیگری آنها ناچارند با ادامه همین حرفه آبا و اجدادی، شکم خانواده‌های خود را پُرکنند.

برپایه گزارش منتشره،ماهیگیران ایرانی که در آب‌های خلیج فارس حضور دارند را می‌توان به دو گروه صیادان مجاز و صیادان غیرمجاز تقسیم کرد، اگرچه حرفه هر دو یکی است اما ماهیگیران مجاز همیشه همکاران غیرمجاز خود را سرزنش می‌کنند و در مقابل این گروه از صیادان می‌گویند: اگرچه ماهیگیری حرفه آبا و اجدای آنها محسوب می‌شود اما اکنون از روی ناچاری به این حرفه مشغولند.

«عدنان» یکی از ماهیگیران جنوب کشور است که به گفته خودش هنوز نتوانسته مجوز صید را دریافت کند در نتیجه به اجبار دور از چشم ماموران ماهیگیری می‌کند. او می‌گوید: «به دلیل اینکه می‌گویند ذخایر آبی رو به اتمام است به همه ماهیگیران مجوز صید نمی‌دهند و از طرفی برای بیشترمان غیر از صیادی راه دیگری برای تامین معاش نیست.»

او که اهل بوشهر است ادامه می دهد: «به همین دلیل من و امثال من از صید محروم شده‌ایم اما کسی نیست تا به ما بگوید در چنین شرایطی برای گذران زندگی خود چه کار کنیم؟»

به گفته عدنان نزدیک به دو سال است که به آنها وعده داشتن شغل داده شده که هنوز محقق نشده است: «از دو سال پیش، ادراه شیلات قول‌هایی داده است که با تخصیص ۸۰ درصد از هزینه‌های صنایع مرتبط با شیلات برای ما ایجاد اشتغال کند اما هیچ خبری از سوی آنها به ما نرسیده است و ما نیز مجبوریم برای گرسنه نماندن به دریا بزنیم و میگو و ماهی صید کنیم».

این ماهیگیر بوشهری اضافه می‌کند: «در لنجی که ما روی آن کار می‌کنیم ۵ تا ۱۰ نفر نان آور فعالیت می‌کنند. به کسی کاری نداریم چون شبانه به دریا می‌زنیم و معمولا در مکان‌هایی که کمتر کسی می‌تواند ما را ببیند، صید می‌کنیم.  بعد از آن راهی بازار شده و میگوها و ماهی‌هایی را که صید کرده‌ایم؛ به فروش می‌رسانیم».

عدنان در مورد طرح‌های وعده داده شده شیلات می‌گوید: «این طرح‌هایی که شیلات برای ما پی‌ریزی کرده است؛ مناسب به نظر می‌آید ولی مشکل اینجا است که زمان اجرایی شدن آنها مشخص نیست. ظاهرا من صیادی غیرمجاز هستم، اما امثال من زیاد هستند، پس ما نباید به دریا بزنیم؟ تا کی باید با به انتظار عملیاتی شدن طرح‌های شیلات، شکم خانواده‌هایمان را گرسنه نگهداریم؟»

این صیاد بوشهری می‌گوید: «برای من مهم نیست که دریا تا چه وقت ماهی و میگو دارد. زن و بچه من گرسنه‌اند و باید دست پر به خانه بروم. اگر کاری برای انجام دادن داشته باشم هیچ وقت شغل سختی مانند صیادی را انتخاب نمی‌کنم.»

نگاهی گذرا به مشکلات یک پرستار

مطئناً همه ما این موضوع را گاهاً شنیده ایم که پرستاران در مراکز درمانی برخورد توام با آرامشی با بیماران ندارند و با صرف مدت زمان اندک بر بالین بیماران تنها دستورات پزشک را اجرا نموده و با گرفتن شرح حالی از بیمار، وی را ترک می کنند. اما آیا تا به حال فکر کرده ایم که آن سوی چهره ی این سپید پوشان در بیمارستان ها چه خبر است؟

وقتی پای صحبت همکاران پرستارمان می نشنیم غالباً ساعات کار طولانی، شیفت های در گردش ، شیفت های شب پرکار، فعالیت ذهنی و بدنی شدید در ارتباط با تعداد بالای بیماران، واگذاری وظایف غیر حرفه ای به عهده پرستاران، تاثیرات روحی تماس مداوم با انسانها در بدترین مرحله ی زندگی (بیماری و مرگ ) و واکنش های منفی بیمار و همراهان وی همچون پریشانی ، یاس ،پرخاشگری و ...، کمبود های دارویی ،تجهیزات و هماهنگی های زمانبر برای حضور سایر اعضای تیم درمان همچون ویزیت ، مشاوره ، تصویر برداری ، آزمایشات، اعزام و انتقال بیمار و ...را عواملی برای اعمال فشارهای شدید روحی و جسمی بر پرستاران می دانند.

از سوی دیگر حضور در مراکز درمانی تنها یک بعد از زندگی آنها را تشکیل می دهد، اما در خانواده های پرستاران چه می گذرد؟ غالباًدر ازدواج هایی که زوجین پرستارند نگهداری از فرزند یکی از دلایل انتخاب شیفتهای مخالف و کاهش شدید زمانهای کنار هم بودن زوجین پرستار است. در ازدواج هایی که آقا پرستار است خانم به علت عدم درک از محیط و شرایط کاری ، تنها ماندن های مداوم و مکرر در شرایط سخت و جمع های خانوادگی و بی حوصلگی در زمان های خواب و استراحت همسر ، دچار نارضایتی و حساسیت خواهد شد. در ازدواج هایی که خانم پرستار است، آقا نسبت به روز خوابی های بعد از شبکاری ،خستگی مفرط، عدم حضور در مراسم ها، کم و کاست ها در خانه داری و رسیدگی به فرزندان، همواره شکایت دارد .

از آنجاییکه برنامه ریزی شیفت ها در ابتدای هر ماه و با عدم پیش بینی مراسم ها، مهمانی ها و برنامه های مربوط به مدرسه و ... صورت می گیرد بنابراین خانواده پرستاران غایبین همیشگی محافل و دورهمی های خانوادگی هستند چراکه قوانین مربوط به تغییر شیفت ها بسیار سخت و محدود کننده است.

بسیارند مادرانِ پرستاری که با وجود داشتن فرزند شیرخوار مجبور به ترک کردن وی حتی در شرایط بیماری هستند تا در شیفت ۱۸ ساعته شبِ بیمارستان حضورداشته باشند. بنابریان همین موضوع به تنهایی کافی است که پرستار خانم با شرایط روحی نامناسب در شیفت حاضر شود. این موضوع در شرایط جسمی نا مساعد برای خودِ نیروهای پرستار نیز صدق می کند . حتی در شرایط از دست دادن عزیزان ،پرستار باید با حال روحی نا مساعد بر بالین بیمار حاضر شود بنابراین در این شرایط انتظار لبخند و رویی گشاده از آنها قدری غیر منصفانه است.

گزارشی درباره افزایش یورش ماموران سد معبر شهرداری گرگان به دستفروشان

تابش خورشید کم فروغتر از قبل است، اما هم چنان گرما در سطح شهر حکمفرماست. ساعت ۶ عصر است، از روبروی پارک شهر عبور می کنم، در دو طرف خیابان دستفروشان بساط کرده اند، از اقلام خوراکی گرفته تا پوشاک و وسایل بازی کودکان، همه چیز در مغازه کوچک آنان یافت می شود.

جلوتر، زن دستفروشی که صورتش در اثر نور خوشید سوخته شده، توجه من را به خود جلب می کند، او خم می شود و روسری هایی که در بساطش است را مرتب می کند. عابران پیاده از کنارش رد می شودند، گاهی کسی توقفی می کند و قیمت روسری ای را می پرسد.

ناگهان همه چیز شتاب می گیرد، صدای هم همه ای می آید، گویا خبری به آن ها رسیده است، اطرافیان زن سریع وسایلشان را جمع می کنند، زن نیز بلند می شود، چادرش را گره می زند، کیسه اش را برمی دارد و بساطش را در آن می ریزد. مرد دستفروشی از دور به همه علامت می دهد، همه متواری می شوند. زن مشغول گره زدن کیسه است، نفس نفس می زند. وسایلش سنگین است، مرد دستفروش به او نزدیک می شود تا به او کمک کند، امّا دیر شده و مأموران شهرداری رسیده اند و بساط زن را می گیرند.

زن با نگاه التماس آلود از آن ها می خواهد که به وسایلش کاری نداشته باشند، به کیسه می چسبد، مأموران وی را هل می دهند، زن دوباره التماس می کند، مأموران وسایلش را می برند و او روی زمین ولو می شود. صحنه غم انگیز ای است، آیا این نحوه برخورد درست است؟

چندی پیش بود که فیلم برخورد شدید و فیزیکی عوامل سد معبر شهرداری گرگان با یک مغازه دار سر و صدای زیادی به پا کرد و در شبکه های مجازی پیچید. صاحب مغازه حتی در صحن علنی شورای شهر حاضر شد و نسبت به این رفتار اعتراض شدیدی کرد.

مغازه دارها می گویند در شرایط بد اقتصادی مجبور هستند برای جلب مشتری و رقابت با همسایگان این کار را بکنند اما اگر تخلفی صورت گرفته شهرداری باید ابتدا تذکر دهد و سپس از روش های قانونی اقدام کند.

نیافتن شغل و بیکاری پدر خانواده، بزرگترین معضل کشور است. این عوامل دست به دست هم می دهد تا کودکان کار و زنانی دستفروش را در سطح شهر ببینیم که برای کمک به اقتصاد خانواده در این راه قدم می گذارند. علاوه بر بیکاری، رکود اقتصادی، از بین رفتن مشاغل در بخش رسمی، توزیع ناعادلانه امکانات و فرصت ها سبب ایجاد این شغل کاذب می شود.

به راستی اگر دستفروش ها مجبور نبودند آیا می توانستند، سرمای شدید و گرمای بی امان را به جان بخرند تا بتواند لوازم مورد نیاز فرزندان و خانواده خود را تأمین کنند؟، حق با کدام دسته است، مأمورین شهرداری که سعی دارند به وظیفه خود عمل کنند یا کودکی لاغراندام و باهوش که چشم به دست مادرش دارد تا از ادامه تحصیل باز نماند؟

برای این که دیدگاه های متفاوت را در این باره بسنجیم، در میان مردم آمدیم و به عنوان مشتی از خروار، با دستفروش، شهروند و مغازه دارها گفتگو کردیم.

سهیل، دستفروشی ۲۹ ساله است که همسر و فرزند دارد و در میدان شهرداری  لباس می فروشد، او در گفتگو با ما می گوید: حدود ۶ سالی است که با این کار هزینه زندگی خود را تأمین می کند. انتظار من از مسئولان این است که مکان مناسبی فراهم کنند که من اجناسم را روی دستم نگه ندارم و همه روزه با خیال آسوده به کسب بپردازم.

سهیل می گوید که معمولاً با ترس و لرز کار می کند چون نمی تواند از دیوار مردم بالا برود یا گدایی کند. شغلش همین است و حرفه دیگری بلد نیست.

او درباره نحوه برخورد مأموران شهرداری اینطور توضیح می دهد که آن ها اول دوبار تذکر می دهند و بار سوم وسایل را جمع می کنند، گرچه او به چشم خود دیده است که گاهی حتی بدون تذکر هم اموال دستفروشان را برده اند.

از سهیل درباره این که آیا شب بازار و چهارشنبه بازار فضای بهتری برای فروش است یا نه پرسیدم و سهیل توضیح داد که شب بازار هنوز بین مردم جا نیفتاده است. از طرفی او چون کارت ندارد نمی تواند در چهارشنبه بازار مکان خوبی برای خود پیدا کند، زیرا برای گرفتن مکان مناسب در آن جا نیز پارتی بازی وجود دارد.

سهیل درباره امکانات چهارشنبه بازار توضیح می دهد: چهارشنبه بازار آب سردکن ندارد و آب سرویس بهداشتی نیز بیشتر مواقع قطع است.

خانم ۳۰ ساله ای به خبرنگار می گوید: واقعیت زندگی دستفروش ها چنین است، نداشتن شغل مناسب، سبب پیدایش چنین پدیده ای است، من خانواده ای را می شناسم که اگر این کار را انجام ندهد از پس مخارج زندگی برنمی آید.

وی ادامه می دهد: شهردار، استاندار، نماینده مجلس، هر کدام باید فکری برای ایجاد شغل کنند، حال که این فرد کاری برای خود دست و پا کرده، حداقل وی را حمایت کنند.

در همین رابطه به سراغ یک مغازه دار رفتیم. احمدی که فروشگاه لباس دارد در مصاحبه با ما می گوید: اگر دستفروشی به شغل من آسیب نزند، من با کارکردن آن ها مشکلی ندارم، زیرا آنها نیز خانواده دارند، اگر برای آن ها مکانی تعیین شود و امکانات اولیه فراهم شود، بهتر است.

وی در خصوص سد معبر مغازه ها نیز چنین گفت: امروزه شرایط زندگی سخت شده است و با یک شغل جواب نمی دهد.

وی با اشاره به اجناس جلوی مغازه اش ادامه داد: من علاوه بر لباس فروشی، جلوی مغازه جوراب هم می فروشم.

او معتقد است که تا یک متر و نیم جلو مغازه مشکلی ندارد، اما جلوتر از آن سد معبر است.

رضا، مغازه دار دیگری بود که در جواب این سؤال گفت: اجناس جلوی مغازه برای بازاریابی کار ما خوب است، ولی باید مراقب اجناسی که جلوی مغازه گذاشته می شود بود تا به کسی آسیب نرسد و جلوی دید کسی را نگیرد.

یکی از وکلای پایه یک دادگستری به مهر می گوید: مأموران شهرداری حق تذکّر و در صورت عدم توجه حق توقیف اموال را دارند و حق درگیری و ضرب و جرح افرادی که اقدام به دست فروشی و سد معبر می کنند را ندارند، مگر در صورتی که دستفروش ها اقدام به درگیری با مأمور را کرده باشند، دسترسی به مأمور انتظامی امکان پذیر نباشد و عمل آن ها به عنوان دفاع مشروع باشد. خارج از این موارد حق ضرب و جرح دستفروش ها را ندارند.

وی در پایان گفت: اموال توقیفی به انبار شهرداری منتقل و صاحب مال می تواند اموال خود را پس بگیرد، توقیف اموال به منزله تصاحب اموال توسط شهرداری نیست.

مرگ جانگداز2زن ومر بی خانمان در آتش سوزی مغازه های متروکه بزرگراه بعثت تهران

نیمه شب گذشته(4شهریور)،دو زن و مرد بی خانمان در آتش سوزی دو مغازه متروکه در بزرگراه بعثت ، نبش خیابان اتابک جان باختند.

به گزارش5شهریور پایگاه خبری 125، عزیز غلامی نسب معاون منطقه 8 عملیات سازمان آتش نشانی تهران در این باره گفت: هنگام رسیدن آتش نشانان دو باب مغازه متروکه در مجاورت همدیگر که به محلی برای تجمع افراد آواره و بی خانمان تبدیل شده بود کاملا شعله ور بود و دود و آتش زیادی از آن بیرون می زد.

وی افزود: آتش سوزی از یکی از مغازه های 40 متر مربعی شروع شد و چون این مغازه ها از داخل به یکدیگر راه داشتند لحظاتی بعد نیز شعله های آتش از این طریق به مغازه دیگر سرایت کرد.

معاون عملیات منطقه 8 آتش نشانی ادامه داد: اطلاعات اولیه حاکی از آن بود که کسانی در داخل این مغازه ها محبوس شده اند و ظاهرا این افراد با توجه به قفل بودن درهای کرکره ای از راه های دیگر وارد این مغازه ها شده بودند.

غلامی نسب تصریح کرد: آتش نشانان به سرعت وارد عملیات شدند و با بریدن قفل درها در لحظات اولیه دو مرد جوان را از میان دود و آتش به سلامت بیرون آوردند که این دو نفر در فرصتی مناسب از محل حادثه گریختند.

وی اضافه کرد: در حین خاموش کردن آتش توسط نیروهای آتش نشانی پیکر دو مرد و زن جوان در گوشه ای از مغازه پیدا شد که به شدت دچار سوختگی شده بودند.

معاون عملیات منطقه 8 آتش نشانی گفت: امدادگران اورژانس پس از انجام معاینات اولیه اعلام کردند که این دو نفرجان خود را از دست داده اند.

برق جان صیاد جوان پلدختر را گرفت

عباس محمودی، بخشدار معمولان گفت: صبح امروز5شهریور،صیاد جوان پلدختری هنگام ماهیگیری بر اثر برق گرفتگی فوت کرد.

 برپایه گزارش منتشره،عباس محمودی افزود: یک جوان ۲۰ ساله پلدختری اهل روستای سرنجه زیودار صبح امروز هنگام صید ماهی از رودخانه مادیان رود به علت برق گرفتگی فوت کرد.

کارگر کارخانه ترانسفو آریا شهمیرزاد زنده زنده درکوره رنگ سوخت

صبح امروز5شهریور، کارگر کارخانه ترانسفو آریا شهمیرزاد هنگام نظافت درکوره رنگ به دام افتاد وزنده زنده سوخت.

براساس گزارشات منتشره، این کارگر در این حادثه کار که صبح امروز پنجم شهریور رخ داده در اثر شدت جراحات وارده جان باخته است.

برپایه این گزارش گفته می‌شود این کارگر به مدت حداقل یک ساعت در کوره رنگ این کارخانه به شکل دردناکی سوخته و جان داده است.

این کارگر که در بخش نظافت فعال بوده برای نظافت کوره وارد آن شده و بعد از مدتی درب کوره به‌صورت اتوماتیک بسته و کوره روشن می‌شود.

متاسفانه بعد از حدود یک ساعت یکی از همکاران وی متوجه عدم حضور وی شده و بعد از سرکشی به کوره متوجه مرگ دلخراش وی‌شود.

کارخانه آریا ترانسفو شهمیرزاد بزرگترین و مدرن‌ترین کارخانه تولید ترانسفورماتور در ایران است.

پنجم شهریورماه 1396

اخباروگزارشات کارگری4شهریور1396 اعتراض به طرح های کارورزی و مهارت آموزی وظیفه ای همگانی (کارگران،معلمان،پرستاران،کارمندان،دانشجویان،فارغ التحصیلان دانشگاه ها،دانش آموزان ،جوانان متقاضی کارو....) است

اعتراض به اجرای طرح های کارورزی و مهارت آموزی دفاع ازدستاوردهای کارگران، حقوق خود ونسل های آینده است

- کارورزی: راهی به سوی اشتغال یا استثمار

- درخواست سندیکای واحد از کارگران ،پرستاران، دانشجویان، معلمان و فعالین مدنی برای جمع آوری امضاءبرای نجات جان رضا شهابی

- علی نجاتی توسط شعبه یکم دادگاه اجرای احکام دادگستری اندیمشک برای تحمل شش ماه حبس احضار شد

- تلاش مدیریت  و حراست شرکت واحد برای راه اندازی مجدد انتخابات تحمیلی شورای اسلامی کار فرمایشی در سامانه های یک و شش BRT

- کودکان افغان را فراموش نکنیم

- اعتراض رسانه ای کارگران اداره راه و حمل و نقل جاده‌ای کردستان نسبت به عدم پرداخت بموقع حقوق پس ازواگذاری به بخش خصوصی

- عدم پرداخت ماه ها حقوق معلمان مدارس روستاهای مناطق محروم

-گزارشاتی درباره اعتصاب وتجمعات اعتراضی تاکسیرانان

*اعتصاب وتجمع اعتراضی رانندگان شرکت تاکسی ویژه فرودگاه مهرآباد نسبت به ادغام در شرکت فراگشت

*تاکسیرانان شیراز دست به اعتصاب ،تجمع وبستن گذرگاه زدند

*تجمع تاکسی داران یزد دراعتراض به راه اندازی تاکسی های اینترنتی مقابل شورای شهر

*تجمع اعتراضی تاکسیداران ایلام مقابل سازمان تاکسیرانی

- تجمع اعتراضی داوطلبان آزمون دستیاری دندانپزشکی مقابل وزارت بهداشت

- جان باختن یک کارگرجوان درزرندیه بدنبال سقوط درگودال آب

- مرگ دلخراش کارگر راه آهن شهرنقاب زیر قطار اصفهان - مشهد

کارورزی: راهی به سوی اشتغال یا استثمار

نیک چاودری*

آرام استکی

متن پیش رو ترجمه‌‌ای است با هدف پرداختن به یکی از مهم‌ترین علل تمایل و امیدواری دانش‌آموختگان و دانشجویان به شرکت در طرح کارورزی. نیک چاوردی (کسی که به استناد متن بیش از ۵ دوره کارورزی را گذرانده است)‌ در این متنِ کوتاه، سعی بر آن داشته تا مقایسه‌ای بین تصور اسطوره‌ای افراد در انگلستان پیش از ورود به کارورزی و تجربه‌های واقع‌گرایانه آنان پس از آن، ارائه دهد.

طرح «کارورزی» که ذیل «برنامه اشتغال فراگیر» دولت تعریف شده‌است، تیرماه امسال اجرایی شد. یکی از اهداف این طرح، «افزایش قابلیت جذب و اشتغال دانش‌آموختگان از طریق انتقال مهارت و تجربه در محیط کار برای ورود به بازار کار» عنوان شده است. (بند الف ماده ۲ دستورالعمل اجرایی طرح کارورزی). طبق ماده ۸ دستورالعمل اجرایی طرح کارورزی، دستمزد افراد در مدت ۴-۶ ماه معادل یک سوم حداقل دستمزد یعنی ۳۱۰ هزار تومان و البته در شرایطی نیز کمتر از آن و برای فارغالتحصیلان کاردانی صفر است. دستمزدی که با توجه به آموزشی عنوان کردن طرح، به عنوان کمک هزینه آموزشی از آن نامبرده می‌شود. طبق آمار تا نیمه مردادماه ۱۳۹۶ ، ۴۰۰هزار نفر در سامانه طرح کارورزی ثبت‌نام کرده‌اند که ۲۰۰ هزار نفر آن‌ها واجد شرایطند.

حال سوال اینجاست که با وجود نقدهای گسترده فعالان حوزه‌های مختلف همچنین مخالفت دانشجویان و فارغ‌التحصیلان با این طرح، ثبت‌نام‌کنندگان با چه هدف و امیدی حاضر به فروش نیروی کار و تخصص خود به بهای اندک برای چهار تا ۶ماه شده‌اند؟ واضح است که برای پاسخ به پرسش فوق نمی‌توان به یک علت بسنده کرد و نیاز است از سویه‌های مختلف به آن نگریسته شود.

زمانی که لشکر فارغ‌التخصیلان بیش از حدمعمول روانه بازار کار شوند برخی از آنها با این اعتقاد که این کار مجانی به ارتقا در حرفه‌شان کمک موثری خواهد کرد، کار بدون حقوق را تجربه می‌کنند ؛ این درحالی است که بسیاری از افراد حتی با دریافت مزد، در نهایت احساس می‌کنند که وقتشان تلف شده‌است.

فارغ‌التحصیلان جویای کار، کارورزی را فرصتی برای ورود به محیط کار تخصصی خود و همچنین کسب رزومه به حساب می‌آورند: امتیازی که ممکن است آنان را یک قدم به کسب شغل باثبات نزدیک‌تر کند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر آشکار می‌شود که از لزوم اجباری شدن اخذ مدرک کارورزی و قرار دادن آن به عنوان یکی از شروط استخدام در پیش‌نویس طرح کارورزی -ارائه‌شده به مجلس – سخن به میان می‌آید. بندی که هرچند از سوی مجلس رد شد اما سخنان فرهادی وزیر علوم در اردیبهشت ۹۶مبنی بر اینکه: «کارآموزی و کارورزی در رشته‌های فنی،خدماتی، عملیاتی و حتی اجتماعی باید به حالت اجبار دربیاید» حاکی از پافشاری دولت بر این موضوع است. قرار دادن کارورزی به عنوان مرحله‌ای اجباری در مسیر اشتغال به معنای استفاده از نیروی کار فارغ التحصیلان به صورت رایگان و یا با بهای اندک به بهانه نیاز کشور به نیروی کار مهارت‌دیده است. علاوه بر آن از عمده دفاعیات طراحان و حامیان طرح کارورزی، تجربه موفق این طرح در کشورهای دیگر است که این خود به تقویت این تصور در ذهن دانش‌آموختگان دامن زده و آن را نشانه‌ای از مثبت بودن طرح برای فارغ‌التحصیلان دانشگاهی می‌دانند. اما اسطوره کسب رزومه و مهارت تا چه حد به واقعیت نزدیک است؟

متن پیش رو ترجمه‌‌ای است با هدف پرداختن به یکی از مهم‌ترین علل تمایل و امیدواری دانش‌آموختگان و دانشجویان به شرکت در طرح کارورزی. نیک چاوردی (کسی که به استناد متن بیش از ۵ دوره کارورزی را گذرانده است)‌ در این متنِ کوتاه، سعی بر آن داشته تا مقایسه‌ای بین تصور اسطوره‌ای افراد در انگلستان پیش از ورود به کارورزی و تجربه‌های واقع‌گرایانه آنان پس از آن، ارائه دهد. و از خلال این مقایسه به درستی نقدی بر این تصور مبهم و البته امیدوارکننده داشته باشد. امیدی که باعث می‌شود دولت و حامیان طرح با تکیه بر آن مرز استثمار و امتیاز را به‌عمد مبهم و درهم‌آمیخته نگه‌دارند تا با امیدوار کردن دانش‌آموختگان به امتیاز(همچون کسب رزومه و مهارت) سویه‌های استثمار طرح پشت پرده بماند.

زمانی که لشکر فارغ‌التخصیلان بیش از حدمعمول روانه بازار کار شوند برخی از آنها با این اعتقاد که این کار مجانی به ارتقا در حرفه‌شان کمک موثری خواهد کرد، کار بدون حقوق را تجربه می‌کنند ؛ این درحالی است که بسیاری از افراد حتی با دریافت مزد، در نهایت احساس می‌کنند که وقتشان تلف شده‌است.

کارورزی برای مردم بریتانیا طرحی نسبتاً جدید است، دو دهه قبل آن‌ها به سختی راجع‌ به آن شنیده ‌بودند. با این وجود امروزه برای بسیاری از فارغ‌التحصیلان، کارورزشدن پله اضافی دیگری در نردبان شغلی است که مدام لزران‌تر و بی‌ثبات‌تر می‌شود.

حامیان (طرح) کارورزی ادعا می‌کنند که با این طرح به کمپانی‌ها فرصت داده می‌شود تا مرحله‌ایی مجزا برای ارزیابی نیروی کار خود داشته باشند و فارغ‌التحصیلان نیز از تجربیات ارزشمندی در حوزه‌هایی بهره‌مند می‌شوند که قبلاً فرصت مواجهه با آن را نداشتند. از سوی دیگر، منتقدان معتقد ند که کارورزی – به‌ویژه وقتی بدون دستمزد باشد – برای بنگاه‌ها صرفاً راهی ساده و راحت برای استثمار متقاضیان مستاصل جویای شغل در شرایط کسادی بازار است . در واقع آن‌ها فارغ‌التحصیلان بیکار فقیرتر را با قیمت ارزانتر می‌خرند.

بسته در هم ریخته

در مقام یک جوان متخصص، قبل از به‌دست آوردن شغلی دائمی، تجربه بیش از پنج کارورزی یا تجربه کاری بدون حقوق را داشتم. این موقعیت‌ها از شرایطی فوق‌العاده مطلوب و چالشی همچون شرکت‌های رسانه‌ایی معتبر تا گرفتار شدن در یک اتاق چوب کبریتی در برموندزی در جنوب لندن متغییر بوده‌است.

در نتیجه صحبت با جوانان دیگر، چیزی که روشن شد تجربه‌های مطلقاً ناهمگون آن‌ها (از کارورزی) بود. بعضی از آن‌ها در کارورزی‌های بی‌مزد فوق‌العاده‌ای حضور داشتند که احساس‌ می‌کردند گام بزرگی در زندگی حرفه‌ای‌شان بوده‌است، در حالیکه بعضی دیگر برنامه‌ریزی کرده‌بودند که به دوره‌‌های کارورزی بامزد بروند و در نهایت پس از حضور در آن، عقیده‌داشتند که وقتشان تلف شده‌است.

یکی از فارغ‌التحصیلان به من گفت که دانشگاه‌اش در یک طرح توسعه فارغ‌التحصیلان مزدی، او را به مکان برگزاری رویدادهای محلی فرستاده است. او می‌گوید در غالب مواقع کاری برای انجام دادن به او نمی‌دادند و تجربیات اندکی که فراگرفته است، هیچ ربطی به تخصص‌اش ندارد.

به گفته او «با اینکه دانشگاه می‌دانست که من مشغول کارورزی در یک روزنامه بزرگم اما برای دیپلم روزنامه‌نگاری‌ام موقعیت شغلی با پرداخت مزد به من پیشنهاد نکردند؛ در حالیکه همین موقعیت‌های شغلی را به افرادی بدون هیچ تجربه مرتبط ارائه دادند.» . او ادامه می‌دهد: «من ترجیح می‌دهم کارورزی بدون مزدی را انجام دهم که لااقل به من کمک می‌کند پیشرفت کنم تا اینکه مشابه چیزی که این سه‌ماه بودم، یعنی در نقش یک قطعه یدکی، گیرافتاده باشم.

شیوه درست

در مقابل «میلا براتزی»، ۲۲ ساله، می‌گوید در یک شرکت روابط عمومی (PR) محلی کارورزی مزدی انجام داده ا‌ست و تجربیات ارزشمندی بدست آورده و همچنین شغلی ثابت در کمپانی کسب کرده‌است. «من مهارت‌های زیادی فراگرفتم؛ نوشتن گزارش‌های مطبوعاتی، چگونگی (صفحه)‌بندی این گزارش‌‌ها و چگونگی نگارش برای بازارهای متفاوت». او گفت «در نهایت من در جلساتی با حضور مدیران کسب‌و‌کار محلی شرکت میکردم و پس از آن احساس کردم این اعتمادبه‌نفس را بدست آورده ام که برگزاری جلسات را خودم به‌تنهایی انجام دهم.»

برای «براتزی» این واقعیت که کارورزی او همراه با مزد بوده، خیلی اهمیت داشته‌است. او در ادامه می‌گوید: «من فکر می‌کنم که کارورزی‌های بی‌مزد خوب هستند؛ (البته)اگر برای مدت کوتاهی باشند، سه هفته یا یک تا دو روز هفته در هر ماه تا بتوانی در کنار آن شاغل هم باشی.»

فرهنگ استثمار

درواقعیت، شرایط «براتزی» یک مورد استثنایی است. یک جستجوی سریع آنلاین صدها (طرح) کارورزی تمام‌وقت را نشان‌ می‌دهد که یا فقط هزینه‌ها را پرداخت ‌می‌کنند یا در کل هیچگونه پرداختی ندارند. در حال حاضر بعضی از شرکت‌‌ها حتی از کارورزان برای کار‌کردن برای خودشان(منظور شرکت است) استفاده می‌کنند. با توجه به افزایش جمعیت فارغ‌التحصیلان از ۱۷ درصد در سال ۱۹۹۲ به ۳۸ درصد در ۲۰۱۲، بیم آن می‌رود که بی‌ارزش شدن چشمگیر مدرک دانشگاهی، کارفرمایان را به سمت اهمیت دادن بیشتر به تجربه و سابقه هدایت کند. اگرچه این الزاماً چیز بدی نیست ولی فارغ‌التحصیلان را به تن دادن به استانداردهای پایین‌تری از اشتغال تشویق می‌کند، که به طور بالقوه فرهنگ رقابت رو به پایین (به وضعیتی گفته می‌شود که رقابت با هر چه کمترکردن و کاهش هزینه‌های مربوط به عوامل انجام می‌شود. این کاهش‌ها می‌تواند شامل دستمزد کارگر شود یا ذخایر بانکی یا هر عامل تعیین کننده دیگری که کاهشش باعث افزایش سود بنگاه در رقابت شود.) را پرورش می‌دهد.

این پدیده پتانسیل عظیمی را برای استثمار ایجاد می‌کند. «کورتنی تاگرت»،۲۲ ساله، در اواخر سال ۲۰۱۳ یک کارورزی بی‌مزد را در یک شرکت موفق روابط عمومی در لندن دریافت کرد. متاسفانه تجربه او با مطلوبش فاصله زیادی داشت.

من در یک برنامه سختگیرانه به کار‌گرفته شدم. من همیشه می‌باید از آن‌ها برای ناهار زمان می‌خواستم و بعضی از روز‌ها تا ساعت ۴ عصر به من اجازه ناهار خوردن نمی‌دادند، بعد از ۶ ساعت کار از ۸ ساعت شیفت کاری‌ام.

من در مصاحبه، فریفته این (دوره) کارورزی اعجاب‌انگیز شدم. جایی که می‌توانستم در آن کاملاً خلاق باشم و در مورد چیزی که می‌خواهم بر روی آن کار کنم، تصمیم بگیرم. اما درعمل، من در یک برنامه سختگیرانه به کار‌گرفته شدم. من همیشه می‌باید از آن‌ها برای ناهار زمان می‌خواستم و بعضی از روز‌ها تا ساعت ۴ عصر به من اجازه ناهار خوردن نمی‌دادند، بعد از ۶ ساعت کار از ۸ ساعت شیفت کاری‌ام.»

نادیده گرفتن قانون

این مسئله از بعد حقوقی نیز قابل بررسی ‌است. وب سایت دولت می‌گوید کارورزان همیشه باید حق دریافت حداقل دستمزد(ملی) را داشته باشند؛ به جز زمانی که آنها دانشجویانی‌اند که تجربه کاری را به عنوان بخشی از واحد درسی دوره آموزش عالی انجام می‌دهند یا داوطلبانی‌ا‌ند که در برنامه‌های اتحادیه اروپا یا دولت مشغول کار داوطلبانه یا کسب تجربه حضور در فضاهای کارند.

اگر کارورزی بی‌مزد واقعاً غیرقانونی است چرا دولت، آن‌دسته از کارفرمایانی که آن را پیشنهاد می‌‌کنند، تعقیب قضایی نمی‌کند؟ «سینک» می‌گوید: (جواب) آن واضح است؛ دولت که بیشتر به سود حاصل از کسب‌وکار(کارفرمایان) علاقه‌مند است تا رفاه افراد، هرگز غیرقانونی بودن کار اساساً ارزان را اعمال نخواهد کرد. اما واقعیت پیچیده‌تر از آن است. برخی از کارورز‌های بی‌مزد واقعاً تجربه خوبی را ارائه‌ می‌دهند و این می‌تواند به سادگی وجود نداشته باشد اگر حداقل دستمزد اعمال شود.

آیا راهی وجود دارد؟

مشکل اساسی اینجاست: تعیین مرز امر عادلانه و استثمارگرانه مبهم است. خط انفصال بین آنچه عادلانه و آن‌چه که استثمارگرانه‌ است، بسیار دشوار به نظر میرسد. این مسئله فوق‌العاده ذهنی سلیقه‌ای ‌است /اگرچه ترجیح بر تعیین این مرز است، تعجبی ندارد اگر دولت برای مشخص کردن حدود این مرز (عدالت/استثمار) تلاشی انجام نداده است.

نمی‌توانیم بدون هیج اجباری انتظار داشته‌باشیم که بنگاه‌های اقتصادی از فرصت به چنگ‌آوردن نیروی کار ارزان بگذرند، به‌ویژه بنگاه‌هایی که در شرایط دشوار اقتصادی برای بقا تلاش می‌کنند. اگر بنگاه‌های اقتصادی و دولت هیچ کاری انجام ندهند، بهترین کار اینست که دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیلان خود را برای ورود به بازار کار به خوبی آماده کنند و این نکته را به دانشجویان گوشزد کنند که ضرر پذیرفتن برخی موقعیت‌های شغلی از مزایای آن بسیار بیشتر است.

اگر افراد جویای کار ارزش بیشتری برای خود قائل شوند و در انتخاب خود سختگیرتر شوند، آنگاه کارفرمایان مجبور خواهند شد تا پیشنهادهای بهتری ارائه دهند و از استثمار نیروی کار بکاهند.

*پی‌نوشت:

نیک چاودری، نویسنده شاغل در Church Accounting است و در بسیاری از وبلاگ‌های اقتصادی و فناوری مشارکت داشته است. او دوره‌های کارورزی را با انواع مختلف سازمان‌ها از جمله شرکت‌های بزرگ رسانه‌ای تا مجله‌های استارت آپ دو نفره گذرانده‌است.

منبع: گاردین

درخواست سندیکای واحد از کارگران ،پرستاران، دانشجویان، معلمان و فعالین مدنی برای جمع آوری امضاءبرای نجات جان رضا شهابی

درخواست سندیکا برای امضا طومار، در همبستگی بیشتر با کارگر زحمتکش زندانی، رضا شهابی

کارگران، معلمان ، پرستاران ، دانشجویان، فعالین مدنی

همانطور که می دانید رضا شهابی از اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در زندان رجایی شهر دست به اعتصاب غذا زده است. جرم رضا شهابی و دیگر اعضای سندیکای واحد ایجاد تشکل مستقل از دولت و کارفرما برای دستیابی به مطالباتشان بوده است، که البته به این دلیل اخراج، بازداشت و حتی مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. رضا شهابی یکی از کارگران عضو سندیکا است که به همین دلیل در سال ۸۹ بازداشت و محکوم به پنج سال زندان گردید. شهابی در حین گذراندن دوره محکومیت پنج ساله مجددا به دادگاه فراخوانده شد و بسیار ناعادلانه به یک سال زندان دیگر محکوم گردید. این کارگر زندانی به دلیل صدمات جسمی ناشی از برخورد خشن ماموران امنیتی در حین دستگیری و بازجویی در دو مرحله تحت عمل جراحی از ناحیه گردن و کمر قرار گرفت و بدلیل عدم تحمل حبس، مرخصی پزشکی ایشان از سوی پزشکی قانونی مرحله به مرحله تا پایان حبس مورد تایید قرار گرفت. اما مسئولین امنیتی و قضایی در اقدامی غیر قانونی تمامی مدت مرخصی پزشکی رضا شهابی را غیبت محسوب کرده و اعلام کرده اند که او بایستی ۹۶۸ روز  دیگر در زندان بماند. رضا در اعتراض به این برخورد غیر قانونی و ناعادلانه از زمان ورود به زندان دست به اعتصاب غذا زده است و ۱۸ روز است که در اعتصاب میباشد.

ما امضا کنندگان این بیانیه به شدت نگران جان رضا شهابی هستیم. نجات جان رضا شهابی در گرو حمایت همه ما است.  به همین دلیل از همه کارگران، معلمان ، پرستاران ، دانشجویان و فعالین مدنی و اجتماعی درخواست داریم که برای نجات رضا شهابی به ما بپیوندند و با امضای این نامه حمایت خود را از این کارگر زندانی اعلام نمایند.

 رضا شهابی باید فوری و بدون قید و شرط آزاد گردد!

اذیت و آزار فعالین کارگری و معلمان متوقف باید گردد!

لطفا برای امضا طومار، اسامی خود را به آدرس تلگرام @pvsyndicaو یا آدرس ایمیل      این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریدارسال نمایید.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

علی نجاتی توسط شعبه یکم دادگاه اجرای احکام دادگستری اندیمشک برای تحمل شش ماه حبس احضار شد

علی نجاتی کارگر اخراجی و عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران کشت و صنعت هفت تپه دوم شهریور توسط شعبه یکم اجرای احکام دادگستری اندیمشک، احضار شد .

نجاتی در سال 94 با مراجعه نیروهای امنیتی اطلاعات سپاه به منزل وی دستگیر و به بازداشتگاه سپاه شوش و سپس سپاه اندیمشک برده شد و بعد از طی کردن دوران بازداشت و بازجویی توسط اطلاعات سپاه که بمدت 15روز در انفرادی این نهاد صورت گرفت به زندان کارون منتقل شد.

نجاتی مجددا توسط دادگاه انقلاب دزفول احضار و تفهیم اتهام شد و با وثیقه 100میلیون تومانی آزاد شد و دیروز  دوم شهریور ماه برای تحمل شش ماه حبس احضار شد .

صدور شش ماه حکم علیه علی نجاتی و احضار او به زندان در شرایطی صورت گرفته است که این فعال شناخته شده جنبش کارگری ایران دچار بیماری قلبی است و یکبار عمل جراحی قلب انجام داده است و  تحمل زندان برای او خطرات جبران ناپذیری دارد.

اتهاماتی که علی نجاتی در رابطه با محکومیت شش ماهه اش وارد کرده اند عبارتند از:  1 - ارتباط با فعالین خارج از کشور 2- فعال کردن جنبش کارگری در شمال خوزستان 3 -برگزاری مراسم اول ماه مه و 8مارس 4-دایرکردن کتابخانه مادر در اندیمشک و برگزاری جلسات هفتگی سندیکای هفت تپه

این فعال کارگری در سال  88 نیز به دلیل فعالیت های صنفی  به شش ماه حبس و مجددا در سال 1390 به یکسال زندان محکوم شد که این مدت را در زندان فجر دزفول گذراند.

همچنین در سال 91 در شعبه چهارم دادگاه انقلاب سنندج به اتهام خواندن آهنگ لری«دایه دایه وقت جنگه»پرونده ایی برای نجاتی مفتوح شد که با قید کفالت آزاد شدند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران - سوم شهریور ماه 1396

تلاش مدیریت  و حراست شرکت واحد برای راه اندازی مجدد انتخابات تحمیلی شورای اسلامی کار فرمایشی در سامانه های یک و شش BRT

در روزهای گذشته مدیریت و حراست شرکت واحد برای راه اندازی مجدد انتخابات تحمیلی شورای فرمایشی در سامانه های یک و شش را آغاز کرده است. و جلسات متعددی در این خصوص در سامانه یک و شش و اداره مرکزی شرکت واحد برای رد صلاحیت کاندیداهایی که ثبت نام کرده اند صورت گرفته است.

مدیریت و حراست شرکت واحد با عدم برگزاری مجمع عمومی و رد صلاحیت کاندیداها و رای گیری اجباری سال ها است که افراد دست نشانده خود را به عنوان نمایندگان کارگر به زور کارگران غالب کرده است.

یاد آوراز سال ۹۲ با کارگران هوشیار و فهیم سامانه یک و شش BRT در برابر انواع ترفندهای مدیریت و حراست شرکت واحد برای رای گیری اجباری از کارگران در چند نوبت ایستادگی کرده اند و چهار سال است که شورای اسلامی کار فرمایشی در این سامانه ها تشکیل نشده است.

شوراهای اسلامی کار فرمایشی در شرکت واحد بعنوان یکی از اصلی ترین ابزارهای کارفرما مانعی اصلی برای احقاق حقوق کارگران بوده اند همچنین در تضییع حقوق کارگران در کمیته های خسارت فنی و کمیته انضباط کار عامل اصلی برای سرکوب کارگران بوده اند.

در سال های اخیر افراد جدیدی که بعنوان نماینده کارگر وارد شورای اسلامی کار شده اند با ترفندهای فراوان قصد دارند که کارگران را فریب دهند و خود را مدافع حقوق کارگران معرفی می کنند. ولی با گذشت سه دوره از فعالیت این افراد در شورا اسلامی کار فرمایشی برای همه کارگران مشخص شده که نه تنها هیچ اقدامی در جهت احقاق حقوق کارگران انجام نداده اند بلکه همچنان که پیشتر گفته شد با تایید این افراد همچنان حق کارگران در کمیته های فنی تعیین خسارت تضییع می شود همچنین در کمیته های انضباط کار کارگران به بهانه های واهی توبیخ و سرکوب می شوند. این کمیته های انضباطی همچنان بر علیه نمایندگان حق طلب سندیکایی آراء غیر قانونی صادر می کند و ابزار دست مدیریت و حراست برای سرکوب بیشتر است.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

کودکان افغان را فراموش نکنیم

محسن عمرانی معلم زندانی از بوشهر

 درباره وضع تحصیل کودکان افغانستانی در آستانه سال تحصیلی جدید و بازگشایی مدارس

حقوق کودکان مرز نمی شناسد

کودکان بی وطن هستند

خطوط فرضی به روی نقشه جغرافیا به نام مرز که امروزه متاسفانه جای خود را به سیمهای خاردار و دیوارهای بتونی داده است، نباید ما را از این حقیقت دور کند که کودکان بدون در نظر گرفتن محل تولد و نژاد به تمامی کره خاکی تعلق دارند و در هر کجای دنیا باید حقوق اولیه آنها رعایت شود.

 با توجه به زمان ثبت نام مدارس و در آستانه سال تحصیلی جدید ، امیدوارم مدیران ما ، به دور از هر گونه نگاه نژاد پرستانه و توام با تحقیر، با روی باز دانش آموزان افغانستانی را -چه مهاجر قانونی و چه غیر قانونی- در مدارس ثبت نام کنند.

 همه ما می دانیم که در بسیاری از مدارس از ثبت نام دانش آموزان افغان اجتناب شده یا بابت ثبت نام از آنها درخواست پرداخت مبالغ غیر قانونی می شود، که این چنین رفتارهایی باعث ترک تحصیل بسیاری از این دانش آموزان به علت عدم توان مالی خانواده ها می شود یا اینکه بسیاری از این کودکان ، مجبور هستند جهت تحصیل به مدارسی مراجعه کنند که با محل سکونت آنها فاصله بسیار دارد که باعث تحمیل هزینه سنگین رفت و آمد بر دوش خانواده های آنها یا طی مسیر با پای پیاده توسط این کودکان و بروز مشکلات و خطرات فراوانی برای آنها خواهد شد .

اینجانب از تمامی معلمان آگاه، انسانهای آزاده و کانونهای صنفی و تشکلهای مستقل کارگری تقاضا میکنم با راه اندازی کمپین ها و گروههای حمایتی از کودکان افغان حمایت کنند و اجازه ندهند که زیر سایه اتفاقات سیاسی و اجتماعی  و بین المللی ، این کودکان بی گناه فراموش شوند ، بدون شک ما با کمک هم می توانیم شرایطی را فراهم کنیم که کودکان افغان سال تحصیلی جدید را در کنار دیگر کودکان با شادی شروع کنند.

 به امید ساختن فردایی بهتر - کودکان افغان را فراموش نکنیم.

 زندان بوشهر

محسن عمرانی- مرداد 96

اعتراض رسانه ای کارگران اداره راه و حمل و نقل جاده‌ای کردستان نسبت به عدم پرداخت بموقع حقوق پس ازواگذاری به بخش خصوصی

کارگران سازمان راهداری و حمل و نقل جاده‌ای کردستان اعتراضشان نسبت به عدم پرداخت بموقع حقوق پس ازواگذاری به بخش خصوصی،را رسانه ای کردند.

براساس گزارشی که امروز رسانه ای شد،کارگران راهداری و حمل و نقل جاده‌ای استان کردستان گفتند: در سال گذشته پس از ادغام اداره راه با حمل و نقل و پایانه، اداره راه و حمل و نقل جاده ای به بخش خصوصی واگذار شد و از همان زمان مشکلات ما آغاز شد.

به گفته این کارگران از اواخر سال گذشته، پس از خصوصی‌سازی،  تاخیر در پرداخت دستمزد و مزایای مزدی کارگران مشکل ساز شده است و اکنون نیز بیش از سه ماه است که دستمزد بیش از دویست کارگرِ شاغل در این سازمان پرداخت نشده است.

یکی از این کارگران می‌گوید: 15 سال سابقه کار دارم؛ در سال جاری فقط حقوق فروردین را گرفته‌ام؛ همه همکارانم در شهرهای مختلف استان، وضعیت مشابهی دارند و هیچ مقام مسئولی هم پاسخگوی ما نیست.

عدم پرداخت ماه ها حقوق معلمان مدارس روستاهای مناطق محروم

در حالیکه کمتر از یک ماه به بازگشایی مدارس مانده است اما هنوز نیروهای خرید خدمات آموزشی حقوق سال تحصیلی گذشته را دریافت نکرده اند.

یکی از نیروهای خرید آموزشی مناطق محروم سیستان به خبرنگاری می گوید: حقوق شش ماه سال تحصیلی گذشته را هنوز دریافت نکرده ایم.

او ادامه می دهد: هرماه تقریبا باید ۷۰۰ هزار تومان حقوق پرداخت کنند ولی این حقوق را به گونه ای پرداخت می کنند که اصلا مشخص نیست که برای کل سال چقدر حقوق پرداخت می کنند. یک بار صد هزار تومان و بار دیگر ۴۰۰ هزار تومان می دهند.

این معلم روستایی اضافه می کند: قرارداد متاهل ها ۷۵۰ است و این قرارداد با مجردها که حق اولاد و سایر را ندارند نزدیک ۶۰۰ هزار تومان است ولی آنقدر بی نظم می دهند که کسی متوجه نمی شود چقدر دریافت می کند.

او تاکید می کند: معلم دو پایه هستم و ۵۰ دانش آموز را تحت آموزش دارم. گاهی حتی هزینه بنزین موتورم را ندارم که به مدرسه بروم. کاش برای دانش آموزان و ما نیروهای خرید خدمات که با جان و دل برای هم روستایی‌هایمان تلاش می کنیم، تدبیری بیندیشند.

مسئولان وزارت آموزش و پرورش مدعی هستند سازمان برنامه و بودجه باید اعتبار تامین کند تا بتوانیم حقوق این نیروها را بدهیم و متاسفانه به دلیل معوقات زیاد فرهنگیان همیشه اولویت آخر به پرداخت حقوق نیروهای خرید خدمات می رسد.

منطقه که محروم باشد. همه چیز موازی هم محروم می شود. از آموزش گرفته تا بهداشت و درمان، از نبود جاده گرفته تا آب و برق و گاز. حتی جغرافیا هم جبر خود را نشان می دهد.

کمتر معلمی پیدا می شود بتواند به مناطق محروم برود و تدریس کند. هر که در روستاهای دورافتاده ماموریت دارد هرسال سعی می کند انتقالی خود را به جای توسعه یافته تری بگیرد. انتقالی می گیرد و معلم دیگری راهی این مناطق می شود و داستان انتقالی گرفتن معلمان، همچنان ادامه دارد و آنچه برای دانش آموز می ماند کیفیت پایین آموزش و در نهایت ترک تحصیل است.

چند سالی است که وزارت آموزش و پرورش تلاش کرده است راهکاری برای کمبود معلمان مناطق محروم بیندیشد و طرح خرید خدمات آموزشی را اجرا می کند. به عبارتی مدارس مناطق محروم، غیردولتی می شوند با این تفاوت که دانش آموزان به صورت رایگان تحصیل می کنند و موسس مدرسه نیروهای بومی جوان را به کار می گیرد.

این طرح موجب اشتغال زایی برای جوانان تحصیلکرده و بیکار مناطق محروم شده است. جوانانی که اگر شرایط کارشان مطلوب باشد دیگر مهاجرت نمی کنند و سال ها دانش آموزان منطقه را می پرورانند.

مشکل این طرح نیز بی ربط به کمبود بودجه وزارت آموزش و پرورش و بی توجهی دولتمردان به این مقوله نیست.

گفتنی است که در حال حاضر حدود ۱۸۰ هزار دانش آموز از طریق طرح خرید خدمات تحصیل می‌کنند و قریب به ۱۲ هزار معلم از فارغ التحصیلان دانشگاهی و بومی منطقه شناسایی شده اند که تحت پوشش این طرح به دانش آموزان آموزش می دهند.

*اعتصاب و تجمع اعتراضی رانندگان شرکت تاکسی ویژه فرودگاه مهرآباد نسبت به ادغام در شرکت فراگشت

صبح امروز4شهریور،جمعی از رانندگان شرکت تاکسیرانی ویژه فرودگاه مهرآباد دراعتراض به  ادغام در شرکت فراگشت دست از کارکشیده ودر اطراف ترمینال های 4 و 6 این فرودگاه در محلی موسوم به دپو تجمع کردند.

براساس گزارش منتشره، این رانندگان تاکسی که تعدادشان به حدود 200 نفر می رسد از ساعت های اولیه امروز (از ساعت 4 صبح) هیچ گونه خدماتی به مسافران فرودگاه مهرآباد نداده اند و ضمن تاکید بر ادغام نشدن با شرکت تاکسیرانی فراگشت، خواستار رسیدگی فوری به وضعیت خود شدند.

یکی از تجمع کنندگان با اشاره به بیش از 50 ساله سابقه کار در شرکت تاکسی ویژه فرودگاه مهرآباد گفت: چند ماهی است مدیران شرکت فراگشت مهرآباد درخواست ادغام این شرکت را با شرکت تاکسی ویژه به مسئولان ذی ربط داده اند و به جد پیگیر موضوع هستند.

به گفته وی، این ادغام مشکلات فراوانی را برای رانندگان تاکسی شرکت ویژه ایجاد خواهد کرد و تاکنون نیز تلاش های نمایندگان شان برای حل مشکل به جایی نرسیده است.

راننده دیگری با اشاره به قوانین سازمان تاکسیرانی گفت: این قوانین تاکید بر تبدیل تاکسی از پراید و آردی به خودروهای با مدل بالاتر نظیر سمند و پرشیا دارد، اما بیشتر خودروهای شرکت فراگشت مهرآباد خودروهای پراید و آردی هستند که به لحاظ کیفیت، ارائه خدمات را به مسافران با مشکل مواجه می کند.

وی ادامه داد: استفاده از خودروهای مدل پایین توسط شرکت فراگشت مهرآباد برخلاف آئین نامه و قوانین سازمان است، اما متاسفانه مسئولان هیچ توجهی به این موضوع نمی کنند.

فردی که خود را نماینده رانندگان شرکت تاکسی ویژه معرفی کرد، نیز گفت: شرکت تاکسیرانی ویژه فرودگاه مهرآباد سال 1342 تاسیس شد و سابقه ای 54 ساله دارد؛ حدود 10 سال پیش شرکت دیگری با نام فراگشت مهرآباد به صورت موازی وارد شبکه خدمت رسانی به مسافران فرودگاه شد و از آن زمان مشکلات معیشتی به دلیل تعدد تاکسی و نبود مسافر ایجاد شد.

وی ادامه داد: باوجود نرخ یکسان کرایه تاکسی های دو شرکت، از لحاظ نوع خودرو ( پراید و آردی)، سابقه شرکت و همچنین درجه کیفیت، خدمات شرکت تاکسیرانی ویژه مهرآباد در درجه بالاتری قرار دارد و توانسته رضایت مسافران را جلب کند اما برخی سعی دارند با استفاده از لابی و فشارهای بیرون سازمانی 2 شرکت را با هم ادغام کنند و حتی موافقت های ضمنی مسئولان فرودگاه را نیز گرفته اند.

وی با اعلام این مطلب که ادغام 2 شرکت موجب درگیری و نزاع بین رانندگان خواهد شد، خاطرنشان کرد: برخی می خواهند از نشان تجاری ( برند) تاکسی ویژه فرودگاه مهرآباد به نفع خودشان استفاده کنند و این مهمترین دلیل تجمع رانندگان معترض است.

*تاکسیرانان شیراز دست به اعتصاب ،تجمع وبستن گذرگاه زدند

ظهرامروز4شهریور،تاکسیرانان شیراز امروز در اعتراض با اپلیکیشن اسنپ و دیگر مشکلاتشان با تجمع در خیابان لطفعلی خان زند اعتصاب کردند.

تاکسیرانان شیراز با پارک خودرو های خود در تقاطع خیابان لطفعلی خان زند و انقلاب با بستن این گذرگاه پر رفت آمد شهر سعی در رساندن صدای خود به مسئولین داشتند.

به گزارش یک منبع خبری محلی،نداشتن بیمه زخم کهنه ای بود که با آمدن «اسنپ» به شهر دوباره در میان دغدغه هایشان سرباز کرده بود.

زحمت کشانی که به گفته مدیرعامل سازمان تاکسیرانی نیمی از آنان تحت پوشش بیمه نیستند.

اما بهانه اعتراضات آنها حضور اپلیکیشن «اسنپ» در شیراز بود؛ اعتراضاتی که مشابه آن را ماه های قبل از اعتصاب تاکسیرانان و تاکسیداران در تهران مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی مشاهده کردیم، اعتراضاتی که اما موجب تعطیلی کار اسنپ و تاکسی نشد و تاکسیرانی را مجبور به راه اندازی سامانه های نوین و بروزکرد تا جایی که سازمان تاکسیرانی با راه اندازی اپلیکیشن «کارپینو» و فراهم کردن راه های پرداخت الکترونیکی برای تاکسی ها سعی در راضی کردن راننده های معترض و حضور در بازار رقابتی داشت.

تجمع اعتراضی امروز تاکسیرانان با حضور نماینده فرماندار و حضور مدیر عامل سازمان تاکسیرانی شیراز و با قول مساعدت شان به راننده ها به پایان رسید امید است که با اجابت خواسته های اینان همراه شود چرا که با توجه به بافت خیابان های شیراز تاکسیداران بخش مهمی از حمل و نقل عمومی این شهر را بر عهده دارند.

*تجمع تاکسی داران یزد دراعتراض به راه اندازی تاکسی های اینترنتی مقابل شورای شهر

صبح امروز4شهریور، جمعی از رانندگان تاکسی یزد در اعتراض به راه اندازی تاکسی های اینترنتی مقابل شورای شهر تجمع کردند.

براساس گزارشات منتشره،تجمع کنندگان که حدود پنجاه نفر بودند صدور مجوز  از سوی اصناف برای راه اندازی تاکسی اینترنتی در یزد را اقدامی برای بیکاری تاکسی داران دانستند و از شورای شهر خواستند جلوی فعالیت این نوع تاکسی ها گرفته شود.

به گفته معترضان،شهر یزد ظرفیت صدور این همه مجوز تاکسی را دارا نیست و نمی توان آنرا با دیگر شهر ها مقایسه کرد.

 تاکسی داران معترض اعلام کردند اشتغالی که با راه اندازی تاکسی های اینترنتی در یزد ایجاد خواهد شد موجب بیکاری چهار برابری در میان تاکسی داران خواهد شد.

*تجمع اعتراضی تاکسیداران ایلام مقابل سازمان تاکسیرانی

امروز4شهریور، تاکسیداران ایلام دراعتراض به نبود خط ویژه، عدم ارائه خدمات خودرویی و بیمه ای از سوی تاکسیرانی، نبود سهمیه های سوخت، روغن، لاستیک، نبود جایگاه های سوخت اختصاصی، افزایش شهریه های مختلف و... مقابل سازمان تاکسیرانی این شهر تجمع کردند.

به گزارش یک منبع خبری محلی،یکی از تاکسیداران معترض با بیان اینکه شهر ایلام بعنوان مرکز استان، فاقد خط ویژه تاکسی است،افزود: خیابان های کم عرض ایلام و نبود خط ویژه در مرکز شهر باعث شده که مسافران اغلب دیرتر به مقصد خود برسند و زمان زیادی در ترافیک به سر ببرند.

این تاکسیدار که سالهاست به این شغل مشغول است با اشاره بر نبود خط ویژه در این مسیرها،گفت: تمامی هزینه های خودرویی ما آزاد است و تاکسیرانی نیز همه ساله مبالغ کلانی از ما بعنوان عوارض سالانه دریافت می کند و در مقابل هیچ خدمتی نیز به تاکسیداران ارائه نمی دهد.

یک تاکسیدار دیگر با اشاره به اینکه استهلاک تاکسی ها در ایلام بسیار بالاست، می گوید: عدم تخصیص سهمیه سوخت، روغن، لاستیک و ... موجب افزایش هزینه های ما شده و این شغل چندان پاسخگوی هزینه های زندگی ما نیست.

وی با گلایه از افزایش سالانه عوارض و شهریه های اخذ شده تاکسیرانی، ادامه می دهد: حتی در شهر ایلام جایگاه اختصاصی سوخت نیز برای تاکسی ها تعریف نشده و تاکسی ها که وظیفه حمل و نقل مسافران درون شهر را بر عهده دارند، گاهی اوقات مجبورند دقایق زیادی را در صف بنزین و گاز معطل بمانند و حمل و نقل مسافران با مشکل مواجه شود.

تجمع اعتراضی داوطلبان آزمون دستیاری دندانپزشکی مقابل وزارت بهداشت

امروزشنبه4شهریور،جمعی از داوطلبان رشته دستیاری دندانپزشکی 97 در اعتراض به معرفی کتب ملی دندانپزشکی به عنوان منبع آزمون دستیاری دندانپزشکی مقابل وزارت بهداشت تجمع کردند.

برپایه گزارشات منتشره، علت اصلی تجمع این دانشجویان عدم آموزش این کتب و اشکالات گسترده محتوایی و شکلی این کتب مرجع است.

دانشجویان دندانپزشکی همچنین خواستار ثبات در تاریخ آزمون دستیاری دندانپزشکی و همچنین ثبات منابع این آزمون هستند.

جان باختن یک کارگرجوان درزرندیه بدنبال سقوط درگودال آب

 پنج شنبه شب(2شهریور)، سقوط یک کارگر جوان هنگام شستن دست و رویش پس از خاتمه کارگودال آب،جانش را گرفت.

به گزارش پلیس110،شخصی طی تماس  اعلام داشت که یکی از کارگرانش که جوانی ۲۵ ساله بوده، در روستای عباس آباد بخش خرقان شهرستان زرندیه پس از اتمام کار به بالای گودال آبی در داخل باغ برای شستن دست و صورت خود می رود که ناگهان به داخل گودال سقوط می‌کند و تلاش‌ها برای نجات او نتیجه‌بخش نبوده و این کارگر جوان جان خود را از دست می دهد.

بعد از گذشت ساعتی، جسد این کارگر25ساله توسط تیم آتش نشانی از داخل گودال  خارج شد. مرگ دلخراش کارگر راه آهن شهرنقاب زیر قطار اصفهان - مشهد

صبح امروز4شهریور،زیر گرفته شدن یک کارگر راه آهن شهرنقاب حین کارتوسط قطار مسافربری اصفهان مشهد،مرگ دلخراشش را رقم زد.

 براساس گزارش  پلیس 110،صبح امروز یک فقره مرگ مشکوک در محدوده ایستگاه راه آهن شهر نقاب  اعلام و بلافاصله گشت کلانتری مرکز به محل اعزام شد.

سرهنگ غلامزاده، رئیس پلیس شهرستان جوین گفت: با حضور ماموران در محل مشخص شد قطار مسافربری اصفهان مشهد با کارگر ۴۲ ساله راه آهن که در حال گیریس کاری پیچ های ریل بوده برخورد کرده است.

رئیس پلیس شهرستان جوین تصریح کرد: متاسفانه در این سانحه این کارگربه طرز دلخراشی در دم جان باخت و جسدش با هماهنگی مقام قضایی به سردخانه منتقل شد.

چهارم شهریورماه1396

اخباروگزارشات کارگری2و3شهریور1396(همراه باضمیمه) اعتراض به طرح های کارورزی و مهارت آموزی وظیفه ای همگانی (کارگران،معلمان،پرستاران،کارمندان،دانشجویان،فارغ التحصیلان دانشگاه ها،دانش آموزان ،جوانان متقاضی کارو....) است

اعتراض به اجرای طرح های کارورزی و مهارت آموزی دفاع ازدستاوردهای کارگران، حقوق خود ونسل های آینده است

- تنبیه ، توبیخ و تهدید شفاهی اپراتورهای معترض شرکت برق منطقه ای مازندران وگلستان

توطئه های این شرکت برای جلوگیری از حضور اپراتورها در تجمع اعتراضی سراسری مقابل وزارت نیرو

- تجمع اعتراضی کارکنان بیمارستان شهدای خلیج فارس بوشهرنسبت به عدم پرداخت حقوق

- کنشگران صنفی و تجمع اعتراضی سی ویکم مرداد

- محمود صالحي:کارگران ؛ بیمه شدگان.

- سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه:

جان رضا شهابی در هفدهمین روز اعتصاب غذا در خطر است

- کمیته پیگیری ایجاد تشکل های  کارگری ایران:

 در کنار رضا شهابی از اعتصاب غذایش حمایت می کنیم !

- جان رضا شهابی به دلیل اعتصاب غذا و شرایط وخیم زندان رجایی شهر در خطر است!

- اتحادیه کارگران خدمات عمومی کانادا:

به اذیت و آزار رضا شهابی پایان دهید!

رضا شهابی باید فوری و بدون قید و شرط آزاد گردد!

- دادگاه اندیمشک حکم جلب علی نجاتی را صادر کرد

- حمید شرقی آزاد شد!

- به حمایت از محمد جراحی برخیزیم !

- بلاتکلیفی شغلی500کارگر کارخانه فولاد کویر

- عدم پرداخت4ماه حقوق کارگران کارخانه آجر دهدشت

 120 کارگراین واحد تولیدی در آستانه بیکاری

- آخرین خبر درباره بیمه بیکاری کارگران بیکارشده ساختمان پلاسکو

- درباره مرگ یک کارگردر ساختمان نیمه‌کاره

- مصدومیت 4کارگر در حادثه انفجار کارخانه فولاد بویراحمد

- جان باختن کارگرشهرداری بابل حین کار براثرتصادف

تنبیه ، توبیخ و تهدید شفاهی اپراتورهای معترض شرکت برق منطقه ای مازندران وگلستان

توطئه های این شرکت برای جلوگیری از حضور اپراتورها در تجمع اعتراضی سراسری مقابل وزارت نیرو

در شرکت برق منطقه ای مازندران برای تعدادی از اپراتورهایی که در تجمعات و پیگیریهای گذشته حضور فعال داشته اند توسط حراست این شرکت و امورهای بهره برداری زیر مجموعه آن تذکر شفاهی و توبیخ کتبی صورت گرفته و مستقیما تهدید شده اند که در صورت تکرار و ادامه فعالیتها و پیگیریهای گذشته شان پرونده انضباطی آنها رو به حراست معرفی و منفصل از خدمت میشوند.

در حرکتی عجیب همزمان با قرار اولیه برگزاری تجمع سراسری اپراتورها مقابل وزارت نیرو در تاریخ ۹۶/۵/۳۱ برق منطقه ای مازندران اقدام به برگزاری کلاس توجیهی در یکی از امورهای تابعه نموده و کلیه مرخصی ها را لغو کرد. وقتی تاریخ تجمع تغییر کرد تاریخ برگزاری کلاس هم مجددا عوض و همزمان با آن شد!

https://outlook.live.com/owa/?path=/mail/inbox/rp

براساس گزارش رسانه ای شده، با وجود پیگیریها و تلاشهای اپراتورهای قرارداد معین پستهای انتقال و فوق توزیع سراسر کشور جهت عقد قرارداد کارگری دائم نه تنها تا کنون اقدام جدی و عملی توسط وزارت نیرو و توانیر و شرکتهای برق منطقه ای صورت نگرفته است بلکه متاسفانه در روزهای اخیر شاهدیم در یک سری اقدامات و کارشکنی های سازمان یافته در برق های منطقه ای کشور ،نسبت به اعمال تنبیه و توبیخ و تهدیدهای شفاهی در مورد اپراتورهای فعال در قضیه تبدیل وضعیت اقداماتی انجام شده است.

در جدیدترین مورد از این اتفاقات،در شرکت برق منطقه ای مازندران برای تعدادی از اپراتورهایی که در تجمعات و پیگیریهای گذشته حضور فعال داشته اند توسط حراست این شرکت و امورهای بهره برداری زیر مجموعه آن تذکر شفاهی و توبیخ کتبی صورت گرفته و مستقیما تهدید شده اند که در صورت تکرار و ادامه فعالیتها و پیگیریهای گذشته شان پرونده انضباطی آنها رو به حراست معرفی و منفصل از خدمت میشوند.

ضمن اینکه در حرکتی عجیب تر و بصورت کاملا غیر منتظره همزمان با روزی که قرار بود تجمع سراسری اپراتورهای پستهای انتقال و فوق توزیع برق در مقابل ساختمان وزارت نیرو برگزار گردد(۹۶/۵/۳۱) برق منطقه ای مازندران اقدام به برگزاری کلاس توجیهی منابع انسانی توسط معاونت منابع انسانی این شرکت در یکی از امورهای تابعه نموده است و کلیه مرخصی ها نیز لغو گردیده است تا بدین وسیله از شرکت کردن اپراتورهای غرب مازندران در تجمع روز ۹۶/۵/۳۱ بصورت غیر مستقیم ممانعت به عمل آورند.که بلافاصله بعد از اطلاع یافتن از تغییر تاریخ برگزاری تجمع تاریخ برگزاری کلاس هم مجددا همزمان با آن عوض شده است!

تجمع اعتراضی کارکنان بیمارستان شهدای خلیج فارس بوشهرنسبت به عدم پرداخت حقوق

روزپنج شنبه2،شهریورکارکنان بیمارستان شهدای خلیج فارس بوشهر در اعتراض به عدم پرداخت حقوقشان،دست به تجمع زدند.

به گزارش یک منبع خبری محلی، بیمارستان شهدای خلیج فارس که یکی از اصلی ترین بیمارستان های استان بوشهر می باشد، مدتی است با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می کندواین چندین تجمع اعتراضی کارکنان این بیمارستان درهمین رابطه می باشد.

کنشگران صنفی و تجمع اعتراضی سی ویکم مرداد

اسکندر لطفی ( آموزگار)

تجمع اعتراضی سی ویکم مرداد بسان دهها اکسیون چند سال اخیر جامعه ی فرهنگیان بانی و برگزار کننده ای سازمان یافته و تشکیلاتی نداشته است چنین اکسیونی بخشی از روند جنبش صنفی و محصول اراده ی بدنه اجتماعی و هزاران معلمی است که هر کدام مطالباتی جمعی با محوریت معیشت را در اولویت دارند و در تلاش هستند با همراهی دیگر کوشندگان صنفی مطالبات مدنظر را محقق نمایند.

با امتنان از تلاش عزیزانی که به نوعی زحمات سازماندهی را تقبل کرده بودند و بسان دیگر اکسیون های خودجوش مجموعه ای با همت مضاعف مدیریت و نظم را عهده دار بوده اند بهتراست به جای دامن زدن به اختلافات کم اهمیت؛ حاکمیت را متوجه این مهم نماییم که افراد خاصی اکسیون ها را شکل نمی دهند بلکه شرایطی که از سوی حاکمیت بر جامعه ی بازنشستگان فرهنگی به صورت خاص و بدنه مزد بگیر اعم از شاغل و بازنشسته بصورت عام تحمیل شده است منتج به شکل گیری چنین اعتراضاتی شده است و مادامیکه چنین روندی حاکم باشد این اعتراضات به شکل های مختلف تداوم خواهد داشت.

صدها هزار معترض باورمند به جنبش اعتراضی هم باوجود عدم مشارکت عملی در تجمع اعتراضی سی و یکم ، بخش بزرگی از شکل دهندگان این اکسیون بوده و بازوی بالقوه ی دوام بخشی، این اعتراضات بوده و هستند.

آنچه اهمیت بیشتری دارد تحلیل های دقیق کامیابی ها و ناکامی های این اعتراضات است و ترسیم راه برای آینده ی پیگیری مطالبات است.

از همه ی بزرگان عزیز که با زحمات طاقت فرسای خود چنین روز باشکوهی را خلق کردند انتظار می رود به جای محدود کردن جنبش صنفی به بخش مورد علاقه ی خود، تلاش خود را به مشارکت گسترده تر معطوف کرده و حتی با سپردن مسولیت های اجرای به دیگر بخش های این جریان گسترده ، زمینه حضور پرشورتر آنان را فراهم نمایند.

به هر روی تجمع سی ویکم در میان استقبال نسبتا باشکوه معترضین برگزار شد و اکنون باید پیگیر خواسته هایی بود که در قالب یادداشت، طومار، پلاکارد و بیانیه و قطعنامه ی پایانی مطرح شده است کار صنفی تلاش حداکثری برای دست یابی به مطالبات حداقلی است.

در سی ویکم یکی دیگر از بی شمار قدم های راه سخت و طاقت فرسای جنبش صنفی برداشته شد هر نوع نتیجه گیری مرهون اقدامات قبلی و منوط به قدم های محکم بعدی است.

 اشتباهاتی که قدم های بعدی را کند و کندتر می کند باید به حداقل برسد.

برگرفته از سایت حقوق معلم وکارگر

محمود صالحي:کارگران ؛ بیمه شدگان.

بنابه اخبار پخش شده از کانال فرماندار شهر سقز؛ قرار است امروز پنجشنبه مورخ ۹۶/۶/۲ آقای علی ربیعی وزیر وزارت تعاون؛ کار و رفاه اجتماعی به شهرستان سقز بیاید تا کلنگ توسعه بیمارستان سازمان تامین اجتماعی را بزند. نکته جالب این است که سازمان تامین اجتماعی با سرمایه ما کارگران و بیمه شدگان تاسیس شده و دولت محترم با توجه به اظهارات مسئولان سازمان میلیارد ها تومان به سازمان ما بدهکار هستند. اما وزیر محترم جهت کلنگ زنی بیمارستان به سقز تشریف می آورد.

آقای وزیر محترم :

به جای اینکه افتخار کلنگ زنی بیمارستان تامین اجتماعی را که یک سازمان عمومی و غیر دولتی است نصیب خود کند، لطفا" بدهی سازمان را پرداخت کنید.

به نظر ما آقای وزیر باید به اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی شهرستان سقز مراجعه کند و بلان فعالیت آن مرکز را بررسی کند. وقتی به بلان آن اداره رسیدگی کرد ، آن وقت متوجه خواهد شد که انجمن ها ی کارگری و تعاونی های مسکن به بخش خانوادگی تبدیل شده و سالهاست که هیچ گونه مجمع عمومی و یا انتخاباتی در آن ( به اصطلاح ) تشکل ها صورت نگرفته است.

سئوال از آقای وزیر این است؟

مگر وزارت شما برای کلیه انجمن ها و تعاونی های مسکن یک نوع اساسنامه تدوین نکرده است ؛ آیا به آن اساسنامه ها که خود تدوین کننده آن هستید,اعتقاد دارید؟ اگر جواب مثبت است، چرا سرپرست محترم اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی شهرستان سقز آن را اجرا نمی کند.؟!! مگر به استناد اساسنامه تدوین شده و تحميلی ،هر انجمن و یا تعاونی مسکن موظف نیستند که هر سال یک بار مجمع عمومی تشکیل دهند و گزارش عملکرد خود را به استحضار اعضاء برسانند؟!!

محمود صالحي

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه:

جان رضا شهابی در هفدهمین روز اعتصاب غذا در خطر است

جان رضا شهابی کارگر زحمتکش زندانی و عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد پس از هفده روز اعتصاب غذا در خطر است. در مدت اعتصاب غذا با هماهنگی مسولان امنیتی و قضایی با رئیس زندان مراقبت های پزشکی از ایشان صورت نمی گیرد. و عدم دریافت غذا توسط ایشان را زندانبان ثبت نمی کند و رئیس زندان گفته که اعتصاب غذای شهابی را به رسمیت نمی شناسد و به همین دلیل پزشک مستقر در زندان وزن و فشار خون شهابی را کنترل نمی کند. خانواده ایشان امکان تماس تلفنی با وی را ندارند و در طول هفده روز اعتصاب غذا فقط دو بار با وی ملاقات کابینی داشته اند. سندیکا به دلیل بی خبری از حال شهابی پس از هفده روز اعتصاب غذا شدیدا نگران است.

رضا شهابی کارگر زحمتکش زندانی و عضو هیات مدیره سندیکای شرکت واحد که محکومیت زندان پنج ساله اش به پایان سیده است با کینه ورزی مسولان امنیتی و قضایی از وی و فعالیت های حق طلبانه سندیکا به زندان بازگردانده شده است. شهابی مدتی از دوران زندان پنج ساله را به دلیل دو عمل جراحی گردن و کمر و با تشخیص پزشکی قانونی و تایید دادستانی در مرخصی پزشکی بوده است و محکومیت وی به پایان رسیده است. با این وجود دادستانی دوران مرخصی پزشکی وی را غیبت محسوب کرده و ابلاغ نموده است که این کارگر زندانی باید 968 روز دیگر در زندان بماند. علاوه بر این در دوران گذراندن زندان پنج ساله با پرونده سازی دیگری ایشان را به یک سال زندان به اتهام تبلیغ علیه نظام محکوم کرده است. این کارگر زحمتکش زندانی در اعتراض به این بی قانونی مطلق اعتصاب غذا کرده و خواستار آزادی خود می باشد. در آخرین ملاقات وی با خانواده که روز چهارشنبه یکم شهریور صورت گرفته است؛ وزن رضا بسیار کم شده و دچار ضعف جسمی شده است.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نگرانی شدید خود را از سلامت رضا شهابی اعلام می دارد و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط ایشان همچنین لغو احکام قضایی علیه ابراهیم مددی و داود رضوی دیگر اعضای هیات مدیره سندیکا و دیگر کارگران و معلمان زندانی می باشد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های  کارگری ایران:

 در کنار رضا شهابی از اعتصاب غذایش حمایت می کنیم !

رضا شهابی چهره سرشناس و خوش نام جنبش کارگری ایران  وعضو هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در تاریخ ۹۶/۵/۱۸ علیرغم اتمام محکومیت خود  به زندان رجایی شهر فرا خوانده شد واز همان روز نخست ، دست به اعتصاب غذا زد .

در آستانه عزل  و نصب  وزیران کابینه دولت دوازدهم، رییس دادستانی  تهران هم بیکار ننشست و به فعالان کارگری و مدنی و سیاسی ، زهره چشم نشان داد. عده ای زیادی از این فعالین را با تهدید، هشدار و تشدید احضار و فراخواندن دوباره  تعدادی از آنان به زندان و اعمال فشار روانی  و روحی بر خود وخانواده هایشان ، بر این واقعیت صحه گذاشت و یادآور شد که مبادا مردم فکر کنند باهر تغییری  اوضاع شاید  رو به بهبودی  بگذارد ویافضای سیاسی باز خواهد شود  ، یا این دروازه محبس بزرگ  را برای شما شهروندان قدری باز خواهیم گذاشت ، نه چنین خبری نیست! ما بیشتر شمارا در منگنه قرار خواهیم داد   .

رضا شهابی  که قانونا  محکومیتش به اتمام رسیده بود، باترفندهای  قضایی دوباره اورا به زندان رجایی شهر فرا خواندند و سالها باید دور از  خانواده بدون وکیل قانونی  ودر شرایط بسیار سخت  زندان با جسمی بیمار  محبوس باشد .

بدلیل اینکه زندانیان سیاسی ، در ایران از وکیل قانونی که بتواند آزادانه از موکلش دفاع کند  برخوردار  نیستند ، حق اینکه با روزنامه نگاران مستقل مصاحبه کنند ، آزادانه  با نهادهای حقوق بشری تماس داشته باشند  را ندارند.

 واز طرف دیگر ترویج و تبلیغ  این ذهنیت  که ما زندانی سیاسی نداریم که البته ، ( این امر دستشان را باز می گذارد تا با  زندانیان سیاسی آنطور که می خواهند رفتار کنند ) همه این عوامل باعث خواهد شد تا زندانی ، تنها راه برای به کرسی نشاندن خواسته  اش ، به خطرناکترین  شکل اعتراض که همان ( اعتصاب غذا) است ، دست بزند . رضا شهابی ، وقتی می بیند  در  ناعادلانه ترین  وضعیت  ممکن قرارگرفته  از جمله : اتمام قانونی دوره محکومیت و حساب نکردن مرخصی های پزشکی و نیز کوچکترین اهمیتی به خواسته های بر حقش داده نمی شود  بناچار از همان بدو ورود دست به اعتصاب غذا می زند

رضا شهابی، اینک در آستانه شانزد همین روز اعتصاب غذا به سر می برد این مهم می طلبد که ( ضمن محفوظ داشتن جان وجسم رضا ) تمامی  تشکل های کارگری  از این کارگر زندانی تا آزادی بی قید و شرط او  متحدانه وپیگیر حمایت کنند.

ما ، زندانی کردن دوباره شهابی رانقض حتی قوانین حال حاضرمی دانیم   و هر گونه عواقب ناشی از اعتصاب غذای ایشان را متوجه دستگاه قضایی وسیستم امنیتی می دانیم وخواستارآزادی فوری و بدون قید وشرط او هستیم.

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های  کارگری ایران

۹۶/۶/۲

جان رضا شهابی به دلیل اعتصاب غذا و شرایط وخیم زندان رجایی شهر در خطر است!

بیانیه شماره ٨٩کمیته‌ دفاع از رضا شهابی

بر اساس اعلام سندیکای شرکت شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، رضا شهابی از اعضای این سندیکا در اعتراض به حکم ناعادلانه مسولان امنیتی و قضایی در زندان رجایی شهر دست به اعتصاب غذا زده است. رضا شهابی خرداد 89 دستگیر شد و حین دستگیری و همچنین دوران بازداشت مورد ضرب و شتم مأموران امنیتی قرار گرفت که همین موضوع سبب آسیب شدید به ناحیه گردن و کمرش شد؛ آسیب هایی که در نهایت منجر به دو مرحله عمل جراحی سنگین شد. صدمات جسمانی ناشی از این دوران باعث شد که وی شرایط تحمل زندان را نداشته باشد و پس از پیگیری های فراوان و تأیید پزشکی قانونی با مرخصی پزشکی او موافقت شد و رضا توانست چندماه را کنار خانواده بگذراند، ماه هایی که به تلاش برای کسب درآمد حداقلی جهت تأمین معیشت خانواده گذشت و به دلیل سنگینی این کارها، اوضاع جسمی رضا به مراتب از قبل بدتر شد. لازم به ذکر است تمدید دوران مرخصی همواره با اطلاع مسئولان امنیتی و قضایی صورت گرفته بود و مسئولان طی مراجعات حضوری و تماس های تلفنی ادامه دوران مرخصی را کتبا و شفاها تأیید کردند. اما چند ماه قبل دادستانی تهران با تهدید ضبط وثیقه رضا شهابی را تحت فشار قرار گذاشت تا به زندان بازگردد و این در حالی بود که مأموران امنیتی طی تماس عنوان می کردند که مشکلی نیست و لازم نیست به زندان بازگردد. در نهایت رضا شهابی اطلاع یافت که دادستانی قصد ضبط وثیقه را دارد و برای جلوگیری از این امر مجبور شد روزهای کم باقی مانده از حکم را به زندان بازگردد. در مرحله اول طی مراجعه حضوری به زندان رجایی شهر در تاریخ 17 مرداد، مسئولان زندان به وی اعلام کردند که نامه آزادی او روی پرونده است و فردا برای انجام کارهای ترخیص به زندان بازگردد، اما روز بعد که وی به زندان مراجعه کرد در کمال تعجب و ناباوری به وی اعلام کردند که هیچ کدام از مرخصی های پزشکی او مورد قبول نیست و او باید 968 روز در زندان بماند!

رضا شهابی که از شنیدن این امر شوکه شده بود، تصمیم گرفت در اعتراض به این تصمیم غیرقانونی مسئولان قضایی از 18 مرداد شروع به اعتصاب غذا کند. اکنون 15 روز از اعتصاب غذای او می گذرد، شرایط جسمی او بسیار وخیم است و علاوه بر ضعف شدید ناشی از اعتصاب غذا از درد شدید کمر نیز رنج میبرد. این در حالی است که شرایط بند 10 زندان رجایی شهر که رضا و 52 زندانی دیگر در آن به سر می برند بسیار غیرانسانی و اسفناک است؛ زندانیان از ابتدایی ترین امکانات اولیه نیز محروم اند و گرمای هوا و نبود امکانات خنک کننده، فقدان یخچال و نبود هوای کافی جهت تنفس آنان را به شدت تحت فشار قرار داده است به نحوی که تعدادی از آنان نیز در اعتراض به این شرایط دست به اعتصاب غذا زده اند.

اعتصاب غذای رضا و شرایط بد نگهداری زندانیان در این بند، وی را بسیار حساس کرده است و سلامتی او را شدیدا به خطر انداخته است. کمیته دفاع از رضا شهابی ضمن محکوم کردن اقدام غیرقانونی و غیرانسانی سیستم قضایی و امنیتی در افزایش روزهای محکومیت رضا شهابی، خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط او است و مسئولیت عواقب اعتصاب غذای رضا را مستقیما متوجه مسئولان قضایی و امنیتی می داند که با اعمال شرایط غیرانسانی، چاره دیگری برای رضا نگذاشته اند. ضمنا این کمیته اعلام می دارد که اکنون زمانی است که رضا شهابی به حمایت تمام فعالان و تشکل های کارگری و اجتماعی  و بکارگیری تمام توان و پتانسیل آنها در فشار به مسئولان قضایی جهت آزادی وی نیاز دارد، با تمام توان مان صدای اعتصاب رضا شهابی باشیم.

کمیته دفاع از رضا شهابی

1 شهریور 1396

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اتحادیه کارگران خدمات عمومی کانادا:

به اذیت و آزار رضا شهابی پایان دهید!

رضا شهابی باید فوری و بدون قید و شرط آزاد گردد!

۲۳ اگوست ۲۰۱۷

رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیت الله سید علی خامنه ای

رئیس جمهوری اسلامی ایران، حسن روحانی

 موضوع: به اذیت و آزار رضا شهابی پایان دهید! رضا شهابی باید فوری و بدون قید و شرط آزاد گردد!

 به نمایندگی از اتحادیه کارگران خدمات عمومی کانادا(کیوپی)، ما نگرانی جدی خود را در مورد رضا شهابی، عضو هیئت مدیره و خزانه دار سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، که از تاریخ ۹ اگوست ۲۰۱۷ دوباره بازداشت شده است، اعلام می کنیم.

 ما عمیقا نگران ادامه این هدف قرار دادن و حبس مجدد و ناعادلانه او، و تداوم اذیت و آزار و بازداشت فعالین کارگری در ایران هستیم. ما مطالبه بین المللی برای آزادی فوری و بدون قیدوشرط رضا شهابی و دیگر فعالین کارگری زندانی را دگر بار طرح می کنیم.

 رضا شهابی در ماه ژوئن ۲۰۱۰ در حین رانندگی سر کار و درحضور مسافران اتوبوس بطور خشونت آمیز مورد حمله قرار گرفت و در بند ۲۰۹زندان اوین محبوس شد. بعد از ۱۹ ماه حبس در سلول انفرادی، به ۶ سال زندان، ممنوعیت از فعالیت سندیکایی به مدت ۵ سال و پرداخت هفت و نیم میلیون تومان جریمه نقدی توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب محکوم شد. به دلیل فشار شدید جسمی و شکنجه در دوران بازجویی، آقای شهابی دچار آسیب دیدگی از ناحیه دیسک گردن و کمر شد و مجبور به دو عمل جراحی گردید. مدتی بعد، مرخصی پزشکی به توصیه پزشک قانونی به ایشان داده شد. لازم به ذکر است آقای شهابی در دوران حبس مجبور گردید که در چهار نوبت مجزا در اعتراض به عدم مراقبت های پزشکی لازم دست به اعتصاب غذا بزند.  آقای شهابی در ژانویه ۲۰۱۵ دوباره دادگاهی شد و با اتهام "تبلیغ علیه نظام" – که مربوط به یورش نیروهای انتظامی به بند ۳۵۰ زندان بدنام اوین در تاریخ ۱۷ آوریل ۲۰۱۴ بود – به یک سال دیگر حبس محکوم شد و این حکم در دادگاه تجدید نظر نیز مورد تایید قرار گرفت.

ما اطلاع یافته ایم  آقای شهابی از زمانی که در ماه گوست دوباره زندانی شد دست به اعتصاب غذا زده است. طبق گفته دادستانی، او باید تا ۲۲ دسامبر ۲۰۱۸ در حبس بماند. در عین حال، مقامات زندان به آقای شهابی گفته اند که تمام مدتی که او در مرخصی پزشکی بود رد شده است و غیبت محسوب می گردد، و او باید به مدت ۹۶۸ روز دیگر در زندان بماند.

اتحادیه کارگران خدمات عمومی کانادا، عمیقا نگران تداوم هدف قرار دادن رضا شهابی و حبس مجدد و ناعادلانه او، و ادامه اذیت و آزار و بازداشت فعالین کارگری در ایران است. ما از خوست بین المللی برای آزادی فوری و بی قید و شرط رضا شهابی و دیگر فعالین کارگری زندانی حمایت می کنیم. دولت ایران مسئول سلامتی و تندرستی رضا شهابی است.

 با احترام

مارک هانکوک ،ریاست کشوری

چارلیز فلوری، دبیر و خزانه دار کشوری

رونوشت به :

شورای عالی حقوق بشر، قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران

نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل 

دادستانی تهران،

 شرکت اتوبوسرانی تهران

ترجمه و تکثیر از اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

جهت اطلاعات بیشتر و دسترسی به اصل نامه به سایت انگلیسی اتحاد بین المللی مراجعه نمایید:

http://www.workers-iran.org

دادگاه اندیمشک حکم جلب علی نجاتی را صادر کرد

دادگاه انقلاب اندیشمک حکم جلب علی نجاتی کارگر اخراجی و عضو هیدت مدیره سندیکای نیشکر هفت تپه را صادر کرد. این حکم روز پنجشنبه 2 شهریور صادر شده و براساس آن علی نجاتی باید حداکثر ظرف 5 روز خود را برای اجرای حکم معرفی کند. براساس ابلاغیه دادگاه، علی نجاتی به 6 ماه زندان محکوم شده است.

این حکم در حالی صادر شده است که علی نجاتی همچنان از عوارض عمل جراجی قلب در سال 1390 در رنج است و توانایی جسمی برای تحمل زندان را ندارد. صدور حکم جلب این فعال کارگری سلامت ایشان را به شکل جدی به مخاطره می اندازد.

حمید شرقی آزاد شد!

شب اول شهریورماه، حمید شرقی آزاد شد.

قابل یاد آوری است که این عضو سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران روزدهم مرداد ماه در کرج دستگیرشده بود.

به حمایت از محمد جراحی برخیزیم !

بیانیه شماره 3

محمد جراحی فعال کارگر ی و عضو  کمیته پیگیری ...در سومین سال محکومیتش در زندان،  دچار بیما ری ( غده تیرویید ) شد . وی پس از تحمل 5 سال زندان  باجسمی ناتوان ونحیف آزاد شد.

طی این یک سال که از آزادی ایشان می گذرد، بیماری ایشان رو به وخامت گذاشت تا جایی که به ناچار  تحت عمل جراحی قرار گرفت. عدم درمان بموقع وی از سوی مسئولین زندان و قوه قضاییه  در زما ن حبس ، موجب بیماری سرطان کبد شد.

 محمد جراحی، هفته گذشته در بیمارستان تجریش تحت عمل جراحی قرار  گرفت ‌ و پس از چند  روز از بیمارستان مرخص شد اما تامشخص شدن نتیجه آزمایش ونمونه برداری باید تحت مراقبت باشد .

ما کارگران

بر این اعتقاد پای  می فشاریم ،که مسبب بیماری محمد جراحی و دیگر زندانیان در بند تنها وتنها سیستم ودستگاه قضایی است که باید در مقابل هرگونه پیامد احتمالی پاسخگو باشد.

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری به کلیه عزیزانی که این زندانی سیاسی (سابق) را حمایت کرده اند و همچنان  مشتاق هستند از ایشان حمایت مالی بکنند، درود می فرستیم و دستشان را از دور به گرمی می فشاریم .

شماره حساب .5882.1011.7033.5612.     محمد جراحی کارگر زندانی سابق .....

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری

۲/ شهریور/ ۱۳۹۶

بلاتکلیفی شغلی500کارگر کارخانه فولاد کویر

کارگر کارخانه فولاد کویر: تا به امروز حدود 350 نفر از کارگران به مرخصی اجباری فرستاده شده و 150 نفر دیگر نیز در کارخانه مانده و امیدوار به تأمین شمش و راه‌اندازی مجدد خط تولید هستند.

یکی از کارگران کارخانه فولاد کویرواقع در آران و بیدگل ،جاده عباس آباد به خبرنگاران گفت: حدود 20 روز است که به کارگران اعلام شده دیگر در کارخانه حضور نداشته باشند.

وی در ادامه افزود: امروز کارگران مشکلات خود را با مدیران شرکت مطرح کردند و مقرر شد حقوق کارگران تا شهریور ماه پرداخت شود و اگر مشکلات تولید شرکت ادامه داشت؛ کارگران خود را به بیمه بیکاری معرفی کنند تا با شروع دوباره تولید، در اولویت اشتغال قرار گیرند.

این کارگرکارخانه فولاد کویر اذعان کرد: امکان تأمین شمش داخلی در این مدت برای شرکت وجود نداشته و علت آن، صادرات شمش خام توسط شرکت‌های بالادستی بوده است.

وی یادآور شد: در حال حاضر شنیده‌هایی در مورد تصمیم به تعطیلی کامل کارخانه تا آذرماه وجود دارد.

به گفته این کارگرکارخانه فولاد کویر، تا به امروز حدود 350 نفر از کارگران به مرخصی اجباری فرستاده شده و 150 نفر دیگر نیز در کارخانه مانده و امیدوار به تأمین شمش و راه‌اندازی مجدد خط تولید هستند.

وی در رابطه با نوع قرارداد کارگران نیز اظهار کرد: قراردادها از ابتدای حضور ما در کارخانه به صورت 6 ماهه بود اما امسال، قراردادها 3 ماهه شد و سررسید آن‌ها تا پایان شهریور است.

کارخانه فولاد کویر آران بیدگل از ابتدای سال جاری تا کنون به دلایل متعدد، از جمله مشکل تأمین شمش فولادی و رکود گسترده بازار مسکن با خطر تعطیلی مواجه بوده و تداوم این مشکل موجب شد تا بار دیگر تولید در این کارخانه متوقف شود.

فولاد کویر آران و بیدگل که یکی از پیشرفته‌ترین شرکت‌های خصوصی تولید میلگرد در کشور است؛ در طول ماه‌های اخیر به دلیل صادرات شمش خام واحدهای بالادستی با کاهش شدید ظرفیت تولید مواجه شده و این بار به طور کامل تولید خود را متوقف کرده است.

اسرافیل احمدیه نیز امروز از دستور وزارت صنعت برای حل مشکل این کارخانه خبر داد و اذعان کرد: در پی جلساتی که برگزار شد و هماهنگی‌هایی که صورت گرفت؛ وزارت صنعت دستور به تأمین مواد اولیه کارخانه فولاد کویر کاشان داد و مقرر شد تا طی روزهای آینده مشکل تولید این کارخانه رفع شود.

وی در ادامه افزود: تنها مشکل این کارخانه صرفاً بحث مواد اولیه بود و با تأمین آن، تولید مجدداً آغاز خواهد شد.

رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان اصفهان خاطرنشان کرد: شمش مورد نیاز این کارخانه از فولاد خوزستان و مقداری از آن نیز از ذوب آهن تأمین می‌شد که امیدواریم با اقدامات صورت گرفته، مجدداً این شمش به کارخانه تحویل شود.

احمدیه در پاسخ به سؤالی در رابطه با زمان راه‌اندازی مجدد خط تولید تصریح کرد: ما معتقدیم با رفع این مشکلات، در طی روزهای آینده نگرانی بابت تولید کارخانه فولاد کویر وجود نداشته باشد.

عدم پرداخت4ماه حقوق کارگران کارخانه آجر دهدشت

 120 کارگراین واحد تولیدی در آستانه بیکاری

120کارگر کارخانه آجر دهدشت واقع  در استان کهگیلویه و بویراحمد با4ماه حقوق معوقه در آستانه بیکاری قراردارند.

براساس گزارشاتی که امروز رسانه ای شد،4ماه است که حقوق کارگران کارخانه آجر دهدشت پرداخت نشده و120کارگرش بدلیل احتمال تعطیلی قریب الوقوع این واحد صنعتی در آستانه بیکاری قرار دارند.

بنابهمین گزارشات،کارخانه آجر دهدشت درحال تولید است اما تولیدات آن به‌دلیل رکود در بازار مسکن خریداری ندارد. اگر روند کنونی ادامه داشته باشد بدون شک شاهد تعطیلی این کارخانه خواهیم بود.

کارخانه آجر دهدشت یک میلیارد به شرکت‌های برق و گازبدهکاراست.

آخرین خبر درباره بیمه بیکاری کارگران بیکارشده ساختمان پلاسکو

مدیرکل حمایت از مشاغل وزارت کاردرباره آخرین وضعیت بیمه بیکاری کارگران پلاسکو گفت: ۵۳۰ نفر از کارگران پلاسکو بیمه بودند که تا کنون هم از مزایای بیمه بیکاری بهره مند هستند اما ۱۴۹۹ نفر بیمه نبودند ولی به مدت ۴ماه مقرری بیمه بیکاری دریافت کردند.

کریم یاوری در گفت وگو با خبرنگاری درباره آخرین وضعیت بیمه بیکاری کارگران پلاسکو گفت:530 نفر از بین کارگران پلاسکو به لحاظ قانونی شرایط احراز دریافت مقرری بیمه بیکاری را داشتند و مقرری آنها برقرار شده است و دریافت می کنند. حدود 1499 نفر غیر مشمول بودند. چه کارگر و چه کارفرما و چه صاحبان حرف غیر مشمول بودند.

وی با بیان اینکه 1499 نفر فاقد بیمه بودند افزود: مطابق مصوبه هئیت دولت مقرر شده که کارگران بدون بیمه پلاسکو مطابق مصوبه هیئت دولت 4ماه مقرری بیکاری بگیرند که این 1499 نفر تا 4ماه مقرری بیمه بیکاری دریافت کردند.

مدیر کل حمایت از مشاغل و بیمه بیکاری وزارت کار با اشاره به مصوبه هیئت دولت گفت:کارگرانی که سابقه بیمه تأمین اجتماعی داشتند و مشمول مقررات  قانون بیمه بیکاری می شدند، مطابق قانون از مقرری بیمه بیکاری بهره مند شدند.  تعدادی از کارگران پلاسکو کمتر از 6ماه سابقه کار داشتند اما  مطابق کارگرانی که دارای سابقه بیشتر از 6ماه بودند از مزایای دریافت مقرری بیمه بیکاری استفاده کردند.

مدیر کل حمایت از مشاغل و بیمه بیکاری وزارت کار بیان کرد: حق بیمه بیکاری کارگران، 3 درصد مبلغی است که دریافت می کنند. به علاوه بیمه شدگانی که به علت بروز حوادث غیرمترقبه مثل زلزله، جنگ و آتش سوزی و ... بیکار می شوند با معرفی واحد های تعاون، کار و رفاه اجتماعی از «مقرری بیمه بیکاری» استفاده می کنند.

درباره مرگ یک کارگردر ساختمان نیمه‌کاره

سلمان از خواب که بیدار شد، خبری از محسن نبود. فکر کرد برای خرید نان از خانه خارج شده است. از اتاق نگهبانی خارج شد تا قبل از آمدن کارگران در را باز کند. به سمت در که می‌رفت با صحنه تلخی روبه‌رو شد. جسد محسن در طبقه اول حلق‌آویز بود.

 تصویر مرگ خاموش در ساختمان نیمه‌کاره

سریع خودش را به او رساند. چند بار صدایش کرد اما او مرده بود. به اتاق نگهبانی برگشت و با صاحب ساختمان و پلیس تماس گرفت.

دقایقی بعد مامور گشت کلانتری خود را به ساختمان نیمه‌کاره رساند. با تائید گزارش، موضوع را به بازپرس کشیک قتل اعلام کرد. قاضی دستور داد صحنه جرم حفظ شود و تیم بررسی صحنه در محل حاضر شوند.

سروان میری در مسیر پلیس آگاهی بود که گزارش خودکشی به او اعلام شد. آدرس را در غرب تهران گرفت و راهی آنجا شد. عقربه‌های ساعت، 9 صبح را نشان می‌داد که به مقابل ساختمان نیمه‌کاره رسید. وارد ساختمان که شد، جسد حلق آویز را دید.

هنوز تیم تشخیص هویت به محل نرسیده و جسد پایین آورده نشده بود.

سراغ افسر کلانتری را گرفت. مامور جوانی به سمت او آمد. کارآگاه خودرا معرفی کرد و از او خواست گزارش حادثه را بدهد.

مامور جوان گفت: مرد جوان به نام محسن کارگر این ساختمان بود. او اهل شهر دیگری بود و شب‌ها همین‌جا می‌خوابید. او و کارگر دیگری به نام سلمان شب‌ها اینجا می‌ماندند. سلمان که صبح از خواب بیدار می‌شود با جسد حلق آویز دوستش روبه‌رو شده و با ما تماس گرفت. مدتی بود او گوشه‌گیر شده و علت آن مشخص نبود. به نظر می‌رسد صبح زود خود را از سقف حلق آویز کرده است. بررسی‌های اولیه آثاری از درگیری را روی بدن او نشان نداد البته باید جسد پایین بیاید و بیشتر بررسی شود.

سروان سپس به بررسی محل پرداخت. رد کبودی روی گردنش دیده می‌شد. هیچ وسیله‌ای هم در اطراف او نبود و آثار مشکوکی هم دیده نمی‌شد. از سربازی که در محل بود خواست چهارپایه‌ای بیاورد و جسد را به پایین انتقال دهد.

در این فاصله سراغ سلمان رفت تا از او تحقیق کند. مرد جوان خیلی خونسرد بود. بعد از هر سوال مکث کوتاهی می‌کرد و پاسخ می‌داد.

محسن چرا خودکشی کرد؟

من نمی‌دانم. اما به همکارتان گفتم از مدتی قبل گوشه‌گیر شده بود. با کسی حرف نمی‌زد. دو بار درباره تغییر رفتارش سوال کردم اما پاسخی نداد. حتی دفعه دوم با لحن بدی با من حرف زد. به همین دلیل تصمیم گرفتم در کارش دخالت نکنم.

چطور جسد را پیدا کردید؟

صبح که بیدار شدم آن را دیدم.

متوجه نشدی چه زمانی از اتاق خارج شده بود؟

نه. خواب بودم.

به جسد یا وسایل اطراف آن دست زدی؟

نه. سریع به پلیس و صاحبکارم زنگ زدم. آنها از من خواستند تا آمدن ماموران کاری نکنم.

با او اختلاف داشتی؟

از رفتارش ناراحت شده بودم اما آنقدر جدی نبود. به او حق دادم.

سروان به تحقیق از دیگر کارگران پرداخت و بعد از آن گزارش ماجرا را به بازپرس داد.

مصدومیت 4کارگر در حادثه انفجار کارخانه فولاد بویراحمد

4کارگردر حادثه انفجارعصر روزپنج شنبه 2شهریور کارخانه فولاد بویراحمد مصدوم شدند.

درهمین رابطه،رئیس مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی کهگیلویه و بویراحمد گفت: انفجار در کارخانه فولاد بویراحمد منجر به مصدومیت چهار تن از کارگران این واحد صنعتی شد.

جلال پورانفرد افزود: 'علی کریمی' از ناحیه چشم، 'سعید صبوری'، 'خدامراد فریدونی' و 'محمد دستمزد' نیز از ناحیه دست و پا دچار مصدومیت شدند که هم‌اینک در بیمارستان بهشتی یاسوج در حال مداوا هستند.

وی ابراز داشت: به گفته مسئولان و کارگران کارخانه، این حادثه ناشی از موج انفجار در یکی از کوره‌ها و ترکش مواد بوده است.

اول خرداد سال جاری نیز بر اثر انفجار در یکی از کوره‌های ذوب این کارخانه و فوران مواد مذاب و تشعشعات ناشی از آن، 6 نفر از کارگران شاغل در این کارگاه صنعتی مصدوم و سه تن نیز کشته شدند.

کارخانه فولاد بویراحمد تنها کارخانه فولاد استان کهگیلویه و بویراحمد با تولید سالانه 200 هزار تن شمش فولاد زمینه اشتغال بیش از 250 نفر را فراهم کرده است.

جان باختن کارگرشهرداری بابل حین کار براثرتصادف

عصرروزپنج شنبه2شهریور کارگرشهرداری بابل حین کاردر خیابان مدرس بین چهارگنجینه و چهار راه فرهنگ براثرتصادف جانش را ازدست داد.

غلام نیا روشن سخنگوی مرکز مدیریت حوادث و فوریت های پزشکی بابل درباره تصادف خودروی سواری با پاکبان شهرداری بابل به خبرنگاران گفت:

این کارگر ۴۰ ساله شهرداری بابل به دلیل شدت جراحات و آسیب بسیار جدی به سر در دم جان باخت و عملیات احیا CPR تکنسین های اورژانس بی نتیجه ماند.

سوم شهریورماه1396

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت