.
جمعه ۲ تير ۱۳۹۶.
امروز:
Jun 23 2017.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

یکشنبه, 28 خرداد 1396 ساعت 20:39

اخباروگزارشات کارگری28/27/26خرداد

اعتراض به طرح کارورزی و مهارت آموزی وظیفه ای همگانی (کارگران،معلمان،پرستاران،کارمندان،دانشجویان،فارغ التحصیلان دانشگاه ها،دانش آموزان ،جوانان متقاضی کارو....) است

اعتراض به اجرای طرح کارورزی و مهارت آموزی دفاع ازدستاوردهای کارگران، حقوق خود ونسل های آینده است

- اعتصاب کارگران معادن زغال سنگ هشونی غربی و12-14کوهبنان وتجمع خانوادگیشان درجاده!

- نیروهای انتظامی وحراست متقاضیان کار روستاي آق‌دره وسطي را مورد ضرب وشتم قراردادند!

- کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در پی خلف وعده کارفرما، اعتصاب و تجمع خود را از سر گرفتند

- از سرگیری اعتصاب در هفت تپه در پی عدم پرداخت حقوق

- پایان موقتی اعتصاب کارگران کارخانه گسترش صنعت آذربایجان پس از 87روز!

اعتصاب گسترده در شرکت نیشکرهفت تپه دردمای بالای ۵۰درجه خوزستان

- تجمع اعتراضی کارگران اخراجی کارخانه روغن نباتی جهان مقابل استانداری زنجان

- دومین روزمتوالی از دورجدید کارگران شهرداری منطقه دو اهواز!

- تجمع اعتراضی کارگران کارخانه ایستک مقابل اداره‌کل تعزیرات حکومتی استان کردستان

- اعتراض رسانه ای کارکنان شرکت ملی حفاری ایران نسبت به توخالی درآمدن وعده ها!

- ادامه رایزنی‌های نیروهای آزاد آموزش و پرورش / مطالبه‌گری را از همه کانال‌ها دنبال می‌کنیم

- معلم ،کارگر است؟؟؟

- سیاست قدرتمندان «تضعیف اتحاد کارگری» است/ تشکل برای کارگران از نان شب واجب‌تر است

- در گرمای تابستان؛ انتقال ساعت کار کارگران به شب‌ کافی نیست/شرایط ایمنی در شب را باید جدی گرفت

- سلامتی کارکنان کارخانه  ذوب آهن  اصفهان در معرض خطراست

- جزئیات جدید از کارگران سوخته شده کارخانه فولاد بویراحمد در بیمارستان اصفهان

- کشته وزخمی شدن 2کارگردرحادثه ریزش دیوار کارخانه در حال ساخت کاشان

اعتصاب کارگران معادن زغال سنگ هشونی غربی و12-14کوهبنان وتجمع خانوادگیشان درجاده!

امروزیکشنبه28خرداد،کارگران دو معدن زغال سنگ هشونی غربی و12-14کوهبنان در اعتراض به عدم پرداخت مطالباتشان دست از کار کشیدند وحدود 200کارگر این دومعدن وخانواده هایشان با تجمع در  محور ورودی معدن 12-14 این مسیر را بستند.

همچنین امروزحدود 20کارگر این معادن نیز درهمین رابطه دست به تجمع اعتراضی  مقابل فرمانداری کوهبنان زدند.

نیروهای انتظامی وحراست متقاضیان کار روستاي آق‌دره وسطي را مورد ضرب وشتم قراردادند!

«ما به همراه جمعي از اهالي روستا، به نشانه اعتراض به بيکاري و ازبين‌رفتن زمين‌هايمان و قراردادهاي فصلي، دست به تحصن زديم. اعتراض ما مسالمت‌آميز بود و خواسته‌هايمان برحق است اما هيچ‌کس توجهي به خواسته‌هاي ما نمي‌کند. آن روز بدون توجه به خواسته‌هاي ما، معدن شروع به کار کرد. ما هم به تجمعمون ادامه داديم اما نيروهاي انتظامي اومدن و... ما کار مي‌خوايم فقط همين... .»

در يک ماه گذشته جمعي از کارگران اين معدن که ساکن روستاي آق‌دره وسطي هستند، به همراه خانواده‌هايشان در اعتراض به فصلي‌بودن قراردادها و ازدست‌دادن شغلشان در مقابل در اصلي معدن تجمع کردند تا شايد کارفرماي معدن طلاي آق‌دره درخواستشان را براي بازگشت به کار بشنود. او بالاخره صداي کارگران را شنيد و روز پنجشنبه با برخورد انتظامي به اين تجمع مسالمت‌آميز کارگري پايان داد.

اين کارگران در مدت يک ماه گذشته بارها در مقابل در اصلي معدن تجمع برگزار مي‌کردند و خواهان بازگشت به کار شده‌اند. روز پنجشنبه، 25 خرداد درحالي‌که کليه کارگران سابق معدن به همراه خانواده‌هايشان در مقابل در تجمع کرده بودند، با برخورد نيروهاي حراست و نيروهاي انتظامي مواجه شدند.

دارهاي قالي را رها کردند و شال‌هاي رنگارنگ کُردي را پيچيدند دور کمرشان تا مثل بيست و چند روز گذشته در اعتراض به بيکاري همسرانشان در مقابل معدن تجمع کنند. اميدشان اين بود که شايد کارفرما بالاخره صداي خانواده‌هاي کارگران بيکار‌شده را بشنود و فکري به حال آنها کند. «اينجا زن و مرد همراه هم هستن... مي‌فهمم چه دردي مي‌کشند. حکايت پارسال ماست که شوهرامون بيکار شده بودن»؛ اين را يکي از زنان اهل آق‌دره بالا مي‌گويد که همسرش سال گذشته در جريان تجمع مقابل معدن به شلاق و زندان محکوم شد.

 حالا او با زنان اهل آق‌دره وسطي که در جريان تجمع روز پنجشنبه در مقابل معدن مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند، ابراز همدردي مي‌کند. ماجرا از اين قرار است که تجمع مسالمت‌آميز اهالي آق‌دره وسطي در اعتراض به بيکاری جمعي از کارگران به خشونت کشيده شد و درنتيجه برخورد با معترضان، 13 نفر مصدوم شدند. زنان نيز از اين خشونت‌ها بي‌نصيب نبودند. «اين چند وقته هر روز همراهمون اومدن. خب آخه درد ما، درد اين زن‌ها هم هست. اون از آق‌دره بالا که پارسال اونجوري کارگراش شلاق خوردن، اينم از ما... تا کي زن و بچه‌هامون بشينن بيکاري ما رو ببينن.

 خيليا به خاطر کار از روستا رفتن جاهاي دور. زندگياشون از هم پاشيده. ماها که مونديم وضعمون اينه. شرمندگي جلوي زن و بچه‌هامون»؛ اينها را کارگري مي‌گويد که سال‌ها در معدن کار کرده و حالا بيکار شده است... ماجراي معدن طلاي آق‌دره تکاب انگار تمامي ندارد. در يک ماه گذشته جمعي از کارگران اين معدن که ساکن روستاي آق‌دره وسطي هستند، به همراه خانواده‌هايشان در اعتراض به فصلي‌بودن قراردادها و ازدست‌دادن شغلشان در مقابل در اصلي معدن تجمع کردند تا شايد کارفرماي معدن طلاي آق‌دره درخواستشان را براي بازگشت به کار بشنود. او بالاخره صداي کارگران را شنيد و روز پنجشنبه با برخورد انتظامي به اين تجمع مسالمت‌آميز کارگري پايان داد.

اعتراض يک‌ماهه کارگران فصلي

پنجشنبه 25 خرداد بود که ماجراي برخورد با کارگران معدن طلاي آق‌دره در تکاب خبري شد. روستايي که نامش با شلاق‌خوردن ۱۶ کارگر معترض معدن طلا روي زبان‌ها افتاد. منطقه‌اي محروم و داراي اقليتي کردنشين که اهالي‌اش از طريق کار در معدن طلا يا اشتغال به کارهايي همچون کشاورزي، دامداري و قاليبافي امرار معاش مي‌کنند. اين‌بار اما اين روستا به‌دليل عدم پذيرش درخواست بازگشت به کار کارگران بيکار‌شده‌اش از سوي معدن طلا خبرساز شد. کارگران معترض اين‌بار از اهالي روستاي آق‌دره وسطي بودند که مي‌خواستند با شروع به کار مجدد معدن به کار بازگردند اما با مخالفت شديد کارفرما روبه‌رو شدند. «چندين‌بار با مسئولين معدن و نماينده مجلس تکاب حرف زديم اما انگار نه انگار. آخرش تصميم گرفتيم جلوي معدن تحصن کنيم. ديگه چاره‌اي نداشتيم. گفتيم اينجوري حداقل مي‌بينن که ما هستيم. شايد يه فکري به حال ما کردن. زن و بچه‌هامونم اومدن. اونا ميدونن ما چي مي‌کشيم.»

اينها گفته‌هاي يکي از کارگران بيکار‌شده معدن طلاي آق‌دره است. به گفته او تعداد زيادي از اهالي اين روستا تا پيش‌ازاين به کار در معدن طلاي آق‌دره مشغول بودند اما باتوجه به فصلي‌بودن کار و نداشتن قراردادهاي قابل اطمينان، حالا بيکار شده‌اند. اين کارگران در مدت يک ماه گذشته بارها در مقابل در اصلي معدن تجمع برگزار مي‌کردند و خواهان بازگشت به کار شده‌اند. روز پنجشنبه، 25 خرداد درحالي‌که کليه کارگران سابق معدن به همراه خانواده‌هايشان در مقابل در تجمع کرده بودند، با برخورد نيروهاي حراست و نيروهاي انتظامي مواجه شدند. اين کارگران که همراه با همسر و فرزندانشان در اين تجمع حضور داشتند، حالا مي‌گويند چرا باوجود ازبين‌رفتن زمين‌ها و دام‌هايمان کسي به فکر اهالي بيکار اين منطقه نيست و کماکان معدن به جذب نيروهاي غيربومي ادامه مي‌دهد. اين کارگران که در مجاورت معدن طلاي آق‌دره تکاب زندگي مي‌کنند، مي‌گويند هدفمان از برگزاري تجمع، جلب نظر کارفرما براي جذب نيروهاي تعديل‌شده بود.

در جست‌وجوي کار در شهرهاي ديگر

عمليات استخراج از معدن طلاي آق‌دره هر سال بهار به صورت فصلي آغاز و تا حوالي زمستان ادامه دارد و درنتيجه قرارداد اين کارگران نيز موقتي است و در بهترين حالت، کارگران مورد نظر در بهار سال بعد مي‌توانند شانس خود را براي استخدام دوباره در اين واحد معدني امتحان کنند. از زمان آغاز عمليات استخراج در اين واحد معدني در بهار سال ۹۶، شمار قابل‌توجهي از اهالي اين منطقه براي يافتن شغل به معدن طلاي آق‌دره مراجعه مي‌کنند. اين جويندگان کار بيشتر از اهالي چهار روستاي انگورد، آق‌دره عليا، وسطي و سفلي و شهر تکاب هستند و از قرار معلوم تا اين لحظه تعداد ۴۵۰ نفر از آنها به‌عنوان کارگر فصلي در اين واحد معدني مشغول به کار شده‌اند. بااين‌حال، برخي از کارگران اين واحد معدني که اهالي روستاي آق‌دره وسطي هستند، هنوز نتوانسته‌اند نظر مساعد کارفرما را با کار در معدن جلب کنند. به گفته يکي از آنها، تعداد کارگران متقاضي بازگشت به کار و اشتغال در معدن 30 نفر است.

28 ساله است و صاحب يک فرزند؛ از کارگران بيکار‌‌شده معدن که اهل روستاي آق‌دره وسطي است: «فقط زن و بچه خودم نيستن، من خرج مادر پير و سه تا بچه برادرمم ميدم. برادرم رفت تهران براي کار درگير اعتياد شد و فوت کرد. الان من موندم و بچه‌هاي اين برادرم.» اينها گفته‌هاي مهدي است. او تا پيش‌ازاين سال‌ها در معدن طلا کار ‌کرده اما حالا در زمره نيروهاي مازاد معدن قرار گرفته است.

 «کل بچه‌هاي آق‌دره وسطي که ميخوان تو معدن کار کنن، 30 نفرن. ما چيز زيادي نمي‌خوايم. ميگيم آقاي کارفرما به جاي اينکه بري از جاهاي ديگه کارگر بياري، بزار ما که بچه همين آب و خاکيم تو معدن کار کنيم. زمينمون رو که نابود کردن، کشاورزيمون که تعطيل شد. قبلا دامدار بوديم، حتي دامهامونم به خاطر آلودگي محيط‌زيست اينجا از بين رفتن، اونوقت با اين شرايط انتظار دارن هيچ اعتراضي نکنيم که پس چرا به ما کار نميدين که از شرمندگي خونوادمون دربيايم.»

او که در مدت يک ماه گذشته در کنار ديگر کارگران بيکار‌شده معدن اقدام به برپايي تجمع اعتراضي کرده، مي‌گويد: «خيلي از بچه‌ها به خاطر کار از روستا رفته‌اند. من هم اگر به خاطر مادرم و بچه‌هاي برادرم نبود، رفته بودم. الان بيشتر بچه‌هاي روستا براي کار به تهران و شهرهاي جنوبي ميرن؛ درحالي‌که معدن چند قدمي ماست ولي جا براي کارگر بومي نداره.» اين کارگر ادامه مي‌دهد: «قبلا هم که کار مي‌کرديم يک ماه کار بود، يک ماه نه!... چندين بار با مدير معدن، صحبت کرديم و ازش خواستيم برامون يه کاري انجام بده اما ميگه من اصلا به شما کار نميدم. خب با اين شرايط ما چيکار کنيم.»  اين کارگر سابق معدن طلاي آق‌دره ادامه مي‌دهد: «بيشتر بچه‌هايي که الان تقاضاي بازگشت به کار دارن، پايه يک دارن و توانايي کار روي ماشين سنگين رو دارن ولي کارفرماي ما ميره از بيرون از روستا و شهرهاي ديگه نيرو مياره. هر روز اتوبوس اتوبوس کارگر از جاهاي ديگه مياد تو اين روستا، درحالي‌که خودمون بيکاريم. بچه‌هامون از گردوخاک و صداي انفجار اين معدن مريض شدن، اونوقت حقمون نيست که اينجا بمونيم و کار کنيم.»

خواست تجمع مشخص بود: کار مي‌خواهيم

يکي از کارگران اين معدن که مدت‌ها در اين معدن کار ‌کرده، در رابطه با اتفاقات رخ‌داده در روز پنجشنبه به «وقايع‌اتفاقيه» مي‌گويد: «ما به همراه جمعي از اهالي روستا، به نشانه اعتراض به بيکاري و ازبين‌رفتن زمين‌هايمان و قراردادهاي فصلي، دست به تحصن زديم. اعتراض ما مسالمت‌آميز بود و خواسته‌هايمان برحق است اما هيچ‌کس توجهي به خواسته‌هاي ما نمي‌کند. آن روز بدون توجه به خواسته‌هاي ما، معدن شروع به کار کرد. ما هم به تجمعمون ادامه داديم اما نيروهاي انتظامي اومدن و... ما کار مي‌خوايم فقط همين... .» کارگران مي‌گويند، اگرچه انفجارهاي ناشي از عمليات استخراج طلا بارها به خانه‌هاي کاهگلي اهالي روستا آسيب رسانده‌ اما آنها تا به امروز دلخوش به اين بودند که روزيشان زير طلاهاي همين خاک خفته است.

 به گفته اين کارگران، وجود قراردادهاي فصلي براي کارگران بومي معدن طلاي آق‌دره، امنيت شغلي و آينده آنها و خانواده‌هايشان را تحت‌تأثير قرار داده درحالي‌که اغلب کارگران شاغل در اين معدن که همچنان نيز مشغول به کارند، غيربومي هستند. بيکاري، فقر به بار مي‌آورد و از درون فقر آسيب‌هاي اجتماعي زبانه مي‌کشد. چرخه مذمومي که دامن کارگران بيکار‌‌ آق‌دره‌اي را گرفته است. مي‌گويند: «متأسفانه صداي کارگر به جايي نمي‌رسد؛ آن‌هم وقتي پاي معدن طلا در ميان باشد.»

کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در پی خلف وعده کارفرما، اعتصاب و تجمع خود را از سر گرفتند

اتحادیه آزاد کارگران ایران: در پی خلف وعده کارفرمای نیشکر هفت تپه در پرداخت مطالبات کارگران این شرکت، آنان برای چندمین بار در طول هفته های گذشته، صبح امروز نیز دست از کار کشیده و اقدام به تحصن در محوطه شرکت کردند.

بنا بر گزارشهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران، علیرغم اینکه پس از وعده های مکرر از سوی کارفرما، امروز قرار بود یکماه از مطالبات معوقه کارگران پرداخت شود با این حال مسئولین کارخانه دیروز طی جلسه ای با تعدادی از آنان در محل مدیریت شرکت اعلام کردند اول ماه آینده اقدام به پرداخت بخشی از مطالبات شان خواهند کرد که این امر مورد پذیرش کارگران قرار نگرفت و صبح امروز آنان در اعتراض به خلف وعده های مکرر از سوی کارفرما دست به اعتصاب و تجمع زدند.

بنا بر این گزارش،در پی این اعتصاب و تجمع که علاوه بر کارگران روزمزدی، کارگران رسمی و بخشی از بازنشستگان نیز در آن شرکت داشتند مدیر کارخانه بدون توجه به وعده ای که به کارگران جهت پرداخت یکماه از معوقاتشان داده بودند و قرار بود امروز این وعده عملی شود از آنان خواست تا به اعتصاب خود پایان دهند که این امر اعتراض شدید کارگران را برانگیخت.

از اول سالجاری  و در حالی که آخرین روزهای خرداد ماه سپری میشود کارگران رسمی و روزمرد نیشکر هفت تپه هنوز دستمزدی دریافت نکرده اند و علاوه بر آن، دفترچه های  درمانی شان نیز به دلیل عدم پرداخت بیمه کارگران به صندوق سازمان تامین اجتماعی  تمدید نمیشود و مجموعه این وضعیت، شرایط به غایت مشقت بار و غیر قابل تحملی را برای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه و خانواده های آنان رقم زده است.

کارفرمای نیشکر هفت تپه علیرغم وعده های مکرر برای پرداخت مطالبات معوق کارگران شاغل و بازنشسته و با  تحمیل فضای امنیتی بر محیط کارخانه از طریق دوربین گذاری و استقرار دائمی نیروهای انتظامی در آن با قلدری و بی تفاوتی کامل نسبت به پرداخت دستمزد کارگران و سایر مزایای آنان خودداری میکند و علیرغم اینکه در اعتصاب و تجمع روز 25 خرداد کارگران وعده پرداخت فقط یکماه از مطالبات معوق آنان را داده بود امروز از پرداخت این مبلغ ناچیز نیز خودداری کرد و به بی تفاوتی های خود در برابر شرایط مشقت بار کارگران و اعتراضات شان ادامه داد.

کارگران شرکت نیشکر هفت تپه  اعلام کرده اند فردا نیز به اعتصاب و تجمع خود ادامه خواهند داد و تسلیم وعده ای توخالی کارفرما نخواهند شد.

اتحادیه آزاد کارگران ایران – 28 خرداد ماه 1396

از سرگیری اعتصاب در هفت تپه در پی عدم پرداخت حقوق

اعتصاب گسترده در شرکت نیشکرهفت تپه دردمای بالای ۵۰درجه خوزستان

ساعت ۱۰امروز۲۸خرداد بیش از۷۰۰نفر از بخشهای مختلف شرکت شامل کارگران رسمی و روزمزدی در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق بهمن و اسفندماه۹۵ و فروردین واردیبهشت ۹۶روزمزدها و حقوق اردیبهشت کارگران رسمی .پاداش سالهای ۹۴و۹۵معوق ،تمدید و تجدید نشدن دفترچه های درمانی دست به اعتصاب درجلوی مدیریت شرکت زدند.

حدود ۲۰۰ نفر از ۳۴۰ نفر افراد بازنشسته اسفندماه شرکت نیز به دلیل پرداخت نشدن ۴درصدسهم کارفرما به سازمان تامین و بلاتکلیفی وضعیت شغلی خود کارگران شاغل راهمراهی میکردند .

پس ازتجمع کارگران مدیریت کارخانه، مهندس مومن غریب درخواست کرد که کارگران به اعتصاب پایان دهند که با اعتراض شدید کارگران مواجه شد.

به دلیل گرمای شدی بالای ۵۰درجه کارگران، ساعت۱۲ محل اعتصاب را ترک کردند و مقرر شد که روز بعد نیز تا رسیدن به خواسته های قانونی خود به اعتراض ادامه دهند. نیروی های انتظامی نیزدر محل اعتصاب حضورداشتند.

منبع:سایت کانون مدافعان حقوق کارگر

پایان موقتی اعتصاب کارگران کارخانه گسترش صنعت آذربایجان پس از 87روز!

کارگران کارخانه گسترش توسعه صنعت آذربایجان که از فروردین ماه در اعتراض به معوقات مزدی خود دست از کار کشیده بودند صبح دیروز با وعده‌ کارفرما و مسئولان دولتی موقتا به اعتراض خود خاتمه دادند.

تجمع  حدود ۸۷ روزه  کارگران گسترش توسعه صنعت آذربایجان در حالی  دیروز (۲۷ خرداد) خاتمه یافت که همزمان با اعتراض روز گذشته،  دادستانی  شهرستان تبریز با دعوت از کارفرما جلسه‌ای را برای رفع مشکلات کارگران برگزار کردند.

کارگران می گویند: در جلسه‌ دیروز کارفرما وعده پرداخت یک ماه از مطالبات عق افتاده کارگران را داده بود درعین حال کارفرما وعده کرده حداکثر تا شش ماه مشکلات کارخانه وکارگران را بر طرف کند.

منابع خبری در تشریح اعتراض شب گذشته و امروز کارگران به ایلنا گفته‌اند: شب گذشته کارگران  شیفت شب مجتمع هما مرغ که تعدادشان به ۷۰ نفر می‌رسد همچون شب های گذشته کشتار را از ساعت ۲۲ تا ۲ بامداد  امروز (۱۸ خرداد)  متوقف کردند.

به گفته کارگران، طبق جلسه دیروز مسئولان دادستانی با کارفرما تمامی ۴۴ کارگر شاغل در بخش‌های مختلف گسترش توسعه صنعت آذربایجان با اعتماد به وعده کارفرما به امید دریافت مطالباتشان موقتا به کار خود بازگشتند.

آنها می‌گویند  دلیل اعتراض حدودا ۸۷ روزه آنها در این واحد تولیدی، تاخیر در پرداخت مزدی آنها در یکسال ونیم گذشته بوده است.در این بین کارفرما فقط مبالغی را به صورت الحساب به  کارگران داده است.

همچنین گفته می‌شود که در پرداخت حق بیمه کارگران یاد شده نیز مشکلاتی به وجود آمده است به طوری که حجم مطالبات بیمه ای  باعث شده تا تامین اجتماعی از  تمدید اعتبار دفترچه ای درمانی کارگران( از فروردین ماه سال جاری) خوداری کند.

درهمین رابطه:

اعتصاب  وتجمع کارگران کارخانه توسعه صنعت آذربایجان برای سومین روزمتوالی

کارگران معترض کارخانه گسترش توسعه صنعت آذربایجان ۲۳ خرداد ماه در سومین روز از شروع اعتصابات کارگری در این واحد تولیدی همچنان با توقف تولید در محوطه کارخانه تجمع کرده‌اند.

کارگران حاضر در تجمع امروز به ایلنا گفتند: طی سه روز گذشته آنها به اتفاق دیگر همکارانشان در اعتراض به تعویق بیش از یکسال ونیم مزد و نداشتن امنیت شغلی دست از کار کشیده‌اند و در این فاصله زمانی  هیچ یک از مسئولان استانی و شهرستانی پیگیر مطالبات کارگران گسترش توسعه صنعت آذربایجان نبوده‌اند.

کارگران با بیان این که مطالبات‌شان تنها محدود به ۱۷ تا ۱۸  ماهه اخیر نمی‌شود، افزودند: علاوه بر معوقات حقوقی، حق بیمه کارگران در چند ماه گذشته پرداخت نشده وکارگران در زمینه تمدید دفترچه های درمانی خود با تامین اجتماعی با مشکل روبرو شده اند.

این منابع کارگری همچنین می‌گویند یکی دیگر از دلایل اعتراض کارگران حدف سرویس ایاب وذهاب  و یک وعده غذای گرم کارگران است. آنان به طور مشخص از دوری کارگاه محل کارشان اشاره می کنند که بر اساس ماده ۱۵۱ قانون کار صاحب کار باید برای رفت و برگشت کارکنان خود وسیله نقلیه مناسب در اختیار آنان قرار دهد.

کارگران با بیان اینکه بی‌توجه ای کارفرما به مطالباتشان باعث کاهش انگیزه کار شده است، در ادامه پیرامون حذف نهارشان گفتند: چندین ماه است کارفرما بر خلاف قانون کار از دادن یک وعده غذای گرم به کارگران خوداری می کند.

آنان در خاتمه تاکید کردند: اگر شرکا و ذی‎نفعان  کارخانه کارخانه گسترش توسعه صنعت آذربایجان به مشکلات  کارگران همچنان بی توجه ای نشان دهند، ناچاریم اجتماعات اعتراضی خود را به خارج از کارخانه انتقال دهیم.

تجمع اعتراضی کارگران اخراجی کارخانه روغن نباتی جهان مقابل استانداری زنجان

امروز28خرداد،80کارگراخراجی کارخانه روغن نباتی جهان دراعتراض به بیکارشدن وعدم بازگشت بکار وپرداخت نشدن مطالباتشان مقابل استانداری زنجان تجمع کردند.

بعد از گذشت نزدیک به پنج ماه از سرگردانی 80 کارگر امروز این کارگران برای گرفتن حق و حقوق و اعلام اعتراض دوباره به مسئولان استانی مبنی بر برنگشتن به کار با وجود قول اکید مسئولان مقابل استانداری زنجان تجمع کردند.

یکی از کارگران با بیان اینکه "ما از آذر ماه سال گذشته بیکاریم و کسی برای برگشت به کار به‌سراغ ما نیامده و هر روز وضعیت بدتر از دیروز می‌شود"،به خبرنگاران گفت: کارخانه اکنون به‌صورت صوری باز است و از فروردین ماه به بعد کارگران در کل یک ماه در شرکت حضور کامل نداشته‌اند.

وی با ابراز اینکه "ما بعد از ماه‌ها دوندگی نه ریالی پول گرفته‌ایم و نه برای بیمه بیکاری ما اقدام شده است، ما در این مدت زندگی‌مان را با هزاران زحمت چرخانده‌ایم".

وی خاطرنشان کرد: 20 ماهی است که حق بیمه ما پرداخت نشده و اکنون که می‌خواهیم برای بیمه بیکاری اقدام کنیم با مشکل مواجه شده‌ایم.

یکی دیگر از کارگران اخراجی کارخانه روغن نباتی جهان با اشاره به قول مسئولان برای برگشت کل کارگران بر سر فعالیت‌هایشان افزود: مسئولان تأکید کردند که ما اجازه نمی‌دهیم نفری از شرکت اخراج شود، مسئولان فقط امروز و فردا کردند و خبری از برگشت کارگران نشد در شرایطی که سال به پایان می‌رسید و ما نگران سفره‌های خالی بودیم. قرار بود بعد از عید ما به سر کارمان برگردیم اما هیچ خبری نشد.

وی افزود: بعد از دوندگی‌های فراوان کل سنوات ما مشخص شده که مبلغ ناچیزی است و برای این مبلغ حکم توقیف گرفته‌ایم تا از شرکت حق‌مان را بگیریم.

بعد از تجمعات روزانه کارگران در سال گذشته مسئولان دولتی و همچنین شرکت روغن نباتی جهان هر یک اظهار نظرهای خاص خود را داشتند، سیدبیوک موسوی معاون سیاسی امنیتی استاندار زنجان در نخستین روزهای تجمع کارگران گفت: مشکلات روغن نباتی جهان و تعطیلی این شرکت، مربوط به نحوه واگذاری آن در دولت قبل است و قرار نیست ضعف‌های ناکرده و قصورهای انجام‌نشده به حساب دولت یازدهم گذاشته شود.

بعد از این سخنان مسئول حقوقی روغن نباتی جهان با بیان اینکه مشکل اصلی ما تنها نبود مواد اولیه است، گفته بود که "هر موقع مواد اولیه در اختیار ما قرار گیرد 300 نفر که هیچ برای 1000 نفر ظرفیت استخدام داریم".

بعد از کش و قوسهای فراوان ناصر فغفوری رئیس سازمان صنعت و معدن از تلاش استاندار زنجان برای تأمین مواد اولیه این شرکت خبر داد و گفت: به‌محض تأمین مواد اولیه کارگران بر سر کارهایشان برخواهند گشت.

مواد اولیه روغن نباتی جهان بالاخره تأمین شد و معاون سیاسی استاندار زنجان اواخر اسفندماه در جریان بازدید از آغاز به کار این شرکت با اشاره به اینکه روغن نباتی جهان در سال جاری و سال گذشته به‌دلایلی تعطیل شده بود، گفت: درحال حاضر چرخهای این کارخانه با 185 نفر کارگر دوباره فعالیت خود را آغاز کرده است.

وی افزود: این کارخانه یک ماه تعطیل بود و برخی از نیروهای خود را تعدیل کرده بود اما با جلساتی که با مدیرعامل این شرکت و با اعضای امنیت کارگری در استانداری تشکیل شد تعهداتی این شرکت داد و استانداری هم کمک‌های لازم را کرد. در حال حاضر مواد اولیه به این کارخانه تزریق شده و کارگران مشغول به کار هستند و مابقی کارگران هم مشغول می‌شوند.

اما در اواخر فروردین ماه مشخص شد که 80 کارگر نه‌تنها هنوز در بیکاری به سر می‌برند بلکه شرکت برگه‌های عدم‌نیاز این کارگران را نیز صادر کرده است.

به گفته یکی از کارگران حاضر در این تجمع پس از تعطیلی کارخانه روغن نباتی جهان 87 نفر کارگر از محل این کارخانه بیکار شده‌اند.

این کارگر با اشاره به اینکه وعده‎‌های مسؤولان در رابطه با فعالیت کارخانه شوی تبلیغاتی بیش نبوده است، افزود: در حال حاضر تنها 130 نفر به صورت تک‌‌شیفت در کارخانه روغن نباتی جهان مشغول کارند.

وی در توضیح تعداد کارگران این کارخانه با اشاره به اینکه تولید روزانه کارخانه به 50 تن نیز نمی‌رسد، اضافه کرد: این درحالی است که باید تولید روزانه کارخانه 450 تن باشد.

کارگر بیکار شده روغن نباتی جهان با اشاره به اینکه فیلم‌‎های تهیه شده در کمتر از دو ماه مانده به انتخابات دروغ بوده و هیچ یک از وعده‌های  مسؤولان تاکنون محقق نشده است، گفت: استاندار زنجان وعده خلاف به کارگران داده است و چون مسؤولان توان مقابله با کارفرما را ندارند از همین رو به کارگر فشار می‎آورند، چرا که کارفرما تهدید کرده که اگر کاری انجام دهند، کارخانه را می‌بندد.

وی افزود: در نتیجه اعتراض‌های قبلی نه کسی بیمه بیکاری گرفته و نه به حق خود رسیده است و وقتی کارگران می‌خواهند اعتراض کنند بیان می‌شود که حق ندارید اموال شرکت را توقیف کنید.

تجمع اعتراضی کارکنان مترو تهران مقابل ساختمان مرکزی این شرکت در چهارراه کالج

از ساعت ۱۱ صبح امروز ( یکشنبه /۲۸ خرداد)،جمعی از کارکنان شرکت بهره برداری مترو تهران با تجمع در ساختمان مرکزی این شرکت در چهارراه کالج به عدم پرداخت معوقات مزدی، مشکلات بیمه‌ای، بد حسابی صندوق‌های حمایتی و نبود تشکل کارگری مستقل اعتراض کردند.

امروزایلنا نوشت،‌ حدود ۲۰۰ نفر  از کارکنان عملیاتی، ستادی و اداری شرکت بهره برداری مترو تهران از ساعت ۱۱ صبح امروز در ساختمان مرکزی این شرکت در چهارراه کالج تجمع اعتراضی برگزار کردند.

علت برپایی این تجمع اعتراضی نارضایتی جمعیت ۸ هزار نفری کارکنان مترو تهران از بابت عدم پرداخت معوقات مزدی، مشکلات بیمه‌ای، بد حسابی صندوق‌های حمایتی و  نبود تشکل کارگری مستقل در این سازمان عنوان شده است.

کارکنان شرکت مترو با اشاره به اینکه تعداد کارکنان مترو در زمان مدیریت فعلی از ۳۵۰۰ نفر به ۱۰ هزار نفر افزایش یافته است، گفتند: افزایش بی حساب و کتاب‌ها استخدام‌ها در بازه زمانی که از سال ۱۳۸۹ آغاز و تا به امروز ادامه داشته، موجب شده است که متروی تهران نتواند معوقات مزدی کارکنان این شرکت را پرداخت کند چنانچه هم اکنون هر کدام از ما بین ۳ تا ۴ میلیون تومان معوقات مزدی داریم.

آنها با اشاره به تمدید نشدن دفترچه بیمه‌های تامین اجتماعی در هفته‌های اخیر گفتند که با وجود کسر حق بیمه سهم کارگر این مبالغ گه گاه به حساب سازمان تامین اجتماعی واریز نمی‌شود و سازمان تامین اجتماعی علی رغم قانون دفترجه بیمه‌ها را تمدید نمی‌کند.

در عین حال پرسنل متروی تهران همچنین از سال ۱۳۸۹  با مشکلاتی در خصوص خدمات بیمه‌های تکمیلی مواجه هستند و با وجود اینکه در این مدت به صورت مستمر مبالغی از دستمزدهایشان بابت هزینه بیمه تکمیلی کسر شده است اما هیچ وجهی به حساب شرکت بیمه‌ای مربوطه واریز نشده است.

علاوه بر پرداخت نشدن مطالبات مزدی و مشکلات بیمه‌ای کارکنان شرکت متروی تهران تاکید دارند که هر ماه مبالغی از حقوق آنها از بابت واریز به صندوق ذخیره شهرداری و صندوق مسکن کسر شده است که گویا این مبالغ به حساب این صندوق‌های حمایتی واریز نشده است و با توجه به اینکه این مسئله از ابتدای دهه ۹۰ آغار شده در حال حاضر ارزش مجموع این مبالغ رقم قابل توجهی است.

به گفته معترضین در این رابطه تکلیف سودهایی که به این سپرده تعلق گرفته مشخص نیست و مدیران شرکت مترو در این خصوص پاسخگو نیستند.

نبود تشکل مستقل کارگری در راس شرکت مترو یکی دیگر از مواردی است که گویا کارکنان شرکت مترو به آن اعتراض دارند چرا که به گفته معترضین مدیریت این مجموعه «به هیچ عنوان» اجازه  تشکیل یک تشکل مستقل کارگری را نمی دهد.

علاوه بر این موارد معترضین تاکید دارند که استخدام‌های بی‌ضابطه و رابطه‌ای در  شرکت بهره برداری مترو تهران دردسر آفرین شده است و هم اکنون افرادی در مترو استخدام می‌شوند که هیچ ارتباط و سابقه‌ای با مسئولیت های فعلی ندارد.

دومین روزمتوالی از دورجدید کارگران شهرداری منطقه دو اهواز!

صبح امروز28خرداد برای دومین روز پیاپی،حدود ۲۰۰ نفر از کارگران پیمانی خدماتی منطقه دو شهرداری اهواز که طی چند ماه گذشته حقوق نگرفته‌اند؛ بصورت همزمان مقابل ساختمان مرکزی شهرداری وشورای شهر اهواز تجمع کردند.

این کارگران که روز گذشته نیز در مقابل ساختمان مرکزی شهرداری اهواز تجمع کرده بودند، به ایلنا گفته‌اند: حدود ۲۰۰ نفر  هستیم که تحت مسئولیت شرکت پیمانکاری « سپهر قلعه گلی» در سه ناحیه(یک ،دو وسه ) منطقه  دو شهر اهواز در فضای سبز مشغولیم اما در نتیجه بی‌توجه‌ای مدیران این شرکت بابت  چند ماه مزد از کارفرما طلبکاریم.

به گفته کارگران معترض،شرکت پیمانکاری سپهر قلعه گلی اهواز دستمزد ماه های فروردین واردیبهشت را به  آنان پرداخت نکرده و بابت سنوات سالهای ۹۴ و۹۵ از او طلبکاراند.

به گفته آنان، یکی دیگر از موارد مورد اعتراض کارگران فضای سبز شهرداری منطقه یک اهواز محدودیت حق اولاد وبیمه خانواده‌های آنان است.

به گفته  آنان آنچه کارگران شهرداری اهواز هر ماه به عنوان دستمزد می گیرند حداقل‌های مزدی قانون است که میزان آن سالی یک‌بار در پشت درهای بسته تعیین می‌شود اما هرگز میزان آن کفاف معیشت آنها را نداده است.

درهمین رابطه:

تجمع اعتراضی کارگران پیمانی فضای سبز منطقه دو شهرداری اهوازبرای باری دیگر!

صبح امروز27خرداد، گروهی از کارگران پیمانی فضای سبز منطقه دو شهرداری اهواز که طی چند ماه گذشته حقوق نگرفته‌اند؛ مقابل ساختمان مرکزی شهرداری اهواز تجمع کردند.

این کارگران  به ایلنا گفتند: حدود ۲۰۰کارگر فضای سبزهستیم که تحت مسئولیت شرکت پیمانکاری « سپهر قلعه گلی» در ناحیه دو منطقه دو شهر اهواز  مشغولیم اما در نتیجه بی‌توجه‌ای مدیران این شرکت بابت  دست کم دو ماه مزد  معوقه از کارفرما طلبکاریم.

به گفته کارگران معترض،شرکت پیمانکاری سپهر قلعه گلی دستمزد ماه‌های فروردین و اردیبهشت آنان را به تاخیر انداخته است .

به گفته آنان ، یکی دیگر از موارد اعتراض کارگران فضای سبز شهرداری منطقه دو اهواز محدودیت حق اولاد وبیمه خانواده‌های آنان است.

به گفته آنان از قرار معلوم تا پیش از تصویب و ابلاغ قانون جدید اصلاح جمعیت و تنظیم خانواده، حق اولاد تنها به دو فرزند از مجموع فرزندان خانوداه‌های کارگری پرداخت می‌شد اما با تصویب و ابلاغ قانون جدید اصلاح جمعیت و تنظیم خانواده محدودیت‌های مربوط به پرداخت حق اولاد و بیمه اجباری فرزندان کارگران برطرف شده است و بنابراین دیگر نباید هیچ محدودیتی در پرداخت این مزایای وجود داشته باشد.

در ادامه کارگران معترض تصریح کردند: علاوه بر موارد فوق کارفرما شرکت پیمانکاری بابت چندین سال سنوات از به کارگران بدهکار است.

تجمع اعتراضی کارگران کارخانه ایستک مقابل اداره‌کل تعزیرات حکومتی استان کردستان

روزگذشته(27خرداد)، کارگران ایستک سنندج دراعتراض به حکم اداره‌کل تعزیرات حکومتی استان کردستان مبنی بر توقیف ناوگان حمل و نقل کارخانه درمقابل این اداره تجمع کردند.

شرکت تولید نوشیدنی های خورشید زریوار ( ایستک) یکی از واحدهای تولیدی در استان کردستان است که در چند سال گذشته با مشکلات بسیاری مواجه بوده است و باوجوداین مشکلات تاکنون توانسته خط تولید خود را حفظ کند.

یکی از کارگران به عنوان نماینده کارگران گفت: به دنبال متوقف شدن خودروهای عامل پخش محصولات تولیدی ایستک در سراسر کشور هزینه های تولید بالا رفته و به احتمال زیاد این امر، این کارخانه را به تعطیلی خواهد کشاند.

وی ادامه می دهد: با پیگیری هایی که انجام دادیم متوجه شدیم این حکم از سوی اداره کل تعزیرات حکومتی در استان کردستان اجرایی شده که در قبال جریمه ای این حکم صادر شده است و این در حالی است که مبلغ 500میلیونی است و سند دیگری هم در به عنوان وثیقه در گرو قرار دارد هنوز هم حکم تائید نهایی نشده است.

وی با ابراز نگرانی از اجرای این حکم عنوان می کند: همه خودروهای عامل پخش محصولات ایستک که دارای آرم این محصول بوده اند در سراسر کشور متوقف شده اند و این اقدام ضرر و زیان زیادی را به شرکت وارد کرده است زیرا ما ناچار شده ایم که خودروهای شخصی دیگری را جای گزین کنیم.

نماینده کارگران ایستک اضافه می کند: این حکم از روز پنجشنبه هفته گذشته اجرایی شده است و چند ساعت پیش مدیران این شرکت به ما اعلام کردند که به دلیل عدم توزیع محصول و فروش آن ناچار به تعطیلی شرکت هستیم.

وی افزود: این کارخانه در حال حاضر حدود 120 کارگر دارد که هر کدام از آنها دارای خانواده هستند ولی متاسفانه امروز از تمام این کارگران خواسته شده محل کار خود را ترک کنند.

نماینده کارگران کارخانه ایستک سنندج افزود: وثیقه پرونده شکایت گمرک علیه مالک این کارخانه در گرو گمرک است ولی به جای توقیف این سند، خودروهای حامل محصولات این کارخانه را توقیف کرده‌اند

در ادامه یکی دیگر از کارگران ایستک با انتقاد از برخی مشکلات عنوان می کند: کارخانه ایستک در حال حاضر دارای 120نفر نیروی انسانی می باشد و با وجودی که توانسته برای چندین خانواده به صورت مستقیم اشتغالزایی کند اما مشکلاتی را سد راه فعالیت آن قرار می دهند.

این کارگر کارخانه ایستک می افزاید: همه خودروهای عامل پخش محصولات ایستک در سراسر کشور توقیف شده اند به دلیل این که محصولات دارای تاریخ مصرف و فاسد شدنی هستند باید در اسرع وقت توزیع شود زیرا بنا بر خبرهایی که به ما رسیده به دلیل شدت گرما، شیشه های این نوشیدنی شکسته شده اند.

وی افزود: امروز حتی مجبور شده‌ایم که برای توزیع محصولات تولیدشده را با ماشین‌های اجاره‌ای در کشور توزیع کنیم.

اعتراض رسانه ای کارکنان شرکت ملی حفاری ایران نسبت به توخالی درآمدن وعده ها!

کارکنان شرکت ملی حفاری ایران از عدم پرداخت پاداش وعده داده شده انتقاد کردند.

در روزهای گذشته جمعی از کارکنان شرکت ملی حفاری ایران درگفتگوبا ایلنااز عدم پرداخت پاداش وعده داده شده انتقاد کردند.

پیش از این در فروردین ماه وعده داده شد که به همه کارکنان تحت پوشش شرکت نفت، معادل یک ماه حقوق، پاداش پرداخت می‌شود؛ این پاداش به بسیاری از کارکنان نفتی پرداخت شد؛ اما کارکنان شرکت حفاری همچنان بی‌نصیب مانده‌اند.

یکی از کارکنان این شرکت می‌گوید: هنوز مصوبه پرداختِ پاداش یک ماه حقوق، به شرکت ملی حفاری ایران ابلاغ نشده و پرسنل بیش از دو ماه است که منتظر این ابلاغ هستند.

ادامه رایزنی‌های نیروهای آزاد آموزش و پرورش / مطالبه‌گری را از همه کانال‌ها دنبال می‌کنیم

نیروهای آزاد آموزش و پرورش از ادامه رایزنی‌ها برای پیگیری مطالبات خود خبر دادند.

نیروهای آزاد که پیش از این نیز بارها تجمعات اعتراضی برگزار کرده‌اند، مهمترین مطالبات خود را این موارد عنوان می‌کنند: عدم امنیت شغلی، دستمزد پایین‌تر از حداقل دستمزد مصوب، فقدان بیمه و نداشتن امتیاز در آزمون‌های استخدامی آموزش و پرورش.

نیروهای آزاد آموزش و پرورش درگفتگو با ایلنا از ادامه پیگیری‌های خود خبر دادند.

این معلمان که در مدارس غیر دولتی اشتغال دارند، می‌گویند تابستان امسال قصد داریم با قدرت هرچه بیشتر از مطالبات خود دفاع کنیم؛ از همه کانال‌ها پیگیر خواسته‌هایمان هستیم. از رایزنی و نامه‌نگاری گرفته تا درخواست دیدار با مقامات عالی کشور.

نیروهای آزاد که پیش از این نیز بارها تجمعات اعتراضی برگزار کرده‌اند، مهمترین مطالبات خود را این موارد عنوان می‌کنند: عدم امنیت شغلی، دستمزد پایین‌تر از حداقل دستمزد مصوب، فقدان بیمه و نداشتن امتیاز در آزمون‌های استخدامی آموزش و پرورش.

معلم ،کارگر است؟؟؟

محمد حسن پوره

آقای اسدالله حیرانی از فعالان صنفی در مقاله ای که اخیرا منتشر شده ،به این موضوع که کار معلمی و فعالیت‌های صنفی در چارچوب چوب فعالیت کارگری ودر قالب سازمان بین المللی کار ILOنمی گنجند پرداخته .در نوشته زیر به نقد مقاله آقای حیرانی می‌پردازم .

آقای حیرانی در ابتدای نوشته خود می‌نویسد «برخی از فعالین صنفی ،سیاسی و اجتماعی تلاش میکنند بر اساس یک‌ذائقه ایدئولوژیکی،تعریفی خاص از کارگر ارائه کنند و اصناف مختلف را تحت عام (مزد بگیر)زیر یک بیرق گرد آورند،بیشتر بسط مبانی همان ایدئولوژی است تا فعالیت صنفی»

ماده دوم قانون کار مصوب ۲۹/ابان۶۹کارگر را چنین تعریف میکند :«کارگر از لحاظ این قانون کسی است که بهر عنوان در مقابل دریافت حق السعی اعم از مزد ،حقوق ،سهم سود و سایر مزایا به درخواست کارفرما کار میکند.»

ماده ۴قانون کار ،کارگاه را:«کارگاه محلی است که کارگر به درخواست کارفرما یا نماینده او در آنجا کار میکند ،ار قبیل موسسات صنفی،کشاورری ،معدنی،خدماتی ،......شیر خوارگاه ،مهد کودک ،آموزشگاه حرفه ایی ،کلاسهای سواد آموزی ،سایر مراکز آموزشی و اماکن مربوط به شورا ،............مشغول به کار میشود .»

در تعریف کارگر همانطور که از تعریف بر می‌آید کارگر، بهر عنوان در مقابل حق السعی اعم از مزد ،حقوق ......کار میکند .اطلاق کلمه« بهر عنوان »در تعریف شمولیت کار را هم از لحاظ مفهومی و‌هم‌از لحاظ مصداقی بیان میکند ،آنجا که میگوید «اعم از مزد ،حقوق و.....»در عرف مشاغل یدی را معمولا مزد بگیر و مشاغل به اصطلاح پشت میز نشین و‌قلم‌بدست بدست را حقوق بگیر می دانند.

شمولیت معلم برای  قرار گرفتن در حیطه تعریف کار ،یک ذائقه ایدئولوژیکی نیست ،بلکه یک صراحت قانونی است که قانونگذار همانطور که در سطور بالا ذکر شد مستند به ماده ۲قانون کار ،معلم در مقابل دریافت حق السعی که حقوق نامیده میشود از کارفرمای خود که دولت یا بخش خصوصی باشد ،مزد دریافت میکند ،همچنین در ماده ۴همین قانون محل کار معلم را مصداق کارگاه میداند و صراحتا از مکان‌های خاص آموزشی همچون ،مهد کودک ها ،آموزشگاه حرفه ای ،کلاسهای سواد آموزی و سایر مکانهای آموزشی در کنار مکان‌های خاص کارگری همچون موسسات صنعتی و کشاورزی و .....نام می‌برد .در مقاله آقای حیرانی ذکر شده که:«اصناف مختلف را تحت عام (مزد بگیر )زیر یک بیرق گرد آورند».دوباره در نقد این قسمت هم که نویسنده تلاش دارد ،برخی فعالان صنفی ،سیاسی و اجتماعی را براساس یک تلاش ایدئولوژیکی به ایدئولوژی کردن ،تلاشهای صنفی برای بردن معلم در حیطه سازمان بین المللی کار «ILO»کند ،باز ارجاع به ماده۲قانون کار ضرورت پیدا میکند .کارگر در مقابل حق السعی اعم از مزد ،حقوق و........به درخواست کار فرما ،کار میکند . پس اینجا تلاش فعالین صنفی نیست که سعی دارند معلم را تحت عام مزد بگیر قرار دهند .قانونگذار حق السعی را اعم از مزد و حقوق تعریف کرده است .

در قسمتی از نوشته ی آقای حیرانی در قالب طرح سوال  پرسیده  شده است :«اگر معلم ،پرستار ،پزشک ،بنا ،نانوا و.......همه در قالب عام مزد بگیر بگنجند ،چرا نهادهایی مانند تشکل ،جمعیت ،کانون ،سندیکا یا اتحادیه با عناوین و پسوند اصناف و مشاغل گوناگون در دنیا موجودیت پیدا کرده اند و همه تحت عنوان مشترک مثل اتحادیه مزدبگیران فعالیت نمی‌کنند ؟»باید گفت با گستردگی زیاد مشاغل در سده اخیر ،و‌تخصصی شدن مشاغل ،طبیعی است که هر صنف ،تشکل مختص خود را داشته باشد .ودر ایران نیز پس از شهریور ۱۳۲۰به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی بویژه بحران های اقتصادی در کشور ،زمینه فعالیت اصناف افزایش یافت و فعالیتهای اصناف برای پیگیری مطالبات و حقوق صنفی اعضا منجر به تشکیل «اتحادیه اصناف تهران »شد .طرح این سوال که چرا همه صنوف تحت عنوان مشترک قرار نمیگیرند از یک فعال صنفی با سابقه، کمی دور از ذهن است و بعد از تشکیل فدراسیون اتحادیه های ملی و در سطح جهانی کنفدراسیون جهانی اتحادیه ها ،این سوال وجاهتی ندارد .حتی در کشور ما طبق ماده ۲۱قانون نظام صنفی کشور تشکیل اتحادیه های شهرستانی و‌طبق تبصره ۷همین قانون تشکیل اتحادیه های در سطح کشورهمچنین تبصره یک ماده ۱۳۱قانون کار که اشاره دارد به :«به منظور هماهنگی در انجام وظایف محوله و قانونی انجمن های صنفی می‌توانند نسبت به تشکیل کانون انجمن های صنفی در استان وکانون عالی انجمن های صنفی در کل کشور اقدام نمایند،توسط قانونگذار لحاظ شده است.  . این سوال لزوم داشتن اتحادیه ها و تاثیر گزاری آنها به لحاظ گستردگی جمعیت تحت پوشش اتحادیه ها مورد تاکید قرار گرفته است .و دقیقا به خاطر همین اثر گذاری است که معلم نیز در شمولیت سازمان بین المللی کار قرار می‌گیرد تا شاخص های مورد نظر این سازمان بین المللی در افزایش کیفیت زندگی جامعه هدف که توسط دولتها ،کارفرمایان ،مورد تعدی و استثمار قرار میگیرند بهبود یابد آقای حیرانی در بخشی از نوشته خود می‌نویسد :«سازمان بین المللی کار ،نهاد ی است با آمیزه ای از شاخص های مشاغل کارگری که شاید بارزترین وجه اشتراک آنها با حرفه معلمی ،دریافت مزد باشد وپس و بقیه خصیصه های بارز آنها جز افتراق و تفاوتهای آشکار نبوده و نیست.»

عجب است از بین بیش از هفتاد شاخص مهم که اکثر شاخص ها ،شاخص های بنیادی در مقوله کار و‌حفط حرمت انسانی کارگر که معلم و پرستار و بنا و نقاش و....هم شامل آن میشود فقط مزد را دیده اید .در بیانیه فیلادلفیا که منشور فعلی ILOمیباشد بر نکات برجسته زیر تاکید دارد که عصاره ای است از تجمیع شاخص ها .

۱)کارگر یک کالا نیست،به عینه دیده ایم ،که متاسفانه به کارگر و معلم و...  نگاه کالایی شده و جولان بخش خصوصی و تدوین طرحهای مختلف برای بهر ه برداری  ارزان از این نگاه کالایی به کارگر و معلم و..... است

۲)آزادی بیان و تجمع برای توسعه پایدار امری لازم و ضروری است.

جناب حیرانی از فعالیت این سازمان سالی یکبار گفته اید که آنهم صدور یک بیانیه که برای بازداشت یک کارگر صادر می شود ،الان عبدی برای چه چیزی در زندان است ،عبدیی که همراه تو در کارزار تشکیلاتی بوده ،بداقی به چه جرمی هفت سال از عمرش را پشت میله های زندان گذراند، بهشتی به جرمی چشم انتظار اجرایی شدن حکم یازده ساله است ،باغانی به کدامین گناه در تبعید بسر می‌برد ،باقری به جرم کدام گناه ناکرده پنج سال حبس متحمل شد .انصافا یک کارگر هر کس که میخواهد باشد جانش و زندگیش برای شما اینقدر بی اهمیت است که صدور بیانیه سالانه  ILOدر دفاع یک کارگر را زیر سوال می‌برد .به منشور دوم نگاهی دوباره بنداز از آزادی بیان گفته و تجمع برای رسیدن به توسعه پایدار. مگر عبدی ،بداقی ،بهشتی ،باقری ،باغانی و ....غیر از این گفته اند .

۳)فقر در همه جا باعث خطر برای خوشبختی می‌باشد .

آیا هنوز با دیدن این مورد سوم باور دارید که مزد تنها وجه اشتراک کارگر و معلم است .

خواسته ها و شعارهای ما در ده سال اخیر قطعا شما که از استخوان  دارهای فعالیت صنفی هستید میدانید از فقر و فرق مینالیدیم که هنوز ادامه دارد .

۴)همه افراد حق دارند از رفاه مادی برخوردار باشند و در فضای مطمئنی ا زامنیت اقتصادی و فرصت برابر برخوردارند

آیا این نکته از را منشور فیلادلفیا ILO خواسته ما نیست ،آیا از حال و روز همکاران قرار دادی،از همکاران شاغل در غیر انتفاعی ها،از همکاران نهضت سواد آموزی  خبر دارید ،آیا میدانی از ترس همین امنیت اقتصاد حاضر هستند با حداقل دستمزد بسازند .

سخن به درازا کشید ،جناب حیرانی ،همراهی مزد بگیران یک مبحث ایدئولوژیک نیست یک ضرورت است ،ضرورتی که خود شما در نوشته اتان به ضرورت زیر چتر یک نام واحد قرار گرفتن اشاره نمودید .معلم ،پرستار ،و.......یک کارگر هستند و خروجی کار آنها هیچ تغییر در ماهیت کار آنها که همه مزد بگیر هستند نمی‌کند

محمد حسن پوره

معلم مزد بگیر

۲۸/خرداد/۹۶

سیاست قدرتمندان «تضعیف اتحاد کارگری» است/ تشکل برای کارگران از نان شب واجب‌تر است

اکبر علیپور می‌گوید: تنها راه جلوگیری از بروز حوادث مرگبار، اتحاد کارگران است؛ این اتحاد نقطه مقابل سیاست کسانی است که همبستگی کارگران را در تضاد با منافع خود می‌بینند.

اکبر علیپور فعال کارگری در گفتگو با ایلنا در ارتباط با بروز حوادث مرگبار در معادن کشور اظهار داشت:  آمار بالای مرگ و میر در معادن کشور، زنگ خطر را به صدا درآورده‌است؛ ایمن سازی یک مطالبه اصلی است؛ علی‌الخصوص برای  معدنکارانی که هر روز ساعتها را در محیط پرخطر معدن می‌گذرانند.

وی با بیان این که مرگ کارگر بافقی، معدنکاران استان یزد را متاثر کرد و ما کارگران استان یزد به جِد، در انتظار پاسخگویی مسئولان محلی و استانی هستیم؛ افزود: تنها راه رسیدن به مطالبات،  تقویت اتحاد و انسجام کارگران ، برگزاری مراسم دست جمعی و تاکید بر لزوم برگزاری جلسات ماهیانه در سطوح عالی  است.

علیپور ادامه داد: این درحالیست که شگرد وسیاست قدرتمندان در جهت تضعیف اتحاد کارگری است.

این کارگرمعدن چادرملو در ادامه بحث با تاکید مجدد بر لزوم تشکل یابی و اتحاد گفت: مطالبه‌گری فردی جواب نمی‌دهد؛ چنانچه کارگری به صورت انفرادی یا تعداد محدودی از کارگران  به حق در راه مطالبه  حقوق قانونی خود حرکت کنند، یا تهدید به اخراج می شوند  و یا متهم به سیاسیگری و برهم زدن امنیت ملی؛ به همین دلیل است که تشکل برای کارگران از نان شب واجب‌تر است.

این فعال کارگری افزود: قرار نیست با این همه خدمت و  فعالیت اقتصادی، ما کارگران تعدادی را بر روی صندلی‌های مدیریتی وپشت میزهای ریاست بنشانیم و  بگذاریم آنها فقط منافع خودشان را در نظر بگیرند و از ترس از دست دادن میز وصندلیشان، کارگران را له کنند؛ چیزی که این روزها می‌بینیم غیر از این هم نیست؛ اگر آمار حوادث شغلی کشور را مرور کنیم به راحتی متوجه می‌شویم آن چیزی که برای مسئولان کم‌اهمیت است، جان کارگر است.

علیپور در پایان گفت: کارگران باید بیشتر هوشیار باشند و بدانند تا اتحاد دست جمعی به دست نیاید، روند  معیوب فعلی به همین صورت ادامه پیدا می‌کند و هر روز بیش از روز قبل، شاهد حوادث دلخراش و مرگ کارگران خواهیم بود.

در گرمای تابستان؛ انتقال ساعت کار کارگران به شب‌ کافی نیست/شرایط ایمنی در شب را باید جدی گرفت

یک کارشناس ایمنی و بهداشت کار می‌گوید صرف اینکه بگوییم کارگران ساختمانی برای رها شدن از گرمای طاقت‌فرسای تابستان کار شبانه کنند، کافی نیست و کارفرمایان باید تدابیر ایمنی لازم برای جلوگیری از به دردسر افتادن کارگران را رعایت کنند.

این کارشناس ایمنی و بهداشت کار که تجربه کار در مناطق جنوب کشور را دارد، در گفت و گو با ایلنا، اظهار داشت: در فصل تابستان در مناطق جنوبی گرمای هوا  به‌صورت طاقت‌فرسایی افزایش می‌یابد که این موضوع مستقیما کارگران ساختمانی را متاثر می‌سازد و به آنها آسیب‌های جبران‌ناپذیری وارد می‌سازد.

به طور معمول گرمای هوا در مناطق جنوبی کشور در طول روز به بیش از 50 درجه سانتیگراد می‌رسد که با تاریک شدن هوا تا 5 درجه از گرمای هوا کاسته می‌شود اما شرجی بودن هوا حتی در شب نیز آزاردهنده است.

این کارشناس ایمنی و بهداشت کار که در مناطق جنوبی کشور کار می‌کند با اشاره به تجربه خود در این خصوص گفت: در مناطق جنوب به صورت عرفی ساعت کار کارگران تغییر می‌کند ازجمله کارگران ساختمانی که برای رها شدن از گرما کار‌های خود را به پس از غروب آفتاب و هنگام تاریکی هوا موکول می‌کنند.

وی با بیان اینکه شب هنگام نیز اولین اشکالی که پیش می‌آید و کارگران ساختمانی را آزار می‌دهد، کمبود نور است، اظهار داشت: کارفرمایان کارگران ساختمانی باید کمبود نور شب را از طریق نصب پرورژکتور و سایر ملزومات، جبران کنند. از طرفی این احتمال هم وجود دارد که که بینایی کارگر به مرور زمان ضعیف شده باشد از این رو باید  چشم کارگر چند وقت یکبار معاینه شود.

این کارشناس ایمنی و بهداشت کار در ادامه با بیان اینکه کارفرمایان باید حساسیت بیشتری در هنگام کار شبانه بر ایمنی تجهیزات داخلی کارگاه داشته باشند، گفت: هنگام تاریکی هوا دقت کارگر به علت خستگی پایین می‌آید از همین رو ضرورت دارد که ایمنی تجهیزات مرتبا بررسی شوند و در صورتی که مشکلی وجود داشت بلافاصله با تجهیزات استاندارد جایگزین شوند. 

وی با بیان اینکه لباس کارگران باید از جنسی انتخاب شود که در هنگام کار آزاردهنده نباشد، تصریح کرد: لباس کارگر در هنگام کار و عرق کردن نباید به تن بچسبد چراکه موجب عرق‌سوز شدن می‌شود از این رو همواره به کارفرمایان توصیه می‌شود که لباس‌هایی از جنس کتان و نه پلاستیک در اختیار کارگران ساختمانی بگذارند.

وی درخصوص گنجانده شدن برنامه استراحت روزانه در هنگام انجام کارهای ساختمانی، گفت: در این ایام کارگر باید هر 2 ساعت یکبار 15 دقیقه استراحت کند و البته باید محیط استراحتش مساعد و خنک باشد تا این 15 دقیقه استراحت کارایی ذهنی و جسمی کارگر را افزایش دهد.

وی با بیان اینکه بازرسان کار باید روی اتاقک‌هایی که کارگران در آن استراحت می‌کنند، نظارت کنند تا مشکلی در آنها وجود نداشته باشد، افزود: از آنجا که محیط کارگاه‌های ساختمانی پر از گرد و غبار است اتاقک‌های استراحت باید از نفوذ گرد و غبار در امان باشند. در غیر این صورت در هنگام استراحت به ریه‌ها و پوست کارگران آسیب‌های جبران ناپذیری وارد می شود.

وی با تاکید بر اینکه آب شرب کارگران باید سالم باشد، گفت: علاوه بر آب شرب سالم کارفرمایان باید آب لیمو و شربت بنوشند تا افت فشار سبب غش کردن و ورود آنها به حالت اغما نشود.

این کارشناس ایمنی و بهداشت کار در پایان با تاکید بر حساسیت کار کارگران ساختمانی به علت کار در ارتفاع و تماس مداوم با نور آفتاب، افزود: متاسفانه به علت اینکه کارگران ساختمانی کارفرمای مشخصی  ندارند با مشکلات بسیاری در خصوص مسائل ایمنی شغلی مواجه هستند که باید در این خصوص به اجرای آیین نامه‌ها و ضوابط طب کار پرداخت.

سلامتی کارکنان کارخانه  ذوب آهن  اصفهان در معرض خطراست

مدیرکل محیط زیست استان اصفهان گفت: آلودگی در واحد اگلومراسیون، کک سازی، آهک سازی و واحد نسوز و برش خرسک مشکل اساسی داشت این در حالی است که مدت‌ها بود آنها اعلام کرده بودند که دیگر این واحدها آلایندگی ندارد اما واقعیت چیز دیگری بود.

در منطقه بوی تند ترکیبات آروماتیک واقعا نگران کننده بود و تنفس را مشکل می‌کرد و با این وضعیت باید شدیدا نگران وضعیت کارکنان این بخش‌ها بود چرا که سلامتی آن‌ها واقعا در معرض خطر است.

حمیدرضا ظهرابی امروز در گفت و گو با ایسنا، اظهار کرد: کارخانه ذوب آهن در دو سال اخیر تلاش کرده بود که برای کاهش میزان آلایندگی، تغییراتی در واحدهای خود ایجاد کند، اما متاسفانه گزارش‌هایی به دست ما رسید که نشان می‌داد فعالیت‌های شبانه و روزانه واحدهای ذوب آهن با یکدیگر متفاوت است.

وی افزود: ابتدا در خصوص این موضوع به ذوب آهن اخطار داده شد و ماموران ما شبانه به این کارخانه سرکشی کردند و در گزارش‌های خود در خصوص میزان آلایندگی توضیحاتی دادند خود من نیز شبانه به این کارخانه سرکشی کردم و متاسفانه با وضعیت نامناسبی از نظر آلایندگی روبرو شدم.

مدیرکل محیط زیست استان اصفهان ادامه داد: آلودگی در واحد اگلومراسیون، کک سازی، آهک سازی و واحد نسوز و برش خرسک مشکل اساسی داشت این در حالی است که مدت‌ها بود آنها اعلام کرده بودند که دیگر این واحدها آلایندگی ندارد اما واقعیت چیز دیگری بود.

ظهرابی تاکید کرد: در منطقه بوی تند ترکیبات آروماتیک واقعا نگران کننده بود و تنفس را مشکل می‌کرد و با این وضعیت باید شدیدا نگران وضعیت کارکنان این بخش‌ها بود چرا که سلامتی آن‌ها واقعا در معرض خطر است.

وی خاطرنشان کرد: نام کارخانه ذوب آهن در فهرست صنایع آلاینده است و محیط زیست و مراجع قضایی به این کارخانه در خصوص آلایندگی اخطار داده بودند اما متاسفانه ترتیب اثری داده نشده و شکایت دوباره از این کارخانه در دستور کار است.

جزئیات جدید از کارگران سوخته شده کارخانه فولاد بویراحمد در بیمارستان اصفهان

 مدیر دایره حقوقی گروه صنایع بین المللی باقری به ارائه جزئیات جدید از روند درمان کارگران حادثه فولاد بویراحمد پرداخت و از مرخص شدن دو نفر از انها از بیمارستان سوختگی اصفهان خبر داد.

به گزارش منابع خبری محلی،نیما حقیقت به آخرین روند درمانی مصدومان حادثه فولاد بویراحمد پرداخت و اظهار کرد:حامد قاسمیان و کریم بیگدلی از مصدومان حادثه فولاد بویراحمد از بیمارستان سوختگی اصفهان مرخص شدند و کاووس عباسی نیز امروز از این بیمارستان مرخص خواهند شد.

حقیقت ادامه داد: حامد قاسمیان که از بیمارستان مرخص شده بود مجدد امروز یک عمل جراحی دارند که در بیمارستان سوختگی اصفهان انجام خواهد شد.

وی بیان کرد: این مصدومان مشکلی خاصی ندارند و خطری آنها را تهدید نمی کند و چنانچه نیاز به معاینات پزشکی و ادامه درمان باشد با نظر پزشکان اقدامات لازم انجام می شود.

حقیقت اظهار کرد: تمام کارگرانی که در این حادثه دچار سوختگی شدند بیمه  بوده اند و باید مراحل قانونی طی شود تا خسارت به آنها پرداخت شود.

وی در پاسخ به این سوال که آیا نتیجه نظر کارشناسی حادثه فولاد بویراحمد اعلام شده است نیز گفت: این حادثه چندین بار کارشناسی شده و هنوز نظر قطعی مشخص نشده است.

حدود ساعت 2 و 37 دقیقه بامداد روز دوشنبه، یکم خردادماه انفجاری در کارخانه فولاد بویراحمد رخ داد که 6 نفر به دلیل پاشش ذوب کوره مصدوم و به شهرهای اصفهان و شیراز انتقال یافتند که در نهایت 3 نفر از مصدومان این حادثه به نام های" یوسف اکرمی"، "زریر بارانی" و "قاسم پشت چمن" که دچار سوختگی شدید بودند در بیمارستان صدرای شیراز فوت کردند.

همچنین "کریم بیگدلی"، "حامد قاسمیان" و "کاووس عباسی" سه مصدومی بودند که به بیمارستان سوختگی اصفهان اعزام شدند.

کشته وزخمی شدن 2کارگردرحادثه ریزش دیوار کارخانه در حال ساخت کاشان

فدایی مدیر روابط عمومی سازمان آتش نشانی کاشان گفت:امروز28خرداد، ریزش دیوار کارخانه در حال ساخت در کاشان منجر به سقوط حجم سنگینی از آوار روی دو کارگر مشغول به کار در این مکان و در نهایت مرگ یکی از آنان شد.

روح الله فدایی افزود: ساعت 15 و 13 دقیقه امروز در پی تماس کارگران یک کارخانه در حال ساخت با سامانه 125 سازمان مبنی بر گرفتارشدن کارگران مشغول به کار واقع در شهرک صنعتی امیرکبیر(جعفرآباد)، تیم نجات و امداد ایستگاه 4 آتش نشانی کاشان به محل اعزام شد.

وی ادامه داد: تیم اعزامی با تجهیزات مربوطه اقدام به خروج شخص متوفی و کارگر مصدوم در زیرآوار کردند.

فدایی گفت: متاسفانه به علت حجم زیاد آوار یکی از دو کارگر که افغانستانی بودند فوت و دیگری مصدوم شد که پس از خروج آنها از زیر آوار توسط آتش نشانان کاشان با همکاری واحد آتش نشانی شهرک صنعتی امیرکبیر، تحویل عوامل اورژانس شدند.

بیست وهشتم خردادماه1396

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید   اخباروگزارشات کارگری27خرداد1396

اعتراض به طرح کارورزی و مهارت آموزی وظیفه ای همگانی (کارگران،معلمان،پرستاران،کارمندان،دانشجویان،فارغ التحصیلان دانشگاه ها،دانش آموزان ،جوانان متقاضی کارو....) است

اعتراض به اجرای طرح کارورزی و مهارت آموزی دفاع ازدستاوردهای کارگران، حقوق خود ونسل های آینده است

- یورش نیروهای انتظامی به تجمع دامنه دار متقاضیان کار روستاهای آق درە و برجا ماندن چندین زخمی وبازداشت چندنفر!

- اعتراض کارگران شهرداری دلفان نسبت به عدم پرداخت 10ماه حقوق باپهن کردن سفره خالی درخیابان!

- تجمع اعتراضی کارگران پیمانی فضای سبز منطقه دو شهرداری اهوازبرای باری دیگر!

- شماره ای دیگرازسریال تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه پارس قو نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی!

- گزارشی از وضعیت کارگران ایران به سازمان جهانی کار و تشکل های مستقل کارگری جهان

- در رابطه با سازمان جهانی کار و پیگیری شکایات کارگری

- طرح مسایل کارگران هفت تپه در یک صدو ششمین اجلاس ای ال او

- یورش گسترده نیروهای امنیتی و انتظامی به مجمع عمومی کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری در 26 خرداد 1391

- حفاری در گرمای سوزان/ شرکت نفتی‌ها می‌گویند قانون اجرا نمی شود

- مطالباتمان پرداخت نشد؛ به گروگانگیری هم متهم شدیم/ معلمان بازنشسته و حق‌التدریسی‌ها در انتظار پرداخت معوقاتِ انباشته

- مرگ یک کارگرساختمانی  در قوچان براثرسقوط!

- جان باختن کارگرتعمیر کار کولردرخواف براثرسقوط

یورش نیروهای انتظامی به تجمع دامنه دار متقاضیان کار روستاهای آق درە و برجا ماندن چندین زخمی وبازداشت چندنفر!

عصر روز پنجشنبه 25 خرداد نیروهای انتظامی به تجمع دامنه دارمتقاضیان کار روستاهای آق درە یورش آوردند وچندین نفر ازتجمع کنندگان ازجمله چندزن رازخمی وتعدادی راهم بازداشت کردند.

به گزارش منابع خبری محلی که روز گذشته وامروز رسانه ای شد، جمعی از اهالی روستاهای آق درە علیا، آق درە سفلی و آق درە وسط کە در مجاورت معدن طلای آق دره تکاب زندگی میکنند، مدت بیست روز بود کە در اعتراض به بیکاری و عدم بکارگیری آنها در این معدن دست به تحصن و تجمع مسالمت آمیز زده بودند.

یکی از اهالی آق درە که نخواست نامش فاش شود در این بارە گفت:” این معدن در مراتع روستاهای ما واقع شدە است. بیشتر کارگران شاغل در این معدن غیر بومی هستند. فقط چند نفر از اهالی روستاهای ما در این معدن کار میکنند آن هم با قراردادهای فصلی”.

او در ادامە میگوید:” ما به نشانه اعتراض به بیکاری شدید، از بین رفتن مراتعمان و قراردادهای فصلی، دست به تحصن زدیم. اعتراض ما مسالمت آمیز و خواسته هایمان برحق است. در روزهای گذشته چندین نفر از ما به ادارە اطلاعات سپاه فراخواندە شدە بودند و تهدید شدە بودند کە در صورت ادامه تحصن با اتهام اقدام علیه امنیت ملی مواجه خواهیم شد”.

یک شاهد عینی در مورد درگیری نیروهای انتظامي با اهالی آق درە گفت:” آنها برای پایان دادن به تحصن مسالمت آمیز ما، متوسل به زور شدند. زنان میخواستند از این اقدام جلوگیری کنند ولی آنها هر کسی را کە اعتراض میکرد کتک میزدند”.

برپایه همین گزارش، بعد از این واقعه چندین تن از اهالی این روستاها توسط نیروهای حكومتي بازداشت شدەاند. برخی از بازداشت شدگان بعد از بازجويي و دادن تعهد آزاد شدەاند.

اعتراض کارگران شهرداری دلفان نسبت به عدم پرداخت 10ماه حقوق باپهن کردن سفره خالی درخیابان!

امروز27خرداد،کارگران شهرداری دلفان بار دیگر در اعتراض به عدم پرداخت10ماه حقوق دست به تجمع مقابل فرمنداری زدند واعتراضشان را با پهن کردن سفره خالی درخیابان به نمایش گذاشتند.

براساس گزارشات منتشره، کارگران شهرداری دلفان بار دیگر در اعتراض به حقوقی که ماه‌ها پرداخت نشده است مقابل فرمانداری تجمع کردند اما اینبار سفره خالیشان را به خیابان آوردند تا مسئولان بدانند سفره کارگری که 10 ماه حقوق نمی‌گیرد چه رنگ و بویی دارد.

آخرین بار نهم خرداد ماه 96 بود که کارگران شهرداری دلفان برای احقاق حق خود مقابل شهرداری این منطقه تجمع کردند که بار دیگر با وعده پرداخت حقوق در " روز شنبه" و به امید پرداخت حقوق صحنه را ترک کردند اما این وعده نیز محقق نشد و کارگران دیگر به آمدن هیچ شنبه‌ای امید ندارد و همچنان از گذر زندگی‌های پر از سختی و مشقت دم می‌زنند.

درهمین رابطه:

اعتصاب وتجمع کارگران شهرداری دلفان دراعتراض به عدم پرداخت6ماه حقوق!

امروز9خردادماه، کارگران شهرداری دلفان دراعتراض به عدم پرداخت6ماه حقوق دست از کارکشیده ومقابل شهرداری این شهر تجمع کردند.

یکی از کارگران شهرداری دلفان به خبرنگاری گفت: کارگران و حتی کارمندان شهرداری دلفان بیش از شش ماه است که حقوق نگرفته‌اند و وعده مسئولان همیشه در حد یک وعده باقی مانده است.

وی افزود: هیچ درآمد دیگری نداریم، شرمنده خانواده شده‌ایم در این ماه رمضان نیز نان خالی هم برای خوردن پیدا نمی‌شود، به نانوایی‌ها هم بدهکار هستیم و دیگر کسی حاضر نیست به ما نان قرضی هم بدهند.

یکی دیگر از کارگران شهرداری دلفان اظهارداشت: امروز کارگران شهرداری دلفان به دلیل عدم پرداخت حقوق معوقه دست از کار کشیدند و در مقابل شهرداری اعتصاب کردند.

وی با اشاره به اینکه برخی از نیروهای شرکتی شهرداری دلفان شش ماه حقوق نگرفته‌اند افزود: حقوق معوقه نیروهای فصلی این شهرداری بیشتر است به طوری که این کارگران حدود 10 ماه است که هیچ حقوقی دریافت نکرده‌اند.

کارگر شهرداری دلفان عنوان کرد: بیش از 250 نیروی شهرداری دلفان اعم از رسمی و غیر رسمی حقوق معوقه دارند و پس از گذشت چندین ماه هنوز اقدامی برای پرداخت آن انجام نگرفته است.

وی بیان کرد: امروز شهردار وعده داده است که به زودی حقوق ها پرداخت می‌شود اما دیگر باوری به این وعده‌ها نداریم چون تاکنون وعده و وعید زیادی شنیده‌ایم.

کارگر شهرداری دلفان تصریح کرد: شهردار امروز وعده داده که تا روز شنبه حقوق نیروها پرداخت می‌شود با این وعده کارگران به کار خود بازگشتند اما معلوم نیست این وعده صحت داشته باشد یا نه!

دیگر کارگر شهرداری دلفان گفت: شش ماه حقوق و عیدی‌ام پرداخت نشده است، متأسفانه شهرداری بدهی‌های زیادی دارد و هنوز حقوقی پرداخت نکرده است.

وی تصریح کرد: شش ماه پول اجازه خانه‌ام عقب افتاده است و از آنجا که توان پرداخت پول آب، برق و گاز را نداشته‌ام همیشه اخطار قطع برایمان می‌آید که هر بار با التماس مانع از قطع آن می‌شویم.

کارگر شهرداری دلفان عنوان کرد: زندگی را با مشقت و سختی می‌گذارنیم و هیچ کدام از کارگران چه رسمی و چه  شرکتی از این وضعیت راضی نیست. وقتی  درآمدی نداشته باشی تا قرض‌هایت را پرداخت کنی آبروریزی است.

وی بیان کرد: برخی حتی پول نان هم ندارند، کسی که زباله حمل می‌کند هیچ پشتوانه‌ای ندارد که سراغ این کار آمده است، متأسفانه اگر اعتراض  هم کنیم بدترین کار را به ما می‌دهند، اذیت می‌کنند و اضافه کار را قطع می‌کنند.

کارگر شهرداری دلفان گفت: اگر حداقل حقوق یک یا دو ماه هم پرداخت شود  باز می‌توان پول آن را به زخمی از زندگی زود اما متأسفانه حقوق یک یا دو ماه را هم واریز نمی‌کنند.

وی اظهارداشت: 12 سال از جوانی‌ام را برای این کار گذاشتم، اگر سراغ حرفه‌ای می‌رفتم اکنون پیشرفت کرده بودم و این وضع خیلی خراب را نداشتم.

کارگر شهرداری دلفان افزود: امید داشتم کارم درست شود ولی رسمی هم شوم باز امیدی نداریم دنبال این هستیم به شهر دیگر بروم و از این وضعیت خود را نجات دهم.

تجمع اعتراضی کارگران پیمانی فضای سبز منطقه دو شهرداری اهوازبرای باری دیگر!

صبح امروز27خرداد، گروهی از کارگران پیمانی فضای سبز منطقه دو شهرداری اهواز که طی چند ماه گذشته حقوق نگرفته‌اند؛ مقابل ساختمان مرکزی شهرداری اهواز تجمع کردند.

این کارگران  به ایلنا گفتند: حدود ۲۰۰کارگر فضای سبزهستیم که تحت مسئولیت شرکت پیمانکاری « سپهر قلعه گلی» در ناحیه دو منطقه دو شهر اهواز  مشغولیم اما در نتیجه بی‌توجه‌ای مدیران این شرکت بابت  دست کم دو ماه مزد  معوقه از کارفرما طلبکاریم.

به گفته کارگران معترض،شرکت پیمانکاری سپهر قلعه گلی دستمزد ماه‌های فروردین و اردیبهشت آنان را به تاخیر انداخته است .

به گفته آنان ، یکی دیگر از موارد اعتراض کارگران فضای سبز شهرداری منطقه دو اهواز محدودیت حق اولاد وبیمه خانواده‌های آنان است.

به گفته آنان از قرار معلوم تا پیش از تصویب و ابلاغ قانون جدید اصلاح جمعیت و تنظیم خانواده، حق اولاد تنها به دو فرزند از مجموع فرزندان خانوداه‌های کارگری پرداخت می‌شد اما با تصویب و ابلاغ قانون جدید اصلاح جمعیت و تنظیم خانواده محدودیت‌های مربوط به پرداخت حق اولاد و بیمه اجباری فرزندان کارگران برطرف شده است و بنابراین دیگر نباید هیچ محدودیتی در پرداخت این مزایای وجود داشته باشد.

در ادامه کارگران معترض تصریح کردند: علاوه بر موارد فوق کارفرما شرکت پیمانکاری بابت چندین سال سنوات از به کارگران بدهکار است.

شماره ای دیگرازسریال تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه پارس قو نسبت به بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی!

از ساعت ۸ صبح امروز(شنبه/۲۷ خرداد)،حدود ۱۵۰ نفر از کارگران کارخانه پارس قو در اعتراض به عدم پرداخت ۳ ماه مطالبات مزدی و مشخص نبودن زمان بازگشایی این کارخانه در محوطه محل کار خود تجمع کردند.

تجمع امروز کارگران پارس قو تا حوالی ساعت ۱۲ ظهر ادامه داشت و کارگران شرکت کننده مانند دفعات بنر و پوستر‌هایی را حمل می‌کردند که در آن  به عملکرد کارفرما و سهامداران اعتراض شده بود.

آنها به ایلنا گفتند در شرایطی که مشکلات کارخانه روغن نباتی قو دیگر برکسی پوشیده نیست اما کارفرما همچنان از پرداخت، دستمزد بهمن سال گذشته و مطالبات مزدی اسفند ۹۵، فرودین و اردیبهشت ۹۶ آنها خودداری می کند.

کارگران پارس قو افزودند: در نتیجه آنها در پرداخت هزینه‌های مربوط به پرونده شکایتی که از طرف آنها و علیه کارفرما، حدود دو هفته پیش در دادسری بعثت مطرح شده است را ندارند.

براین اساس گفته می‌شود که هر کدام از کارگران روغن قو حدود  ۳ ماه پرداخت نشده (حدود پنج میلیون تومان) طلبکار است که هزینه دادرسی چنین پرونده‌ای دست‌کم حدود ۵۰۰ هزار تومان خواهد بود.

همچنین دفترچه بیمه‌های کارگران روغن قو دو هفته است که تمدید نشده و آنها هنگام مراجعه به مراکز درمانی سازمان تامین اجتماعی به مشکلات بسیاری مواجه شده‌اند.

گزارشی از وضعیت کارگران ایران به سازمان جهانی کار و تشکل های مستقل کارگری جهان

گزارشی از وضعیت کارگران ایران

خرداد ۱۳۹۶

با سلام های گرم

وضعیت کارگران در ایران از جوانب مختلف طی سالیان اخیر رو به قهقرا داشته و تبدیل به یک بحران جدی گردیده است. از نقطه نظر اقتصادی، دغدغه کارگران بیکاری چند میلیونی از یک سو و دستمزدهای چند برابر زیر خط فقر از سوی دیگر است. بطوریکه بسیاری از نیازهای انسانی نظیر تغذیه سالم و مقوی، آموزش، بهداشت، مسافرت و… برای کارگران تبدیل به کالاهایی لوکس و دست نیافتنی شده است. در مورد نیازهای اساسی نظیر خوراک و پوشاک، خانواده های کارگری مجبورند محدودیت های زجر آور را تحمل کنند. دولت برای تعیین دستمزد کارگران حتی حاضر به رعایت قانون کار که تاکید دارد حداقل دستمزد باید نیازهای یک خانواده را برآورده کند نیست. تعرض به دستمزد کارگران به تعیین دستمزد چند برابر زیر خط فقر ختم نمی شود و دولت بطور مستمر با ارائه طرح و تصویب آئین نامه هایی نظیر طرح استاد شاگردی و آئین نامه کارورزی تلاش دارد به بهانه رونق اقصادی و ایجاد اشتغال قیمت نیروی کار را حتی به یک سوم حداقل دستمزد کنونی کاهش دهد، با وجود اینکه دستمزد کارگر بخش ناچیزی از قیمت تمام شده کالاها و خدمات را در برمی گیرد. تعرضات دولتی به معیشت کارگر همچنین از طریق اختیاری کردن بیمه نمودن کارگر توسط کارفرما و گنجاندن آن در طرح ها و آئین نامه های مذکور بطور مستمر پیگیری می شود.

سطح ایمنی و بهداشت کار بسیار پایین است و عدم رعایت ایمنی در کارگاه های صنعتی و ساختمانی کارگران را هر روزه به کام مرگ می برد. حوادثی نظیر آتش سوزی ساختمان پلاسکو و ریزش معدن زمستان یورت که منجر به کشته شدن چهل وسه تن از معدنچیان شد تنها نمونه هایی شناخته شده از حوادثی است که رخ داده است. این حوادث به دلیل وسعت آن مورد توجه رسانه ها قرار می گیرد و توجه بسیاری را جلب می کند، اما حوادث کار به خصوص در بخش ساختمانی بسیار فراتر از این موارد هستند و روزانه تلفات جانی از کارگران این بخش می گیرد.

دستمزد های ناچیز کارگران ماه ها معوق می شود و مستند به اعتراضات توده ای کارگران کارگاه هایی وجود دارد که پرداخت دستمزد کارگرانش بیش از یک سال معوق شده است و زندگی فقیرانه کارگران را با تباهی مواجه ساخته است. روند معوق شده دستمزد کارگران نسبت به سال های گذشته متاسفانه رشد قابل توجه ای دارد.

در چنین شرایطی که دستمزد کارگران معوق می شود متاسفانه قراردادهای موقت حتی یک ماهه و قرادادهای سفید امضا بسیار رشد داشته است. علاوه بر این تعطیلی کارخانه ها و بیکار شدن کارگران سطح امنیت شغلی را نسبت به سال های گذشته بسیار کم کرده و تبدیل به موضوعات بغرنج برای کارگران شده است.

ریشه اصلی تحمیل فقر به کارگران، علاوه بر سیاستهای اقتصادی مدافع کارفرمایان و بازار آزاد نظیر خصوصی سازیها، ممانعت دولت از ایجاد سندیکا و تشکل های مستقل کارگری می باشد. و به همین دلیل راه سازمان دهی کارگران برای دفاع از حقوق شان مسدود شده است. با کارگرانیکه که سندیکا و تشکیلات مستقل خود را ایجاد کرده اند نظیر سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، سندیکای نقاشان البرز و کانون صنفی معلمان برخوردهای خشن صورت گرفته و کارگران و معلمان پیشرو در سندیکاها زندانی شده و یا از کار اخراج شده اند. فعالین کمیته های کارگری نیز از این قاعده مستثنی نبوده اند. حتی با کارگرانیکه بنابر شرایط بغرنج بوجود آمده برایشان نظیر عدم پرداخت دستمزد چندین ماهه و یا از دست دادن شغل خود تجمعات اعتراضی برگزار می کنند برخورد های پلیسی و قضایی صورت می گیرد. کارگران معدن بافق و معدن چادر ملو و معدن آق دره نمونه هایی از قریانیان برخورد های خشن دولتی هستند. بطور مثال کارگران معدن آقا دره را با احکام قضایی شلاق زدند.

وضعیت معیشتی و حق و حقوق معلمان با شرایط بحرانی روبروه بوده است، از جمله می توان به موارد ذیل اشاره کرد: بیمه معلمان علیرغم دریافت هزینه های بالا، خدمات را به شکل مطلوبی ارائه نمی دهد و موارد تحت پوشش آن کامل نیست. تعدادی از معلمان فعال صنفی در شهرهای مختلف به ویژه تهران با اتهاماتی به دور از واقعیت، به انواع مجازات ها از زندان طولانی، تبعید از محل سکونت یا اشتغال، اخراج، انفصال از خدمت و… محکوم گردیده اند.  به دلیل کاستی های مختلفی که در نظام آموزشی وجود دارد، سطح کیفی آموزش ازدید معلمان دلسوز ومتخصصین بسیارپایین بوده ودانش آموزان اغلب پس ازدریافت دیپلم، از توانایی های لازم برای ورود به بازار کار برخوردار نیستند. بین آموزه های مدرسه و دانشگاه و همچنین زندگی روزمره هیچ همخوانی ورابطه ای وجودندارد. برغم تاکید اصل ۳۰ قانون اساسی مبنی بر رایگان بودن آموزش های عمومی، حتی مدارس دولتی ایران نیز دانش آموزان را باروش های گوناگون وادار به پرداخت پول می نمایند و تبدیل به مدارس آزاد شده اند. شهریه ی مدارس آزاد (غیردولتی) بسیاربالاست وعملا شکاف طبقاتی موجود در جامعه را به بخش آموزش منتقل نموده است. معلمان روزمزد با عنوان های گوناگون و دستمزدهای ناچیز به کار گرفته می شوند که همان دستمزد نیز با تأخیرهای فراوان به آنان پرداخت می شود؛ ضمن اینکه از هیچگونه پوشش بیمه، بازنشستگی و امنیت شغلی نیز برخوردار نیستند. درایران بیش از ۱۳ عنوان مدرسه (آزاد، غیردولتی، هیات امنایی، نمونه ی دولتی، شاهد، نمونه مردمی و…) ایجاد شده که هرکدام‌ به نوعی سیستم آموزشی را تبدیل به بنگاه هایی برای جذب درآمد کرده اند. حقوق معلمان بسیار پایین تر از میانگین هزینه های یک خانواده متوسط در اغلب شهرهای ایران است؛ بطوریکه معلمان برای تامین هزینه های خانواده به ناچار به شغلهای متفرقه و برخی به دور از شأن معلمی روی آورده اند. آنان به این ترتیب فرصت به روز نمودن دانش خود را از دست می دهند. به استثنای تعدادی از مدارس خاص، اغلب مدارس مجهز به امکانات لازم برای فعالیت های آموزشی و پرورشی نیستند. درصد بالایی از مدارس در شهرها و به ویژه روستاهای دور افتاده ایمنی کافی برای حفاظت از جان دانش آموزان را ندارند. به آموزش مهارت های زندگی، هنر و ورزش توجه کافی صورت نمی گیرد. در برخی موارد از کمترین امکانات نیز در این زمینه ها برخوردار نیستند. برنامه تغذیه رایگان (شیر) به درستی اجرا نمی شود. معمولا به میزان لازم و پیش بینی شده تأمین اعتبار نمی شود. در پرداخت پاداش پایان خدمت معلمان از طرف دولت تاخیرهای طولانی، گاه تا چند سال دیده می شود. به سرنوشت معلمان بازنشسته در این مدت و پس از بازنشستگی بی توجهی وجود دارد.

کارگران نیشکر هفت تپه در چندین سال اخیر برای به دست آوردن مطالبات خود بارها دست به اعتراض و اعتصاب زده اند.از جمله این خواسته ها دریافت حقوق معوقه و پرداخت مناسب دستمزدها، مزایا و اضافه کاری، روشن شدن وضعیت بازنشستگان و حق ایجاد تشکل مستقل کارگری بوده است. همچنین این کارگران علیه سیاستهای خصوصی سازی دولت در صنعت نیشکر که منجر به بدتر شدن وضعیت کارگران و همچنین حضور گسترده تر نیروهای امنیتی و انتظامی در محیط های کار شده است اعتراضات متعددی را از جمله در روزهای اخیر سازمان داده اند.

دولت تنها تشکلاتی دست ساز به نامهای “شورای اسلامی کار”، “انجمن صنفی” و “نماینده کارگر” را به رسمیت می شناسد. این نهادهای وابسته به دولت به هیچ عنوان تشکل های واقعی کارگری نیستند و همگی در پروسه غیر دموکراتیک غالبا بدون برگزاری مجمع عمومی تشکیل شده اند و وابستگی های شدید به قدرتها و جناحهای دولتی دارند و تنها خطوط ترسیم کرده دولت را رعایت می کنند. این تشکلات فرمایشی خود مانعی جدی برای تشکیل سندیکاها و تشکلهای مستقل کارگری و صنفی هستند. بطور مثال در سال ۸۴ افرادی تاثیر گذار در شورای اسلامی کار و خانه کارگر که مدیریتی اثر گذار در این تشکلات رسمی دارند با هماهنگی پلیس به ساختمان سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه حمله و اقدام به تخریب وسایل موجود در ساختمان کردند. آنان همچنین اعضای سندیکای واحد که در ساختمان حضور داشتند را مضروب و مجروح کردند. به طبع افرادی که در چنین بستری و با حمایت دولت بعنوان “نمایندگان کارگران” گزینش می گردند چه در مذاکرات با دولت و کارفرمایان وچه در اجلاسهای بین المللی نظیر سازمان جهانی کار نمایندگان واقعی کارگران ایران نبوده و آ‌نها را با چنین عنوانی نباید به رسمیت شناخت و اعتبار نامه برایشان صادر کرد.

با وجود تمامی محدودیتها و اعمال فشارهای فوق، اعتراضات کارگری در ایران رشد قابل توجهی به لحاظ کمی و کیفی داشته تا جاییکه بخشی از اعتراضات به سطح شهرها کشیده شده و یا با حضور خانواده ها همراه شده است. سال گذشته شاهد هزاران اعتراض کارگری در تمامی بخشهای صنعتی و خدماتی و دولتی بودیم. اما لازم به تاکید است، کلیه این اعتراضات بدون وجود تشکلات مستقل و به عقب راندن این محدودیتها موفق به تحمیل خواسته های گسترده کارگری و عبور از این وضعیت بحرانی نخواهد شد. ما تشکلات مستقل ذیل از همکاران گرامی در تشکلات کارگری بین المللی می خواهیم که حمایت خود را از کارگران و معلمان ایران هر چه گسترده تر ادامه دهند و در این تلاش و مبارزه یار و همراه ما باشند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

کانون صنفی معلمان تهران

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

سندیکای کارگران نقاشان استان البرز

در رابطه با سازمان جهانی کار و پیگیری شکایات کارگری

در سایت سازمان جهان کار آمده است: " آی ال او (سازمان جهانی کار)، به عنوان تنها نهاد سه جانبه سازمان ملل، از سال ۱۹۱۹ دولتها، کارفرمایان و نمایندگان کارگران از ۱۸۷ کشور عضو را گرد آورده است تا استانداردهای کار، سیاستهای توسعه و برنامه های طرح ترویج کار مناسب برای همه زنان و مردان را وضع نمایند. "

دولت ایران نیز از جمله اعضای سازمان جهانی کار است. کشورهای عضو از جمله ایران موظفند قوانین کار خود را با مقاوله نامه هایی که رسما پذیرفته اند و نیز با کلیه مقاوله نامه های بنیادین سازمان جهانی کار از جمله مقاوله نامه های ۸۷ و ۹۸ تطبیق دهند. این دو مقاوله نامه مربوط به حق آزادی تشکل و انجمن (ایجاد تشکل مستقل کارگری) و نیز حق مذاکرات دسته جمعی می باشند.

گر چه سازمان جهانی کار زیر مجموعه ای از سازمان ملل بوده و بنابراین دولتها و کارفرمایان قدرت به مراتب بیشتری نسبت به نمایندگان تشکلات کارگری که در اقلیت هستند دارند، اما با توجه به تحمیل مقاوله نامه های بین المللی به دولتها و کارفرمایان، دولتهای ناقض این مقاوله نامه ها را می توان هر ساله در مراجع بین المللی و بطور مشخص از طریق شکایت به کمیته های استانداردهای بین المللی سازمان جهانی کار پاسخگو نمود و مورد مواخذه قرار داد. از جمله لازم به اشاره است که پرونده شماره 2508 ( جمهوری اسلامی ایران)  - تاریخ شکایت : 25 ژوئیه 2006 -   در بخش آزادی تشکل و انجمن  سازمان جهانی کار پیرامون اذیت و آزار اعضا و نمایندگان سندیکای کارگران شرکت واحد همچنان مفتوح است و دولت جمهوری اسلامی ایران به دلیل عضویت در سازمان جهانی کار موظف است اصول ناظر بر این دو مقاوله نامه بین المللی، ۸۷ و ۹۸، را رعایت نماید، که از جمله بدین معنی است که اذیت و آزار و تعقیب و بازداشت اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد و دیگر تشکلات مستقل کارگری باید متوقف گردد و نیز سندیکای کارگران شرکت واحد به عنوان یک تشکل مستقل کارگری به رسمیت شناخته شود.

 در آینده پیرامون این موارد، و نیز دیگر مقاوله نامه های سازمان جهانی کار در رابطه با دستمزدها، شرایط کار، حقوق زنان کارگر، برابری جنسیتی زن و مرد و کودکان کار ... توضیحات مبسوط تری خواهیم داد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

خرداد ۱۳۹۶

طرح مسایل کارگران هفت تپه در یک صدو ششمین اجلاس ای ال او

گزارش جیمز ریتچی، دستیار دبیر کل  فدراسیون کارگران بخش مواد غذایی، کشاورزی، هتل، رستوران، خدمات و تنباکو در سرتاسر جهان (آی یو اف) در جلسه عمومی نشست ۱۰۶ مین کنفرانس بین المللی کار- ژنو*

۱۴ ژوئن ۲۰۱۷

رئیس کنفرانس، مدیر کل و نمایندگان حاضر در جلسه ۱۰۶ مین کنفرانس بین المللی کار. من در اینجا می ایستم تا گزارش خود را به مدیر کل کنفرانس بدهم.

آقای رایدر (دبیرکل سازمان جهانی کار) در نطق افتتاح اش اعلام کرد، که اشاره اش به شغل شایسته برای صورت جلسه کنفرانس بود ( Decent Work Agenda) که در اعلامیه سال ۲۰۰۸ در رابطه با عدالت اجتماعی در جهانی عادلانه می خواهیم است، که شعار این سالها برای اصول بنیادین حقوق کار است. ما نیز با نظرات او موافق هستیم که “هیچ اصل دیگری، که به طور مستقیم نشانه بگیرد قلب تعهد سازمان جهانی کار که هویت اش را نشان ما دهد یا در عرصه دیگری نمایان کند وجود ندارد.”

مدیر کل، تمامی کشورهای عضو را برای پویایی دوباره تعهدات سیاسی و اقدام عملی برای پایان دادن به سوء استفاده هایی که هیچ جایی در جهان کاری ندارد فراخوانده است.

من می خواهم به نقض سیستماتیک، پایمال شده کارگرانی که مکررا توسط کارفرما تکرار می شود یعنی نقض حقوق اولیه سندیکای کارگران نیشکرهفت تپه در ایران صحبت کنم.

در ده سال گذشته، کارگران هفت تپه دستمزد خود را مرتب دریافت نکرده اند. این وضعیت در طی دو سال گذشته پس از واگذاری شرکت به بخش خصوصی رو به وخامت گذاشته شده است. نه تنها موارد مربوط به مشکلات کارگران رفع نمی شود بلکه دستمزدها نیز به موقع پرداخت نمی شود، گاهی اوقات ماهها کارگران دستمزد معوقه طلبکار هستند و کارگران در اوج ناامیدی در کوچه و خیابانها و در مقابل دفتر فرمانداری اعتراض می کنند. ما از دولت ایران می خواهیم که فورا کنوانسیون ۹۵ (در حفاظت از دستمزد) سازمان بین المللی کار را اجرا کند.

بیش از ۱۰۰۰ کارگر که در حال حاضر شاغل هستند و بازنشسته های کارخانه های نیشکر هفت تپه این ماه با پشتیبانی همسران و فرزندان شان، برای گرفتن دستمزد ها و مزایای پرداخت نشده اشان چند ماه دست به اعتصاب زده اند. شرکت هفت تپه در پاسخ به اعتراض کارگران آنها را تهدید به اخراج می کند که یا کارگران باید به سر کار خود برگردند و یا اینکه مدیریت هفت تپه را تعطیل می کند و شرکت را می بندند.

کارگران هفت تپه برای گرفتن دستمزدهای عقب افتاده اشان و سایر مسائل مربوط به مزایایشان با تظاهرات و اعتصاب متعدد طی سال های گذشته درگیر هستند. این کارگران پیش از این در مقابل دفتر فرماندار در شهرستان شوش جمع شده بودند و تهدید کرده اند که دوباره تجمع خواهند کرد، مدیریت می باید دستنزد آنها را پرداخت کند آنچه را که به کارگران بدهکار است را بپردازد.

در اکتبر سال ۲۰۱۶، بیش از ۵۰۰ نفر از کارگران این شرکت اعتصاب کردند و خواستار پرداخت حقوق شان، که سه ماه به تعویق افتاده بود شدند. گزارش شده که ۱۸۰۰ نفر ازکارگران حداقل دو ماه حقوق عقب افتاده دارند. ۸۰۰ نفر دیگر از کارگران این شرکت حداقل چهارماه حقوق پرداخت نشده طلب دارند.

با توجه به شرایط این کارگران، کارخانه از یک مجتمع صنعتی به یک فضای امنیتی تبدیل شده است و دلیل حضور ثابت و تهدید آمیز پلیس، که تیم مدیریت را در همه زمانها اسکورت می کند فضای این شرایط را نشان می دهد. دوربین های دیجیتال در همه جا در محل کار نصب شده است و ماموران امنیتی از این دوربین ها برای کنترل هر حرکت کارگران استفاده می کنند.

اخراج روزانه کارگران عادی شده و اعتراض بخشی از کارگران با دستگیری و بازداشت غیر قانونی مواجه است. ما اصرار داریم واز شما می خواهیم که از دولت ایران بخواهید که از این عمل کارفرما جلوگیری کند و دولت دست از آزار و اذیت کارگران بردارد.

فرآیندهای بهداشت و ایمنی در محل کار اجرا نشده است. دمای هوا در زمان کار پر زحمت کارگران بیش از ۵۰ درجه سانتیگراد است. کارگران قرارداد دائم که یک سیستم طبقه بندی شغلی ندارند. آنها مانند کارگران موقت کار می کنند و حداقل دستمزد آنها یک چهارم آنچه که دستمزد واقعی باید باشد پرداخت می شود. ما از نمایندگان ایران می خواهیم تا کارگران با امنیت شغلی و قرارداد دائمی داشته باشند. ایران کنوانسیون ۱۳۱ حداقل دستمزد ثابت را برای ارائه عدالت دستمزد به کارگران تصویب کرده است.

اعضای هیئت اجرایی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه قراردادهای موقت کاری دارند. این یک استراتژی حساب شده برای سرکوب آزادی تشکل و آزادی بیان است. اعضای کمیته اجرایی سندیکا را مجبور می کنند که به ارسال و ثبت و امضای تعهد نامه خود که هیچ اقدام علیه کارفرما و شرکت نمی کنند.

ما از دولت ایران می خواهیم سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه را به عنوان نماینده انحصاری کارگران هفت تپه به رسمیت بشناسد و به آنها اجازه اقدام به تمام فعالیت های مطابق با کنوانسیون های سازمان بین المللی کار در محل کار خود نمایند. اعضای سندیکا هیچ امنیت شغلی و مطلقا هیچ حقوق بشری در ایران را ندارند.

مسئول جلسه، من در این کنفرانس نیز مایلم کمی از زمان خودم را به منظور بیان مختصری از نقض وحشیانه حقوق بشر کارگری توسط دولت الجزایر مطرح کنم، زیرا که هنگامی که کارگران الجزایر به دنبال حق خود برای پیوستن و تشکیل اتحادیه های مستقل است را بیان کنم. از سال ۲۰۰۱، سندیکای عمومی کارگران الجزایر یا (اس ان ا پی ا پی ) (۱) شکایتی را به سازمان جهانی کار تسلیم کرده است. در سال ۲۰۱۲، پنج اتحادیه مستقل کارگری با (اس ان ا پی ا پی ) فعالیت می کنند که هنوز این ارتباط ادامه دارد. دولت وضعیت حقوقی اتحادیه انرژی SNATEG را لغو کرده است، با وجود این واقعیت مقامات الجزایری جرأت کردند دیروز مخالفتشان را در سازمان جهانی کار اعلام کنند، زیرا فعالیت های مسالمت آمیز با اخراج، زندان و تهدید به اقدام قانونی تعقیب روبرو می شود.

اتحادیه های الجزایر گزارش می دهند که سرکوب فعالان اتحادیه های کارگری به دنبال هر کنفرانس سازمان جهانی کار همراه است که با افزایش فشار بر اتحادیه های کارگری مستقل تشدید می شود.

سازمان جهانی کار باید به طور موثر پیگیر مذاکرات و تصمیمات خود برای اطمینان از احترام دولت الجزایر به تعهدات خود به کارگران برای اجازه استفاده از حقوق بنیادین کار باشد.

تحویل کنترل کننده جلسه هم داده شده است.

* https://www.hrw.org/news/2013/10/06/algeria-crackdown-independent-trade-unions

Address to the plenary of the 106th session of the International Labour Congress

۱٫ the Syndicat National Autonome des Personnels de l’Administration Publique (SNAPAP)

سندیکای عمومی کارگران الجزایر ( اس ان ا پی ا پی ) فعالترین تشکل مستقل ملی کشور الجزیره است که سال ۱۹۹۰ تشکیل شده است. این تشکل فرا اقتصادی است و کلیه کارگران در بخش های متفاوت اقتصادی عضو آن هستند و عضو اکثر کنفدراسیون های کارگران مانند کنفدراسیون بخش عمومی جهانی، آموزش بین الملل، آی یو اف و آی تی یو سی است. این تشکل حتی جوانان و کارگران بیکار، کارگران موقت، حاشیه نشینان را نیز عضوگیری می کند. بسیاری از فعالین این تشکل در زندان هستند.

برگرفته ازسایت کانون مدافعان حقوق کارگر

یورش گسترده نیروهای امنیتی و انتظامی به مجمع عمومی کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری در 26 خرداد 1391

پنج سال پیش در چنین روزی، یعنی ظهر روز جمعه ٢٦ خرداد 1391،جمعی از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری در شهر کرج مورد هجوم نیروهای امنیتی قرار گرفتند. در حالی این کارگران و فعالین کارگری مورد ضرب و شتم مامورین مسلح قرار گرفتند که آنها در حال برگزاری مجمع عمومی سالیانه کمیته هماهنگی بودند.

در این روز 59 نفر از اعضای کمیته هماهنگی بازداشت شدند. اگر چه بسیاری از این فعالین کارگری در ساعت های اولیه و روز بعد آزاد شدند، اما تعدادی از آنها پس از مدت زیادی از زندان کرج و رشت آزاد گردیدند. تعدادی دیگر نیز بارها توسط نهادهای امنیتی شهر سکونت خود احضار گردیدند و مورد بازجویی قرار گرفتند و در شهرهای مهاباد و بوکان جمعی از اعضای کمیته هماهنگی هم محکوم به حبس دو تا سه سال شدند.

آن چه که در روز جمعه 26 خرداد 91 و در برابر چشمان ساکنین یکی از محله های شهر کرج اتفاق افتاد، ورود بدون حکم رسمی و تیراندازی هوائی و حمله نیروهای امنیتی و انتظامی مسلح به تعدادی کارگر بود که در حال گفتگو در باره ی مشکلات خود و دیگر هم طبقه ای های شان بودند. شدت ضرب و شتم به حدی بوده که برخی از اعضای کمیته هماهنگی دچار مصدومیت و کوفتگی شدند.

 این کارگران و فعالین کارگری در حالی مورد هجوم مامورین قرار گرفتند که بسیاری از آنها، غروب روز پنج شنبه، خسته از کار طاقت فرسای روزانه باز گشته و به امید دیدار دیگر دوستان خود و تشکیل مجمع عمومی، سوار اتوبوس شده و به مقصد کرج به راه افتاده بودند. این فعالین کارگری جزئی از طبقه ای هستند که فروشنده نیروی کار و سازنده گان نعمت های بشری این جامعه می باشند. آنها در مجمع عمومی سالیانه چیزی جز بیان مطالبات و خواسته های کارگران و اعلام حق وصول آن از صاحبان سرمایه، نمی گفتند.

 آیا فعالین کارگری حق ندارند مدافع حقوق کارگران در برابر تعرض گسترده سرمایه داری به کار و زندگی آنها باشند؟ چگونه است که سرمایه داران بی هیچ دغدغه ای کارگران را استثمار کرده و حقوق آنها را پایمال می کنند، اما فعالین کارگری حق افشای این نابرابری را نداشته باشند؟ بدون شک این از وظایف اعضای کمیته هماهنگی و هر فعال کارگری است که علی رغم فشار و سرکوب پلیسی، کارگران را به عمل متحدانه در مقابل مناسبات تبعیض آمیز نظام سرمایه داری فراخوان دهند.

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

حفاری در گرمای سوزان/ شرکت نفتی‌ها می‌گویند قانون اجرا نمی شود

کارگران حفاری خوزستان از اجرا نشدن قانون و تعطیل نشدن در روزهای بسیار گرم انتقاد کردند.

این کارگران به ایلنا گفتند: در بسیاری از روزهای هفته گذشته دمای هوای اهواز و خوزستان به بالای 50 درجه رسید؛ ولی با این وجود کارِ سخت حفاری تعطیل نشد.

این کارگران با بیان اینکه در قوانین و آیین‌نامه‌های مربوط به آلودگی هوا تصریح شده که در شرایطی که دمای هوا بالای 50 درجه باشد، یا آلودگی به مرز خطر برسد بایستی یک سری اقدامات در جهت کاهش ساعات کاری یا تعطیلی موقت انجام شود؛ افزودند: در مورد اهواز و خوزستان هم در گرمای سوزان و هم در آلودگی بالا، این قانون اجرا نمی‌شود.

این کارگران به ماده 7 قانون جلوگیری از آلودگی هوا اشاره می‌کنند؛ در این ماده قانونی به صراحت آمده‌است: در مواقع اضطراری که به دلیل کیفیت خاص جوی، آلودگی هوای شهر‌ها به حدی برسد که به تشخیص وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی سلامت انسان و محیط زیست را شدیدا به مخاطره بیاندازد، سازمان حفاظت محیط زیست با همکاری وزارت کشور (شهرداری‌ها و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران) ممنوعیت‌ها یا محدودیت‌های موقت زمانی، مکانی و نوعی را برای منابع آلوده کننده برقرار نموده و بلافاصله مراتب را از طریق رسانه‌های همگانی به اطلاع عموم خواهد رسانید.

مطالباتمان پرداخت نشد؛ به گروگانگیری هم متهم شدیم/ معلمان بازنشسته و حق‌التدریسی‌ها در انتظار پرداخت معوقاتِ انباشته

جمعی از معلمان در واکنش به اظهارات سخنگوی دولت، این نوع اظهارات را فرافکنی و تلاش برای پاک کردن صورت مساله دانستند.

محمدباقر نوبخت (سخنگوی دولت) در روزهای گذشته در ارتباط با عدم توانایی مالی آموزش و پرورش در پرداخت مطالبات انباشته معلمان گفته‌است: از روزی که وارد دولت شده‌ام آموزش و پرورش همواره بدهکار بود و به محض اینکه بدهی‌ها را صفر می‌کردیم مجدد کنتور می‌افتاد.    دوهزار میلیارد تومان بابت بازنشستگی فرهنگیان و ۲ هزار میلیارد تومان بابت بدهی‌های دیگر پرداخت کرده‌ایم اما باز می‌گویند اگر ۱۲۰ میلیارد تومان ندهید برگه‌های امتحانی دانش‌آموزان تصحیح نمی‌شود و همیشه گروگانی داریم که آموزش و پرورش بابت آن بودجه بیشتری دریافت کند.

پس از این اظهارات جمعی از معلمان حق‌التدریس و بازنشسته ضمن انتقاد از این اظهارات به ایلنا گفتند: براستی چگونه است، که جامعه بزرگ تعلیم و تربیت کشور، هنگام حضور در فراخوان‌های مختلف، از جمله حضور در انتخابات، مورد تشویق قرار می‌گیرند اما اگر حق و حقوق خود را مطالبه کنند، متهم به گروگانگیری می‌شوند.

این معلمان با بیان این که بارها وعده پرداخت مطالبات فرهنگیان را داده‌اند، افزودند: هر بار به بهانه های غیر قابل قبول از پرداخت آن سر باز زدند و به وعده خود عمل نکردند.

این معلمان در پایان گفتند: از سخنگوی محترم دولت و ریاست سازمان برنامه و بودجه  می خواهیم ضمن دلجویی از جامعه بزرگ و شریف فرهنگیان کشور، در اولین اقدام نسبت به پرداخت و تسویه کامل کلیه مطالبات قانونی و معوق فرهنگیان اقدام نموده و از این پس برابر با مصوبه مجلس برای سال ۹۶ تمام مطالبات و اضافه کاری های فرهنگیان را به روز و با حقوق ماهانه پرداخت نمایند تا ضمن اجرای  مُر قانون مصوب مجلس، موضوع گروگانگیری بر جنابشان مشتبه نگردد.

مرگ یک کارگرساختمانی  در قوچان براثرسقوط!

فرمانده انتظامی قوچان از مرگ یک کارگر 35 ساله‌ در روزپنج شنبه(25خرداد)خردادهنگام کار در ساختمان سه‌طبقه براثر سقوط خبرداد.

رضا قدمگاهی در جمع خبرنگاران گفت: ساعت ۱۴:۲۴ روز پنج‌شنبه ۲۵ خردادماه، یک فقره مرگ مشکوک در خیابان ۲۰ متری ابراهیمی شهرستان قوچان به مرکز فوریت‌های پلیسی 110 اعلام که بلافاصله تیمی از مأموران کلانتری ۱۱ طالقانی و پلیس آگاهی برای بررسی موضوع وارد عمل شدند.

وی تصریح کرد: طی بررسی‌های به‌عمل‌آمده مشخص شد کارگر 35 ساله ساختمان هنگام کار در طبقه سوم در ساختمانی در حال احداث به دلایل نامعلومی از ارتفاع سقوط و جان‌باخته است.

جان باختن کارگرتعمیر کار کولردرخواف براثرسقوط

عصر روزگذشته(26خرداد)،کارگر تعمیر کار کولرحین کاربدنبال سقوط از بالای ساختمان به پایین جانش را ازدست داد.

شامگاه جمعه 26 خرداد ماه ماموران پلیس خواف در جریان مرگ مشکوک مردی در بیمارستان 22 بهمن قرار گرفتند.

ماموران پاسگاه خرگرد خواف با حضور در بیمارستان پی بردند که نور محمد 36 ساله در حال تعمیر کولر ساختمان بوده که به طرز مرموزی از بالای ساختمان به پایین سقوط کرده و پس از انتقال به بیمارستان به کام مرگ فرو رفته است.

بیست وهفتم خردادماه1396

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اخباروگزارشات کارگری26خرداد1396 اعتراض به طرح کارورزی و مهارت آموزی وظیفه ای همگانی (کارگران،معلمان،پرستاران،کارمندان،دانشجویان،فارغ التحصیلان دانشگاه ها،دانش آموزان ،جوانان متقاضی کارو....) است اعتراض به اجرای طرح کارورزی و مهارت آموزی دفاع ازدستاوردهای کارگران، حقوق خود ونسل های آینده است

دومین سالروز جان باختن محمدعلی میرزایی کارگرمعترض شرکت معدنی معدنجو زرند با اعتصاب  وتجمع خانوادگی کارگران معدن زغال سنگ پابدانای جنوبی (تونل6)درجاده،همراه شد. اخباروگزارشات کارگری:یورش نیروی انتطامی به تجمع کارگران بیکارشده  شرکت معدنجو وجان باختن یک کارگر معترض در26خردادماه1394 حدود 60 نفر از کارگران شرکت معدنی معدنجو از ساعت 6 صبح روز 26 خردادماه1394 در اعتراض به توقف فعالیت این معدن و بیکاری بیش از 350 کارگر با تجمع در ابتدای جاده پابدانا، اقدام به بستن جاده کردند. مامورین انتظامی به قصد متفرق کردن کارگران و باز شدن جاده برای عبور کامیون‌ها از گاز اشک‌آور استفاده کرده‌ و در همین هنگام محمدعلی میرزایی که از ناحیه چشم آسیب دیده بود و دید خوبی نداشت، ناگهان با تریلر حامل زغال که قصد عبور از بین تجمع کنندگان را داشت برخورد کرد و کشته شد. محمد علی میرزایی 40 ساله و دارای دو فرزند بود که صبح روز26خردادماه1394 به همراه سایر کارگران شرکت معدنجو در اعتراض به 3 ماه بلاتکلیفی  پس از تعطیلی معدن در ابتدای جاده پابدانا حضور یافته بود. زنده باد یاد محمد علی میرزایی کارگرمعترض جان باخته شرکت معدنی معدنجو زرند - گفتگوي راديو ندا با دكتر فريبرز رئيس دانا پيرامون '' طرح كارورزي'' دولت - کارگران کوشکِ بافق به علت مرگ همکارشان دست از کار کشیدندو خواستار استاندارد سازی سطح ایمنی معدن شدند! - کارگران شرکتی مخابرات: جناب وزیر! تعلل وپشت گوش انداختن تبدیل وضعیت تا کِی - تاوان معلمی بخش یازدهم و دوازدهم گفتگوي راديو ندا با دكتر فريبرز رئيس دانا پيرامون '' طرح كارورزي'' دولت دكتر فريبرز رئيس دانا در گفتگو با راديو ندا پيرامون '' طرح كارورزي'' دولت با بيان اينكه اين نوع طرح ها نوعي جديد از بهره كشي سرمايه دارانه از طبقه كارگر است، گفت : '' توسعه اقتصادي از طريق محروم سازي، از طريق فقير سازي امكان ناپذير است؛ تاكنون شكست خورده است! '' وي با تاكيد بر تشكل يابي مستقل طبقه كارگر افزود: '' راه سومي هم وجود دارد!'' گوش کنید: http://www.radioneda.de/2017/06/16/Raisdana170615.mp3 کارگران کوشکِ بافق به علت مرگ همکارشان دست از کار کشیدندو خواستار استاندارد سازی سطح ایمنی معدن شدند! روزچهارشنبه(24خرداد)،کارگران معدن کوشک بافق در اعتراض به مرگ همکار جوانشان دست از کار کشیدند و خواستار این شدند که قبل از هرچیز، سطح ایمنی معدن به حد استاندارد برسد. امروزایلنا درهمین رابطه نوشت،پس از بروز حادثه منجر به مرگ یک کارگر جوان این معدن در بیست و سوم خرداد، رئیس اداره کار بافق در محل معدن حاضر شده و با کارگران در رابطه با حادثه مذاکره کرده است. این مذاکرات، برای کارگران راضی کننده نبوده است. کارگران که از عدم رعایت اصول ایمنی در این معدن انتقاد دارند، می گویند: از بیست روز قبل به اداره کار اعلام کرده بودیم که معدن ناایمن است و احتمال بروز حادثه می رود؛ اما هیچ اقدامی در این مورد، صورت نگرفت. این کارگران روز چهارشنبه (24 خرداد) در اعتراض به مرگ همکار جوانشان دست از کار کشیدند و خواستار این شدند که قبل از هرچیز، سطح ایمنی معدن به حد استاندارد برسد. درهمین رابطه: *همبستگی کارگران معدن کوشک بافق با همکارجان باخته! وقتی به معدن می رسم با ده ها نفر از کارگرانی مواجه می شوم که عصبانی و خشمگین به احترام خون همکارشان کار را تعطیل کرده اند. مرگ یک کارگر 26 ساله در معدن سرب و روی کوشک بافق بر اثر اصابت سنگ در حین کار زنگ خطر ایمنی معادن استان یزد را به صدا در آورده است . این سومین مورد از مرگ کارگران در این معدن شهرستان بافق و اولین مورد پس از حادثه دلخراش مرگ 35 کارگر معدن زمستان یورت  گلستان در استان یزد است . یک روز پس از حادثه ، برای پیگیری علت حادثه راهی معدن سرب و روی کوشک بافق می شوم . شهرستان بافق در 126 کیلومتری شهر یزد قرار گرفته و 6 هزار کارگر در 19 معدن فعال این شهرستان مشغول به کارند. معدن کوشک با تولید سالانه 2.5 میلیون تن سرب در فاصله 46 کیلومتری بافق و 156 کیلومتری یزد قرار گرفته است. وقتی به معدن می رسم با ده ها نفر از کارگرانی مواجه می شوم که عصبانی و خشمگین به احترام خون همکارشان کار را تعطیل کرده اند. آن ها اما با دیدن خبرنگاری، امید تازه ای می یابند تا درد دل هایشان را بیان کنند. یکی از کارگران می گوید این جا رفتن کارگران به معدن با خودشان است اما برگشتنشان با خداست. از زمانی که آتش باری می شود باید 72 ساعت بگذرد تا ریزش ها کامل و لکه گیری انجام شود و نهایتا کارگر برای کار وارد معدن شود اما این موارد برای کارگر مقتول اتفاق نیفتاد. از یکی از کارگران می پرسم پس چرا کارگر معدن قبل از زمان 72 ساعت به محل کار ارسال شده بود به من جواب می دهد کارگران مجبور به اطاعت از دستورات مافوق خود هستند و در غیر این صورت اخراج می شوند . برای هر یک از کارگران قرارداد یک ماهه تنظیم شده و اگر رضایت کارفرما نباشد کارمان را از دست می دهیم . یک کارگر دیگر می گوید لوازم کار در این معدن خیلی قدیمی است و بسیاری از تجهیزات غیراستاندارد هستند این موضوع جان ما را تهدید می کند . کارگر دیگری به من گفت این معدن تا وقتی دولتی بود 700 کارگر داشت اما وقتی که به بخش خصوصی سپرده شد کارگران به 300 نفر تقلیل یافتند . یک جوان دیگر که آثار زحمتکشی از چهره اش پیداست می گوید ما این جا در عمق دویست متری کار می کنیم و با جان خود بازی می کنیم اما فقط بین یک میلیون و دویست تا یک میلیون و 700 هزار تومان دریافت می کنیم و از کمترین امکانات و حقوق کار برخورداریم. دو روز از حادثه می گذرد.حالا یک خانواده بی سرپرست شده و شش هزار کارگر دیگر معادن این شهرستان هم در بیم آنند که مبادا کم کاری ها سایه پدر را از سر خانواده آن ها بگیرد. اگر چه طبق روال مرسوم ، همیشه از بین مثلث دولت ، کارفرما و کارگر مسئول حوادث کارگران معرفی می شوند اما اگر نیم نگاهی به وجدان و انصاف هم داشته باشیم نباید نقش دولت و کارفرمایان را در ایمنی کارگران معادن دست کم بگیریم . اگر کارفرما وظیفه آموزش به کارگر و حفظ ایمنی کار را بر عهده دارد باید مشخص شود که اولویت آموزش ایمنی در مقایسه با تولید در معادن کجاست؟ اگر مشکل از لوازم کار غیراستاندارد است چرا نباید کارفرمایان موظف به نوسازی تجهیزات خود شوند و بالاخره نقش دولت در نظارت بر معادن کشور کجاست ؟ از حادثه گذر می کنم و دل خوش می کنم به این که شاید مرگ رضا گنجی کارگر 26 ساله معدن کوشک بافق فارغ از این که مقصر کیست بتواند تکانی به همه ما بدهد تا جدی تر به کارگران بیندیشیم. *گزارشی تکان دهنده درباره حادثه جان باختن کارگرجوان معدن کوشک بافق صبح امروز24خرداد جمعی از کارگران معترض معدن کوشک بافق علت  حادثه وحشتناک جان باختن یک کارگرجوان رادر روزگذشته روایت کردند: بی مقداری جان کارگر درمعدن کوشک بافق و ترس رییس اداره کار شهرستان از حضور در صحنه حادثه به گزارش یک منبع خبری محلی،عصر روزگذشته(23خرداد) یکی از کارگران استخراج معدن کوشک که طبق گفته های رییس مرکز فوریت های پزشکی شهرستان بافق جوانی ۲۶ ساله بود جان خود را بر اثر اصابت سنگ از دست داد. اصابت سنگ برای خوانندگان شاید مفهومی آشنا باشد اما چگونگی این برخورد موضوعی بسیار بسیار مهم است. صبح امروز24خرداد جمعی از کارگران معترض معدن کوشک بافق علت این حادثه وحشتناک را روایت کردند. یکی از کارگران معدن کوشک بافق که تمایلی به افشای نامش نداشت گفت: محدوده کاری استخراج محوطه بزرگی است که ۳۰ متر بالای سر کارگر خالی می باشد. وی افزود: دیروز عصر پس از آتشباری کارگر کشته شده چندین بار خطاب به سرپرست و سرشیفت کاری خود می گوید هنوز ۷۲ ساعت از عملیات آتشباری نگذشته و من پایین زیرزمین نمی روم و امکان اینکه پوسته ها واریز کند وجود دارد این مکان هنوز تا به این ساعت ایمن نیست. کارگر معترض بیان کرد:کارگران زیرزمین به بهانه اینکه قرارداد شما امضا نمی شود تهدید می شوند قرارداد هر سه ماه تنظیم و امضا می شود کارگر نیز به دلیل ترس از اخراج وارد محوطه کاری خود می گردد. وی ادامه داد: در حین کار پوسته از بالای سرش واریز می کند آن مکان آنقدر تاریک است که فقط چراغی که بالای کلاه کارگران قرار دارد روشنایی را تامین می کند از صدای وحشتناک برخورد سنگ با کارگر همکاران متوجه وقوع حادثه می شوند و زمانی که بالای سر او می رسند که وی از نصف بدن متلاشی شده است. این کارگر با بیان اینکه سنگ فرود آمده بر روی همکارمان بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ کیلوگرم وزن داشته است تصریح کرد: چند تن از کارگران پس از حادثه با رییس اداره کار شهرستان تماسی می گیرند و از وی درخواست می کنند تا حادثه را از نزدیک مشاهده کند. وی گفت: رییس اداره کار که متولی دفاع از حق و حقوق کارگر است در ابتدا می گوید فردا می آیم به اجبار کارگران و درخواست های مکرر به معدن می آید از وی می خواهند تا محل کار فرد کشته شده را بررسی کند او می گوید پله ها امنیت ندارد من هرگز پایین زیرزمین نمی روم. کارگر در حالی که از ناراحتی بغض در گلو داشت خاطر نشان کرد : بالاخره چند پله ای پایین می رود و بعد در جمع کارگران مورد اعتراض شدید قرار می گیرد. چند وقتی است که کارگران این معدن برای اضافه شدن ساعت کاری به او مراجعه می کنند اما گاهی اوقات می آید ساعتی در رستوران می ماند و معلوم نیست که چه تصمیمی می گیرند و می رود. او اظهار داشت: این مطلب را هم اضافه کنید یکی از مسئولین که چندین سال است بازنشسته شده و در معدن هنوز کار می کند پس از حادثه دیروز در جمعی می گوید کارگر را مقصر کنید و نذارید خطا بر گردن معدن بیفتد. وی ادامه داد: در اردیبهشت سال ۹۲ نیز همین اتفاق برای دو کارگر معدن افتاد بعد از ۶ ماه کارگر را مقصر کردند و مبلغی ناچیز از طرف معدن به خانواده آنان پرداخت شد. کارگر معترض متذکر شد: گنجی همکار ما کارگری بود که ۴ سال از عمرش را در این زیرزمین سپری کرد و کاملا به رعایت نکات ایمنی اشرافیت کامل داشت پس نمی توان او را مقصر دانست. وی همچنین در پایان یادآور شد: کارگر این معدن ترس از اخراج شدن دارد و مجبور است صم و بکم باشد. *جان باختن یک کارگرجوان معدن کوشک بافق رییس مرکز فوریت های پزشکی شهرستان بافق ازجان باختن یک کارگر جوان معدن کوشک بافق درحوالی ساعت 3عصرامروزخبرداد. سعید ملک زاده با اعلام این خبر اظهار داشت : کارگرحادثه دیده جوانی ۲۶ ساله است‌. وی با بیان اینکه مرگ این کارگربر اثر اصابت سنگ به سر رخ داده است تصریح کرد :علیرغم عملیات احیا به علت آسیب شدید به جمجمه و مغز وی فوت می کند. کارگران شرکتی مخابرات: جناب وزیر! تعلل وپشت گوش انداختن تبدیل وضعیت تا کِی کارگران شرکتی مخابرات می گویند: مخابرات بحث تبدیل وضعیت آنها را که مدتها پیش از این مطرح شده بود، همچنان پُشت گوش می اندازد. در روزهای گذشته، شرکتی های مخابرات پس از سفر وزیر ارتباطات به ژنو برای شرکت در اجلاس جامعه جهانی اطلاعاتی، درگفتگوباایلنااز وعده های توخالی این وزارتخانه انتقاد کردند. این کارکنان که اکثر آنها مدارک دانشگاهی عالی دارند و سالهاست با قراردادهای موقت برای شرکت مخابرات کار می کنند، خطاب به وزیر مخابرات گفتند: تا چه زمانی قرار است در اجرای مصوبات و آیین نامه ها تعلل کنید و با وجود این که مجلس خیلی پیش از این از شما خواسته بود که اقدام به تبدیل وضعیت و تعیین تکلیف شرکتی های مخابرات نمایید، باز هم هیچ کاری نکنید. این کارکنان با بیان این که در هفته های گذشته بسیاری از ارگان ها و نهادها از جمله بخش هایی از شهرداری اقدام به تعیین تکلیف کارکنان پیمانکاری خود کرده اند؛ افزودند: ماههاست که از همه کانال ها مطالباتمان را مطرح می کنیم و با وجود تاکید صریح مجلس مبنی بر تعیین تکلیف ما، مخابرات حتی حاضر به اجرای طرح طبقه بندی هم نیست. لازم به ذکر است در ماههای گذشته، کارکنان شرکتی مخابرات بارها از شهرهای مختلف به تهران آمدند و تجمعات اعتراضی برگزار کردند. تاوان معلمی بخش یازدهم و دوازدهم رسول بداقی تاوان معلمی، خاطراتی است که رسول بداقی، فعال صنفی معلمان، از روزهای سپری شده در زندان به قلم آورده است. حقوق معلم و کارگر پیش ازین بخش های قبلی را منتشر کرده بود.  بخش یازدهم : شش سال بود،بهار را برشاخساردرختان ندیده بودم،شش سال بودمن دستم در دست ماموران زندان بود،شش سال بود که چشمانی خصمانه شب و روز مرا همراهی می کرد.شش سال بود،که در چهار دیواری ها ی خشک و بی روح به هستی خویش زل زده بودم،همواره نام وهویت خودم رادردرون هستی خویش جست وجوکرده بودم،بسیاری چیزهای دنیا داشت ازذهنم کمرنگ می شد، داشت به خاطره ای گنگ ، یا آرزویی دست نیافتنی تبدیل می شد،کم کم حس تعلق به دنیای بیرون و آزادی از درون من پاک می شد،باورم شده بود که من باید برای همیشه یک زندانی باشم… من دیگر نقش محیط پیرامون در تغییر انسان را درک کرده بودم،من فهمیده بودم،که چگونه می شود انسان رابا هویت خویش واز خویش بیگانه کرد.من قصه ی “آدم،آدم است”،در نمایشنامه ی برتولت برشت راعملا درک کرده بودم،من درک کرده بودم، که چگونه مربی می تواند،از انسان چیزی که خود می خواهد بسازد،هنوز هم نگران این هستم که سیستم تربیتی سوداگرازانسان باهوش و مختار یک رباط باهوش بسازد،که فقط منافع مربی اش راپاسداری کند.بدون احساس،بدون ترحم،بدون بشر دوستی،بدون تعلق به اجتماع و خانواده.این است دلواپسی من! زندانیانی بودند که بیست یا بیست و پنج سال وبیشتر ازاینها زندان کشیده بودند،وقتی به این آدمهابرمی خوردی از بیان چگونگی خودشان و درونشان مانندکرولالها ناتوان بودند،نمی توانستند اثر زندان را برروح و جسم خود تشریح کنند،نمی دانستند چه بوده اند وچه شده اند،نمی دانستند،که روح بزرگ انسانیت شان تبدیل به روح کوچک آدمکی شده است ،به کوچکی دنیای زندان. عمق دید یک انسان در زندان 40 متر بیشتر یا کمتر است، آدمهایی که با آنها سر و کار داری اندک هستند، همه کم و بیش دلتنگ، عصبانی ، ناکام، پر ازعقده، سرشار از نیازهای برآورده نشده، در زندان چه سخت است ماندن برآرمانهای انسانی! در زندان چه دشوار است ،از عمق وجودلبخند زدن! انسان معمولاً اندیشه و روحش پا به پای طبیعت پرورده می شود، ژان ژاک این معمار طبیعت گرایی(ناتورالیست) این مفهوم را به قیمت نابودی امنیت و زندگی خویش دریافته است، او که می گوید: ” خانواده ها اگر فرزندانشان را به نرمی تربیت نکنند، طبیعت به سختی و با هزینه ی گزاف آنها را تربیت خواهدکرد.” انسان ساخته ی دست طبیعت اطراف خویش است، و زندانی تربیت شده ی دست زندان. در زندان آنچه آدمی را می سازد، و او را از هر بلایی، از هر آفتی نگه می دارد، بلندی آرمانهای اوست.در زندان گاه قوی ترین افراد بدون آرمان های بلند،له و نابود می شوند،و در دامن بلایایی که پیرامون آنها کم نیست می افتند، حتی دزدها هم آرمان خویش را دارند،گاه این آرمان می تواند،چیز به ظاهر کوچکی مانند نگهداشتن خانواده از دست مرگ ناشی از فقرباشد، افراد در زندان فرصت بسیاری دارند تا به خود بیندیشند،به آرمانها به آرزوها، به گذشته ،به آینده و… افراد در زندان به ویژه در زندان انفرادی به اعماق پنهان ترین لایه های روحی_روانی وخویشتن خویش وارد می شوند،به گناهان خویش به خوبی ها و بدیها به هرآنچه در زندگی کرده است می اندیشد،خود را نفرین می کند،یا خود رامی ستاید. در زندان انسان پرونده ی زندگی اش بسته و پرونده ی وجدان خویش را می گشاید، دزدی که به خاطر نجات همسر و فرزندانش از دست مرگ و بی آبرویی ناچار به دزدی شده است، آرمانی دارد، به نام “نجات خانواده !”  کودکان خود را پیش چشم خویش شاهد می گیرد،که ای پدر می دانیم تو ناچار بودی برای زنده ماندن ما دست به دزدی بزنی، پدر تو بی گناهی، همه ی دنیا ترا گناهکار بدانند،من می دانم : ” پدرتو بی گناهی!” بی گناهان را همین بس که چشمی بینا یا وجدانی بیدارایمان داشته باشد،که بی گناه است. دوستانی از من پرسیده اند،چه چیزی باعث شد که هفت سال زندان را تحمل کنی،در حالی که بی گناه بودی؟ گفتم انگیزه های بسیاری بودبرای پایداری من.گفتند سه یا چهارتا انگیزه رابگو گفتم: – آرمانهای بلند برابری خواهی و آزادی خواهی، – آیندگانی که در رقم زدن سرنوشت خویش دستشان کوتاه است. – اصرار حاکمانی که حاضرند،جان خویش را فدای منافع ناحق خویش کنند،پس چگونه من برسرحق مسلم خود و همنوعان ستمدیده ام اصرارنکنم!؟ – مهمترازهمه اینکه وجدانم دراجتماع بشری شرمسار روح جوانمردی نباشد. برگردیم به زندان! بامداد دهمین روز ازاردیبهشت 1394 بود،در زندان برای جلو گیری از فرار زندانی قوانین بسیار سختی حاکم است، خلاصه ای ازپرونده ی زندانی، مشخصات فردی،جرم،میزان زندان،و…  همراه عکس او در یک کارت  در اندازه ی نصف یک کاغذ ” آ چهار” که به این خلاصه پرونده “کارتکس”می گویند، و زندانیان عادی به آن کارت عکس می گویند. این کارتکس همیشه باید در کنارزندانی باشد،در داخل زندان این کارتکس، پیش نزدیک ترین مسئولین زندان،در دفترافسرنگهبانی(زیر هشت) است، هر بند یک افسر نگهبانی دارد، هنگام اعزام این کارتکس را به کسانی می دهند که مامور تحویل او هستند. افسر نگهبانی همه ی کسانی را که در آن روز اعزام دارند، صدا می زند، آنهارا با نامه ی اعزام (نامه ی مرجع احضار کننده) و کارتکس به دفتری به نام شعبه ی اعزام که آنها نیز کادراداری مخصوص خود را دارند،تحویل می دهد ،نامه ی تحویل را گرفته، به بند محل خدمت خود بازمی گردد؛ از آن پس زندانی دیگر تحویل شعبه ی اعزام است، مسئولیت گم شدن یا فرارزندانی بردوش شعبه ی اعزام است. ما وارد قرنطینه ی مخصوص اعزام شدیم، در قرنطینه ای که مخصوص اعزام است، زندانی از ساعت حدود 6 بامداد تا 9 سرپا منتظرتقسیم بندی، پابند، دستبند، پوشیدن لباس یکرنگ، تعیین ماموران و ماشین می ایستند. این مراحل برای هر زندانیی که پایش رابرای حتی یک دقیقه بیرون از زندان بگذارد اعمال می شود. مامورین اعزام در زندان معمولاً ساعت هشت تا هشت و نیم وارد زندان می شوند، و انجام کارهای مربوط به اعزام را گاه با توپ و تشرآغاز می کنند،کارتکس ها در دفتر شعبه ی اعزام و زندانی ها در قرنطینه هستند، مسئولین اعزام برای هر زندانی دو سرباز و یک نفر کادری (که به او پاسیارمی گویند) تعیین کرده و یک دستبند، یک پابند، کارتکس و خود زندانی را با لباس یکرنگ مخصوص اعزام تحویل پاسیار و سربازان داده از آنها امضا و اثر انگشت می گیرند، اثر انگشت زندانی را به وسیله ی کامپیوتر با اثر انگشتی که هنگام پذیرش او به زندان از او گرفته شده تطبیق داده، و باسربازان راهیِ در ِ اصلی زندان می کنند. دم در اصلی هم یک راننده آنها را سوار کرده، پس از بازدید نهایی مطابقت عکس، بازندانی و بازرسی دست بند و پابند، اجازه ی خروج از دژبانی را می دهند. در برقی گشوده شده و ماشین از محوطه ی زندان بیرون می رود. روز دهم اردیبهشت همه ی این کارها انجام شد، اما همانطور که رسم بود، ما زندانیان به اصطلاح سیاسی از زدن پا بند و پوشیدن لباس خود داری می کردیم، این خواست را زندانیان سیاسی برمسئولین زندان رجایی شهرتحمیل کرده بودیم. راننده و پاسیار در ردیف جلو، من وسط دوسرباز با دستبند، در ردیف عقب نشسته بودیم، فرصت مناسبی یافته بودم تا با دو چشم تشنه از طبیعت کام بگیرم. پرنده هارا می دیدم،که از این شاخه به آن شاخه پر میزدند، آدمهایی که پشت فرمان رانندگی می کردند، پیاده روها پر از رهگذر بود، برخی آدمها از زیر پل آهنی، عرض خیابان رابا احتمال خطرجانی طی می کردند، برخی هم از روی پل با امنیت خاطر به سوی هدف خویش گام برمی داشتند. اما من هرگز آرزو نمی کردم جای هیچ پرنده، یاهیچیک از آدمهای دیگری باشم،که می دیدم. من فقط می خواستم ،رسول بداقی باشم و بس ! در زندان یا بیرون زندان فقط خودم باشم با آرمانهایم، سر و صورت واندام خودم را باهمه ی ویژگی هایش دوست داشتم، به همه ی آرمانهایم عشق می ورزیدم و با آنها پرواز می کردم، زیرا من معلم بودم. نه یک معلمی که آرمانش بیشتر خوردن و بهتر پوشیدن باشد. من معلمی بودم که بهتر از پرندگان و آگاهانه از شاخه های پر خطر آرمانهایم پرواز می کردم. چه شیرین بوداین سفر پرخطر برای من! حتی آنان که مرا بازجویی میکردند، درسلولهای کوچک بازجویی به این حس من حسادت می ورزیدند. من مست بودم، مست می آرمانهای انسانی ام. سخنان سحرآمیز من مانند زنجیری بود بر دست و پای بازجوها و آنانکه به ناحق مقام قضاوت را اشغال کرده بودند. آنان دست مرا به زنجیرکشیده بودند، اما من اندیشه ی خود محوری آنان رابه بند حقیقت انسان محوری کشیده بودم، و سیمای منطق آنان را که دربیابانهای سرگردانی بجز علف هرز یاوه گویی، وخود پرستی در آن نرسته بود، با آینه ی منطق حقیقت برخویشتن شان نمایان کرده بودم، شاید به همین خاطربه سختی بامن برخورد کردند.در طول مسیر به آنچه نمی اندیشیدم، این بود که مرا باردیگر به زندان محکوم می کنندیانه؟ من در پی سرنوشتی بودم که آگاهانه برای خویش رقم میزدم. یکی دیگر از دلواپسی ها من این بود،که آیا آرمانهایی که من برای خودم تعیین کرده ام،با خواست و آرمان معلمان آگاه همخوانی دارد یاخیر؟ سربازها برای من بیشتر از خودم نگران بودند، آنان برای معلم بودن به من احترام می گذاشتند. گاه می شنویم که اروپابه معلمین احترام می گذارند،و ایرانی ها احترام نمی گذارند،در واقع نوع شغل معلمی برای همه ی انسانها احترام آمیز است.زیرا تربیت احترام آمیز ست. پس ازگذشتن از پیچ و خمهای بسیار راننده ما را در جلوی اوین پیاده کرد. پاسیار کلت کمری وموبایلش را تحویل داد و همه ی ما پس از تفتیش بدنی وارد دادسرای شهید مقدس اوین شدیم. ازاین پس من با واژه ها شما را وارد سرزمینی خواهم کرد، که شاید هرگز با همه ی وجود آنرا حس نکنید. از این پس من دنیا را باردیگرازپشت چشم بندی سیاه، ودریک چهاردیواری کوچک سنگی، وسروکله زدن با بازجوهای بی رحم، اما دلی پر از امید و اندیشه ای پاک وسفید به تماشا خواهم نشاند، آیا  هستی رااینچنین می شود،به تماشا نشست؟! بخش دوازدهم: ما وارد ساختمان دادسرا شدیم، این ساختمان و همه ی کارکنان آن ارگانی هستند، زیر نظر سپاه پاسداران، به نوعی حفاظت اطلاعات سپاه ارگانی موازی وزارت اطلاعات است که بیشتر به کارهای سیاسی امنیتی می پردازد، گرچه پرونده ها پس از آماده شدن برای صدور رای به دادگاه انقلاب فرستاده می شوند. دست بندی که در دست من و یکی از سربازان بود، باز شد. روی صندلی های درون راهرو نشستیم، انتظار طولانی شد، من احتمال دادم، ماندگارخواهم شد، درون راهرو دوربین کار گذاشته شده بود، اما من با یک ریسک روبروب ودم، میخواستم خانواده ام بدانند، من در اوین ماندگارخواهم شد، اما نمی دانستم چگونه این خبر را به خانواده برسانم، با یکی از سربازان گفت و گو کردم او پذیرفت که شماره ی تلفن خانه ی ما رابگیرد و به خانوادده خبربدهد، کلی تلاش کردیم که سرباز شماره ی ما را به ذهنش بسپارد امانشد، مجبورشدیم روی یک تکه کاغذ نوشتیم و لای دستبندآهنی گذاشتیم، احتمال می دادم که شماره دست نیروهای گمنام امام زمان بیفتد. دفترهای دادگاه و دادسرا معمولا دو در دارند، یکی داخل راهرو و دیگری داخل اتاقی دیگر که معمولا میز مدیر دفتر (منشی) شعبه هست و پرونده ها ی متهمین درقفسه هایی آنجا نگهداری می شوند، بالاخره نوبت ما شد. وارد دفتر شعبه ی 6 دادسراشدم، شاکی های پرونده های سیاسی امنیتی، نمی خواهند شناخته شوند، به عنوان متهم یا به عنوان دوست قاضی یاکارمند و یا به اشکال گوناگون می خواهند،کنار قاضی یا بازپرس بنشینند، تا درجریان روند تفهیم اتهام یا بازپرسی یا دادگاه قراربگیرند، تا وارد اتاق بازپرسی با نگاهی متوجه حضور شاکی پرونده شدم، شگفت زده شدم، شخصی کپی یکی از همکاران فرهنگی که نامش “س” بود، آنجا کنار دست آقای ناصری رئیس شعبه ی 6 نشسته بود، داشتم فکر می کردم، در تلاش بودم که هرچه زودتر افکارم را جمع وجور کنم، اما نمی شد، سر رشته ی هر فکری را می گرفتم، ازپندارم می گریخت، شگفت زده شده بودم، این معلم همشهری را من نزدیک به 14سال بود ندیده بودم، اما اینجا چه می کند؟ آیا کسی است هماننداو؟ آیا او مرا می شناسد؟ پس چرا چیزی نمی گوید؟ شاید او هم همین فکر را بکند و از من انتظار داشته باشد،که چیزی بگویم؟! او معلم است اما اینجا چه می کند؟! آقای “سین” ازجناح سیاسی اصول گرایان بود، می شود شغلش راعوض کرده باشد؟ اما آیا او شاکی من است؟!  باز با خودم اندیشیدم ، توی این جمعیت 12 میلیونی تهران لابد یکی پیدا می شود شبیه او باشد! کسی می تواند،در برخی ویژگی ها شبیه دیگری باشد، اما نه در همه ی ویژگی ها! سر،صورت،بافت مو،خال روی گونه،قد،شکل بینی،دست و پنجه،تن صداو… اما می شود کسی در 48 سالگی مانند دوران 25 سالگی سرحال و جوان مانده باشد؟ کاملاً در آچمز بودم، باخودم گفتم، اگربپرسم شاید فکر کنند، دنبال پارتی و آشنابازی هستم و این را دلیل ضعف من تلقی کنند، اصلاً  آقای “سین” باشد، یانباشد، به من چه ؟ من نیازی به “سین” ندارم، گیرم او باشد،بی خیال… با آقای ناصری خوش و بشی کردم اما، این ناصری همانی نبود که روز چهارشنبه دیده بودم، حس دیگری داشت، از هر دری برای گفتگو که وارد می شدم، انگار راههای گفتگو بسته بود، انگار ما ناچار به پذیرفتن سرنوشتی بودیم، بدون مقدمه آقای ناصری رفت سراغ اصل موضوع. – آقای بداقی شما متهم هستید، امروزمتاسفانه شماب رای تفهیم اتهام فرخوانده شدید. اتهام من چیست جناب ناصری؟ – دو اتهام برشما وارد است ،یکی تحریک معلمان برای تجمعات اسفند 93 و اردیبهشت 94 دومی توهین به رهبر و مسئولین ارشد نظام. جناب ناصری روز چهارشنبه شما فرمودید مدارک لازم برای تفهیم اتهام دردست نیست؟! -بله، امروز مدارکی ازطرف شکات ارائه شده که حاکی از تایید موارد اتهام است. و باید چند روزی را در بازجویی سپری کنید. ولابد ایشان (اشاره به سین) شاکی بنده است. – بله ،ایشان به نمایندگی از سپاه ثارالله شاکی شما هستند. من با خود می اندیشیدم ” ثارالله یعنی خون خدا، ازطرفی یکی از لقبهای امام سوم شیعیان است. یعنی من چه کار کردم که خودم بی خبرم؟ -آقای ناصری ادامه داد: آقای بداقی شما لرستانی هستید؟ بله زادگاه من کوهدشت لرستان است (ناصری و شاکی من به همدیگر نگاهی انداختند و خندیدند.) ناصری گفت: خوب پس کوهدشتی هستید؟! (سپس با هردو دستش به ما اشاره کرد و سپس دستهایش را بهم نزدیک کرد.) خوب حالا دیگرخودتان هستید با خودتان من چه بگویم؟ (این را گفت ورفت سراغ متهم دیگر و من ماندم و شاکی، چندبار خواستم از جایم برخیزم کنار شاکی بنشینم،اما غرورم اجازه نداد، می دانستم هم ناصری وهم شاکی دوست دارند من از جایم برخیزم و پا پیش بگذارم، امادلم راضی نشد.باشاکی سرصحبت را باز کردم) ازهمانجا با شاکی سرصحبت را بازکردم،شما از سربازان گمنام اما زمان هستید؟ سری به نشانه ی بی تفاوتی تکان داد و گوشه ی لبهایش را ورچید و گفت: چراگمنام؟ من پرسیدم خوب شما اگرراست می گویید بفرمایید نامتان چیست؟ سینه اش را سپرکرد و دستش را به سینه کوبید و گفت: من ترسی ندارم،کشاورزهستم. من می دانستم دروغ می گوید،کشاورزنیست، بلکه آقای “س” فرزند یکی از همکاران است. اما به رویش نیاوردم، صحبت از 6 سال زندان من شد، به نظر این سربازگمنام و شایدهمه ی سربازان گمنام من خودم مقصر6 سال زندان بوده ام، دلیل آنها درمقصر بودن من این بود، که من نباید کاری به کارمشکلات دیگران داشته باشم، سرم را پایین بیندازم و به فکر زندگی ام باشم. این هم منطق سربازان گمنام امام زمان! – ببینید آقای س (من نام اصلی اش را برزبان آوردم، پس از آزادشدن یک درصد شکی که داشتم ، برطرف شد، آقای کشاورز پسرارشد، آقای س ازهمشهری های من بوده که سالها دریک مدرسه باهم تدریس کرده ایم، و سالها دریک کلاس درس خوانده ایم.):گناه من فقط تلاش برای بهبود آموزش و پرورش بوده است. (تن صدایم را بالا آوردم.) -یکی از همکاران شما بیاید، فیش های ما را نگاه کند،اگر بیشتر از شما حقوق گرفتیم، مال شما. شما که یک فیش ندارید؟ بچه گول میزنی؟ فقط مزایای شما دو برابر همه ی حقوق ماست! -صدایت را پایین بیاور اینجا دادگاه است، مثل من خونسردباش! بله ، شما باید خونسرد و آرام باشید،به ما ستم شده، شما با حقوقهای ده میلیونی که می گیرید، باید خونسرد باشید، شما مشکلی ندارید. چرا باید صدایتان را بالابیاورید،دنیا به کامتان است، این ستمدیدگان هستند،که باید فریاد بزنند، و شما باید خواهان آرامش و ثبات اوضاع کنونی باشید. اگر کشتی جامعه متلاطم شود، منافع شما در خطر خواهد بود، طبیعی است که شما خواهان آرامش باشید. تورم ،بیکاری،فقر و و و … که شما را عصبانی نمی کند. آقای سین از جایش برخاست، به آقای ناصری اشاره کرد، و گفت: نامه شو بنویس! این را گفت و از اتاق بیرون رفت. من تفهیم اتهام شده بودم، طبق قانون دادرسی کیفری، هرپرونده پنج قاضی باید داشته باشد، قاضی کشف(کسی که مجرمی را پیدا کرده و با ارائه ی مدارک جرم ازدادستان یا مدعی العموم مجوز توقیف مجرم را گرفته و به تیم عملیات ارائه می دهد) قاضی بازپرسی، قاضی بازجو، دادگاه بدوی، قاضی تجدید نظر، این پنج گروه باید تحصیلات حقوقی داشته باشند، یعنی در واقع در حکم قاضی هستند. و باید مدرک قاضی گری داشته باشند، در روند بازجویی قاضی بازجو در واقع حق ندارد، پرسشی بیرون از موارد اتهامی ازمتهم داشته باشد، اگردر روند بازجویی بازجو پرسشی کرد که خارج از موضوع اتهامی بود، که توسط بازپرس به او تفهیم شده است، متهم می تواند پاسخ ندهد، آقای سین که خود را کشاورز نامیده بود، پس از دقایقی با یک چشم بند سیاه کشی وارد اتاق بازپرسی شد، من تفهیم اتهام شده بودم، می دانستم باید فقط به پرسشهایی در حوزه ی همان اتهامات پاسخ بدهم. آقای سین بسیار چالاک و فرز دست مرا گرفت و به سمت در شرقی که دادسرای شهید مقدس داشت و به درون زندان اوین بازمی شد، برد، از درکه بیرون رفتیم و ازارباب رجوع هایی که درون راهرو بودند، پنهان شدیم، چشم بند را روی چشم من زد. دنیا پیش چشم من تاریک شد، اما دلم روشن بود. این چشم بند با چشم بندهایی که تاکنون دیده بودم متفاوت بود، تا آن لحظه چشم بند، کشی ندیده بودم، آقای سین تلاش می کرد، وحشت در دل من ایجاد کند، اما من ته دلم می خندیدم. و حرفهای او را به بازی می گرفتم، او بیشتر عصبانی می شد، فقط تهدید می کرد. چند کوچه ی پیچ درپیچ ما را چرخاند، پله های متفاوتی داشت، چند بار بالا و پایین رفتیم. بالاخره  وارد یک اتاق شدیم، چشم بندهای قبلی که من دیده بودم، می شد از زیر جلوی  پا را ببینی، اما این چشم بند،پ لک های مرا هم فشرده کرده بود، چشمهایم چیزی نمی دید، اما ذهنم بینا بود، بسیاری چیزها را درک می کردم. بیست وششم خردادماه1396 این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت داریداین آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت