.
يكشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶.
امروز:
Dec 17 2017.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

یکشنبه, 20 فروردين 1396 ساعت 04:05

اخباروگزارشات کارگری19/18/17فروردین

اخباروگزارشات کارگری19فروردین1396
لایحه اصلاح قانون کار احمدی نژاد – روحانی نه!
تغییرقانون کار بنفع کارگران آری!
- تجمعات اعتراضی مشترک  کارگران اخراجی وشاغل پالایشگاه بیدبلند2وجوانان متقاضی کار محل وتعطیلی پروژه تا اطلاع ثانوی!
- ادامه تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه چوب و فلز اردکان نسبت به بیکاری وعدم پرداخت مطالبات اینبار مقابل دفترنماینده مجلس!
- تجمع اعتراضی کارگران کارخانه روغن نباتی قونسبت به نداشتن امنیت شغلی وعدم پرداخت مطالبات برای پنجمین روزمتوالی!
- تجمع اعتراضی کارگران کارخانه قند ممسنی نسبت به تعطیلی کارخانه وعدم پرداخت ماه ها حقوق وحق بیمه برای چندمین بار!
- بیانیه کانون صنفی معلمان
- معرفی کارگران کارخانه پلی‌اکریل با ماه ها حقوق معوقه به بیمه بیکاری!
- مرخصی اجباری 500کارگرکارخانه داروگر!
- اخراج 25کارگر دو کارخانه تولی پرس وبسته بندی البرز!
- ادامه بلاتکلیفی  شغلی 60کارگراخراجی کارخانه فولاد البرز!
- بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی کارگران صباکاشی گندمان بدنبال تعطیلی کارخانه!
- گرانی ۳۰درصدی خوراکی‌ها از ابتدای سال!
- کشته وزخمی شدن2کارگرجوشکار در چایپاره براثرانفجار مخزن گاز تانکر!
تجمعات اعتراضی مشترک  کارگران اخراجی وشاغل پالایشگاه بیدبلند2وجوانان متقاضی کار محل وتعطیلی پروژه تا اطلاع ثانوی!
اخباروگزارشات کارگری:امروز19فروردین ماه،تجمع اعتراضی کارگران اخراجی وشاغل پالایشگاه بیدبلند2باهمراهی جوانان متقاضی کار محلی ادامه وشدت پیدا کرد.معترضین در راه دست یابی به مطالبلتشان مسیر تردد به شرکت را مسدود کردند.
با دستور مدیر عامل و فرماندار شهرستان بهبهان پروژه پالایشگاه بیدبلند2تا اطلاع ثانوی تعطیل شد.
به گزارش منابع خبری محلی،شرکت پالایش گاز خلیج فارس بیدبلند بهبهان ، در پی تجمعات اعتراضی کارگران قراردادی نسبت به وضعیت جذب و همچنین مسدود کردن مسیرهای تردد کارکنان این شرکت توسط متقاضیان کار با دستور مدیر عامل و فرماندار شهرستان بهبهان تا اطلاع ثانوی تعطیل شد .
اعتراضات جوانان متقاضی کار، تجمع کارگران شهرستان بهمئی ابتدا در درب ورودی شرکت و پس از آن در جلوی فرمانداری این شهرستان بوده است که خواستار بکارگیری در این پروژه بودند .تجمعات اعتراضی با شرکت کارگران شاغل شرکت گاز بیدبلند 2 گسترش وادمه دارد.
درهمین رابطه:
*ادامه وگسترش اعتراضات کارگران پالایشگاه گاز بیدبلند 2بهبهان نسبت به نداشتن امنیت شغلی ووضعیت استخدامی!
اخباروگزارشات کارگری:صبح امروز18فروردین ماه،بیش از700کارگر کارگران پروژه گاز بیدبلند 2بهبهان دراعتراض به نداشتن امنیت شغلی و وضعیت استخدامیشان دست به تجمع مقابل ورودی اصلی پالایشگاه زدند.
حدود 500کارگرشاغل پالایشگاه گاز بیدبلند 2بهبهان با به خطر افتادن امنیت شغلیشان بدنبال اخراج 200نفر از همکارانشان در روزگذشته(17فروردین)به صف معترضین پیوستند ومتحدانه تجمع اعتراضی برپا داشتند.
به گزارش منابع خبری محلی،بعد از انتشار خبر اخراج ۲۰۰ کارگر بهمئی از پالایشگاه بیدبلند ۲ در شهرستان بهبهان در استان خوزستان، امروز حدود ۷۰۰ کارگری که آینده کاری خود را متزلزل می‌بینند، با تحصن در جلوی این پروژه، عملا آن را به تعطیلی کشاندند.
برپایه این گزارشات، بعد از خبر اخراج کارگران بهمئی، سایر کارگران غیربومی این پالایشگاه که اخراج را در کمین خود می‌بینند، به جمع متحصنین پیوستند وصبح امروز بیش از ۷۰۰ نفر از کارگران شرکت پالایش گاز خلیج فارس بیدبلند با اعتصاب در مسیر ورودی اصلی شرکت ، از فعالیت پروژه جلوگیری کردند.
اعتصاب این کارگران که متعلق به روستاهای اطراف و جمعی دیگر از کارگران معترض روز گذشته است از مسئولین شرکت خواهان تبدیل وضعیت کاری آنها ( (زیر نظر شرکت جهانپارس) شدند که این مسئله با مخالفت مدیران پروژه مواجه شده است.
*تجمع کارگران اخراجی پالایشگاه گاز بیدبلند 2برای بازگشت بکارمقابل فرمانداری شهرستان بهمئی!
اخباروگزارشات کارگری:امروزپنج شنبه17فروردین، جمعی ازکارگران پالایشگاه گاز بیدبلند 2دراعتراض به اخراجشان از کارتوسط فرماندار بهبهان وبرای بازگشت بکار مقابل فرمانداری شهرستان بهمئی تجمع کردند.
به گزارش منابع خبری محلی،فرماندار بهبهان صبح امروز در حرکتی شتاب زده و تنش زا نزدیک به 200کارگر بهمئی را در فاز دوم پالایشگاه بیدبلند شناسایی و اخراج کرد.
براساس این گزارش،فرمانداربهبهان صبح امروز با حضور در جمع کارگران فاز دوم پالایشگاه بیدبلند، از کارگران بهمئی خواست که از بقیه جدا شوند و در گوشه ای بایستند و بعد از شناسایی ، بلافاصله همه آنها را از پالایشگاه اخراج کرد.
به گفته یکی از کارگرهای اخراجی ، علی  مظفری در پاسخ به دلیل این حرکت، گفت: خاک خاک بهبهان است، برق برق بهبهان است و دلیلی ندارد یک بهمئی اینجا کار کند.
کارگران اخراجی بعد از این اقدام ناشیانه فرماندار بهبهان مقابل فرمانداری بهمئی تجمع کردند و خواهان بازگشت بکارشدند.
بنابه آخرین گزارشات منتشره،قرار بر این شد روز شنبه فرمانداران بهمئی وبهبهان در حضور رئیس اداره کار شهرستان بهبهان جلسه ای برگزار کنند و زمینه برگشت این کارگران به کار مهیا شود تا در زمینه جذب نیرو در پالایشگاه بید بلند ۲ مسئولان بالادست ومدیران شرکت هلدینگ خلیج فارس تصمیم گیری شود.
قابل یادآوری است که پالایشگاه گاز بیدبلند 2 در 14 کیلومتری شمال غرب شهرستان بهبهان قرار دارد و شهرستان بهمئی در قسمت غرب و جنوب غرب استان کهگیلویه و بویراحمد و حدود 40کیلومتری شهرستان بهبهان در استان خوزستان واقع شده است.
ادامه تجمعات اعتراضی کارگران کارخانه چوب و فلز اردکان نسبت به بیکاری وعدم پرداخت مطالبات اینبار مقابل دفترنماینده مجلس!
اخباروگزارشات کارگری:امروز19فروردین،کارگران کارخانه چوب و فلز اردکان (چوفا)درادامه اعتراضاتشان نسبت به بیکاری وعدم پرداخت مطالباتشان دست به تجمع مقابل دفترنماینده مجلس زدند.
برپایه گزارش منابع خبری محلی، یکی از کارگران حاضر در تجمع گفت: اعتصاب و اعتراضمان در تجمع مقابل فرماندای شهرستان، اداره کار و امور اجتماعی و صبح امروز در دفتر نماینده شهرستان همچنان بی نتیجه مانده است.
وی با ابراز گلایه مندی از سکوت عجیب مسئولان اردکان افزود: در این وضعیت سخت اقتصادی، چه کسی جوابگوی درآمد معیشتی و هزینه نان شب سفره ما کارگران است که برای این کارخانه زحمت کشیده ایم.
یکی از کارگران کارخانه چوفای اردکان در خصوص عدم پرداخت حقوق و مزایا گفت: دو ماه است که حقوق ما پرداخت نشده است و این در حالی است که هرسال در نزدیکی عید این مشکل تکرار می شود.
وی افزود: هر سال در نزدیکی عید کارگران را به کار می گیرند اما وقت حقوق دادن که می شود در را می بندند و می گویند که فروش نداریم ولی همه می دانیم که کارخانه فروش کافی را دارد.
کارگر این کارخانه ادامه داد: 150 نفر در این کارخانه کار می کنند که همگی افراد زحمت کشی هستند که دوماه حقوق و عیدی نگرفته اند. این کارگر ها در روز14فروردین جلوی فرمانداری جمع شدند اما نتیجه ای حاصل نشد و فقط گفتند شلوغ نکنید و به اداره کار مراجعه کنید.
وی مراجعه به اداره کار را بی نتیجه خواند و اظهار داشت: اداره کار حل مشکل را از جانب فرمانداری دانست و گفت تا زمانی که کار به صورت قانونی پیش نرفته است اداره کار حق ورود ندارد و کارگران باید شکایت کنند که دنبال شکایت هستیم.
وی علت پرداخت نشدن حقوق کارگران را بهانه ی رئیس کارخانه برا ی گرفتن وام دانست و افزود: کارخانه فروش خوبی دارد و حتی برخی از مبل ها را پیش فروش کرده است اما با این کار می خواهد وامی بگیرد که با این اوضاع فرمانداری گفته است که دیگر وامی به این کارخانه نخواهد داد.
دیگر کارگر این کارخانه در خصوص وضعیت بیمه گفت: روزی دفترچه بیمه ما را مهر می کنند و روزی مهر نمی کنند. خانمی چندین سال در این کارخانه کار می کند و دچار بیماری شد و عملی انجام داد اما کارخانه حاضر نشد هزینه عمل وی را پرداخت کند و این خانم با این سابقه کارمجبور شد کل هزینه را که چندین میلیون بود از جیب خود پرداخت کند.
کارگر کارخانه چوفا اظهار داشت: چندين بار در سال این اوضاع را داریم حتی به یزد هم مراجعه کردیم اما اقدامی صورت نگرفته است.
درهمین رابطه:
تجمع کارگران کارخانه چوفا دراعتراض به بیکاری وعدم پرداخت مطالبات مقابل فرمانداری اردکان!
اخباروگزارشات کارگری:امروزدوشنبه14فروردین ماه،جمعی از کارگران چوب وفلز اردکان(چوفا) دراعتراض به بیکارشدن بدنبال تعطیلی کارخانه وعدم پرداخت3ماه حقوق وعیدی دست به تجمع مقابل فرمانداری اردکان زدند.
به گزارش منابع خبری،بیش از چهل نفر از  کارگران شرکت تولیدی چوفای اردکان (کارخانه چوب وفلز ) در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و مطالبات خود و تعطیلی موقت شرکت، به فرمانداری شهرستان اردکان مراجعه کردند .
کارگران معترض این شرکت تولیدی با اعتراض مقابل فرمانداری خواستار پاسخ مسئولان در مقابل تعطیلی کارخانه وعدم پرداخت حقوق ومزایای خود شدند .
یکی ازاین کارگران معترض گفت: حدود سه ماه است که کارفرما به ما حقوق نداده واز عیدی امسال نیز خبری نبود .
تعدادی از کارگران این کارخانه نیز گفتند صاحب کارخانه از بانک درخواست وام کرده که این وام هنوز پرداخت نشده است .
کارخانه چوب و فلز اردکان(چوفا ) واقع دراردکان ،خیابان طالقانی  درزمینه صنایع چوبی وفلزی شامل صندلی  و مبل  فعالیت می کند .
تجمع اعتراضی کارگران کارخانه روغن نباتی قونسبت به نداشتن امنیت شغلی وعدم پرداخت مطالبات برای پنجمین روزمتوالی!
امروز(شنبه/۱۹ فروردین)،بیش از 100 نفر از کارگران کارخانه روغن نباتی قو برای پنجمین روز متوالی از ساعت ۸ صبح در محوطه این کارخانه تجمع کرده‌اند. کارگران در این رابطه شکایتی به اداره کار جنوب غرب تهران ارائه کرده‌اند.
کارگران روغن نباتی قو نسبت به عدم پرداخت دستمزد، بهمن واسفند، پاداش و بخش از عیدی ۹۵ و عدم واریز سه ماه حق بیمه (دی، بهمن و اسفند)  و تعطیلی موقت این کارخانه تا تیر ماه ۹۶ معترض هستند.
تعدادی از کارگران این کارخانه به ایلنا گفتند، در این رابطه شکایتی به اداره کار جنوب غرب تهران ارائه کردند و با توجه به قول مساعد مسئولان وزارت کار، انتظار دارند که هر چه سریعتر مشکلاتشان بر طرف شود.
درهمین رابطه:
*تجمع اعتراضی کارگران کارخانه روغن نباتی‌قو نسبت به عدم پرداخت2ماه حقوق وعیدی ونداشتن امنیت شغلی برای سومین روزمتوالی!
صبح چهارشنبه16فروردین، کارگران کارخانه روغن نباتی‌قو برای سومین روزمتوالی دراعتراض نسبت به عدم پرداخت2ماه حقوق وعیدی ونداشتن امنیت شغلی دست به تجمع زدند وامروز مقابل وزارت کاراجتماع کردند.
درهمین رابطه امروز ایلنا نوشت،در ادامه اجتماع اعتراضی روز گذشته کارگران کارخانه روغن‌نباتی قو، صبح امروز نزدیک به ۱۰۰ نفر از کارگران این واحد صنعتی با حضور در مقابل ساختمان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی پیگیر مطالبات خود شدند.
جمعی از این کارگران در خصوص این اجتماع اعتراضی گفتند: دقایقی بعد از برپایی این اجتماع اعتراضی، نمایندگان آنها توسط مسئولان وزارت کار  برای گفتگو و مذاکره دعوت شده‌اند.
آنها در خصوص علت مراجعه خود به وزارت کار می‌گویند: در کل نزدیک به ۲۰۰ کارگر هستیم که هنوز بابت مزایای مزدی بهمن، اسفند، و بخشی از عیدی ۹۵سال گذشته  طلبکاریم.
کارگران حاضر در این اجتماع اعتراضی با خود بنرهایی همراه داشتند که بر روی آن نسبت به عواقب تعطیل شدن این واحد صنعتی هشدار داده بودند.
آنها در توضیح این نگرانی خود می‌گویند: پیش از این مدیریت کارخانه روغن نباتی قو در مقام کارفرما از توقف فعالیت این واحد صنعتی تا خاتمه تیرماه خبر داده است و همین ماجرا باعث تشدید نگرانی آنها شده است.
کارگران روغن نباتی قو در ۲ روز گذشته نیز بابت پیگیری مطالبات خود، تجمعاتی در محوطه محل کارشان برگزار  کرده‌‌بودند.
*تجمعات اعتراضی 2روزه کارگران کارخانه روغن نباتی قو نسبت به عدم پرداخت2ماه حقوق وعیدی!
جمعی از کارگران کارخانه روغن نباتی قو،دیروز وامروز(14و15فروردین) در اعتراض به عدم پرداخت 2ماه حقوق وعیدی دست به تجمع زدند.
درهمین رابطه،کارگران کارخانه روغن نباتی قو به ایلنا گفتند که از ساعت ۸ صبح امروز تا ساعت ۱۲ در محوطه کارخانه روغن نباتی قو یک تجمع اعتراضی برگزار کرده‌اند.
اعتراض کارگران روغن نباتی قو به عدم پرداخت مطالبات مزدی بهمن، اسفند و عیدی ۹۵ حدود ۲۸۰ کارگر این کارخانه باز می‌گردد.
این کارگران روز گذشته نیز تجمعی ۱۰۰ نفره در محوطه کارخانه برگزار کردند، و یادآور شدند تنها خواستار پرداخت کامل مطالبات خود هستند.
کارگران روغن نباتی قو پیش از این در اسفند ماه سال ۹۵ تجمعی اعتراضی مقابل دفتر سهام دار عمده این کارخانه  برگزار کرده بودند.
تجمع اعتراضی کارگران کارخانه قند ممسنی نسبت به تعطیلی کارخانه وعدم پرداخت ماه ها حقوق وحق بیمه برای چندمین بار!
امروزشنبه 19فروردین ماه،کارگران کارخانه قند ممسنی شهرستان رستم برای چندمین بار در اعتراض به تعطیلی کارخانه وعدم پرداخت حقوق و حق بیمه جلوی این کارخانه تجمع کردند.
بیش از سه سال عدم دریافت حقوق و قریب دو سال عدم پرداخت حق بیمه چیزی است که باعث شده است کارگران این واحد صنعتی برای چندمین بار دست به تجمع و اعتراض به عدم پاسخگویی مسئولین بزنند.
به گزارش منابع خبری محلی،صبح امروز19فروردین، جمعی از کارگران کارخانه قند ممسنی شهرستان رستم در اعتراض به تعطیلی طولانی مدت کارخانه،مشخص نبودن مالکیت این واحد صنعتی و عدم پرداخت حقوق و حق بیمه سه سال اخیر خود در جلوی این کارخانه تجمع کردند.
اگرچه باقری معاون فرمانداری شهرستان رستم در جمع این کارگران حضور پیدا کرد و وعده پیگیری داد اما به نظر میرسد گره این کارخانه آنقدر کور باشد که باز کردن آن کار حضرت فیل باشد.
از زمان فرمانداری خاتمی در شهرستان رستم تا به الان وعده های زیادی برای لغو مالکیت بخش خصوصی و اداره آن توسط دولت داده شده است که هیچکدام به مرحله عمل نرسیده است.
بیانیه کانون صنفی معلمان
شش صحنه از یک سریال تکراری
به نام خداوند جان و خرد
1.اسماعیل عبدی به اتهام تبانی به قصد برهم زدن امنیت و تبلیغ علیه نظام به شش سال حبس محکوم می شود. دادگاه  تجدیدنظر هم بر حکم دادگاه بدوی مهر تأیید می زند و اسماعیل به شکلی موهن بازداشت و به زندان منتقل می شود. چندی بعد نیز با انتقال به بند 350، از تماس تلفنی که تنها وسیله ی ارتباطی او با خانواده اش بوده است هم، محروم می شود.
خطای نابخشودنی عبدی از نگاه برخی، همان خواسته ای است که سال هاست ده ها هزار معلم، بر حقانیت آن مهر تأیید زده اند. اسماعیل به نمایندگی از تشکل متبوعش خواهان رسیدن به حقوقی عادلانه برای معلمان بوده است. خواهان سرمایه گذاری لازم برای بالا بردن کیفیت آموزش بوده است. او صدای اعتراض عموماً خاموش معلمان شده و از این زاویه تصمیم سازان و تصمیم گیران را مورد انتقاد قرار داده است.
2.نزدیک به هفت ماه از آغاز سال تحصیلی 95-96 می گذرد. سال تحصیلی که زمان فعال آن نه ماه است. حقوق عادلانه پیشکش مدیران(!؟) هفت ماه است که معلمانِ حق التدریس کارِ خود را انجام داده اند اما دریغ از ریالی دریافتی. حق التدریس برای معلمان غیررسمی تمامی درآمد آن ها برای تأمین هزینه های سنگین زندگی و برای معلمان رسمی، با دستمزد ناعادلانه ای که دریافت می کنند، کمک هزینه ای برای پرکردن چاله های عمیق تر از چاهی است که ناکافی بودن دستمزدشان را اندکی پوشش دهد.
3.مسئولان به شدت «مسئولیت پذیر» در وزارت آموزش و پرورش، در سازمان برنامه و بودجه، و نمایندگان متعهد به فرهنگیان، شبانه روز مشغول تلاش بی وقفه اند تا وعدهای مکرر پرداخت مطالبات معلمان در آینده ی نزدیک، پایان همین هفته(؟) یا نهایتاً تا قبل از پایان همین ماه(؟) و سال را از تریبون های رسمی اعلام نمایند. زمان می گذرد اما یک چیز پابرجاست: وعده ها برای پرداخت مطالبات معلمان. پرداخت هایی که برای سایر حقوق بگیران دولت امری عادی است و اغلب به ماه دوم نیز نمی رسد، برای فرهنگیان سوژه های خبری چندساله است.چنین است که سالی می گذرد و پاداش پایان خدمت به دست بازنشستگان آموزش و پرورش نمی رسد. حق التدریس ها همچنان در انتظار پرداخت می مانند.
4.معلمان رسمی و حق التدریس می توانند همچنان خاموش و سربه راه کار خود را ادامه دهند و نوبت خود را به انتظار بنشینند. شاید سرانجام روزی چیزی باقی بماند که در میان انواع وزارت خانه ها،نهاد ها و ارگان های ریز و درشتِ مهمتر از آموزش و پرورش ، مدعی نداشته باشد و با لفاظی های فراوان اما به شدت نخ نما شده به دست آنان برسد.
5.معلمان حق التدریس ورسمی می توانند ساکت ننشینند، به کسری بودجه مزمن آموزش و پرورش به تأخیرهای مداوم و هرسال طولانی تر در پرداخت هایی که در سازمان های دیگر همواره به روز هستند و البته بسیار متفاوت، به وعده های تکراری مدیران رقت انگیزی که کمترین ارزشی برای آن چه اعلام می کنند و کسانی که مخاطب آنانند، قائل نیستند، اعتراض کنند. آن گاه است که همه احساس مسئولیت نموده به میدان می آیند. امنیت ملی به خطر می افتد. دستگاه های اطلاعاتی موازی، متقاطع می شوند و روی دست هم برخاسته و همه به دنبال عناصر نامطلوبِ تحریک کننده معلمان و ردیابی ارتباطات خارجی آن ها می گردند. طرح استیضاح وزیر با ده ها امضا به رسانه ها(!) تقدیم می شود، پرداخت مطالبات معلمان در دستور کار قرار می گیرد ... .
6.چند برابر مبالغی که می توانست در آموزش و پرورش سرمایه گذاری شود و سامانی به شرایط معلمان آن، دست کم در پرداخت حقوق آنان و پرورش یافتگانش که شهروندان آینده این جامعه اند، ببخشد، اکنون صرف امور انتظامی و امنیتی می شود تا «کنترل اجتماعی» همچنان روش جایگزین «جامعه پذیری» باشد؟ به کجا باید برسیم تا ضرورت تغییر در این وارونگی احساس شود؟ چه کسانی امنیت ملی را به مخاطره می اندازند، آنان که شکاف های موجود درآمدی در جامعه را نمی بینند؟ آنان که کمترین اهمیت را برای مخاطبان خود و آن چه به زبان می آورند، قائلند و ریشه ی اعتماد میان معلمان و حاکمان را خشک می کنند؟ ... یا آنان که دردمندانه به این ناهنجاری ها اعتراض می کنند؟
اسماعیل عبدی در زندان است و دیگرانی در تب و تاب ماندن و رفتن به آن. حساب بانکی معلمان حق التدریس خالی است.معوقات همچنان در تعویق اند.همترازی حقوق ها وعده ای همیشگی است...
منتظر فصل جدید دیگری از این سریال می مانیم.
کانون صنفی معلمان تهران
96/1/19
معرفی کارگران کارخانه پلی‌اکریل با ماه ها حقوق معوقه به بیمه بیکاری!
کارگران  کارخانه پلی‌اکریل اصفهان به بیمه بیکاری معرفی شدند. مطالبات کارگران هم پرداخت نشد.
به گزارش 19فروردین ایلنا، وعده‌ها در پلی‌اکریل به سرانجام نرسید و هیات اجرایی دولت هم نتوانست گره کور این واحد تولیدی با سابقه و پرقدرت را باز کند.
کارگران پلی‌اکریل اصفهان که ماههاست سرگردانند بعد از تعطیلات نوروز به بیمه بیکاری معرفی شده اند. این کارگران می‌گویند قبل سال به ما گفتند بروید خانه و نوزدهم فروردین برگردید. امروز که برگشته‌ایم می‌گویند به بیمه بیکاری مراجعه کنید.
این کارگران می‌گویند هیچ بازه زمانی مشخصی هم برای دریافت بیمه بیکاری مشخص نکرده‌اند و ممکن است بازگشایی احتمالی کارخانه بیش از شش ماه هم به طول بیانجامد.
این درحالیست که پیش از این بحث اصلاح ساختاری در کارخانه مطرح شده بود که ظاهرا آن نیز به سرانجام نرسیده است. در طرح اصلاح ساختار، کارگران برای مدت معین و محدود به بیمه بیکاری معرفی می‌شوند و در این بازه زمانی هم برنامه‌هایی برای راه اندازی خط تولید در دستور کار قرار می‌گیرد. حالا کارگران می‌گویند که مسئولان کارخانه گفته‌اند اصلاح ساختار برای کارکنان رسمی است و شامل کارگران پلی‌اکریل که قراردادی هستند، نمی‌شود.
مطالبات مزدی این کارگران نیز از مرداد ماه سال گذشته پرداخت نشده و برنامه ای برای پرداخت این معوقات نیز ارائه نشده‌است.
کارگران متخصص پلی اکریل نگران سابقه کاری و آینده شغلی خود هستند و به نظر نمی‌رسد برنامه‌ای حداقل در کوتاه مدت در دستور کار مسئولان باشد تا دوهزار کارگر متخصص و باسابقه صنعت نساجی کشور را از بلاتکلیفی برهاند.
مرخصی اجباری 500کارگرکارخانه داروگر!
کارگران کارخانه داروگر می‌گویند که با گذشت بیش از دو هفته از شروع سال جدید هنوز تعطیلات نوروزی آنها تمام نشده است و براساس تصمیم مدیریت این واحد صنعتی دست کم این وضعیت تا روز ۲۵ فروردین ماه ادامه خواهد یافت.
جمعی از کارگران شاغل در کارخانه داروگر استان تهران به ایلنا گفتند: از یک هفته مانده به شروع سال جدید به مرخصی نوروزی رفته‌اند و از آن زمان تاکنون درب‌های این واحد صنعتی به روی آنها بسته مانده است.
برپایه این اظهارات، ظاهرا این سومین باری است که مرخصی نوروزی حدود ۵۰۰ کارگر کارخانه داروگر توسط  مدیریت این واحد صنعتی تمدید شده است و از قرار معلوم قرار است که مرخصی این کارگران دست‌کم تا روز ۲۵ فروردین ماه تمدید شود.
در این باره یکی از کارگران داروگر گفت: هنوز وضعیت هیچکدام از ما مشخص نیست چرا که پیش از این قرار بود این مرخصی با خاتمه تعطیلات نوروزی تمام شود.
وی در پایان تصریح کرد: کارخانه داروگر یکی از بهترین تولیدکنندگان محصولات شوینده با ۲۵۰۰کارگر  در سطح کشور بود که سال ۸۸ بعدا ازواگذاری این کارخانه  به بخش خصوصی تعداد نیروی کار خود را به حدود ۵۰۰ کارگر کاهش داد وبه این حال افتاده است.
اخراج 25کارگر دو کارخانه تولی پرس وبسته بندی البرز!
25کارگردو کارخانه تولی پرس وبسته بندی البرز در نخستین روز کاری سال ۹۶، ازکاراخراج شدند.
جمعی از کارگران شاغل در دو کارخانه تولی پرس و بسته بندی البرز به ایلنا گفتند: صبح امروز(19فروردین)، پس از مراجعه به محل کارشان مطلع شدند که تعداد ۲۵ نفر از همکاران آنها از ورود به محل کار خود منع شده‌اند.
شمار کارگران شاغل در دو واحد تولیدی «تولی پرس» و «بسته بندی البرز» که در استخدام کارفرمایی واحد هستند، در حدود ۵۸۰ نفر برآورد می‌شود و از قرار معلوم مدیریت این دو واحد تولیدی به منظور تعدیل قسمتی از این کارگران از ورود ۲۵ کارگر یاد شده به درون محل کارشان جلوگیری کرده است.
در خصوص کارگران اخراجی گفته می‌شود که تعداد۱۵ نفر از آنها دراستخدام کارخانه تولی‌پرس بوده و ۱۰ کارگر دیگر نیز برای کارخانه بسته بندی البرز کار می‌کرد‌ه‌‌اند.
از قرار معلوم به غیر از سه نفر از این کارگران اخراج شده که دارای قرارداد دائم هستند، باقیمانده کارگران به صورت قراردادی در استخدام کارفرما بوده‌اند.
همکاران این کارگران با یادآوری اینکه پیش از این به دستور کارفرمای مشترک برای همه آنها تا تاریخ ۱۹ فروردین ماه مرخصی اجباری تعیین شده بود، افزودند: از یکسو نگرانیم که کارفرما این مرخصی اجباری را از دستمزد فروردین ماه کسر کند و از سوی مقابل از بابت دچار شدن به سرنوشت همکاران اخراج شده خود نیز در چار ترس و واهمه هستیم.
درهمین رابطه:
کارگران دو کارخانه تولی پرس وبسته بندی البرزبه مرخصی اجباری فرستاده شدند!
عدم پرداخت5ماه حق بیمه کارگران این دوکارخانه!
منابع کارگری استان قزوین می‌گویند: 580 کارگری که در دو کارخانه «تولی پرس» و«بسته بندی البرز» مشغول کارند سال 96 را با 10 روز مرخصی اجباری آغاز کرده‌اند.
بیمه کارگران این دوکارخانه در سال گذشته حدود ۵ ماه به تامین اجتماعی پرداخت نشده است.
منابع کارگری در قزوین به ایلنا گفتند،۵۸۰ کارگر دو کارخانه «تولی‌پرس» و«بسته بندی البرز» که  تحت مسئولیت کارفرمای واحد در محوطه‌ای واقع در شهر صنعتی البرز قزوین مشغول به کارند، از روز پنجم تا ۱۹ فروردین  ماه به مرخصی اجباری فرستاده شده‌اند.
به گفته یکی از این کارگران او و همکارانش از یک روز مانده به شروع سال جاری مطلع شدند که اولین روز کاری آنها در سال ۹۶ از روز چهاردهم فروردین آغاز خواهد شد اما امروز که طبق اطلاع قبلی کارفرما به محل کارشان مراجعه می‌کنند متوجه می شوند که تعطیلی آنها تا روز ۱۹ فروردین تمدید شده است.
وی بابیان اینکه هنوز علت این مرخصی اجباری ۱۰ روزه مشخص نیست؛ افزود: اما ظاهرا کارفرمای مشترک قصد دارد تا این مدت را از مزایای شغلی آنها کسر کند.
براساس این اظهارات، برای کارگران دو کارخانه تولی‌پرس و بسته بندی البرز بدون احتساب ایام تعطیل، سال ۹۶ با ۱۰ روز تعطیلی اضافی آغاز شده است.
این کارگر که تاکید دارد او و همکارانش در جریان این تصمیم مدیریت نبوده‌اند، گفت:هنوز مشخص نیست مرخصی اجباری در حد  ۱۰ روز باقی بماند و ممکن است با توجه به شرایطی که بر این کارخانه حاکم است این وضعیت ادامه دار شود.
وی در ادامه درخصوص وضعیت دستمزد وبیمه  کارگران گفت: در زمینه دریافت دستمزد مشکلی نداریم اما بیمه کارگران این دوکارخانه در سال گذشته حدود ۵ ماه به تامین اجتماعی پرداخت نشده است.
ادامه بلاتکلیفی  شغلی 60کارگراخراجی کارخانه فولاد البرز!
با گذشت بیش از شش ماه از اخراج ۶۰ کارگر کارخانه فولاد البرز در شهرستان تاکستان استان قزوین، هنوز این کارگران معطل یافتن راهی برای تامین معاش خانواده‌های خود هستند.
جمعی از کارگران کارخانه فولاد البرز به ایلنا یادآور شدند: پیش از اخراج به اتفاق ۸۰ کارگر دیگر در این واحد فولاد سازی مشغول کار بودیم اما در نهایت با آغاز نیمه دوم سال گذشته از این جمع تعداد ۶۰ کارگر توسط کارفرمای فولاد البرز اخراج می‌شوند و از آن زمان تاکنون برای یافتن شغل جایگزین سرگردان هستیم.
آنها با بیان اینکه کارفرمای سابقشان دلیل این اخراج را عدم نیاز به نیروی انسانی مازاد عنوان کرده‌است، افزودند: با وجود این استدلال، پس از اخرجمان کارفرما افراد جدیدی را برای انجام همان کار سابق استخدام کرده است.
این کارگران اخراجی که در میان آنها افرادی با سابقه کاری نزدیک به ۱۸ سال هم حضور دارند، افزودند: اگرچه در حال حاضر مقرری بیمه بیکاری دریافت می‌کنیم اما در شرایط اقتصادی کنونی تامین هزینه‌های زندگی آنقدر دشوار شده است که از آینده شغلی خود نگران هستیم.
بنا به گفته یکی ازکارگران کارخانه فولاد البرز،  اخراج کارگران قدیمی کارخانه در حالی انجام شده که کارفرما سریعا نیروی کار جدید جایگزین کارگران قدیمی کرد و  اخراج شدگان  که سالها در این کارخانه با چندین ماه مطالبات معوقه کار می کردند بی دلیل بیکار شدند.
به گفته وی هم اکنون بعد از گذشت شش ماه از زمان اخراج این کارگران ،آنان برای تامین معاش خود و خانواده‌هایشان نتوانسته‌اند شغل جدید پیدا کنند و  در این زمینه نیز هیچ گونه رسیدگی از سوی مسئولان شهرستانی نشده است.
طبق اظهارات این منابع خبری در کارخانه فولاد البرز؛ هر یک از کارگران اخراجی بعد از اخراج برای دریافت مقرری بیمه بیکاری و دریافت مطالبات معوقه به صورت مجزا به اداره کار تاکستان شکایت کردند و هم اکنون سه ماه است مقرری آنان برقرار شده است.
این کارگر فولاد البرز درباره مطالبات معوقه  همکاران اخراجی خود می‌گویند؛بعد از قطع رابطه استخدامی  هر یک  از کارگران با کارفرما ،همه مطالبات خود را بصورت قانونی دریافت کرده‌اند.
طبق اظهارات وی، آنچه باعث نگرانی کارگران اخراجی شده این است  که چرا  کارفرما بعد از اخراج آنان که به بهانه عدم نیاز انجام شده سریعا نیروی کار جدید جایگزین کرده  وآنان را در وضعیت بد اقتصادی ومالی قرار داده است.
بلاتکلیفی شغلی ومعیشتی کارگران صباکاشی گندمان بدنبال تعطیلی کارخانه!
کارخانه صباکاشی گندمان نزدیک به یک ماه است تعطیل و تعداد زیادی از کارگران این کارخانه اخراج شده‌اند و در بلاتکلیفی به‌سر می‌برند.
براساس گزارش منتشره ، کارخانه صباکاشی گندمان نزدیک به یک ماه است تعطیل و تعداد زیادی از کارگران این کارخانه اخراج شده‌اند و در بلاتکلیفی به‌سر می‌برند.
گرانی ۳۰درصدی خوراکی‌ها از ابتدای سال!
درحالی که حقوق کارگران امسال تنها ۱۴درصد افزایش یافته است قیمت محصولات خوراکی این روزها ۳۰درصد افزایش یافته و افراد بیشتری نسبت به گذشته میوه‌های گندیده و برنج نیم‌دانه می‌خرند.
به گزارش 19فروردین تسنیم، در حالی که کارگران هنوز اولین حقوق سال جدید خود را نگرفته‌اند شاهد افزایش 30درصدی قیمت محصولات خوراکی سبد معیشت خانوار هستیم. دستمزد بیش از 13 میلیون کارگر در سال جاری به 1میلیون تومان هم نمی‌رسد اما هزینه زندگی آنها در ماه نزدیک به 2میلیون و 500هزار تومان است.
وقتی از کارگران سؤال می‌کنیم که از افزایش دستمزد خود راضی هستند بیان می‌کنند یکی از بارزترین نوسانات قیمت هرساله در محصولات کشاورزی ازجمله گوجه‌فرنگی است.
نوسان قیمت محصولات کشاورزی از جمله گوجه‌فرنگی سریال پایان نیافتنی است که هر سال تکرار می‌شود، این بار هم در حالی شاهد افزایش یک‌باره قیمت هستیم که گوجه‌فرنگی کیلویی 5هزار تومان! گوجه‌فرنگی کیلویی 5هزار تومان در حالی به فروش می‌رسد که از کشاورز با مبلغ اندکی خریداری شده است.
در یک گزارش میدانی به‌سراغ مردم و فروشندگان محصولات اساسی رفتیم.
* مردم با ولع میوه گندیده می‌خرند
علی‌آقا فروشنده‌ای که 30 سال سابقه فعالیت در این کار را  دارد وقتی با تعجب از او سؤال می‌کنم که چرا قیمت گوجه‌فرنگی این‌قدر گران است می‌گوید بعد از عید تمام محصولات کشاورزی 30 درصد گران شد.
این فروشنده می‌گوید: کافی است مسئولان سری به میادین میوه و تره‌بار بزنند تا متوجه شوند که مردم چطور میوه‌های گندیده ارزان را با حرص و ولع خریداری می‌کنند و چند قدم آن‌طرف ‌تر می‌ایستند تا آن را کمی مرتب کرده و بعد به خانه خود ببرند و به فرزندانشان دهند. اوضاع و احوال معیشتی مردم اصلاً خوب نیست. برخی کالاها واقعاً از سبد مصرفی مردم خارج شده است و این انصاف نیست.
*برنج نیم‌دانه سریع‌تر فروش می‌رود
به‌سراغ پیرمردی که برنج‌فروش بود رفتیم، اوضاع کاسبی را سؤال کردیم جواب داد؛ مردم توان خرید ندارند.  اقلام مصرفی روز به روز در حال گران شدن است و وضعیت معیشتی مردم بدتر از چیزی است که دولتمردان بیان می‌کنند. با برنج کیلویی 12 و 13 هزار تومان مردم دیگر توان خرید محصولات خوب را ندارند. حتی برخی از مردم که برنج‌های نیم‌دانه را می‌خریدند و با برنج‌های سالم مخلوط و استفاده می‌کردند هم‌اکنون دیگر نمی‌توانند برنج سالم بخرند و مجبورند فقط برنج نیم‌دانه که البته قیمتش هم چندان ارزان نیست و برای برخی انواع برنج‌های ایرانی، بین 7 تا 9 هزار تومان است، خریداری کنند. اوضاع اقتصادی مردم افتضاح‌تر از این است که دولتمردان می‌گویند.
*دولت نظارت بر بازار کالای اساسی ندارد
 شهروند دیگری که در یک سوپرمارکت در حال خرید است، وقتی مشاهده می‌کند با دقت قیمت محصولات را نگاه می‌کنم، می‌گوید: دولت حقوق کارگران را 14 درصد داده است اما توجه به بازار کالاهای اساسی ندارد.
وی بیان کرد: گوجه‌فرنگی کیلویی 5هزار تومان با حقوق مردم فاجعه است. حقوق کارگران در ماه 113 هزار تومان افزایش یافته اما هزینه‌ها در ماه حدود 500هزار تومان افزایش یافته است. دخل و خرج با هم نمی‌خواند، اما هیچ‌کدام از مسئولان متوجه این موضوع نیستند. دولت با افتخار می‌گوید حقوق کارگران 14درصد افزایش یافته، چرا نمی‌گوید چقدر محصولات چقدر گران شده است؟
کشته وزخمی شدن2کارگرجوشکار در چایپاره براثرانفجار مخزن گاز تانکر!
روز گذشته(18فروردین)،2کارگر جوشکار در چایپاره براثرانفجار مخزن گاز تانکر کشته وزخمی شدند.
برپایه گزارشات منتشره، در این حادثه مخزن تانکر گاز مایع منفجر و موجب مرگ یک کارگرجوشکار و مجروح شدن کارگر جوشکاردیگری شد که به علت شدت جراحات وارده به ارومیه منتقل شد.
رضاپور مسئول آتش نشانی چایپاره علت این حادثه را وجود گاز مایع اندک در مخزن و جوشکاری آن اعلام کرد.
نوزدهم فروردین ماه1396
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اخباروگزارشات کارگری18فروردین1396

لایحه اصلاح قانون کار احمدی نژاد – روحانی نه!

تغییرقانون کار بنفع کارگران آری!

- ادامه وگسترش اعتراضات کارگران پالایشگاه گاز بیدبلند 2بهبهان نسبت به نداشتن امنیت شغلی ووضعیت استخدامی!

- ادامه وگسترش اعتراضات کارگران پالایشگاه گاز بیدبلند 2بهبهان نسبت به نداشتن امنیت شغلی ووضعیت استخدامی!

- تاوان معلمی، بخش اول و دوم

- مرگ یک کارگرحین کار در بیمارستان ولی عصراراک براثر سقوط درجاه!

-

ادامه وگسترش اعتراضات کارگران پالایشگاه گاز بیدبلند 2بهبهان نسبت به نداشتن امنیت شغلی ووضعیت استخدامی!

اخباروگزارشات کارگری:صبح امروز18فروردین ماه،بیش از700کارگر کارگران پروژه گاز بیدبلند 2بهبهان دراعتراض به نداشتن امنیت شغلی و وضعیت استخدامیشان دست به تجمع مقابل ورودی اصلی پالایشگاه زدند.

حدود 500کارگرشاغل پالایشگاه گاز بیدبلند 2بهبهان با به خطر افتادن امنیت شغلیشان بدنبال اخراج 200نفر از همکارانشان در روزگذشته(17فروردین)به صف معترضین پیوستند ومتحدانه تجمع اعتراضی برپا داشتند.

به گزارش منابع خبری محلی،بعد از انتشار خبر اخراج ۲۰۰ کارگر بهمئی از پالایشگاه بیدبلند ۲ در شهرستان بهبهان در استان خوزستان، امروز حدود ۷۰۰ کارگری که آینده کاری خود را متزلزل می‌بینند، با تحصن در جلوی این پروژه، عملا آن را به تعطیلی کشاندند.

برپایه این گزارشات، بعد از خبر اخراج کارگران بهمئی، سایر کارگران غیربومی این پالایشگاه که اخراج را در کمین خود می‌بینند، به جمع متحصنین پیوستند وصبح امروز بیش از ۷۰۰ نفر از کارگران شرکت پالایش گاز خلیج فارس بیدبلند با اعتصاب در مسیر ورودی اصلی شرکت ، از فعالیت پروژه جلوگیری کردند.

اعتصاب این کارگران که متعلق به روستاهای اطراف و جمعی دیگر از کارگران معترض روز گذشته است از مسئولین شرکت خواهان تبدیل وضعیت کاری آنها ( (زیر نظر شرکت جهانپارس) شدند که این مسئله با مخالفت مدیران پروژه مواجه شده است.

درهمین رابطه:

تجمع کارگران اخراجی پالایشگاه گاز بیدبلند 2برای بازگشت بکارمقابل فرمانداری شهرستان بهمئی!

اخباروگزارشات کارگری:امروزپنج شنبه17فروردین، جمعی ازکارگران پالایشگاه گاز بیدبلند 2دراعتراض به اخراجشان از کارتوسط فرماندار بهبهان وبرای بازگشت بکار مقابل فرمانداری شهرستان بهمئی تجمع کردند.

به گزارش منابع خبری محلی،فرماندار بهبهان صبح امروز در حرکتی شتاب زده و تنش زا نزدیک به 200کارگر بهمئی را در فاز دوم پالایشگاه بیدبلند شناسایی و اخراج کرد.

براساس این گزارش،فرمانداربهبهان صبح امروز با حضور در جمع کارگران فاز دوم پالایشگاه بیدبلند، از کارگران بهمئی خواست که از بقیه جدا شوند و در گوشه ای بایستند و بعد از شناسایی ، بلافاصله همه آنها را از پالایشگاه اخراج کرد.

به گفته یکی از کارگرهای اخراجی ، علی  مظفری در پاسخ به دلیل این حرکت، گفت: خاک خاک بهبهان است، برق برق بهبهان است و دلیلی ندارد یک بهمئی اینجا کار کند.

کارگران اخراجی بعد از این اقدام ناشیانه فرماندار بهبهان مقابل فرمانداری بهمئی تجمع کردند و خواهان بازگشت بکارشدند.

بنابه آخرین گزارشات منتشره،قرار بر این شد روز شنبه فرمانداران بهمئی وبهبهان در حضور رئیس اداره کار شهرستان بهبهان جلسه ای برگزار کنند و زمینه برگشت این کارگران به کار مهیا شود تا در زمینه جذب نیرو در پالایشگاه بید بلند ۲ مسئولان بالادست ومدیران شرکت هلدینگ خلیج فارس تصمیم گیری شود.

قابل یادآوری است که پالایشگاه گاز بیدبلند 2 در 14 کیلومتری شمال غرب شهرستان بهبهان قرار دارد و شهرستان بهمئی در قسمت غرب و جنوب غرب استان کهگیلویه و بویراحمد و حدود 40کیلومتری شهرستان بهبهان در استان خوزستان واقع شده است.

بەمناسبت فرا رسیدن اول ماە مە، مصاحبە سایت اتحاد کارگری با رفیق محمود صالحی فعال جنبش کارگری ایران (١)

بە روال هر سالە و چند ماە بە آخر سال، محاسبە افزایش حداقل حقوق کارگران، بە موضوع اصلی اخبار و هم چنین بە مباحثات گرم فعالین کارگری تبدیل می شود. امسال هم ستاد ویژە مزد، هزینەهای سبد معیشت کارگران را ٩٣٠ هزار تومان در ماە، در نظر گرفت. این محاسبە، با واقعیت های جامعە و نیازمندی ابتدایی کارگران، فاصلە فاحشی دارد. با یک بیان سادە، می توان گفت کە این یک تصمیم برای بە بردگی کشاندن بیشتر کارگران است. جالب این است کە ستاد ویژە مزد، از دخالت “نمایندگان کارگران” در تعین سبد معیشت خویش دم زدە و می زنند، چیزی کە واقعیت ندارد و ما می دانیم کە تنها یک جانبە و از جانب نمایندگان سرمایەداران و دولت حامی شان، بەتصویب رسیدە است.

نکتە جالب تر این است کە در تعین حداقل دستمزدها، هر سال می گویند بر پایە بند ٢ مادە ۴١، تفاوت حداقل حقوق ها و از جملە کثری احتمالی معاش های امسال را در مدت سە سال متوالی، جبران خواهیم کرد، چیزی کە هر سال می گویند و در دنیای واقعی، خبری از جبرانش نبودە و نخواهد بود.

در همین رابطە، موضوع را در حالەای از ابهام قرار دادە و از این نیز دم می زنند کە گویا بر اساس تقریبی تورم اعلام شدە دولت، حداقل حقوق ها را افزایش می دهند. اما در این خصوص هم، هیچ مکانیزمی شفاف جهت افزایش دستمزدها وجود ندارد و تازە آن چە هم در نظر گرفتەاند، مانند سال های قبل، بەموقع پرداخت نمی شود. این تصمیم، بەمعنای واقعی فقر و فلاکت را چند برابر سال قبل، در بین کارگران گسترش خواهد داد. طبعآ تولید و باز تولید، این طور سیاستی، ناشی از نبود تشکل مستقل و سراسری کارگران می باشد. با این حال، بار دیگر متوجە این واقعیت می شویم کە ایجاد تشکل های تودەای و مستقل کارگران، مقدمترین وظیفە فعالین کارگری و همەی هواداران طبقە کارگر است و باید برایش، فداکاری کرد. بە این مناسبت و در شرایطی کە در آستانە اول ماە قرار داریم، دلم می خواهد با شما رفیق عزیز مصاحبەای داشتە باشم.

سوال: نظر شما بعنوان یک فعال پر سابقه کارگری، در مورد سبد معیشت سال ٩۶ کارگران کە چندی پیش توسط نظام سرمایەداری تصویب شد، چیست؟

جواب: با درود به شما که این مصاحبه را ترتیب دادید. با استناد بە ماده ۴١ قانون کار، هر ساله شورای عالی کار که مرکب از نمایندگان کارفرماها، دولت و “کارگر” می باشند، موظف هستند که حداقل دستمزد کارگران شامل قانون کار را تعیین کنند. البتە معیارهای این شورا، برای تعیین دستمزد کارگران؛ درصد تورمی را در بر می گیرد که از سوی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعلام می شود. در این رابطە، ذیلآ توجە شما را بە نکاتی جلب می کنم. همان گونە کە ذکر شد، مطابق بە بند یک از مادە ۴١ قانون کار، شورای عالی کار موظف هر سالە معاش کارگران را افزایش دهد، اما در طول ٣٩ سال گذشته، از طرفی دستمزد کارگران را افزایش ندادەاند و از سوی دیگر نیز می بینیم کە در طول ٨ سال جنگ عراق و ایران، کاری کردند کە دستمزد کارگران راکت بماند و بعد از جنگ هم، هر سال تورم در کشور ما در بالایی ۴٠درصد قرار داشتە و این در حالی است کە پروسە افزایش دستمزد کارگران، از ٢۵درصد تجاوز نکردە است.

خلایی کە بدان اشارە شد، سالهاست کارگران را زیر خط فقر قرار دادە و در شرایط کنونی، بە یک نابسامانی جدی تبدیل شدە و بیشتر از هر زمان، خانوادەهای کارگری را تهدید می کند. در واقع، فاصله بین دستمزد و معیشت کارگران، سال بە سال بیشتر شدە و این را در طول ٣٩ سال اخیر، بەوضوح مشاهدە کردەایم. در ضمن، در طول ٣٩ سال گذشته، از سوی شورا عالی کار، هیچ توجەای به بند ٢ از ماده ۴١ قانون کار نشده. بنابراین، دستمزدی که در سال ٩۶ برای کارگران تعیین شده؛ تنها می تواند هزینه ده روزه یک خانواده کارگری را تامین کند.

سوال: نمایندگان ریز و درشت نظام سرمایەداری، هر کدام بە نوعی اعلام کردەاند کە مصوبه موسوم بە سبد معیشت کارگران، با توافق “نمایندگان کارگران” تنظیم شدە است! در این رابطە، کارگران چە نظری دارند؟

جواب: بلی این درست است که تعیین حداقل دستمزد با توافق نمایندگان کارگران صورت گرفته است اما مشکل ما کارگران ایران این نیست که نمایندگان کارگران آن مصوبه را امضاء کردە و یا نکرده باشند زیرا اعتراض ما کارگران به اصل سه جانبەگرایی است که بنام شورای عالی کارگر فعالیت می کنند. این شورا، از دولت؛ کارفرما و نماینده منصوب شده کارگران تشکیل شده است و ما خود دولت را بعنوان کارفرمای بزرگ می شناسیم. در این خصوص، اگر نمایندگان کارگران، از فعالان کارگری منتخب ما نیز باشند، باز نمی توانند در آن شورای مد نظر، کاری را انجام دهند زیرا نمایندگان کارگران ٣ نفر و نمایندگان کارفرماها ۶ نفرند. بنابراین، ٣ رای در مقابل ۶ رای قرار می گیرد و عملآ کاری مثبت پیرامون سبد معیشتی و … کارگران صورت نمی گیرد. از این رو. موضوع حائز اهمیت برای ما، عبور از ٣ جانبەگرایی می باشد.

سوال: با توجە بە آن چە کە ذکر شد، کارگران مصوبەهای ٣جانبەگرایی را قبول ندارند. اما در مقابل این گونە بروکراتیسم و موانعی، راەحل چیست و کارگران برای بە چالش کشیدن آن و به ویژه در روز جهانی کارگران، چە برنامەای دارند؟

جواب: پذیرش مصوبه فوق به دست ما کارگران نیست تا آن را رد و یا قبول کنیم. ولی اگر این قدرت را داشتیم، بطور قطع آن را برای همیشە برمی چیدیم. اگر توجە کردە باشید، در طول سال های اخیر، بەاینگونە مصوبه ها، اعتراض کردە و در آیندە نیز همین کار را انجام خواهیم داد. اما به دلیل اینکه نیروی متحد و منسجمی نداریم، تابحال قادر بە این نشدەایم تا برای یک بار هم شدە، مصوبات شورای عالی کار را لغو کنیم.

تا زمانی که طبقه کارگر متحد و منسجم نباشد، هرگز نمی تواند در مقابل کارفرماها و حامیان آنان ایستادگی کند. کارفرماها و حامیان ریز و درشت آنان، هر روز برای ما کارگران خوابی را می بینند و همیشه برای سرکوب ما آماده هستند. یعنی حامیان کارفرما همان اندازه که برای سرکوب ما کارگران آمادەاند؛ به همان اندازه برای سرکوب تروریست ها آماده نیستند. پس نتیجه خواهیم گرفت که کارگران با شعار دادن و شعار نوشتن به خواست و مطالبات حقە خود نخواهد رسید. از این رو، لازم است به نیرو تبدیل شویم و آنگه می توانیم در مقابل هر گونه حق کشی مقابله کنیم.

سوال: نظر شما در مورد عمل کرد تشکلات سەگانه قانونی شورای اسلامی کار؛ انجمن های صنفی و نمایندگان بە اصطلاح کارگران که (طبق تبصره ۴ ماده ١٣١ قانون کار مصوبه ١٣۶٩ که صراحتا عنوان میکند یک واحد فقط میتواند یکی از سه مورد عنوان شده را داشته باشد) چیست؟

جواب: من شخصا با قانون کارگر موافق نیستم؛ چرا؟ به دلیل اینکه در قانون کار هیچ اشارەای به اعتصاب و تشکیل تشکل های خود ساخته کارگری نشده و قانونگذار این اصل را نادیده گرفته و بر همین اساس من با آن مخالفم. از سوی دیگر، همان قانون کار که مصوبه مجلس و دولت می باشد در مراجع ادارات کار اجرا نمی شود. شاید قانون کار روی کاغذ خوب نوشته شده باشد اما تابحال یک ماده از همان قانون کار در ایران اجرایی نشدە است. در ضمن، با استناد بە قانون کار، در ایران تنها آن سه نوع تشکل که شما به آن اشاره کردید مجازند و هر نوع تشکل دیگری، غیر قانونی و تاسیس آن جرم محسوب می شود. شخص من، در آخرین محاکمه به اتهام تشکیل تشکل های کارگری و عضویت در آن تشکل های ثبت نشده به ٧ سال و نیم زندان تعزیری محکوم شدم و هم اکنون پرونده در دادگاه تجدید نظر در حال بررسی است.

سوال: آیا این تشکلات، تاثیری بر روند بهبود کار و زندگی کارگران دارند و یا این کە «تشکلات سەگانه مجاز کارگری» تنها ظروفی در دست صاحب کاران و همچنین جناح های درون حاکمیتند که برای پیش برد سیاست های مشخص و بەتبع آن برای حفظ منافع طبقاطی خود و در محدود مجاز جناحی بکار می گیرند؟

جواب: این تشکلات از نظر اقتصادی هیچ گونه تاثیری در کار و زندگی کارگران ندارند؛ حال مسایل سیاسی تقدیم به خودشان. این تشکلات ثبت شده و قانونی، تنها برای سرکوب ما کارگران تاسیس شدەاند و هر وقت کە ما کارگران را بازداشت می کنند، می گویند چرا در تشکلات ثبت شده و قانونی فعالیت نمی کنید! و بدین بهانه؛ مرتبآ سرکوب و زندانی می شویم.

اگر رهبری این تشکلها، در دست افرادی باشد که در اصل به مبارزه طبقه کارگر باور دارند، در چنین حالتی، می توانند برای کارگران یعنی بدنه آن تشکلها بلحاظ اقتصادی مفید باشند. ولی اگر، سکان رهبری آن تشکلها، در دست افرادی باشد که صرفآ کارگرند و در عمل هیچ گونه اعتقادی به مبارزه طبقه کارگر نداشتە باشند؛ خیلی منفی و ضد کارگری عمل خواهند کرد. بەهنین دلیل، در کشور ما، تنها ۶٣٠ هزار نفر از کارگران و مزد بگیران در این سه نوع تشکل های مجازی عضویت دارند و اکثریت کارگران از ایجاد تشکل مورد نیاز خود محرومند.

٩۶-١-١٧

ادامە دارد

تاوان معلمی، بخش اول و دوم

رسول بداقی

تاوان معلمی، خاطراتی است که رسول بداقی، فعال صنفی معلمان، از روزهای سپری شده در زندان به قلم آورده است. حقوق معلم و کارگر در نظر دارد این خاطرات را در چند بخش منتشر کند.

بخش اول:

در سال 1391 در زندان رجایی شهر کرج سالن 12 ما هفت تن بودیم ،که باهم قرار گذاشتیم اعتصاب غذا کنیم،هرکدام خواسته ای که داشتیم،را بیان کردیم،برسر برخی خواسته ها به توافق رسیدیم،و یک بیانیه ی مشترک دادیم،آن موقع سالن 12 هنوز تلفن نداشت،ما حرفها،پیامها وخواسته های خودمان را با خانواده و رسانه های داخلی و خارجی بوسیله ی بچه های زندانی عادی به بیرون میفرستادیم،تنها دریچه ی ارتباطی ما باخودمان بود،و روزهای ملاقات که هفته ای فقط 20 دقیقه با خانواده ی درجه ی یک،پدر،مادر،برادر،خواهر،زن و فرزندان بود،ملاقات ها سه گونه بود،حضوری،کابینی(پشت شیشه،بوسیله ی آیفون)و ملاقات ویژه ،ماحتا با زندانیان عادی هم به سختی تماس برقرار می کردیم،درسالن 12 که مخصوص زندانیان سیاسی،امنیتی، عقیدتی بود،ماکاملا در حالت ایزوله بودیم،حق رفت و آمد وارتباط با زندانبان و زندانیان را نداشتیم،حق رفتن به کتابخانه نداشتیم،دکتر رابه سالن می آوردند،مبادا در طول مسیر ما با زندانیان ارتباط داشته باشیم،بین ما تا زندانبانها،(افسرنگهبانی)که زندانیان اصطلاحا به افسرنگهبانی زیر هشت می گویند،دو درب بسته فاصل بود،برای اینکه ما با زیرهشت،ارتباط ما بازیر هشت(افسرنگهبانی،بوسیله ی یک آیفون انجام می شد.در کل زندان به قانون پادگانی اداره می شود،در روز دو بار آمار گرفته می شود،صبح و عصر،چراغها ساعت 10 شب خاموش می شود،سکوت برقرار است،و6 صبح بیدارباش است.هر کدام از زندانیان عادی که با ما ارتباطی برقرار می کردند،به شدت مجازات می شدند،لذاما هم نمی خواستیم،برای آنان مشکلی ایجاد کنیم،خلاصه ای از موقعیت زندان رجایی شهرچنین است:

این زندان دارای 10 بند است،و هربند دارای سه سالن می باشد، هر بند از زندان رجایی شهر دارای سه طبقه است،که هربلوک سه طبقه را یک بند می گویند، وهر طبقه یک سالن نامیده می شود،در انتها هر سالن یک نماز خانه ،به ابعاد 15 متر در 10 مترساخته شده،بین نمازخانه و هرسالن یک راه پله برای ورود و خروج و رفتن به هواخوری وارتباط با سالنهای یک بندهست،که در مواقع ضروری برای ورودو خروج وبرای اینکه زندانیان هر سالن با هم روبرو نشوند،از آن استفاده می شود.

درآن سرهرسالن راه پله ی دیگری هست،که ارتباط سالن ها بندهاوزیرهشت(افسرنگهبان ) را باهمدیگر و با راهروهای اصلی ،درمانگاه ،قسمت اداری،سالن ملاقات،درب خروجی زندان،وباسایربندهابرقرارمی کند،بین هر بند،با بند دیگر،فضایی تقریبا1000 متری هست،به عرض 20 وطول 50مترکه زندانیان برای هوا خوری از آن استفاده می کنند،این فضای بین هر بند(1000متری) مخصوص یک بند(هرسه سالن) است،در برخی بندها به خاطر مسائل امنیتی اجازه نمی دهند،که زندانیان هرسالن با هم ازهوا خوری استفاده کنند ،لذا در دو یا سه نوبت از ساعت 8 بامداد(پس از آمارگیری صبح)تا 5عصر (پس از آمارگیری عصر) نزدیک به 9 ساعت به نوبت از هواخوری استفاده می کنند،درب فروشگاه نیز داخل راهروی سالنها است،و زندانیان برای خرید باید وارد هواخوری شده و با استفاده از پنجره ای که در داخل هواخوری هست خریدشان را انجام بدهند،آنهم فقط در ساعتی که در هوا خوری هستند،می توانند خرید کنند.زندانیان حق همراه داشتن پول نقد را ندارند،فقط باید از کارت پاسارگادبرای خریداستفاده کنند، وجه رایج بین زدانیان باهم سیگار ویا کالا است.

در خرداد 91 ما هفت تن(منصور اسانلو،عیسی سحر خیز،حشمت الله طبرزدی،مجید توکلی،مهدی محمودیان،کیوان صمیمی،رسول بداقی)به خاطر خواسته های خود در اوایل خرداد دست به اعتصاب غذا زدیم،این اعتصاب غذا به خاطر اینکه به زندانبان ها خبر ندادیم،هیچکدام احضار نشدیم،فقط در رسانه ها درج شده بود،5روز از اعتصاب غذای ما گذشت،من به خاطر برخی ملاحظات،راهم را از سایرین جداکردم،طی نامه ای به رئیس زندان نوشتم که به خاطر این خواسته ها ( حقوق پایمال شده ی دانش آموزان و معلمان،در اعتراض به نظارت استصوابی و…… )دست به اعتصاب غذا میزنم،آقای محمد مردانی رئیس زندان رجایی شهر که به تازگی به جای حاج کاظم بر مسند،قدر تکیه داده بود،برخلاف همیشه،ظرف 20 دقیقه از نوشتن این نامه ،مرا احضار و از من خواست راهی انفرادی شوم.

بخش دوم:

در زندان اصطلاحات خاصی هست،که فقط زندانیان با سابقه معانی این اصطلاحات را می دانند،برای نمونه ” زندانی زیقی ” معنای خاص خود را دارد،(یعنی زندانی ای که پرونده اش سبک است،حکم زندانش زیر 5 سال است) وقتی به من خبر دادند که به زیر هشت(افسرنگهبانی) احضار شده ای،فهمیدم ،که مرا به انفرادی خواهند برد.چون خودم نامه ای داده بودم که در اعتصاب غذاهستم.

نزد زندانیان، افرادی که زیاد به زیر هشت (افسرنگهبانی )رفت و آمد دارند،دیگرزندانیان به آنها مشکوک می شوند،و آنهاراطرد وگاه به شدت تنبیه واز سالن اخراج می کنند،زیرا تصور براین است که ” آدم فروشی ” می کنند(آدم فروش یعنی کسی که اسرار زندانیان را به زندانبان می فروشد،و در قبال آن امتیازی مانند مرخصی،سیگار،گوشی موبایل،سیم کارت یا امتیازات دیگری می گیرد.)هنگامی که من راهی انفرادی بودم،برخی از دوستان توی راهرو صدا زدند :” بداقی کی تورا فروخته تا حالشو بگیریم؟” می دانستم که به خاطراعلام اعتصاب غذا است،رادیوی کوچک یک موج،بطری جای نوشابه برای گرفتن آب،لباس مورد نیاز،مقداری قند برای درست کردن آب قند،دفتر، خودکارویک عدد پتورا روی دوش انداختم ،و راهی انفرادی شدم(کسی که اعلام اعتصاب غذای ” تر”کرده است ،برای اینکه چشم ها و کلیه هایش خراب نشود،و قلبش از کار نایستد،باید روزانه یک و نیم لیتر آب ویا آب قند بخورد،برخلاف اعتصاب غذای خشک که فرد اعتصاب کننده نباید هیچ چیزی بخورد،حتی آب.در اعتصاب غذای تر ،اعتصاب کننده ،بین 60 تا 70 روزبیشتر زنده نخواهدماند،اما در اعتصاب غذای خشک،فقط15 روزمی تواند زنده بماند.)

 سالن یک از( بند یک ) که طبقه ی همکف بود،مخصوص زندانیان شروری بود ،که در داخل زندان آدم کشته و یا درزندان درگیری درست کرده اند،سلولهای این سالن انفرادی بود،تمام سلولهای زندان رجایی شهر6 متری هستند،یعنی دو مترعرض وسه مترطول دارند،این زندان در اواخر حکومت پهلوی طراحی شده است ،اما در زمان جمهوری اسلامی در برخی بندهاهر دو سلول را به یک سلول تبدیل کرده اند،ودر هر 12 متر نزدیک به 12تا 14 زندانی نگهداری می شود،درب سلولهای انفرادی دریچه ای به اندازه ی 15 در15 سانتی متردارد،که از آن برای ارتباط با زندانبان،گرفتن غذا و…. استفاده می شود،قفل در و دریچه ی 15 در 15 آن کلا از بیرون بسته و باز می شود.تمام در های زندانهای دنیا قفلش ازبیرون هست،فقط زندانهای انفرادی است که دارای در می باشند،ورودی سلولهای سایر سالنهادرب ندارند،زندانیان حق زدن پرده هم ندارند،در همه ی زندانها (غیراز انفرادی)فقط سالنهادرب دارند،درهمه ی سالنهای زندان رجایی شهرزندانیان در داخل راهروی 40 در3متر آزادانه رفت و آمد می کنند. اما حق بیرون رفتن از سالن راندارند،زیرا در سالن ازبیرون قفل است،مگر برای درمانگاه وبا اجازه ی زنداانبان .یا برای چند ساعت هوا خوری.

سالن 2 از(بند یک )آن زمان مخصوص تهرانی ها وکرجی ها بود، و سالن 3 (ازبند یک) در آن زمان مخصوص کردها و لرها بود،کردها و لرها (سالن 3) با تهرانی ها و کرجی ها(سالن 2)درگیری خونین داشتند،هر کجا باهم روبرو می شدند،بدون هیچ توضیح و پرسش و پاسخی،بزن بزن می کردند،و همدیگر را به قصد مرگ میزدند،گاه با تیزی ،قمه وگاه باشیشه پاره و هرچیزی دم دستشان بود.

گاه اتفاق افتاده بود که به خاطردرگیری درسالنهای 2 و 3 چهل تن زخمی و چند تن کشته شده اند.حتی در سال 88 خبر این درگیری از تلویزیون ج.ا هم پخش شد. البته موضوع دشمن تراشی ها بین (کرد و لرها) با( تهرانی و کرجی ها) به قصدتفرقه و کارعمدی زندانبانها بود.که برای کنترل راحت ترزندانیان ،این کار را می کردند،که با رفتن حاج کاظم و آمدن مردانی رئیس جدید زندان این تنشها بسیار کمرنگ شد.وآشتی ملی اعلام شد.

من کوله بارم را بستم ،با همراهی یکی از ماموران بند 4 زندان راهی انفرادی شدم،مامور بند 4 برگه ی تحویل مرا به امضای رئیس بند 1 رساند و مرا تحویل داد و برگشت،افسرنگهبان بند 1(گودرزی) نامه ی انتقال مرا خواند،وبه من نگاهی انداخت،از من پرسید: لرهستی؟ این راگفت وخنده ی تلخی ازسرناراحتی کرد،ازلهجه اش فهمیدم او هم لر است،وسایلی راکه با خودم آورده بودم،باززرسی کرد،تلاش کرد که مرا از اعتصاب غذا منصرف کند،بسیار ناراحت شد،دلش نیامد وسایل را از من بگیرد،با ناراحتی رو به من کرد و گفت: گرچه خلاف قانون است،که این وسایل را با خودت ببری ،و می دانم ،میایند و آنهارا از تو میگیرند،امابا خودت ببر،به من هم ایراد گرفتند،اشکالی ندارد.

وارد سلول انفرادی شدم،فقط به هدفم می اندیشیدم،(معیشت فرهنگیان،مدارس دولتی،مدارس استاندارد،سالن ورزشی برای دانش آموزان و معلمان،کتابخانه ی مدارس،هنر در مدرسه،مسابقات علمی و ورزشی بین دانش آموزان ،بین معلمان،ورزشگاههای رایگان،گردش علمی برای دانش آموزان و معلمان،بودجه ی آموزش محور،آموزش و پرورشی که محور توسعه باشد.و… )به این می اندیشیدم که آیا مرگ من کمکی به رسیدن به این اهداف خواهد کرد یاخیر؟ اگر اینگونه می شد ،به مرگ خودم راضی بودم،وارد سالن شدم،سالن بوی مرگ می داد،شعله های آتش کینه و عقده وناکامی از درون سلوهای سیاه زبانه می کشیدم.

مامور زندان (کولیوند)بود …

عاطفه ای حس کردنی ،هم بین ما بود،

محبت ،عشق ومهربانی هم بود،

اما پنهان وخفته،

سرکوب شده،

فقط به خاطر نان،

من این را ازنگاههای زندانبان ،

ازسنگینی دستهای پرازاندوهش،

که برای گشودن در،اورا نفرین می کردند.

دانستم.

سنگینی دستانش فریادمیزد،که من وتو هموطنیم،

چشمانش التماس کنان به فریاد می گفت:

که ای زندانی،

مرا خائن نپندار،

من گروگان لقمه ای نانم،برای کودکانم.

در کنج تاریک زندان با خود اندیشیدم، آیازنده از این دربیرون خواهم رفت ،یامرده؟ اگربمیرم برسر کودکانم چه خواهدآمد؟ مادرم ……! خواهر و خواهرزادهایم….؟برادرزاده هایم…!

این خیالات فقط درهنگام فراموشی آرمانهایم ،به من هجوم می آورد،بسیار زودهم ازخاطرم می گریختت.

من بودم و معلمها و دانش آموزان وامید و آرمانهای ارزشمندی که بهانه ی زندگی ام بودند.بهانه ی مبارزه ام بودند،تربیت سفیدی که امید رادر هیات لبخندی بر لبم، در تنهایی انفرادی مرا زنده نگه می داشت.

من آنجا بازمزمه هایم زندگی می کردم:

تربیت سفید که باشد،مرگ شیرین است.

مرگ را تربیت تعریف خواهدکرد،خوب یا بد!

مرگِ تلخی نیست،

مگر زندگانی تلخی، در پیش چشمان اختاپوس فقراقتصادی وفرهنگی .

زندگی در سایه ی فقر وبی فرهنگی ،هرروز وهر ثانیه لیسیدن مرگ است،به جای زندگی،به نام زندگی !

با اندوه پدری چه باید کرد،که دست خالی وسرافکنده ،به خانه برمی گردد؟نگاه پراز حسرت کودکان ،به دست خالی پدر چه می شود؟راستی در خیال کودکان،گرسنه چه می گذرد؟! راستی سنگ به شکم بستن افسانه است؟ ولی به شرافتم سوگند،دزدانه باچشمان خود دیدم ،مرد بیکار همسایه ی ما،از گرسنگی سنگ به شکم بسته بود،پس چگونه فریاد نزنم؟! به شرافتم سوگند معلم باشرافتی رامی شناختم ،که از 25 هرماه فقط نان خالی بر سفره داشت !ومن برایش گریستم!!

من فریادم را سر خواهم داد،

از شما خفته ای چند،

چه کسی می آید بامن فریاد کند؟

مرگ یک کارگرحین کار در بیمارستان ولی عصراراک براثر سقوط درجاه!

عصر روز گذشته(17فروردین)، یک کارگر ساختمانی که در طرح در دست ساخت بیمارستان ولیعصر اراک در حال کار بود، بر اثر سقوط در چاه جان باخت.

به گزارش18فروردین ایلنا، حوالی حدود 16 روز گذشته، یک حادثه به مرگ یک کارگر ساختمانی در اراک انجامید.

از قرار معلوم، در این حادثه یک کارگر ساختمانی که در پروژه ساخت بیمارستان اراک مشغول به کار بود، در چاه سقوط می‌کند.

این کارگر در دم جان خود را از دست می‌دهد.

تظاهرات و اعتصاب سراسری در آرژانتین علیه سیاستهای اقتصادی دولت

این نخستین اعتصاب سراسری علیه دولت آقای ماکری، رئیس جمهوری آرژانتین است که در پی فراخوان کنفدراسیون عمومی کار، بزرگترین اتحادیه کارگری آرژانتین با درخواست اصلاحات اقتصادی برگزار شده است.

رئیس جمهوری آرژانتین در حالی مجمع جهانی اقتصاد را افتتاح کرد که پایتخت در اعتصابی فراگیر بسر می برد.

تظاهرات علیه سیاست های ریاضتی دولت در بوئنوس آیرس، پایتخت آرژانتین بایورش پلیس همراه شد.

6آوریل یورونیوزدراین باره نوشت،پلیس برای متفرق کردن مردمی که بزرگ راه های اصلی شهر را بسته بودند، از گاز اشک آور و ماشین های آب پاش استفاده کرد.

تظاهرکنندگان مخالف اقدامات اقتصادی مائوریسیو ماکری، رئیس جمهوری آرژانتین در زمینه اخراج کارکنان دولت و افزایش نرخ ها هستند.

الخاندرو بودارت، رئیس یکی از احزاب چپ آژانتین می گوید: «ماکری مجمع جهانی اقتصاد را امروز افتتاح خواهد کرد و اقتصاددانان از سراسر جهان اینجا خواهند بود. آنها همه نئو لیبرال هستند. مدیران کسب و کارها نیز اینجا خواهند بود تا درباره ادامه غارت ثروت مردم ما گفتگو کنند. درباره اینکه چگونه به حذف بخشی از جامعه ادامه دهند تا همان قدیمی ها همچنان ثروتمندتر شوند.»
هیجدهم فروردیم ماه1396

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

اخباروگزارشات کارگری17فروردین1396
لایحه اصلاح قانون کار احمدی نژاد – روحانی نه!
تغییرقانون کار بنفع کارگران آری!
- تجمع کارگران اخراجی پالایشگاه گاز بیدبلند 2برای بازگشت بکارمقابل فرمانداری شهرستان بهمئی!
- اعتصاب 3روزه رانندگان سرویس مدارس شهر آسارای استان البرز!
- تجمع اعتراضی میوه‌فروشان مریوانی نسبت به تصمیمات فرماندار و شهردار مریوان!
تجمع کارگران اخراجی پالایشگاه گاز بیدبلند 2برای بازگشت بکارمقابل فرمانداری شهرستان بهمئی!
اخباروگزارشات کارگری:امروزپنج شنبه17فروردین، جمعی ازکارگران پالایشگاه گاز بیدبلند 2دراعتراض به اخراجشان از کارتوسط فرماندار بهبهان وبرای بازگشت بکار مقابل فرمانداری شهرستان بهمئی تجمع کردند.
به گزارش منابع خبری محلی،فرماندار بهبهان صبح امروز در حرکتی شتاب زده و تنش زا نزدیک به 200کارگر بهمئی را در فاز دوم پالایشگاه بیدبلند شناسایی و اخراج کرد.
براساس این گزارش،فرمانداربهبهان صبح امروز با حضور در جمع کارگران فاز دوم پالایشگاه بیدبلند، از کارگران بهمئی خواست که از بقیه جدا شوند و در گوشه ای بایستند و بعد از شناسایی ، بلافاصله همه آنها را از پالایشگاه اخراج کرد.
 به گفته یکی از کارگرهای اخراجی ، علی  مظفری در پاسخ به دلیل این حرکت، گفت: خاک خاک بهبهان است، برق برق بهبهان است و دلیلی ندارد یک بهمئی اینجا کار کند.
 کارگران اخراجی بعد از این اقدام ناشیانه فرماندار بهبهان مقابل فرمانداری بهمئی تجمع کردند و خواهان بازگشت بکارشدند.
بنابه آخرین گزارشات منتشره،قرار بر این شد روز شنبه فرمانداران بهمئی وبهبهان در حضور رئیس اداره کار شهرستان بهبهان جلسه ای برگزار کنند و زمینه برگشت این کارگران به کار مهیا شود تا در زمینه جذب نیرو در پالایشگاه بید بلند ۲ مسئولان بالادست ومدیران شرکت هلدینگ خلیج فارس تصمیم گیری شود.
قابل یادآوری است که پالایشگاه گاز بیدبلند 2 در 14 کیلومتری شمال غرب شهرستان بهبهان قرار دارد و شهرستان بهمئی در قسمت غرب و جنوب غرب استان کهگیلویه و بویراحمد و حدود 40کیلومتری شهرستان بهبهان در استان خوزستان واقع شده است.
اعتصاب 3روزه رانندگان سرویس مدارس شهر آسارای استان البرز!
رانندگان تاکسی و سرویس مدارس منطقه آسارا استان البرز دست به اعتصاب زده اند. آنها می گویند که مدارس و پیمانکاران از سال گذشته تاکنون حسابشان را تسویه نکرده اند. تسویه این رانندگان سبب شده 3 روز دانش آموزان آسارایی به مدرسه نروند و همچنان در تعطیلی نوروزی باقی بمانند.
برپایه گزارشات رسانه های خبری،سرویس مدارس یکی از مشکلات همیشگی مدارس و والدین بوده است. بسیاری از مدارس با عقد قراردادی تعدادی خودرو در اختیار می گیرند که معمولا از نظر ایمنی درجه پایینی دارند از طرفی تعداد زیادی دانش آموز را در یک خودرو جا می دهند. حال عدم تسویه حساب کار را برای رانندگان هم سخت تر کرده است.
از روال به همین صورت ادامه یابد چاره ای نیست جز آن که متصدیان امر وارد قضیه شوند. سرویس مدارس در بسیاری از کشورها امکاناتی است که مدارس از دولت یارانه می گیرند و خودشان با بودجه دریافتی تامین می کنند. این مسئله هم سطح ایمنی را بالاتر می برد و هم مشکلات این چنینی به وجود نمی آید به عبارتی خودرو برای مدرسه است و رانندگان بر ماشین های غیر خودشان کار می کنند.
اما هیچگاه آموزش و پرورش برنامه ریزی دقیقی برای سرویس مدارس انجام نداد به عبارتی بانی امروز سرویس های مدارس همه کس هستند جز آموزش و پرورش.
شهرداری البرز، سازمان تاکسیرانی استان و سایر دستگاههای شهری باید برای حل مشکل رانندگان تاکسی های اعتصاب کننده برنامه ای قابل حل ارائه دهند زیرا این مسئله در سال تحصیلی گذشته هم تکرار شده بود.
سال‌گذشته نیز دانش‌آموزان این بخش به دلیل عدم پرداخت هزینه سرویس های مدارس از سوی پیمانکاران، چند روزی به مدرسه نرفتند.
حال سوال این است که چرا باید تاوان ناهماهنگی بین آموزش و پرورش و پیمانکاران سرویس های مدارس را دانش‌آموزان پرداخت‌کنند؟هر روز که دانش آموزان به مدرسه نروند به ضرر آنها خواهد بود و از برنامه درسی خود عقب می‌مانند.
مدیر آموزش و پرورش ناحیه یک کرج سال گذشته قول داده بود این مشکل برطرف شود ولی گویا این وضع به روال قبلی خود باقی مانده است.
متاسفانه آموزش و پرورش مدیریتش را بسیار کم رنگ کرده است و همین مسئله سبب شده بانی حل مشکلات بین سازمان های گوناگون دست به دست شود.
ای کاش طی یک برنامه ریزی دقیق تعدادی خودروی مجهز به منظور سرویس مدارس وارد کشور می شد و در اختیار مدارس قرار می گرفت و کم کم آموزش و پرورش به سمت نوگرایی حرکت می کرد.
سال تحصیلی فعلی تا دو ماه دیگر به پایان می رسد و همه قصه ها فراموش می گردد. اما با بازگشایی مدارس مشکلات سرویس ها هزینه های بسیار و عدم رضایت دو طرف در راس اخبار قرار می گیرد و مجددا اعتصاب ها شروع می شود.
تجمع اعتراضی میوه‌فروشان مریوانی نسبت به تصمیمات فرماندار و شهردار مریوان!
میوه‌فروشان شهر مریوان در اعتراض به تصمیم جمع‌آوری ماشین‌های میوه‌فروشی در سطح این شهرستان مقابل شهرداری مریوان تجمع کردند و اعتراضاتشان را نسبت به تصمیم جدید فرماندار و شهردار مریوان بنمایش گذاشتند.
یکی از میوه‌فروشان مریوانی که نخواست نامش فاش شود به تسنیم گفت: فرماندار و شهردار مریوان با تصمیم جدیدی که گرفته‌اند همه میوه‌فروشان سطح شهر مریوان را جمع کردند و یک کیلو گوجه فرنگی در این شهر به 5 هزار تومان رسیده و مردم توان خرید آن را ندارند.
وی گفت: مردم این شهر واقعاً مشکل دارند و حقیقتاً همه ما میوه‌فروشان همراه با افراد خانواده‌هایمان نسبت به تصمیم فرماندار مریوان اعتراض داریم.
یکی دیگر از میوه‌فروشان که مقابل فرمانداری مریوان تجمع کرده بود اظهار داشت: در نامه‌ای که به میوه‌فروشان داده شده قید شده که میوه‌های غیربهداشتی را فروختیم این در حالی است که میوه‌فروشان بازار مریوان به ما مراجعه می‌کنند و میوه‌ها را با قیمت پایین از ما می‌خرند و در داخل مغازه‌های خود با قیمت بالا به فروش می‌رسانند.
وی گفت: بنده حاضرم هرکدام از مغازه‌دارانی که شما انتخاب کنید به مغازه‌اش برویم و صحت اینکه میوه‌های خودشان را از ما خریده‌اند ثابت کنم و سؤال اینجاست که چطور میوه‌های این مغازه‌داران که میوه خود را از ماشین‌های ما می‌خرند غیربهداشتی نیست.
یکی دیگر از میوه‌فروشان که 7 سال است در شهر مریوان میوه‌فروشی می‌کند اظهار داشت: بنده به جز این کارم هیچ شغل دیگری ندارم و از ناحیه دست‌هایم نیز مجروح هستم و با این شغل میو‌ه‌فروشی می‌خواهم برای خود اشتغال‌زایی کنم اما «فرماندار و شهردار مریوان» اجازه نمی‌دهند و گفتند هر کاری که می‌توانید انجام دهید.
وی گفت: خواسته میوه‌فروشان این است که مکانی را در داخل شهر مریوان برای ما اختصاص دهند و مشکل این مردم را حل کنند.
وی افزود: مکانی به ما اختصاص داده‌اند که در طول روز نیز هیچ زن و بچه‌ای جرأت نمی‌کند به آنجا بیاید چون از داخل شهر دور است.
دیگر میوه‌فروش مریوانی اظهار داشت: شهر مریوان هیچ کارخانه‌ای ندارد و اکثر کاسبان به میوه‌فروشی روی آورده‌اند و این ساماندهی که در نظر گرفتند جوابگو نیست.
وی گفت: خواسته ما میوه‌فروشان این است که مکانی را برای این شغل در نظر بگیرند که مردم از آن عبور داشته باشند چون مردم هیچ‌وقت برای خرید یک‌هزار تومان میوه، از جیب خود 4هزار تومان کرایه نمی‌دهند تا به این مکان برسند.
وی افزود: شخص بنده دارای مدرک فوق‌دیپلم و نزدیک به 12 سال است که به میوه‌فروشی مشغول هستم و به دلیل اینکه هیچ کاری در مریوان نیست به این شغل روی آوردم و یا مجبورم این کار را ادامه بدهم یا به کولبری و کارتن جمع کردن سطح خیابان بپردازم.
وی اظهار کرد: همیشه میوه ما نسبت به مغازه‌داران ارزان‌تر است چون میوه‌ها را داخل باغ خود تولید کننده می‌خریم.
یکی دیگر از میوه‌فروشان مریوانی اظهار داشت: در شهر مریوان هیچ کارخانه‌ای وجود ندارد و خودمان با این شغل اشتغال‌زایی راه‌اندازی کردیم و به میوه‌فروشی قناعت کردیم.
وی افزود: در شهر مریوان هیچ کارخانه و شرکتی وجود ندارد و اگر کارخانه‌ای در اینجا بود و این مردم بیکار را جذب می‌‌کرد تجمعی پیش نمی‌آمد.
هفدهم فروردین ماه1396
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت