.
يكشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶.
امروز:
Jul 23 2017.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

یکشنبه, 25 تیر 1396 ساعت 20:15

اخباروگزارشات کارگری25/24تیر

اعتراض به طرح کارورزی و مهارت آموزی وظیفه ای همگانی (کارگران،معلمان،پرستاران،کارمندان،دانشجویان،فارغ التحصیلان دانشگاه ها،دانش آموزان ،جوانان متقاضی کارو....) است اعتراض به اجرای طرح کارورزی و مهارت آموزی دفاع ازدستاوردهای کارگران، حقوق خود ونسل های آینده است

- چرا ما با طرح کارورزی مخالفیم؟ رضارخشان- فریدون نیکوفرد ازکارگران نیشکر هفت تپه

- اگر تشکل‌های صنفی مستقل باشند و به بلوک‌های ثروت و قدرت وابستگی نداشته باشند، می‌توانند مدعی نمایندگی زحمتکشان باشند

- راهپیمایی کارگران کارخانه آذرآب اراک دراعتراض به خلف وعده کارفرما مبنی برپرداخت مطالباتشان!

- تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته صنعت فولاد سراسرکشورنسبت به عدم پرداخت مطالبات مقابل ساختمان صندوق فولاد

- تجمع اعتراضی کارگزاران بیمه کشاورزی نسبت به بلاتکلیفی استخدامی مقابل سازمان برنامه و بودجه برای باری دیگر!

- کارگران کارخانه روغن نباتی پارس قو برای باردیگردراعتراض به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی تجمع کردند

- امضا گرفتن پیمانکار ایستگاه های بی آر تی از کارگران برای حق سنوات و عیدی که هرگز پرداخت نمی شود

- اخراج421 نفر از کارگران شهرستان طبس طی 100روزگذشته

- پرستارانی که باحقوق ماهیانه500هزارتومان وبدون بیمه مشغول بکارند

- کارگر ان کارخانه ذوب آهن اردبیل دست‌کم 11ماه حقوق طلبکارند اخراج ۱۲۰ کارگر این واحد تولیدی

- بلاتکلیفی 50کارگرکارخانه قند ورامین برای بازنشستگی پیش از موعد بدلیل عدم پرداخت سهم 4درصدی کارفرما! عدم پرداخت3ماه حقوق و4ماه حق بیمه این کارگران!

- دولت بی سر و صدا مصوبه بازگشت حقوق‌های نجومی را صادر کرد؟

- روایت آماری جدید بیکاری/۷میلیون بیکاری که نه مدرک دارند نه مهارت سقف حقوق برای مدیران دولتی برداشته شد!

- تجمع اعتراضی مالکان زمین‌های کوثرهشتگرد مقابل استانداری البرز! - روایتی دیگر از خانواده کارگران کشته شده در معدن آزادشهر

- مرگ دلخراش یک کارگر درحادثه انفجار مخزن سوخت در شهرک صنعتی زرندیه - برق جان کشاورز 66ساله در روستای رباط جز را گرفت - سقوط لودر به دره در بشاگرد 2 کشته برجای گذاشت چرا ما با طرح کارورزی مخالفیم؟

رضارخشان- فریدون نیکوفرد ازکارگران نیشکر هفت تپه اولا این طرح بهیچ وجه موجب کاهش بیکاری نمیشود و در آن کارفرما الزامات قانونی در فردای پس از کارورزی ندارد.بعدش هم وجود این طرح فی نفسه موجب تضعیف جایگاه قانون کار می گردد .یعنی عملا موجب تضعیف آن بخش از قوانین محدودی که در راستای منافع کارگر است ،می گردد . همانطور که در مسئله قراردادهای سفید امضا قانون کار دور زده شد.مشکل دیگراین طرح......... تسلیت به کارگران،تبریک به سرمایه داران پس ازهرانتخاباتی وسرکارآمدن فرد یا جریان پیروز،بخصوص درانتخابات ریاست جمهوری که مبتنی بر اجماع عمومیست ،معمولا رسم برین منوال است که دراولین روزهای بعد از پیروزی ،اقدام به تصویب ویا اجرای طرحهایی میزند که مورد موافقت و رضایت کسانی باشد که درپیروزی او نقش موثری داشته اند ویا افراد و احزابی که ازاو حمایت کرده اند را در مناصب مختلف به کارمیگیرد. درکشورما متاسفانه بدلیل شرایط خاص سیاسی ،احزاب واقعی با بدنه وسیع اجتماعی ملاحظه نمیشود بلکه معمولا احزاب وجریاناتی حضور دارند که کمترتمام وقت فعال بوده ،یعنی فقط درزمان انتخابات چندنفری دورهم جهت شده وبنام حزب از یکی ازکاندیداهای ریاست جمهوری حمایت میکنند یا درانتخابات شوراها از لیستی خاص اعلام حمایت میکنند تا شاید درصورت پیروزی و در بازی سیاست که مبتنی بر مولفه های قدرت وثروت است دست بالا پیدا نمایند. بدون آنکه ثمرات این پیروزی در پایین دست جامعه ملاحظه شود.تشکیل حزب میبایست ازپایین ترین سطح افرادجامعه،یعنی کارگر.کشاورز.دانشجو.روستایی.پرستار.معلم.باسوادوبیسوادتشکیل شودچون هرفرد،با هر جایگاه اجتماعی درانتخابات ،تنها یک رای دارد. اما برگردیم به ایران و پیروزی جریان دولت روحانی که بشدت طرفدار مناسبات سرمایه داریست،گویا کارگران درین انتخابات در طیف جریان بازنده قرار گرفته اند که این چنین ،با طرح لوایح و بخشنامه هایی  ، طبقه کارگر مورد عتاب وتنبیه قرار می گیرد.شاید فکر می کنند که گفتمان جریان رقیب که مبتنی بر حمایت از دهکهای پایین جامعه بود ،اقبال کارگران را بیشتر به همراه خود داشته است و این چنین باید  مورد تنبیه قرار گیرند.جدا از بحث خصوصی سازی های گسترده وغیر کارشناسانه ،بخوانید خانه خراب کن برای کارگران ،اجرای طرح ضد کارگری کارورزی از جمله این مصیبتهاست .اما چرا ما با طرح کارورزی مخالفیم؟اولا این طرح بهیچ وجه موجب کاهش بیکاری نمیشود و در آن کارفرما الزامات قانونی در فردای پس از کارورزی ندارد.بعدش هم وجود این طرح فی نفسه موجب تضعیف جایگاه قانون کار می گردد .یعنی عملا موجب تضعیف آن بخش از قوانین محدودی که در راستای منافع کارگر است ،می گردد . همانطور که در مسئله قراردادهای سفید امضا قانون کار دور زده شد.مشکل دیگراین طرح عدم انجام تعهدی است که دولت برای خود ایجاد کرده است وآن پرداخت حق بیمه کارورزان توسط دولت به تامین اجتماعیست.درصورتی که دولت نتواند تعهدی که برای خودایجاد کرده را پرداخت نماید ویا مثل روال گذشته که بجای پرداخت تعهدخود به این سازمان، شرکتهای ورشکسته رادرقالب اصل ۴۴به تامین اجتماعی واگذارمیکرد این بار فاجعه عظیمی اتفاق خواهدافتاد وسازمان تامین اجتماعی هم باکمبود بیمه گذارمواجهه شده وتناسب بیمه گذار به مستمری بگیرهم بهم خواهد خورد لذا بدلیل کمبود منابع مالی عملا فلج خواهد شد. اگرسازمان تامین اجتماعی با این سیاست دولت مخالفت جدی نمیکند بدلیل این است که رئیس این سازمان توسط دولت انتصاب میشود طبقه کارگر در ایران  اقدامات ضد کارگری و مصیبت بارمرتضوی درسازمان تامین اجتماعی در زمان دولت های نهم ودهم رافراموش نکرده اند وآثارمخرب سیاستهای غلط ایشان هنوزبرطرف نشده که دولت روحانی با طرح کارورزی و دیگر طرحها درحال تیشه به ریشه زدن این سازمان هستند.از سوی دیگر، ازدانشجویان وفارغ التحصیلان دانشگاهی که درانتخابات اخیر ، در جهت کمک به جریان دولت فعالیت می کردند،  انتظارمیرفت با عطف به اینکه قانون طرح کارورزی ازبرنامه های آتی دولت روحانی است  واگرایشان مجددا انتخاب شود و طرح فعلی را پیش ببرد موجب تحقیر و ازدست رفتن فرصت زندگی خواهد شد این مطالبه یعنی حذف این طرح را در صورت پیروزی از دولت خواستار شوند که متاسفانه این چنین نشد.با این حال ،درین سالهای اخیر ،وجود قانون کار فعلی، خاری در چشم واستخوانی در گلو ،هم برای دولتها وهم برای کارفرماها بوده است. سعی وتلاش فراوانی در جهت تغییرات قانونی در آن شده است که با مقاومت جامعه کارگری ،تاکنون ره بجایی نبرده است.اما گویا اینبار جهد و تلاش نه در جهت تغییر ،بلکه دورزدن این قانون است.وجود  طرح کارورزی را میتوان  در همین راستای دور زدن و تضعیف قانون کار بحساب آورد. البته شاید یکی ازدلایل ویا حتا مهمترین دلیل اجرای چنین طرحی ، حرکت شتابان دولت روحانی بسمت مناسبات سرمایه داری که قطعا در این مسیر توصیه ها و فرامین سازمان تجارت جهانی وصندوق بین المللی پول از جایگاه ویژه ای برخوردارمیشوند را میتوان ذکر کرد.تا نیروی ارزان کار را برای نظام سرمایه داری فراهم کند. ایجادشغل بهانه است شغلی که در آن  یک سوم حقوق ثابت به کارورز پرداخت شود وهیچ تضمینی در رابطه با کارفرما و پس ازپایان دوره کارورزی وجود نداشته باشد  تا فردمذکورراجذب نماید شغل نیست .بلکه بردگی وتحقیر آدمیت است. و جامعه کارگری یک باربرای همیشه میبایست تکلیف خود را با این گونه اقدامات فریبکارانه  و هماهنگ شده، بین دولتیان وکارفرمایان را مشخص کند چاره کار در برخورد با چنین طرحهای ضد کارگری همانا تشکل یابی و سازمان یابی مستقل کارگریست که باعث همبستگی بین کارگران در مقابل چنین طرحهای ظالمانه ای می گردد.تجربه ثابت کرده اززمان انحلال یک جانبه سندیکاهای کارگری وایجادشورای اسلامی کارو وجودافراد مهندسی شده بعنوان نماینده کارگرنمیشودبا این اقدامات دوجانبه که دردولت طرفدار سرمایه داری روحانی تشدید شده است ، مقابله کرد.متاسفانه درلوای اجرای اصل۴۴شرایط بگونه ای رقم میخورد که اصل هدف فراموش شده وهم نحوی واگذاریها جای حرف وحدیث دارد که یا خصولتی است یاخودمانی سازی (رانتی)وهم اجراآن باعث شکاف عمیق طبقاتی بین جامعه شده .هر چی هست خصوصی سازی نیست.اگر هم هست که برای ما ،بازهم مصیبت است. با آرزوی بهبودی شرایط زندگی طبقه کارگر در جهان رضارخشان فریدون نیکوفرد از کارگران نیشکر هفت تپه 24/4/1396 اگر تشکل‌های صنفی مستقل باشند و به بلوک‌های ثروت و قدرت وابستگی نداشته باشند، می‌توانند مدعی نمایندگی زحمتکشان باشند اکبر علیپور با بیان این که همه کارگران به خصوص کارگران معدن نیاز به تشکل دارند؛ گفت: اگر کارگران معدن، سازماندهی مناسب شوند، سرمایه‌داران نمی‌توانند به سادگی با جان آنها بازی کنند. اکبر علیپور، فعال کارگری ازمعدن چادرملو (شرکت آسفالت طوس) در گفتگو با ایلنا با بیان این که کارگران کشور در انتظار نتیجه کمیته حقیقت یابی در ارتباط با حادثه معدن یورت در استان گلستان هستند؛ گفت: حادثه معدن یورت، برای همه معدنکاران کشور اندوهی بزرگ به همراه آورد و امیدواریم که برای مسئولان زنگ خطر را به صدا درآورده باشد. وی افزود: ما کارگران معدن در سخت ترین و خطرناک‌ترین شرایط کار می‌کنیم و اگر قرار باشد مانند کارگران یورت نه معوقاتمان به موقع پرداخت شود و نه امنیت جانی داشته باشیم، باید بگوییم کلاهمان پس معرکه است؛  بایستی اذعان کنیم در زمینه حقوق کارگران معدنِ کشور، اهمال شده؛ آنهم اهمالی که به قیمت جان 43 نفر تمام شده است. علیپور با بیان این که پس از بازگشایی معدن یورت، تشکل یابی یک الزام اساسی است؛ گفت: اگر کارگران به خصوص در معادن که بخش پرخطر اشتغال است، تشکل داشته باشند، می‌توانند رعایت اصول ایمنی را در صدر مطالبات خود قرار دهند و کارفرمایان نخواهند توانست با جان آنها به راحتی بازی کنند. وی تاکید کرد: در معادن هرجا تشکل کارگری حضور ندارد، بیگاری و برده داری به وضوح دیده می‌شود. این کارگر معدن چادرملو در ادامه بحث به لزوم استقلال تشکل‌های کارگری پرداخت و گفت: یکی از مولفه‌های کار صنفی استقلال است؛ اگر تشکل‌های صنفی مستقل باشند و به بلوک‌های ثروت و قدرت وابستگی نداشته باشند، می‌توانند مدعی نمایندگی زحمتکشان باشند؛ در صورت استقلال تشکل های کارگری است که کارگران، شان و کرامت پیدا می‌کنند و زیر دست و پای سرمایه، له نمی‌شوند. علیپور در پایان، ارتباط تشکل ها در سطوح بالاتر و رایزنی آنها برای پیگیری مطالبات جمعی را یک الزام دیگر دانست و گفت: جلسات منظم و سازمانیافته تشکل‌ها و ارتباط ساخت یافته آنها می‌تواند طرف‌های مقابل را به پذیرش خواسته‌ها وادار کند؛ که یکی از مهمترین این خواسته‌ها احقاق حق کارگران معدن و فراهم‌آوردن محیط کار ایمن برای آنهاست. راهپیمایی کارگران کارخانه آذرآب اراک دراعتراض به خلف وعده کارفرما مبنی برپرداخت مطالباتشان! اخبار وگزارشات کارگری:امروزیکشنبه25تیرماه، کارگران کارخانه آذراب اراک دراعتراض به خلف وعده کارفرما مبنی برپرداخت مطالباتشان دست به راهپیمایی زدند ودوباره راهی مرکزشهر اراک شدند.

این کارگران پیش ازاین اول خردادماه درهفتمین روزاعتصابشان دراعتراض به عدم پرداخت3ماه حقوق راهی مرکزشهر اراک شدند ودرمیدان صنعت تجمع کردندوبدنبال وعده پرداخت مطالباتشان طی دوهفته به اعتصابشان خاتمه دادند. دوهفته بعد ازاین تاریخ،کارگران کارخانه آذرآب بتاریخ16خردادماه بدلیل خلف وعده کارفرما و4 ماهه شدن حقوق معوقه شان مقابل استانداری مرکزی تجمع کردند. 29خردادماه سال جاری، رئیس صنعت، معدن و تجارت استان مرکزی از پرداخت باقیمانده معوقات کارگران کارخانه  آذرآب اراک با نخستین دریافتی این شرکت خبرداد. حمیدرضا حاجی‌پور گفت: بخشی از معوقات کارگری مجموعه آذرآب اراک پرداخت شده و در صحبت با معاون سیاسی امنیتی استاندار مرکزی قرارشد با نخستین دریافتی از پالایشگاه اصفهان یا قرارداد‌های دیگرشرکت معوقات باقیمانده کارگران هم پرداخت شود. امروز25تیرماه کارگران کارخانه آذراب اراک دراعتراض به خلف وعده مجدد کارفرما مبنی برپرداخت مطالباتشان دست به راهپیمایی زدند و دوباره راهی مرکزشهر اراک شدند تا اعتراضاتشان رادرسطح گسترده تری بنمایش بگذارند. درهمین رابطه: *ششمین روز اعتصاب کارگران کارخانه آذرآب دراعترض به عدم پرداخت 3ماه حقوق ومطالبات دیگر! جمعی از کارگران کارخانه آذر آب واقع در شهر اراک در استان مرکزی از روز سه شنبه( ۲۶ اردیبهشت ماه ) در اعتراض به عدم پرداخت3ماه حقوق ومطالبات دیگرشان، دست از کار کشیده ودر محوطه کارخانه تجمع کردند. کارگران کارخانه آذر آب اراک که در زمینه اجرای پروژه‌های نیروگاهی و پالایشگاهی فعالیت دارند، با اعلام این خبر به ایلنا  گفتند:  ما حدود ۱۵۰۰کارگر هستیم  که جدا از ۳ماه مزد معوقه بابت ۷ ماه حق بن نیز طلبکاریم. این کارگران افزودند: ۳ ماه است  مزد پرداخت نشده طلبکاریم و تا این لحظه با وجود برپایی چند نوبت اجتماع اعتراضی و مراجعه به مسئولان مربوطه هنوز هیچ تغییری در شرایط ما ایجاد نشده است. به گفته آنها در نتیجه همین وضعیت از روز سه شنبه/۲۶ اردیبهشت‌ماه در محل این واحد صنعتی برپایی تجمعات اعتراضی آغاز می‌شود و برای روزهای چهارشنبه و شنبه نیز ادامه می‌یابد. طبق اظهارات کارگران آذر آب ، در پی این اتفاق، کارفرمای آنها برای روز چهارشنبه/۲۷ اردیبهشت ماه به صورت علی‌الحساب مبلغ یک میلیون تومان به حساب هر کارگر پرداخت می کند. به گفته آنان مشکلات شرکت  صنایع آذرآب اراک طی دو سال گذشته  به مرور بیشتر شده تا جایی که هر ماه حقوق کارگران با تاخیر ۱۵تا ۲۰ روزه پرداخت می شد  و در حال حاضر نیز مطالبات مزدی پرداخت نشده کارگران به سه ماه رسیده است. *تجمع کارگران کارخانه آذر آب در میدان صنعت اراک درهفتمین روز اعتصاب! روزگذشته(1خرداد)،جمعی از کارگران کارخانه آذر آب درهفتمین روزاعتصابشان دراعتراض به عدم پرداخت3ماه حقوق ومطالبات دیگرشان،به مرکز شهر اراک آمده ودر میدان صنعت تجمع کردند. یکی از کارگران حاضر در تجمع امروز به ایلنا گفت: از روز سه شنبه/ ۲۶ اردیبهشت ماه برای معوقات مزدیمان در محوطه کارخانه تجمع کرده‌ایم اما هربار به جز وعده‌، سخن دیگری از زبان کارفرما و مسئولان مربوطه نشنیدیم. او ادامه داد: در نتیجه ادامه همین وضعیت به ناچار روز گذشته در محدوده میدان صنعت اراک که در حوالی محل استقرار کارخانه قرار دارد، جمع شدیم تا بلکه این بار وعده‌هایی تکراری رنگ اجرایی به خود بگیرد. براساس اظهارات این کارگر آذرآب دلیل اعتراض او و همکارانش پرداخت نشدن دست کم  ۳ماه مزد معوقه و۷ ماه حق بن از سوی کارفرماست. کارگران این واحد سازنده پروژه‌های نیروگاهی، در ادامه گفتند: هر یک از ما کارگران دست‌کم دارای سه سر عائله هستیم و تامین مخارج زندگی بسیار برایمان سخت شده است. *پایان اعتصاب کارگران کارخانه آذرآب پس از یک هفته بدنبال وعده پرداخت مطالباتشان! روزگذشته(2خرداد)،اعتصاب کارگران کارخانه آذر آب پس از یک هفته وآمدنشان به شهر اراک وتجمع در میدان صنعت  و وعده پرداخت مطالباتشان طی دوهفته آینده پایان گرفت. جمعی از کارگران کارخانه آذرآب در استان مرکزی در تماس با ایلنا از خاتمه اعتصاب یک هفته‌ای خود خبر دادند. این کارگران که تعداد آنها در حدود 1500 نفر است از روز سه شنبه/۲۶ اردیبهشت ماه برای ۳ماه مزد معوقه، ۷ ماه حق بن پرداخت نشده و وضعیت نامعلوم بیمه تکمیلی درمانی و صندوق قرض‌الحسنه این واحد صنعتی تجمع کرده‌بودند. در روزهای نخست، این اجتماع اعتراضی در محوطه کارخانه آذرآب برپا می‌شد اما در نهایت کارگران معترض به ناچار محل اجتماع خود را از درون کارخانه به محدوده میدان صنعت شهر اراک در حوالی محل کارشان قرار دارد، انتقال دادند. به نقل از این کارگران گفته می شود که در نتیجه این اقدام سرانجام مدیرعامل و مدیر منابع انسانی این واحد صنعتی با حضور در جمع متعرضان به آنها وعده پرداخت معوقات مزدی را دادند. طبق این وعده از قرار معلوم طلب مزدی کارگران آذرآب تا دو هفته آینده پرداخت خواهد شد و همین مسئله باعث شد تا کارگران آذرآب از روز گذشته به تجمع اعتراضی یک هفته‌ای خود خاتمه بدهند. تجمع اعتراضی کارگران کارخانه آذراب اراک نسبت به عدم پرداخت 4ماه حقوق مقابل استانداری مرکزی! عصر امروز16خرداد، کارگران کارخانه آذراب اراک دراعتراض به عدم پرداخت 4ماه حقوق دست به تجمع مقابل استانداری مرکزی زدند.   به گزارش منابع خبری محلی،یکی از کارگران تجمع کننده گفت: کارگران شرکت حدود چهارماه است که حقوق خود را دریافت نکرده اند. وی با اشاره به اینکه هم‌اکنون این شرکت ۱۰۰ میلیارد تومان بدهی به امور مالیاتی، تامین اجتماعی، شرکت‌های دولتی، بازار و فروشندگان و تامین کنندگان مواد دارد افزود: همچنین این شرکت ۵۰ میلیارد بدهی به بانک‌ها در حال فعالیت است. وی اضافه کرد: در حال حاضر نبود بازار کار برای این شرکت یکی از مهمترین مشکلات است که این موضوع مشکلات شرکت را چندین برابر کرده است. کارگر شرکت آذراب با بیان اینکه بخشی از فعالیت های شرکت ساخت تجهیزات نفت و گاز، تجهیزات پالایشگاهی و پتروشیمی است افزود: متأسفانه شرایط کشور به گونه ای است که سرمایه گذاری های دولت در پروژه های نفت و گاز و عمرانی به دلیل افت شدید قیمت نفت به شدت کاهش یافته است که به دلیل ارتباط مستقیم فعالیت های آذرآب به وجود چنین پروژه هایی بخش زیادی از ظرفیت های این شرکت بلا استفاده باقی مانده است. تجمع اعتراضی کارگران بازنشسته صنعت فولاد سراسرکشورنسبت به عدم پرداخت مطالبات مقابل ساختمان صندوق فولاد صبح روز گذشته (۲۴ تیر ماه) کارگران بازنشسته صنعت فولاد از اقصی نقاط کشور با سفر به تهران برای چندمین بار در شش ماه گذشته دست به تجمع اعتراضی زدند و مقابل ساختمان دفتر مرکزی صندوق فولاد تهران تجمع کردند. این بازنشسته‌ها که خواستار وصول مطالبات محقق نشده وپرداخت به موقع مستمری بازنشستگی خود هستند، می‌گویند: با وجود اعتراضات مکرر هنوز مطالبات آنها برآورده نشده است. آنان درباره بخشی از مطالبات روز گذشته خود به ایلنا گفتند: از سال ۹۱ بخشی از مطالبات بازنشستگی که مربوط اجرا و پرداخت مجدد احکام معلق شده حق سرپرستی و حق سختی کار می‌شود پرداخت نشده است. همچنین بازنشسته‌های صنعت فولاد خواستار  به روز کردن دستورالعمل مصوب احکام مربوطه مطالبات فوق هستند که متاسفانه مسئولان ذیربط هیچ توجه‌ای به آن ندارند. از قرار معلوم اعتراض روز گذشته گروهی از بازنشسته فولاد کشور مقابل ساختمان صندوق بازنشستگی فولاد در خیابان وزرا تهران با بی‌توجه مسئولان این صندوق موقتا خاتمه پیدا می کند. تجمع اعتراضی کارگزاران بیمه کشاورزی نسبت به بلاتکلیفی استخدامی مقابل سازمان برنامه و بودجه برای باری دیگر! امروزیکشنبه25تیربرای باری دیگر،جمعی از کارگزاران بیمه کشاورزی در اعتراض به بلاتکلیفی استخدامی خود مقابل سازمان برنامه و بودجه تجمع کردند.   کارگران کارخانه روغن نباتی پارس قو برای باردیگردراعتراض به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی تجمع کردند صبح امروز25تیر،حدود ۸۰ نفر از کارگران روغن نباتی پارس قو در اعتراض به عدم پرداخت معوقات مزدی و نا روشن بودن سرنوشت بازگشایی دوباره این کارخانه،در محوطه این کارخانه تجمع کرده‌اند. این کارگران در اعتراض به عدم پرداخت کامل معوقات مزدی اردیبهشت و خرداد ماه سال جاری و پرداخت نشدن نیمی از دستمزد بهمن خود از ساعت ۱۰ صبح امروز در محوطه این کارخانه تجمع کرده‌اند. کل کارگران کارخانه پارس قو در حدود ۲۰۰ نفر است که بارها در تجمعات اعتراضی خود با حمل بنرهایی نسبت به خطر فروپاشی زندگی‌ خود و خانواده‌هایشان براثر تعطیلی این واحد صنعتی، هشدار داده‌بودند.  جمعی از این کارگران به ایلنا گفتند: علی رغم برگزاری تجمعات  اعتراضی متعدد، مدیریت این کارخانه پرداخت معوقات مزدی، وعده بازگشایی کارخانه را نیز به دست فراموشی سپرده است. این کارگران افزودند: که حدود ۱۱۰ نفر از همکاران آنها مشمول قانون بازنشستگی مشاغل سخت و زیان آور هستند، اما به دلیل پرداخت نشدن هزینه‌های مربوطه با  وجود داشتن  ۲۰ سال سابقه کار هنوز معطل صدور احکام بازنشستگی هستند. برابر قانون تامین اجتماعی کارفرمایان مشمول قانون بازنشستگی مشاغل سخت و زیان آور موظف هستند تا معادل ۴ درصد حق بیمه ای که در دوران فعالیت کارگر در مشاغل سخت و زیان آور به سازمان تامین اجتماعی پرداخت شده است را به عنوان هزینه بازنشستگی پیش از موعد پرداخت کنند. امضا گرفتن پیمانکار ایستگاه های بی آر تی از کارگران برای حق سنوات و عیدی که هرگز پرداخت نمی شود پیمانکار یکی از شرکت های پیمانکار شهرداری تهران اخیرا به کارگران خود اعلام کرده که باید اسنادی را امضا کنند که نشان می دهد عیدی و سنواتشان را دریافت کرده اند. براساس گزارشی که امروز رسانه ای شد،شهرداری تهران مدتهاست که بسیاری از خدمات خود را به پیمانکاران سپرده و همین مسئله حاشیه های زیادی را بوجود آورده است. در بسیاری از موارد پیمانکاران حقوق و مزایای کارگران را پرداخت نمی کنند و همین مشکلات زیادی را بوجود آورده است. در جدیدترین اقدام اما پیمانکار ایستگاه های بی آر تی به کارگران خود اعلام کرده که موظفند اسناد دریافت سنوات و عیدی را امضا کنند. مطابق این اسناد که کارگران مجبور به امضای آن هستند، کارگران اعلام می کنند که تمامی حق و حقوق خود را دریافت کرده و شکایتی ندارند. کارگران تهدید شده اند که در صورت عدم امضا از کار بیکار خواهند شد و دیگر اجازه فعالیت ندارند. همچنین پیگیری ها نشان می دهد که بیمه این کارگران از شرکت خدماتی در شهر یزد رد می شود. اخراج421 نفر از کارگران شهرستان طبس طی 100روزگذشته 421 کارگر کارخانه‌ و شرکت‌ در 100 روز گذشته در شهرستان طبس  اخراج شدند. بیشتر این کارگران در کارخانه های سیمان، کک و کانسرام مشغول بکار بودند. بنابه گزارشی که امروز منتشره شد،رئیس اداره صنعت، معدن و تجارت طبس با بیان اینکه ۱۰ شرکت بزرگ در این شهرستان 421کارگر خود را اخراج کردند، افزود: این شرکت‌ها ۲۲۸ میلیارد تومان طلب دارند که ۲۱۲ میلیارد تومان آن از شرکت های زیرمجموعه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی هستند. جلالی گفت: بدهی کارگری این شرکت‌ها نزدیک به ۷ میلیارد تومان بود که البته با توجه به پرداختی برخی شرکت‌ها، این بدهی به حدود ۳ میلیارد تومان رسیده است. پرستارانی که باحقوق ماهیانه500هزارتومان وبدون بیمه مشغول بکارند قائم مقام سازمان نظام پرستاری کشور با اشاره اینکه وزارت بهداشت در وهله نخست و قبل از تربیت پرستار بیمارستانی پرستاران بیکار را به کار بگمارد، از مشکلات پرستارانی گفت که با ۵۰۰ هزار تومان حقوق هنوز بیمه نیستند. محمد شریفی مقدم در نشست خبری با موضوع تربیت پرستار بیمارستانی اظهار داشت: شاید در بیمارستانهای تهران دچار کمبود شدید پرستار هستیم ولی در دیگر شهرهای کشور اینگونه نیست و حتی پرستار بیکار هم داریم بنابراین نباید به خاطر کمبود پرستار در بیمارستانهای تهران بخشنامه کشوری صادر کرد. وی ادامه داد: هم اکنون 185 دانشکده پرستاری فعال هستند و سالانه 12 هزار فارغ التحصیل پرستاری داریم و تربیت پرستار بیمارستانی می تواند در آینده باعث اشباع پرستار شود، همچنین اصرار وزارت بهداشت این است که این کار تربیت پرستار بیمارستانی در بیمارستانها صورت پذیرد ولی باید از شورای گسترش و شورای انقلاب فرهنگی مجوزها لازم را دریافت کنند. قائم‌مقام سازمان نظام پرستاری کشور عنوان کرد: همچنین برای تربیت پرستار بیمارستانی با هیچ کدام از صاحبنظران پرستاری از جمله سازمان نظام پرستاری، خانه پرستار، انجمن علمی پرستاری و سه تشکل دیگر پرستاری نظر کارشناسی گرفته نشده است و باید از مشورت جامعه 300 هزار نفری پرستاری استفاده شود. شریفی مقدم درباره تعداد پرستاران بیکار عنوان کرد: سازمان نظام پرستاری طی سه روز گزینه ای را در سایت خود ایجاد کرده که تاکنون بیش از 9 هزار پرستار بیکار ثبت نام کردند و این آمار حداقلی است، زیرا معتقدیم نیمی از فارغ التحصیلان پرستاری بیکار هستند. وی تصریح کرد: نباید پرستاری آکادمیک با تربیت پرستاری بیمارستانی دچار ضربه شود، و اگر وزارت بهداشت دغدغه مردم است و این در حالی است که در خیلی از شهرها متخصص کم داریم بنابراین چرا به دنبال رفع کمبود متخصصان رشته‌های پزشکی نیست. قائم‌مقام سازمان نظام پرستاری کشور با اشاره به اینکه ما پرستارانی داریم که با 500 هزار تومان کار می‌کنند ولی آنها را بیمه نمی‌کنند، عنوان کرد: برای کمبود پرستار در بیمارستانهای تهران نیز فرمول داریم، ولی باید از صاحبنظران این رشته مشورت گرفته شود. کارگر ان کارخانه ذوب آهن اردبیل دست‌کم 11ماه حقوق طلبکارند اخراج ۱۲۰ کارگر این واحد تولیدی کارگر کارخانه ذوب آهن اردبیل دست‌کم ۱۱ ماه معوقات مزدی پرداخت نشده؛ دارند. در عین حال حدود ۱۲۰ نفر از کارگران این کارخانه به دلیل عدم نیاز از سوی کارفرما اخراج شده‌اند. جمعی از کارگران کارخانه ذوب آهن اردبیل به ایلنا گفتند:علیرغم اینکه از آغاز سال ۹۶ تاکنون حدود ۱۲۵ روز گذشته است اما تا این لحظه در خصوص پرداخت  ۱۱ ماهه مطالبات مزدی و عیدی ۲۱۸ کارگر باقیمانده در این واحد صنعتی اقدامی صورت نگرفته است. براین اساس ۹ ماه از مطالبات معوقه کارگران ذوب آهن اردبیل مربوط به سالهای ۹۳ و ۹۴ می‌شود که کارخانه برای مدت ۱۸ ماه تعطیل اعلام شده بود. طبق اظهارات کارگران این کارخانه یک ماه از دستمزد اسفند۹۵ ،به همراه دستمزد خرداد ماه سال جاری رااز کارفرما طلبکارند. این کارگران که در شرکت ذوب آهن اردبیل بصورت پیمانی ورسمی مشغول به کار هستند، از این دیرکرد ناراضی هستند در بخش دیگری از مطالبات خود می‌گویند: نوروز سال جاری کارفرما تعداد ۱۲۰ نفر از همکارانشان را به دلیل عدم نیاز از کار اخراج کرد. به گفته وی، این تعداد از کارگران علیرغم آنکه تا خرداد ماه سال جاری با کارفرما قرار داد کاری داشتند دارای سوابق کاری ۱۲ تا ۱۳ ساله بودند. در ادامه کارگران این کارخانه درباره مطالبات  همکاران اخراجی خود می‌گویند؛ کارگران اخراجی نیز همسان با کارگران شاغل ۱۱ ماه مطالبات معوقه وجاری از کارفرما طلبکار هستند. مجموع معوقات مزدی این تعداد کارگر برای تسویه حساب کامل به حدود ۳میلیارد تومان می‌سد. طبق اظهارات یکی از کارگران ذوب آهن اردبیل تعدادی از همکاران اخراجی هفته گذشته ۲۲ تیر ماه در اعتراض به بی‌توجه‌ای کارفرما به پرداخت مطالباتشان در مسجد میرزاعلی اکبر اردبیل دست به اعتصاب غذا زده بودند. به گفته وی ، بعد این اتفاق که نتیجه آن ضعف جسمی شماری از معترضان و انتقال آنها به بیمارستان بود،  کارفرما با صدور چند فقره چک بانکی وعده پرداخت بخشی از مطالباتشان را داد وبدین ترتیب اعتراض کارگران اخراجی  موقتاخاتمه پیدا کرد. از سوی دیگر به نقل از کارگران این واحد نقل می‌شود که سال گذشته حق بیمه کارگران این کارخانه با مشکل پرداخت مواجه بود به طوری که چندین ماه دفتر چه‌های درمانی کارگران فاقد اعتبار می شود. درهمین رابطه: پرداخت بخشی از مطالبات کارگران اخراجی کارخانه ذوب آهن اردبیل پس از اعتصاب غذایشان! کارگران اخراجی کارخانه ذوب آهن اردبیل در ادامه تجمعات اعتراضیشان نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی،دست به تحصن واعتصاب غذا در مسجد میرزا علی‌اکبر این شهر زدند. طول کشیدن اعتصاب غذا ونامساعد بودن حال تعدادی از کارگران اعتصابی موجب حضور اکیپ‌های درمانی و اورژانس در مسجد شد. درچنین شرایطی وباحضور دادستان اردبیل درمحل،قرار بر این شد که طلب کارگران در 3 قسط تقسیم و پرداخت شود که قسط اول در حدود 850 میلیون تومان از مطالبات این کارگران پرداخت شده و کارگران به اعتصاب غذای خود پایان دادند. برپایه گزارشی که امروز رسانه ای شد، حدود 100 نفر از کارگران کارخانه ذوب‌آهن اردبیل که اخراج شده و مطالبات آن‌ها که سرجمع در حدود 3 میلیارد تومان است، به دنبال پرداخت نشدن مطالبات در مسجد میرزاعلی اکبر اردبیل اعتصاب غذا کرده بودند. طول کشیدن اعتصاب غذا ونامساعد بودن حال تعدادی از کارگران اعتصابی موجب حضور اکیپ‌های درمانی و اورژانس در مسجد شد. درچنین شرایطی وباحضور دادستان اردبیل درمحل،قرار بر این شد که طلب کارگران در 3 قسط تقسیم و پرداخت شود که قسط اول در حدود 850 میلیون تومان از مطالبات این کارگران پرداخت شده و کارگران به اعتصاب غذای خود پایان دادند. قابل یادآوری است که بنا به آخرین گزارش منتشره بقیه کارگران ذوب آهن اردبیل هم بدنبال تعطیلی کارخانه در وضعیت بلاتکلیفی از نظر شغلی ومعیشتی بسر می برند.* * بیکارشدن کارگران ذوب آهن اردبیل بدنبال تعطیلی کارخانه رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان اردبیل گفت: کارخانه ذوب آهن اردبیل به دلیل مشکلات مدیریتی و مالی فعلا تعطیل بوده و سرنوشت فعالیت آن در ابهام است. سید حامد عاملی صبح شنبه در جمع خبرنگاران در پاسخ به اقدامات این مجموعه برای رفع مشکلات ذوب آهن اردبیل تصریح کرد: در وضعیت فعلی ذوب‌آهن عملاً تعطیل شده و تولید ندارد. وی افزود: واحد تولیدی ذوب‌آهن اردبیل با مشکلات مالی و مدیریتی مواجه است و به دلیل اینکه مالک توان مالی و مدیریتی ندارد، فعلاً تعطیل شده است. رئیس سازمان صنعت، معدن و تجارت استان تأکید کرد: مستأجری از استان گیلان نیز به صورت موقت این واحد تولیدی را اجاره کرد که به دلیل اتمام مهلت اجاره  این سرمایه‌گذار استان را ترک کرده و در حال حاضر ذوب‌آهن تعطیل است. وی متذکر شد: تا زمانی که مشکلات فعلی کارخانه رفع شود نمی‌توان در خصوص وضعیت و نحوه فعالیت مجدد آن اظهارنظر کرد. عاملی مسئولیت رسیدگی بر مشکلات کارگران را متوجه اداره کار، تعاون و رفاه اجتماعی استان دانست و افزود: در وضعیت فعلی به دلیل مشکلات مالی مالک، حتی اعطای تسهیلات نیز مقدور نیست. بلاتکلیفی 50کارگرکارخانه قند ورامین برای بازنشستگی پیش از موعد بدلیل عدم پرداخت سهم 4درصدی کارفرما! عدم پرداخت3ماه حقوق و4ماه حق بیمه این کارگران! پس از گذشت حدودا ۱۵ ماه از اعلام توقف فعالیت کارخانه قند ورامین در استان تهران هنوز وضعیت ۵۰ کارگر رسمی بیکار شده این واحد صنعتی نامعلوم است. منابع کارگری در این واحد تولیدی با اعلام این خبر به ایلنا می‌گویند با توقف فعالیت تولیدی این کارخانه از ۱۵ اسفند ماه سال ۹۴ تاکنون، حدود ۵۰ کارگر رسمی آن در بلاتکلیفی به‌سر می‌برند و در عین حال همه آن‌ها هنوز بابت سه ماه مزایای مزدی معوقه و چندین ماه حق بیمه طلبکارند. به گفته این کارگران وضعیت پیش آمده درحالی است که پیش‌تر و در زمان فعالیت کارخانه قند ورامین تعداد کارگران این واحد تولیدی به حدود ۴۲۰ نفر می‌رسید که از این تعداد حدود ۲۲۰ نفر از آن‌ها که بصورت قرار دادی فعالیت داشتند در فروردین ماه سال جاری به دلیل عدم نیاز اخراج شده‌اند. در این زمینه گفته می‌شود که از مجموع ۲۰۰ کارگر رسمی باقی مانده کارخانه حدود ۱۵۰ نفر توانستند با استفاده از مزایای قانون مشاغل سخت وزیان آور بازنشسته شوند اما وضعیت بازنشستگی مابقی کارگران رسمی کارخانه (بجز تعدادی حدود ۱۵ نفر که سوابق بیمه‌ای آن‌ها کامل نیست) مشخص نیست وکارفرما از پرداخت سهم ۴ درصدی خود به تامین اجتماعی خوداری می‌کند. به نقل از این کارگران گفته می‌شود جدا از وضعیت پیش آمده هرکدام از همکارانشان به‌صورت میانگین حدود سه ماه مزد معوقه از کارفرماطلب کارند و حق بیمه آن‌ها نیز از فروردین ماه سال جاری به تامین اجتماعی پرداخت نشده بود که اخیرا بخش از آن برای تمدید دفتر چه‌های در مانی کارگران پرداخت شده است. به گفته آنان با این حال با گذشت حدود ۱۵ ماه از تعطیلی کارخانه هنوز اقدام مشخصی در خصوص پرداخت معوقات مزدی و روشن شدن وضعیت استخدامی وبازنشستگی کارگران شاغل در آن صورت نگرفته است. طبق اظهارات کارگران این کارخانه در صورتی که دولت با برطرف کردن مشکلات این واحد تولیدی وکارگرانش اقدام به بازگشایی مججدا آن کند این کارخانه ظرفیت اشتغال بیش از ۶۰۰نیروی کار جدید را به صورت مستقیم خواهد داشت. دولت بی سر و صدا مصوبه بازگشت حقوق‌های نجومی را صادر کرد؟ سقف حقوق برای مدیران دولتی برداشته شد! هیئت وزیران در مصوبه‌ای جدید، تبصره‌ای که در آن ضوابط تعیین حداکثر دریافتی کارکنان و مدیران شرکت‌ها ی دولتی از جمله شرکت ملی نفت و بانک مرکزی تعیین می‌شد را حذف کرد. براساس گزارشی که امروز رسانه ای شد،هیئت وزیران در مصوبه‌ای جدید، تبصره‌ای که در آن ضوابط تعیین حداکثر دریافتی کارکنان و مدیران شرکت‌ها ی دولتی از جمله شرکت ملی نفت و بانک مرکزی تعیین می‌شد را حذف کرد. این تصمیم این نگرانی را ایجاد می‌کند که  با این مصوبه شرط رعایت سقف مشخص در پرداخت به کارکنان موسسات شرکت‌ها ی دولتی و موسسات عمومی غیر دولتی حذف شود. موضوعی که نگرانی جدی در خصوص برگشت حقوق‌ها ی نجومی ایجاد می‌کند. ماجرا از این قرار است که ۲۶ فروردین ماه امسال، هیئت وزیران در مصوبه‌ای به شماره ۵۷۰۰/ ت ۵۴۲۰۴ه ضوابط پرداخت حقوق و افزایش حقوق کارکنان دولت در سال جاری را تعیین و ابلاغ کرده‌است. بر این اساس میزان افزایش حقوق ۱۰ درصد و حداقل پرداختی یک میلیون و ۳۵ هزار تومان تعیین شد. اما ماده سوم این مصوبه یک تبصره جهت تعیین سقف پرداختی به مدیران و کارکنان داشت. متن این تبصره به این شرح است که: "رعایت مفاد مواد (۷۵) و (۸۴) قانون الحاق بخشی از مقررات مالی دولت(۲) – مصوب ۱۳۹۳- الزامی است". نگاهی به دو ماده ۷۵ و ۸۴ قانون مذکور در این تبصره نشان می‌دهد که این مواد مشخصا مربوط به ضوابط تعیین سقف پرداختی است. مثلا در ماده ۸۴  قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (۲)، مورخ ۴ اسفند ۹۳ آمده است: "ناخالص حقوق و مزایای دریافتی مدیران عامل و اعضای هیئت مدیره شرکت‌ها ی دولتی و غیردولتی که به نحوی از انحاء وابسته به نهادهای عمومی غیردولتی می‌باشند باید حداکثر از ده برابر حداقل حقوق مصوب سالانه شورای‌عالی کار بیشتر نباشد". مسئله این است که هیئت دولت در مصوبه هفته پیش خود این تبصره را حذف کرده است. متن این مصوبه به این شرح است:"هیئت وزیران در جلسه ۱۸ تیرماه ۹۶ به پیشنهاد سازمان اداری و استخدامی کشور و به استناد اصل ۱۳۸ قانون اساسی تصویب کرد: تبصره بنده (۳) تصویب نامه شماره ۵۷۰۰/ت۵۴۲۰۴ه مورخ ۲۶/۱/۹۶ حذف شود". به این ترتیب تبصره‌ای که به موجب آن ضوابط تعیین سقف پرداختی به مدیران تعیین شده بود خذف می‌گردد.   در همین حال پیگیری‌ها برای دریافت توضیحات مسئولان دولتی به نتیجه‌ای نرسید. یک مقام در شورای عالی اطلاع رسانی دولت که خواست نامش فاش نشود، درباره این مصوبه ابراز بی اطلاعی کرد و توضیحی نیز تا زمان تنظیم این گزارش ارائه نشد. در هر صورت ضروری است هر چه سریعتر مسئولان دولتی درباره این مصوبه و تاثیر آن در بازگشت حقوق‌ها ی نجومی شفاف سازی کنند. آیا با حذف این تبصره مجوز بازگشت حقوق‌های نجومی صادر نشده است؟ چه اتفاقی افتاده است که در فروردین ماه این تبصره تصویب و در تیرماه حذف شده است؟ با توجه به این‌که دولت خلاف بیانیه سال پیش آقای رئیس‌جمهور هنوز لایحه اصلاح قانون مدیریت خدمات کشوری را به مجلس ارائه نکرده است، چه راهکاری برای عدم بازگشت حقوق‌های نجومی پیش‌بینی شده است. روایت آماری جدید بیکاری/۷میلیون بیکاری که نه مدرک دارند نه مهارت بررسی‌ها نشان می‌دهد، بین ۳۵ تا ۳۸ درصد جوانان غیرشاغل کشور در حال تحصیل یا کسب مهارت نیستند که این گروه به شدت در معرض خطر به حاشیه رانده شدن در بازار کار هستند. به گزارش 25تیرمهر، پس از وقوع بحران‌های مالی و اقتصادی در جهان، سازمان بین‌المللی کار (ILO) به منظور بررسی بهتر وضعیت بازار کار جوانان و با توجه به آنکه شاخص‌های سنتی بازار کار به تنهایی نمی‌توانند گویای وضعیت دقیقی از نیروی کار آنان باشد، شاخصی تحت عنوان «جوانان غیرشاغل که در حال تحصیل یا کسب مهارت نیستند»  را تعریف کرد.

در تحلیل وضعیت بازار کار معمولاً سه شاخص نرخ بیکاری، نرخ اشتغال و نرخ مشارکت نیروی کار جوانان به عنوان شاخص‌های سنتی بازار کار مد نظر قرار دارد؛ ضمن اینکه بخش مهمی از مشکلات نیروی کار، جوانان غیرفعالی هستند که نتوانستند وارد بازار کار شوند و این جمعیت به عنوان «جمعیت غیرفعال اقتصادی» شناخته می‌شوند. طبق گزارش‌هایی که سازمان جهانی کار ارائه می‌دهد، جوانان جزو اولین کسانی هستند که شغل خود را از دست می‌دهند و همچنین این قشر از جوامع جزو آخرین افرادی هستند که شغلی به دست می‌آورند که این امر ناشی از عوامل بسیاری از جمله کمبود تجربه و مهارت است. بررسی تحلیل آمار بازار کار حکایت از آن دارد که ایران به عنوان کشور در حال توسعه که در سال‌های اخیر تحولات جمعیتی مختلفی را تجربه کرده است، در حال حاضر همچنان از نظر بافت جمعیتی دارای ساختار سنی جوان است. محاسبه شاخص «جوانان غیرشاغل که در حال تحصیل یا کسب مهارت نیستند» که تحت عنوان NEET شناخته می‌شود، نشان می‌دهد طی سال‌های ۹۰ تا ۹۴ حدود ۳۱ درصد جوانان ۱۵ تا ۲۴ سال کشور شاغل نبوده و در حال تحصیل یا کسب مهارت نیستند که این سهم برای جوانان حدود ۱۵ تا ۲۹ ساله طی سال‌های مذکور بین ۳۵ تا ۳۸ درصد در حال نوسان است. طبق اطلاعات به دست آمده از مجموع ۱۹ میلیون و ۳۴۲ هزار و ۴۳۳ جوان ۱۵ تا ۲۹ سال تعداد ۷ میلیون و ۳۲۶ هزار و ۲۷ نفر تعداد بیکارانی است که در حال تحصیل یا کسب مهارت نیستند! قسمت نگران‌کننده بازار کار مربوط به جوانانی می‌شود که در عین حال نه در جستجوی کار بوده و نه در حال آموزش یا کسب مهارت؛ این گروه به شدت در معرض خطر به حاشیه رانده شدن از بازار کار و مواجهه با محرومیت‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی هستند که توجه ویژه برنامه‌ریزان برای وضع سیاست‌های حمایتی از جمله فراهم کردن امکانات تحصیلی، مهارت‌آموزی و اشتغال را طلب می‌کند. تجمع اعتراضی مالکان زمین‌های کوثرهشتگرد مقابل استانداری البرز! امروز25تیرماه،مالکان زمین‌های کوثر هشتگرد برای حل مشکل مالکیت شان مقابل استانداری البرز اجتماع کردند. برپایه گزارشات منتشره،سال گذشته بود که زمین‌های کوثر هشتگرد ملی اعلام شد و در همان زمان تعدادی از مالکانی که این زمین‌ها را از برخی تعاونی‌ها خریده بودند اعتراض سر دادند و از نماینده دولت در استان خواستند که این مشکل را حل کند. درهمین رابطه،حامد فرضی مدیرکل منابع طبیعی البرز در گفتگو با خبرنگاری با تأکید بر اینکه عده‌ای درصدد هستند با دور زدن قوانین امتیازاتی را از آن خود کنند، افزود: این اراضی توسط تعاونی‌ها در اختیار افراد قرار داده‌شده لذا پیگیری این موضوع باید با مراجعه به تعاونی‌ها صورت گیرد. وی گفت: جلسات متعددی با اداره کل راه و شهرسازی، جهاد سازندگی، منابع طبیعی و استانداری پیرو این مهم برگزار و مکاتباتی با دادستان نیز صورت گرفته است. روایتی دیگر از خانواده کارگران کشته شده در معدن آزادشهر خانواده کارگران کشته شده در معدن آزادشهر می گویند که بارها به شرایط نامساعد کاری اعتراض کردند ولی مسئولان پس از مرگ همسران به پای صحبت آن ها نشستند. امروزمهر درهمین رابطه نوشت،، حادثه انفجار معدن زمستان یورت آزادشهر به قدری تلخ بود که بهار را برای گلستانی ها سیاه کرد. مرگ ۴۳ معدنکار و زخمی شدن صدها نفر در این حادثه تمام ایران را داغدار کرد. اکنون که دو ماه از این حادثه گذشته است، خانواده معدنچیان هم از وضعیت رسیدگی مسئولان گله دارند و هم می گویند، پیش از این بارها به فرماندار آزادشهر درباره وضعیت نامناسب کاری تذکر داده بودند ولی مسئولان بعد از مرگ همسرانشان به دیدارشان رفتند. مرگ دلخراش یک کارگر درحادثه انفجار مخزن سوخت در شهرک صنعتی زرندیه معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان مرکزی گفت: روزگذشته(24تیر)،انفجار یک مخزن سوخت در شهرک صنعتی زرندیه جان کارگری 40 ساله را گرفت. به گزارش 25تیرپایگاه خبری پلیس، سرهنگ محمود خلجی افزود: این حادثه در روز گذشته در مخزن سوخت یک واحد تولیدی قدیمی در شهرک صنعتی قدیم شهرستان زرندیه رخ داد که کارگر متوفی در این انفجار دچار سوختگی شدید شد. وی اظهار کرد: کارگر سانحه دیده هنگام این حادثه در حال بریدن لوله متصل به مخزن سوخت بود که با درجه سوختگی بالا به بیمارستان منتقل شد اما بر اثر شدت جراحات وارده پس از ساعتی جان سپرد. وی گفت: جسد این کارگر با هماهنگی دستگاه قضایی برای بررسی بیشتر به پزشکی قانونی منتقل شده است. شهرستان زرندیه با مرکز شهر مامونیه و جمعیت 64 هزار نفر از شهرستان های دوازده گانه استان مرکزی است. برق جان کشاورز 66ساله در روستای رباط جز را گرفت فرمانده انتظامی خوشاب از برق گرفتگی مردی 66ساله در اراضی کشاورزی روستای رباط‌جز درصبح امروز25تیر،خبر داد. علی مرادی علی‌آبادی گفت: این حادثه بامداد امروز در اراضی کشاورزی روستای رباط جز رخ داد که با گزارش آن عوامل انتظامی به محل حادثه اعزام شدند. وی افزود: بررسی‌های اولیه نشان داد از آنجایی که برق چاه عمیق در این زمین‌های کشاورزی قطع شده، این مرد 66ساله برای وصل مجدد آن از تیر برق بالا می‌رود که دچار برق گرفتگی شده است. فرمانده انتظامی خوشاب ادامه داد: پیکر نیمه جان این مرد به بیمارستان منتقل شد که تلاش پزشکان بی‌نتیجه ماند و  وی جان باخت. سقوط لودر به دره در بشاگرد 2 کشته برجای گذاشت بخشدار بخش گوهران شهرستان بشاگرد گفت: عصر روز گذشته(24تیر)،یک دستگاه لودر در مسیر روستای شَهورخ این شهرستان به دره سقوط کرد که در این حادثه 2 نفر جان خود را از دست دادند. یوسف حسینی امروز یکشنبه افزود: این لودر متعلق به بخش خصوصی بود که عصر روز گذشته برای بازگشایی مسیر برق رسانی و حفر چاله های تیرهای برق روستای شَهورخ مشغول بکار بود که به علت کوهستانی بودن منطقه، نامناسب بودن مسیر و تسلط نداشتن راننده به دره سقوط کرد. وی بیان داشت: در این حادثه پیمانکار و راننده لودر به نام های اسماعیل قربانی و اسماعیل فضل آبادی جان باختند. روستای 60 نفری شهورخ در مسافت 35 کیلومتری شهر گوهران واقع شده است. شهرستان بشاگرد با 40هزار نفر جمعیت در 270 کیلومتری شرق بندرعباس مرکز استان هرمزگان واقع شده است. بیست وپنجم تیرماه1396 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اخباروگزارشات کارگری24تیر1396

اعتراض به طرح کارورزی و مهارت آموزی وظیفه ای همگانی (کارگران،معلمان،پرستاران،کارمندان،دانشجویان،فارغ التحصیلان دانشگاه ها،دانش آموزان ،جوانان متقاضی کارو....) است اعتراض به اجرای طرح کارورزی و مهارت آموزی دفاع ازدستاوردهای کارگران، حقوق خود ونسل های آینده است

- اطلاعیه اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران در رابطه با درگذشت ناگهانی و اندوه ناک رفیق رحمان نجات

- تجمع کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان مقابل دفتر کارفرما

- اعتصاب در نیشکر هفت تپه اینبارنوبت به شاغلین رسید

- تجمع اعتراضی کارگران کارخانه منیزیم فردوس نسبت به عدم پرداخت8ماه حقوق ،4ماه حق بیمه واخراج تعدادی از همکارانشان

- تجمع اعتراضی 35کارگر بیکارشده معدن خاک سرخ هرمزمقابل بخشداری جزیره هرمز

- عدم پرداخت 7ماه حقوق کارگران شهرداری سی سخت - اهالی انارستان  درپی مرگ یک جوان براثر تصادف جاده را بستند

- پدیده «پنهان» بازار کار/ جمعیت غیرفعال اقتصادی ۶۱ درصد شد -«عاشقی» در متن معلولیت و بی‌شناسنامگی - گفتگو با کولبری که پا ندارد

اطلاعیه اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران در رابطه با درگذشت ناگهانی و اندوه ناک رفیق رحمان نجات

طبقه کارگر ایران یکی از یاران ثابت قدم خود را از دست داد.   در حیرت و ناباوری اطلاع یافتیم  که  روز جمعه ۱۴ جولای ۲۰۱۷، رفیق رحمان نجات در شهر سلیمانیه، کردستان عراق، در اثر یک حادثه ناگوار جان خود را از دست داد. رفیق رحمان نجات بیش از ۱۵ سال از اعضای اتحاد بین المللی و از فعالین و همکاران صمیمی، دلسوز و توانای ما در کانادا بود. خبر جان باختن دردناک و شوک آور رفیق رحمان ما را در اندوهی عمیق  فروبرده است. رفقای ما در کانادا که سالهای سال با رفیق رحمان از نزدیک و بطور روتین و روزمره همکاری، رفاقت و دوستی داشته اند بیش از همه ما در بهت، ناباوری و سوگ به سر می برند. رحمان نجات یکی از فعالین صدیق و صمیمی جنبش کارگری بود و همزمان به عنوان فعال قدیمی جنبش کمونیستی ایران مورد احترام همیشگی هزاران انسان شریف و مبارز از کانادا تا اروپا و خاورمیانه  بود. رفیق رحمان نجات، عضو کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران بود و سالیان طولانی در صفوف این حزب و کومه له همچون رفیقی محبوب، تاثیر گذار و  بسیار توانا مبارزه کرده بود.  ما به زودی و در فرصت مناسب، بیشتر در مورد زندگی پربار رحمان خواهیم گفت و یادش را آنچنان که شایسته یار، همراه و مبارزی چون اوست گرامی خواهیم داشت.  ما درگذشت نابهنگام، دلخراش و دردناک رفیق رحمان نجات را به حزب کمونیست ایران، به کلیه رفقا و یاران اتحاد بین المللی، به ویژه رفقای کانادا، به آرام بسیار عزیز، به رفیق مینوی گرامی و نیز به کلیه فعالین جنبش کارگری و سوسیالیستی و دوستان و بستگان رحمان نجات تسلیت می گوییم. درود بر رحمان نجات یادش گرامی و راهش پررهرو باد! اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران ۱۵ جولای ۲۰۱۷ تجمع کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه دراعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان مقابل دفتر کارفرما امروزشنبه24تیرماه،بیش از300نفرازکارگران مجتمع نیشکر هفت تپه دراعتراض به عدم پرداخت 4ماه حقوق ووضعیت نامشخص بیمه تکمیلی،دست از کار کشیده و مقابل دفتر کارفرما تجمع کردند. درهمین رابطه یکی از کارگران این مجتمع به ایلنا گفت: پرداخت مطالبات مزدی کارگران رسمی وقرار دادی مجتمع نیشکر هفت ‌تپه از اردیبهشت ماه سال جاری به تاخیر افتاده همچنین پاداش و بهره برداری سال‌های ۹۴ و ۹۵ آنها هنوز پرداخت نشده است. در عین حال کارگران روزمزدی حاضر در تجمع امروز نیز افزودند جدا از مطالبات معوقه سال جاری در دوماههٔ اردیبهشت وخرداد، دستمزد بهمن واسفند ماه سال گذشته (۹۵) را از کارفرما وصول نکرده‌اند. به گفته این کارگر ،مشخص شدن وضعیت بیمه تکمیلی یکی دیگر از خواسته‌های معترضان است چراکه هزینه‌های آن از پاییز سال ۹۵ تاکنون به صورت ماهانه از دستمزد آنها کسر می‌شود اما ظاهرا شرایط ارائه خدمات به آنها نامعلوم است. اعتصاب در نیشکر هفت تپه اینبارنوبت به شاغلین رسید  بدلیل ناتوانی کارفرمای خصوصی شرکت طی ۱۵ماه گذشته در انجام تعهدات قانونی خود همواره شاهد اعتصابات متعدد دراین شرکت هستیم بازنشسته ها.نی بران.ماشینهای استیجاری.پیمانکاران طرف قراردادشرکت.سازمان تامین اجتماعی.اداره گاز.برق.امورمالیاتی.سازمان اب وغیره ازجمله طلبکاران عمده شرکت نیشکرهفت تپه هستند که بصورت مکرر و به اشکال مختلف پیگیر مطالبات خود از کارفرمای جدید این شرکت هستتد مطالباتی که ازاوایل دهه هشتاد تاکنون انباشته شدند. شرکت با حدود ۶۵۰ میلیارد بدهی که مربوط به زمان دولتی بودن ان است طی مناقصه ای با مبلغ یکهزارمیلیارد به بخش خصوصی واگذار گردید وطبق شرایط مناقصه خریداران بدهی شرکت راتقبل کرده اند ومابقی مبلغ را بصورت اقساط به دولت وسازمان خصوصی سازی پرداخت کنند ازبهمن ماه سال ۹۴تاکنون تقریبا هرماه بایدکارگران برای حقوق ومطالبات خود ، دست به اعتصاب بزنند قبل از واگذاری شرکت حدود ۷۰۰ نفر ازپرسنل طبق قانون طرح زیان اور میبایست با پرداخت ۴کارفرما بازنشسته میشدند که دولت در سالهای ۹۳و۹۴ هیچ گونه اقدامی دربازنشستگی انها نکرد حتی دولت به مصوبه مجلس درخصوص پرداخت ۱۰ میلیاردتومان جهت بازنشستگی نی بران هم بی توجهی نکردودرحال حاضربلاتکلیف هستند.پس ازواگذاری شرکت این امرباعث اعتصابات مکرر متقاضیان بازنشستگی شرکت وبازنشسته ها برای پرداخت حق سنوات خودبوده که عمل کردن به این تعهدات وپرداخت حقوق همزمان پرسنل وپرداخت بدهیهای معوق باعث وضعیت بحرانی موجودشده.دولت با واگذاری شرکت میخواست ازشر ان خلاص شود و شرکت را ازچاله به چاه انداخت.سوال اینجاست دولت با این همه چاه نفت ودرامد زیاد چرا بدهیها راتسویه نکرد وشرکت را با کوهی ازبدهی ومشکلات به کسانی واگذارکردند که از اداره ان عاجز هستندوکارگران زحمت کش ان که در دمای بالای ۵۴ درجه ورطوبت بالا به حال خود رها کرده وهرماه برای دریافت حقوق معوق خود حتما باید دست به اعتراض بزنند تاحقوق خودرا باتاخیرزیاد دریافت کنندالبته حقوق بیش از۱۳۰۰ نفرازکارگران بخصوص بخش کشاورزی وسمپاشی حدودیک میلیون تومان است  درصورتی که جمعه هاسرکار باشند.بااین وضعیت موجود خدا اخر وعاقبت کارگران شرکت رابه خیر کند.پرداخت نشدن پاداش سالهای۹۴و۹۵حقوق بهمن واسفند۹۴ روزمزدهاوحقوق اردیبهشت وخرداد همه پرسنل.پرداخت نشدن جیره ماه رمضان ولوازم التحریرتعدادزیادی ازپرسنل سال تحصیلی قبل.ندادن لباس کار دردوسال گذشته.اخراج فله ای وغیرقانونی پرسنل.عدم پایبندی کارفرما به قانون.بی توجهی مسئولین منطقه به مشکلات پرسنل این شرکت وناامیدی کارکنان به اینده شغلی با توجه به بدهیهای شرکت که به دوسوم قیمت کارشناسی دارد میرسد وشرایط ورشکستگی رامهیا میکند ازجمله دغدغه های کارگران است . تجمع اعتراضی کارگران کارخانه منیزیم فردوس نسبت به عدم پرداخت8ماه حقوق ،4ماه حق بیمه واخراج تعدادی از همکارانشان امروز24تیرماه، کارگران کارخانه منیزیم فردوس همزمان با سفر عصمت سرفرازی معاون امور اقتصادی استاندار خراسان جنوبی جهت بازدید از خط تولید کارخانه،دراعتراض به عدم پرداخت8ماه حقوق ،4ماه حق بیمه واخراج تعدادی از همکارانشان اجتماع کردند.   براساس گزارشات منتشره،معاون امور اقتصادی استاندار خراسان جنوبی پس از بازدید از خط تولید کارخانه در جلسه ای که با حضور فرماندار، معاونان فرماندار، مدیرعامل کارخانه منیزیم و نماینده کارگران کارخانه برگزار شد،وعده پرداخت حقوق معوقه کارگران را داد. مدیرعامل کارخانه منیزیم فردوس کافی میزان معوقات کارگران کارخانه منیزیم فردوس را 800 میلیون تومان اعلام کرد ونیز از 700 میلیون تومان بدهی به شرکت های خدمات رسان آب، برق و گاز و نیز 8 میلیارد و 200 میلیون تومان بدهی به بانکهای عامل خبر داد. فرامرز کافی افزود: چرا وقتی نرخ سود تسهیلات بانکی 18 درصد است بخش تولید باید 9 درصد اضافه تر یعنی نرخ 27 درصد پرداخت کند که این ظلم به بخش تولید است. کارخانه منیزیم فردوس(شرکت شمش فلز رویال) دراستان خراسان جنوبي، شهرستان فردوس، كيلومتر 7 جاده فردوس-بیرجند،واقع شده است. تجمع اعتراضی 35کارگر بیکارشده معدن خاک سرخ هرمزمقابل بخشداری جزیره هرمز امروز24تیر،35کارگر بیکارشده معدن خاک سرخ بدنبال تعطیلی ناگهانی معدن دست به تجمع مقابل بخشداری جزیره هرمز،زدند. این کارگران علت تعطیلی این معدن را اختلافات داخلی تعاونی مرزنشینان اعلام کردند. بهره بردار اصلی این معدن یک شرکت خصوصی به نام شرکت باستان معدن پودر بود و ۶۰ درصد از سهام این شرکت به مردم هرمز واگذار شده است. تعاونی مرزنشینان هم به عنوان نماینده مردم در این شرکت مشارکت دارد.

نماینده کارگران معدن خاک سرخ هرمز به مهر گفت: با توجه به برگزاری انتخابات هئیت مدیره تعاونی مرزنشینان و انتخاب ۵ نفر از اهالی به عنوان نمایندگان مردم در تعاونی مرزنشینان، تعدادی از اعضای این تعاونی سر به ناسازگار گذاشته و اقدام به شائبه سازی کردند تا جاییکه اداره تعاون استان هرمزگان اقدام به انتصاب افراد دیگری کرد. وی اظهارداشت: اعتراضات مردم مبنی بر زیر پا گذاشتن انتخابات و آرای آنها در انتخاب هئیت مدیره، منجر به تعطیلی این معدن عظیم خدادادی شد و تعداد ۳۵ نفر از جوانان این جزیره که در این معدن مشغول به کار بودند بیکار شدند. وی افزود: با نماینده عالی دولت در این نشست اعتراضی، مشکل بیکاری این ۳۵ نفر را مطرح کردیم که بخشدار  هرمز قول همکاری را نیز داد. عدم پرداخت 7ماه حقوق کارگران شهرداری سی سخت پرداخت حقوق حدود ۱۰۶ کارگر شهرداری سی سخت در استان کهکیلویه وبویر احمد دست کم ۷ ماه به تاخیر افتاده است. کارگران شهرداری سی سخت با اعلام این خبر به ایلنا گفتند: حدود ۱۰۶ کارگر رسمی، قراردادی وپیمانی شهرداری سی سخت و سازمان‌های وابسطه به آن به دلیل آنچه از سوی شهرداری «کمبود منابع مالی» عنوان می‌‌شود؛ دست کم ۷ماه مزد معوقه طلبکارند. به گفته کارگران شهرداری سی سخت، آخرین حقوقی که آن‌ها دریافت کرده‌اند مربوط به دستمزد آبان ماه سال ۹۵ است که کارفرما آن را اخیرا به حساب کارگران پرداخت کرده است. کارگران مورد نظر که به صورت رسمی و قراردادی مشغول کارند با بیان اینکه مهم‌ترین عامل این وقفه هفت ماهه کمبود نقدینگی و نبود منابع مالی است، در ادامه گفتند: مشکلات شهرداری سی سخت از چندین سال پیش از زمانی آغاز شد که بسیاری از نهاد‌های مختلف دولتی وخصوصی از پرداخت به موقع عوارض شهرداری خودداری می‌کنند. طبق اظهارات کارگران شهرداری سی سخت، در صورتیکه شهرداری بتواند با همکاری مسئولان استانی وشهرستانی مطالبات معوقه خود را نهاد‌های مختلف دولتی وصول کند توانایی پرداخت یکجای همه معوقات مالی کارگران را خواهد داشت. به نقل از این کارگران که در دارای سوابق ۶ تا ۱۳ساله در شهرداری سی سخت هستند، گفته می‌شود که سال‌ها به صورت روزمزدی در مجموعه شهرداری مشغول کار بودند که در سال جدید نوع قرار داد کاری آن‌ها با شهرداری تغییر کرده وبصورت قرار دادی در آمده است. اهالی انارستان  درپی مرگ یک جوان براثر تصادف جاده را بستند ظهر جمعه 23تیر، در پی مرگ یکی از جوانان در جاده انارستان به ریز بر اثر سانحه رانندگی، اهالی شهر انارستان با بستن مسیر، خواستار حضور مسئولان شدند. بنابه گزارش یک منبع خبری محلی،محمد رضا روزفراغ جوان انارستانی در پیچ جاده موسوم به باغ امام جانش را از دست داده و عدم رسیدگی مسئولین به این جاده سبب شده تا اهالی انارستان مسیر این شهر تا ریز را با سنگ و شاخه و تنه های درختان مسدود کنند. ﺟﺎﺩﻩ شهرهای ﺍﻧﺎﺭﺳﺘﺎﻥ- ﺭﻳﺰ به دلیل ﺯﻣﻴﻦ ﻫﺎﻳﯽ ﮐﻪ ﻭﻗﻒ ﺷﺪﻩ، ﺟﺎﺩﻩ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺍﺯ ﺩﻭﭘﻴﭻ ﺧﻄﺮﻧﺎﮎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ و ﻃﯽ ﻳﮏ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﭼﻨﺪﻳﻦ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﺭﺥ ﺩﺍﺩﻩ و ﭼﻬﺎﺭ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻧﻮﺟﻮﺍﻥ ﻳﺎ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ. گفته می شود با وجود پیگیری ﺷﻮﺭﺍ و ﺷﻬﺮﺩﺍﺭﯼ انارستان برای ساماندهی این نقطه، هنوز اداره اوقاف در این خصوص اعلان نظر نهایی نکرده است. ساعتی پس از این اتفاق، معاون سیاسی، امنیتی فرمانداری جم در خصوص تصادف منجر به فوت یک جوان و بستن جاده ارتباطی بین انارستان و ریز گفت: شورای اسلامی انارستان رضایت معارضین زمین مذکور را اخذ نماید و فرماندار هم قول مساعد جهت تامین اعتبار برای اصلاح و ادامه بلوار از شهر انارستان تا پل بین ریز و انارستان را داده اند. پدیده «پنهان» بازار کار/ جمعیت غیرفعال اقتصادی ۶۱ درصد شد افزایش جمعیت غیرفعال اقتصادی در حالی روبه افزایش است که به عنوان یک پدیده «پنهان» تحولات بازار کار ۶۱ درصد از جمعیت در سن کار را به خود اختصاص می‌دهد. به گزارش 24تیرمهر، تحولات بازار کار سیاست‌های کلان اقتصادی و جمعیتی گره خورده است که شاخص‌های نرخ اشتغال و بیکاری را تحت تاثیر خود قرار می‌دهند. یکی از این شاخص‌های جمعیتی جمعیت فعال یا غیرفعال اقتصادی است. یکی از مهمترین معضلات کنونی بازار کار، افزایش تعداد جمعیت غیرفعال است که این افراد نه جزئی از شاغلان محسوب می‌شوند و نه بیکاران. در حال حاضر جمعیت غیرفعال زیادی در کشور به عنوان یک پدیده «پنهان» در تحولات بازار کار خودنمایی می‌کند به عبارتی این پدیده در اثر اینکه افراد شرایط را برای ورود به بازار کار مساعد نمی‌دانند به وجود می‌آید.  بررسی آمار نشان می‌دهد بخش عمده جمعیت غیرفعال را جوانان و نیروی تحصیلکرده تشکیل می‌دهد که این پدیده در جای خود هشدار جدی برای بروز انواع نابسامانی‌های اجتماعی و اقتصادی به شمار می‌رود. تحلیل آمار بازار کار نیز حاکی از آن است که طی‌ سال‌های ۸۴ تا ۹۴ به طور متوسط ۶۱ درصد از جمعیت در سن کار جزء جمعیت غیرفعال بوده‌اند و فقط ۳۹ درصد از جمعیت در سن کار جمعیت فعال بوده است. سهم جمعیت فعال و جمعیت غیر فعال اقتصادی نسبت به «جمعیت در سن کار»   با این حال همچنان جمعیت تحصیلکرده زیادی از شرایط بازار کار ناراضی هستند به طوری که این افراد یا به دلیل نا امیدی، در جستجوی شغل نیستند یا در تکاپوی یافتن شغل مناسب برای خود هستند اما شغل مطلوب خود را نمی یابند. رشد محدود جمعیت شاغل در ۱۲ سال گذشته! بررسی روند تحولات بازار کار طی یازده سال گذشته نشان می‌دهد تعداد شاغلان طی دوازده سال گذشته (۸۴ تا ۹۵) بین ۲۰ تا ۲۲ میلیون نفر بوده است به طوری که بیشترین تعداد افراد شاغل به سال ۹۵ مربوط می‌شود که در این سال ۲۲ میلیون و ۵۸۸ هزار و ۵۳ نفر شاغل بوده‌اند. هر چند تعداد جمعیت شاغل کشور طی سال‌های ۹۰ تا ۹۵ روند صعودی داشته و از حدود ۲۰ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر به ۲۲ میلیون و ۵۸۸ هزار نفر رسیده است، اما همچنان تفاوت تعداد شاغلان طی بازه دوازده ساله ۸۴ تا ۹۵ در حدود دو میلیون نفر است. این میزان افزایش در مقایسه با رشد بیش از پنج میلیون نفری شاغلان در دهه ماقبل آن یعنی  سال‌های ۷۵ تا ۸۴ بسیار محدود است. بررسی و تحلیل آمار بازار در بازه زمانی مذکور حاکی از آن است که اقتصاد ایران طی سال‌های ۸۴ تا ۹۳ از نظر اشتغال‌زایی عملکرد مطلوبی نداشته است و در این مدت فقط ۷۰۰ هزار شغل ایجاد شده است؛ یعنی اشتغالزایی سالانه فقط برای ۷۰ هزار نفر! در حالی که سالانه حدود ۸۰۰ تا ۸۵۰ هزار نفر عرضه جدید نیروی کار کشور است. تعداد شاغلان   این عملکرد در شرایطی رقم خورده است که دقیقا طی همین دوره سهم جمعیت جوان (۱۵ تا ۳۴ سال) از کل جمعیت کشور به بیش از ۴۰ درصد رسید. عدم افزایش تعداد شاغلان وهمچنین همزمانی آن با موج جوان جمعیت کشور و افزایش روزافزون فارغ التحصیلان، بیانگر نیاز اقتصاد ایران به اشتغالزایی قابل توجه برای سال‌های آینده است تا این سیاستگذاری‌ها بتواند صرفا منتج به اشتغال‌زایی برای «متقاضیان جدیدالورود به بازار کار» باشد. علاوه بر اینکه دولت باید برای متقاضیان جدیدالورود به بازار کار تمرکز کند، کشور با تعداد زیادی از نیروی انباشت بیکار از سال‌های گذشته مواجه است که این عقب ماندگی نیز باید همزمان جبران شود. در عین حال طی دو سال گذشته حدود یک میلیون و ۳۰۰ هزار نفر به جمعیت شاغل کشور اضافه شده و این افزایش اشتغال در شرایطی رخ داده که انباشتی از جمعیت غیرفعال در اقتصاد کشور شکل گرفته و طی دو سال اخیر بخشی از آنها تصمیم به ورود به بازار کار گرفته‌اند. «عاشقی» در متن معلولیت و بی‌شناسنامگی جالب اینجاست که فرزندانِ مادران ایرانی و پدران مهاجر نیز از شناسنامه محرومند؛ و این یعنی یک زنِ ایرانی، یک مادر ایرانی اگر به عقد یک مرد مهاجر دربیاید، حق ندارد برای فرزندش تقاضای شناسنامه داشته باشد؛ این یعنی مادرانی هستند که سهمشان از این آب و خاک قدِ یک شناسنامه کاغذی هم نیست. هانیه جهان‌تیغی هستم. اهل زاهدان؛ قدِ من به زحمت یک وجب از دختر دوساله‌ام بلندتر است؛ من یک معلولم؛ معلولی که فکر می‌کنم خیلی چیزها از من دریغ شده‌است، حتی حق عاشقی... بعدازظهر یک روز گرم تابستان است. شهرک اندیشه، کنار جاده کرج- شهریار؛ چند دقیقه‌ای پیاده روی و وعده دیدار با خانواده‌ای که حرف‌های زیادی برای گفتن دارند؛ خانواده‌ای که سالهاست از سیستان و بلوچستان، از شهر زاهدان به پایتخت آمده‌اند. هانیه دختر این خانواده است؛ دختر معلول اما بسیار توانایی که ساز می‌زند؛ هانیه  مدافع حقوق کودک است؛ در برنامه‌های کانونِ کودکان کارِ سیستان و بلوچستان شرکت می‌کند و برای بچه‌ها ارگ می‌زند  و دلش می‌خواهد خیلی چیزها عوض شود . هانیه مبتلا به «آکوندروپلازی» است؛ بیماری‌ای که باعث می‌شود رشد استخوان‌های فرد متوقف شود و قد بیمار به صورت قابل ملاحظه ای از حد طبیعی کوتاهتر باشد؛ خیلی کوتاهتر. وارد اتاق که می‌شود، لبخند مهربان و موهای بلندش جلب توجه می‌کند. دست دخترش را گرفته و در نگاه اول، تشخیص این که این دو نفر، مادر و دختر باشند، کمی دشوار است؛ کمی که می‌گذرد همه چیز مشخص می‌شود؛ این یکی هانیه است و آن یکی، دختر تقریبا دوساله اش، نیلا. دختری که شناسنامه ندارد؛ دختر بچه‌ی زیبایی که از روز تولد، پدرش را ندیده‌است. قصه زندگی هانیه مثل داستان خیلی از معلولینِ دیگر،  غم‌انگیز است؛ قصه زندگی معلولین ایرانی، قصه محرومیت‌هاست؛ انگشت‌نماشدن‌ها؛ تبعیض‌ها، حسرت خوردن‌ها... هانیه هم از این خاطرات در سی سالی که پشت سر گذاشته زیاد دارد. تا دیپلم را به هر زحمت که بوده در مدارس عادی زاهدان درس خوانده و بعد، دانشگاه آزاد زاهدان، رشته گرافیک قبول شده؛ اما پس از  یکی دو ترم مجبور شده انصراف بدهد؛ خودش می گوید: برایم کارکردن با دستگاهها سخت بود؛ مثلا دستگاه چاپ سیلک، اصلا قدم به این دستگاه نمی رسید.  اساتید و مسئولان دانشگاه هم همکاری نکردند؛ مجبور شدم از رویایم چشم پوشی کنم؛ انصراف دادم، حالا بعدِ چند سال می‌خواهم در کلاس نقاشی ثبت نام کنم. اما اوج قصه هانیه جای دیگری است؛ جایی که عاشق می‌شود و عشق، همزاد غم و محرومیت، هم  به جان خسته‌ی او گرما می‌بخشد و هم او را می‌سوزاند: «علی کارگر بود؛ یک کارگر افغانستانی؛ لواسان در یک کارگاه مکانیکی کار می‌کرد؛ چند سال پیش خیلی اتفاقی آشنا شدیم و این آشنایی  تبدیل شد به  یک قصه طولانی عاشقی، پرفراز و نشیب تا ازدواج.» قصه عاشقیِ هانیه دختر معلول اما هنرمند و توانا و علی، کارگر مهاجری که هیچ مشکل جسمانی ندارد، حتی به قول دور و بری‌ها خیلی هم خوشتیپ و دخترپسند است، قصه ای طولانی‌ است؛ قصه‌ای است پر از درد و حرمان؛ دو سه سالی طول می‌کشد که خانواده علی به این ازدواج رضایت بدهند، از نظر آنها دختر معلولی مثل هانیه نمی‌تواند به درد علیِ سالم و رشید بخورد؛ تازه بعد از رضا دادن و آمدن برای خواستگاری، وقتی قرار عقد و ازدواج را می‌گذارند، باز در آخرین روزها پشیمان می‌شوند؛ نه چنین ازدواجی به صلاح نیست. علی می‌ماند و عشقی نامتعارف که نمی‌تواند از آن دل بکند؛ هانیه همه زندگی اوست؛ پس به تنهایی، بدون حمایت خانواده،  کنار این عشق می‌ماند ؛ محضر می‌روند و عقد می‌کنند. اما یک مشکل دیگر هم هست، علی کارگر مهاجرِ افغانستانی، با وجود این که متولد ایران است و سالها در این آب و خاک، کارگری کرده، با وجود این که پدرش در جنگ ایران و عراق، همدوش و همراه رزمندگانِ ایرانی جنگیده، شناسنامه ندارد. ازدواج می‌کنند اما بدون شناسنامه‌ی علی، کار چندان آسان نیست. هانیه این ازدواج در شهر مشهد را اینطور توصیف می‌کند: «سال 93 محضر رفتیم و عقد کردیم؛ عقدنامه شرعی داریم اما ازدواج، ثبت قانونی نشد؛ اسم علی را در شناسنامه من هم ننوشتند؛ هیچ کس همکاری نکرد..» بعد ازدواج، هانیه علیرغم تعجب خانواده و پزشکان باردار می شود: «باردار که شدم، پزشکان گفتند بدنت گنجایش حمل جنین را ندارد؛ نهایت، پنج ماه بتوانی تحمل کنی بعد باید زایمان زودرس داشته باشی؛ اما پنج ماه گذشت و پزشکان دیدند مشکلی نیست؛ در کمال ناباوری، هفت ماه هم گذشت و مشکلی پیش نیامد، و من در نُه ماهگی بارداری مثل همه مادران، وضع حمل کردم؛ دکترها جمع شده بودند و عکس برمی‌داشتند؛ همه متعجب بودند؛ دخترم نیلا با سه کیلو وزن متولد شد. اما در کمال تاسف به بچه‌ام هم شناسنامه ندادند؛ فقط یک گواهی تولد از بیمارستان دارد؛ همین.» تولد نیلا، یک اتفاق نامنتظره، چیزی شبیه معجزه برای هانیه بود؛ خوشبختی، که زمانی چنان دور و ناممکن می‌نمود، از در و دیوار سرازیر شده بود؛ خوشبختی‌ای که با هجوم مشکلاتِ رنگ به رنگ،  دیری نمی‌پاید. چند روزی از تولد نیلا می‌گذرد که پدرش، علی رخت سفر می‌بندد و از مرز عبور می‌کند؛ مقصد پناهندگی و  اروپاست. علی راهیِ آلمان می‌شود. هانیه روزهای رفتن علی را سخت‌ترین روزهای عمرش می‌داند و با یک دنیا حسرت می‌گوید: «اوایل اصلا نمی‌توانستم رفتنش را قبول کنم. نمی‌توانستم بپذیرم که آن عشق و عاشقی و آن همه جنگیدن، به جدایی منجر شده؛ اما چند وقت که گذشت، باورم شد که علی چاره دیگری نداشته؛ بعد از سی سال زندگی در ایران، هیچ حق و حقوقی برایش قایل نبودند؛ شناسنامه نداشت؛ گواهینامه رانندگی نداشت؛ حتی یک سیم کارت ایرانسل نمی‌شد به نامش باشد؛ خودش و پدرش سالها کارگری کرده بودند اما همیشه از حقوق شغلی یک کارگر ساده محروم مانده بودند؛ حداقل آنجا در آلمان، اگر کارش درست شود، آینده‌اش بهتر می‌شود؛ همین الان که هنوز پرونده‌اش در مرحله بررسی است، کلاس رانندگی رفته و دارد گواهینامه می‌گیرد؛ می‌خواهد درس بخواند؛ در ایران که تا سوم راهنمایی بیشتر نگذاشتند تحصیل کند.» حالا هانیه مانده و یک دختر دوساله‌ی بی شناسنامه؛  لینا، دختر هانیه، نسل سوم افغانستانی‌های ساکن ایران است؛ نسل سوم مهاجرانی که هیچ آینده روشنی ندارند؛ افغانستانی‌هایی که سرنوشتشان فقط فَعلِگیِ بی‌حق و حقوق است؛ هانیه اما هنوز از عشق ناامید نشده؛ او  با علی، همسرش، در ارتباط است؛ می‌گوید قصدمان رفتن به آلمان پیش علی است، اما بی‌شناسنامگی دخترم را چه کنم. مادر هانیه نیز در این مصیبت‌ها همراه دخترش است؛ او  خودش را در سرنوشت دخترش مقصر می‌داند؛ موقع حرف زندن گریه می‌گوید؛ این زن، از رنج می‌گوید؛ رنجِ مادری، رنج و رنج؛ زندگی سلسله بی‌پایان رنج‌هاست: «کارمند دانشگاه علوم پزشکی زاهدان بودم. در آزمایشگاه، بخش بیوشیمی کار می‌کردم؛ پزشکان گفتند سر و کار داشتن با مواد شیمیایی باعث معلولیتِ دخترم شده؛ مشکل دخترم ژنتیکی است و شغل پرخطر من این مصیبت را به سرش آورده؛ ما را نَه آموزش داده بودند و نه دوره دیده بودیم؛ یک راست ما را فرستادند آزمایشگاه و نگفتند خطرات این شغل چیست؛ جالب است که بعد از به دنیا آمدن دختر معلولم، هیچ حق و حقوقی برایم قائل نشدند؛ نه مزایایی به من تعلق گرفت و نه حتی از شیفت های کاریم کم کردند؛ باز هم شب‌کاری داشتم، باز هم ساعتهای طولانی سرو کار داشتن با مواد شیمیاییِ خطرناک؛ سرِ بارداری دو فرزند بعدی‌ام، خودم بودم که متوجه خطر شدم و نُه ماهِ تمام، پایم را در آزمایشگاه نگذاشتم....» مادر هانیه معتقد است اگر شغل دیگری داشت، یا حداقل اگر مسئولان و بالاسری‌ها در آزمایشگاه اینقدر بیخیال و بدون توجه نبودند، امروز دخترش، این همه درد و مصیبت نداشت؛ مصائبی که انگار تمامی ندارند.. هانیه این روزها در خانه نقاشی می‌کند و کتاب می‌خواند؛ تنها دلخوشیش دخترش نیلاست؛ او  آرزوهایش را برمی‌شمارد: منبعِ درآمدی ندارم؛  من عضو فعالِ بهزیستی زاهدان بودم؛ نماینده معلولین استان بودم؛ تقاضا دارم بهزیستی حداقل امثال من را  تحت حمایت بیشتر قراردهد و با استفاده از سهمیه معلولین ما را استخدام کند. اما بزرگترین آرزویم این است که خانواده‌ام دورِ هم جمع شوند؛ یا شرایط در ایران برای همسرم تغییر کند یا ما برویم اروپا و با او زندگی کنیم. اما مهمتر از همه این است که  فرزندم شناسنامه داشته باشد؛ ایران سالهاست به پیمان‌نامه حقوق کودک پیوسته؛ ایران در اسفند ١٣٧٢ با تصویب مجلس شورای اسلامی و تأیید شورای نگهبان،  به طور رسمی این کنوانسیون را پذیرفت؛ در این پیمان‌نامه آمده که همه کودکان حق داشتن شناسنامه دارند؛ اما در سالهای پس از تصویب،  این الزام قانونی هرگز رعایت نشده؛ هزاران کودک افغان در ایران سالها و سالها بدون شناسنامه زندگی کرده‌اند و هنوز هم مجبورند با همان وضع ادامه حیات بدهند؛ حتی بسیاری از کودکان بلوچِ ایرانی که ازدواج والدینشان ثبت قانونی نشده، شناسنامه ندارند. جالب اینجاست که فرزندانِ مادران ایرانی و پدران مهاجر نیز از شناسنامه محرومند؛  و این یعنی یک زنِ ایرانی، یک مادر ایرانی اگر به عقد یک مرد مهاجر دربیاید،  حق ندارد برای فرزندش تقاضای شناسنامه داشته باشد؛ این یعنی مادرانی هستند که سهمشان از این آب و خاک قدِ یک شناسنامه کاغذی هم نیست. چرا باید دخترم از همه حقوق محروم بماند؟ این جمله، آخرِ صحبت های ماست؛ مادر معلولی که برای کودکان کار، سرود «ای ایران» می‌نوازد، می‌خواهد بداند چرا به فرزند خودش  از این وطن، از ایران یک شناسنامه هم نمی‌رسد؛ اشک مجال ادامه صحبت را نمی‌دهد؛ دیگر ادامه نمی‌دهیم؛ زندگی سلسله بی‌پایان رنج‌هاست؛ رنج‌هایی که با عشق در هم می‌تَنند؛ رنج‌های بی‌پایان عاشقی... منبع:ایلنا-24تیر گفتگو با کولبری که پا ندارد یونس فیضی 24 سال است بدون پا کولبری می کند. باورش دشوار است. کولبری در کوه و برف و دره های عمیق مرزهای کردستان و آذربایجان غربی، جایی که جاده نیست. تنها می شود با قاطر و پاهای چابک از خطر جست. چطور کسی می تواند با دو پا که از بالای زانو قطع شده اند کولبری کند؟

علی کریمی فوتبالیستی که با و بدون توپ همیشه متفاوت بود در صفحه اینستاگرامش عکس یونس فیضی را منتشر کرد و نوشت: «یک عکس یک بغض! همیشه مرغ همسایه غازه». در زمستان سال گذشته پس از یخ زدن چند کولبر در مرزهای برف آلود کردستان و آذربایجان غربی توجه افکار عمومی به این شغل خطرناک جلب شد و دولت روحانی نیز با تلاش برای بیمه کردن کولبران کوشید در این راه قدم هایی بردارد اما رنج مردم این سامان عمیق تر از این قصه هاست. در مورد یونس فیضی جز چند عکس اطلاعات زیادی در دست نیست جز یک گفتگو به زبان کُردی و ترجمه انگلیسی که در شبکه های اجتماعی وجود دارد. منبع اصلی این فیلم و زمان مشخص نیست اما اینجا می توانید مهمترین فرازهای آن را بخوانید: -یونس فیضی هستم. اهل پیرانشهر (یکی از شهر های کردنشین استان آذربایجان غربی در شمال غربی ایران) -این کار را از روی اجبار انتخاب کردم. کاسبی و شغل دیگری ندارم. کار آسانی نیست. من سرپرست و نان آور یک خانواده ام و باید کار کنم. - این کار برای کسی که پا دارد هم سخت است اما باز برایم آسان تر از این است که دست گدایی طرف کسی دراز کنم. خطر دستگیری و حتی کشته شدن و بدبختی را قبول کرده ام اما باز برایم از گدایی برای پول آسان تر است. هیچوقت این کار رو نکردم و هیچوقت هم گدایی کسی را نمی کنم. -24سال است که با این وضعیت کولبری می کنم. معمولاً با چهارقاطر می آیم و با دوستانم از اینجا جنس می بریم. بعضی اوقات هم خودم بار روی کولم می گیرم. دوستانم هم گاهی کمکم می کنند البته. -من برادر و یک خواهرم را در انفجار مین در پیرانشهر از دست دادم و پاهای خودم هم قطع شد. بچه بودیم رفتیم برای چراندن دام و کنگر چینی که با مین برخورد کردیم. پاهای من هر دو قطع شد. -من هیچوقت برای گدایی دستم را پیش کسی دراز نکردم و نمی کنم. هرگز. هرگز. کاری که می کنم خیلی سخت است اما من نان عرق و رنج خودم را می خورم. توی همه این سالها هیچوقت دستم را برای پول دراز نکرده ام. -وقتی برمی گردم پیرانشهر به بعضی خانواده های فقیر کمک می کنم. مثلاً هر مسیر که بار می برم، 50 هزار تومن میدهم به خانواده های فقیری که می شناسم. -الان سرپرست یک خانواده ام. مادرم، برادر و خواهرم که یکی از آنها درس می خواند و من هزینه اش را می دهم. کار کردن بدون پا سخت است. اما اعتقاد دارم که خدا همه درها را نمی بندند. اگر خدا یک در را ببندند، در دیگری باز می کند. من محتاج کسی نیستم. فقط و فقط خدا برایم بس است. -وقت هایی که با کمین مامورها برخورد می کنیم و باید فرار کنیم، اگر اسب ها را بکُشند فرار می کنم، اگر نکُشند با اسب ها فرار می کنم! فرار سخت است اما راستش را بگویم من با این وضعیت از خیلی ها چالاک ترم و گیر نمی افتم. - تا حالا پیش هیچ مسئولی در شهر نرفته ام که به من کمک مالی کند. تقاضایی ندارم. خودم عرق می ریزم و نان بازوی خودم را می خورم. ممکن است بگویند طرف دیوانه است اما من دستم را دراز نمی کنم. منبع:عصرایران-24تیر درهمین رابطه: «یونس فیضی» کولبرِ بدون پا در روزهای گذشته، تصاویری در اینستاگرام منتشر شد که واکنش خیلیها را برانگیخت؛ خیلیها نوشتند باید بر این اوضاع خون گریست؛ خیلی ها تعجب کردند و خیلی ها خواستند که بیشتر بدانند.   به گزارش23تیرایلنا،علی فیضی اهل پیرانشهر است؛ او از قرار معلوم کولبری میکند اما پا ندارد. فیضی دو پایش را در کودکی در انفجار مین از دست داده است، خواهر و برادرش هم در همین حادثه جان خود را از دست داده اند؛ حالا او کولبر است؛ کولبرِ بدون پا. این تصاویر منتشر شده بار دیگر حساسیت ها نسبت به کولبری و کولبران در مناطق کردنشین را برانگیخته است. بیست وچهارم تیرماه1396 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت