.
دوشنبه ۴ ارديبهشت ۱۳۹۶.
امروز:
Apr 24 2017.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

دوشنبه, 30 اسفند 1395 ساعت 22:31

هادی میتروی: تا کِی جنبش کمونیستی ایران بدور خود خواهد چرخید؟

جنبش نوین کمونیستی ایرا دو مولفه دارد. تا این دو مولفه به مرحلۀ لازم از رشد و سازماندهی نرسند و درارتباط با یکدیگر عمل نکنند، هیچ تغییر کیفی در رابطه طبقۀ کارگر ملل ساکن ایران و قدرت ایجاد نخواهد گردید.
مولفۀ نخست، جنبش طبقه کارگر ملل ساکن ایران است که در طیّ 160 سال گذشته تغییرات کمی و کیفی چشمگیری داشته است. تعداد کارگران شاغل و بیکار نزدیک به نیمی از کل نیروی کار در ایران هستند. این کمیّت گسترده خبر از آن می دهد که کارگران و خانواده هایشان اکثریت جامعه 80 میلیونی امروز ایران هستند. اکثریت کارگران و بیکاران ایران جوانان زیر چهل سال هستند و اکثر این جوان کارگران با سواد و اگاه از مسایل روز هستند. از آنجایی که بیش از 80 درصد کارگران ایران در واحدهای تولیدی زیر 10 نفر مشغول بکار هستند، تنها 20 درصد کارگران در واحدهای صنعتی بزرگ متمرکز شده اند و این واحدهای صنعتی بزرگ هم اکثرا در درون و یا نزدیکی شهرک های صنعتی سراسر ایران قرار دارند.
آنچه مسلم است تا زمانی که هسته های کارگری در درون این مراکز تولیدی بزرگ؛ که بطور طبیعی و در پروسۀ تولید جمعی کارگران و خانواده های ایشان را در تماس نزدیک با یکدیگر قرار می دهد؛ قادر به ایجاد مجامع عمومی کارخانه و تشکیل کمیته های کارخانه ها نشوند، ایجاد تشکیلات سراسری طبقه کارگر میسر نخواهد شد. بعبارت دیگر هسته های کارگران موسسات بزرگ تولیدی هستند که به عنوان حلقات زنجیر خواهند توانست اکثریت کارگران شاغل در کارگاه های زیر ده نفر و خیل عظیم نیروی ذخیره کار را در شبکه سراسری کارگری سازماندهی کنند.
برای این منظور و درک بهتر و دقیقتر لزوم سازماندهی کارگران صنعتی جهت پیشبرد مبارزات روزمرّه طبقه از یک سو و ایجاد شبکه سراسری از دیگر سو و فهم چگونگی پیوند بین سازماندهی مخفی هسته ها و مشارکت در مبارزات روزمرّه طبقۀ کارگر، رفقای ما در قرن گذشته سند زیر را برای امروز ما به میراث گذاشته اند تا با طرح اصول عامّ تشکیلات پرولتری، کمونیست های مللی که در آنها هنوز حزب پرولتاریا ایجاد نشده است، با تطبیق این اصول عام با شرایط خاص ملّت خویش، در جهت تشکیل حزب گام بردارند و در نهایت شرایط عینی و ذهنی تشکیل حزب کمونیست ملل ساکن ایران را فراهم آورند. مطالعه این سند و اصول عام تشکیلات پرولتری جهت سازمان دادن حزب کمونیست ملل ساکن ایران، به باور نگارنده غیر قابل چشم پوشی و لازم است.

اصول تشکيلاتی حزب
و اما مولفه دویم برای تشکیل ستاد رهبری کنندۀ پرولتاریای ملل که حزب کمونیست می نامیم همانا بخش وسیعی از آرمانخواهان انقلابی ایران هستند که در اثر شکست انقلاب بهمن ماه و پیگرد پلیس سیاسی مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شدند و برای حفظ جان عازم تبعید شدند. این موج آرمانخواهان انقلابی که در دوران قحط الکتاب شاهنشاهی با تئوری سوسیالیسم آشنا شده بودند، در بهترین حالت یک یا دو اثر از آموزگاران بزرگ کمونیسم را آنهم بطور فردی مطالعه کرده بودند و اکثرا از یک سیر مطالعاتی علمی و آموزش جمعی متون بی خبر و بی بهره بودند.
این دسته از آرمانگرایان انقلابی در بدو ورود به کشور میزبان به دو دسته تقسیم شدند. بخش نخست به دانشگاه ها رفتند تا برای گذران زندگی علم بیاموزند و از موضعی برتر وارد بازار کار شوند. بخش دویم آندسته مهاجرینی بودند که به دلائل گوناگون مجبور به کارگری شدند. این دسته از مهاجرین 35 سال است که در پروسۀ تولید با بورژوازی کشور میزبان خود دست بگریبان هستند. این مبارزه ناگزیر باعث شده است تا این دسته از کارگران جوان آرمانخواه با تجربه مبارزات روزمرّه طبقۀ کارگر کشور خود از یکسو و دسترسی به آثار کلاسیک رفقای قرن گذشته با تئوری کمونیسم از دیگر سو، آشنا شوند.
این آشنائی ناگزیر با پراتیک و تئوری طبقۀ کارگر کشور میزبان بمدّت 35 سال، از جوانان آرمانخواه دیروز، کمونیست های دلیر امروز را بدنیا آورده است که هم بیش از دوران جوانی خود به طبقۀ کارگر جهانی پیوسته است و هم از آرمان های والای کمونیسم در نفی طبقات و دولت با علم بیشتر دفاع می کند و هم با امید بیشتر در راه تحقق این آرمان ها می رزمد. خُب اگر این همه درست است چرا خیل کمونیست های با تجربه امروز در تبعید قادر به سازماندهی خویش در امن و رفاه کشورهای میزبان خود نیستند؟
به باور من این بخش از کمونیست های ایرانی در تبعید، از دو درد رنج می برند. یکی دردی نظری ست که با گذشت 35 سال از تبعید و گذشت حدود 27 سال از سقوط دیوار برلن، قادر به فهم پایان دوران جنگ سرد و آغاز دوران جنگ گرم نیستند. بسیاری از این رفقا هنوز درگیر بحث های آنروز شوروی و چین و کوبا هستند آنهم در دورانی که از شوروی لنین و چین مائو و کوبای فیدل و اِل چه چیز چندانی برجای نمانده است. از طرف دیگر بلحاظ روابط تشکیلاتی و با توجه به انقلاب ارتباطات، هر یک از این  طیف رفقای کمونیست با دیگر کارگران در داخل کشور و دیگر کمونیست های خارج از کشور، مجموعه هایی را برای فعالیت مشترک سازمان داده اند.
در نگاه نخست خود ِاین مجامع مشکل اصلی امروز طبقۀ کارگر ایران برای ایجاد یک حزب سراسری هستند. چه هر یک مدعی کمونیست بودن خود و نفی کمونیست بودن دیگران هستند. خُب برای حلّ این معضل رفقای ما کارل و فردریک در رساله ای که در پراکندگی کمونیست ها و نبود احزاب کمونیست  در سال 1845 تهیه می کنند، به جنبۀ مثبت این تشکل ها و جنبۀ منفی فرقه گرائی ضدّ کمونیستی در درون این تشکل ها مستقیماً برخورد می کنند و بروشنی و صراحت اعلام می کنند که در وضعیت آن روز که در پراکندگی بی شباهت به وضع گرولتاریای جهان امروز ما نیست، "همگی" این مجامع که از چند نفر تا چند ده نفر را در خود جا داده اند؛ تکرار می کنم "همگی"؛ باید بپذیرند که "انجمن"ی با حقوق مساوی با دیگران هستند و آن بخشی که مدعی نیستند حامل کلّ حقیقتند، می پذیرند که حقیقت تنها در چنگ ایشان نیست و بایسته است تا به ایجاد یک حلقۀ مرکزی از این انجمن ها دست زنند و حتی "نظام نامه" این حلقۀ مرکزی انجمن ها را در شرایط مبارزه مخفی با پلیس سیاسی تدوین کرده اند و در اختیار جنبش کارگری-کمونیستی جهان قرار داده اند.
به باور نگارنده سرسختی رهبران این انجمن ها در فراموش کردن خاطرات بد دوران جنگ سرد و سردی هایی ست که بهم روا داشته اند، لجاجت کودکانه ای ست که باعث می شود این یخ های بازمانده از قرن گذشته دیرتر آب شوند و ایجاد نخستین کنگره انجمن های کمونیستی ایرانی در تبعید را به عقب انداخته اندازد. امید است که با تکرار و ممارست نگارنده و مطالعۀ این اسناد از طرف کادرهای ارزنده کمونیست در تبعید، راه برای ایجاد چنین حلقۀ مرکزی در آینده ای نزدیک فراهم گردد. مطالعه این نظام نامه برای حرکت بسوی تشکیل ستاد سراسری پرولتاریای ملل ساکن ایران و قانع کردن رهبران این انجمن ها به لزوم تشکیل حلقۀ مرکزی انجمن های کمونیستی با دو فوریت، لازم و ناگزیر است.
https://www.marxists.org/farsi/archive/marx/works/1847/nezamnameh.pdf
امید دارم که باردیگر با نو شدن طبیعت در نیمکره شمالی و شکفتن شکوفه ها، انگیزه و امید به مطالعۀ این اسناد و بکار بستن دستورات این دو سند در خواننده ایجاد شود.

زنده باد انقلاب!
زنده باد کمونیسم!
هادی میتروی، یکم فروردین ماه 1396
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت