.
شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶.
امروز:
Oct 21 2017.
برابر با

 ارسال مطلب به ایران تریبون

matlab@iran-tribune.com

منتخب ایران تریبون

نشریات

چهارشنبه, 25 اسفند 1395 ساعت 01:39

علیه بیکاری: خطاب به فعالین کارگری، احزاب سیاسی و نهادهای اجتماعی در کردستان

متن پایه برای ایجاد همفکری جهت کمپین علیه کولبری و برای بیمه بیکاری در کردستان
کردستان: روزهای رهایی از کولبری و بردگی، اتحاد کارگری برای بیمه بیکاری!

معرفی بسیار فشرده از کمپین
موقعیت مناسب امروز
چرا کردستان و چرا مشخصا کولبران؟
خواست مشخص کمپین
کمپین از طرف چه کسی، خطاب به چه کسی؟
اشکال پیشبرد کمپین
شاخص پیروزی کمپین
اتحاد کارگری یک هدف در خود
روشهای مقابله دولت
نیازهای مالی

اول، معرفی بسیار فشرده از کمپین
پاسخ: با عطف توجه عمومی به مساله کولبرها ، موقعیت بسیار مناسبی جلوی روی ما است که با بسیج گسترده کارگران در کردستان صف قدرتمند کارگری برای خواست بیمه بیکاری را جلو برانیم. پرونده کولبری برای همیشه بسته شود و در افکار عمومی تثبیت شود که نمیتوان با گرو گرفتن معاش کارگران نباید آنها را وادار به هر شغلی کرد، نباید اجازه داد هر بلایی که خواستند را سر کارگر بیاورند.
دوم، موقعیت مناسب امروز
پاسخ: با کشته شدن چهار کولبر زحمتکش سردشتی و همزمان تیراندازی پاسداران به تعدادی ازکولبران دیگر و بدنبال فضای اعتراضی، توجه رسانه ها و افکار عمومی به این مساله جلب شده است. در این فضا مساله "قانونی شدن" کولبری نیز به عکس خود تبدیل گردید. اولا، دولت همچنان دست خود را در تیراندازی به کولبرها باز گذاشته است. ٍثانیا دولت رسما و علنا اعلام میدارد که مسئولیتی را در قبال تامین زندگی کارگران بعهده نگرفته و نخواهد گرفت.
سوم، چرا کردستان و چرا مشخصا کولبران؟
پاسخ: کردستان دومین استان در رتبه بیکاری در سراسر ایران است. بیست درصد، یعنی رقم رسمی بیکاری را جز با یک پوزخند نمیتوان همراهی کرد. رقم چهل درصد که نمایندگان مجلس شورای اسلامی بر آن اصرار دارند واقعی تر است. اما تما م واقعیت انجاست که در نظر بیاوریم تعداد صنایع و پروژه های اقتصادی دولت با کارگران استخدامی بالای ده نفر از تعداد انگشتان دست فراتر نرفته است. همزمان واقعیت پدیده بیکاری در کردستان به یک فاجعه نزدیک میشود وقتی به یاد بیاوریم تعداد دریافت کنندگان بیمه بیکاری در کردستان هرگز رقمی بیش از دو هزار و پانصد نفر را شامل نشده است. این رقم شامل استان کردستان با شهر بزرگ سنندج است، وضعیت در شهرها و مناطقی که مطابق تقسیم بندی رسمی کشوری جزو آذربایجان غربی بحساب میایند هنوز وخیم تر است.
در زیر پوست این ارقام کردستان و کارگران با حداقل فرج اشتغال به امان خدا رها شده اند تا با چنگ انداختن به هر خس و خاشاکی گلیم زندگی خود را از آّب بیرون بکشند. منطق مبارزه و انتظارات بر حق کارگری حکم میکند سنگر کارگری را همین جا و با خواست بیمه بیکاری باید بست. در غیاب این سنگر تاریخ سی چهل سال اخیر جامعه کردستان را باید با خون و عرق، با ترس و فرسودگی میلیونها انسانی نوشت که بجز دستهایشان و شرافت خود تکیه گاهی دیگر برای زنده ماندن نداشته اند. بازگشت دار قالی بافی و اینبار در شهرها نیمه آن جامعه را در خود بلعید و بجای آن فرهنگ و مناسبات مبتنی بر استثمار و بی حقوقی زنان را بر روی جامعه تف کرد. اگر زنان در سکوت کنج خانه ها تنور مصیبتی بنام تامین معاش را گرم نگه میداشتند کولبری آخرین رمق این جامعه را در میان همهمه ناشی از ناله کمرهای خمیده، صدای انفجار مین ها، تابوت کشته های سرما و برف به خاطر یک پول سیاه در طبق حراج میگذاشت. هیچ کجای دنیا، هیچ پلیس وحشی، در کشتار بی مهابای یک فرد مظنون بی دفاع آنهم با دست خالی و پشت خمیده زیر بار سنگین اینقدر دست باز نداشته است. پلیس مرزی دولت اسرائیل برای یک صدم رفتار پاسداران مرزی دولت ایران قطعنامه محکومیت در جنایت علیه حقوق بشر را دریافت میداشت!
کولبری دیگر دارد به آخر میرسد. با تعداد فزاینده مصدومین کولبری، کردستان هر چه بیشتر به یک جامعه پس از جنگ جهانی دوم شباهت پیدا کرده است. با احتساب حجم کار انجام شده بدون کوچکترین هزینه برای دولت مرکزی، با همه فرسودگی جسمی و روحی تاکنونی؛ مگر ژاپنی های صبور چقدر در راه بازسازی کشورشان دندان روی جگر گذاشته اند؟ امروز نسل دوم کولبران زیر بار کمر خم میکنند. بیکاری و بالارفتن مخارج زندگی تعداد کولبران را چندین برابر ساخته است، با جذب تازه واردان و بخصوص از میان زنان و کودکان "دستمزدها" بشدت نازل شده است و این بنوبه خود موجد رقابت بین کولبران بوده است. این بازار جز بازار کثیف مواد مخدر آینده دیگری ئدارد. امروز کولبری به یک دمل چرکین از تفرقه و ریسک و خفت تبدیل شده است. این دمل را باید خشکاند. همه وعده های توصیه اقتصادی و مهمتر از همه، تک تک وعده های پسا برجامی به هیچ، به یگ لعنت نمی ارزد. کارگران کردستان چاره ای جز تعیین تکلیف با دولت و بر سر بیمه بیکاری ندارد. این جامعه، میلیونها انسان کارگر شریف باید زنده بمانند، به غذا و پوشاک . سرپناه نیازمندند. این نعمات بوفور در دسترس هست و این کارگران، اکر منطق سود نباشد، خود میتوانند بسازند و تولید کنند. در این مصاف، مبارزه برای بیمه بیکاری عرصه ای است که طبقه کارگر میتواند غرور و جایگاه طبقاتی کارگری را در مقابل انگل ترین و گستاخ ترین جلوه های حکومت جمهوری اسلامی وو بورژوازی کرد بازسازی کند. این راهی است که تنها میتواند و باید با شرکت زنان قالی باف صورت بگیرد.
چهارم، خواست مشخص کمپین
پاسخ: خواست این کمپین ساده است: یا کار یا بیمه بیکاری! همین.
این مبارزه ای در راه سرنگونی جمهوری اسلامی نیست، میانبری برای حکومت خودمختار را زیر سر ندارد، و کاسه ای برای وحدت میان احزاب سیاسی را زیر نیم کاسه دیگری پنهان نکرده است. بعلاوه نه با عزل و نصب مقامات کاری دارد و نه رتق و فتق پروژه های عمرانی و کارآفرینی را امر خود میداند.
مساله گرهی در این کمپین در پافشاری در این نهفته است: اگر تا بحال به کولبری تن داده ایم، دیگر بس است! بیجا میکند کسی که من و فرزندانم را به کوهها برای حمل بار در رقابت با اسب و قاطر حواله میدهد! بی جا میکند کسی که زندگی و شایستگی منرا به بردگی کولبری نزول میدهد.

پنجم، کمپین از طرف چه کسی، خطاب به چه کسی؟
پاسخ: این کمپین یک نقشه مبارزاتی است هر کس، در هر شهر کردستان و به هر مقدار که آنرا بکار گیرد، به آن غنا ببخشد، و آنرا به موفقیت برساند؛ تنها کسی است که اعتبار و افتخار را از آن خود میسازد. این فراخوان هیچ حزبی نیست، اما بدون دخالت احزاب و نهادها به سختی میتواند راه به جلو باز کند. علیه بیکاری طبعا با علاقه و از نزدیک کل پروسه را تعقیب خواهد، اما نه توان و نه ادعای پیشبرد عملی کمپین را که به رهبران عملی محلی گره خورده است را برای خود روا میداند.

ششم، اشکال پیشبرد کمپین
پاسخ: خیابانها و اماکن عمومی شکل پیشبرد مبارزات است، اما تظاهرات خیابانی، جلب نظر مسئولان و یا رسانه ای کردن فرسنگها با روش مد نظر این کمپین فاصله دارد.
محل تجمع: جلوی محل اداره کاریابی شهر
خواست تجمع: یا کار یا بیمه بیکاری
ابزار فشار تجمع: صف طولانی متقاضیان کار بگونه ای خواهد بود که بنا به تشخیص رهبران عملی و بنا به آمادگی صفوف اعتراض بتدریج هر چه بیشتر فونکسیونهای اداره کار و پس آن شهر را مختل خواهد ساخت.
مرجع تصمیم گیری: مجمع عمومی شرکت کنندگان در اعتراض محلی
خبر رسانی و گزارشدهی بخش ثابت و حیاتی این اجتماعات است.

هفتم، شاخص پیروزی کمپین
پاسخ: صرف شروع این صف اعتراضی مارش پیروزی صفوف کارگری است. مهمترین شاخص در تحمیل بیمه بیکاری خواهد بود. قالب این کمپین بگونه ای است هر روز تداوم آن دستاوردهای با ارزشی را برای تداوم مبارزه بهمراه خواهد داشت.
در مورد طول کمپین اولیه دست کم دو هفته بنظر کافی و ضروری بنظر میرسد.

هشتم، اتحاد کارگری یک هدف در خود
پاسخ: یک وجه مهم این کمپین ایجاد علقه ها، پیوندها و اتحاد کارگری درکردستان است. هر روز که از این کمپین که میگذرد باید هر رهگذر و بیشتر از آن هر کارگر ببیند، لمس کند، باور کند که در محله من، در شهر من و در کردستان کارگران متحدند و کارگران هرگز همدیگر را تنها نمیگذارند.
در این کمپین باید خانواده های کارگری در دهها شکل و با انواع تشکلها در محله برای کمک و همیاری با یکدیگر گره خورده باشند.
در این کمپین باید تصویر قابل اعتمادی از کارگران نسبت به نظم صفوف خود، ارائه خدمات مجانی به سالمندان، تامین آب و برق و غیره سازماندهی گردد.

نهم، روشهای مقابله دولت
پاسخ: روشهای مقابله دولت بر چند محور خواهد چرخید؟
وقت خریدن و فرسایش: مهمترین ابزار دولت خواهد بود که با سازمان دادن همکاری میان کارگران و تقویت بنیه مالی صف اعتراضی میتواند خنثی شود.
تهدید و دستگیری: هر مورد دستگیری باید با موج تازه ای از اعتراض و صندوق کمک مالی به خانواده دستگیر شده مواجه گردد. این تنها روش موثر علیه دستگیریها است.

دهم، نیازهای مالی
پاسخ: ایجاد آشپزخانه های عمومی در طول کمپین
کمک مالی از طرف دوستان و آشنایان و اقوام ساکن خارج کشور که مستقمیا برای خود کارگران ارسال میگردد.

علیه بیکاری
هشتم اسفند سال 1395
سند کمپین برای دانلود

http://a-bikari.com/No-koolber-kampejn.pd

!مژده  به کارگران در کردستان
طرح یک حرکت اعتراضی سراسری در کردستان
با یک تشریفات پر سر و صدا و ننگین اسفند ماه سال 1395 به یک نقطه عطف مهم در تاریخ طبقه کارگر در ایران و در کردستان تبدیل شد. در این تاریخ کولبری به کلکیسون مشاغل این کشور اضافه گردید. از این پس مردم زحمتکش اجازه خواهند داشت در مسیرهای تعیین شده از دل کوههای مرزی بار سنگین به دوش بکشند و صحنه گردان مصیبتی به اسم "تامین معیشت" گردند. علی یونسی معاون رئیس جمهور منت میگذارد که کولبران را از اتهام قاچاقچی گری خلاص خواهد کرد: مبارزه با قاچاق در این مناطق مرزی باید با قوت ادامه داشته باشد اما این به معنای منع حرفه کولبری در مناطق مرزی کردستان نیست و اتفاقا باید کولبرهایی که در چارچوب ضوابط دستگاههای اجرایی و مسوول استان، به این حرفه مشغول هستند مورد تشویق قرار بگیرند!
این فقط یونسی نیست که خواهان ارتقا کولبری به یک حرفه رسمی و تشویق آن در میان مردم زحمتکش است. استاندار کردستان در وعده دادن تسهیلات دولتی ولخرجی کرده و اعلام داشته است: در معابر مرزی جاهایی که تردد دشوار است، تلاش شده تا این مسیرها برای عبور کولبران صاف شود و به جای این که کالاها بر دوش کولبران حمل شود، آنها از چرخ‌دستی استفاده کنند.
همپالکی های دولت حاکم بر ایران رشک میبرند که چگونه میلیونها مردم زحمتکش را به بازی میگیرد، آنها را برای یک تکه نان خشک به کوههای صعب العبور حواله میدهد و در روز روشن خود را از هر گونه مسئولیتی معاف میدارد. جناب استاندار خود را حاکم کدام طویله میداند که باد به غبغب انداخته وعده بستن گاری به دست کم صد هزار نفر از شهروندان میدهد! مدیرکل اداره کار خود را گزمه کدامین یتیمخانه میداند که در یک استان با چهل درصد بیکاری با فقط سه هزار نفر مشمولین بیمه بیکاری به ریش نفس حیات در این جامعه رسما میخندد؟ میشود خواست یک نسخه از بودجه سالانه صرف شهروندان را منتشر کنند که همگان ببینند هزینه مردم بجز اهن و تلپ مقامات امنیتی و کشوری چه چیز را شامل میگردد؟ چرا بر اکسیژن هوا مالیات نمیبندند؟ باید مطمئن بود بزودی نوبت انتر چرخانی انجمن "صنفی کولبران" برای حق بار بیشتر از راه خواهد رسید!
به کل پرونده خفت آمیز کول بری باید فورا و یکپارچه خاتمه داد. این دست کارگران در کردستان را میبوسد.

طرح یک حرکت
کردستان: روزهای رهایی از کولبری و بردگی، وحدت برای بیمه بیکاری!

کارگران کردستان!
بخش پیشرو طبقه ما دویست سال پیش برای مهار زدن حرص وحشیانه سود سرمایه خواست بیمه بیکاری را به کرسی نشاندند. این مطالبه از آن جهت لازم بود که اجازه ندهند سرمایه هر بلایی را میخواهد سر کارگر بیاورد.
چه میشد اگر کارگران همه شهرهای کردستان، همزمان، ادارات کاریابی را در شهر خویش قرق میکردند ...
چه میشد اگر هزاران نفر، همه بیکاران شهر اداره کاریابی شهر و خیابانهاای انرا به اشغال درمیاوردند ...
چه میشد اگر تنها یک خواست مشترک "یا کار، یا بیمه بیکاری" تمام کارگران کردستان را متحد و همصدا میساخت ...
چه میشد اگر همه مردم شهر با کمیته های محلی و تامین ایاب و ذهاب و مواد خوراکی، با برپایی چادر و ایستگاههای امدادی مستقیما خواست کارگران را مورد حمایت قرار میدادند ...
بگذارید تنها خواست ما "یا کار، یا بیمه بیکاری" باشد!ً
بگذارید تنها فراخوان این اعتراضات "قرار ما هر روز در محل اداره کار" باشد!
بگذارید جمهوری اسلامی و وزیر کار و استاندار "زنده بمانند" تا ما هم به بیمه بیکاری برسیم!
بگذارید تمام شهر بر اثر اجتماعات شهر را به تعطیل بکشیم ...
بگذارید کارگران در این روزها با تعمیر مجانی منازل و سایر خدمات به مردم فقیر و سایر ابتکارات همبستگی بیشتر میان مردم شهر را دامن بزنند ...
کارگران کردستان میتوانند با در هم پیچیدن پرونده کولبری طلایه دار رهایی طبقه کارگر ایران از بردگی مشابه در معادن، قالی بافی ها و دست فروشی گردند.

علیه بیکاری
ششم اسفند 1395

با ما در تماس باشید

عضویت در خبرنامه سایت